All language subtitles for Roqya.2023.WEB.1080p.FW.Dream@FrancoFilms

af Afrikaans
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫[کاری از گروه ترجمه فرانکو فیلم]

@‫FRANCOFILMS ‫francofilmz@gmail.com

‫از قدیم الایام میگن ‫مردم جادوگرن.

‫شاید واقعاً جادوگر باشن.

‫ولی فرقش اینه که در یک نقطه،

‫تقریباً شده یه شوخی، ‫دیگه کسی باور نداره.

‫در حالی که تو " رُزه "، تو روستای ‫طلسم‌ها، هنوز باورش دارن، اونم محکم.

‫جادو اصلاً قابل مقایسه نیست با ‫کار فالگیرها، که واسه تأثیر گذاشتن رو

‫تخیل مشتری‌های ساده‌لوح و ‫همیشه زودباور، خودشونو میندازن تو

‫یه شبه جادوگری که پر از ‫شارلاتان‌بازی و کلاهبرداریه.

‫به هر حال، مطمئنم بهم آسیب زده.

‫چطوری می‌تونین آسیب بزنین؟

‫منظورم مردمه، مردمی ‫که... نمیدونم والا.

‫نه بابا بگو، اون کلمه رو بگو.

‫جادوگرا.

‫طلسم بد رو دور می‌کنه، آره؟

‫امواج، امواج بد رو.

‫بهم گفتن تا ۴۰۰ متری.

‫چقدر دادی بهش؟

‫۲۱۰ هزار تا.

‫می‌دونی که تو دادگاه‌های ‫مرتبط با موضوع جادوگری،

‫حدود ۸۰ درصد قربانی‌ها زن بودن.

‫پس من از اول فکر کردم

‫دلیلش زن‌ستیزی ‫شدید اون زمان بوده.

‫و فکر می‌کنم خرافات ‫و جادوگری مثل یه گیاه

‫سمی، رو خرابه‌های ‫دین رشد می‌کنن.

‫موقع احضار روح، ‫عروسک‌های وودو رو

‫تو قلب، سر و آلت ‫تناسلیشون سوزن می‌کنم.

‫جادوگرها جاروهای بلندشونو ‫با کامپیوتر عوض کردن.

‫عکس و ویدیوهاشون ‫اینترنت رو جادو کرده.

‫من تف می‌ندازم رو همه‌ی دین‌ها.

‫من هزار برابر قوی‌ترم.

‫آیا ناتاشا از جادوی ‫سیاه استفاده کرده؟

‫معلومه که آره!

‫این شکره که با خون ‫قاعدگی ناتاشا خیس شده.

‫شما رو شمع‌های آلت ‫تناسلی احضار روح می‌کنین،

‫ولی فکر می‌کنین شیطون ‫از آلت تناسلی خوشش میاد؟

‫داداشا، جادوگری واقعیه!

‫مراقب جادوگرا باشین!

‫نه نه، این اون چیزی ‫نبود که گفته بودیم.

‫من یه رابط کاربری ‫ساده و کاربرپسند می‌خوام.

‫ببین، با پولی که بهم میدی، ‫این بهترین کاریه که می‌تونم بکنم.

‫نه، این آشغاله!

‫نه، منو گیج نکن.

‫اگه خوب بود بهت می‌گفتم.

‫نور!

‫صبر کن، سلام.

‫من شما رو به همکارام ‫ارجاع میدم، لطفاً.

‫باشه.

‫به خدا خوبه.

‫نه، قرمز.

‫قرمز؟

‫به سمت میلون.

‫اوکی، خب پولمو بده، ساعت سه.

‫فقط ۴۸ ساعت بهم وقت بده.

‫ببین، اپلیکیشن پیچیده‌س، وقت ‫زیادی می‌گیره، پس باید بهم پول بدی.

‫زمانبره، واسه همین باید بهم پول بدی.

‫صبر کن، صبر کن، صبر کن، بیا.

‫به جون خودم، نور هواتو داره.

‫خانوم، گوشی رو لطفاً.

‫ای بابا، نه، آسون نیست، ‫واقعاً گوشی رو می‌خوای؟

‫آره، ولی زیر پروفایله.

‫باشه، ولی نیست... خب، خانم!

‫صبر کن، صبر کن، بهت ‫زنگ می‌زنم، بهت زنگ می‌زنم.

‫خوبه؟

‫آره، خوبه.

‫باید بریم.

‫خانم؟

‫خب خانم، این آخرین باریه که ‫ازت می‌خوام، لباست رو دربیار.

‫روقیه ‫‌

‫‌روقیه ‫«روقیه الشرعیه؛ دعایی برای شفا و مقابله با طلسم»

‫مترجم: اشکان هیدی

‫آره، منم، راستش برام مهم ‫نیست که نمی‌خوای باهام

‫حرف بزنی، فقط بهم زنگ بزن، ‫چون نمی‌دونم پسرم کجاست الان.

‫پسرم کجاست؟

‫آره، بازم منم، خوبه.

‫دارم میام، دو دقیقه دیگه اونجام.

‫حالت چطوره؟

‫خوبم.

‫دلت براش تنگ شده؟

‫آره.

‫آره، جدی، به عقلت خطور میکنه.

‫من دارم میرم، اون ‫بالا از دستت ناراحته.

‫۵۰ بار بهت زنگ زدم، ‫حداقل الان بهم زنگ بزن.

‫آره.

‫خداوند کارهای تو را آسان کند.

‫خداوند اموراتت را تسهیل کند.

‫خداوند تو را از بدبختی نجات دهد و محافظت کند.

‫خداوند آنچه را که آرزو داری به تو بدهد.

‫خداوند همه درها را به رویت باز کند.

‫و خداوند آنچه را که تو آرزو داری به تو بدهد.

‫امیدوارن که زنده باشن.

‫هیش... هیش... هیش...

‫ببخشید.

‫آخی!

‫ببخشید.

‫بیا.

‫بیا، آره، تو زنده‌ای.

‫آره، تو کاملاً زنده‌ای، می‌دونم.

‫بفرما.

‫آه، چه باحال.

‫یادتون نره چی بهتون گفتم.

‫لباس زیرهای کوچولوی سکسی.

‫مرسی، رابیا.

‫هی، اونجا چیزی رو نشکنینا.

‫مواظب باش.

‫خب، چطور بود؟

‫آره، خوب بود.

‫واسش یه مرد پیدا می‌کنیم.

‫طفلکی زشته، ولی مهم نیست.

‫خب، واسه جنس من چیکار کنیم؟

‫نگاه کن.

‫به چی نگاه کنم؟

‫این چیه دیگه؟

‫این یه فیلوباته تریبیلیسه.

‫فیلوبات چیه دیگه؟

‫یه قورباغه خیلی خطرناکه.

‫بهش دست نزنیا.

‫همه چیو درمان می‌کنه.

‫چشم، نعوظ، هر چی که فکرشو بکنی.

‫ولی من این چیزو نمی‌خوام.

‫600.

‫600؟

‫600 واسه همش؟

‫واسه یه قورباغه.

‫قورباغه؟

‫قورباغه.

‫آه، نه نه نه، اصلاً حرفشم نزن.

‫می‌خوای... 1000.

‫1000.

‫1000.

‫همش.

‫1000، هر دوتاش.

‫حله.

‫باشه، 1000 تا قبوله.

‫بفرما.

‫فکر نکن چون پیرم می‌تونی ‫سرمو کلاه بذاری ها.

‫آه، نه نه.

‫نگران نباش، خودم یه ‫کاری می‌کنم بترکونه!

‫بیا، خب، اوکیه، بفرما.

‫تازه خوب هم جواب میده ها.

‫اومدم.

‫وقتی باهات حرف می‌زنم گوش می‌دی؟

‫دوربینمو گم کردم.

‫خب، در هر صورت، یا پول ‫میدی یا همینجا تمومش می‌کنم.

‫نه.

‫نه، نصفشو پس فردا بهت میدم.

‫خب، 24 ساعت بهت ‫وقت میدم، نه بیشتر.

‫نه، جدی می‌گی؟

‫واقعاً؟

‫ونوس، گوش کن...

‫الو؟

‫لعنتی.

‫الو؟

‫چی شده؟

‫حالت خوبه؟

‫نور؟

‫اوه، لعنتی.

‫الو؟

‫خب، آفرین آقا.

‫خوب جمعش کردیا.

‫واکنش خوبی بود.

‫من ترمز می‌کنم.

‫صبر کن.

‫چی شده؟

‫عوضی.

‫الو، نور؟

‫صبر کن، صبر کن، بهت زنگ می‌زنم.

‫آره، خب زنگ بزن.

‫بهت زنگ می‌زنم.

‫می‌خوای پسرتو بکشی، آره؟

‫خب، معلومه ‫اولویت‌بندی کار تو نیست.

‫عوضی.

‫دیوث.

‫باریکلا.

‫لعنتی، دیوث.

‫تازه سمت امین هم هست.

‫من چیکار کنم حالا؟

‫نمی‌دونم.

‫یه دوچرخه بخر.

‫چرا بهت زنگ می‌زنم جواب نمیدی؟

‫چون دلم نمی‌خواد.

‫ببین، راستش اینو پیدا کردم.

‫خب که چی؟

‫چی پیدا کردم؟

‫تو تشکم.

‫نه زیرش ها.

‫تو تشک.

‫جفت کردی؟

‫از این می‌ترسی؟

‫این راستِ کار من نیست.

‫اگه بخوام می‌تونم بکشمت.

‫امین، قانون من خوب بود؟

‫خوش گذشت؟

‫برنزه کردی؟

‫دلفین‌ها رو دیدی؟

‫تو مراکش دلفین نیست.

‫می‌خوای بریم یه چیزی بخوریم؟

‫باشه بابا.

‫خب، فعلاً.

‫این کار تو بود؟

‫ها؟

‫دیگه از این مسخره‌بازیا نداریما.

‫منو نگاه کن.

‫تمومش کن.

‫باشه.

‫ولی می‌خوام بدونم چی توش ریختی.

‫تو چی؟

‫تو چی؟

‫خب، تو همون طلسمت دیگه.

‫خب، چی بود؟

‫دارچین؟

‫مدفوع قورباغه؟

‫دسر خوشمزه.

‫خوبی؟

‫کوین؟

‫خوبم.

‫هی، نور؟

‫دوست؟

‫بیا اینجا.

‫هی نور، سلام.

‫دو دقیقه میام.

‫هی نور، خوبی؟

‫آره، تو چطوری؟

‫هی نور، دو دقیقه وقت داری.

‫کوین، این روزا حالش خوب نیست.

‫آره.

‫چون الان ... می‌بینیش؟ نور!

‫آره.

‫الان می‌بینیش؟

‫خوبه.

‫الان بد نیست.

‫آرومه.

‫آرومه.

‫بعضی وقت‌ها، مغزش قفل می‌کنه.

‫خب، تعطیلاتت خوب بود؟

‫آره.

‫بیمارستان بودم.

‫ببین چی خریدم.

‫چیه؟

‫یه سوغاتی از مراکش.

‫من حمله‌های شدید دارم.

‫غیرقابل کنترله.

‫دیگه نمی‌دونم چیکار کنم... ‫خودمم می‌ترسم، می‌دونید.

‫خب، با... می‌دونید، ‫لیتیوم داروی گرونیه.

‫باید تا آخر عمر بهش بدم.

‫هان؟

‫شما چی فکر می‌کنید؟

‫آره، لیتیوم گرونه.

‫آره.

‫لیتیوم گرونه.

‫خب، آره.

‫و... من چجوری باید اینو بدم؟

‫اگه یه کم پول داری، ‫می‌تونیم کمکت کنیم.

‫آه، واقعا؟

‫آره خب.

‫چطوری؟

‫شاید یه راه حل ‫ارزون‌تر داشته باشم.

‫برای کوین؟

‫یه کم پول داری؟

‫یه کم، بستگی داره چقدر، ‫ولی... خب یه کاریش می‌کنیم.

‫صبر کن.

‫نه، جدی.

‫شوخی نمی‌کنید.

‫منو مسخره نمی‌کنید.

‫می‌تونید کمکش کنید.

‫به هر حال خیلی ارزون‌تره.

‫می‌تونید بهش لیتیوم رو بدید، به هر حال.

‫حالش بهتر میشه.

‫امین، بریم؟

‫باشه، اومدم.

‫حلش می‌کنیم؛ باشه؟

‫ما اومدیم عکس بگیریم.

‫همیشه عجله داره.

‫آه، داره میره.

‫خب، بعداً می‌بینمت کوین.

‫خداحافظ!

‫نور!

‫نور!

‫من میام دنبالتون!

‫میرم به حیوونا غذا بدم.

‫گوگولیا رو ببین.

‫کفِ کثیف.

‫سلام بچه‌ها.

‫دلم برای همتون تنگ شده بود.

‫غذا کجاست؟

‫تو کمد، سمت راست!

‫سلام!

‫اوه، تو همونی هستی ‫که می‌خواستم ببینم.

‫هان، تنشی؟

‫آره، بزرگ شدی.

‫وقت شامه.

‫لیست شفادهنده‌ها رو تموم کردی؟

‫هی، با توام.

‫آه آره، نگران نباش، ببین.

‫چک کردی، آدم مزاحمی توش نیست؟

‫ربیعه همه رو چک کرده.

‫پس بفرستش برای ونوس.

‫آه، باشه، فهمیدم.

‫باید بدونید برادرا، ‫این جور طلسم‌ها رو

‫پیامبر صلی الله علیه ‫و سلم ممنوع کرده.

‫و توضیح داده چرا.

‫چون آویزون کردن ‫طلسم، شرک محسوب میشه.

‫ولی متأسفانه، تو ‫آفریقا خیلی رایجه.

‫مثلا میگن از جن، جادو، ‫چشم زخم محافظت می‌کنه...

‫ولی باید بدونید که ‫گره‌ها، جادو هستن.

‫همونطور که می‌بینید، ‫داخل این طلسم‌ها،

‫اسم‌های خدا نوشته ‫شده، مثلا، همه اینا.

‫ولی فقط اسم‌های خدا نیست.

‫قرآن هم هست، بسم‌الله ‫هم هست با بسم‌ها.

‫ولی باید یه چیزی رو ‫بدونی، همه اینا دروغه.

‫کاملاً دروغه.

‫این یکی چطوره؟

‫اوه، این لوگوها واقعاً ‫چیز خاصی نیستن.

‫تو خیلی سخت‌گیری.

‫نه، ولی راست میگم.

‫صبر کن.

‫می‌خوای یه چیز ساده درست کنی.

‫اسم اپلیکیشن رو می‌نویسی.

‫یه چشم اینجوری زیرش ‫می‌ذاری، با دو تا خط.

‫این یکی واقعاً خفنه.

‫من خیلی دوستش دارم.

‫مامان، می‌تونم یه ‫سوال ازت بپرسم؟

‫بپرس.

‫خیلی‌ها توی این ‫اپلیکیشن ثبت‌نام می‌کنن.

‫این آدم‌ها واقعاً مشکل دارن؟

‫آره.

‫ما واقعاً درمانشون ‫می‌کنیم، یا فقط تو ذهنشونه؟

‫ببین، من می‌خوام یه ‫داستانی برات تعریف کنم.

‫تو دوره جویندگان طلا، ‫جویندگان طلا نبودن،

‫که بیشترین پول رو در می‌آوردن.

‫بلکه اونایی که بیل می‌فروختن.

‫می‌فهمی؟

‫در واقع همش کاسبیه.

‫صبر کن، یواش.

‫اینا بچه‌هان، دارن خل بازی در میارن.

‫اوه، لعنتی.

‫ببین اثر هنریم چقدر قشنگه.

‫خوشت میاد؟

‫اوه!

‫اوه نه!

‫اینجا یه کم زیاده‌روی کردی ها.

‫چی؟

‫حسودیت میشه؟

‫ببین، من پول نقد ندارم.

‫برات لیدیا بزنم؟ ‫(لیدیا اپلیکیشن پرداخت پوله)

‫آره.

‫اون اکلیل دوست داشت، ‫منم اکلیل زدم.

‫به تو چه ربطی داره آخه؟

‫لعنتی.

‫چی شده عزیزم؟

‫روغن ترمز ماشینم ‫عمر محدودی داره.

‫جواب الف.

‫نه نه، غیرممکنه.

‫نامحدوده.

‫من نمی‌تونم بیام خانم چانگ.

‫صبح‌ها وقت ندارم.

‫منو گیر آوردی، آره؟

‫منو اسکل کردی.

‫فکر کردی من کی‌ام، هان؟

‫من پامو از اینجا بیرون نمیذارم.

‫هی، هی.

‫500 تا از نفقه کم شده.

‫هر ماه.

‫این پول برا من نیستا.

‫واسه پسرته.

‫فهمیدی؟

‫الان به قاضی زنگ می‌زنیم.

‫من به شما زنگ میزنم خانم چانگ.

‫بهش زنگ میزنیم ببینیم چی میشه.

‫زر نزن.

‫خفه شو.

‫جواب درست ب هست.

‫از دست این 500 تای ‫تو دیگه حوصله‌م سر رفت.

‫می‌دونی این ماشین ‫چقدر برام خرج برداشته؟

‫اینجام درد می‌کنه، ببین.

‫باشه واریز می‌کنم برات.

‫حق تقدم بدید.

‫جواب ج.

‫گاز بدید.

‫تو می‌خوای به قاضی زنگ بزنی؟

‫برو زنگ بزن به قاضی.

‫بعد براش تعریف کن ‫چجوری پول در میاری.

‫ببرش این آپارتمان کوفتیت رو ‫نشونش بده، حیوون خونگیتو.

‫بعد من با قاضی حرف می‌زنم.

‫من براش تعریف می‌کنم.

‫بهش میگم، امین رو می‌کشونی ‫تو این کارای جادوگری و رمالی و

‫نمی‌دونم چی چیای دیگه.

‫می‌خوای به قاضی زنگ بزنی؟

‫زنگ بزن به قاضی.

‫اونوقت پسرت رو بعد ‫از 18 سالگیش می‌بینی.

‫میخوام سر به تنت نباشه.

‫گمشو بابا.

‫نفهم.

‫کوین، هر روز نگرانم می‌کنه.

‫آخه من چیکار می‌تونم بکنم؟

‫نمی‌تونم اینجوری از پسش ‫بربیام، باید یکی کمکم کنه.

‫می‌فهمی؟

‫من به کمک نیاز دارم.

‫آره، می‌فهمم که سخته.

‫اون مریضه، ولی مامانم ‫ازش مراقبت می‌کنه.

‫امیدوارم حالش خوب بشه، ‫امیدوارم همه چی درست بشه.

‫درست میشه، نگران نباش.

‫کوین

‫کوین، راضی هستی که جن‌گیری بشی؟

‫آره

‫ عیسی مسیح.

‫ به ما رحم کن.

‫پدر آسمانی که خدا هستی.

‫به ما رحم کن.

‫پسر نجات‌دهنده جهان که خدا هستی.

‫به ما رحم کن.

‫روح القدس که خدا هستی.

‫به ما رحم کن.

‫تثلیث مقدس که تنها خدا هستی.

‫به ما رحم کن.

‫مریم مقدس.

‫برامون دعا کن.

‫ مادر مقدس خدا.

‫برامون دعا کن.

‫ باکره مقدس باکره‌ها.

‫برامون دعا کن.

‫ نمی‌تونم همش برم پیش دکترا. ‫می‌دونی که، خیلی پول میخواد.

‫خیلی گرونه.

‫خیلی خیلی گرونه.

‫البته، نمی‌دونم باهاش چیکار ‫کنم، جایی ندارم بذارمش، و...

‫بگیر.

‫این واسه کوینه.

‫آه!

‫بندازش دور گردنش.

‫این ازش محافظت می‌کنه.

‫و باید هفت روز نگهش داره.

‫فکر می‌کنی این بهش کمک می‌کنه؟

‫به من اعتماد کن.

‫ولی به کسی نگو، باشه؟

‫واقعاً، خواهش می‌کنم.

‫می‌ندازم دور گردنش، ‫نباید درش بیاره.

‫هیچوقت.

‫تا هفت روز.

‫اوکی، این راز بین خودمونه.

‫هی، ممنون ها.

‫ردیفه.

‫واقعاً ازت ممنونم، چون... ‫چیزی نیست، چیزی نیست.

‫ما دوستیم، ردیفه.

‫آره.

‫ولی...

‫تو آدم خوبی هستی، معلومه.

‫درسته.

‫غیرقابل توضیحه.

‫با وجود همه چیز، اومدی.

‫که دشمن منو علیه او نبره.

‫کمکتو بفرست.

‫خداوندا، از معبدت و از صهیون.

‫محافظتش کن، خداوندا.

‫دعای منو مستجاب کن.

‫و بذار فریادم به تو برسه.

‫خودش بهت دستور میده.

‫اونی که ازت خواست غوطه‌ور بشی.

‫پس اطاعت کن.

‫آه!

‫شیطان!

‫دشمن ایمان.

‫به راز تجسد.

‫رستاخیز.

‫و عروج.

‫پروردگار ما عیسی مسیح.

‫به نزول روح‌القدس.

‫و بازگشت پروردگار ما.

‫برای آن روز.

‫در آن روز وحشتناک.

‫و در طول فصل شما.

‫از قلب قوی بهره ببرید.

‫و روح صادق.

‫ادای احترامی که ‫شایسته شماست تقدیم کنید.

‫از طریق پروردگار عیسی مسیح.

‫پسر شما.

‫که در خداست، زندگی ‫می‌کنه و با شما حکومت می‌کنه.

‫همان روح.

‫همان روح در قرن‌ها و قرن‌ها.

‫آمین.

‫خداوندا، دعای منو بشنو.

‫بذار فریادم به تو برسه.

‫خدا، خالق و مدافع نوع بشر.

‫که انسان رو به ‫شباهت خودت آفریدی.

‫به بنده‌ات که می‌گه نگاه کن.

‫که دشمن قدیمی.

‫دشمن کهن زمین.

‫حالت بهتره.

‫زبونت خوبه؟

‫استراحت کن.

‫حالش خوب میشه، نه؟

‫الان به نظر بهتر میاد.

‫فکر می‌کنم.

‫ها؟

‫کاپشنتو بپوش، کوین.

‫بفرما.

‫ممنون.

‫واقعاً

‫ممنون.

‫نه.

‫نگهش دار.

‫نگهش دار.

‫باید مراقب پسرت باشی.

‫الان خوبه، نه؟

‫ممنون.

‫ممنون.

‫ممنون.

‫لعنتی، امین،

‫مواظب باش.

‫از قصد نبود، ببخشید.

‫از قصد نبود.

‫این چهارمین باره ‫که خاموش می‌کنی.

‫خنگی یا چی؟

‫بیا، خودتو جمع کن.

‫می‌خوای بری تو دیوار.

‫دنده یک.

‫آروم، با خیال راحت.

‫خب، امروز صبح مدرسه خوب بود؟

‫امروز مدرسه نبودم.

‫پس چیکار کردی؟

‫با کی بودی؟

‫با مامان.

‫مامان صبح چیکار می‌کرد؟

‫صبر کن، امین، امیدوارم تو اون ‫اپلیکیشن مزخرفش کمکش نکنی.

‫به جاده نگاه کن.

‫دوست دختر داری؟

‫ها؟

‫نمی‌خوای بهم بگی، آره؟

‫نه.

‫مامان چی؟

‫مامان چشه؟

‫مامان با کسی هست؟

‫نه.

‫مطمئنی؟

‫راستشو بهم میگی؟

‫هیچکی خونه نمیخوابه؟

‫نه.

‫دیوث

‫این یارو اینجا چه غلطی میکنه؟

‫چی؟

‫این؟

‫این احمق؟

‫خب، امین بهم گفت بذارمش تو سایت.

‫ولی من به امین ‫گفته بودم اجازه نداره.

‫باشه، پس برش میدارم.

‫این یارو شش ماه ‫پیش تو زندان بود.

‫فکر میکنه خیلی زرنگه.

‫وای، این چیزه چقدر بامزهس.

‫اینا قورباغههای کوچولو هستن.

‫نه نه نه، لعنتی.

‫اینا خطرناکترین ‫قورباغه‌های دنیان.

‫این خطرناکه؟

‫آره، میتونه بکشتت.

‫این احمقو از اینجا ‫برش دار، باشه؟

‫همین الان، فهمیدی؟

‫بیا.

‫مرسی.

‫درمورد رابط کاربری ‫دعانویسا، یه راه حل پیدا کردم.

‫ولی باید یه کاری ‫کنیم که توجه جلب کنیم.

‫امین؟

‫ها؟

‫بیا اینجا یه دقیقه.

‫چی شده؟

‫میخوای یه کار دیوونه‌وار بکنیم؟

‫نه.

‫نه، نگاه نکن، ها.

‫برو پیش مامانت.

‫یه چیز خفن.

‫خب، بریم.

‫برکت، یه اپلیکیشن ساده، مثل داکترلیب واسه دعانویسا. ‫(دکتر لیب پلتفرم نوبت گیری پزشکه)

‫یه مشکل یا گرفتاری دارین؟

‫برکت براتون یه متخصص پیدا میکنه.

‫من قبلاً موهام می‌ریخت.

‫همه متخصصای بزرگو دیدم.

‫با برکت آشنا شدیم.

‫یه دعانویس پیدا کردم ‫که موهامو دوباره درآورد.

‫نگاه کن.

‫شوهرم زانوش درد میکرد.

‫با برکت، یه پیغمبر پیدا جدید کردم.

‫از اون موقع میخواد ‫تنیس بازی کنه، خسته شدم.

‫میخواد بسکتبال ‫بازی کنه، خسته شدم.

‫برکت عالیه.

‫این اپلیکیشن خیلی باحاله.

‫تو برکت؟

‫یه انتخاب از شفادهندهها،

‫دعانویسا، جادوگرا و موشایی ‫که تایید میکنن پیدا میکنم.

‫بازیهای نفوذی، مشکلات ‫همسایگی، حرف‌های سیاسی.

‫منو تو برکت پیدا میکنین.

‫یه عزیزی که ۲۴ ساعته ترکتون میکنه.

‫برمیگرده پیشتون و ‫مثل سگ دنبالتون میاد.

‫برکت چندین روش پرداخت هم داره.

‫نقدی، کارت بانکی، ارز دیجیتال.

‫شوهرم دو تا زن داشت.

‫خیلی مشکل داشتیم.

‫قدرت جنسی نداشت.

‫یه دفعه پرداخت کردم.

‫از اون موقع همش جشنه.

‫وای خدا.

‫شوخی نکرده.

‫برکت اپلیکیشن مورد علاقه منه.

‫برکت، اپلیکیشنیه که ‫به زندگیت برکت میده.

‫برکت، برکت، برکت.

‫این اپلیکیشنیه که لازم دارین.

‫میدونی به خاطر این

‫اپلیکیشن مزخرفش ‫تو چه خطری هستیم؟

‫ها؟

‫تو با یه جادوگر زندگی میکنی.

‫این زن تسخیر شده‌ست.

‫مطمئنم روحتو دزدیده.

‫ذهنتو دزدیده.

‫باید جلوی این زنو بگیریم.

‫تقصیر توئه.

‫تقصیر خودته.

‫گذاشتی با بچه‌ات بره.

‫مطمئنم کلاً این زنو دوست نداشتی.

‫احتمالاً طلسمت کرده.

‫ببین.

‫بچه‌ای که ساخته، بچه‌ای که آورده.

‫آینده‌ته.

‫هم خون توئه.

‫باید این بچه رو تطهیرش کنیم.

‫امین، نمیشه امشب بیای خونه

‫آره راستش، خودمم داشتم فکر می‌کردم بیام.

‫مامان، میشه امشب خونه گابی بخوابم؟

‫نه، قرار بود با هم برگردیم.

‫خواستم بهت زنگ بزنم.

‫مامانت خونه‌س؟

‫آره، خونه‌س.

‫بهش میگی بهم زنگ بزنه؟

‫باشه، حله.

‫گوشیت کجاست؟

‫اه لعنتی، تو ماشین جا گذاشتمش.

‫بیا.

‫مرسی.

‫امشب پسش بده، باشه؟

‫آره، نگران نباش.

‫به زولیخا بگو ‫بهم زنگ بزنه، باشه؟

‫اوکی، مشکلی نیست.

‫به محض اینکه رسیدیم.

‫باشه.

‫یادت نره ها؟

‫آره.

‫نور!

‫نور!

‫چی شده؟

‫این چه وضعیه؟

‫حالت خوبه؟

‫باید کمکم کنی.

‫بگو ببینم.

‫چیه؟

‫کی؟

‫کوین.

‫کوین؟

‫آره.

‫حالش خوبه؟

‫نه خوب نیست، خوب نیست، خوب نیست.

‫باید اورژانس رو خبر کنیم.

‫نور باید کمکم کنی.

‫اون بهم...

‫اون بهم...

‫ببخشید.

‫نور؟

‫نه، اینجا نیست.

‫دنبالم بیا.

‫از این طرف بیا.

‫مواظب باش دخترا رو کجا میذاری.

‫بیا.

‫مواظب... مواظب بطری‌ها باش.

‫به دخترای من دست نزن.

‫اونجاست.

‫اتاقشه.

‫اونجاست.

‫مواظب باش.

‫لعنتی، واقعاً بستیش.

‫آره، به خاطر خودشه.

‫وگرنه همه چیزو قایم میکنه.

‫ممکنه به خودش آسیب بزنه

‫صبر کن.

‫کمکت کنم.

‫کلیدو بده به من.

‫اوم، نه فکر نکنم...

‫ایده خوبی باشه.

‫شما نمیدونید.

‫کلیدو بده به من، میگم.

‫چون ممکنه خیلی خشن بشه.

‫ژول، منو نگاه کن.

‫کلیدو بده به من.

‫میدونید... اون... اون خیلی قویه.

‫ژول.

‫مواظب باش.

‫بیا.

‫نمیدونم.

‫کوین، درست میشه.

‫منو نگاه کن، درست میشه.

‫نباید این کارو بکنید.

‫عاقلانه نیست.

‫خوبه.

‫خوبه.

‫باشه.

‫منو نگاه کن.

‫لعنتی.

‫این چیه؟

‫تف کن.

‫اینو تف کن.

‫تف کن.

‫داری خون میای.

‫ول کن.

‫به خودت آسیب زدی.

‫منو نگاه کن.

‫کوین.

‫درست میشه، باشه؟

‫میخوای منو نابود کنی؟

‫نه، من مادر دوستت امینم.

‫مادر دوستت امین.

‫میخوای منو نابود کنی؟

‫میخوای منو نابود کنی؟

‫پدر سباستین، بله، اونجایید؟

‫چی شده دخترم؟

‫کوین داره حمله میکنه.

‫لطفاً نشونم بدید.

‫باشه.

‫من تو رو میکشم، مار پیر، به حق داور ‫زندگان و مردگان، به حق آفریدگارت.

‫کوین، گوش کن.

‫به حق آفریدگارت.

‫تو میرقصی.

‫بیا، بیا، بریم یه دوری بزنیم.

‫بریم یکم هوا بخوریم، بیا.

‫ژول؟

‫تو دختر ابلیسی؟

‫کوین، کوین، لعنتی.

‫ژول!

‫ژول، لعنتی!

‫اونجایی؛ الان وقتِ رفتن نیست.

‫منو نگاه کن، منم، نورم.

‫داری خفه‌م میکنی.

‫دیدی، ولم میکنی.

‫ژول!

‫کار من نبود.

‫من از قصد نکردم.

‫میدونم.

‫میدونم، ما مراقبتیم.

‫ما ازت مراقبت میکنیم، باشه؟

‫اشکالی نداره.

‫درست میشه.

‫آروم باش.

‫الو، ونوس؟

‫آره، خودمم.

‫گوش کن...

‫باید تمومش کنیم.

‫نه، همه چیزو تموم میکنیم.

‫طوری که دیگه هیچی نمونه.

‫من جدی‌ام.

‫امشب پاکش میکنی.

‫امشب تمومش میکنیم، باشه؟

‫امشب تمومش میکنیم، باشه؟

‫نه

‫کوین

‫کوین

‫اون کشتش!

‫اون!

‫این جادوگر بود که کشتش!

‫اون بود که کشتش!

‫بگیریدش!

‫آروم باشید بچه‌ها، خونسرد.

‫نور، چه خبره؟

‫بگیریدش بچه‌ها.

‫آروم باش، آروم باش.

‫هی، وایسا، کجا داری میری؟

‫بیا اینجا.

‫کجا داری میری؟

‫کجا داری میری الان؟

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫بگیرش!

‫کجا رفت؟

‫دیدیش؟

‫ماشینتو اون پایین نگه دار!

‫شما اونجا!

‫بیاید دور بزنیم!

‫شماها اینجا رو ببندید!

‫بیاید، بیاید!

‫دور بزنید!

‫لعنتی، این چه وضعیه؟

‫تو خودشون ریدن یا چی؟

‫کجاست؟

‫از اون ور بریم؛ لعنتی.

‫وایسا!

‫زلیخا!

‫زلیخا، به امین بگو ‫بیاد پیش من تو ماشین!

‫سوال نپرس!

‫همین الان!

‫همین الان!

‫هی!

‫لعنتی!

‫لعنتی!

‫لعنتی!

‫دیلان!

‫دیلان!

‫دیلان، کمکم کن!

‫باید کمکم کنی!

‫اونا می‌خوان ما رو بکشن!

‫اونا می‌خوان ما رو بکشن، امین!

‫میشه بری دنبالش، لطفا؟

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫الان...

‫الان وقتش نیست!

‫ولی الان... الان وقت این ‫انتقام گرفتن‌های مسخره‌ت نیست!

‫ولی من بهت میگم... ‫من بمیرم هم نمیخوام با تو باشم.

‫مواظب باش!

‫صبر کن!

‫پوستتو می‌کَنیم!

‫جواب بده لعنتی!

‫جواب بده لعنتی!

‫وای خدا!

‫لعنتی... لعنتی...

‫لعنتی... لعنتی... بیا پائین؟

‫بیا پایین.

‫چرا؟

‫بیا، به حرفم گوش کن.

‫سوال نپرس.

‫بیا.

‫چه اتفاقی برات افتاده؟

‫باید رانندگی کنم؟

‫بیا.

‫نگران نباش.

‫بیا.

‫بعدا برات توضیح میدم.

. یالا حرکت کن

‫برو امین.

‫چی شده؟

‫سوال نپرس.

‫همه جا داد و بیداده.

‫بعدا برات توضیح میدم.

‫برو.

‫باشه سوال نمی‌پرسم، اوکی؟

‫ولی بهم بگو!

‫نگران نباش.

‫این ماشین دزدیه.

‫اتاق ۲۰.

‫مرسی.

‫امین؟

‫بیا.

‫احتمال خودکشی در ‫نگاه اول مطرح شده،

‫اما شرایط همچنان مبهم است.

‫بسیاری از ساکنین، یک زن ‫را مسئول این تراژدی می‌دانند.

‫این چیزیه که پدر قربانی ‫هم به ما توضیح داد.

‫سلام به شما.

‫پیامی که امشب ‫می‌خواهید منتقل کنید چیه؟

‫این خودکشی نیست.

‫نباید بگید خودکشیه.

‫این آدما، با اون زن و ‫بقیه‌شون، کارای بدی می‌کنن.

‫نباید بذاریم آزاد باشن.

‫خطرناکه.

‫نباید بذاریم آدمایی مثل اینا، که ‫به کارهای خلاف ادامه میدن،

‫که جوونا رو خراب می‌کنن، جوونایی که ‫کسی رو اذیت نمی‌کنن، آزاد باشن.

‫و این زنه می‌خواست کارایی ‫باهاش بکنه که نمی‌فهمیم.

‫تازه هر بار، باید بهش پول می‌داد.

‫باید برای این کار بهش ‫پول می‌داد، می‌بینید؟

‫و حالا من چیکار کنم؟

‫من دیگه هیچی نیستم، هیچی ‫ندارم، هیچکس رو ندارم، تنهای تنهام.

‫احساستون رو درک می‌کنیم، آقا.

‫پس در واقع فرایند دستگیری جادوگر ‫به جریان افتاده و هنوز هم ادامه داره

‫تا این زن رو پیدا کنن.

‫اون چیزی که میگن راسته؟

‫تو اون جادوگری؟

‫تو کوین رو کشتی؟

‫تنها چیزی که ‫می‌خواستم کمک بهش بود.

‫یه ویدیو از بابا دیدم.

‫میگن تو منو دزدیدی.

‫که می‌خوای بهم آسیب بزنی.

‫من هیچوقت نمی‌تونم ‫بهت آسیب بزنم.

‫بیشتر از همه چیز دوستت دارم.

‫خودت خوب می‌دونی.

‫نباید حرفشون رو باور کنی.

‫نباید حرفشون رو باور کنی.

‫می‌فهمی؟

‫سلام علیکم، برادرا.

‫برادر دیلن که اینجا حاضره،

‫پسرش رو زنش که خطرناکه دزدیده.

‫شیطان روحش رو تسخیر کرده.

‫یه انجمن داره.

‫و همه‌تون می‌دونید که ‫انجمن یه چیز شیطانیه.

‫نمی‌فهمم چطور می‌تونن ‫همچین دختری رو متهم کنن.

‫نور آدم خوب و مهربونیه.

‫یه آدم خوب.

‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کنی ‫بتونه به کسی آسیب بزنه.

‫همه میگن کار نوره، من نمی‌دونم،

‫ولی به هر حال بچه‌ها، ‫باید این رو پخش کنید.

‫همه ویدیو رو با هشتگ ‫نور جادوگر پخش کنید.

‫باید یکی رو محکوم کنیم، ‫باید یه جادوگر بدجنس باشه.

‫اگه این دختره کاری ‫نکرده، پس چرا فرار کرده؟

‫بدترین کاری که یه مسلمون می‌تونه ‫بکنه اینه که کسی رو با من مقایسه کنه.

‫به عنوان بچه‌ای ‫که متعلق به مسیحه،

‫چه فایده‌ای داره که با چیزای ‫تاریکی ارتباط داشته باشه؟

‫پسرش نفرین میشه!

‫خب، منظورم اینه که ما تو ‫شهرستان از این جور اتفاق‌ها نداریم.

‫وقتی اجازه میدیم نابرابری تو محله‌ها ‫پیشرفت کنه، همین طور اتفاق‌ها می‌افته.

‫اسم مادره نوره.

‫برن تو کشور خودشون گند بزنن.

‫یه مردی بود که ‫همین کار رو کرده بود.

‫دو هزار ساله که ‫زن‌ها رو لینچ می‌کنن.

‫سعی کردن مثل ژاندارک بسوزوننش.

‫اگه عدالت کارش رو نکنه، ‫ما خودمون انجامش میدیم.

‫نه بابا، اگه تو این یارو ‫رو کشتی، من می‌کنمت.

‫خواهش می‌کنم، آروم باشید.

‫دیدی با بچه چیکار کرده یا نه؟

‫من این زنیکه رو می‌کشم!

‫بسه، بسه.

‫شما نه پلیسید، نه قاضی.

‫قراره یه راهپیمایی ‫برای بچه باشه.

‫آره نور، فراموشت ‫نکردیم، بی‌خودی قایم نشو.

‫اینا دیوونه‌ن یا چی؟

‫همه می‌دونن که نور اونو کشته، ‫شما از عدالت حرف می‌زنید؟

‫گور بابای اول و آخرتون، ‫ملکه‌های جنده!

‫امین؟

‫امین؟

‫امین؟

‫خانم؟

‫ببخشید.

‫ببخشید، شما یه ‫بچه ۱۳ ساله ندیدید؟

‫امین!

‫ببخشید، شما پسر منو ندیدید؟

‫نه.

‫امین.

‫جواب بده.

‫لعنتی.

‫لعنتی، این کار رو با من نکن.

‫این کار رو با من نکن، نگام کن.

‫دیگه این کار رو نکن، فهمیدی؟

‫بیا اینجا.

‫بیا اینجا.

‫حق با اوناست.

‫چی داری میگی؟

‫حق با اوناست.

‫اگه کوین مرده، به خاطر ماست.

‫تقصیر ما نیست.

‫تقصیر ما نیست.

‫این چرت و پرتا رو بس کن.

‫من رفتم کمکش کنم.

‫داشت داغون می‌شد.

‫ما با جادوگری بازی کردیم.

‫کدوم جادوگری؟

‫نباید این چرت و ‫پرتا رو باور کنی.

‫کوین مریض بود، می‌فهمی؟

‫می‌فهمی یا نه؟

‫بیا.

‫بیا، بریم.

‫آره، خودشه.

‫بیا، بیا.

‫بیا.

‫هی، جادوگره، اونجا.

‫برنمی‌گردی؟

‫هی، من نمی‌خوام بگیرمت.

‫می‌دونی که الان یه ‫ستاره واقعی شدی؟

‫عکست همه جا هست.

‫همه دنبالت می‌گردن.

‫تو تلویزیون، تو اخبار.

‫بذارید رد شیم.

‫بذارید رد شیم.

‫کدوم برادر احمد دنبال توئه؟

‫فقط همین، برادر احمد؟

‫آره یا نه؟

‫هی، فیلم نگیر، فیلم نگیر.

‫هی!

‫بهت میگم فیلم نگیر.

‫فیلم نگیر.

‫آروم، آروم، آروم.

‫فیلم نگیر.

‫آروم، هی، ما بین خودمونیم.

‫می‌دونی، برادر احمد ‫دنبال بچه می‌گرده.

‫حالت خوبه رفیق؟

‫باهاش حرف نزن.

‫من صدات می‌کنم.

‫امین، درسته؟

‫بهت میگم بذار رد شیم.

‫کوین، چیزی یادت میاد؟

‫آخه چطوری از پس کارهای ‫عجیب غریب بر میای.

‫آخه راستش زیادی نازی واسه این حرفا.

‫دست نزن.

‫تو این کیفه چی داری؟

‫می‌تونی؟

‫می‌تونی؟

‫بذارید رد شیم.

‫آروم باش.

‫امین...، ولم کن، ‫با ما بیا، حالت خوب میشه.

‫ام ولم کن!

‫امین!

‫ولم کن!

‫ولم کن!

‫ولم کن!

‫امین!

‫امین

‫برو رد کارت به تو ربطی نداره.

‫بیا اینجا ببینم.

‫ولش کن...

‫ندیدی چیکار کرد

‫به تخمم!

‫مامان!

‫ولم کن!

‫تو

‫مامان! مامان!

‫بسه، نزنش...

‫کاری می‌کنم، جنازه‌تم پشیمون شه.

‫بسه دیگه؛ ولش کن ‫بیا بریم؛ بیا بریم.

‫خوشحال باشید برادرای من.

‫بدونید که خدای خوب همونیه ‫که ما را در روز قیامت بیاد می‌آورد.

‫با وجود همه سختی‌هایی ‫که مردم باهاش روبرو میشن.

‫و بدون، بدون که تو باعث میشی کسایی که ‫دوستشون داشتی، باهاشون بودی و تو این دنیا

‫ازشون خوشت اومده بود، برن بهشت.

‫بیا ببینمت.

‫یه کم استراحت کن.

‫بیا اینجا بشین پسرم.

‫بیا اینجا کنار من بشین.

‫خوبی؟

‫نگام کن.

‫نمی‌خوای نگام کنی.

‫می‌دونی...

‫اون راز کوچیکی که با هم ‫داشتیم... یادته اون راز کوچیک رو؟

‫صبر کن، باید بهت بگم.

‫جواب نداد.

‫جواب نداد.

‫خب...

‫اون طلسم کوچیکت...

‫رو کوین جواب نداد.

‫می‌تونی پیش خودت ‫نگهش داری و بعد...

‫اگه خواستی می‌تونی ‫به یکی دیگه بدیش.

‫من که مشکلی ندارم.

‫می‌تونی به یکی دیگه بدیش.

‫شاید رو یکی دیگه جواب بده.

‫بیا پسرم.

‫بیا پسرم.

‫بسه دیگه.

‫من با خودم چیکار کنم؟

‫شرایط اونقدر سخت میشه که ‫یه جوری خدا رو صدا می‌زنه که

‫وقتی زنده بود ‫اینجوری صداش نمی‌زد.

‫با قدرت، تمرکز و اعتقاد بیشتر.

‫خوبه که اینجایی امین.

‫از مادرت خبر داری؟

‫هان؟

‫کاری که می‌کنه درست نیست.

‫ازش بترس.

‫لطفاً درو باز کن!

‫منم!

‫من دنبال دردسر نیستم.

‫بیخیال من شو، تو تلویزیون دیدمت.

‫درو باز کن؛

‫امینو گرفتن!

‫امینو بردن!

‫خواهش می‌کنم!

‫درو باز کن!

‫یه لحظه صبر کن.

‫صبر کن.

‫امین؟

‫امین، صدامو می‌شنوی؟

‫امین؟

‫امین؟

‫امین؟

‫هی، چیکار می‌کنی؟

‫امین؟

‫چت شده؟

‫چرا داری گریه می‌کنی؟

‫چیکار کردی با خودت؟

‫بیا اینجا، بیا اینجا، بیا اینجا.

‫هی، چرا با خودت اینکارو می‌کنی؟

‫هی!

‫ چرا با خودت اینکارو می‌کنی؟

‫به من نگاه کن ‫امین به من نگاه کن

‫لطفاً پیغام بذارید.

‫پسرم کجاست؟

‫پسرمو بهم برگردونید!

‫وگرنه زناتون نازا میشن!

‫و بچه‌هاتون مریض!

‫بس کن داد نزن، خفه شو!

‫می‌شنوید چی میگم؟

‫گمشو برو!

‫پسرم کجاست؟

‫هی بچه‌ها، فالگیره، برگشته!

‫امین!

‫سیران با امین رفت، ‫چمدون دستشون بود.

‫چی؟

‫ببین، میایم پایینا...

‫دیلان؟

‫بله.

‫می‌دونی با کثافت کاریات ‫چه اتفاقی افتاد، کثافت؟

‫امین به خودش آسیب زده.

‫الان من مراقبشم ‫و تو گمشو برو.

‫فهمیدی؟

‫دیلان!

‫دیلان!

‫سلام برادرای من.

‫بیاید تو.

‫می‌بینی زنت با اون ‫برنامه‌ش چیکار کرده؟

‫این جادوگریه.

‫متأسفانه خیلیا درگیرش شدن.

‫بعضیا انکارش میکنن، ‫ولی واقعیت داره.

‫تبدیل شده به یه چیز عادی.

‫بعضیا واسه اینکه یه شغل ‫گیر بیارن میرن پیش جادوگر.

‫بعضیای دیگه، چون حسودن و چشم ‫ندارن ببینن، میرن سراغ جادوگر.

‫قلباشون ضعیفه.

‫مریضن، یا حتی مُردنین.

‫زن و پسرت از ضعفشون ‫سوءاستفاده کردن.

‫میدونی چرا؟

‫چون طلسم شدن.

‫امین، هنوز میشه نجاتش داد.

‫من مراقبش هستم.

‫نگران نباش.

‫طلسم ملزم کردن مرد ‫به دوست داشتن زن

‫اون نمی‌تونه حرف بزنه ‫مگر اینکه اسم خودش رو بگه.

‫اینطوری اون محکوم به ‫فرمانبرداری از زن میشه

‫به لطف قدرت طلسم ‫کرن‌کرن و سایاسرا.

‫جایی که زنان شکست ‫خوردند و مردان هم همینطور.

‫این طلسم راه فراری نداره.

‫من تو را به چالش می‌کشم."

‫و این ماموریت حیاتی رو به تو می‌سپارم.

‫امروز، فردا، امسال، ‫این قضیه باید حل بشه.

‫اگر شکست بخوری، بت دیگری را فرا ‫خواهم خواند. تو به دریا انداخته خواهی شد.

‫احمد، سرنوشتت برای ‫همیشه مشخص شده.

‫یا با این زن زندگی می‌کنی، یا...

‫می‌میری

‫دارم صدات می‌زنم هر کی ‫به زن‌ها دست درازی کنه...

‫نگاهشو... قفل میزنم. هر وقت

‫من بگم از خواب بیدار میشه.

‫احمد، پسر علیا، همونقدر ‫که من میخوام از بین بره.

‫احمد باید نابود بشه.

‫و همونطور که این همیشه ‫اینجا میمونه بدون اینکه پاک بشه،

‫من این سوراخ رو میبندم، ‫انگار دهن تو رو میبندم

‫سلام.

‫برادرام، بهتون ‫گفتم، این یه جادوگره.

‫شیطان تسخیرش کرده.

‫خود شیطونه.

‫اون قبلاً کشتتش.

‫و داره بچه خودشو هم طلسم میکنه.

‫باید از ما دورش کنیم.

‫میخواد مارو از هم جدا کنه.

‫این شیطونه.

‫شیطون دیگه هیچ ‫قدرتی روی ما نداره.

‫تو

‫با دوستم آشنا شدی؟

‫بهش دست زدی؟

‫نباید به دخترا دست بزنی.

‫خطرناکه.

‫پسرم کجاست؟

‫کجاست؟

..‫کلینیک برادر.

" لییِس "

!کمکم کنید

...کمکم کنی

‫همین جاست!

...جادوگره

‫سلام علیکم خانم

‫علیکم السلام

‫خوش اومدین به بزرگترین ‫مرکز برندگان فرانسه

‫وقت قبلی دارین؟

‫باید برادر لیاس رو ببینم

‫بله ‫بابت چی؟

‫درگیر پاکسازی جن‌گیریه.

‫ببینم می‌تونم بین دو تا مشتری ‫براتون وقت جور کنم یا نه.

‫با من بیاین.

‫میتونید بشینید.

‫راحت باشید.

‫محافظت معنوی بر طبق ایمان،

‫اغلب توسط افراد واجد شرایط ‫و شناخته شده انجام میشه.

‫برای درمان مشکلات ‫مختلف استفاده میشه.

‫بیماری‌های توضیح ناپذیر.

‫کابوس‌های تکراری.

‫اختلالات روانی.

‫هر وضعیت دیگه‌ای

‫که مشکوک به تأثیر منفیه.

‫این یه عملیه که ‫توسط من انجام میشه

‫شیطان

‫واسه جلوگیریه

‫چه کمکی از دستم برمیاد براتون؟

‫باید برادر لیاس رو ببینم.

‫برادر لیاس الان سرش شلوغه.

‫ولی من گوش میدم.

‫کجاست؟

‫داره مشاوره میده.

‫من میتونم کمکتون ‫کنم، نگران نباشید.

‫مردم فکر میکنن ‫شیطون رفته تو جلدم.

‫ولی فکر کنم فقط عصبانیم.

‫میخوام انتقام بگیرم.

‫بیخیال انتقام.

‫میدونم چی میتونه کمکتون کنه.

‫اسمش نالوکیاست.

‫میدونید چیه؟

‫نالوکیا یه جور جن‌گیریه.

‫حاضرید انجامش بدید؟

‫آره.

‫یکی از خواهرا ‫میاد آمادتون میکنه.

‫منم چند دقیقه دیگه برمیگردم.

‫حس میکنم میشناسمتون.

‫قبلاً همدیگه رو ندیدیم؟

.‫نه

‫نه.

.خیلی خب

‫الان برمیگردم.

‫آقایون.

‫آروم باش.

‫دهنتونو باز کن، آها.

مطمئنی؟

‫مشکلی نیست.

‫نه، نه، خیلی چندشه.

‫نمیخوام، نمیخوام، نمیخوام.

‫مطمئنی میدونی چیکار میکنی؟

‫آره.

‫بسه.

‫تکون نخور.

‫میسوزه.

‫کجا میسوزه؟

‫تو گوشام.

‫نه، الان درش میارم، ‫صبر کن، درش بیار.

‫و تو چشمام.

‫میخوان درش بیارن.

‫بسه.

‫بسه.

‫میسوزه.

‫داره درمیاد.

‫داره میره، لعنتی.

‫داره میره.

‫صبر کن،

‫بسه دیگه.

‫وایسا.

‫نه.

‫نه.

‫نه.

‫نه.

‫دیدی، دهنمو سوزوند.

‫بهت گفتم.

‫برو بیرون.

‫برو بیرون، بهت میگم برو بیرون.

‫تو که میخوای بری بیرون.

‫من میخوام بندازمت بیرون.

‫بس کن.

‫بسه، بسه، بسه.

‫برو بیرون، لعنتی.

‫برو بیرون، بهت میگم.

‫مامان.

‫شیطونه که داره میره بیرون.

‫باید تمومش کنیم، الان.

‫باید تمومش کنیم، الان.

‫باید تمومش کنیم.

.‫این آخریشه

‫باید تمومش کنیم، ‫الان، این طبیعی نیست.

‫چش شده الان؟

‫اوه چش شده الان؟

‫چش شده؟

‫چش شده؟

‫آروم شده، دیگه تکون ‫نمیخوره، چش شده؟

‫امین!

‫من اینجام.

‫موفق میشیم.

‫رسیدیم.

‫امین!

‫امین، خوبی؟

‫من اینجام.

‫با منی.

‫خدایا!

‫نمیتونم نفس بکشم!

‫نمیتونم نفس بکشم!

‫امین.

‫امین منو نگاه کن.

‫منو نگاه کن.

‫من اینجام.

‫من اینجام.

‫من همینجام پیشت.

‫دست منو بگیر.

‫دستتو بده به من.

‫بیا، آروم باش عزیزم، آروم باش.

‫خودم میخوام ازت مراقبت کنم.

‫کمکم کن.

‫چی شده؟

‫کمکم کن.

‫امین، چی شده؟

‫پسرم چه بلایی سرش اومده؟

‫صبر کن، یه چیزی ‫آماده میکنم و میام.

‫برمیگردم.

‫تموم شد، تموم شد.

‫دراز بکش.

‫دراز بکش.

‫الان میام.

‫الان میام.

‫چی شده؟

‫بس کن.

‫"با اون چه کار کردی؟

‫چرا اون رو توی ‫مشکلاتتون قاطی کردین؟

‫بس کن.

‫خدایا چرا؟

‫"امین، چی شده؟

‫امین؟

‫امین؟

‫امین؟

‫امین؟

‫مامان؟

‫مامان؟

‫امین؟

‫من اینجام.

‫امین؟

‫امین؟

!‫رابیا

!‫رابیا

!‫رابیا

‫چی شده؟

‫امین؟

‫به بابام زنگ بزن.

‫به بابام زنگ بزن، لطفاً.

‫به بابام زنگ بزن.

‫امین؟

‫امین؟

!بیدار شو !بیدار شو

‫متاسفم.

‫مامان

‫متاسفم.

‫مامان، متاسفم.

‫تموم شد.

‫تموم شد.

‫پسرم.

‫همه اینا تموم شد.

‫تموم شد.

‫قول میدم.

‫من اینجام.

‫باشه؟

‫بیا.

‫اونا اینجان.

‫اونا اینجان.

‫بیا.

‫میتونی راه بری.

‫کمکت میکنم.

‫بیا، بریم.

‫بیا، بریم، بریم.

‫صبر کن.

‫بیا.

‫بیا، اینو بگیر و برو.

‫برید، برید.

‫به من فکر نکن.

‫نگران نباش.

‫نترس.

‫نترس، خدا با منه!

‫بیا.

‫نترس.

‫با ما بیا.

‫نترس.

‫من اینجام تا کمکت کنم.

‫ممنون.

‫وایسید، آقا.

‫آقا، میشه وایسید.

‫وایسید، بهتون میگم.

‫شنیدی یا نه؟

‫آه آه آه آه آه!

‫امین...

‫امین...

‫من خیلی خوبم عزیزم.

‫نگران نباش عشقم.

‫بریم، میخوای بریم ‫یه چیزی بخوریم؟

‫گشنته؟

‫میای پیشم؟

‫آره؟

‫بیا بریم، کاپشنتو بردار.

‫مترجم: اشکان هیدی

‫[کاری از گروه ترجمه فرانکو فیلم]

‫تقدیم به مادرم...

:فیلمی از سعید بِلکتیبیا

:سناریو سعید بِلکتیبیا لوئیس پِنیکو

@FRANCOFILMS francofilmz@gmail.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.