All language subtitles for Monster.Summer.2024.WEB.H264-RBB.Fa (1)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

خدا رو شکر

...کجـ

...واحدی در نزدیکیِ

خیابان ویلیام و وینیارد هیون در دسترس هست؟

هی پسر جون، اینجا چی کار می‌کنی؟

رانی؟ رانی هارلو، خودتی؟

مرکز، با خانم هارلو تماس بگیر

فکر کنم پسرش رو پیدا کردم

یک نوجوان گمشده

در مایل مارکر 22 پیدا شده

«هیولای تابستان»

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

« مترجم: علیرضا نورزاده » ::. MrLightborn11 .::

[ بندرگاه مارتاز وینیارد ]

یالا، بریم

.مواظب باش ...بهت گفته بودم کنارِ

[ مارتاز وینیارد - سال 1997 ]

:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو @SubKio

نوآه؟

نوآه، به کمکت نیاز دارم

باشه، مامان

تقریبا تمومه

شلوغ‌ترین وقتِ فصله

و خواهر کوچولوت، همه کارهای تو رو کرده

یه لحظه

واسه بازیت دیرت می‌شه

اومدم

نوآه، یالا

هی، نوآه؟ - بله -

امروز نمی‌رسم بیام بازیت

.مامان، عیبی نداره درک می‌کنم. دیگه عادت کردم

نمی‌دونم انتظار داری چی کار کنم

هی ببین، مهمون جدیدت اومده

صبح به‌خیر، عزیزم

.صبح به‌خیر، خانم اوقات خوشی رو براتون آرزومندم

...آم، نوآه

دوستت دارم - من هم دوستت دارم -

پسرته؟

آره

به‌نظر پسرِ خوبی میاد

خیلی شیطونه

همه‌ی بچه‌ها توی این سن شیطونن

دائم دردسر درست می‌کنن

آه، من اَبی هستم

تو بایستی خانم هالورسون باشی

...آه، منتظرت بودیم

ماشین و اکثر وسایلم رو واسه تابستون

گذاشتم توی انبار

پس صرفا واسه دوچرخه‌م به یه جای پارک نیاز دارم

البته

امیدوارم براتون مناسب باشه

مناسبه

...ببین

وقتی اجازه دادم که این ستونِ روزنامه رو بنویسی

انتظار داشتم که صد کلمه

درباره فصل جدید لیگ بیسبال خردسالان

یا طعم‌های جدید بستنی‌های مَد مارتا» بنویسی»

ولی این رو نمی‌تونم چاپ کنم

چرا؟

تامِ دیدزن" در شیلمارک"» دست به کار می‌شود

«محلی‌ها نا آرام شدند

خانم اَشبی گفت یه مردی رو دیده

که از پنجره اتاق خوابش داشته دیدش می‌زده

اگر بگم این همون خانم اشبی‌ایه

که هر هفته می‌ره کلانتری

و گزارش مفقودیِ

شوهرش والتر رو می‌ده

که هشت ساله مُرده، چی؟

باشه، ولی دم پنجره‌ش ردپای یه مرد رویت شده

که سایز پاش 45 بوده

داری وقتت رو با این چیزها هدر می‌دی

ببین، من به اینجا نقل مکان کردم

چون مارتاز وینیارد، امن‌ترین مقصد تابستانیِ آمریکاست

خانواده‌ها از سرتاسر کشور واسه سفر میان اینجا

وقتی روزنامه رو می‌خرن

دوست دارن درباره آفتاب و آب‌نبات بخونن

.نه اخبار جرم و جنایت رو می‌فهمی چی می‌گم؟

ببین، به‌نظرم خوبه که

می‌خوای راه پدرت رو ادامه می‌دی

ولی یه لطفی بهم بکن

یه مقاله‌ای بده که بتونم چاپ کنم

لامپکی میاد و پرتاب رو انجام می‌ده

داره می‌ره سمت بیس دوم

رفت سمت بیس سوم

و حالا ادگارتاون، فرصتِ رقم زدن پیروزی رو داره

ضربه‌زن - بیگ بن دریسکله -

.یالا، بن از پسش برمیای

.یالا، بن تو می‌تونی

این آخرین فرصت ادگارتاون

برای پیروزی در اولین بازی فصله

یه امتیاز عقبن و دوتا بازیکن‌شون بیرونه

اینجا رو داشته باش

داره می‌ره، داره می‌ره

رفت

هوم‌ران برای بن دریسکل

و ادگارتون، بازی اول فصل رو با نتیجه 5 بر 4 می‌بره

آره

عجب بازی‌ای بود

چه‌جور صلحی مدنظرمه؟

و دنبال چه‌جور صلحی هستیم؟

یوجین، نگفته بودم توی ملاء عام این سخنرانی جان اف کندی رو تکرار نکن؟

خب، اگر قراره یه روز رئیس جمهور بشم

باید تمرین کنم - تمرین؟ -

تو حتی به عنوانِ رئیسِ شورای دانش‌آموزی هم انتخاب نشدی

هی، هی، وایسید

نوآ، چرا از اینجا آوردی‌مون؟

این خونه همون پیرمرده، کاروثرزه؟

توی مهمونی‌های والدینم درباره‌ش یه سری داستان‌ها شنیدم

بعضی‌ها فکر می‌کنن جاسوس و سارق بانک بوده

بعضی‌ها حتی فکر می‌کنن که توی طرح محافظت از شهودینِ اف‌بی‌آیه

حقیقت کدومه؟

‫تابستون سال 65

زن و بچه‌ش، آب شدن و رفتن توی زمین

هیچ‌کس نتونست ثابت کنه که اون کشتتش

می‌دونی، شرط می‌بندم اجسادشون

هنوز یه جایی توی خونه‌ش دفنه

حصارش یه داستانی پشتشه

این می‌تونه بلیط چاپ شدن مقاله‌م

در روزنامه باشه

...اگر بتونم ثابت کنم که اون کشتتشون

همچین خبری، جلد اول چاپ می‌شه

حتی می‌تونه تبدیل به یه خبر ملی بشه

همیشه ما رو توی این جزیره می‌چرخونی و واسه مقالات مسخره‌ست

دنبال دردسری

یوجین راست می‌گه

متاسفم، نوآه

چشمم آب نمی‌خوره

هرطور مایلید

نوآه، وایسا - خیلی‌خب -

وایسا، وایسا - وایسا، وایسا -

وایسا، وایسا

...به معنای واقعی بچه‌ها، ببینید

یالا، برید - وای خدا -

نه، واقعا به‌نظرم بهتره برگردیم

نه، جدی

بچه‌ها، نباید این کار رو بکنیم

بهتره ارزشش رو داشته باشه

به‌خاطرش دارم از تکرارِ «کلمبو» جا می‌مونم

بچه‌ها، بچه‌ها، دارم می‌بینمش

فکر نمی‌کردم توی روز روشن بیاد بیرون

الان چی کار می‌کنه؟

حفر می‌کنه

چی؟

شاید حق با توئه، نوآه

قاتل‌ها همه‌جور یادگاری‌ای

توی حیاط خلوت‌شون دفن می‌کنن

اون چی بود؟ - نمی‌دونم -

ولی بهش پی می‌برم - چی؟ -

چی؟ هی، بچه‌ها

واسه برگشتن، هنوز وقت داریم

اوه

واقعا فکر می‌کنم کار درستی نیست

.نه، جدی می‌گم یه تابلو بیرونه، رفیق

«نوشته «ملک شخصی «ورود بی اجازه ممنوعه»

می‌دونی این یعنی چی؟

بس کن - به‌خاطرش دستگیر می‌شیم -

بچه‌ها، جدی می‌گم

احتمالا با این، یکی رو کشته

آره، احتمالا یکی رو کشته

قایم شید

هیس

در امانیم

بریم. یالا، بریم

فرار کنید، یالا

یالا، بریم

.یالا، بچه‌ها بزنید بریم

بچه‌ها، زود باشید - نوآه، زود باش بریم -

.کوله‌پشتیم رو جا گذاشتم باید برگردم

.بی‌خیال کوله‌پشتیت بیا بریم. زود باش

نمی‌تونم. دفترچه‌م توشه

.بی‌خیال کوله‌پشتیت بیا بریم

.بی‌خیالش شو ارزشش رو نداره

نوآه، زود باش

.یالا، باید بریم بیاید بریم، بچه‌ها

نوآه، اون بالایی؟

این وقت شب، بیرون چی کار می‌کنی؟

یه چیزی برات دارم

پشم‌هام

این به‌نظر اصلی میاد - مثل کلاه نوماره -

دیگه واسه بازی اول‌مون توی فنوای

یه کلاهی داری که بپوشی

نه، شوخی می‌کنی

باید 1000 تا چمن رو کوتاه کنم تا پول بلیط بازی‌ای رو دربیارم

شاید هم لازم نباشه

امکان نداره. ممنون، رفیق - خواهش می‌کنم -

بهت گفته بودم یه روز می‌ریم یه بازی رو می‌بینیم

چی شده؟

هیچ‌وقت قرار نیست از این جزیره برم، نه؟

.رفیق، از این جزیره می‌ری باشه؟

روزنامه‌نگار بزرگی می‌شی

شاید وقتی رفتم لیگ برتر

یه مقاله هم درباره من نوشتی

یه سورپرایز دیگه هم برات دارم

اینا رو از کجا آوردی؟

از پدرم قرض گرفتم

ببین، با این دختره الی

قراره بریم شبانه شنا کنیم

و قراره اولین آتیش‌بازیِ

تابستون رو رقم بزنیم - ...وایسا ببینم. الی

الی اوانز؟

آره، آره، می‌شناسیش؟

معلومه که می‌شناسم

پشم‌هام

ازش خوشت میاد - از دوران بچگی -

می‌دونی، من حتی نمی‌تونم شجاعت به خرج بدم

و برم یه کلمه باهاش حرف بزنم

بعد تو اومدی و مثل تام کروز قاپیدیش

هی، نظرت چیه امشب بیای باهامون وقت بگذرونی؟

نه، نمی‌تونم

شرمنده، رفیق

.طوری نیست عیبی نداره

پخ

ترسوندیم

قیافه‌ت دیدنی بود

خب، آوردیش؟ - آره -

البته - ببینم -

آره

این رو از کجا آوردی؟ - خب، نمی‌تونم بهت بگم -

وای خدا

قانونیه؟

آخری بازنده‌ست؟ - مسابقه می‌دیم -

وای خدا، موهاش رو ببین

عه؟ باید موهای خودت رو ببینی

حرف نداره - خفه شو -

نه، خودت خفه شو

خیلی خطرناکه که بچه‌ها

آخرشب، توی اقیانوس باشن

بن؟

اونجا چی کار می‌کنه؟

نمی‌دونم، ولی به‌نظرم بهتره از اینجا بریم

آره، دیگه نمی‌خوام اینجا باشم

الی، کجا رفت؟

نمی‌بینمش

...نمی‌تونم - الی -

الی

الی

اون دیگه چی بود؟ - نمی‌دونم. فقط برو -

برو، الی، برو

برو! یالا

الی

الی، وایسا - بن -

بن

بن

الی، برو، برو

بن

بن، نه

[ همه مردان رئیس‌جمهور ]

کاروثرز

دکتر گفت که بن خوب می‌شه

جواب تمام اسکن‌هاش منفی بود

هیچ‌گونه آسیب خاصی ندیده

صرفا یه خرده آب رفته توی ریه‌هاش

پسره صحیح و سالمه

نگفت که چه اتفاقی افتاده؟

آره، به‌نظرم دچارِ

یه‌جور اختلال اضطراب پس از سانحه شده

توی چنین شرایطی، کاملا عادیه

...اون

رفته توی اقیانوس

سرد بوده

...آشفته شده، اون یه موج قوی اومده سمتش

ترسیده - آره -

...درحال حاضر

زمان برای بن، بهترین علاجه

دزدکی بیرون رفتنش رو ...نادیده نمی‌گیرم

ولی ای‌کاش دیشب

یکی پیشش می‌بود

...می‌دونی - آره -

همه‌ش به خودم می‌گم

...شاید اگر اون بیرون

تک و تنها نبود، اینجوری نمی‌شد

هی، بن

رفیق، کل جزیره رو به‌هم ریختی

حتی ممکنه خبرت رو توی اخبار ساعت شیش پوشش بدن

بن

بن؟

بن؟

هی، دیشب پیشِ بن بودی، درسته؟

چه اتفاقی افتاد؟

شنیدم مادرش گفت که موج کشیدتش پایین

نه

یه نفر دیگه پیش‌مون بود

از چی حرف می‌زنی؟

نمی‌دونم چه اتفاقی افتاد

عیبی نداره

می‌تونی به من بگی

یه پیرزن، پرید توی آب

ولی یه چیز دیگه از زیر کشیدش

یه نوری رو دیدم

نمی‌دونستم چی کار کنم

فقط شنا کردم

.طوری نیست، صرفا ترسیده بودی کار اشتباهی نکردی

حرفم رو باور می‌کنی؟

باور می‌کنم

هنوز هم صدای قهقه‌هاش رو می‌شنوم

هر دفعه که چشم‌هام رو می‌بندم، می‌شنومش

...مثلِ

مثل یه جادوگر بود

باید به پلیس بگیم

باید بدونن - گفتم -

،نه اونا حرفم رو باور کردن نه پدر و مادرم

متاسفم، نوآه

در رابطه با پیدا کردنِ پسره، بن دریسکل

می‌شه بگید دقیقاً چه اتفاقی افتاده؟

می‌دونید، بچه‌ها همیشه از لنگرگاه می‌پرن پایین

عبارت «ورود غیرقانونی» برات بی‌معناست؟

...شرمنده، صرفا داشتم

اومدم واسه پس دادن کیفم ازت تشکر کنم

و بابت اون روز شرمنده‌م

من و دوست‌هام، یه‌جورهایی راه‌مون رو گم کردیم

آره، جالبه

خیلی از بچه‌ها راه‌شون رو گم می‌کنن و سر از ملکِ من درمیارن

هی، آدرس خونه‌م رو از کجا فهمیدی؟

پیدا کردنت سخت نبود، پسر جون

حروف اول اسم و فامیلت رو روی کیفت نوشته بودی

باید مواظب باشی که کجاها اسمت رو می‌نویسی

آدم‌های خیلی بدی اون بیرون هستن که می‌تونن علیه‌ت ازش استفاده کنن

.خوب شد گفتی ممنون

خب، راه ورود به اینجا رو که پیدا کردی

پس مثل بچه آدم، راه خروجت رو هم پیدا کن

می‌دونی، من و دوست‌هام فکر کردیم که داری

نبش قبر می‌کنی

آره، آره

آره، خوشت میاد که همچین کاری بکنم، مگه نه؟

با محتوای آثارت جور درمیاد

کتابم رو خوندی؟

خوندی، مگه نه؟

آره، وقتی تو به‌طور غیرقانونی وارد انبارم بشی

من هم بی‌اجازه، کوله‌پشتیت رو می‌گردم

پلیسی چیزی هستی؟

دیگه نیستم

پس از تحقیقات و اینجور چیزها

سر در میاری؟

...چون دیشب

نزدیک بود دوستم رو سمت پل بکشن، می‌پرسم

پلیس‌ها می‌گن که موج کشیدتش پایین

ولی چنین اتفاقی نیفتاده

.یکی از زیر کشیدتش پایین یه پیرزن

یه جادوگر

این جادوگره رو خودت دیدی؟

.خب، نه یه دختره بهم گفت

حداقل از سگ بهتره

گوش کن، می‌دونم دیوانه‌وار به‌نظر میاد

ولی می‌شه با دوستم صحبت کنی؟

به اون یارو فاکس مودلر، یه زنگی بزن [ شخصیت سریال پرونده‌های ایکس ]

کمکت می‌کنه

...می‌دونی - من بازنشسته شدم -

عوضی

هی، نوآه، این رو ببر اتاق خانم هارولسون

بذارش دم در - باشه -

تاکید داشت که کسی مزاحمش نشه

باشه

یالا هنک، زود باش

.این رو یادت نره این رو یادت نره

اوه، بی51. مگه می‌شه یادم بره؟

مطمئنی تا اون موقع نمی‌خوایش؟

حالا حالاها نمی‌بینیش‌ها

بابا، کِی این رو می‌کنیم؟

نمی‌دونم

وقتی که 45 سالت بشه

یک نوجوان، پس از اینکه دیشب

در اطراف پل، در شرف غرق شدن بود

امروز در حال بهبودیه

بنابر گزارش پلیس، بن دریسکل

تنهایی در حال شنا بوده

که در یک جریان شکافنده گیر کرده

اون اوایل صبح امروز

توسط مادرش، توی خونه پیدا شد

استرایک سوم

داور، مگه کوری؟

امروز داوریت افتضاح بوده

یه سر به چشم پزشکی بزن، هان؟

اگر بخوای، می‌تونم سختگیرتر باشم‌ها

خیلی‌خب، گوش کنید

من تحمل از کوره در رفتن‌های بچگونه رو

توی زمینم ندارم

،این بازی بیسباله اینجا مهد کودک نیست

.نوآه. آروم باش خدایا

چه‌ت شده تو؟ - خوبم -

به‌نظر خوب نمیای - خوبم -

هی، پسر جون

با حرکت لگن، دست‌هات رو بچرخون

کل قدرتت از اونجا نشات می‌گیره

البته مواقعی که حواست به استرایک‌ها نیست

و مثل احمق‌ها با داور کل‌کل نمی‌کنی

پس هم پلیسی، هم مربی بیسبال

هی، با اون دوستت صحبت می‌کنم

وایسا، پس حرفم رو باور می‌کنی؟

.چنین حرفی نزدم گفتم باهاش صحبت می‌کنم

مواظب باش، مواظب باش

یالا

این کار واقعا ضروریه؟

متاسفانه آره - صحیح -

ساکنین این جزیره ازت می‌ترسن

به‌خصوص مامان‌ها

آره، خب دزدکی لای بوته‌ها حرکت کردن

بایستی به ترس‌هاشون پایان بده

بن، این آقای کاروثرزه - جین هستم -

سلام، بن

بن؟

سلام

بن، گُل می‌کشه؟ - نه -

می‌شه معاینه‌ت کنم، بن؟

حتما - خیلی‌خب -

.بذار ببینم گردنت رو نشونم بده

خب، بهم می‌گی که اونجا چه اتفاقی افتاد؟

کنار پل

داشتم شنا می‌کردم

هوا تاریک بود

...سعی کردم برگردم ساحل

ولی نتونستم

آب، داشت من رو می‌کشید

ولی الی چنین حرفی نزد

یه لحظه

چطور برگشتی ساحل، بن؟

سعی کردم سرم رو بالای آب نگه دارم

نور روشنی دیدم

موج کشوندم سمت ساحل

خوب می‌شی، پسر جون

همین؟

کجا می‌ری؟ - ...خب، می‌دونی -

باید تا قبل از غروب، برگردم کاخ

می‌دونی، از مسیر جنگلی می‌رم

نمی‌خوام مردم شهر ببیننم

چنگال، آتیش، اوه - اصلا خنده‌دار نیست -

آره - مسئله جدیه -

...ببین

اگر همون‌طور که گفتی به زیر آب کشیده و نگه داشته شده

لازمه‌ش یه‌جور نیرو بوده

جای همچین نیرویی

روی بازوها، گردنش و یه جایی می‌مونه

،اگر کشمکشی صورت می‌گرفت بدنش کبود می‌شد

جای ناخن و چنگ روی پوستش می‌دیدیم

دیگه نگم که

چیزی به اسم جادوگر وجود نداره

،حالا اگر من رو ببخشی برمی‌گردم به دوران بازنشستگیم

هی، چرا بهش دروغ گفتی؟

می‌دونی، الی بهم گفت که چه اتفاقی افتاد

چی رو داری مخفی می‌کنی؟ فکر می کردم تو رفیقمی

دروغ نگفتم

شرمنده

هی، یه چیزی برات آوردم

همونی که خیلی دوست داری

یالا، بخور

چندش‌آوره

مامان، یه اتفاقی برای بن افتاده که غیرقابل هضمه

هی، صدات رو بیار پایین

مزاحم مهمون می‌شی

و خواهرت رو می‌ترسونی

.باید هم بترسه یه چیزی اون بیرونه

اوه - اوهوم -

ببخشید. ترسوندمت؟

بدم میاد از بحث کردن‌شون

باید هم بدت بیاد

اوهوم

با پیتر پن، آشنایی داری؟

اوهوم. یکی از کارتون‌های موردعلاقه‌امه

می‌دونی، وقتی کوچولو بودم

خانواده‌م زیاد بحث می‌کردن

و می‌دونی من چی کار می‌کردم؟

نچ

چشم‌هام رو می‌بستم

و فکرهای خوب و شاد می‌کردم

شاید تو هم باید همین کار رو بکنی

به تموم چیزهایی که دوست داری فکر کن

بودن پیش دوست‌های صمیمیم رو دوست دارم

ببین، متاسفم که پدرت دیگه بین‌مون نیست

ولی می‌دونی چیه؟

واسه من هم آسون نیست

پس نباید کلافگی‌هات رو سرِ من خالی کنی

چطوره دست از وانمود

به اینکه بیش‌تر از من دلت می‌خواد اینجا باشی برداری؟

مامان، مامان

شکلات...

لیلیِ عزیزم؟

چی کار می‌کنی؟

فکرهای شاد می‌کنم

باور کنید یه اتفاقی برای بن افتاده

که غیرقابل هضمه

،می‌دونید، اومده خونه ولی مثل سابق نیست

مثل زامبی‌های فیلمِ شب مردگان زنده شده

...اگر کارِ جادوگر بوده باشه

هوم

انگار یه چیزی رو ازش گرفته...

بسه، نوآه

می‌دونم برای اون روزنامه‌ای که داری براش مقاله می‌نویسی

دنبال یه سوژه درجه یکی

ولی دیگه داری شورش رو درمیاری

مسئله مقاله واسه روزنامه نیست

مسئله اتفاقیه که برای بن افتاده

آره، ولی جادوگرها وجود ندارن، رفیق

صرفا چون یه دختره که روش کراش داری

،بهت همچین چیزی گفته دلیل نمی‌شه واقعی باشه

ببین، می‌دونم از وقتی پدرت رو از دست دادی

شرایط سختی داشتی

اون چه ربطی به این قضیه داره؟

به‌نظر میاد از وقتی مُرده

همه‌جای این جزیره

دنبال شرارت می‌گردی

درصورتی که شرارتی نیست

،اگر نمی‌خواید حرفم رو باور کنید باور نکنید

...ولی یکی

یه چیزی هنوز اون بیرونه

اگر دست روی دست بذاریم و کاری نکنیم

بچه‌ها آسیب می‌بینن

اعم از خودمون

موفق باشی، کوین

هی، بهتره دور آتیش بمونیم

اون بیرون خطرناکه

می‌دونی، یه دلیلی داره که

به اینجا می‌گن منطقه بی‌طرف

پدربزرگم گفت که طی جنگ جهانی دوم

از اینجا به عنوان میدان تمرینی بمب استفاده می‌کردن

شرمنده

صرفا نمی‌خوام قبل از گرفتن گواهینامه‌م

منفجر بشم

ظاهرا یک پسر بچه به‌طور اتفاقی

طی یک پارتی ساحلی غیرقانونی

یک بمب غیرفعال رو منفجر کرده

خوش‌بختانه کسی کشته نشده

خوش‌بختانه تنها آسیب وارده

یک مورد موج گرفتگیِ خفیفِ ناشی از انفجاره

کوین؟

...این سومین حادثه‌ایه که

نوآه، تلفن کارت داره

تعمیرکار عریضه‌نویسه‌ست

الو؟

چرا هنوز از عریضه‌نویس استفاده می‌کنی آخه؟

دیوونه شدی؟

با زنگ زدنت به اینجا می‌تونی من رو توی بد دردسری بندازی

...پسره رو

می‌شناختی؟

یه زمانی می‌شناختمش، آره

طرز نگاهش رو دیدی؟

.نگاه بی‌روحی داشت درست مثل بن

آره، روحش رو باد برده

یه ساعت دیگه، اسکله می‌بینمت

کجا می‌ریم؟

منطقه بی‌طرف

باید یه نگاه به اون جنگل‌ها بندازم

به‌نظرت قبلا بررسی نشدن؟

من که بررسیش نکردم

[ خطر - مواد منفجره غیرفعال ]

دو نوع ردپا اینجاست

از پارتیِ اونور داشتن برمی‌گشتن و می‌رفتن اونجا

یکیش مال کوینه

اون یکی، فکر کنم مال یه دختره

همه اینا رو از ردپای توی گِل تشخیص دادی؟

آره. این موها رو توی آسیاب سفید نکردم، پسرم

خیلی وقته که توی این کارم

گوش کن، تو اینجا بمون

بهتره تنها برم

چی؟

.نه، همین‌جا بمون جداً امن‌تره

من بچه نیستم‌ها - معلومه که بچه‌ای -

...بچه، زهره ترکـ

...مگه نگفـ کَری چیزی هستی؟

این همه راه رو نیومدیم اینجا که کنار حصار بشینم

حالا چی عایدت شد؟

اگر نیای اینور، تنها چیزی که عایدم می‌شه تیکه‌های لاشه‌اته

این‌قدر از بوته‌ها نپر بیرون

حالا ازت می‌خوام پشت سرم باشی

.هر جا قدم گذاشتم، قدم بذار باشه؟

اینجا یه جورهایی خطرناکه

نمی‌خوام تیکه تیکه بشی

هی، اینجا یه‌جورهایی ترسناکه

آره

آدم می‌تونه یه بچه رو اینجا دفن کنه

بدون اینکه جسدش رو پیدا کنن

شوخی کردم

.وا بده، بچه بیا

اوه، وایسا

یه اتفاقی اینجا افتاده

عجیبه. رد پاها عوض می‌شن

آره، کوین از این طرف فرار کرده

...فرار کرده، فرار کرده

...رسیده اینجا و بعد

ایستاده

...هر کس

،هرکس دنبالش کرده از این‌طرف فرار کرده

...کوین اینورها پرسه زده

اوه

حالت خوبه؟ - آره، صرفا دارم استراحت می‌کنم -

پسر جون، از من به تو نصیحت

هیچ‌وقت پیر نشو

اوه

اوه، پسر

فکر کنم قبلا اینا رو دیدم

فکر کنم پیش پل دیدمش

...هرکس این رو منفجر کرده

مطمئناً کوین نبوده

احتمالش صفر بوده که بتونه بدون متلاشی شدن

از اینجا بره، می‌دونی؟

یه جای کار می‌لنگه

...خب، هرکس که منفجرش کرده با عقل من جور درنمیاد

،نه خونی ریخته نه دل و روده‌ای. هیچی

اصلا غیرممکنه

ای وای

شبیه جاروئه، نه؟

خفه شو

یه جادوگر توی جزیره‌ست

امکان نداره

همه‌ش امکان نداره

ببینید، یه‌کم تحقیقات کردم

خیلی‌خب

جادوگرها برای بقا

و تجدید بسیاری از قدرت‌هاشون باید از بچه‌ها تغذیه کنن

و اگر نکنن، ضعیف می‌شن

و ممکنه بمیرن

برای جا افتادن

بین آدم‌های عادی، می‌تونن شکل عوض کنن

و حتی برای کنترل یه سری چیزها

با ذهن‌شون، می‌تونن از طلسم استفاده کنن

به‌نظرم یه چیزی هست که باید بدونید

نیروی کمکی خبر کردم

برگ برنده‌مون رو گیر آوردم

از چی حرف می‌زنی؟ کی رو می‌گی؟

...یا - دیوونه شدی؟ -

.بچه‌ها، طوری نیست من دعوتش کردم

جلو نیا، مرد

آره، برو عقب - آروم باش، رفیق -

چوبت رو بذار زمین - چوبم رو نمی‌ذارم زمین -

هی، هی - بشینید -

خب، پس چند نفرید

حالا دیگه باید گور دسته‌جمعی بکنم

چی؟

می‌شه این‌قدر جدی نباشید؟

.خیلی‌خب، جین این جینه

.سمی، یوجین، با جین آشنا شید یه کارآگاهه

بازنشسته شدم - خیلی‌خب، گوش کنید -

می‌دونیم که اون جادوگره کوین رو کشونده توی جنگل

درست مثل کاری که با بن کرد

ولی این سری، یه اشتباهی ازش سر زده

یه بمب رو اتفاقی منفجر کرده

پس مُرده دیگه؟ هیچ‌کس از چنین چیزی جون سالم به‌در نمی‌بره

.بعید می‌دونم نمی‌تونم توجیه‌ش کنم

.آخه نه خونی ریخته، و نه جسدی هست هیچی نیست

نه، نباید هم باشه

چون یه جادوگر، این شکلی کشته نمی‌شه

هی، ته داستان برادران گریم

یارو برای کشتن جادوگره از دکمه‌های نقره به عنوان گلوله نقره‌ای، استفاده می‌کنه

گلوله‌های نقره‌ای فقط روی گرگینه‌ها جواب می‌دن

نه جادوگرها - این‌طور نیست -

.هیولاها رو می‌کشه آره

چیه، به هیولاها باور نداری؟

چرا، به هیولاهای واقعی باور دارم

کل زندگیم دنبال‌شون بودم

ولی چیزی که شما دارین درباره‌ش صحبت می‌کنین

یه داستانِ خیالیِ مسخره‌ست

بچه‌ها، این چیزها اصلا با عقل جور در نمیاد

جادوگرها بچه‌ها رو می‌خورن، درسته؟

ازشون زامبی‌های بی‌روح نمی‌سازن

و به موقع واسه شام نمی‌فرستن‌شون خونه

به‌لحاظ تئوری، آره

ولی اگر این جادوگره متفاوت باشه، چی؟

چیزی که به من گفتی رو بهشون بگو

...خیلی‌خب، بیاید فرض کنیم که این

جادوگر - این مظنون... -

قبلا توی این شهر یا اطرافش زندگی می‌کرده

و توی یک برهه زمانی بچه‌ها رو می‌دزدیده

و به قول خودت، می‌ذاشتت‌شون توی دیگ

...ولی بعد از گم شدن چندتا بچه

مردم داشتن به کارش پی می‌بردن

...آره و مثل تمام شکارگرهای سریالی

نقل مکان کرده

آره، رفته یه جای دیگه

و دوباره به عادات قدیمیش روی آورده

چون این موجودات چندش‌آور عوض‌بشو نیستن

خیلی‌خب، چطور پیداش کنیم؟

خب، کوین با خواست خودش توی جنگل‌ها دنبالش رفته

و از این بابت مطمئنم

ولی جهت چنین کاری

بایستی بهش احساس امنیت و راحتی داده باشه

ممکنه خودش رو به عنوان ...یک دوست جا زده باشه یا

یا یه پیرزن

چون الی گفت یه پیرزن

از روی پل پریده و رفته سرغ بن

پس این یعنی مثل تی 1000 می‌تونه در هر زمان

به هرکسی تبدیل بشه

صحیح. باید پیداش کنیم

دیر یا زود، از یه بچه دیگه تغذیه می‌کنه

خب، اگر می‌خواید به داستان‌های خیالی باور داشته باشید

،به خودتون بستگی داره ولی اقرار می‌کنم

که توی «مِیبری»، یه خبرهایی هست [ یک جامعه خیالی ]

به یکی از رفقای قدیمیم توی اداره زنگ می‌زنم

شاید اینجوری به منابع بیش‌تری دسترسی پیدا کنم

تا اون موقع، هوشیار باشید

،اگر شخص مشکوکی رو دیدید مخصوصاً با جای سوختگی

یا جای زخم یا جراحتی که ...ناشی از اون انفجار باشه

از پیرزن‌هایی که روی بینی‌شون زگیل دارن و جارو به دستن

سیب سمی نگیرید

بیاید بریم

...هی، هی، آم

اون کتابی که بهم دادی رو ...دارم می‌خونم، ولی

نمی‌فهمم

ریچارد نیکسون چه ربطی به من داره؟

کتابه رو تا آخر بخون، پسر جون

[ ناپدید شدن خانواده کاروثرز ]

فـ.ــیــلــمـ ـکــیـــو رو تو گوگل سرچ کن

داره می‌ره

واقعا فکر می‌کنی خودشه؟

آره

درست بعد از اینکه این زن واسه تابستون اومد اینجا، این مسائل شروع شد

نمی‌دونم چرا تا الان متوجه‌ش نشدم

یه روز بعد از اون اتفاقی که برای بن افتاد

روی پل بود و داشت تماشا می‌کرد

یه‌بار شنیدم که توی اتاقش

داشت یه ذکر عجیبی رو می‌گفت

می‌دونید، همه‌جور ساعتی به خونه، رفت و آمد داره

و به محض اینکه برمی‌گرده

می‌گه نمی‌خواد کسی مزاحمش بشه

و طرز لباس پوشیدنش رو ببینید

چرا بهم گفتی دوربین فیلمبرداریِ مادرم رو بیارم؟

می‌خوای فیلم‌های خونگی مادرم رو نشونش بدی

تا چروک بشه و بمیره؟

نه، تعقیبش می‌کنم

و منتظر می‌مونم تا کارش رو بکنه

،و وقتی کارش رو بکنه این سری مدرک خواهیم داشت

...نمی‌دونم بچه‌ها، آخه

مادرم خوشش نمیاد که اینجوری

توی جزیره پرسه بزنم

خوشش نمیاد؟ از کجا قراره بفهمه؟

...من واقعا دروغگوی خوبی نیستم، پس

بعد می‌خوای سیاستمدار هم بشی؟

بچه‌ها، بچه‌ها، داره می‌ره

یالا - خیلی‌خب، بریم -

ببینید، داره می‌ره سمت لنگرگاه

بچه‌ها، خیلی خفنه

حسِ جین هکمن توی فیلمِ ارتباط فرانسوی، بهم دست داده

اون بچه‌ها رو اون بالا می‌بینید؟

تئاتر بچه‌هاست

واسه جادوگرها، حکمِ سلف سرویس رو داره

به‌نظرم مقصدش اونجاست

پخش شید و از جناحین برید

من تعقیبش می‌کنم - بریم تو کارش -

حله، رفیق

نه

!همگی مواظب باشید یه جادوگر اینجاست

!نقش بر زمین شد نقش بر زمین شد

تو تحت بازداشت شهروندان هستی

یا خدا

آب مقدس، روش جواب نداد

بهت گفته بودم فیلم‌هایی که می‌بینی واقعیت ندارن، احمق

همگی از این زن فاصله بگیرید

این یه جادوگره

تمام بچه‌های اینجا در خطرن

من جادوگر نیستم

من ویرجینیا هالورسون هستم

نویسنده کودک و نوجوانم

برای کتاب‌خوانی برای اینا اومدم اینجا

نقاشی بچه‌ها چی؟

آره - اونا الگوئن -

من یک مصورسازم

خیلی‌خب، لیستِ اسامیِ

توی اتاق خوابت چی؟

رفته بودی توی اتاقم؟

چطور جرات می‌کنی؟

ولی ذکر گفتن به زبان خارجی رو

چطور توجیه می‌کنی؟

آره - من به زبان لاتین، دعا می‌کنم -

مشکلیه؟

بچه‌ها، از روی سن بیاید پایین

گم شید از اینجا برید

.عزیزان، متاسفم الان برمی‌گردم

یکی دو دقیقه وقت لازم دارم - بی‌خیال -

بی‌خیال

هر هتل لوکسی با آغوش باز از من استقبال می‌کنه

خانم هالورسون، لطفا تجدیدنظر کنید

ولی شما و این خونه زیبا رو انتخاب کردم

تنها چیزی که ازتون خواستم یه خرده احترام و فاصله بود

تا بتونم روی کتاب جدیدم کار کنم

.درک می‌کنم واقعا متاسفم

امیدوارم باقی‌مانده کرایه‌ای که برای بقیه تابستون

پرداخت کرده بودم رو پس بفرستید

حتما

اوم

مامان، واقعا متاسفم

...من فقط - از جلوی چشمم گم شو -

کیه؟

اوه

سلام

روز سختی داری، هان؟

مامانم ازم عصبیه - واقعا؟ خب، بیا تو -

آبجو می‌خوری؟

شوخی کردم

ولی یه نوشیدنی برات میارم

بفرما

یه مقدار هات چاکلت، همه‌چیز رو درست می‌کنه

قرار بود با بن بریم و این بازی رو از نزدیک ببینیم

واقعا؟ چیز خاصی رو از دست ندادید

دیدن از تلویزیون، از نزدیک دیدن بهتره

بیسبال، بازی خفنیه

بهترین خاطرات دوران بچگیم رو باهاش دارم

آره، بیسبال جادوییه

خب، نمی‌خوای بگی که امروز

توی کتابفروشی، چه اتفاقی افتاد؟

بی‌سیم پلیس رو شنود می‌کنی

آره، از اکثر اتفاقات، مطلع می‌شم

امروز، درس ارزشمندی گرفتی

یک اتهام اشتباه، می‌تونه اعتبارِ یک آدم رو برای همیشه خراب کنه

آره و همین‌طور کاسبی مامان برای تابستون امسال رو

...خب - می‌بخشتت -

مامان‌ها همیشه بچه‌هاشون رو می‌بخشن

می‌دونی، خیلی بدم میاد که نا امیدش کنم

اوهوم

به‌خصوص بعد از رفتنِ پدرم

...متاسفم. جدا شدن یا

...نه، آم

چند سال پیش مُرد

روزنامه‌نگار بود

می‌دونی، دور دنیا سفر می‌کرد

و داستان‌هاش رو به مرم می‌گفت

واسه برگشتنش به خونه لحظه‌شماری می‌کردم

...می‌دونی، تا برام

ماجراجویی‌هاش رو تعریف کنه

...تا اینکه

توی آخرین پروژه‌ش یه حادثه‌ای رخ داد

و دیگه هیچ‌وقت برنگشت خونه

اوه، متاسفم

بیش‌تر از همه دلم واسه چیزهای کوچیک تنگ می‌شه

...می‌دونی، واسه این

که قبل از خوابیدنم با چوب گلف

می‌اومد توی اتاقم

و هیولاها رو دور می‌کرد

آره، به‌نظر میاد پدر خوبی بوده و به وظایفش عمل کرده

من هم قبلا واسه پسرم همین کار رو می‌کردم

البته با چوب بیسبال

به‌گمونم اون زمان، هیولاها بزرگ‌تر بودن

پسرت چند سالشه؟

خب، اکتبرِ این ماه می‌شد 40 سالش

متاسفم

آره، پنج سالش بود

داشتم از خونه می‌بردمش مدرسه

و می‌دونی، لاستیک جلویی پنچر شد

زدم کنار تا لاستیک رو عوض کنم

می‌دونی، صندلی عقب نشسته بود

و از پنجره، حباب فوت می‌کرد

...می‌دونی، روز گرمی بود

بعد یه موتورسوار از اون‌طرف اومد و گفت

«هی، کمک لازم داری؟»

«گفتم «نه، خودم درستش می‌کنم اون هم رفت

می‌دونی، لاستیک رو درآورده بودم و جک هم زیرش بود

همون موقع موتورسواره برگشت

پسرم رو از پنجره کشید بیرون و رفت

پریدم توی ماشین تا با سه‌تا تایر تعقیبش کنم

رینگ چرخ داشت آسفالت رو می‌خراشید

کنترل ماشین از دستم در رفت و زدم به یه درخت

و یارو پیچید و غیب شد

دیگه بعدش پسرم رو ندیدم

هیولاها

آره، هیولاها

آره، اون اتفاق، تاثیر خیلی بدی روی من و زنم داشت

سعی کردیم زندگی زناشویی‌مون رو حفظ کنیم، ولی ازدواج‌مون دوام نیاورد

...سی سال اخیر رو دنبالش بودم و

و کارهایی که خودت می‌دونی رو کردم ولی فقط به بن‌بست خوردم

خب، همچنان امیدوارم که یه روز

بیاد و درِ خونه‌م رو بزنه

اینا چی‌ان؟

خب، این ابتدایی‌ترین فعالیت کارآگاهیِه

یعنی، تازه شروعشه

ولی یه رفیقی توی اداره دارم

که برام اسم تمامِ

بچه‌های گمشده در نیو انگلند رو می‌فرسته

پرونده‌هایی که حل نشدن

هرچی اسم بیش‌تری دریافت می‌کنم

می‌تونم سنجاق‌های بیش‌تری بچسبونم

و امیدوارم که الگویی به‌دست بیاد

تا بتونم به مسیرها

یا یه‌جور چرخه شکارگری پی ببرم

بن که گم نشده

ولی اون هم از دست رفته

آره، قطعا یه اتفاقات عجیبی داره اینجا می‌افته

می‌دونی، توی این فکرم که صبح اول وقت

برم و با رئیس پلیس صحبت کنم

و بهش بگم که یه شکارگر توی شهره

من هم باهات میام

...خیلی‌خب، آم

فقط بذار من حرف بزنم، باشه؟

وقتی اسم جاروی جادوگر بیاری

جفت‌مون رو می‌ندازن دیوونه‌خونه

اسمت چیه، عزیزم؟

.من سوزی بیکر هستم ...می‌خواید

و تا جایی که می‌دونیم

تا الان دو حادثه در جزیره رخ داده

و اگر دست روی دست بذاریم و کاری نکنیم، ممکنه باز هم رخ بده

بهت پیشنهاد می‌کنم به نیروهات بگی

که توی سواحل، پارک‌ها و سایر جاهایی که بچه‌ها جمع می‌شن، گشت بزنن

شاید بهتر باشه ساعت خاموشی هم اعلام کنی

می‌دونی، بگو کسی تنهایی نگرده

و بعد از هوا تاریکی مواظب باشن و از اینجور چیزها

خیلی‌خب، داری زیادی گنده‌ش می‌کنی

می‌دونی اینجوری چه وحشت عمومی‌ای ایجاد می‌شه؟

این حادثه‌ها غیرعادی نیستن

هر سال تابستون، همین اتفاقات رخ می‌دن

آره، یه پسر می‌ره وسط اقیانوس

و موج می‌برتش

نوجوان نابالغ توی منطقه بی‌طرف

دچار یک حادثه می‌شه

یه مشت بچه‌ن که دارن بچگی می‌کنن

همین و بس

می‌دونی، در نگاه اول، این‌طور به‌نظر میاد

ولی مدارک نشون می‌دن که پای یکی دیگه هم وسطه

آخه ردپاهای عجیبی توی منطقه بی‌طرف

پیش ردپاهای پسر لامپکیه

و توی هر دو صحنه، یک جنس پارچه

پیدا شده

باشه؟ تازه، جفت‌شون

یه نگاه بی‌روح دارن

.زنده‌ن، ولی انگار روح ندارن قطعا یه خبرهایی هست

منظورت چیه؟‌ یعنی می‌گی به‌هم ارتباط دارن؟

آره، منظورم همینه

باید بگم که فکر کنم

نمی‌دونی از چی حرف می‌زنی

امروز صبح داشتم بی‌سیم پلیس رو شنود می‌کردم

آره، زیرنظر دارم‌تون

ولی میزان غیرعادی‌ای از والدین زنگ زدن

و گم شدن بچه‌هاشون

در بازه زمانی کوتاهی رو گزارش کردن

باشه؟ نمی‌تونی من رو مثلِ

بقیه مخاطبانت گول بزنی

تو مسئولیت داری که حقیقت رو بگی

مجبور نیستم این حرف‌ها رو تحمل کنم

به من نگو که روزنامه‌م رو چطور اداره کنم

آروم باشید، آروم باشید

جین، ادعا می‌کنی که یکی دیگه

توی این حوادث دخیله؟

دقیقا با کی سروکار داریم؟

یه جادوگر

توی منطقه بی‌طرف، یه جارو پیدا کردیم

...نوآه

از روح‌هاشون تغذیه می‌کنه ...و یه‌جور

یه‌جور طلسم‌شون می‌کنه و برشون می‌گردونه پیش خانواده‌هاشون

خیلی‌خب

جادوگر؟ چه جالب

پسره نمی‌دونه از چی حرف می‌زنه

قوه تخیل قوی‌ای داره

این یکی رو درست می‌گی، جین

پسره هر هفته میاد و سعی می‌کنه

که همه‌جور چرت و پرتی رو توی روزنامه چاپ کنه

این چیزها مناسبِ این جزیره نیست، باشه؟

خیلی بد می‌شه که تئوری کوچولوش رو

به اشتباه، واقعی تلقی کنن

شایعات توی این جزیره خیلی سریع، دست به دست می‌شن

تو باید این رو بهتر از هرکس دیگه‌ای بدونی

...توی این جزیره، قدرت زیادی داری ادگار

چون می‌تونی هرچیزی که می‌خوای توی روزنامه بنویسی

نمی‌خوای به مردم هشدار بدی؟ خیلی‌خب، باشه

ولی هرچی شد، گردنِ توئه

خیلی خوب بود - حالا کجا بریم؟ -

وای، پسر

هی بچه‌ها، چی کار می‌کنید؟

...راستش توی راه خونه بودیم

آره، آره

دنبال‌تون می‌گشتم

.نشستم فکر کردم باید باهاتون صحبت کنم

نه، راستش امروز نمی‌تونم ...وقت بگذرونم، پس

ولی باید باهاتون صحبت کنم

باشه واسه یه وقت دیگه

اوه

فقط با من نمی‌تونید وقت بگذرونید

متاسفم، رفیق

مامانم معتقده که تو رفیقِ نابابی

آره، من هم نزدیک بود به‌خاطر تو

کل تابستون رو خونه‌نشین بشم

ولی می‌دونید که اون بیرون چه‌خبره

.نه، نمی‌دونیم، نوآه تو هم نمی‌دونی

هیچ‌کدوم از داستان‌هات جور درنمیان

تو خبرنگار روزنامه «بوستون گلوب» نیستی

صرفا یه بچه‌ای و بهتره تا یکی آسیب ندیده

دست برداری

...خیلی‌خب، باشه

تابستونِ خوبی داشته باشید

خیلی‌خب، یه خرده بی‌رحمانه بود

اوهوم

یالا، بن

یالا، بن

.یالا، بن از پسش برمیای

.یالا، بن از پسش برمیای

.استرایک سوم از زمین خارج شو

حالت خوبه، رفیق؟

یکی نمیاد به دوستش کمک کنه و ببرتش سمت نیمکت؟

چه‌جور صلحی مدنظرمه؟

و دنبال چه‌جور صلحی هستیم؟

یوجین

صدام رو می‌شنوی؟

یوجین

.یوجین، یوجین اوه، نه

یوجین، یوجین

.خدا رو شکر اینجا چی کار می‌کنی؟

اومد سراغم، رفیق

چی؟ - تا اینجا افتاد دنبالم -

چی افتاد دنبالت؟

چرا دست از دخالت توی کاری

که بهت مربوط نیست، برنمی‌داری؟

بیا بریم

.فرار کن، یوجین فرار کن

خودش بود

.جادوگره. حقیقت داره واقعیه، رفیق

...آره، من هم داشتم همین رو

ازم فاصله بگیر

دیگه خسته شدم

.جلبک قرمز عالی شد

خیلی‌خب، خیلی‌خب

چی کار می‌کنی؟

.یه ماشین، دنبالم کرد فرار کردم

هیچ ماشینی این بیرون نیست

حالت خوبه؟

آروم باش، یه نفسی تازه کن

حالت خوبه؟

چه اهمیتی برات داره؟

...توی غذاخوری

من رو یه بچه احمق جلوه دادی

.آره، حق با توئه زیر تانکت کردم، مگه نه؟

.کارم اشتباه بود بابتش هم عذر می‌خوام

.مسئله شخصی نبود ...صرفا اونا

می‌دونی، درک نمی‌کنن

باور نمی‌کنن

تو حرفم رو باور می‌کنی، درسته؟

آره، معتقدم که یه چیزی اون بیرونه

ببین، توی این ماجرا به کمکت نیاز دارم، باشه؟

از اینجا به بعد، فقط خودمم و خودت، باشه؟

رفیقیم؟

رفیقیم - خیلی‌خب -

.خوبه، بیا اینجا می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

کودکان گم شده

توی هر شهر نیو انگلند

سه چهار مورد موجود داره

ولی اینجا، توی شهرِ نیو همپشایر

اینا ناپدیدی‌های اخیر هستن

که تعدادشون بی‌سابقه‌ست، باشه؟

...اسم‌هاشون هم ایناست بذار ببینم

ملانی دنیلز، جیمی مک‌مورفی

چارلی مورگان و رانی هارلو

و بعدش، حدس بزن امروز صبح چی دستگیرم شد

این پسر گمشده، توی جنگل‌ها پیدا شده بود

رانی هارلوئه

همون طرز نگاهی رو داره که بقیه دارن

اگر چارلی مورگان، آخرین شامش بوده باشه چی؟

بعد از اون، داره روش‌هاش رو عوض می‌کنه

مثلا داشته از بخش‌هایی از روح‌هاشون تغذیه می‌کرده

...و اگر رانی هارلو

اگر این متد جدیدش رو برای اولین‌بار

روی رانی هارلو، امتحان کرده باشه چی؟

سوژه آزمایشیش بوده

آره، اینش رو نمی‌دونم

ولی می‌دونم که

رانی هارلو، اولین بچه‌ایه که

گم شده و دوباره پیداش شده

و اون طرز نگاه عجیب رو داشته

می‌رم اینجا

فردا می‌رم نیو همپشایر

و با والدین رانی، صحبت می‌کنم

می‌خوای بهشون چی بگی؟

حقیقتش، نمی‌دونم

این بدترین کابوس یک والده

رابطه رو نابود می‌کنه

...هی، آم

به‌نظرت امکانش هست که دوباره با زنت ارتباط بگیری؟

می‌دونی، به‌نظرم دیگه کار از کار گذشته

هنوز هم وقت هست

نه، ما دیگه عوض شدیم

شاید به صلاح باشه

.من دیگه یه بچه نیستم به این سادگی‌ها نیست، نوآه

...یعنی، جوونیت

...ذره ذره به مرور با هر دل‌شکستگی

و فقدان، محو می‌شه

تا به خودت بیای، می‌بینی پیر شدی

و توی یه چشم به‌هم زدن اینجوری می‌شه

می‌خوای تا آخر عمرت

تنها و بدبخت باشی؟ عیبی نداره

ولی نمی‌خوام دیگه این چرندیاتِ من پیر شدم» رو بشنوم»

چون حداقل هنوز زنده‌ای

به‌نظرت این بچه‌ها حاضر نبودن همه‌چیزشون رو بدن

تا فرصتی دوباره برای پیر شدن نصیب‌شون بشه؟

برات تاکسی می‌گیرم و می‌فرستمت خونه

سلام، مامان

سلام

هی، نوآه

می‌خوام باهات صحبت کنم

باز چی کار کردم؟

می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

می‌دونی، پدرت قبلا می‌گفت

که به آدم‌های توی مقالات

بیش‌تر از خودِ مقالات اهمیت می‌ده

می‌دونم فکر می‌کنی که توی مسیر نویسندگیت

به‌خاطر اتفاقی که برای بابات افتاد

ازت حمایت نمی‌کنم

من پدرت رو خیلی دوست داشتم

...می‌دونی و

هر سری که می‌رفت

انگار یه تیکه از قلبم رو با خودش می‌برد

هر سری که از خونه می‌ری

همین حس بهم دست می‌ده

اینا چی‌ان؟

اینا وسایل‌های باباست؟

و حالا دیگه مال خودته

گفتم شاید برات ارزشمند باشه

از نویسنده به نویسنده

[ مرگ قهرمانانه‌ی روزنامه‌نگارِ بوستون گلوب ]

تازه، دیگه بزرگ شدی و می‌تونی داشته باشی‌شون

خیلی سریع بزرگ شدی، نوآه

دوستت دارم، مامان

بابایی

بیا من رو بگیر، بیا من رو بگیر

یالا هنک، زود باش

...بابایی

چرا گذاشتی من رو ببره، بابایی؟

گذاشتی هیولاها ببرنم

گذاشتی ببرنم، بابایی

چرا گذاشتی هیولاها

ببرنم، بابایی؟

چرا؟

♪ من برای تسخیرت، زاده شدم ♪

لطفا، نه

ده، بیست، سی چهل یه بچه فضول رو از پاهاش می‌گیرم

.اگر دست برنداره، روحش رو می‌گیرم یا شاید حتی خودش رو بخورم

خیلی‌خب

رانی، مهمون داریم

عزیزم، این آقا، کارآگاهه

می‌خواد کمکت کنه، باشه؟

همیشه اپرا تماشا می‌کنه؟

حقیقتش، بعید می‌دونم اصلا درحال تماشا باشه

افراد دیگه‌ای هم هستن که همچین وضعیتی دارن، نه؟

در غیر این‌صورت، این همه راه رو نمی‌اومدی

آره

سلام، رانی

اسم من جینه

می‌شه چندتا سوال ازت بپرسم؟

اون‌جور که می‌دونم، این اواخر یه اتفاقی برات افتاده

دوست داری برام تعریفش کنی؟

...هی

می‌شه یه نگاه به دور و بر بندازم؟

بنداز

.باشه. ممنون، رانی یه نگاه می‌ندازم

[ جادوگران ]

[ پورتسموث - سال 1959 ]

[ نقشه جادوگران ]

هیولاها

[ پورتسموث - 1.6 کیلومتر ]

[ اکستر ]

خیلی‌خب

[ پورتسموث - لیگ خردسالان ] [ سال 1966 میلادی ]

[ اکستر امباسادورز - لیگ خردسالان ] [ سال 1986 میلادی ]

حالا ضربه‌زنِ اصلی

و فیلدر چپِ ادگارتاون

با شماره هفت، نوآه رید

نوآه رید از دو پرتاب، یکی رو زده

و یک ضربه‌ش منجر به ران شده

استرایک اول

چه عجب. چرا این‌قدر طولش دادین؟

چی این‌قدر مهمه که لازم بود فوراً باهامون صحبت کنی؟

فهمیدم کیه

از چی حرف می‌زنی؟ - فهمیدم جادوگره کیه -

باز شروع کردی؟

.یه سر برو پیش روان‌شناس یوجین، بیا بریم

بچه‌ها، جدی می‌گم

خیلی‌خب، زنه کیه پس؟

زن نیست

مرده

داوره؟ شوخیت گرفته

خودشه

جای سوختگیِ انفجار روی دستشه

و همون کفش‌های آلوده به جلبک پاشه

و توی جنگل‌ها، پیش من و یوجین بود

خودشه. باید پیداش کنیم

خونه‌ش رو بلدم - چی؟ -

کجاست؟

یه روز داشتم توی فروشگاه شیلمارک

تراکت بخش می‌کردم

داشت با دوچرخه‌ش برمی‌گشت خونه

حتی یه تراکت هم ازم گرفت

پیش جاده ایالتیه

کجا می‌ری؟

می‌رم خونه‌ش

.بسپارش به کاروثرز احمق نباش

آره، بعید می‌دونم بتونم چنین کاری بکنم

.جین رفته نیو همپشایر به معنای واقعی یا ماییم یا هیچ‌کس

نه؟ باشه

تنهایی می‌رم

.خیلی‌خب، رفیق باشه، میام

چی؟ - وایسا -

متاسفم، سمی

خیلی‌خب، من هم میام بچه‌ها

خودشه. مطمئنم

آره، این همون ماشینیه که دنبالم کرد

خیلی‌خب، آماده‌اید؟

اگر ما آماده نباشیم، پس کی باشه؟

اگر الان نه... پس کِی؟

تازه، مقاله برتر قرن رو جور کردی

بریم تو کارش

چیزی می‌بینی؟

صرفا یه آشپزخونه کثیف می‌بینم

ساکت باش

ممکنه هرجایی باشه

خیلی‌خب بچه‌ها، بریم

دنبال مدرکی بگردید که

ثابت کنه جادوگره

اون دیگه چی بود؟

اینجا قطعاً تسخیر شده

بچه‌ها، جدا شید

شنیدی؟

نه، من چیزی نشنیدم

!دوباره شنیدمش ولم کن

...کفش‌ها

چه غلط‌ها؟

وای خدا

بچه‌ها، باید این رو ببینید

ببینید

.رانی، کوین، بن، من خودشه

شما بچه‌ها تاحالا رژیم گرفتید؟

نه، به‌گمونم توی این سن رژیم نمی‌گیرن

الان چند ماهه که روزه‌م

و اصلا خوشآیند نیست

آدم، کج خلق می‌شه

باعث سردرد، استرس و وسوسه می‌شه

وای، وسوسه‌هاش

متاسفانه، واسه شما بچه‌ها

پایانی مثل پایان داستان‌های خیالی درکار نیست

نتونستید بی‌خیال بشید، هان؟

کل طرح بازنشستگیم رو به‌خطر انداختید

این همه‌سال پس‌انداز و برنامه‌ریزی رو خراب کردین

اوضاع واسه جادوگری مثل من سخت شده

بچه‌خواری

سالی سه چهاربار جابجا شدن

از این شهر به اون شهر رفتن

زندگی کردن توی اعماق جنگل‌ها مثل حیوون‌ها

ولی اینجا، تا دلتون بخواد بچه هست

که هر سال تابستون میان پیشم

...لازمه‌ش

فقط یه خرده خویشتن‌داریه

...یعنی، نوشیدنِ نیروی جوانیِ یک بچه

...اصلاً

اصلا وسوسه‌ها رو ارضا نمی‌کنه

ولی یه خرده خوراکی، شاید بکنه

آره، آره

ولی اول کدوم‌تون رو بخورم؟

نه

...ده، بیست

سی، چهل

نه، نه، نه

یه بچه رو

از پاهاش بگیر

اگر داد زد، ولش کن

...و

...تو

...انتخاب

شدی

نه

یالا، دست و پا بزن

اینجوری مزه بهتری می‌دی

نگران نباش، پسر جون

مواظبِ دوست‌هات هستم

و همین‌طور مواظبِ مادر بی‌نوات

بیا بریم. باید از اینجا بریم

یالا، یالا

یوجین

دختره‌ی فسقلیِ حال به‌هم زن

یالا، بریم

...چرا

خیلی‌خب

جین، عجله کن

اوه، گلوله نقره جوابه

از اینجا برید، بچه‌ها

.نوآه، زود باش اینجا داره آتیش می‌گیره

هی، چه‌جور می‌تونم کمک کنم؟ - جیغ بزن -

!از اینجا برید این یه جادوگره

باید از اینجا بریم

باید بریم و کمک خبر کنیم

.اینجا داره آتیش می‌گیره باید بریم

باید با آتش‌نشانی تماس بگیریم

جین

جین

جین؟

جین

جین

جین

...نوآه، فکر می‌کردم من

جین

جین؟

جین

خدانگهدار، پسر عزیز

هیولاها

...دیگه - دینگ‌دانگ -

.پسر جون، زود باش بیا از اینجا بریم

تا متوجه نشدیم که یه خواهر هم داره

...پدرم یه‌بار گفت

که به افراد توی مقالات بیش‌تر از خود مقالات

اهمیت می‌ده

کل تابستون، فکر می‌کردم سوژه چنین مقاله‌ای

فقط خارج از جزیره‌ست که وجود داره

ولی همین‌جا پیداش کردم

پشت یه حصار چوبیِ قدیمی مخفی شده بود

که بچه‌ها جرات بالا رفتن ازش رو نداشتن

مردی پشت حصارها بود که هیچ‌وقت سعی نکردن بشناسنش

...یک پدر

...یک شوهر

یکی که خادم مردم بود

یک دوست واقعی

خب، نظرت چیه؟

.پشم‌هام، پسر قلم قوی‌ای داری

.اینی که گفتی عجب مرد خفنیه کاشکی می‌شناختمش

ممنون، نوآه

شنیدم بعضی از بچه‌ها دارن بیدار می‌شن

خب، میِبری باز در امن و امانه

.آره، تقریبا ...بن، هنوز

متفاوته

خب، شاید لازم باشه که یه‌کم بهش زمان بدی. صبور باش

...اوه

ببخشید خیلی طول کشید تا بهت پسش بدم

.نه، وایسا. این هدیه‌ست نگه‌ش دار

خیلی از بچه‌ها، کمیک می‌خوندن

کمیک‌های بتمن و سوپرمن

وقتی این کتاب رو خوندم

فهمیدم که نویسنده‌ها هم می‌تونن قهرمان باشن

نگه‌ش دار

خب، قراره یه مدتی رو ...توی جاده باشم. آه

آره، به‌گمونم وقت خداحافظیه

زود برمی‌گردم. دست بده

آره. می‌دونی که چطور باید باهام تماس بگیری؟

آره - اگر خون‌آشام -

،یا گرگینه‌ای به پستت خورد خبرم کن

باشه

احتیاط کن

باشه، تو هم همین‌طور - باشه -

نقطه امن

آره، نوآه - بترکون، رفیق -

حالا ضربه‌زنِ کلین‌آپِ

ادگارتاون، بن دریسکل وارد می‌شه

یالا، بن

عجله کن

یالا، بن

استرایک

از پسش برمیای، بن

طوری نیست، عیبی نداره

یالا، بن

از پسش برمیای، بن

بن، لطفا

استرایک دوم

« مترجم: علیرضا نورزاده » ::. MrLightborn11 .::

ایول، بن - ایول، بن -

ایول - آره -

به افتخار بیگ بن دریسکل

عجب بازی خفنی

آفرین، عزیزم

ایول، بن - ایول -

بن؟

از چی جا موندم؟

بن، بن، بن، بن، بن

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.