All language subtitles for Absolution.2024.1080p.AMZN.WEB-DL.Digimovie (1)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫ارائه‌ شده توسط وب‌سایت دیجی موویز ‫© DigiMoviez.Com

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫تقریباً 9 یا 10 سالم بود

‫بابام مجبورم کرد...

‫با یه بچه‌ی بزرگ‌تر توی محله دعوا کنم

‫اون گفت من بی‌خایه‌ام

‫و اگه نمی‌خواستم ‫تمام عمرم بی‌خایه باشم،

‫باید اون بچه رو کتک می‌زدم

‫پس...

‫من اون بچه رو کتک زدم

‫زدم شل و پلش کردم

‫بابام بهم گفت بالأخره ‫شاید بی‌خایه نباشم

«آمرزش»

‫« ترجمه از حسین فلاح و سینا صداقت » ‫.:: SinCities & Hossein_Hidden ::.

چند روز دیگه قراره یه محموله از نیویورک برام بیاد

‫یه سفیدپوستِ خوش‌قیافه می‌خوام که به وقتش بره بگیره ببره تحویلش بده

‫چجور محموله‌ای؟

‫خیلی خب

ببین، باید بدونم قراره چه کوفتی بیاریم

‫نه، تو که قصد نداری مشخصاتِ محموله‌ام رو ازم بپرسی، مگه نه، داداش؟

‫قصد جسارت نداشتم

‫نه، نه، بهم نگو منظورت چی بود

شنیدم چه زری زدی

‫خیلی خب. باشه

‫شرمنده

‫حالا وقتی میای اینجا هوا برت نداره که آدمِ گُنده‌ای ازت حمایت می‌کنه

‫خودت می‌دونی باید چیکار کنی

‫یا کارو قبول می‌کنی یا نه

‫این رقم چطوره؟

‫درست به نظر میاد

‫یکی از این روزها اف‌بی‌آی...

‫اون عتیقه رو از کدوم گوری آوردی؟

بابام اون رو برام به ارث گذاشته

‫آدم رو یاد قدیم ندیم‌ها میندازه

حرفم می‌زنه؟

‫این یارو قدیم‌ها کله‌گنده بوده، داداش

‫گذشته‌ها گذشته، رفیق

‫یارو تاریخ مصرفش گذشته

‫یکی به این خوکِ خیکی بگه

‫که اگه زُل زدنش به من رو تموم نکنه،

‫مجبور میشم کتف‌هاش رو بشکنم

‫در زمانِ حال

وایسا، وایسا

‫سخت نگیر، داداش

‫این مردک هنوزم یکم جربزه داره، هان

‫ازش خوشم میاد

‫خب به توافق رسیدیم یا نه؟

‫قبوله

رفیق، واقعاً لازم نیست همچین حرف‌هایی بزنی

‫می‌دونی اون یاروها کی هستن؟

‫یکی باید یه چیزی می‌گفت

‫تا حالا ندیدم کسی ‫انقدر سریع حرفش رو پس بگیره

‫هی! اینجا رئیسِ لعنتی کیه؟

‫می‌خوای یه روزی رئیس باشی،

‫باید مثل یه رئیس رفتار کنی

‫واقعاً برای پیدا کردن مسیر خونه ‫به اون نیاز داری؟

‫نه، ولی سیستم مسیریابی‌ام

‫الگوریتم‌های الگوهای ترافیکی زنده داره

‫نمی‌تونی توی ماشین سیگار بکشی

‫الگوریتم‌ها... الگوریتم‌ها...

اون کوکائین تو رو به کشتن میده، می‌دونی؟

‫فکر می‌کنی من یه ابزارم، مگه نه؟

‫نه، بچه جون. ‫فکر نمی‌کنم تو ابزاری

‫فقط جَوون و خامی

‫بالأخره اومدی

‫خب، بچه سرِ قیمت خوبی ‫به توافق رسید؟

عه، قیمت مناسبی گرفت

‫پس، گند زد؟

‫منم وقتی هم‌سنِ اون بودم می‌ترسیدم، رئیس

‫می‌دونی، وقتی تونست مدرکِ دانشگاهش رو بگیره،

‫می‌خواستم بره دانشکده‌ی حقوق

‫خودش ایده‌های دیگه‌ای داشت

‫می‌خواد مثل تو گردن کلفت باشه

‫می‌دونی، خودش این معامله رو ترتیب داد

‫سعی داره به همه ثابت کنه ‫که تصمیم‌گیرنده‌ست

‫نظرت چیه؟

‫این به من مربوط نمیشه

‫مطمئن نیستم هیچوقت آماده بشه، می‌دونی؟

‫اون مثل من و تو استعداد این کارها رو نداره

‫اون فقط یکم وقت لازم داره، آقای...

‫دوباره اسمِ کوفتی‌ام رو فراموش کردی؟

‫اسمِ کوفتی‌ام رو فراموش کردی؟

‫من...

‫تازگی‌ها نمی‌تونم خوب بخوابم،

‫یکم سردرد می‌گیرم

‫خیلی خب

‫فقط مطمئن شو بچه ‫بگایی به بار نیاره

[نام رئیس: چارلی کانر]

سلام، بالأخره اومدی

‫درست سرِ وقت رسیدی

‫دوباره اجاره‌ات عقب افتاده؟

‫چیزی داری یا نه؟

‫یه بچه‌ی کله‌داغ دارم که ‫یکم مشت‌زنی لازم داره

‫نیازی به اون لعنتی ندارم

‫خوبی؟

‫آره. آره، آره. خوبم

نظرت در مورد این ایرلندیه چیه؟

‫آره، مُشت‌زنی بلده،

‫استعدادش رو داره

‫یکم ورّاجه

‫یه چیزی رو یادت نرفت؟

‫اوه

‫هی

‫تیلدا میگه فقط تک شات برات بریزم

‫و سه پیک بیشتر بهت مشروب ندم

‫من که تیلدا رو نمی‌بینم. ‫تو می‌بینی؟

‫نمی‌تونی یه خانم رو اینجوری لمس کنی

‫جنده‌ی دیوونه!

‫به کی میگی جنده‌ی دیوونه؟

‫نمی‌تونی با یه خانم اینجوری حرف بزنی!

‫- مگه بهت چی گفتم... ‫- برام مهم نیست...

‫- داری می‌رینی تو اعصابم ‫- کونِ لقت بابا. می‌کشمت!

‫- کونت رو پاره می‌کنم، لاشی! ‫- تو کونم رو پاره می‌کنی؟!

‫آره، مردکِ بی‌خایه

‫عقلت رو از دست دادی؟

‫- نه ‫- لعنتی، گازم گرفتی!

‫هی!

‫- می‌دونی وقتی اعصابم بهم بریزه چی میشه ‫- هی

‫وگرنه چی؟

‫- می‌خوای بهت دست بزنم؟ ‫- هی

‫کونِ لقت

‫بیخیال، رفیق. ببریدش بیرون

‫چی گفتی؟

‫گفتم ببریدش بیرون

‫گُم شو، بابا. برگرد مشروبت رو بخور...

‫هی، کشتیش!

‫اون نمرده

‫فقط احمقه

‫هی!

‫هی، عوضی!

‫ببین خانم، من دنبال دردسر نیستم

‫زدی دوست پسرم رو ناکار کردی ‫بعد میگی دنبال دردسر نیستی

‫حقش بود

‫خیلی خب

‫شاید اون حقش بود

‫کی قراره من رو برسونه خونه؟

‫آروم باش، عزیزم، آروم باش!

‫آروم باش...

‫لازم نیست انقدر خشن باشی

‫به زودی به اونجا می‌رسیم

‫قول میدم

‫آروم باش!

‫آروم

‫آروم

‫آروم

‫آروم

‫اینجا چطوری می‌خوابی؟

‫از سر و صدا خوشم میاد

‫آخه اون مرد مست ‫هر شب داد می‌زنه،

‫پس واسم مثل موسیقی می‌مونه

‫از سکوت متنفرم

‫توی بار متوجهش شدم

‫سکوت من رو یاد خونه میندازه

منظورت از خونه کجاست؟

‫ولزلی

‫ولزلی؟ واقعاً؟

محله‌ی خوبش

‫یه خونه‌ی بزرگ توی کلیف رود

‫و من دخترِ خیلی خوبی بودم

‫واقعاً؟

‫چه اتفاقی برات افتاد؟

‫خدایا روحم رو نجات بده!

‫لری، خفه خون بگیر! ‫مهمون دارم

‫تبریک میگم، شبِ خوبی داشته باشی

‫می‌بینی، توی ولزلی نمی‌تونستم این کارو بکنم

‫گمونم نه

‫بیخیال

‫چیه؟

‫لوپه؟

‫آره؟

‫این اسمِ منه

‫شوخی می‌کنی

‫خب، یعنی، اسمِ واقعی‌ام نیست،

‫اسمِ مستعارمه

‫راستش، حتی اسمِ واقعی‌ام هم نیست

‫وقتی توی مدرسه بودم،

‫لوپی صدام می‌کردن ‫چون خیلی دیوونه بودم

‫پس یه جورایی نزدیک بود، درسته؟

‫این خیلی خفنه، اینطور نیست؟

‫آره، حتماً کارِ سرنوشته

‫خب اون کیه؟

‫اوه، یه جنده

‫این اصلاً قشنگ نیست

‫گوش کن، اون ازم ده دلار گرفت،

‫پس نمی‌دونم چه اسمِ دیگه‌ای روش میذاری

‫فکر می‌کردم عاشق شدم

‫اسمش رو روی دستم خالکوبی کردم،

‫برگشتم نشونش بدم...

‫داشت به دوتا از رفقام کُس می‌داد

‫همه چی همون‌جا تموم شد

‫به نظرم که این خیلی رومانتیکه

‫بله، رئیس؟

‫می‌خوام بری مطب دکتر گروبر

‫و یه چیزی رو برام تحویل بگیری

‫آهان

‫آدرس رو یادته، درسته؟

‫البته که یادمه

‫اونا اصلِ جنسن. 30 میلی‌گرم

[اکسی‌کدون - 30 میلی‌گرم]

‫درِ همه‌شون پلمپه

‫دفعه‌ی پیش هم همین رو گفتی

آقا جان، اونا پلمپ بودن

‫هر دستکاری که اتفاق افتاده ‫توی محل بسته بندی بوده

‫وقتی این جنس‌ها رو می‌فروشی ‫باید مسئولیتش رو قبول کنی، دکتر

‫- اگه توی این محموله ظرف خالی باشه... ‫- باشه، باشه، می‌فهمم

‫بابتِ هر کدوم 15 دلار می‌گیرم

‫باشه، مرد

‫12 دلار

‫واسه این مسخره بازی وقت ندارم، دکتر

‫باشه. ده دلار

‫بذار یه چیزی ازت بپرسم

‫من تازگی‌ها مشکل حافظه پیدا کردم

‫مثلاً چی؟

‫اسم‌ها و آدرس‌ها رو یادم میره

‫از این چیزها

‫چقدر بده؟

‫امروز صبح چند دقیقه ‫یادم رفت کجا زندگی می‌کنم

‫اولین بارم نیست

‫این خوب نیست. اصلاً خوب نیست

‫باید بری پیش یه دکتر متخصص

‫بعد از ظهر بخیر

‫سلام

‫خیلی خب

‫شما چیزی در مورد سی‌تی‌ای شنیدید؟

‫مخففِ انسفالوپاتی مزمن جراحتی‌ـه

‫خیلی از بازیکنان فوتبال ‫و بوکسورها دچارش میشن

‫در اثرِ برخورد ضربات زیاد به سر

‫سندرم مُشت‌خوردگی

‫قدیم‌ها به این اسم معروف بود

در طول عمرتون ضرباتِ زیادی به سرتون وارد شده؟

‫میشه گفت

از چه سنی شروع شدن؟

‫نمی‌دونم

‫اولی احتمالاً حوالی 6 یا 7 سالگی بود

‫شایدم کوچیک‌تر بودم

‫خب، این اتفاق توی خونه افتاد؟

‫فقط بهم بگو مرضم چیه

‫و برای بهتر شدن باید چی مصرف کنم

‫این بیماری درمانی نداره

‫دارو نداره

‫و این یه مورد خیلی پیشرفته‌ست

‫شما...

‫کسی رو دارید؟

زن؟

‫بچه؟

‫نه، نمی‌دونم

‫چندتا بچه دارم. چطور؟

‫در طول چند سال آینده،

‫می‌تونید انتظار وخامتِ قابل توجه ‫وضعیتتون رو داشته باشید

‫در نهایت نمی‌تونید از خودتون مراقبت کنید

‫کُس‌شعره

‫می‌دونم سخته...

‫گوش کن، تو من رو نمی‌شناسی

‫فقط بهم بگو چقدر وقت دارم

‫تا وقتی که از پا بیفتید؟ ‫نمی‌تونم این رو پیش‌بینی کنم

‫فقط بهم بگو چقدر وقت دارم؟

‫نمی‌دونم

‫حداکثر چند سال

‫ممکنه زودترم باشه

‫- الو؟ ‫- الو، دیزی

‫بابا؟

‫مشکلی پیش اومده؟

‫نه

‫کسی مُرده یا چی؟

‫فقط می‌خواستم یه سلامی بهت بکنم

‫مستی؟

‫نه!

‫پس چی از جونم می‌خوای؟

‫می‌تونم بیام و ببینمت؟

‫عه، به هیچ وجه

‫خیلی خب

‫قصد نداشتم مزاحمت شم

‫نه، نمی‌خوام ببینمت

‫ما هیچ حرفی باهم نداریم

‫من الان زندگیِ نسبتاً خوبی دارم

‫و نمی‌خوام تو یا هرکسِ دیگه

‫برام خرابش کنه

‫اوهوم...

‫خیلی خب

‫خبری از...

‫پسرم نداری؟

‫پسرت؟ منظورت کالینه؟

‫آره، آره، آره. کالین

‫شماره‌اش رو داری؟

‫می‌خوام برم ببینمش

‫کالین مُرده

‫چی؟

‫کِی؟

‫تقریباً دو سال پیش

‫ولی...

‫چی...

‫چرا هیچکس بهم نگفت؟

‫چرا باید می‌گفتن، بابا؟

‫تو حتی اسمش رو هم یادت نمیاد

‫کجا دفن شده؟

‫کالین، کالین...

‫کالین...

‫کالین، کالین...

‫کُس‌خلِ احمق

‫کالین...

‫[کالین موپیا] ‫[پسرِ محبوب]

‫باید از این خراب شده بهتر مراقبت کنی

[فروشی]

‫فکر کردم بهت گفتم نیا

‫فقط می‌خواستم ببینمت

‫باشه. خب، من رو دیدی

‫حالا می‌تونی گورت رو گُم کنی، بابا

‫ببخشید

‫باورنکردنیه

‫و تو و خانواده‌ات رو به شام دعوت کنم

‫و چرا باید بخوام این کارو بکنم؟

‫سلام، عزیزم

‫من بابابزرگت هستم

‫برگرد تو ببینم

‫چرا... چرا داری خونه رو می‌فروشی؟

‫واقعاً فکر می‌کنی پول دارم خونه بخرم؟

‫اجاره‌اش کردم

‫صاحبش مُرد

‫و بچه‌هاش دارن خونه‌شون رو می‌فروشن

‫کار می‌کنی؟

‫می‌رقصم

‫رقصِ لختی؟

‫نه پس، عضو گروه رقصِ باله‌ی بولشوی شدم

‫سلام، سلام

‫- سلام، مامان! ‫- سلام

‫عه...

‫این پدربزرگته

‫سلام

‫خب، تو بوکسوری؟

‫بودم

‫واسه دورچستر بازی می‌کنی؟

‫نیوتن

‫نیوتن؟ اونا تیم فوتبال دارن؟

‫اون به پسرِ مربی دورچستر مُشت زد،

‫و از تیم بیرونش کردن

‫این خنده‌دار نیست

‫من حتی نمی‌خوام فوتبال بازی کنه

‫باید بری خودت رو تمیز کنی

‫بوی عرقت از یه کیلومتری میاد

‫- این رو بو کن! ‫- خدافظ

‫چیه، یهو به مسیح ایمان آوردی یا چی؟

‫فقط می‌خوام توضیح بدم...

‫تو درک نمی‌کنی...

‫نه، مشکل همینه

‫من درک می‌کنم

‫تو باهامون مثل یه عوضی رفتار کردی

‫همونطور که باباهای بچه‌هام عوضی‌ان

‫همونطور که بابای تو عوضی بود

‫و بابای اون و همینطور قبل از اون

‫تا اون مرد غارنشینِ عوضی ‫که تخمِ همه‌تون رو کاشت

‫این یه نفرین خانوادگیه

‫نفرینِ پدر عوضی

‫به شامی که گفتم فکر کن، خب؟

‫باشه

‫بهش فکر کردم

‫گُم شو

‫بابا؟

‫آره

‫فکر می‌کردم مُردی

‫نه

‫اینطور نیست

‫هنوز عصبانی هستی؟

‫نه

‫دیگه عصبانی نیستم، پسرم

‫قراره ماهی‌گیری کنیم؟

‫نه

‫کجا می‌ریم؟

‫می‌بینی

‫من خشکی نمی‌بینم

‫از سواری لذت ببر. ‫به زودی به خشکی می‌رسیم

‫قول میدی؟

‫قول میدم

‫اون صدای چیه؟

‫یه گیتاره

‫توی موتوره

‫هی!

هی، راه گُم کردی؟

‫بیا بالا

‫آره، تو مردی هستی که پدر و مادرمون ‫در موردش بهمون هشدار داده بودن

‫- ببین حالا به چه روزی افتادی ‫- اوهوم

‫خب کارت چیه؟

‫گانگستری چیزی هستی؟

‫ها؟ گانگستری؟

‫تو بدون حد و مرز به دنیا اومدی،

‫یا این چیزیه که باید ‫برای کسبش تلاش کنی؟

‫حالا هرچی

‫نه. کل زندگی توی یه مشت سوتی خلاصه میشه

‫"سوتی"؟

‫خب، می‌دونی...

‫می‌دونی، منظورم از سوتی...

‫یه سری کُس‌شعر ضعیفه

‫زندگی ضعیف نیست

‫زندگی تخمی تخیلیه

‫ولی قطعاً یه مشت سوتی نیست

‫وای

‫خیلی عمیق بود!

‫احساس می‌کنم باید بدوم. ‫بیا مسابقه بدیم!

‫- یالا، بیا مسابقه بدیم! ‫- نه

‫خیلی خب، زانوم گرفت، زانوم گرفت

‫چطوره به عقب مسابقه بدیم؟

‫- این که بدتره ‫- چی؟

‫- بدتره ‫- یالا! یالا!

‫بس کن، مردم نگاه می‌کنن

‫مردم نگاه می‌کنن

‫مردم تحت هر شرایطی ‫نگاه می‌کنن، خب. یالا!

‫برام یه آبجو می‌خوری؟

‫اگه برام یه آبجو بخری ‫کاری می‌کنم نگاه نکنن

‫یالا، گانگستر، سوتی!

‫هی، اون مردکِ مست ‫که داد می‌زنه کجاست؟

‫الان براش خیلی زوده

‫آخرِ شب پیداش میشه

‫این فرورفتگی‌ها روی خالکوبی‌هات چین؟

‫جای زخم

‫سوختگی‌های سیگار

یه جوری باید با تلخی‌های زندگی کنار اومد

‫کی این کارو باهات کرد؟

‫یه عوضی

‫نمی‌خوام در موردش حرف بزنم

‫می‌بینم که تو هم زخم‌هایی داری

‫آره، خب، کیه که نداشته باشه؟

‫چجوری این زخم‌ها رو خوردی؟

‫کارِ یه عوضی بود

‫کجا میری؟

‫باید برم نیویورک

‫بوسِ خداحافظی بهم نمیدی؟

‫نه

‫واسش وقت ندارم

‫عجب چرب‌زبونی هستی

‫هی

‫هی، مگه کَری؟

‫چی؟

‫پرسیدم چقدر دیگه ‫توی بزرگراه آی-90 بمونم؟

‫چرا از اون الگوریتمت استفاده نمی‌کنی؟

‫آره، خیلی بامزه بود، عقل کل

‫گفتی هزار بار اومدی نیویورک

‫خب، بهترین راه واسه رفتن به اونجا کدومه؟

‫یادت رفته؟

‫نه

‫یالا. از اسباب‌بازیت استفاده کن

‫آره، فکر کنم مسیرش رو یادت رفته

‫کُس‌شعر نگو

‫گفتن گوشه‌ی شمال شرقی

‫کجا پارک کنم؟

‫یه دور بزن

‫دنبال چی می‌گردی؟

‫هر چیزی که مشکوک به نظر میاد

‫به رانندگی ادامه بده

‫یواش‌تر. یواش‌تر...

اون کامیونِ ماست؟

‫آره

‫- توی بوستون می‌بینمت ‫- هی، نه، نه، نه

‫منم باهات میام

‫نه، راه نداره

‫خدایا، تو چه مرگته؟

‫بابا میگه می‌خواد کارو یاد بگیرم

‫از سر تا ته. یادته؟

‫واست خبر دارم

‫این کار کلاً توی ته انجام میشه

‫می‌خوام بدونم چی پشتِ ماشینه

‫نه، نمی‌خوای

‫توی همچین کارهایی، ‫باید یاد بگیری نگاه نکنی

‫فقط کارت رو بکن. ‫شتر دیدی، ندیدی

‫پلیس‌ها

‫لعنتی

‫فقط خونسرد باش

‫ریدم توش!

‫لعنتی، لعنتی، لعنتی!

‫یه لطفی بهم بکن و برو زیر صندلی

‫چی؟

‫- برو زیر صندلی ‫- چرا؟

‫وقتی این یارو از کنارمون می‌گذره،

‫قراره حسابی توی ماشین رو برانداز کنه

‫نمی‌خوام تو رو ببینه ‫که می‌رینی به خودت

‫من آرومم

‫- من آرومم ‫- آروم نیستی

‫یه لطفی بهم بکن، برو پایین

‫- لعنتی! ‫- برو پایین لعنتی...

‫نه، من نمیرم پایین

‫هی، نکن

‫برو پایین ببینم، برو پایین!

‫بذار بیام بالا!

‫برو پایین و اونجا بمون، ‫اون پایین بمون

‫اونجا بمون

‫این کُس‌شعر محضه، مرد

‫به بابا میگم الان باهام چیکار کردی

‫منظورت اینه که نجاتت دادم؟

‫دارم از بی‌احترامی‌هایی که ‫بهم می‌کنی خسته میشم

‫احترام رو مُفت و مجانی نمیدن، پسرم

‫باید کسبش کنی

‫و می‌دونم پیش بابام ازم بد میگی

‫سعی داری مانع پیشرفتم بشی

کوکائین داره کج‌خیال و شکّاکت می‌کنه

‫پیرمرد دایناسور تشریف آورد

‫هی، خوکِ خیکی، ‫اینا رو کجا ببرم؟

‫ببرش پشتِ ساختمون، پارک ژوراسیک

‫به چی پوزخند می‌زنی؟

‫چیکار می‌کنی؟ پیاده نشو

‫اون یاروها نمی‌خوان ببینیم ‫چی اون پشته

‫از اون یارو می‌ترسی؟

‫فقط منتظر بمون

‫بگیرش! یالا!

‫پشمام

‫پاهات رو می‌شکنم!

‫بس کن!

‫کمک. خواهش می‌کنم کمکم کن

‫نه! من می‌خوام برم!

‫بیا پایین!

‫بیا پایین!

‫نه!

‫نه!

‫اون آشغال رو برگردون!

‫می‌خوام برم!

‫خفه خون بگیر!

‫کمک!

‫- خفه خون بگیر! ‫- کمک!

‫خفه شو!

‫نه! نه!

‫خیلی خب، برو ببینم، شماره چهار!

‫برو. تو می‌تونی!

‫یالا، دره! ‫بزن کله‌پاش کن!

‫یالا، دره

‫از روی زمین پاشو

‫یالا، تمرکز کن!

‫یالا. تو می‌تونی. ‫خیلی خب، خیلی خب

‫- آفرین! آفرین! ‫- بزنش، بزنش!

‫که از فوتبال بازی کردنش ‫خوشت نمیاد، هان؟

‫اجازه هست؟

راحت باش

‫خدایا، اون افتضاح بازی می‌کنه

‫یالا!

‫یکی رو بزن!

‫لطفاً بهم بگو که اون آبجو نیست

‫برو! برو! آره، دره!

‫آفرین پسرم!

‫آره! آره!

‫- تاچ‌داون! ‫- تاچ‌داون!

‫خیلی خب، دوباره انجامش بده!

‫خیلی خب، ببخشید، ‫بازیکنِ کوچولوی پتریوتس من کجاست؟

‫بیا بغلم ببینم. خدای من

‫تو خیلی خوبی

‫خیلی بهت افتخار می‌کنم

‫- ممنون، مامان ‫- آره، خیلی خب

‫باید بریم دنبال کیتی

‫توی زمین خوب بازی می‌کردی

‫عه. بدک نبودم

‫یه چیزی واست آوردم

‫این قرقره‌ی قدیمی منه

‫فلوگره

‫برای ماهی‌گیری سنگین ‫توی دریای عمیق نیست، ولی...

‫برای چیزی که لازم داری خوبه

‫- ولی... من ماهی‌گیری نمی‌کنم ‫- مهم نیست

الان باید چی بگی؟

‫خب، ممنون

‫خیلی خب، باید بریم دنبال کیتی

‫ولی گفتی می‌تونم بمونم

‫و با دوست‌هام بازیِ بعدی رو ببینم

‫من گفتم؟ باشه. ‫فقط تا شام بیا خونه

‫- باشه، خدافظ، مامان ‫- باشه. خدافظ، دوستت دارم

‫مگه دادگاه حکم نداده ‫نمی‌تونی وارد پارک‌ها بشی؟

‫سخت نگیر

‫هی، دره!

‫اینجایی

‫- می‌خوام با دوست‌هام برم ‫- تو با من میری خونه

‫- صبر کن... ‫- به مامانت قول دادم

‫یالا

‫یه سؤالی ازت دارم

‫چرا به پسرِ اون مربی مُشت زدی؟

‫اون بهم زخم زبون زد

‫یه وقتایی باید نشنیده بگیری

‫مامان میگه قبلاً افتادی زندان

‫بابت چی بوده؟

‫نشنیده نگرفتن

‫انقدر تو زندگیـم کارهای ‫احمقانه کردم

‫که باورت نمیشه

‫هنوزم کارای احمقانه می‌کنـی؟

‫مامان میگه احتمالاً هنوزم همینطوری

‫دیگه مامانـت چی گفته؟

‫که تو...

‫که خانواده‌ات رو ول کردی

‫حقیقت داره؟

‫بوکس چطوری بود؟

‫اینجا چیکار می‌کنـی؟

‫آخر ماه که نیست

‫این نوه‌ام هست

‫آوردم یه نگاه به اینجا بندازه

‫می‌خوای مثل پدربزرگـت یه بوکسر بشی؟

‫اهمم... ‫واقعاً نمی‌دونم

‫هی

‫اون قدیمـا اگه این حاجی‌مون

‫یه مشت حواله‌ات می‌کرد

‫جد و آبادت هم حسـش می‌کردن

‫فکر می‌کنی شوخی می‌کنـم؟

‫فکر کن خونه خودتـه، بچه جون

‫هی. ‫این دوتا رو نگاه کن.

‫کدوم یکی بهتره؟

‫به نظرم که جفت‌شون خوبـن

‫رقص پاشون رو نگاه کن. ‫فقط رقص پاشون رو.

‫سمت راستیـه قدرت بیشتری داره

‫اما دختره رو نگاه کن

‫از پنج زاویه مختلف بهش حمله می‌کنـه

‫تکون‌ خوردنـش، چسبیدن به حریف، ‫از دستـش فرار کردن

‫می‌بینی منظورم چیـه؟

‫آروم، کنترل شده، سریع

‫خب، حالا مشت بزن. ‫دوتا به چپ. چپ!

‫راست

‫ثابت واینستا

‫اگه ثابت وایسی می‌زنمت

‫چپ، راست

‫چپ، راست. ‫خودشـه.

‫ثابت واینستا. ‫ثابت واینستا، خودشـه.

‫برگرد همینجا. ‫ادامه بده.

‫ماشالله

‫حالا شد

‫این کاره‌ای بچه جون

‫هی

‫به مامانـت نگو بردمـت باشگاه

‫ازش می‌ترسی؟

‫آره بدجوری

‫منم همینطور

‫[با انسفالوپاتی مزمن جراحتی به زندگیـت برس]

‫آبـش واقعاً سرده

‫روی سطحـش آره

‫اما توی عمقـش نه

‫رفتی توی عمقـش؟

‫معلومه رفتم

‫اونجا جایی هست که آدم‌هایی ‫مثل ما بهش تعلق دارن؟

‫آره

‫کمکـم کن، کمکـم کن!

‫فقط بهش فکر نکن

‫هی!

‫فقط بهش فکر نکن

‫همونطور که یادت یادم

‫یه سمت دیگه رو نگاه کن

‫و از موسیقی لذت ببر

‫قبلاً همیشه یکشنبه‌ها می‌بردتـم ماهیگیری

‫هر یکشنبه‌ی خدا

‫فقط خودم و خودش

‫اگه اون باهام نبود، اجازه نداشتم

‫پام رو هم توی قایق بذارم

‫یه شب شنبه‌ای دستگیر شد

‫و تا دوشنبه‌اش نتونستیم پولـش رو جور کنیم ‫تا به قید ضمانت آزادش کنیم

‫واسه همین به خودم گفتم ‫قایق رو می‌برم روی آب

‫و اونـم هیچ وقت نمی‌فهمـه

‫فهمید

‫دیگه هیچ وقت نبردتـم ماهیگیری

‫اون تنها کاری بود که دوست داشتیم ‫با هم انجامـش بدیم

‫و ازم گرفتـش تا مجازاتـم کنـه

‫منتظر هدیه‌ها هستم

‫داره یه چیزایی میشه

‫ژوراسیک پارک!

‫یکشنبه اومدی اینجا چیکار؟

‫چندتا دختر اینجا داری، درسته؟

‫گفتم شاید بتونم یه نگاه ‫بهشون بندازم

‫عجب دایناسور پیر شیطونی هستی، داش!

‫اگه خواستی ویاگرا هم داریم

‫بیا بریم پیرمرد

‫هی

‫باید یه تشکر ازت بکنم پیرمرد

‫محصول خوبی بهمون تحویل دادی

‫خیلی خب!

‫خانم‌های دوست داشتنی

‫بهم لبخند بزنید

‫هی، زود باش دیگه. ‫لبخند بزن.

‫لبخند

‫اوه!

‫دردسر، بیا

‫اون مورد علاقه‌ام هست

‫اگه دردسر دوست داری، این بدردت می‌خوره

‫لبخند بزن

‫لبخند بزن قشنگ

‫راه بیوفت! ‫لبخند.

‫نه، نه، نه

‫نمی‌دونم...

‫نمی‌دونم چرا اینجام

‫توی آمریکا خانواده‌ای داری؟

‫خانواده؟

‫می‌خوای بهشون زنگ بزنـم؟

‫الانـشم خبر دارن

‫خبر دارن؟

‫دیگو پول می‌خواد...

‫چقد؟

‫بیست هزارتا

‫بیست هزارتا بگیرن ولـت می‌کنـن؟

‫بعدش آزاد میشم

‫لعنت

‫نمی‌تونـم بهت کمک کنـم

‫نمی‌تونم بهت کمک کنـم

‫شرمنده‌ام

‫بله؟

‫خب. کشیش می‌تونه بعد از ‫عشای ربانی ببینتـت.

‫فهمیدم

‫کل پول رو بگیر، خب؟ ‫بهونه هم نداریم

‫هی، پدر. ‫عجله برای چیه؟

‫احمق خر

‫من...

‫نمی‌دونم چه فکری با خودم کردم

‫همه‌اش هست. ‫بیست هزارتا.

‫نمی‌خوام بدونـم از کجا جورش کردی

‫این یه ماه دیگه برات وقت می‌خره

‫هی پدر، هنوزم هم میشه ‫پیشـت اعتراف کرد؟

‫همچین وقتی ندارم

‫ماه آینده می‌بینمـت

‫لعنتی!

‫به یه کشیش تیر زدم

‫طرفی که دنبالـشیم کو؟

‫حتماً هنوزم توی کامیونـه

‫تو دیگه کدوم خری هستی؟ ‫می‌شناسمـت؟

‫کی اجیرت کرده؟

‫کس ننـت

‫در هر صورت می‌کُشیـم

‫بذار بهت بگم قراره چه اتفاقی بیوفته

‫تا چند دقیقه دیگه می‌میری

‫بعدش من خونه‌ات رو پیدا می‌کنـم

‫حدس می‌زنم یکی رو اونجا پیدا می‌کنـم

‫شاید دوست دخترت

یه مادرجنده‌ی گولاخـه

‫یه عنکبوت گنده روی گردنـش تتو زده

‫گفته بود که کشتنـت سخته

‫به نظرت که نیومده بودن

‫بیست هزار دلار رو بگیرن، نه؟

‫طرف همچین چیزی بهم نگفت

‫به کسی پولی بدهکاری؟

‫نه اونقدری که ارزش این کارا ‫رو داشته باشه

‫انتقام؟

‫حالا شد یه لیست بلند بالا

‫خب پس اینا کی بودن؟

‫فقط چندتا آماتور کوفتی

‫می‌دونی، کم کم دارم یخورده نگرانـت میشم

‫الانـم نگرانـی؟

‫دست خوش

‫[تتوی عنکبوت]

‫هی!

‫آهای، چخبر رفیق؟

‫نباید اینجا باشی

‫اوه جدی، چرا نه؟

‫فقط برو خونه

‫خب چرا کنار خونه‌ات پارک نمی‌کنـی؟

‫حریم خصوصیـم رو دوست دارم

‫این همه راه اومدم که ببینمـت

‫حالا اینطوری بهم خوش آمد میگی؟

‫اصلاً از کجا فهمیدی کجا زندگی می‌کنـم؟

‫اون روز یه نگاهی به کیف پولـت انداختـم

‫می‌دونم، حالا که گفتمـش ‫یخورده عجیب به نظر می‌رسه، نه؟

‫بیخیال!

‫چه جای قشنگـی

‫یه خونۀ اجاره‌ای مزخرفـه

‫اینجا هیچ کاری نمیشه کرد

‫می‌تونیم تلویزیون تماشا کنیم؟

‫کار نمی‌کنـه

‫موزیک چطوره؟

‫موزیکی ندارم

‫همه موزیک دارن

‫من ندارم

‫اونا مال من نیستن

‫خیلی خب، ما خودمـن

‫متوجه مشکل حافظه‌ام شدی؟

‫آره

‫اما فکر می‌کردم الکلی هستی

‫هستم

‫تپه نریده ندارم

‫اینجا واقعاً ساکتـه

‫اون پسرم که بهت گفتم رو یادتـه؟

‫همون که مُرده؟

‫آره

‫روی هروئین اوردوز کرده

‫متاسفم

‫گی بوده

‫این اذیتـت می‌کنـه؟

‫نمی‌دونم

‫فکر کنم آره

‫اگه موقعی که داشت بزرگ میشد

‫بیشتر کنارش می‌بودم

‫شاید شرایط تغییر می‌کرد

‫فکر می‌کنی خیلی مردی

‫بعد این به اونـم سرایت می‌کرد؟

‫قضیه اینطوری نیست

‫قضیه تو و من ته خوشی نداره

‫خودتـم می‌دونـی، مگه نه؟

‫آره، ما مثل اون صحنه توی فیلم‌ها هستیم

‫که گازوئیل...

‫یواش یواش

‫میره سمت شعله‌ها

‫دیر یا زود...

‫اما نه امشب

‫هی

‫منم

‫آره، می‌دونم

‫داری چیکار می‌کنـی؟

‫گیتار زدن اون یارو رو ‫گوش می‌کنـم

‫کدوم گیتار؟

‫داشت می‌زد. ‫نشنیدی؟

‫نه

‫داری صداهایی می‌شنوی

‫جمعه شب دارم دخترم و بچه‌هاش رو

‫برای شام می‌برم بیرون

‫می‌خوام توام باهام بیای

‫مطمئنـی؟

‫آره. مطمئنـم.

‫خوشتیپ شدی

‫یه نوشیدنی می‌خوام

‫"ممنونـم، توام قشنگ شدی"

‫هی! میشه یه نوشیدنی بیارید؟

‫البته

‫- ویسکی بوربن دوبل، با یخ ‫- چه نوعی؟

‫ارزونـش

‫و برای بانو؟

‫فقط یه لیوان آب، لطفاً

‫آروم باش سلی، میان

‫همه‌چی مرتبـه. یالا.

‫نمیان

‫نمیان

‫شاید آدرس اشتباه بهشون دادم

‫لعنتی، حتماً آدرس اشتباهی بهشون دادم

‫شرمنده، حقیقتـش

‫نمی‌تونم بیشتر این میز ‫رو نگه دارم

‫گمشو بابا!

‫جان؟

‫گفتم گمشو!

‫کی میگه "حقیقتـش نمی‌تونم"؟

‫هیچکس اینطوری حرف نمی‌زنـه

‫میشه با مدیرمون صحبت کنید؟

‫نه، نه، نه، نه. این... ‫لازم نیست.

‫- آره ‫- نه!

‫- آروم ‫- نه، نه!

‫هی، هی، آروم

‫به چی نگاه می‌کنید؟

‫باکلاس‌های مادرجنده!

‫- خیلی خب ‫- قرار بود...

‫هی، هی، هی!

‫- بیا بریم فقط... ‫- اون کسی که

‫قرار بود ببینیمـش کو؟

‫دیزی؟

‫- دیزی؟ ‫- آره

‫پس کالین چی؟

‫کالین نتونست خودش رو برسونـه

‫دیزی؟

‫آره، دخترت

‫دخترم نمیاد، میاد؟

‫نه، فکر نکنم بتونـه...

‫آدرس اشتباهی بهش دادم...

‫چی.. چی... ‫د... د... د...

‫دخترم نمیاد، نه؟

‫نه، نمیاد

‫اسمـش چیـه؟

‫اسم دخترت دیزی هست، عزیزم

‫داره چه اتفاقی می‌افته؟

‫چرا بهم نگفتی مریضی؟

‫بهش گفتی؟

‫آره. دیشب بهش زنگ زدم.

‫یعنی، چون دیدم که خیلی ناراحتی

‫بهش گفتی؟

‫- هی! ‫- آره، باید بدونـه

‫از خونه من برو بیرون

‫پدر، بس کن. ‫منظوری نداشته.

‫برو بیرون یا پرتـت می‌کنـم بیرون

‫جنده‌ی عوضی!

‫بس کن دیگه!

‫می‌خوای منو بزنی؟

‫می‌خوای منو بزنی؟

‫خیلی خب

‫خیلی خب، بزن

‫بزن مرتیکه ترسو. ‫می‌دونم دلـت می‌خواد

‫دری، برگرد تو ماشین

‫دری! خواهش می‌کنم! ‫همین حالا برگرد تو ماشین!

‫برو دیگه!

‫نمی‌خواستـم بدونـی

‫خیلی خب

‫سزاوارش نبود

‫لعنتی

‫چرا دیشب نیومدی به قرار شام؟

‫کسی داره این رو میگه که رفت ‫و هیچ وقت برنگشت

‫برو بابا

‫باید برم وسیله‌هام رو جمع کنم

‫چون باید دو روزه تخلیه کنیم

‫کجا می‌رید؟

‫یکاریـش می‌کنم

‫کاری از دست من بر میاد؟

‫می‌تونم از خودم مراقبـت کنم

‫می‌خوای درمان رو شروع کنـی؟

‫نمی‌دونم

‫خب رفتی دکتر؟

‫رفتم. ‫زنیکه گفت نمی‌تونـه کمکـم کنـه.

‫ای خدا

‫هی

‫می‌خوای کمک کنـم یه دکتر ‫جدید پیدا کنی؟

‫چرا باید همچین کاری بکنـی؟

‫خب اگه کمکـم رو خواستی، خبرم کن

‫زندگی خیلی تخمیـه، نه؟

‫اسمـش چی بود؟

‫اسم کوفتیـش چیـه؟

‫لعنتی

‫آره

‫شاید پسرم...

‫اون مُرده...

‫آره، یه مرد گنده بود...

‫مرد، مرد...

‫تتو، تتو...

‫مرد گنده، تتو...

‫مرد گنده، تتو...

‫روی گردنـش

‫به خاطرش نمیارم

‫ای احمق! ‫احمق تخمی

‫گور بابات، مرد گنده

‫گور بابات. ‫تتو!

‫تتو! گور بابات! ‫گور بابات!

‫گور بابات!

‫گور بابات، بابات، بابات!

‫قطار بسته بندی داره میاد!

‫ممنون. ‫بازم بیار.

‫قطار داره ایستگاه رو ترک می‌کنـه

‫چیـه؟

‫باید با دری صحبت کنـم

‫خیلی خب

‫سلام

‫میشه صحبت کنیم؟

‫دری، من...

‫سختـه

‫زندگی، زندگی... ‫زندگی سختـه.

‫من...

‫من...

‫چیزی که دیروز دیدی...

‫عصبانیتـم

‫حرفـم اینـه که

‫اینطوری نباش

‫مثل من نباش

‫احمق عوضی

‫چهل هزار دلار

‫این...

‫برای پیش پرداخت یه خونه...

‫برای دخترم دیزیـه

‫آقای کانر، می‌دونم پول زیادیـه، اما...

‫[رئیس] ‫[چارلی کانر]

‫حاضرم هر میزان بهره‌ای که ‫تعیین کنید رو پرداخت کنم

‫آقای کانر...

‫خب...

‫آقای کانر...

‫می‌دونم چهل هزار دلار پول زیادیـه، اما...

‫الان سی سالـه که براتون کار می‌کنم...

‫سی سال آزگار. و...

‫آقای کانر

‫بشین

‫- کی... ‫- برای من کار می‌کنـه

‫خب...

‫دیروز دکتر گروبر رو دیدم. ‫اومده بود پول قرص‌های اکسی رو بگیره.

‫خیلی خب

‫یه چیزایی گفت درمورد اینکه تو

‫ممکنه یه بیماری مغزی یا همچین چیزی ‫داشته باشی

‫گفت ممکنـه

‫با کلمات نمی‌تونم تاسفـم رو ابراز کنم...

‫برو سر اصل مطلب

‫باید بذارم بری دنبال زندگیـت

‫برم دنبال زندگیـم؟

‫رئیس! مـ...

‫منم‌ها! ‫خوبـم.

‫خواهش می‌کنم

‫اون روز رو چی میگی؟ ‫تیراندازها رو میگم.

‫کل پولـت رو گرفتم

‫شماره موبایلـت چنده؟

‫617...

‫آدرسـت کجاست؟

‫"هی، باب اسفنجی نمی‌دونم..."

‫- کایل! ‫- نه، کس ننـه این یارو!

‫متاسفم

‫نمی‌تونم اجازه بدم یکی

‫در شرایط تو برام کار کنـه

‫خیلی ریسکیـه

‫پس همین؟

‫بعد از سی سال؟

‫متاسفانه

‫این...

‫با عقل جور در نمیاد، رئیس

‫بیخیال مرد

‫بیا به تاخیر نندازیمـش

‫در اونجاست

‫یا نیاز به آدرس داری؟

‫اولین روز کاریتـه؟

‫آره

‫تو...

‫اون آدم‌ها رو استخدام کردی ‫که من رو بکشن

‫این رو می‌دونستی؟

‫ببین

‫فقط برو، خب؟ ‫اینطوری هیچ پیامدی هم در کار نخواهد بود.

‫از پیامد‌ها خوشم میاد

‫گاوصندوقـت رو باز کن

‫این بازی هیچ بُردی برات نداره

‫گاوصندوق کوفتیـت رو باز کن!

‫تو دیوونه‌ای

‫هی!

‫- نه! ‫- هی!

‫نکشـش! نکشـش!

‫نکشـش، خب؟

‫دارم گاوصندوق رو باز می‌کنم

‫بکش عقب

‫کیسه رو پر کن... ‫اسلحه‌ها رو هم بده

‫اومده بودم ازت بخوام یه لطفی بکنـی

‫بعد تو اونوقت مثه یه تیکه آشغال

‫که چسبیده کف کفشـت ‫از شرم خلاص شدی

‫بیخیال مرد

‫بیخیال حاجی

‫پولـه کافی نیست؟ ‫نمی‌تونی...

‫نمی‌تونی رات رو بگیری بری؟

‫آره

‫میشه یه قول بهم بدی؟

‫این بچه زنده بمونـه

‫بشین

‫خیلی خب

‫اون مورد مهم چیـه که باید نصف شب

‫بخاطرش با عجله می‌اومدم؟

‫یجوری میگی انگار کار بهتری داشتی

‫داشتم پوکر بازی می‌کردم

‫بازیـت با ورق رو دیدم. ‫بهت لطف کردم.

‫یا مسیح. ‫قرار بری ملت رو تیر بارون کنـی؟

‫شاید

‫این مال توئـه

‫توجه‌ام رو جلب کردی

‫می‌تونی یه چک تضمینی 70 هزارتایی جور کنی؟

‫البته

‫می‌خوام پیش پرداخت این خونه رو بدی

‫چک رو ببر پیش دخترم

‫و توی کاغذبازی و کارای مالیاتی کمکـش کن

‫خیلی قاطیـه. ‫مراقب خودت باش.

‫تو خوبی؟

‫آره

‫خوبـم

‫باید ازت بپرسم این پول رو ‫از کجا گیر آوردی؟

‫[کانر]

‫از آشنایی باهات خوشحال شدم

‫یالا، یالا، بردار

‫لعنتی

‫خونه‌ای؟

‫گندش بزنـن

‫هی، رفیق

‫چیکار...

‫چیـ...

‫چرا باید همچین بلایی سر خودت بیاری؟

‫سوتی...

‫پاشو

‫- لعنتی ‫- پاشو

‫لعنتی

‫بذار بلندت کنـم. ‫با شماره سه.

‫اوه لعنتی

‫بیا همین جا کنار من دراز بکش

‫نه

‫چطوری؟

‫شرمنده‌ام که گند زدم

‫اون موقع که بهت گفتم ‫داستان‌مون ته خوشی نداره

‫می‌دونستم من اونی هستم که ‫به همه‌چی گند می‌زنـه

‫اهمم

‫به کمک نیاز داری

‫تو داری کمکـم می‌کنـی

‫جدی میگم

‫داری کمکـم می‌کنـی

‫دوست پیرم ژوراسیک پارک اومده

‫می‌خوام درمورد کار حرف بزنـم

‫کارت چیـه؟

‫می‌خوام یکی از دخترات رو بخرم

‫عاشق شدی، پیرمرد؟

‫خودت می‌خوای بفروشیـش به ملت؟

‫من و تو آشغالـیم

‫چقد تو بانمکی

‫از درد و ضعف دیگران تغذیه می‌کنیم. ‫قلدریم.

‫فکر کردی خریدن یه جنده ‫همه‌چی رو عوض می‌کنـه؟

‫سی هزار دلار

‫بدک نیست

‫کدوم رو می‌خوای؟

‫اون کوچیکـه با موی فر

‫و یه تیکه بلوند هم داره

‫اون فروشی نیست

‫هی

‫دارم ده هزارتا بیشتر از پول لازم بهت میدم

‫اون برای فروش نیست

‫چرا نه؟

‫یکی از جنده باز ها

‫یخورده جوگیر شد

‫اسمـش چی بود؟

‫آرسل

‫می‌خوای باهاش چیکار کنـی؟

‫چمی‌دونم، مرد

‫تو نمی‌تونی دنیا رو تغییر بدی پیرمرد

‫دنیا نمی‌خواد تغییر کنـه

‫واقعاً دلـم نمی‌خواد به یکی دیگه صدمه بزنـم

‫نه حتی تو

‫پس فقط کاری که میگم رو بکن، خب؟

‫برو

‫برو بیرون! ‫زودباش، یالا!

‫دخترا، بیایید بیرون...

‫طبقه پایین منتظر بمونید

‫یالا

‫به یاروی جلوی در هم بگو بره خونه

‫- انجامش بده! ‫- آرماندو

‫فعلاً می‌تونی بری

‫مطمئنـی؟

‫آره، آره، آره. ‫تحت کنترلـه.

‫خیلی خب

‫دخترا رو از اینجا بیار بیرون

‫دخترا، برید بیرون!

‫برید توی دستشویی منتظر بمونید

‫یالا، توی دستشویی

‫جنده‌بازها داخل بمونن

‫بیایید بیرون

‫جنده‌بازها داخل بمونن

‫عجله نکنید

‫هی، تو! داخل! ‫داخل!

‫کدوم طرف می‌خوای برم؟

‫آشپزخونه!

‫یالا دخترا

‫آشپزخونه

‫تو، بشین

‫تو، برو

‫پول، بیایید داخل. ‫بیا اینجا.

‫یالا

‫باریکلا دختر

‫آزادی

‫برو! برو!

‫بهشون پول بده

‫آروم، آروم...

‫اون اسلحه داره

‫نه!

‫آره، باند سورینو اینطوری کار می‌کنـه عوضی

‫بدجور خونریزی داری، پیرمرد

‫می‌تونم تمومـش کنـم

‫می‌خوای سریع خلاصـت کنـم؟

‫بعد از تو می‌میرم، خوک خیکی

‫فقط برو. برو.

‫مامانـت رو بیدار نکن

‫می‌شنوی؟

‫نزدیکتر نیا

‫تو خوبی؟

‫آره، خوبـم

‫بهم گوش کن، دری

‫تا چند روز دیگه قرار چیزای بدی

‫درمورد من بشنوی

‫شاید تنها راهی که من می‌تونم ‫کار خوبی بکنـم

‫اینه که یه کار بد بکنـم

‫متوجه نمیشم

‫شاید الان اصلاً با عقلـت جور در نیاد، اما..

‫تلاشـم رو کردم

‫تلاشـم رو کردم

‫برگرد داخل

‫مشکلی برام پیش نمیاد. ‫برو داخل.

‫برو. برو.

‫آهای؟

‫آهای؟

‫کسی اینجا هست؟

‫ارائه‌ شده توسط وب‌سایت دیجی موویز ‫© DigiMoviez.Com

‫« ترجمه از حسین فلاح و سینا صداقت » ‫.:: SinCities & Hossein_Hidden ::.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫تلگرام: Hossein_Hidd

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.