Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
« منزل خونآشامها »
هان؟
گییرمو؟
!گییرمو
!بو
بچهای که راهش رو با پنجهکشیدن از شکمِ دوست مُردهمون کالین رابینسون به بیرون باز کرد، به اون سن سرکشانه رسیده
اون مال منه. همین حالا درش بیار - !من رو بگیر، من رو بگیر -
پسرک بیشفعالیه - احساس میکنم چندین هفته -
از زمانی که یه خسب روزانۀ خوب داشتم میگذره - مردکۀ کوچولو -
انگار که این هایوْهوی تمومی نداره
خیلی پُرسرصداست، و برخلاف ما، در طول روز نمیخوابه
در طول شب هم نمیخوابه
کِی میخوابه پس؟ - فکر نکنم بخوابه -
هیچ لحظۀ کسلکنندهای با اون پدرسوخته وجود نداره
من کاملاً مطمئنام اون باید نیمهاهریمن باشه - یاوهست -
اون تماماً پسربچهست
♪ The Trashmen - Surfin' Bird ♪
سعی کردیم با خریدن اسباببازی سرگرمش کنیم
ولی اون فقط اسباببازی رو میشکنه و با جعبهش بازی میکنه
که بعد آتیشش میزنه
اه، خب، اقلاً
نشانهای از خستهکنندهبودن یا خونآشامِانرژیبودن از خودش نشون نمیده
ذهن خیلی کنجکاو و پرسشگری داره - !کالین، نه -
!گیزمو، خفهخون بگیر
ما داریم یه قطعه برای دوربین انجام میدیم. همونطور که داشتم میگفتم، ذهن خیلی پرسشگر و کنجکاوی داره
اون فقط طرز خیلی قشنگ و مزخرفی برای گفتن اینه که
...اگه حتی یک لحظه حواسمون بهش نباشه - !کالین، نه! نه -
میدوئه میره توی زیرزمینِ سیلزدۀ کوفتی و ویرانی به بار میاره...
بی هیچ دلیل موجهای
!کالین، نه
!کالین - ،نه -
بهنظر من جنونش حسابشدهست
چیزی که داریم میبینیم پویش اولیه و تجربی احتمالاً یک پیکرتراش یا یک معماره
یا یک جانی
!سلاح داره - ...شاید -
!سلاح داره
!وای
!میگیرمت
!ولی باید بره مدرسه
تا بتونه مقداری از این انرژی رو بسوزونه
و ساختار یاد بگیره و دوروْبر بچههای عادی همسن خودش باشه
ولی اون بچۀ عادیای نیست - هوم -
اون یه خوانندهست، یه رقاص، اون یه سرگرمکنندهست
اون جادو داره
!باید یه کاری بکنید - تو چطور؟ -
تو مدرسه رفتی؟ - بله -
راستش، اتفاقاً من بچه که بودم، مدرسۀ دولتی رفتم، و من رو ببینید
خوب از آب در اومدم
نقشۀ عالیایه
کالین رابینسونِ کودک رو بفرستیم مدرسه، و عین تو از آب درآد
من داشتم فکر میکردم
شاید راهحلش این باشه که کالین رابینسونِ کودک رو بفرستیم مدرسۀ هنرهای نمایشی
که درش وانمود به یادگیریِ خوندن و نوشتن و ریاضی میکنن، اما کمِکمش حدود 8 ساعت از روز رو خونه نیستن
اینجا چه خبره؟
کجا؟ - موهات رو اصلاح کردی؟ -
چرا؟ تو موهات رو اصلاح کردی؟
پیشتازان فضا» تماشا میکردی؟»
بیاید روی... نگاهکردن به من تمرکز نکنیم، باشه؟ و روی مشکل مهم تمرکز کنیم، که کالینِ کودکه، درسته؟
باشه. چطوره بفرستیمش یه مدرسۀ غیرانتفاعی خیلی گزینشی تا مجبور نباشه نگرانِ معاشرتداشتن با کارتنخوابهای خیابونی و کودنها باشه؟
نه. ما اینجا کُلی مدرسۀ دولتی خوب داریم، و رایگانان - فکر میکردم تو حسابداری میکنی -
مگه کاباره توی تریلیونها دلار غوطهور نیست؟
نه، اون پول رو واسه تعمیر خونه لازم داریم
و من باشم نمیگم «تریلیون». نه، قطعاً نه
این ماه چقدر پول درآوردیم؟
باید قشنگ حسابکتاب بشه
...حضورِذهن ندارم - ،یه لحظه وایسا. نندور -
چرا جینیت رو نمیمالی؟ - اون جنـه -
،خب، جن باشه یا نه، بمالش، یه آرزو کن اونوقت میتونیم این گندکاری رو تمیز کنیم
خب، نمیتونم
چرا؟ - ،چون تعداد خیلی محدودی آرزو دارم -
و نمیتونم هدرشون بدم - !خودخواه -
و درهرصورت، قبلاً ازش خواستم
و گفت که شرعاً محظوریت داره هر گونه کار خونگی انجام بده
چه ضدّحال
البته که میتونم از جن بخوام که
همۀ مشکلاتمون با خونه رو محو کنه
ولی... اصلاً عاقبت خوشی نداره
مطمئنای موهات رو اصلاح نکردی؟
اول خونه رو تعمیر میکنیم
بعد برمیگردن میگن: «اوه، نندور، میتونی آرزوی یه قالی جدید بکنی؟» یا همچین پُخی
،و تا به خودم بیام، میبینم همۀ آرزوهام استفاده شده
و دیگه آرزویی برام باقی نمونده که تأثیر جهانی بذارم
:که برنامهم اینه که تمرکز بعدیم روـش باشه
بشردوستی
هی
تماس گرفتی؟
من؟ اوه
اتفاقی بود
پس... از نتایج آرزوی اخیرت راضیای؟
یک لحظه ما رو میبخشید؟
کارهای بشردوستانه
پس، در خصوص آرزوی اخیرم
بهنظرم برداشتنِ چینوْچروکهای دور چشمهام موفقیتآمیز بود، بله؟
من برای خدمتگزاری زندهام
آ... گرچه، احساس میکنم الآن صافی پوست باعث جلبِتوجه به پُفکردگی زیر چشمها شده
هوم. بیا. بیا، بذار ببینم - اینجا رو میبینی؟ -
♪ امشب در سرزمین رؤیاها من رو ببین ♪ [ In the Good Old Summertime ترانۀ فیلم موزیکال/عاشقانۀ ]
♪ زیر ماه نقرهفام ♪
♪ امشب در سرزمین رؤیاها من رو ببین ♪
تُف. دوباره نه
هی، حدس بزنید چیه؟ - چیه؟ -
شماها «یوتیوب» دارید؟ و ویدئوی جدید «مستربیست» رو دیدید که بزرگترین خمیردندونِ فیل دنیا رو درست میکنه؟ [ MrBeast جیمی دونالدسون: یوتیوبر معروف آمریکایی ملقب به ]
نه. چی واسه خودت زرزر میکنی؟
ما ممکنه به بچهها بخوریم، ولی 143 سالمونه
اوه، باشه، ببخشید
عیب نداره، پسرک، نمیدونن چی داره از کفشون میره
بجنب. بیا به کارمون برسیم
،حالا که بهش فکر میکنم
،بهگمونم تحصیل اونقدر هم فکر بدی نیست
مادامی که بتونه با همپایههای جوانش کمی مسخرهبازی در بیاره و لودگی کنه
ای وای - عشق من، هم برای اون خیلی خوب میشه، هم برای ما -
آره، ولی این مزخرفات مدرسۀ دولتی نه
هوم - باید مثل من در زمرۀ نخبگان باشه -
خب، من چندتا بروشور دربارۀ چندتا مدرسۀ غیرانتفاعی خیلی تحسینبرانگیز توی این منطقه دارم. بفرمایید
هوم؟ - میذارمش همینجا -
خب، اینیکی رو میتونید فراموش کنید. زمین کریکت نداره
یا حتی یه دیرک شلاقزنی - نکتۀ خوبیه -
و چه چیزی رو بهعنوان راهحلی بهتر مطرح میکنی؟
...خب، از نظر من، آم
آ... اینیکی خوب به نظر میرسه
اون... اون رسیده - اوه -
!من رو بذار زمین، احمق
انقدر تقلا نکن، بچۀ شیطون
اوه، نه - اه. دلم درد گرفت، خنگول -
آقاکوچولوی خوب
!کالینِ کودک - !وای -
تلاش خوبی بود، عوضی - کمرم -
برادرزادۀ کوچولو دوباره راهش رو به خونهم پیدا کرد
توی گاراژ مُچش رو گرفتم، داشت با یه چکشِ سرگِرد توی دیوارِخشک حفره ایجاد میکرد
هزاران عذرخواهی تقدیم تو باد، شان - این چیه؟ آقاکوچولو رو میفرستید مدرسۀ غیرانتفاعی؟ -
آره، داریم بهش فکر میکنیم
اوه. خب، بهتره «مدرسۀ روزانۀ هلن کانتری» رو هم به لیست اضافه کنید، چون دارید با فارغالتحصیل این مدرسه حرف میزنید
واقعاً؟ خب، بفرما. پسرک هم میره همونجا
آره، میتونم با اون کمکتون کنم. ازقضا مدیر مدرسه رفیق فابریکمه
بهنظرت تصمیم نسبتاً عجولانهای نیست؟
شان میرفته اونجا، و ببین چطور از آب در اومده
صحیح - لباسش رو میزنه توی تنبونش وْ این حرفها -
سر هیچ تصمیمی توی زندگیم از این خاطرجمعتر نبودهام خاطرجمعی از روی تکبر. بازی با کلمات؛ :cocksure ] [ چون «کاک» بهمعنای آلت تناسلی مردانه نیز هست
همه آمادهان؟
!مدیر مدرسه تا ده دقیقۀ دیگه میرسه
و یادتون باشه، شما انسانهای عادی هستید که انجام کارهای انسانهای عادی رو دوست دارید
شما خونآشام نیستید، و اگه... اوه، نه
!لاترجی
...خب
نمرۀ 20 واسه تلاش برای کُل جنبۀ انسانبهنظررسیدن، ولی نه
برید بالا و هر لباس خونآشامیتون که کمتر خونآشامیطوره رو بپوشید
ولی همینه - آره - همینه؟ -
همینه - باشه، این رو امتحان کنیم -
اوه، من خیلی پیتزا دوست دارم
خیلی خوب بود
...یهخرده آب بیاریم برای
وایسا، چی شد؟ فکر میکردم قراره لباستون رو عوض کنید
من چیز دیگهای واسه پوشیدن پیدا نکردم، گییرمو. بیخیال شو - باشه، باشه. مشکلی نیست. عالی شدی. خیلیخب، بریم توی کارش -
اوه! اومدن
حالا، نگران نباش، بزرگمرد. تو فقط دقیقاً همون - کاری رو بکن که تمرین کردیم، باشه؟ - اوهوم
بچهها، ایناهاشش. مرد محفل. مدیر وارِن
سلام - آره -
حالا، اون زمانی که من مدرسه میرفتم، این ،چیزی جز یه مشاور آموزشی بیعرضه نبود
ولی، واقعاً کمکم کرد چندتا هدف واقعگرایانهتر برای دانشگاه تعیین کنم
برنامۀ چهارساله به درد همه نمیخوره
ولی تو مرد جوانِ عالیای از آب در اومدی، شان
حرف از مرد جوان عالی شد، برو - اوه! و ایشون باید کالین باشن -
سلام، مرد جوان
آشنایی با شما مایۀ مباهات بندهست، قربان
و حدس بزنید چیه؟ - چیه؟ -
من پسربچۀ باهوش استثناییای هستم که میتونه ،آواز بخونه و برقصه، و هیچوقت «یوتیوب» تماشا نمیکنم
و هیچوقت با ضربات چکش توی دیوار حفره ایجاد نمیکنم - !اه -
!باشه - دیگه میتونی بری، کالین -
فکر کنم دیگه کافی باشه
بهنظرم وقت خوابته - لطفاً -
لطفاً، بفرمایید بشینید - اوه، حرف راست رو از بچه بشنو -
اوه، انسانیتش رو میرسونه - بله -
خب... عذر من رو پذیرا باشید که بهطور کامل در جریان نیستم، ولی... والدین بچه دقیقاً کیه؟
...آ
آره - ...آ -
زمانی که با انگشتانم بشکن زدم، به حالت خلسه وارد خواهید شد که در آن نه چیزی شنیده و نه چیزی خواهید دید
سپس باری دیگر بشکن خواهم زد، و مجدد هوشیاری خود را به دست خواهید آورد، و چیزی از این وقفه به خاطر نخواهید آورد
واقعاً باید قبل از اینکه بیان یه فکری برای این میکردیم
میخوایم بگیم والدینش کیان؟
بیا فقط بگیم مادرش منام و پدرش تو
فکر خوبیه - اون جواب نمیده، عزیز من -
من دیگه بهش گفتهام که من عموی پسرکام - تُف -
مشکلی نیست، من میشم پدرش
با اون سروْوضع؟ - بله -
از هیچی بهتره - خب، نگاهش کن -
!لازلو، باهاش کنار بیا - یالا -
آخ! نندور - ببخشید -
بله، سلام
ما والدین کالین هستیم. من ناجام
من نُه ماه کامل رو باردارش بودم
بله، من هم متیو هستم
خب، خیلی دوست دارم چندتا سؤال دربارۀ خودتون و کالین ازتون بپرسم - هوم -
،بله، ما هم میتونیم جوابِ اون سؤالات رو بدیم چون ما خیلی زیاد والدین کالین هستیم
بله
و من متیو هستم
خیلیخب
پس... بریم توی کارش
کالین چند سالشه؟
دوازده - چهلوْدو -
شونزده - یک -
نُه سالشه - !نُه -
♪ نُه سالشه ♪ - نُه -
خیلیخب، عالی
قراره همه برای این بخش بعدی هم بمونن؟
...منظورم اینه، معمولاً، فقط
فکر کنم فکر میکنه عجیبه که فقط من وْ نندور اینجا نیستیم
متیو - بهنظر من عجیبه که شما دو تا رو تنها توی یه اتاق میخواد -
خب، اگه همه میمونن، پس من هم باید بمونم. میدونی، برای مشاورۀ انسانی
باشه. من این رو درست میکنم
آ... والدینان که مصاحبه رو انجام میدن - نکتۀ خوبیه، بله -
ولی من دوست دارم بگم که ما همه میمونیم، چون ما همۀ افراد داخل این اتاق رو به چشم اعضای خانواده میبینیم
اوهوم - پس، خواهش میکنم، این شما و این سرخدمتکار و باغبانمون -
!درضمن من باغبانشون هستم. هه
بسیارخب. یک خانوادۀ گندۀ شاد
اینجا همه به هم کمک میکنن
عشق توی این خانواده موج میزنه - هوم -
،درواقع، بهقدری عشق موج میزنه که، ظاهراً تو الآن با نندوری و برای لاز هم مهم نیست؟
منظورم اینه، میدونی، قضاوتی در کار نیست
...واژۀ رابطهتون چیه؟ چیزه
چنددلبری؟ - ،اوه، من هیپیهای کثیف توی ذهنم بود -
ولی... همونطور که گفتم، قضاوتی در کار نیست
درسته، آقای وارِن؟
ای بابا - معلومه که این فاجعهست -
اون میدونه که ما زنوْشوهریم، عزیز من - بیاید فقط بگیم که مادرش منام و پدرش لازلو -
من کی میشم؟ - تو الآن باغبانای -
عقب نمون - یالا -
برو، برو، برو، برو، برو. مواظب باش - میتونم ببینم -
مواظب دوربین باش. وایسا. نه
وایسا. آماده - باشه؟ -
...پس
...ببخشید. آ
کجا بودم؟ - نمیدونم -
من فقط متیو هستم، باغبان
،و کالین اونجا بود
مثل یک مار کوچولو نشسته بود نوک درخت
ولی مار نه
یه کودک انسانی واقعی
کودک انسانی کاملاً عادی
و ما چارهای نداشتیم جز اینکه، آم... قبولش کنیم، گریان
اون خیلی عجیبه
اما بسی زیبا - آره -
ما حمایت از ساختارهای خانوادهای که ممکن بود زمانی نامتعارف به حساب بیاد رو نکتهای مثبت در نظر میگیریم
درحقیقت، جسارت میکنم که بگم ما خانوادههایی داریم که خیلی کمتر از شما سنتی هستن
تُف. بهقدرکافی متفاوت نیستیم
ساختار خانوادۀ عجیبتری لازم داریم. هرچی نامتعارفتر باشیم، شانسمون در قبولشدنش بیشتره
نه، بهنظر من با نقشۀ فرزندخوندگی خوب داریم پیش میریم
باید همجنسگرا باشیم
نه، کُلی والدین همجنسگرا وجود داره
.بهم اعتماد کنید. همجنسگرایی مُده. همجنسگرایی جذابه من طلبۀ همجنسگراییام. همجنسگرایی هم میشه. نندور؟
همونطور که میتونید ببینید، ما دو پدر کالین هستیم
بسیار عالی. میدونید، مدرسۀ ما بسی مفتخر ...به پذیرش ساختارهای خانوادهایه که زمانی ممکن
آره، میشه همونجا حرفتون رو قطع کنم؟ بایستی بدونید که ما خیلی برای همدیگه همجنسگرائیم
بهکل همجنسگرا
ما مثل دو ترومبون فرانسوی هستیم
و این یارو؟ هر شب برقوکاریش میکنم
و من همیشه براش ساک میزنم
اونها میگن: «بیاید، شام حاضره! انقدر «!برای شوهر همجنسگرات ساک نزن
که بامزهست، چون شام خود منام
و من به برقوکاریش ادامه میدم - ناجا. ناجا -
از لحاظ جنسی. باید این رو درک کنید
هی! تو مشکلی با همجنسگرابودن این مردها داری؟
خودم برقوکاریت میکنم - نه -
نه، من مشکلی ندارم - به نفعته نداشته باشی -
چون من با همجنسگراستیزها دمپر نمیشم
الآن دیگه قرن بیستمه - ممنون از اون بابت، شان -
گُل گفتی - لطفاً فقط خشکشون کن. باشه؟ -
ای بابا - ممنون -
اون دیگه چه کاری بود؟ عالی داشت پیش میرفت
اگه قراره این کار رو بکنید، فقط دستهای همدیگه رو بگیرید وْ عادی رفتار کنید. انقدر راجع به فعالیتهای جنسی صریحتون حرف نزنید
چرا؟ - حسود -
رابطهتون به کنار، میتونید کمی از کالین برام بگید؟
اوه، بله. بله، میتونن
بله
میتونیم
...آره. آم... کالین
...آم - بله -
یه دقیقه بهمون مهلت بدید - باشه -
...کالین
...اون - ...کالین -
...آ - کالین پسر باهوش و پُرانرژیایه که مشتاق دوستپیداکردنه -
شمارۀ موردعلاقهش 31ـه
رنگ موردعلاقهش قهوهایه، و هم تئاتر کلاسیک دوست داره، هم موزیکال سینمایی
راستش خودش هم خواننده و اجراکنندۀ خیلی بااستعدادیه - عجب -
بهعنوان شخصی که والدش نیستید، بیشک به نظر میرسه خیلی چیزها از کالین میدونید
قپیاومدنت راجع به معلوماتت از کالین رابینسون، همۀ ما رو «اسکاتا» جلوه میده [ «واژهای یونانی معادل «گُه ]
ولی کسی چیزی نمیگفت، بنابراین من باید یه چیزی میگفتم
حالا اون فکر میکنه ما از اون والدینی هستیم که کنار ،بچههاشون نیستن، که هیچی از بچههاشون نمیدونن
و میذارن دایه همۀ کارها رو انجام بده
آره، خب، هستید دیگه - باشه. میخوای سلطان کالین رابینسونِ کودک باشی؟ -
پس، بزرگکردن کالین تنهایی بهعنوان تکسرپرست سخت بوده؟ بله
شاید به همین خاطره که انقدر صمیمی هستیم
توی این دنیای سردِ ترسناک فقط همدیگه رو داریم
...میتونم توجهتون رو به کمی تنقلات جلب کنم؟ آ
چیپس سیبزمینی، چندتا تخممرغ، سیگار، یا شاید یه موز قشنگِ رسیده
...آ
اون دلخورتون کرد؟ - ببخشید، چی؟ -
خب، کمی... متعجب، یا شاید آزرده از چیزی که - گییرمو الآن گفت به نظر میرسید - نه
اون فقط... آلرژیه
من وقتی آلرژی داشته باشم، اینشکلی میشم
میدونید، یکی از والدینِ مدرسۀ ما متخصص آلرژی درجهیکیه. میتونم در تماس بذارمتون
بله - خانوادۀ خیلی خوبی هستن -
آ... همسرشون بازیگر بسیار عالیایان، ولی جایز نیست اسمشون رو بیارم
مسلماً، نه - اوه، یالا -
بهمون بگو - نه، نه -
یالا
...در همین حد بگیم که در بیش از
اندک قسمتی از «نظم و قانون» به جا میاریدشون
...نظم و قانون». میخواستم بگم»
خیلیخب. میدونم اینجا چه خبره
عین روز روشنه
این مادرقحبه ستارهکُنه
چی؟ نه، فکر نکنم منظورش این بوده باشه
چرا، این مدرسهها همین رو میخوان
:والدین معروف میخوان، تا بتونن بگن
برام مقدور نیست چیزی بگم، ولی بچههای» «لایونل بریمور»ِ وامونده ممکنه به اون مدرسه برن» [ «برندۀ جایزۀ اسکار سال 1931 برای فیلم «روح آزاد ]
حق با ناجاست. اون ستارهها رو میکُنه
از کجا میتونیم یه سلبریتی پیدا کنیم، و سریع؟
خب، اینجا «استتن آیلند»ـه، که زمینِبازی راستین چهرههای درخشانه
« دو ساعت بعد »
از اینطرف
پس، آره، مادامی که کمینۀ حقوق «سَگ» باشه، من پایۀ هر کاریام [ انجمن بازیگران فیلم :SAG ]
این یارو کیه؟
خفه
...راستش جالبه که این رو میگید، چون... پدرِ کالین که اینجاست، آقای
سال ولکانو هم، بازیگر خیلی معروفیه
...من کار خودم رو بازیگری به حساب نمیارم، ولی
،ایشون پدرِ کالین هستن
«میدونید، همون یارو از «اینکامپرهنسیبل جسترز [ دلقکهای غیرقابلدرک ]
...«ایمپرکتیکال جوکرز» - واسه هیچکس مهم نیست. همونجا بشین، صدات هم در نیاد - [ شوخیکنندگان غیرعملی ]
پس، سَل که اینجاست پدرِ کالینـه؟
اوهوم - آره -
...یا
ببخشید، روز طولانیای بوده، و حافظۀ من مثل سابق نیست
وایسا. اون یارو دیگه کیه؟
منام، نندور - اوه، نه، نه -
تو نندور نیستی
خیلیخب، باشه، باشه، من نندور نیستم
،من... آدولفو هستم
سرخدمتکار یا یه پُخی
آره، بسیارخب - صحیح -
پس... والدین دقیقاً کی هستن؟
تُف
آ... مطمئن نیستم شوخی این بخش رو گرفته باشم
!لازلو
ای وای
پفیوز داشت با چرندیاتش میرفت روی اعصابم
بعداً خونش رو خالی میکنیم
وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا. اگه میتونید هیپنوتیزمشون ،کنید که خشکشون بزنه و همهچیز رو فراموش کنن
راحتتر نیست که بدونِ اینهمه نقشبازیکردن فقط مدیر وارِن رو هیپنوتیزم کنید که به کالین اجازه بده وارد مدرسه بشه؟
این کونده الآن چیزی رو گفت که من فکر میکنم؟
آره - زده به ممههات، پسرک؟ - [ اصطلاحی برای مستی یا نشئگی شدید ]
چی؟ - !آره - دقیقاً -
ما الآن دیگه تا زانو فرو رفتیم، جیگر
تنها راه پیشروی چسبیدن به نقشهست
،کالینکوچولو کُلی سرگرمی داره
فقط خیلی سخته آمارش رو داشته باشیم
آره، قطعاً عاشق اون کلّۀ گندۀ کوچولوشه، میدونی؟
همهش تلوتلو میخوره
عین مال تو، عسلک من
اینیکی و اونیکی، همه تلوتلو میخورن [ ایهام: ورجهوورجه میکنن ]
دردوْرنج وضعِحمل در مقایسه با دردوْرنج فرزندپروری هیچه
چه زیبا گفتید
،قطعاً راحت نیست که مادرِ تکسرپرست باشی ولی من کالینِ کودک رو دوست دارم، پسرم رو
اون دیگه چه پُخیه؟ اون یه عروسک سخنگوئه؟
پس، آم... دوست دارید کمی از سرگرمیهای کالین برام بگید؟
کالین کیه؟
کالین پسرمونه، عزیزم
،فقط محض شفافسازی، کهنهکار
من همیشه ساکزنه نیستم، اون هم همیشه برقوکاره نیست
گرچه، هر شب من رو برقوکاری میکنه
آدولفو، مردک شهوتران
یه لحظه صبر کنید، مگه این رو یه بار انجام ندادیم؟
سلام
!شانی - !هی -
هی، لاز
میدونی چیه؟ من این کار رو نمیکنم
عزیزم
ببخشید این رو کوتاه میکنم، ولی سرـم داره نابودم میکنه
اوه، تو هم؟ من یهجورایی مادر تمام میگرنها رو گرفتم
بگذریم، آگاهیبخشترین غروب بوده - آره -
پس... ریزنمرات کالین رو دارید؟
چی؟ چیچی؟
ریزنمرات مدرسۀ قبلیش
...اون که تابهحال مدرسه نرفته - میدم فردا براتون بفرستن -
پس، آره، یهخرده پارتیبازی کردم تا مشاور آموزشی مدرسۀ قدیمم - « برانکس، نیویورک » -
یه ریزنمرات جعلی برای کالینِ کودک دستوْپا کنه
میدونی، زیاد از دستبردن توی بودجۀ کاباره براش خوشحال نیستم، یا بهطورکُلی قضیۀ رشوه، ولی به صلاح بچه بود
،بگذریم... من میرم یهخرده قدم بزنم
و برگشتم خونه، میبینمتون، باشه؟
مواظب اون باشید، خب؟
هی، بچهها
آ... چه خبر؟
فکر میکردم کار من تموم شده، که کارم واسه امروز تمومه
این اون چیزی که به نظر میرسه نیست
،منظورم اینه، البته، چرا، من، میدونی ،اخیراً به پول نقد بیشتری دسترسی داشتهام
...از وقتی که حسابدار کاباره شدم، ولی
میدونم نباید از کاباره دزدی کنم، و دزدی هم نمیکنم
فقط داشتم کمی پول کنار میذاشتم که حقوق خودم رو بدم
قضیه اصلاً من نیستم
قضیه خانوادهست، باشه؟
ازقضا من دو تا خانواده دارم که باید بهشون برسم، هان؟
درست همونطور که شما خانواده دارید
نه؟
میذارمش همونجا
گیرنده نداشت؟
!دست بجنبون، جوون! خودشه - « مرکز اجتماعات مری برمن » -
!یالا. عزیزم - با قدرت ادامه بده -
!اوه - این خجالتآوره -
«این بچهها باید بیشتر فیلمهای «تیم رؤیایی رو نگاه کنن و بعد اونجوری بازی کنن [ «تیم بسکتبال مردان ایالات متحدۀ المپیک 1992 ملقب به «تیم رؤیایی ]
غُرغُر رو تموم کن
کارش شگفتانگیزه
،خب، بعد از همۀ سختکوشیهامون
کالینِ کودک پذیرفته نشد
،ظاهراً، مدیر وارِن متحمل سکتۀ سنگینی شد
تنها چند ساعت بعد از ملاقات با ما
دلیلش هم اینه که بیشتر انسانها تنها تحمل هفت هیپنوتیزم در ساعت رو دارن
اون مرد 428 تا رو از سر گذروند
پس برای اینکه مجبور نشیم از نو شروع کنیم، تصمیم گرفتیم کالینِ کودک رو
توی تمام لیگهای ورزشی اجتماعمحوری که به فکرمون میرسید، نامنویسی کنیم
...والیبال، سافتبال
و توپهای گنده - ،بیسبال - [ ایهام: تخمهای گنده ]
...توپهای ورزشی
کارهای انسانی
فکروْذکرشون توپه [ ایهام: فکروْذکرشون تخمـه ]
!بکُششون! جنازهشون رو بنداز
بهنظرتون یهخرده زیادی بهش فشار نمیاریم؟ - نه. این برای تقاضانامۀ دانشگاهیش ضروریه -
بهعلاوه، داره عشق دنیا رو میکنه
!بندازش توی سبد
!پسر خودمه
!آره، کالین - وقت هاکیه -
باشه
و حالا، سرانجام، پسرک اونقدری خستهست که نتونه تخسبازی در بیاره
پس، درنهایت، متوجه شدم که
دارم زندگی و صورتم رو بهکل نابود میکنم
کنایهش اینجاست که
این کار رو فقط داشتم برای این میکردم که ظاهر خودم رو برای همسرم مروه بهتر کنم
این کار برای اون بود، نه برای خودم
پس، برگردیم به اول؟
بله، اگه لطف کنی
من برای خدمتگزاری زندهام
بله، همینطوره
!اوه
یهجورایی قلقلک داد
...میگم، نندور - بله؟ -
واقعاً باید از جراحی پلاستیک دست بکِشی
دیوانهوار به نظر میرسی
هاها. خندیدیم، لازلو
امشب جیرۀ برقوکاریت رو قطع میکنم - اوه -
نه خبری از برقوکاری هست، نه ساکزنی، نه قلقلک، نه انگشتکردن، نه گایش
حتی فکر چنگانداختن روی درِ من عین یه سنجابک شهوتی رو هم از سرت بیرون کن
!میتونی فندوق(تخم)هات رو خودت دفن کنی
« بعد از تیتراژ ادامه دارد »
کاری از هومن صمدی @RaylanGivensSubs
درآمد امشب
اوه، و الحق که شب خیلی خوبیه
همهش هست
ممنون، گییرمو - باشه. آره، خواهش میکنم -
این اون چیزی که به نظر میرسه نیست
نه. دقیقاً همون چیزیه که به نظر میرسه
...اوه، آم
،اگه در این مورد به کسی چیزی بگید، خودتون و کُل خاندانتون رو میکُشم
،و همۀ دوستهاتون رو دعوت میکنم به مراسم ختمشون و بعد همۀ اونها رو میکُشم، پس... تصمیمش با خودتونه
♪ Anton Louis Jr - No Rule ♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.