All language subtitles for Superman.and.Lois.S04E07.4215

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

«آنچه گذشت»

شبی که اون موجود اومد

اونجا بودم و دیدم چه بلایی سر پدرتون اومد

جردن همه چی رو درباره پدرتون

و هویت واقعیش بهم گفت

مزرعه‌ت رو بهم بفروش بهت ده میلیون دلار می‌دم

سخته دست رد به همچین پولی بزنی

در برابر فداکاری‌های تو، هیچه

ایدی فکر می‌کنه من سوپرمنم

و مطمئنم فقط اون این رو نمی‌دونه

ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.

اول‌هاش که کارم رو به عنوان سوپرمن توی متروپلیس شروع کردم

قهرمان بودن، آسون بود

ببخشید، می‌دونید خیابان میلج کجاست؟

«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n

توی همچین شهر بزرگی

می‌تونستم در لحظه، ناپدید بشم

همرنگ جماعت بودم

توی اسمال‌ویل فقط همون کلارک کنت بودم

دلیلی نداشت کسی شکی بکنه

کانال تلگرام زیرنویس‌های ما @SubKio

ولی بعدش، مردم

و مردم یه چیزهایی دیدن

چیزهایی من رو زیر سوال می‌برد

اخبار فوری از عصر امروز در متروپلیس

یک هواپیمای مسافربری دو موتوره هلبیگ ۵۶۲ مدل ۱۹۷۴

که از میلواکی به سمت آتلانتا در حرکت بود

هر دو موتورش درست بعد از بلند شدن از باند فرودگاه، منفجر شده

می‌دونی چیه؟

فکر کنم کیف پولم رو توی ماشین جا گذاشتم

برمی‌گردم

از این حادثه پخش زنده خواهیم داشت...

این هواپیمای پنجاه ساله بعد از رد صلاحیت

در چندین بررسی فنی

قرار بود یک ماه دیگه از کار بیفته - صبر کن، برایان -

ظاهرا سوپرمن درست به موقع سر رسید

ممنون، ایزابل

دوباره سوپرمن رسید

و جون افراد بی‌شماری رو نجات داد

پیداش کردم

کارشناسان در حال جستجوی علت این اتفاق هستن

به این زودی برگشتی؟

تا پارکینگ رفتم و برگشتم دیگه

آها، درسته

می‌شه ۱۵.۴۶ دلار

«سوپرمن و لوییس»

حتما شوخیت گرفته

چه‌طوری قدم ۲۷ رو جا انداختم؟

می‌خوای کمک کنیم؟

به نظرتون من به کمک نیاز دارم؟

نه، اصلا - کارت عالیه، مامان -

این باید یه هدیه بزرگ برای کریسی و کایل باشه

همه‌چی مرتبه؟

البته، تو چی؟

آره، خوبم

داشتم کار های لیستم رو انجام می‌دادم

منظورت لیست قانع کردن

بقیه که سوپرمن نیستیه؟

خیلی‌ها شک کردن

باید تا دیر نشده اوضاع رو مثل قبلش کنیم

پس من دنیس الاوه

رو از لیستم خط می‌زنم ...پس فقط می‌مونه ایدی منینگ

مربی گینس

اون، بعدیه

این راز خیلی مهمه

پس باید تمام سعی خودمون رو بکنیم

موفق باشی

ما می‌ریم سینما

خبری از لوتر نشده؟

برگشته به آپارتمان قدیمیش توی متروپلیس

باید توی زندان باشه

جان هنری، اوتیس رو به حرف آورده؟

هنوز نه ولی می‌گه به زودی به حرف میاد

بهتره عجله کنه

آخرین باری که لوتر این‌طوری گم و گور شد

یه موجود درست کرد که نزدیک بود تو رو بکشه

تصورش کن

چند خوابه‌ست، لباس‌شویی داره

اینجا رو باش

یه حیاط پشتی برای کباب پختن

و می‌تونیم یه اتاق بچه داشته باشیم

اهوم

بچه‌مون حق داره یه اتاق داشته باشه، کایل

آره

این خونه بی‌نقصه

حالا این خونه بی‌نقص قیمتش چنده؟

اوه

...این

به بودجه‌مون رو نمی‌خوره می‌دونم

اصلا نباید نگاهش کنم

نه

ببین، من و تو، یعنی ما یه خونه بی‌نقص لازم داریم

چون قراره یه بچه بی‌نقص به دنیا بیاریم

پس اگه این رو می‌خوای

یه کاریش می‌کنیم، باشه؟

باشه

هی، مربی

هی، کنت

اومدی پیشنهادم رو قبول کنی؟

برای دستیار مربی، حقوق خوبیه

ولی تو ارزشش رو داری

متاسفانه باید پیشنهادت رو رد کنم

چون پسرها بازی نمی‌کنـن؟

دارم یواش یواش روش کار می‌کنم

نمی‌خواد روش کار کنی

به‌نظرم اون حرفت درباره دختربازی هم خوب نبود

این دلیل خوبی برای فوتبال بازی کردن، نیست

کی حرف دختربازی زد؟

من فقط گفتم فوتبال برای رشد شخصیت خوبه

و پسرهات اگه قرار باشه جا پای پدرشون بذارن

بهش لازم دارن

راستش آخرین باری که جاناتان توی تیم

بازی کرد، استروید زد

به‌نظرم که به استروید نیازی نداشت

به نظرم هیچ کس به استروید نیازی نداره

می‌گیری که چی می‌گم

فکر نکنم

...مربی، مواظب باش

آخ، آخ، آخ

آخ؟ - آخ -

آخ دیگه؟

آخ

آخ؟ - آخ -

حالت خوبه، کنت؟

نمی‌دونم فکر کنم دستم رگ به رگ شد

دکتر که نیستم ولی خیلی درد داره

خیلی‌خب، برم یخ بیارم

آره

گفتی آخ؟

یخ لازم داریم

یخ لازم داریم

می‌ترسی زخمی بشی؟

ناسلامتی

تیم سافت‌بال دیلی‌پلنته

باشگاه مبارزه زیرزمینی که نیست

حق با جیمیه عضو تیم شو

تو عاشق بیسبالی

می‌دونم

ولی تاحالا بازی نکردم

اکثر اعضای تیم هم تاحالا بازی نکردن

بیخیال خواهرم

اون و نامزدت همیشه با هم بیرونـن

ولی ما چی؟ بیخیال

نمی‌شه ما هم رفیق باشیم؟

مگه نیستیم؟

رفیق‌ها بیرون سرکار هم با هم وقت می‌گذرونـن

چی بهتر از پس گرفتن جام‌مون

از اون تیم استار پلشت؟

آره - نظرت چیه؟ -

هستی؟

ببخشید، جیمی ولی سرم با این مقاله اینترگنگ

خیلی شلوغه

دیدی؟ گفتم که می‌گه نه

همیشه همینه

باشه، پس شاید بعدا قسمت شد، کلارک

تو که می‌دونی ما هیچ سرنخی از اینترگنگ نداریم

من نمی‌تونم عضو یه تیم سافت‌بال بشم

پدرم به دلایل مشخص هیچ‌وقت دوست نداشت من ورزش کنم

ولی الان که دیگه سوپرمنم دیگه بدتر هم هست

نباید ریسک کنم و جلب توجه کنم

تو هر کسی هم باشی به رفیق نیاز داری

من رفیق دارم

منظورم رفیق‌هات توی اسمال‌ویل نیست

رفیق‌هایی که بتونی وقت بگذرونی باهاشون

مهم نیست اگه بازی کنم، تقلب کردم

پس تقلب نکن افتضاح بازی کن

بردن که مهم نیست

افتضاح باش

افتضاح باشم افتضاح که نه

راستی می‌تونم توپ‌زن باشم

عاشق توپ زدنم

عاشقشم - عالیه -

من که نمی‌دونم توپ‌زن چی کاره‌ست

ولی آره، دیدی؟ می‌تونی

آره، می‌تونم

مرسی، عزیزم

جیمی؟

فکرهام رو کردم

انتظاراتـت از یه بازیکن تا چه حدی کمه؟

اولیش رو چهار بار دیدم

می‌خوام با هر قطع عضو

یه پیک برم بالا

اینجا رو

مهاجم ممتاز

داداش به گینس گفتم نمی‌تونم بازی کنم

مهاجمی برای خودت

چون تنها راهی که بتونم مهاجم باشم اینه که تو نباشی، درسته؟

هیچ‌وقت به گرد پات نمی‌رسم

تیمی، چته؟

مشکلم اینه که من کون خودم رو برای فوتبال پاره کردم

اون‌وقت دوقلوهای افسانه‌ای قدرت داشتن

صبر کن ببینم، تو فکر می‌کنی ما قدرت داریم؟

چرت و پرته

همیشه برام سوال بود تو با این سال اولی بودی چه‌طور این‌قدر بازیت خوب بود

من مجبور شدم اکس-کی بزنم تا بتونم رقابت کنم

اون هم چون شماها ابر قدرت داشتید

حقیقت نداره - دروغ نگو -

می‌دونم که حقیقته

من دروغ نمی‌گم - چرا، داری می‌گی -

چرا بهشون نشون نمی‌دی، کی هستی؟

برو کنار

تو زندگی من رو خراب کردی، کنت - ولم کن -

ولت نمی‌کنم

چرا هویتـت رو بهشون نشون نمی‌دی؟

ولم کن

هر داستانی هم با هم دارید دیگه تمومش کنید، باشه؟

تو زندگیم رو نابود کردی، کنت

به‌نظرم بهتره بری

باشه

باشه

آقای سوپربوی دوباره برنده شد

خب، چشم‌هات رو باز کن سوپرایز

...خیلی

بزرگه

خب، بهتره بدی کایل امنیتش رو یه بررسی‌ای بکنه

خیلی قشنگه

ممنون

...فقط

باید حرف بزنیم

بهتره بشینی

باشه

من و کایل کلی گشتیم

و بالاخره یه خونه پیدا کردیم

لوییس، خونه‌ـه حرف نداره - عالیه -

ولی اصلا به بودجه‌مون نمی‌خوره

و من کلی فکر کردم

تنها راهی که بتونیم بخریمش

اینه که من سهمـم رو از گزت بفروشم

کریسی

خیلی متاسفم

نمی‌تونی بدون من همچین تصمیمی بگیری

فکر کردم قراره با هم بسازیمش

درسته

البته درست بود

مگه قرار نیست یه تیم باشیم

و من هم عاشق تیم‌مونم

ولی من قراره عضو یه تیم جدید بشم

و هر لگدی که بچه به شکمـم می‌زنه

یادآور اینه که یه حیاط برای بازی کردنش، لازم داریم

نه، درک می‌کنم

فقط اگه سهمت رو بفروشی

کار گزت تمومه

و من اصلا همچین چیزی رو نمی‌خوام

همکاری با تو، خیلی رویایی بود

باید این کار رو به‌خاطر خانواده‌م بکنم

ازم متنفری؟

نه، البته که نه خوشحالم برات

فقط از از دست دادن گزت یه‌کم غمگینم

خیلی متاسفم

ولی این بچه دوباره داره لگد می‌زنه

و باید همین‌الان برم توالت

هی، پیامت رو خوندم

همه‌چی مرتبه؟

واو

داری گریلت رو می‌فروشی؟

ببین، کنت. یکی از بچه‌هام داره می‌ره خارج تحصیل کنه

یکی‌شون هم داره خیلی سریع بزرگ می‌شه

اون یکی هم تو راهه

چاره دیگه‌ای ندارم

من پول ندارم

ولی نمی‌خواستم درباره این اتفاق وحشتناک

باهات حرف بزنم

خب، چی شده؟

درباره تیمی رایانه

امروز صبح پیش پسرها دیدمش

داشت به جان تهمت تقلب کردن

توی فوتبال می‌زد و می‌گفت

انصاف نبوده توی ورزش با سوپربوی

رقابت کنه

پس یعنی تیمی رایان می‌دونه

کسی توی شهر مونده که ندونه؟

می‌دونم نگه‌داشتن یه راز درباره هویت خودت

از دوست‌هات سخته

ایول، عزیزم

یالا، اسمال‌ویل

تو می‌تونی، کلارک

من رو بیار توی زمین

آفرین

آفرین، عزیزم

کلارک کنت با یه ضربه افسانه‌ای

توی راند نهم من رو آورد توی زمین؟

چت شد یهو؟

اولین قانون کتاب افسانه تیم متئورز ری کویل

اینه که اگه نتونی ضربه بزنی نمی‌تونی ببری

خیلی دیوونه‌ای عاشقتم

هی، لین

چه حسی داره دوست‌پسرت قهرمان باشه؟

مثل همیشه‌ست

تو دختر خوش شانسی هستی یادت نره

اونی که خوش‌شانسه، منم

ببین، فقط خودم و خودت این شروع یه چیز خفنه

می‌فهمی؟

نکنه قراره بری

تیم ملی؟

مگه کار شاخیه؟ به‌نظرت باید خطا می‌زدم؟

نه، عالی بود

این لبخندت هم خیلی بهت میاد

من تاحالا عضو یه تیم نبودم

نمی‌دونستم این‌قدر حس خوبیه

از این که مجبورم این‌طوری دروغ بگم، متنفرم

ولی دروغ نگفتی

تازه، مالکوم و ولنیتز

فکر کردن زده به سرش

ولی این‌طور نیست

گذاشتیم به‌خاطر ما مسخره‌ش کنـن

وقتی اون‌طوری میاد یقه‌مون رو می‌گیره

چاره دیگه‌ای نداریم

تازه، تیمی داشت مزخرف می‌گفت

تو اون موقع اصلا قدرت نداشتی

ولی نمی‌تونم این رو به زبون بیارم و از خودم دفاع کنم

مجبور شدم دروغ بگم

قدرت داشتن همیشه هم خوب نیست

بهش عادت کن

کریسی می‌خواد کنار بکشه؟ - آره -

به اون مجتمع مزخرف که می‌خواستن

چند وقت پیش گزت رو بخرن هم زنگ زده

ولی روزنامه‌نگاری ابرقدرتشه

و شما دو تا تیم خیلی خوبی هستید

می‌دونم

پسرها، بیاید شام

حتما خیلی ناچارن

کایل هم داره گریلش رو می‌فروشه

چی؟

کباب درست کردن هم ابرقدرت اونه

باید یه راه دیگه‌ای باشه که بتونـن اون خونه رو بخرن

فـیـلـمـکـیـو رو توی گوگل سرچ کن :)

هی

شنیدم تیمی رایان می‌دونه شما دو تا قدرت دارید

اون نمی‌دونه

یعنی مطمئن نیست

ولی خیلی عصبی بود

خب پس باید اون هم به لیستم اضافه کنم

خب الان بهم بگید ببینم

کس دیگه‌ای هم هست که ممکن باشه بدونه؟

کندیس می‌دونه

به دوست‌دخترت گفتی؟

اون نگفت من گفتم

چی؟ کی؟

وقتی اومده بود اینجا

یعنی اون از چهارم این رو می‌دونه؟

هی باید یواشکی می‌رفتم کمک مامان

و فهمید دارم دروغ می‌گم

پس یعنی این تقصیر منه؟ - نه -

نمی‌خواستم بهش بگم ولی خیلی ناراحت بود

و نزدیک بود باهام کات کنه

خب بذار بکنه - بابا، بیخیال خدایی -

اصلا حرفش هم نزن تو که دیگه بهتر می‌دونی

آره

ولی من هم به‌خاطر همین سارا رو از دست دادم

نمی‌خواستم همین بلا سر جان هم بیاد

این که تو چی می‌خوای، مهم نیست

اختیارش با تو نیست

کندیس قابل اعتماده

از کجا مطمئنی؟ اون فقط شونزده سالشه

اصلا توی اسمال‌ویل زندگی نمی‌کنه

دیگه این خبر تو کل این شهر

داره می‌پیچه

من دارم درستش می‌کنم

حتما

چرا شما دو تا نمی‌فهمید؟

همه‌چی به این راز، بستگی داره

تنها چیزیه که باهاش می‌تونیم یه زندگی عادی داشته باشیم

این زندگی خیلی هم عادی نیست

ولی تنها چیزیه که داریم

پس تمام سعی خودتون رو بکنید

تا ازش در برابر کندیس یا تیمی یا هر کس دیگه‌ای محافظت کنید

روشن شد؟

باشه

پسرها، باید درباره پدرتون صحبت کنیم

منظورت درباره اینه که چرا بی‌دلیل سرمون داد و بی‌داد کرد؟

بی‌دلیل نبود

کندیس حق داشت حقیقت رو بدونه

بدیدش به من ببینم

هی - داشتم می‌بردم -

قضیه، کندیس نیست

پدرتون کل زندگیش این راز رو نگه‌داشته

می‌دونیم

همیشه خدا این رو یادآوری می‌کنه

ولی فکر نکنم متوجه شده باشید

این به چه معنیه

می‌دونید وقتی پدرتون قدرت‌هاش رو به دست آورد، چند سالش بود؟

چهار

و والدینش هم نیت خیر بود

ولی هر وقت از قدرت‌هاش استفاده می‌کرد باهاش برخورد می‌کردن

آره، این یکی رو درک می‌کنیم

اون فقط یه بچه کوچیک بود، جردن

و والدینش می‌ترسیدن

اگه کسی از قدرت‌هاش با خبر بشه

ممکنه اون رو ازشون بگیره

پس تمام عمرش با این ترس بزرگ شده

الان دیگه از این خبرها نیست

می‌دونم ولی نگه داشتن این راز

تمام فکر و ذهن اونه

تا وقتی به تو گفت

آقای آیرونز، خانم لنگ، کریسی

ولی خیلی‌ها هستن که بهشون نگفته

آدم‌هایی که خیلی هم براش عزیز بودن

اون کلی مدت توی جزیره، تنها زندگی کرده

آره ولی تصمیم خودش بوده

آره ولی دلیل خوبی برای این کار داشته

ببینید، تنها حرف من اینه

که سعی کنید یه‌کم کار پدرتون رو آسون‌تر کنید

شاید طوری رفتار کنه که برای نگه داشتن این راز

بهایی نداده

ولی حقیقت نداره

هی، چند تا نوبت گذشت؟

توی سافت‌بال چند تا نوبت داریم؟

نه - پس هشت تا -

پس یعنی هنوز یکی مونده

به محض این که تونستم خودم رو رسوندم اینجا

یه کشتی باری داشت توی سواحل یونان غرق می‌شد

خب

به‌نظرت یه دو ساعتی دیر نرسیدی؟

...جیمی، ببخشید. من

می‌فهمـم این روزها ترافیک خیلی سنگینه

بیا تو زمین

بازی مساویه پادشاه توپ‌زن‌مون رو لازم داریم

می‌بینی؟ جیمی اصلا ناراحت نیست - آره،‌ الان نیست -

شاید دفعه بعدی وجود نداشته باشه

همیشه یه دفعه بعدی وجود داره

بهت که گفتم عضو شدن توی این تیم، ایده بدی بود

نه، نبود

نذار فردات، امروزت رو خراب کنه

حالا برو توی زمین

شروع کن به ضربه زدن

خیلی‌خب

داری گریلت رو می‌فروشی؟

پولش رو لازم داریم، عزیزم

می‌فهمـم

من هم سعی کردم سهام گزتم رو بفروشم

چی؟

نه، کریسی، گزت که دیگه گریل نیست

کل زندگیته

می‌دونم

ولی می‌تونیم باهاش

پول پیش پرداخت رو بدیم

نگران نباش

بعد از به دنیا اومدن بچه یه شغل دیگه پیدا می‌کنم

آره ولی این تصمیم بزرگیه

دیگه مهم نیست چون تنها سرنخی که داشتم

آخر معلوم شد یکی از شرکت‌های صوری لوتر بوده

اگه بخوام ادامه بدم

خونه به فروش می‌ره

...ببین، پس من همه‌چی رو می‌فروشم

گریلم، ماشینم

باورت بشه یا نشه اون ماهی آوازخون روی دیوار

ارزش زیادی داره

کایل، نه

مهم نیست چی بفروشیم چی نفروشیم

به موقع نمی‌تونیم پولش رو جور کنیم

...اون خونه

فسمت ما نیست

بزرگ کردن یه بچه توی یه آپارتمان کوچیک

بدون لباس‌شویی و ظرف‌شویی

خیلی هم چیز بدی نیست

بابا؟

می‌خواستیم بابت کندیس معذرت‌خواهی کنیم

باید اوضاع رو جور دیگه‌ای

کنترل می‌کردیم

ممنونم

بچه‌ها من قصدم این نیست

که زندگی‌تون رو زهرمارتون کنم

فقط می‌خوام بهترش کنم

می‌فهمـیم

و می‌خوایم کمکت کنیم

خوبه

چون یه کاری هست که سه‌تایی باید انجام بدیم

تیمی، دوست‌هات اومدن

خیلی خوشحال شدم که اومدی، کلارک

پارسال دوست امسال آشنا - آره -

کاش تحت شرایط بهتری بود

شنیدم بین پسرهامون یه سری سوءتفاهم پیش اومده

فقط خواستم بیام و اوضاع رو درست کنم

سوء تفاهم؟ درباره چی؟ -

درباره این که اون‌ها دارن قدرت‌هاشون رو پنهان می‌کنـن

چون آقای کنت، سوپرمنه

خیلی خوشحالم کردی ولی این حقیقت نداره

عزیزم، من با کلارک هم‌کلاسی بودم

یه بچه عادی بود

درست مثل جان و جردن که دارن تظاهر می‌کنـن

حالا چون جان فوتبالش از تو بهتره

دلیل نمی‌شه قدرت داشته باشه

به من دروغ نگو من توی مین استریت بودم

دیدم که پرواز کردی

تیموتی، دوباره مواد مصرف می‌کنی؟

چی؟ نه

ببین یه سوءتفاهم پیش اومده

نه، نیومده

بسه

ولم کن بابا - تیمی -

خیلی متاسفم

نیازی به معذرت خواهی نیست

بذارید برم باهاش صحبت کنم

و لطفا سلام من رو به لوییس برسون

باشه

گمونم الان می‌تونی تیمی رو از توی لیستـت خط بزنی

جیمی؟

وایستا

توی بازی نبودی، کلارک

بازی نزدیکی بود - آره، می‌دونم -

یه اتفاق خیلی عجیبی افتاد

عمرا باورت بشه

نه، نمی‌شه

ببخشید؟

سه تا بازی پشت سر هم یه اتفاق عجیب می‌افته؟

گفتم شاید مشکل از من باشه

نمی‌خوای باهام بگردی

نه، ببین. گربه همسایه‌م ...دوباره رفته بود بیرون، خان

ولی یهو متوجه شدم رفتارت یه الگوی خاصی داره

اولش یه‌کم عجیبه ولی بعدش با عقل جور در میاد

فقط پشت سر هم بدشانسی آوردم، همین

راستش، به‌نظرم

همه شانس آوردن

هلی‌کوپتر در حال سقوط

ریل قطار نابود شده

سقوط آسانسور توی برج ایفل

هر بازی‌ای که نیومدی سوپرمن مشغول نجات دادن مردم بوده

متوجه نمی‌شم

مگه ما رفیق نیستیم؟

خب آره

تویی

تو سوپرمنی

جیمی، راستش نمی‌دونم چی جواب بدم

فقط حقیقت رو بگو همین

کلارک کنت، تو سوپرمنی؟

نه، من سوپرمن نیستم

باز هم باورم نمی‌شه

...جسارت نباشه ولی

گمونم مشخص می‌شه

بازی نهایی روز جمعه‌ست

امیدوارم اتفاق عجیبی نیفته

چه‌طور بود؟

حرف‌تون رو باور نکردن؟

چرا

البته فقط مامان تیمی

افتضاح بود

حال‌شون خوبه؟ - آره -

یه‌کم طول می‌کشه ولی عادت می‌کنـن

امیدوارم حق با تو باشه

می‌خوای خرید کنی؟

نه، فقط فکرم پیش کریسی و کایله

و ایده داشتم

که می‌خواستم نظر تو رو هم بپرسم

سوپرایز قشنگیه

خیلی وقته چهارتایی نرفتیم شام بخوریم

به چه مناسبتیه

گفتیم شاید لازم باشه جشن بگیریم

آره، لوییس خونه جدیدتون رو نشونم داد

حتما خیلی ذوق دارید

فعلا تصمیم گرفتیم دست نگه‌داریم

پیش‌پرداختش خیلی گرون بود

و واسه گریلم هم مشتری پیدا نشد

آره، کسی هم دوست نداره توی رسانه سرمایه‌گذاری کنه

راستش ما براتون مشتری پیدا کردیم

وایستا ببینم، چی؟ کی؟

خودمون

ما می‌خوایم سهمت از گزت رو ازت بخریم

چی؟

پدر من هیچ‌وقت تفریح نکرد

و یه پیراهن هاوایی داشت و سی سال فقط همون رو تنش می‌کرد

یه‌کم ارث برامون گذاشته و ما می‌خوایم باهاش سرمایه‌گذاری کنیم

اون هم روی خانواده جدید شما

تا بچه‌تون توی یه خونه خوب بزرگ بشه

اوه

شنیدید که کریسی چی گفت

نمی‌شه که بذاریم پول‌تون رو این‌جوری دور بریزید

قرار نیست دور بریزیم

اولش که گزت رو خریدم

به‌خاطر این بود که دوست داشتم با تو کار کنم

و باور داشتم می‌تونیم موفقش کنیم

و تبدیلش کنیم به یه چیز استثنایی هنوز هم این باور رو دارم

لوییس

من از خودمون ناامید نمی‌شم

و نمی‌خوایم چیزی تغییر کنه

جفت‌تون می‌تونید مشترکا سرمقاله‌نویس باشید

هر وقت هم خواستی سهام خودت

رو دوباره ازمون بخری قدمت روی چشم

بذارید این کار رو براتون بکنیم

آره - خدای من -

خیلی ازتون ممنونم

عاشق‌تونم

الان دیگه می‌تونیم جشن بگیریم

شام رو مهمون منیم

تعارف هم نداریم

ته‌مونده غذاهاست

من گشنه‌م نیست

داداش من هم بابت تیمی ناراحتم ولی باید غذا بخوری

همیشه قراره این‌طوری باشه؟

امیدوارم که نباشه ولی احتمالا باشه

حالا می‌فهمم چرا بابا هیچ دوستی نداره

بابا که رفیق داره

آقای آیرونز آقای کوشینگ

آخرین باری که باهاشون وقت گذروند

یا یه کار باحال کردن، چی بود؟

خیلی از لذت‌های زندگی رو به‌خاطر دروغ گفتن

به همه، از دست داده

خیلی غم‌انگیزه

نمی‌خوام اون‌طوری بشم

حداقل همدیگه رو نداریم

ببخشید ولی می‌خوای بشیم یکی مثل اون دوقلوهای پلشت

که فقط با همدیگه

بیرون می‌رن؟

نمی‌دونم

فکر نکنم

می‌خوام یه سلامتی بگم

کنت، وقتی بچه بودیم

تو آدم خیلی درونگرایی بودی

همه‌مون دیگه دلیلش رو می‌دونیم

ولی من همیشه باهات رفتار خوبی نداشتم

...و خل

بد هم نمی‌گی

و اون موقع که تازه اومده بودید به اسمال‌ویل

من و تو یه سری اختلافات داشتیم

اون هم چه اختلافاتی

یه لحظه وایستا ببینم

بابای بچه‌م قلدر محله بوده؟

خیلی‌خب، توجیهی ندارم

ولی ببینید به‌نظرم همینه که این شب

رو خاص‌ترش می‌کنه

با وجود احمق‌بازی‌های من شما دو تا

همیشه پشت ما بودید

به سلامتی مهربون‌ترین و وفادارترین آدم‌هایی که می‌شناسم

و افتخار دوستی باهاشون رو دارم

به سلامتی رفقای صمیمی

به سلامتی دوستی

...به سلامتی

امیت پرگاندی

بابای کندیس؟ چی شده؟

اون، اینجاست

انگار دنبال دردسره

ایناهاشش

کلارک کنت، رفیق قدیمی من

اینجا چی کار می‌کنه؟

یه کبوتر یه سری خبرهایی ازت بهم داده

خیلی مشتاق بودم بیام و درباره‌ش صحبت کنیم

اون، می‌دونه من کی هستم

کنت، نمی‌خوای بدونی

چی به گوشم رسوندن؟

آقای پرگاندی خوشحال می‌شم صحبت کنیم

فقط بیا بریم بیرون

همه‌ش می‌خوای بری بیرون

جایی که کسی نبینه

این دفعه دیگه نه

قراره جلو بقیه حرف بزنیم

بعد از این که من رو کوبیدی به اون میز

همهذش برام سوال بود که چه‌جوری یه پلشت مؤدب

تونست من رو این‌قدر جلو بقیه تحقیر کنه

ولی همه‌ش یه دروغ بود

...چون تو یه پلشت نیستی، مگه‌نه

سوپرمن؟

نمی‌دونم چی بهت گفتن

ولی من از بچگی کلارک رو می‌شناسم

و اون سوپرمن نیست

گمونم دروغ گفتن به کل دنیا بس نبوده

حالا رفیق‌هات هم به‌جات دروغ می‌گن

دیگه بسه

همه دل‌شون می‌خواد بدون شنیدن مزخرف‌های تو

در آرامش غذا بخورن

جدی؟

چون به‌نظر دوست دارن حقیقت رو بدونـن

تو که بهشون نمی‌گی

لوییس لین، بیست ساله راز شوهر بیگانه‌ت

رو پنهون می‌کنی

به زن من این‌طوری حرف نزن

پس اعتراف کن

تو قهرمان نیستی

تو من رو از شهر بیرون کردی

من تا الان تو ماشینم می‌خوابیدم

بهت حال می‌ده؟

مردم عادی‌ای مثل من رو کوچیک کنی؟

خیلی‌خب دیگه بسه رفیق

...به‌نظرم

از این نزدیک‌تر نیا

کایل، بیا عقب

تا هر کی که اینجاست حقیقت رو نفهمه از اینجا نمی‌رم

حتی اگه مجبور بشم خودم ثابتش کنم

ولی خب جای نگرانی که نیست، درسته؟ آقای سوپرمن؟

تو که ضد گلوله‌ای

اسلحه رو بذار زمین

تو تحقیرم کردی

نباید این کار رو بکنی

دست از دروغ گفتن، بردار

امیت، خواهش می‌کنم

حق با اون بود

پس خودتی

رفیق، از اینجا به بعدش با من

می‌برمت پیش کلانتر جانسون

متاسفم که به همه‌تون این همه مدت بهتون دروغ گفتم

پس کی به آقای پرگاندی خبر داده؟

کار کندیس نبوده

قسم خورد که چند ماهه باباش رو ندیده

باور نمی‌کنم

یه پیامک از طرف کریسی اومد

حدس بزن همبندی امیت توی استرایکر کی بوده

لوتر

برای همین سکوت کرده

نقشه اونه

تا از این راز علیه خودمون استفاده کنه

حتما می‌دونسته بابای کندیس به محض فهمیدن حقیقت

برای انتقام برمی‌گرده

امیت اولیش بود

ولی قطعا آخریش نیست

لوتر بقیه رو هم می‌فرسته سراغ‌مون

تا وقتی که خودمون راز رو فاش کنیم

کلارک، این تنها چاره‌مون نیست

می‌دونم

و من کل عمرم این راز رو نگه‌داشتم

ولی وقتی امیت اون گلوله رو شلیک کرد

...با خودم گفتم ضررهای این راز

بیشتر از فوایدشه

متوجه هستی که این همه‌چی رو تغییر می‌ده دیگه؟

برای همین باید خانوادگی تصمیم بگیریم

این‌جوری کلی توجه بهمون جلب می‌شه

فرصت داشتن یه زندگی عادی رو از دست می‌دید

و راه برگشتی هم نیست

ما پشتـتیم، بابا

آره

من همیشه در کنارتم

متاسفم، پسرها

من فقط می‌خواستم زندگی که خودم داشتم رو بهتون بدم

برای یه مدت طولانی‌ای دادی

و هر اتفاقی از این به بعد بیفته

مثل همیشه حلش می‌کنیم

خانوادگی

مطمئنی؟

آره

دیگه وقتشه

پس می‌دونم با کی تماس بگیرم

نظرت عوض شده؟

نه، فقط از جلو دوربین بودن، متنفرم

خیلی بابت این کارت بهت افتخار می‌کنم

جدی می‌گم

تو با بیگانه‌ها جنگیدی و دنیاها رو از نابودی نجات دادی

ولی این شاید سخت‌ترین کاری باشه که تاحالا انجام دادی

اوه

هی

سلام، من کلارک هستم - خب -

سلام، حال‌تون چه‌طوره؟

بابت کتی که بهم دادید ممنونم

سلام

سلام

چه‌طوری؟

آماده‌م

خوبه چون مطمئنم کل دنیا قراره

تماشا کنـن

خب همگی سکوت رو رعایت کنید

پخش زنده با شمارش من شروع می‌شه پنج، چهار

...سه، دو

[دیلی پلنت تقدیم می‌کند]

عصر به‌خیر

از زمان اولین عملیات نجاتش یعنی بیست سال پیش

سوال کل دنیا این بوده

که سوپرمن کیه؟

و امروز بالاخره به جواب سوال‌هامون خواهیم رسید

من جنت اولسن هستم و صدای من رو زنده

از اسمال‌ویل در کانزاس و در خونه سوپرمن دارید

تمام این مدت در کنار ما زندگی کرده

و حالا آماده فاش کردن هویت خودشه

می‌شه خودت رو معرفی کنی؟

اسم من کلارک کنته

و بله، من سوپرمن هستم

این رو هم بگم که سال‌ها من، تو رو به اسم کلارک می‌شناختم

ما توی دیلی پلنت همکار بودیم

جواب بزرگ‌ترین راز دنیا بیخ گوشم بود

و من هیچ‌وقت متوجه نشدم

چه‌طور ممکنه؟

نگه‌داشتن این راز خیلی سخت بود

و نمی‌دونی یه عینک چه‌قدر چهره آدم رو تغییر می‌ده

چرا الان پا پیش گذاشتی؟

اول‌هاش که کارم رو به عنوان سوپرمن توی متروپلیس شروع کردم

قهرمان بودن، آسون بود

توی اسمال‌ویل فقط همون کلارک کنت بودم

دلیلی نداشت کسی شکی بکنه

قدرت‌هام رو پنهان نگه‌داشتم

هیچ‌وقت برای منفعت خودم ازشون استفاده نکردم

و تا سال‌های سال این کار جواب داد

...ولی بعدش

مردم

و یک سری افراد شاهدش بودن و شک کردن

...سعی کردم نظرشون رو عوض کنم ولی

کاری کردم یه سری آدم خوب به خودشون شک کنـن

و این حس خوبی نداشت

و بالاخره دیدم با این زندگی دوگانه‌م

...فشار زیادی روی خانواده‌م گذاشتم و

گفتم که دیگه وقتشه این راز رو فاش کنم

ولی همیشه نگه‌داشتن این راز

تمام فکر و ذکر من بوده

این که به دنیا نشون دادی

کی هستی. چه حسی داره؟

یه‌کم مضطربم ولی هیجان‌زده هم هستم

هر روز زندگیم مجبور بودم بخش بزرگی از زندگیم و هویتم

رو پنهان کنم

و الان دیگه مجبور به این کار نیستم

از همه بیشتر دوست داری مردم چی رو درباره تو بدونـن

این که من فقط یه آدم عادی هستم

ولی تو اصلا عادی نیستی

درسته

ولی گذشته از قدرت‌ها

من یک همسرم

و پدر دو تا پسر شگفت‌انگیز

به‌خاطر سوپرمن بودنم خیلی جاها توی بچگی‌شون پیش‌شون نبودم

...و برای حفظ تعادل زندگیم

سختی‌های زیادی کشیدم و مرتکب اشتباهاتی شدم

ولی خب راستش رو بخوای من هم مثل بقیه‌م

خانواده‌م رو دوست دارم

و می‌خوام برای اون‌ها آدم بهتری باشم

به‌نظرم همه ما می‌تونیم درکت کنیم

بیا یه‌کم به عقب بریم

پدر و مادرت کی هستن/

پخش، تموم شد آفرین به همگی

خوب بود؟

نمی‌دونستم با دست‌هام چی کار کنم

بهم اعتماد کن، عالی بود

بهتر از عالی بودی ترکوندی

من باید جواب بدم

چیزی رو از قلم ننداختم؟

راستش، چرا

یه چیزی هست

بعد از سال‌های سال تیم دیلی پلنت

ترتیب دیلی استار رو داد

خیلی‌خب

و جام مترو برگشت خونه‌ ما سر جای خودش

هی، جیمی

تبریک می‌گم

ببخشید نمی‌دونم چی باید بگم

اشکال نداره

گمونم باز هم یه اتفاق عجیب افتاد دیگه

حداقل سوپرمن یه استراحتی کرد

تا جایی که من می‌دونم عملیات نجاتی در کار نبود

حالا می‌فهمـم اشتباه کردم

فقط نمی‌خواستی توی تیم بازی کنی

نه، چرا می‌خواستم ...راستش

اشکال نداره

هی، ما بردیم

ولی کسی نگفته من و تو مجبوریم رفیق باشیم

خیلی‌خب، تیم بریم

هر کی آخر برسه به بار مشروب‌ها رو حساب می‌کنه

از قصد سر بازی حاضر نشدی؟

تنها راه برای نگه‌داشتن راز بود

خوبی؟

آره

بهش عادت کردم

مطمئنی؟

آره، من همین‌جا جام خوبه

تو برو

گوشی‌هامون رو از بعد مصاحبه‌ت سرویس کردن

ولی از یه کاریش می‌کنیم

و قراره بریم خونه تیمی تا ازش معذرت‌خواهی کنیم

...خیلی‌خب، من

پس گمونم من دیگه باید برم

همه‌چی خوب پیش می‌ره

بدون عینک خیلی خوب شدی

برو ببینم

صبح‌به‌خیر، آقای کنت

هی، دنیس

بیا اینجا، کلارک

جیمی ممنون که اومدی

خواهرم چاره‌ای برام نذاشت

می‌شناسیش دیگه

...خب

فقط می‌خواستم معذرت‌خواهی کنم

عیبی نداره می‌فهمـم

من هم دلم برات تنگ شده بود

کلی حرف داریم که بزنیم

ولی قبلش پادشاه توپ‌زن

عالی بود - جدی؟ -

آره

خیلی خوب با نوک چماق ضربه می‌زدی

گفتم شاید یه‌کم ضایع باشه

...ولی

«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.