All language subtitles for No.Retreat.No.Surrender.1987.DvDRiP.SorenSub (1)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مووک هوآ - ویتنام

" نه عقب نشینی ، نه تسلیم 2" " تندر خشم "

بانکوک - تایلند

" ورودی پروازهای بین المللی "

امیدوارم خفه شی

برای اولین بار به زبان پارسی : ارائه شده توسط SorenMovie@Yahoo.com ID Telegram : @SorenMovie

تندتر برو

ببخشید آقا

اسم من اسکات وایلد ـه دارم دنبال دوستم میگردم ، اون آمریکائیه

دوستم بهم تکواندو یاد داده بوکس تایلندی ولی مثل اون نیست

هی ، الکی نفستو حروم نکن اون انگلیسی بلد نیست

مشکلتون چیه خانم ؟ من که از شما نپرسیدم

من دارم دنبال دوستم " مک " میگردم

تو خوب به زبونشون صحبت میکنی حالا چی بهشون گفتی ؟

چیزی که بهشون گفتم با چیزی که ازشون خواستم دو تا چیز کاملاً متفاوته

این بابا چشه ؟

حریف های تمرینی اش همه نرم شدن اون دنبال کسیه که بیشتر دووم بیاره

بگو بره با مادرش اینو امتحان کنه

ببینم اینجا کسی فرق بین مهمون نوازی و فرستادن به بیمارستان رو میدونه ؟

آره خب ، میتونید ببینید تحملتون چقدره - بذار ببینیم اون چقد تحمل میکنه -

اوکــی

حالا که گرم شدی نظرت راجع به یه مبارزه واقعی چیه ؟

خیلی دوست دارم چند تا راند با تو مبارزه کنم

البته وقتی دوستم ، مک جارویس رو پیدا کردم

! مک جارویس؟ از این آشغال چی میخوای ؟

اونجوری صداش نزن از وقتی که یه نوجوون بودم ، اون برام مثل یه برادر بوده

اصلاً میدونستی اون تو ویتنام قهرمان جنگ بوده ؟ - خب که چی ؟ از اونا هزار تا هست -

حالا موضوع چیه ؟ نکنه ازش خوشت میاد ؟

اون حتی نمیتونه بند کفش هاشو ببنده تعجبی هم نداره ، آخه چیز پیچیده ای نداره

لطفاً فقط بهم بگو کجاست ؟ اونوقت منم قبل اینکه تو بندازیم بیرون ، میرم

جدی، میتونی توی " سوپر استار پَت پانگ " پیداش کنی معمولاً خوشش میاد اون اطراف بپلکه

ـ "پَت پانگ" دیگه چیه ؟ یه کلوب شبانه است . اگه این باعث میشه از اینجا بری -

و اگه دوست داری سالم بمونی - ممنون بابت نصیحتت -

ولی من به روش خودم انجامش میدم

"هتل "نُه داستانه

! نه ! نه

سلااام - گفتم که نه خانوما -

ببینم دنبال خانوم میگردی ؟ - نه ممنون ، قبلش که چک کردین -

چک؟! اوکی باشه خیلیم عالی

چک ، چک ، چک

امروز روز من نیست

سلام - بله بفرمایید ، اینجا مهمان سرای آقای وینگ -

میتونم با "سولین " صحبت کنم ؟ - چند لحظه صبر کنید -

بیا تو ، در بازه

مطمئنم از این خوشت میاد ، ینی باید خنگ باشی که اینو پس بزنی - نه برید بیرون -

صبح بخیر سولین - سلام بابا -

کجا با این عجله ؟ - هیچی ، میرم تلفن رو جواب بدم -

چرا آخه ؟ این که خیلی خوبه - بیرووون -

سلام ، سولین صحبت میکنه

خانوم وینگ ، من فرانک دوپل هستم . بنظر میاد موقع فارغ التحصیلی یه مشکلی پیش اومده . راجع به دیپلمی که گرفتین عرض میکنم

! دیپلم من ؟

چیزی که واضح و مبرهنه خانوم ، اینه که وسایل دفتر جناب دین دستکاری شده که این باعث ناامیدیه ، چون شما با همون شخص خرابکار که اسکات وایلدـه ، رابطه داشتین

به همین دلیل باید ازتون بخوایم هرچه سریعتر دیپلومتون رو پس بفرستین

اسکات ، دست بردار بگو ببینم کجایی ؟

تو بانکوک ، تازه رسیدم

ولی تو که گفته بودی هفته بعد میای اینجا - خب دلم واست تنگ شده بود عزیز دلم -

منم دلم واست تنگ شده - هنوزم چیزی در این باره به مامان و بابات نگفتی ؟ -

منتظر بودم تو برسی اینجا - خب بیخیال ، کی همدیگه رو ببینیم ... ؟ میدونی که ؟ -

شام چطوره ؟ من یه جای خوب بلدم با باغ و قصر و یه خیابون که از بغلش رد میشه

... من یه فکر بهتر دارم ، چطوره - ... هـــی چطوری تو -

این دختر توی تایلند شماره یکه - بابا دست بردار از سر من ، نمیخوام -

اسکات ؟ اسکات ؟ اونجا چه خبره؟

از اتاق من برید بیرون

شرمنده عزیزم ، یکی داشت سگشو میاورد تو این اتاق

برو در اتاق بغلی رو بزن همونطور که خودت گفتی ، اونجا میبینمت

خوبه ، پس من یه جا رزرو میکنم ، خدافظ - خدافظ -

عصربخیر قربان چه کمکی از من بر میاد ؟

یه میز برای دو نفر میخواستم - رزرو کرده بودین ؟ -

در واقع این یه قرار ملاقاته . با سولین وینگ - اوه بله ، ازاین طرف قربان -

خوش اومدین

به تایلند خوش اومدید آقای اسکات وایلد

سلام عزیزم - ! اسکات -

خوشت میاد ؟ - خیلی خوشگله -

اونی که خوشگله توئی

میبینم که هنوزم مثل قبل خشک و خشنی

از یه بوکسور چه توقعی داشتی پس ؟

میگم که فرق نکردی

میدونی ؟ این اولین باریه که یه حس عجیب دارم

نگران نباش ، پدرم چیزی از اینجا نمیدونه - خب اینجوری خیلی بهتر شد -

بنظر میاد پدرت معدن الماس پیدا کرده فکر میکردم گفته بودی برای مردم کار میکنه

همینجورم هست ، پدرم تو کاره الکترونیک و این مسائله همین دیگه

سفارش دادم غذا رو تو چند تا از ظرف های مورد علاقه پدرم بیارن گفتم اینجوری تو رو تحت تاثیر قرار بدم

خب هرچی واسه بابات خوبه ، واسه منم خوبه

خب حالا اسم این غذاها چی هست ؟

اینا جیرجیرک دریایی سرخ شده اس

و اینام سوسک های آب پز شده اس

و اون بشقابی هم که اونجاست ، ایگوآنای دودی شده اس

اینا هم لابد کوفته قلقلی ان ؟ نه ؟ - ! نه -

! اونا بیضه ی ببر ان

بیضه ببر راست راستکی ؟ - آره -

بنظرم پدرت یه شخص با سلایق عجیب غریبه من همین سوپ رو ترجیح میدم

! حتی فکر سوال کردنشم به سرم نمیزنه

احتمالاً از این خوشت بیاد این یکی مخصوصه

عالیه ، من عاشق اینام

همیشه که میرفتم رستوران چینی ها ، میگفتم ازینا واسم بیارن

این بهترین سوپ لوبیایی که تا حالا خوردم

اسکات عزیزم ، اون سوپ مغز میمونه

خیلی جالب بود عزیزم

حالا صبر کن ، جاهای بهترشم میبینی

بین این همه هتل توی بانکوک ، تو صاف اومدی تو این یکی

تو راهنمای نقشه اینجا رو 5 ستاره زده بود

فقط در ظاهر مثل هتل های " بورلی هیلز " ـه

اصلا خوشم نمیاد اسکات . اینجا منو مور مور میکنه

اعلی حضرت ، همونطور که میبینی ، ظاهر و باطن

مهربونی و صداقتت غیرقابل وصفه

سلام ، بیانگ کیم صحبت میکنه

الو بفرمایید ؟

چی شده؟

منظورت چیه اونا مردن؟

ژنرال چی ؟

الو ، الو . کسی پشت خط هست ؟

لعنتی

دوست دارم عزیزم - منم همینطور -

اسکات ، وقتی توی کالج بودیم ، من یه خورده بهت دروغ گفتم خانواده من فقیر نیست

وضع مالی مون خیلی خوبه و پولداریم پدرم از اون آدماست که همیشه با فِرست کلاس میره مسافرت

من از اون چیزی نمیخوام تنها چیزی که میخوام اینه که منو همینی که هستم قبول کنه

بعدشم ، پول که خوشبختی نمیاره

باز این یارو جاکشه داره جفتک میزنه به در

کدوم جاکش؟

... هی من که بهت گفتم نـ

هی

ببین این آدرس درسته ؟

میشه بگین قضیه از چه قراره؟

این رو از کجا آوردی ؟

این آدرس خونه دوست دخترمه ، میخام خانوادشو پیدا کنم و بهشون بگم دخترشون رو گروگان گرفتند

شما بازداشتی - واسه چی ؟ -

هی

نمیتونین اینکارو با من بکنین ، من یه آمریکایی ام هی ، من حق و حقوقی دارم

اینجا حق و حقوقی نداری اینجا تایلنده

من میخوام یه وکیل رو ببینم ولم کنید عوضی ها

اینجا دیگه چه کشور کوفتی ایه

" اتاق باز جویی "

بهم بگین چه ارتباطی با خانوم سولین داشتین ؟

من که بهت گفتم ، ما با هم فقط دوست بودیم

بسه - گفتم که فقط دوست بودیم -

چندبار باید یه چیز رو بهت بگم تا بفهمی ؟

میخوام با یکی از سفیر های سفارت آمریکا حرف بزنم

باید قبل از اینکه اینجا توی تایلند آدم بکشی اینکارو میکردی

این نصیحت رو از من داشته باش - قسم میخورم اتفاقات اونجا تقصیر من نبود -

ینی داری میگی این آدما بخاطر آنفولانزا مردن ؟

هی آقاجون ، مصرف بیش از حد مواد واست خطرناکه - حرف دهنتو بفهم -

خب چی دستور میفرمایید ؟

خب ژنرال ، فکر میکنید بتونید ترتیب اینکار رو بدید ؟ -

بله ، اگه یه اجازه نامه از سفارت ایالات متحده به من بدین ترتیبشو میدم - بعد از اینکه تماستون رو گرفتم ، متوجه نگرانیتون شده بودم -

فرمانده ، این مرد رو هرچه سریعتر به فرودگاه ببرید . اونجا یه هواپیما منتظرشه تا اونو به سنگاپور ببره . اونجا محل اقامتشو بهش اطلاع میدیم که تا سه ماه آینده باید اونجا باشه

تا موقعی که این اتفاقات تموم بشه

بهش یه کم پول بدین ، اتفاقی که افتاده تقصیر اون نیست اون فقط سعی داشته کمک کنه

تو با اولین پرواز به سنگاپور فرستاده میشی

بهت پیشنهاد میکنم فکر برگشتن رو از سرت بیرون کنی - برم ؟ جرم من چیه ؟ -

قتل ، مگه اینکه چیز دیگه ای هم وجود داشته باشه

حالتون چطوره ؟ ببخشید ، شما مردی به اسم مک جارویس میشناسین ؟ - کی ؟ -

همچین گنده اس . 90 کیلو وزن و 192 سانت قد آمریکاییه

اونجا نشسته بود - ممنون -

هی مک ، اوضاع چطوره ؟

تو هنوزم رو مخی ، بچه

موضوع چیه گنده بک ؟ نمیتونی مچشو بخوابونی ؟

ایولااا

هی هی هی ، جلوشو بگیرین

عجب راهی واسه خودآزاری داشت ، مگه نه بچه

بیا بریم یه گلویی تر کنیم

سلام عزیزم ، یه آبجو لطفاً

اونجا هیچ نیازی به کمک تو نبود ، خودم میتونستم حال اون یارو رو جا بیارم

معلومه میتونستی

آره درست مثل قضیه کاکی گرینگو

اون موقع فقط 10 سالم بود مک

آره ، میبینم تو این مدت پیشرفت هم کردی

شرط میبندم بیشتر ازیناشم پیشرفت کردم

موضوع چیه ؟ - هیچی ، آبجوت رو بردار ، بیا یه چیزی نشونت بدم -

باشه

بیا اینجا

قضیه این قتل چیه ؟

از کجا میدونی قتل کردم ؟ - بخاطر اینکه شدی تیتر یک اخبار امروز -

قضیه چیه ؟

قضیه اینه که دیشب دو نفر میخواستن منو بکشن

شاید به این خاطر بوده که فکر میکردن بار موادی چیزی داری

بیخیال مک ، خودت میدونی من اهل اینکارا نیستم

آره راست میگی

خیله خب ، گشنته ؟

واقعیتش میمیرم از گشنگی

یه جایی رو بلدم که بدون سرخر و مزاحم میتونیم غذا بخوریم ، بیا

بیا اینو امتحان کن بچه کاری میکنه مدادت بشه خودکار

در واقع بنظر تو بیشتر از من بهش نیاز داری

احتمالاً حق با توئه بچه جون

تو تمام مدت اینجا بودی - ببین بچه -

باید کاربردی باشه

اینجا تایلنده

ایندیانا که نیست

باید به این فکر کنی که چجوری شرایطتو اینجا وفق بدی

بعلاوه ، من اینجا واس خودم بیزینس دارم

بدون هیچ مشکل و دوشواری - مک ، این حرف ها اصلاً بهت نمیاد -

فکر میکردم واسه یه کار بزرگتر اومدی اینجا

هیچوقت فکر نمیکردم بازنشسته بشی - ... هی آرووم بچه کشاورز ، نمیخواد واسه من -

خب انتخاب سوممون چی میشه پس ؟

باشه باشه

که یه رستوران بدون سرخر و مزاحم ، ها ؟

این بار آخریه که باهات شام میخورم

دست از متلک گفتن بردار و یه راه پیدا کن از این دوشواری خلاص شیم

خب نظرت راجع به گوشت آب پز سلطنتی چیه ؟

برو

لعنتی

تکون نخور - داداش من که مثل یه مجسمه وایستادم -

حالا تو تکون نخور

مک ، این یکی از همون آدماییه که سولین رو بردن

اوه جدی ؟

اوغور بخیر ، دختره کجاست ؟

دختره کجاست ؟

روتو اونور کن بچه ، نمیخوام این خون و خونریزی رو ببینی

چون قراره مثل باز کردن در قوطی آبجو باشه

فکر کنم داره به تایلندی اشهدش رو میخونه ( ترجمه اصلی : فکر کنم گفت : همانا از دره مرگ میگذرم )

چی داری بلغور میکنی ؟

" کامبوج "

تف تو این شانس

بیا بریم

بیا بریم ، هوا پسه

" شرکت مهندسی مِی تای "

نگفتی بیزینست چیه ؟

قطعات یدکی، بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به کمک عمو سم ( صد دلاری ) یه صادارات به معنای دقیقتر رو راه انداختم

که خیلی هم سودآور بوده ، نه ؟

گفتی اسم بابای این سولین چی بود ؟ - اسمش وینگ یانگ کیم ـه. چطور ؟ -

چون ممکنه این یه گروگان گیری معمولی نباشه پسرجون این جنگه که داریم در موردش حرف میزنیم

یه دقیقه وایستا ببینم یه جنگ ؟

چجور جنگی ؟

وینگ یانگ کیم یکی از مشهورترین پناهندگان سیاسی تو این منطقه اس .

وقتی نیروهای ما از سایگون خارج شدند

اون بهمراه خانواده اش و ثروت عظیمی که داشت فرار کرد

ثروتی که خیلی از من و شماها بهش میگیم : طلا

اوضاع تازه بدترم یشه طبق شایعات اون اعتبارات چند تا کودتا و انقلاب رو هم تامین میکرده

چیزی که بعنوان یک حقیقت مشخص میدونم اینه که اون با نیروهای مقاومت توی کامبوج ارتباط نزدیکی داشته

اونا چندین سال با دولت ویتنام توی جنگ بودند هرچند هنوز به موفقیتی دست پیدا نکردن

این قضیه چه ربطی به من و سولین داره ؟

خب قبل از بین بردن مقاومت ، دارن عملیات پاکسازی انجام میدن خیلی از اونا رو هم اینجوری کشتن

سولین رو دیشب دزدیدن و کل خانواده اش رو هم کشتن

غلطه ، نه کل خانواده شون رو ، پدره فرار کرده

تو از کجا میدونی ؟

کل این مدت فکر میکردم تو یه جراح مغز شدی

درسته ، چون اگه هرکس دیگه ای مغز داشت ، باید خیلی وقت پیش از اینجا میرفت

خیلی خنده دار بود

خب چرا نریم بابای سولین رو پیدا کنیم؟

چون اون یه جایی مخفی شده یا ممکنه حتی مرده باشه هیچ مدرکی واسه اینکه ردش رو بزنیم ، ندارم

اینو دیدی ؟

این یه " توپرا اف 19 " که جدیداً اصلاح شده

میترسم از فرشته دلبندت بعنوان طعمه اولیه استفاده کنن که این ینی یکی خیلی دلش میخواد این پیرمرد رو گیر بندازه

این چیزیه که باعث نگرانیت شده ؟

چی باعث شده اینقد درباره اش مطمئن باشی ؟

چون که این عزیز دل ما امشب دست دوستای ویتنامی ما نیست مگه اینکه اونا یه نفر واسه معامله با نظامی های شوروی داشته باشن

حدس من اینه که اونا ، اون رو یه جای تو کامبوج مخفی کردن

مک ، ما باید برش گردونیم

حتماً ، تنها کاری که باید بکنم اینه که یه دسته تکاور رو برای ورود به اونجا رهبری کنم و مستقیم بزنم به دل ارتش ویتنام و ازشون بخوام آزادش کنن ، مگه نه ؟

تو فکر بهتری هم داری ؟

آره ،بیخیال عروسی با این چشم بادومی شو و بگرد دنبال یکی دیگه کلی دختر دیگه هست واسه ازدواج

مک ، سولین قراره مادر بچه های من باشه

با تو یا بدون تو

به هر طریقی که شده اونو بر می گردونم

خیله خب ، میخوای یه جنگ راه بندازی خب یدونه داری

باشه کمکت میکنم رفیق

بعلاوه ، اگه تو این وضعیت قمر در عقرب تنهات بذارم ، مردم چی میگن

حالا داری مثل خودت حرف میزنی

خب چیزی که نداریم وقته و باید سریع دست بکار بشیم

به یه وسیله حمل نقل متمایز احتیاج داریم همینطور به یه راهنما از منطقه

این کارت طلایی چطوره ؟

شرمنده ، ولی ما که قرار نیست سیرک راه بندازیم با اون

بعلاوه ، تو پولت کجا بود که بتونی یدونشو تهیه کنی

قراره اینجوری بریم ؟ - نه ، واقعیتش یدونه بیژامه سیاه واست کنار گذاشتم -

خیله خب ، بیا بریم آماده شیم، فقط قبلش باید یه تماسی بگیرم

خب ، اینکاریه که قراره بکنیم ،هلیکوپتر هم الاناست برسه

بجمب که دیر نرسیم - میرسی -

ای تف تو این شانس

بیاید بیرون ، شما در محاصره هستید

بدو بریم

سی ثانیه وقت دارین بیاین بیرون و خودتون رو تسلیم کنید

وقت تمومه

بدش من

بیا این پایین

تو؟

به هلیکوپتر من خوش اومدین پسرها

تِری ، میشه بگی اینجا چیکار میکنی عجوزه؟

الان که بیشتر مثل یه فرشته نجات بود - اگه منتظر بودین بابانوئل با کالسکه اش بیاد ، باید بگم خوب سورپرایز شدین -

خب برنامه چیه پسرا ؟ مناظر دیدنی بانکوک رو ببینین ؟

ینی تف تو این وضعیت ها ، این دختره هنوز فرق بین همزن و موتور رو نمیدونه ، اونوقت هلیکوپتر سوار میشه

اولاً اینا رو به خودت بگو ، هیچکس مثل من این اطراف رو نمیشناسه دوماً ، من تو این کار بهترینم و میتونم خیلی راحت تو منطقه نفوذ کنم

سوماً ، من از کجا بدونم به اینکارم گند نمیزنین ، سابقه تو یکی که خیلی درخشانه

خیله خب باشه ، این پرنده رو ببر پایین تا نشون بدم کی بهتر بلده پرواز کنه

تو بگو یه لحظه ، من جونمو دوست دارم - منم همینطور ، میشه بگین موضوع از چه قراره ؟ -

اون عصبانیه ، چون وسط کاری ولش کردم - زر نزن ، ترسیدی از شدت فشار غش کنی -

هیچوقت فکر نمیکردم یه معاشقه خشن اینقد واست سنگین باشه - والا من که هیچ بخاری ازت ندیدم -

اصلاً گوش کنید ، اگه دلتون میخواد برید بیرون ، من یکی اصلاً مشکلی ندارم

من که در هر صورت پولمو گرفتم

این لحن خیلی آشناست - تِری ، یادت باشه به اون چیزی که میخوای میرسی -

... گوش کنید چشم قشنگ ها - یه دقیقه وایستا ببینم ، شما دو تا همدیگرو میشناسید ؟ -

آره ، توی اون باشگاه قدیمی همدیگه رو دیدیم

یا خدا - خیله خب ، کمربنداتونو سفت کنین ، احتمالاً بهش احتیاج پیدا کنین -

خیله خب پسرا ، به کامبوج خوش اومدین

پس علامت های مرزی کو ؟

صد و پنجاه مایل عقب تر مرز رو رد کردیم - آها ، ممنون بابت هشدارت -

داریم به منطقه نزدیک میشیم مک و شما هم به راهنمایی من نیاز دارین

واسه چی ؟ خودم میدونم توی چه ارتفاعی پرواز کنم که توی رادار ویتنامی ها نیوفتیم

گوش کن چی میگم ، تو کار خودتو بکن ، منم کار خودمو ، افتاد ؟

اون قسمت خالی رو اون جلو میبینی ؟ - آره -

همونجا فرود بیا - فهمیدم -

تو درباره این نیروهای مقاومت مطمئنی ؟ میتونم یه چرخی بزنم و ببینم همه چی حله یا نه

چیه ، نکنه از روی زمین بودن میترسی ؟ - نگران نباش ، مشکلی پیش نمیاد -

خب پس اگه هر مشکلی پیش اومد بهم بگین تا سریع از اینجا بریم ، گرفتین مطلبو ؟

فکر بدی نیست - تو چی میگی ؟ -

باشه بابا ، باشه بیاین بریم

فکر میکردم این آدما رو میشناسی

آره خب ، منم همین فکر رو میکردم دیگه حالا شانسه ،ببینیم چی میشه

سرهنگ " تول نو " ، منم مک - مک تویی دوست من ، از آخرین بار خیلی میگذره -

سرهنگ ، این همکارم ، اسکلت وایلد ـه

قربان - اسکات -

و این یکی هم ، خلبان مونه - سلام -

خب مک ، چی تو رو به کشور من کشونده ؟

یه موضوع شخصی سرهنگ ، شخصی

خب مک ، تو همیشه اسباب زحمتی

خب بیاین تو بقول معروف دم در بده

سرهنگ ، دختر وانگ یانگ کیم یه جایی توی کوه های کاردینال به اسیری برده شده

اون ازمون میخواد پیداش کنیم و برش گردونیم ، البته اگه هنوز زنده باشه

خب ، اون کوهستان منطقه بزرگیه که بشه پوششش داد بعلاوه ، اونجا زیر نظر نظامی های ارتش سرخه

چی باعث شده فکر کنی که اون اونجاست ؟

بخاطر اینکه یه ببر همیشه یه جایی میخوابه که واسش آشناست

خب ، این وسط چی عاید من میشه ؟

تشکرات بی انتهای پدرش

درسته . وینگ یانگ کیم واسه این مسائل خوب پول میده

اما

ما یه سرنخ هایی داریم که به کوهستان مرگ منتهی میشه

واسه این زمان ، تقاضای خیلی بزرگیه دوست من

یه سری حرف هایی از یه اردوگاه مخفی نظامی ارتش سرخ هست که تمرین های خاصی رو توی جنگل انجام میدن ، بطوری که از نظرها مخفی ان

نیروهای روس یه اردوگاه مشترک با نیروهای کامبوج توی مرز برپا کردند تا هرگونه حرکت از سوی نیروهای مقاومت رو توی منطقه کنترل و نابود کنند

اونا هرکسی رو که بخواد به اونجا بره رو دستگیر و شکنجه میکنند اونا قصد دارند نیروهای خودشون رو توی کل جنوب شرقی آسیا پخش کنند

ماموریت و هدف اصلی اونا نابودی کل حرکات مقاومته افراد زیادی سعی کردند برن اونجا ، اما دیگه هیچوقت برنگشتند

تو این مورد خاص باید پول زیادی خرج کرد

خب اون واسه پدرش ارزش زیادی داره

که اینطور ، ولی اینجوری واست خرج برمیداره - خرج ؟ -

مشکلی نیست

اینو میبینی ؟ من 100 تا از اینا دارم

اونم مخصوص. فقط برای تو

بیست درصدش مال تو

شرمنده مک ، من به قدرت آتیش بیشتری نیاز دارم تا بتونم از پس ارتش سرخ بر بیام

... خب - جناب سرهنگ -

بله - این چطوره ؟ -

یه لحظه وایستا

که اینطور ، کل این مدت از اینا داشتی و رو نمیکردی مک - نه جوون تو -

بیخیال وللش ، من یه دونشو میخوام در عوض منم کاری که میخوای رو واست انجام میدم

... چجوری بگم سرهنگ ، جور کردن همچین چیزی - بیخیال مک ، واسه تو مثل خریدن یه تیکه کیک میمونه -

مطمئناً میتونی مک ، بعدش میتونی با سودش یه سیگار بهتر بخری

دست بردار

خب باشه به درک ، سرهنگ ، طبق معمول به مرادت رسیدی تو بردی

خوبه

فقط یه شرط دیگه هم میمونه که باید بهش اشاره کنم - یه شرط دیگه ؟ -

خلبان تا وقتی برگردین پیش من میمونه

امکان نداره ، مگه خوابشو ببینی سرهنگ

پس میخوای اینو بعنوان نقشه احتیاطی داشته باشی

درسته - اگه این راضیت میکنه ، پس منم مشکلی ندارم -

شما باید شوخیتون گرفته باشه - به هیچوجه زیر بار این مزخرفات نمیرم -

شما آقایون هم میتونین بال دربیارین و تا اونجا پرواز کنین چون من از اینجا میرم

میکشمت مک ، بخدا قسم اینکارو میکنم

باید بهتون بگم سرهنگ ، از الان اوقات سختت شروع شد توام نگران نباش عزیز دلم ، کارم که با جنگ تموم شد ، برمیگردم سراغت

منو ببخشید

چه خبر شده اینجا ؟

بیاین اینجا

نه - بیا بریم -

حالت خوبه ؟

بچه ، میبینی منو تو چه دردسری انداختی

خب میگی حالا چیکار کنیم ؟

گورمونو از اینجا گم کنیم ، چیکار کنیم پس ؟

پس سولین چی میشه ؟ من بدون اون جایی نمیرم

بنظرت تو وضعیتی هستیم که بخوایم یه نفر دیگرو هم آزاد کنیم ؟

چته دیوونه روانی

اصن به من چه ، به تو اون دوست خوشگلت خوش بگذره

بده بیادش پسر ... مطمئنم جیغ تو بیشتر اونو ترسوند تا اون تو رو

خفه شو مک ، قبل اینکه خودم بیام و ببندمش

اصن میدونی چیه ، کل این اتفاق ها بخاطر نقشه های توئه

مک یه نقشه داره - چه نقشه ای ؟ -

اون چه میدونه از این چیزا

این چیزیه که خودمون باید انجامش بدیم ، تنهایی

کافیه مک

با اتفاقاتی که اونجا افتاد لازم نیست بگم که دوستش داری

خیلی ممنون اسکات ، تو تصوارتت خیلی گسترده اس

خب بیاین فکر کنیم چجوری از اینجا بریم

این کمپین خودته - من میگم برگردیم -

تو اینجا نیستی که تعیین تکلیف کنی ، اینجایی تا بخندونیمون - منم دوستت دارم مک -

چه دوست داشته باشین یا نه ، من میخوام این اردوگاه رو پیدا کنم

پدرش باید بابت این کارت کلی طلا بده بهت

خب ، من با اسکات میرم

البته اگه دلت بخواد

هی خانوم پرستار ، وقت کردی یه کم هم به ما برس

حتی مارم باسنتو نیش بزنه ، من کاری نمیکنم باید خودت دولا شی و بمکیش

: مترجم SorenMovie@Yahoo.CoM | .مـسـلـم ز

چی شده ؟ - وینگ رو هنوز پیدا نکردیم ، ولی دخترش پیش ماست -

بیارینش پیش من - چشم قربان -

خبردار

اونا کی ان ؟

اونا دو نفر از دسته نیروهای مقاومت ان که داشتن جاسوسی ما رو میکردن خیلی سخت دستگیرشون کردیم.اونی که یونیفرم آبی تنشه ، مثل یه ببر میجنگه

بیارینش پایین

تو مبارز خوبی هستی

مگه نه ؟

خوبه ، من بهت یه شانس مبارزه میدم تا زنده بمونی در مقابل من

خیله خب ، بیا بجنگیم

پاشو

کارت بد نبود دوست من واسه همین اجازه میدم مثه یه مرد آزاد از اینجا بری

من سر حرفم موندم احمق حالا تو واقعاً یه مرد آزادی

هیچ نترس عزیزم ، من بهت آسیبی نمیزنم

حالا منتظر میشیم تا پدرت خودشو نشون بده

اون که دنبالت میاد ، مگه نه ؟

تو حالمو بهم میزنی

این حیوون ها تو رو صدا میزنن صداشونو میشنوی ؟

پس کاری نکن مثل یه پرنده بی بال بندازمت پیششون

بیاین دیگه زودتر ، بجمبین

بیاین

صدا رو میشنوین ؟

آره ، مثل صدای ناقوس میمونه

اونا یه دسته کاهن بودایی هستن میتونن مسیر رو بهمون نشون بدن

مسیر ؟ من به کسایی که گوشت نمیخورن اعتماد ندارم

دست بردار مک ، میخوای کل روز رو اونجا بشینی

بیا شاید یه چند تا چیز هم یاد گرفتی

من خودم به بقیه چیز یاد میدم - مک ، حق با اسکاته -

اونا بی آزارن . بعلاوه بعضی مواقع گیاه خوارا خیلی بهتر از بقیه ان

شنیدم یه گیاهی دارن که واسه یبوست هم خوبه

هی اینجارو ببینین مثل یه کمپ تابستونی واسه کاهن ها میمونه

بنظر امشب کباب داریم - حتما مک ، اونم از نوع چلو کبابش -

من عاشق چلوکبابم

چیه ؟ - تفنگتو بده -

واسه چی - حمل اسلحه توی معبد بودا ممنوعه -

خُل شدی ؟ اینجا کامبوجه

مک ، فقط هرچی که میگه رو انجام بده تو که همینجوری با دست خالی همرو حریفی ، نگرانیت واسه چیه ؟

میدونم ، نگران نیستم

اصلاً از این کار خوشم نمیاد بچه

شما به بودا اعتقاد دارید ؟ - ... خب من -

میشه بگین مزه قورباغه چجوریه ؟ - مک -

میشه بهمون مسیر اصلی رودخانه سانکو رو از اینجا بهمون بگین ؟

گم شدین ؟

داریم دنبال یه دوست میگردیم - که اینطور -

اینجا مسیرهای زیادی داره ، من مسیر اصلی رو نشونتون میدم دنبالم بیاین

افراد دیده بانمون شما رو با هلیکوپترتون دیدن

بنظر تو زندگی قبلیت قصاب بودی

ولی خب عواقب قصابی دامنگیرت شده انگار - چی ؟ -

بعنوان یه قصاب همیشه حواست به چاقو باید باشه

بریم ، بریم

تِری بپر برو اون قایق رو آتیش کن ، ما پوششت میدیم

من بلد نیستم چجوری برونمش

اگه میخای دوباره پسر عاشقتو ببینی ، برو اونو بنداز به آب بدو ، برو

لعنتی میدونستم ما رو میزاره و در میره هیچوقت نباید به این جماعت اعتماد کرد

اون فقط داشت با قایق دور میزد

اون حرومزاده ها گرفتنش - بکش کنار ، برو -

بنظرم بعد این اتفاق ها دیگه در مورد مذاهب نظر ندی بهتره

مک اینجارو ببین

بنظرم کاهن های اصلی رو پیدا کردیم

آره ، انگار مجبورشون کردن اینجا مدیتیشن انجام بدن

سلام بچه ها

وااای ، اینجارو داشته باش بنظرم اینا نوع جدید از آناناس ان فقط اینا رنگشون مشکیه

آره ، اما همه این وسایل ها واسه چیه ؟

" ساخت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی "

به گمونم اینجا کلی اسباب بازی روسی هست که بدردمون میخوره

جدی ، پس بیا یکمشو برداریم

بزار رک و پوست کنده بهتون بگم من با تازه وارد ها مبارزه نمیکنم

تو باید خودت شخصاً باهام مبارزه کنی

خب پس این چیزیه که میخوای ، باشه نصیبت میشه

لعنتی

پاشو ، پاشو دیگه

تلاش خوبی بود ، خانوم کوچولو

من انتظار آمریکایی های قویتری رو میکشیدم واقعاً رقت انگیزه ، دوستات مردن

توام اگه مواظب نباشی ، بهشون ملحق میشی

اینجا ته خطه - اگه میخوایم مسیر رو ادامه بدیم ، باید از اینجا بگذریم

اینجوری نمیتونن ردمون رو بزنن

بنظرت میتونیم بریم بالا ؟

چی بگم

این راه های میانبر خیلی شخمیه

بهم بگو کی تو رو فرستاده تا منم زندگیتو بهت ببخشم

باشه ، بهت میگم گمونم مجری تور تعطیلات کامبوج اینکارو کرده

مجری تور ؟ - همونطور که گفتم ، من از تور جدا شدم -

قرار بود امروز از منطقه بی 52 دیدن کنیم

بی 52 ؟

من باید برگردم پیششون.اگه تا وقت شام برنگردم ، اونا شروع میکنن دنبال من گشتن

چــی ؟

ببینم ، من تند صحبت میکنم که نمیفهمی ؟

ببینم ، تا حالا نظریه هیکل های گنده با مغز های کوچیک به گوشت خورده ؟ - بسه ، منو دست انداختی ؟ -

فهمیدنش همچین سخت هم نیست - تو به سربازهای من حمله کردی ؟ -

کاهن ، اونا کاهن بودند.در ضمن ، اونا بودند که اول بهمون حمله کردند - پس بگو چجوری رفتی اونجا ؟ -

من از این برنامه های تور دیگه داره حالم بهم میخوره میدونی ، انگار اتفاقات برمودا اینجا هم در جریانه ، نه ؟

خفه شو

این کسیه که بخاطرش جونتو بخطر انداختی ؟

بگو که همونه ، مگه نه ؟

لازم نیست نگران آخر کار این باشی عزیزم چون خودتم دیگه وقتی نداری

سولین ، یادته بهت گفتم قراره منتظر پدرت باشیم ؟

چیزی که باید یاد بگیری اینه که ازین به بعد بخودت متکی باشی چون اون مرده و تو رو تنها گذاشته

نه

پدرت تنها چیزی بود که باعث زنده موندنت میشد سولین اگه اون دیگه نباشه که بهت اهمیت بده ، پس چاره ای جز کشتنت باقی نمیمونه

ای حرومزاده

امیدوارم درک کنی که این تصمیم من نبود

ولی با مردن پدرت ، حالا همه چیز گردن خودشه

اونا دارند سکوی اعدام رو آماده میکنند - اوه جدی ؟ کاری میکنم خودت اولین مشتریش باشی ، اینو بهت قول میدم -

خب هرموقع انجامش دادی بهم بگو به هرحال ، حالا که میخواین با هم باشین ، من مشکلی ندارم

خداجون ، نکنه میخوای با همین هیکل داغونت با این ارتش روبرو شی بچه ؟

بیا

فعلاً اینو بزن تا یکم سرپا شی

بیا سریع تِری رو پیدا کنیم و از اینجا بزنیم به چاک بچه

سولین رو فراموش کردی

آره فک کنم

یه سوال هست که باید ازت بپرسم

چی هست سوالت ؟

میتونی با زوبینت اونجا رو بزنی ؟

آره به گمونم بتونم

واسه چی ؟

میخای کارت دعوت بفرستی ؟

نه اصلاً

یه فکری دارم

اول ؛ باید اون برجک نگهبانی رو از بین ببریم

تو چجوری اومدی اینجا ؟

ای کاش میدونستم

ما اومدیم اینجا تو رو برگردونیم پیش پدرت منم بخاطر اسکات اینجام

اسکات وایلد ؟

اونو میشناسی ؟

قرار بود ازدواج کنیم

اسکات الآن کجاست ؟

حالش خوبه ؟

اون با مک ـه

احتمالاً تا صبح میرسن اینجا

نگران نباش همه چی درست میشه

چشم بنداشونو بردارین

میخام شما بخشی از خوراک صبحانه این جونورا باشین فکر کنم اون پایین بهتون خوش بگذره

میدونی چیه ؟ تو یه فرصت فوق العاده واسه کار کردن توی سیرک رو از دست دادی

میتونستی بین الاغ ها و مارها ژانگولربازی کنی - کافیه -

شروع میکنیم

مک بیدارشو ، زودباش

بدون قدرت آتیش نمیتونی به اونها نزدیک بشی - نگران نباش ،تو فقط منو پوشش بده -

پس میبینمت میدونی که چیکار کنی

بیا آتیش بازی کنیم - بیا -

من کاری کردم که دوستامون اون پایین اول از مچ پاتون شروع کنن و بعدش از رون هاتون متمتع بشن هوشمندانه اس مگه نه ؟

این بوی توئه یا کثافت تمساحات ؟

پخش بشین

مک ؟

دِ بیاین دیگه

مک ، بِپا

از پاهات استفاده کن

بیا عزیزم ، بیا

زودباش

کمک

اینجوری نمیشه اول برگرد عقب

مک

مک

حالت خوبه ؟

گمونم یدونه بهم بدهکاری

آره مطمئناً - پس اسکات کجاست ؟ -

مک - اسکات -

اسکات بیا - زودباش . بدو ، بدو -

آرره - اسکات -

بدو زودباش

بیا - سریعتر -

اسکااات

تِرررری

تِررری

آروم ، فقط تکون نخور باشه ... فقط

وای خدا

تو هیچوقت رقاص خوبی نبودی ، مگه نه ؟

تو هیچوقت ازم نخواستی

این به اون معنی نبوده که نمیخواستم

این به این معنی ام نبود که اونو میخواستم تو رو میخواستم

تو همیشه کلمات آخر رو دیر میگی ، مگه نه ؟

زودباش روشن شو

بیا اینم غذای امروزت

اسکات - چیزی نیست ، چیزی نیست -

اون مرده اسکات

بیا از اینجا بریم ، باشه ؟

*** امیدوارم لذت برده باشید *** : ارائه شده توسط SorenMovie@Yahoo.com ID Telegram : @SorenMovie

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.