All language subtitles for Kill.Me.Love.Me.EP17.WEB-DL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت هفدهم=

[منو بکش و عاشقم باش]

[قسمت هفدهم]

[کاخ فنگ یی]

امروز قصر خیلی شلوغه

شنیدم که شما دچار سردرد شدین

این مرواریدها

تو سردترین مناطق، زیر یخ رشد کردن

این‌ها مقوی‌ترینن

امیدوارم این گردنبند مرواریها

بتونه از درد علیاحضرت کم کنه

میتونی بری

از لطف و محبتت ممنونم

ولی دردم یه بیماری طولانیه

طبیب دربار گفته

درمان یه بیماری مزمن به صبر نیاز داره

مرگ شاهزاده جینگ هم

برای لومی یه درد مزمنه

باید بهش زمان بیشتری بدی

علیاحضرت

حالا که بیماری مزمنه

باید ریشه‌کن بشه

علیاحضرت، شما می‌دونین که

قدرت نظامی ارتش پینگ‌نان یه تکیه‌گاه

برای خاندان یینه

ولی برای لومی یه بار سنگینه

یه روزی

اون این بار رو بخاطر خاندان همسرش کنار می‌ذاره

علیاحضرت، شما پسری ندارین

اون وقت میخواین توی قصر

چیکار کنین؟

بزرگ‌ترین ترس خاندان سلطنتی، به قدرت رسیدن بستگان از طریق ازدواجه

چطور می‌تونم باور کنم که بعد از به قدرت رسیدنت

با خاندان یین به خوبی

رفتار میکنی؟

احساساتم نسبت به لومی برای همه واضحه

اگه حاضر باشین کمکم کنین

قلبش

بالاخره مال من می‌شه

اگه الان براش تلاش نکن

میترسم

برای باقی عمرم حسرتش رو بخورم

میگن که

علف تیانجینگ خشک شده

وقتی پخته بشه

خوشمزه‌تره

می‌تونیم صبر کنیم تا خشک بشه؟

با این هوا، سه چهار روز دیگه خشک میشه

برادر، نوبت منه

برادر، نوبت منه

نوبت منه

برادر، نوبت منه

آر نیو

بیا پایین

بذار خواهرت یکم بازی کنه

نه

آر نیو

به عنوان یه مرد باید با خواهرت راه بیای

نمیخوام

آر یا

بیا

♪دلم در حقیقت ماله توئه♪

♪مثل موجای دریا♪

♪اتفاقات گذشته مثل بارون، موج ایجاد می‌کنن♪

گندم عطرش پیچیده

علف تیانجینگ انبارو پر کرده

گندم عطرش پیچیده

علف تیانجینگ انبارو پر کرده

صورتت کثیفه

فرار نکن

بدو- آر یا-

بدو

♪با هم بمونیم تو هر سختی و آسونی♪

فرار نکن

♪این تو بودی♪

♪که شاهد شادی‌ها و غم‌ها بودی♪

♪و هنوزم مثل همیشه محکم موندی♪

♪منم♪

♪تنها عشق تو♪

♪هنوزم♪

♪گم شدم توی چشمای تو♪

یه چیزی روی صورتت هست

چیه؟

اینجا

میخندی؟

♪چقدر مشتاقم♪

♪به آینده‌ای با تو♪

بیا اینجا

فرار نکن

زمین پر از گل و لای شده

وایسا

دنبالم نیا

دنبالم نیا

♪کی گلای بهار دوباره شکوفه میزنن؟♪

♪برف همه‌جا رو گرفته♪

وقتی بچه بودی حتما

خیلی شیطون بوده باشی

فقط خیلی شیطون نبودم

تو دعوا کردنم خوب بودم

یه بار دو تا از دندونای پسر چاقه که

همسایمون بود رو شکستم

اون موقع فقط هشت سالم بود

چرا؟

موش مرده برده بود و مادرمو ترسونده بود

بعدشم که مادرم فهمید من زدمش

یه روز کامل دنبالم افتاد که بزنتم

ظاهراً

تنها کسی که می‌تونست جلوتو بگیره مامانت بود

راستش مادرم هیچ‌وقت منو جدی کتک نمی‌زد

فقط یه نمایش راه می‌انداخت که منو بترسونه

فکر کنم همه مامانا اینجورین

نه این‌طور نیست

هر وقت مادرم منو با ترکه می‌زد

جدی می‌زد

یه بار

نزدیک بود فلجم کنه

حتماً یه اشتباه

وحشتناک مرتکب شده بودی

فقط مکتب رو پیچونده بودم

بچگیام از درس خوندن خوشم نمی‌اومد

یه بار

معلمم رو با آرام‌بخش بی‌هوش کردم

دو روز بی‌هوش بود

وقتی مادرم فهمید

بدجوری تنبیهم کرد

حق داشتی کتک بخوری

می‌گی از درس خوندن خوشت نمی‌اومد

ولی دیدم تو خطاطی و نقاشی خیلی مهارت داری

مادرم دوست داشت

بیشتر شعر و آداب یاد بگیرم

و آروم‌تر بشم

ولی من

همیشه آرزوی اینو داشتم که یک ژنرال بشم

پس وقت زیادی نداشتم که بشینم و

کتاب بخونم یا بنویسم

بعد از آتش‌سوزی بزرگ در چینگژو

فلج شدم

تمام روز

یا رو صندلی چرخدار بودم یا روی تخت

اون موقع

غیر از نقاشی

شیائو چی بازی می‌کردم

اصلاً انتظار نداشتم

در نهایت آرزوی مادرم رو برآورده کنم

اگر علیاحضرت اینو می‌دانستن

خیلی متأسف میشدن

تو چی؟

با خلق و خویی که داری

شک دارم بتونی

مدت زیادی توی مغازه کیک میوه‌ای بمونی

البته که نمی‌تونستم

ولی هر روز

فقط دوست داشتم اونجا بشینم

و ببینم مادرم کیک میوه‌ای درست میکنه

دلت هوس کیک میکرد، درسته؟

البته

هر وقت مادرم کیک میوه‌ای درست می‌کرد،

همیشه اون‌هایی رو که پر از مواد بیشتر بودن برای من نگه می‌داشت

مادرم چقدر خوب بهت میرسید

عجیب نیست

که فقط داماد سرخونه می‌خوای

اگر آتش‌سوزی چینگ ژو اتفاق نمی‌افتاد

وقتی میدیدمت

چه اتفاقی میوفتاد؟

لو می

تو یه ژنرال از ین بزرگ هستی

اون باری که رو دوشت هست

با بقیه فرق داره

نباید به خاطر کسی که فوت کرده

همچنان غمگین و ناراحت بمونی

نگران نباشین عمه جان

فردا برمی‌گردم به اردوگاه نظامی تا نیروهامو آموزش بدم

و سهل‌انگاری نمیکنم

...خب

می‌دونی که من درباره مسائل نظامی صحبت نمی‌کنم

بلکه درباره ازدواجت صحبت میکنم

همین حالا گفتی که امروز برای دعا و استراحت اومدی

یه معبد بودایی جایی برای آرامش و سکوت هست

و مناسب نیست اینجا درباره این جور چیزا صحبت کنیم

من خسته‌ام

بیا بریم به تالار کناری تا استراحت کنیم

[تالار ون آن]

تالار ون آن؟

نمی‌دونم این تالار ون آن

کی اینجا ساخته شده

بیا بریم

یه نگاهی بندازیم

لو می

تو گزارش نظامی امروز نوشته شده که تو فقط با دوازده سوار سبک

[در سال هفدهم دوره ژائومینگ]

به طور غافلگیرانه به اردوگاه جاسوس دشمن حمله کردی

قلب من مثل سقوط تو یه غار یخ فرو ریخت

و بعدش مثل این که روغن آتش‌زا ریخته باشن سوخت

همیشه به این فکر می‌کنم که چقدر شب و روز

تو انجام وظایفت جدی هستی

لو می

وقتی فهمیدم که به زودی با نیروهات به پایتخت برمی‌گردی

پر از حس شادی شدم

اما دیروز شنیدم که پدرم نگران ناآرامی‌ها تو بای‌یو هست

و یه فرمان فوری فرستاده

و بهت دستور داده تا بری آشوب رو آروم کنی

این یعنی چند ماه دیگه

طول می‌کشه تا دوباره ببینمت

ژنرال

این تالار ون‌آن رو عالیجناب ولیعهد فقط برای یه نفر ساخته

همه خدایانی که اینجا هستن برای حفاظت از اون یه نفر هستن

جز ولیعهد کسی دیگه

اینجا نیایش نمی‌کنه

امیدوارم سفر لومی بدون مشکل و به سلامت باشه

لومی

جنگیدن برای کشور همیشه آرزوت بوده

نمی‌تونم کنارت به میدون جنگ برم

نمی‌تونم قول بدم

که جنگ یا خونریزی

در کار نباشه

از خدایان و بودا کمک می‌خوام

یین لومی به مردم اهمیت میده و

از جون خودش می‌گذره

چیز زیادی نمیخوام

شب تا صبح نشستم دعا نوشتم

تا طلب برکت کنم

امیدوارم سفر لومی بدون مشکل و به سلامت باشه

و همه چی به خوبی پیش بره

از اولین بارت که جنگیدی

ولیعهد همیشه برای سلامتیت دعا کرده

و این کارش طی سال‌ها هیچ وقت قطع نشده

به نظر میاد

ولیعهد رو اشتباه قضاوت کردم

فکر کردم نگرانی واقعیش

واسه به دست آوردن قدرت نظامیه

الان باور دارم

که نگرانی ولیعهد واقعیه

حالا که قبول داری

باید با این ازدواج موافقت کنی

بهت گفتم

که تو خاندان سلطنتی عشقی وجود نداره

فقط توجه و لطفه

ولی ولیعهد واقعا بهت اهمیت میده

که باعث میشه این ازدواج برات خیلی خوب باشه

عالیجناب خیلی مهربونن

ولی من هنوز تصمیم نگرفتم

اگه شاهزاده جینگ زنده بود

هیچ وقت مجبورت نمیکردم

ولی حکم سلطنتی برای این ازدواج صادر شده

تو باید

در هر صورت ازدواج کنی

اگه نمیتونی با کسی که دوست داری باشی

حداقل یه مرد پیدا کن

که واقعا دوستت داشته باشه و ازت محافظت کنه

به کسی که کنارت هست فرصت بدی

یعنی به خودت

فرصت دادی

[دعا برای برکت در بیستمین سال دوره ی ژائومینگ]

بذار تنها باشه و فکر کنه

بابت کمکتون ممنون علیاحضرت

عالیجناب

قولت رو یادت نره

[تالار ون آن]

[تالار ون آن]

عالیجناب

کی اومدین؟

دیدم اون تویی نخواستم مزاحمت بشم

واسه همین اینجا منتظر موندم

شما این همه کار واسه من کردین، عالیجناب

ولی من نمیتونم همون رو بهتون برگردونم

میدونی که

پدرم میخواد با ازدواج ما قدرت نظامی خاندان یین رو پس بگیره؟

اگه با من ازدواج کنی

هر کاری میکنم تا از خاندان یین و علیاحضرت محافظت کنم

ولی اگه بخوام از احساسات واقعی شما

برای حفظ خاندان یین استفاده کنم

در حقتون بی انصافی میشه

لو می

...من

مهم نیست

الان لازم نیست جواب بدی

ولی امیدوارم یادت بمونه

که میتونی رو حرفایی که بهت زدم

همیشه حساب کنی

خدایان و بودا شاهد باشن

که من این معبد رو بدون هیچ نیتی برای خودم ساختم

ولی به عنوان یه انسان

آخرش تسلیم طمع شدم

تا کسی که دوسش دارم رو کنارم نگه دارم

اگه ارزوم به واقعیت تبدیل بشه

حتی اگه بعد مرگ

به قعر جهنم هم فرستاده بشم

با کمال میل قبولش میکنم

ژنرال

ولیعهد اینا رو فرستادن تا بازگشتتون

به پایتخت رو تبریک بگن

بهترین جا برای تماشا تغییر کرده

توی این دنیا، همه چیز تغییر میکنه

اگه به خاطرات بچگی بچسبی

چشم‌اندازای بهتری رو از دست میدی

هیچ‌وقت هدفت رو فراموش نکردم

حتی اگه ملکه بشی

قدرت نظامی همچنان مال تو می‌مونه

تو همچنان ژنرال یین خواهی بود

و من هیچ‌وقت نمیذارم توی حرمسرای سلطنتی محبوس بشی

افسانه روباه‌های قرمز توی لو‌شان واقعیه

تا وقتی من مورونگ شوان‌لی زنده‌ام

نمیذارم چیزی

ناراحتت کنه

آفرین پسر خوب

چقدر مودبانه رفتار می‌کنی

خوشمزه‌ست

حالا که اینقدر حرف گوش کنی بیشتر بهت میدم

خوشمزه‌ست؟

خوشمزه‌ست

اگه مودب باشی بیشتر بهت میدم

باشه بعدا بیشتر بهت میدم

چقدر دیگه باید این دارو رو بخوره؟

گفتنش سخته

با توجه به شرایط فعلی

حداقل ده روز طول می‌کشه

سعی کن هرچه زودتر خوب بشه

و این دارو نکشتش

هر روزی که شاهزاده جینگ اون بیرونن

بیشتر تو خطر میوفتن

نگران نباشین، متوجه‌ام

[سرورم ]

سرورم

حداقل ده روز طول میکشه تا لی چینگ درمان بشه

آ می

چینگ یان گفته

لی چینگ تا

ده روز دیگه درمان میشه

خیلی خوبه

خیلی از دستکشایی که برام درست کردی

خوشم میاد

نگاه کن

به نظرت شبیه دِنگ‌گو توی چینگ‌ژوئه؟

اینجا توی روستای لائو وو زی بهش میگن میوه قرمز

اونایی که صبح زود چیده میشن تازه‌ترن

این روزا خیلی زود بیدار میشی

شب‌ خوب نمیخوابی؟

با طلوع آفتاب بیدار شو

و موقع غروب استراحت کن

از زندگی تو اینجا

خیلی خوشم میاد

بعد از اینکه انتقام چینگ‌ژو رو بگیرم

می‌خوام همیشه

همینطوری زندگی کنم

و تو چی؟

این روزا خوب میخوابی؟

بازم باید برای روشنایی کرم شب‌تاب بگیریم؟

نه

این روزا کابوس نمیبینم

واقعا؟

می لین

می لین

دا گه

برادر لیو

خب

آ می

وقتی کسی پیشمون نیست

دا گه صدام نکن

معذر میشم

معذب؟

پس چی صدات کنم؟

هرچی، هرچی خواستی میتونی صدام کنی

فقط

دا گه صدام نکن

مو

رونگ

جینگ هه

باشه

فقط اسممو صدا کن

مورونگ جینگ هه

میرم سرکارم

داری میری علف تیانجینگ رو خشک کنی ؟

منم میام

حالم خیلی بهتره

میتونم یه ذره

باهات کار کنم

بریم

بانو،جناب

لازم نیست برین

این سبد واسه بانو وانگه

ممنون برادر وی

آ می

چی دوست داری بخوری؟

من؟

آ می؟

چند روز دیگه جشن برداشت بهاره روستای لائو وو زیه

هر خانواده یه غذا درست میکنه خیلی شلوغ میشه

آ می

هرچی دوست داری بخوری

برات درست میکنم

...برادر وی،من

آ می گوشت اژدها دوست داره

اژدها؟

اون چجوریه؟

من هیچوقت اژدها ندیدم

برادر وی

برادرم همیشه چرند میگه

بهش گوش نکن

من همه چی دوست دارم مهم نیست

آ می ما رو

آدمت حساسه

اگه از طرف خوشش نیاد

هرچی درست کنه

خوشش نمیاد

برادر زن منظورش چیه؟

یعنی اگه طرف رو دوست نداشته باشه غذاش هم دوست نداره؟

ولی آ می همین الان گفت همه چی دوست داره

یعنی آ می

منو هم دوست داره؟

فهمیدم

چیو فهمیدی؟

اشتباه فهمیدی

برادر وی چش شده ؟

یه چیزیش هست

ازش فاصله بگیر

یه جوری نگات میکنه

چجوری؟

کجا میری؟

میرم اژدها بگیرم

چه بوی خوبی میده- آره-

شوهر من هیچوقت آشپزی نمیکنه

این مرد خوب به نظر میاد

شنیدم سوزن دوزی هم بلده

خیلی خوشتیپه

زن داره؟

خواهر شوهرم هنوز شوهر نکرده

میتونیم بعدا ازش بپرسیم

درسته

پسر جون صبر کن

...مادر آر نیو میگه که تو

من متاهلم

متاهلی؟

شنیدی درسته؟

بانو وانگ گفت که

خانواده اش با فاجعه روبرو شدن ...میترسم که زنش

همسرم خیلی هم حالش خوبه

و من تا اخر عمر

فقط اونو دوست دارم

بابت اشپزخونه ممنون

این سوپ مار مورد علاقه‌شه

باید تا داغه براش ببرم

...خب

...اون

زنش هم تو روستا هست؟

مگه فقط با خواهرش اینجا نمیمونه؟

خواهر؟

برادر وی

...اینا

اینا همه هدیه‌های نامزدی واسه توئه

میخوام باهات ازدواج کنم

من میتونم شکار

و کشاورزی کنم

نمیذارم گرسنه بمونی

برادر وی

ما به زودی میریم

کجا میرین؟

...من میرم

هرجا که بری منم میام

به هر حال من تنها کسی هستم که تو خانواده‌ام مونده

می‌لین

قبلا جونم رو نجات دادی

نمیذارم زندگی سختی داشته باشی

برادر وی

در واقع برادرم بود که نجاتت داد

نگران نباش

بعد از ازدواج خانواده میشیم

من با برادرزنم خوب رفتار میکنم

در واقع من متاهلم

میدونم

بانو وانگ بهم گفته

همسرت مرده

...اون

کی گفته من مردم؟

برادرزن؟

کی برادرزن توئه؟

من شوهرشم

...تو

شما خواهر برادر نیستین؟

خواهر برادر نیستیم

از بچگی عاشق هم بودیم

تو سفرمون

من اشتباهات زیادی کردم

و همسرم عصبانی شد

برای همین نمیخواست

جلوی بقیه از رابطمون چیزی بگه

آ می

اینهمه مدت گذشته دیگه،باید اروم شده باشی

تقصیر من بود که

برادر وی دچار سوءتفاهم شده

...من

اونا زن و شوهرن

بانو

تقصیر من بود

اشکالی نداره

خب

سلیقه ی خوبی دارم درسته؟

فقط

بیخیال شو

بسه

واسه چی گریه میکنی؟

یه مرد واقعی که نگران زن گرفتن نمیشه

بانو

همه زوج‌ها با هم قهر می‌کنن

باهم خوب مصالحه کنین

تا بتونین یه عمر کنار هم باشین

درسته؟

بنظرم رفتار شوهرت خیلی خوبه

میتونی ببخشیش

بله

راستش خیلی وقته بخشیدمش

خوبه پس

خوبه

بیا

امتحان کن

مگه نرفتی اژدها بگیری؟

انقدر چشمات ضعیفه که

به جاش مار گرفتی؟

کتاب سوابق عجیب می‌گه

دراصل به مارها میگن هوی

بعد از هزار سال پرورش به اژدها تبدیل می‌شن

پس در واقع، اژدها همون ماره

و گوشت اژدها، گوشت ماره

گوشت مار کبابی خیلی خوشمزه‌تره

طحال و معده‌ات دچار آسیب شده

آبِ گوشت به هضم کمک می‌کنه

می‌تونی کباب مار رو یه وقت دیگه بخوری

این اولین بار بود که آشپزی می‌کردم

بذار اول من امتحان کنم

من تو غذا سخت‌گیر نیستم

چطور بود؟

بهتر از اژدهایی که تو آسمونه، نبود؟

خوشمزه‌ست

اینو بهت مدیونم

وقتی تو بیابون بودیم، گفتم

تا وقتی زنده بمونیم

برات گوشت اژدها میگیرم

راستش من گفتم اژدهای گوشتی

اژدهای گوشتی رو مادرم درست کرده بود

اژدهای گوشتی؟

یه نوع غذای پخته شده از گندم هست

یه نون بخارپز

که با گوشت پر شده

تو چینگ ژو

هر خانواده‌ای گوشت اژدها رو برای مناسبت‌های شاد درست می‌کرد

تا حالا امتحانش نکردی؟

فکر کنم وقتی از یه شهر مرزی رد میشدم

دیدمش

بش میگفتن نون گوشتی

چطوره واسه ضیافت برداشت بهاری

اژدهای گوشتی درست کنیم؟

میتونم امتحان کنم

فکر کنم بتونم درست کنم

همین که غذا باشه خوبه

به عنوان یه زوج نمیشه همش غذای مجانی بخوریم

حداقل باید

یه چیزی درست کنیم

حالا که باهم زوجین

دیگه تو اتاق جدا نخوابین

بانو

بانو وانگ

جدا میخوابیم

اینجوری بهتره

چطور میتونی اینو بگی؟

زوجا باهم دعوا میکنن

ولی زودم آشتی میکنن

اگه همش جدا بخوابین

عشق بینتون از بین میره

تو چرا میخندی؟

اگه دوباره زنت رو اذیت کنی

دیگه کمکت نمیکنم

بله

حرف گوش کن میشم

به حرف شما و همسرم گوش میدم

این شد یه چیزی

به سلامت بانو

باید به حرف

بانو وانگ گوش بدیم

به هرحال قبلا رو یه تخت خوابیدیم

ببینم

خوابیدی؟

تو غروب آفتاب استراحت کن

حتما دیگه خوابیده

تو

نمیتونی بخوابی؟

اگه توام نمیتونی بخوابی

میتونم باهات حرف بزنم

...من

...من

من حرفی برای زدن ندارم

پس بخواب

راستش

من خیلی هم خوابم میاد

پشه بود

دیگه مرد

حالا میتونیم بخوابیم

امیدوارم همچین روزایی

تا ابد ادامه داشته باشن

[کاخ ین مینگ]

ما یه مدت طولانی دنبالش گشتیم

چطور ممکنه هیچ اثری نباشه؟

اعلیحضرت

چای رو که تازه درست کردم براتون آوردم

لطفاً امتحانش کنین

بشین

بذار ببینم

خوشبختانه سوختگی اون روز

جای زخمی به جا نذاشته

پماد سوختگی که اعلیحضرت بهم دادن خیلی موثر بود

ممنونم

اعلیحضرت

صیغه ین

از من میترسی؟

نه

اعلیحضرت شما حاکم مهربونی هستین و باهام خوب رفتار میکنین

من نمی‌ترسم

یادم نمیاد

تو این کارا مهارت داشته باشی

چایی ای که درست کردم خوبه؟

یکی دیگه درست میکنم

نه

خوب درست کردی

فقط بهش عادت ندارم

از تعریفتون ممنونم اعلیحضرت

من خیلی چیزها باید یاد بگیرم

شاید اون روز ترسوندمش

صیغه ین

بیا یه نگاهی بنداز

جرات نمیکنم

من بهت اجازه میدم

ببین

شاهزاده ی وارث

برادرم شاهزاده ی وارث شی ین شده

من از طرف برادرم ازتون تشکر میکنم

میدونم

برادرم به حمایت اعلیحضرت خیلی تکیه کرده

تا شاهزاده وارث شی ین بشه

دلیلش اینه که برادرت توانمندی‌های خوبی داره

من فقط از موفقیتش خوشحال شدم

از این به بعد کسی هست که از تو حمایت کنه

پس

از من نترس

من هرگز از اعلیحضرت نمی‌ترسم

نیازی نیست

که اینجا برام خدمت کنی

الان دیگه دیروقته

برو کاخ فنگ‌هوا و استراحت کن

چشم

فکر نمی‌کنی که

اون به عنوان یه صیغه تو ین بزرگ داره روز به روز بهتر عمل می‌کنه

صیغه ین خیلی باهوشن

سریع قوانین رو یاد گرفتن

امروز شنیدم همسر سلطنتی

ازشون تعریف می‌کردن

که چقدر عاقل و مؤدب هستن

فقط نمی‌خوام ببینم که اینقدر

خوب رفتار میکنه

نامه‌ای برای تبریک به شاهزاده ی وارث شی ین بفرست

حقیقتا

اون منو ناامید نکرد

چشم

عالیجناب

شما تجسم خورشید کونلون هستین

پس همسر وارث

باید تجسم ماه کونلون باشه

اتحاد خورشید و ماه کونلون

هماهنگی یین و یانگ رو به ارمغان میاره

که از آب و هوای خوب اطمینان حاصل میکنه

قطعا شی ین رو با رشد و

شکوفایی دائمی برکت میده

تا وقتی که خورشید و ماه کونلون با هم باشن

اعلیحضرت حتما عمر طولانی خواهید داشت

آسمان با یک آغاز میشه زمین با شش تکمیل میشه

زمانی که یک و شش با هم متحد بشن همه ریشه‌ها واضح میشن

باشد که این اصول راهنما و منبع نهایی زندگی باشه

ای الهه‌های آسمانی لطفا

ما رو راهنمایی کنین که ماه کونلون رو پیدا کنیم

چیشد؟

پیداش کردم

اعلیحضرت پیداش کردم

زن مقدسی که از ماه کونلون تجسم پیدا کرده

در ژائوجینگ از سلسله ین هست

همسر وارث از ین بزرگه؟

پدر

خورشید و ماه کونلون

پیامبران الهی، الهه‌های آسمانی شی ین هستن

حالا که زن مقدس ماه کونلون هست

باید اهل شی ین باشه

فکر می‌کنم

اون فقط به طور موقت تو سلسله ین ساکن شده

عالیجناب

به نکته ی خوبی اشاره کردین

افرادمون رو بفرستین سریعا دنبالش بگردن

مطمئن بشین که این زن مقدس رو پیدا میکنین

و به شی ین برش میگردونین

پدر

اجازه ی صحبت میخوام

من چندین سال تو ین بزرگ بودم و

خیلی با ژائو جینگ

اشناییت دارم

اگه خودم دنبال اون زن مقدس بگردم

قطعا موفق میشم

نمیشه

تو شاهزاده وارث هستی

چرا باید بری به سلسله ی ین؟

این یه مسئله محرمانه ست

نمی‌تونی به کسی بگی

پدر

اتفاقا

نامه ی تبریکی از طرف

امپراتور سلسله ی ین دریافت کردم

ایشون ازم دعوت کردن

تا درباره تجارت مرزی صحبت کنیم

بنظرتون این یه فرصت

فوق العاده نیست که الهه های اسمانی بهمون دادن؟

خداوند به شی ین برکت بده

[نامه ی تبریک از طرف ین بزرگ]

خیلی خب

حالا که مسئله سر پیدا کردن همسر توئه

پس خودت

شخصا برو و پیداش کن

اطاعت میشه سرورم

عالیجناب واقعا باهوش هستین

چطور انقدر مطمئن بودین که

اعلیحضرت

تجسم تجدید خورشید و ماه رو باور میکنن؟

بین اونایی که تو اوج قدرتن

کدومشون به دنبال جاودانگی نیستن؟

اما شمت

به جاودانگی باور ندارین عالیجناب

جاودانگی

جاودانگی چیز خوبیه

جاودانگی میتونه

حسرت آرزوهای برآورده نشده رو از بین ببره

و نادانی تلاش‌های فراتر از حد رو دور کنه

حتی وقتی دریاها زیر و رو میشن و زمین تغییر میکنه

اینکه احساسات عمیق به سرنوشت‌های سطحی بستگی ندارن

چقدر میتونه فوق العاده باشه

می لین

همسر وارث من

صبر کن تا برگردم

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت هفدهم=

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.