Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ترجمه : shirin_khanom ویرایش و هماهنگی : saeed_ghayori
ميدوني تو ارتفاع زياد چه اتفاقي ميفته؟
مغز به خاطر کمبود اکسيژن ميميره
سلول به سلول
و از کار ميفته
و بدنم همراه اون از کار ميفته
نمي تونم واقعا درک کنم که اين اتفاق چه طوري ميفته
چرا از اول شروع نمي کني؟
شروع از اول هميشه آسون تره
باشه از اول شروع مي کنم
من تو اينديانا بزرگ شدم
يه موج سوار کم استعداد بودم
راستشو بگم
من چيز زيادي واسه از دست دادن نداشتم
نه خانواده اي و نه دوستاي زيادي
به هر حال، ژانويه بود
از سکونتم تو لندن يک سال و نيم مي گذشت
تو شش ماه اول خيلي تنها بودم
اون موقع بود که با جيک آشنا شدم
چيزي که خيلي دوست داشتم اين بود که
با هم خيلي راحت بوديم
احساس امنيت مي کردم
خيلي خب، بريم
من براي مشترياي شرکت
وب سايت و سي دي رام طراحي مي کردم
بايد در آمد خوبي داشته باشه
نه اون قدر که به نظر مياد
جيک مهندس بود
ساخت پل و تونل و از اين کارا
اون بليطاش رو
تو کيف پولي که وقتي دوازده سالش بود خريد، نگه ميداره
همون کيف پول همون محتويات
آليس؟ آليس؟
بعدا ميبينمت
هي، آليس
مياي داخل؟
آره
يه دقيقه ديگه ميام
منوي برنامه آموزشي رو مجددا راه اندازي کنين
جوري که توي وبسايت شبيه يه بازي باشه
ما اين ايده رو با طراحي فرمانروا ها امتحان کرديم
آره اما اين درباره ماشين ظرف شويي که نيست
ما داريم نيروي فروش جهاني رو آموزش ميديم
تو جديدا تو زمينه رسانه پيش قدم شدي
يه چيزي پيدا کن
آليس، هنوز اون الگو هاي قديمي رو داري، نه؟
آليس، حواست هست؟
من دارم ميرم بيرون موهامو درست کنم
بعد از ناهار برمي گردم
آه، لعنتي
و رفتي داخل؟
آره
رفتم داخل
اسمت چيه؟
آليس
آليس
روتو بر نگردون
فردا بيا اين جا
بايد برم سرکار
پس امشب بيا
نمي تونم
هر وقت تو خواستي، آليس
تو بخواه، من ميام
نمي تونستم اتفاقيو که اون روز افتاد باور کنم
ميدونستم که نبايد دوباره تکرار بشه
ميخواستم همه چي برگرده سر جاي اصلي خودش
ميخواي من چيکار کنم؟
هيچي، فقط کاري که مي کني رو ادامه بده
همون موقع بود که اسمشو فهميدم
آدام تالس
و اين که يه کوهنورده
ديروز اين جا غوغايي به پا کرد
تا الان جون شش نفرو نجات داده
بدون اکسيژن
هر وقت خواستي بگو تمومش کنم
نه واينستا
امروز کتابتو خريدم
کتاب من نيست
فقط اسمم داخلشه
به نظر که کتاب خوبي بود
آليس، يه تعداد آدم مردن
يه جاي کار اشتباه شد
يه زني بود به اسم فرانکويز کولت
من کل گروهمو از دست دادم
هنوزم نمي فهمم چه اتفاقي افتاد
جاي هيچ اشتباهي نبود
همه چي چک شده بود
من عاشقش بودم
ميدوني بالاي بیست هزار پا اوضاع چه طوريه؟
اين جوریه
بدون هوا سلولاي مغز مي ميرن
از کار مي افتن
و بعدم بقيه بدن ميميره
دو سال گذشته
و هنوز نتونستم فراموشش کنم
من با کسي زندگي مي کنم
اما تو الان اين جا پيش مني
بايد برم
نپوششون
سلام، کجايي؟
من تو ماموريتم
ميتوني تو راه خونه ساعتمو
تحويل بگيري؟
من از برنامم عقب افتادم
نميرسم خودم برم
البته که مي تونم
امروز دلم خيلي واست تنگ شد، آليس
منم دل تنگتم
دوستت دارم
دوستت دارم
بزن ضربه رو! اصلا خوب نيس
پاس بده
برو تو دروازه
کارت؟ رف اين ديگه زيادي سخت گيري مي کنه
آره متاسفم
هيچ کي اون جا نيست
من بايد ترکت کنم
چيکار کني؟
نميتونم ديگه اين جوري ادامه بدم متاسفم
بايد برم
مي خواي ترکم کني؟
ما باهميم
ما کنار هم عاليم
من مي خوام باهات ازدواج کنم
من کسيو ملاقات کردم
با کي؟
نميشناسيش
متاسفم
کي ديديش؟
نميخوام ناراحتت کنم
مسئله اين نيست
مسئله دقيقا همينه
ما هر يکشنبه با هم ميريم مغازه
من اون بليطاي لعنتيتو مي خرم
خدا
کجا ميري؟
دنبال آدام ميگردي؟
الان اين جا نيس
اما بيرون سرده بيا داخل
لطفا بيا تو
من تو کوه هاي شيلي کوهنوردي مي کردم
آدام هميشه عکساشو مياره پايين
يا پشتشو بهشون مي کنه
آه، لطفا بشين
واسه من، عکسا بهم مي گن کي هستم
اما واسه آدام روحشو ميدزدن
يکم مي خواي؟
نه، مرسي
نه خيلي خوبه ها
من خواهرشم
تو خواهرشي؟
آره، من دبورام
ما با هم زياد ميريم کوهنوردي
خونش يه کم تعميرات لازم داشت
واسه همين من که نبودم اين جا ميموند
اين
آقاي همه چي دونه
اسمش اينه
اين فرانکويسه، آره؟
اين دليل اصليه
اينه که برادرم عکسو از ديوار در مياره
چون
واسش سخته ببينتش
برادرم مرد شجاعيه اما بعضي وقتا
از به خاطر آوردن مي ترسه
چيزي که اون فراموش کرده
اينه که اون تنها مسئول اين اتفاق نيست
منم باهاشون اون بالا بودم
اون دوست صميمي من بود، آليس
آره، من اسمتو ميدونم
تو خيلي خوشگلي
الان مي فهمم چرا اينجوري عاشقت شده
قضيه راجع برادر من اين جوريه که
يا باهاش ميموني یا نمي موني
و وقتي تصميمتو گرفتي و باهاش موندي
همه چي تمومه
بحثي نميمونه
ميتونين آدرسشو بهم بدين
آره البته
مرسي
من ازش جدا شدم
داري اذيتم مي کني
صبح بخير
آليس، اين جوناس جونا، آليس
جونا نوبل هستم از مجله گاردين
من واسه مصاحبه با آدام اومدم
درباره پروژه کوهنورديه هيماليا
خوشبختم
کجا مي تونم يه پيرهن پيدا کنم؟
تلفنته؟
ميشه تو جوابشو بدي؟
کسي جواب نداد
از طرفي فقط تبديل شد
به يه زمين بازي واسه پولدارا و بي تجربه ها
مرسي
بايد برم سرکار
امروز بهم فک مي کني؟
آره امروز چيکار مي کني؟
به تو فک مي کنم
دوست داري کوهنوردي ياد بگيري؟
آره
بعد از کارت بيا ببينم
خوبه
به اندازه هفته پيش قوي نيست
از ديدنت خوش حالم
ميبينم که با خودت مهار هم آوردي
مي خواي بپوشيش؟
پاتو بزار داخلش
و بکشش بالا مثل شلوار
عاليه
درسته، دوبار داخل
تموم شد
بهت مياد
مرسي
مشکلي نيس، من کمکش مي کنم
چطوري؟
خيلي خب، باشه
ببخشيد
بزار مهارتو چک کنم
به نظر خوب مياد
خواهرمه اما حسابي رو مخمه
قسم مي خورم شيمياييه
آماده اي؟
نميدونم، شايد
يالا
خب، بلاخره، آليس
موج سواري که کوهنوردو به دام انداخت
آليس با کلاوس آشنا شو آليس، کلاوس
کتابتونو دوست داشتم
خب، ممنون
از آشناييتون خوش بختم
به نظر سخت مياد
همش تو ذهنته
منظورم اينه که سليقم تو انتخاب لباس کاملا عوض شده
واقعا؟
اين تي شرت شفافو خريدم
ديگه لباس زيرو نمي گم
نه احتمالا بهتره نگي
من که هنوز همون لباس زيراي گشاد کتوني مي پوشم
ببخشيد يکم ديوونه شدم
جيک رو ديدي؟
البته که ديدم
پانزده ساله باهم دوستيم
چطوره؟
چي بگم؟
مث ديوونه ها سيگار ميکشه
و حسابي داغونه
بي دليلم نيس، مگه نه؟
معذرت مي خوام
من فک مي کنم تو داري زندگي هر دوتونو نابود مي کني
ببخشيد
تو کسيو داشتي که عاشقت بود
شما عاشق هم بودين
و فقط به خاطر سکس عالي بي خيالش شدي؟
ميدوني که، عشق، سکس عالي نيس
فقط سکس نيست، بيشتر از ايناس
بيشتر چي؟
همه چي
وقتي باهاشم همه چي بهتره
آه، خدايا، آليس
ميتوني کارت تبريک بنويسي
واقعا مي توني
ببخشيد
خوب
يالا بيا از اين جا بريم
فک کنم منم يکم مشاوره لازم دارم
نميتونم اما باهام بيا
قراره آدامو ساعت سه ببينم
ميتوني ببينيش
تازه يه مغازه ي عاليم هس
هنوز نخريدمش، اما مي خرم
چيزيش نيس، حالش خوبه
زنگ بزن پليس
آدام! صب کن
وقتي ديدمش
آه خدا
هيچ وقت ديگه همچين اتفاقي نمي افته
نميزارم
حالت خوبه
آره
من هميشه کنارت ميمونم
آره
هميشه مواظبتم
بگو که باورم مي کني
باور مي کنم
باهام ازدواج کن
هرچي زودتر بهتر
فردا
پس فردا هر چي زودتر بهتر
باهام ازدواج کن باشه
آقا، ميتونم ازتون چند تا سوال بپرسيم؟
از مغزت استفاده کن آليس
واقعا از اون چي مي دوني؟
هي، آماده اي؟
به اين نگاه کن
يکي مي خواد بترسونتت
امروز صب يکي تماس گرفت
کسي پشت خط بود
اما هيچي نگفت
حالمو بهم ميزنه
اگه بازم ازين اتفاقا افتاد
حتما بهم بگو، باشه؟
مشکلي نيس
آليس، تو
قسم مي خوري که آدام رو دوست داشته باشي و تسلاي خاطرش باشي
تا زماني که زنده اين؟
بله
و تو آدام، تو هم سوگند ياد ميکني؟
که عاشق و تسلاي خاطرش باشي تا زماني که زنده اين؟
بله
ان شالا که خدا اين پيوند رو گرامي بداره
و از مشکلات حفظ کنه
کشيش رو از کجا ميشناختي؟
اين کليساي خانوادگيمونه
شما يه کليسا خانوادگي دارين؟
واو، من يه مادر دارم که باهام حرف نميزنه
و پدري که هيچ وقت نديدمش
مهم نيس
زندگي من زماني شروع شد که تو رو ديدم
يالا مي خوام يه چيزيو نشونت بدم
چي؟
نه، نه، نه صبر کن، صبر کن، صبر کن
حالا، مي خوام اينو ببيني
از چشم من مثل اون موقع ها که شش ساله بودم
ببين اين جوري
اين داستانو شنيدي که ما به دو نيمه تقسيم شديم؟
و تموم زندگيمونو
به دنبال نيمه ديگه ميگذرونيم
تو همون نيمه ديگه مني
خيلي خب، رسيديم
اين جا لباس مي پوشيم
آره، اين جا
نه! نه، نه، نه، نه اين کارو نکن
ميخوام اين جوري تو يادم بموني
يالا، نميخوام اين شکلي يخ بزني
يالا
اين جا تنها ايستگاه بين راهي
هايک تو کل منطقس
کليسا سال هاس که اين بالا تدارکاتو نگه داشته
تو روز عروسيت رفتي هايکينگ؟
ايده اون واسه عشق بازي بود
فکر مي کردم ماه عسل يعني دراز کشيدن تو تخت
همراه سرويس اتاق
آه، يه ماه عسلي بهت بدم که هيچ وقت فراموش نکني
بهت قول ميدم
نه، نه، بشين
ريتمتو انتخاب کن و همونو ادامه بده
اگه لازمه بشمار
مي خوام قويت کنم
مي خواستم بهم افتخار کنه
واسه همين نشونه ها رو ساعت ها دنبال کردم
موفق شدي
اين چيه؟
اين يه بالنگره
که بدنو تو حالت آويزون نگه داره
بگير
بهم اعتماد داري؟
آره
تکون نخور
من تموم کنترلم رو دادم دستش
و اجازه دادم اون تصميم بگيره کي بتونم نفس بکشم
و وقتي نمي تونستم نفس بکشم
عاشقش بودم
خدايا! دوستت دارم
ما به لندن برگشتيم
و مقاله جونا نوبل منتشر شد
من بيشتر از هر زمان ديگه اي خوش حال بودم
ببخشيد
بفرماييد مرسي
الو، جيک؟
نه، سيلوي هستم سلام، آليس
سيلوي؟
حتما اشتباه گرفتم
معذرت مي خوام فکر کردم دارم با جيک صحبت مي کنم
آه، نه، نه، نه مشکلي نيس
در واقع، اتفاقي اين جام
فک کنم جيک زود برگرده
ببين، آليس يکم ممکنه عجيب به نظر بياد
اما مطمئنا مي خواستم بهت بگم
اما من و جيک
داريم همديگه رو ميبينيم
تو و جيک؟
خب، اين يه دفعه اتفاق افتاد
باهاش زندگي مي کني؟
آره، آره تقريبا
آه، خدايا
چقد مسخرس
يه دوست قديمي ميره با دوستش يه مدت زندگي کنه
تا اون دوست رو که ضربه عشقي خورده يه مدت آروم کنه
و يه دفعه اون دوتا چشم باز مي کنن و ميبينن که باهمن
تو که با اين مسئله مشکلي نداري؟
نه من مشکلي ندارم
ديرمون ميشه بجنب
آره، من بايد برم
بعدا راجبش صحبت مي کنيم باشه؟
اينم از اين
چطوري؟
هي، آليس، آليس ببخشيد
ببخشيد
ببخشيد
چطوري؟ واقعا از ديدنت خوش حالم
آليس تالس اين جاس
زن برادر من
حالت خوبه؟
يکم سردرد داشتم دنبال آسپرين مي گشتم
آه، نه، نه دستتو بده به من
اينو حس مي کني؟
آره، واقعا درد مي کنه
چشماتو ببند
نفس بکش
به آرومي
خوبه
این یه نوع ماساژ هست که کليه ها رو کنترل مي کنه
يا مغز يا ساق بزرگ پاي چپ
يادم رفته کدوم
اما هر چي هست جواب ميده، نه؟
ممنون
چشماتو ببند
خيلي خب، الان مي توني بازشون کني
واي خداي من
مي خوام به خاطر اون خانم خوشگله که لباس آبي تنشه بنوشم
کجاس؟
فکر نمي کنم هيچ وقت از طبقه سوم بالاتر رفته باشه
اما تونسته آدام ما رو فتح کنه
اما نميدونست وقتي آدام رو مال خودش کرد
ما رو هم بدست مياره
هورا! هورا
بيشتر افرادي که از اين برنامه استفاده مي کنن خانمن
و ما سعي داريم که بهشون يه بازي بفروشيم
اما زنا از بازي خوششون نمياد
زنا عاشق داستانن
مردان که بازي دوست دارن
مردا دوست دارن سر اژدها رو جدا کنن
و پرنسس رو بدست بيارن
اما زنا دوست دارن بدونن
چطور شد اژدها و پرنسس
از اول رفتن اون جا
بازي راهه اشتباهيه
متاسفم
ببخشيد
آليس تالس
من جونا نوبل هستم
منو يادت مياد
بله يادم مياد
من يه نوشته عجيب راجع به مقاله دريافت کردم
نمي خوام با اين نوشته کاري کنم
منظورم اينه که نمي خوام دنبالشو بگيرم
احتمالا اين کار احمقانه ايه
اما يه جوري حس کردم وظيفه دارم
که اين موضوعو به شما بگم
براتون بفرستمش؟
آره مي تونين بفرستينش
شخصيه ديگه؟
اصلا دلم نمي خواد توجه عموم سمتم جلب بشه
متوجهم مي تونين فکسش کنين
باشه همين کارو مي کنم
شماره رو دارين؟
آره از منشيتون گرفتمش
خيلي خب ممنون که تماس گرفتين
ببخشيد بايد اين تماسو مي گرفتم
مشکلي نيس
بزار يکم راجبش فکر کنم
ما نبايد بازي کنيم
واضحه که خانما بازي دوست ندارن
فک کنم اين پروژه به يه فرد جديد نياز داره
جونا نوبل عزيز نوشته شما حالمو بهم زد
قهرمان بزرگ شما آدام تالس به من تجاوز کرد
چرا حقيقتو گزارش نميدين؟
کاغذش تموم شده
من تصميم گرفتم که از الان به بعد
اين پروژه تحت اختيار آليس باشه
تو مرد اصلی هستی
منظورم زن اصلی هستی
خانما
عاليه
تبريک مي گم آليس
ممنون
ببندم يا باز بزارم؟
ببند
لعنتي
دفتر آليس تالس
سلام کلوديا آدام هستم
آه، سلام آدام
سلام آليس هستش؟
نه، همين الان رفت بيرون
رفت؟ کجا رفت؟
فکر کنم رفت مطب دکتر
پس تو فکر کردي که اين زن اين نوشته ها رو فرستاده
بله
بله؟
سلام، من جونا نوبل هستم از مجله گارديان
قبلا باهاتون تماس گرفتم
بله
شما ميشل استو هستين؟ بله خودمم. بياين تو
تو يه مهموني تولد بود
من ازش خواستم باهام برقصه
و بعدش...نميدونم
ما شروع کرديم به بوسيدن همديگه
من اصلا تو حال خودم نبودم
اومدم و دستمو گذاشتم رو پيرهنش
بعدش رفت بيرون
فک کنم آخرش يکم بهتر شدم
چون يادمه، مونده بودم
که اين چه غلطيه که دارم مي کنم
بعدش اون منو کشيد تو بوته ها
لباسامو در آورد
يه زيپ
پشت لباسم بود
خيلي کوچيک بودم
شروع کردم به گريه
با دستش جلو دهنم رو گرفت و بازم ادامه داد
خيلي قوي بود
هيچ کاري نمي تونستم بکنم
سعي کردم جلوشو بگيرم
وقتي کارش تموم شد تکونم داد و
و يه چيزي گفت مثه
اين فقط سکسه
فقط سکس
بعد بلند شد
و با خواهرش از مهموني رفتن
پس مي خواي راجع به اين موضوع مقاله بنويسي، درسته؟
منظورم اينه که درسته اون قدر شخص مشهوري نيست
اما به اندازه کافي شناخته شدست
ميتونيم از اين راه يکم پول دربياريم
اين جوري نميشه
چرا همين جوريه همه الکي زر مي زنن
که کي مي کنه تو کي
کلي از اين داستانا هس
تو مدرکي نداري
فقط اين گفت، اون گفت، اينکارو کردم
خدايا، آليس، باورم نميشه اين کارو کردي
اگه با ويراستارم تماس بگيره چي؟
ممکن بود اخراج شم
فکر مي کني اون زناي فضول
عين آدم برخورد مي کنن؟
از اون لحظه اي که باهات تماس گرفتم
ميدونستم دارم اشتباه مي کنم
معذرت مي خوام آليس
اشکالي نداره، فقط
فکر مي کردم بايد بدوني چيکار کردم
واقعا فقط يه کنجکاوي ساده بود
هيچ وقت ساده نيست
کنجکاوي مي تونه مردمو به کشتن بده
اگه شوهر خودت بود چيکار مي کردي؟
من شوهر ندارم
تو فقط يه شوهر ساده نداري
شوهري داري که ديوونته
تو راست ميگي بايد بهش اعتماد کنم
مردم کارشون داستان سر هم کردنه
تو، من، همه
اما نتونستم داستان کاملي
راجع به شوهرم بهت بگم
در واقع تموم چيزايي که من راجبش ميدونستم
تو کتابا و مجله ها خونده بودم
يا از بقيه مردم شنيده بودم
نميتونستم خودمو راضي کنم
بايد بيشتر از اينا مي دونستم
ادل بلاچرد
اين ديوونگيه
اما مي خوام به همه کبوديامو نشون بدم
کاري که ما مي کنيم خطرناکه
اما نميتونم جلوي خودمو بگيرم بازم مي خوام
تنها راه تموم کردن اين ماجرا اينه که بي رحم باشم
ما بايد کاري که داريم مي کنيم رو تموم کنيم
من تصميم گرفتم برگردم پيش همسرم
من اون قدر قوي نيستم که کنار تو لبه ي پرتگاه زندگي کنم
ميدونم تو هيچ وقت سقوط نمي کني اما ميدونم امکان سقوط من زياده
مطمئنم
اين منو نابود مي کنه
اما بايد برگردم کنار مايکل
دوستت دارم
ادل
داشتم به تو فکر مي کردم
منم همين طور
ديروز زنگ زدم اداره باهات صحبت کنم
آه، جدي؟
کلوديا گفت حالت خوب نبوده؟
فکر کرد رفتي مطب دکتر
من، ام م
قرار ملاقات داشتم اما، ام م
اما به قرارم نرسيدم
کجا قرار داشتي؟
توي، ام م، هتل مشتري
کدوم هتل؟
هيلتون
ببخشيد فضولي کردم
فقط دوست دارم بدونم تو طول روز چيکارا کردي
اينو از کجا آوردي؟
دبورا بهم دادش
سليقه خوبي داره
يکي باهام تماس گرفت، ام م
خيلي عجيب بود درباره مقاله روزنامه
يه زني بود به اسم ميشل استو
يه فکس فرستاد
همچين اتفاقي هرگز نيفتاد، آليس
من هيچ وقت بهش تجاوز نکردم
من نبايد
من اونو از زمان بچگي مي شناختم
فکر کنم منو يه راه ميان بر ديده
اگه ديده بوديش منظورمو مي فهميدي
اصلا تعجب نکردم که با تو تماس گرفته
متاسفم که مجبور بودي اين چيزا رو بشنوي
صبح بخير
سلام آماده اي؟
الان ژاکتمو ميارم
ببخشيد که اين جور سر زده اومدم
اما شوهرت نمي فهمه که
اسپانسرا به نمايش نياز دارن
و تنها وقتي من بيام دنبالش حاضر ميشه بياد
چرا بهم نگفتي
قراره تو برنامه تلوزيوني باشي؟
فقط يه برنامه جاز احمقانس
فالگيري
بله ادل بلانچرد
کدوم شهر، لطفا؟
لندن
آدرسي از ادل بلانچرد
از خيابون مانچمونت دارين؟
چند لحظه صبر کنين لطفا
قطار در حال حرکته
لطفا حواستون به درها باشه
من دنبال ادل بلانچرد مي گردم
من مادرشم
خودش خونست؟
تو بايد از دوستاي آمريکاييش باشي
ما سعي کرديم به همه اطلاع بديم
اون 8 ماهه که ناپديد شده
گم شده؟
گفتين اسمتون چي بود؟
جوانا
هيچ وقت هيچ تماسي با همسرش نگرفت؟
حتي واسه دوست پسر قبليشم نامه اي ننوشته
يا هر چيز ديگه اي؟
هشت ماه بدون هيچ خبري
و اين از طرف يه دختره
که سعي کرده به مادرش از ناپل ایميل بزنه
جوانا خواهش مي کنم بهم قول بده هيچ وقت راجع به ادل فکر بد نکني
اگه آدم سعي کنه مثبت به
قضيه نگاه کنه ممکنه يکم به قضيه کمک کنه
اون روز خيلي خوش حال بود
هيچ ناراحتي، هيچ عصبانيتي، هيچي
اونو ميشناسي؟
آدام تالس
اون همه جاي دنيا باهاش کوهنوردي مي کرد
دامادم مايکل
تو ميلان دلاله
اولاش اصلا مخالف کوهنوردي
رفتنش نبود
اما بعد از 2 سال حسابي خسته شد
بهش گفت بين کوهنوردي و ازدواجشون يکيو انتخاب کنه
و ادل هم کوهنورديو گذاشت کنار
روز قبلي که قرار بود برگرده ميلان
رفت بيرون
و هيچ وقت برنگشت
اينو تو کيفش پيدا کردم
فک کنم اين آخرين عکسيه که گرفته
امروز دو نشونه ديدم که حس کردم ادل بهم نزديکه
اومدن شما و تماس گرفتن آدام
مي خواست بدونه از تحقيقات
خبر جديدي شده يا نه
دوست دارين واسه شام بمونين؟
نه، ممنون بايد برم خونه
خيلي دير شده
حسابي نا اميد شدم
قرار بود طرفاي ساعت 5 بياد اين جا
تو و آدام اگه همديگه رو ميديدين عاشق هم ميشدين
بشين، بشين
من باز مي کنم
مشکلي نيست اگه قرارو بزارم واسه هفته آينده؟
هنوز نتونستم برم بانک
بله، البته
خانم بلنچرد
واقعا متاسفم بايد برگردم
نمي خوام دير کنم
اميدوار بودم يکم بيشتر بمونين
متاسفم
اين قطار در حال حرکته
لطفا از درها فاصله بگيرين
چيکار مي کني؟
چيکار مي کنم؟ دارم تو رو مال خودم مي کنم
بعضي وقتا حس مي کنم اصلا نمي شناسمت
آه خيلي خوبم ميشناسيم
هر چيزي که لازم باشه بدوني رو، ميدوني
منو نگاه کن
چشماتو باز کن
لطفا
چشماتو باز کن
با يه مرده ديگه بودي
نه
پس داري چيکار مي کني؟
اون جا چه خبره؟
چرا اين قدر پنهون کاري مي کني؟
اين سوء ظن واست هيجان انگيز و جالبه؟
واسه اين که از زندگيت لذت ببري بهش نياز داري؟ چيه؟
من نامه ادل رو پيدا کردم
تو
نامشو
پيدا کردي؟
اينجوري مي خواي داستانو تعريف کني؟
چي، نامه ها و
همراه کليدا رو ميز بودن و
و تو هم اتفاقي ديديشون؟
ببين چي پيدا کردم؟
اينا و اينا
اينا رو پيدا کردم بيا، بخونشون
من چيزي واسه پنهون کردن ندارم آليس
پشت سر من دزدکي اين کارا رو مي کردي
چون مي خواستي فقط کارا رو سخت تر و سخت تر کني؟
همينو مي خواي ديگه؟
من مي خوام بدونم تو چي مي خواي، آليس
اگه اين کارو بکني منم تنبيهت مي کنم؟
هدفت همينه؟
لطفا بازم کن
اگه بهم اعتماد داشتي
الان تو اين وضعيت نبودي آليس
من فقط
مي خواستم دربارت
بيشتر بدونم
و مي خواستم درباره گذشتت بدونم
مي خواستم داستان زندگيتو بدونم
فکر مي کردم اگه بيشتر بدونم
ميتونم بيشتر دوستت داشته باشم
ميدونم تنها چيزي که مهمه بودن من و تو باهمه
اينو مي دونم
چون وقتي تو پيشم نيستي
حس مي کنم گم شدم
فکر از دست دادن تو ديوونم مي کنه
من مال توئم، آليس
از اين بيشتر چي مي خواي بدوني؟
ميتونم گردنتو بشکنم خيلي دوستت دارم
مي خواي اين جا بموني؟
منظورم اينه که
اينو دوست داري؟
آدام بايد برم دستشويي
خداي من
آليس، لطفا اين کارو نکن! آليس
خواهش مي کنم
کجا داري ميري؟
آليس! لطفا
داري چيکار مي کني؟
و اين جا بود که اومدم سراغ شما
مي خوام باهاتون بي پرده صحبت کنم
طبق تجربه ي من اتهام به خشونت خانوادگي
معمولا يکم ديره
من ازتون مي خوام پرونده ادل رو دوباره باز کنين
باز کردن يه همچين پرونده اي کار آسوني نيست
انگلستان پر از افراد مفقود شدست
اون ادل رو کشته
خانم تالس، هر پرونده اي
چه قتل چه مفقود شده به مدرک نياز داره
بايد ازتون بپرسم چه مدرکي دارين؟
نامه ادل؟
نه
نامه هاي هشدار؟
نه
شما
دو تا عکس دارين
که هيچيو ثابت نمي کنه
اون به ميشل تجاوز کرده
ميشل هيچ وقت همچين چيزيو گزارش نداده
بدون من شروع کنين تا چند دقيقه ديگه ميام اون جا
من دوست دارم بهتون کمک کنم خانم تالس
همه هر کاري مي کنن تا شبيه اون باشن
اون نمي تونه شما رو ببينه
اون حسابي ترسيده
واقعا؟ منظورم اينه که آسيب ديده؟
اون...خدايا...اون داشت ميدويد سمت ترافيک خيابون
دکتر خبر کنين
اون حالش خوب ميشه
من هيچ وقت قصد صدمه زدن بهشو نداشتم
من دوستش دارم
شما آوردينش داخل؟
اون اومد اين جا دنبالت
يه جفت کفشم آورد
نگران پاهاتون بود
من معتقدم که شوهرتون
پتانسل بروز خشونت رو داره
من معتقدم که اون غير قابل پيش بينيه
اما اين که اون يه قاتله؟
نميدونم
در واقع، کاري که شما ها با هم مي کردين
مبني بر رضايت دو طرف بوده
شما خودتون گفتين
که خوشتون ميومد
ميشه پرده رو بکشين؟
من نمي تونم اونو بيشتر از چند ساعت نگه دارم
اين تنها کاريه که مي تونم واستون بکنم
شما دارين به يه قهرمان تهمت مي زنين خانم تالس
و مطلقا هيچ مدرکي ندارين
آليس، چه اتفاقي واست افتاده؟
آه، دبورا متاسفم
من ديوونه نيستم من فقط...من فقط
من رفتم ایستگاه پليس
اما هيچ کس منو باور نکرد و من فقط...من فقط
اون اومد داخل و کفشامو آورد
و اونا فکر کردن زده به سرم
اما، منظورم اينه که، ميدونم که اون برادرته
اما منظورم اينه که دوستت هم بود
شايد تو بتوني، ام م
ببين، يادته وقتي بهم گفتي
يا باهاش ميموني، يا نه بدون هيچ بحث و توضيحي
خب، من، من من دارم سعي مي کنم بفهمم
من فقط، من فقط مي خوام بپرسم منظورم اينه که، ام م
فرانکويز با کس ديگه اي هم بود؟
آره
اون يه حادثه نبود
فرانکويز اونو ترک کرد
و آدامز اونو کشت
شايد
اين مهاريه که ما استفاده کرديم
از تيتانيوم ساخته شده اما مسئله مهم تر اينه که
ميتونه وزن 2000 پوند رو تحمل کنه
من توي کاتماندو يه دوست دارم
که واسم مهاري رو فرستاد
که به اشتباه از جنس ديگه ساخته شده بود
اين چيزيه که فقط با هفتاد و پنج پوند اتفاق افتاد
شايد راست ميگي
شايد آدام مهار هاي گروه فرانکويز رو
عوض کرده بود
آدامز اونا رو کشت
اونو ول کن آليس
من اونو ميشناسم
به خاطر خودتم که شده بايد اونو ترک کني
دبورا...دبورا فقط اين نبوده
چي؟
فکر مي کنم که، ام م با يه زن بوده که
ادل بلانچرد و فکر مي کنم
که اون مي خواسته آدامز رو ترک کنه و برگرده پيش شوهرش
و...و فکر مي کنم که آدامز اونم کشته
ادل هيچ وقت نمي خواست برگرده پيش مايکل
همه ميدونستن که ازدواج اونا به آخر رسيده
من نامش رو خوندم
اون با آدام بهم زد
و، آه، اون
فکر مي کنم که، آه که اون اونجاست
چي؟
من رفتم پيش پليس
پليسا هيچ کاري نمي کنن
اونا به مدرک نياز دارن
من فکر مي کنم آدام اونو اونجا خاک کرده
تو سنت ادموند
من به کمکت نياز دارم تا پيداش کنم
مي خواي با من بياي؟
من بايد يه اعترافي بکنم
من اون نوشته ها رو برات مي فرستادم
من راجع به خشونت برادرم مي دونستم
ديده بودمش
بايد بيشتر از اين ها انجام ميدادم
بهونه خوبي نيست
اما اون منو ترسوند
خوش حالم که تونستي از دستش فرار کني، آليس
ديگه مشکلي واست پيش نمياد
ميشه اينو بردارم؟
آره، البته
فکر کنم همين جا باشه
اون عکسا رو همين جا کنار مجسمه فرشته گرفته
آه، خداي من
اون لازم نبود بميره
اگه فقط بهم مي گفت
داره پيش مايکل برميگرده
آره
من به اونم يکي دادم
اونم مثل تو فک مي کرد خيلي قشنگه
چرا اين کارو کردي؟
فکر مي کني کي اول بهش پارچه ابريشمي رو داد؟
اون فقط 15 سالش بود
من راجع به سکس حرف ميزنم آليس
درسته ما همين جا سکس داشتيم
آدام مال منه
مال من
چرا؟
من هيچ وقت مال تو نبودم
ما بچه بوديم، بچه
همه چي تموم شد
همه چي تموم شد
آه خدايا
اون و من
با هم ميومديم اين جا
من فکر مي کردم تو فقط بايد بهم اعتماد کني
و اين جوري همه چي تموم شد
و هنوز روزي نشده
که حداقل يه بار به اون شهوت بي پايان فکر نکنم
شايد اون حس قوي بود که جلوي چشممو گرفته بود
و نتونستم حقيقت رو تو گذشته ي اون ببينم
بعضي وقتا با خودم فکر مي کنم
چه اتفاقي مي افتاد
اگه اون روز صبح سرمو بالا نمي گرفتم
دو سال بعد يک بار ديگه ديدمش
نميدونم
شايد يه موج سوار مثل من
نميتونه تو ارتفاع زندگي کنه
شايد هيچ وقت ممکن نبود
چيزيو که بينمون بود رو حفظ کنيم
شايد
خب، اين چيزيه که من به خودم مي گم
ترجمه : shirin_khanom ویرایش و هماهنگی : saeed_ghayori
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.