All language subtitles for [For TV].What.We.Do.In.The.Shadows.S06E03.1080p.WEB.H264-LAZYCUNTS

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

« منزل خون‌آشام‌ها »

.(تی‌جی‌آی‌اِف» (خدا رو شکر که جمعه شد» .(اِف‌اِم‌اِل» (ریدم به این زندگی» .(اِن‌جی‌اِل» (دروغ نمی‌گم» (لول» (هاها»

،حالا که یه زنِ شاغل‌ام له‌له می‌زنم واسه آخرهفته‌ها

فقط فرصتی برای استراحت‌کردن به دور از جلساتِ کَنِن کپیتال» و صورت‌جلسه‌ها و رایانامه‌هاست»

این‌همه آت‌وْآشغال دیگه چیه؟

!لَزلو

اوه، دلبندم، جفتِ این چشم‌ها از نظر تو فندقی‌ان؟

به‌نظرم مهمه که هیولام یکدست باشه

خونه‌مون رو تبدیل کردی به !«سطل بازیافتِ «جکِ قصاب

فکر می‌کردم خلقِ بشرِ عروسکِ‌جنسیِ هیولاییِ عجیب‌الخلقه‌ت رو به پایان رسوندی

دلبندم، برای حفظِ بشرِ عروسکِ‌جنسیِ هیولاییِ ،عجیب‌الخلقه‌م، همون‌طور که تو به‌غلط خطاب‌ش کردی

مهمه که منبعِ اعضای بدنِ یدکیِ کافی داشته باشم

ولی این‌ها چی‌ان؟

آ... اون‌ها قلب‌ان. اون‌ها کبدن

اون‌ها طحال‌ان. اون‌ها کلیه‌ان

.اون سوراخ‌کون یه گربه‌ست روح‌م هم خبر نداره اون چیه

حالا هرچی. فقط شرّشون رو کم کن

هوم. بسیارخب - یالّا، دست بجنبون -

تو این خونه فضای کافی برای تمام کارهایی که من باید به سرانجام برسونم وجود نداره

مشکلی نیست. اون‌ها رو بعداً برمی‌دارم

مریم مقدس (به یونانی)، دیگه بس‌مه

با وجودِ تو و نندور، کیسه‌بیضه‌های به‌دردنخورِ زیادی توی خونه ولوئه

نمی‌تونیم از پسِ تمام این آت‌وْآشغال‌های اضافه بربیایم

دلبندم، همه‌چیز رو تحت کنترل دارم

اوه، واقعاً؟ - قطعاً -

پس اون‌ها چی‌ان؟ - پا -

شاید لَزلو سعی داشت به‌ت بگه که چالش آغاز شده [ ایهام: شکار در حال فراره ] - [ ایهام ۲: چالش یک پاست ]

خفه شو، گی‌یرمو

نندور، تو رو نگران نمی‌کنه که روی کیسه‌ای از دماغ‌ها نشستی؟

...اَی

فکر می‌کردم بالشتکه

مریم مقدس (به یونانی)، من دوباره افتادم لای کپه‌ای خونی از بالاتنه‌ها

!اوه، نه! نه، نه، نه - اه. بلندم کن -

!لَزلو! شوخی ندارم - اوه، از روم بَرش دار -

فقط یه جا رو پیدا کن که همۀ این آشغال‌های انسانی رو توش انبار کنی

بسیارخب، دلبندم

ولی کجا رو پیشنهاد می‌کنی؟

فضای کوچکِ زیر پله‌ها که گی‌یرمو قبلاً توش زندگی می‌کرد

از وقتی اسباب‌کِشی کرد رفت توی اتاقکِ کشت هیچ‌وقت به نتیجه نرسیدیم باهاش چی‌کار کنیم

راست‌ش، اون فضا از قبل اِشغال شده

تو به چه حقی اون فضا رو تصاحب کردی، نندور؟

.اولاً: گی‌یرمو مستخدمِ من بود و دوماً: دیگه انجام‌ش دادم

و این‌گونه آغاز می‌شود

« لَزلو » - اول، نندور یک‌جانبه اتاقکِ کشتِ من رو می‌ده به گیزمو -

اتاقکِ کِشتی که من با عشق تبدیل به معبدِ خودپرستی کردم

(یا برخی ممکنه «جَک شَک» (کلبۀ خوداِرضایی خطاب‌ش کنن

نه. این باید همین‌حالا به پایان برسه

وگرنه، نندور به‌طور کامل خونه رو تصاحب می‌کنه

شیبی لغزنده‌تر از زینِ یک اسب [ ایهام: شیبی لیزتر از نشیمنگاه (واژن) یک فاحشه ] شیب لغزنده در منطق به عملی کوچک اشاره دارد ] [ که می‌تواند به عواقب ناخوشایندتری منجر شود

،اگه فضای زیرپله رو خواسته بودی

فضای زیرپله رو گرفته بودی

آره، خب، من فضای زیرپله رو می‌خوام

...و قصد دارم فضای زیرپله رو بگیرم. برای تمامِ

برای این‌که اعضای بدن رو مرتب نگه داری

بله

هی. ببخشید، نمی‌خوام بپّرم وسط حرف‌تون

فقط می‌خوام به‌تون اطلاع بدم که آب داغ ندارید

پیاده شو با هم بریم، نوئل کاورد [ بازی‌باکلمات با نام نمایش‌نامه‌نویس بریتانیایی، «کاورد» (بزدل) ]

می‌تونی به رئیسِ سابق‌ت بگی که این خونه، دیکتاتوری نیست

بله - نه، نمی‌خوام خودم رو درگیر کنم -

خودتون یه کاری‌ش بکنید، باشه؟

و پیشنهادت اینه که چطور اون کار رو بکنیم؟

چمی‌دونم. رأی‌گیری کنید

فکر خوبیه، گی‌یرمو

هی، همگی. بیاید رأی‌گیری کنیم

خیلی‌خب، من می‌رم

نندور، چه ایدۀ فوق‌العاده‌ای

...آ - بیاید رأی‌گیری کنیم -

تمام موافقانِ دادنِ مالکیتِ فضای زیرپلۀ قدیمیِ گی‌یرمو به لَزلو

برای استفاده به‌عنوان انباری برای اعضای بدنی‌ش

بله، و تمام وسایل جنسی‌م

و شاید مقداری کف‌دستی

خیلی‌خب، دست‌ها بالا

و تمام موافقانِ باقی‌ماندن‌ش به‌عنوان قلمروی خودمختارِ نندور

برای استفادۀ اختصاصی‌ش ،به‌عنوان یک زورخانۀ خانگی

،که فقط نندور می‌تونه ازش استفاده کنه

دست‌ها بالا

نه - !حل‌وْفصل شد. دو به یک. ها -

«شانس باهات یار نبود، «بلک‌اَدِر

خواهانِ بازشماریِ آرا هستم - شرمنده، مردم انتخابِ خودشون رو کرده‌ان -

میراث‌ت رو لکه‌دار نکن، نندور

.گوش کن ببین چی می‌گم. ناجا ،باشگاهی که فقط من می‌تونم ازش استفاده کنم

هوم؟ - گُه نخور -

لَزلو، هنوز داری به‌ش فکر می‌کنی؟

نه، نه حتی سرِسوزنی

بله، کون‌بچه‌بازی درنیار، نندور

چی می‌تونم بگم؟ باختم

« نندور » - ...یه زمانِ دیگه، راحت قلمرو رو تصرف می‌کردم، ولی -

دیگه از جنگیدن خسته شدم

شاید وقت‌ش شده که این گاوچرونِ پیر مهمیزهاش رو آویزون کنه

،و بره درِ خودش بذاره تا دسته از سوراخ باسن

خیلی‌خب، باشه

«اِستِیر مَستر» (ارباب پله) و «بوتی بَندز» طناب‌های باسن)م رو تا فردا تخلیه می‌کنم)

خوبه. و همچنین [...] لَزلو رو به‌ش بده

این خوب نیست. اصلاً خوب نیست

پس، من به‌طور مرتب از شبکۀ دریچه‌هامون برای جمع‌آوری اطلاعات از هم‌خونه‌ای‌هام استفاده می‌کنم

و اخیراً پرده از پیشامدی نگران‌کننده برداشته‌ام

خب، سرانجام داره اتفاق میوفته

« کالین رابینسون » - دارم به‌زور از خونه بیرون می‌شم -

طی سال‌ها، من سوابق گسترده‌ای جمع‌آوردی کرده‌ام

که رتبه‌بندی قدرت در خونه رو با جزئیات توضیح می‌ده

.کی جذابه، کی نیست کی شیکه، کی ضعیفه

.کی خوش‌تیپه، کی کم‌رو کی لارژه، کی معطل می‌کنه

این بالا، نندور رو داری، بعد ناجا، بعد لَزلو

و این پایین، گی‌یرمو، تا همین اواخر

،و این‌جا، داداشی‌تونه

کالین رابینسون، که داره می‌ره پایین

من به‌واسطۀ حرکاتِ موزونِ باظرافت تونسته‌ام جایگاه‌م رو در خونه حفظ کنم

نه بی‌شباهت به دیپلماسی مثلثیِ هنری کسینجر [ دیپلمات و رئیس امور خارجۀ رئیس‌جمهور ریچارد نیکسون ]

ناجا و لَزلو نمایندۀ یک اتحاد وفادارانه‌ان

نندور و گی‌یرمو هم نمایندۀ یک اتحاد وفادارانۀ دیگه

وضعیتِ تک‌پرانۀ من، یک موضع قدرت شامل حال‌م کرده

تساوی‌شکنی

من حکمِ هارولد پرینس رو برای استیون سوندهایم و اندرو لوید وبرِ اون‌ها داشتم [ به‌ترتیب؛ کارگردان تئاتر موزیکال، و آهنگسازان بزرگِ تئاتر موزیکال ]

اما، حالا پویایی قدرت تغییر کرده

حالا که گی‌یرمو خونه رو ترک کرده، نندور مردِ درمانده‌ایه

و شوربختانه دیر یا زود برای همیشه واردِ اتحادِ «ناجا/لَزلو» می‌شه

و تصمیم می‌گیرن من رو بکُشن و بدن‌م رو به چهار قسمتِ مساوی تقسیم کنن

تا به‌عنوان یک سوغات بیمارگونه بین خودشون به اشتراک بذارن

یا بدتر، باید برم دنبال خونه بگردم

یالّا. خودت هم می‌دونی دل‌ت می‌خواد

من برنمی‌گردم توی اون خونه زندگی کنم - باشه -

ولی اقلاً با نندور حرف می‌زنی؟ - فکر نمی‌کنم حرف‌زدنِ من باهاش تفاوتی ایجاد کنه -

به حرفِ من هم نمی‌ره

خب، نذاشتی حرف‌م تموم شه - ببخشید -

آ... چیزی که داشتم قبل از این‌که حرف‌م رو قطع کنی و نذاری حرف‌م تموم شه، می‌گفتم، این بود که

شاید اگه تو با نندور حرف بزنی - اوهوم -

شاید من بتونم از اون‌جا رد شم یا یه چیزی، و اون .من رو ببینه و بگه: «اوه، کالین رابینسون‌ـه ها

«من واقعاً باید باهاش اتحاد تشکیل بدم

می‌دونی، برای دررفتن از زیرِ حرف‌زدن با تو

خیلی‌خب. شب به‌خیر

دم‌ت گرم

آهنگِ موردعلاقۀ من رو پخش ،می‌کنی که تنش رو از بین ببری

ولی فکر نمی‌کنم توی حل‌کردنِ این مشکل به‌م کمک کنه

اما ضرری هم نداره

اوه، خدای من! با نندور حرف بزن، با نندور حرف نزن

برام مهم نیست، خیلی‌خب؟ فقط پای من رو به ماجرا باز نکن

اصلاً هیپنوتیزم‌ش کن - اوه. اون مُضحکه -

همه می‌دونن که نمی‌شه خون‌آشام‌ها رو هیپنوتیزم کرد. اون‌ها همیشه گاردشون بالاست

.خب، پس وقتی خوابه هیپنوتیزم‌ش کن مثل کاری که من سعی دارم بکنم

.هیپنوتیزم در خواب همچین چیزی اصلاً ممکنه؟

می‌شه لطفاً یه جای دیگه اون کار رو بکنی؟

خب، من صدای محیط رو دوست دارم

اوه. بیاید دوباره بگیریم. آ... سه، دو

.هیپنوتیزم در خواب همچین چیزی اصلاً ممکنه؟

کالین - باید ته‌توش رو دربیارم -

نندور. نَن‌مَن. لندهور

چه خبر؟ - چه خبر؟ -

اکنون مرا بشنو، و سپس باورم کن

تو جنگجوی ژیانی هستی

من جنگجوی ژیانی هستم

نباید از موضع‌ت کوتاه بیای

از موضع‌م کوتاه نیام

تنها متحدت کالین رابینسون‌ـه

مطمئن‌ای؟

بله، تو کالین رابینسون رو خیلی دوست داری

اون اشتباه به نظر می‌رسه، ولی باشه

خیلی‌خب

لَزلو، اون صندلی کاملاً ضروریه؟

خیلی جا گرفته

خب، دیگه چطور می‌تونم بشینم و اقلامِ انباشته‌شدۀ علمی‌م رو بازنگری کنم؟

اون یه جعبۀ هرزه‌نگاریه جلوت؟

نه، کتاب‌های کالبدشناختیه - « شهوت‌نگارۀ گوناگون » -

آثار جمعیِ دکترها فلینت و گوچیونه به‌ترتیب؛ بنیان‌گذار «انتشارات لری فلینت» و مؤسس ] [ مجلۀ «پنت‌هاوس» که در زمینۀ هرزه‌نگاری فعالیت می‌کنند

هی. هیچ‌کدوم‌تون نندور رو ندیدید؟ - اوه. احتمالاً خواب مونده -

،بدونِ اتاقِ باشگاه خونگی‌ش انگیزۀ چندانی برای زنده‌موندن نداره

روال، روال، رواله. من می‌رم یه قدمی بزنم. فقط یه قدمِ عادی

باشه

لَزلو، می‌دونم با اون صندلی می‌خوای چی‌کار کنی

،می‌خوای بشینی روـش نجاست‌ت رو بخونی و با خودت ور بری

شاید همین کار رو بکنم

ببخشید، دلبندم، می‌خوای دستی به‌ت رسونده بشه؟

بله، درواقع خیلی دل‌م می‌خواد - خب، خودت انتخاب کن -

یه‌عالمه داریم

.رفیق. ساعت ۷ شبه !وقت‌شه بلند شی و... اوه

کالین رابینسون

بعضی‌هاشون زیادی بزرگ‌ان که یه‌تیکه جا بشن

ننجون‌م هم همین رو می‌گفت

من از قدم‌زدن‌م برگشتم

واسه هیچ‌کس مهم نیست - به تخم‌م -

نندور رو توی دالان دیدم. الآن میاد - آها -

چه وضع‌شه؟

« متنِ روی کلاه‌خود: نندور زیباترین موها را دارد »

چی داره بلغور می‌کنه؟

اوه. صبر کن. یه اَپِ ترجمه دارم

من رسماً اتاق زیر پله را به نام «ال‌کُلندار» فتح کرده‌ام

هیچ‌کس هیچی رو فتح نکرده. چی زرزر می‌کنه؟

و اتاق زیر پله را بدونِ کمک متحد اصلی‌ام کالین رابینسون در دژ، نمی‌توانستم فتح کنم

،هر چه که دوست داشته باشیم، برمی‌داریم و تا پای جان از آن دفاع می‌کنیم

اوه - اخ -

شنیدید که چی گفت، گاگول‌ها

الآن دیگه این خونه مال ماست، و اگه خوش‌تون نمیاد، می‌تونید کونِ من رو بخورید

هاها. بله، کون من را بخور

« ناجا و لزلو » - کاملاً واضحه که یه کاسه‌ای زیرِ نیم‌کاسۀ نندوره -

اون باکفایت و بااقتدار شده

کاملاً متفاوت با پخمۀ خیسِ‌آبی که به‌ش عادت داریم

من که دست روی دست نمی‌ذارم تا این دو یابو یللی‌تللی کنن

من کارهای علمی مهمی اون‌تو انجام می‌دم، روزی سه بار

نندور، گورت رو از اون‌جا گم کن - نه، مرسی -

شنیدی که خانم چی گفت. گوربه‌گور شو - عجب -

اوه، خوبه! ببین کی پاورچین‌پاورچین اومد - پاورچین‌پاورچین می‌رم -

نه، نه، نه، نه. ما با مرافعۀ جزئی‌ای مواجه شده‌ایم. به کمک‌ت احتیاج داریم

می‌دونی، چرا همه شریکی با هم از اتاق استفاده نمی‌کنید؟

!نه، شوهرِ من برای اعضای بدن‌ش به‌ش احتیاج داره - رأی‌گیری کردیم سرش، ابله -

!ساکت

من راه‌حلی منصفانه و عادلانه برای پیشنهادکردن دارم

باشه پس

یالّا، تارزان. ما سراپا گوش‌ایم

هوم

آره. پس خونه رو به آتش کشید

کاشف به عمل اومد که :راه‌حل منصفانه‌ش این بود که

،اگه من نمی‌تونم اتاقِ گی‌یرمو رو داشته باشم» «پس هیچ‌کس نمی‌تونه داشته باشدش

یا یه همچین چیزی

درست مشخص نیست، چون گوشی من رو هم سوزوند

پسر، ما چه گندکاری‌ای کردیم

.ما؟ نه، «ما»ای وجود نداره همه‌ش تقصیر توئه

کی من رو متقاعد کرد که توی خواب هیپنوتیزم‌ش کنم؟ تو

چی؟ من که... اوه

هی، رفیق؟ نه، نه. خطرناکه

چرا توی خواب هیپنوتیزم‌ش نمی‌کنی که برگرده به حالتِ قبل؟

آره، دل‌م می‌خواد، ولی گوشی‌م ذوب شده

خب، پس یه گوشی جدید بگیر - اوه، خدای من -

اون خوب نیست

،به من بود، یه گوشی جدید می‌گرفتم ولی یه‌جورایی می‌خوام منتظر بمونم

تا سال آینده مدل جدیدش عرضه بشه

منظورم اینه، هیچی بدتر از این نیست که دستگاه‌ت رو خارج از چرخه به‌روزرسانی کنی

ظاهراً «اپل» توی بازۀ زمانی پاییز عرضه می‌کنه

خیلی‌خب. می‌دونی چیه؟ این چطوره؟

.از اَپِ ترجمۀ من استفاده می‌کنیم و بعدش من دیگه نیستم

«باشه. تایپ کن: «تو برمی‌گردی به حالتِ قبلِ خودت

عالی - خیلی‌خب -

اون باید بَرش گردونه به حالت عادی

وقتِ خوابه، رفیق. یالّا

!و بعد از این، هیپنوتیزم در خواب دیگه تعطیل

بیا بریم بکپیم، رفیق

هیپنوتیزم در خواب؟

همچین چیزی اصلاً ممکنه؟

،زمانی که بیدار می‌شوی بسی مرتب‌تر خواهی بود

مرتب‌تر

پاکیزه‌تره و تمیزتر

قادر نخواهی بود که کوچک‌ترین شلختگی را مدارا کنی

پاکیزه‌تره. مرتب‌تر

همه‌چیز سر جای درستِ خودش

دوست‌ت دارم، مامانی

اوه

[ زنان به پیش: کتابی از شریل سندبرگ و نل اسکاول ]

وای

بسیار خوب، عشق‌م

اوه، «مارمادوک». تو یه چیز دیگه‌ای

می‌دونی، اون‌قدرها عمر نمی‌کنن، سگ‌های درشت‌تر

اوه - هی، پسر. داشتم اون رو می‌خوندم ها -

.خب. الآن نه، دیگه نمی‌خونی الآن باید اطوش کنم

.«نقصِ‌فنی جدی‌ت چیه؟» غلاف تمام‌فلزی»، ۱۹۸۷»

مردکِ بی‌تمدن

ما هیچ‌گاه خصمانه نخواهیم بود، اما ،در دفاع از نظام خود قاطع خواهیم بود سخنرانی معروف به «سخنرانی چکرز» از سناتور نیکسون ] شش هفته پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۹۵۲ [ در جوابِ اتهاماتِ استفادۀ شخصی وی از بودجۀ انتخابات

همان‌گونه که آن‌ها در گسترشِ نظام خود قاطع‌اند

فکر کنم همه می‌تونیم قبول کنیم که اون خیلی خوب بیان شد

اون که از نظر من یه‌جورایی تهدید میاد

این یک تهدید نیست، این یک بیانیۀ سیاستی‌ست

ولی دیگه بحثی سرِ اون اتاقکِ تخمیِ زیر پله‌ها نمونده، درسته؟

من هرگز آدمِ سُست‌عنصری نبوده‌ام

اما به‌عنوان رئیس‌جمهور، باید منافعِ «آمریکا» را در اولویت قرار دهم

چی داره بلغور می‌کنه؟

احتمالاً هیچ‌کس هرگز کتابی دربارۀ مادرِ من نخواهد نوشت

پس، آره، من دیشب دوباره نندور رو توی خواب هیپنوتیزم کردم

فقط واسه این‌که برگرده به حالتِ عادی

برمی‌گردم به حالتِ قبلِ خودم

،و زمانی که اون‌جا داشتم یللی‌تللی می‌کردم

پیش خودم گفتم، چرا نسخۀ اصلی رو بهبود نبخشم؟

اساساً، درست مثل این یارو - این یارو -

«باجذبه. شاگردِ «سیاست واقعی

احتمالاً هیچ‌کس هرگز کتابی دربارۀ مادرِ من نخواهد نوشت

ولی، آره، فکر کنم ممکنه با هیپنوتیزم در خواب نندور رو تبدیل به ریچارد نیکسون کرده باشم

به‌مدت ۱۶ سال، از زمان پروندۀ هیس»، به شما خیلی خوش گذشته» الجر هیس: از مسئولان دولتی ایالات متحدۀ آمریکا که به ] [ جاسوسی برای اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی محکوم شد

خیلی. فرصتی برای حمله به من داشتید

و دوست دارم فکر کنم که حد انصاف را پاس داشته‌ام

کالین رابینسون - هوم؟ -

تو به‌نحوی بلایی سر مغزِ نندور آورده‌ای؟

نه. نه، فکر-فکر نمی‌کنم آورده باشم

هوم - نندور، به من گوش بده -

کالین رابینسون بلایی به سرت آورده؟

مردم حق این را دارند که بدانند رئیس‌جمهورشان شیّاد است یا خیر

خب، من شیّاد نیستم

نه، نه، نیا تو

هرچی که هست، برام مهم نیست

حال‌ت خوبه؟

دل‌ت می‌خواد درباره‌ش حرف بزنی؟ بیا

خیلی‌خب. چیه؟

می‌دانید چه بود - چی؟ -

یک سگِ «کوکر اسپانیل» کوچک بود

داخلِ یک جعبه از «تگزاس» فرستاده شد

سیاه‌وْسفید، خال‌خالی

و کوچولویمان، تریشا، شش‌ساله

اسم آن سگ را «چکرز» گذاشت

وایسا، این از سخنرانی ریچارد نیکسون نیست؟

،فرزندان‌مان آن سگ را دوست داشتند و فقط می‌خواهم این را بگویم

درحال‌حاضر، صرف‌نظر از هر چیزی که بگویند، نگه‌اش می‌داریم

کالین رابینسون توی خواب هیپنوتیزم‌ت کرد که فقط بتونی مثل ریچارد نیکسون حرف بزنی؟

من تقصیر را بر گردنِ زیردستان نخواهم انداخت

اون رو بله در نظر می‌گیرم

می‌خوای من کمک کنم اثرش از بین بره؟

هر چه در توان دارید، رو کنید

و برمی‌گردی به حالتِ قبلِ نندور

فقط یه خون‌آشامِ عادی

این چیه؟

هیپنوتیزم در خواب؟ همچین چیزی اصلاً ممکنه؟

دوربین‌ت کثیفه

بسته اومده. امیدوارم کتری برقی‌م باشه

نه

برو که رفتیم

نه. همه‌ش به نشانیِ «لَزلو کرِیوِنزوُرث»ـه

چه عجیب

کنجکاوم بدونم اصلاً چطوری از «آمازون پرایم» استفاده کرده

...چی

اه

این‌جا چه خبره؟

محموله‌های من از «آمازون». ممنون که سفارش دادی، کالین رابینسون

امرْ امرِ ارباب لَزلوی همایونیه

درود بر ارباب لَزلو - درود بر ارباب لَزلو -

حلّال و اسفنج برای همه

« خانۀ بارون آفاناس - ناتلی، نیوجرسی » - «می‌تونم فقط بگم، شگفت‌انگیز به نظر می‌رسید، «بارون -

چرب‌زبان

می‌دونی، ولی کاشف به عمل اومد که این وروجک‌ها کاری بیش‌تر از فقط جوان‌نگه‌داشتنِ روحیه‌م انجام می‌دن

اون‌ها کرِم شفابخشِ شگفت‌انگیزی هم ترشح می‌کنن

نگاه کن، تقریباً برگشته‌ام به حالتِ عادی

سایر» هر شب شیره‌شون رو می‌گیره»

.خب، بگذریم، هیپنوتیزم در خواب همچین چیزی اصلاً ممکنه؟

ظاهراً، بله

شوخی می‌کنم. همه از هیپنوتیزم در خواب خبر دارن

به‌نظرتون شما می‌تونید هیپنوتیزم‌شون کنید که برگردن به حالتِ قبل؟

،من، خون‌آشامِ قادرِ مطلقِ عالی می‌تونم هیپنوتیزم‌شون کنم؟

معلومه - باشه -

چرا تلفن خیلی هوشمندت رو به من نمی‌دی و من می‌تونم هیپنوتیزم‌م رو ضبط کنم. می‌تونی بعداً براشون پخش‌ش کنی

اما، تو گوش نده، مبادا خودت هیپنوتیزم بشی

حذف‌ساز نویز چطوره؟

اه. حالا من ضبط رو انجام می‌دم، اگه تو گوشی‌های دوستِ گوش‌ت رو بذاری

باشه

تو هر چیزی که می‌دانی و هر چیزی که دانسته‌ای را فراموش خواهی کرد

خیلی‌خب، بذار خودم گوش کنم. من توی این چیزها همیشه تودماغی به گوش می‌رسم

باشه

تو هر چیزی که می‌دانی و هر چیزی که دانسته‌ای را فراموش خواهی کرد

دوست داشتید؟ آره، باشه. عالی - آره -

خیلی‌خب. پس حالا ضبط رو انجام می‌دم

اوه. باشه

تو هر چیزی که می‌دانی و هر چیزی که دانسته‌ای را فراموش خواهی کرد

خیلی‌خب، بذار خودم گوش کنم. من توی این چیزها همیشه تودماغی به گوش می‌رسم

آها

تو هر چیزی که می‌دانی و هر چیزی که دانسته‌ای را فراموش خواهی کرد

خیلی‌خب، عالی. حالا فقط تلفن رو برمی‌گردونم - به کجا چنین شتابان -

هنوز باید ضبط رو انجام بدم

اوه. فهمیدم جریان چیه

ساکت

بیاید

تو هر چیزی که می‌دانی و هر چیزی که دانسته‌ای را فراموش خواهی کرد

تو هر چیزی که می‌دانی و هر چیزی که دانسته‌ای را فراموش خواهی کرد

خوبه. بالأخره بیدار شُدید - صبحِ خروس‌خون بیدار شدیم -

اون بهترین خوابی بود که بعد از یک عمر داشتم

به‌راستی، آقای نازنین

راستی من «نندورِ بی‌رحم» هستم

فکر نمی‌کنم اسمِ شما رو متوجه شده باشم

لِزلی کرِیوِنزوُرث». شما می‌تونید» من رو آقای کرِیوِنزوُرث صدا کنید

آقای کرِیوِنزوُرث

و اون کیه؟ - روح‌م هم خبر نداره -

«پس، به نظر می‌رسه که هیپنوتیزمِ «بارون نه‌تنها باعث شده هیپنوتیزم‌شون رو فراموش کنن

فرمودید «بی‌رحم»؟ [ ایهام: بی‌امان و پیوسته ]

بله - باید روزِ شانسِ من باشه -

بلکه باعث شده فراموش کنن که اصلاً همدیگه رو می‌شناسن

چون، البته که این اتفاق افتاد

نه؟ - «ناجای انتی‌پکسوس» -

هوم

خوش‌وقت‌ام. ناجا - می‌گم. سلام -

.سلام. من کالین رابینسون‌ام شما شاسگول‌ها کی هستید؟

می‌گم. سلام

آره، فکر کنم بدونِ هیچ مشکلی خوش‌م بیاد این‌جا زندگی کنم

سوای این حقیقت که سردرگم‌ام، اندکی ترسیده

و نمی‌دونم شما کی هستید

آشیانیۀ نقلیِ قشنگی داریم، هان؟

اوه، بله. این لوستر رو ببین

مطمئناً می‌تونه یه توری سکس رو نگه داره - توری سکس -

این فضای کوچولوی این پشت رو داشته باشید

اوه، بله. این فضای نقلی رو ببین

بهترین جا برای وقت‌گذرونیه

حالا شد یه چیزی - من هم داشتم به همین فکر می‌کردم -

.منظورم اینه، یه‌خرده کوچیکه فقط به درد یک فعالیتِ انفرادی می‌خوره

اگه بتونم جسارت کنم، به‌نظرم دوست دارم بساط‌م رو این‌جا پهن کنم، اگه موردی نداشته باشه

شرمنده. ولی نه، نمی‌تونی جسارت کنی

چون من خودم امیدوار بودم که ...همین‌جا بساط‌م رو پهن کنم، پس

،خب، اگه من بتونم بیش‌تر جسارت کنم دوست دارم اون‌جا کف‌دستی بزنم

می‌دونید، من داشتم به یه محوطه فکر می‌کردم که بتونم توش وایسم

خب

پس کدوم خری قراره صاحبِ اون فضای زیر پله‌ها بشه؟

من. من صاحب‌ش می‌شم - شماها جقی‌اید -

سلام به همه. تَق، تَق، تَق، تَق

باید یه چیزی رو به‌ت بگم

فقط می‌خوام عذرخواهی کنم که اخیراً زیاد پیش‌تون نبوده‌ام

ولی دارم به‌طور نزدیک با هم‌خونه‌ای «قبلی‌تون «جریِ خون‌آشام

روی نقشۀ بزرگِ فوق‌العاده‌ش برای فتح‌کردن تمام «آمریکای شمالی» کار می‌کنم

کی؟ - بی‌خیال -

،جریِ خون‌آشام» رو می‌شناسید» هم‌خونه‌ای قبلی‌تون

.یاروی اَبَرخُسبی، قدبلند صورتِ گِردی داره

من نمی‌دونم کی‌به‌کی یا چی‌به‌چیه

ولی دارم با این موطلاییِ سربه‌هوا عشق می‌کنم

هیپنوتیزم در خواب - هیپنوتیزم در خواب. سعی داشتم به‌ت بگم -

اوه، بله. هیپنوتیزم در خواب چیزِ خیلی واقعی‌ایه

اون رو هفتۀ اولِ اردوی «شورای خون‌آشامی»م که دور از خونه خوابیدیم، یاد گرفتم

اوه. اون سلیطه‌های توی کلبۀ نُه

افسون شدم. تابه‌حال همدیگه رو ندیده بودیم

اگه دیده بودیم، مطمئن‌ام یادم می‌موند

،بگذریم

ازبین‌بردن اثرش خیلی راحته

تو هیچ‌وقت در خواب هیپنوتیزم نشده‌ای

هیچ‌کدام از شما هیچ‌وقت در خواب هیپنوتیزم نشده‌اید

هرگز. هیس، بچه‌کوچولو

تمام. تمام. تمام

الآن عجیب‌ترین خواب رو دیدم

.تو توش بودی، لَزلو تو هم بودی، نندور

ولی همدیگه رو نمی‌شناختیم

من هم بودم؟ - نه -

تَق‌تَق. ببخشید، مدتی بود داشتم در می‌زدم و دیگه خودم رو راه دادم داخل

گی‌یرمو دلاکروز

می‌دونیم - دروغ که نمی‌گی، جرونیمو - جرونیمو: از رهبران برجستۀ سرخ‌پوست و رهبر آپاچی‌های چیریکاهوا ] [ در جنگ‌هایی موسوم به جنگ‌های آپاچی علیه مکزیک و ایالات متحده ارجاع به دقیقۀ ۷ از قسمتِ پایانیِ فصل اول که در آن ] + [ مشخص شد گی‌یرمو دورگۀ سرخ‌پوستی و مکزیکی است

اوه، خوبه. کارنامک‌م رو دیدید

برای یک مصاحبه با نندور این‌جام

آگهی‌تون رو توی «کریگزلیست» دیدم [ وبگاهی برای طبقه‌بندی تبلیغات :Craigslist ]

،نصفه‌تخت‌خواب، بدونِ حمام کارهای سبُکِ خانه الزامیه

فکر کنم بتونم از پس اون کار بربیام

پس، ظاهراً، گی‌یرمو دوست داره موقع خوابیدن، پادکست گوش بده

از شانسِ بدش، حتماً به پیغامِ ،هیپنوتیزمِ «بارون» روی تکرار گوش داده

،بارها و بارها

به‌جای خلاصۀ همیشگیِ «خانُمان خانۀ واقعی»ِ یه خراب‌شده‌ای برنامۀ واقع‌نمای آمریکایی :The Real Housewives ] [ که دارای چندین نسخه برای شهرهای مختلف است

اوه

گی‌یرمو بودی دیگه، آره؟ - بله -

خوش‌وقت‌ام

من نندورم. بریم؟

سلام - موفق باشی -

و در «پانِرا بِرِد»، من مسئولِ بستن و بازکردن مغازه بودم

تحسین‌برانگیزه - ممنون -

می‌خواستم بدونم می‌تونم یه چیزی ازتون بپرسم

البته

...شماها

می‌دونی - چی؟ -

شماها... خون‌آشام‌اید، درسته؟

بله

.می‌دونستم. خیلی محشره ...یه حسی به‌م می‌گفت. آخه

نیش‌هاتون رو تا همین‌الآن ندیده بودم

اون خیلی باحاله

می‌دونم نمی‌شه اون رو گذاشت توی آگهی، بدیهیه

خب، آره - ...من واقعاً -

من همیشه دربارۀ بودن خیال‌پردازی کرده‌ام

منظورم خون‌آشام‌بودنه - هوم -

وقتی بچه بودم، به مامان‌م التماس می‌کردم یه شنل برام بگیره

پول‌ش رو نداشت، ولی یه راهی پیدا کرد که یه‌دونه درست کنه

و اون شنل رو تن کردم، و فقط دربارۀ این خیال‌پردازی کردم که پروازکردن سرتاسر دنیا چه حسی داره

هیچ‌کس به‌ت گیر نمی‌ده. تا ابد زنده‌ای

،من بچۀ خیلی کم‌رویی بودم پس، دوست‌های زیادی نداشتم

مطمئن‌ام شما می‌تونید درک کنید

نه واقعاً. من ورزشکار و بچه‌مایه بودم

آره. با عقل جور درمیاد

.ولی می‌تونم تصور کنم حتماً خیلی، آم... سخت بوده

طوری نیست

...نمی‌خوام شتاب‌زده عمل کنم، ولی

خیلی دوست دارم مستخدمِ شما باشم

ولی می‌خوام بپرسم - هوم -

...که آیا من

یا مستخدم‌تون؛ هر کی رو که انتخاب کنید. انتخاب‌ش با خودتونه

البته

اگه کارش عالی باشه - هوم -

و هر کاری که ازش خواسته ،باشید رو انجام داده باشه

...اصلاً - خون‌آشام‌ت می‌کنم؟ -

بله

،باید اقرار کنم

یه‌خرده وسوسه شده‌ام که گی‌یرمو رو همون‌طوری که بار اولی که اومد پیش‌م، بود، نگه دارم

تا آخر شب از هیپنوتیزم خارج‌ش می‌کنم

ولی، فعلاً، می‌ذارم آخرین خواب‌ش رو توی اتاق کوچک‌ش زیر پله‌ها بکنه

یادم رفته بود چقدر بلندبلند نفس می‌کشه

« پس از تیتراژ ادامه دارد »

♪ Pulse - Hypnotized ♪

‫کاری از هومن صمدی @RaylanGivensSubs

پس درنهایت، بهترین راه‌حل رو پیدا کردیم

به‌اشتراک‌گذاشتن اتاق

به‌اشتراک‌گذاشتن اتاق - به‌اشتراک‌گذاشتن اتاق -

به‌اشتراک‌گذاشتن اتاق

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.