Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت سیزدهم=
[منو بکش و عاشقم باش]
[قسمت سیزدهم]
[حیاط شوانگ لین]
اسمت رو روی فرمان سلطنتی برای
ازدواج از پیش تعیین شده مینویسم
میدونم
مجبورت کردن اینکارو کنی ژنرال یین
هرچند
من واقعا کمکی کنم
اگه میخوای ازدواج رو بهم بزنی
برادر پنجم و هشتمم
از من برات مناسبترن
اما من فکر میکنم تو از همه مناسب تری
نمیدونی برای چی
اون درخت آلو رو تو عمارت شاهزاده جینگ کاشتم؟
فکر میکردم یه روز
یاد میگیری از شکوفه هاش لذت ببری
من هیچوقت از گلا خوشم نیومده و توجهی نشون ندادم
خودت باید بهتر بدونی
میدونم
فقط چون میدونم
اینهمه سال جرات نکردم حرفی بزنم
لو می
ژنرال ها
اول باید ذهنشونو پرورش بدن
یه ذهن اروم موفقیت به ارمغان میاره
این متنای نظامی رو باهم نخوندیم مگه؟ فراموش کردی؟
گفتی میخوای ژنرال بزرگی باشی
و نمیخوای درگیر احساسات عاطفی بشی
و هیچکس نمیتونه آرامشت رو بههم بزنه
همش رو دروغ گفتی؟
مسئله این نیست که از گلا خوشت نمیاد
تو فقط از من خوشت نمیاد
تا به الان
هنوزم
از گل ها خوشم نیومده
اگه از گلا خوشت نمیاد
پس می لین برات چیه؟
میدونی که یه جور
گل وحشی هست که
اسمش گل جاودانه ست؟
اونا جسم باریکی دارن
اما ریشههاشون فوقالعاده مقاومه
با یکمی رطوبت
با شکوه و قدرت شکوفه میدن
هیچوقت به خاطر کسایی که
عاشق گلها هستن شکوفه نمیدن
ولی همیشه بیهوا
توجه رهگذرها رو جلب میکنن
آدم نمیتونه ازشون دوری کنه
مجبور میشه وایسه و
تحسینشون کنه
شگفتزده بشه
... و حتی
حتی دلش بخواد تا آخر عمر کنارشون باشه
فرمان سلطنتی برای ازدواج از پیش تعیین شده؟
بله
ژنرال یین قول دادن
که بعد از شکار بهاری، جوابی به اعلیحضرت بدن
عالیجناب
اعلیحضرت از شاهزاده جینگ هم خواستن برن
اعلیحضرت میخوان شاهزاده جینگ و ژنرال یین رو باهم جفت کنن
ژنرال یین گفتن از شاهزاده جینگ خوششون میاد
...اسم ایشونو
عالیجناب
تو جایگاهی نیستی که بهم بگی
اون کیو دوست داره
عالیجناب
...اگه شاهزاده جینگ کمک ژنرال یین رو داشته باشه
حالا که شکار بهاریه پس
شمشیرها و خنجرها غیرقابلپیشبینیان
خیلی لجبازی
عجیب نیست که سخته یه داماد سرخونه واسه خودت پیدا کنی
اگه واقعا نمیتونین بیخیال بانو می لین بشین
پس باید یه نمایش جلوی اعلیحضرت بازی کنین
و بانو می لین رو برگردونین
چه نمایشی؟
فقط به اعلیحضرت نشون بدین
که عمیقا عاشق بانو می لین هستین
اگه نتونین ببینینش نمیتونین درست غذا بخورین
و بخوابین
پس توام میدونی؟
البته که میدونم
اینهمه سال بهتون خدمت کردم
میتونم ببینم خب
از وقتی با بانو می لین بحثتون شده
هرروز کلی نگرانین و
حتی بیشتر از حد معمول بیدار میمونین
برای همین یه حساب سردستی کردم و فهمیدم
حتما میترسین که بانو می لین سرخود دست به کار بشن و
نقشمون رو خراب کنن
درسته؟
مزخرفه
برو معدن کوه غربی و اون یارو رو بگیر
نیاز نیست نگران می لین باشی
درمورد شکار بهاری هم
یه مبارزه ی سخت در پیش داریم
چشم
شکار بهاری
حتما خطرناکه
شاید اینکه تو کاخ فنگ هوا بمونی
برات بهتر باشه
خوب زندگی کن
نباید بخاطر
این مسئله عذاب بکشی
[معدن کوه غربی]
معدن کوه غربی
لی چینگ
می لین
می لین
شاهدخت
چرا هنوز لباساتو عوض نکردی؟
شاهدخت
میشه من نیام زمین شکار؟
چرا؟
شنیدم همه ی اعضای
خاندان سلطنتی و مقامات هم شرکت میکنن
نمیخوام شاهزاده جینگ رو ببینم
باشه
شنیدم که روباههای قرمزی تو منطقه شکار لوشان دیده شدن
بذار یکی رو شکار کنم و از پوستش یه یقه پوست برات بسازم
تیراندازی از روی اسب رو برادرم به من یاد داده و
واقعاً کارم خوبه
ممنونم شاهدخت
مواظب خودت توی قصر فانگهوا باش
شاهدخت
شاهدخت وقت رفتنه
وگرنه مراسم شکار رو از دست میدیم
پس من میرم
برین
بریم
منطقه شکار لوشان یه مسیر ضروری به معدن کوه غربیه
قبل از انجام شدنش
نمیتونم شاهدختو نگران کنم
[نقشه ی منطقه شکار لوشان]
عرض ادب اعلیحضرت
راحت باشین
ممنون اعلیحضرت
از زمانهای باستان، آیینهای شکار
باید از فصول پیروی کنن
شکار بهاری آیینیه برای سپاسگزاری
از خدایان و دعا برای رونق سرزمین ین بزرگمون هست
امروز
تمام فرزندان شجاع ین بزرگ
تو منطقه شکار دور هم جمع شدن
همچین مراسم باشکوهی
مطمئناً تضمین میکنه که
سرزمین ین بزرگ در سال آینده
آب و هوای مساعد و رونق مداوم رو تجربه کنه
اعلیحضرت، دیگه وقتشه
شکار رو شروع کنین
خیلی درمورد مهارتای
تیراندازی صیغه ین شنیدم
چطوره امروز یه مسابقه باهم داشته باشیم؟
حتما
اعلیحضرت
من یه بار یه خرس سفید رو شکار کردم
اگه امروز بتونی خرس سفید شکار کنی
شکست رو قبول میکنم
واقعا؟
بانوی من،اعلیحضرت شوخی میکنن
سرزمین ین بزرگ تو دشت های مرکزی قرار داره
چطور ممکنه اینجا خرس سفید باشه؟
پس چجوری قراره برنده رو مشخص کنیم؟
انقدر دلت میخواد شکستم بدی؟
البته
اعلیحضرت شما قول دادین
تا وقتی برنده بشم
یکی از ارزوهامو براورده میکنین
میتونی الان بهم بگی
که چه خواسته ای داری
نه
باید ببرم تا بتونم بهتون بگم
هر چی که تو بخوای
من موافقم
بیاین با اسب مسابقه بدیم
هرکی زودتر به اون جنگل برسه
برنده میشه
مگه قرار نبود مسابقه تیراندازی رو اسب باشه؟
نمیخوام اعلیحضرت رو تحت فشار بذارم
اعلیحضرت
اعلیحضرت
من باختم
اگه دلت میخواد
برگردی شی ین
قبول نمیکنم
اگه میدونستم مهارت اسب سواریتون انقدر خوبه
اصلا باهاتون مسابقه نمیدادم
وقتی اعلیحضرت
یه شاهزاده بودن
هیچوقت تو تیراندازی از روی اسب به شاهزاده های دیگه نمیباختن
پس من چجوری میتونم شکستشون بدم
صیغه ین تو خیلی باهوشی
تا وقتی که بتونی عاشق این جا بشی
میتونی شکستم بدی
اعلیحضرت منظورتون اینه که
اغلب منو به لوشان میارین؟
هروقت وقت کنم میارمت
واقعا؟
من همینطور حرف نمیزنم
صیغه ین رو ببرین استراحت کنن
بیاین
اعلیحضرت
در عرض یک سال
قطعا شکستتون میدم
باشه
صیغه ین طبیعتا روحیه ی ازادی داره
واقعا براش سخته که
کل روز تو قصر بمونه
بله اعلیحضرت
شنیدی یین لومای
قراره شوهر انتخاب کنه؟
هرکی امسال قهرمان بشه رو انتخاب میکنه
ممکنه اعلیحضرت هم رو شاهزاده جینگ شرط بسته باشن؟
همه میدونن که شاهزاده جینگ
اغلب تو شکار لوشان از همه برترن
بریم
زودباش
بریم
ژنرال
فرمان سلطنتی برای ازدواج از پیش تعیین شده صادر شده
حتی اگه شاهزاده جینگ نخوان هم
باید قبول کنن
منطقه شکار لوشان فقط ۵۰ لی از معدن کوه غربی فاصله داره
اگر تو منطقه شکار با خطر مواجه بشم و گم بشم
پدر حتماً ارتش لولین که تو
معدن کوه غربی مستقره رو برای
جستجو به کوهها میفرسته
این بهترین فرصت تو
برای دستگیری لی چینگه
سرورم وقتی من نیستم
لطفا مراقب باشین
نگران نباش
حالا دیگه برو
اگه چیزی شد
با کبوتر برام نامه بفرست
چشم
می لین
هنوز تو کاخ فنگ هواست؟
بله
خدمتکار صیغه ین گفت
می لین نمیخواسته شمارو ببینه
برای همین همونجا مونده
باشه
برادر سوم
همه میگن خیلی تو تیراندازی مهارت داری
و تو شکار بهاری برترینی
اما فکر نکنم
واقعیت داشته باش
درستی میگی برادر
خیلی ساله
تو شکار بهاری شرکت نکردم
همه اش مال گذشته ست
عالیجناب
طبق نقشه،یانگ ژن
زندانیای جنگ رو از معدن کوه غربی ازاد کرده
در عرض 6 ساعت
تو لوشان
نشانههایی از اسیران جنگی شی ین پیدا میشه
وقتی که آدمکشهای ما به عنوان اسیران جنگی لباس بپوشن
تا عملیات ترور رو انجام بدن
حتی اگر موفق نشن، یانگ ژن مسئول شناخته میشه
این ترور در حین شکار
باید موفقیتآمیز باشه
اجازه ندارین شکست بخورین
متوجهم
دوتا کوه رو که برم بالا
میرسم به معدن کوه غربی
وایسا
تو اون زیباروی شاهزاده جینگ نیستی؟
چرا همراه صیغه ین نیستی
و اینجوری لباس پوشیدی؟
زیبارو
من خیلی وقته بهت علاقمندم
با چهره ای که داری
انتظار نداشتم شاهزاده جینگ انقدر زود ولت کنه
چه حیف
چطور جرات میکنی به زن من دست بزنی؟
اینکه فلجت کنم یا نه انتخاب منه
عالیجناب
متاسفم
...من
من میرم
همونجا وایسا
اگه جرات کنی چیزی
درمورد اتفاقی که اینجا افتاد به کسی بگی
شاهدخت هنگ یانگ باید تو مراسم ختم پسرش شرکت کنه
فهمیدم
عالیجناب
من هیچکس رو ندیدم
خودم اسیب دیدم
گمشو
تو منطقه شکار لوشان، نگهبانای سلطنتی زیادی در حال گشتزنی هستن
نمیترسی که باعث به خطر افتادن صیغه ین بشی؟
هیچ نگهبانی اینجا گشت نمیزنه
شما منو ندیدین و
صیغه ین هم تو خطر نمیوفته
با نقشه ی منطقه شکار آشنا هستی
بنظر میاد خوب اماده شدی
میخوای بری معدن کوه غربی تا شاهد رو پیدا کنی؟
هرکاری که بکنم
به شما مربوط نیست
ژنرال
بازرسی این منطقه تموم شد
بریم اونجا رو ببینیم
چشم
هرکاری که میگم بکن
وگرنه به عنوان قاتل یه شاهزاده شناخته میشی
اینجا هیچی نیست
من میرم اونور
بریم اون طرف
هیچی نیست
اینجا هم نیست
اینجا هم همینطور
خودت اینو یادم دادی
اگه لو بریم
نمیتونی بری معدن کوه غربی
عوضی
قاتلا خودشونو جای زندانیای جنگی جا زدن
بنظر میاد ولیعهد
این بار از معدن کوه غربی کمک گرفته
اون دوتا جسدو ببر یه جایی که دیده بشن
همینطور
شما دوتا
برین دنبال می لین
و مطمئن بشین جاش امنه
بقیتون هم
همراه من تا صخره ی
غروب افتاب بیاین
چشم
عالیجناب
ژنرال یین نزدیک بود افرادمونو پیدا کنه
ما ردشونو
گم کردیم
نمیتونیم با یه بار موفق بشیم
افراد بیشتری بفرست
نذار حتی نفس بکشن
چشم
لو می
مطمئنی که این فقط شایعه نیست؟
من اصلا هیچ روباه قرمزی تو زمین شکار لوشان ندیدم
به هرحال باید باهام روباه شکار کنی
حالا که باختی
باید سر حرفت بمونی
طبق افسانه ها
اگه دونفر باهم یه روباه قرمز ببینن
تا اخر عمر عاشق هم میمونن
بخاطر انتخاب شوهر ناراحتی؟
عمه بهتون گفته؟
نیازی نیست بهم یاداوری کنه
فقط ازم خواست که اول بشم
اما الان میدونم
که یه انتخابی داری ژنرال
چرا باید خواسته ام رو به کسی تحمیل کنم؟
اگه ممکن باشه
اماده ام که از مرز محافظت کنم و
هیچوقت ازدواج نکنم
اما من دختر خاندان یین هستم
نمیتونم ازدواجم رو انتخاب کنم
یه راهی براش هست
تو این شکار بهاری
تا وقتی که جایگاه اول رو بدست بیاری
میتونی به پدرم بگی
که به تاخیر بندازتش
حاضرم طعمه ای که
شکار کردم رو
بهت بدم
درسته که امیدوارم
که اسم من رو روی
اون فرمان سلطنتی بنویسی
اما جدای از اون
امیدوارم بتونی مثل قبل زندگی کنی
شجاعت عشق و نفرت و
ازاد و جسور بودن رو داشته باشی
لو می
تا وقتی که من،مورونگ شیان لی زنده ام
اجازه نمیدم که چیزی
ناراحتت کنه
افسانه ی روباه قرمز لوشان واقعیت داره
شاید
دیگه نباید از این
خنجر استفاده کنم
باید قبل از تاریکی برسم تا
بتونم مخفیانه وارد معدن کوه غربی بشم
کشتنش خیلی خوش به حالش میشه
ما باید کاری کنیم که
تاوان کشتن صدهزار
روح بیگناه چینگ ژو
و سربازای بی گناه وی بی رو بده
عالیجناب،دو نفر مردن
بنظر میاد شاهزاده جینگ
برای این شکار بهاری خیلی اماده بوده
زمانمون محدوده
باید قبل از نگهبانای سلطنتی بکشیمش
خیالتون راحت عالیجناب
شاهزاده جینگ
حتما میمیره
اون خیلی حیله گره
نیازی نیست نگرانش باشم
اون قبلا ژنرال وی بی بوده
حمله کنین
بکشینش- بکشینش-
بکشینش- بکشینش-
زندانیای جنگی واقعین؟
چرا اومدی نجاتم بدی؟
غریزی بود
من با شما فرق دارم
نمیتونم ببینم کسی بیهوده میمیره
واقعا خدایان بهم لطف کردن
اگه یه رودخونه عمیق پایین صخره نبود
ممکن بود
همینجا بمیریم
میدونستین که زیر صخره رودخونه هست؟
میخواستین اینجوری فرار کنین؟
با این شخصیت حیله گری که دارین
چطور نفهمیدین که ولیعهد قصد ترورتون رو داره؟
نباید برمیگشتم
نمیتونی بری
گفتم که
نمیخوام با شما برم
حالا که برگشتی پیشم
دیگه نمیذارم ترکم کنی
این که به خواست شما نیست
داره تاریک میشه
بدون من
فکر میکنی میتونی زنده بری بیرون؟
نیازی نیست نگران من باشین
اینکه بری معدن کوه غربی بی فایده ست
لی چینگ فقط باید در اختیار من باشه
اگه جرات کنی نقشمو خراب کنی
خودم میکشمت
الان منم میتونم بکشمتون
مراقب باش
من و تو
توی یه مسیریم
و یه هدف داریم
بمون
پیشم بمون
مار سمی بود
برای اینکه نجات پیدا کنین باید سم رو بیرون بکشیم
میدونم
سم مار پاتون رو بی حس کرده
باید سم زدایی بشه
برتون میگردونم به لوشان
نیاز نیست
به سمت پایین رودخانه برو
یه کلبه ی شکارچی هست که توش
دارو هست
هر نقشه ای که دارین
نمیتونم وایسم ببینم یه ادم بیگناه بیهوده میمیره
نگران نباش
این بار
طعمه خود منم
تیر شاهزاده جینگه
زودباش گزارش بده
چشم
چطور ممکنه تو منطقه شکار سلطنتی اسیرای جنگی باشن؟
معدن کوه غربی ۵۰ لی از اینجا فاصله داره
بیشتر کارگرای اونجا اسیرای جنگی شی ین هستن
فرار اسرا چیز عادی ای هست
شاید
بین نگهبانای سلطنتی سهلانگاری ای رخ داده
اعلیحضرت
من کم کاری کردم
لطفا منو عفو کنین
پدر
ژنرال یین به تازگی فرماندهی نگهبانای سلطنتی رو به عهده گرفته
بنابراین اجتنابناپذیره که بین نیروها سهلانگاریهایی وجود داشته باشه
بلندشو
فعلا مهم ترین چیز
پیدا کردن جینگ هه ست
اعلیحضرت
این اسرای جنگی
سربازایی هستن که به جنگ رفتن
الان نگران و ناامید هستن
نمیتونیم بی گدار به اب بزنیم
من پیشنهاد میکنم که نگهبانای سلطنتی
کوه رو مسدود کنن و یه جستجوی کامل انجام بدن
پدر
مسدود کردن کوه برای جستجو
به نیروی انسانی زیادی نیاز داره
و این باعث کمبود نیروی کاخ شکار میشه و در معرض خطر قرار بگیره
ژنرال یین
اینجا بمونین و از پدر محافظت کنین
من میرم دنبال جینگ هه میگردم
قبل از اینکه هوا تاریک بشه
حتما پیداش میکنم
اعلیحضرت
...من هم
میدونم
اگه تو کاخ شکار بمونی
نگران میشی
ژنرال یین
برو به معدن کوه غربی
و ارتش لولین رو برای کمک رهبری کن
فرار اسرای جنگی
مسئولیت اوناست
فهمیدم اعلیحضرت
با دقت بگردین
برین اونجا
چشم
بیاین بریم اونجا
زمین شکار پراز پرنده ی وحشیه
بیاین امیدوار باشیم اتفاق بدی نیوفتاده باشه
اینجا
با دقت بگردین
ژنرال
می لین هم تو زمین شکار نیست
ممکنه ناپدید شدن شاهزاده جینگ به اون مربوط بشه؟
شاید
در هر صورت
باید اول شاهزاده رو پیدا کنیم
عالیجناب
حداکثر تا یه روز دیگه
میتونیم کل منطقه شکار لوشان رو جستجو کنیم
شاهزاده جینگ قطعا پیدا میشه
هرچند
ژنرال یین در عرض یه روز
نیروهارو میاره
...خب
یه پیام به یان ژن بفرست
تا هرچقدر میتونه جلوشونو بگیره
میترسم یانگ ژن شکست بخوره
بگو تمام تلاششو بکنه
یادت باشه
فقط جلوشونو بگیرین
اسیبی نزنین
چشم
مورونگ جینگ هه
باید همون ده سال پیش
از این دنیا ناپدید میشدی
بیا استراحت کنیم
نمیتونم راه برم
این صدای شیپور چه معنی ای داره؟
پدر دستور اتمام شکار و
مسدود کردن کوه رو داده
دقیقا چه نقشه ای دارین؟
فرمانده تو معدن کوه غربی برای کاخ شرقی کار میکنه
من عمداً این حادثه و ناپدید شدنمو برنامه ریزی کردم
تا به چینگ یان فرصتی بدم تا لی چینگ را به دام بندازه
پس شما اسیرای جنگی رو تو کوه غربی آزاد کردین
تا آشوب درست کنین؟
اونا قربونیایی هستن که توسط ولیعهد آزاد شدن
تو نبرد چیوجیانگ، من
به طور قاطع ارتش شی ین رو شکست دادم
زنرالشون خودکشی کرد
باقیمونده اسیرای جنگی تو معدن کوه غربی
زندانی شدن تا به کار مشغول بشن
اسیرای جنگی چیوجیانگ
به منطقه شکار فرار کردن
و قصد داشتن انتقام بگیرن
و منو بکشن
منطقی بنظر میاد
اگه ولیعهد
جستجو رو رهبری کنه و کوه رو مسدود کنه
اونوقت ما مثل پرنده تو قفس نمیشیم؟
اونا لوشان رو مسدود میکنن
اینجا
ژونگ شانه
سم مار عصبهاشو بی حس کرده
تشنمه
یکم برام اب بیار
بذارین کمک کنم
زودباش برو
برو
♪باد گلهای بهاری رو پراکنده میکنه♪
♪رویایی که کل شب مملو از غم بود♪
♪افکار پریشان در اسمان پرستاره از هم میپاشن♪
♪اگه سرنوشت انقدر غیرقابل تحمله♪
♪توی گل فرو رفته ام♪
♪عشق مثل بی پناه افتادن تو پرتگاهه♪
♪ اگر زندگی یه غم از پیش تعیین شده ست♪
♪عشق سرگردانی بی پایانی به دنبال داره♪
♪جایی درقلب که راه برگشتی نداره♪
♪یه امید واهیه♪
♪یه توهم♪
♪یه نور متمایزه♪
♪باد گلهای بهاری رو پراکنده میکنه♪
♪رویایی که کل شب مملو از غم بود♪
♪افکار پریشان در اسمان پرستاره از هم میپاشن♪
♪اگه سرنوشت انقدر غیرقابل تحمله♪
♪توی گل فرو رفته ام♪
♪عشق مثل بی پناه افتادن تو پرتگاهه♪
♪ اگر زندگی یه غم از پیش تعیین شده ست♪
♪عشق سرگردانی بی پایانی به دنبال داره♪
♪جایی درقلب که راه برگشتی نداره♪
♪یه امید واهیه♪
♪یه توهم♪
♪یه نور متمایزه♪
[کلبه ی شکارچی]
پادزهر رو خوردین
به زودی سم مار خنثی میشه
ممنونم
یه زمان سه سال تموم
فلج بودم و نمیتونستم از خودم مراقبت کنم
درد و تحقیری که اون موقع کشیدم
از امروز هم بدتر بود
تو کابوسهام هم
احساس کینه
تنفر
و پشیمونی میکردم
که طبق دستور عمل کردم و به مردم اسیبی نزدم
و لی چینگ تونست فرار کنه
بسه
به مردم اسیبی نزنین
وگرنه
جنگ برای انتقام
انقدر سخت نمیشد
راستش من خیلی تحسینت میکنم
هردومون از لا به لای یه تپه جسد خزیدیم و بیرون اومدیم
با این حال تو همیشه
ادم خوبی بودی
خوب بودن
یه تاوانی داره
ژنرال وی بی
بدنام بود اما
تا اخرش به محافظت از مردم ادامه داد
اون مرد خوبیه
و یه قهرمانه
من خیلی تحسینش میکنم
شاهزاده جینگ فعلی
لایق ژنرال وی بی بودن رو نداره
اونا همیشه یه ادم بودن
اگه اون اتفاقات دوباره تکرار بشن
مطمئن نیستم که میتونم دوباره
همون تصمیم رو بگیرم یا نه
وقتی این نبرد رو پیروز بشیم
و حقیقت چینگ ژو رو اشکار کنیم
مسئولیت کامل دینی که
به گردنم هست به عهده میگیرم
حتی اگه
به قیمت جونم تموم بشه
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت سیزدهم=
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.