All language subtitles for Goodrich.2024.1080p.AMZN.WEB-DL.DDP5.1.H.264-FLUX (1)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

سی‌نما تقدیم می‌کند www.30nama.com

کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

مترجمین: امیر موذنی، امین احمدی «M_619» , «Pink Panther»

ریدم توش

بله؟

اندی

بله. نایومی؟

صبرکن ببینم. کجایی؟ چرا خونه نیستی؟

ببخشید که نصف شب

بیدارت کردم

داستان چیه؟ کجایی؟

،گوش کن، الان بهت می‌گم

ولی نمی‌خوام نگران بشی، باشه؟

صبرکن ببینم، نگران بشم؟

داستان چیه؟ داری من رو می‌ترسونی

حالت خوبه؟

...آره. نه، خوبم

قرار نیست مشکلی برام پیش بیاد

...ولی اندی

من رفتم کلینیک ترک اعتیاد

نه، عزیزم. بی شوخی، کجایی؟

رفتم کلینیک ترک اعتیاد - جان؟ -

نه... به همین خاطر گفتم !نگران نشو

،باشه؟ یه ساعت پیش خودم رو تحویلشون دادم

متوجه نشدی برنگشتم خونه؟

صبر کن ببینم، صبر کن

صبر کن

چی داری می‌گی؟

...چرا آخه

چرا آخه بری کلینیک ترک اعتیاد؟ برای چی اصلا؟

.چون به کمک نیاز دارم، اندی چرا آخه آدم باید بره؟

...صبر کن ببینم. چی

صبر کن

چی داری می‌گی؟ متوجه نمی‌شم - خیلی خب، صبر کن -

...تو داری به من می‌گی - برای چی کمک لازم داری؟ -

باورم نمی‌شه

نمی‌دونستی؟ - چی رو؟ -

خدایا، باورم نمی‌شه - ...نایومی، نمی‌دونم -

باورم نمی‌شه - ...روحم هم -

البته - فکر کردم کنارم تو تخت خوابیدی -

...نه، نمی‌دونم

عزیزم، عزیزم. ببین

نایومی، ببین

گاهی اوقات احتمالا زیادی مشروب می‌خوری

اندی، ول کن ما رو لطفا - این عادتت خوب نیست، می‌دونم -

ولی خب، همه اینطوری هستن

ولی کلینیک ترک اعتیاد؟ دیونه شده؟ - ...نه، برای اون نیست -

گوش کن، برای مشروب خوردنم نیست

باید یه چیزی مصرف کنم تا خوابم بپره - چی؟ -

و یه چیزی هم مصرف کنم تا خوابم ببره

و من... پیش همه دکترهای لس‌آنجلس رفتم

حتی مجبور شدم با ماشین برم ناحیه اورنج یکی رو ببینم

...ناحیه اورنج؟ جان - آره -

...صبر کن ببینم. یعنی

،باور کن حرف رو حرفات با عقل جور در نمیان

حس می‌کنم توهم زدم

.البته که نمی‌دونستی البته که نمی‌دونستی

چرا اصلا باید می‌دونستی؟

،هر روز صبح پا می‌شی می‌ری

قبل از این که بتونم ،یه کلوم باهات حرف بزنم

و هر شب هم برای کارت، می‌ری بیرون

زندگی‌هامون کاملا جدا از همه ...و منم فقط

برات نامرئی هستم - پس اینا تقصیر منه؟ -

چطور ممکنه هیچی درمورد زندگیم ندونی؟

،یه بار خیلی سنگینی روی دوشمه

و برای مدت خیلی زیادی دارم حملش می‌کنم

و دیگه طاقتش رو ندارم

صبر کن، صبر کن

.صبر کن. خیلی خب اینطوری‌هام نیست

چطور می‌تونی همچین چیزی بگی؟ - اینطوری‌هام نیست -

پس من رو روشن کن بگو قضیه چیه

خیلی خب. تو ناراحتی

.می‌فهمم، ولی عزیزم من تو رو می‌شناسم

تو مادر فوق العاده‌ای هستی

ببخشید

...زنی که من باهاش زندگی می‌کنم - اندی -

به قرصی اعتیاد نداره - اندی -

نداری - هی -

نمی‌فهمی چی می‌گم

به حرف‌هام گوش نمی‌دی

خودم رو تحویل یه مرکز ترک اعتیاد

به نام جورنیز دادم - جورنیز؟ -

کنار جاده کوهی مالیبو هستش

دیوارهای زردی داره و زنی که مسئول پذیرش هست ،هم اسمش سیسیل‌ـه

و قراره برای 90 روز، اینجا باشم

صبر کن ببینم، چی؟

باید برم - گفتی 90 روز؟ -

مراقب بچه‌ها باش، اندی - گفتی 90 روز؟ -

از پسش برمیای

صبر کن، نه، نه، نه

همین الان دارم میام

جایی نرو و میام حرف بزنیم

...نه، نیا

نمی‌تونم... نمی‌تونم صدات رو بشنوم

صبر کن، صدات داره قطع می‌شه

نه، گفتم نیا، اندی

ببین. تا یه ساعت دیگه می‌رسم - نه -

.تا یه ساعت دیگه می‌رسم با ماشین برمی‌گردیم

و درموردش حرف می‌زنیم

اندی، نیا

من نمی‌تونم... بشنوم

نمی‌تونم... صدات رو بشنوم

دارم از پیشت می‌رم

چی؟

!دارم از پیشت می‌رم

«گـودریـچ»

نفس عمیق، دم، بازدم

ببخشید. ببخشید

ببخشید که دیر کردم - نه، نه. عب نداره. نگران نباش -

سلام - ایکاش می‌شد بدون تو، کارمون رو شروع کنیم. سلام -

خب، چطور پیش رفت؟

نمی‌دونم چرا هنوز همچین داستانی داریم

نباید اینقدر بترسم

که به رئیس مونثم بگم که حامله‌ام

گریس، این چیز طبیعی هستش

بیا. جات رو باهام عوض کن

خیلی خب

خیلی خب - !سلام به هر دوی شما -

سلام - دکتر ورما، واقعا متاسفم که دیر کردم -

اصلا عب نداره

خیلی خب

حالتون چطوره؟

راستش، سوزش سر دل خیلی بدی دارم

وای نه - اینجا -

این طبیعیه؟

دیشب غذای تایلندی خوردیم

دلیلش نمی‌تونه همین باشه؟ به نظرم به همین خاطرـه

پیشنهاد می‌دم غذاهای سرخ شده یا تند رو

در این مقطع نخورین - خیلی خب -

خیلی خب. پس این رو هم به لیست غذاها اضافه می‌کنیم

،نه غذای تند بخورم ،نه سرخ شده

،نه کافئین، نه الکل

...نه سوشی - سکس هم نداشته باشیم -

راستش، هیچ مشکلی نداره که سکس داشته باشین

حتی می‌شه گفت خوب هم هست

می‌دونستم. آخه منم خودم یه دکترم

خیلی خب - می‌دونستم این چیزا حقیقت نداره -

خیلی خب - خیلی خب -

خیلی خب. بذارین یه نگاهی بندازیم، باشه؟

اون صدا رو می‌شنوی؟

صدای ضربان قلب کاملا سالم و بدون مشکله

جوابش رو بده خب - نه، عزیزم -

چیزی نیست. مشکلی پیش نمیاد

گریس، توصیه من به تو مثل همیشه اینه که آروم باشی

همه چی عالیه

و یه ماه دیگه، دوباره برگردین که ببینمتون

بسیار عالی - خیلی خب، ممنون -

البته - ،دکتر ورما -

می‌تونم یه سوالی ازتون بپرسم؟ - آره. می‌شه دنبالم بیاین؟ -

چیزی نمی‌خوای؟ - نه. خوبم -

چه خبرا، بابا؟

نایومی رفته کلینیک ترک اعتیاد

چی؟

گویا به قرص خوردن اعتیاد پیدا کرده

و این که از پیشم رفت

.گویا دوباره از هم جدا شدیم خدایا

صبر کن ببینم، جان من؟

آره. جان تو

دوقلوها چی؟ می‌دونن؟

امشب باهاشون حرف می‌زنم

بابا - حرف می‌‌زنم. بهشون گفتم -

،که نایومی امروز صبح قرار دکتر داشته

وقتی بهت گفتم نایومی رفته کلینیک ترک اعتیاد

چندان تعجب نکردی

به چیزی شک کرده بودی؟

...نمی‌دونم. به نظرم چندان مسئله تعجب‌آوری نیست

تعجب‌آور نیست؟ یعنی چی؟

...ببین، من بهت... من بهت - هی -

بذار از تو ماشین بهت زنگ می‌زنم، باشه؟ - بیا بریم -

باید برم - ،خیلی خب. ولی صبر کن -

می‌دونستی داشت از اون قرص‌ها مصرف می‌کرد؟

بابا، باید برم. بعدا بهت زنگ می‌زنم

خدایا، همیشه باید ترافیک داشته باشیم آخه؟

چی شده؟ چی می‌خواد؟

خب، نایومی خانم خودش رو تحویل کلینیک ترک اعتیاد داده

و از پیشش رفته

...نبابا. چی

.صبر کن ببینم برای چی رفته ترک اعتیاد؟

به نظرم داروهای تجویزی

،چرا قبلا در این مورد چیزی بهت نگفته بود؟

چون روحشم خبر نداشت

کی آخه نمی‌دونه که همسرش به قرص اعتیاد پیدا کرده؟

این دیگه چه کوفتیه؟

شبیه یه باشگاه بیرون شهریه

خدایا

،سلام. من اندی گودریچ هستم

و اومدم نایومی پارسونز رو ببینم

دیشب خودشون رو تحویل دادن

سلام

سلام

ببخشید - اشکالی نداره -

خیلی خب، بذارین ببینم

و خانم پارسونز هم منتظرتون هستن؟

آره. نه

.یعنی خب، نه واقعا ولی من شوهرشون هستم

...پس - صحیح -

خب، عذر می‌خوام آقای گودریچ

ولی اجازه نداریم که رد یا تایید کنیم

که خانم پارسونز، اینجا هستن

.نه، می‌دونم که اینجاست ...یعنی خب

می‌دونم اینجا هستن، چون خودش بهم گفت اینجاست

نمی‌دونستم می‌خواستن ،خودشون رو تحویل بدن

پس آره - و من کاملا متوجه هستم -

و بهشون اطلاع می‌دم

که سر زدین

خب نه، فقط بهش بگین که همین الان اینجام

...یعنی خب، لازم نیست که

...همین الان اینجام خب. فقط بهش

فقط بهش خبر بدین - ایکاش می‌تونستم، ولی نمی‌تونم -

...اینجا کسی هست که

...نمی‌دونم چطور بگم

شخصی هست که مافوقتون باشه؟ - بله، البته -

و متاسفانه ایشون هم قراره به شما بگه خانم پارسونز

،گفته نه ایشون و نه ما نباید با شما حرف بزنیم

خیلی خب

...خیلی خب، ببینین

می‌تونم یه پیغام براشون بذارم

من یه پیغام می‌خوام بذارم - خیلی خب -

!می‌خوام همسر کوفتیم رو ببینم

ببخشید

سلام؟ - سلام -

سلام، از مدرسه ابتدایی کراس ویندز باهاتون تماس می‌گیرم

بله - کسی قرار هست بیاد -

تا بیلی و موس رو ببره؟

...بابایی - ببخشید. گفتم که ببخشید -

یعنی خب، چی می‌خواین بگم بهتون؟

حواسم نبود تا قبل از ظهر ،مدرسه هستین

...و اون نزدیک‌ها هم نبودم، پس

،این که کسی نیاد دنبالت خیلی خجالت آوره

یعنی خب، می‌شه گفت بدترین حسی هستش که آدم

تو دنیا ممکنه بهش دست بده - می‌شه گفت بدترین حسی هستش -

که آدم ممکنه تو دنیا بهش دست بده یا واقعا بدترین حسی هستش

که به آدم تو دنیا دست می‌ده؟ - ببین، اگه نمی‌خوای جوری حرف بزنم -

،که انگار اهل لس‌آنجلس هستم پس من رو توی لس‌آنجلس بزرگ نکن

،هی هی هی از این کارها نکن

روی میز غذاخوری، خط می‌ندازی

ای بابا

مامان کجاست؟

اون هیچوقت این چیزها یادش نمی‌ره

آره، مامان همیشه شب‌ها، یه لیوان آب

کنار تختم می‌ذاره و دیشب نذاشته بود

آره

می‌خواستم بهتون یه چیزی درمورد مامانی بگم، باشه؟

چی شده؟

مامان مجبور شد برای یه مدت برگرده خونه‌شون

تا مامان بزرگ رو ببینه

مامانی رفته سنت لوئیس؟

فکر کردم گفتی

که امروز صبح، وقت دکتر داشته

آره، نه

...ببخشید. این رو گفتم چون نمی‌خواستم

شما دوتا نگران بشین

ولی مامانی باید می‌رفت دیدن مامان بزرگ ،چون که خب می‌دونین

حالش چندان خوب نیست

،مسئله جدی نیست ...ولی خب می‌دونین

و خب داره پیر هم می‌شه

پس مامانی می‌خواست برگرده و یکم پیشش بمونه

مامان بزرگ، هم سن توـه

نه، نیست

...نه، نیست. خیلی

،خیلی از من پیرتره ...ولی خب بگذریم

پس، فقط خودمون می‌مونیم؟

آره

فقط خودمون

قراره خوش بگذره، مگه نه؟

حال می‌ده

مگه نه؟

می‌رم فورزا بازی کنم

صبر کن. امروز قرار بود !من اول از کامپیوتر استفاده کنم

هرکی اول برسه، اول استفاده می‌کنه

،نه، دو روز آخر هفته تو استفاده کردی

...نه، نکردم

مامانی گفته ما نباید

اینقدر غذای گلوتن‌دار بخوریم، می‌دونی که

می‌گه برای روده‌هامون بده

عزیزم، عزیزم، عزیزم

یه دستمال کاغذی زیرش بذار

باید به چوب احترام گذاشت

...انگار مامانی یکم داره شماها رو

عجیب و غریب بار میاره

بذار بهتون بگم چرا

...چون از قرار معلوم، گلوتن

خیلی هم خوشمزه است

چه گلوتن خوشمزه‌ای

خیلی خب، می‌خواین براتون تو ظرف بکشم؟

خودمون می‌کشیم - خیلی خب -

خیلی خب پس، نوش جان

بابا، این تو خشکبار هم هست؟

چرا؟ حساسیت داری؟ - موس داره -

.موس. ریدم توش، یادم رفت خدایا، تف کن

.تف کن، تف کن بده من

موس. بده به من - وای خدا -

تف کن، تف کن - ای بابا! بابایی -

خدایا

پاستا با کره و پنیر

غذای مخصوص اینجا - مامانی توی آب، نمک می‌ریزه -

توصیه خوبیه. توصیه واقعا خوبیه

نمک، نمک، نمک

فلفل می‌بینم

...ولی نمکی نمیـ - طبقه آخر -

برای نمک، خیلی دور از دسترسه

بفرما. اینم یکم نمک

،بابایی، می‌شه موقع غذا خوردن تلوزیون نگاه کنیم؟

نمی‌شه حرف بزنیم؟

... امشب دارم می‌رم بیرون و

...و خب

نمی‌دونم

،ترجیح می‌دم قبل از رفتنم یکم با هم وقت بگذرونیم

کجا قراره بری؟

یه قراری دارم - چه‌جور قراری؟ -

قرار شام

ولی همین الان هم داریم شام می‌خوریم - می‌دونم -

ولی این یه قرار شام کاریه

قراره با هنرمند جدیدمون، آشنا بشم

کی قراره از ما پرستاری کنه؟ - تالی -

می‌دونستی تالی توی ارتش اسرائیل بوده؟

به همین خاطر، استخدامش کردم

می‌دونستی بیرون، سیگار می‌کشه؟

این رو نمی‌دونستم. ممنون

در این مورد، باهاش حرف می‌زنم

قضیه درمورد سیگار کشیدنمه؟ اون دختر کوچولو، خیلی دهن لقه

نه، قضیه درمورد سیگار کشیدن ،نیست، ولی خب اگه می‌تونی

یکم پیش بچه‌ها، عادت‌هایی داشته باشی

که کمتر سرطان‌زا باشن هم خوب می‌شه. باشه؟

...نه، می‌خواستم بگم که

نایومی رفته

...و

کمک نیاز دارم

مشکلی نیست

کجا رفته؟ ترک اعتیاد؟

از این مسئله، خبر داشتی؟

اندی، البته که می‌دونم

البته که می‌دونم. خوش به حالش

چیز خوبیه. دارن بهش کمک می‌کنن

چرا نگران شدی؟

نمی‌دونستی؟

نمی‌دونستم

اندی، این خوب نیست

می‌دونم - گوش کن، کمکت می‌کنم باشه؟ متوجه‌ام -

زندگی متاهلی سخته، باشه؟ - آره -

شوهرم یه گی هستش

یعنی چی شوهرت یه گی هستش؟

شوهرم گی هستش

توی تل‌آویو زندگی می‌کنه

دوست پسرش هم خیلی خوشگله

!یعنی خب پشمام

حق داره

صبر کن ببینم، طرف یه گی هستش؟

یه دوست پسر هم داره؟

چرا هنوز با هم هستین پس؟ - چرا که نه؟ -

اندی، سخت نگیر

کِی قراره برگردی خونه؟

ساعت 3 یا 4 صبح؟

نه. حدودا 11

یعنی چی 3 صبح؟ - خیلی خب -

سلام! بکا. برگشتی - !سلام -

آره - حالت چطوره؟ در چه وضعی؟ -

خیلی بهترم - خوبه، خوبه -

ممنون، اندی - خوشحالم برگشتی -

مراقب باش

نندازینش، دوستان

آره

عالیه

خوبه - خوبه، اومدین -

بالاخره

اون تابلو بیرون

آره

.حالم ازش بهم می‌خوره خیلی مزخرفه

هر روز، بدتر می‌شه

مظنه یکی جدید رو بهم بگو، باشه؟

.8,000

?8,000

یه مظنه دیگه هم می‌گیرم - باشه -

شام دیشب چطور پیش رفت؟ - نمی‌دونم -

به نظرم داره با خیلی‌ها ...مذاکره می‌کنه که خب

خوبه

زنگ زد؟ - نه -

ولی دو زنگ زد و قرار نیست ،از این مسئله خوشتون بیاد

ولی تصمیم گرفته قطعه‌ای رو که

می‌خواستین به اینگا بفروشین رو به مادرش تقدیم کنه

بهش... جان من؟

خدایا. می‌دونی چیه؟ بهش زنگ بزن

من باهاش حرف می‌زنم... نه

زنگ بزن با مادرش حرف بزنم

...خیلی خب. و صرفا جهت یادآوری

امشب جلسه اولیا و مربیان دارین

نایومی از من خوات که اگه وقت داشتین برین

توی برنامه‌تون بذارمش - خیلی خب -

همه اولیا باید شرکت کنن

یا یه جلسه اختیاریه؟

نمی‌دونم

من 27 سالمه

سای توی دفترتونه

،با حسابدار، قرار جلسه داشتین

اونم 15 دقیقه پیش

باشه، باشه

اندی، خودت

...واضحا این رو خواستی، پس

ببین، بازار که دست من نیست، باشه؟

...یعنی خب، می‌دونی

کسی به یه نقاشی، نیاز نداره

.بیا یه لحظه برگردیم عقب تو یه وام از بانک گرفتی

،تا کارت رو انجام بدی

ولی باید به ملت حقوق بدی، اندی

حقوق‌هایی خیلی بیشتر از درآمدی که داری

چندین ماهه که دارم این رو بهت می‌گم

آره، در این مورد، حرف زدیم

،منتها داریم به پایان سال نزدیک می‌شیم

مطمئن نیستیم الان زمان مناسبی

برای اخراج کسی باشه - صحیح -

دوستان، ول کنین لطفا

به زور دارین از پس هزینه‌ها برمیاین

و بعدش ماه بعد از راه می‌رسه و دوباره مشکلات سر و کله‌شون پیدا می‌شه

مجبور می‌شین از یکی قرض کنین که به اون یکی بدین

در یه مقطعی هم دیگه کسی نمی‌مونه که بتونین ازش قرض بگیرین

می‌شه یه نظری بدم؟

بفرما - اندی -

به نظرم وقتشه که به نقل مکان کرد، فکر کنیم

،می‌دونم که 26 ساله که اینجا هستیم ولی هزینه اجاره‌اش داره پدرمون رو در میاره

سای

ول کن ما رو

اینجا کلی خاطره داریم، می‌دونی؟

درضمن، 28 ساله

اندی، اینطوری به قضیه نگاه کن

هنرمندهات، مبلغی رو در نمیارن

که بازار ملک ازت می‌گیره. مگه نه؟

،ماه پیش، پیشنهاد دادم که با قیمت کمتر موجودیمون رو بفروشیم

...و سعی کردیم این کار رو بکنیم،ولی

راست می‌گه. سعی کردیم

،نمی‌تونم بیشتر از این قیمت‌ها رو پایین بیارم. هنرمندام از کفم می‌پرن

نمی‌تونم

یه هنرمند جدید پیدا کردم

..بذار بهت بگم، طرف خیلی خفنه

مگه نه، سای؟ خیلی خفنه - آره -

دو عالیه. ملت عاشقشن

بسیار عالی

آیا هنوز چیزی فروخته؟ نه

ایشون همونی هستن که الان آثارشون اونجا هستن؟

آره

خیلی خب

...ببینین، مسئله اینجاست

شما رفتین زیر بار قرض

و در یه مقطعی، دیگه کسی بهتون کمکی نمی‌کنه

ببینین، الان برای حدود هفت ماهه که داریم

،ماهی یک بار، هم دیگه رو می‌بینیم و شرایط هیچ بهبودی نداشته

درواقع، همه چی بدتر شده

...به نظرم بدون یه نمایشگاه جدید ...تازه یکی که خیلی برامون سود داشته باشه

فقط چند ماه دیگه دووم میارین

در بهترین حالت

ببخشید

،وقتی اولین بار اومدیم اینجا ،فقط خودمون بودیم

یه مغازه خالکوبی و یه اسباب‌بازی فروشی

،الان قدم به قدم شده مغازه کفش فروشی

و نصف هر بلوک هم شده فروشگاه اپل

در حال حاضر، تمام کارکنان ما

درحال پاسخگویی به متقاضیان دیگه می‌باشند

در صورت تمایل به تماس یکی از کارکنان، کلید یک را فشار دهید - نماینده انسانی -

ببخشید، متوجه نشدم

،تمایل دارید یکی از کارکنان با شما تماس بگیره؟

!خدایا، این ماس ماسک خرابه

ببخشید، متوجه نشدم

،تمایل دارید یکی از کارکنان - با شما تماس بگیره؟ !نماینده انسانی -

ببخشید، متوجه نشدم

ببخشید، متوجه نشدم

بابا، الان نمی‌تونم حرف بزنم

الان 45 دقیقه است که با شرکت پست

،که میز پوشکم رو تحویل داده دارم سعی می‌کنم حرف بزنم

بعدا باید بهت زنگ بزنم

صبر کن، صبر کن

.فقط یه لحظه بهم فرصت بده ،عزیزم

واقعا امشب به کمکت نیاز دارم، رفیق

هیچی حالیم نیست

یه جلسه‌ای تو مدرسه هست

پاک یادم رفت

تالی نمی‌تونه بمونه و یه نفر رو می‌خوام تا مراقب بچه‌ها باشه

می‌شه امشب مراقب بچه‌ها باشی، لطفا؟

گریسی، لطفا

نظرت چیه؟ - نه -

نه، ببخشید. نه

جان من؟ - آره، جان شما -

چرا نه آخه؟

...چون می‌دونی، من

یه عالمه کار رو سرم ریخته

...نمی‌دونم. هم کار دارم، همه حامله هستم و

خیلی خب

نمی‌خوام

،صبر کن. ببین

.واقعا به کمکت نیاز دارم، عزیزم واقعا، باور کن

یعنی خب، من که هیچوقت ازت درخواست کمک نمی‌کنم، مگه نه؟ نمی‌کنم

...یعنی خب، خودم توی شرایط خیلی استرس‌آوری خدایا

هیچ ایده‌ای نداری الان شرایط چقدر استرس‌آور هستن

...جدی می‌گم. پس فقط ازت می‌خوام

فقط قراره برای چند ساعت باشه

همین... چند ساعت، باشه؟

دارم بهت التماس می‌کنم

دیگه افتادم به التماس کردن، باشه؟

،دارم بهت التماس می‌کنم به دخترم، که بهم کمک کنه

باشه؟

چند بار همچین کاری کردم؟

اصلا کِی همچین کاری کردم؟

واقعا می‌خوای جواب بدم؟

تازگی. تازگی

می‌خواستم بگم تازگی

می‌خواستم بگم

...می‌خواستم بگم که کِی

تازگی‌ها ازت خواستم... عزیزم؟

چند ماه باید حامله باشی؟

نه ماه

به لحاظ فنی البته ده

و چقدر دیگه مونده تا تموم بشه؟

سه و نیم ماه دیگه

می‌دونی پسر هستش یا دختر؟ - نه -

می‌خوایم سورپرایز بشیم - چرا؟ -

پیت می‌خواد. راستش من واقعا دلم می‌خواد بدونم

دلت می‌خواد چی باشه؟

البته که یه دختر

ببخشید

متوجه‌ام

صحیح

هیجان زده‌ای که قراره مامان بشی یا نه چندان؟

آره

...خیلی خب، شما دوتا

حتما گرسنه‌تونه

،بذارین ببینم باباتون چی داره؟

شرط می‌بندم که پاستا و کره و پنیر داره

چرا همیشه میگی باباتون؟

مگه بابای همه ما نیست؟

،خب، من 27 سال ازتون بزرگترم

،که بین خواهر و برادرها خیلی کمیابه

منتها به جز توی لس‌آنجلس

صبرکن، تو 36 سالته؟

مامانت ریاضیش خوبه؟

چون قطعا این رو

از بابام به ارث نبردی

پدرمون

صحیح. خیلی خب

سلام

سلام، بابایی

نمی‌دونم... نمی‌دونم چرا بهت گفتم بابایی

سلام بابا. چرا اینقدر زود اومدی خونه؟

چی شده؟ - من رو که می‌شناسی. زود جیم زدم -

تو رو ببین. حالت چطوره؟ - سلام -

خوبم - وای خدا -

هر روز داره بزرگتر می‌شه

عالی به نظر بیای، جغله

جدی می‌گم. عالی به نظر میای

امیدوارم دختر باشه - بابا -

امیدوارم دیگه

ببخشید. هیچ مشکلی پیش نمیاد

باورم نمی‌شه بچه‌ام داره بچه‌دار می‌شه

آره - گرسنته؟ -

.من که ضعف کردم غذا دارم؟

پس حالا باید همچین جلساتی شرکت کنی؟

جلسه‌های اولیا و مربیان؟

آره. چی داری می‌گی؟

از این کارها، برای تو هم کردم

هیچوقت - ول کن -

خدایا گریس، ولم کن

چی از جون من می‌خوای؟ تمام سعیم رو کردم

مگه رابطه خوبی نداریم؟

چرا

،منتها وقتی هم سن بیلی و موس بودم

خیلی کم می‌دیدمت

،می‌رفتیلندن، سویس

میامی، نیویورک

...یعنی خب

عملا تو گالریت داشتی زندگی می‌کردی

آخه خب، مشکلی نیست. ولی خب بیا صادق باشیم... منم تو زندگیت بودوم

،با هم رفتیم نیویورک من و تو، یادته؟

یک بار. یک بار رفتیم

آره! یادته چقدر بهمون خوش گذشت؟

رفتیم اجرای موزیکال راکتز

رفتیم رستوران سرندیپیتی

مگه من بزرگترین طرفدارت نیستم؟

هستم دیگه. اون مقاله‌ای

،که درمورد مرگ تئاترهای هنری کشورمون نوشتی عالی بود

به همه توی دفتر نشونش دادم

.همه عاشقش شدن سای بهت ایمل زد؟

آره، زد

می‌دونی چیه؟ این بحث

واقعا داره بهم استرس می‌ده

کار دارم

باید کمد کت‌ها رو مرتب کنم

تا جا برای لباس‌های بچه باز بشه

کمرم به شدت درد می‌کنه

یه کله توی قفسه سینه‌ام قرار گرفته

پس اگه عب نداره

می‌دونی چیه؟

حتما خیلی از کارت خوشت میاد

،که حاضری برای انجامش ،پیش بچه‌هات نباشی

چون دارم فکر می‌کنم که اصلا

،به کسشرایی که درموردشون می‌نویسم اهمیت می‌دم یا نه؟

و تازه هنوز بچه‌ام به دنیا هم نیومده

حتی شاید ازش خوشم هم نیاد

یعنی چی کسشر؟ کسشر نمی‌نویسی

.تو نویسنده فوق العاده‌ای هستی چی داری می‌گی؟

چرا؟ داری فکر می‌کنی از کارت استعفا بدی؟

تو یه نویسنده سرگرمی ارشدی

می‌دونم چه سمتی دارم، بابا. ممنون

می‌دونی چیه؟ حرفام رو فراموش کن

و درضمن قربان شما که مراقب بچه‌هات بودم

...کجا داری می‌ری؟ بیا یکم

می‌خواستم تشکر کنم

،اگه یه لحظه بهم فرصت بدی

می‌خواستم ازت تشکر کنم

چیه؟ پیت ازت می‌خواد از کارت استعفا بدی؟

اصلا مشکلت با پیت چیه؟

آدم فوق العاده‌ای هستش

،به شدت آدم قابل اطمینانی هست

مهربونه، دکتر فوق العاده‌ای هستش

،اصلا آدمی نیست که هیچوقت

هیچوقت ازم بخواد تا از کارم استعفا بدم

...من - چیه؟ -

چیه؟ چیه؟ - هیچی -

...یعنی خب

،بخوایم صادق باشیم دکتر گوش و حلق و بینیه

...ولی خب، عب نداره. یعنی خب - وای خدا -

پس دکتر گوش و حلق و بینی

برای جناب عالی، کار باحالی نیست؟ جناب باحال؟

نه، نه، ببین. جدی می‌گم

.ازش خیلی خوشم میاد، جدی می‌گم واقعا ازش خوشم میاد

جدی

طرف از اون بچه مثبت‌هاست ...و اشکالی هم نداره

بعضی آدم‌ها بچه مثبتن - خیلی خب، می‌دونی چیه؟ -

نه، قرار نیست به خودم استرس بدم

این کار برای آدم خوب نیست !و همین الانش هم به اندازه کافی، استرس دارم

.خیلی خب، خیلی خب لازم نیست به خودت استرس بدی

آروم باش. فقط داریم حرف می‌زنیم

...می‌دونی چیه؟ تو

تو یه عقده‌ای درمورد باورهای عرفی داری

این موضوع که من

عقاید هنری جناب رو درمورد برعکس زندگی کردن

باور ندارم، بی‌احترامی بهت نیست

.من سر و سامان می‌خوام می‌خواستم ازدواج کنم

،و یه خانواده تشکیل بدم !و نمی‌دونم

خیلی خب، شاید زیادی نگران آینده هستم

و دارم فکر می‌کنم که نمی‌خوام بچه‌ام رو ول کنم

تا برم یه مقاله درمورد یه کاربر تیک تاک بنویسم

خیلی خب، حرف‌هات منطقی نیستن

چون اولا که گفتی اصلا مطمئن نیستی

،که قراره از بچه خوشت بیاد یا نه و الان داری می‌گی

که می‌خوای از کارت استعفا بدی تا وقت بیشتری رو باهاشون بگذرونی

...پس - دارم مسئله رو تجزیه و تحیلیل می‌کنم -

باشه - اینطوری مسائل رو تجزیه و تحلیل می‌کنم -

می‌فهمم - فقط دارم همه چی رو تجزیه و تحلیل می‌کنم -

،صبر کن، الان دیگه متوجه‌ام فقط به خودت استرس نده

چه کاری برای کمک از دست من ساخته است؟ - !فقط کمک کن -

بابا، نپرس، فقط انجام بده

باشه، وقتی بهم بگن

،برای کمک چیکار کنم ...بهتر عمل می‌کنم، همین

خدایا، ایکاش می‌تونستم این بحث رو ضبط کنم

تا برای روانشناسم، پخشش کنم

می‌بینی؟ پیت می‌دونه چقدر آدم بامزه‌ای هستی؟

آره، می‌دونه - خیلی خب -

واقعا می‌خوای کمک کنی؟ - آره -

،خیلی خب، برای خرید وسایل بچه بیا بریم خرید

پیت کل هفته، شیفت داره

،و فروشگاه‌ها هم آخر هفته‌ها شلوغن

و صبرش رو ندارم که تنهایی برم

...حله. حله. بریم

منتها یکم دوره

نه، می‌خوام برم. من... عزیزم؟

خیلی دوست دارم باهات وقت بگذرونم، پس مشکلی ندارم

بیا بریم. مهم نیست چقدر دوره

هفته بعد، هر روزی که خواستی - خیلی خب -

سه شنبه، نمی‌دونم

،و پنجشنبه رو هم مطمئن نیستم ...ولی فقط

فقط بهم ایمیل بزن کی وقت داری، باشه؟ - باشه -

خیلی خب، خوبه. نمی‌تونم صبر کنم - خیلی خب -

دوست دارم - خیلی خب، بسیار عالی -

عالی به نظر میای

بابا؟

نقاشی‌هایی که از خودمون کشیدیم رو توی اتاق هنر مدرسه دیدی؟

دیدم

به نظرم محشر بودن، جدی می‌گم

استفاده‌ات از نور خورشید، خیلی قشنگ بود

و موس، تو هم یه جور فاز

،ژان باسکیایی داری

که خیلی باهاش حال می‌کنم

خیلی انتزاعیه، عالیه

صبر کنین، باید جواب بدم

سلام. نظرت چیه؟

نمی‌تونی خودت رو توی اون اثر ببینی؟

واقعا؟

بابا؟ - واقعا؟ -

به نظر من که عالیه

بابا، ترک اعتیاد چیه؟

...قراره

یه لحظه صبر کن

بهت زنگ می‌زنم

خداحافظ. ببخشید؟

یه دختری تو مدرسه گفت که مامانش گفته

.که مامانمون الان اونجاست حقیقت داره؟

.نه، حقیقت نداره اصلا حقیقت نداره

کی بهت گفته؟ کدوم دختر؟ می‌رم به مادرش زنگ بزنم

اگه بهم نگی، می‌رم تو گوگل می‌زنمش

خیلی خب

خیلی خب، ببین

ترک اعتیاد جاییه که مردم وقتی حال خوبی ندارن، می‌رن

می‌رن تا حالشون بهتر بشه

ولی مامانتون اونجا نیست

مامان رفته سنت لوئیس

دیروز بهمون گفت

کِی با مامانتون حرف زدین؟

بعد مدرسه، بهمون زنگ می‌زنه

چرا عجیبه؟

عجیب نیست. عجیب نیست

اصلا عجیب نیست. خوبه

خوبه

بیاین، بیاین. دیر شده

،کیفتون رو بردارین

دیگه باید راه بیوفتیم

برای هالووین امسال می‌خوای چه لباسی بپوشی، موس؟

ماشین فضایی بازی فورزا - چی؟ -

اصلا منطقی نیست همچین چیزی [تریسا تامپسون، نقاش تاثیرگذار، در 81 سالگی، درگذشت]

بابا، می‌شه بریم خرید لباس هالووین؟

هالووین؟ تازگی تابستون بود

باورم نمی‌شه - بیا دیگه -

مدرسه‌مون دیر می‌شه

خیلی خب - مدرسه‌مون -

خیلی روی دیر اومدن، حساسه - خیلی خب -

خیلی خب، بیاین بریم

.سلام، سای. بیلی هستم می‌شه بعدا بهتون زنگ بزنه؟

مدرسه‌مون دیر شده

گوشیم چطور دست تو افتاد؟

ازش بپرس اون مقاله مجله تایمز رو دیده یا نه

اون مقاله... دیدش - خیلی خب -

بهش بگو که به جانی بگه که شماره دختر طرف رو در بیاره

می‌شه به جانی بگی که شماره دختر طرف رو در بیاره؟

اسمش؟

لولا، لولا تامپسون - لولا، لولا تامپسون -

،خیلی خب، تا یه ساعت دیگه میاد. خداحافظ

خیلی خب. بیاین بریم - ناهارمون چی پس؟ -

نمی‌تونین تو مدرسه ناهار بگیرین؟

این همه پول مدرسه می‌دم

و بهتون غذا نمی‌دن؟

،اگه ما رو مدرسه می‌بردی

می‌دونستی که فقط روزهای خاص

،مثل سه‌شنبه‌ها که تاکو داریم بهمون غذا می‌دن

و امروز از اون روزها نیست

باشه، باشه. بیاین

بشینین تو ماشین. بیاین بریم

سر راه، یه چیزی می‌گیریم

سلام. بیاین

...ببخشید دیر کردیم. ما

ببخشید. عذر می‌خوام. خیلی خب - خداحافظ -

سلام. یکم دیر کردیم - سلام -

اینا بچه‌هام هستن

کلاس سوم هستن - چهارم -

...کلاس

اسم معلمتون چیه؟ همونی که موهاش عجیبه؟

خانم جی منظورتونه؟ - آره، توی کلاس خانم جی هستن -

از دکتر برگه‌ای گرفتین؟

...نه، فقط

می‌دونین، دیر کردیم

مجبورم دیر حاضر شدن برای جفتشون بزنم

!بابا - نه، تقصیر منه -

این یکی تقصیر منه تقصیر منه

من داشتم یه چیزی تو روزنامه می‌خوندم

ناهارشون رو یادم رفت

بعدش یهو دیدم ساعت 8 شده

...پس

ببخشید

از این خبرها نیست

دیر اومدن

نه

ساعت 8:07 است

،این اصلا چندان هم دیر نیست فقط هفت دقیقه

ول کنین ما رو، تاحالا نشده

برای ناهاری چیزی، دیر برسین؟

...اونقدرها مهم نیست. فقط - !سلام، سلام -

!ببخشید دیر کردیم - سلام! مشکلی نیست، تری -

خوش اومدی، الکساندر

سلام، الکس - خیلی خب، بیا اینجا ببینم -

.بیا اینجا، رفیق خیلی خب، ببخشید

واقعا عذر می‌خوام - داستان این یارو چیه؟ -

الکس صرع داره

همیشه می‌برنش دکتر

خیلی دوست دارم

سلام - سلام. حالتون چطوره؟ -

سلام. حالتون چطوره؟ - سلام -

خیلی اینجا به همه چی حساسن، مگه نه؟

،آره، به ما راحت می‌گیرن

ولی خیلی به سروقت اومدن، گیر می‌دن - آره -

.راستی من تری هستم الکساندر با بیلی و موس

همکلاسی هستن - آره، آره، آره -

می‌دونم. سلام. اندی هستم - ...آره، من -

توی جلسه اولیا و مربیان، یه لحظه دیدمتون

...ولی فرصت نکردم که - آره -

هی

،اگه این چیزا بهم مربوط نیستن ...بهم بگین، ولی

بیلی درمورد پسرتون الکساندر بهم گفت

.و واقعا از این بابت متاسفم خیلی سخته

...من

خدایا. ببخشید

..نه، خوبم. من

خوبم

واقعا متاسفم - نه، خوبم -

صبر کن، صبر کن - خوبم -

بیا، بیا - ...همه چی احساساتیم می‌کنه. من یه بازیگرم، پس -

آره. تمیزه - ممنون -

،ممنون. من یه بازیگرم برای همین احساساتم رو

راحت بروز می‌دم - البته، آره -

کارتون چیه؟

همه چی

بیشتر طراحی‌های گرافیکی

آره، می‌دونین دیگه - البته، خیلی سخته -

،آره، وقتی چیزی فیلمبرداری نمی‌کنم کار طراحی گرافیک می‌کنمف

و تازگی، هیچ کار فیلمبرداری ندارم

خدایا، باز ناراحتتون کردم - نه -

خیلی خجالت آوره - نه، نه -

ببین - واو -

دوتا از اینا دادم خدمتت - بسیار عالی -

بازم تمیزه - ممنون -

،از وقتی شوهرم از پیشمون رفت وضعم خوب نیست

...از شنیدنش متاسفم - ممنون -

چند وقت گذشته؟

سه سال

سه سال؟ - آره -

و از وقتی رفته، فقط یک بار

اومده دیدن الکس - تو این سه سال؟ -

آره. باورتون می‌شه؟

،باورم نمی‌شه... متاسفم ،طرف رو نمی‌شناسم

ولی به نظر رفتار مزخرفی میاد

دقیقا. ممنون

رفتار مزخرفیه

آره - آره، این چیزها -

بیشتر از حد تحملش بود

ولی من و الکس، مشکلی نداریم

همه چی رو تحت کنترل داریم

داروهای خوبی استفاده می‌کنه

دکترش خیلی خوبه

خوبه - ...ولی -

آره، ولی یه نفر ازت می‌پرسه روزت چطور داره پیش می‌ره

یک دفعه مثل ابربهاری، گریه‌ات می‌گیره - آره -

...خب

...منم راستش

وضعیت مشابهی دارم

یکم

آره

من و نایومی... آره - نگو -

آره - به همین خاطر، جلسه اولیا و مربیان رو نیومد؟ -

خب، یه جورایی

رفته.. پیش یه نفر

آره

از یه نفر متخصص داره کمک می‌گییره

یه مسئله‌ای با چیزی که مصرف می‌کنه، پیدا کرده

مسئله با موادی که مصرف می‌کنه

...می‌دونی،اون

...داشت یه چیزایی مصرف می‌کرد، پس - کوکائین؟ -

نه، نه

نه

نه. قرص‌های تجویزی

من شوهرشم و حتی روحم هم خبر نداشت

باورت می‌شه؟ - ...خب -

نه، نه منظورم اینه باعث می‌شه چه آدمی به نظر بیام؟

نمی‌دونم... دارم سرت رو درد میارم؟

...چون من... لازمه - خدایا، به هیچ وجه -

جدی می‌گم‌ها - نه، بگو -

...من شوهرشم... من باید همه چی رو

،یعنی خب، بهم بگو دارم انکار می‌کنم چیزی رو؟

عقلم کمه؟ نمی‌دونم

آره. می‌خوای بشینی؟

بیا بشینیم. حتما

شاید فقط لازم داشت یه مدت از همه این قضایا، دور بشه. می‌فهمی؟

از من. می‌فهمی؟

راستی باید کلینیک ترک اعتیادش رو ببینی

مثل هتل پنج ستاره است

فکر می‌کنی کی داره پول اونجا رو می‌ده؟

خب، داره سعی می‌کنه بهبود پیدا کنه

این... خوبه، مگه نه؟

خانواده‌ها از پس اینجور مشکلات، بر میان

آره، می‌دونم. ولی اون به من چیزی نگفت

.روحم هم خبر نداشت بهم نگفت

،که چه حالی داشت و حالا من شدم آدم بدـه

...بذار یه چیزی بهت بگم حرف زدن با تو خیلی راحته

کسی تاحالا این رو بهت گفته بود؟

...ممنون. این

،وقتی باهاش حرف می‌زنی چه حالی داره؟

هربار بهش زنگ می‌زنم، بهم اجازه نمی‌دن... نمی‌تونم ببینمش

.نمی‌ذارم باهاش حرف بزنم هیچی نمی‌دونم

توصیه من اینه که به تلاشت ادامه بده

آره - بازم زنگ بزن -

...دیگه باید برم

موفق باشی - ممنون. آره -

مراقب خودت باش، اندی - حتما -

از پسش برمیای، مامانی - خیلی خب -

ممنون - خیلی خب -

ببخشید که بیشتر، هوات رو نداشتم

ببخشید، باشه؟

فقط می‌خوام بگم که امیدوارم

کمکی که بهش نیاز داری رو داری دریافت می‌کنی

.هوات رو خواهم داشت دلم برات تنگ شده

بله؟

نایومی؟

سلام؟ نایومی

خیلی خب. خیلی خب

می‌دونم خودتی

...بچه‌ها بهم گفتن که

،بعد از مدرسه، بهشون زنگ می‌زنی پس اومدم خونه تا باهات حرف بزنم

خیلی خب

می‌دونم که نمی‌خوای چیزی بگی

اشکال نداره. من حرف می‌زنم

باشه؟

خیلی خب. اومدم دیدنت

مطمئنم که... مطمئنم که می‌دونی

و هر روز زنگ زدم و برات پیغام گذاشتم

نمی‌دونم... پیغام‌هام به دستت رسیدن یا نه

...راستش، مطمئنم که به دستت رسیدن، ولی

فقط می‌خواستم یه سری مسائل رو بیان کنم، باشه؟

...می‌خوام بگم که

،ببخشید که بیشتر هوات رو نداشتم

که حتی نمی‌دونستم باید بیشتر هوات رو می‌داشتم

،می‌دونم که تازگی ،رابطه‌مون یکم شکرآب شده

و اوضاع... درست نبودن

و منم این رو پشت گوش انداختم

تمام حواسم درگیر گالری بود

،و همه اتفاقاتی که اونجا داره میوفته

که درضمن، شرایط فقط داره بدتر می‌شه

و من توی دنیای خودم بودم

می‌دونم که بودم

و متاسفم. عذر خواهی می‌کنم

امیدوارم کمکی که نیاز داری رو داری دریافت می‌کنی

و هروقت آماده بودی، اینجام

اینجا خواهم بود

باشه؟ اینجا منتظرت می‌مونم

بچه‌ها خیلی دلشون برات تنگ شده

و منم دلم برات تنگ شده

نایومی

.خیلی خب، می‌فهمم می‌فهمم

...قرار نیست... قرار نیست

.قرار نیست چیزی بگی عب نداره

...پس می‌تونی

دوباره زنگ بزنی تا با بچه‌ها ...حرف بزنی و منم

جواب نمی‌دم

قول می‌دم که بر ندارم، باشه؟

خیلی خب

دوست دارم

خیلی خب

خیلی خب، می‌شه حداقل توضیح بدی چرا با من حرف نمی‌زنی؟

وای خدا

خیلی خب. اینجا رو داشته باش

بچه‌ها، کجایین؟ دارم می‌رم

باید اون دکمه بالایی رو فشار بدی

هی، هی - می‌دونم -

تو خونه نه، تو خونه نه - دارم فشارش می‌دم -

حالا دور چراغ رومیزی، حرکتش بده

بیارش پایین. زودباش - خیلی خب، عشق کن -

خیلی خب

زودباشین. اصلا کی این ماس ماسک رو براتون گرفته؟

.تو و مامان کریسمس پارسال

بیلی

زودباش - سخت نگیر -

بیارش پایین. کنترل رو بده من

دارم خوش می‌گذرونیم - باید برم -

!بیلی! کنترل رو بده به من

تقصیر خودت بود - !بیلی -

چه مرگته؟ چی گفتم بهت؟

می‌دونی اون چقدر گرون بوده؟ - مهم نیست -

به هرحال که اصلا اجازه نداریم تو این خونه، به چیزی دست بزنیم

چرا، حق دارین. فقط حق ندارین که یه پهپاد کوفتی رو

توی خونه من، پرواز بدین

بالاخره گفتیش. خونه تو

!اینجا خونه توـه

.من مامان رو می‌خوام اون بیشتر از تو، ما رو دوست داره

واقعا؟ خب مامان اینجا نیست، مگه نه؟

بیلی، متاسفم

ببخشید که صدام رو بردم بالا و از اون حرف زشت، استفاده کردم

عصبی بودم

داد زدم. نباید این کار رو می‌کردم

می‌شه لطفا، عذرخواهیم رو بپذیری؟

.زودباش، عزیزم باید به زودی برم

هی تالی، می‌شه لطفا در رو باز کنی؟

به نظرت دارم چیکار می‌کنم؟

بیلی، غذا آوردن

لطفا، عزیزم - !فقط برو -

!هر شب می‌ری بیرون

!خب کار دارم

...یه نفر باید چندین نسل

از بچه‌هایی که از من متنفرن رو حمایت مالی کنه دیگه

بیل، لطفا

اگه امشب بمونم چی؟

می‌تونیم با هم یه فیلم ببینیم

چطوره؟

عالیه

باورم نمی‌شه شماها تاحالا این فیلم رو ندیدین

کجا باید می‌دیدمش آخه؟

اجازه عبورم؟

بدم نمیاد یه سفر برم

فرقی به حال شرط ما نمی‌کنه

هنوزم ده هزار فرانک بهم بدهکاری

،و اون ده هزار فرانک خرج و مخارجمون رو پوشش می‌ده

خرج و مخارجمون رو؟

،لویی

به نظرم این شروع یه دوستی زیباست

ای بابا، عالی بود دیگه

خب، نظرتون چیه؟

یعنی خب، تهش حتی به هم دیگه هم نرسیدن

خیلی عجیبه

،می‌دونم. به همین خاطر

،ولی یه داستان عاشقانه خیلی خوبه می‌فهمی؟

...یه جورایی

.پایانیه که بهش می‌گن تلخ و شیرین می‌فهمی؟

...ببین

روابط ساده نیستن، رفیق

چطور با این همه دخترهایی که تو زندگیت هستن، سر و کله می‌زنی؟

نه چندان خوب، دوست من

نه چندان خوب

.دیگه وقت خوابتون گذشته بیاین بریم

بابا؟ - بله؟ -

مامان یه روز برمی‌گرده؟

البته که قرار برگرده

البته که قرار برگرده

چرا می‌پرسی؟

فقط همچین حسی داشتم به نظرم

ببین، پسرم، مامانتون شما رو

خیلی خیلی خیلی دوست داره که نخواد برگرده

و خب، اوضاع ما هم بد نبوده تا الان، مگه نه؟

آره

اوضاعمون خیلی خوب بوده

خیلی خب

بهم کمک کن این خانم خانم‌ها رو ببریم

خیلی خب

بابا، می‌شه در رو پشت سرت ببندی؟

آره، آره - ممنون -

.بیا، بذار من اون رو ببرم ...بذار من میارم

.بابا، کمک لازم ندارم کمک لازم ندارم

خیلی خب

غذا داری؟ حمصی، چیزی؟

...چیه؟ به چی

بله؟

چی شده؟ - ،سلام، من و جانی هستیم -

و خبرهای خوب و بدی داریم

...خیلی خب، خبر

خبر خوب رو بگو - خیلی خب -

نه، خبر بد رو اول بگو، باشه؟

خیلی خب - بیخیالش -

خبر خوبت رو بگو - ...خب -

آره، بگو - خیلی خب -

...خیلی خب. خبر خوب اینه که - هی، یه لحظه واستا -

بیل. یه لحظه من رو ببخش - گریس -

من چی گفتم مگه؟ - بیل -

ببخشید - کلی بچه داری -

حسابش از دست آدم در می‌ره دیگه - می‌دونم. یه لحظه ببخشید -

هی، صبر کن

خیلی خب. بگو - خیلی خب -

خب، خبر خوبه اینه که دختر تریسا تامپستون

با کسی، قرار ملاقات نداره و این که جواب کسی رو هم نمی‌ده

این خبر خوبیه؟

.امشب توی هالیوود، اجرا داره یه خواننده هستش

به نظرمون باید بری اونجا و باهاش حرف بزنی

و ببینی چیکار می‌تونی بکنی

...فقط یه سر بزنم؟ یعنی خب چجور خواننده‌ای هستش؟

...خب

گویا یه جور کلاب موسیقی جاز باشه

ایول

آره، می‌تونم برم

خوش می‌گذره

خب، خبر بد چیه؟

...یکم پیش، با دو حرف زدم و

داره از پیش ما می‌ره، اندی

واقعا متاسفم

انتظارش رو نداشتم

دقیقا چی گفت؟

چرا به من زنگ نزد؟

خب، نگرانه. طرف جوونه

نمایشگاه‌های اول، همیشه سخت می‌گذرن، سای

یک میلیون بار این چیزها رو گذروندیم

ما تمام سعی و تلاشمون رو ،برای اون بچه گذاشتیم

حالا همینطوری می‌خواد بذاره و بره؟

راجع به آگهی

که توی روزنامه ال‌‌ای تایمز جور کردیم، بهش گفتی؟

درموردش بهش گفتم

ولی می‌خواد تقصیرهای فروش نرفتن آثار رو گردن کی بندازه؟ خودش؟

،ببین، برو سراغ این کلاب جاز

با لولا تامپسون صحبت کن

من می‌شناسمت

و می‌‌دونم که می‌تونی طرف رو راضی کنی

چی شده؟

هیچی

هیچی هیچی

امشب یه قراری دارم

.یه کلاب جاز یه خواننده رو باید ببینم

قرار کاریه

گویا کلاب خیلی باحالیه

می‌خوای با من بیای؟

راستی، خونه‌ات خیلی قشنگه

این صندلی‌ها رو تازه خریدی؟

نه. تقریبا یه سالی هست که دارمشون

واقعا؟ - منتها تو هیچوقت سر نمی‌زنی -

بس کن. همیشه سر می‌زنم

آره جان خودت - جدی می‌گم -

،نظرت چیه؟ من و تو

امشب می‌زنیم بیرون

من و تو، می‌زنیم بیرون

.ساعت 10 شروع می‌شه خوش می‌گذره

گویا سوشی خوبی هم سرو می‌کنن

تازگی، یکم سختمه ساعت 10 جایی برم، بابا

صحیح - آره -

ببخشید، راست می‌گی - آره -

خب، شام می‌خوای چیکار کنی؟

...چطوره که - سلام اهل منزل -

سلام پیت. حالت چطوره؟

سلام اندی - سلام عزیزم -

خیلی ممنون که بردیش خرید

خیلی خوشحالم مجبور نشدم برم

قربان شما - جان من؟ -

آره. همینطوری می‌گم

راستی خیلی خوشگل شدی - من؟ -

خل شدی

نشدم

درضمن، از اون رستوران یونانی که دوست داری، غذا گرفتم

جدی؟

و همینطور یه ماست بستنی خوشمزه

به به

اندی، ایکاش می‌دونستم هنوزم اینجایی

وگرنه بیشتر کباب می‌خریدم

...نه، میل نداریم. یه چیزی

یه چیزی سر راه می‌گیرم

امروز خوش گذشت

...صبر کن... نه

بذار من برش دارم - نه، بمون -

صبر کن. بابا، چطوره بمونی؟

می‌تونیم... غذا رو یه کاریش کنیم - آره -

غذا به اندازه کافی هست - نه، نه. مشکلی نیست -

جدی می‌گم، مشکلی نیست

...خیلی خب

خب... خوش بگذره

.نگران من نباش. مشکلی ندارم ممنون، جغله

می‌بینمت - می‌بینمت، پیت -

سلام - سلام -

باجه بلیط اونجاست - حله -

ممنون

سلام - سلام -

،حالتون چطوره؟ لولا تامپستون اینجا برنامه داره؟

...صبر کنین، شما

...لولا

...شما... باهاشون هستین یا

...نه ایشون ...قرار بود

ایشون قرار بود اجرا داشته باشن - صبر کنین -

آره. احتمالا

فکر کنم

آره، راستش لولا تامپسون

آره، اسمش اینجاست - ایناهاش -

خوبه، خوبه. حالا چی؟

...یعنی خب چیزی باید بگیرم - می‌شه 20 دلار -

بفرمایید - بله -

ولی 25 دلار اگه انلاین می‌خواین

نه... بفرمایید

بفرمایید، نقدی می‌دم

و امشب درمورد آثار فمنیست‌هاست

لذت ببرین

ایول، زن‌هایی که دارن از زن‌ها حمایت می‌کنن

خیلی بهم خوش گذشت

حس می‌کنم بعد از امشب

پریود‌هامون قراره همزمان بشن

.خیلی ازتون ممنون دیگه دارم می‌رم

عالی هستین

.از بقیه شبتون لذت ببرین نباید اینقدر آدم مستاصلی باشم

!بزنین به افتحار لولا تامپسون

♪ عشق ♪

♪ عشق ♪

♪ می‌خوام با وجودت، عشق بازی کنم ♪

♪ تو رنگ و روی انرژیت، غرق بشم ♪

♪ بعد با خاطرات، خود ارضایی کنم ♪

♪ می‌خوام درونت، خودم رو گم کنم ♪

♪ تا این که من رو پیدا کنی ♪ ♪ محبوسم کنی ♪

♪ در آزادی زندان‌هایت ♪

♪ در یک مکان و زمان، وجود داشته باشیم ♪

♪ با هم ترکیب بشیم تا وقتی ♪ ♪ افکارت با افکار من، درهم آمیخته بشن ♪

♪ با هم ترکیب بشیم تا وقتی ♪ ♪ که افکارت با افکار من، به آرومی پخته بشن ♪

♪ با هم ترکیب بشیم تا وقتی ♪ ♪ افکارت با افکار من، درهم آمیخته بشن ♪

♪ خدایا، می‌خوام عصاره ذکاوتت رو بنوشم ♪

♪ رد عشق بازی شبانه رو روی گردنم ♪ ♪ نظاره و درموردش تامل کنم ♪

♪ می‌خوام با نیمه گمشده‌ام، عشق بازی کنم ♪

♪ ...ریدم توش ♪

یه نفر بهم گل داده

...این - ببخشید، لولا؟ -

سلام

سلام - ...سلام... اول بگم که -

خیلی اجرای جالبی بود

آماده همچین چیزی نبودم

ولی عالی بود - ممنون -

اندی گودریچ - ممنون -

از آشنایی باهاتون خوش وقت شدم، اندی - آره -

...امیدوار بودم که بتونیم

یکم با هم حرف بزنیم

...خب، دیگه داشتم می‌رفتم، پس

،من صاحب گالری گودریچ هستم اینجا توی لس‌آنجلس

آها، خیلی خب

می‌خواستم بدونم می‌شه درمورد مادر تریسا، صحبت کنیم یا نه

مادرتون، تریسا

نه مادر تریسا - منظورتون رو فهمیدم -

،واقعا عذر می‌خوام

ولی هنوز نمی‌خوام با کسی حرف بزنم

جدی؟ - ...می‌فهمین؟ یکم -

زمان می‌خوام تا همه چی رو حلاجی کنم

تازگی فوت کردن

.آره، کاملا متوجه‌ام جدی می‌گم

فقط می‌خوام بهتون بگم

،که طرفدار پروپاقرص کارهای مادرتون هستم

،برای دهه‌ها

و کسی ایشون رو تا اواخر ،دوران کاریشون

کشف نکرده بود

آره خب، خوش شانس بود

همیشه می‌گفت: اگه ،یه هنرمند مونث باشه

...تهش قراره - تهش قراره بمیری -

قبل از این که پولی در بیاری

آره، می‌دونم

این رو به منم گفت

می‌دونی، اولین باری

که آثار مادرت رو دیدم رو یادمه

،همون لحظه یه تابلو نقلی ازش رو خریدم

،و واقعا می‌خواستم نماینده هنریش باشم

،ولی خب می‌دونین قبلش سراغ یه جای دیگه رفته بود

گوش کن، به نظرم :باید همچین کاری کنیم

،بیشتر به مردم معرفیشون می‌کنیم که خب می‌دونین

،باعث می‌شه قیمت آثارشون هم بالاتر بره

،ولی استحقاقش رو داره ...دارم بهت می‌گم

ببخشید

ذهنم خیلی داره جلو جلو می‌ره

حرف زدن در این مورد، خیلی هیجان زده‌ام می‌کنه - خیلی خب -

از کجا بدونم قرار نیست همراه بقیه هنرمندهای سیاه پوست

فقط اسم و آثارشون رو بزنین تو نمایشگاهتون؟

فقط آثار ایشون رو نمایش می‌دیم. ببین

،می‌دونم که ما فقط یه گالری کوچولو هستیم

ولی این به نفع شماست

اگه هنوز کسی بهت ،پیشنهادی نداده

همه قراره به زودی بدن

کسی پیشنهادی داده؟

شما فقط تنها مردی بودی که برای برنامه‌ام، امشب اومد

،من هروقت که بتونم می‌رم اجرا و آثار فمنیست‌ها رو ببینم

خیلی خب

فقط یه چیز دیگه قبل از این که دیگه بریم

،بقیه جاها

تو قراره فقط

یکی دیگه از ده بیستا هنرمندشون باشی

کارگردان اونجا فقط می‌خواد تو توی لیستش باشی

،اگه با من بیای من در اختیارت خواهم بود

،خیلی خب، روز طولانی بوده

و درحال حاضر، ذهنم ...فقط به فکر یه دوش آب گرمه، پس

یه سر به گالریت می‌زنم - ایول -

،و تحت شرایط رسمی‌تری با هم آشنا می‌شم

این بهترین پیشنهادیه که به کسی دادم

ایول

و بله، پیشنهادات دیگه‌ای هم بودن

چندتا پیشنهاد دیگه؟ شوخی می‌کنم

!خیلی خب، لباس‌های هالووین

بریم بخریم

خیلی خب، می‌دونین چی می‌خواین بخرین؟

تقسیم بشیم؟

ایول

بگذریم، چی داشتم می‌گفتم؟

که تو یه بازنده‌ای - آره -

تو این رو گفتی، نه من

واقعا هم نیستی - صحیح -

خب، بهم گفتن زمان ...همه زخم‌ها رو بهبود می‌ده، ولی

،اینجا نشستم و منتظر ولی زخمی بهبود نیافته

می‌فهمی؟

باید بزنی بیرون، حاجی

.بیشتری بری بین آدم‌ها آخه ببین تو رو

،آدم خیلی خوبی هستی ،مرد خیلی خوشتیپی هستی

بابای فوق العاده‌ای هستی

،فقط باید با قدرت و اراده این مسئله رو پشت سر بذاری

بیا - ممنون، اندی -

تو چطور؟ پروسه بهبودی تو چطور پیش می‌ره؟

نچندان جالب

هنوز خبری از نایومی نشنیدم

نمی‌دونم. حالم از این وضع، بهم می‌خوره

چند روز پیش، رفته بودم

خونه دخترم و شوهرش

و خب، نمی‌دونم، حس عجیبی داشتم

...باعث شد حس کنم انگار

تنهام راستش

آره

آره، تنهام - !بابا! بابا! بابا -

!این لباس بوبا فت رو ببین

!چه باحاله

جت پک و زره دست

!و کمربند مهمات هم داره

خیلی خیلی خفنه

ولی می‌دونی چیه، رفیق؟ یکم گرونه

مطمئنم می‌تونیم یه چیز باحال‌تر از این پیدا کنیم

خیلی خب

به نظر من که نه

.عاشقشم. عاشقشم لباس خوبی پیدا کردی، رفیق

.لباس عالی پیدا کردی برش دار

ایول - قراره بخریمش -

اندی، لازم نیست از این کارها بکنی - نه، این با من -

...نه - بیخیالش بابا -

نگرانش نباش - یه لباس دیگه پیدا می‌کنیم -

فقط قراره یه بار بپوشتش - چندان مسئله خاصی نیست -

...نگران نباش

ممنون. خیلی لطف کردی

تاحالا به این فکر کردی

که حقیقت ماجرا رو درمورد نایومی، به بچه‌ها بگی؟

یعنی خب، مطمئنم که تا الان، به یه چیزایی بو بردن

درکشون خیلی بالاست، می‌دونی؟

خیلی کم می‌دونن، ولی متوجه خیلی چیزها می‌شن

اینشون خیلی جالبه - بهش فکر کردم -

،آخه... همچین حسی دارم که این کار پایان یه باوری براشون خواهد بود

می‌فهمی؟ مثلا اون‌ها هنوز به پری دندون باور دارن

دوست ندارن وقتی توی بشقاب غذاشون

سبزیجات و گوشت، با هم تماس داشته باشن

!بابا، بابا، بابا - !هی، هی، هی -

چی برداشتین؟ چی برداشتین؟

چون من فقط پنج دقیقه دیگه می‌تونم اینجا رو تحمل کنم

خیلی خب. من قراره ،یه زامبی دیوانه بشم

و موس هم قراره روح یه آدم فضایی مرده بشه

قراره خیلی خفن بشه

خیلی خب، خیلی خب

به نظرم یه ایده بهتری دارم

!شکلات میدی یا شیطونی می‌کنم

ببینم کی اومده خونه‌مون؟

یه پیرمرد باحال و یه خانم جوان زیبا

!وای ببین! بوبا فت

خیلی خب. پسش بده

.خیلی خب، صبر کن این رو میدم، اون آبنبات رو می‌گیرم

بذار ببینم چی داری

.بابا، یه نگاه انداختم آجیل توش نیست

ممنون - بذار منم یه نگاه بندازم -

این رو بهت می‌دم

وای خدا

اندی، من رو ترسوندی

این خونه فوق العاده است

ممنون

خونه خوبیه - خیلی قشنگه -

...دنج و راحت و شیک و

آره - عالی -

چند وقته اینجا زندگی می‌کنین؟

از 17؟ نه، 18 سال پیش تا الان

واو - آره. 18 سال -

ویسکی می‌خوری؟

،راستش من بیشتر شراب دوست دارم ولی چرا که نه، آره

بفرما - ممنون -

آره. درست بعد از طلاقم با اَن، خریدمش

اَن

ایشون مادر دختر بزرگت هستن، درسته؟

آره، درسته - چند سال مزدوج بودین؟ -

حدود 14 سال

اونم کارش مرتبط به هنرـه

مسئول موزه والتون تو مرکز شهرـه

آره

مسئول موزه. چه سمت مهمی

آره

راستش، خیلی از هنر سرش می‌شه

اعتراف می‌کنم که کارش خیلی درسته

...که توضیح می‌ده

...احتمالا چرا از پیشم رفت، ولی

می‌دونی، خیلی نوشیدنی خوبیه

آره، باید هم باشه

مال یه بطری 31 ساله هستش، رفیق - جان؟ -

اندی، دیونه شدی؟

این رو سر من حروم نکن

حتی فرق این چیزا رو هم نمی‌تونم تشخیص بدم

.البته که می‌تونی به نظرم سلیقه خوبی داری

و به نظر آدمی میای که از تجملات خوشش بیاد

بگذریم، لذت ببر

آخه می‌دونی، مگه چند بار فرصتش پیش میاد

که با یه الف، نوشیدنی بنوشم؟

خیلی خب - از اون خیلی خوب‌های خوب بود؟ -

خیلی خب خوب یا بد؟

...خب - خوب؟ -

!کیر توش

!کیر توش

بذار با عذرخواهی شروع کنم

وای خدا - حاجی، اصلا مسئله‌ای نیست -

آخه می‌دونی... خیلی وقته که با کسی نبودم

!نگران نباش - و آتش فروزان رو دیدم -

و موسیقی سکسی رو شنیدم

...و یه ویسکی 30 ساله رو هم نوشیدم ...فکر کردم

فکر کردم فضا داره رومانتیک می‌شه؟ - صحیح -

می‌تونم درک کنم که چرا ...ممکنه این تصور ایجاد بشه که... ولی

...راستی، بذار این رو بپرسم به نظرت بهم میاد گی باشم؟

بهم میاد؟ - خیلی حس معذب بودن دارم -

...نه رفیق، جدی می‌گم - ...بگذریم -

از دیدنت خوشحال شدم، رفیق

!الکس! بیا بریم

می‌دونی چیه؟

،صرفا جهت اطلاع من زیادی برات جون هستم

خب، مشکل اصلی ماجرا این نیست، رفیق

تو بهم گفتی بزنم بیرون و با آدم‌های جدید آشنا بشم

،آره، آره، آره ولی منظورم خودم نبودم

منظورم خودم نبود

یه ویسکی 30 ساله رو خوردم

خجالت بکش که همچین جنسی رو !برای من سرو کردی

.رفیق، فقط یه جرعه خوردی چندان مسئله خاصی نبود

نه، نه. تو دلم گفتم به سلامتی

و تا تهش رو خوردم

خیلی خجالت‌آوره

!و تازه شبیه یه الف هم لباس پوشیدم

!الکس! باید بریم

حاجی، یکم آروم باش

جدی می‌گم. ببین

،همسرم رفته ترک اعتیاد

...کسب و کارم به گا رفته

یه یارویی هم این وسط من رو بوسیده

در این مقطع، راستش رو می‌خوای بدونی؟

تقریبا اصلا به هیچ جاییم نیست

بچه‌ها

می‌تونم باهاتون حرف بزنم؟

بچه‌ها؟

داری با بابای الکس، قرار می‌ذاری؟

نه، قرار نمی‌ذارم

...اگه داری قرار می‌ذاری، عب نداره ...ازش خوشمون میاد... ولی

مجبور می‌شم به مامان بگم داری با یه مرد، قرار می‌ذاری

البته

البته. قابل درکه

ولی نه، ما فقط دوست هستیم

ولی می‌دونی، ممنون که اینقدر روشن‌فکر هستی

یعنی خب راستش رو بخوای، مطمئن نیستم هیچکدوم از حرف‌هات رو اصلا باور می‌کنم یا نه

.تو به ما دروغ گفتی تو و مامان، جفتتون دروغ گفتین

.می‌دونی چیه؟ راست می‌گی دروغ گفتیم

نباید می‌گفتیم

نمی‌خواستیم نگران بشین

ولی باید باهاتون صادق می‌بودیم

متاسفم

پس حقیقت چیه؟ الان کجاست؟

...خیلی خب، راستش

مامانتون حس و حال خوبی نداشت، می‌فهمین؟

پس شروع به انجام کارهایی کرد که حس بهتری داشته باشه

کاشف به عمل اومد که اون کارها براش مضر بودن

،پس تصمیم گرفت ،چون آدم باهوشیه

،تا بره یه جایی که کلی دکتر دارن

،دکترهای خیلی خوب

تا بهش کمک کنن واقعا حس بهتری داشته باشه

ترک اعتیاد همینه؟

آره، یه جورایی

...آره، یه جورایی مثل وقتیه که

،می‌دونین، وقتی مریض می‌شین مثلا

می‌رین پیش دکتر، می‌فهمین؟

...اینم تقریبا همونه، به جز این که

قراره یکم بیشتر کارش طول بکشه

قراره بمیره؟

نه، به هیچ وجه

قرار نیست چیزیش بشه

حتی از قبل هم قراره بهتر بشه

به همین خاطر، همیشه اون قرص‌ها رو می‌خورد؟

چون حس و حال خوبی نداشت؟

آره. نمی‌دونستم این مسئله رو می‌دونستی

.خب، من باهاش زندگی می‌کنم چندان راز خاصی نبود

آره. ایکاش منم به باهوشی تو بودم

کِی قراره برگرده خونه؟

خب، قراره یه مدت طول بکشه، می‌فهمی؟

،قراره یه مدت اونجا بمونه

،ولی به محض این که حالش بهتر بشه

،قراره برگرده اینجا پیش ما

پیش شماها

قول می‌دم

،می‌دونم که جاش رو پر نمی‌کنم ...ولی می‌دونین

من قرار نیست جایی برم

باشه؟ من همینجا پیشتون هستم

باشه؟ - باشه -

هی

بسیار عالی

...می‌خواین چندتا عکس

از جایی که مامان اونجاست، ببینین؟

فکر نکنم

خیلی خب

من دوست دارم ببینم

.خیلی خب، ببین بیا اینجا

قشنگه، مگه نه؟

خب، قیمت اولیه برای تابلوی گالری

از اولی و دومی، گرون‌تر بود

فعلا نمی‌تونیم از این کارها بکنیم

خیلی گرونه

...شاید بتونیم یکی از اون

...نمی‌دونم پرچم‌ها بگیریم که

بیخیال... ایده احمقانه‌ایه

حتی خودم هم از اون پرچم‌ها، خوشم نمیاد

اگه تابلو رو روی پنجره نقاشی کنیم، چی؟

جالب می‌شه، مگه نه؟

خیلیخب، آره. می‌تونیم - خیلی خب. روش کار کن -

خیلی خب، حتما - خیلی خب -

این‌ها هم براتون اومدن

یه تعداد نامه‌ای که برای کلینیک ترک اعتیاد ...جورنیز، فرستاده بودین، من

پسشون فرستادن

ارزش امتحان کردنش رو داشت

ببخشید

.نه، مسئله‌ای نیست مشکلی نیست

می‌خواستی درمورد چی صحبت کنیم؟

گفتی درمورد یه مسئله‌ای می‌خواستی حرف بزنی

...اره، ولی

می‌دونی، به نظرم الان ...وقت مناسبی نیست

نه، نه، نه. الان بهترین وقت ممکنه

بعدا کار دارم. چه کاری داری؟

...خیلی خب

اندی، خودت می‌دونی چقد کار کردن برای تو رو دوست دارم

یه پیشنهاد کاری دیگه بهت شده

در واقع، رفیقم داره توی پورتلند یه گالری افتتاح می‌کنه

و می‌خواد من مدیریتش کنم

...من فقط با خودم گفتم

...با این همه تغییراتی که داره اینجا صورت می‌گیره

...واقعا واقعا متاسفم

دیوونه شدی؟ باید این کارو بکنی

این اتفاق خوبی برای توئه مرد

آره؟ ایول - آره -

دستور میدم که این کارو بکنی

.باید انجامش بدی جدی میگم مرد

این کار خوبی برای توئه رفیق

ممنونم - واقعا تبریک میگم -

مچکر

.سلام لولا عجب، اومدی

می‌دونی چی توی فکرمه؟ ...می‌خوام یک ضابط

به استودیوی مادرت بفرستم تا همه‌چیز رو کاتالوگ کنه

...به کل اون جریان یک زمینه‌ی آکادمیک بدم

می‌دونی؟

در دسترس دانشجوها قرار بدم

خوشم اومد - آره -

...این اثر

واقعا قویه

همسرم اونو کشیده

آره، از هم جدا شدیم

...یعنی

.نمی‌دونم این چه اهمیتی داره مهم نیست

اهمیتی نداره - سلام -

.سلام. شرمنده بیلی پشت گوشیه

،بهش گفتم توی جلسه هستی

اما گفت مسئله‌ی مهمیه

.یه لحظه صبر کن باید اینو جواب بدم

آره، راحت باش - دخترمه -

سی ثانیه طول می‌کشه

سلام، چه خبر؟

نه، نمی‌تونی ببینیش

چون برای رده سنی بالای 13 سال هستش

صبر کن. شرمنده

.اصلا تلاشتم نکن گوشی رو بده تالی

آره

من همچین حرفی نزدم

هرگز اینو نگفتم

ساعت 6:30

من وسط یه کاریم

.برگر بوقلمون، فکر خوبیه انتخاب خوبیه، خوشم اومد

.آره، آره، برو باشه. بای

هی، متاسفم

نه، مشکلی نیست

دخترت چند سالشه؟

دوقلو هستن راستش

نه سالشونه

نه؟ - آره -

عجب

البته به زودی سنشون دو رقمی میشه. آره

عالیه - آره -

سن خوبی هستن - واقعا سن خوبیه -

آره

سلام - سلام -

اون...؟ - توی جلسه‌ست -

اوه سلام. ببین کی اومده

عجب. بکا میشه...؟ - بله -

سلام سای - سلام عزیزم -

نگاش کن

عالی شدی

ممنونم. توئم - خب، ممنون از خودت -

آره - حالت چطوره؟ اوضاع چطوره با...؟ -

با...؟

خوبه - !خوبه -

آره، حالم خوبه

عالیه، عالیه

انگار سرش شلوغه، ها؟

بله. آره

...آره

فکر کنم برنامه پیاده‌روی‌مون رو فراموش کرده

نه، فکر نکنم - چرا -

.فکر نکنم، نه ...دختر تریسا تامپسون

،یهویی اومدش

که باید بگم که خیلی هیچان انگیزه

.این وضعیت می‌تونه پاسخِ به دعاهای ما باشه

...اخیرا شرایط سخت بود، پس

...خیلی

خیلی بابت این پیاده‌روی که قراره دوتایی برین هیجان زده‌م

فضای باز، هوای تازه

می‌دونم که اونم نیاز داره یکم ذهنش آزاد بشه

حتما - خیلی متاسفم -

می‌دونستم که یه کاری دارم لعنت بهش

یه کاری

سلام

،لولا تامپسون ...ایشون دختر حامله و فکر کنم

،به شدت عصبانی از دست من .گریس هستش

گریس، لولا

خیلی خوشحال شدم - خوشوقتم -

.بابا، می‌تونیم یه وقت دیگه بریم مشکلی نیست

.نه، نه، نه این کارم رو تموم می‌کنم

و بعد میریم - کی زایمان داری؟ -

شش هفته دیگه

واقعا بهترین زمان ممکنه

.راستش خیلی نامساعد هستم

اجازه هست؟

آره، البته

دختر من 17 سالشه

در یک چشم به هم زدن می‌گذره

مگه نه؟ - آره -

...یه لحظه صبر کن، تو

فردا شب من توی خونه‌م تمرین تنفس آگاهانه قراره برگذار کنم

شما چیکاره هستین؟ دوست دارین بیاین؟

لطفا بیاین

باشه - آره؟ -

آره، یادگیری تنفس بهتر به دردم می‌خوره

سای جوری گفت که انگار من باید خبر داشته باشم

بابا، جریان چیه؟ تو خیلی پنهان‌کار هستی

خب، اوضاع الان زیاد جالب نیست

... نمی‌تونیم اجاره گالری رو بدیم و

.هنرمندهامون هم فروشی ندارن نمی‌دونم

در کل بهترین سالم نبوده

تو فکر تعطیلی هستی؟

نه، نه، نه

.یه راهی پیدا می‌کنم یه راهی پیدا می‌کنم

.آره، البته البته که پیدا می‌کنی

آره

...قضیه تریسا

اگه بتونیم اون رو جور کنیم خوب میشه

دوباره ما رو به شهرت می‌رسونه

نمی‌دونم، خیلی اذیتم می‌کنه

دفتر رو نگاه می‌کنم

و این آدما رو خیلی دوست دارم

بدم میاد ببینم که برن

،اگه مجبور باشن برن دنبال یه کاری بگردن خیلی اذیتم می‌کنه

واقعا میگم

پسر، قدیما همه با من همکاری می‌کردن

سلیقه خیلی خوبی داشتم

.نمی‌دونم شاید از دستش دادم شاید دیگه بروز نیستم

.وایسا تو چیزی رو از دست ندادی

...و برای کسی که بالغ هستش

.خیلی هم آدم بروز و خوش سلیقه‌ای هستی - منظورت هم سن‌های خودم هستن -

خب آره - آره -

متوجه‌م. می‌فهمم

آره

مشکل اینه که من هنوز اصلا دلم نمی‌خواد که کار رو ول کنم

هنوز کلی کار دارم و ایده‌های خوبی دارم

و کلی چیز می‌خوام انجام بدم

می‌دونی، احتمالا این روزا خیلی زیادی فکر می‌کنم

می‌دونی چطوریه که؟ - آره -

...میری تو خیال و زنم باهام صحبت نمی‌کنه

...کسب و کارم ریده میشه یه لحظه بشینیم؟

آخ

این پیاده‌روی هم سخته

...چیه؟ اینطوری نگام

عزیزم. هنوز به اونجا نرسیده

.نگاه نمی‌کنم نگاهی نیست

یه نگاهی کردی

من چیزیم نمیشه. بیخیال

همه‌چی مرتبه

باشه؟ - بیا -

،زندگی اگه دهنت رو سرویس نکنه پس یعنی کارش رو انجام نمیده

...خیلی متاسفم که گفتم اوه، بیخیال

نباید این حرفا رو به تو می‌گفتم. ببخشید

نه، چیزی نیست، واقعا

راستش، همیشه اینطوری میشم

.دست خودم نیست چیزی نیست. قول میدم

باشه - فقط می‌دونم که کارت چقد برات ارزش داره -

.و من نمی‌دونم که چی باید بگم ...بدم میاد از این، من

بدم میاد تو رو اینطوری ببینم

خودمم بدم میاد اینطوری باشم

چه کاری از من بر میاد؟ - هیچی. یعنی، ما مشکلی نداریم -

نگرانش نباش

... فقط گریه نکن، چون تو گریه کنی اشک منم در میاد و

.ما میشیم آدمایی که اینجا توی طبیعت دارن گریه می‌کنن

.تا حالا گریه‌ی تو رو ندیدم

واقعا؟ - باشه، یه بار فقط -

یه بار

متنفر بودم ازش

گریه نکن - باشه -

چشم

من خوب میشم

شاید بهتره که گریه کنم

،خب، اگه آدم بخواد گریه کنه

الان وقت خوبیه - باشه -

اوضاع زیاد جالب نیست اما گریه نمی‌کنم

نمی‌کنم - منم -

خوب میشم - منم -

قول میدم. منو ببین

ما خوب میشیم، درسته؟

نگران من نباش. چیزیم نمیشه

من همیشه خوبم

.یالا، بریم ...بریم که

از یه تپه‌ای بریم بالا

یالا. پیرمرد و باردار

بابا

شرمنده، شرمنده

خیله خب

تب طلای کالیفرنیا چه سالی شروع شد؟

چه سالی بود؟

سال 1848 بود؟

خیلی ممنونم

!ایول! ایول

و اولین بار کجا کشف شد؟

اینکه آسونه

واقعا؟ - آره -

...آیا

ساترز میل بود؟

،موس گودریچ هستن خانم‌ها و آقایون

.خیلی ممنونم اینم از این

نظرتون درباره شب‌خوابیِ دوتایی چیه؟

هیجان زده‌ایم - خیلی هیجان دارم - منم -

اما بدون ما قراره چیکار کنی؟

من؟ یه مهمونی بزرگ می‌گیرم

.یه مهمونی خیلی بزرگ آره، کلی غذا

واقعا؟ - آدما و سلبریتی‌ها رو میگم بیان -

بابا - دی‌جی -

واقعا می‌خوای چیکار کنی؟ - نه -

بیلی و من برنامه داریم

بیلی منم

.منظورم گریسی هستش شرمنده، شرمنده

.بیا، این مال تو اینم واسه تو

برو بریم

اون خانمِ پشت میزی یه چوریم می‌کنه

راستش یکم منو می‌ترسونه

کلوچه شکلاتی برام گذاشتی؟

آره - همون مدلی که دوست دارم؟ -

دقیقا. بیرونش برشته‌ست

داخلش هم لطیف و نرم

واسه منم گذاشتی؟ - آره گذاشتم -

دو تا گذاشتم برات

هی! شنیدما - هی، یالا، بجنبید -

یالا

تنفس عمیق شما رو به یک ارتعاش بالاتر می‌بره

آروم و لطیف دم بگیر

با اتفاقات درون بدنت هماهنگ شو

،احساس کن که استرست داره کاهش پیدا می‌کنه اضطرابت داره از بین میره

در ناحیه‌ی اطراف سینه‌ت

شانه‌هات

باهاش هماهنگ شو

هماهنگم، همونجا هماهنگ شدم

،از دماغت نفس بکش

از دهنت بده بیرون

بذار بدنت به صورت طبیعی حرکت کنه

،حالا یه سری حرکت اضافه کنیم شانه‌ها رو درگیر کن

دستات

حالا، چانه به سوی سینه، و همینطوری نگه دارید

با تنفس باز بشید

آره، یالا بچه‌ها

تمام انرژی‌های منفی رو بریزین بیرون

واقعا تخلیه کنین

،تمام ضربه‌های روحی

.همه‌ش در بدن شماست بریزید بیرون

می‌ریزم

و رها کنین

حالا بذارید نور وارد بشه

از انگشتان پا - باشه -

،وارد زانوهاتون بشه

ذهنتون

قلبتون

حالا، یکم قوی‌تر عمل کنید

یالا

همینه

ازتون می‌خوام روی کلمه‌ای تمرکز کنین

...که چیزی که حس می‌کنین الان از دنیا می‌خواین رو

.توصیف کنه

همه در یک زمان دقیق کلمات‌مون رو فریاد می‌زنیم

و رهاشون می‌کنیم - !کمک -

می‌خواستم تا سه بشمارم

شرمنده

حالت خوبه گودریچ؟

معرکه‌م - آره؟ -

نمی‌دونستم که به همچین چیزی نیاز دارم

مشخص شد، واقعا به این نیاز داشتم

واقعا ممنون که ما رو دعوت کردی

واقعا تاثیر گذار بود

آره. باعث خوشحالی منه - اوه خوبه -

آره، می‌خواستم باهات صحبت کنم

من خیلی به این قضیه فکر کردم

...من از این ایده که با یک گالری همکاری کنم

که واقعا درک می‌کنه

و توجهی که لایقش هستیم رو بهمون میده، خوشم میاد

،می‌دونی؟ مهمتر از اون

... من آدم خانواده دوستی هستم و

...امشب که همراه دخترت دیدمت، من

با شخصیت تو واقعا ارتباط برقرار کردم

و به نظرم من همچین مردی رو می‌خوام

،همچین آدمی رو ...که در سطح دنیا

.نماینده مادر من باشه

اوه پسر. عجب. عالیه

،ممنون. یه شب اومدم توپانگا .یهو شدم آدم بغلی

این... عجب. واقعا خوشحال شدم

هیجان زده‌م - آره، منم همینطور -

،قول میدم بهت که به خوبی برای تو کار رو انجام میدیم

مطمئنم همینطوره

درست تنفس می‌کنم

به کسب و کار برگشتم

خوش گذشت - آره -

.و همه‌ش به خاطر توئه می‌دونی دیگه؟

آره، خیلی هم نقش نداشتم ولی قبول می‌کنم

.نه، داشتی خوش گذشت. ممنون عزیزم

.بریم یه کاری بکنیم جشن بگیریم. یالا

.دیر وقته تازه بچه‌هات چی میشن؟

نباید بری خونه؟ - رفتن خونه دوستشون -

یالا، چیکار می‌خوای بکنی؟

مشروب که نمی‌تونی بخوری - نه -

باشه، پس بریم بستنی بخوریم

نعنایی دوست داری

آره؟ - آره -

باشه، یه جای نقلی توی ونیس می‌شناسم

اگه عجله کنیم، قبل اینکه ببنده می‌تونیم برسیم

بزن بریم

.یه لحظه صبر کن بذار اینو جواب بدم

الو. الو

سلام

.آروم باش تب داری؟

آره

باشه، باشه، باشه

میام. میام

نیم ساعته میام

نیم ساعت خیلی نیست

می‌خوای پشت گوشی صحبت کنیم تا برسم؟

.چیزی نمیشه منم دوست دارم عزیزم

گریس بود

گریس منم

بیلی بود. شرمنده. بیلی

...حالش خوب نیست. میشه

میشه بستنی رو بذاریم برای بعد؟

آره

باشه

آره

سلام اَن

اندی. سلام

سلام - سلام -

سلام - خدایا، حتما خیلی زود رسیدم -

گریس نگفته بود قراره اینجا باشی

خب منو بچه‌ها کلوچه درست کردیم

و تازه رسوندیم‌شون

حالت چطوره؟

...من، می‌دونی

نه، متاسفم

...گریس بهم گفت. من

واسه نایومی ناراحتم

باشه. ممنونم

مچکر. آره

هی، تبریک میگم

.الان دیگه سطحت رفته بالا کار خوبی رو کسب کردی

ایولا - آره -

آره. ممنون - قربونت -

.خیلی سرم شلوغه ،یکسره تو سفرم

،که دیگه زیاد دوستش ندارم

اما وقتی بچه به دنیا بیاد آروم پیش میرم

آره. البته

آره - آره -

به هرحال، خودت در چه حالی؟

جواب ندادی

می‌دونی، به طرز عجیبی خوبم

خوبم

تو همیشه خوبی

...خب

این یک تعریف بود

اینطور به نظر نیومد اما خب مشکلی نیست

وایسا، تو آثار تریسا تامپسون رو گرفتی

آره. آره - عجب -

خیلی کار بزرگیه. آره - آره، خوبه -

خوبه. آره

می‌دونی، به نظرم من تو رو بهش علاقه مند کردم

فکر نکنم

چرا گالری نیستی؟ ساعت نزدیک یازدهه

این اولین بارته

نمی‌دونم، رفتم بازار

بچه‌ها رو رسوندم مدرسه، اومدم اینجا

تو رفتی بازار؟

.من رفتم بازار الان دیگه بازاری شدم

،هی، اگه زود رسیدی

می‌خوای بریم قهوه‌ای چیزی بخوریم؟

پیاده روی کنیم؟

،یالا، بله بگو قبل اینکه

قبل اینکه یه بهونه بیاری

اوه عجب. آره

خیره کننده‌ست - هنوز استعدادش رو داره -

...فکر کردی به

هی بذار یه سوالی ازت بپرسم

نظرت راجع به پیت چیه؟

پیت عالیه؟ - واقعا؟ -

آره - نه، پیت رو دوست دارم -

فقط اینکه گریس خیلی بامزه‌ست و پیت اصلا بامزه نیست

آدم خوبیه، می‌دونی

آره اما خب کی اهمیت میده؟

اون بابای خوبی میشه - آره، احتمالا حق با توئه -

.گریس عالیه خدای من، اون معرکه‌س

جوری میگی انگار تازه باهاش آشنا شدی

نه، آخه زمان زیادی رو باهم گذروندیم

...اون

.تو کار خوبی کردی اَن واقعا

،تو همیشه حاضر بودی

برای خانواده از هرچیزی بگذری

ممنون. تحسین می‌کنم اینو. واقعا

این فرق بین من و تو هستش

من هیچوقت اینطوری نمی‌دیدمش که دارم چیزی رو فدا می‌کنم

اَن. اینجایی پس

اندی. ایشون بری کلاین هستش

خوشحالم بالاخره دیدمت

خوشوقتم - اوه درسته -

،ما قراره گریس رو ناهار ببریم بیرون اگه می‌خوای همراه ما بیا

دلم می‌خواست اما باید برم گالری

و بعدش کار دارم

...اما در هر صورت کریسمس

خونه گریسی می‌بینمت دیگه؟

راستش، ما تعطیلات قراره بریم نیویورک

می‌دونی، قبل اینکه بچه بیاد یه سفر سریع می‌خوایم بریم

رو دست کریسمس توی شهر نمیاد دیگه؟

واقعا نمیاد

.قراره زیبا باشه عالی میشه

ممنون. بریم؟

آره

مراقب باش اندی

هی، چه خوب شده بچه‌ها

لولا تامپسون اومده

به این زودی؟

خیله خب

اینو بگم که قطعا سوئیس موکا نمی‌خواد

باشه

.سفید دیوونه می‌کنه سفید ساده

سفید ساده. باشه - همین رنگ -

سلام - سلام -

.زود اومدی .مشکلی نیست

.خوبه خوب شد

تیم روابط عمومی هنوز نیومده

.و خیلی چیزا رو باید با تو مرور کنم

اول، بیا بچه‌هام رو ببین

.آره، اندی، صبر کن

زود اومدم چون باید باهات صحبت کنم

باشه

واقعا راه آسونی برای گفتنش نیست

مسئله شخصی نیست، باشه؟

باشه - می‌خوام این رو بدونی -

گمونم بهتره همینطوری بگمش

آثار رو به یک گالری دیگه دادم

یک گالری در نیویورک

...اومدن اینجا و

،به یک خریدار بزرگ منو وصل کردن

بهم قول دادن در هر شهر یک نمایشگاه برگذار بشه

نیویورک، لندن، پاریس

حتی شهر بازل هم ما رو قبول کرده

آره. یه لحظه صبر کن

معامله‌تون بسته شده؟

آره، بسته شده

... یکم پیش قراردادها رو امضا کردم و

...می‌دونی، بین ما قراردادی نبود، پس

نه، نبود

...قراردادی نداشتیم چون تنها چیزی که داشتیم

.قول تو بود

اندی

بذار یه چیزی ازت بپرسم

،کل جریانِ، می‌دونی

،خانواده و این حرفا ...اونا چی بودن؟ اونا همه

البته که حقیقت داشتن

این تصمیم آسونی برای من نبود

من دنبال این نبودم

اونا اومدن دنبال من

...پیشنهادشون فقط

.پول زیادی بود، اندی

من یک مادر تنهای 50 ساله‌م

...می‌دونم، می‌دونم - !بابا، کمک -

!الکس

ببخشید

سلام. من دنبال الکساندر کاچ هستم

.حدود یه ساعت پیش آوردنش من پدرشم

خیله خب، اتاق 702، انتهای راهرو سمت راست

باشه ممنون

سلام

من در بربنک سر فیلمبرداری بودم

.قضیه اینه تشنجش آروم شده

به خاطر زمین خوردن آوردنش، باشه؟ - آره، آره -

خیله خب، برنامه اینه

،یه شب نگه‌ش می‌دارن

فقط واسه اینکه مطمئن بشن که دوباره اتفاق نیفته، درسته؟

بله - ،به محض اینکه حالش خوب بشه -

صبح اول وقت می‌فرستنش خونه

و همه‌چی درست میشه

اون خیلی خوب بود مرد

حین بخیه زدن خیلی شجاع بود

.حتما خیلی ترسیده باورم نمیشه پیشش نبودم

اوه بیخیال، خودت رو سرزنش نکن

.حالش خوب میشه واقعا نگرانش نباش

شرمنده ازش غافل شدم

نه. خدای من، بیخیال

هی، تو کار پیدا کردی، ها؟

.آره، آره هنرپیشه مهمان توی یک سریال تلویزیونی

خوبه - آره -

چطور پیش رفت؟ - خوب بود -

خیله خب، خوبه - تمومش کردم -

چایی می‌خوای؟ قهوه؟

نه، نه، نه - مطمئنی؟ -

.نه، بهتره بری ...دیر وقته

.نه، نه اینجا پیشت می‌مونم

نه، نه. ممنونم. من خوبم - خیله خب -

باشه، باشه

خیله خب

.هی نگران نباش حالش خوب میشه

نگران نباش

نگران به نظر میای. بیا اینجا

بفرما - ممنونم -

خیله خب. آروم بگیر، رفیق

.اوه آره خیله خب، شرمنده

سلام حالت چطوره، مرد؟ -

ممنون اومدی

مگه میشد نیام - خیلی ممنونم -

رو به رشد باشی - ممنون رفیق -

سلام دکتر - سلام. دوست دارم مرد -

ممنون رفیق

اد، اومدی - باورم نمیشه -

باورم نمیشه گودریچ داره تعطیل می‌کنه

سلام

خب، اینم از این

آره، اینم از این - حالت چطوره رئیس؟ -

.حس می‌کنم از بدن خودم جدا شدم

اوهوم - آره -

حسابدار رو کی دعوت کرده؟

خدای من، نگاش کن

آره، سلام

هی

من میرم چند کلمه‌ای حرف بزنم

آره، باشه. گوش کن

من دوست دارم رفیق

منم دوست دارم رفیق

هی

بدون تو نمی‌تونستم همچین کاری کنم، می‌دونی

می‌خوام اینو بدونی

سلام. سلام

...اول از همه

می‌خوام از همگی بابت اینکه امشب اومدین تشکر کنم

امشب شب ویژه‌ای هستش

شب غم‌انگیز اما تاریخی‌ای برای منه

شب بزرگیه

،می‌دونین، بودایی‌ها میگن، سر آخر

:فقط سه تا چیزه که مهمه

،اینکه چقد عشق ورزیدی

چقد با ملایمت زندگی کردی

...و چقد به زیبایی

چیزهایی رو رها کردی

.که اصلا تعلق به تو نداشتن

من چندان با ملایمت زندگی نکردم

و فکر کنم همه می‌دونین

که رها کردن مسائل برای من سخته

اما بعدش مسئله‌ی عشق هستش

آره. مرد

...و عشق، یعنی

امشب خیلی عشق و محبت اینجا احساس می‌کنم

،و باید بهتون بگم که من عاشق این گالری بودم

.پسر، با هرچیزی که در چنته داشتم

،می‌دونین، آدم وقتی چیزی رو با چشم‌های خودش می‌بینه

،مثلا بگیم بچه مدرسه‌ای‌ها

...که از خیابون رد میشن

...زیر شاید یه مقداری بارون

،یا جوری که آفتاب صبحگاهی

از پنجره میزنه به خونه

...و به یک ظرف میوه روی پیشخون آشپزخانه برخورد می‌کنه

...یا شاید بهتر

.لبخند روی صورت دخترتون

...می‌دونین، آدم

،چشماش رو می‌بنده و میگه

"باید این صحنه رو یادم بمونه"

،چون در اون لحظه

اون یک اثر هنریه

هنر خالصه

اوه پسر. خیله خب

خب، مسیر درازی رو اومدیم دوستان

اما حسابی به من حال داد

هی، ممنون که اومدین

آخرش همه میان

بابا

حقیقته

هی، خیلی خوشحال شدم که همه رو دیدم

واقعا عالی بود اما

واقعا، یه جورایی حس کردم .مهمان مراسم تدفین خودم هستم

می‌دونی؟

،خب اگه نظر منو بخوای

به نظرم این در واقع اتفاق خوبیه

آره؟ - آره، یه فصل جدید برات باز شده -

آره، شاید

هی، بچه‌ها رو می‌تونم بیشتر ببینم

یکم سفر کنم

شاید رفتم کلاس رقص تانگو

و قراره پدربزرگ بشی

.اوه بیخیال گودریچ فقط یه کلمه‌ست دیگه

...خیله خب، من باید بشینم

،نه، نه نگران نباش، بابا

خودم ردیفش می‌کنم

...عزیزم - نیازی نیست کمکم کنی -

عزیزم، لازم نیست توی هر فرصتی که پیش میاد بهم تیکه بندازی

آفرین، ممنون

بابا بزرگ - آره -

بابابزرگ قیافه‌ش می‌خوره ابروهاش پشمالو باشه

و چوب دستی داشته باشه .و با یه کت قدیمی

حس می‌کنم داری پیرمردِ توی کارتون "بالا" رو توصیف می‌کنی

...ببین، می‌دونم این مکالمه بعدا یه جایی

،به ضرر خودم میشه ...پس میشه یه جورایی

از این رونوشت حذفش کنیم

و جوری شناخته بشم که ...من واقعا، واقعا

.مشتاق بچه هستم

در واقع، کلمه‌ی سرخوش به ذهن آدم میاد

بیا

نمی‌دونم متوجه شدی یا نه اما من به شدت حامله‌م

چیزیت نمیشه

سرحالی

خوبی. بهم اعتماد کن

به اندازه کافی حاملگی دیدم

که می‌دونم

همراه من بنوش

،حالا که صحبت حرفه‌ای بودن در این زمینه شد

...آخرین وقت دکترم قبل کریسمس

،فردا هستش

و رانندگی داره یکم برام سخت میشه

...مامان نیویورکه و پیت باید بره سرکار، پس

...حالا - ...می‌خواستم بدونم که -

.پدر پیرت کاملا در دسترس هستش

می‌برتت

با کمال خوشحالی

شوخی می‌کنی؟ مشتاقشم

ممنون که امشب اومدی عزیزم

،می‌دونم اما بازم

لطف داشتی - بیخیال -

،می‌دونی ...این قضیه برای منم

.یه جورایی حس پایان یک عصر رو میده

خب، بحران میانسالی

.چیز آسونی نیست، از من گفتن

نمی‌دونستم قصد داری تا 120 سالگی زندگی کنی

لطفا اینقدر عمر نکن، باشه؟

فکر نکنم بتونم از پس هزینه تراپی‌ها بر بیام

قشنگ بود. 120 سالگی

خدای من

خدا رو شکر

کریسمس مبارک

اومدی خونه

.آره، خسته شدم

...کشیدم کنار، پس

.خدایا، خیلی اینجا ساکته بچه‌ها کجان؟

،خونه دوتسشون هستن خونه الکس

آره، پدرش رو یکم می‌شناسم

خیلی مشتاقم ببینمشون

.ببین، خیلی متاسفم باید زنگ می‌زدم

...من فقط

...نمی‌دونستم

واقعا نمی‌دونستم که دلت می‌خواد منو ببینی یا نه

نه، آخه، می‌دونستم که نود روز شده

...چون توی گوشیم آلارم گذاشته بودم

...که فعال شد پس

البته که دلم می‌خواد ببینمت

...اندی

چرا باید اون کارو می‌کردی؟

من بهت کمک می‌کردم

نمی‌دونستم که دیگه چیکار کنم

.می‌دونی ترسیده بودم خیلی ترسیده بودم

و خانواده‌مون رو رها نکردم

واقعا امیدوارم اینو بدونی

می‌دونم، می‌دونم

فقط نمی‌خواستم توی اون حال منو ببینن

می‌دونم - نمی‌خواستم اینطوری درباره من فکر کنن -

می‌دونم، می‌دونم

می‌دونم - باشه -

متاسفم نایومی

...گفتنش خیلی ساده‌ست، اما

...این

...اولین باره که فرصتش شده بگمش

.در حالی که بهت نگاه می‌کنم

ممنون

در هر صورت، من دیگه گذر کردم

...و من و حالم خوبه

،می‌دونی، ترک اعتیاد مسیر عجیبیه

اما کم کم دارم حس می‌کنم که دیگه خودم شدم

عالیه. خوبه. خوبه

هی، من واقعا این بار می‌خوام کمکت کنم، باشه؟

... چون کلی درباره‌ش مطالعه کردم و

فقط دلم می‌خواد خیلی بهت کمک کنم باشه؟

دوست دارم

...من

من کلی فکر کردم

،کلی وقت واسه فکر کردن داشتم ...و ما

دوست باشیم برامون بهتره

اوه. خیله خب

...در اعماق وجودت، همیشه یه جورایی نمی‌دونستی که

رابطه ما قرار نیست دوام بیاره؟

راستش، نمی‌تونم بگم که همچین حسی داشتم، نه

انتظار اینو نداشتم

ما چیزای زیادی داریم که شاکرش باشیم - آره -

... دو تا بچه قشنگ داریم و

تو قراره بابابزرگ بشی

آره

...آره، اون

اوه لعنتی

یالا، یالا، یالا

...سلام. با گریس تماس گرفتین

خدایا

اگه پیغام بذاری، بهت زنگ میزنم

لعنتی

.سلام. با گریس تماس گرفتین

گریسی، عزیزم. تو راهم

باشه؟ باشه. خیله خب

لعنتی

.سلام. با گریس تماس گرفتین

اگه پیغام بذاری، بهت زنگ میزنم

عزیزم تو راهم، باشه؟ چند دقیقه دیگه میرسم

همینجا خوبه. ممنون

خدای من - رسیدم -

یادت اومد که قرار بود بیای دنبالم؟

.نه، می‌دونم عزیزم با پیت تماس گرفتم

و گفت اینجا بیام دیدنت

سعی کردم بهت زنگ بزنم

چی شد، ها؟ بچه‌ها یه مسئله‌ای پیش آوردن؟

یادت رفت؟ چی شده بود بابا؟

خب، نایومی اومدش

خیله خب، من خوشحالم که اون سر حال شده

...شاید الان دیگه من بتونم دوباره

کسی بشم که تو از ماشینت بهش زنگ می‌زنی

یا وقتی که لازم داری بدونی که .برای پختن سیب زمینی چه دمای حرارتی لازمه خبرشو می‌گیری

گریسی، بیخیال - حرفمون تمومه؟ -

چون من به خاطر تو وقت دکترم دیرم شده

متاسفم، ببین، زنِ یهو دم درم اومد

چیکار باید می‌کردم؟

سه ماهه باهاش صحبت نکردم

باید باهاش صحبت می‌کردم - نه، می‌فهمم. متوجه‌م -

اولویت بوده دیگه - نه عزیزم. بیخیال -

ببین، من فقط چند دقیقه دیر کردم

.الان دیگه اومدم بیا بریم بالا

متوجه نیستی نه؟ - چیو؟ -

من مثل یه احمق منتظرت بودم

خیلی متاسفم. حس خیلی بدی دارم

متنفرم از اینکه روت رو بندازم زمین

متنفری از اینکه روم رو بندازی زمین؟

آره همینطوره

تو کل زندگیم من رو نا امید کردی

.این که چیزی نیست این یه نوبت دکتره

چطور نا امیدت کردم...؟

.جوابش رو نده بیا بریم بالا

خیال می‌کردم تغییر کردی

.واقعا میگم خیال می‌کردم بزرگ شدی

و می‌دونی چیه؟ شایدم واقعا بزرگ شدی

.اما فقط برای اوناست من بخشی ازش نیستم

من بخشی از گروه قدیمی هستم

...مزیتِ اندی گودریچِ

جدید و بهبود یافته به من نمی‌رسه

کسی که پنکیک درست می‌کنه .و فیلمای قدیمی نشونت میده

نه، نه، نسخه غیرقابل دسترسی ...که هیچوقت خونه نبود

.و هیچوقت نمی‌پرسید روزت چطوره از گودریچ به من رسید

عزیزم، این وضعیت واقعا الان برای سلامتیت خوب نیست

واقعا؟ چون به نظر من خوبه

به نظرم خیلی خوبه که ...حرفایی که سی ساله

.توی دلت بوده رو بریزی بیرون

از دستت عصبانی هستم

.و تا جایی که یادمه از دستت عصبانی بودم

...یک جریان خشم که تکه‌هایی کوتاه

.از علاقه بهت بینش بود

...می‌دونی چقد برای من سخته که ببینم

یهویی تو تبدیل شدی به پدر نمونه؟

می‌دونی برای من چقد دردناکه؟

نسخه‌ای از تو بهشون رسید که من هیچوقت نداشتم

.من حتی نتونستم بعد از یازده سالگی با تو زندگی کنم

.حتی یادم نیست که تو توی پیژامه چه شکلی هستی

،منو تو فقط دوست هم هستیم

،اما اونا تو رو دارن .تمام تو رو

اونا می‌تونن تو رو داشته باشن و من هرگز نداشتم

اما می‌دونی کی پشتت رو داره؟

کی همیشه هواتو داره؟ من

می‌دونم - چه توی بدی چه توی خوشی -

...چون من تنها کسی هستم که تو رو

،به اندازه‌ای که خودت، به خودت علاقه داری .دوست داره

و یه چیز دیگه

می‌دونی چرا با پیت ازدواج کردم؟

چون هیچ شباهتی به تو نداره

و شاید به همین خاطر ازش خوشت نمیاد

خیله خب عزیزم. خواهش می‌کنم

،می‌دونی هر سری که تو رو می‌بینم

دلم می‌خواد بدوئم بغلت و بهت سیلی بزنم؟

.یعنی، این گیج کننده‌ترین چیز توی زندگی منه

...چون هیچکس، هیچکس نمی‌تونه دل من رو بشکونه به اندازه‌ی

خدای من

چیه؟ چی شده؟

خدای من، داره میاد و تو پیشمی

چی؟ چی داره میاد؟

ببخشید... چی؟ !بچه، بابا، بچه -

مطمئنی؟ - آره مطمئنم -

خیله خب. چیزی نیست - ...دکتر هفته پیش بهم گفت -

،که من نزدیک 9 ماهم شده

اما قرار نبود تا سه و نیم هفته دیگه بچه به دنیا بیاد

خیله خب. خیله خب - و هنوز مجرای من هم منبسط نشده -

...و سر بچه اولت نباید

همچین بشه - درسته -

...خدای من، مامان نیویورکه و پیت

نه، چیزی نیست - پیت، خیله خب -

چیکار کنیم؟ - به پیت زنگ بزن -

به پیت زنگ بزن ...و بهش بگو که

ساک رو برداره

.حله. حله بریم بالا؟

!نه، بابا، باید بریم بیمارستان

چشم. بزن بریم. باشه

به پیت زنگ میزنی؟ ماشینت کجاست؟

یالا. یالا. اینجاست. هی

.پیت، پیت گریس داره بچه دار میشه

ما داریم میریم بیمارستان

.یالا. بجنب وقتشه

بگو ساک رو بگیره

هی، ساک رو بردار رفیق

و دمپایی بغل تختم

،باشه، و دمپایی‌ش رو هم بگیر

از سمت تخت خودش

،آره و تن پوش راحتیم

،اونی که توش موهام رو سشوار می‌کنم نه .اون یکی

،تن پوش راحتی رو بگیر ،اون یکی نه

.اونی که سشوار می‌کشه نه دیگه چی؟

اسپری رایحه درمانی - رایحه درمانی -

اسپری رایحه درمانی یادت نره

!اوه، اوه و خون بند ناف

کنار در ورودیه - می‌خوای خودت باهاش صحبت کنی؟ -

باشه

خیله خب عزیزم

داری انقباض تجربه می‌کنی - دستم رو فشار بده -

همینه. فشار بده

همینه

.عالی داری پیش میری تقریبا تمومه

بخش بدش تمومه - بابا؟ -

بله؟ - واقعا خوشحالم اینجایی -

.منم عزیزم منم همینطور، خوشحالم

...واقعا متاسف

یکم این یکی رو بگیر - الان خوبم بابا -

.خوبم. خوبم الان دیگه خوبم

خیله خب. یالا - آره خوبم -

...و بابت تمام حرفای بدی که بهت زدم

.متاسفم

خواهش می‌کنم بهشون اصلافکر هم نکن

.نگرانش نباش هورمون‌هات قاطی کرده

.نه، نه، واقعی گفتمشون فقط اینکه بهتر بود نگم

واقعا بدجنسی کردم

،و وقتی اینطوری میشم بدم میاد و واقعا متاسفم

نگران نباش. چیزی نیست

باشه - آره -

آره

هی - چیه؟ -

امشب قراره بچه دار بشی

آره - ،در واقع -

بچه ممکنه روز کریسمس به دنیا بیاد

این مذهبی‌ترین کاریه که تا حالا کردم

،خب گریس خیلی سریع داری پیشروی می‌کنی

،پس اگه با اپیدورال راحت باشی

.به نظرم باید پیش بریم

خیله خب، من راستش امیدوار بودم

اگه مشکلی نیست، بدون اون پیش برم

ممکنه اوضاع رو آهسته کنه

اما قطعا دردت رو کاهش میده

.خیله خب باشه می‌خوادش

،خیله خب، انگار قراره یه مدتی اینجا باشم

اما به محض اینکه بچه به دنیا بیاد بهت زنگ میزنم، باشه؟

آره، قول میدم

قول میدم

می‌دونم. منم خوشحالم که اومده خونه

باشه. باشه، دوست دارم

خیله خب، دوست دارم. هی پیت

اوه خدایا

یالا پیت - هی -

حالت خوبه؟ - چطوره؟ -

خوبه - اوه، خوبه پس -

یالا. بیا اینجا

سلام - سلام -

سلام - خوبی؟ -

حالش چطوره؟ - خوب داره پیش میره -

فکر کنم حس دستم دوباره برگشته

قراره بابا بشم - قراره پدر بشی -

موفق باشی پیت

هی گریس؟ ...ما قراره تو رو

به یه طرف بچرخونیم، باشه؟

!وایسا، چی؟ پیت - چی شده؟ -

نمی‌دونم جریان چیه - سلام همگی -

خیله خب، ببینیم چه خبره

...خیله خب، انقباضات تو

یکی پس از دیگری هستش

...و سر عادی شدن ضربان قلب

.به بچه داره سخت می‌گذره

.پس، بیاید اون طرفی بخوابونیم اینم از این

خب، مامان و بابا - بله -

برنامه اینه

من می‌خوام چند دقیقه صبر کنم

تا ببینم که ضربان قلبش خودش عادی میشه یا نه

.ما می‌خوایم ببینیم که ضربان قلبش بالا بره

و در غیر این صورت، من یک عمل فوریِ سزارین انجام میدم

وایسا، چی؟

خدای من

هی، بیا با صحبت حلش کنیم، باشه؟

هی - آره -

با صحبت پیش میریم - باشه -

.باشه؟ بچه چیزیش نمیشه، قول میدم

دست منو بگیر. هی

...ما بچه رو به اون اتاق زیبای از نظر جنسی خنثی

.که در خانه ساختی می‌بریم

و یه شش ماهی رو هم قرار نیست بخوابیم

.اما مهم نیست

،و بعد، چشم به هم بزنی ...قراره

.به روز اول مدرسه برسیم باورت میشه؟

.اما من قراره یه آدم بی دست و پا باشم

اما تو، تو قراره آدم منسجم و یکپارچه باشی

یه کار درست

و بعد قراره توی ماشین بزنی زیر گریه

و سفرهای خانوادگیِ محشری خواهیم داشت

چون تو بهترین برنامه سفرها رو می‌ریزی

...آره. و قراره یه عکس هم بگیریم

.که برج کج پیزا رو اینطوری نگه داشتیم

.و همچنین قراره کلی اشتباه هم بکنیم

...اما بعد قراره بچه دوم بیاریم

و درآمدمون کمتر میشه

فکر کنم بچه‌مون یه مدتی ...در دوران دبیرستان

.قراره خیلی از طرف ما خجالت زده بشه

مخصوصا من، می‌دونم

.اما از پسش بر میایم و همدیگه رو داریم

درسته؟ - آره -

و بعد دانشگاه

داریم ملافه برای یک تخت یک و نیم نفره می‌گیریم؟

چطور به اینجا رسیدیم؟

فکر کنم بچه‌مون که بره دانشگاه

.خیلی قراره دلش برامون تنگ بشه

اوهوم - آره -

و فکر کنم ما هم یه آپارتمان نقلی

توی ساحل شرقی برای خودمون می‌گیریم

یه دوره متحولی جدید برای خودمون ایجاد می‌کنیم

قراره خیلی عالی بشه، گریس

و این تازه شروعشه

همینجا، همین الان

آره

خیلی دوست دارم - دوست دارم -

بابا، داری گریه می‌کنی؟

نه

نه، اصلا

خیله خب، ضربان قلب بچه داره میاد بالا

آفرین بابا - عجب -

یه نگاه بنداز - مطمئنین؟ -

بله - خیله خب، عالیه -

بذار ببینم

خیله خب. فکر کنم آماده فشار هستیم

آماده‌ای گریس؟

...من - از پسش بر میای -

آماده‌م - آره آماده‌ای -

خیله خب - تو می‌تونی -

.خیله خب ده سانت منبسط شده

...فشار، من - ...هرکسی که -

وجودش لازم نیست بره بیرون لطفا - من دیگه برم بیرون -

باشه - خیله خب، آروم باش -

هی عزیزم

بله بابا؟

قبل اینکه برم یه چیز دیگه بگم

تو می‌دونی که جفت روحی من هستی دیگه؟

فقط خواستم اینو بهت بگم

همین

...خیله خب، من

خب، بریم تو کارش - باشه -

یالا - بریم تو کارش -

گریس به خوبی از پسش بر اومد

خیله خب، خوبه - استراحت کرده. بچه سالمه -

،و من همیشه اینو نمیگم اما بچه خیلی نازه

ممنون. عالیه. خدایا

...خیلی ممنونم

واقعا ترسناک بود

شما عالی بودی

واقعا عالی بودی

فکر نمی‌کردم اینقدر احساساتی بشم

مچکرم

،خواهش می‌کنم، خب عذر خواهی نکن

و قابلت رو نداشت - ممنون -

یه لحظه. داشت یادم می‌رفت

دختره

تق تق

دختره

ای جانم

،اون عالی بودش یک ابرقهرمان بود واقعا

.تعجبی نداره البته که ابرقهرمانه

حالت چطوره عزیزم؟ پسر، خیلی خستم -

اوه، منظورت گریس بود

آره - آره -

خوشحالم

آره، مطمئنم - آره -

می‌دونی، بچه‌ها معمولا نباید اینقدر خوشگل باشن

اون زیباست

مگه نه؟ - آره -

خیلی نازه

پدرو - هی -

دستخوش رفیق

کارت خوب بود. عالی بودی

پدر خوبی هستی

میشه بیایم داخل؟

اوه آره، بیاین - آره بیاین اینجا -

یالا، یالا

خاله و دایی اومدن - کریسمس مبارک -

خیلی نازه

دماغ کوچیکش رو دوست دارم

خیلی نازه

آره. منم

بابا؟

می‌خوای بچه رو دستت بگیری؟

آره، آره، آره، آره

البته

یادته چطوری باید گرفت؟ - آره -

خیله خب

مثل دوچرخه سواری

سرت رو بالا بگیرم

این بو

من بابابزرگ تو هستم

خوش اومدی

سی‌نما، دانلود فیلم با لینک مستقیم www.30nama.com

مترجمین: امیر موذنی، امین احمدی «M_619» , «Pink Panther»

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.