All language subtitles for Outer.Banks.S04E01.1080p.NF.WEB-DL.DDP5.1.Atmos.H.264-FLUX.FA

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫ارائه‌ای از وبسایت دیجی‌موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

‫خب، احتمالاً براتون سواله که

‫بعد از پیدا کردن شهر گمشده‌ی ال‌دورادو،

‫انفجار، تجربه‌ی از دست دادن پدر و مادر و

‫گیر افتادن با یه کیسه پُر از طلا وسطِ ‫آمریکای جنوبی چه اتفاقی میفته

‫خب، بذارید یه مروری با هم بکنیم

‫« ۱۸ ماه پیش »

‫اولش که یه راهی برای ‫برگشت به خونه پیدا می‌کنی و

‫یه سه هفته‌ای رو می‌خوابی

‫بعدش هم که می‌رسی...

‫- پوپ! ‫- بابایی!

‫حالت چطوره؟

‫با خونواده‌ات آشتی می‌کنی

‫نگاهشون کن، بیاید بغلم

‫بیاید

‫هی! هی!

‫از جات تکون نخور!

‫- یا آشتی نمی‌کنی ‫- جی‌جی، تو اینجا جایی نداری

‫با خودت چی فکر کردی

‫بعد از تموم کارهایی که کردی ‫پا شدی اومدی اینجا؟

‫مایک، اومده خونه و حالش خوبه

‫- تا نرفت، تو هم نیا خونه ‫- باش

‫بچه‌ها، شرمنده

‫خوشحالیم که برگشتی، کی، ‫اما باید حد و حدود خودت رو بدونی

‫نه

‫نه، وایسا

‫رز، خیال می‌کنی من کشتمش؟

‫به نظرت من بابا رو کشتم؟

‫رز، می‌فهمی چی داری میگی؟

‫میشه لطفاً گوشی رو بدی ویزی؟ ‫میشه با ویزی صحبت کنم؟

‫میشه با آبجی کوچیکه‌ام حرف بزنم؟

‫رز؟

‫هی

‫هی

‫به خونه خوش اومدی

‫بعد از پشت‌سر گذاشتن تموم اون قضایا،

‫نوبت به طلا رسید

‫نُه کیلو

‫۹۸.۵‏ درصد... طلاست

‫که یعنی؟

‫ارزششون بالاست

‫کُلی پول‌شون میشه

‫لحظه‌ی سرنوشت‌سازیـه. ‫خیلی‌خب.

‫رمزش چهارتا صفره. وارد شد

‫- شوخی می‌کنی؟ ‫- چرا؟

‫بگو که قراره عوضش کنی

‫- خیال کردم به فکر کسی نمی‌رسه ‫- سریع عوضش کن

‫شرمنده

‫داره میاد

‫بده من، بده من

‫- بذارید بخونمش ‫- هی!

‫- بذارید بخونمش! ‫- خدای من

‫خوبه خودِ پول نیست. ‫فقط رسیدشه دیگه

‫خیلی‌خب، موجودی حساب مشترک‌مون...

‫بعد از تسویه حسابِ خسارت جی‌جی، ‫روز سه‌شنبه ساعت ۱۰:۰۴ صبح...

‫بیخیال بابا، بخونش دیگه!

‫موجودی حساب مشترک‌مون

‫۱‏ میلیون و صد و

‫هفتاد و دو هزار و

‫پونصد و ۴۹ دلاره

‫- گفتی میلیون؟ ‫- میلیون؟

‫میلیون دیگه؟

‫درسته!

‫چی؟

‫برگام!

‫تا حالا همچین چیزی روی ‫یه برگ کاغذ ندیده بودم

‫حالا می‌تونیم درست و حسابی بریم بیرون

‫شدیم مایه‌دار، ‫می‌تونیم صدف کانادایی سفارش بدیم

‫- منظورم آشغال‌های ارزونش نیست ‫- هی، هی

‫یه لبخند بزن، نمی‌میری که

‫ببین، معنیش این نیست که عین کوک‌ها شدیم

‫- فقط یکمی پول گیرمون اومده ‫- خدای من

‫خیلی‌خب، صبر کنید

‫گوش بدید، جای توئینکی یه ماشین رالی ‫می‌گیریم که چراغ‌های زرد داشته باشه

‫- نه، من توئینکی رو می‌خوام ‫- با پنل خورشیدی، نه؟

‫- اگه پول‌مون رسید ‫- با یه قایق بزرگتر

‫بچه‌ها، صبر کنید. وایسید

‫نمیشه همینجوری بریم ‫خونه یا چیزهای دیگه بخریم

‫بین خودمون تقسیم کنیم، ‫میشه نفری ۲۱۱ هزار دلار

‫منهای بدهی‌مون به باراکودا مایک

‫بذار بیاد ببینم می‌تونه ازمون بگیره یا نه. ‫تا حالشو جا بیارم.

‫به نظرم بهونه دستِ یه موادفروش ندیم

‫ببینید، اگه تقسیمش کنیم، ‫همه‌ی پول رو به باد می‌دیم

‫خیلی‌خب، چرا اونجوری نگاهم می‌کنید؟

‫ولی اگه همه پولامون رو روی هم بذاریم

‫شاید بتونیم با سرمایه‌ی کلان ‫یه چیزی دست و پا کنیم

‫مثلاً چی؟

‫جزیره رو که یادتونه؟

‫معلومه

‫جزیره‌ی خودمون بود،

‫دست‌خالی صفر تا صدش رو ‫با هم ساختیم، درسته؟

‫- حرف نداشت ‫- رویایی بود

‫یه جزیره‌ی خصوصی فقط برای خودمون، ‫همه‌مون پیش همدیگه

‫فکر کنم بتونیم دوباره بسازیمش، ‫همینجا

‫قراره مِلک جی‌جی رو برای مزایده بذارن، درسته؟

‫پس بیاید پسش بگیریم

‫توروخدا یه نگاه به اطراف بندازید، ‫چه در اندشته

‫آب عمق‌دار هم که هست

‫بعدشم اگه نخواید برگردید مدرسه،

‫باید یه جایی داشته باشیم که هم کار کنیم و ‫هم زندگی کنیم

‫به نظرم اینجا خوراک خودمونه

‫اول از همه زمین رو می‌خریم، خب؟

‫بعدش اونجا می‌تونیم مغازه‌ی موج‌سواری بزنیم

‫تازه شاید بتونیم یه اسکله برای خودمون بزنیم

‫- واقعاً اسکله لازمه اینجا ‫- مغازه‌ی فروش طعمه و لوازم چی میشه؟

‫دقیقاً. تازشم کی مثل ما ‫اینجا رو عین کف دست بلده؟

‫جی‌جی، تو می‌تونی یه قایق جدید بگیری و ‫ماهیگیری راه بندازی

‫می‌تونیم همه توی خونه بمونیم و ‫همونجا هم بخوابیم

‫پوپ مغز متفکر ما بود

‫می‌تونست آینده‌ی اونجا رو ببینه

‫جایی که بتونیم همه باهم کار کنیم و ‫زندگی‌مون رو بگذرونیم

‫یه مغازه، یه بندرگاه و مکانی برای استراحت

‫ولی قبلش باید زمین جی‌جی رو ‫از بانک پس می‌گرفتیم

‫خانم‌ها و آقایون فراموش نکنید که ‫برنده‌ی این مزایده...

‫گوش کنید، نقشه از این قراره

‫یه دلار یه دلار بالا می‌بریم، خب؟

‫زمانبر میشه اما باید هر سنت رو ‫برای ساخت و ساز پس‌انداز کنیم

‫پوپ راست میگه، جی‌جی. خب؟

‫- خیلی‌خب ‫- طبق برنامه پیش برید

‫...فروش ملک توقیفی جاده‌ی راجرز پوینت ۱۴ئـه

‫خونه‌ی سابق می‌بنکـه

‫پیشنهاد آغازین بانک ۸۰ هزار دلاره

‫- برو که رفتیم ‫- ۸۱‏ دلار داریم؟

‫با ۸۰ هزار دلار پیش می‌ریم

‫۸۰‏ هزار و یک دلار

‫بسیارخب، یه دلار بیشتر، یه دلار...

‫۸۰‏ هزار و پونصد دلار

‫- ۸۰۵۰۰‏ دلار. مبلغ ۸۰۵۰۰ دلاری داریم ‫- نگران نباش

‫- بسپرش به پوپ ‫- ۸۰۵۰۰‏ دلار

‫۸۰۵۰۰‏ دلار، یک...

‫صد هزار دلار، این طرف

‫صدهزار دلار پیشنهاد این آقای قرمزپوشـه...

‫هی، داری چیکار می‌کنی؟

‫ضربه فنیـه. با یه ضربه کارشونو می‌سازیم

‫- برنامه‌مون این نبود. قرارمون یه چیز دیگه بود ‫- قائله رو ختمش کردم

‫پیشنهاد صدهزار دلاری داشتیم، ‫بریم یک،

‫صدهزار دلار دو...

‫صد و ۵۰ هزار دلار

‫صد و ۵۰ هزار دلار از طرف آقای زیزی

‫از دیدنت خوشحالم، دیل با پیشنهاد ۱۵۰تایی

‫من هم از دیدنت خوشحالم، راج. ‫یه دقیقه صبر می‌کنی لطفاً؟

‫عرضم به حضورت که چندسال دیگه ‫محله‌ی کات هم مثل محله‌ی فیگراِیت میشه

‫الان کوتاه بیای،

‫نیازی نیست دیگه بعداً دُمتو ‫بذاری روی کولتو جیم بزنی

‫اون‌وقت خودم سیبیلت رو چرب می‌کنم

‫دیل بودی، درسته؟

‫بله

‫از این خبرها نیست، عمو

‫بچرخ تا بچرخیم

‫پیشنهاد ۱۵۰تایی، ‫پیشنهاد ۲۰۰تایی داریم...

‫پیشنهاد ۷۷۵ هزار دلاری شده...

‫خیلی بالاتر از بودجه‌مونـه

‫- میشه جلوشو بگیرید؟ ‫- از اینجا ببرش

‫- هی، بیخیال. خیلی بالاست ‫- بذارید حلش کنم. نگران نباشید

‫۷۷۵‏ هزار و ده دلار، جناب

‫- ۷۷۵‏ هزار و ده دلار برای آقای قرمزپوش ‫- خدای من!

‫واسه من نمی‌صرفه، راگ

‫با پیشنهاد ۷۷۵ هزار و ده دلاری، ‫۸‏‏تا نبود؟

‫پیشنهاد ۷۷۵ هزار و ده دلاری، یک...

‫دو...

‫برای آخرین بار،

‫به این آقای قرمزپوش فروخته شد. ‫تبریک میگم.

‫باورتون میشه ‫همچین پولی دارن میدن؟

‫رسماً سرشون کلاه رفته

‫گرون‌ترین مِلک کاتـه ولی ‫ارزش انقدر پول رو نداره

‫خب، برای ما داره جناب

‫حالا اگه دُمت رو بذاری رو کولت و

‫برید اون‌ طرف جزیره، خوشحال میشم

‫حلش کردم

‫گرفتیمش. دیگه چیزی مهم نیست

‫- خیلی‌خب ‫- تبریک میگم، پسرجان

‫- کجا رو امضا بزنم؟ ‫- ۳۳‏ درصد از ارزش بازار بالاتر رفتیم

‫رفت تو پاچه‌مون

‫رسماً کل پول‌مونـه

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی‌موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫خانم‌ها و آقایون،

‫پوگستان نسخه‌ی ۲.۰ رو افتتاح می‌کنم

‫بیا این آشغال‌دونی رو بکنیم خونه‌مون

‫بریم تو کارش

‫خونه‌مون اینجاست، رفقا

‫به قصر خوش اومدید

‫رمز وایفای چنده؟

‫باید پوگی‌طور پیش بریم

‫یعنی هرچی که دم دست‌مونه و ‫خودمون باید دست به کار بشیم

‫ببینید، شاید یکمی بیشتر از ‫حد معمول پرداخت کرده باشیم،

‫اما زمینش حرف نداره

‫توی بازسازی جبران می‌کنیم. ‫این تخته‌هایی که می‌بینید رو

‫اگه صاف‌شون کنیم ‫عین روز اول‌شون میشن

‫همه‌شون پوسیده‌ان، حاجی

‫مجانی‌ان دیگه

‫نگاه کنید، همه‌شون پوسیده نیستن

‫خیلی‌خب. بله. مرسی، کلیو

‫خیلی‌خب، جی‌جی. راست میگی، ‫احتمالا جوابـه.

‫این کولر قدیمیه چی؟

‫اگه بتونید حملش کنید، مال شما

‫واقعاً؟

‫توی این جزیره اوضاع سخت شده. ‫هر کمکی برسه براتون غنیمته.

‫مطمئنید چیزی در ازاش نمی‌خواید؟

‫خواهش می‌کنم، بذاریدش رو حسابِ ‫کمک من به کسب و کار جدیدتون

‫- چی میگی؟ ‫- قبوله

‫- مرسی ‫- ممنونم

‫- این طرفی ‫- مراقب باشید

‫مراقبش هستیم

‫- ممنونم ‫- قربون شما

‫روزتون خوش

‫بعله، خودشه

‫برمی‌داریمش

‫به یه دردی می‌خوره

‫فکر کنم فقط خودت بدونی ‫به چه دردی می‌خوره

‫وای، بادبان

‫نه بابا

‫رفقا!

‫- اینجارو! توی وسایل بود ‫- بله

‫نمی‌دونم کجا بذاریمش خوبه ‫اما به درد بخوره

‫- داریش؟ ‫- دارمش

‫حواست به باله باشه، باله!

‫گوش بده، بافی. یه کمکی واسه ‫ستون‌ریزی اسکله بهمون بکن

‫- می‌خواد نصف روز وقت ببره دیگه ‫- نه، نه، نه

‫دو روز وقت می‌بره بابا. ‫می‌دونی چندتا مشتری دارم؟

‫- می‌خوای همه‌ی کارهام و بذارم زمین و بیام اونجا؟ ‫- صبر کن. صبر کن. بافی

‫یه چیزی برات آوردم

‫باف. باف. بو کنش

‫تولید خونگی کیاراست. همیشگیـه

‫لعنتی

‫قبوله؟

‫قبوله

‫هی! اون طرف!

‫ولش کن!

‫ولش کن! هی! آهای!

‫من کارشناس نیستم ولی...

‫- رسماً ریدمانـه ‫- رسماً ریدمانه

‫چقدر گُل زده؟

‫با خودت نگفتی ‫بعدِ اینکه تموم شد بهش بدم؟

‫مثل پاداشی چیزی؟

‫در هر صورت یه چیزی می‌زد. ‫نمیشه جلوی کِری رو گرفت.

‫- هی، باف. خودتو جمع و جور کن، داداش! ‫- هی!

‫این یارو روانیـه

‫هی! هی، پسر!

‫هی! ولش کن! ولش کن!

‫کمک!

‫باف! بیخیال، ‫خودتو جمع و جور کن. به خودت بیا!

‫- بازم میخ لازم داریم ‫- خوب شده

‫- آره ‫- سرِ دیگه‌اش کو؟

‫دستمـه...

‫دارم می‌بندمش. دارم می‌بندمش.

‫- جالب شد ‫- دارم می‌بندمش

‫- خیلی‌خب، سرِ دیگه‌اش هست؟ ‫- نه، رفیق. دوباره تلاش کن

‫- چرا؟ ‫- چون درست نیست، خب؟

‫- مشکلی نداره ‫- نه... هیچ مشکلی نباید داشته باشه

‫پوپ، ردیفه

‫ناسلامتی اسکله‌ست ها. ‫کاردستیِ مدرسه که نیست، پسر.

‫- اسکله‌ی ماست، خب؟ رویامون ‫- آره

‫- آره، همینطوره ‫- باید بی‌نقص باشه

‫می‌دونید راه چاره چیه؟

‫باید یکمی خرابکاری کنی تا ‫بقیه کارتو انجام بدن

‫دوستت دارم، پوپ

‫شرمنده ولی من دلم می‌خواد ‫اسکله‌ام بی‌خطر باشه

‫احساس امنیت دارم. ‫خیلی... احساس امنیت دارم

‫- جی‌جی، طنابِ درستی رو برداشتی؟ ‫- صبح بخیر!

‫- باید محکمش کنیم ‫- بریم...

‫باریکلا

‫- بیا، احسنت ‫- همینجاست

‫- اینجوری نگیرش، جان بی ‫- آماده؟

‫سه، دو، یک

‫هی، مراقب باش. مراقبش باش

‫- ردیفـه؟ ‫- آره، ردیفـه

‫بعدی

‫باریکلا

‫لعنتی، عالی شد

‫بکِشید

‫یک، دو، سه

‫برو که رفتیم، جان بی!

‫بچرخ

‫عالی شد

‫هی

‫گرفتیش؟

‫- آره، ولی باد می‌زنه ‫- اومدم، اومدم

‫ببندش

‫یالا، ببرش بالا!

‫انگار خوب شده

‫وای

‫دوباره امتحان کن

‫موتورش کار می‌کنه

‫عالیه

‫ایول!

‫ترجمه از «iredprincess» ‫ در تلگرام: t.me/iredsub

‫- باریکلا، خوب شد ‫- خوبه؟

‫- استادی ‫- حواست باشه کج نشه

‫- یکمی کجـه، اما مهم نیست ‫- بیخیال

‫مدلشه دیگه

‫- آب هست ‫- آفرین

‫واسه مخزن طعمه‌ها آب آوردم

‫نمی‌دونم. جی‌جی مسئول اون بخشـه

‫- جدی؟ ‫- نگاهش کن

‫ردیف شد

‫- خوب شده ها! ‫- گمونم تمومـه دیگه

‫ایول!

‫بچه‌ها

‫گمونم موفق شدیم

‫وقت کاسبیـه، رفقا!

‫ایول!

‫خدایا، چه حس خوبیـه

‫اینجارو نگاه کنید، نگاه کنید. اونجارو!

‫خدای من

‫پسره دیوونه‌ست

‫ناخدا می‌بنک در خدمت شماست!

‫ببین چه گوش‌نوازه!

‫هیچی جلودار یه پوگ نیست. هیچی!

‫- منظورم همینـه! ‫- آره!

‫حالش خوبه؟

‫- آره، آره ‫- برو چپ، برو راست...

‫تا حالا هیچوقت یه خونه نداشت

‫خوشحاله

‫ادامه بده!

‫حالا بریم واسه سور و ساتِ مهمونی

‫یه قِر، ‫حالا یه رقص پا

‫- یه کوچولو رقص پا ‫- به به

‫- آروم باش، کُشتی‌شون! ‫- برو روش

‫- روی انگشت، خیلی‌خب ‫- برو تو کارش

‫خوش می‌گذره؟

‫یکمی

‫- عه؟ ‫- چیه؟

‫دوستت دارم

‫موفق شدیم

‫ما موفق شدیم

‫یجوری

‫ولی موفق شدیم

‫موفق شدیم

‫- بپر بالا! ‫- ناخدا می‌بنک!

‫ناخدا می‌بنک اینجاست!

‫عجب روز قشنگیـه

‫آره

‫بچه‌ها، قایق، قایق

‫- یا خدا! ‫- قایقـه

‫هی، هی، هی

‫بچه‌ها، قایقـه!

‫- دوپی، پاشو. جی‌جی، بیدار شو ‫- یکی اومده

‫- قایقـه؟ ‫- آره!

‫- آماده شید ‫- خیلی‌خب، اولین مشتری‌مون اومده

‫- اولین مشتری‌مونـه! ‫- رفقا، یالا! بجنبید!

‫- برو! ‫- من هستم

‫- سلام، قربان! ‫- حالتون چطوره؟

‫- یخ داریم براتون! ‫- طعمه هم هست

‫طعمه، آبجو، بامیه‌ی تازه. ‫چی بدم خدمت‌تون؟

‫خدای من. این همه طعمه‌ی زنده دارید؟

‫- ریز و درشت ‫- بله، برگ برنده‌مونه

‫- یه سطل پُر بهم بده ‫- به روی چشم

‫پسر، آبجو، ساندویچ‌های خونگی

‫ای کاش زودتر از این‌ها ‫اینجا رو راه می‌انداختید

‫اینجا ۲۴ ساعته بازه، دوست من. ‫پس نگران هیچی نباشید.

‫نه حالا، ۲۴ ساعته هم باز نیستیم

‫هنوز ساعت کاری‌مون مشخص نیست

‫هی، من اینجام

‫اینجا رودست نداره، بابی. ‫حتی طعمه هم دارن.

‫یه مخزن پُر!

‫بقیه‌اش پیشتون بمونه

‫- مرسی، رفقا ‫- برگردید پیشمون

‫- همه‌چی گرفتید؟ ‫- بله

‫روز خوش

‫- به رفقاتون بگید ‫- چشم

‫پسرها...

‫بوی موفقیت میاد

‫اولین فروشمون بود، عزیزم!

‫- گفت مغازه‌مون حرف نداره ‫- آره

‫اولین دلار از اولین فروش‌مون

‫- ایول ‫- یه جای خوب پیدا کردم

‫موفق شدیم!

‫- هی رفقا ‫- بله؟

‫مشتری جدید داریم! مغازه بازه!

‫- باز؟ ‫- دارن میان

‫- مشتری ‫- خیلی‌خب

‫- همه‌جور طعمه! ‫- همه‌جور طعمه!

‫واقعاً جواب داد

‫رویامون همیشه همین بود

‫نه طلا، نه گنج

‫حتی ماجراجویی هم نبود

‫بعضی‌هامون رویای خودمون رو داشتیم

‫کیارا همچنان می‌خواست ‫دلفین‌ها و لاکپشت‌ها رو نجات بده

‫پوپ می‌خواست برگرده مدرسه

‫ولی تو این مدت، ‫همگی مشغول کار کردن بودیم، در کنار هم

‫- خیلی‌خب، بیاید بسته‌بندی‌شون کنیم ‫- بله، خانم

دیــجی‌موویـــز

‫وقت‌هایی هم که سرکار نبودیم،

‫می‌رفتیم شکارِ شام

‫یا پرورش‌شون می‌دادیم و

‫با یه سری چیزمیزهای دیگه

‫همه‌مون کنار هم بودیم

‫خب، اکثر اوقات اینطوری بود

‫وای، ببخشید

‫دیگه گندشو درآوردن

‫مثل اوضاع‌مون توی جزیره بود، ‫حتی بهتر

‫خونه بود

‫پیدا کردن گنج واسه قدیما بود

‫خاکش کردیم و از خیرش گذشتیم

‫قرار بود زندگی خوبی داشته باشیم

‫یه زندگی ساده

‫هرچیزی که لازم داشتیم در اختیارمون بود

‫ولی اون‌موقع نمی‌دونستیم که

‫همه‌چیز همیشگی نیست

‫که اسرار مرموزی توی اون باتلاق وجود داشت

‫گمونم قلاب جدید هم لازم داریم

‫زود به زود تموم میشن

‫پرفروشـه

‫آره واقعاً

‫سلام، خوش اومدید

‫کمک خواستید در خدمت‌تونیم

‫اطلاعاتی درمورد جریان‌های ‫حفره‌ی تیچر دارید؟

‫جریان‌های مزخرفی‌ان

‫اکثر بومی‌ها اصلاً نزدیکش نمیشن. چطور مگه؟

‫شنیدم اسکله‌شون خیلی شلوغ شده

‫با همچین بنایی

‫ماهی‌ها هم راحت مخفی میشن

‫شما همون شکارچی‌های گنج‌اید

‫درموردتون شنیده بودم

‫دیگه نیستیم

‫کمک دیگه‌ای ازمون برمیاد؟

‫نمی‌خوای پولشو بدی؟

‫- اون دیگه کی بود؟ ‫- نمی‌دونم، رفتارش عجیب بود

‫بابا زندگیشو به پامون ریخت

‫زندگیشو

‫جسدش رو تهِ یه صخره پیدا کردن،

‫عین یه تیکه آشغال ولش کرده بودن

‫واقعاً متأسفم، ریف

‫هیچوقت فراموشت نمی‌کنم

‫کسی ماهی سرخ‌شده می‌خواد؟

‫مشکل چیه، پوپ؟

‫جعبه فیوز خراب شده

‫بدون طعمه‌ی زنده، ‫خبری از ماهیگیرها نمیشه و

‫نصفِ کسب و کارمون هم ‫با همین می‌چرخه

‫اونقدری سود می‌کنیم که ضرر ندیم، ‫اما لب مرزه

‫خب؟

‫خودشه

‫آخرین ای‌یومون

‫- چی؟ ‫- چی چی؟

‫طلا، نماد طلا توی جدول تناوبیـه

‫- خب چرا نمیگی طلا؟ ‫- چون اصلاً مهم نیست

‫این تنها پس‌اندازمونـه، نباید از دستش بدیم. ‫واسه مالیات مِلک‌مونـه

‫پس باید سر کیسه رو سفت کنیم...

‫یعنی دیگه توی خلیج با بنزین ۶۰۰ دلاری ‫دنبال تارپون‌ها نمی‌ریم

‫- پوپ، شغل من همینـه ‫- دنبال طعمه بودیم

‫دیگه خرج ۲۰۰ دلاری ‫برای بذر گوجه نداریم

‫تکلیف فلفل‌های وارداتی من چی میشه؟

‫باید بیخیال فلفل‌ها هم بشی، عزیزم

‫باید قایقرانی کنم...

‫تقصیر گوجه‌ها که نیست

‫نه، هی، بچه‌ها

‫کسب و کارمون بخوابه، ‫کوسه‌ها دوره‌مون می‌کنن ها

‫اصلاً نمی‌دونیم بابات برمی‌گرده یا نه

‫- بله، اما خب مال اون نیست دیگه ‫- اهمیتی نداره

‫وقتی این شرایط رو ببینه ‫چه فکری با خودش می‌کنه؟

‫ببینید، اگه دلتون می‌خواد ‫اینجا رو نگه دارید

‫باید صرفه‌جویی کنیم تا دوباره ‫کسب و کارمون رونق پیدا کنه. خب؟

‫انجامش دادیم. پوگستان رو ‫توی کیلدر برپا کردیم

‫ساختیمش، توش کار کردیم و ‫درست مثل رویاهامون

‫با همدیگه توش زندگی کردیم

‫می‌دونم باید بیشتر ملاحظه می‌کردیم و ‫پس‌انداز می‌داشتیم

‫ولی بیخیال، مگه چقدر می‌تونستیم ‫از دردسر دوری کنیم؟

‫چه خبر، کوک‌ها و پوگ‌ها؟

‫به مسابقات امسال کیلدر خوش اومدید

‫عجب روز خوبیـه واسه مسابقه دادن

‫حاضرید یکم بنزین مصرف کنیم؟

‫ایول!

‫مسابقه به زودی شروع میشه، ‫پس هرچه سریعتر شرط‌هاتون رو ببندید

‫بعد هم پرچم‌هاتون رو تکون بدید، ‫می‌گیرید که چی میگم؟

‫برو که رفتیم، عزیزدل. ‫اوضاع چطوره، پهلوون؟

‫- شانسم زیاده ‫- عه؟ جدی؟

‫- امسال برنده منم. مطمئنم ‫- آره، خودتی

‫کلیو، اوضاع چطوره، دخترجون؟

‫همه‌چی روبراهه، پسر

‫عالیه

‫- آماده‌ست ‫- خیلی‌خب

‫- هی! برنده شو، پسرک ‫- می‌دونی که میشم

‫- از پسش برمیای. خب؟ ‫- می‌دونم

‫- آره، موفق باشی ‫- هی، یه دقیقه وایسا

‫- وایسا ‫- چیه؟

‫- موتورت رو کجا گذاشتی؟ ‫- اون طرف، چطور؟

‫- باید قبل شروع یه چیزی بهت بگم ‫- وای پسر. جی‌جی، داستان چیه؟

‫- نه، چیز خاصی نیست ‫- خب بگو دیگه. بگو ببینم ماجرا چیه؟

‫بعداً از من تشکر می‌کنی. خب؟

‫خب...

‫راستش... رو خودم شرط زدم

‫رو بُردم

‫می‌دونم. می‌دونم الان دست و بال‌مون بسته‌ست ‫اما امسال حس خوبی دارم

‫واسه همین هم رو خودم شرط بستم

‫رفیق، شانس بُردم هفت به یکه!

‫سوار این بشم، ‫میشه سه به یک

‫- صبر کن، خیلی‌خب ‫- پول مُفتـه

‫- پول اضافه از کجا آوردی؟ ‫- همینجاش رو می‌خوام بهت بگم

‫آم...

‫با آخرین تیکه‌ی طلا شرط بستم. خب؟

‫خب، قبل اینکه چیزی بگی، ‫باید بهت بگم که...

‫رفیق. گوش بده، از پسش برمیام دیگه

‫جی‌جی، جی‌جی، تمومش کن

‫شوخی می‌کنی؟

‫- نه، جدی‌ام ‫- جز اون ۲۰ هزارتا چیز دیگه نداریم

‫قرار شد بذاریمش برای مالیات مِلک پوگستان

‫داداش، می‌دونم! خب؟

‫می‌دونم. می‌دونم دلت می‌خواد ‫بزنی تو گوشم. حسش می‌کنم.

‫- قصدشو دارم ‫- عجله نکن

‫باید اعتراف کنم

‫از پسش برمیام. خودت خوب می‌دونی

‫ولی ضرری نداره که بخوای ‫این دفعه یکم هوامو داشته باشی

‫می‌گیری چی میگم؟

‫- می‌خوای من هم بیام؟ ‫- فقط هوامو داشته باش. خب؟

‫مثل قدیما توی حیاط پشتی. ‫خودم و خودت؟ این احمقارو کله‌پا می‌کنیم و

‫زمین رو نجات می‌دیم

‫می‌دونی که از پسش برمیایم. آروم!

‫چیزی برای از دست دادن داریم؟

‫آره، اتفاقاً این دفعه ‫کل زندگی‌مون به باد میره

‫- باید باهامون درمیون می‌ذاشتیش، جی‌جی ‫- داریم همین کار رو می‌کنم دیگه

‫انگار وقتشه بریم برای شروع

‫مثانه‌ها رو تخلیه کنید، ‫لیوان‌ها رو پُر

‫مسابقات منتظر کسی نمی‌مونه

‫- چی شد؟ ‫- ظاهراً باید مسابقه بدم

‫منظورت چیه؟

‫جی با طلا رو خودش شرط بسته

‫اون‌وقت جلوشو نگرفتی؟

‫خودم تازه فهمیدم، سارا

‫یعنی چی... با این می‌خوای مسابقه بدی؟

‫- نمیشه. این ابوقراضه‌ست! ‫- می‌دونم

‫اگه کمکش نکنم، تاپر و ریف میرن سراغش

‫باید هواشو داشته باشم

‫شرمنده

‫می‌کشمش. لطفاً مراقب باش

‫باش

‫- خب؟ ‫- چشم، خانم

‫امسال قرار بترکونیم، اَش

‫رو کی شرط بستی تو؟

‫پسر، میت‌بال هاول چشمم رو گرفته

‫واسه این مسابقه آماده‌ی آماده‌ست

‫تاپر که خوب به نظر می‌رسه

‫ریف کامرون رو می‌بینید که با کی‌تی‌ام نفسگیرش اومده، ‫ممکنه انتخاب‌تون خودش باشه

‫چی می‌خوای، ریف؟

‫خب، یادم نرفته بابام با تو رفت و

‫دیگه برنگشت

‫تو مسابقه می‌بینمت، بچه‌زرنگ

‫اینجارو نگاه کنید! ‫ظاهراً یه ورودیِ دقیقه نودی داریم

‫جان بی راتلج با یه عتیقه اومده

‫معجزه لازمـه

‫دوست‌پسرت قبل از عمل، ‫مغزش رو هم به کار می‌اندازه؟

‫هیچوقت

‫حتی یک بار هم نشده

‫ظاهراً جی‌جی آماده‌ست. ‫نظر تو چیه؟

‫به نظرم باید خداخدا کنیم ‫موتور تاپر خراب بشه

‫مو لا درز این نقشه نمیره

‫برو که رفتیم، ریف!

‫از پسش برمیای، عزیزدلم!

‫هی، جی‌جی،

‫خودت این موتور رو ساختی؟

‫موتور خوب داشتن ملاک نیست، داداش

‫خودت می‌فهمی

‫درسته، آره. همیشه ‫همینطوری خودت رو راضی کن، پوگ.

‫خیلی‌خب، رفقا. گوش کنید

‫باید تا شناورِ قدیمی برید و برگردید

‫جز این، دیگه قانونی در کار نیست

‫همه آماده‌ان؟

‫این مسابقه هم برای پولـه، ‫هم برای عزت و احترام

‫بریم آماده بشیم!

‫هورا!

‫همه سرجایِ خود!

‫آماده!

‫برید!

‫شوخیـه؟

‫بزن بریم، عزیزدلم. بجنب!

‫بزن بریم، عشقم

‫یالا

‫ریف کامرون پیشتاز مسابقه‌ست،

‫از موتورسوارها جلو می‌زنه و

‫پسر، به سرعت داره پیش میره

‫یالا، بجنب

‫لعنتی... بجنب

‫بجنب، جان بی!

‫این موتور جوابـه؟

‫بخورش، تاپر

‫ظاهراً ریف کامرون اولین نفریـه که ‫وارد جنگل میشه

‫رسیدن بهش کار سختیـه

‫بله، کامرون همچنان پیشتازه

‫از سر راهم برو کنار، تاپ

‫برخورد شدیدی توی مسیر داشتیم

‫ظاهراً تاپر خوشش نیومد می‌بنک ‫جلوش سبز بشه

‫یه درس حسابی بهش داد

‫رسماً کله‌پا شد

‫لعنتی. جان بی، برو! برو!

‫بجنب! بجنب!

‫ظاهراً دارن شناور رو دور می‌زنن

‫ریف کامرون همچنان ‫جلوتر از باقی شرکت‌کننده‌هاست

‫ظاهراً کامرون خیلی خوب تونسته ‫همه‌چی رو مدیریت کنه

‫عین آب خوردن برنده‌ی مسابقه میشه

‫اگه اشتباهی ازش سر نزنه، برنده‌ی ‫این مسابقات کیلدر خواهد بود

‫می‌بنک هم نفر آخره

‫بله، مسابقه‌ی سختی رو داره پشت‌سر می‌ذاره. ‫دوباره گرفتار شن و ماسه شده.

‫کامرون و مابقیِ شرکت‌کننده‌ها

‫احتمالاً اواسط مسیر جنگلی‌ان

‫عمراً اگه بتونه بهشون برسه

‫صبر کنید ببینم. خانم‌ها و آقایون، ‫همه‌تون می‌بینید؟

‫داره چیکار می‌کنه؟ نه، نه

‫ظاهراً سعی داره از روی خلیجک بپره

‫فاصله‌اش ۱۵ متره

‫خدای من، جی‌جی می‌بنک!

‫عجب حرکتِ محشری زد

‫بدون توجه به ایمنی شخصیش

‫تونست از آخرین نفر به ‫پیشتاز مسابقات تبدیل بشه

‫ریف کامرون داره به سرعت بهش نزدیک میشه. ‫مسابقه داره هیجان‌انگیز میشه.

‫بکش کنار!

‫دست از سرم بردار، پسر!

‫دعوا افتادن! برخورد فیزیکی داریم!

‫آره!

‫به پایان مسیر مسابقات نزدیک میشن

‫- می‌بنک پیشتازه ‫- بجنب

‫بجنب. آره!

‫کامرون نزدیکـه اما نمی‌تونه ازش جلو بزنه

‫وای، عجب آشفته‌بازاری به‌پا شد! ‫هردو افتادن!

‫هردو افتادن. ‫دقیقاً نزدیکِ خط پایان باهم برخورد کردن.

‫حالا راتلج پیشتاز مسابقاتـه

‫تاپر دقیقاً پشت‌سرشه

‫ولی نه! می‌بنک سر راهشـه!

‫مسیر رو برای تاپر باز کرده

‫قراره تاپر برنده بشه!

‫تاپر برنده میشه!

‫خانم‌ها و آقایون، تاپر تورنتون

‫قهرمان این دوره از مسابقاتـه

‫خدای من، جی

‫دیوونگی محض بود

‫دقیقاً جلوی خط پایان، ‫غوغا به‌پا شد و انگار که...

‫جی‌جی، پاشو

‫خوبی؟ حالت خوبی؟

‫- ولم کن بابا ‫- من تلاشم رو کردم، پسر

‫این بود تلاشت؟ ‫خب ببین الان کجای کاریم

‫باورم نمیشه

‫شاهد چه اتفاقاتی بودیم؟

‫چطوری به اینجا ختم شد؟

‫تابحال همچین چیزی ندیده بودم، اَش

‫- از اون طرف پرید... ‫- جان بی! هی، خوبی؟

‫آره، خوبم

‫بهش عادت کن!

‫چی گفتی؟

‫هی، نه، بگو ببینم چه زری زدی؟ ‫ها؟ چی گفتی؟

‫- گفتم بهش عادت کن ‫- هی!

‫این داستان همیشگیـه، خب؟ ‫نمی‌ذارم شما ببرید.

‫ممکن بود همدیگه رو بکشید!

‫آره، نه که خیلی برات مهمه

‫می‌خوای منو هم مثل بابا بکشی؟

‫جان؟

‫چی گفتی الان؟

‫سارا، پوگ‌جونت چطوری باهات رفتار می‌کنه؟

‫ریدم دهنت، تاپر

‫پوگ تا ابد، عزیزم

‫خدا لعنتش کنه!

‫به خاک سیاه نشستیم

‫آره، دقیقاً

‫چرا به خاک سیاه نشستیم

‫خودت به پوپ بگو

‫چیو بهم بگی؟

‫بیا، بیا بریم

‫چیو بهم بگی؟ هی!

‫گفتم

‫صدبار گفتم

‫گفتم روی آخرین تیکه‌ی طلا حساب نکنید. ‫مخلص کلام.

‫جز اون هیچ پس‌انداز دیگه‌ای نداشتیم. ‫برات مهم نیست؟

‫پوپ، خودت دیدی که چی شد

‫نامردی کرد. خب؟

‫تقلب کرد، نامردی کرد. ‫تقصیر من که نیست، پوپ.

‫- می‌دونی چقدر خودخواه به‌نظر میای؟ ‫- من خودخواهم؟ من که فقط قصدم کمک بود

‫کمک کردی. آتیش گرفتی زیر دار و ندارمون. ‫دست گلت درد نکنه.

‫جی‌جی، چرا یجوری رفتار می‌کنی که ‫انگار هیچ ارتباطی به این قضایا نداشتی؟

‫خیلی‌خب، کی

‫تو که منو می‌شناسی، خب؟ ‫می‌خواستم همشو شرط ببندم. من همینم.

‫باید قبلش باهامون درمیون می‌ذاشتی

‫این دفعه خیلی ریسک کردی

‫اون‌وقت تو چیکار کردی؟

‫می‌دونستی این کار رو کرده و ‫گذاشتی مسابقه بده؟

‫- دقیقه‌ی نود بهم گفت، خب؟ ‫- جان بی، ببین، پسر

‫- قرار بود هوام رو داشته باشی... ‫- من هم همینکار رو کردم!

‫تو هم قرار بود دست به پس‌اندازمون نزنی...

‫هی، بسه دیگه!

‫اوضاع‌مون چقدر ناجوره، پوپ؟

‫چقدر ناجوره؟

‫تا یه هفته‌ی دیگه باید ‫مالیات ۱۳ هزار دلاری این مِلک رو بدیم

‫الان هم موجودی‌مون صفره

‫دست‌مون خالیـه. تو هم همه‌ی پس‌اندازمون رو ‫به فنا دادی. دستت طلا.

‫همین بود

‫همونطوری که پوپ گفت، ‫موجودی‌مون صفر بود

‫اما اونجا بود که ورق برگشت

‫« تیمی از کاشفان ‫داستان نوجوانان ال‌دورادو را تأیید می‌نمایند »

‫وایسا

‫بچه‌ها

‫- چیه؟ ‫- برگام

‫درمورد... درمورد ما نوشتن

‫- چی؟ ‫- رصدخونه‌ی اوتربنکس درمورد ما نوشته

‫«کشفِ خارق‌العاده‌ی ماجراجویان جوان

‫وجود شهرِ طلا را تأیید می‌کند»

‫- خدای من! ‫- اسم منـه!

‫بالأخره باستان‌شناسان، ‫غاری که ما منفجر کردیم رو حفاری کردن و

‫ما قهرمان شدیم

‫راستش خیلی عجیب بود

‫بعد از مراسم، ‫آقایی به اسم وس جنرت

‫با یه پیشنهاد اومد پیش‌مون

‫می‌خواستم بدونم مایلید یه نگاهی ‫به اقلام من بندازید یا نه

‫- این سفرنامه‌ی یه ناخداست ‫- ناخداش کیه؟

‫ریش‌سیاه

‫ما رو به ملک خصوصیش دعوت کرد

‫تا درمورد این پیشنهاد مذاکره کنیم

‫این از داستانِ ما

‫هجده ماه بعد از پیدا کردن ال‌دورادو،

‫توی مسیر جزیره‌ی «بُز» هستیم

‫دوباره وارد بازی طلا شدیم

‫کسی رو می‌شناسید که ‫تا حالا اینجا اومده باشه؟

‫- چون من نمی‌شناسم ‫- نخیر

‫هی سارا، تو حتماً کسی رو می‌شناسی که ‫اینوَرا اومده باشه، نه؟

‫آخه همه‌ی کوک‌ها همدیگه رو می‌شناسن

‫- توی مهمونی‌های همدیگه هستن ‫- شوخیت گرفته؟

‫- شایعات رو شنیدی دیگه، نه؟ ‫- آهان بله، درمورد همون دختره

‫همونی که دخترش رو غرق کرد؟ ‫من هم شنیدم

‫من هم شنیدم اما ظاهراً تسخیری چیزی شده بود

‫من هم شنیدم همش کسشعر بوده ‫چون... این چه چرندیـه آخه؟

‫- خیلی‌خب، هدف‌مون چیه؟ ‫- پولشو لازم داریم

‫قدمتِ اینجا ۲۰۰ سالـه و

‫واسه همین هم همه‌ی مسیرهاشون ‫روزی دوبار میره زیر آب

‫هرکی بیاد، راه خروج نداره

‫اوغور بخیر، جناب

‫به بلک‌استون خوش اومدید

‫مشغول حفاری چی بودید؟

‫سنگر

‫سنگر

‫خوبه قبر نیست

‫فرقی نداره

‫- چی؟ ‫- چرا باید همچین حرفی بزنه؟

‫خب، چند وقته که برای ‫آقای جنرت کار می‌کنید؟

‫تا جایی‌که یادمه

‫اونجاست

‫خیلی‌خب، ممنون

‫ترجمه از «iredprincess» ‫ در تلگرام: t.me/iredsub

‫آهای!

‫کسی خونه نیست؟

‫آهای، کسی نیست؟

‫شاید؟

‫آها، تا یادم نرفته بگم، ‫قبل تیکه تیکه کردنتون چیزخورتون می‌کنن

‫پس، لب به چیزی نزنید

‫بی‌مزه

‫خب رفقا، من نظرم عوض شده

‫- واقعاً دلم می‌خواد برم ‫- میشه بریم؟

‫- واقعاً ارزشش رو نداره ‫- هی، یکی داره میاد

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی‌موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫سلام

‫شرمنده منتظر موندید

‫خونه‌ی بزرگیه و متأسفانه ‫همه‌ی خدمتکارها رفتن

‫همه به جز آقا دِمپ گل

‫ظاهراً نمیشه از شرش خلاص شد

‫شما حتماً پوگ‌ها هستید

‫محققین بزرگ

‫بله، نه تا اون حد حالا

‫نفرمایید، کل ماجراجویی‌هاتون رو خوندم

‫واقعاً جذابـه

‫بفرمایید، بفرمایید. ‫من دامادشونم.

‫چندلر گراف

‫وِس چشم به راه‌تون بود

‫خیلی وقته منتظره

‫بله

‫خوشحال شدم. جی‌جی هستم

‫می‌خوای بری، پوپ؟

‫اول شما بفرمایید، محقق بزرگ

‫بله

‫خب، نمی‌خوام نفر آخر بشم...

‫سلام

‫بفرمایید تو

‫ارائه‌ای از وبسایت دیجی‌موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.