Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
نخست وزير
انبارهاي غلات ما تقريبا خالي هستن
مود غذايي باقي مونده برامون
فقط تا 3 روز ارتشو سير ميکنن
ميدوني براي چي دنبالت فرستادم؟
نخست وزير ميخوايد بفرستينم تدارکاتو از جينگو انتقال بدم؟
نخست وزير ميخوايد بفرستينم تدارکاتو از جينگو انتقال بدم؟
هرچند لي فنگ توانا هست
بعد خراب شدن اون قسمت جاده
نتونسته تدارکاتو خارج جينگو انتقال بده
فرستادن تو چه فرقي ميکنه؟
...پس نخست وزير منظورتون اينه
خانواده اي ثروتمند پيدا کن و ازشون غذا قرض بگير
خانواده اي ثروتمند پيدا کن و ازشون غذا قرض بگير بايد از خشکسالي بهار نجاتمون بده
خانواده براي قرض غذا؟
نخست وزير
سرزمين لونگ شي جمعيت زيادي رو نداره
خانواده از کجا پيدا کنم؟
يکي هست که به ميزان زياد ثروتمند هستش
و صدها هزار کيسه غلات در انباراش داره
کيه؟
سيما يي
سيما يي؟
من فهميدم
انبار چانگ آن
300هزار کيسه تدارکات غلات براي اونا ارسال کرده
از راه جاده لونگ جونگ براي کمپ سيما يي برده
از راه جاده لونگ جونگ براي کمپ سيما يي برده
من دوست دارم تو اين تدارکات رو بگيري
خب،نخست وزير چه تعداد سرباز به من ميدن؟
هزارتا
هزارتا؟
نخست وزير
هزار تا سرباز زيادي کم نيستش؟
نه تنها کم نيست،خيلي هم زياده
300هزار کيسه غلات
توسط 3 هزار نفر سرباز دشمن در حداقل زمان حمل شدن درسته؟
همينطوره
نخست وزير شما داريد فقط هزار سرباز به من ميدين
به علاوه از تاختن چند هزار مايل تا لونگ جونگ خسته هم شدن
به علاوه از تاختن چند هزار مايل تا لونگ جونگ خسته هم شدن
موضوع گرفتن تدارکات نيست
من ميترسم که زنده برنگرديم
اين تمام چيزيه که ميتونم بهت بدم
اگر که با افراد زيادي بري
اونوقت جلب توجه خواهي کرد
و سربازان وِي محافظت ميکنن
هزار مردي که با تو ميان
...بايد لباساي سربازاي وِي رو بپوشن و در خفا به جلو پيشروي بکنن
...بايد لباساي سربازاي وِي رو بپوشن و در خفا به جلو پيشروي بکنن
...بايد لباساي سربازاي وِي رو بپوشن و در خفا به جلو پيشروي بکنن
متوجه شدي؟
حقير متوجه شدم
زي جون
تو وضعيت تدارکات کشور ما رو ميدوني
سرنوشت 340 هزار ارتش ما الان کاملا وابسته به تو هستش
سرنوشت 340 هزار ارتش ما الان کاملا وابسته به تو هستش
ميان تمام جنرالان واجد شرايط
تو تنها کسي هستي که به ارتش وِي خدمت کرده و با امور اونا اشنا هستي
تو تنها کسي هستي که به ارتش وِي خدمت کرده و با امور اونا اشنا هستي
مرد ديگه اي نميتونه اين ماموريت رو به انجام برسونه
مرد ديگه اي نميتونه اين ماموريت رو به انجام برسونه
اما چه موفق باشي و چه موفق نشي
بايد قبل از سومين ساعت فردا به اينجا برگردي
اگر برنگردي يا در گرفتن تدارکات موفق نشي
من مجبور ميشم که به خان جونگ عقب نشيني بکنم
زي جون،سرنوشت ما در دستان توئه
نخست وزير نگران نباشيد
من حتي شده به قيمت مرگم اين ماموريت رو انجامش خواهم داد
من حتي شده به قيمت مرگم اين ماموريت رو انجامش خواهم داد
بلند شو
خوبه
نخست وزير،مراقب باشيد
وايستيد
ايست
اينجا چي کار داريد؟
من تحت دستور فرمانده ارشد هستم
تا تدارکاتو به کمپ لونگشي اسکورت بکنم
کي هستي جلومو ميگيري؟
مدرک شناساييت کو؟
ما محافظان شخصيه فرمانده ارشد هستيم
براي بازرسي تدارکات اومديم
جنرال
همه تدارکات اينجان،شما دنبال چي هستيد؟
ميخوايم مطمئن شيم
مواد بي کيفيت به جاي غلات خوب عبور نديد
و فرمانده رو فريب نديد
...تو
بفرما
بگرديد
اطاعت
زود زود باشيد بريد
سريع،اينجا
با دقت بررسي کنيد
جنرال،بررسي انجام شدش
چيز مشکوکي پيدا نکرديم
جنرال روزتون خوب باشه
بريم
اطاعت
بريم
بريم
چي شده؟
عجيبه تکون نميخورن چي شده؟
محکمتر محکمتر
نشد بازم تکون نميخورن
چي شده؟
جنرال تکون نميخورن
نميدونيم چرا
اما هيچ کدوم از ارابه ها تکون نمي خورن
با دقت بررسي کنيد
اطاعت
ببينيد جاييشون قفل شده باشه
به بغلهاشون ضربه بزنيد
به بغلهاشون ضربه بزنيد
نميشه،حرکت نميکنن
اين افسرا که الان اومده بودن بايد کاري باهاشون کرده باشن
اين افسرا که الان اومده بودن بايد کاري باهاشون کرده باشن
بيايد بريم
کمپ لونگ شي از اينجا دور نيستش
بريد و نيروي کمکي بياريد
ارابه ها رو برگردونيد و تدارکات رو حرکت بديد سريع
ارابه ها رو برگردونيد و تدارکات رو حرکت بديد سريع
اطاعت ارابه ها رو دور کنيد
سريع سريع
مسئول تدارکات کجاست؟
احترام به جنرال من اينجا هستم
تدارکات کجان؟
عجيبه
...الان
گاوهاي چوبي بي حرکت همينجا بودن
چطور ناپديد شدن؟
نکنه بال در اوردنو پرواز کردن؟
همچنين،سربازاي کمين کرده که گفتي
کجا هستن؟
جنرال
جنرال حقير هرگز به جنرال دروغ نميگم
الان پرچم هاي ارتش شو واقعا همه روي تپه بودن
الان پرچم هاي ارتش شو واقعا همه روي تپه بودن
الان پرچم هاي ارتش شو واقعا همه روي تپه بودن
فرمانده ارشد
نياز نيست چيزي بگي اعدام
ببريدش
چشم
حالا فهميدم
جوگو ليانگ در بيرون کشيدنم براي نبرد شکست خورد
حالا طمع تدارکاتمو کرده
اون از قصد اين ارابه هاي گاوي رو بهمون داد
تا ازشون براي انتقال تدارکات استفاده کنيم
و بعدش اونا رو بگيره
پدر
اگر که جوگو ليانگ چندين هزار کيسه غلاتو به دست بياره
اگر که جوگو ليانگ چندين هزار کيسه غلاتو به دست بياره
عواقبش غير قابل فکر کردنه
بيايد تعقيبشون کنيم
چطور تعقيب کنيم؟
از اينجا به جنوب ده ها مسير کوهستاني وجود داره
ميدوني از کدوم يکيشون رفتن؟
حتي اگه بدوني اگر افرادمون خيلي کم باشن
نميتونن تدارکات رو پس بگيرن
و اگر خيلي زياد باشن مطمئنا داخل تله خواهند افتاد
نکنه ميخواي 10 هزار سرباز ديگه به خاطر تدارکات از دست
نکنه ميخواي 10 هزار سرباز ديگه به خاطر تدارکات از دست رفته تلفات بديم؟
برميگرديم
اونا برگشتن
درود بر نخست وزير
تدارکات رو به دست اوردي؟
نخست وزير نگاه
نخست وزير
خوبه خوبه
وانگ پينگ
تو منو نجات دادي 300هزار نفرو نجات دادي
نخست وزير
نگاه
خوبه
عاليه
حکم امپراتوري رسيد سيما يي حکم رو دريافت کند
"به مرحمت خداوند،امپراتور حکم ميکند"
"از وقتيکه شو با ما جنگ برپا کرده"
"سيما يي پشت سر هم شکست خورده"
"از دست دادن شهرها،سربازان و جنرالان"
"درد ما را بيشتر کرده"
"با اينکه تلاش هاي بزرگ براي به دست اوردن تدارکات حاصل کرديم"
اما گذاشتيد جوگو ليانگ در يک اقدام" "300هزار کيسه تدارکات ما رو به دست بياره
اما گذاشتيد جوگو ليانگ در يک اقدام" "300هزار کيسه تدارکات ما رو به دست بياره
"خشکسالي بهار در جلوي ماست"
مردم دشت هاي مرکزي از قحطي به خوردن" "بچه هاي همديگر رو اوردن
"لطفا از خودتون بپرسيد"
"ميتونيد با ما رو به رو شيد؟"
ميتونيد با مردم در حال رنج کشيدن" "دشت هاي مرکزي رو به رو بشيد؟
ميتونيد با مردم در حال رنج کشيدن" "دشت هاي مرکزي رو به رو بشيد؟
"درحاليکه نشان فرمانده ارشد در مالکيت سيما يي باقي خواهد ماند"
"به عنوان مجازات از عنوانش فرماندهي ارشد محروم خواهد شد"
"به عنوان مجازات از عنوانش فرماندهي ارشد محروم خواهد شد"
"اگر در مدت 1 ماه پيروزي حاصل نشود"
بايد به خاطر شکست خوردن به عنوان" "هشداري براي ديگران مجازات شود "حکم کرديم"
بايد به خاطر شکست خوردن به عنوان" "هشداري براي ديگران مجازات شود "حکم کرديم"
فرمانده ارشد
حکم امپراتوري ارسال شدش
شما بايد قبولش کنيد و تشکر کنيد
فرمانده ارشد
لطفا نگهش داريد
اين حکم امپراتوري هستش
حقير ميپذيرم و تشکر ميکنم
پدر خواجه رفتش
پادشاه درست گفته
به دست اوردن تدارکات اسون نيست
حالا که ما در قحطي بهار هستيم
چند صد هزار کيسه تدارکات
ميتونست زندگي صدها هزار از مردم رو نجات بده
من گناهکارم
جوگو ليانگ
نفرت انگيز
اون يه دزد حقير هستش
اگر من بگيرمش
زنده پوستشو ميکنم و تيکه تيکه ميکنم
ديگه به جوگو ليانگ فحش نده
دزدي خرد يک استعداد دروني هستش
فقط با بودن جوگو ليانگ
دربار اجازه ميده من ارتشو فرماندهي بکنم
اگر به خاطر جوگو ليانگ نبود
پادشاه خيلي وقت پيش منو کشته بود
فرمانده ارشد نگاه
پايين ما دره شانگ فانگ هستش
مطابق گفته جاسوسا
جوگو ليانگ تمام تدارکات دزدي رو در اينجا ذخيره کرده
جوگو ليانگ تمام تدارکات دزدي رو در اينجا ذخيره کرده
ورودي دره
توسط وِي ين،وانگ پينگ،و ارتش زبده شو محافظت ميشه
مکان مناسبي براي ذخيره کردن تدارکات هستش
با چنين راه کوچيکي به عنوان ورودي
حمله کردن به کمپ مشکل هستش
فرمانده ارشد،سربازاي شو دارن نزديک ميشن
بريم،بيا سمت شمال برگرديم
اطاعت
فرمانده ارشد
امپراتور فقط يک ماه به ما فرصت دادن
ضرب الاجل داره نزديک ميشه
فرمانده ارشد بايد زودتر اقدامي بکنيد
فرمانده ارشد نگران نباشيد
تخطي کردن از زمان داده شده
بهتره از حمله اي عجولان با خطه
طبق ضرب الاجل نريم
دربار فرمانده ارشد رو اخراج ميکنه
خبرها از دربار
ميگن که شياخوا با،پسرش شياخو يواِن
توسط پادشاه به جنرال سواره نظام ترفيع داده شده
من نگرانم وقتي ضرب الاجل بگذره
پادشاه اونو جايگزين بکنن
به علاوه اين مرد يک گستاخ ابله هستش
وقتي در قدرت باشه
تمام ارتش رو بدبخت ميکنه
ما به اون بچه رذل گوش نميديم
فرمانده ارشد،لطفا زودتر اقدامي بکنيد
فرمانده ارشد،لطفا زودتر اقدامي بکنيد
فرمانده ارشد،اقدامي بکنيد
فرمانده ارشد
دستور ميدم
به دره شانگ فانگ حمله ميکنيم
فرمانده ارشد
ورودي توسط وِي ين،وانگ پينگ با 50 هزار سرباز محافظت ميشه
ورودي توسط وِي ين،وانگ پينگ با 50 هزار سرباز محافظت ميشه
اونا بهترين سربازاي شو هستن
خوبه
اگر جنرالاني معمولي داشته باشن
من فرصت اينو ندارم که دشمن رو نابود بکنم
فرمانده ارشد يعني چي؟
گوش کنيد
جوگو ليانگ 50 هزار سرباز زبده براي محافظت از کمپ اصليش در دره شانگ فانگ به کار گذاشته
جوگو ليانگ 50 هزار سرباز زبده براي محافظت از کمپ اصليش در دره شانگ فانگ به کار گذاشته
جوگو ليانگ 50 هزار سرباز زبده براي محافظت از کمپ اصليش در دره شانگ فانگ به کار گذاشته
کمپ اصليش در کوه چي
توسط سربازاي ضعيف محافظت ميشه
اگر 100 هزار سرباز زبده بفرستم
براي حمله اي به کوهستان چي
جوگو ليانگ چي کار ميتونه بکنه؟
يگانهاشو براي کمک ميفرسته
کدوم رو ميفرسته؟
وِي ين وانگ پينگ
پس دره شانگ فانگ بدون محافظت نمي مونه؟
حقير متوجه شدم
فرمانده ارشد لطفا دستور بديد
من داوطلب ميشم
سربازا رو براي حمله به کمپ جوگو ليانگ در کوهستان چي رهبري کنم
تو با سون لي به همراه هم خواهيد رفت
يادتون باش
همينکه نزديک کمپ جوگو ليانگ شديد
مطمئن شيد سربازا بدون توجه به زندگي هاشون حمله مکرر بکنن
مطمئن شيد سربازا بدون توجه به زندگي هاشون حمله مکرر بکنن
اطاعت
فرمانده ارشد
داوطلب ميشم 30 هزار سرباز براي حمله به شانگ فانگ رهبري بکنم
وقتي وِي ين به قصد کمپ کوه چي رفتش
من همه رو در اونجا نابود ميکنم
نياز نيست
خودم ارتش رو به اونجا رهبري ميکنم
جوگو ليانگ از دزدي کوچيکي استفاده کرد
تا صدها هزار کيسه تدارکاتمونو بدزده
من با دزدي اونا رو برميگردونم
تا به امپراتور پاسخ بدم
در جنگ اساس استراتژي نظامي
به تدبير جنگي نيست بلکه به اقدامه
به تغيير دادن يينگ و يانگ و پنهان کردن حيله در حقيقته
استراتژي سطحي هست در حاليکه اقدام اساسش هست
درک کردن اين حقيقت
مهمتر از يادگيري هزاران ارايش نظامي هستش
نخست وزير
نخست وزير
ما شمار زيادي از سربازان ز بده وِي رو پيدا کرديم
دارن مستقيم سمت کمپ ما در کوهستان چي ميرن
چه تعدادي هستن؟
سيما يي هم اومده؟
طبق گزارشها
بيش از 100 هزار سرباز وِي هستن
بيشترشون سربازاي زبده يونگ ليانگن
جنرالان سون لي و گوا خويي هم هستن
و پرچم هاي سيما يي در وسطشون در حال اهتزازه
نخست وزير
سيما يي شخصا اومده
نشون ميده جنگي قاطع ميخوان
اينطور نيست
"پنهان کردن حيله داخل حقيقت" رو فراموش کردي؟
اگر پرچم سيما يي اينجا باشه
پس خود اون بايد نباشه
به علاوه
اگر سيما يي اومده باشه
پس پرچمش نبايد باشه
منو سيما يي سالهاي زيادي رقابت کرديم
با سربازا و جنرال ها با ارايش ها با دانسته ها
من رفته رفته ازش شناخت پيدا کردم
اون ميدونه در دره شانگ فانگ سربازان زبده براي نگهباني دارم
و کمپ کوه چي رو خالي ترک کردم
بنابراين مبادرت به حمله به اينجا کرده
ولي
اگر واقعا ميخواست که منو بگيره
پوشيده تر در اين مورد اقدام ميکرد
تمام اين هياهو براي يک حمله معنيش اينه که
اون در حقيقت داره يه نمايشي رو ترتيب ميده
دره شانگ فانگ؟
يعني هدف واقعي سيما يي دره شانگ فانگ هستش؟
يعني هدف واقعي سيما يي دره شانگ فانگ هستش؟
درسته،دره شانگ فانگ هستش
اگر شک من درست باشه
در همين لحظه
سيما يي داره شخصا ارتشي رو به اونجا رهبري ميکنه
همينکه وِي ين و وانگ پينگ به کمک ما بيان
اون دره شانگ فانگ رو خواهد گرفت
تدارکاتمونو گرفته و خط زندگيمونو قطع ميکنه
نخست وزير
فورا يه پيغام بر ميفرستم
تا به وِي ين و وانگ پينگ در اين مورد خبر بده
تا به وِي ين و وانگ پينگ در اين مورد خبر بده
خيلي دير شده
وِي ين وقتي بفهمه کوهستان چي در خطره مطمئنا براي کمک به ما مياد
وِي ين وقتي بفهمه کوهستان چي در خطره مطمئنا براي کمک به ما مياد
نخست وزير
اگر اينطور باشه
مثل اين نيست که سيما يي راهشو به دست اورده باشه؟
من نقشه حمله متقابل کردن براي وانگ پينگ گذاشتم
اگر بد از بدتر بشه و ما تدارکات رو از دست بديم
اگر بد از بدتر بشه و ما تدارکات رو از دست بديم
سيما يي هم اونا رو به دست نمياره
فرمانده ارشد،جاسوسا گزارش دادن
جنرال سون داره حمله اي وحشيانه به کمپ کوه چي ميکنه
در دره شانگ فانگ
وِي ين با سربازاش هنوز نرفتن؟
نه،وِي ين سربازاشو حرکت نداده
افراد
در خدمتيم
دستورو براي گوا خويي بفرستيد
حملش رو در کوهستان چي تشديد بکنه
بايد با تمام سربازاش حمله بکنه
چشم
گزارش
فرمانده ارشد
بگو
سربازاي شو در دره شانگ فانگ حرکت کردن
دارن مستقيم به سمت کمپ کوهستان چي ميرن
وِي ين رفته يا نه؟ چه تعداد سرباز اونجا باقي موندن؟
وِي ين خودش ارتشو رهبري کرده
وانگ پينگ با چند هزار سرباز در عقب مونده
بازديد دوباره
چشم
نخست وزير،ارتش وِي داره وحشيانه حمله ميکنه
قرارگاه شرقي ما 2 دفعه در سرتاسرش رخنه شده
و ما شجاعانه دوباره پسش گرفتيم
اما وضعيت در قرارگاه جنوبي بدتر هستش
حتي با تلاش مردان مجروح و دست هاي تواناي جنگيدن
حتي با تلاش مردان مجروح و دست هاي تواناي جنگيدن
به نظر ميرسه به زودي سقوط خواهد کرد
فهميدم
نخست وزير
هرگز چنين حمله وحشيانه اي توسط ارتش وِي نديده بودم
هرگز چنين حمله وحشيانه اي توسط ارتش وِي نديده بودم
سيما يي هم بايد اينجا باشه
وگرنه ارتش وِي اينقدر بي پروا جنگ نميکرد
سيما يي اينجا نيست
اون در دره شانگ فانگ هست
برج ديده باني گفته که
دره شانگ فانگ به نظر کامل ارومه
سيما يي بايد در دره شانگ فانگ باشه
ديگه چيزي نگو برو و جلو دشمن رو بگير
چشم
جوگو ليانگ
نبرد جيه تينگ امروز دوباره خودشو تکرار ميکنه
سيما جااُ
فرمانده ارشد
دستورمو به همه ابلاغ کن
دنبال من به دره شانگ فانگ بيايد
اطاعت
نخست وزير،قرارگاه جنوبي سقوط کرد
قرارگاه شرق و شمال در نبرد عميقي هستن
...ممکنه
تا قبل صبح تمام کمپ سقوط بکنه
اين فقط ممکنه
نخست وزير لطفا کمپ رو ترک بکنيد
و در عوض به چن سانگ بريد
نميشه،اگر من برم
کمپ واقعا سقوط خواهد کرد
اما وضعيت الان وخيم هستش شما بايد از اينجا بريد
اما وضعيت الان وخيم هستش شما بايد از اينجا بريد
من نميرم،دستور ميدم
تمام سربازا تا حد مرگ بجنگن با زندگيمون از کمپ دفاع ميکنيم
نخست وزير
چشم
گزارش،جنرال
دشمن در قرارگاه شرقي و غربي نفوذ کرده
وضعيت کمپ اصلي چطوره؟
به صورت خيلي سنگيني به محاصره در اومده
بازديد دوباره
اطاعت
جنرال اگر در فرستادن کمک تامل بکنيم
ارتش وِي مطمئنا کمپ اصلي رو هم ميگيره
نخست وزير هم در خطر خواهند بود
فکر بي اساس
ما در مورد نخست وزير صحبت ميکنيم اون موجودي الهي هست
بيشتر منتظر مي مونيم
بعد از اينکه کمپ اصلي درش رخنه پيدا شد
به راه خودمون حمله ميکنيم
اطاعت
گزارش
جنرال خبرهاي بد
اردو اصلي در کوه چي به طور کامل شکاف پيدا کرده
تو مطمئن هستي؟
بله مطمئن هستم
سربازاي دشمن داخلش حرکت ميکنن
دستور منو گوش بکنيد
به گوشيم
حمله به داخل کمپ
نخست وزير
نخست وزير،وِي ين و سواره 100 هزار نفريش رسيدن
دشمن داره عقب نشيني ميکنه
فورا به کمپ ليااُ خوا دستور بفرست
فورا افرادش رو به دره شانگ فانگ رهبري بکنه
و به نيروي وانگ پينگ بپيونده
وقتي سيما يي داخل دره شانگ فانگ شدش
بلافاصله ورودي هاي دره رو ببندن
نخست وزير،ليااُ خوا فقط کمتر از 10 هزار سرباز ضعيف داره
نخست وزير،ليااُ خوا فقط کمتر از 10 هزار سرباز ضعيف داره
چرا به وِي ين دستور نميديد به دره شانگ فانگ بره؟
سربازاي ليااُ خوا به دره شانگ فانگ نزديکتر هستن
به وِي ين دستور بده برگرده به کمپ سيما يي حمله بکنه
چشم
يانگ يي
نخست وزير
در کمپ چه تعداد سرباز برامون باقي موندن؟
تنها 200 تا 300سرباز
بخواه منو تا قله کوه شانگ فانگ همراهي بکنن
نخست وزير جاده کوه شانگ فانگ طولاني و شيبش زياده
نبرد تموم شده
و شما هم بيمار هستيد
بايد بمونيد و استراحت بکنيد
درست 2 ساعت پيش
داشتي نصيحتم ميکردي که سمت چن سانگ برم
چرا الان اونقدر سلامت نباشم به دره شانگ فانگ سفر کنم؟
چرا الان اونقدر سلامت نباشم به دره شانگ فانگ سفر کنم؟
نخست وزير،خبرهايي دريافت کرديم
که سربازاي وِي همه سمت دره شانگ فانگ عقب نشيني کردن
اگر که اونا در نيمه راه به شما حمله بکنن
چطور چند صد سرباز ميتونن مقابل اسيب ازتون محافظت بکنن؟
چطور چند صد سرباز ميتونن مقابل اسيب ازتون محافظت بکنن؟
منو سيما يي براي سالهاي زيادي نبرد کرديم
اما امروز همش به پايان ميرسه
چطور ميتونم نرم ببينمش؟ بريم
فرمانده ارشد
من کمپ شو رو در ورودي دره گرفتم
وانگ پينگ با چند صدهزار سرباز باقي مونده به تپه ها فرار کرد
وانگ پينگ با چند صدهزار سرباز باقي مونده به تپه ها فرار کرد
وضعيت ورودي دره چطور هست؟
افرادمون اونجا ديده باني ميکنن
سربازان محافظ يکي بعد ديگري دارن موقعيت هاشونو ترک ميکنن
سربازان محافظ يکي بعد ديگري دارن موقعيت هاشونو ترک ميکنن
اخرش يک کمپ خالي به جا ميذارن
فرمانده ارشد،بيايد تاخير نکنيم
سريع بريم تدارکات رو بگيريم
نه
اول ورودي دره رو مستحکم کنيد
بعد جاسوسا از کمپ کوه چي اخبار جمع بکنن
اطاعت
نخست وزير،لطفا ببينيد
دره شانگ فانگ دقيقا پايين ما هستش
ارتش وِي اينجا هستن
خيلي زيادن
ارتش وِي ورودي دره رو گرفته
اما هنوز نپديرفتن که داخل دره شانگ فانگ بشن
اما هنوز نپديرفتن که داخل دره شانگ فانگ بشن
سيما يي ترديد داره
اون يه روباه پير مکاره
که هر قدمش رو با احتياط خيلي زياد بر ميداره
پس بايد چي کار کنيم؟
هيچ کار نميتونيم
هرکاري که ميتونستم انجام دادم
باقيش دست خداونده
پدر،ما در عمق دره هستيم
نه داريم جلو ميريم نه عقب نشيني ميکنيم
جاي درنگ کردن نيست
چه عجله ايه؟ اطرافو ميبينم
ورودي دره نه براي حمله کردن مناسبه نه براي دفاع کردن
ورودي دره نه براي حمله کردن مناسبه نه براي دفاع کردن
اما بايد صبر کرد
وقتي اخبار از کمپ کوه چي رسيدن
تصميم ميگيرم چي کار بکنيم
خب
گزارش،فرمانده ارشد
درود فرمانده ارشد
وِي ين سربازاشو به کوهستان چي رهبري کرده
الان داره با جنرال گوا خويي نبرد ميکنه
هر 2 طرف در بن بستي قفل شدن
کمپ کوهستان چي بيش از 80 مايل از اينجا فاصله داره
ارتش شو حتي اگه بال هم داشته باشه
نميتونسته زودتر از 4 ساعت به اونجا برسه
پدر،دستور بدين
دستور ميدم
تمام سربازا داخل دره حمله بکنن و تدارکات شو رو بگيرن
تمام سربازا داخل دره حمله بکنن و تدارکات شو رو بگيرن
بعدش کمپ هاي شو رو اتيش بزنن به دنبال من
حمله
ارتش وِي داخل شدش
سيما يي طعمه رو گرفت
حمله
اره اره
اون داخل دره شانگ فانگ شدش
سيما يي
در اخر داخل گورت قدم گذاشتي
فرمانده ارشد
سربازان باقي مونده شو نابود شدن
انبار غلات دست نخورده هستش
اونا حاضر هستن؟
فرمانده ارشد لطفا بررسي کنيد
جوگو ليانگ جوگو ليانگ
تو با دزديدن تدارکاتم به من درد دادي
حالا ازت پسشون گرفتم
باور نميکنم بدون داشتن غذا بتوني عقب نشيني بکني
باور نميکنم بدون داشتن غذا بتوني عقب نشيني بکني
پدر،دستور بديد بار گاري ها کنن
بار کنيد
سريع بار کنيد
اطاعت
سريع سريع
گاري هاي رو اينجا بياريد سريع
غلات همه روغني شدن
فرمانده ارشد فرمانده ارشد
زير انبار غله هاي مواد محترقه قرار داده شده
سريع عقب نشيني
پدر،فرار کنيد
نترسيد،به ورودي دره عقب نشيني بکنيد
ورودي دره هنوز در دستان مائه
سيما جااُ
پدر پدر
پدر پدر زود بلند شيد
پدر
از فرمانده ارشد محافظت کنيد
فرار کنيد پدر فرار کنيد
عقب نشيني
چه اتشي حتي از اتش يي لينگ هم عظيم تره
نخست وزير من سيما يي رو ديدم
نخست وزير،اونجا رو ببينيد نگاه کنيد نخست وزير
سيما يي داره توي درياي اتش بال بال ميزنه
وانگ پينگ ورودي دره رو مسدود کرده
سيما يي چاره اي جز مردن در شعله ها رو نداره
حتي خداوند الان نميتونه کمکش بکنه
نخست وزير
ارباب،يونگ ليانگ اخر مال ما شد
دشت هاي مرکزي در اخر براي ما شد
سلطنت هان در اخر دوباره احيا شد
نخست وزير
به طرف ورودي دره حمله بکنيد
بايد از دره خارج بشيم
به افراد بگو که ديگه تقلا نکنن
پدر
افرادي که من اوردم شجاعترين جنگجويان هستن
افرادي که من اوردم شجاعترين جنگجويان هستن
وقتي اتش کمي کم بشه
مطمئنا ميتونيم ازش رد بشيم
تو هم ميدوني کاري کردم
که نميتونيم زنده خارج بشيم
ميدوني سرگرمي مورد علاقه جوگو ليانگ چي هست؟
حساب کردن و بر اوردن کردن تعداد چوب
هيچ کس در دنيا در محاسبه کردن بهتر از اون نيست
هيچ کس در دنيا در محاسبه کردن بهتر از اون نيست
چه مقدار روغن به کار ببره
چه مقدار مواد منفجره کار بزاره
و چه مقدار زمان نياز هستش
تا دره شانگ فانگ رو به توده خاکستري تبديل بکنه
اون تنهايي تمام اين کارها رو انجام داده
برو،به افراد بگو جنگ کردن رو متوقف بکنن
ازشون بخواه برگردن
اجازه ميدم که تسليم بشن
نه پدر نميتونيم تسليم بشيم
برو
نه نميتونيم تسليم بشيم
نميتونيم تسليم بشيم پدر
نه
افراد
فرمانده ارشد
من ميدونم که شما تمام تلاشتونو انجام داديد
تقصير من هستش که ما امروز اخر در اين وضعيت افتاديم
تقصير من هستش که ما امروز اخر در اين وضعيت افتاديم
الان
من بهتون اجازه ميدم تا سلاحاتونو بندازين
از دره خارج شيد و تسليم ارتش شو بشيد
فرمانده ارشد شما چي؟
بله فرمانده ارشد شما چي ميشيد؟
من فرمانده ارشدم بايد در وظيفم بميرم
نه فرمانده ارشد
من تسليم نميشم
حقير در نبرد همراه با فرمانده ارشد خواهم مُرد
من هم تسليم نميشم
من در نبرد با فرمانده ارشد ميميرم
فرمانده ارشد ما ترجيح ميديم بميرم تا اينکه تسليم بشيم
ترجيح ميديم بميرم تا اينکه تسليم بشيم
شما بهترين سربازان در جهان هستيد
از همگيتون تشکر ميکنم
"باد سرد از کنار رود منجمد يي ميگذره" اواز جينگ کو قبل اينکه در ماموريتش براي کشتن پادشاه کشور دشمن خود کشي کنه
"قهرمان عازم ميشه،ديگه هرگز برنميگرده"
"باد سرد از کنار رود منجمد يي ميگذره"
"قهرمان عازم ميشه،ديگه هرگز برنميگرده"
"باد سرد از کنار رود منجمد يي ميگذره" "قهرمان عازم ميشه،ديگه هرگز برنميگرده"
"باد سرد از کنار رود منجمد يي ميگذره"
نخست وزير
ارتش وِي بيرون اومدن رو رها کرده
اونا...اونا دارن اواز ميخونن
چي ميخونن؟
"باد سرد از کنار رود منجمد يي ميگذره"
اين اوازيه که جين کو سانگ کنار رود يي قبل ماموريتش براي براي کشتن امپراتور چين ميخونده
اين اوازيه که جين کو سانگ کنار رود يي قبل ماموريتش براي براي کشتن امپراتور چين ميخونده
سيما يي با اين اواز ثابت ميکنه
مخالفتش با کشور ما شو هان غير قابل تکان خوردنه
تحسين برانگيز،با افتخار چه اوازه سزاواري
سيما يي براستي يک قهرمان حقيقي هستش
کاسه ها رو پُر کنيم و براي خوشي" "زندگي دوم نداشته بخونيم
که زود گذره،مثل شبنم صبح" "که زودي مياد تا بگذره
امپراتور گذشته
خدمتکارتون سيما يي داره مياد تا شما رو ببينه
پدر
فرمانده ارشد
بارون مياد
پدر بارون مياد
برادرا بارون مياد
بارون مياد
بارون مياد
نخست وزير بد شد نخست وزير
بارون مياد
برادرا خداوند طرف ما هست
ارتش شو نابود خواهد شد
برادرا با من حمله بکنيد
حمله
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.