All language subtitles for Captain Volkonogov Escaped 2021

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

کانالی برای عاشقان سینما https://t.me/Video_Archives

به لطف و حمایت جناب آقای آذری

: ترجمه از D R . L E C T E R

!فئودور

بده به من - نکنه نمی‌شنوی؟ -

پایین‌تر

!سرویس

بگیرش...بگیرش

محکم‌تر - این دیگه چی بود؟ -

بزن

سرویس

محکم‌تر بزن

!ای داد

!گندش بزنن

!فئودور

برو بالا - تکون نخور -

!لعنتی

راحت برو بالا

پاهاتو بذار رو شونه‌هاش

دستتو دراز کن

زود باش بیارش پایین

اون احمق کجاست؟

!تنبیهش کن

بیا اینجا اینو بخور

بخور

بخور

همشو بخور

!آفرین پسر

" سروان ولکانوگوف گریخت "

سروان، دوباره این کارو کرد

کی؟ - وزیدونسکی -

دوباره تو راهرو منو نیشگون گرفت

!یه نیشگون زننده

فئودور من از سال 1918 عضو حزبم

شوهر مرحومم در پرکوپ جنگید

من سل دارم، حقشه اتاق بهتری به من بدن !پنج ساله منتظرم

و حالا یه حرومزاده بدون حزب فکر کرده میتونه اینطور با من رفتار کنه

لیاقت من بیشتر از ایناست، فئودور

صبح بخیر، سروان

به خوردن ادامه بده

!بار آخرت باشه

" زنده باد نیرو هوایی "

فردا یک کشتیِ هوایی بر فراز لنینگراد پرواز میکند

این پرواز همزمان با انتشار اوراق قرضه دولتی در 1938 انجام میشود

این وام دولتی یک واقعه تاریخی بحساب می‌آید

این طرح به برنامه پنج ساله جدید اختصاص دارد و تازه در آغاز راه است

اوراق قرضه را می‌توان در تمام شهرهای بزرگ خریداری کرد

!سرگرد گزدوف

!درو باز کنین

صدامو میشنوید؟ !این یه دستوره

خودشو پرت کرد

امکان نداره

آخه چرا؟ اون خیلی جوان بود

لطفا اینجا رو خلوت کنین

ولکانوگوف

به‌به، جناب سروان به ما افتخار دادن

سلام، فئودور

صبح بخیر

چرا اینقدر گرفته‌ای؟ خوب نخوابیدی؟

میخوای یه خبر خوب بشنوی؟

سرگرد گفت امروز از جلسه پرسنل خبری نیست

کِی گفت؟

همین ده دقیقه پیش اومد اینجا

آرتامونوف - بله -

برای ارزیابیِ مجدد برو - ارزیابیِ مجدد؟ -

دستور از بالاست

والیولین، برای ارزیابیِ مجدد برو

ستوان

آرتامونوف قبول شد؟

عوضی

شرط میبندم رکوردتو میزنم

چهل تا نمی‌تونی

میتونم شرط میبندی؟

چقدر؟ - سه روبل -

باشه

فئودور، تو شاهدی

شروع کن

بوگدانچیک

!ارزیابیِ مجدد

فئودور

میخوام یه چیزی بهت بگم

...آخر هفته پیش

رفته بودم پارک... و با یه دختر آشنا شدم

لباس شخصی تنم بود و بهش نگفتم کی هستم

بهش گفتم تو کارخونه کار میکنم

بالاخره اونو بردم خونه‌م

یه مقدار شراب خوردیم

کنار هم نشستیم

...شروع کردیم به بوسیدن

و بردمش تو تخت...

نیمه برهنه شد

...اما بعد

...یهو خودشو کنار کشید

...و گفت

نمی‌تونم این کارو بکنم، میترسم

پرسیدم از چی میترسی؟

نکنه بار اولته؟

گفت نه، بار اولم نیست

پرسیدم یعنی اینقدر زشتم؟

گفت نه، تو مشکلی نداری

...نمی‌دونم چرا

اما از شدت ترس نمی‌تونم کاری بکنم...

دستتو خونده، رفیق

نباید نقش یه غیرنظامی رو بازی میکردی

مگه شغلم روی پیشونیم نوشته شده؟

نه، اما یه فاحشه همیشه بوی گرگ رو حس میکنه

جایی میری؟ - این پرونده رو میبرم بایگانی -

میشه یه سر بری بوفه؟ - باشه -

میشه برام یه آبمیوه بخری؟ - آره -

امروز آب آلبالو دارن یا آب توت؟

دیروز توت بود پس امروز آلبالوئه

آب توت دوست داشتم

پس نمی‌خواد زحمت بکشی

سلام

الو؟

همین الان رفت

امضا میکنم

باید هرچه سریعتر پیداش کنیم

این وظیفه توئه - چرا من؟ -

تیم جستجو به فراری‌ها رسیدگی میکنه - به کی میگی فراری؟ -

ولکانوگوف؟ نه

نتونستیم اونو بازداشت یا هیچ اتهامی بهش بزنیم

حکم ترفیعت رو قبل از فرار اون امضا کردم

والری، یکی از زیردستانت با یه اسلحه دولتی فرار کرده

حالا باید پیداش کنی

...احتیاج به نفر دارم - افراد جدیدی داری -

تمام بخش - اونا جدید هستن، بدرد این کار نمی‌خورن -

من نیرو کم دارم برنامه بازداشتی‌ها در خطره

دست بکار شو، سرگرد گولونیا

مریضی، والری؟

نه، چیزی نیست

فقط به این آب و هوا عادت ندارم

چرا اینقدر آروم میری؟

!گازشو بگیر، گروهبان

بشین

بیشتر چه کسانی بدیدنش می‌اومدن؟

فقط همکارانش اونم گاهی اوقات

دوست دختر داشت؟

هیچوقت کسی رو به اینجا نیاورد

اسم کسی رو نیاورد؟

یبار شنیدم تلفنی با یه دختر به اسم رایا حرف میزد

دنبال هر یادداشتی باشین حتی بریده‌های روزنامه، بجنبید

یه تقاضایی داشتم، جناب سرگرد

من از سال 1918 عضو حزبم شوهرم در پرکوپ جنگید

من سل دارم باید یه اتاق بهتر داشته باشم

پنج ساله منتظرم

اینطور که فهمیدم اتاق اون الان خالیه

بنظرتون میتونم اونو بردارم؟

دست من نیست باید به کمیسیون مسکن مراجعه کنی

از کمکت ممنونم

سرگرد، اشتباه شده من جاسوس نیستم

دهنتو ببند، آشغال - من بی‌گناهم -

خیلی کند کار میکنی

ببخشید، اون خیلی سرسخته

تا شب زبونشو باز میکنم هرچیزی رو امضا میکنه

تا شب؟ خدای من، انگار خیلی بی‌خیالید

!آواز بخون

چی؟

نشنیدی، ورتنیکوف؟ !آواز بخون

چی بخونم؟

یه چیزی از گروه سرودتون

آوازهای زیادی هست

یه چیز جدید بخون

آواز " پالیوشکا " چطوره؟

عالیه

بخون

سرزمین، ای سرزمین من

ادامه بده

سرزمین، ای سرزمین من

ای سرزمین پهناور من

بر پهنه این سرزمین پهناور قهرمانان در راهند

قهرمانان ارتش سرخ

سرتو یکم بیار عقب

همینطور بخون

دختران گریانند

امروز دخترکان غمگینند

با سروان ولکانوگوف صمیمی بودی؟

نه زیاد فقط با هم همکار بودیم

به خوندن ادامه بده

به خوندن ادامه بده

دختران...دختران

...دختران

رایا کیه؟

رایا کیه؟ - دوست دختر ولکانوگوف -

نمی‌شناسمش

بخون، بخون - واقعا نمی‌شناسمش، قسم میخورم -

دختران، اشک‌هایتان را پاک کنید

واقعا چیزی نمی‌دونم

آواز بخون

!الان یادم اومد

آدرسش؟

خیابان وریساکای پلاک 14

واحد شماره هفت - ممنون -

طبقه...چهارم

سرگرد

میشه اینو قرض بگیرم؟

حتما اونو پس بده

فئودور

رایا خونه‌ست؟

اینجا همچین کسی نداریم

اون دروغگو کجاست؟

تمام شد به محض اینکه رفتین، زبونشو باز کردم

خیلی ازتون ممنونم

ورتنیکوف کجاست؟

فرستادنش دادگاه نظامی احتمالا تا الان اعدامش کردن

دنبال کسی میگردی؟

حاضری بهم کمک کنی، رایا؟

دوستم در خیابان فارفوروسکایا زندگی میکنه

در حومه شهر

وقتی هوا تاریک شد تو رو میبرم اونجا تا مخفی بشی

الان بهش زنگ میزنم ببینم کِی از سر کار برمیگرده

همینجا منتظر باش

باید لباستو عوض کنی

مشکلی نیست

هماهنگ کردم

اسمش چیه؟

کی؟

دوستت که قراره بریم پیشش

گالیا

فئودور، لطفا آروم باش

فئودور، خواهش میکنم آروم باش

چرا منو فروختی؟

به کی زنگ زدی؟

به کی زنگ زدی، لعنتی؟

بی‌فایده‌ست، فئودور داری اشتباه میکنی

نکنه میخوای تا ابد مثل یه مجرم فرار کنی؟

اگه بکشنت چی؟

...باید

باید خودتو معرفی کنی

اونا ترتیب همه چیزو میدن

اگه بری زندان منتظرت میمونم

راهو باز کنین

راهو باز کنین

شنیدی فردا قراره یه زپلین بر فراز شهر به پرواز دربیاد؟

اگه در روسیه زندگی میکنی پس روسی حرف بزن

باید بگی دیریگیبل نه زپلین - چرا؟ -

زپلین یه کلمه آلمانیه

کلمه روسیش دیریگیبله

هردوتون اشتباه میکنین هیچکدوم از اینا نیست

کلمه اصلیش کشتیِ هواییه

!بی‌حرکت

!خدای من

!هی...صبر کن

اونا رو اینطوری ننداز روی همدیگه

باید مرتب چیده بشن وگرنه جاشون نمیشه

حالا برو داخل اونا رو مرتب کن

بیارش اینجا

یکم دیگه

اینجا

چرا ماتت برده؟ برو سراغ بعدی

چرا مثل الاغ لگد میکنین؟

تا حالا نرقصیدین؟

!تپ دنس

خوب نگاه کنین اینطوری، اینطوری

!لگد کنین...لگد کنین

!لگد کنین...لگد کنین

!انگار دارین میرقصین

!خوبه

سرزمین، ای سرزمین من ای سرزمین پهناور من

بر پهنه این سرزمین پهناور قهرمانان در راهند

قهرمانان ارتش سرخ

دختران گریانند

امروز دخترکان غمگینند

محبوب‌هایشان به سفری دور و دراز رفته‌اند

تا به ارتش ملحق شوند

دختران گریانند امروز دخترکان غمگینند

بیایید سرودمان را با قدرت بخوانیم به جاده پیش رویمان نگاه کنیم

سرزمین، ای سرزمین من ای سرزمین پهناور من

قهرمانان در راهند

آب‌میوه

مرسی

چرا تنها رفتی، فئودور؟

منو جا گذاشتی

منو شکنجه دادن

همه چیزو امضا کردم

!و یراست رفتم جهنم

اصلا نمی‌تونم دلیلشو بفهمم

تمام رفقامون اونجا هستن

میدونی اونجا چیکار میکنیم؟

تو احمق نیستی، فئودور

عذاب میکشیم

:این مجازات ماست

عذاب ابدی

میدونی عذاب ابدی چیه، سروان؟

اینطوریه...تمام مدت تا آخر دنیا

از من خواستن یه پیغام بهت بدم

تا فرصت اینو داشته باشی یه جای دیگه بری

نه اینکه در جهنم پیش ما باشی

فقط یه شرط داره

...قبل از مرگت

باید توبه کنی... و حداقل یه نفر تو رو ببخشه

خب دیگه

من باید برم

میبینمت، سروان

!ایست

!ایست...ایست

!ایست

برید دنبالش

!سریعتر

دست چپتو ببر بالا

اون کجاست؟ - کجا رفت؟ -

!اسلحه رو بذار روی زمین

!ایست

!ایست

بجنبید، سریعتر

امیدوارم فقط همینا باشه

سرگرد، اینا تمام پرونده‌های ولکانوگوف هستن

پرونده گمشده رو پیدا کنین و از طریق بایگانی بفهمین متعلق به کی بوده

یک ساعت وقت دارید

سرگرد

چطور میتونیم در یک ساعت پیداش کنیم؟

چهل دقیقه

سلام

الیزاروفا؟

خب که چی؟

من پدرتو میشناختم، نیکلای نسترویچ

یه زمان همه اونو میشناختن

فقط نمی‌دونم وقتی برگرده با چه رویی تو چشماش نگاه میکنن

اون برنمی‌گرده

بهم گفتن نمی‌تونم براش نامه بنویسم

اما پنجشنبه براش جوراب پشمی و شال گردن فرستادم

پدرت ماه پیش تیرباران شد

نشنیدی چی گفتم؟

پنجشنبه براش جوراب و شال گردن فرستادم

هیچوقت به بستگان چیزی نمیگن جزو قوانینه

...پس چرا باید

جوراب و شال گردن رو تحویل بگیرن؟...

اینو نمی‌دونم ...ببین، پدرت

نمی‌خواست چیزی رو امضا کنه ...بخاطر همین روی اون

روش‌های خاصی اعمال شد...

پدرت بی‌گناهه خودشو مقصر قلمداد کرد

حرفات تمام شد؟

کار اشتباهی بود

...بخاطر همین اومدم

تا طلب بخشش کنم...

منو ببخش

!برو خودتو مسخره کن

چی؟

!برو خودتو مسخره کن

خب، نیکلای نسترویچ شروع کن به حرف زدن

...میشه

بطور واضح بگی... باید راجع به چی حرف بزنم؟

که اینطور

میخوای راهنماییت کنم تا جواب دقیق رو به ما بدی، بسیار خب

قبول داری که مشغول کار ...رو یه ویروس جدید هستی

تا یه اپیدمی مرگبار... در کشور راه بندازی؟

گوش کن چی میگم

قبلا همه چیزو برای همکارت کارآگاه کلیمویچ توضیح دادم

اینکه تمامش یه اشتباه بزرگه

اصلا اینطور نیست دقیقا برعکسشه

...میشه گفت

سعی دارم از سرزمین مادریِ خودم در برابر اپیدمی محافظت کنم

...روی ویروس‌ها تحقیق میکنیم

و برای ساخت واکسن... دنبال ویروس‌های جدید میگردیم

واکسن

متاسفم

...فقط نمی‌دونم

چرا هیچکس حرفمو باور نمی‌کنه...

بسیار خب

بهتره نه وقت تو رو تلف کنم نه وقت خودمو

شلوارتو دربیار

چی؟

شلوارت

چرا؟

شلوارتو دربیار، پروفسور

ازت میخوام شلوارتو دربیاری

منم میگم نمی‌تونم اونو دربیارم

لباس زیر نپوشیدم هم‌سلولیم اونو برداشته

نه، این کارو نکن

دلیلی نداره خجالت بکشی

صبر کن، صبر کن نه، نه

بهت التماس میکنم این کارو نکن

خواهش میکنم بهت التماس میکنم

!واقعا خجالت‌آوره

نیکلای نسترویچ

اپیدمی ایده خودت بود یا اینکه برای کسی کار میکنی؟

همه چیزو بهت میگم !فقط دیگه منو نزن

نظرت چیه، سروان؟

چرا همیشه اصرار دارن که بی‌گناهن؟

گمونم میخوان از قبول مسئولیت سر باز بزنن

بنظر پسر باهوشی میای

اما هیچی از دیالکتیک حالیت نیست

:اینو یادت باشه

...اونا اصرار دارن که بی‌گناه هستن

چون واقعا بی‌گناه هستن...

افرادی که از اونا بازجویی میکنیم واقعا تروریست، جاسوس یا خرابکار نیستن

اما حتما دلیلی داره که گذرشون به ما افتاده

چون همشون عناصر غیرقابل‌اعتمادی هستن

بنا بدلایلی بعضیاشون سوابق مشکوکی دارن

بعضیا بستگانی داشتن که اونا رو بازداشت کردیم

اونا رو انکار میکنن اما هنوز کینه به دل دارن

بعضیا در واقع لهستانی هستن

یا آلمانی

یعنی جاسوسان احتمالی

بعضیا هم مملکت خودشونو دوست ندارن

آره، همچین آدمایی وجود دارن

همینطوری ازش نفرت دارن

باورت نمیشه چقدر از این آدمای غیرقابل‌اعتماد داریم

...و این

خیلی خطرناکه...

حتما میدونی در چه دورانی زندگی میکنیم

دشمنان کشور رو محاصره کردن جنگ اجتناب‌ناپذیره

وقتی جنگ بشه این عناصر مشکوک چطور رفتار میکنن؟

آره، فعلا بی‌گناه هستن

اما در آینده مرتکب اشتباه میشن

نمی‌تونیم همینطور ...دست روی دست بذاریم

و منتظر بمونیم تا در آینده... تبدیل به تروریست، جاسوس یا خرابکار بشن

اونوقت دیگه کار از کار میگذره

بخاطر همین اونا رو زندانی و اعدام میکنیم

امروز...همین الان

پیشاپیش

این چیزیه که بهش میگیم " اقدامات پیشگیرانه در مقابل دشمن بالقوه "

این کاریه که من و تو میکنیم

...منظورت اینه که

...اونا رو وادار میکنیم

به کارایی که نکردن... یا قصد انجامشو نداشتن اعتراف کنن؟

عقلتو بکار بنداز، نمی‌تونیم اونا رو بی‌دلیل زندانی یا اعدام کنیم

غیرقانونیه

ما در مملکت قانون‌مداری زندگی میکنیم

!پس هر مجازاتی باید یه جرم داشته باشه

فهمیدی؟

خیابان لیتراتوروف پلاک 13

خیابان خالتورین پلاک 11

خیابان رزا لوکزامبورگ پلاک 27

خیابان بولشایا پلاک 23

...قربان

اینا آدرس افراد موجود در اون پرونده هستن

همینطور آدرس و محل کار بستگان اونا، 98 مورد هستن

نیرو کم داریم

گوشین و یاماگوف برن به جنوب

توپیکین و لمشکو برن به مرکز شهر من و زروف هم میریم شمال

لیاخوفسکی هم میشینه کنار تلفن - بله، قربان -

باید بطور رندوم بریم سراغشون

چرا به ما زنگ نزدی؟

چرا زنگ بزنم؟

که بگم یکی از افرادتون اومده اینجا

فکر کردم یه رویه جدیده

اینکه از بستگان افرادی که به اشتباه اعدام شدن عذرخواهی میکنین

مردی که به اینجا اومد یه دشمنه

یه جاسوس اجنبی

تمام حرفایی که زده فقط برای بی‌اعتبار کردن مقامات ماست

این مدرک جعلیه

یعنی پدرم اعدام نشده؟

من اطلاعی ندارم

با سازمان تماس بگیر

اینجا میخوابی؟ - اینجا زندگی میکنم -

...بعد از دستگیریِ پدرم

از بیمارستان اخراج شدم ...آپارتمانو از دست دادم

اما بهم اجازه دادن بطور نیمه‌وقت... اینجا کار و زندگی کنم

پس دکتری؟

قبلا بودم پزشک عمومی

گروهبان

بیرون منتظر باش

لباستو بپوش

وقتی سرفه میکنی چیزی هم خارج میشه؟

منظورت چیه؟

مثلا خون

چرا میپرسی؟

چون یه مشکل ریویِ جدی داری

نمی‌تونی چندتا قرص تجویز کنی؟

یعنی قرص کفایت میکنه، سرگرد؟

اجازه بدین بگم چرا به اینجا اومدم، خانم

...شوهر شما، گنریش اشتاینر

...حسابدار شرکت الکتروسسترو

...مطابق بند 6 ماده 58

بعنوان یه جاسوس آلمانی... محکوم و اعدام شد

قند؟

...موضوع اینه که

تنها مدرکی که در پرونده... علیه اون استفاده شد، ملیتش بود

زیر شکنجه مجبور به اعتراف شد

اون گناهکار نبود جاسوس دشمن نبود

...اومدم اینجا

تا ازتون عذرخواهی کنم...

لطفا منو ببخشید

ماده 58 شامل همه نمیشه فقط برای یه نفر اتفاق میفته

بعضی وقتا مثل افعی دور درخت سیب می‌پیچه

بین پوسته‌های یخی جایی که زندگی میکنه

در فصل زمستان

...وقتی در ماه ژانویه

با صدا به زمین میفتن ...اما روی زمین باقی نمی‌مونن

دوباره به هوا پرواز میکنن...

...و اگه بخوای اونا رو بگیری

باید در خلاف جهت... شروع به دویدن کنی

بطرف چپ فقط بطرف چپ

چون تغییر مسیر غیرممکنه

هرچند پریدن روی قطار دردآوره اما اگه اونو از دست بدی کارت تمامه

مثل یه ماهی غول‌آسا تو رو در خودش میبلعه و دوباره اجازه میده بری

یا مثل یه بافتنی کش میاد اما پاره نمیشه

تنها کاری که باید بکنی اینه که تسلیم بشی اما گریه نکنی، چون خوشش نمیاد

با ریش بلند و ترسناکش اشکاتو پاک نمی‌کنه

گیاه باروری آخرین راه حله

اما در واقع هیچ کمکی نمی‌کنه و دشمنته

یک ماه اونو جوش میاری و آماده میکنی اما آخر سر بهت خیانت میکنه

چرا باید بهش احتیاج داشته باشم؟

هیچ احتیاجی بهش ندارم

من زنبور نیستم من بلدرچین نیستم

ازت نخواستم بیای سراغم

...یه لطفی بهم بکن

تا چاییت سرد نشده اونو بخور...

ایگناتی الکسیویچ کجاست؟

آخر راهرو سمت راست

ایگناتی الکسیویچ؟

بله

چه کمکی از دستم برمیاد؟

...به من دستور دادن بهتون بگم

که پسرتون، الکسی چینیلین ...به اتهام عضویت

در یه تشکیلات تروریستیِ دانشجویی... اعدام شد

ببخشید

اما من پسری ندارم

رسما الکسی رو انکار کردم

از اینکه نام خانوادگیِ منو داره احساس شرم میکنم

فقط از این پشیمونم که اعدامشو ندیدم

اگه بهم اجازه میدادن خودم این کارو میکردم

گوگول رو یادت میاد؟

من تو را به این دنیا آوردم " " و می‌توانم بیرون ببرم

یه دشمن

خوشحالم مادرش زنده نموند تا این روز رو ببینه

پسرتون تحت روش‌های ویژه بازجویی قرار گرفت

زیر شکنجه اعتراف اجباری کرد

اقرار کرد گناهکاره

اما گناهکار نبود

امکان نداره

اگه اعتراف کرده، پس گناهکاره چطور ممکنه غیر از این باشه؟

...مملکت ما

از نظر قانون‌مداری... حرف اول رو در دنیا میزنه

ما افراد بی‌گناه رو اعدام نمی‌کنیم

...حالا

از امتحان سربلند بیرون اومدم؟...

نمی‌تونی منو گول بزنی

من از چهار پاکسازیِ حزبی جون سالم در بردم

این چیزا رو درک میکنم

اما این امتحان نبود

منظورت چیه؟

...فقط میخواستم بهتون بگم

پسرتون بی‌گناه بود...

میدونم چیزی رو تغییر نمیده

...اما اومدم اینجا

تا عذرخواهی کنم...

لطفا منو ببخشید

ممنون

پسر عزیزم

نمی‌دونی این موضوع چقدر برام اهمیت داره

چیزی راجع به پسرم نمی‌دونستم

به من گفتن خائنه منم حرفشونو باور کردم

نباید باور میکردم

بشین، جوون بشین

الان برات یه چای با بیسکویت میارم

یه لحظه صبر کن

چای با بیسکویت

پس منو میبخشید؟

البته، پسرجون البته

چطور میتونم تو رو نبخشم؟

چطور میتونم تو رو نبخشم؟

رفقا

اجازه بدین میخائیل نظروف رو معرفی کنم

بعضیا بهش میگن عمو میشا !بعضیا هم میگن گلوله

چون برای هر دشمن بیشتر از یه گلوله حروم نمی‌کنه

بعبارتی یه اسطوره مقابل‌تون ایستاده

اسطوره؟ کمی اغراقه

...عمو میشا، بهمون بگو

در روز چند خروجی داری؟...

بستگی داره

پارسال حدودا روزی 40 مورد داشتم

امسال روزی 20 تا 25 مورد

!اونوقت میگی اسطوره نیستی

متواضع مثل یه گلوله

خب دیگه، حرف کافیه بهتره کارمونو شروع کنیم

!صداخفه‌کن رو روشن کن

بیارشون بیرون

اینجا بایست...خوبه

می‌بینید چقدر دقیق کار میکنه؟

یه گلوله، یه دشمن نفله میشه بنظرتون آسونه؟

درسته، سرگرد

اما اگه تجربه داشته باشی زیاد سخت نیست

...رازش اینه که

زندانی رو ...در موقعیت مناسبی قرار بدی

و نقطه مناسبی رو هدف قرار بدی...

اینطوری با یه گلوله خلاص میشن

در زمان و مهمات هم صرفه‌جویی میکنی

خب، کی میخواد امتحان کنه؟

ورتنیکوف

امتحان کن

!زود باش

نقطه مناسبی رو هدف نگرفتی

مرکز جمجمه رو هدف بگیر

اینطوری گلوله از بافت نرم وارد مغز میشه

نمی‌تونم دستم درد میکنه

حالا بزن

!شلیک کن

آفرین

با یه گلوله خلاصش کردی

اما بدرد این کار نمی‌خوری

زیادی حساسی

برگرد توی صف

آفرین

برو سر جات

خب

دیگه کی میخواد امتحان کنه؟

بله، بله نگران نباشین

اون نمی‌تونه جایی بره

آدرس...بله

خیابان آپتکارسکی پلاک 19

بسیار خب منتظرتون هستیم

زودتر خودتونو برسونین

...که اینطور

...سروان فئودور ولکانوگوف

...خائن

فکر کردی گول حرفاتو میخورم؟...

آدم اشتباهی رو انتخاب کردی

بزودی میان سراغت

...پسرت

اون چی؟

...ازم خواست بهت بگم

چی؟ - ...قبل از اعدام -

...اون

چی گفت؟

...گفت

اینجا چیکار میکنی؟

کاری نمی‌کنم

!دستا بالا

بیا اینجا

همه بیان بیرون

همینجا بایست

همینجا بایست

رو به کمدها...دستا بالا

دستا بالا همه رو به کمدها بایستن

تکون نخورین

ایست، ایست رو به کمد بایست

دستا بالا

کسی از جاش تکون نخوره

دستامو باز کن

کار احمقانه‌ای نکن

لعنتی

شرمنده

لطفا دستامو باز کن - بله -

اما مراقب باش

رفیق

لطفا این درو باز کن

داشتیم تلویزیون تماشا میکردیم که اون مرد اومد داخل

رفت دیدن ایگانتی الکسیویچ ...با هم حرف زدن

و بعد ایگناتی... با تلفن کوبید تو سرش

بعد دستاشو بستیم و به شما زنگ زدیم

ایگناتی مراقبش بود ...اما بعد از یه مدت

اون مرد بهوش اومد... و با کله کوبید تو صورتش

ایگناتی از هوش رفت

درحالیکه دستاش بسته بودن ...موزرش رو به سمت ما گرفت

تپانچه - بله -

...ما رو تهدید به مرگ کرد

و دستور داد دستاشو باز کنیم...

استپن دیمیترویچ ...میخواست این کارو بکنه

اما یه گلوله تصادفا به پاش خورد...

بالاخره مارگاریتا تونست دستاشو باز کنه

قربان، تلفن با شما کار داره

سراغ مسئول اینجا رو گرفت

سرگرد گولونیا هستم

سروان ولکانوگوف هستم

هنوز سرفه میکنی، سرگرد؟

چیکار داری، سروان؟ میخوای خودتو معرفی کنی؟

فعلا نه

پس چرا زنگ زدی؟

اینطوری به جایی نمیرسی

منم همینطور

سروان، متوجه حرفات نمیشم

نکنه عقلتو از دست دادی؟

چرا برای این افراد مزاحمت ایجاد میکنی؟

باید بخشیده بشم

منظورت چیه بخشیده بشی؟

میخوام برم بهشت

لعنتی

...ببین

...اگه مجبور بودی

...به تمام کارایی که کردی اعتراف کنی

چی میگفتی؟...

چیزی برای اعتراف ندارم فقط به کشورم خدمت میکنم

این حرف اونجا خریدار نداره

منظورت کجاست؟

باید برم

یه لحظه

پرونده زندانی ای.اس.لیپندین؟

لیپندین؟

!لیپندین

تو دیگه از کجا پیدات شد؟ تو دیگه از کجا پیدات شد؟

!حرف نداری

!بریم تو کارش

!محکمتر

!لعنتی، خیلی قوی هستی !پسر قوی و قدرتمندی هستی

بنوشیم به سلامتیِ عدالت؟

تو پسر خوبی هستی

!به سلامتیِ آدمای خوب

به سلامتیِ خودت

نه، من نه

من یه عوضیم

چرا؟

...چونکه

زنم رو انداختم زندان...

فقط بخاطر یه جوک

یه جوک احمقانه، نه بامزه

چه جوکی بود؟

در مورد یه شتر

...یه شتر میره اداره پلیس و میگه

" بازداشتم کنین "

ازش میپرسن چرا؟

...شتره هم جواب میده

" چون به شما تف میکنم "

همین بنظرت بامزه‌ست؟

بنظرت بامزه‌ست؟

همسرم خیلی بهش خندید

بعد اونو تو بازار تعریف کرد و یه نفر اونو لو داد

...اونا هم

...بازداشتش کردن

!بعدا گفتن عضو یه گروه ضدانقلابه...

این " گروه ضدانقلاب " رو نمی‌دونم از کجاشون درآوردن؟

...همسرت

...اون

...اون

...همسرت تحت

روش‌های خاص بازجویی قرار گرفت...

بخاطر همین اعتراف کرد

میفهمی؟

...بخاطر همین

اعدام شد...

متوجه شدی؟

بیا، اینو ببین

بگیرش

منو ببخش

فقط کافیه بگی

اونو بزبون بیار

فقط بگو " می‌بخشمت "

ایگور

منو ببخش اینطوری حالت بهتر میشه

میخوای یه جوک دیگه بشنوی؟

!یه جوک بامزه

...دو تا الکلی بهم میرسن

یه شیشه دیگه برام بیار تا ببخشمت

تعطیل است

اون چیه؟ - چی؟ -

لطفا بدش به من

!نگاه کنین

!داره سقوط میکنه

یه کشتی هواییه

برید بیرون

...چون یه دوست قدیمی هستی

بهت 24 ساعت دیگه مهلت میدم...

فهمیدی؟

والری

لطفا منو از خودت مایوس نکن

میدونی که اصلا دوست ندارم اعدام بشی

همه رو کشتیم دیگه کسی نمونده این کارو بکنه

سرزمین، ای سرزمین من

ای سرزمین پهناور من

...ای سرزمین

گولونیا هستم

منو وصل کن به سرهنگ ژیخاروف

پلاک 14 کجاست؟

اون پایین، سمت چپ

لیدیا خورشکوف کجاست؟

مامان سر کاره دیروقت برمی‌گرده

چیکار میکنی؟

وسایل پدرمه اما دیگه نمی‌تونم بهش بگم پدر

مامان میگه " یه خائن نمی‌تونه پدر باشه "

حافظه خوبی داری؟

آره، پایتخت تمام جمهوری‌هامون رو حفظم

روسیه:مسکو اکراین:کی‌یف

بلاروس:مینسک تاجیکستان:دوشنبه

قرقیزستان:فرونزه گرجستان:تفلیس

ارمنستان:ایروان آذربایجان:باکو

ازبکستان:تاشکند

آفرین

باید یه چیزی رو درمورد پدرت بهت بگم

اونو بخاطر بسپار و به مادرت بگو

اعدام شده؟

آره

توی مدرسه میگن افراد دشمن رو اعدام میکنن

اون دشمن نیست

چطور مگه؟

تو از کجا میدونی؟

میدونم دیگه

اون تحت روش‌های خاص بازجویی قرار گرفت

بخاطر همین اعتراف کرد

اون دشمن نیست

اشتباه شد

اینو بده به مامانت

...بابت اتفاقی

...که برای پدرت افتاد

معذرت میخوام...

روش‌های خاص دیگه چیه؟

وقتی یه نفرو وادار میکنن چیزایی بگه که اونا میخوان

اونو شکنجه کردین؟

...آره

این کارو کردیم

فاشیست‌ها زمان جنگ اسپانیا اونو شکنجه کردن؟

چیزی به اونا نگفت اما به شما گفت

یعنی اونو بهتر از فاشیست‌ها شکنجه کردین؟

همه رو شکنجه میکنین؟

همه رو نه

...فقط...بعضیا رو

کاباروف محل اشتغال:بندر تجاری

...اونا

شیبالیسکا دربان قبرستان لهستان

متوجه همه چیز میشن...

اما مقاومت میکنن

شکنجه میشن

چرا باید مقاومت کنن؟

...فقط کافیه امضا کنن

تا راحت بخوابن...

هیچکس کاری با شما نداره

هیچکس تو رو نمی‌بخشه

مهروموم شده کسی وارد نشود

بعدی

نیمرخ

نیمرخ

بعدی

نیمرخ

بعدی

بعدی

نیمرخ

برو عقب

بعدی

برو عقب

بعدی

بله؟

اونا کجا هستن؟

اینجا

تمام افرادی که در آدرس‌های اون پرونده بودن رو بازداشت کردیم

دیگه کسی نمونده ازش طلب بخشش کنی

سروان، خودتو معرفی کن

منتظرتم

بهشت جای تو نیست، احمق

رفیق، توی خانواده کسی رو دارین که دشمن نظام باشه؟

رفیق، توی خانواده کسی رو دارین که دشمن نظام باشه؟

گمشو - رفقا -

توی خانواده کسی رو دارین که دشمن نظام باشه؟

به من دست نزن

رفقا

توی خانواده کسی رو دارین که دشمن نظام باشه؟

توی خانواده کسی رو دارین که دشمن نظام باشه؟

باید با شما صحبت کنم

کسی از بستگان‌تون طبق ماده 58 محکوم شده؟

جاسوسی، خیانت، تروریسم خرابکاری، تبلیغات ضدشوروی

باید با شما صحبت کنم

خواهش میکنم

خواهش میکنم، لعنتیا یه نفر با من حرف بزنه

واقعا باید با یه نفر صحبت کنم

...من...من

!بهتون التماس میکنم

هیچکدوم از خانواده اعدامی‌ها اینجا زندگی نمی‌کنه؟

کسی از بستگان‌تون طبق ماده 58 محکوم نشده؟

جاسوسی، خیانت

تروریسم، خرابکاری

تبلیغات ضدشوروی اعمال مجرمانه

خرابکاری

خواهش میکنم باید با شما صحبت کنم

با من حرف بزنین

!لعنت به شما

خواهش میکنم با من حرف بزنین

!هی، صبر کن

بیا

بیا بریم

با من بیا

یه زن محترم و تحصیل‌کرده

...بعد از اینکه دخترشو دستگیر کردن

خوب میدونی یه دختر بازداشتی یعنی چی

...نینا ایوانونا

فقط شبا از اتاقش بیرون میومد

مردم بهش فحش میدادن بهش توهین میکردن

بخاطر همین به زیرشیروانی نقل مکان کرد

الان یک ماهه اونجاست

آدم بدون غذا نمی‌تونه یه ماه دوام بیاره

از اینجا به بعد باید تنهایی بری

من نمی‌تونم بیام

...چونکه

...چونکه

کلمه مناسبی برای توصیفش وجود نداره

فقط یه کلمه برای خودم سراغ دارم " بزدل "

یه تیکه نون بهش بده

تبریک میگم، سروان

!واقعا که خوش‌شانسی

...خب

خدانگهدار، فئودور

دیگه همدیگه رو نخواهیم دید

!بی‌حرکت

!اونجاست

!صبر کنین

شلیک نکنین

اگه الان بهم شلیک کنی یراست میرم بهشت

واقعا به این موضوع اعتقاد داری، سروان؟

" اعتقاد "

کلمه نامفهومیه

...راستش

...احساس میکنم

...لیاقت

اونجا رو ندارم...

لعنتی

ممنون

برید بیرون

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.