All language subtitles for 16.Blocks.2006.720p.BrRip

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ایران فیلم با افتخار تقدیم می کند

WWW.IRANFILM.NET

مامور جَک موزلی هستم با شماره شناسایی 227

احتمالا این وصیت نامه من باشه

برای دایان به یادگار میذارم

وقتی امروز به پایان برسه ، اونها میاند و در این مورد با تو صحبت می کنند

و بهت میگن چه اتفاقی افتاده

اما چیزی که بهت میگن ، اصلا واقعیت نداره

امیدوارم که درک کرده باشی

داشتم سعی میکردم که کار درست رو انجام بدم

مترجم : Mraf (محمدرضا)

پلیس ، بخوابید رو زمین

بخوابید رو زمین

برید ، برید ، برید زود باشید

امنه - بخواب روی زمین -

تو محاصره شدی

از شماره ده به ده امنیت محیط تضمین شده

بسیار خب ، از اینجا میریم

امنه

بو رو حس می کنی ؟

چند ساعتی هست مُردند ، میشه اون آهنگ رو خاموش کنی

بسیار خب ، یک نفر رو بفرست بیاد اینجا

موفق باشی

دوست ندارم این کار رو ازت بخوام اما تا اومدن تیم تحقیق اینجا بمون

بسیار خب - خودت رو سرگرم کن تا تیم بیاد -

باشه

به چیزی دست نزن

مظنونین رو شناسایی کردید ؟

ازم میخوای جی بهت بگم ؟ - به اونها چی گفتی ؟ -

من یکی رو اون بیرون دیدم

بیخیال

پیغامی دارم ؟ - این هم یک آدامس نعنایی -

گروهبان کانووا زنگ زدند و ازتون درخواست کردند تا جواب این تلگراف رو بدید

گفتند ، مطمئن بشید تاریخ های دقیق رو ذکر کنید

جزییاتش روی میز کارتون موجوده و تا امشب هم باید تحویل بدید

بسیار خب

بسیار خب ، میتونیم یک مامور رو ساعت 8 صبح داشته باشیم

دو تا بهش دادی ؟

خُب ، ما هر کاری که بتونیم انجام میدیم

جَک ، یادم رفت بهت بگم که ستوان هم باهات کار داشت

میخواست که هرچی زودتر بری پیشش

باشه

بسیار خب ، باهات تماس میگیرم

آقای موزلی

موزلی - بله -

گِریس بهت گفت که باهات کار دارم ؟

اره ، همین چند لحظه پیش گفت - ازت یک درخواست دارم -

این فرد رو از زندان به خیابان مرکزی منتقل کن

باید به عنوان شاهد تا قبل از ساعت ده جلوی میز هیئت ژوری حاضر باشه

من دیگه نیستم

خودت رو باز خرید کردی ؟

خب ، نه هنوز ولی میخوام این کار رو بکنم

یک وقت دیگه در موردش بحث می کنیم

کاپیتان گروبر بهم زنگ زد و گفت باید این کار انجام بشه

کس دیگه ای رو نداری که بفرستی ؟

مامور کینان هوز توی ورازونا درگیر ماموریت خودشه

من خسته ام ، شب سختی رو پشت سر گذاشتم

میدونم که داشتی تموم شب رو کار میکردی

اما چه کسی اینجا دستور میده ؟

منظورم اینکه ، کس دیگه ای رو نداریم

کار مهمی نیست

فقط 118 دقیقه زمان لازمه که حدود 16 بلوک رو طی کنی

هماهنگ می کنم فردا دیر وقت بیای سر کار

باشه

ادوارد بانکِر

من ادوارد بانکر هستم

آخرین سلول من رو نگه داشتند

تا یک ساعت دیگه برگرد - منظورت چیه ؟ -

باید وقتی از اینجا میره یک کت و شلوار تنش باشه

بعدش ؟ - هنوز برامون نفرستادند -

فقط بیارش بیرون ، باشه ؟

اونها گفتند باید یک کت و شلوار تنش باشه

من باید یک کت و شلوار شیک بپوشم رنگش هم قهوه ای باشه

صبر کن تا بیشتر فکر کنم

خاکستری باشه ، سه دکمه ای باشه شلوارش هم مُد روز باشه

اونها برام یک کاتالوگ اوردند تا لباس داخل دادگاهم رو انتخاب کنم

من بدون این کت و شلوار از اینجا نمیرم

این حق منه که کت و شلوار بپوشم

برو به اون مامور بگو - تازه قرار بود بند کفش نو هم داشته باشم -

راه بیوفت - من باید اونها رو بپوشم -

مثل پیرزن ها غُر میزنی - مطمئنی ؟ -

اینقدر حرف میزنند تا جونشون در بیاد

اینطور فکر می کنی ؟ - آره -

نمیدونم چه جوابی بهت بدم بعدا به حسابت میرسم

لطفا همه آروم باشید ، جناب من میخوام به دادگاه برم

من باید یک لباس رسمی بپوشم - بس کن -

خفه شو ، این هم از وسایلت

امضای خوبی نداری - دستت رو بذار پشتت -

چند لحظه صبر کن ، دارم ....؟ - دستت رو بذار پشتت -

من که همه وسایلم رو برنداشتم یک لحظه صبر کن

این کار شما درست نیست اونها بهم قول کت و شلوار رو دادند

خودم از کاتالوگ انتخاب کردم صبر کن ، کتابم

بدون کتابم از اینجا نمیرم برام ارزش زیادی داره

چرا اینطور باهامون رفتار می کنید امضای خوبی هم نداری

هی - پس چی شد ؟ کم اوردی ؟

هی - خفه شو -

از پلیس ها بدم میاد - برو تو ماشین -

به نظرم میتونی یک مقدار دیگه صبر کنی

شاید برات یک دست کت و شلوار مهم نباشه حتما خیلی از اینها تو خونه داری

اما برای من خیلی اهمیت داره

IRAN FILM

دکوراسیون ماشین های پلیس هیچ وقت عوض نمیشه

مربوط به عصر یخبندان ـه

مقداری هم برآمدگی داره

روز از نو ، روزی از نو

امیدوارم کسی قبلا اینجا استفراغ نکرده باشه

بذار یک چیزی ازت بپرسم

میخوام یک مسئله رو برای خودم حل کنم

در حالی که داری با سرعت زیاد میرونی به این سوال جواب بده

سه نفر در داخل ایستگاه اتوبوس منتظر هستند

یکی از این افراد خانم مُسِنی هست که داره نفس های آخرش رو میکشه

دومین نفر ، بهترین دوست تو تلقی میشه

چون که جونت رو قبلا نجات داده

و سومین نفر هم دختر آرزوهای تو به حساب میاد

حالا ادامه داستان رو پی میگیریم

تو فقط برای یک نفر تو ماشین جا داری

چه کسی رو انتخاب می کنی ؟

این چیستان مثلا میخواد شخصیتی رو که

در زندگی داری ، بهت نشون بده

مثلا دارم سوال روانشناسی ازت میپرسم

این نوع روانشناسی .....؟

بسیار خب ، فکر کنم جوابم رو گرفتم

چرا از بلندگوی ماشین اسفاده نمی کنی ؟

اون چراغت رو روشن کن حداقل یک چیزی بگو

از قدرت پلیسی خودت استفاده کن آژیر هم روشن کنی ، بد نیست

راهی رو برای خودت باز کنی

باید بگی ، راه رو باز کنید

زود باشید ، راه رو باز کنید

همه جا دیگه از صدای بوق پُر شده

هیچ وقت دوست نداشتم این وضیعت رو ببینم

حالا با چشمان خودم شاهد وقوع این حوادث هستم

همه چیز داره از هم میپاشه

اما سعی میکنم سلامت خودم رو حفظ کنم

هر چند به کت و شلوارم نرسیدم وقتی شهادت خودم رو توی دادگاه بدم

دیگه با من کاری ندارند

این رفتارشون هم منطقی به نظر میاد

دیگه باورم شده

همیشه باید شاهد حوادث تلخ باشم

همون جایی قرار میگیرم که نباید باشم باورت میشه ؟

زندگی همینطور بد هست ، با وجود شما آدم ها بدتر هم میشه

زندگی خسته کننده ست ؟

لعنتی

تا حالا کسی این حرف رو در مورد زندگی نزده بود

مردم همیشه به دنبال این هستند که بیشتر عُمر کنند

تلاش می کنند بیشتر زندگی کنند تو باید حتما

دچار استرس شده باشی

ایستادی ؟

اینجا که دادگاه نیست میخوای چیکار کنی ؟

هی

چرا توقف کردی ؟

تو مثلا قراره که منو به دادگاه بری حالا اینجا ایستادی و ...؟

کجا رفتی ؟

گوش کن ، من بعد از دادگاه یک قرار بسیار مهم دارم که باید برم

اصلا کار تو خنده دار نیست باید من رو به دادگاه ببری

هی

ای عوضی

هی

زمان برای ما خیلی پر اهمیت ـه

ایران فیلم

هوا امروز صبح آفتابی خواهد بود اما بقیه روز .....؟

سلام سَم سلام آنجلا

پس امروز هوای گرم و مرطوب رو تجربه می کنیم

بنظر میرسه درجه حرارت به 100 درجه هم برسه ( افزایش حداکثری دما )

استفاده از کرم ضد آفتاب یادتون نره

اینها رو هم به حسابم اضافه کن

میدونستم این یارو با خودش درگیری داره

هفده و نیم - چی ؟ -

بازش نکن ، بده به من

ساعت چنده ؟

ساعت 8:11 ـه

مشکلی نیست

آخرش که به اونجا میرسیم

بقیه پولت رو میخوای ؟ - باشه پیش خودت -

بسیار خب ، روز خوبی داشته باشی

بادوم زمینی نمیخوام - بدرود -

دستم بسته ست ، کاری نمیتونم برات بکنم

بهتره که بقیه پولم رو بهم بدی ممکنه نیاز پیدا کنم

وضعیت من رو اینجا میبینی ؟

نه

هی

چطوری بیام بیرون ؟

زود باش - کمکم کن -

کتابم ، آخه چرا ایستادی ؟ - برو برو برو -

حرکت کن

صبر کن

از اینطرف ، زودباش

گندش بزنند

هی

بیا از اینجا بریم ، زودباش

بیا بریم ، از اون طرف

این طرف

برو

دومینک ، مردم رو از اینجا ببر بیرون - خدای من ، چی شده ؟ -

همه برن - باشه -

برید بیرون - زود باشید -

هی

زود باشید از اینجا برید

مامور جَک موزلی هستم با شماره شناسایی 227

من در خیابان ....؟ یک لحظه صبر کن

آدرس اینجا چیه ؟ - حدود 133 مولبری -

حوالی 133 مولبری

خیابان مولبری

بسیار خب

ممکنه بازم پیداشون بشه ؟

نمیدونم برای چی ایستادی ؟

هدفت از این کار چی بود ؟

اونها گفتند شخص خاصی نیستی

یه آدم معمولیم - خفه شو -

تو به خوردن شراب معتاد شدی ، بهترین کار برای تو نخوردن این چیزهاست

خفه شو

جَک

فرانک - سلام ، چطوری ؟ -

حالت خوبه ؟

آره - آره ؟ -

ما این اطراف داشتیم گشت میزدیم که فهمیدیم به کمک نیاز داری

هر چه سریعتر خودمون رو به اینجا رسوندیم

سلام

سلام - خوبی ؟ -

من خوبم - بهت خوش گذشت ؟ -

نه - پیش میاد -

بهتره که یک مقدار تفریح کنی

جَک دیگه چه خبر ؟ - چطوری رفیق ؟ -

کاری که انجام دادی ، حرف نداشت

خودت فکر میکردی که آدم بده هستی

اما حالا نه ، درسته ؟

ما همکارش رو هم نیم بلاک اونطرف تر با تیر زدیم

مطمئنی حالت خوبه ؟ - آره -

یک مقدار نفس کم اوردم با شتاب اومدیم اینجا

چرا نمیذاری از اینجا به بعد ما شاهد رو ببریم ؟

بهتر از این نمیشه

ما پسره رو میبریم به دادگاه ، تو هم لازم نیست نگران چیزی باشی

ما تو رو میبریم خونه - ممنون میشم -

فکر کنم که فکر خوبی باشه

فکر نکنم رفیقمون حالش خوب باشه

بهش گفتم با ماشین متوقف نشه

اما اون خلاف حرف من عمل کرد

بعد از اینکه ایستاد ، همه چی اتفاق افتاد یک نفر اومد نزدیک پنجره

من یک قرار خیلی مهم بعد از دادگاه دارم

جَک

سلام شو

زود باش

چرا از این نمیخوری ؟ امتحان کن

ما بیرون تو ماشین منتظرت هستیم

برو یک کمی استراحت کن

جَک

این پسر میخواد علیه جِری ، شهادت بده

دیده که جِری ، کارهایی انجام میده

و جفتمون میدونیم که جِری دست بردار نیست

اگر علیه اون شهادت بده کارمون ساخته ست

بعدش خیلی اذیت میشیم

زود باش

میتونیم این اتفاق رو یک حادثه گزارش کنیم

قرار بود که اون پسر به دادگاه بره

اما وسط راه ، یک مقداری شیطنت از خودش نشون میده

بعش تو رو قال میذاره

میدونی که ، فقط در زمان و مکان اشتباه حاضر شدی

باشه ، تو که میدونی من آدمی نیستم که دوستام رو در این شرایط قرار بدم

میدونی که ؟

حالا ازت میخوام در این مورد هوای ما رو داشته باشی

و شتر دیدی ، ندیدی - تفنگ رو بگیر -

به این شکل تفنگ رو بگیر

زود باش

داره میاد - بسیار خب -

ماشه رو بکش

بسیار خب ، دستت رو از روی تفنگ بردار

به همین راحتی

تو سعی کردی که جلوی فراره پسر رو بگیری

بعدش اون ، تقنگت رو برداشت

چندتایی هم گروگان گرفت

آخرش ما اومدیم و بقیه ماجرا

اون میمیره و تو زنده میمونی

میتونه برای تو نقطه قوتی باشه

به همون جایی که بهش تعلق داری ، برگرد

تو هنوز هم با ....؟ - باسیت -

تو هنوزم با ، اسمش رو یادم رفت - زودباش ، بایست -

منتظر چی هستی ؟ - اسمش چی بود ؟ -

اسمش کارولین بود

کارولین

همه چی رو خراب کردی

برو اونطرف

زود باش فرانک

پسر ، زود باش بلند شو

گندش بزنند

الان ساعت 8:25 ـه

همونجا بمون - جلسه دادگاه ساعت 10 تمومه -

اگر پسره رو به دادگاه ببری ،همه این اتفاقات

اصلا بیخیال این حرفا

یک راه دیگه برای این کار پیدا می کنیم

ما هنوز میتونیم اینجا صحنه سازی کنیم

باشه

ما فقط پسره رو میخوایم

جَک ، بذار کمکت کنم

باشه ؟

برو عقب

جَک ، وقتی از اون در بری بیرون

دیگه نمیتونم کمکت کنم

فرانک ، خواهش می کنم برو عقب

اون به یک پلیس تیراندازی کرد

مگه چی دیدی که میخواند تو رو به قتل برسونند ؟

اون پلیس که اونجا بود

تو راه اتفاقی دیدمش

تفنگش رو دیدم که آماده شلیک کردن به یک نفر بود

بزن بریم

به یک پسر کوچیک گفت که اگر شهادت بده مادرش رو میکشه

برای چی این کار رو کردی ؟ بهشون نیاز داریم

پوکه های اون تفنگ مربوط به بیست سال پیشه امیدوارم کسی بهشون دست نزنه

بهت نگفتند که شو پلیسه ؟ - نه به من نگفته بودند -

اونها فقط به من یک عکس رو نشون دادند فقط همین

تبریک میگم ، چون قراره که علیه یکی از کله گنده های نیویورک شهادت بدی

چی ؟ - زمان داره همینطور میگذره -

اون قراره تا ساعت 10 خودش رو به دادگاه برسونه ، مقصدش رو میدونیم

مالوی تو با من میای

بقیه میدونید که کجا باشید - برید به کارتون برسید -

بزن بریم - زودباش -

کاپیتان - چی شده ؟ -

ما یک گزارش تقلبی رو برای شبکه های تلویزیونی اطراف فرستادیم

اسمی بهشون نگفتیم ، فقط به پلیس بودنش اشاره کردیم

چه قدر میتونی این وضعیت رو لاپوشونی کنی ؟ - به یک پلیس ، شلیک کرده -

شما کاپیتان ارشد ما هستی ، چقدر میتونی برامون زمان بخری ؟

نمیدونم ، چند ساعت ، شایدم بیشتر

چه کسانی بهت کمک می کنند ؟ - افرادم -

اُرتیز و مالدانادو از بخش 66 - تاجی و کالر از بخش 111 -

چند تا آدم دیگه هم هستند که دوست نداری بدونی

این یارو 20 سال بود که باهات همکار بود

چه اتفاقی اونجا افتاد ؟

مَست کرده بود ؟ - نمیدونم -

نمیدونم ، تازه بیدارش کردیم

خوشبختانه داره به روزهای اوج خودش برمیگرده

اگه مشکل ساز بشه چی ؟

ما این قضیه رو قبل از اینکه به درازا بکشه تمومش می کنیم

این خیابون ها رو خوب بلده

اگر اون پسر حرف بزنه ، خیلی برای ما بد میشه

اون نمیتونه چیزی بگه - و چیزی نخواهد گفت -

من بخاطر کاری که اونجا برای من انجام دادی ممنونم

اما داشتم فکر میکردم تو آدم مناسبی برای انجام این ماموریت نیستی

تو خیلی زود نفست بند میاد زود خسته میشی

پات یک مقدار که باهاش راه میری ، لنگ میزنه

من باید ساعت 12 با کسی ملاقات کنم

باید تا ساعت 10 کارم تو دادگاه ، تموم شده باشه

وگرنه به قرار ملاقاتم نمی رسم

متوجهی چی میگم ؟ - آره -

تو اصلا به حرف های من گوش نمیدی - صبر کن ، بیا اینجا -

زود باش

یک آدم مَست

پاش هم می لنگه

تفنگ هم نداره

بابی ؟ - بله ؟ -

داری به همون چیزی که فکر می کنم ، فکر می کنی - من همونجا هستم -

خدای من

بریم داخل

همین جا بمون ، من الان برمیگردم

زیاد طولش نده رفیق ، باید بریم

عجله کن

دستشویی کجاست ؟ - چی ؟ -

دستشویی کجاست ؟

انتهای راهرو اصلی

باشه

پس وقتی میخندی این شکلی میشی

حتما خیلی هم مَست کرده بود

عکس یک خانم هم اینجاست

موهاش قرمز بوده ، با نمک هم به نظر میاد

زود باش مرد ، خیلی نباید اینجا بمونیم

باید از اینجا بریم

یادت باشه باید قبل از نشستن ، روپوش توالت فنگی رو بالا بزنی

همین الانش هم بالاست

شاید خودت بالا زده بودی

m9r9a9@gmail.com Mraf (محمدرضا)

دارم میام

هی جَک

جَک موزلی

چرا این کار رو کردی ؟

چیکار ؟

به اون پلیس شلیک کردی

پلیس ها

اونها به پلیس های دیگه شلیک نمی کنند

باید میذاشتی به من شلیک کنند

خیلی باید مرد باشی که بخاطر یک ناشناس اینقدر از خود گذشتگی نشون بدی

ممنون

من تا حالا رفیقی نداشتم

تو که میدونی

تا حالا سر و کارم به پلیس نکشیده بود

دستت رو از روی ماشه بردار - تا حالا دوستی نداشتم -

بعدش با تو رو به رو شدم - بندازش روی زمین -

اینکه ناشناخته من رو نجات دادی

مردونگی کردی

بزن بریم

جَک - دستت رو بذار دور ستون -

دیگه نمیدونم باید چی بگم

دست های خودت رو ببند - داری چیکار می کنی ، جَک -

یک مقدار عجیب به نظر میاد

نمیشه به این راحتی ها تعریفش کرد

باشه رفیق

باشه

باشه

باشه

باشه

باید بذاری ما کار همیشگی خودمون رو انجام بدیم

تلفنت کجاست ؟ - جیب سمت چپ -

اونها میدونند من اینجا هستم اگر جواب ندم ....؟

جَک - بیا بریم -

باب - باب الان یک کمی سرش شلوغه ، فرانک -

من رو تحت تاثیر قرار دادی ، جک

به اون هم شلیک کردی ؟

یک نفر رو بفرست تا از احوال باب با خبر بشه

نباید این کار رو ادامه بدی

برات خیلی گرون تموم میشه

تو پسره رو گم کردی ، مگه نه ؟

اون تنها سند ضمانت تو برای آزادی بود

این بهترین اتفاقی ـه که میتونست اتفاق بیوفته

حالا چرا نمیری خونه و

همه چی رو فراموش نمی کنی

از اینجا به بعد رو به ما بسپار هنوزم داری دنبالش می گردی ؟

و نمیتونی پیداش کنی

ما پیداش می کنیم

ما پیداش می کنیم

دیگه میتونی ازاین قضیه کنار بکشی

کجایی پسر ؟

بذار ببینیم از چه راهی ممکنه رفته باشه

رفته بالاشهر یا رفته پایین شهر ؟

از چه راهی ممکنه رفته باشه

اگر حدس بزنیم که رفته پایین شهر ببینیم چه اتفاقی می افته ؟

میشه برای من هم کارت بکشید ؟ - برو کار کن ، پول در بیار -

خانم ، میشه برای من کارت بکشید

خانم ، میشه برای من کارت بکشید

من یک قرار ملاقات بسیار مهم دارم که باید بهش برسم

میشه یک نفر برای من کارت بکشه

من باید به قرار ملاقات خودم برسم

یک نفر به من کمک کنه

یکی کمک کنه

هی

بیا اینجا

بیا برو - ممنون رفیق -

ادوارد

نه - داری چیکار می کنی ؟ -

چرا فرار کردی ؟ - از من چی میخوای ؟ -

دلایل زیادی برای انجام این کار داشتم بقیه کارها رو خودم انجام میدم

خودم انجامش میدم از اینجا میرم

اگر من بتونم پیدات کنم ، اونها هم میتونند - خودم کارهای خودم رو انجام میدم -

ادوارد ، به من گوش بده

من که تنها دوست تو بودم - تو دوست من نیستی -

میتونم کمکت کنم - تو حتی من رو نمیشناسی -

ببین کجا آخر ، سر در اوردم آخرش من رو می کُشند

از وقتی تو مامور انتقال من شدی ، پلیس هایی که تو رو میشناسند،میخواند من رو بکشند

من هم برای خودم راه و روشی دارم

مگر اینکه بهم شلیک کنی یا بازداشتم کنی

نمیذارم بری - ممنون ، جک موزلی ، دارم میرم -

نمیتونی بری - میرم ،خوبش هم میرم -

این کار رو نکن -

خانم ها و آقایان - نمیذارم بری -

ادوارد

باشه ، بزن بریم

برید برید ، از سر راه برید کنار

از سر راه برید کنار

زود باش - داری چیکار می کنی ؟ -

تاکسی

تاکسی

کالر بود ، گفت که اونها رو حوالی خیابان کانال گم کرده

کجا میخواد بره ؟

کدوم گوری میره ؟

خدا لعنتش کنه

ما پیدات می کنیم

کارآگاه نوجنت هستم ازتون میخوام که سیگنال

تلفن همراه کارآگاه تورس رو ردیابی کنید کد ناحیه پوششی : 917 ، 935

پلیسی که تو آپارتمان بود ، بهت گفت که باید کار همیشگی خودت رو انجام بدی

منظورش چی بود ؟

تو که نمیخوای کار همیشگی که میکردی رو انجام بدی ؟

جَک موزلی ، من تو رو کامل درک می کنم

اصلا من آدم بده و تو آدم خوبه

هر کس دیگه ای میتونست مامور انتقال من باشه اما سرنوشت تو رو برای من فرستاد

ازت ممنونم

باشه؟ - باشه -

از مرکز تماس میگیرم - من کارآگاه نوجنت هستم -

جی پی اس داره نشون میده که سیگنال از خیابان باوری ارسال میشه

دارند به سمت خیابان پِل حرکت می کنند

سرعت نمایشی حاکی از آن است که دارند پیاده حرکت می کنند

شنیدید بچه ها ؟ داره میره محله چینی ها

بریم اونجا

چرا اینقدر این کتاب برات اهمیت داره ؟ - برنامه کاری ام رو اینجا نوشتم -

میخوام برم سیاتل ، خواهرم اونجا زندگی می کنه

میخوام برم اونجا یک شیرینی پزی مخصوص باز کنم

برای تولد بچه ها ، کیک درست کنم پول توی همین چیزهاست

برای تولد تو هم یک کیک تولد میفرستم

از کیک تولد متنفر هستم - متنفری ؟ -

یکی از اولین کارهای اشتباهی تو

این بود که بدون اجازه وارد مغازه کارول شدی و

تمام وسایل به درد بخورش رو دزدیدی

چون که تو دزد بودی و دزد چیزی هست که تو هستی

تو همیشه دزد هستی و خواهی بود - مردم میتونند عوض بشند -

مردم عوض نمیشند ، روز و ماه و سال تغییر می کنند نه مردم

مردم عوض نمی شوند - آخر دست ، کیک رو برات میفرستم -

میدونی نوشته روی کیک چی هست ؟

جَک موزلی ، این کیک رو بخور از خودت پذیرایی کن

مظنون داره به سمت شرق حرکت می کنه

مظنون داره در خیابان دویرز حرکت می کنه

بابی ، تو حواست به خیابان دویر باشه من هم میرم خیابان پل ،کالر خ. باوری رو ببند

دریافت شد - بریم دَخلش رو بیاریم -

دریافت شد - برو این دست -

ببخشید - کی هستی ؟ نمیتونی بری اونجا -

عذر میخوام

ما باید بریم اونطرف ، فهمیدی ؟

چند تا خیابان اونطرف تر باید خودمون رو برسونیم

برنامه ای داری ؟ میخوای پلیس بازی در بیاری ؟

میبینم که وضعیت پات بدتر شده باید به دکتر نشون بدی

من هم یک رفیق دارم که مثل تو راه میره

اون هم نمیخواست بره پیش دکتر

اما آخرش رفت ، بعد هم دکتر ها بهش گفتند پاش شکسته

ولی پاش عفونت کرده بود و مجبور شدند از زانو ، پاش رو قطع کنند

خیلی بده اما عوضش دیگه درد نداشت

آخرش برای زندگی و کار رفت نیوجرسی

پیک موتوری شد و هر ماه هم حقوقش رو میگیره

هر اتفاقی که میوفته ، حکمتی داره رفیق

من زیاد به این حرف ها باور ندارم

برو داخل این اتاق

جَک

منو بکش داخل ، کمکم کن - زود باش -

در رو قفل کن

صبر کن - مراقب باش -

زودباش

IRAN FILM

حالت خوبه ؟ - آره -

جَک ، داری چیکار می کنی ؟ کجا داریم میریم ؟

زودباش - داریم کجا میریم -

از سر راه برو کنار

بیا اینجا

از کجا میدونی این مسیری که داری میری به دادگاه خیابان مرکزی میرسه ؟

ما باید بدونیم که ....؟

بخواب رو زمین

برو

زودباش

کالر

هُل بده

حال خوبه جَک ؟

من میخواستم پسره رو با تیر بزنم اگر بهت حس بهتری میده

تیرت خطا رفت

این پسر تو رو به کشتن میده

حالا دیدی ؟

من کل روز رو وقت دارم

تو چی ، وقتی برات مونده ؟

جَک ، تو هنوز اونجایی ؟ - آره -

هنوز اینجا هستم

خوب بدتر از این نمیشه

وقتی امروز شروع شد

فکر نمی کردم امروز با دوست 20 ساله خودم بجنگم

دوستی ما امروز ساعت 8:25 تموم شد

نه

این دوستی 20 ساله به همین راحتی ها تموم نمیشه

ما هنوز رفیقیم

ببین

راهی که اومدم دیگه نمیتونم برگردم

تو برو و مثل همیشه به زندگی روزمره ات ادامه بده

مرزها یک زمانی شکسته میشه ؟ - چه مرزی ؟ -

شنیدی چی گفتم ، مرزها شکسته میشه - مرزی وجود نداره -

چه بخوای چه نخوای من و تو با هم نقاط اشتراکی داریم

تو آدم بده رو پیش خودت نگه داشتی ، مهم نیست چند وقت پیشِت باشه

تو الان متهم به خراب کردن زندگی

شش پلیس هستی

پلیس های خوب

مردان وظیفه شناس

تو میخوای زندگی اون پلیس ها رو با زندگی این پسر عوض کنی ؟

هی ، فرانک

فرانک ؟ - بله -

من از روی عمد نخواستم زندگی کسی رو بگیرم

تقصیر تو هست

صدامو میشنوی ؟

آره

به سابقه اون پسر نگاه کردی ؟

من نگاه کردم

دزدی مسلحانه ، تجاوز ، آزار پیرزن ها - من دیگه دزد نیستم -

آزار و اذیت کردن خانم ها دزدیدن کارت اعتباری آن ها

یک زمانی من این کار ها رو میکردم - خفه شو -

چرا میگی حرف نزنه ؟

به حرف اون پسر گوش بده پسر باهوشیه

داره تو رو بازی میده

از تو باهوش تر ـه

یک داستانی برای تو تعریف کرده

میخواد که یک شهروند خوب باشه

برو به کلیسا

برای مادرش یک خونه بخر

اما نصف بیشتر عمرش رو تو زندان سپری کرده

همین دو ساعت پیش بود که داخل زندان بود

اون هیچ وقت عوض نمیشه - من میتونم -

تو داری از یک جنایتکار سابقه دار حمایت می کنی

تو خوبی ؟ - فرانک ، اونها رو گیر انداخته -

تفنگ من هم دستش ـه

با این همه اطلاعاتی که بهت دادم هنوزم فکر می کنی اشتباهه

بهت قول میدم که از تَه قلبم باهات حرف زدم

اون روزی رو میبینم که در مراسم تشییع حرف های قشنگ در موردت می زنم

پس

هنوز هم به پسره اعتقاد داری ؟

یا همکار قبلیت رو بیشتر قبول داری

فرانک ، ما درست اونطرف در هستیم

چون

اگه به پسره اعتقاد داشته باشی

یعنی اینکه عواقب کارت رو قبول کردی

حرف همکار سابقت رو قبول نداری ؟

یا اینکه گزینه بعدی رو انتخاب کردی

برگردی همونجایی که بودی با همون پای شلیده و وضعیت نامناسب

خیلی نمیتونی از اینجا دور بشی به حرف همکارت ، ایمان داشته باش

کاری نکن که بعدا پشیمون بشی

فرانک هستم - حالت خوبه ؟ -

اونها در آسانسور هستند ساختمان را محاصره کنید

زود باش بابی ، ترتیب کارها رو بده

همه برند بیرون ، پلیس صحبت می کنه

همه بروند بیرون

فرانک ، کجایی ؟ - دارم میام پیشت -

کسی حق ورود و خروج به راه پله ها رو نداره

بسیار خب - راه پله پشتی رو پیدا کن ، مراقب پشت بام باشید

زود باش مال بیا - اومدم -

مالدونادو هم برای کمک فرستاده شد - عالیه -

سلام ؟

خبری نیست - کسی جواب نمیده -

من در رو به روی هیچ کس باز نمی کنم

لطفا کمک کنید

زودباش

جک بیا ، ممنون

خیلی ممنون - ممنون -

خودش یک سری حرف هایی زد - اون هیچ وقت در رو باز نمی کنه -

خیلی ممنون آقا

خیلی خیلی ممنون - ممنون -

شنیدی که چی گفت ؟ - الان نه ، ادوارد -

صدات رو بیار پایین - اون گفت در رو هیچ وقت باز نمی کنه -

میدونی این چه معنی ای میده ؟

الان نه خدا هوای ما رو داره

با مَک دونالد کار دارم - اسمتون چیه ؟ -

بهش بگو کسی هستم که شاهد رو به دستش سپردی

فکر کن داری با سرعت یک ماشین رو میرونی

مثل این

با سرعت

و سه نفر هم در ایستگاه اتوبوس هستند

یک زن پیر - خوب -

یک دوست ، مثل دوست من

دوستی که زندگی ات رو نجات داده

کارآگاه موزلی با شما کار دارند

موزلی - بله -

تو کجایی ؟ - شاهد من کجاست ؟ -

حدود هفت بلوک با شما فاصله دارم

بین من و دادگاه هزاران پلیس قرار گرفته اند

و همشون میخواند این پسر رو بکشند

باید بگم که در دفتر کار تو شنود کار گذاشتند

یک نفر نمیخواد شاهد به اونجا برسه - گندش بزنند -

اصلا فکر کردی اگر بخوای فردی به نام شو رو زمین بزنی چه عواقبی داره ؟

فکر می کنی به این راحتی ها دست از سر من برمیدارند

ما فکر کردیم اگر این مراسم رو در دادگاه مرکزی برگزار کنیم ، شو اعتراف می کنه

اما این کار رو نکرد

نباید میذاشتیم کار به اینجا بکشه که تو دردسر بیوفتی

جلسه دادگاه ساعت 10 تموم میشه، بدون اون پسر نمیتونیم شو رو متهم کنیم

او شاهد عینی حادثه بوده میتونه به ما کمک کنه

کجایی تا تیم حفاظتی خودم رو بفرستم

کدوم اتاق ؟

قرار تیم کمکی بیاد ؟ - آره ، میاد -

من باید به قرار ملاقاتم برسم

باید تا ظهر خودم رو به اونجا برسونم

این قرار خیلی برای من مهمه

گندش بزنند - آره -

اُرتیز دارم وارد ساختمان میشم

فرانک ؟

توچی و کالر تحت درمان قرار گرفتند - خوبه ، بابی رو پیدا کن ، پشت پله ها ست

ادوارد زود باش این رو بپوش

این لباس برای زمستونه رفیق الان فصل تابستان ـه

مثل یک جنایتکار لباس پوشیدی ؟ - تو ازم میخوای که ....؟ -

تو میخوای لباسم رو عوض کنم ؟ باشه میشه اون یکی رو بپوشم

این چطوره ؟ - اون یکی بهتره -

مگه چه مشکلی داره ، فقط خیلی طرح داره - اون حتی این لباس رو نمیپوشه -

بذارش اینجا

این یکی چی ؟

این یکی لباس رسمی آبی هم هست

اگر من رو دستگیر نکنند میرم و تو شیرینی پزی کار کنم

بعدش یک روز یه مشتری میاد و میگه

میتونی برام یک کیک سفارشی درست کنی ؟

بعد من میگم ، معلومه که میتونم

البته بهش نمی گم که قبلا کیک بلد نبودم درست کنم

اما حالا یک کاریش می کنم

اما فکر کنم بتونم از روی دستور العمل درست کنم

برای تولد دخترش یک کیک تولد درست می کنم

بعدش میادو من ور میبینه

منم میگم : تولدت مبارک آنجل

بعدش خیلی ذوق زده میشه و بقیه ماجرا

بعد میگه : ادوارد تو کارت حرف نداره رفیق

منم یک مقدار قوپی میام و میگم : آره من تو این کار خیلی مهارت دارم

بعدش مردم با یک دید دیگه به من نگاه می کنند

یک دکمه رو نبستی ؟ - نبستم ؟ -

همه رو جابجا بستی

بیخیال - بسیار خب -

نوجنت صحبت می کنه

هر چی تو بگی

اتاق شماره 5 ای

بعدش من تحقیقات خودم رو در زمینه آشپزی تکمیل می کنم

و آخر دست هم پول خوبی از پختن کیک تولد بچه ها به جیب میزنم

باید یک عروسک کارتونی معروفی مثل باگز بانی روی کیک بذارم تا جواب بده

یا عروسک یو گیو ، شنیدی تا حالا ؟

یو گیو - یچه ها عاشق این عروسک هستند -

تو یو گیو رو نمیشناسی ؟ خیلی معروفه رفیق

میفهمی چی میگم ؟

قراره در آینده خیلی پول در بیارم پیش به سوی شیرینی پزی

بعدش که میخوای من رو ببینی پیش خودت میگی : قیافه ام درسته ،لباسم خوبه ؟

بسیار خب - دست ها بالا ، پلیس -

پلیس - خفه شو -

خدای من - خفه شو -

فرانک ، اتاق اشتباهی رو به ما نشون دادند

بذارش رو زمین

بذارش رو زمین

همیشه شانس در خونه آدم رو نمیزنه

اما ما باهوش تر تو هستیم

تفنگ رو بده به من - تکون نخور -

داری چیکار می کنی ؟

این مکان پر از پلیسه

به من نگاه کن

داری چیکار می کنی ؟

چه حسی داری ؟

چه حسی داری ؟

تو یک شیرینی پزی مگه نه ؟

به حرفش گوش بده

اگر ماشه رو بکشی بقیه عمرت میری زندان

داریم میایم پایین

فرانک ، صدای من رو میشنوی ؟

نمیتونی جلوی من رو بگیری ؟ - وقته رفتنه -

وقته رفتنه - نمیتونی من رو متوقف کنی -

تو یک اسلحه پُر بهش دادی ؟

فرانک - من رو آزاد کن -

تفنگت رو برداشت ؟ - به سمت جنوب رفتند -

یک تفنگ به من بده ، زودباش

راه رو باز کنید

یک نفر گزارش بده زود باشید

برگرد

ببخشید - در رو باز کنید -

ببخشید - در رو باز کنید -

به راه خودت ادامه بده حرکت کن

گندش بزنند

داخل اتوبوس هستند ، زود باشید

به رانندگی ات ادامه بده - داری چیکار می کنی ؟ -

من پلیس هستم ، در پشتی رو ببند - اون تفنگ داره -

توقف نکن ، بگو سرنشینان محکم بشینند

جای نگرانی نیست ، اون مرد یک پلیسه

همه چیز درست میشه - محکم بشینید -

همه محکم بشینند نگران نباشید

برو سمت راست

داری چیکار می کنی - این وسیله رو متوقف کن -

سرتون رو بندازید پایین

از اتوبوس فاصله بگیرید

همینطور روی زمین بمونید

سرتون رو بندازید پایین

کدوم گوری هستی ؟ - محل احداث ساختمان نیمه کاره در بَکستِر -

گروگان گرفته

بذارید برم

گوش بدید

همه از جای خود بلند بشید به شما شلیک نمی کنند

خودتون رو جلوی پنجره قرار بدید

به شما شلیک نمی کنند تو کجا میری ؟

در معرض دیدشون قرار بگیرید

همینطور بمونید

به گرابر بگو بیاد اینجا - باشه -

هی

انتهای خیابون رو ببندید

ایران فیلم

اتوبوس پر از آدمه - این قضیه خیلی داره طول میکشه -

بابی ؟ - گرابر در راه اینجاست -

باید یک داستان تر و تمیز بسازیم

حرف هامون رو یکی می کنیم

لباس ها رو بپوشید

ما به سرعت میتونیم این موضوع رو حل کنیم جناب کُمیسِر

طرف به یک پلیس شلیک کرده و شاهد دادگاه رو گروگان گرفته

بعدش از من میخوای آروم باشم ؟

کمیسر ، این موضوع یک کمی پیچیده ست

اشتباه من بوده قریان

قبلا با موزلی همکار بودم بخاطر همین از کاپیتان خواستم من رو برای این کار انتخاب کنند

فکر میکردم بتونم نظرش رو عوض کنم اما نمیدونستم چقدر طول میکشه

در محل های خود مستقر بشید - منتظر شنیدن دستور باشید -

کاغذ ها رو به شیشه ها بچسبونید

کارتون عالیه ، ممنون

کمیسر ، کاپیتان - سلام مایک -

چی داریم ؟ - یک پلیس با 20 تا گروگان -

قضیه خودکشی ـه ؟ - دومین باره که میخواد این کار رو انجام بده -

دومین بار ؟ - بله -

تو چی میدونی کارآگاه - همونطور که کاپیتان گفتند ، شرایط خوبی نداره -

بعد از قضیه دستگیری شو ، اون میخواست از این مورد سو استفاده کنه

به هیچ شکلی نمیشه ، طرف رو قانع کرد

لطفا پشت نوارهای حفاظتی قرار بگیرید

پلیس باهوشی ـه

حال همه شما خوب میشه میخوام شما رو بفرستم بیرون

از در پشتی خارج بشید - جَک ؟ -

از در پشتی خارج بشید - همین الان

از اتوبوس پیاده بشید ، از من نترسید من پلیس هستم

جَک ، من مایک شیهان هستم

چند سال پیش روی یک پروژه با هم کار کردیم

من بلندگو رو کنار میذارم

متاسفم - جَک -

متاسفم شما رو در چنین شرایطی قرار دادم

هیچ اسلحه ای با خودم ندارم

گوش بده

سرت رو پایین نگه دار - معامله رو که میدونی -

من دارم آروم میام جلو

و این تلفن رو برات میذارم تا بتونیم صحبت کنیم

میخوام که هیچ کسی اونجا صدمه نبینه در رو باز کن

ازت میخوام که ...؟ - بندازش -

بگیرش - بنداز -

بیا

صدای من رو میشنوی ؟

چند تا گروگان داری ؟

ببین چند نفر هستند

لطفا افراد دستاتون رو بالا قرار بدید

پلیس نیویورک صحبت می کنه ، از مردم درخواست داریم از محل فاصله بگیرند

پشت حفاظ ها باقی بمونید - حدود 26 ، نه 28

همه رو شمردم ؟ لطفا گریه نکن

همه چیز درست میشه ، آروم باشید باشه ؟ ممنون

چند تا بودند ؟ - دقیق 31 نفر -

حدود 40 نفر گروگان داریم

خوبه

جون تک تک افراد اونجا برای ما اهمیت داره

اکثر مقامات قضایی در محل حضور دارند

تیم ضربت هم رسید ، دیگه نمیتونی فرار کنی

بیا قضیه رو تموم کنیم ، بذار بقیه به خونه برگردند

تنها چیزی که ازت میخوام اینکه این قضیه رو فیصله بدی

جَک

دیگه جایی نمیتونی بری

باهام حرف بزن

همه حالشون خوبه ؟ - آره -

سلام ، چطوری ؟ - خوبم -

چطوری ؟ -

اسم من ادوارد ـه همه حالشون خوبه ؟

اسمت چیه ؟

کریستینا - کریستینا -

اسم قشنگی داری ، چند سالته ؟

هفت سال - هفت سالته -

بذار یک نگاهی به کتابم بندازم

دستور العمل کیک توت فرنگی کجاست ؟ بذار ببینم

دستور العملش باید همینجا باشه

پیدا کردم ، مخصوص دوست داران توت فرنگی

ببین اینجا چی نوشته ؟

من میتونم کیک رو تزیین کنم

مثل تزیین چینی ها

میتونم این کار رو انجام بدم

تولدت چه تاریخیه ؟

دقیقا 22 سپتامبر - چقدر زود -

پس قراره 8 ساله بشی روز خوبی برات آرزو می کنم

تولده تو چه زمانیه ؟

امروز

آره - تولدت مبارک -

هر روز تولد یک آدمه

بخاطر همین میخوام بزنم تو کار شیرینی پزی

هر روز تولد یک نفر ـه

نمیدونستم تولدم با چنین حوادثی هم زمان بشه

و خوشحالم که تا این لحظه زنده هستم

بگو جَک - سلام شیهان -

کمیسر ، قربان

شیهان ؟ - من اینجا هستم -

این چیزیه که من میخوام

ازت میخوام که بازپرس بخش قضایی مَک دونالد و

و یک تُند نویس و یک نماینده از تلویزیون برای من بفرستید

کسی که من بشناسمش

ازشون میخوام که داخل اتوبوس بشند و شهادت این پسر رو ضبط کنند

وقتی این کار انجام شد ، بقیه رو میفرستم برن

به دستور مقامات نیاز داره ، زمان میبره - فقط انجامش بده ، من در شرایط مناسبی نیستم -

تا 15 دقیقه دیگه میخوام این کار انجام بشه

اگه نشد شروع می کنم به تیراندازی به تک تک افراد داخل اتوبوس

و اونها رو از در میندازم بیرون - جَک آروم باش -

میتونیم این قضیه رو بدون هیچ گونه خونریزی تموم کنیم ، آروم باش

میتونیم قضیه رو حل کنیم - فقط 15 دقیقه -

جَک

تلفن رو قطع کرد

همه افراد بلند بشید

جَک میخوای چیکار کنی ؟ - میخوام هر چی زودتر این افراد رو پیاده کنم -

اما همین الان تلفن زدی ، اونها قبول میکنند این شرط رو انجام بدهند

همه کسایی که گفتند میان ؟ - هیچ کس نمیاد -

منظورت چیه هیچ کسی نمیاد ؟

تا کمتر از 5 دقیقه دیگه اونها به این اتوبوس حمله می کنند

اونها من و تو رو می کشند - پس شهادت من چی میشه ؟ -

ما میتونیم نجات پیدا کنیم ،میتونیم قضیه رو همین جا تموم کنیم

میتونیم شهادت بدیم - هیچ کسی شهادت نمیده -

دیگه همه چیز تموم شد ادوارد

بازی رو باختیم

هی ، ری - فرانک -

تو ؟

نمیخوای وارد عمل بشی ؟

کمیسر هنوز به ما اجازه همچین کاری رو نداده

نمیخوام بهت یادآوری کنم که به 2 نفر از ما شلیک کرد

گوشم از این حرف ها پُره

ما حدود 40 شهروند داخل اتوبوس داریم همه آنها رو نجات بده

نمیخوام هیچ کسی ، حتی افراد خودمون آسیب ببینند

هیچ کسی آسیب نمیبینه بچه ها کار خودشون رو بلدند

حرکتی دیده شد - مستقر بشید -

حواستون به اتوبوس و سرنشینان باشه

چی شده ؟

باب

وقتی رفتی بیرون

تولدت مبارک - ممنون -

گروگان ها رو به یک منطقه امن میبرند

اما همه افراد بیرون من رو ....؟ - به من گوش بده -

وقتی از میدان دید آنها خارج شدی زود خودت رو گم و گور کن

اگر اونها من رو شناختند ؟ - به حرکت خودت ادامه میدی -

خیلی خوشتیپ شدی

این هم از کت و شلوار خاکستری

کت و شلوارت رو هم گرفتی

دست ها رو ببرید بالا ، به پشت سر هم نگاه نکنید

دست ها رو ببرید بالا ، حال همه شما خوب میشه

متاسفم

زود باشید حرکت کنید

داره چه غلطی می کنه ؟ - از کجا باید بدونم ؟ -

هرچی فهمیدم بهت میگم - هنوز نفهمیدی ....؟ -

اگر چیزی فهمیدم بهت میگم از جلوی چشمام برو گمشو

حواست به اونها باشه

بابی ؟ اونجا رو ببین

خودشه - پیداش کردیم -

اون نیست - بذارید بره -

اون لباسش رو عوض کرد - چی ؟ -

اون کت و شلوار خاکستری پوشیده - کت و شلوار خاکستری ؟ -

دقیقا 31 نفر خارج شدند - پس باید 8 نفر دیگه اونجا باشند -

من آخرین نفری بودم که از اتوبوس پیاده شدم

تنها کسی که اونجا مونده آدمیه که تفنگ دستش بود

پس بریم - برید برید برید -

افرادت رو از اینجا ببر - بزن بریم -

موزلی داخل اتوبوس هست اما اون پسر یک جایی همین اطرافه

میخوام هر چیزی رو چک کنی

حالا برو به کارت برس

من کارآگاه موزلی هستم با شماره شناسایی 227

فکر کنم این ضبط صدا باید وصیت نامه من باشه

m9r9a9@gmail.com Mraf (محمدرضا)

تیراندازی نکنید

شلیک نکنید

تیراندازی نکنید

اون دیگه کیه ؟ - شلیک نکنید -

تیراندازی نکنید - این صدا از کجا میاد ؟ -

بی سیم ات رو روشن کن ، ببین اون کیه ؟

تفنگ ها رو بذارید زمین ، شلیک نکنید

شلیک نکنید

شلیک نکنید

شلیک نکنید

شلیک نکنید

از اتوبوس فاصله بگیر - شلیک نکنید -

تیراندازی نکنید - از اتوبوس فاصله بگیر -

شلیک نکنید

جک ، منم

من ادوارد هستم ، جَک

چاک باری

چاک باری

چاک باری شخصی بود که بخاطر دزدی دستگیر شده بود

اون عوض شد

باری وایت ، اون حدود 300 تایر دزدیده بود

باورت میشه این کار رو کرده اما در آخر اون فرد عوض شد

تو گفتی که مردم نمی تونند تغییر کنند

اما مردم عوض می شوند - ادوارد -

چیه ؟ - تو ما رو به کشتن میدی -

تیم ضربت شماره سه ، به اتوبوس نزدیک بشید

تیم ضربت ، عملیات خود را آغاز می کند

از سر راه برید کنار

سرت رو بگیر پایین ، سر و گوش خودت رو بگیر

تیراندازی نکنید - برید برید -

برید برید برید - تیراندازی نکنید -

مثل یک کابوس میمونه

تیراندازی نکنید

IRAN FILM

زود باشید حرکت کنید - آروم باشید -

حرکت کنید - بیاین اینجا -

تیم ضربت شماره دو ، وضعیت رو گزارش بدید

زود باشید

اتوبوس خالیه

از در جلویی اتوبوس پیاده شدند

اونها داخل ساختمون شدند اینجا رو محاصره کنید

همه واحد ها ، اتوبوس خالیه - اونها وارد ساختمان شدند -

ساختمان رو محاصره کنید عملیات جستجو آغاز میشه

مراقب باشید ، تا حالا به دو پلیس شلیک کرده

من باید چیزی به تو بگم

به حرف من گوش بده رفیق

میخوام یک چیزی بهت بگم

من باید یک چیز خیلی مهم رو برات بگم

به خودت بیا

گندش بزنند

آقا من پلیس هستم الان هم در حال ماموریت هستم

من به موبایلتون نیاز دارم

ببین چه بلایی سر کت و شلوار من اومده

بهت که گفتم کار های تو باعث میشه آخر من تیر بخورم

به کمکت نیاز دارم

همه این اتفاقات از زمانی که دوستم موریس به خونه ام اومد ، شروع شد

دو روز پیش ، موریس به خونه من اومد

خیلی هیجان زده بود

یک قوطی کفش جدید دستش بود

یک تفنگ هم داشت

اون گفت که این تفنگ رو برای روز مبادا برای من نگه میداره

بهم قول داد این لطف رو در حق من انجام بده

روز بعد ، یک نفر بهش شلیک کرد

داخل قوطی کفش ، 32000 دلار پول بود

حتما تو این کار ، حکمتی بوده ؟ - آره -

حکمتی داشته

آروم باش

میدونی چقدر پول لازمه تا من شیرینی پزی رو باز کنم ؟

حدود 31000 دلار

من خیلی گیج شده بودم که چیکار کنم ؟ از خونه زدم بیرون

رفتم به پُرت افارتی و پول رو داخل یکی از کمدها گذاشتم

من به خونه برگشتم

افسری که آزادی مشروط بهم داده بود

تو خونه بود

تفنگ موریس هم تو دستاش بود

طوری به من نگاه میکرد که به نظر آخر خط برای من فرا رسیده بود

داشت در مورد بازداشت 15 ساله من صحبت میکرد

حالم بد شد

بعدش هم مامور اداره تحقیقات به سلول من اومد

و عکس اون پلیس رو بهم نشون داد

بعدش هم تو رو دیدم

اونها کمد ها رو هر 24 ساعت یکبار چک می کنند

من باید به قرار ملاقات خودم میرسیدم

ساعت 10 در دادگاه

و ساعت 12 باید میرفتم سراغ کمدی که داخلش پول رو گذاشتم

به من نگاه کن ، بیدار بمون

تو نمیتونی همین طوری بمیری

نمیدونم ، چون قبلا که مُردن رو تجربه نکردم

امروز این اتفاق برای تو نمی افتد

ممنون که اومدی

اوضاعش چطوره ؟ - فکر کنم گلوله از بدنش عبور کرده -

کمک کن بذاریمش تو آمبولانس

تو رو میشناسم

زود باش - من داخل خونه تو بودم -

پس داخل آپارتمان رفتی - تفنگ من رو هم برداشتی -

پسره نمک نشناس

خیلی آپارتمان تمیزی بود

پلیس تا یک ساعت دیگه از من بخاطر اومدنم جواب میخواد

میخوای چی بهشون بگی ؟

اینکه آدمی رو پیدا کردم که خیلی مغرور بود همه جا رو بهم ریخته بود

و براش ذره ای اهمیت نداشت چه اتفاقی خواهد افتاد

اون خیلی آدم رُکی هست ، صادق هم هست که اون رو خیلی جذاب می کنه

حالا میخوای چیکار کنی ؟

جون من رو چند مرتبه نجات داد

اون مَرده خیلی خوبیه بهش یک فرصت دیگه بده

نمیدونم چیکار کرده اما باید یک فرصت دیگه بهش بدی

حرف های زیادی برای گفتن به کسی داره

اما اون شخص من نیستم

ادوارد ، این خواهر من دایان ـه - چی ؟ -

خواهرته ؟

اوه ، رفیق

امیدوارم بودم فصل تازه ای از ارتباطات رو شروع میکردی

من هم یک خواهر دارم

اما اون در سیاتل زندگی می کند

من تازه میخواستم بعد از این قضیه شیرینی پزی ام رو باز کنم

امروز میخواستم به دیدار خواهرم برم

اون رو تو اتوبوس ببینم

نمیتونم خونریزی اش رو متوقف کنم

زخم هاش نیاز به بخیه داره باید به بیمارستان منتقل بشه

ما باید تا کمتر از 20دقیقه دیگر در دادگاه حاضر باشیم

باید یک کاریش بکنی

تو حالت خوب میشه ، اونقدر که بنظر میرسه حالت بد نیست

دستت چی شده ؟

میخوام یک لطفی برام بکنی

یک لطف کوچیک

امروز واقعا تولده تو هست ؟

نه

چون دیدم اون دختر کوچیک خیلی ترسیده بود این رو گفتم

دختره بانمکی بود

تولد تو چه زمانیه ؟

نمیدونم - منظورت چیه ؟ -

واقعا نمیدونم

من یک پسر بچه سر راهی بودم هر روز ممکنه تولده من باشه

اما خودت گفتی که یک خواهر داری و میخوای که اون رو ببینی

چند ماه پیش از وجود خواهرم مطلع شدم

تا حالا خواهرت رو ندیدی ؟ - نه -

بخاطر همین میخوام برای دیدنش به سیاتل برم

منتظر دیدن خواهرم هستم

شاید خواهرت به زیبایی آنجلینا جولی باشه

اگر اینطور باشه ، دوست ندارم که خواهرم باشه

برای کیک تولدت چی سفارش میدی ؟

تا حالا بهم نگفتی ، میخوام یک کیک تولد برات بفرستم

من کیک نمیخوام ، ادوارد - لعنت به تو ، زود باش بگو -

نمیخوام به اتفاقاتی که در زندگی پیشین من رُخ داده فکر کنم

چیزی نمیخوام روی کیک تولد من بنویسی - هیچی ؟ -

من آدم خوبی نیستم ، ادوارد

من آدم خوبی نیستم

منم همینطور

دایان - فرانک -

کلید ها رو بهم بده

داخل ماشین بمون - خارج از محیط کاری ات هستی -

نجات دادن زندگی افراد که به محیط بستگی نداره

باید این رو بدونی ، فرانک - خوشتیپ شدی -

داخل این کت و شلوار ، جالب به نطر نمیای

در رو باز کن

در رو باز کن

متاسفم جَک ، اما بیشتر از این نمیتونم جلو برم

همونطور که گفتم ، امروز خوشتیپ شدی

ممنون

بزن بریم

یک دقیقه صبر کن

برای چی صبر کنیم ؟

این مهم ترین قسمت رفتن ما محسوب میشه

بیخیال بابا - به من گوش بده -

چی ؟ - گوش بده -

اون افرادی که تو میخوای علیه آنان شهادت بدی

همون پلیس هایی هستند که دنبال ما بودند - آره -

من هم قبلا عضو گروهشون بودم

تو علیه من هم شهادت میدی

من هم قبلا کارهای آنان رو انجام میدادم

من هم کارهای بد میکردم

من هم قبلا جنایت هایی که تو مرتکب شدی انجام دادم

من باید قبل تر از این حرف ها بازداشت میشدم

داخل دادگاهی که شش سال پیش برگزار شده بود

متاسفم

اگر امروز تو به دنبال من نمیومدی

تا حالا مُرده بودم

درسته - پس -

من هم خوشحالم تو رو دیدم

این هم حکمت خدا بوده

تو جون من رو نجات دادی

مراقب خودت باش

ممنون

کیک یادت نره درست کنی ، ادوارد

تو کلیدهای ماشین رو به بهترین دوستت دادی

تا اون بتونه پیرزن مریض رو به بیمارستان ببره

و خودت داخل ایستگاه اتوبوس ، پیش دختر رویاهات میمونی

پس همه چیز حل میشه

درست گفتم ؟ - آره -

تو سیاتل بهت خوش بگذره ، سلام من رو به خواهرت برسون

باشه

حتما

اون رو به پُرت اِفارتی ببر ، مطمئن شو سوار اتوبوس بشه

ممنون کارل - مشکلی نیست -

بسیار خب

WWW.IRANFILM.NET

عجب صبح خوبی داشتی ، مگه نه ؟

پسره کجاست ؟

داری بهش نگاه می کنی

گذاشتم پسره بره ، فرانک

دیگه دستت بهش نمی رسه - مزخرفه -

من بودم این کار رو نمی کردم

پس

میخوای به اونها چی بگی ؟

میخوای همه چیز رو بهشون بگی ؟

در مورد خودت هم صحبت می کنی ؟

فکر میکنی با این کار ، عذاب وجدانت کم میشه؟

هیچ چیز نمیتونه عذاب وجدان من رو خوب کنه

پس چرا میخوای این کار رو بکنی ؟

تو و من

ما کار خودمون رو میتونیم ادامه بدیم

ما حتی موارد سخت تری هم داشتیم اما تو با ما همراه بودی

هیچ کدام از اونها تو رو آزار نداد تا این مورد

به من گوش بده

به صورت جدی ، به حرف های من گوش بده

اون چیزی که در ذهنت هست که میخوای پیش اونها اعتراف کنی

این اتفاق هرگز نمی افتد

تو موفق نمیشی

اینطور فکر می کنی ؟

اینجا به من شلیک می کنی و کسی هم نمی فهمه

مثل خونواده لینگ ، درسته ؟

اونها هم نفهمیدند

اون یک پیرمرد یک دنده بود که دهنش رو بسته نگه نمیداشت

من هم سر تفنگ رو داخل دهنش قرار دادم

بعدش دچار حمله قلبی شد و مُرد - که چی ؟ -

اگر این اتفاقات نمی افتاد ، اگر تو با ما همراه بودی

کار رو با هم پیش می بردیم ، آخرش میگفتیم : کارمون خوب بود

ضررهای ناشی از کار و کسب فساد هر چیزی میتونه باشه

تو وقتی میخواستی اون رو داخل اتاق به قتل برسونی ، اُمیدش رو از دست داد

اون میخواست شبکه ما رو از بین ببره - اون بیگناه بود -

اون میخواست شبکه ما رو از بین ببره - اون قرار بود همسر کسی بشه -

اون میخواست شبکه ما رو از بین ببره - اون قرار بود پدر فرزندی باشه -

اون میخواست شبکه ما رو از بین ببره از ما چه انتظاری داشتی

اون میخواست حقیقت رو بگه - لعنت به حقیقت -

درسته

دیگه بهش نیازی ندارم

بابی ، داره طرف تو میاد

کارش رو تموم کن

موزلی داخل ساختمان ـه ایست

دست ها رو ببر بالا - شلیک نکن -

روی زانو بشین - من مسلح نیستم -

روی زانو بشین - من مسلح نیستم -

تفنگ ها رو بذارید کنار ، لطفا با بازپرس قضایی مَک دونالد تماس بگیرید

دست ها بالا - به مَک دونالد خبر دهید -

به من شلیک نکنید - دست ها رو ببر بالا -

فقط به مَک دونالد خبر بدید

جَک ، زودباش - من نمیخوام باهات درگیر بشم -

موزلی

دست ها بالا

شاهد من کجاست ؟ ادوارد بانکِر کجاست ؟

نتونست بیاد

من بجای اون اومدم

تفنگ ها رو بذارید کنار - کسی تیراندازی نکنه -

برید عقب

من اطلاعاتی دارم در مورد

یک گروه مخفی فساد پلیسی

تاریخ ها ، اعضا ، عملیات های انجام شده

آزار و اذیت ها و احتمالا آدم کُشی ها

که حدود 14 حوزه رو شامل میشه

در راس آنها کاپیتان دان گروبر

کارآگاه جِری شو

ادوارد مالدونادو

باب تورس

جیم مُلوی

خودم

و کارآگاه فرانک نوجنت

این کارها چه معنی میده ؟ چی میخوای ؟

میخوام دیگه کاری به کار ادوارد نداشته باشید

باشه ، دیگه چی ؟ - دیگه هیچ چیز -

میتونی همه حرف های خودت رو اثبات کنی ؟

آره

تفنگ

کس دیگه ای تیرانداری نکنه

فکر می کنی این پایین به من شلیک میکنی بعدش هم کسی متوجه نمیشه

مثل خونواده لینگ ؟

اونها هم هیچ وقت متوجه نشدند

اون یک پیرمرد یک دنده بود که دهنش رو بسته نگه نمیداشت

من هم سر تفنگ رو داخل دهنش قرار دادم

بعدش دچار حمله قلبی شد و مُرد - که چی ؟ -

که چی ؟ - اون آدم بیگناه بود -

بیگناه ؟ - اون باید کُشته میشد -

اگر من و تو با هم همکاری می کردیم

کار رو با هم پیش میبردیم و بعدش می گفتیم : کارمون خوب بود

در هر کسب و کار فسادی ، اتفاقات ناخوشایند غیر قابل پیشگیری ـه

تو وقتی تفنگ رو به سمتش نشونه رفتی اُمیدش رو از دست داد

اون شبکه ما رو از بین میبره - اون بیگناه بود -

اون شبکه ما رو از بین میبره - اون قراره همسر کسی بشه -

اون شبکه ما رو از بین میبره - اون قراره پدر کسی بشه -

اون شبکه ما رو از بین میبره از ما میخوایم دست رو دست بذاریم ؟

اون میخواد حقیقت رو بگه - لعنت به حقیقت -

بریم پیش هیات ژوری

خیلی ممنون - ممنون -

باشه

تولدت مبارک - تولدت مبارک جَک -

جَک ، خوش اومدی

داری منو دست میندازی ؟ - دو سال حبس دیگه برات کافی بوده -

ممنون بخاطر این کارها

تولدت مبارک جَک - تولدت مبارک -

تولدت مبارک ، شمع ها رو فوت کن - به خونه خوش اومدی -

من از جشن تولد متنفر هستم ، میدونی که

عذر میخوام - تولدت مبارک -

این هم همراه کیک بود

جَک موزلی عزیز

امیدوارم شرایط اون طور که میخواستی پیش رفته باشه

من کار خودم رو راه انداختم

سیاتل با نیویورک خیلی فرق داره اینجا رو بیشتر دوست دارم

فکر نمیکردم اینقدر هوای سیاتل خوب باشه

این بهترین احساسی ـه که در طول زندگی ام داشتم

پدرم در اومد ولی به هر حال خیلی خوشحالم به اینجا رسیدم

شیرینی پزی رو راه انداختم برام هورا بکشید

اسم کوچیک خودم رو اول اسم مغازه گذاشتم چون خیلی براش زحمت کشیدم

اجاق های خیلی گرمی داره ، رفیق

امیدوارم از کیک خوشت بیاد

این ادوارد ـه - همیشه بدون که یک دوست صمیمی داری -

بخاطر همه زحمت هایی که کشیدی ممنون خدا تو رو مورد رحمت خودش قرار بده

باهام در تماس باش

عالی شد - یکی دیگه بگیر -

شما نمیدونید عجب آدمی بود دلم براش تنگ شده

تولدت مبارک ، جَک

مترجم : Mraf (محمدرضا)

ایران فیلم

IRANFILM.NET

m9r9a9@gmail.com

امیدوارم از ترجمه این فیلم ، لذت برده باشید

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.