Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
مترجمین: «محمدعلی sm و آرمان اسدی» Arman333 & @mmli_Subs
این تابستون یه چندباری اتفاق افتاد
طوفانی توی اقیانوس آرام، از صدها کیلومتر اونطرفتر...
...موجهایی رو
تا حوضچهی اینجا میرسونـه
اگه از بچگی توی اوتر بنکس باشی، میتونی تشخیص بدی
هرجایی که باشی، میشنویش
میریم ساحل!
بیدار شین بچهها!
فرقی نمیکرد که چه برنامههایی برای اون روز داشتی
میزنی روی ترمز
تحت هرشرایطی
آره عشقم، به این میگن یه موج عالی. احتمالاً بهترین موج سال باشـه.
بیخیال. واقعاً امروز میخواین برین موجسواری؟
شروع نکن
مگه چه کار دیگهای داریم؟
خب، نمیخوام چندمیلیون دلاری که تو دستمـه رو
۵۰ هزارتا بفروشم
برای همین یه نگاهی بهش میندازم
وایسا ببینم، پوپ. مگه نشنیدی چی گفتم؟ گفتم امروز واسه موجسواری عالیـه
- آره، باز هم موج میاد - وای
مثل این میمونه بگی بعداً هم پیتزاهای دیگهای واسه خوردن هست
- بیخیال. جدی میگی؟ - وای
به حرف مادر زمین گوش کن پوپ. داره التماس میکنـه بری موجسواری.
بهنظرم، مادر زمین من داره بهم میگـه که اطلاعاتمون رو به ح داکثر برسونیم
مال من هم میگه موجسواری رو به حداکثر برسونیم
میخوای یه روز ساحلی رو به حداکثر برسونی؟
میخوام برنزه بودنم رو به حداکثر برسونم
- خب، از به حداکثر رسوندنهاتون لذت ببرین - وایسا، وایسا
وایسا ببینم... کلیو کجاس؟
- آره، بهم پیام داد - آره
گفت توی گروه پوگهاست و توی کات دنبال طعمه میگرده
- چه ضایع. بگو تعطیلیم - الان بهش پیام میدم
پوپ، هی، قانون شمارهی یک میگه کار کردن تو روز موجسواری ممنوعـه
- قانون شمارهی یکـه - باشه ولی یکی باید این کار رو بکنـه
شما خوش بگذرونین. کارهای بیخود هم بذارین واسه من.
- از همین حالا جات خالی شد - میای اونجا پیشمون؟
چی گفته بودم؟ مثل آب خوردن
الان همهی پسرها توی ساحلن
فقط کافیـه آروم و بیسروصدا بریم دم ساحل و اون جواهر رو بقاپیم
آره، البته اگه هنوز اونجا باشیم
اگه هم اون دهن باز کنـه
یه کاری کردی لالمونی گرفتـه
بذار من هم یه امتحانی بکنم
فقط میخوام کمک کنم
هیس، هیس
گوش کن ببین چی میگم
بهم اعتماد کن، باشه؟ باید هم ساکت باشی
- ترنس! - هیس. هیس
فقط میخوام کمکت کنم
اینها استخدامم کردن تا باهاشون بیام و یه جور جواهر رو پیدا کنم
نمیدونستم تو هم درگیر این ماجرایی. فکر میکردم مُردی.
خوب گوش کن ببین چی میگم
اگه چیزی که میخوان پیش توئـه،
باید بهشون بدی، سی
راضیشون کردم که نکشنتون
پس اگه چیزی داری، باید بهم کمکم کنی
وایسا ببینم، اونا کیان؟
یه مشت آدم خیلی خیلی بد. سابقهدار، مزدور، آدمکش
اگه میخوایم زنده بمونیم، باید چیزی که میخوان رو بهشون بدی، سی
- ترنس - بله قربان، اومدم
- فقط باید بهم اعتماد کنی، خب؟ - نه، نه، نه
حواسم بهت هست. بهم اعتماد کن. هی، چهخبر؟
همش داشتن درمورد پروژهی بزرگ هالیس توی میکده حرف میزدن
آره خب، همهشون تو این معامله بودن
اما به گمونم هالیس کنارشون زد
میدونم ازشون خوشش نمیاد
آره خب، مسئله اینجاست
من شنیدم که... هالیس فکر میکنه اونا از تو خوششون نمیاد
اوه، آره
گوش کن، تموم اون ملکدارهای ازخود راضی که توی اون کلوب ول میچرخن
حالشون از من بهم میخوره، خب؟
از بابام هم بدشون میاومد
برای همین تعجبی نمیکنم
آره خب، مسئله همینـه. فکر کنم واسه همین به تو پیشنهاد داده.
تا بهشون بفهمونـه
آره....
نمیدونم ریف. همینطوری میگم...
شاید اصلاً اشتباه کرده باشم
شاید واقعیت داشته باشـه
میدونم که از همین الان تصمیم گرفتی نه بگی
و انجامش ندی ولی...
کمک میکنی؟
جواب منفی قطعی که ندادم. گفتم باید فکرهام رو بکنم ولی...
هنوز هم میتونم انجامش بدم
یه جورایی باورم شده
- جدی؟ -- آره
خدایا، یعنی دستام رو باز کردم و از دل آسمون افتاده بغلم؟
میتونی خیلی پول در بیاری ریف
باشه پس. بریم که کلی پول پارو کنیم.
همینجا سمت چپ وایسا
یالا دیگه
اونجا، همونجان. جان بی رو نگاه کن.
♪ Uncontrollable Urge - Devo 2.0 ♪
یهو این حس بهتون دست نداد که زندگی توی ساحل خیلی بهتره؟
این کارها با اون راحتـه. از وقتی سه سالم بود اینها رو داشتم.
ای خدا. پوگستان نیمهتموم.
- تخته رو بیار - چقدر خوب میشـه
تختهها رو بیارین پایین
- وای پسر - چیشده؟
شوخی میکنی
واینسین
هرجا خواستین برین بجز اینجا
نگاه کنین
اون دافه دیگه کیـه؟
واینسین
بگو که شوخیـه. معلومـه که اینجا وایمیسن.
چرا واینسن وقتی که کل ساحل روبروشونـه؟
ما اول اومدیم اینجا
اگه از من بپرسین میگم که داریم موجها رو از دست میدیم
چقدر ضایع
بریم عشقم
عالیـه. برادرم هم اینجاس.
بریم
کی، نگران نباش
نزدیکت نمیشـه. .قول میدم
سلام
جان بی
آفتاب داره طلوع میکنـه
- بهنظرت دنبال چیـه؟ - تو زندگیش دنبال چیـه؟
- لطفاً بره رو مخت - نگران نباش
- باشه - مشکلی پیش نمیاد
- میدونم، میدونم. باشه - نگران نباش
چهخبر؟
سلامتی
دنبال دردسر نیستیم
نه، اصلاً لازم نیست. فقط اومدم موجسواری.
عالیـه. خوشحالم موضوع رو روشن کردیم.
به گمونم. آخه من معمولاً کسی نیستم که آتیش مشکلات رو روشن میکنـه
درستـه، مثل اون موقع که خونهم رو آتیش زدی؟
رفیق... واقعاً بابتش ناراحت شدم. اما... هیچ ربطی به من نداشت.
آره بابا، حتماً
ببین، اومدم اینجا تا یه جورایی کدورتها رو کنار بذاریم
من دشمنیای با تو ندارم، خب؟ فقط اومدیم موجسواری کنیم. مشکلی نیست؟
به هیچوجه. آره رفیق.
عالیـه
پس حسابمون صاف شد دیگه؟
تاپ، واقعاً... واقعاً فکر کردی حسابمون صاف شده؟
نمیدونم. میتونیم بررسی کنیم.
- شماها قایقم رو غرق کردین - نظر توئـه
بعدش هم یه مشتی بهم زدی که راهی اورژانس شدم، یادتـه؟
واقعاً خیلی حال داد
- حال داد؟ - آره، خیلی
ببین، من اول با اون بودم داداش
اگه دخترت بیاد پیش من، اگه نتونه جلوی خودش رو بگیره...
...چه کاری از دستم بر میاد؟
منم آدمم
- فقط اومدیم موجسواری - من هم فقط واسه موجسواری اومدم داش
خوشحال شدم درموردش حرف زدیم
گپ خوبی بود
برین خونههاتون، پوگها
پیش رفتن اوضاع رو میبینی سی؟
بریم اون جواهر رو پیدا کنیم
بعدش دیگه راه میافتیم
- یالا - آخ، آخ!
- بجنب! - آخ!
تو همینجا بمون
نذار موتورش خاموش شـه
یالا
گندش بزنن
هی رفیق، مغازه بازه؟
اوم...
خونسرد باش
تعطیلیم
ای بابا، فقط یکم بنزین خواستم
یه موقع دیگه سر بزنین
یالا، بیا بریم
- صبر کن - بجنب
هرکاری که گفت بکن، کلیو
دنبال دردسر نیستم. مثل آب خوردن.
اصلاً چی هست؟
به چه دردی میخوره؟
نگران اونش نباش. مال خودمونـه.
چطور ممکنـه مال شما باشـه؟
- ۳۰۰ سال زیر آب بوده - چون هست. خفهشو
کجاس؟
همینجاس
- کجا؟ - تو آشپزخونه
خب پیداش کن
فکر کردی باهات شوخی دارم؟
نه. حتماً دوستام برش داشتن.
جدی؟ خب الان کجاس؟
اونا... دوستام حتماً بردنش یه جای دیگه.
یه جای دیگه هم هست. یه جای دیگه هم میشناسم. خب؟
نشونم بده
کجاس؟
همینجاس
فقط آروم باش
همینجاس
بدش ببینم
باشه
دخترهی کودن
ولش کن! ولش کن!
سی! سی!
نفس بکش. نفس بکش.
نفس بکش. نفس بکش.
فکر میکردم بهت گفتم تو قایق بمونی
نه
اگه بکشیش
هیچوقت دستت به چیزی که میخوای نمیرسـه
سی، بهش بگو. بگو که اون جواهر رو براش جور میکنی، باشه؟
دوستام... حتماً دوستام بردنش
جدی؟ دوستات کجان؟
- میتونم پیداشون کنم. باشه؟ - کمکت میکنـه
- میتونم پیداشون کنم - همه آروم باشن
آروم باش. نفس بکش سی.
بهم اعتماد کن. جواهرت رو برات پیدا میکنـه.
آروم باشین
هنوز هم اینجور عتیقههای کمیاب رو گیر میارین
این یکی ما رو بیشتر گیر آورده بود
نوشته هم داره
آره، راستش دادیم ترجمهش هم کردن. نگاه کن.
«از نیمهی ماه تا ستارهی قطبی
جایی که زندگان و مردگان با یکدیگر برخورد میکنند
دربان راه را نشانت میدهد»
نیمهماه تا ستارهی قطبی. زندگان و مردگان.
دربان
- انگار داره یه مسیری رو نشون میده - آره، اما نقطهی شروعش کجاس؟
حتی کشورش رو هم نمیدونم
احتمالاً همونجاییـه که خود ریشسیاه بوده. نه؟
آره، اما همون میشه نصف دنیا
البته نوشتههای ناخدا هم داریم
تموم بندرها رو داریم، تموم جاهایی که رفته
با این حال جای خیلی بزرگیـه
جایی که زندگان و مردگان با هم برخورد دارند، آقای هیوارد؟
قبرستون؟
بیمارستان؟ نمیدونم. آخه هرجایی ممکنـه باشه.
خیلیخب. نیمهی ماه چی؟
گفتم شاید معنای یه زمان خاص رو داشته باشـه
مثلاً به یه تقویم قمری یا چیزی اشاره داشته باشـه
یا شاید هم یه جا؟
آره خب، جزیرهی نیمهی ماه هم به ذهنم رسید، شاید هم ساحل نیمهی ماه
جفتشون رو بررسی کردم. واقعاً وجود دارن.
اما هیچ ربطی به ریشسیاه ندارن. هیچ ارتباطی ندارن.
اگه به من بود که تک تک جاهایی که ریشسیاه رفته رو میگشتم
رابطهشون با نیمهی ماه رو بررسی میکردم و شاید هم شانس در خونهم رو میزد
خیلیخب. روزی که وس جنرت مرد
شما خونه بودین؟
اول اون شب بله
اما بعدش رفتم قایقسواری
با یکی از... دوستام...
...شمالِ میسونبورو
کل شب رو؟
کنار بندرگاه لنگر انداختیم، بله
- کل شب رو - خیلیخب
مطمئنم توی اون بندرگاه دوربین بوده...
میتونین با استفاده از موبایل هم تعیین موقعیت کنین یا هرکاری که دوس دارین
ممنونم
وس بچهها رو استخدام کرده بود که چی پیدا کنن؟
دقیقاً؟
این رو از بچهها هم میپرسم، فقط برای اطمینان میگم
وس...
میدونم ممکنه چه فکری بکنین اما وس قانع شده بود که
ریشسیاه به همسرش الیزابت یه جواهر داده
که یه جورایی از اون در برابر طلسمها محافظت میکرد
برای همین بچهها رو استخدام کرد که پیداش کنن
اوهوم
اوهوم. درستـه.
بله
خودم به اینجور چیزها اعتقاد ندارم اما میشه گفت که اشتباه میکرده؟
ببینید چه اتفاقی افتاد
لاریسا مرد
بچهم
حالا هم وس مُرده
باور کردنش سختـه که همهشون مُرده باشن
بله
و اونوقت اون زمین به کی میرسـه؟
به دولت میرسـه
من فقط میخوام... از همهچیز دور بشم
ببخشید. ببخشید.
چند لحظه تنهاتون میذارم
بیا یه نگاهی به این بندازیم
ببینیم اون شب کجا بوده
ساعت ۹:۱۵، مِیس شمالی
جور در میاد
هی، فقط یه سوال دیگه
قبل این که اون شب برید، کس دیگهای رو توی خونه ندیدید؟
نه، ندیدم
البته فکر میکنم...
اونهایی که استخدام کرده بودیم، احتمالاً اون حوالی بودن اما...
خیلیخب... فقط محض اطمینان،
بچههایی که استخدادم کرده بود
نزدیک اون خونهای بودن که وس جنرت اون شب مُرده بود؟
فکر کنم
بله
ممنون بابت وقتی که گذاشتید
♪ The Brian Jonestown Massacre – Oh Lord ♪
آره جان بی، بگیرش! بگیرش جان!
ایول جان بی!
این یکی مال خودمـه
آره!
ایول کی!
آره!
بجنب سارا. تو میتونی.
- تو میتونی - وای خدا، وای خدا
آره دختر!
تونستم!
- آره - ایول! عجب موجسواریای!
آفرین دختر!
خب، خب، خب، ببین کی اینجاس
هی سارا، از تختهی بلندت خوشم اومد
خیلی کلاسیک بود
ممنون
ناراحتکنندهاس - پسر، واقعا ناراحتکنندهاس -
آمادهای؟ - آره، بزن بریم -
امواج ردیفن. بریم توش - باشه -
هی ریف، سارا اومد
به نظرت میخواد حرف بزنه؟
نه، اگه بخواد خودش باید بیاد سراغم
بلکبیرد یک محاصره رو چارلزتون، کارولینای جنوبی
در ماه مِی 1718 آغاز کرد
،ناوگانش اسکله رو محاصره کرد کشتیها را تصرف کرد و آذوقهشان را درخواست کرد
،مخصوصا درخواست دارو برای افرادش میکرد چون خیلیهاشون تا حد مرگ بیمار بودن
فرماندار کارولینای جنوبی مقاومت کرد و نتیجهاش یک دوئل پرتنش شد
در نهایت، بلکبیرد گروگانها رو آزاد کرد و فراری شد
حالا دنبالم بیاین
...نقطهی عطف در نوامبر 1718 بود
محاصرهی چارلزتون
توپخانهی هف مون
در چارلزتون
چه خبر، اسکلها؟
چطوری، خوشگله؟
چه خبر، پسر؟
توی همچین روزی نمیشه شکایتی کرد
درسته؟ - نه -
امواج دارن بزرگ میشن، نه؟ - معلومه -
اون یکی رو میبینی؟
آره، شروع میکنیم - خودت میری؟ -
آره، عزیزم، خودِ خودم میرم
آره، کار خودته، تاپ - برو، عزیزم -
برو. جیجی - معلومه که میرم -
!هی
هی، تاپ. اشکالی نداره برگردم؟ - چیکار میکنی، پسر؟ -
هی! چیکار... ؟
!بیخیال. برو، برو
!هی
!خطا کردی، پسر
!آره
لعنت بهت، جیجی
اون دیگه چه کاری بود؟
مثلا قرار بود آروم باشن
چه مرگته، رفیق؟
باید به رفیقت یاد بدی منتظر نوبتش بمونه
آره، یادش میدیم
آره، خیلی سریع بهش پیام میدم
"...هی، جی، میتونی" - پوگ همیشگی -
خیلی هم عمیق نیست، دادا - فکر کردم مشکلی نداریم -
کلیو، باورت نمیشه
...هف مون - بهم گوش کن -
باید باهات حرف بزنم، باشه؟ - دارم سعی میکنم بهت بگم -
...همه چی رو متوجه شدم - خفه شو. بهم گوش کن -
میخوام طلسم رو برداری و به خوابگاه مزرعه بیاری
...آره، میتونم بعدا یه سر بیام - الان -
وایسا، چه خبر شده؟ همه چی روبراهه؟
،پوپ، اگه الان طلسم رو نیاری
من رو میکشن
کلیو؟
تا ساعت 4 وقت داری عتیقه رو بیاری
بیست و چهار ددقیقه. لعنتی
تختهی آخره
آره، بده به من
اون یکی کابل رو تو برداشتی؟ - فکر کردم تو برداشتی -
بچهها، لاکپشتها دارن از تخم میان بیرون
چی؟
!لاکپشتها دارن از تخم بیرون میان - وای خدا -
هی
اوه
!خدای من
پشمام
خیلی ریزهمیزهان
!این کوچولوها رو ببین
.وایسا، برگردین عقب. جا باز کنین نباید بهشون دست بزنین
باید یه مسیر باز کنیم، درسته؟
آره - مسیر رو خالی کنین -
باید جای پاها رو پاک کنیم - سارا، نذار مرغهای دریایی بیان -
هنوز که چیزی ندیدم
خیلی خب، روز ردیفی بود، دادا - نمیدونم جریان جیجی چی بود -
خیلی لاشی بود که پرید روت - حرکات تخمی همیشگیشه -
خشونت موجسواری هم خشونت حساب میشه، پسر
به جای نق زدن بیا دریفت بکشیم
بذار حساب کار دستشون بیاد
نه، نه. این کار رو نمیکنیم - ترسیدی؟ -
خیلی خب؟ بهشون گفتم سر به سر هم نمیذاریم -
آره، ولی بعدش پرید روت، داداش
آره، خودش شروع کرد
به نظر عادلانه نمیاد، نه؟ مشکلی باهاش نداری، کلس؟
غمانگیزه، داداش
خیلی ضعیفی
چی گفتی؟
.خوشم نمیاد بگمش ولی شدی آلت دست بقیه، تاپر
واسه همین از اولش باهات مشکل پیدا کردن
میدونن که میتونن بهت زور بگن
.میتونن بهم زور بگن بامزه بود، روثی
من میخوام برم اونجا و نشون بدم اینجا ساحل کیه
میذاری تنهایی برم؟
شاید یکی از این پسرها بخواد جای تو باهام بیاد
کسی میاد؟ هیچکس نمیاد؟
خیلی خب
به جهنم - واقعا؟ -
همین فکر رو میکردم - بریم -
!آره - آمادهای؟ -
آره، مشتاقم - من که آمادهام -
باید یه بزرگراه براشون درست کنیم
یه بزرگراه لاکپشتی - یه بزرگراه لاکپشتی. یالا، بچهها -
دنبال پدر انسانتون بیاین مستقیم به سمت اقیانوس
!هی
!هی، وایستین. لاکپشتها از تخم بیرون اومدن
بیا از سر راهشون بریم کنار - نه، فکر نکنم -
هی - !هی -
هی. لاکپشتها از تخم بیرون اومدن
!وایستین
!وایستین - !از اونور بیاین -
روثی، از اونور برو - !وایسا -
!وایسا - روثی -
!وایسا
!لاکپشتها از تخم بیرون اومدن
!تف توش
اوه
...روثی، این
وای خدا. حال داد
این چه کاری بود؟ - حالت خوبه؟ -
عوضیهای بیشعور
حالت خوبه؟
خوبم
.خدای من نزدیک بود زیرشون بگیری
روثی، چیکار میکنی؟
چیکار میکنن؟ - نه. عمرا -
!لاکپشتها از تخم بیرون اومدن
!هی! بس کن - !بس کن -
!خدای من. دارن میان. هی
!بس کن
برگرد - !وایسا -
!وایسا
!مواظب باش - ...اینجا لاکپشت -
بخورین، پوگها - خدای من -
هی - کی، حالت خوبه؟ -
خوبی؟ - کی -
!برگردین به کات، پوگها - !یالا، عزیزم -
به این میگن حرکت، تاپ
یالا، نشونشون بده ما کی هستیم
لبخندت کو، تاپ؟ بجنب - کابوس بود -
.بیخیال، داداش آروم باش. همه چی روبراهه
این ساحل مال ماست، خب؟
مثل اندورو
نه، نه، نه
...داشته باش
همینجا بمونین
...کی. وایـ
کی! کی، گوش کن
نه، عزیزم - چیه؟ -
امروز نه
کی، گوش کن، میدونم من آخرین نفریم ،که باید همچین چیزی بگه
ولی باید هوشمندانه رفتار کنیم
برام مهم نیست - خیلی خب -
توی این وضعیت تعدادمون کمه - !برام مهم نیست -
بچهها، داره میاد دعوا. آماده باشین
ببین چیکار کردی
این کارت خوب بود؟
!نه، نگاهش کن
!لاکپشتها داشتن از تخم بیرون میاومدن، احمقها
!از روشون رد شدین
متوجهم که ناراحتی، کیارا
از ناراحت هم اونورترم، تاپر
خیلی خب، ولی فقط یکی بود
نگاه کن، یه عالمه دیگه هستن
چند تا، صد تا لاکپشت از تخم بیرون اومدن؟ - فکر کنم -
به هر حال بیشترشون زنده نمیمونن
این یکی از هزار تا بود
برو بندازش مرغهای دریایی بخورن - خب که چی؟ -
چرخهی زندگیه دیگه
چرخهی زندگیه؟
!له شدن زیر ماشین چرخهی زندگی نیست
نوبت توـه، کی
چیکار میکنی؟
جاتون باشم میرم پی کارم. باشه؟ نمیخوایم دعوا کنیم
شماها یه مرگیتون هست
بریم، کیارا. بجنب
.آره، درسته !برگرد سمت خودت، کی
چه مرگته؟ - واقعا؟ -
اگه یه بار دیگه نزدیک اون ،یا یکی از ما بیاین
برمیگردم و تکتکتون رو میکشم
تهدید به قتل بود؟ - تهدید به قتل کرد -
فیلمت رو گرفتیم، داداش
تا حالا اینقدر ازشون متنفر نبودم
میدونم
نمیدونم
تاپر، تهدیدمون کرد
.باید شکایت کنیم پدربزرگت قاضیه، درسته؟
حرف کی رو باور میکنن؟ ما یا اونا؟
باید از خودمون محافظت کنیم
باشه
باورم نمیشه
دیدیش؟ - دیدم -
خفن بود، روثی
خوب نبود، ریف
حقشون بود - میخوام برم -
حالا
خودش رو میرسونه
میرسونه
ببین، از 13 سالگی با سی بودم
عملا خودم بزرگش کردم
با تمام وجود بهش اعتماد دارم
،اگه گفته خودش رو میرسونه
حتما خودش رو میرسونه
بهتره دعا کنین بیاد
هردوتون
جان بی رفته ماهیگیری. پیام بذارین
جان بی، کجایی؟ !خودت رو به پوگلندیا برسون! حالا
!تو روحش - !خدای من -
شرمنده
حالت خوبه؟ - شرمنده -
به خاطر گلهات شرمندهام
حتما شوخیت گرفته
!حتما شوخیت گرفته
وقت تمومه - نه، لایتنر، نمیخوای این کار رو بکنی -
گفت دارن میان
دیگه دیره
!کلیو - دیدی گفتم -
!اون اینجاست - پوپ -
دیر رسیدی - اسلحه رو بذار زمین -
!بذارش زمین
!نه، ترنس - !کلیو، بخواب رو زمین -
اسلحه رو بده به من. بدش به من
برش داشتم
ترنس
.نه، نه، نه ترنس. ترنس، ترنس
!ترنس
نه... حواست به من باشه
!حواست به من باشه
!پوپ! کمکم کن
ترنس. ترنس. ترنس
!پوپ
!پوپ، کمکم کن
نه، نه - ولش کن. ولش کن -
،هر دفعه، هر دفعه که میبینیمشون
یه مشکلی پیش میاد
انگار هر کاری میکنیم، رو مخشون میریم
کی، کی، یه تختهاشون کمه، خب؟
مطمئنی نمیخوای دنبال یکیشون بری؟
هی
هی - هی -
چطور پیش رفت؟
پوپ - اون چیه؟ -
خونـه؟
پوپ، خون کیه؟ - پوپ -
پوپ، چی شده؟
پوپ، چی شده؟ - کلیو کجاست؟ -
داخله
کلیو
!کلیو - پوپ، چی شده؟ -
.بهم زنگ زد گفت تا ساعت 4 وقت دارم
.به نهایت سراعت خودم رو رسوندم دیدم اسلحه رو روی صورت کلیو گذاشته
...و ترنس
...کاش میتونستم یه کاری بکنم
.هی، هی. بهم گوش کن بهم گوش کن. بهم گوش کن
هر کاری از دستت برمیاومد کردی، داداش
مشکلی نداری، پسر. فقط نفس بکش
چیزی نیست
لعنتی
...یه چیزی رو فهمیدم
توی موزهی بلکبیرد قبل از اینکه طلسم رو برداره
اون ترجمه
فکر کنم میدونم معنیش چیه
محاصرهی چارلزتون
بلکبیرد یه چیزی رو توی توپخانهی هف مون گذاشته
یه چیزی رو توی چارلزتون قایم کرده
خب، چرا چارلزتون؟
نمیدونم
اینا هر کسی که هستن، طلسم رو دارن
ولی شرط میبندم نفهمیدن چطوری ترجمهاش کنن
تو روحش
مشکل بزرگی داریم. شوپ اینجاست
بمونه واسه بعد. بمونه واسه بعد
خدای من
خدای من
واسه چی اومده؟ توی ماشینش نشسته
...بچهها - لعنتی -
خیلی خب. خیلی خب. خیلی خب
لعنتی. لعنتی. لعنتی - خیلی خب. خیلی خب. خیلی خب -
چیکار کنیم؟
شوپ، یه موقعیت 10-50 توی خیابون نورث لیک پلاک 217 داریم
.دریافت شد. شوپ هستم توی ملک میبنک هستم
نمیتونم فوری بهش رسیدگی کنم
یه جنازه توی اتاق پذیرایی داریم
چیکار قراره بکنیم؟ - لعنتی، پوپ -
منظورت چیه که چیکار کنیم؟ باید حقیقت رو بگیم
شوخیت گرفته؟ - ما کار اشتباهی نکردیم -
یکی به زور وارد خونهامون شده - کی، اون شوپـه -
و بهمون حمله کرد و ازمون دزدی کرد - هیچوقت حرفمون رو باور نمیکنه -
10-97 وضعیت تحت کنترله
.کاری که باید بکنیم اینه که از اینجا بریم باید بزنیم به چاک
کجا بریم؟ این کار هیچوقت جواب نمیده
.خیلی خب. چه میدونم بهتر از اینه که اینجا بمونیم
.قانون شماره یک، هیچوقت به یه پلیس اعتماد نکن مخصوصا این پلیس
خیلی خب؟
جیجی! کسی خونه نیست؟
جان بی، میخوای چیکار کنی؟
ما کار اشتباهی نکردیم
خیلی خب
میخوام همین الان یه تصمیمی بگیری
تصمیمت چیه؟
میدونم خونه هستین. بیاین بیرون
مترجمین: «محمدعلی sm و آرمان اسدی»
ارائهای از وبسایت دیجیموویز .:: DigiMoviez.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجیموویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.