All language subtitles for سریال چینی منو بکش یا عاشقم شو قسمت 5 با زیرنویس فارسی

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت پنحم=

[منو بکش،عاشقم باش]

[قسمت پنجم]

[وی بی]

نشان های می لین واقعا تقلبین

نشان های جعلی و همچنین تمام

افراد بخش مقررات نظامی اون زمان رو به طور کامل بررسی کن

شاید این واقعا بتونه اثبات کنه که کاخ شرقی مجرمه

عجیب نیست که بیخیال نقشمون شدین

و می لین رو نجات دادین

سرورم

...زخمتون

نمیکشتم

ولیعهد برای محافظت از خودش

همراه ژانگ یین میمونه

وقتی با موفقیت بینشون اختلاف انداختیم

تنها چیزی که میمونه

اینه که منتظر باشین تا ژانگ یین برعلیه ولیعهد بشه

چشمت به ژانگ یین باشه

هر حرکتی کرد سریعا گزارش بده

چشم

وسایلی که ژنرال یین فرستادن رو جا به جا کنین

آروم

از این طرف

همگی مراقب باشین

ژنرال یین برای بهبودی به پایتخت برمیگردن

هنوز تو راهن اما بازم

دستور میدن براتون گیاه دارویی بیارن

سرورم

ژنرال یین بعد اینهمه سال هنوزم به فکرتونن

طبق روند عادی پیش برین

چشم

اگه ژنرال یین اومد

سریعا بهم گزارش بده

[تالار ژی گه]

تا شنیدین به شاهزاده جینگ حمله شده

با عجله به ژانو جینگ اومدین

حتی تو راه یه قلپ آب هم نخوردین

پس چرا همین الان

نمیرین عمارتشون که ببینینشون؟

لازم نیست شخصا به دیدنش برم

براش دارو فرستادم

اگه بخواد متقابلا جبران کنه

خودش شخصا میاد

هرروز براشون هدیه میفرستین

اما هربار چیزی نمیگیرین

چرا انقدر به خودتون زحمت میدین [جیانگ تو]

این نقاشی چهره ی اون زیباروییه که بهشون حمله کرده

گفتم درموردش تحقیق کنی

واسه چی داری نقاشیشو بهم میدی؟

من درموردش تحقیق کردم

مشکلی نبوده

حتما همونطوریه که تو حکم سلطنتی گفتن

نتونسته توهین رو تحمل کنه

برای همین خواسته ترورشون کنه

واقعا دل و جرات داره

شاهزاده جینگ تو این سالها خیلی خیلی بی پروا شدن

چرا هنوزم بهشون فکر میکنین؟

ما یه زمانی همرزم بودیم

دوست ندارم ببینم سقوط میکنه

هرچند

فکر کنم الان دیگه نظرشو عوض کرده

،در مورد سوءقصد زیباروی شی ین جلوی امپراتور

درخواستش برای بخشش فقط

به خاطر حفظ رابطه و اتحاد بین دو کشور بود

زودباشین

سریع

ببرینشون تو انبار

سریع

این هدیه هارو شاهزاده فرستادن؟

نه

ژنرال

ولیعهد اینارو براتون فرستادن

تا برگشتتون به پایتخت رو خوش امد بگن

از چیزایی که اوردیم چندتا انتخاب کن

و به عنوان هدیه برگشتمون

برای ولیعهد بفرست

چشم

[عمارت ژنرال]

[سیزده سال قبل]

[لو می نوجووان]

[جینگ هه ی نوجوان]

تو خیلی بی نظمی

اعلیحضرت گفتن اگه بتونم تورو شکست بدم

میتونم همراهت برای لشکرکشی به شی ین بیام

پس نمیتونم بذارم برنده بشی

تو میدون جنگ

نمیتونم ازت محافظت کنم

نیازی به محافظتت ندارم

این از آهن سرد خالص ساخته شده

فقط یدونه ازش هست

بدش به من

همون قانون

اگه برنده بشی،مال تو میشه

من بردم

ژنرال یین واقعا کارت تو هنرهای رزمی حرف نداره

با کمال میل شکست رو قبول میکنم

هرچند

حالا که یه گنج بهت دادم

توام باید یکی به من بدی

چی میخوای؟

خوب فکرامو میکنم

بعد بهت میگم

میدونم که

دوباره سرپا میشی

ژنرال یین

خیلی ساله همو ندیدیم

امروز

بیا باهم بنوشیم

حیف که فقط شراب هست

برای خوش گذرونی کافی نیست

چطوره

چندتا رقاص خبر کنیم؟

تو عمارت ژنرال رقاصی وجود نداره

چه حیف شد

شنیدم که

تو توی

نان جینگ یه گنجینه بدست اوردی

دانه‌ی اشک قرمز

شنیدم که

میتونه تمام نگرانی ها رو از بین ببره

بنظرت

بین دوکانگ و دانه ی اشک قرمز

کدومش بهتر میتونه اینکارو بکنه؟

برای این اومدی عمارت ژنرال؟

اگه بخوای که

...یکم ازش بهم بدی خوب میشه

میدونی که استفاده ی طولانی مدت ازش میتونه باعث از دست دادن هوشیاری بشه؟

میدونم

اما اینطوری که من دارم میبینم

تو خیلی ذهن بازی داری

من دانه‌ی یولاف قرمز رو برای کاهش درد می‌خورم

ولی تو می‌خوای ازش استفاده کنی تا فرار کنی و تو فراموشی غرق بشی

فکر میکردم دیگه نظرت عوض شده

نظرم عوض شده

داشتن یه همراه زیبا کنارم

با شراب عالی تو دستم

خیلی بی‌دغدغه‌تر و لذت‌بخش‌تر از اون روزهاییه که

با سلاح در حالت آماده‌باش منتظر بودم

نواختن شیپور تو اردوگاه‌های متحد، آرایش نظامی نیروها تو میدون جنگ

محفاظت از مرزهای ین بزرگ

و تضمین صلح

همه ی اهداف بزرگت رو فراموش کردی ژنرال وی بی؟

دیگه ژنرال وی بی ای وجود نداره

حالا فقط شاهزاده جینگ بیخیال و آزادم

ارتش وی بی از بین رفته اما هنوز ارتش پینگ نان هست

تا وقتی که تو دوباره هدفتو به یاد بیاری

من یه مرد گناهکارم

از یه گناهکار میخوای نیروهارو رهبری کنه

من برای روبرو شدن با مردم چینگ ژو خیلی خجالت زده ام

چینگ ژو سوخت و خاکستر شد

اما تا وقتی که هنوز وجود داشته باشه

میتونه خیلی از مردم ین بزرگ رو تغذیه کنه

این به لطف تلاشای توئه

جنگ همیشه تلفات به همراه داره

بذار تلفات ارتش وی‌بی تو چینگ ژو به عنوان جبران باشه

ارزششو نداره که دوباره ژنرال وی بی رو قربانی کنی

حرفایی که میزنی

واقعا روشنگرانه ست

متاسفانه سال‌هاست که درگیر این مشکلم

و فعلاً حل کردنش سخت به نظر می‌رسه

من برای اون دانه یولاف قرمز اومدم

امیدوارم مایل باشی

یکم ازشون بهم بدی

باشه

همون قانون

اگه برنده شدی مال تو

ژنرال،واقعا کارت تو هنرهای رزمی حرف نداره

بهتر از تمام جنگجوهای ین بزرگی

...من

با کمال میل شکست رو قبول میکنم

پس نمیتونم بهت

دانه یولاف قرمز بدم

ژنرال یین

وقتشه هدیه ی جبران اون خنجر رو

بهم بدی

[عمارن ون هوا]

کی اونجاست؟

نمیمیرم

[عمارت ژنرال]

سرورم

ژنرال یین رفته عمارت ون هوا

می لین هم رفته

می نیانگ

لطفا کمکم کن برم شی ین

ارباب ژانگ

قرارمون

دیگه تمومه

اگه من بمیرم

تو دیگه نمی‌تونی تو دیوان مراسمات حکومتی بمونی

با داشتن این

یکی میاد دیدنت

ممنونم می نیانگ

عرض ادب ارباب

همه ی جنگجوهای مومی سرموقعیتشونن

مومی

ارباب فرقه ی سایه ست

شاهزاده جینگ درموردمون فهمیده

اگه دوباره پرونده چینگ ژو باز بشه، هممون میمیریم

همتون ماموریت رو متوقف کنین و

بین مردم مخفی بشین

چشم

امشب هیچکس زنده از

عمارت ون هوا خارج نمیشه

پس تو مجرم واقعی قتل عام چینگ ژویی

رو لباساشون فسفر ریختن

کار کیه؟

[دانه یولاف قرمز]

[دانه یولاف قرمز]

چه خبر شده؟- اره چه خبره؟-

چه اتیش سوزی بزرگی. ببین

[عمارت ون هوا]

[کاخ فنگ هوا]

چا گو،ساعت چنده؟

اعلیحضرت در ساعت شو به کاخ فنگ هوا میان

میشه یه ساعت دیگه

خنجری که برادرم بهم داده کجاست؟

شاهدخت،شاعدخت

خواجه لیو گفتن که

اگه موقع هم بستری با اعلیحضرت خنجری کنارتون باشه جرم محسوب میشه

شاهدخت

اگه دوباره اینکارو کنین

...اعلیحضرت

اعلیحضرت واقعا مجازاتتون میکنن- اشکال نداره-

نمیذاریم بفهمه

اعلیحضرت رسیدن

عرض ادب اعلیحضرت

...تو

از من میترسی؟

نه،نمیترسم

اعلیحضرت

...من نمی

...من

...من

...من نمی

...من

...من

میدونم اینکارو نمیکنی

فقط ترسیدی

بله

واقعا یکمی ترسیدم

مادر و برادرم

این خنجرو بهم دادن

با وجود اون دیگه نمیترسم

میدونی این چیه؟

بله

این برای آزمایش پاکدامنی تو شب عروسیه

دایه درموردش بهم گفته

بیا اینجا

چشم

دستتو بده به من

تحمل کن

چیزی که من میخوام

صیغه ین نیست

بلکه صلح بین ین بزرگ و شی ینه

تا وقتی که با ارامش ذهنی تو حرمسرای ین بزرگ بمونی

من به کاری مجبورت نمیکنم

فقط وقتی اینو بفهمی

اونوقت میتونی

این خنجرو پس بگیری

اعلیحضرت

متوجه حرفتون شدم

[کاخ فنگ هوا]

خواجه،عمارت ون هوا اتیش گرفته

که اینطور

تو دیگه برو

پیداش کردم

چی پیدا کردی؟

گوان ژونگ

برگ‌های چمنی‌اش به دم ققنوس شباهت داره

و ریشه‌اش تنهاست اما به شاخه‌های زیادی متصله

برای همین بهش میگه ریشه ی گوان ژونگ

میتونه جلوی خونریزی و سم رو بگیره

دیوونه ای؟

رزین صمغ فرموزا

یکمی تلخه و میتونه خونریزی رو متوقف کنه و تولید بزاق رو افزایش بده

زبونم خوب کار نمیکنه

درخت صمغ چینی

شاخه‌های بلندی داره که

پوستش رنگی قهوه‌ای مایل به خاکستریه

شاخه‌های جوان با موهای ریز پوشیده شدن

و برگ‌هاش قرمز

مثلثی شکل

و معطر هستن

قرص گل لوتوس شمالی همه سموم رو خنثی می‌کنه

[دانه‌ اشک قرمز نان یانگ تمام سموم را خنثی می‌کنند]

دانه‌ اشک قرمز نان یانگ تمام سموم رو خنثی میکنه

پودر گوچینگ تمام سموم رو خنثی می‌کنه [پودر گوچینگ تمام سموم را خنثی می‌کند]

دیگه نیاز نیست دنبالش بگردی

دانه اشک قرمز رو پیدا کردم

ما دانه اشک قرمز و

دشمنا رو پیدا کردیم

عمارت ون هوا

جنگجویان مومی

ارباب فرقه سایه

سرورم

چرا می لین یهو عقلشو از دست داده؟

یکم دانه اشک قرمز خورده و توهم زده

رفته بوده عمارت ون هوا دنبال دانه اشک قرمز؟

جنگجویان مومی

ممکنه تو عمارت ون هوا مخفی شده باشن

چینگ ین

همین الان برو اونجا

و دنبال ژانگ یین بگرد

باید ببینمش

زنده یا مرده

چشم

تو عمارت ون هوا

چی دیدی؟

شما رو دیدم

عرض ادب ارباب

اگه واضح توضیح بدی

از جونت میگذرم

من دانه اشک قرمز خوردم

دیگه نمیتونی بکشیم

من ابزار کشتار تو نیستم

از کینه‌های چینگ ژو سوءاستفاده کردی تا افراد بی‌گناه رو بکشی

ژنرال وی‌بی بی‌گناه بود

نباید بمیره

اونی که باید بمیره تویی

ارباب فرقه ی سایه

باز داره توهم میزنه

درد داره؟

تو فرقه سایه نمیتونی درد رو حس کنی

تو منو تبدیل به ابزار کشتار کردی

اول درس تو فرقه سایه

کتک خوردنه که

هیچوقت تموم نمیشه

هیچوقت تموم نمیشه

تموم نمیشه

تا وقتی تو درد بمیری

یا دیگه از درد گریه نکنی

از این بخور

پدر

مادر

پدر

مادر

بیا،زودباش بیا

دختر عزیزم

مادرت امروز فقط میذاره یه بطری بخورم ازم نگیرش

مادر،پدر شراب رو بهم نمیده

گله و شکایت جواب نمیده. تو نمیتونی شراب بخوری [مادر می لین]

بیا

کیک بخور

بیا

شیرینه؟

اره

تو شیرین ترین کیک ها رو درست میکنی مادر

البته

من یه فکری دارم

بعد از اینکه ارتش وی بی اومدن تو شهر

پدر

تو به کار سنگ‌تراشی ادامه میدی

مادر

توام یه مغازه کیک فروشی باز کن

مطمئنم کارمون میگیره

میخوای من سنگ تراشی کنم.اونوقت خودت چیکار میکنی؟

درسته- من از مادر محافظت میکنم-

مادر

این چیه؟

دخترم گوش کن چی میگم

این سنجاق سر رو پدرت برای جهیزیه ات درست کرده

واسه چی میزنیش به موهای من؟

من ازدواج نمیکنم

مزخرفه

همه ی دخترا ازدواج میکنن

خیالت تخت. حتی اگه ازدواجم کنی

من و پدرت نمیذاریم بهت زور بگن

با مهارتایی که دارم

این منم که بهشون زور میگم

پیدا کردن شوهری که بهت زور نگه خیلی سخته

دیگه بهش فکر نکن

اگه ازدواجم نکنی مهم نیست

خودم پیشت میمونم

باید ازدواج کنی

نمیکنه

نمیکنم

باید بکنی

نمیکنم

هیچوقت

هیچوقت

پس نکن

الان دیگه خونه ای ندارم

نمیتونم برم خونه

پدر و مادرم گفتن

هرجا که گلهای بهاری باشن همونجا خونه ست

اگه گلهای بهاری رو ببینم

میتونم راه خونه رو پیدا کنم

گل کوچولو

با من بیا خونه

با من نمیای بریم خونه؟

بریم

بریم

با من بیا خونه

گل اینجاست

با من بیا خونه

اینم یه گل دیگه

یکی دیگه

اینجام دوتا هست

یه عالمه ام اینجاست

اومدیم خونه

سرورم

الان نبض بانو رو گرفتم

سم مومی که داخل بدنشونه هنوز خنثی نشده

اثر دانه‌ اشک قرمز باعث میشه علائم مسمومیتشون ناپدید بشن

اما تنها آغاز اثر سم رو تسکین میده

و یک سال براشون زمان میخره

دانه اشک قرمز معمولاً میتونه سم‌زدایی کنه

اما نوع بدن بانو می‌لین با بیشتر مردم متفاوته

به نظر میرسه این مدتی که سرگردون بودن

برای زنده موندن غذای فاسد زیادی خوردن

که به سلامتیشون آسیب زده

اگر الان دانه‌ اشک قرمز بیشتری مصرف کنن تا سم‌زدایی بشن

این باعث مرگ فوریشون میشه

بدون پادزهر

امیدی که دانه اشک قرمز به همراه داره

به کل بی معنا میشه

روش دیگه ای هست؟

میتونم براشون یه پادزهر اماده کنم

اما مواد کمیاب زیادی برای درست کردنش نیازه

جمع کردن همشون کار راحتی نیست

هرچه سریعتر پیداشون کن

اگه چیزی نیاز بود بهم بگو

بانو فقط یک سال فرصت دارن

حتی اگه بتونیم پادزهرو اماده کنیم

ممکنه تا اون موقع جون سالم به در نبرن

اگه تا اون موقع زنده نمونه

پس یعنی سرنوشتش همینه

[تالار ون آن]

[متون مقدس]

ارباب وانگ

عالیجناب هنوز دارن از رو متون مقدس رونویسی میکنین

کسی اجازه نداره وارد بشه

چطوری شده که قوانین رو فراموش کردین؟

خیلی خب

عالیجناب

عالیجناب

عمارت ون هوا سوخت و خاکستر شد

همینطور ژانگ یین

فقط این حلقه یشمی باقی مونده

حتما همونجا مرده

عالیجناب شما گذاشتین 10 سال بیشتر زنده بمونه

پس دیگه باید راضی باشه

برادر سومم چی؟

وقتی افراد شاهزاده جینگ به عمارت ون هوا رسیدن

دیگه خیلی دیر شده بود

حالا که ژانگ یین مرده

شواهدی که شاهزاده جینگ در اختیار داره

قابل اثبات نیستن

چه حیف

گنجینه های زیادی تو عمارن ون هوا بودن

که سوختن و خاکستر شدن

اولین بار که اونجا ساخته شد

برادر سوم و من رفتیم اونجا و شمشیرن ژان یون رو دزدیدیم

برادر سوم

اگه امکانش هست

هنوزم میخوام برادر بزرگتر باشم

اعلیحضرت

من باختم

برات راحت نبود

هر بار باهام بازی میکنی

باید تلاش بیشتری کنی تا دقیقاً حساب کنی

که چندتا حرکت باید بکنی تا من برنده بشم

اعلیحضرت دانا هستن

اعلیحضرت با قدرت زیادی بازی می‌کنن

و با هر حرکت، همیشه به تصویر کلی نگاه می‌کنن

در حالی که من درگیر منافع جزئی در گوشه‌های تخته هستم

در نهایت، به خاطر مهارت‌های کمتر منه که

همیشه به اعلیحضرت می‌بازم

قراره از پایتخت بری

اینکه یه هم بازی دیگه مثل تو

برای خودم پیدا کنم سخته

یه چیزی ذهنمو درگیر کرده و

نمیتونم بخوابم

فقط وقتی تو برگردی شی ین و کمکم کنی

حلش کنم، میتونم بخوابم

اخیراً یکم عود معطر درست کردم که

اثر آرام‌بخشی داره

امیدوارم این پودر بتونه به کاهش خستگی

اعلیحضرت از وظایف رسمی کمک کنه

روشنش کن

این بخور بوی تازه شکوفه‌های آلو رو داره

این عطر به 'پیام بهاری در برف' معروفه

و من اونو طبق دستورالعملی که از عزلت‌نشین دونگ‌لی گرفتم، درست کردم

این عطر از برف ذوب شده روی شکوفه‌های آلو در اولین ماه سال

همچنین

عود

ترافل

لیند و بیش از دوازده ماده دیگه تهیه شده

بعد از ورز دادن و کوبیدن

به مدت ۴۹ روز، آماده شد

تو توی نواختن گوچین، بازی شطرنج، خوشنویسی، نقاشی

چیدمان گل، شرط‌بندی روی پرنده‌ها

ساخت شراب و درست کردن عطر مهارت داری

به نظر میرسه هیچ‌چیزی تو این دنیا

وجود نداره که نتونی انجام بدی

چیزایی که من بلدم فقط

تفریحات جزئی و بی‌فایده ست

و با این حال، از تحسین شما خیلی ممنونم

اما وقتی به شی ین برگردم

چیکار میتونم بکنم؟

این ارزوی همیشگی منه که ین بزرگ و شی ین

دوستی ابدی باهم داشتن باشن

با نیت من برای پایان دادن به دشمنی‌ها

و تمایل شی ین به صلح

هیچ درگیری‌ای پیش نمیاد

وقتی به شی ین برگشتی

خیلی کارا هست که میتونی انجام بدی

قسم می‌خورم که تمام تلاشم رو برای برقراری صلح بین دو ملت‌ به کار بگیرم

قبل از رفتنم

یه درخواست دیگه در مورد

زیباروهای صلح‌ آفرین دارم که

ممکنه به نزدیک‌تر شدن دو ملت کمک کنه

ین بزرگ سرزمینی پر از آداب و فرهنگه

در حالی که بیشتر این زیباروها

از جاهایی میان که کمتر متمدن هستن

که منجر به عدم درک آداب و رسوم ین میشه و میتونه به راحتی

منجر به سوءتفاهم بشه

من معتقدم

اگر زیباروها تو دیوان مراسمات حکومتی

اول فرهنگ و آداب رو یاد بگیرن

بعد منصوب بشن

این میتونه به تقویت درک متقابل کمک کنه

و هدف اصلی دوستی بین دو ملت‌مون رو حفظ کنه

فکر خوبیه

اگه اعلیحضرت بهم اعتماد داشته باشن

من آمادگی دارم تا این زیبارویان رو آموزش بدم

و تمام تلاشم رو برای ترویج فرهنگ ین بزرگ به کار بگیرم

بعد از اینکه زیباروها

اموزش ببینن برمیگردم به شی ین

میدونم که هنوزم

نگران صیغه ین هستی

اما صیغه ین سمبل صلح بین دو کشوره

تا وقتی که ین بزرگ و شی ین باهم رابطه دوستانه داشته باشن

صیغه ین میتونه

در ارامش تو ین بزرگ زندگی کنه

با توجه به اینکه کم پیش میاد

تو و خواهرت همو ببینین

اجازه میدم تا

نظارت بر ترتیبات آموزش تو دیوان مراسمات حکومتی رو بر عهده بگیری

مراسم ازدواج که تکمیل شد

میتونی برگردی به شی ین

هرطور که اعلیحضرت امر کنن

با اجازه میرم

ارباب یوئه چین که به شی ین برگرده

دیگه برای صیغه ین سخت میشه که ببینتش

تا سه روز دیگه

اموزشات دیوان مراسمات حکومتی شروع میشه

بذار صیغه ین هم به اونجا بره

تا یه نگاهی بندازه

چشم

یه مرده

به راحتی راه فرار پیدا کرده

سرورم

عمارت ون هوا خاکستر شده و هیچکدوم از اجساد قابل تشخیص نیستن

[عمارت ژوان یوئه]

سم واقعا خنثی شده

تو عمارت ون هوا چی دیدی؟

سرورم

ارباب فرقه سایه رو دیدم

ارباب فرقه ی سایه

اون گفت

شما فهمیدین که تو قضیه ی چینگ ژو دست داشته

از جنگجویان مومی خواست عقب نشینی کنن

یه مرد میانسال

با یه زخم رو ابروش رو دیدی؟

اون کیه؟

وزیر دفاع

ژانگ یین

ژانگ یین

اون مجرم اصلیه

تو عمارت ون هوا نمرده

از یه راه مخفی فرار کرده

لباس همه ی جنگجویان مومی با فسفر پوشیده شده بود

واضحه که خواستن ساکتشون کنن

اونایی که عمارت ون هوا رو اتیش زدن

با اتیش سوزی چینگ ژو ارتباط دارن؟

منم دارم تحقیق میکنم

چرا ژانگ یین چینگ ژو رو اتیش زده؟

بعد از جنگ چینگ ژو

من از کار برکنارش کردم

از اون موقع کینه به دل گرفته

اگه میخواست شما رو بکشه

میتونست خیلی از جنگجویان مومی مثل من رو

بفرسته تا حلش کنه

چرا باید صدهزار نفر از

مردم بیگناه چینگ ژو رو قربانی کنه؟

منم میخوام دلیلشو بدونم

اگه میخواست بکشتم خب اینکارو میکرد

چرا باید ارتش بیگناه وی بی رو قربانی میکرد؟

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت پنحم=

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.