Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت93 اين قسمت:سیما یی توسط بارش باران در دره شانگ فانگ نجات پیدا میکنه (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي
نخست وزیر
انبارهای غلات ما تقریبا خالی هستن
مود غذایی باقی مونده برامون
فقط تا 3 روز ارتشو سیر میکنن
میدونی برای چی دنبالت فرستادم؟
نخست وزیر میخواید بفرستینم تدارکاتو از جینگو انتقال بدم؟
نخست وزیر میخواید بفرستینم تدارکاتو از جینگو انتقال بدم؟
هرچند لی فنگ توانا هست
بعد خراب شدن اون قسمت جاده
نتونسته تدارکاتو خارج جینگو انتقال بده
فرستادن تو چه فرقی میکنه؟
...پس نخست وزیر منظورتون اینه
خانواده ای ثروتمند پیدا کن و ازشون غذا قرض بگیر
خانواده ای ثروتمند پیدا کن و ازشون غذا قرض بگیر باید از خشکسالی بهار نجاتمون بده
خانواده برای قرض غذا؟
نخست وزیر
سرزمین لونگ شی جمعیت زیادی رو نداره
خانواده از کجا پیدا کنم؟
یکی هست که به میزان زیاد ثروتمند هستش
و صدها هزار کیسه غلات در انباراش داره
کیه؟
سیما یی
سیما یی؟
من فهمیدم
انبار چانگ آن
300هزار کیسه تدارکات غلات برای اونا ارسال کرده
از راه جاده لونگ جونگ برای کمپ سیما یی برده
از راه جاده لونگ جونگ برای کمپ سیما یی برده
من دوست دارم تو این تدارکات رو بگیری
خب،نخست وزیر چه تعداد سرباز به من میدن؟
هزارتا
هزارتا؟
نخست وزیر
هزار تا سرباز زیادی کم نیستش؟
نه تنها کم نیست،خیلی هم زیاده
300هزار کیسه غلات
توسط 3 هزار نفر سرباز دشمن در حداقل زمان حمل شدن درسته؟
همینطوره
نخست وزیر شما دارید فقط هزار سرباز به من میدین
به علاوه از تاختن چند هزار مایل تا لونگ جونگ خسته هم شدن
به علاوه از تاختن چند هزار مایل تا لونگ جونگ خسته هم شدن
موضوع گرفتن تدارکات نیست
من میترسم که زنده برنگردیم
این تمام چیزیه که میتونم بهت بدم
اگر که با افراد زیادی بری
اونوقت جلب توجه خواهی کرد
و سربازان وِی محافظت میکنن
هزار مردی که با تو میان
...باید لباسای سربازای وِی رو بپوشن و در خفا به جلو پیشروی بکنن
...باید لباسای سربازای وِی رو بپوشن و در خفا به جلو پیشروی بکنن
...باید لباسای سربازای وِی رو بپوشن و در خفا به جلو پیشروی بکنن
متوجه شدی؟
حقیر متوجه شدم
زی جون
تو وضعیت تدارکات کشور ما رو میدونی
سرنوشت 340 هزار ارتش ما الان کاملا وابسته به تو هستش
سرنوشت 340 هزار ارتش ما الان کاملا وابسته به تو هستش
میان تمام جنرالان واجد شرایط
تو تنها کسی هستی که به ارتش وِی خدمت کرده و با امور اونا اشنا هستی
تو تنها کسی هستی که به ارتش وِی خدمت کرده و با امور اونا اشنا هستی
مرد دیگه ای نمیتونه این ماموریت رو به انجام برسونه
مرد دیگه ای نمیتونه این ماموریت رو به انجام برسونه
اما چه موفق باشی و چه موفق نشی
باید قبل از سومین ساعت فردا به اینجا برگردی
اگر برنگردی یا در گرفتن تدارکات موفق نشی
من مجبور میشم که به خان جونگ عقب نشینی بکنم
زی جون،سرنوشت ما در دستان توئه
نخست وزیر نگران نباشید
من حتی شده به قیمت مرگم این ماموریت رو انجامش خواهم داد
من حتی شده به قیمت مرگم این ماموریت رو انجامش خواهم داد
...
بلند شو
خوبه
نخست وزیر،مراقب باشید
وایستید
ایست
اینجا چی کار دارید؟
من تحت دستور فرمانده ارشد هستم
تا تدارکاتو به کمپ لونگشی اسکورت بکنم
کی هستی جلومو میگیری؟
مدرک شناساییت کو؟
ما محافظان شخصیه فرمانده ارشد هستیم
برای بازرسی تدارکات اومدیم
جنرال
همه تدارکات اینجان،شما دنبال چی هستید؟
میخوایم مطمئن شیم
مواد بی کیفیت به جای غلات خوب عبور ندید
و فرمانده رو فریب ندید
...تو
بفرما
بگردید
اطاعت
زود زود باشید برید
سریع،اینجا
با دقت بررسی کنید
جنرال،بررسی انجام شدش
چیز مشکوکی پیدا نکردیم
جنرال روزتون خوب باشه
بریم
اطاعت
بریم
بریم
چی شده؟
عجیبه تکون نمیخورن چی شده؟
محکمتر محکمتر
نشد بازم تکون نمیخورن
چی شده؟
جنرال تکون نمیخورن
نمیدونیم چرا
اما هیچ کدوم از ارابه ها تکون نمی خورن
با دقت بررسی کنید
اطاعت
ببینید جاییشون قفل شده باشه
به بغلهاشون ضربه بزنید
به بغلهاشون ضربه بزنید
نمیشه،حرکت نمیکنن
...
این افسرا که الان اومده بودن باید کاری باهاشون کرده باشن
این افسرا که الان اومده بودن باید کاری باهاشون کرده باشن
بیاید بریم
کمپ لونگ شی از اینجا دور نیستش
برید و نیروی کمکی بیارید
ارابه ها رو برگردونید و تدارکات رو حرکت بدید سریع
ارابه ها رو برگردونید و تدارکات رو حرکت بدید سریع
اطاعت ارابه ها رو دور کنید
سریع سریع
مسئول تدارکات کجاست؟
احترام به جنرال من اینجا هستم
تدارکات کجان؟
عجیبه
...الان
گاوهای چوبی بی حرکت همینجا بودن
چطور ناپدید شدن؟
نکنه بال در اوردنو پرواز کردن؟
همچنین،سربازای کمین کرده که گفتی
کجا هستن؟
جنرال
جنرال حقیر هرگز به جنرال دروغ نمیگم
الان پرچم های ارتش شو واقعا همه روی تپه بودن
الان پرچم های ارتش شو واقعا همه روی تپه بودن
الان پرچم های ارتش شو واقعا همه روی تپه بودن
فرمانده ارشد
نیاز نیست چیزی بگی اعدام
ببریدش
چشم
حالا فهمیدم
جوگو لیانگ در بیرون کشیدنم برای نبرد شکست خورد
حالا طمع تدارکاتمو کرده
اون از قصد این ارابه های گاوی رو بهمون داد
تا ازشون برای انتقال تدارکات استفاده کنیم
و بعدش اونا رو بگیره
پدر
اگر که جوگو لیانگ چندین هزار کیسه غلاتو به دست بیاره
اگر که جوگو لیانگ چندین هزار کیسه غلاتو به دست بیاره
عواقبش غیر قابل فکر کردنه
بیاید تعقیبشون کنیم
چطور تعقیب کنیم؟
از اینجا به جنوب ده ها مسیر کوهستانی وجود داره
میدونی از کدوم یکیشون رفتن؟
حتی اگه بدونی اگر افرادمون خیلی کم باشن
نمیتونن تدارکات رو پس بگیرن
و اگر خیلی زیاد باشن مطمئنا داخل تله خواهند افتاد
نکنه میخوای 10 هزار سرباز دیگه به خاطر تدارکات از دست
نکنه میخوای 10 هزار سرباز دیگه به خاطر تدارکات از دست رفته تلفات بدیم؟
برمیگردیم
اونا برگشتن
درود بر نخست وزیر
تدارکات رو به دست اوردی؟
نخست وزیر نگاه
نخست وزیر
خوبه خوبه
وانگ پینگ
تو منو نجات دادی 300هزار نفرو نجات دادی
نخست وزیر
نگاه
خوبه
عالیه
حکم امپراتوری رسید سیما یی حکم رو دریافت کند
"به مرحمت خداوند،امپراتور حکم میکند"
"از وقتیکه شو با ما جنگ برپا کرده"
"سیما یی پشت سر هم شکست خورده"
"از دست دادن شهرها،سربازان و جنرالان"
"درد ما را بیشتر کرده"
"با اینکه تلاش های بزرگ برای به دست اوردن تدارکات حاصل کردیم"
اما گذاشتید جوگو لیانگ در یک اقدام" "300هزار کیسه تدارکات ما رو به دست بیاره
اما گذاشتید جوگو لیانگ در یک اقدام" "300هزار کیسه تدارکات ما رو به دست بیاره
"خشکسالی بهار در جلوی ماست"
مردم دشت های مرکزی از قحطی به خوردن" "بچه های همدیگر رو اوردن
"لطفا از خودتون بپرسید"
"میتونید با ما رو به رو شید؟"
میتونید با مردم در حال رنج کشیدن" "دشت های مرکزی رو به رو بشید؟
میتونید با مردم در حال رنج کشیدن" "دشت های مرکزی رو به رو بشید؟
"درحالیکه نشان فرمانده ارشد در مالکیت سیما یی باقی خواهد ماند"
"به عنوان مجازات از عنوانش فرماندهی ارشد محروم خواهد شد"
"به عنوان مجازات از عنوانش فرماندهی ارشد محروم خواهد شد"
"اگر در مدت 1 ماه پیروزی حاصل نشود"
باید به خاطر شکست خوردن به عنوان" "هشداری برای دیگران مجازات شود "حکم کردیم"
باید به خاطر شکست خوردن به عنوان" "هشداری برای دیگران مجازات شود "حکم کردیم"
فرمانده ارشد
حکم امپراتوری ارسال شدش
شما باید قبولش کنید و تشکر کنید
فرمانده ارشد
لطفا نگهش دارید
این حکم امپراتوری هستش
حقیر میپذیرم و تشکر میکنم
پدر خواجه رفتش
پادشاه درست گفته
به دست اوردن تدارکات اسون نیست
حالا که ما در قحطی بهار هستیم
چند صد هزار کیسه تدارکات
میتونست زندگی صدها هزار از مردم رو نجات بده
من گناهکارم
جوگو لیانگ
نفرت انگیز
اون یه دزد حقیر هستش
اگر من بگیرمش
زنده پوستشو میکنم و تیکه تیکه میکنم
دیگه به جوگو لیانگ فحش نده
دزدی خرد یک استعداد درونی هستش
فقط با بودن جوگو لیانگ
دربار اجازه میده من ارتشو فرماندهی بکنم
اگر به خاطر جوگو لیانگ نبود
پادشاه خیلی وقت پیش منو کشته بود
فرمانده ارشد نگاه
پایین ما دره شانگ فانگ هستش
مطابق گفته جاسوسا
جوگو لیانگ تمام تدارکات دزدی رو در اینجا ذخیره کرده
جوگو لیانگ تمام تدارکات دزدی رو در اینجا ذخیره کرده
ورودی دره
توسط وِی ین،وانگ پینگ،و ارتش زبده شو محافظت میشه
مکان مناسبی برای ذخیره کردن تدارکات هستش
با چنین راه کوچیکی به عنوان ورودی
حمله کردن به کمپ مشکل هستش
فرمانده ارشد،سربازای شو دارن نزدیک میشن
بریم،بیا سمت شمال برگردیم
اطاعت
فرمانده ارشد
امپراتور فقط یک ماه به ما فرصت دادن
ضرب الاجل داره نزدیک میشه
فرمانده ارشد باید زودتر اقدامی بکنید
فرمانده ارشد نگران نباشید
تخطی کردن از زمان داده شده
بهتره از حمله ای عجولان با خطه
طبق ضرب الاجل نریم
دربار فرمانده ارشد رو اخراج میکنه
خبرها از دربار
میگن که شیاخوا با،پسرش شیاخو یواِن
توسط پادشاه به جنرال سواره نظام ترفیع داده شده
من نگرانم وقتی ضرب الاجل بگذره
پادشاه اونو جایگزین بکنن
به علاوه این مرد یک گستاخ ابله هستش
وقتی در قدرت باشه
تمام ارتش رو بدبخت میکنه
ما به اون بچه رذل گوش نمیدیم
فرمانده ارشد،لطفا زودتر اقدامی بکنید
فرمانده ارشد،لطفا زودتر اقدامی بکنید
فرمانده ارشد،اقدامی بکنید
فرمانده ارشد
دستور میدم
به دره شانگ فانگ حمله میکنیم
فرمانده ارشد
ورودی توسط وِی ین،وانگ پینگ با 50 هزار سرباز محافظت میشه
ورودی توسط وِی ین،وانگ پینگ با 50 هزار سرباز محافظت میشه
اونا بهترین سربازای شو هستن
خوبه
اگر جنرالانی معمولی داشته باشن
من فرصت اینو ندارم که دشمن رو نابود بکنم
فرمانده ارشد یعنی چی؟
گوش کنید
جوگو لیانگ 50 هزار سرباز زبده برای محافظت از کمپ اصلیش در دره شانگ فانگ به کار گذاشته
جوگو لیانگ 50 هزار سرباز زبده برای محافظت از کمپ اصلیش در دره شانگ فانگ به کار گذاشته
جوگو لیانگ 50 هزار سرباز زبده برای محافظت از کمپ اصلیش در دره شانگ فانگ به کار گذاشته
کمپ اصلیش در کوه چی
توسط سربازای ضعیف محافظت میشه
اگر 100 هزار سرباز زبده بفرستم
برای حمله ای به کوهستان چی
جوگو لیانگ چی کار میتونه بکنه؟
یگانهاشو برای کمک میفرسته
کدوم رو میفرسته؟
وِی ین وانگ پینگ
پس دره شانگ فانگ بدون محافظت نمی مونه؟
حقیر متوجه شدم
فرمانده ارشد لطفا دستور بدید
من داوطلب میشم
سربازا رو برای حمله به کمپ جوگو لیانگ در کوهستان چی رهبری کنم
تو با سون لی به همراه هم خواهید رفت
یادتون باش
همینکه نزدیک کمپ جوگو لیانگ شدید
مطمئن شید سربازا بدون توجه به زندگی هاشون حمله مکرر بکنن
مطمئن شید سربازا بدون توجه به زندگی هاشون حمله مکرر بکنن
اطاعت
فرمانده ارشد
داوطلب میشم 30 هزار سرباز برای حمله به شانگ فانگ رهبری بکنم
وقتی وِی ین به قصد کمپ کوه چی رفتش
من همه رو در اونجا نابود میکنم
نیاز نیست
خودم ارتش رو به اونجا رهبری میکنم
جوگو لیانگ از دزدی کوچیکی استفاده کرد
تا صدها هزار کیسه تدارکاتمونو بدزده
من با دزدی اونا رو برمیگردونم
تا به امپراتور پاسخ بدم
در جنگ اساس استراتژی نظامی
به تدبیر جنگی نیست بلکه به اقدامه
به تغییر دادن یینگ و یانگ و پنهان کردن حیله در حقیقته
استراتژی سطحی هست در حالیکه اقدام اساسش هست
درک کردن این حقیقت
مهمتر از یادگیری هزاران ارایش نظامی هستش
نخست وزیر
نخست وزیر
ما شمار زیادی از سربازان ز بده وِی رو پیدا کردیم
دارن مستقیم سمت کمپ ما در کوهستان چی میرن
چه تعدادی هستن؟
سیما یی هم اومده؟
طبق گزارشها
بیش از 100 هزار سرباز وِی هستن
بیشترشون سربازای زبده یونگ لیانگن
جنرالان سون لی و گوا خویی هم هستن
و پرچم های سیما یی در وسطشون در حال اهتزازه
نخست وزیر
سیما یی شخصا اومده
نشون میده جنگی قاطع میخوان
اینطور نیست
"پنهان کردن حیله داخل حقیقت" رو فراموش کردی؟
اگر پرچم سیما یی اینجا باشه
پس خود اون باید نباشه
به علاوه
اگر سیما یی اومده باشه
پس پرچمش نباید باشه
منو سیما یی سالهای زیادی رقابت کردیم
با سربازا و جنرال ها با ارایش ها با دانسته ها
من رفته رفته ازش شناخت پیدا کردم
اون میدونه در دره شانگ فانگ سربازان زبده برای نگهبانی دارم
و کمپ کوه چی رو خالی ترک کردم
بنابراین مبادرت به حمله به اینجا کرده
ولی
اگر واقعا میخواست که منو بگیره
پوشیده تر در این مورد اقدام میکرد
تمام این هیاهو برای یک حمله معنیش اینه که
اون در حقیقت داره یه نمایشی رو ترتیب میده
دره شانگ فانگ؟
یعنی هدف واقعی سیما یی دره شانگ فانگ هستش؟
یعنی هدف واقعی سیما یی دره شانگ فانگ هستش؟
درسته،دره شانگ فانگ هستش
اگر شک من درست باشه
در همین لحظه
سیما یی داره شخصا ارتشی رو به اونجا رهبری میکنه
همینکه وِی ین و وانگ پینگ به کمک ما بیان
اون دره شانگ فانگ رو خواهد گرفت
تدارکاتمونو گرفته و خط زندگیمونو قطع میکنه
نخست وزیر
فورا یه پیغام بر میفرستم
تا به وِی ین و وانگ پینگ در این مورد خبر بده
تا به وِی ین و وانگ پینگ در این مورد خبر بده
خیلی دیر شده
وِی ین وقتی بفهمه کوهستان چی در خطره مطمئنا برای کمک به ما میاد
وِی ین وقتی بفهمه کوهستان چی در خطره مطمئنا برای کمک به ما میاد
نخست وزیر
اگر اینطور باشه
مثل این نیست که سیما یی راهشو به دست اورده باشه؟
من نقشه حمله متقابل کردن برای وانگ پینگ گذاشتم
اگر بد از بدتر بشه و ما تدارکات رو از دست بدیم
اگر بد از بدتر بشه و ما تدارکات رو از دست بدیم
سیما یی هم اونا رو به دست نمیاره
فرمانده ارشد،جاسوسا گزارش دادن
جنرال سون داره حمله ای وحشیانه به کمپ کوه چی میکنه
در دره شانگ فانگ
وِی ین با سربازاش هنوز نرفتن؟
نه،وِی ین سربازاشو حرکت نداده
افراد
در خدمتیم
دستورو برای گوا خویی بفرستید
حملش رو در کوهستان چی تشدید بکنه
باید با تمام سربازاش حمله بکنه
چشم
گزارش
فرمانده ارشد
بگو
سربازای شو در دره شانگ فانگ حرکت کردن
دارن مستقیم به سمت کمپ کوهستان چی میرن
وِی ین رفته یا نه؟ چه تعداد سرباز اونجا باقی موندن؟
وِی ین خودش ارتشو رهبری کرده
وانگ پینگ با چند هزار سرباز در عقب مونده
بازدید دوباره
چشم
نخست وزیر،ارتش وِی داره وحشیانه حمله میکنه
قرارگاه شرقی ما 2 دفعه در سرتاسرش رخنه شده
و ما شجاعانه دوباره پسش گرفتیم
اما وضعیت در قرارگاه جنوبی بدتر هستش
حتی با تلاش مردان مجروح و دست های توانای جنگیدن
حتی با تلاش مردان مجروح و دست های توانای جنگیدن
به نظر میرسه به زودی سقوط خواهد کرد
فهمیدم
نخست وزیر
هرگز چنین حمله وحشیانه ای توسط ارتش وِی ندیده بودم
هرگز چنین حمله وحشیانه ای توسط ارتش وِی ندیده بودم
سیما یی هم باید اینجا باشه
وگرنه ارتش وِی اینقدر بی پروا جنگ نمیکرد
سیما یی اینجا نیست
اون در دره شانگ فانگ هست
برج دیده بانی گفته که
دره شانگ فانگ به نظر کامل ارومه
سیما یی باید در دره شانگ فانگ باشه
دیگه چیزی نگو برو و جلو دشمن رو بگیر
چشم
جوگو لیانگ
نبرد جیه تینگ امروز دوباره خودشو تکرار میکنه
سیما جااُ
فرمانده ارشد
دستورمو به همه ابلاغ کن
دنبال من به دره شانگ فانگ بیاید
اطاعت
نخست وزیر،قرارگاه جنوبی سقوط کرد
قرارگاه شرق و شمال در نبرد عمیقی هستن
...ممکنه
تا قبل صبح تمام کمپ سقوط بکنه
این فقط ممکنه
نخست وزیر لطفا کمپ رو ترک بکنید
و در عوض به چن سانگ برید
نمیشه،اگر من برم
کمپ واقعا سقوط خواهد کرد
اما وضعیت الان وخیم هستش شما باید از اینجا برید
اما وضعیت الان وخیم هستش شما باید از اینجا برید
من نمیرم،دستور میدم
تمام سربازا تا حد مرگ بجنگن با زندگیمون از کمپ دفاع میکنیم
نخست وزیر
چشم
گزارش،جنرال
دشمن در قرارگاه شرقی و غربی نفوذ کرده
وضعیت کمپ اصلی چطوره؟
به صورت خیلی سنگینی به محاصره در اومده
بازدید دوباره
اطاعت
جنرال اگر در فرستادن کمک تامل بکنیم
ارتش وِی مطمئنا کمپ اصلی رو هم میگیره
نخست وزیر هم در خطر خواهند بود
فکر بی اساس
ما در مورد نخست وزیر صحبت میکنیم اون موجودی الهی هست
بیشتر منتظر می مونیم
بعد از اینکه کمپ اصلی درش رخنه پیدا شد
به راه خودمون حمله میکنیم
اطاعت
گزارش
جنرال خبرهای بد
اردو اصلی در کوه چی به طور کامل شکاف پیدا کرده
تو مطمئن هستی؟
بله مطمئن هستم
سربازای دشمن داخلش حرکت میکنن
دستور منو گوش بکنید
به گوشیم
حمله به داخل کمپ
نخست وزیر
نخست وزیر،وِی ین و سواره 100 هزار نفریش رسیدن
دشمن داره عقب نشینی میکنه
فورا به کمپ لیااُ خوا دستور بفرست
فورا افرادش رو به دره شانگ فانگ رهبری بکنه
و به نیروی وانگ پینگ بپیونده
وقتی سیما یی داخل دره شانگ فانگ شدش
بلافاصله ورودی های دره رو ببندن
نخست وزیر،لیااُ خوا فقط کمتر از 10 هزار سرباز ضعیف داره
نخست وزیر،لیااُ خوا فقط کمتر از 10 هزار سرباز ضعیف داره
چرا به وِی ین دستور نمیدید به دره شانگ فانگ بره؟
سربازای لیااُ خوا به دره شانگ فانگ نزدیکتر هستن
به وِی ین دستور بده برگرده به کمپ سیما یی حمله بکنه
چشم
یانگ یی
نخست وزیر
در کمپ چه تعداد سرباز برامون باقی موندن؟
تنها 200 تا 300سرباز
بخواه منو تا قله کوه شانگ فانگ همراهی بکنن
نخست وزیر جاده کوه شانگ فانگ طولانی و شیبش زیاده
نبرد تموم شده
و شما هم بیمار هستید
باید بمونید و استراحت بکنید
درست 2 ساعت پیش
داشتی نصیحتم میکردی که سمت چن سانگ برم
چرا الان اونقدر سلامت نباشم به دره شانگ فانگ سفر کنم؟
چرا الان اونقدر سلامت نباشم به دره شانگ فانگ سفر کنم؟
نخست وزیر،خبرهایی دریافت کردیم
که سربازای وِی همه سمت دره شانگ فانگ عقب نشینی کردن
اگر که اونا در نیمه راه به شما حمله بکنن
چطور چند صد سرباز میتونن مقابل اسیب ازتون محافظت بکنن؟
چطور چند صد سرباز میتونن مقابل اسیب ازتون محافظت بکنن؟
منو سیما یی برای سالهای زیادی نبرد کردیم
اما امروز همش به پایان میرسه
چطور میتونم نرم ببینمش؟ بریم
فرمانده ارشد
من کمپ شو رو در ورودی دره گرفتم
وانگ پینگ با چند صدهزار سرباز باقی مونده به تپه ها فرار کرد
وانگ پینگ با چند صدهزار سرباز باقی مونده به تپه ها فرار کرد
وضعیت ورودی دره چطور هست؟
افرادمون اونجا دیده بانی میکنن
سربازان محافظ یکی بعد دیگری دارن موقعیت هاشونو ترک میکنن
سربازان محافظ یکی بعد دیگری دارن موقعیت هاشونو ترک میکنن
اخرش یک کمپ خالی به جا میذارن
فرمانده ارشد،بیاید تاخیر نکنیم
سریع بریم تدارکات رو بگیریم
نه
اول ورودی دره رو مستحکم کنید
بعد جاسوسا از کمپ کوه چی اخبار جمع بکنن
اطاعت
نخست وزیر،لطفا ببینید
دره شانگ فانگ دقیقا پایین ما هستش
ارتش وِی اینجا هستن
خیلی زیادن
ارتش وِی ورودی دره رو گرفته
اما هنوز نپدیرفتن که داخل دره شانگ فانگ بشن
اما هنوز نپدیرفتن که داخل دره شانگ فانگ بشن
سیما یی تردید داره
اون یه روباه پیر مکاره
که هر قدمش رو با احتیاط خیلی زیاد بر میداره
پس باید چی کار کنیم؟
هیچ کار نمیتونیم
هرکاری که میتونستم انجام دادم
باقیش دست خداونده
پدر،ما در عمق دره هستیم
نه داریم جلو میریم نه عقب نشینی میکنیم
جای درنگ کردن نیست
چه عجله ایه؟ اطرافو میبینم
ورودی دره نه برای حمله کردن مناسبه نه برای دفاع کردن
ورودی دره نه برای حمله کردن مناسبه نه برای دفاع کردن
اما باید صبر کرد
وقتی اخبار از کمپ کوه چی رسیدن
تصمیم میگیرم چی کار بکنیم
خب
گزارش،فرمانده ارشد
درود فرمانده ارشد
وِی ین سربازاشو به کوهستان چی رهبری کرده
الان داره با جنرال گوا خویی نبرد میکنه
هر 2 طرف در بن بستی قفل شدن
کمپ کوهستان چی بیش از 80 مایل از اینجا فاصله داره
ارتش شو حتی اگه بال هم داشته باشه
نمیتونسته زودتر از 4 ساعت به اونجا برسه
پدر،دستور بدین
دستور میدم
تمام سربازا داخل دره حمله بکنن و تدارکات شو رو بگیرن
تمام سربازا داخل دره حمله بکنن و تدارکات شو رو بگیرن
بعدش کمپ های شو رو اتیش بزنن به دنبال من
حمله
ارتش وِی داخل شدش
سیما یی طعمه رو گرفت
حمله
اره اره
اون داخل دره شانگ فانگ شدش
سیما یی
در اخر داخل گورت قدم گذاشتی
فرمانده ارشد
سربازان باقی مونده شو نابود شدن
انبار غلات دست نخورده هستش
اونا حاضر هستن؟
فرمانده ارشد لطفا بررسی کنید
جوگو لیانگ جوگو لیانگ
تو با دزدیدن تدارکاتم به من درد دادی
حالا ازت پسشون گرفتم
باور نمیکنم بدون داشتن غذا بتونی عقب نشینی بکنی
باور نمیکنم بدون داشتن غذا بتونی عقب نشینی بکنی
پدر،دستور بدید بار گاری ها کنن
بار کنید
سریع بار کنید
اطاعت
سریع سریع
گاری های رو اینجا بیارید سریع
...
غلات همه روغنی شدن
فرمانده ارشد فرمانده ارشد
زیر انبار غله های مواد محترقه قرار داده شده
سریع عقب نشینی
پدر،فرار کنید
نترسید،به ورودی دره عقب نشینی بکنید
ورودی دره هنوز در دستان مائه
سیما جااُ
پدر پدر
پدر پدر زود بلند شید
پدر
از فرمانده ارشد محافظت کنید
فرار کنید پدر فرار کنید
...
عقب نشینی
چه اتشی حتی از اتش یی لینگ هم عظیم تره
نخست وزیر من سیما یی رو دیدم
نخست وزیر،اونجا رو ببینید نگاه کنید نخست وزیر
سیما یی داره توی دریای اتش بال بال میزنه
وانگ پینگ ورودی دره رو مسدود کرده
سیما یی چاره ای جز مردن در شعله ها رو نداره
حتی خداوند الان نمیتونه کمکش بکنه
نخست وزیر
ارباب،یونگ لیانگ اخر مال ما شد
دشت های مرکزی در اخر برای ما شد
سلطنت هان در اخر دوباره احیا شد
نخست وزیر
به طرف ورودی دره حمله بکنید
باید از دره خارج بشیم
به افراد بگو که دیگه تقلا نکنن
پدر
افرادی که من اوردم شجاعترین جنگجویان هستن
افرادی که من اوردم شجاعترین جنگجویان هستن
وقتی اتش کمی کم بشه
مطمئنا میتونیم ازش رد بشیم
تو هم میدونی کاری کردم
که نمیتونیم زنده خارج بشیم
میدونی سرگرمی مورد علاقه جوگو لیانگ چی هست؟
حساب کردن و بر اوردن کردن تعداد چوب
هیچ کس در دنیا در محاسبه کردن بهتر از اون نیست
هیچ کس در دنیا در محاسبه کردن بهتر از اون نیست
چه مقدار روغن به کار ببره
چه مقدار مواد منفجره کار بزاره
و چه مقدار زمان نیاز هستش
تا دره شانگ فانگ رو به توده خاکستری تبدیل بکنه
اون تنهایی تمام این کارها رو انجام داده
برو،به افراد بگو جنگ کردن رو متوقف بکنن
ازشون بخواه برگردن
اجازه میدم که تسلیم بشن
نه پدر نمیتونیم تسلیم بشیم
برو
نه نمیتونیم تسلیم بشیم
نمیتونیم تسلیم بشیم پدر
نه
افراد
فرمانده ارشد
من میدونم که شما تمام تلاشتونو انجام دادید
تقصیر من هستش که ما امروز اخر در این وضعیت افتادیم
تقصیر من هستش که ما امروز اخر در این وضعیت افتادیم
الان
من بهتون اجازه میدم تا سلاحاتونو بندازین
از دره خارج شید و تسلیم ارتش شو بشید
فرمانده ارشد شما چی؟
بله فرمانده ارشد شما چی میشید؟
من فرمانده ارشدم باید در وظیفم بمیرم
نه فرمانده ارشد
من تسلیم نمیشم
حقیر در نبرد همراه با فرمانده ارشد خواهم مُرد
من هم تسلیم نمیشم
من در نبرد با فرمانده ارشد میمیرم
فرمانده ارشد ما ترجیح میدیم بمیرم تا اینکه تسلیم بشیم
ترجیح میدیم بمیرم تا اینکه تسلیم بشیم
شما بهترین سربازان در جهان هستید
از همگیتون تشکر میکنم
"باد سرد از کنار رود منجمد یی میگذره" اواز جینگ کو قبل اینکه در ماموریتش برای کشتن پادشاه کشور دشمن خود کشی کنه
"قهرمان عازم میشه،دیگه هرگز برنمیگرده"
"باد سرد از کنار رود منجمد یی میگذره"
"قهرمان عازم میشه،دیگه هرگز برنمیگرده"
"باد سرد از کنار رود منجمد یی میگذره" "قهرمان عازم میشه،دیگه هرگز برنمیگرده"
"باد سرد از کنار رود منجمد یی میگذره"
نخست وزیر
ارتش وِی بیرون اومدن رو رها کرده
اونا...اونا دارن اواز میخونن
چی میخونن؟
"باد سرد از کنار رود منجمد یی میگذره"
این اوازیه که جین کو سانگ کنار رود یی قبل ماموریتش برای برای کشتن امپراتور چین میخونده
این اوازیه که جین کو سانگ کنار رود یی قبل ماموریتش برای برای کشتن امپراتور چین میخونده
سیما یی با این اواز ثابت میکنه
مخالفتش با کشور ما شو هان غیر قابل تکان خوردنه
تحسین برانگیز،با افتخار چه اوازه سزاواری
سیما یی براستی یک قهرمان حقیقی هستش
کاسه ها رو پُر کنیم و برای خوشی" "زندگی دوم نداشته بخونیم
که زود گذره،مثل شبنم صبح" "که زودی میاد تا بگذره
امپراتور گذشته
خدمتکارتون سیما یی داره میاد تا شما رو ببینه
پدر
فرمانده ارشد
بارون میاد
پدر بارون میاد
برادرا بارون میاد
بارون میاد
بارون میاد
نخست وزیر بد شد نخست وزیر
بارون میاد
برادرا خداوند طرف ما هست
ارتش شو نابود خواهد شد
برادرا با من حمله بکنید
حمله
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.