All language subtitles for three kingdoms 2010 ep27

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.

قسمت 27 این قسمت:شکست یواِن شااُ توسط سااُسااُ (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي

خدمتكارتون سپهبد يواِن شااُ از جي جو از اسمان درخواست ميكنه

سااُسااُ خيانتكاركنترل رو به زور گرفته و مردم و كشور رو پريشان كرده

سااُسااُ خيانتكاركنترل رو به زور گرفته و مردم و كشور رو پريشان كرده

در راستاي برآورده كردن خواسته خداوند بايد يك نيروي 700 هزار نفري رو هدايت كنم

در راستاي برآورده كردن خواسته خداوند بايد يك نيروي 700 هزار نفري رو هدايت كنم

براي شكست دادن و نابوديه خيانتكار و حذف كردن شرارت از كشور

خواهش ميكنم خداوند ازم محافظت كنن تا پيروزيه سريعي داشته باشم

خواهش ميكنم خداوند ازم محافظت كنن تا پيروزيه سريعي داشته باشم

خدمتكارتون خون خودش رو گرو مي ذاره

پيروزي،پيروزي ،پيروزي

پيروزي،پيروزي ،پيروزي

پيروزي،پيروزي ،پيروزي

خدمتكارتون سپهبد يواِن شااُ از جي جو از زمين درخواست ميكنه

سااُسااُ خيانتكاركنترل رو به زور گرفته و مردم و كشور رو پريشان كرده

باعث شده گياهان خشك بشن و مردم در يك بدبختي بيوفتن

در راستاي برآورده كردن خواسته خداوند يك نيروي 700 هزار نفري هدایت میکنه

من به عنوان وكيل موجودات و رئيس سربازان

قسم ميخورم خيانتكار رو شكست بدم و بزارم موجودات يك بار ديگه رشد كنن

بنابراين خدمتكارتون خون خودش رو گرو مي ذاره

پيروزي،پيروزي ،پيروزي

از اجدادم،خدمتكارتون سپهبد يواِن شااُ از جي جو درخواست ميكنم

برای اجدادم،خدمتكارتون سپهبد يواِن شااُ از جي جو درخواست ميكنم

سااُسااُ خيانتكار كنترل كشور رو دست گرفته و به اجداد سلطنتي توهين كرده

باعث شده معبد ها بي حرمت بشن و اداب ترك بشن

و همه چيز بر هم بخوره

من يواِن شااُ قسم مي خورم كه اين هيولاهاي بي صفت رو از بين ببرم

و سر سااُسااُ رو براي پيش كشي به شما بگيرم

خواهش دارم روح اجداد ازم حفاظت كنن تا پيروزيه بزرگي رو داشته باشم

خواهش دارم روح اجداد ازم حفاظت كنن تا پيروزيه بزرگي رو داشته باشم

يواِن شااُ خون خودشو گرو ميذاره

پيروزي،پيروزي ،پيروزي

تي ين فنگ از مشاوران يواِن شااُ

نگهبان،نگهبان

چرا بيرون داره صداي شيپور و بوق مياد؟

ارباب دارن براي قصد شكست دادن سااُسااُ خون گرو ميذارن

براي اسمان،زمين و اجداد سلطنتي خون قرباني ميكنن

ارباب دوباره لشكركشي ميكنن؟

بله،شنيدم كه ارباب يك نيروي 700 هزار نفري جمع كردن

بله،شنيدم كه ارباب يك نيروي 700 هزار نفري جمع كردن

فقط يك كاغد ميخواد

زود باش برام قلمو كاغذ بيار من بايد يك نامه براي ارباب يواِن بنويسم

زود باش برام قلمو كاغذ بيار من بايد يك نامه براي ارباب يواِن بنويسم

اقا،فراموشش كنيد،فراموشش كنيد

شما چون ارباب رو نصيحت كردين در اخر اينجا افتادين

ترجيح ميدم به خاطر نصيحت بميرم تا اينكه خاموش بمونم

قلمو كاغذ بيار

سربازان ارتش،به حرف هاي من گوش بديد

اين نبرد،تنها تصميم براي سرنوشت خاندان يواِن نخواهد بود

اين نبرد،تنها تصميم براي سرنوشت خاندان يواِن نخواهد بود

بلكه همچنين تصميم براي زندگي و مرگ،افتخار و ننگه

اين نبرد،تاريخ رو براي 500 سال بعد مشخص خواهد كرد

اين نبرد،تاريخ رو براي 500 سال بعد مشخص خواهد كرد

اين نبرد اخرين مالك كشور رو معين خواهد كرد

زندگي و مرگ،شكوه و ننگ،امپراتوري و كشور

زندگي و مرگ،شكوه و ننگ،امپراتوري و كشور

همه وابسته به اين نبرده

پيروزي پيروزي پيروزي

پيروزي

پيروزي پيروزي پيروزي

پيروزي

پيروزي پيروزي پيروزي

تي ين فنگ دوباره بهم توهين كرده

اون درخواست كرده لشكركشي رو متوقف كنم

الان روز عيد نبرده

و اون اين نامه نااميد كننده رو برام فرستاده روحيه سربازان رو تضعيف ميكنه

و اون اين نامه نااميد كننده رو برام فرستاده روحيه سربازان رو تضعيف ميكنه

درود بر پدر

بعد قرباني كردن براي اسمان،زمين و اجداد سلطنتي

بايد براي پرچم ها هم قرباني كنيم

پدر لطفا سر تي ين فنگ رو براي پيشكش به پرچم ها بگيريد

پدر لطفا سر تي ين فنگ رو براي پيشكش به پرچم ها بگيريد

نميشه نميشه

ارباب،نبايد اين كار رو بكنيد

ما هنوز شروع به لشكركشي نكرديم

اگه الان از افراد خودمونو بكشيم

اونوقت نشان خوبي براي لشكركشيمون به خاطر نابود كردن سااُ خيانتكار نخواهد داشت

اونوقت نشان خوبي براي لشكركشيمون به خاطر نابود كردن سااُ خيانتكار نخواهد داشت

اونوقت نشان خوبي براي لشكركشيمون به خاطر نابود كردن سااُ خيانتكار نخواهد داشت

تو چه پيشنهادي داري؟

اين حقير پيشنهاد داره كه

ما بايد صبر كنيم تا پيروزيه ايمني داشته باشيم و در برگشت هم با پيروزي برگرديم

ما بايد صبر كنيم تا پيروزيه ايمني داشته باشيم و در برگشت هم با پيروزي برگرديم

اينجوري اون مرد خُردي كه فقط بلده چه جوري درازه گويي كنه

تا اون موقع توي حرفاش مي غلته،منظره هاي كوتاه نظري تي ين فنگ

تا اون موقع توي حرفاش مي غلته،منظره هاي كوتاه نظري تي ين فنگ

شاهد هنرهاي بزرگ و شاهكار هاي مثال نزدنيه ارباب خواهد بود

شاهد هنرهاي بزرگ و شاهكار هاي مثال نزدنيه ارباب خواهد بود

و بعدش،و بعدش ارباب

شما ميتونيد اين پيشكشي رو بهش بدين كه خودكشي كنه

خب

وقتي كه من سر اونو بگيرم

سرشو كنار سر سااُسااُ قرار خواهم داد

و هر دوشونو با هم ميسوزونم

اين نقشه خردمندانه اي،نقشه زيركانه ايه

شو يو

در خدمتم

دستور من

طبل ها به صدا بيوفتن،به جنگ ميريم

ارباب دستور دادن،طبل ها به صدا بيوفتن،به جنگ ميريم

سريعتر،سريعتر

ارباب

جلودار ارتش ما در ساعت 7 عازم شده

الان ظهر هست و سپاه پشتيبان ما شهر رو ترك كرده

الان ظهر هست و سپاه پشتيبان ما شهر رو ترك كرده

ما اندازمون از جلو تا عقب تقريبا يكصد مايل هست

ارباب،امروز ما با تمام قدرتمون به جلو لشكركشي ميكنيم

ارباب،امروز ما با تمام قدرتمون به جلو لشكركشي ميكنيم

مثل سيلي پُر سر و صدا

هيچ كس چنين منظره اي رو در تاريخ يا جهان نديده

من فكر ميكنم سااُسااُ قصد لشكركشيه منو از قبل ميدونه

من فقط اميدوارم كه اون خيلي وحشت زده نشه

ارباب،از اينجا تا شو چانگ پايتخت سااُسااُ 130مايل فاصله داره،از اينجا تا گواِندو 80 مايل

ارباب،از اينجا تا شو چانگ پايتخت سااُسااُ 130مايل فاصله داره،از اينجا تا گواِندو 80 مايل

ارباب،از اينجا تا شو چانگ پايتخت سااُسااُ 130مايل فاصله داره،از اينجا تا گواِندو 80 مايل

مطابق گزارشات جاسوسان ما

سااُساُ تمام تجهيزات،سربازان و تداركات خودش رو پشت شو چانگ حركت داده

سااُساُ تمام تجهيزات،سربازان و تداركات خودش رو پشت شو چانگ حركت داده

اين نشون ميده كه از قبل اماده شده

دستور ميدم،در گواِندو اردو ميزنيم

دستور ميدم،در گواِندو اردو ميزنيم

ما سه كمپ اصلي براي پشتيبانيه سه طرفه بر پا خواهيم كرد

ما سه كمپ اصلي براي پشتيبانيه سه طرفه بر پا خواهيم كرد

بله،بريم

يواِن شااُ افرادشو در گواِندو جمع كرده و خونشو براي موفقيتش گرو گذاشته

يواِن شااُ افرادشو در گواِندو جمع كرده و خونشو براي موفقيتش گرو گذاشته

اون يك ارتش 700 هزار نفري گرد هم اورده

و سه روز پيش به طرف شو چانگ به راه افتاده

هر سه پسر يواِن شااُ در اين لشكركشي شركت كردن

و براي طلايه رقابت ميكنن

ارتش يواِن يك دسته سوارن نظام داره،يك دسته منجنيق و يك دسته پياده نظام و يك دسته كمان انداز

ارتش يواِن يك دسته سوارن نظام داره،يك دسته منجنيق و يك دسته پياده نظام و يك دسته كمان انداز

ذخيره تداركات اونا زياده و بي شمار تجهيزات جنگي دارن

ذخيره تداركات اونا زياده و بي شمار تجهيزات جنگي دارن

مطابق گزارش جاسوسها،ارتش اونا يكصد مايل طول داره

مطابق گزارش جاسوسها،ارتش اونا يكصد مايل طول داره

و ناو هاي جنگيشون 50 مايل طول داره

طلايه سپاهشون از قبل به مرزهاي جلويي گواِندو رسيده

اقایون شايد شما تا الان اينقدر سرباز نديده باشيد

يا اينكه قبلا همچين قدرتي رو نشنيده باشيد

يواِن شااُ خوب حرفي در اين مورد زده

اين نبرد تاريخ رو تا 500 سال ديگه مشخص ميكنه

مشخص ميكنه كي مالك كشور خواهد شد

نظراتتونو مي شنوم

جنگ كنيم يا صلح؟

براي جنگيدن،به سرعت لشكركشي كنيم يا به اهستگي؟

براي صلح،صلح رو پيشنهاد كنيم يا تقاضا كنيم؟

اقایاون صریح بگید

سرورم،قدرت يواِن شااُ زياده و مقدار حركت سربازانش قوي

من پيشنهاد ميكنم از جنگ دوري كنيم و براي متاركه جنگ مذاكره كنيم بايد دنبال فرصت سودمندي براي رام كردن دشمن باشيم

من پيشنهاد ميكنم از جنگ دوري كنيم و براي متاركه جنگ مذاكره كنيم بايد دنبال فرصت سودمندي براي رام كردن دشمن باشيم

من موافقم،منم موافقم،منم موافقم من موافقم،منم موافقم،منم موافقم

حقير ميگه جنگ

نخست وزیربايد جنگ بكنن

بايد با تمام قدرت و سرعت به جنگ بريد

براي چي؟

من مرد نظامي نيستم

اما افكار يواِن شااُ رو خوب ميدونم

در اين لشكركشي اون قصد داره كه شو چانگ رو بگيره

اگه شما صلح بخوايد اون هرگز قبول نخواهد كرد

به علاوه هر چند ارتش يواِن شااُ بزرگ هست

ولي بدون دوام هست

جنرال هايي كه اينجا حاضريد

گواِن يو به تنهايي حركت هاي شهامتانه اي در اون سه روز با كشتن يان ليانگ و ون چو كرد

گواِن يو به تنهايي حركت هاي شهامتانه اي در اون سه روز با كشتن يان ليانگ و ون چو كرد

نكنه كه شما قهرمانان كه اين همه جنگ رو ديديد

پايين رتبه تر از گواِن يو هستيد؟

جنگ جنگ جنگ،ما تا سر حد مرگ با يواِن شااُ مي جنگيم

من داوطلب ميشم طلايه دار سپاه بشم

سرورم،من فقط به 20 هزار سرباز زبده براي پاك كردن دشمن نياز دارم

سرورم،من فقط به 20 هزار سرباز زبده براي پاك كردن دشمن نياز دارم

وقتي من تقريبا 20 سالم بود

از يواِن شااُ توي ذهنم يك بت براي پرستيدن ساخته بودم

براي چي؟

چون كه اون از يك ريشه اصيل امده بود

و كساني كه قبلا مطيعش بودن صاحب زمين شدن

در حالي كه پدر بزرگ من يك خواجه بود

من در مقابل احساس خجالت ميكردم

و نگران بودم كه يواِن شااُ مسخرم كنه

وقتي كه 30 ساله شدم

با همديگه در دربار هم كار بوديم

درحاليكه ظاهري بهش احترام ميذاشتم

ولي در قلبم اونو لعنت ميكردم

براي چي؟

چون اون بود كه خواست دونگ جو ارتشش رو به پايتخت بياره

كه باعث گسترش بدبختي شد

و من حتي بهش هشدار هم دادم

كه اين مثل دعوت گرگ به خانه هست

اون فقط داره بدبختي به سر خودش مياره

وقتي كه 40 سالم شد

هر کدوم در ایالتمون اربابی قدرتمند شدیم

اين زماني بود كه به حداكثر لعنت رسيد

براي چي؟

چون با اينكه ارباب افراد هستش

ولي در حقيقت كوته فكر و احمق هستش

ولي در حقيقت كوته فكر و احمق هستش

در ظاهر روشن فكر ولي در قلبش كينه داره

در ظاهر روشن فكر ولي در قلبش كينه داره

هر چند كه سرلشكر هست

ولي در تصميم دو دل هست،در ظاهر شجاع اما در دل ترسو

اون سربازان زيادي داره ولي نميتونه به طور يكنواخت ادارشون كنه

اون سربازان زيادي داره ولي نميتونه به طور يكنواخت ادارشون كنه

با اينكه يك پدره

پسراشو رها ميكنه تا براي خودشون قدرت جنگي بسازن

و براي جانشيني رقابت كنن

با پارتی استخدام میکنه اما قابلیت دارها رو نه

از اينا ميتونيم بفهميم

اين يواِن شااُ عزيز ما

چه ارباب،پدر یا فرمانده باشه

كه هم ارباب،پدر و فرماندار هست

فقط در ظاهر قابل احترام هست و در درون متوسط هست

اين نبرد رو

من 8 سال پيش،پيش بيني كرده بودم

كه يواِن شااُ رو شكست ميديم و لو بو رو نابود ميكنيم

امپراتور رو به دست مياريم،استان شو و دشت های مرکزی رو

تنها موردي كه در رو به روي ما قرار داره تصميم جنگ در مقابل يواِن شااُ هست

تنها موردي كه در رو به روي ما قرار داره تصميم جنگ در مقابل يواِن شااُ هست

بنابراين در اين هشت سال قبل من روز و شب دارم خودمو براي اين نبرد اماده ميكنم

بنابراين در اين هشت سال قبل من روز و شب دارم خودمو براي اين نبرد اماده ميكنم

امروز بايد اينو بهتون بگم

8سال پيش،يواِن شااُ يك ارتش 300 هزار نفري داشت

فكر ميكردم

برای شکست دادن اون به ارتشی 200 هزار نفری احتیاج دارم

برای شکست دادن اون به ارتشی 200 هزار نفری احتیاج دارم

سه سال پيش،يواِن شااُ ارتشش 500 هزار نفر شد

فكر كردم

به يك ارتش 100 هزار نفري براي شكست دادن اون احتياج دارم

به يك ارتش 100 هزار نفري براي شكست دادن اون احتياج دارم

و الان،يواِن شااُ يك ارتش 700 هزار نفري رو داره

از تمام استان هاي كشور اون چهار استان رو تحت كنترلش داره

اگه اين قدرت نيست پس چيه؟

اما الان دارم فكر ميكنم

براي شكست دادن يواِن شااُ

فقط به 70 هزار سرباز زبده احتياج دارم

چرا هر چي يواِن شااُ بيشتر سرباز به ميدان مياره نخست وزیر كمتر به سرباز احتياج دارن؟

چرا هر چي يواِن شااُ بيشتر سرباز به ميدان مياره نخست وزیر كمتر به سرباز احتياج دارن؟

تعداد در ارتش حساب نميشه بلكه مهارت هست شجاعت در فرمانده حساب نميشه بلكه زيركي

تعداد در ارتش حساب نميشه بلكه مهارت هست شجاعت در فرمانده حساب نميشه بلكه زيركي

اگه فقط بخوايم با تعداد ارتش يواِن شااُ خودمونو مقايسه كنيم هرگز نمي تونيم اونو شكست بدم

اگه فقط بخوايم با تعداد ارتش يواِن شااُ خودمونو مقايسه كنيم هرگز نمي تونيم اونو شكست بدم

اما در مقايسه كردن زيركي و استعداد داشتن

اگه شما حتي سه تا يواِن بن چو رو به هم ببندين

اونا بازم يه رتبه از سااُسااُ پايين تر هستن

سااُ رن

در خدمتم

درمورد نيرويي كه براي مقابله با يواِن شااُ اماده كردم بهشون بگو بدونن

درمورد نيرويي كه براي مقابله با يواِن شااُ اماده كردم بهشون بگو بدونن

چشم

اقایون،از هشت سال پيش ارباب سااُ

از هر ناحيه بهترين جنگجويان جوان رو به استان ين جو انتقال دادن

از هر ناحيه بهترين جنگجويان جوان رو به استان ين جو انتقال دادن

و پيوسته دارن اونجا تمرينشون ميدن

الان،ارباب يك نيروي 70 هزار نفري قوي رو تربيت كردن

همه جنگجويان سر سخت و با تجربه هستن

اونا شجاعترينه شجاعان و قويترينه قويان هستن

در ميانشون 40 هزار سواره نظام هست

10هزار تير انداز و 8 هزار پياده نظام

10هزار نيزه دار و 8 هزار پياده نظام

بقيه همه تير انداز ها و منجنيق دارها هستن نامه تمام

اين 70 هزار سرباز زبده

لبه هاي شمشير هاي ما هستن

با يك حمله

به بخش هاي ارتش بزرگ يواِن شااُ نفوذ ميكنن

شماها ممكنه كه بپرسيد

ما ديگه 200 هزار سرباز رو در جنگ نخواهيم داشت؟

اونا چي كار كنن؟

بزاريد بگم

اين 200 هزار سرباز فقط يك ماموريت دارن

وقتيكه ارايش يواِن شااُ از هم شكست

ازادشون ميكنيم تا دشمن رو از هم جدا كنن

تا ارتش يواِن شااُ به كلي نابود بشه

اطاعت

اين تنها نبرد در اين لشكركشي هست

اولين نبرد

اگه اولين نبرد پيروزي باشه

ارتش يواِن شااُ مثل يك توده كثافت سقوط ميكنه و كشور دست من ميوفته

اگه اولين نبرد ببازيم

ما از زمين هامون بيرون خواهيم شد و بدون جايي براي دفن داشتن ميميريم

بنابراين

تمام 70 هزار سرباز زبده،در اولين نبرد شركت خواهند كرد

نبرده سرنوشت كشور

چشم چشم چشم چشم

پي پسرم

من فقط 8 هزار سرباز ضعيف رو براي دفاع از شو چانگ گذاشتم ميتوني اينكارو كني؟

من فقط 8 هزار سرباز ضعيف رو براي دفاع از شو چانگ گذاشتم ميتوني اينكارو كني؟

پدر نگران نباشيد من حتما از شو چانگ حفاظت ميكنم

شايد 8 هزار سرباز هم خيلي زياد باشن

براي چي؟

استاد شون گفتن

با ارتش قدرتمندي كه شما داريد يواِن شااُ ديگه هيچ كاري نميتونه بكنه

خب،اگه ميخواي كامل بشي بايد به يادگيري از شون يو ادامه بدي

خب،اگه ميخواي كامل بشي بايد به يادگيري از شون يو ادامه بدي

پسرتون فهميد

نخست وزیر

من فكر ميكنم كه يواِن شااُ به خاطر تعدا افرادش نبايد ترسي داشته باشه

و در مورد مقدار تداركاتش

من شنيدم كه يواِن شااُ براي اين نبرد 2 ميليون كيسه غلات ذخيره كرده

من شنيدم كه يواِن شااُ براي اين نبرد 2 ميليون كيسه غلات ذخيره كرده

از طرف ديگه شما ارباب فقط براي 15 روز تداركات داريد

ما نبايد اين نبرد رو طولاني كنيم

در هر لشكركشي من در مورد تداركات نگراني داشتم

اين دفعه هم همينطور

در مدت 15 روز بايد از اين لشكركشي نتيجه بگيريم

در مدت 15 روز بايد از اين لشكركشي نتيجه بگيريم

نخست وزیر

نخست وزیر،ارتش ما فقط 20 مايل از گواِندو فاصله داره

نخست وزیر،ارتش ما فقط 20 مايل از گواِندو فاصله داره

ارتش يواِن شااُ از قبل در پايين تپه ها ارايش گرفته

افراد يواِن شااُ به كدوم طرف نما دارن؟

به طرف غرب

خب،من يواِن شااُ رو براي خوردن چايي كوتاه دعوت ميكنم

ارايش بگيريد

چشم

شو چو،جانگ ليااُ

درخدمتيم

40هزار سواره نظام رو به پشت ارتش يواِن شااُ رهبري كنيد

40هزار سواره نظام رو به پشت ارتش يواِن شااُ رهبري كنيد

اطاعت

شياخو دون،شياخو يواِن

در خدمتيم

شما منجنيق ها رو به مركز براي نگهباني رهبري كنيد

اطاعت

سااُ خونگ،يوء جين

در خدمتيم

شما طلايه نيزه دارها رو رهبري كنيد

چشم

شو خوانگ،يو جين

در خدمتيم

شما كمان دارها رو براي جلوگيري از پيشرفت ارتش يواِن رهبري كنيد

اطاعت

بريد

ارباب يواِن،نخست وزير سااُ شما رو براي چاي و گپ زدن دعوت كردن

ارباب يواِن،نخست وزير سااُ شما رو براي چاي و گپ زدن دعوت كردن

سااُ خيانتكار هميشه مار در استين داره ارباب نميخواد بهش توجهي كنيد

سااُ خيانتكار هميشه مار در استين داره ارباب نميخواد بهش توجهي كنيد

براش اسونه كه به سربازان دستور بده ناگهاني بهتون حمله كنن

نه

نبرد امروز در تاريخ نوشته خواهد شد

و براي نسل ها صحبت ميشه

ارتش ما با بزرگيه اسمان ها به هم پيچيده و پيروزيه محكمي در چنگ ماست

من سر سااُسااُ رو در جنگي منصفانه و باز ميگيرم

هيچ پنهان كاري اي وجود نداره

اجازه بده سربازان حاضر باشن،كمان هاشون اماده باشه ولي نزنن

من خيلي دلم ميخواد بدونم حالا كه سرنوشتش رقم خورده چي ميخواد بگه

من خيلي دلم ميخواد بدونم حالا كه سرنوشتش رقم خورده چي ميخواد بگه

ارباب،نبايد بي ملاحظه باشيد

ببين چطوردستش بندازم

برادر بن چو،اميدوارم حالت خوب باشه

متشكرم براي مهربانيت مونگدو

هر دفعه رفتارت با من بهتر ميشه

با گذشت هر سال بيشتر و بيشتر موفق ميشيم

برادر بن چو،بفرمائيد

مگه تو نخست وزير كشور نيستي؟

چرا اينقدر با احترامي؟

همه ميگن من در اسم نخست وزير هستم ولي در حقيقت نخست خيانتكار هستم

برادر بن چو تو از من بزرگتر هستي بشين

متشكرم

رابطه ما واقعا دور شده

دور شده

وقتيكه بچه بوديم بهترين رفيق ها بوديم

من هنوز روزي رو كه منو به لو يانگ براي بازي اوردي يادم مياد

من هنوز روزي رو كه منو به لو يانگ براي بازي اوردي يادم مياد

در روزها براي شكار شاهين ميرفتيم

و در شب ها مهماني ميگرفتيم

چه روزهاي خوبي بود اون موقع ها

گاهي وقت ها فكر ميكنم

اين خوب بود كه ادما بزرگ نميشدن و كوچيك ميموندن

اين خوب بود كه ادما بزرگ نميشدن و كوچيك ميموندن

تو پوست كلفت احساساتي هستي ...مونگدو خجالت نميكشي

تو پوست كلفت احساساتي هستي ...مونگدو خجالت نميكشي

يك مرد نبايد گذشته هاشو فراموش كنه

چون ما دو تا افراد مهم دربار هستيم و همچنين ستون هاي كشور هستيم

چون ما دو تا افراد مهم دربار هستيم و همچنين ستون هاي كشور هستيم

چون ما دو تا افراد مهم دربار هستيم و همچنين ستون هاي كشور هستيم

معنيش اين نيست كه از كارهاي گذشتمون خجالت بكشيم

از قديم گفتن،در هان كسي نيست كه اشتباه نكرده باشه

مونگدو،من اينجا نيستم با تو ياد گذشته ها بكنم

اگه چيزي براي گفتن داري زود بگو

افراد در ارتش من از قبل براي جنگيدن بي قرار شدن

چطور بهت بگم؟

برادر

تو با يك ارتش 700 هزار نفري براي حمله به من اومدي

اين واقعا حركتي زيركانه هست،درست انجام دادي

چرا اينو ميگي؟

چون اگه اين نبرد براي 5 سال ديگه به تاخير ميفتاد

تو شكست ميخوردي و من پيروز ميشدم

اما الان

من حريف تو نميشم

خيلي وقته اينو فهميدم

چطور ميتونم 5 سال ديگه منتظر بمونم؟

مونگدو

حالا كه تو از قبل نتيجه اين نبرد رو ميدوني

بهتره همين حالا تسليم من بشي

از اين ده ها هزار سربازت چشم بپوش تا در گور همراهيت نكنن

از اين ده ها هزار سربازت چشم بپوش تا در گور همراهيت نكنن

اما تو ميدوني من چي دوست دارم

من ترجيح ميدم بميرم تا اينكه تسليم بشم

پس چرا داريم وقتمونو تلف ميكنيم؟ برادر

هر چند كه من راضي به تسليم نميشم

ولی دوست دارم تقاضاي صلح با برادرم بكنم

تقاضاي صلح؟

يا ممكنه درخواست صلح كنم،خواهش براي صلح؟

هر چي كه تو دوست داري

سااُ آمَن،سااُ آمَن

چرب زبانيه تو به تنهايي

نميتونه فريبم بده كه عقب نشيني كنم

جرات ندارم فريبت بدم،جرات ندارم فريبت بدم به راستي تقاضاي صلح دارم

برادر

اگه تو راضي باشي الان عقب نشيني كني

من هم 6 فرمانديه استان شو رو به تو وگذار ميكنم

من هم 6 فرمانديه استان شو رو به تو وگذار ميكنم

فقط استان ين براي خودم بمونه

به علاوه قسم ميخورم،هرگز با برادر براي برتري رقابت نكنم

تو داري راست ميگي؟

براي نشان دادن خلوص نيتم

من يك وثيقه معتبر و بارازش براي درخواستم برات اوردم

لطفا ببين،ديديش؟

واقعا وثيقت براي درخواستت

خود امپراتور هان هست؟

اون كافي نيستش؟

نكنه اون چيز مورد علاقه برادر نيست؟

اگه برادر عقب نشيني ميكنه لطفا امپراتور رو با خودت ببر

اگه برادر عقب نشيني ميكنه لطفا امپراتور رو با خودت ببر

از امروز،دربار در جي جو خواهد بود

و كسي كه از امپراتور براي كنترل اربابان استفاده ميكنه جنرال بزرگ يواِن هست

امپراتور چيزي جز بار اضافي در دستان من نيست

چونكه تو از من قوي تر هستي و در مقابل من لشكركشي خواهي كرد

اما وقتيكه در دستان تو باشه هيچ كس جرات حمله به تو رو نداره

اما وقتيكه در دستان تو باشه هيچ كس جرات حمله به تو رو نداره

بخوام رك باشم

اين چه فرقي داره كه برادر شما خودت امپراتور بشي؟

اين چه فرقي داره كه برادر شما خودت امپراتور بشي؟

ديگه نگران اين نيستي كه بر چسب غصب تخت بهت بزنن

برادر حتي اگه الان براي بر تخت نشستن اماده نيستي

در هر وقتي كه خواستي

ميتوني اونو بركنار كني و خودتو امپراتور حكم كني

چي فكر ميكني؟

مشاور شو يو

پدر و سااُسااُ دارن در مورد چي صحبت ميكنن؟

اونا واقعا اينقدر حرف با هم دارن؟

ارباب ما و سااُسااُ خیانتکار در نوجوونی با هم بودن

ارباب ما و سااُسااُ خیانتکار در نوجوونی با هم بودن

خيلي وقته گذشته و تاريخ بينشون پيچيده

اما سااُ خيانتكار هميشه ادمي مكار و در عین حال حيله گر بوده

اما سااُ خيانتكار هميشه ادمي مكار و در عین حال حيله گر بوده

اون الان حتما داره براي علت هايي طفره ميره

اون الان حتما داره براي علت هايي طفره ميره

چه علتي؟

اينو من هنوز مطمئن نيستم كه چي هست

براي تقاضاي صلح

اين كافي نيست كه امپراتور رو بدي

تو بايد شهر شو چانگ رو هم بدي

شو چانگ پايتخت من هستش

اگه شو چانگ رو بدم كجا برم خونه داشته باشم؟

مگه تو هنوز 5 فرمانديه استان ين رو نداري؟

اون براي پايگاه قدرتت كافي هستش

استان ين؟ كوچكي هستش،مردمش كم هستن

سخته خودمو امن نگه دارم چه برسه پايگاه بسازم

برادر،من قبول كردم استان شو رو بهت بدم همچنين امپراتور رو بهش اضافه كردم

برادر،من قبول كردم استان شو رو بهت بدم همچنين امپراتور رو بهش اضافه كردم

اگه ميشه يه فضا براي نفس كشيدنم بهم بده

هر وقت كه تو براي لشكركشي ميري ارتشت رو در شو چانگ جمع ميكني

برادر،اگه تو نميخواي شو چانگ رو واگذار كني

من چطور مي تونم خلوص نيت تو رو باور كنم؟

اگه شو چانگ رو واگذركنم،وزيرهام فكر ميكنن من رئيس ترسو و درجه دوم هستم

اگه شو چانگ رو واگذركنم،وزيرهام فكر ميكنن من رئيس ترسو و درجه دوم هستم

اونوقت شورش ميكنن و جامو ميگيرن

و در موقعي كه بميرم

چه كسي اين متاركه جنگ رو حفظ ميكنه؟

و اگه يه روزي اونا تصميم بگيرن كه در مقابل تو لشكركشي كنن

و اگه يه روزي اونا تصميم بگيرن كه در مقابل تو لشكركشي كنن

اونوقت اين مايه رنجش تو نخواهد شد؟

بيا چاي بخور

بيا

جنرال يواِن تَن،ديگه منتظر نمون

صداي ناقوس ها رو در بياريد تا ارباب يواِن براي جنگ برگرده

صداي ناقوس ها رو در بياريد تا ارباب يواِن براي جنگ برگرده

اطاعت

نه كمي منتظر بمونيد

نگاه كنيد ارباب يواِن دارن با سااُسااُ چاي ميل ميكنن

ايشون برتري و خون سردي رو حفظ كردن

در حاليكه سااُسااُ به نظر داره چيزي رو از ارباب تقاضا ميكنه

سااُ خيانتكار براي چي تقاضا ميكنه؟

اون داره پيشنهاد صلح و متراكه ميكنه

ارباب جوان،اگه ارباب يواِن چهرشون نگران نباشه

ايشون حتما احساس پيروزي ميكنن كمي صبر كنيم

شايد بتونيم بدون جنگيدن پيروز بشيم

مشاور گو تو

فراموش نكنيد كه سااُ خيانتكار چقدر پست و بي شرم هست

اگه اين موضوع زياد طول بكشه

ممكنه كه سربازان ما هم فكرشون خراب بشه

اونا اينجا چي كار ميكنن؟

اينجا چي كار ميكنن؟

برادرخدمتكارهاي كاخ هستن

دارن شرابي رو كه امپراتور به جنگجويان ميدن ميارن

دارن شرابي رو كه امپراتور به جنگجويان ميدن ميارن

برادر امپراتور هيچ چيز جز قدرداني براي تو نداره

اون خيلي ارزو داره كه شمشيرها داخل غلافشون برن

تا هر دو بتونيم با پيروزي برگرديم

حقير از امپراتور متشكر هست

برادر چه با هم بجنگيم و چه صلح بكنيم

به عنوان دشمنيم يا دوست،بيا يك فنجان به سلامتي بخوريم

بيا

بشين بشين برادر

جنرال ها جنرال ها بيايد شراب

شما به هيچ دردي نميخوريد،احمق ها

اينجا اومدين جنگ بكنيد يا اينكه لاس بزنيد؟

به همتون دستور ميدم كه اين زن ها رو از اينجا دور بكنيد

به همتون دستور ميدم كه اين زن ها رو از اينجا دور بكنيد

زود باشين دورشون كنيد

بريد،بريد،زود باشين بريد

زود باشين بريد بريد

ارتش سااُسااُ جلوي ما هست در پشت چيزي نيست

جنرال يواِن شي يك عده سواره نظام رو رهبري كن

و با عجله تمام به پشت سپاهمون برو

مراقب باش كه سااُسااُ خيانتكار از پشت حمله نكنه

اطاعت

خدايا،لعنتي،لعنتي

جنرال يواِن شي،زود باشين ارباب يواِن رو برگردونيد

بعد اينكه شو چانگ رو واگذار كني

من قول ميدم هرگز ديگه ارتشي در مقابل تو بر پا نكنم

علاوه بر اين از امپراتور تقاضا ميكنم كه تو رو نايب جنرال بكنه و همچنين فرماندار استان ين

علاوه بر اين از امپراتور تقاضا ميكنم كه تو رو نايب جنرال بكنه و همچنين فرماندار استان ين

بعد تو از باقيه زندگيت لذت خواهي برد

متشكرم برادر به خاطر مهربانيت

يواِن شااُ اگه من جاي تو بودم

هرگز متاركه جنگ با سااُ مونگدو رو قبول نمي كردم

من فقط يك قبر مرمري براش مي ساختم

براي اينكه تا وقتيكه سااُ مونگدو داره نفس ميكشه

هرگز در جنگي شكست نميخوره

پدر لطفا بلافاصله برگرديد

پدر لطفا بلافاصله برگرديد،پدر

من هنوز دستور حمله كردن ندادم اين صداي طبل از كجا داره مياد؟

من هنوز دستور حمله كردن ندادم اين صداي طبل از كجا داره مياد؟

پدر سواره نظام ارتش سااُسااُ

داره از پشت به ما حمله ميكنه

چي؟سااُ خيانتكار،تو پست ترين ادم در جهان هستي

من قسم مي خورم كه تو رو تيكه تيكه بكنم

زود برگرديد پدر

شورشيان رو مجازات كنيد،حمله

تيراندازها،رها كنيد

رها كنيد

رها كنيد

ارابه ها حمله كنيد

حمله،زود باشين

زود حمله كنيد

سپر دارها،به جلو

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.