Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
[منو بکش و عاشقم باش]
[قسمت شانزدهم]
[قصر سلطنتی]
[برادر]
[برادر]
ادم بی مصرفی ام
به برادرم قول دادم
از می لین مراقبت میکنم
شاهدهت
تقصیر شما نیست
اون خودش اصرار کرد بره
چطور میتونستیم جلوش رو بگیریم؟
ولی ژنرال یین گفت شاهزاده جینگ اونو گرفته
چا گو
اگه یه خرس سیاه می لین رو بخوره چی؟
شاهدخت
اعلیحضرت چندنفر رو برای جست و جو فرستادن
شاید هنوز زنده باشه
می لین شبیه دخترای عادی نیست
به این راحتی کشته نمیشه
درسته
فقط گم شده
و نمرده
نه
نمیتونم به برادرم بگم
همینطوریش تو شی ین داره سختی میکشه
نمیتونم اونم نگران کنم
چا گو
اعلیحضرت می لین رو زنده پیدآ میکنه درسته؟
اعلیحضرت داروتون رو میل کنین
جست و جو شروع شده؟
یادت باشه
به اسم صیغه یان باید دنبالش بگردی
وقتی می لین پیدا شد
میخوام اولین کسی باشم که ازش بازجویی میکنه
اینو از صیغه یان مخفی کن
اعلیحضرت
به می لین شک دارین؟
با تمام نگهبانان مخفی که کنار جینگ هه هست
این حادثه به نظر مشکوک میاد
ادمای زیادی از چینگ ژو هستن که از دربار متنفرن
و می لین هم یه بچه یتیم از اون شهره
نگرانم که
نقشه های دیگه ای داشته باشه
به هرحال
میخوام
زنده
یا مرده اش رو پیدا کنین
بله
...امادگی های
مراسم ترحیم جینگ هه چطور پیش میره؟
طبق دستورتون
همه چیز درست مثل یه مراسم ترحیم ایالتی بهش رسیدگی شده
عالیجناب خودشون رسیدگی کردن
[لوح یادبود شاهزاده مورونگ جینگ هه]
زانو بزنین
[عمارت تینگ یون]
سجده کنین
فورا به پایتخت برگرد
و برای مراسم ترحیم من اماده شو
به خاطر امنیت من
کاری کن که قانع کننده به نظر برسه
بلند شین
[عمارت تینگ یون]
عالیجناب
[عمارت شاهزاده جینگ] چند روزه که اینجا رو زیرنظر گرفتیم
چینگ یان
کسی رو برای پیدا کردن اربابش نفرستاده
امکانش هست که شاهزاده جینگ واقعا مرده باشه؟
اون دونفر همیشه نمایش بازی میکنن
من باید جسد برادر سوم رو با چشم های خودم ببینم
افراد بیشتری رو برای جست و جو بفرست
بگو که
هدف می لین عشق برادر سومه
تا پدر مشکوک نشه
متوجه شدم
راستی
ژنرال یین کجاست؟
از بین تمام مقامات رسمی فقط ژنرال یین برای ادای احترام نیومده
و چیزی هم نفرستاده
به نظر میرسه
مرگ برادر سوم رو قبول نکرده
سرماخوردی
برو خونه
و یکم سوپ علف تیان جینگ درست کن
فهمیدم
قربان
میشه یه نگاه بهش بکنین؟
بانوی جوان حالتون بده؟
بهت که گفتم حالش خوب میشه
ولی باورم نکردی
راستش
اون بهتر از تو به نظر میاد
یکم از علف تیان جینگ رو
برای بهبودی سریع تر بهش بده
قربان
میشه برادرم رو معاینه کنین
من به معاینه نیازی ندارم
برادرت
خیلی ضعیفه
به استراحت و مراقبت ویژه نیاز داره
تو هم باید
کمی از علف تیان جینگ رو بخوری
این علف تیان جینگ درمان همه چیزه؟
شما غریبه ها درک نمیکنین
علف تیان جینگ انرژی رو بیشتر میکنه و جریان خون رو بالآ میبره
و مردم رو سلامت نگه میداره
من بهتر ازاون تو داروها سررشته دارم
اگه حالت بده
بذار درمانت کنم
خوشبختانه چینگ یان یکم دارو بهم داده
از کی تاحالا طبیب شدی؟
مریضی هر ادمی رو تبدیل به طبیب میکنه- پدر فوتیان-
عجله کن نجاتش بده
لائو وی داره میمیره
عجله کن
مراقب باش
کی مریض شد؟
داشتیم تو کوهستان شکار میکردیم که
بیهوش کنار اب پیداش کردیم
...اون
به نظر میرسه
طاعون داره
رودخونه؟
تو مسیر صخره طلوع افتابه
اب الوده شده؟
عجله کنین این دوتا غریبه رو ببندین
اونا طاعون دارن
هرکسی که مریض شده
از اونا گرفته
به خاطر خوردن اب کوهستان مسموم شدن؟
لائو وی تو شرایط حساسیه
بدون پادزهر زنده نمیمونه
این سم
که توسط شی ین ساخته شده
برای الوده کردن اب کوهستان ازش استفاده کردن
و سربازای ین زیادی رو کشتن
هیچ وقت فکرش نمیکردم
ولیعهد
شی ین رو گوسفند قربونی خودش بکنه
میتونیم نجاتش بدیم؟
گیاه گاسترودیا
و داروهای چینگ یان
میتونن سم رو خنثی کنن
تو کوهستان گاسترودیا بود
تا نیمه شب صبرکن
اگه الان بریم هیچ توضیحی نداریم
باشه
بقیه روستایی ها چی؟
ابی که به روستآ میرسه
سم کمتری توش هست
نباید چیزیشون بشه
همیشه همینطوری بوده
مردم عادی که از هیچی خبر ندارن
همیشه توی درگیری گیر میکنن
برای فرار از بدبختی ها پنهان شدن
ولی بدبختی بازم پیداشون کرده
اتیش
اتیش
می لین
خونه اتیش گرفته
باید بریم
بریم- می لین-
بیا
از پنجره پریدن بیرون کمک
ندویین
شما دوتا صبرکنین
همونجا صبرکنین
صبرکنین
چرا فرار میکنین؟
شما دوتا طاعون دارین
داریم برای دفعش گیاه دارویی میسوزونیم
اگه درمان نشین
خودتون و بقیه رو به دردسر میندازین
نمیتونیم بذاریم گسترش پیدا کنه
دقیقا نمیتونین برین
به من گوش کنین
خواهرم و من الوده نیستیم
لائو وی و بقیه
به خاطر اب رودخونه مریض شدن
من میدونم چطور درمانشون کنم
تو
یه طبیبی؟
خواهرم و من
موقع فرار همین بیماری رو گرفتیم
یه طبیب دوره گرد با
گاسترودیا نجاتمون داد
مطمئنم که
این دارو میتونه اونا رو نجات بده
واقعا گاسترودیا کار میکنه؟
...چرا
چرا باید باورتون کنیم؟
میتونم برم کوه تا گیاه دارویی جمع کنم
منم باهات میام
بذار خواهرت بره
تو خیلی ضعیفی
همینجا به عنوان گروگان بمون
من باهاشون میرم
بریم
باشه ازاین سمت
بیاین- بریم گیاه دارویی جمع کنیم-
بریم
[اردوگاه ناحیه غربی]
لو می
یادت نره
که از مردم محافظت کنی
و ین بزرگ رو در امان نگه داری
عالیجناب
ژنرال یین
باهات تمرین میکنم
من باختم
اگه تو میدون مبارزه بودیم
سر خوردن خنجر من
به معنی کشته شدن به دست شمشیر شما بود
سلاح های دراز مزیت بیشتری دارن
با شمشیر درازم با خنجر تو مبارزه کردم
پیروزیم هیچ افتخاری نداره
شکست شکسته
تصمیم همه چیز گرفته شده
دقیقا
تصمیم همه چیز گرفته شده
لو می
این سال ها
خیلی به برادر سوم سخت گذشت
میخواست که
تو چینگ ژو کنار ارتش وی بی دفن بشه
شاید اینطوری
روحش ازاد بشه
من فقط نااراحتم که
شاهزاده جینگ تو میدون مبارزه جون خودشون رو ازدست ندادن
فراموشش کنین
بذارین این خنجر
کنارشون دفن بشه
اون خنجر
در اصل یه هدیه از طرف من بود
و با
این خنجر جفته
وقتی جوون تر بودیم
میدونستم نسبت بهش حسی داری و جرات رقابت کردن نداشتم
برای همین
از طریق اون اینو بهت دادم
هیچ وقت فکر نمیکردم اینو بگم
یا این که
این دو خنجر یه روزی باهم رو به رو بشن
لو می
در اصل
فقط برادر سوم نیست
که میتونه در کنارت مبارزه کنه منم میتونم
میتونم تو مرگ و زندگی کنارت بمونم
میشه این
خنجر رو به خاطر من نگه داری؟
من همین الانم
تصمیمم رو گرفتم که با شاهزاده جینگ دفن بشه
درسته که هدیه ای از طرف شما بوده
ولی
خاطرات زیادی از زمان من باایشون رو داره
بذارین این خاطرات رو با خودش ببره
و درکنار اون دفن بشه
امیدوارم که شاهزاده جینگ
تو زندگی بعدیشون هم بتونن یه ژنرال عالی بشن
طبل ها را برای ژنرال به صدا دربیارین
و روح قهرمان وی رو به نبرد بفرستین
لو می
امیدوارم این بار اخری باشه
که براش عزاداری میکنی
خدانگهدار ژنرال
خدانگهدار ژنرال
چرا هنوز برنگشتن؟
خیلی وقته رفتن
اونان که دارن میان؟
چرا هنوز برنگشتن؟
نمیدونم
واقعا خودشونن
برگشتن
برگشتن
پیداش کردیم
بیا
اینو بااین
دارو دم کن
اینطوری سریع تر کار میکنه
بیاین انجامش بدیم
اره- بریم-
اون پودر خوابش بود
واقعا کار کرد
بانو خیلی ممنون- خدایا شکرت-
ممنون
[وی] پدر فوتیان
چه اتفاقی برای من افتاده
مسموم شده بودی
اونا نجاتت دادن
ممنون بانوی جوان
برای چند روز اینده
کار سنگینی نکن
بانو وانگ
ما دیگه برمیگردیم
باشه
اونا کی ان؟
خواهر برادری ان که به روستای ما پناه اوردن
خیلی مهربونن
مخصوصا اون بانوی جوان
بهش چشم دوختی نه؟
نه
نه؟
کی اینو باور میکنه؟
بانو می لین
بانو می لین
بانو
یه چیزی هست که میخوام ازت بپرسم
نامزد کردی؟
نه- اره-
نامزد کرده بود
ولی نامزدش
موقع فرار ازدنیا رفت
الان فقط ما دونفریم
بعد این همه مدت
به عنوان برادرش
نمیتونم ولش کنم که بره
همه زن ها درنهایت ازدواج میکنن
درست نمیگم؟
نمیخوای که جلوی خواهرت رو بگیری
بانو می لین
مردای خوب زیادی تو روستای ما هست
با خیال راحت انتخاب کن
مطمئنم که هم برادرت و هم خودت راضی میشین
به برادرم بستگی داره
بانو وانگ موضوع اینه که
وقتی می لین بهتر بشه
ما برای پیدا کردن
خانواده امون ازاینجآ میریم
اون بیرون خطرناکه
چرا همین جا نمیمونین؟
روستای لائو وو زی
از جنگ
و دخالت حکومت در امانه
اب و غذای کافی هم اینجاهست
اگه اینجا بمونین زندگی خوبی در انتظارتون خواهد بود
دوباره بهش فکر کنین
بهش فکر میکنیم
بهش فکر کنین باشه؟
بانو
من کسی ام که تصمیم نهایی رو میگیره
درسته
برادرم تصمیم میگیره
باشه پس
من میرم براتون تخت اماده کنم
تخت؟
اره
شما دوتا خواهر برادرین
نمیتونین رویه تخت بخوابین
دوتا تخت براتون اماده میکنم
دوتا
واقعا من باید تصمیم بگیرم؟
من تو داستان گفتن خیلی خوب نیستم
پس برادر جون تو تصمیم بگیر
انگار که به منم گوش میدی
با من کجا
کجا؟
وقتی برسیم میفهمی
موقع جمع کردن گیاهای دارویی تو کوهستان دیدمشون
منو اوردی اینجا
باهات کرم شب تاب تماشا کنم؟
اومدیم شکارشون کنیم
نه تماشاشون کنیم
نمیدونی چطور کرم شب تاب بگیری؟
♪من هنوزم♪
♪تو چشمای تو پرسه میزنم♪
♪لبه لباسم بوی گل میده♪
♪نگرانی هام مثل خاک فرو میریزن♪
♪و به سمت دریایی از اشتیاق میرن♪
♪چقدر مشتاق یه اینده♪
♪در کنار تو ام♪
♪من هنوزم♪
♪تو چشمای تو پرسه میزنم♪
تکون نخور
♪کی میتونه معنی غم و شادی زندگی رو درک کنه؟♪
♪گل های بهاری دوباره کی شکوفآ میشن؟♪
♪برف اسمون رو پوشونده♪
♪چطور این عشق رو♪
♪دفنش کنم♪
کرم شب تاب دوست داری؟
دا گه مگه دوست نداری باچراغ روشن بخوابی؟
روستایی ها نمیخوان روغن چراغ رو هدر بدن
برای همین میتونی این کیسه کرم شب تاب رو دم تختت اویزون کنی
و ممکنه به خوابیدنت کمک کنه
چرا این کارو میکنی؟
پودر خوابت رو به روستایی ها دادی
بدون اون نمیتونی بخوابی
و هر شبم که نمیتونم بیهوشت کنم درست نمیگم؟
من دلیل سختی کشیدن اونام
و این عاقبت حقمه
به خاطر شکستن پنجره به دستت صدمه زدی؟
بیا بریم خونه درمانش کنم
یه زخم سطحیه نگران نشو
....برای یه لحظه فکر کردم
چرا امروز انقدر ترسیدی؟
وقتی عمارت ون هوا اتیش گرفته بود
انقدر نترسیدی
میترسیدم که مثل پدرم بشی
موقع اتیش سوزی چینگ ژو
به قیمت جون خودش من رو نجات داد
و من با چشمای خودم دیدم که چطور زنده زنده سوخت
ولی هیچ وقت طناب رو رها نکرد
آ می محکم بگیر
پدر- آ می-
پدر- ...تو باید-
نجات پیدا کنی
قبلا خیلی برای خواب مشکل داشتم
حتی یه نور کوچیک هم
باعث میشد کابوس ببینم
ولی الان
دیگه ندارم
هم اتش سوزی چینگ ژو
و هم مسمومیت ژونگ شن
هردوشون به خاطر
جنگ قدرت برای سلطنت بود
تو
لائو وی
زیبارویان شی ین
و اون صدهزار نفر ادم بیگناه
لیاقتشون این سرنوشت نبود
موقعی بود که افتخار ارتش وی بی
برام بالاتر از همه چیز بود
ولی الان میفهمم که
زجر کشیدن مردم
خیلی بیشتر از زجری بود که ارتش وی بی کشید
کاریه که شده
باید رو به رو رو نگاه کنیم
هردومون باید یاد بگیریم از کابوس هامون بلند بشیم
بریم
این اتاق رو روشن نگه میداره
خوب بخوابی
حتی یه کفاره مادام العمر هم
ممکنه هیچ وقت کافی نباشه
چی ؟
ولیعهد هم
داره دنبال می لین میگرده؟
عالیجناب همیشه در خفآ میگن
که اصلا
باور ندارن مرگ شاهزاده جینگ
یه تصادف باشه
لیو ژونگ
تو چی فکر میکنی؟
راحت حرفتو بزن
اعلیحضرت
به نظر من
عالیجناب و شما
هردوتون دارین به یه چیز فکر میکنین
هم ژنرال یین و هم پسر شاهدخت هنگ یانگ
می لین رو تو زمین های شکار لوشان دیدن
میترسم حقیقت پشت مرگ شاهزاده جینگ
فقط موقعی که می لین رو پیدا کردیم
مشخص بشه
روباه مکار
تو داری فقط دور خودت میچرخی
نگهبان های سلطنتی روبفرست
که مخفیانه ادمای ولیعهد رو دنبال کنن
باید می لین رو
قبل اونا پیدا کنیم
...اعلیحضرت منظورتون اینه
مشکوکم که ولیعهد به خاطر این که می لین رو بکشه
داره دنبالش میگرده
اعلیحضرت
دارین میگین
که عالیجناب
پشت مرگ شاهزاده جینگ بود؟
لیو ژونگ
فکر میکنی اقبال بده منه که
پسرام
اینطوری شدن؟
اعلیحضرت
شاهزاده جینگ از دنیا رفتن
حتی اگر حقیقت هم برملا بشه
چه فایده ای داره؟
جینگ هه
ملکه
منو مقصر ندونین
تو خاندان سلطنتی به دنیا اومده
و این سرنوشتشه
من خودمم همین راه رو رفتم
تا وقتی ولیعهد
مردم رو به خطر نندازه
نمیتونم مقامش رو ازش بگیرم
ولی باید
حقیقت رو بدونم
بانوی من؟
شما برای چی اومدین؟
بقیه کجان؟
چرا کسی گزارش اومدن بانو رو نداد؟
من اشتباهم رو قبول میکنم
...من
از حدم زیاده روی کردم
فقط میخواستم
کمی سوپ جینسینگ برای اعلیحضرت بیارم
شایعات و کثافت کاری های قصر
به تو هیچ ربطی ندارن
پس بهشون گوش نکن
و زیاد فکر نکن
بله متوجه شدم
لیو ژونگ
بله- کرم سوختگی کجاست؟-
همین الان میارم
میدونم که نگران می لینی
افرادی رو برای پیدا کردنش فرستادم
اگه ربطی به مرگ شاهزاده جینگ نداشته باشه
بهش صدمه ای نمیزنم
ولی اگه ربطی داشته باشه
نمیخوام که دخالت کنی
متوجهی؟
بله
اعلیحضرت
ترسوندمت؟
دفعه بعد که عصبانی ام
ازم دور
بمون
ممکنه به زودی
از برادرت تو شی ین خبر خوبی بشنویم
پس نترس
و برو استراحت کن
بله
زیر نظر فرستادگان الهی
اعلیحضرت خواسته ی بهشت را براورده میکنند
و برکت،صلح و ثروت فراوان
درطول همه ی فصول برای شی ین میاورند
مردم شی ین
از بهش تشکر کنین و به پادشاه افتخار کنین
بلند شین
خدایان در طول خوابی به اعلیحضرت وهی کردن
که فرستاده چپ الهی سون کون لون در خاندان سلطنتی شی ین دوباره متولد شده
امروز شاهزاده دوم یوئه چو
و شاهزاده ششم یوئه چین
که هردوشون شجاع و دانا هستن اینجان
از خدایان میخوایم
با نشانه ای به ما اعلام کنن که وارث به حق کیه
و برای نسل های اینده به شی ین لطف کنن
من خواسته ی خدایان رو دیدم
ارباب جوان شما شخص انتخاب شده هستین
شاهزاده دوم محراب رو دستکاری کرده
من همه چیز رو
به حالت عادیش برمیگردونم
[مینگ جو،ژنرال شی ین]
به نظر میرسه شاهزاده ششم
تناسخ سون کون لونه
...تو
پدر
کاهن اعظم و یوئه چین باهم تبانی کردن
اونا
گولتون زدن
پدر
من هیچ وقت جرات اینو ندارم که در خواسته خدایان دخالت کنم
شاهزاده دوم به فرستادگان الهی توهین کرد
و باید با مجازات بهشت روبه رو بشه
شاهزاده ششم یوئه چین
تناسخ سون کون لونه
خواست بهشت رو
نمیشه تغییر داد
مزخرفه
اینو قبول نمیکنم
من شاهزاده دوم شی ینم
اگه جرات دارین بیاین نزدیک
شاهزاده ششم یوئه چین
توسط خدایان مورد رحمت قرار گرفته
و به تخت سلطنتی میشینه
زنده باد پادشاه
خدایان وارث خودشون رو انتخاب کردن
با محافظت الهی
شی ین برای همیشه شکوفا خواهد شد
[عمارت شاهزاده وارث]
...ارباب جوان
عالیجناب
خبر انتخاب شدن شما به عنوان شاهزاده وارث به ین بزرگ رسیده
شاهدخت به زودی خبر رو میشنون
طبق دستورتون
ما تعدادی
از گیاهان چینگ ژو اینجا کاشتیم
وقتی می لین به شی ین بیاد (م:اسکار کنه ترین شخصیت رو باید بدن به تو)
میتونه به این گیاها رسیدگی کنه
و کمتر برای خونه دل تنگی کنه
کشاورزی؟
بانو می لین از این زندگی لذت میبره؟
بانو وانگ
بانو وانگ
وقت برداشت رسیده
تا چند روز دیگه
یه ضیافت بزرگ برای جشن گرفتن میگیریم
و غذاهای خوش مزه زیادی هم خواهد بود
بانو
ماهم کمک میکنیم
اره
تو این جا بمون
طبیب گفت
هنوز ضعیفی و به استراحت نیاز داری
خواهرت دختر زرنگیه
کمک اون کافیه
به بانو وانگ گوش کن
و سرراه نیا
منم کمک میکنم
الان بهتر شدم
همش به لطف شما بود بانو می لین
لائو وی
هنوز سم توی بدنته
اگه استراحت نکنی
دیگه نمیتونی کارهای سنگین بکنی
بدون نیرو
چطور میخوای زندگی کنی؟
اره به برادرم گوش کن
فقط استراحت کن
کافیه
شما دوتا اوضاع رو سخت تر میکنین
کمک می لین کافیه
بیا بریم
بریم- بریم-
وقتی خوب شدم کمک میکنم باشه؟
فقط استراحت کن
♪قلبم در اصل برای توعه♪
♪اتفاقات گذشته♪
♪مثل بارون موج درست میکنن♪
♪بی نام و نشان ها مثل گل و علف میمونن♪
♪بیرحم ها مثل باد میمونن♪
♪چرا سرنوشت مقدر کرده که باهم باشیم؟♪
♪تویی♪
♪که به درون عمیق ترین چاله میپری♪
♪تو سختی و راحتی کنار هم بودیم♪
♪تا وقتی بتونی لحظاتت رو با من به اشتراک بذاری♪
♪تویی که♪
♪غم و شادی رو دیدی♪
♪ولی بازم ثابت قدم موندی♪
♪من♪
♪تنها عشق تو ام♪
♪من هنوزم♪
♪منتظر سال های تو ام♪
♪کی میتونه غم و شادی زندگی رو درک کنه؟♪
♪گل های بهاری کی شکوفآ میشن؟♪
♪برف اسمون رو پوشونده♪
♪چطور میخوام♪
♪این عشق رو دفن کنم♪
می لین
بذار کمکت کنم
چیزی نیست
از پسش برمیام
چیزی نیست میتونم
من خوبم
پدر فوتیان گفت میتونم دوباره کار کنم
انقدر کار نکن برو استراحت کن
نگران نباش
بذار کمکت کنم
بیا کلاه من رو بذار
خیلی گرمه بذارش
نیازی ندارم
فقط بذارش
گرمم نیست تو بذار
واقعا نمیخوامش
ار نیو
اون مرد چاقالو رو میبینی؟
به برادر بگو ار نیو انجامش داد
ار نیو
کتک میخوری
خوشگل شد؟
بیا
خودت اینارو درست کردی؟
از مادر ار نیو قرض گرفتم
این محصولات ممکنه خار داشته باشن
بهتره بپوشیشون
خیلی اندازه ان
برادرت واقعا توانمنده
حتی سوزن دوزی هم بلده
بانوی جوان واقعا که خوش شانسی
برادرم واقعا ادم تواناییه
برای کمک ممنون
ار گو بذار زنت یه استراحت کنه
نگاهش کن خسته شده
اینطوری
تمیز ببر
اینطوری؟
ضعیفی ولی قدرتت خوبه
باورم نمیشه ریشه رو هم بیرون کشیده
این کلاهم بذار پشتت
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.