All language subtitles for سریال چینی بازی عشق در رویای شرقی Love Game in Eastern Fantasy 2024 قسمت 2 با زیرنویس فارسی

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

°• برای دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم به تلگرام بارو مووی سر بزنین •° = baromoviz = ● مترجمین: Lavender, Marshall, Aonaran ● ● ادیتور: Anita Amigh ●

[عمارت فرماندار شهرستان تای سانگ]

(سادگی و جاه‌طلبی)

اخیرا فرماندار تای سانگ برگشتن خونه

دقیقا وقتشه که گزارش بدیم

شیطان اینجا از بین رفته

ما هم می‌تونیم به سفرمون ادامه بدیم

نمی‌شه

خواهر، تو هنوز زخمی‌ای

بیا بعد از اینکه کامل خوب شدی بریم

توی سفر قبلی

تو خیلی بدتر از من آسیب دیدی

ولی هیچ‌وقت نشنیدیم که شکایتی بکنی

آسیب من جدی نیست

نمی‌خواد شلوغش کنیم

...بعدشم

هر چی نباشه اینجا یه عمارت رسمیه

خونه‌هایی با در بزرگ قوانین سختگیرانه‌‌تری هم دارن

نه فو یی و نه من عادت نداریم مدت طولانی‌ای یه جا زندگی‌ کنیم

اگه لیو فو یی احساس ناراحتی می‌کنه

می‌تونه فقط خودش بره

من هنوز اینجا کارایی دارم که باید انجام بدم

چه کارایی؟

(لیو فو یی با اینکه رو اعصابه)

(ولی تهذیبش عالیه)

(شیاطین معمولی نمی‌تونن حتی)

(به طلسم‌هایی که اون گذاشته نزدیک هم بشن)

(چه برسه به اینکه پاره‌اشون کنن)

(...مگه اینکه)

(یه نفر خواسته با چاقوی قرضی آدم بکشه)

(و با اتهام زدن به شیاطین)

(به خواهرم آسیب بزنه)

= بازی عشق در رویای شرقی =

= قسمت دوم =

(هر کسی که طلسم رو پاره کرده باشه، موهاش نازک و رنگ پریده شده)

(راحت می‌شه پیداش کرد)

(اکثر افراد عمارت رو بررسی کردم)

(...کسایی که موندن)

(کمتر و کمتر شدن)

ارباب

دیشب، بانوی جوان با ارباب جوان لیو همکاری کردن تا شیاطین رو بگیرن

[لین لو شان، فرماندار شهرستان تای سانگ] بانوی جوان شخصا نقش طعمه رو بازی کردن

ارباب جوان لیو و بقیه با یه ضربه کار شیاطین رو تموم می‌کنن

بانوی جوان کاملا سالمن

وگرنه چطور می‌تونستم براتون توضیح بدم؟

(...بابا)

(چرا تویی؟)

(خیلی دلم برات تنگ شده)

خیلی خب، خیلی خب

شیطانی که به کل شهرستان آسیب رسونده بود از بین رفته

این یه دستاورد بزرگه

باید از این افراد حسابی قدردانی کنیم

و دختر عزیزم

سهم ویژه‌ای داشته

عزیزم

بهم بگو چی می‌خوای

برات می‌خرمش

پدر

من چیزی نمی‌خوام

فقط امیدوارم شما همیشه سلامت باشین و

عمر طولانی‌ای داشته باشین

...ضمنا

رفت و آمد درشکه‌ها توی جاده خیلی خطرناکه

اگه تصادف بشه

عواقبش خیلی جدی می‌شه

دختر کوچولوم بزرگ شده

الان می‌دونه چطور به پدرش اهمیت بده

(این دیگه چیه؟)

(با چندتا کلمه می‌تونه اینطور عمیق تحت تاثیر قرار بگیره!؟)

(مگه لین یو چطور با باباش)

(رفتار می‌کرده؟)

دستور بدین

فورا یه ضیافت آماده کنین

می‌خوام موفقیت اون شکارچی‌های شیطان رو جشن بگیرم

ارباب

پزشک صراحتا گفتن که شما

مشکلات سلامتی دارین

باید از غذاهای چرب و گوشتی

مخصوصا الکل پرهیز کنین

(سه بیماری*؟) (به سه بیماری شایعِ فشار خون بالا، قند خون بالا و چربی خون بالا اشاره داره*)

خودم بدنم رو خوب می‌شناسم - (یا کبد چربه؟) -

ولی حداقل باید ادب رو رعایت کنیم

پدر، لطفا به حرفای پزشک گوش کنین

اول سلامتی

باور نکردنیه

دخترم خیلی مهربون شده

اون واقعا به یه کت پنبه‌ای بزرگ تبدیل شده که قلبمو گرم می‌کنه

متخصص‌های محترم

من واقعا نمی‌دونم چطور ازتون تشکر کنم

فرماندار لین، شما قبلا پاداش رو مطابق وعده‌ی قبلی پرداخت کردین

نیازی به تشکر نیست

من انتظار نداشتم که اون یه شیطان سطح پنج باشه

تعجبی نداره که توی سه ماه گذشته انقدر تلفات داده

اون پاداش اصلا قابلتون رو نداشت

شما خیلی مهربونین

حفاظت از آرامش مردم

وظیفه‌ی ما به عنوان شکارچیان شیطانه

خیلی خوب گفتین

عالیه

همون‌طور که از ارباب جوان فو یی معروف انتظار می‌ره

بفرمایین

من، به نمایندگی از مردم شهرستان تای سانگ

از همتون ممنونم

من اول می‌نوشم

بانوی جوان مو

آ-یائو آسیب دیده و نمی‌تونه الکل بخوره

من از طرفش می‌نوشم

باشه، باشه

ارباب جوان مو

آ-شنگ

بی‌ادب نباش

شاید ارباب جوان مو هم زخمی شدن

پس من به جاشون می‌نوشم

!به سلامتی، پدر

عزیزم

تو از کی تا حالا ظرفیت الکل داری؟

!قبلا اصلا نوشیدنی نمی‌خوردی

...نمی‌خوام در مورد ظرفیت الکلم لاف بزنم، ولی

...من

بانوی جوان - بانوی جوان لین -

ببین، ببین - بانوی جوان -

بیدار شین، بانوی جوان

آ-شنگ

یکم قبل اون چه رفتاری بود؟

میزبان با مهربونی ضیافت برپا کرده بود

ولی تو خیلی بی‌ادب بودی

من فقط نمی‌تونم آدمای ریاکار رو

تحمل کنم

دوباره به فو یی مشکوکی؟

اونم هست

ولی اون یکی فرماندار شهرستان تای سانگه

فرماندار؟

اون یه مقام رسمی استانیه

در سال فقط حدود ده تیل نقره درآمد داره

ولی تو همچین عمارت مجللی زندگی می‌کنه

سبک زندگی اون

خیلی پر خرج و اسراف‌کارانه‌ست

حتما باید یه مقام فاسد باشه

تازه دخترشم هست

اونم عجیب و غریب و آزاردهنده‌ست

آ-شنگ

بارها بهت گفتم

بدون مدرک هیچ ادعایی نکن

یه شکارچی شیطان، فقط با شیاطین سر و کار داره

با مردم درگیر نشو

یادت رفته؟

می‌دونم، خواهر

همیشه می‌گی که می‌دونی

ولی هیچ‌وقت عوض نمی‌شی

گاهی اوقات مثل یه بچه‌ای

به هیچی فکر نمی‌کنی

واقعا نمی‌تونم باهات کنار بیام

خواهر

(این بدن)

(خیلی راحت خسته می‌شه)

(با یه نوشیدنی از پا در اومد)

(یه عالمه غذاهای خوشمزه بود و من خیلی کم تونستم بخورم)

(و هنوز گشنمه)

این پیاله خیلی کوچیکه

فقط توی دوتا نفس تموم می‌شه

بانوی جوان، شما قبلا خیلی نگران پرخوری بودین

حداکثر نصف کاسه برنج

...نیم

چرا؟

خودتون گفتین که

از چاق شدن می‌ترسین

(واقعا نمی‌تونم اینو باور کنم)

(این‌جوری لاغر نمی‌کنن که)

(کاهش کربوهیدرات می‌تونه تاثیر بدی روی مغز بذاره)

...اینجا

تو آشپزخونه‌اتون

دیس دارین؟

بله

لگن هست

عالیه

دفعه بعد که غذا می‌خوریم

خود دیس رو برام بیار

این‌جوری دوباره می‌تونم غذا بکشم

چی شده؟

از وقتی اهریمن روباه تسخیرتون کرده

رفتارتون خیلی عجیب غریب شده

کاملا فرق کردین

انقدر واضحه؟

بانوی جوان قبلی همیشه افسرده بودن

به اندازه‌ی کافی غذا نمی‌خوردن یا خوب نمی‌خوابیدن

...و

بداخلاق بودن

حالا خیلی بیشتر می‌خورین

به محض اینکه دراز می‌کشین می‌خوابین و

با مردم صادقین

شما پرحرف شدین و عاشق خندیدن هستین

مثل یه آدم کاملا متفاوت

(دارم برعکس شخصیت خودم عمل می‌کنم؟)

تو داری بیش از حد بهش فکر می‌کنی

بیا

بشین

شیائو وان، بذار بهت بگم

وقتی آدم

سردی گرمی زندگی رو می‌چشه

خیلی بهتر می‌تونه همه چیز رو ببینه

زنده موندن از این مصیبت

باعث شد خیلی چیزها رو بفهمم

در گذشته، احساسات و نگرش‌های تاریکی داشتم

برای بقیه و خودم مشکل درست می‌کردم

این اشتباه بود

ولی در آینده

صفحه‌ی جدیدی تو زندگیم باز می‌کنم

پس بهم بگو

کدوم یکی رو ترجیح می‌دی، بانوی جوان قبلی یا

بانوی جوان فعلی؟

معلومه که فعلی

ولی حالا که شکارچی‌های شیاطین اینجان

چرا از خواهر و برادر مو نمی‌خواین که براتون بررسی کنن؟

!نه، عمرا

بازم می‌گم

من مطمئنم که تسخیر نشدم

تو، نباید با خواهر و برادر مو

مخصوصا مو شنگ

کاری داشته باشی

کاری با اون نداشته باش

اصلا نبینش

فهمیدی؟

(رمان "شکار شیاطین" فو جو)

(تو بیشتر از سه هزار کلمه نوشته شده)

(هنوز طرح‌های داستانی زیادی برای توسعه داره)

(وضعیت جسمانی لین یو خیلی بده)

(اگه می‌خوام مراحل رو رد کنم، باید تمرین کنم)

(بیا اول این بدن رو فرم بدیم)

راستی، شیائو وان

کمکم کن تا چیزای بیشتری آماده کنم

پدر

دخترم، تو اومدی!؟

پدر، من از سرایدار پرسیدم

گفت پزشک ازتون خواسته که کمتر بخورین و بیشتر ورزش کنین

رژیم غذایی سالمی داشته باشین و بیشتر فعالیت کنین

همین‌طوره؟

چیزی که پزشک گفت این بود که

بدنم رو آروم کنم و از خوردن غذاهای چرب و شیرین پرهیز کنم

اینا مثل هم نیستن؟

بیاین با هم فعالیت کنیم

باهم ورزش کنیم، باشه؟

عزیزم، برو خودت بازی کن

من دارم استراحت کنم

بیاین باهم بریم

برای چی؟

تناسب اندام

...این

ارباب

این چیزیه که بانوی جوان بهمون گفتن آماده کنیم

پدر، طناب زدن بهترین ورزش هوازی برای چربی‌سوزیه

به چربی‌های شکمتون نگاه کنین

دیگه نمی‌تونین بدنتون رو روی فرم نگه دارین

آخه تو سن من

!این کاملا نامناسبه

وقتی حرف از سلامتی می‌شه، کی به آداب و رسوم اهمیت می‌ده؟

پدر، بیاین باهام تمرین کنین

نه

دویست و سی و یک

!یالا

دویست و سی و... سی و دو

یالا دیگه، زود باشین، پدر - دخترم -

شمارش رو بس کن

واقعا دیگه نمی‌تونم - یالا دیگه -

نزدیک شدین؛ تقریبا دویست و پنجاه تا شده، زود باشین

!اگه بیشتر از این بپرم، ممکنه بمیرم

!تقریبا به دویست و پنجاه رسیدیم

ادامه بده پدر، نیم ساعت گذشته

حتی هنوز شروع به چربی‌سوزی هم نکردین، پدر

...دوباره! دوباره! دوباره

یکی دیگه، یکی دیگه - ...من، می‌خوام -

!ارباب جوان مو، دقیقا به موقع رسیدین

بیاین اینجا، شما توی هنرهای رزمی خیلی ماهرین

باید توی این کار عالی باشین

بیاین، بیاین، لطفا یه مدت با دختر کوچولوی من بازی کنین

من باید برم یکم آب بخورم

پدر... نرین، نرین

باید آب بخورم - زود برگردین -

واقعا نمی‌تونم - الان چیزی نخورین -

ارباب

نمی‌تونم، نمی‌تونم

ارباب

ارباب

!ارباب

!ارباب

!دیگه تحمل ندارم

!ارباب جوان مو، چه تصادفی

دوباره اینجا همدیگه رو دیدیم

بانوی جوان لین، خیلی سر حال به نظر می‌رسین

دارین چی کار می‌کنین؟

دارم ورزش می‌کنم

امروز هوا خیلی خوبه

دارم انرژی آسمان‌ها و زمین رو جذب می‌کنم

ولی شما که یه لینگ جی* نیستین (یه نوع قارچ؛ معروف به قارچ جاودانگی*)

واقعا می‌تونین انرژی طبیعت رو جذب کنین؟

معلومه که می‌تونم

این‌جوری، اگه با شیطانی روبه‌رو بشم می‌تونم سریع فرار کنم

حرف از شیاطین شد

یه سوال برام پیش اومد

...بانوی جوان لین، می‌خوام ازتون بپرسم

می‌تونین فقط بپرسین

چرا دستتون رو بلند می‌کنین؟

موهاتون به هم ریخته‌ست

چی کار می‌کنی؟

...موهای بانوی جوان لین

خیلی خوب نگهداری شده

مگه نه؟

...برای من

تفریح مورد علاقه‌ام مراقبت از موهامه

مشکلی هست؟

(نزدیک بود، نزدیک بود)

(خوشبختانه به موقع اقدام کردم)

(می‌خوای من تقصیر جرم‌های لین یو رو بر عهده بگیرم؟)

(من فقط قربانی‌ای هستم که خدا دست گذاشته روش)

بانوی جوان

هیسس

بانوی جوان

این طناب به اندازه‌ی کافی بلنده؟

می‌شه امتحانش کنین و ببینین می‌خواین کوتاه‌ترش کنین یا نه؟

فکر خوبیه

بانوی جوان، چی کار می‌کنین؟

بانوی جوان

می‌خوام موهام رو بشورم؛ همین الان

من به آب شستشوی برنج

روغن نارگیل، سفیده‌ی تخم مرغ

سرکه‌ی رسیده و غلات تقطیر شده نیاز دارم

هر چیزی می‌تونی پیدا کنی برام بیار

عجله کن؛ عجله کن

چشم

(الکی نیست که! من ماسک موی خونگی‌ای استفاده می‌کنم که)

(سال‌هاست نتیجه‌اشو دیدم)

(فکر کنم این آزمون رو قبول شدم)

بانوی جوان لین، یادمه شما دوتا خدمتکار داشتین

یکیشون اسمش شیائو وانه

اون یکی دیگه کجاست؟

اون یکی؟

(درسته)

(یه خدمتکار دیگه هم به اسم هوا یی توی رمان هست)

(اون...)

برادر لیو، شما اخیرا خیلی نگران و مشغول بودین

من مخصوصا براتون عود آرامش‌بخش آوردم

هوا یی

بانو

این دستبند پیچک کبوتر خونین از سای نان اومده؟

ارباب جوان

مادر من اهل اونجاست

این مال مادرمه

زادگاه منم سای نان هستش

این دستبند خیلی قشنگه

[هوا یی، خدمتکار عمارت فرماندار] خیلی به دستتون میاد

ممنون بانوی جوان لین

بانوی جوان

هیچ‌وقت دیگه این دستبند رو نمی‌پوشم

هوا یی

تو الان توی سنی هستی که باید یه شریک زندگی برای خودت پیدا کنی

یادمه که

اون مرد لنگ مست توی آشپزخونه

تازه همسرش رو از دست داده

بانوی جوان

لطفا بهم رحم کنین

به‌خاطر سال‌ها خدمت کردنم ببخشینم

بانوی جوان، من اشتباه کردم، لطفا

بانوی جوان، بانوی جوان، من اشتباه کردم

بانوی جوان لین

(لین یو اونو مجبور کرد با یکی دیگه ازدواج کنه و)

(تاریخ عروسی...)

امروزه

(به من ربطی نداره، مگه نه؟)

(این توی رمان نوشته تا)

(پستی و شرارت لین یو رو برجسته کنه)

(نوشتنش اشتباه نیست)

(بالاخره که همه‌اش تخیلیه)

(نیازی نیست جدی بگیریش)

(درسته؟)

بانوی جوان

ارباب گفتن که پارچه‌های جدیدی از مناطق غربی

وارد بازار جنوبی شده

جدید و مجلل هستن

شما رو هم می‌برن تا ببینینشون

خیلی خب، بریم

هوا یی چند سالشه؟

هوا یی؟

اون هفده سالشه

همسن منه

(فقط هفده سالشه)

(اون هنوز بچه‌ست و باید بره مدرسه)

...اون

توی خونه یه مادر پیر نابینا داره؟

بله

بهم گفت که

با مادرش زندگی می‌کنه

چون مادرش مریض بود

به عنوان برده فروخته شده

اون معمولا خیلی دقیقه

همه‌ی پولاش رو برای درمان مادرش می‌داد

پس اگه بمیره

مادرش چقدر ناراحت می‌شه؟

(ساختگیه، ساختگیه)

(این فقط یه کتابه)

(چرا باید در مورد)

(یه شخصیت فرعی انقدر جدی باشم؟)

(من فقط مسئول تکمیل سیر داستانی اصلیم)

(بازی رو تموم کن و برو خونه)

(نیازی نیست قضیه رو پیچیده کنی)

(صبر کن، یه چیزی اشتباهه)

(مو شنگ همین الان ازم پرسید هوا یی کجا رفته)

(این یعنی اون از قبل به هوا یی مشکوک شده)

(اگه بفهمه که هوا یی پریده تو چاه)

(قطعا به این فکر می‌کنه که)

(من خدمتکارم رو تحریک کردم تا طلسم رو پاره کنه و)

(بعد کشتمش)

(درسته)

(من یه دلیل برای نجات دادنش دارم)

خیلی دیره، خیلی دیره

خیلی دیره؛ خیلی دیره

کی راهو بسته؟

(بغل کردن شاهدخت؟)

(این تو داستان بود؟)

!تو! تو

چرا منو نگرفتی؟

بانوی جوان لین، شما گفتین که

زنا و مردا نباید خیلی نزدیک به هم باشن

نمی‌خواستم بهتون توهین کنم

!تو - ...به علاوه -

نگفتین که به کمک من نیاز داشتین

خواهر مو،‌ خواهر مو! چی تو رو اینجا کشونده؟

(چرا انقدر عجله داره که بره حیاط پشتی؟)

(بذار ببینم)

(چه قصدی داری)

(طلسم لحظه‌ای)

(هوا یی)

هوا یی

بانوی جوان

خوبی؟

خوشبختانه به موقع رسیدم

نذار ذهنت به هم بریزه

اگه تو بمیری، مادرت قلبش می‌شکنه

منم نمی‌خوام اون ناراحت باشه

ولی اگه می‌خواین من با اون همیشه مستِ ظالم ازدواج کنم

... ترجیح می‌دم

ترجیح می‌دم بمیرم

ازدواج نکن، ازدواج نکن

...لین بود که

تقصیر منه

منظورم اینه که

من قبلا یه اشتباه کردم

چیزی که گفتم رو پس می‌گیرم

می‌تونی برگردی پیش من

خوب کار کن و

پول در بیار و از مادرت مراقبت کن

بیا دیگه در مورد ازدواج صحبت نکنیم

باشه؟

ممنونم بابت لطفتون بانوی جوان

ممنونم بابت لطفتون بانوی جوان

جرات نمی‌کنم دوباره اون کارو بکنم

جرات هم نمی‌کنم که با ارباب جوان لیو هم‌صحبت بشم

همین الان برمی‌گردم سر کارم

بانوی جوان لین

از کجا می‌دونستین که هوا یی قصد داره اینجا خودکشی کنه؟

چون من شخصیت خدمتکارم رو می‌شناسم

این منطقیه؟

خب پس چرا خودکشی می‌کرد؟

...چون

فقط

مشکلات احساسی داشت، خب؟

الان شنیدم که می‌گفت

دلیلش لیو فو یی بوده که باهاش حرف زده

پس نمی‌تونستین تحملش کنین

فکر کنم حق با من بود

بانوی جوان لین، شما قبلا قلب خودتون رو

وقف لیو فو یی کردین

نه، نه

چطور ممکنه؟

شبی که شیطان آینه به خواهرم آسیب زد

شما چی کار می‌کردین؟

توی اتاقم مشغول لباس پوشیدن بودم

تظاهر می‌کردم یه عروسم

چه کار دیگه‌ای می‌تونستم انجام بدم؟

...پس

پس شما هیچی در مورد

پاره شدن طلسم نمی‌دونستین

ارباب جوان مو، چرا هنوزم به من مشکوکین؟

موهامم که بهش نمی‌خورد

چطور در مورد موها می‌دونین؟

پس شما بودین که

اون شب اونجا بود؟

ارباب جوان، شما موهای همه رو

توی عمارت بررسی کردین

چطور می‌تونستم حدس نزنم؟

ارباب جوان مو

شما شکارچی شیاطینی هستین که پدرم استخدام کرده

این یعنی مهمون منم هستین

ولی بارها ازم سوال پرسیدین

این منصفانه‌ست؟

اگه واقعا نگران خواهر مو هستین

به جای اینکه به بقیه شک کنین بهتره برگردین و

پیشش بمونین

نذارین دوباره توی دردسر بیفته

این کار جدی‌ایه

منطقیه

انجامش می‌دم

(بالاخره گولش زدم)

(با موفقیت مشکلی که)

(لین یو‌ درست کرده بود رو حل کردم)

(باید در مورد)

(سناریوی بعدی محتاط باشم و)

(تا آخرش زنده بمونم)

(مطمئنا نباید خودم رو توی دردسر بندازم)

آموزش مقدماتی؛ ماموریت شماره‌ی دو

باتوجه به طرح توی کتاب

داروی مو یائو‌ رو عوض کنین و

سفر گروهی لیو فو یی رو به تاخیر بندازین

این چه سناریوی به هم ریخته‌ایه؟

دارو رو دستکاری کن

داروی شفابخش رو با ملین عوض کنم و

حتی باید حضوری هم تحویلش بدم؟

نمی‌شه شخصیت شرور باهوش‌تر باشه؟

(طبق رمان)

(مو شنگ موقتا خارج از شهر بود)

(وقتی شنید که مو یائو از درد شکمی رنج می‌بره)

(فورا برمی‌گرده و)

(به این شک می‌کنه که لین یو داروها رو‌ عوض کرده)

خواهر مو

من واقعا می‌خوام چند روز دیگه هم با برادر لیو بمونم

...پس

لطفا زیاد سریع

خوب نشو

(بعدش اونم برای انتقام)

(اختلاس فرماندار از بیت‌المال رو کشف کرد که)

(همه‌ی خاندان لین به جز لین یو رو)

(به کشتن داد)

...کل خانواده کشته شدن

آروم باش، آروم باش

حالا داستان دوباره به مسیر اصلیش برگشته

این چیز خوبیه

من فقط باید نیازهای این سیستم رو دنبال کنم

ماموریت رو تموم کنم

و بعد می‌تونم برگردم خونه

وگرنه نمی‌تونم سرنوشت

این شخصیت‌ فرعی رو تحمل کنم

کاری نیست که من بتونم انجام بدم

(احمق، احمق)

(این سیستم ازم خواست تا داروی مو یائو رو عوض کنم)

(نگفت که باید با ملین عوضش کنم)

(اگه به یه داروی مقوی که لین یو معمولا مصرف می‌کنه تغییرش بدم)

(می‌تونم بدون آسیب زدن به مو یائو)

(ماموریت سیستم رو تکمیل کنم)

(این راه‌‌حل خوبی نیست؟)

(من واقعا نابغه‌ام)

خواهر مو

اومدم داروهات رو بدم

چطور تویی؟

(این درست نیست)

(مگه لیو فو یی نگفته بره؟)

مگه خودتون نگفتین بانوی جوان لین؟

اگه واقعا به خواهرم اهمیت می‌دم

باید مراقبش باشم و

نذارم دوباره توی دردسر بیفته

واقعا نکته‌ی خوبی بود

تحت‌ تاثیر قرار گرفتم

(چرا این‌طوری گفتم؟)

بانوی جوان لین

ممنونم

ممنون که داروم رو آوردین

کاری نکردم

...پس

الان می‌خوای بخوریش؟

معلومه

شما صبر می‌کنین تا خنک بشه و

خاصیتش رو از دست بده؟

خواهر

تا داغه بخورش

(عالیه، هوشم به دادم رسید)

(وگرنه اگه این پسر)

(مشکلی توش پیدا می‌کرد)

(درجا می‌مردم)

خواهر

خواهر - درد می‌کنه -

چرا هنوزم درد می‌کنه؟

!لین یو

با داروی خواهرم چی کار کردی؟

م... من کاری نکردم

فقط داروی درمانیش رو

با یه داروی تقویتی عوض کردم

نمی‌خواستم صدمه‌ای بهش بزنم

چرا همچین کاری کردی؟

...من کاری نکردم

من نبودم، من نبودم

کار لین یو بود

اون می‌خواست خواهر مو یائو سریع خوب نشه

واقعا کار من نبود

تو به خواهرم صدمه زدی

...من

هرکسی به خواهرم صدمه بزنه

مستحق مرگه

چه خبر شده؟

چرا یکم پیش کشته شدم؟

این با چیزی که توی کتاب نوشته شده متفاوته

فهمیدم

من قبلا داستان رو تغییر دادم

به‌خاطر همین مو شنگ زودتر برگشت و

فهمید طلسم پاره شده

این دفعه از قبل بهم شک کرده بود

به‌خاطر همینم

هیچ فرصتی بهم نداد

باید یه راهی پیدا کنم که

به هیچ‌وجه چیزی رو لو ندم

تا داغه بخورش

بانوی جوان لین، ممنون

ممنونم که داروم رو آوردین

خواهش می‌کنم، امتحانش کن

خواهر

بازم؟

چرا کار نکرد؟

با داروی خواهرم

چی کار کردی؟

نه، نه، واقعا این دفعه دارو رو تغییر ندادم

منظورت چیه که دارو رو تغییر ندادی؟

منظورت این نبود؟

هرکسی به خواهرم صدمه بزنه

مستحق مرگه

این دیگه چه کوفتیه؟

چرا حتی اگه نسخه رو عوض نکنم، جواب نمی‌ده؟

دنبال چی می‌گردین، بانوی جوان؟

یه کتاب

(کتاب برجسته‌ی پزشکیِ امپراتور زرد ۳) یه کتاب پزشکی

این بار، یه ظرف دارو بهش می‌دم

یه چیزی برای دل‌درد چطوره؟

بانوی جوان لین، ممنونم

ممنون که دارو رو آوردین

ولی چرا اون پشت قایم شدین؟

من یکم ترسوام

طاقت ندارم داروی تلخ خوردن بقیه رو ببینم

لطفا بخور

خواهر

(خدایا کمک! چرا این داستان تموم نمی‌شه؟)

لین یو، چطور جرات می‌کنی به خواهرم صدمه بزنی؟

صبر کن

خودم انجامش می‌دم

نه، بیا خودت انجام بده

تو لایق مرگی - یکم یواش‌تر -

خواهر

مستحق مرگی

باید بمیری

حقته بمیری

مستحق مرگی

(کتاب برجسته‌ی پزشکیِ امپراتور زرد ۳)

(مقاله‌ای درمورد بیماری‌های تب‌دار)

مو یائو، بدنت چشه؟

چرا بیشتر از دوازده‌تا نسخه هم روت جواب نمی‌ده؟

این باید به‌خاطر یه حساسیت حاد باشه

ولی به چه گیاه دارویی‌ای حساسیت داری؟

همه‌اشون رو امتحان کردم که

سیستم

سیستم

سیستم

سیستم

سیستم، فورا بیا بیرون

سیستم، بدو بیا بیرون

سیستم، لطفا کمکم کن

می‌خوام برم خونه

می‌خوام برم خونه

می‌خوام برم خونه

(سادگی و جاه‌طلبی)

...بانوی جوان لین، این

آبه

خواهرم الان باید داروش رو بخوره

برداشتی یه ظرف آب آوردی!؟

هر دارویی عوارض خودش رو داره

آب از همه‌چیز سالم‌تره

امروز دارو استفاده نمی‌کنیم

بیاین آب بنوشیم

بفرما

لین یو

منظورت چیه؟

آ-شنگ

بانوی جوان لین داره محبت می‌کنه

منم اتفاقا تشنه بودم

کاملا به موقع بود

خواهر، مراقب باش

(بالاخره آب از سرم گذشت)

(عجب فکر خوبی به ذهنم رسید)

(فقط منم که همچین فکری به ذهنم میاد)

(دارو رو با یه ظرف آب عوض کردم)

(عالیه، مو لای درزش نمی‌ره)

!خواهر

!خواهر

درد می‌کنه - خواهر -

این غیرممکنه

لین یو

با اون آب چی کار کرده بودی؟

بابا گفتم که آبه

با آب چی کار می‌تونستم بکنم؟

خواهر

فهمیدم

بالاخره فهمیدم

مو شنگ، منم

من کسیم که خواهرت رو کشته

فهمیدم مشکل از کجاست

!بیا، فورا منو بکش

بزن منو بکش

عجله کن منو بکش

برای درست کردن دارویی که بانوی جوان مو دیروز خوردن

از چه ظرفی استفاده شده؟

بانوی جوان

یه ظرف چینی بود

الان کجاست؟

تصادفا امروز شکستمش

به‌خاطر همین با یه ظرف جدید جایگزینش کردم

درسته

(کتاب فقط می‌گه که)

(لین یو دارو رو تغییر داده)

(انتظار نداشتم انقدر تاثیرگذار باشه)

(فکر می‌کردم به‌خاطر این بوده که داروها سازگاری ندارن)

(اون اصلا خبر نداشته)

(ماجرا اصلا حساسیت مو یائو به دارو نبوده)

(به فلزات سنگین توی ظرف لعابی حساسیت داره)

بدو یه ظرف آهنی جدید بیار

و دوباره بجوشونش

چشم

خیلی تلخه

فقط تلخ؟

منظورت چیه؟

خواهر مو

چیز دیگه‌ای احساس نمی‌کنی؟

مثلا، یه ناراحتی جزئی

توی معده‌ات

یا به‌خاطر آب‌وهوای گرم

احساس سرگیجه نمی‌کنی؟ - لین یو -

داروی خواهر منو

دستکاری کردی؟

آ-شنگ، مسخره‌بازی درنیار

بانوی جوان لین نگران منه

لطفا به دل نگیرین بانوی جوان لین

آ-شنگ بعضی‌وقتا این‌طوری بی‌مورد حرف می‌زنه

رفتارش یکم توهین‌آمیزه

من از طرفش ازتون عذر می‌خوام

تبریک می‌گم میزبان

ماموریت دوم مقدماتی تکمیل شد

لین یو

چه غلطی داری می‌کنی؟

خواهرم رو ول کن

خواهر مو

خوشحالم که خوبی

نگران بودم که نکنه اتفاقی برات بیفته

نگران نباش

واقعا ترسیدم

من خوبم، نگران نباش

خوبم

آ-شنگ

چرا بیرون وایستادی؟

اینجا چی کار می‌کنی؟

آ-یائو تا وقتی درحال بهبودیه نمی‌تونه بیاد بیرون

فکرکنم حوصله‌اش سررفته

به‌خاطر همین براش یه چیزی آوردم تا

روحیه‌اش رو تقویت کنه

روحیه‌اش رو تقویت کنه؟

فکر نمی‌کنم دیگه نیاز باشه

درسته

خواهر مو

°• برای دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم به تلگرام بارو مووی سر بزنین •° = baromoviz = ● مترجمین: Lavender, Marshall, Aonaran ● ● ادیتور: Anita Amigh ●

♫آسمون توی چشم‌هام همیشه یه آبی خیره‌کننده‌ست♫

♫کشتی در حال حرکت، بادبان‌هاش رو بالا می‌بره و در انتظار باده♫

♫این کشتی می‌گه عبور از لایه‌های موانع♫

♫به ستاره‌ها و دریای وسیع ختم می‌شه♫

♫پرنده‌ای که لبه صخره نشسته، بال‌هاش رو باز می‌کنه♫

♫چقدر باید پرواز کنه تا به آرزوهاش برسه؟♫

♫امواج می‌گن که نسیم به‌طور طبیعی می‌وزه♫

♫پس پرواز کن♫

♫حتی اگه با طوفان‌ها روبه‌رو بشم و توی شعله‌ها بیفتم♫

♫حتی اگه خارها اطرافم رو احاطه کنن♫

♫من برای این ساخته شدم که♫

♫امواج خروشان رو به آغوش بکشم♫

♫این دنیا♫

♫هم لحظات شگفت‌انگیز و هم لحظات عادی داره♫

♫اینکه بهترین خودم رو به نمایش بذارم، یه نوع شجاعته♫

♫ایستگاه بعدی♫

♫از جلو منو صدا می‌زنه♫

♫گلی که از دل سنگ می‌شکفه، خالص و لطیفه♫

♫توی سفر طولانی، چترم رو باز می‌کنم♫

♫مهم نیست باد از کجا می‌وزه، همیشه به جلو نگاه می‌کنم♫

♫پس پرواز کن♫

♫حتی اگه با طوفان‌ها روبه‌رو بشم و توی شعله‌ها بیفتم♫

♫حتی اگه خارها اطرافم رو احاطه کنن♫

♫من برای این ساخته شدم که♫

♫امواج خروشان رو به آغوش بکشم♫

♫این دنیا♫

♫هم لحظات شگفت‌انگیز و هم لحظات عادی داره♫

♫اینکه بهترین خودم رو به نمایش بذارم، یه نوع شجاعته♫

♫ایستگاه بعدی♫

♫از جلو منو صدا می‌زنه♫

♫به‌محض اینکه باد، نامه‌های تا شده به شکل قناری رو باز می‌کنه♫

♫کاغذ زرد، آرزوهای فراموش‌شده رو بازتاب می‌کنه♫

♫می‌خوام با اون سماجت پرشوری که اون زمان داشتم، صحبت کنم♫

♫ازت ممنونم که پا پس نکشیدی♫

♫ازت ممنونم که همیشه از باورهات دفاع کردی♫

♫پس پرواز کن♫

♫حتی اگه با طوفان‌ها روبه‌رو بشم و توی شعله‌ها بیفتم♫

♫حتی اگه خارها اطرافم رو احاطه کنن♫

♫من برای این ساخته شدم که♫

♫امواج خروشان رو به آغوش بکشم♫

♫این دنیا♫

♫هم لحظات شگفت‌انگیز و هم لحظات عادی داره♫

♫اینکه بهترین خودم رو به نمایش بذارم، یه نوع شجاعته♫

♫ایستگاه بعدی♫

♫از جلو منو صدا می‌زنه♫

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.