All language subtitles for قسمت سوم سریال چینی_[بازی عشق در رویای شرقی]_(♡با زیرنویس فارسی♡)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

@ChinaMovies90o

«بازی عشق در رویای شرقی»

قسمت سوم3

این رنگ خیلی روشنه

من نمی‌تونم ازش استفاده کنم

منم همین فکرو می‌کنم

خواهر مو یائو، تو خیلی مهربونی

این قهوه‌ای ساده بیشتر بهت میاد

این واقعا خوبه

خیلی بهتر از اونی هستش که آ-شنگ انتخاب کرد

آ-شنگ هم قبلا برام یه سرخاب خریده بود

رنگش به طرز وحشتناکی صورتی بود

مردا چی می‌فهمن آخه!؟

اونا حتی نمی‌تونن فرق بین قرمز روشن

سرخابی و قرمز لوبیایی رو تشخیص بدن

...حرف از سرخاب شد

اولین سرخاب منو مادرم بهم داد

مادرم برام خریدتش

اولین باره که از مادرت حرف می‌زنی خواهر

...مادرت

اینجا نیست

توی یه دنیای دیگه‌ست

هرچند اکثر وقتا بهم غر می‌زد

ولی الان یهو وقتی یادش افتادم، دلم براش تنگ شد

می‌فهمم

مادر منم زود فوت کرد

نه، نه

منظورم این نیست

دنیای دیگه‌ای که گفتم

واقعا یه دنیای دیگه‌ست

توی زادگاهم

مادرم هنوز سالم و زنده‌ست

منم معمولا اینطوری فکر می‌کنم

پدر و مادرم فوت نکردن

فقط توی یه دنیای دیگه‌ان

هنوز توی خونه‌ی قدیمیمون هستن

خیلی خوب زندگی می‌کنن

خواهر لین یو

بعضی وقتا، واقعا بهت حسودیم می‌شه

من توی خانواده‌ی مو به دنیا اومدم

مقدر شده که یه شکارچی شیاطین باشم

هنوزم یه ماموریت‌ ناتموم دارم

خواهر مو، لطفا این‌طوری حرف نزن

...تو خیلی خوشگل

روشن فکر، مهربون و مسئولیت پذیری

از همه مهم‌تر، می‌تونی شیاطین رو شکار کنی

خیلی قوی‌ هستی

واقعا؟

(نقش فرعی زن خیلی مکاره)

(نقش فرعی مرد لجبازه)

(و نقش اصلی مرد با همه مهربونه)

(بعد از خوندن کل کتاب)

(فقط نقش اصلی زن رو دوست دارم)

واقعا انتظار نداشتم که

انقدر رک و بانشاط باشی

وقتی برای اولین بار دیدمت

فکر کردم درون‌گرا و ضعیفی

نگرانت بودم

(خواهر، حواست رو بیشتر جمع کن)

(این زن نقش دوم خیلی مارمولکه)

(من اینجام که مردت رو ازت بدزدم)

(...راستی، حرف از نقش اصلی مرد شد)

یه لحظه صبر کن

برادر لیو

ملخ آماده‌ست، درسته؟

خواهر مو یائو منتظره

زود باش برو بده بهش

از کجا فهمیدین که من ملخ آوردم؟

بیا بریم

لین یو

چی به خورد خواهرم دادی؟

زود باش چطور یهویی عاشقت شد؟

خواهر مو، برادر لیو یه چیزی می‌خواد بهت بده

خجالتی نباش

بفرمایین

بازش کن و یه نگاهی بنداز

!چه هدیه‌ی نفیسی

از کجا گرفتیش؟

...من

اینو خود برادر لیو درست کرده

نگران بود که یه وقت حوصله‌ات سر بره

و اینو برات درست کرد

درسته

ازش خوشت میاد؟

آره

(توی کتاب، لین یو برای این ملخ می‌جنگه که)

(باعث سوءتفاهم بین نقش اصلی زن و مرد می‌شه)

(اون سناریو واقعا رو مخ و غیرضروریه)

خب... پس شما حسابی با همدیگه حرف بزنین

راحت باشین

من اول می‌رم

بانوی جوان لین

من واقعا شما رو دست کم گرفتم

خیلی وقته ندیده بودم که

خواهرم این‌طوری با خوشحالی بخنده

و انقدر آروم باشه

بهم بگو

دقیقا چطوری خواهرم رو جادو کردی؟

حالت خوبه؟

خواهرت به ندرت انقدر خوشحال و آروم بوده

پس نباید براش خوشحال باشی؟

تو یه غریبه‌ای

چرا به خاطر تو می‌خنده؟

چرا باهات احساس خوبی داره؟

چرا باهات مثل خواهر رفتار می‌کنه؟

می‌دونی چقدر برای من سخته که

خواهرم رو خوشحال کنم؟

...تو

به چی داری می‌خندی؟

انقدر غر زدی و آخرش معلوم شد حسودیت شده

!مزخرفه

فکر کردی کی هستی؟

لیاقت اینو داری که بهت حسودی کنم؟

واضحه حسودی می‌کنی

خواهرت با خوشحالی باهام حرف زد

ولی حرفی نداره که با تو بزنه

احتمالش هست که

خواهر مو یائو فقط می‌خواد یه خواهر پیدا کنه که

باهاش درباره‌ی مسائل بین دوستای صمیمی حرف بزنه

برای همین حرفی نداره که به تو بزنه

داری می‌گی که

منو خواهرم که باهمدیگه بزرگ شدیم و

برای دهه‌ها با همدیگه بودیم

رابطه‌‌امون قابل مقایسه با تو که یه غریبه‌ای

که فقط چند روزه می‌شناسیمش، نیست؟

ارباب جوان مو

لازم نیست از خشونت استفاده کنی، مگه نه؟

دارم بهت هشدار می‌دم

هیچ کار احمقانه‌ای نکن

...وگرنه

وگرنه چی؟

...وگرنه

خواهر مو یائو

برادرت دوباره داره برام قلدری می‌کنه

خواهر ...من

برادرت دوباره داره برام قلدری می‌کنه

...من

خواهر مو یائو

خواهر مو یائو

خواهر لین

چی شده؟ خواهر مو یائو

برادرت می‌گه که من با نیت بدی

بهت نزدیک شدم

گفت می‌خوام بهت آسیب بزنم

حس می‌کنم در حقم ظلم شده

بانوی جوان لین یه دختر ضعیفن

آ-شنگ، زیاده‌روی نکن

آ-شنگ

معذرت‌خواهی کن

...خواهر، من کاملا

بهت گفتم از خواهر لین معذرت خواهی کن

مگه نمی‌شنوی؟

متاسفم

اون نشنید

بلندتر بگو

متاسفم

در این مورد اشتباه از من بود

ازتون معذرت می‌خوام

لطفا گریه نکنین

ببین، الان ازت عذرخواهی کرد

دیگه گریه نکن

باشه، باشه

من می‌بخشمش

دیگه گریه نمی‌کنم

(از قرار معلوم طبق استعدادهای خودت بهت نقش مارمولک دادن دخترم )

لین یو

فقط صبر کن

خواهر مو

اینجا خوبه؟

همه جا رو گشتم

توی حیاطم

این آلاچیق کوچیک از همه جا راحت‌تر بود

توی تابستون می‌شه از نسیم خنک لذت برد

و شبا می‌شه چای نوشید و ماه رو تحسین کرد

به این می‌گن زیبایی ظریف

ارباب جوان مو

هنوز پوست کندن رو تموم نکردی؟

آ-شنگ

خودت گفتی که به خواهر لین ظلم کردی و

می‌خوای ازش معذرت‌خواهی کنی

بانوی جوان لین

بفرمایین

(صد بار زدی کشتیم)

(این دفعه باید انتقامم رو بگیرم)

می‌خوام انگور بخورم

کی جلوتو گرفته؟

خواهر

انگورم که می‌خوری باید پوست بگیری؟

بانوی جوان لین

دستاتون شکسته؟

می‌خواین بهتون کمک کنم تا استخوناتون رو جا بندازین؟

آ-شنگ

نترسونش

خواهر

تو داری لوسش می‌کنی

کاملا واضحه ‌که داره منو دست می‌ندازه

خواهر لین چه نیت بدی می‌تونه داشته باشه؟

فقط پوست گرفتن چندتا انگوره

تلاش زیادی نمی‌خواد

چرا انقدر بدخلقی می‌کنی؟

خسته شدم

(فوق‌العاده‌ست)

(پشتت که یه درخت بزرگ باشه، می‌تونی از سایه لذت ببری)

(باید زودتر به نقش اصلی زن می‌چسبیدم)

(از هاله‌ی نقش اصلی لذت می‌برم و)

(مو شنگ رو کنترل می‌کنم)

خواهر مو یائو

یکم چای بنوش، چای بخور

چی شده؟

توی شونه‌ات احساس ناراحتی می‌کنی؟

انگار اتفاقی پیچوندمش

من وقتی قبلا توی گردنم احساس ناراحتی می‌کردم

آ-شنگ بود که ماساژم داد

مهارتش عالیه

چرا یه امتحانی نمی‌کنی؟

لازم نیست، لازم نیست

چطوری می‌تونم ارباب جوان مو رو به زحمت بندازم؟

چرا انقدر تعارف می‌کنی؟

من حتی برات لونگان و انگور پوست کندم

حالا یکم شونه‌هات رو ماساژ می‌دم

مسئله‌ای نیست

من... من دیگه درد ندارم

ارباب جوان مو، الان خوبم

الان خوبم هنوز حتی شروع هم نکردم

!درد داره... خیلی درد داره

برو کنار

!کمک! کمک !تمومش کن

!کمک! کمک

!کمک، خواهر مو یائو !همون‌جا بمون

دیگه درد نداره خوب ماساژ می‌دم

بهت التماس می‌کنم لطفا، اشتباه کردم

چطوره من برات میوه پوست بکنم؟

غلط خوردم

چی کار می‌کنی؟

چی کار می‌کنی؟

اونا چیه؟

الکی قشقرق به پا کردی

فقط یه مشت شیاطین غبارن

شیاطین غبار؟

خواهر شیاطینِ غبار کوچیک‌ترین شیاطین هستن

تقریبا هیچ قدرت جادویی‌ای ندارن

همون‌طور که از اسمشون مشخصه

به اندازه‌ی گرد و غبار کوچیکن

(این صحنه توی کتاب بود؟)

(تقصیر خودمه که عجول بودم و)

(خیلی از صفحه‌ها رو پریدم)

(صحنه‌ها رو با دقت نخوندم)

...پس

شیاطین زیادی توی این دنیا وجود دارن؟

همه چی روح داره

...حیوانات

گیاهان یا حتی اشیا

اگه سرنوشت وجود داره

هر چیزی می‌تونه به شیطان تبدیل بشه

شیاطین همه‌جا وجود دارن

باهامون همزیستی می‌کنن

شیاطین خیلی زیادن

شما شکارچی‌های شیاطین می‌تونین از پس همه‌اشون بر بیاین؟

فقط شیاطین بزرگی که توانایی‌های جادویی بالا دارن

می‌تونن به انسان‌ها آسیب بزنن و

بنابراین باید دستگیر بشن

شیاطین غبار به اندازه‌ی پشه‌ها رایجن

بقیه‌ی شیاطین چه شکلین؟

بچه‌ی سه ساله‌ای؟

اصلا مغز تو سرش نیست

خواهر لین یو تو ناز و نعمت به دنیا اومده و

خوب ازش محافظت شده

ندونستن هیچ مشکلی نداره

وقتی کوچیک بودی چی یادت دادم؟

لطفا با دقت به خواهر لین یو توضیح بده

قبیله‌ی شیاطین به نه سطح تقسیم می‌شن

شیاطین غبار متعلق به سطح اولن

تعداد کمی از قبایل خاص شیاطین که

که توسط جوهره‌ی آسمان‌ها و زمین برکت داده شدن

موقع بیداری خرد معنویشون می‌تونن به شکل‌ انسانی در بیان

اکثرشون نیاز به تهذیب تا سطح چهارم دارن

و اون موقع فقط می‌تونن خرد معنویشون رو بیدار کنن

سطح پنجم توانایی تبدیل شدن به شکل انسانی رو دارن

هر چی سطح شیاطین بالاتر می‌ره، تعدادشون کمتر می‌شه و

کمتر دیده می‌شن

یه شیطان بزرگ سطح نهم

نادرترینه و فقط هر هزار سال یه بار ممکنه ظاهر بشه

وقتی ظاهر می‌شه

حاکم شیاطین می‌شه

بانوی خشمگین؟

آره

بانوی خشمگین

قوی‌ترین و

بدترین شیطان دنیاست

(این همون هیولای پایانی توی کتاب نیست؟)

(باید شکستش بدم تا بتونم بازی رو تموم کنم)

پس... راه‌حلی برای شکست

بانوی خشمگین دارین؟

تو حتی در مورد شیاطین غبار نمی‌دونی

می‌خوای بانوی خشمگین رو شکست بدی؟

خیلی نادون و نترسی

من فقط نگرانم

وقتی به ذهنم می‌رسه که

شیاطین خیلی وحشتناکی وجود دارن

شب نمی‌تونم بخوابم

خیالت راحت

ما قطعا بانوی خشمگین رو می‌کشیم

ما اون بیرون سختی‌های زندگی رو تحمل می‌کنیم تا

از آرامش مردم عادی محافظت کنیم

در ضمن، بانوی خشمگین با خاندان مو دشمنی قدیمی داره

به هر قیمتی شده

قطعا پیداش می‌کنم و

می‌کشمش

شیائو شنگ

اسمم یادت باشه

...من

بانوی خشمگینم

بانوی خشمگین

خواهر مو واقعا آدم خوبیه

باحال و بخشنده‌ست

حالا می‌تونیم همدیگه رو خواهر بدونیم

(لین یو دوست متظاهر نقش اول زنه)

(تظاهر می‌کنه صادقه و)

(کل روز علیهش نقشه می‌کشه)

(ولی حالا من واقعا خواهر مو رو دوست دارم)

(نمی‌دونم اگه همین‌طوری ادامه پیدا کنه)

(روند داستان درست پیش می‌ره؟)

ماموریت مقدماتی سوم

لطفا به اتاق خواب مو یائو برین و

میراث خانوادگی‌ای که مو یائو داره بازسازی می‌کنه رو نابود کنین

نقشه‌ی کوهستان‌ها و دریاهای صد شیاطین

(توی کتاب نوشته که)

(نقشه‌ی کوهستان‌ها و دریاهای صد شیاطین میراثی از خانواده‌ی مو هستش که)

(می‌تونه رد شیاطین رو آشکار کنه)

(ولی چند دهه قبل آسیب دید)

(مو یائو اونو همراه خودش نگه می‌داره)

(سال‌ها سفر تو سراسر دنیا در واقع برای جمع کردن قدرت معنوی و)

(تلاش برای تعمیر اونه)

(برای پیدا کردن بانوی خشمگینی که سال‌هاست گم شده روش حساب کردن)

(تا انتقام خانواده‌اشون رو بگیرن)

(مو شنگ مشکوکه که لیو فو یی می‌خواد این نقشه رو بدزده و)

(با مو یائو بحث می‌کنه)

خواهر، انقدر مطمئنی که

محبت‌های لیو فو یی بهت

همه‌اش از ته قلب و صادقانه‌ و

بدون هیچ انگیزه‌ی پنهانی هستن؟

من باورش دارم

اگه از همون اول فقط به‌خاطر این نقشه‌ی کوهستان‌ها و

دریاهای صد شیاطین بهت نزدیک شده باشه، چی؟

خواهر، باید محتاط باشی

مزخرفه

فو یی درستکار و صادقه

همچین آدمی نیست

(این مکالمه رو لین یو می‌شنوه و)

(بعد از جدایی خواهر و برادر از روی ناراحتی)

(وقتی مو یائو خوابش می‌بره)

(لین یو مخفیانه نقشه رو می‌سوزونه)

(اگه برادر لیو واقعا به‌خاطر این نقشه)

(داره بهت نزدیک می‌شه)

(نقشه‌ی کوهستان‌ها و دریاهای صد شیاطین) (پس من می‌سوزونمش)

(اون‌وقت برادر لیو هیچ دلیلی برای موندن باهات نداره)

(مگه نه؟)

این داستان خیلی احمقانه‌ست

دوتا شکارچی شیاطین به این قدرتمندی

دارن در مورد مسائل داخلیشون بحث می‌کنن

یه شخصیت مکمل زن ضعیف که حتی موقع راه رفتن ممکنه زمین بخوره

می‌تونه بدون لو رفتن گوش وایسته؟

گفتن خیلی مهمه اون

...گن

یه گنج مهمه

چطور بلد نیستن درست مخفیش کنن؟

(حالا بگیم واجب بود نقشه رو بسوزونی)

(چرا باید توی اتاق نقش اول زن بسوزونیش آخه؟)

(نمی‌ترسی بیدار بشه؟)

(بدون اینکه پنجاه سال لخته‌ی خون تو مغزت جمع شده باشه)

(نمی‌تونی همچین داستان احمقانه‌ای بنویسی)

(مسخره‌ترین چیز اینه که الان)

(منم شخصا باید از این داستان افتضاح پیروی کنم)

واقعا روی مخه

باید زودتر سناریوهای اصلی داستان رو کامل کنم

خواهر

انقدر مطمئنی که

نزدیک شدن لین یو بهت

از ته قلب و صادقانه

و بدون هیچ انگیزه‌ی پنهانی هستش؟

من باورش دارم

…ولی اگه از همون اول قصد داشته

چه قصدی داشته؟

با اینکه نمی‌دونم چرا

ولی قطعا انگیزه‌های پنهانی داره

خواهر، تو باید حواستو جمع کنی

خواهر لین یو آروم و مهربونه

همچین آدمی نیست

چرا باید جلوش حواسم رو جمع کنم؟

خواهر لین یو دختر فرماندار شهرستانه

نه کمبود طلا و نقره داره

و نه هیچ علاقه‌ای به جادو داره

چی ممکنه ازم بخواد؟

…اون

شاید داره واسه لیو فو یی این کارو می‌کنه

فو یی؟

...درست نیست

خیلی درست به نظر نمی‌رسه

نمی‌دونم

به هر حال

فقط بدون اون نیت خوبی نداره

باز داری این‌طوری می‌کنی

اینکه یه دوست جدید دارم

باعث ناراحتیت می‌شه؟

تو از بچگی توی خانواده‌ی مو زندگی کردی و

هیچ دوست هم‌سن و سالی نداشتی

فقط دوتایی باهم بودیم

توی این سفر

تنها کسی که از ته قلب می‌تونی بهش اعتماد کنی

فقط منم

فرقی نداره فو یی باشه یا

لین یو

حاضر نیستی احساساتت رو نشون بدی و دوست پیدا کنی

خواهرت درکت می‌کنه

من سرزنشت نمی‌کنم

ولی، توی آینده

امیدوارم

بتونی احساساتت رو نشون بدی و

به بقیه اعتماد کنی

چون توی این دنیا کلی آدم دوست‌داشتنی و

قابل اعتماد وجود داره

(مو یائو واقعا قهرمان زن خوبیه)

(فقط یکم زیادی مریم مقدسه)

(اگه به‌خاطر هاله‌ی محافظتِ نقش‌ اول داستان‌ها نبود)

(به احتمال هشتاد درصد نمی‌تونست زنده بمونه)

(به عنوان یه آدم)

(چطور می‌تونه انقدر ساده‌لوح باشه؟)

...پس یعنی

تصمیم گرفتی با لین یو مثل دوستت رفتار کنی!؟

راستش منم نمی‌دونم که

چطوری با دخترهای هم‌سن و سالم کنار بیام

همیشه فکر می‌کردم که به عنوان شکارچی‌های شیاطین

برای دخترهای معمولی عجیب به نظر می‌رسیم

ولی لین یو واقعا مهربونه

حرف زدن باهاش آرامش‌بخش و لذت‌بخشه

...اگه اونم این‌طوری فکر بکنه

...به نظرم

اون می‌تونه اولین دوست صمیمی من

بشه برام

من تسلیمم

چرا باید همچین کاری انجام بدم که

بقیه رو ناراحت می‌کنه؟

مو یائوی اسکل، حق با مو شنگه

من اصلا آدم خوبی نیستم

نباید زیاد بهم اعتماد کنی

!سیستم گاو

تو خیلی خونسرد، بی‌شرم و

خودخواهی

گوش کن، من دیگه اون نقش منفی زنی که می‌خوای نمی‌شم

توی بدترین حالت هیچ‌وقت بازی رو تموم نمی‌کنم

خیلیم خوبه اصلا

(فراموشش کن، چرا دارم یه کتاب رو جدی می‌گیرم؟)

(با داستان ادامه می‌دم)

(لازم نیست بیش از حد فکر کنم)

خیلی خب، داره دیر می‌شه

برو بخواب

خواهر

این اواخر خوب نخوابیدی

این یه طلسم آرامش‌بخشه

باشه، دیگه برو

خواهر مو یائو

(نقشه‌ی کوهستان‌ها و دریاهای صد شیاطین)

(فو جو اینو این‌طوری نوشته)

(خواهر مو، متاسفم)

(من قصد نداشتم این کارو بکنم)

(راه دیگه‌ای وجود نداره؟)

(نه، صبر کن)

(...حتی اگه یه ذره‌اش بمونه)

چی کار کنم؟

(همچین گنج مهمی به این راحتی سوخت)

(فقط تونستم همین یه ذره رو نجات بدم)

…مو... مو... مو

ارباب جوان مو

فقط می‌خوام ازت بپرسم

توی تاریکی شب

توی اتاق خواهرم

چی کار می‌کردی؟

...من

…من

…نقشه‌ی کوهستان‌ها و دریاهای صد شیاطین خواهرم

سوخته

…تو

ارباب جوان مو، شما هم خوابتون نمی‌بره یا خوابگردین؟

فقط می‌خواستم ازت بپرسم

توی تاریکی شب

توی اتاق خواهرم

چی کار می‌کردی؟

خوابم نبرد

برای همین اومدم قدم بزنم

اشکالی داره؟ غیرقانونیه؟

پس بانوی جوان لین می‌تونن توضیح بدن که

نقشه‌ی کوهستان‌ها و دریاهای

صد شیاطین خواهرم چرا توی

لباستون مخفی شده؟

نه

باور نمی‌کنم نشه

توی تاریکی شب

توی اتاق خواهرم

چی کار می‌کردی؟

هیچ کاری نکردم

اگه باورم نمی‌کنی، خودت بگرد

(قبول شدم)

همش کارای مشکوک می‌کنی

و دردسر درست می‌کنی

چند روزی هست که حواسم بهت هست

ولی هیچ مدرکی علیهت پیدا نکردم

بهترین کاری که می‌تونم بکنم اینه که بکشمت

...برادر توروخدا اخلاق رزمی‌کاری داشته باش و

(چون یه مدرک ازم پیدا کرد، مُردم)

(بعدشم که هیچ مدرکی ازم پیدا نکرد، بازم مردم)

(یه جای کار می‌لنگه)

منتظرتم

از کجا فهمیدی که دارم میام؟

(مزخرفه)

(امروز سه بار منو کشتی)

حدس زدم

پس که این‌طور

هدفت دقیقا چیه؟

(من اصلا هدفی ندارم)

(فقط می‌خوام زنده بمونم)

تو همش کارای مشکوک می‌کنی

و دردسر درست می‌کنی

چند روزه که زیر نظرت دارم

ولی هیچ مدرکی علیهت پیدا نکردم

...ولی

ولی من دوستت دارم

قایمکی می‌رم و میام

چون همش دنبال توام

همش دردسر درست می‌کنم

چون می‌خوام دوباره ببینمت

درسته

من عاشقت شدم

انقدر دوستت دارم که نمی‌دونم باید چی‌کار کنم

چطوره؟ خوبه؟

الان راضی‌ شدی؟

الان اگه ولت کنم چی‌کار می‌کنی؟ می‌ذاری برم؟

خوابشو ببینی که موفق بشی

(مردک مغرور وحشی‌)

تبریک می‌گم میزبان

ماموریت سوم مقدماتی رو کامل کردین

شما تمام وظایف کاربر مبتدی رو با موفقیت انجام دادین

!چه حرکات زیبایی

آ-شنگ

به‌نظرت با هم یه مبارزه‌ی تمرینی انجام بدیم؟

نیازی نیست

ارباب جوان لیو آدم پرمشغله و معروفیه

چرا وقتت رو تلف کنی؟

آ-شنگ

ما مدت زیادی رو با هم گذروندیم

چرا هنوزم انقدر ازم دوری می‌کنی؟

پس بذار یه‌ چیزی ازت بپرسم

بپرس

تا کی می‌خوای انقدر به خواهرم بچسبی؟

رفته

چی رفته؟

نقشه‌ی کوهستان‌ها و دریاهای صد شیاطین

کدومشون رو انتخاب کنم؟

شیائو وان، بیا بهم کمک کن یکیشون رو انتخاب کنم

...موضوع اینه که

من یه دوستی دارم که

تصادفی از پشت به یکی دیگه خنجر زده

ولی واقعا احساس بدی داره و متاسفه

واسه همین می‌خواد برای جبران بهش یه هدیه‌ی بده

ببین... نظرت در موردش چیه؟

بانوی جوان

این توسط صنعتگرهای برتر مناطق غربی ساخته شده

این گیره‌ی مو نگین‌دار طرح زنبق

حتی به ندرت توی قصر دیده می‌شه

ولی یکم مبتذل به نظر میاد، این‌طور نیست؟

این یکی چطوره؟

اینم خیلی ساده به نظر میاد

...بانوی جوان، این

این یکی واقعا منحصربه‌فرده

خیلی هم سنگینه

این گرونه؟

این گیره‌ی موی پروانه‌ای با زمرد تزئین شده و با مروارید منبت کاری شده؛ قیمتی نداره

وقتی پونزده سالتون بود و موهاتون رو جمع کردین گفتین که می‌خواینش

...ارباب واقعا سختی‌های زیادی رو پشت سر گذاشتن تا

گرونه یا نه؟

گرونه

گرون‌ترینشونه

گرون بودنش رو دوست دارم

اگه ارزون باشه، می‌ترسم نتونم جبران کنم

پس همینو انتخاب می‌کنم

بانوی جوان

بانوی جوان

نقشه‌ی کوهستان‌ها و دریاهای صد شیاطین کاملا سوخته

به جز این تیکه که پاره شده

اگه به‌خاطر نشت انرژی معنوی نبود

می‌ترسم حتی منم نمی‌تونستم اثری از این تیکه پیدا نکنم

کجا پیداش کردی؟

ته برکه‌‌ی تو باغ حیاط غربی عمارت فرماندار

...خواهر مو یه هدیه‌ برات دارم که خیلی

...دارین حرف می‌زنین

پس دیگه مزاحم نمی‌شم

بانوی جوان لین، لطفا صبر کنین

بانوی جوان لین

اخیرا چیز مشکوکی توی عمارتتون اتفاق نیفتاده؟

مثلا اینکه غریبه‌ها وارد بشن؟

نه والا

بانوی جوان لین، شما نظری در مورد این تیکه از نقشه دارین؟

هیچ نظری

...صادقانه بگم

آ-یائو چیز مهمی رو از دست داده

به نظر میاد که یه دزد به عمارتتون اومده

دزد؟

...این جدیه خواهر

این قضیه به این راحتی‌ها تموم نمی‌شه

من هرکاری که از دستم بر بیاد انجام می‌دم

تا این دزد رو بگیرم

اینم قابل توجه هستش که برکه‌‌ی حیاط غربی چندان کم عمق نیست

ارباب جوان لیو فقط با

یکم انرژی ضعیف و غیرقابل شناسایی تونستی این تیکه رو پیدا کنی

واقعا که ماهری

ردیابی انرژی چی و بو کشیدن ارواح

فقط یه مهارت معمولیه

انرژی رو ردیابی می‌کنی یا غیب رو هم پیش‌بینی می‌کنی؟

منظورت از این حرف چیه؟

الان گفتی که

نقشه‌ی کوهستان‌ها و دریاهای صد شیاطین، گنجی‌ هستش که

همه‌ی شکارچی‌های شیاطین می‌خوانش

خودت چطور؟

آ-شنگ

داری با این حرفا زیاده‌روی می‌کنی

بانوی جوان لین

لطفا همه‌ی خدمتکارهای عمارتتون رو صدا بزنین

و یکی یکی ازشون بپرسین که

تو این روزا من اصلا به اتاق آ-یائو نزدیک شدم یا نه

مشکلی نیست

چه نیازی هست که به راه‌های سخت و زمان‌بر؟

من راه‌حل ساده‌تری دارم

این طلسم سوزاننده‌ی قلبه

تا وقتی که یکی این طلسم رو روی خودش داشته باشه

همه چیزو توی کوتاه‌ترین زمان لو می‌ده

منظورم اینه که

کافیه بعد از پیدا کردن همه‌ی افرادی که از دیروز تا امروز

با خواهرم ارتباط برقرار کردن

با کمک این طلسم ازشون بازجویی کنیم

اونا هم نمی‌تونن دیگه ساکت بمونن

و شما، بانوی جوان لین

دیشب قایمکی به برکه رفتین و

دروغ گفتین

ممکنه که همدست همدیگه باشین!؟

نه، نه از اون‌جایی که لیو فو یی قبولش نداره

بازجویی رو از شما شروع می‌کنیم

آ-شنگ

پریشون شدی؟

حتی اگه بی‌دلیل با کسی دشمنی هم داری باید سنجیده رفتار کنی

من همیشه فقط به‌خاطر آ-یائو هستش که بهت احترام می‌ذارم و

ازت محافظت می‌کنم

ولی این دفعه

چاره‌ای جز سرزنش کردنت به عنوان یه برادر بزرگ‌تر ندارم

دشمنی بی‌دلیل؟

کل چیزی که من دنبالشم حقیقته

منم دیروز اومدم اتاق خواهرم

ازش طفره نمی‌رم

طلسم رو اول روی خودم اجرا می‌کنم

من، مو شنگ، به آسمان‌ها سوگند می‌خورم که

هیچ‌وقت نقشه‌ی کوهستان‌ها و دریاهای صد شیاطین رو ندزدیدم

!اگه دروغ بگم، توسط هزاران ضربه‌ی صاعقه مجازات بشم

بانوی جوان لین

جرات داری این طلسم رو بپذیری؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.