All language subtitles for سریال چینی منو بکش یا عاشقم شو قسمت 3 با زیرنویس فارسی

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت سوم=

♪هر دوی ما مثل نوری کم سو هستیم♪

♪یعنی زمان ما رو پاک میکنه؟♪

♪اونایی که در سکوت توی سایه محو میشن هم♪

♪آرزوی زندگی ای زیر نور درخشان خورشید رو دارن♪

♪چطور میتونم از شر چنگال سرنوشت خلاص بشم؟♪

♪کیه که داره تو گوشم زمزمه میکنه♪

♪که سرنوشت من چیزی جز شکست نیست؟♪

♪پس منو بسوزون♪

♪لجاجتم رو به آتیش بکش♪

♪ تلخی مواج و♪

♪اشک های گرمم رو♪

♪هیچ کس نمیدونه که♪

♪گرفتار شدن در گذشته♪

♪سکوتی در تاریکی♪

♪و اون نور کمرنگ بلاخره♪

[منو بکش و عاشقم باش]

♪تبدیل به اتشی برای تولد دوباره میشه♪

[قسمت سوم]

[عمارت تینگ یون]

زیبارو

برادر سوم

اوه برادر بزرگه ست

دستات خیلی نرمه ها

هیچوقت دست از

شیطنت برنمیداری

ولیعهد،یکم چای میل بفرمایین

سرورم

چای خماری

لیان شیو

تو اونی بودی که اون روز منتظر مادر بودی، نه؟

ولیعهد،واقعا هیچی رو فراموش نمیکنین

این سالها خیلی از برادرم خوب مراقبت کردی

خسته نباشی

ممنونم،ولیعهد

میتونی بری

وقتی بچه بودیم

یواشکی شراب میخوردیم

مادر تنبیهمون کرد تا تو تالار اجداد زانو بزنیم

همیشه لیان شیو برامون چایی دم میکرد تا بیدار بمونیم

این من بودم که همیشه وحشی و سرکش بودم

و اغلب مادرو عصبانی میکردم

درنهایت هم

من بودم که باعث مرگ مادر شدم

خوشبختانه تو بودی که تا زمان مرگش

همراهش باشی

ما باهم بزرگ شدیم

مادر منو مثل پسر خودش میدونست

من فقط به وظیفه ام عمل کردم

برادر سوم

این نسخه دارو رو

از یه طبیب خیلی مشهور گرفتم

برای ترمیم استخوان های شکسته بهترینه

دارو اماده ست. امتحانش کن

...این پای من

نفرین شده

خوب نمیشه

این چطوره؟

بعد از مراسم اتحاد

به پدر میگم یه اقامتگاه

گرمتر بهت بده

سرمای جینگ بی

برای پاهات خوب نیست

اگه واقعا میخوای بهم کمک کنی

پس بذار تو ژائو جینگ بمونم

زمین های ژائوجینگ در حال پرورشن

همینطور تو

اگه وقت داشتی

میتونی بیای دیدنم

اینجوری عالی میشه

کمان طلوع خورشید؟

اینجا هیچی عوض نشده

کمان طلوع خورشید هنوز اینجاست

تو دهمین سال دوره ژائومینگ

سر شکار لوشان

من با اسب گم شدم

و این حال این کمان گرانبها رسید به تو

اون موقع تو فقط سخاوتمند بودی

راستش هرجور بخوایم حساب کنیم

باهم برابریم

چرا همیشه میذاری من برنده بشم؟

مزخرفه

تو الان ولیعهدی

از این به بعد

دیگه لازم نیست اینکارو کنی

این‌که فقط به‌خاطر این‌که مثل بقیه توانایی جسمی ندارم

باهام مثل بچه‌ها رفتار می‌کنی، یکم تحقیرآمیزه

تو مراسم اتحاد

میذارم دوباره برنده بشی

شنیدم از یکی از زیباروهای شی ین خوشت اومده

کی هست؟

نمیخوام کسی که

برای تو عزیزه رو بگیرم

برادر بزرگه

اون زنه میخواد بهم اسیب بزنه

اگه میخوایش میتونی داشته باشیش

اگه بکشیش که چه بهتر

بکشمش؟

میخواد بهت اسیب بزنه؟

چه خبر شده؟

اون زیبارویی که میگی

دلمو بدجوری به درد اورده

با این حال تسلیمم نمیشه

نظرت چیه،باید بمیره؟

اگه چیز دیگه بود

باهات موافقت میکردم

اما موقع شوخی و مسخره بازی

نباید جون مردمو به خطر بندازی

این مراسم خیلی مهمه

پدر خیلی براش ارزش قائله

خیلی خب

پدر سرزنشم کرد حالا هم تو

اصلا بهتره تو ژائو جینگ نمونم

رو مخمه

خیلی خب. دیگه نمیگم

خوب استراحت کن

برادر بزرگه مراقب خودت باش

[لوح یادبود یانگ دونگ هو، معاون ژنرال ارتش وی بی ینِ بزرگ]

کار اوناست

میدونم

کار اونجاست

خودم دیدم

اونا بودن که اتیشو راه انداختن

لیاقتشون مرگه

بکشینشون

به جونم قسم میخورم

حتی یدونه از سربازای وی بی هم جرات اتیش سوزی رو ندارن

اول بیاین اتیشو خاموش کنیم

بکشینشون

نذارین بره

ارتش وی بی اتیش راه ننداخته

با چشمای خودم دیدم

اول اتیشو خاموش کنین

اول اتیشو خاموش کنین

همگی اروم باشین

اروم باشین

صبرکن

رو مردم شمشیر نکش

یانگ

یانگ

یانگ

سرورم

ولم کن

سرورم خطرناکه

ولم کن

یانگ

بریم

یانگ

[لوح یادبود یانگ دونگ هو، معاون ژنرال ارتش وی بی ینِ بزرگ]

[لوح یادبود وو هه، افسر ارتش وی بی ینِ بزرگ]

[لوح یادبود هوانگ چینگ، نگهبان ارتش وی بی ینِ بزرگ]

[لوح یادبود ژانگ وو تیان، افسر ارتش وی بی ینِ بزرگ]

اونا میدونستن که ارتش وی بی خیلی منضبط هستن

و هیچوقت به بقیه اسیب نمیزنن

برای همین مردم چینگ ژو رو به محاصره اردوگاه تحریک کردن

این بار

دیگه رحم نمیکنم

ارتش وی بی

ارتش درست کاریه

ین بزرگ

عدالت رو براتون اجرا میکنه

مراسم اتحاد فردا اخرین فرصتته

تو اتیش سوزی چینگ ژو

چه اتفاقی افتاده؟

کسل کننده

اصلا نترسیدی؟

چرا اینجایی؟

باید یه تصمیمی بگیرم

اینکه انجام بدم یا نه

نمیدونم کدومو انتخاب کنم

من بخاطر انتخابا خیلی ذهنم مشغوله

از وقتی بچه بودم هرچی که باید درموردش تصمیم میگرفتم رو

همیشه پدرم برام تصمیم میگرفت

اما نگران نباش

اینجا منتظرم بمون

اگه انتخابی نیست

پس بیا دعا کنیم

امیدوارم امپراتور ین بزرگ خیلی مهربون باشه

و دعوامون نکنه و کتکمون نزنه

اگه مثل برادرم باشه که چه بهتر

فراموشش کن

هیچکس هیچوقت

نمیتونه شبیه به اون باشه

تا وقتی امپراتور ادم نکشه

عین اون مرتیکه فلج،من مشکلی ندارم

ببین قبول شد

این برکته

این واقعیه؟

هیچوقت بازی نکردی؟

عالیه

اولین ارزوها همیشه جواب میدن

امتحان کن

شاهدخت

شاهدخت

عالیجناب دارن برمیگردن

فهمیدم

تو خودت امتحان کن

حالا میدونم باید چیکار کنم

پدر،مادر

برام دعای خیر کنین

[عمارت چنگ شی]

ارباب یوئه چین

[یوئه چین،شاهزاده ی شی ین]

زی گو از حبس متنفره

یه خدمتکار آشنا به آداب ین رو پیدا کن

که تو قصر راهنماییش کنه

اوه

عود رو عوض کردی؟

زی گو با عطری که براش اشنا باشه بهتر میخوابه

اگه عطرش براش اشنا باشه

شاید بهتر خوابش ببره

خیالتون راحت باشه

دیروز عود رو براشون اماده کردم [شو مو]

و همینطور

همه چیز رو طبق سلیقشون ترتیب دادم

می لین

صبر کنین عالیجناب

گره چینگ ژوئه

طلسم مردم چینگ ژو

می لی

واقعا تویی؟

عالیجناب

واقعا خودش بود؟

زیباروها

از جمله تبعیدیای شی ین از چینگ ژو هستن

بقیه هم گره چینگ ژو رو میشناسن

عالیجناب

وقت رفتنه

شاهدخت منتظرن

کاردستی برادر بی نظیره

عالیجناب حتما خیلی تلاش کردن

زی گو

برادر (آشیونگ)

برادر

برادر

دلم برات لک زده بود

برادر،ببین

الان دیگه بزرگ شدم

دیگه اون پری کوچولوی همیشه گریون نیستم

اما هنوزم به نظر من

خود تو از همه دوست داشتنی تره

برادر

میگن بعد از مراسم اتحاد

قراره برگردی شی ین

تا وقتی که تو جات راحت نباشه و

همه چی تموم نشه

من جایی نمیرم

اگه هیچوقت جام راحت نباشه چی؟

من نمیتونم تا ابد مراقبت باشم

امپراتور ین بزرگ

همینجوری ادم میکشه؟

نه

اون حاکم عاقلیه

نیازی به نگرانی نیست

پس حداقل خوشتیپه؟

فراموشش کن

خوشتیپ باشه یا نه بازم یه پیرمرده

برادر

دختری هست که دوسش داشته باشی؟

تو چی ،زی گو؟

زی یو همیشه منو مسخره میکرد

میگفت هیچکس جرات نمیکنه اینو بگیره

الان بنظر میاد حق با اون بوده

منم حتی نمیدونم که

داشتن یه ادم خاص تو زندگیت چه حسی داره

چیزی که هرروز بهش فکر میکنی

و هرشب خوابشو میبینی

برادر

تو کسیو تو دلت داری؟

بهم بگو، اون کیه؟

میترسم تو این زندگی سرنوشتم

این باشه که دلتنگش بمونم

زی گو

فردا بعد از مراسم اتحاد

تو میشی صیغه ین از ین بزرگ

اینکه اون دستبند یشمی رو به کسی ندادی

هم یه حسرته هم یه برکت

قوانین قصر پیچیده ان

...یه قدم اشتباه کنی

به شی ین اسیب میرسونم

میدونم

نه،به خودت اسیب میزنی

شی ین برای اتحاد به شاهدخت نیاز داره

تا از صلح با سلسله ی ین مطمئن بشه

اما تو هیچی به شی ین بدهکار نیستی

منتظر بمون

این خنجری نیست که مادر بهت داده برادر؟

حالا

دیگه مال توئه

اگه یه روزی

با دو راهی روبرو شدی

امیدوارم که

محافظت از خودتو تو اولویت بذاری

مادر دوست نداره از سلاح استفاده کنم

تو دیگه بزرگ شدی زی گو

و باید یاد بگیری از خنجر استفاده کنی

[قصر سلطنتی]

شاهدخت زی گو از شی ین به امپراتور ین بزرگ ادای احترام میکنه

امیدوارم اعلیحضرت عمری طولانی و با عزت داشته باشن

حکم

به شاهدخت زی گو از شی ین

سلطنتی و فروتن

ملایم و برازنده

عاقل و محتاط

در رفتار با فضیلت

و مناسب قصر داخلی

به همین ترتیب

به عنوان صیغه ین منصوب شده

و اقامتگاهی در کاخ فانگ هوا به اون عطا میشود

طبق حکم عمل کنین

پایان اعلام حکم

حالا، ین بزرگ و شی ین

باهم پیوند هماهنگی دارن

امیدوارم مردم هر دو سرزمین

مثل یه خانواده تو

صلح و شادی ابدی زندگی کنن

زنده باد اعلیحضرت دانا

[قصر تای چی]

[قصر تای چی]

بیست صندوق سفال لاکی

شش عدد طاقچه یاقوت کبود طلایی شده جدید

ده جفت جام عقیق به شکل سر حیوانات

ده شیشه شیر مادیان تخمیر شده

ده شیشه شراب یانگ پولی

ده هو مروارید دریای شرق [*واحد حجم چین باستان]

دو بادبزن لیولی دم ققنوس [* لعاب رنگی سنتی چینی]

بیست اسب فرغانه

دو بطری معجون دانه اشک قرمز خنثی کننده سم

هجده قبیله شی ین به صیغه ین برای تبریک ازدواجشون اعطا میشه

صیغه ین، از راه دوری اومدی

از اشپزای سلطنتی خواستم که

برات بامبوی شی ین درست کنن

تا دلتنگیت برای خونه رو فراموش کنی

خب

...اعلیحضرت

صیغه ین، نیازی به تشریفات نیست

ممنونم اعلیحضرت

امروز روز شادیه

تمام افراد قصر باید جشن بگیرن

نیازی نیست جلوی خودتونو بگیرین

اولین گروه از زیبارویان بیان جلو

زیبارویان شی ین [همسر نجیب یین]

همه فوق العاده زیبا هستن

وصلت زیباروهای شی ین با مقامات

به نوعی خدمت به صلح بین مردمه

از اونجایی که کاخ شرقی مسئول قبایل نجیب زاده ست

ولیعهد باید اولین نفر انتخاب کنه

ممنونم پدر

اسمت چیه؟

عالیجناب ولیعهد

اسم من می لین هست

از روی ویژگی هات انگار شبیه به ما هستی

من تو مرز

شی ین-ین بزرگ به دنیا اومدم

و تو قلمروی ین بزرگ، بزرگ شدم

به کاخ شرقی خوش اومدی

بیا،این آویز یشمی رو بگیر

صبر کنین

...برادر سوم،تو

پسرم

...پات

پام خوب شده

پدر

این زیبارو خیلی نظرمو جلب کرده

ترسیدم که برادر اول انتخابش کنه

برای همین با عجله بلندشدم

تا از حقم دفاع کنم

خبر خوبیه

اما بازم باید بذاری طبیب ژانگ معاینه ات کنه

بله پدر

تو مقصر واقعی اون قتل عام نیستی

من مدرک دارم

نجاتم بده

پسرم

اعلیحضرت

اعلیحضرت خیالتون راحت باشه

خوشبختانه شاهزاده جینگ زره طلایی ابریشمی به تن داشتن

این واقعاً کار خدا بود

که معجزه شد و جونشون نجات پیدا کرد

آروم

پدر

من حالم خوبه

فقط چندتا خراشه

اما من

شوکه شدم

برادر سوم

تو میتونی راه بری

اما از صندلی استفاده کردی

این میتونه

یه جرم برعلیه حکومت باشه

پدر

برادر بزرگ

من چاره ای نداشتم

با اینکه یه مرد فلجم اما بازم قاتلا میومدن سراغم

شک دارم اگه دوباره کامل سرپا بشم

دیگه نتونم

مدت زیادی رو زنده بمونم

خوشبختانه اماده بودم و

همین این دفعه نجاتم داد

پسرم

تمام این سالها

تو جینگ بی عذاب کشیدی

حالا که میتونی رو پات وایسی عالیه

اون زمان فکر میکردم

دیگه پاهات خوب نمیشن

طبیب گفت

فقط با شکستن دوباره و جا انداختن پاهاتون

دوباره میتونین سرپا بشین

خدایان بهت لطف کردن

واقعا خوش اقبالی

هیچوقت انتظار نداشتم

که زیباروی شی ین

که اونجوری اغفالم کرد

فقط میخواسته منو بکشه

پدر

چجوری میخواین به حسابش برسین؟

نگران نباش

خودم شخصا

بهش رسیدگی میکنم

اول باید حالت خوب بشه

پدر

مردم شی ین ازم متنفرن

اما جرات ندارن مستقیما بهم اسیب بزنن

و این اتحاد رو بهم بزنن

...منظورت اینه که

تو دربار

یکی میخواد ازشون استفاده کنه

تا از شر من خلاص بشه

به کی شک داری؟

بین تمام ادمای دربار

فقط شما،برادر بزرگ

هیچوقت بهم اسیب نمیزنین

پدر

میخوام که

کاخ شرقی تحقیقاتی انجام بده

پسرم

این به شی ین مربوطه

با احتیاط انجامش بده

خیالت راحت برادر سوم

کسی که پشت این قضیه ست رو

برات پیدا میکنم

[زندان سلطنتی]

عالیجناب نگران نباشین

بعد از مواجهه با این ابزار شکنجه

هیچ کس با اسرار دست نخورده

اینجا رو ترک نمیکنه

عالیجناب

وزیر ژانگ خیلی وقته که بیرون منتظرن

میگن که این زن ارتباطی بهش ندارن

اگه این زن مامور اون نیست

پس حتما مال برادر سومه

ده سال شده

شاهزاده جینگ هنوزم از این ترفند جراحت ساختگی استفاده میکنن

تا ثابت کنن مدرکی به جز

سم مو می ندارن

اتفاق چینگ ژو بی نقص بوده

حتی اگه ده سال دیگه ام بگذره

بازم شاهزاده جینگ مدرکی علیه شما پیدا نمیکنن

به ژانگ یین بگو کاری نکنه

حالا هم برو برادر سومو خبر کن

چشم

تو مقصر واقعی اون قتل عام نیستی

من مدرک دارم

نجاتم بده

اون حتی عمدا زره طلایی رو سوراخ کرد

اما بازم منو نجات داد

سرورم

سرورم

دارو دیگه سرد شده

چینگ ین

ممکنه سرنخی وجود داشته باشه؟

سرنخی که ما متوجهش نشده باشیم؟

حتی اگه باشن هم

هیچکس ولیعهد رو لو نمیده

اینهمه سال تلاش کردیم

و فقط تونستیم به ژانگ یین برسیم

اگه عالیجناب اون مشاور کاخ شرقی رو میون اوباش نمی‌شناختن

هرگز فکرشم نمی‌کردیم که

ولیعهد

پشت آتش‌سوزی چینگ ژو باشه

حالا اقدام به قتل می لین هم

سم مو می رو در معرض دیدش قرار داده

در نهایت هم به جنگجوهای مو می ژانگ یین میرسه

تمام کاری که باید بکنیم

اینه که منتظر بشیم ژانگ یی حرکتشو بزنه

اگه می لین رو ساکت کنه

متهم به ترور میشه

اونم نمیتونه این اتهام رو تحمل کنه

برمیگرده سمت ولیعهد

و ولیعهد

از خودش محافظت میکنه

و ژانگ یین رو کنار میزنه

ژانگ یین هم چاره ای واسش نمیمونه

جز متهم کردن کاخ شرقی

هرچند اعترافش

ولیعهد رو سرنگون نمیکنه

اما بذر شک و شبهه رو

تو دل پدرمون میکاره

اونوقت دلیلی

برای تحقیق اشکار حادثه چینگ ژو داریم

یکی گزارش داده

که ژانگ یین ساعتها بیرون زندان منتظر مونده

اما اصلا ولیعهد رو ندیده

ژانگ یین به جای وفاداری به سود اهمیت میده

وقتی بهش لطف کنن

مثل سگ دم تکون میده

اما وقتی بهش خیانت بشه

میشه یه سگ هار و وحشی

ولیعهد قبول نمیکنه ببینتش

قطعا خودش

می لین رو ساکت میکنه

عالیجناب

ولیعهد میخوان شما رو تو زندان ببینن

بنظر میاد برادر بزرگ حدس زده که

می لین طعمه ایه که خودم گذاشتم

مثل همیشه عالیجناب،راهبردتون جواب داده

فرقه ی سایه برای بدست اوردن

حقیقت های گذشته به وجود اومده و

حالا نقشه ی مو می رو

اجرا میکنه

فقط می لین سم مو می رو تحمل میکنه

حتی زیر شکنجه هم

تنها به ژانگ یین میرسه

اعتراف کرد؟

نه

حتی یه کلمه ام نگفته

عجله ای نیست

وقتی همه چیو تجربه کنه

حتی اراده ی آهنینی که داره هم میشکنه

با این ابزار شکنجه ای که داریم

هر رازی که پنهان میکنه رو

هرجور بخوایم برملا میکنیم

چه حرف بزنه چه نزنه

هرچیم که بگه

دیگه اهمیتی نداره

درست میگی

با وجود این شکنجه

بازم یه کلمه حرف نزده

این یه چیزی رو اثبات میکنه

درست میگی

اون فقط یه زیباروی عادی از شی ین نیست

بلکه یه قاتل اموزش دیده ست

نشانی که روی بازوشه

سرنوشتش که تو دستای سم مو می هست رو نشون میده

از کجا انقدر واضح درموردش خبر داری؟

بدست آوردن سم کار سختی نیست

اما اینکه کی بهش دادتش

این دیگه فقط رازیه که خودش میتونه برملا کنه

چرا هنوز حرف نزدی؟

منتظر پادزهری؟

اربابت گولت زده

پادزهری درکار نیست

کی بهت دستور داده به شاهزاده جینگ حمله کنی؟

حرف بزن

کسی بهم دستور نداده

صبر کن

بگو چی میخوای

و یه مرگ راحت نصیبت میشه

یه مرگ راحت

یعنی رحم کردن

اما بعد از اینهمه عذابی که کشیدی

چطور میتونم بهش رحم کنم؟

اگه مرگ راحتی بهش بدم

چطوری باید به پدر جواب بدم؟

من

...نمیتونم بمیرم

تلاش برای ترور تو دربار

فقط به اعدامت ختم میشه

از اولش

مهره ی کسی بودی

و وقتی شکست خوردی مردی

اینکه تصور دیگه ای داشته باشی یعنی احمقی

برادر وقتتو براش هدر نده

اون چیزی که دنبالشی رو بهت نمیده

اون فقط یه ابزار ساده ست

که هیچی از اربابش نمیدونه

[عمارت شاهزاده جینگ]

وزیر ژانگ

نمایشی که برات ترتیب دادم

چطور بود؟

عالیجناب متوجه نمیشم

لطفا واضح بگین

تو چهاردهمین سال دوره ی ژائو مینگ

وقتی برای اولین بار همو دیدیم

فقط یه افسر کوچیک مرزبانی بودی

حالا یه دهه گذشته

وزیر دفاع شدی

تو ده سال 6 مقام بالاتر اومدی

بهم بگو

از چه ستاره ی اقبالی استفاده میکنی؟

من لایقش نیستم

همش به لطف

کارای قهرمانانه ی شما تو چینگ ژو هست

وقتی جنگ چینگ ژو شروع شد

شما منو بخاطر بزدلی اخراج کردین

اما وقتی ارتش وی بی شکست خورد

من نجات پیدا کردم و ثروتی بدست اوردم

با این حال من،به عنوان ژنرالشون،هنوز زنده ام

ارتش وی بی بیخود این شرمندگی رو تحمل نکردن

هر ستاره ی اقبالی هم که داشته باشی

وقتی همه چی سر و ته بشه

کارت به جای بدی میکشه

به عنوان کسی که ازش متنفرم

حدس بزن چه اتفاقی برات میوفته

عالیجناب

متوجه نمیشم

لطفا واضح بگین

اون یه زیباروی عادی نیست

یه جنگجوی کشنده با سم مو میه

جنگجویان مو می

تو چینگ ژو باهاشون

روبرو شدم

عالیجناب

من ارتباطی با این زن ندارم

روش هایی که زندان ازشون استفاده میکنه

خیلی تاثیر گذارن

اما ترور یک شاهزاده

حتی اربابت هم نمیتونه

عواقبش رو تحمل کنه

اگه اوضاع برای حامیت بد پیش بره

سرنوشت توام معلومه

یا ساکتت میکنن

یا گوشت قربونی میشی

میدونی که من یه بهترین افرادمو از دست دادم

پس اینکه زنده بمونی یا نه

بستگی به حال من داره

♪هر دوی ما ♪

♪مثل نوری♪

♪کم سو هستیم♪

♪یعنی زمان ما رو پاک میکنه؟♪

♪اونایی که در سکوت توی سایه محو میشن هم♪

♪آرزوی زندگی ای زیر نور درخشان خورشید رو دارن♪

♪چطور میتونم از شر چنگال ♪

♪سرنوشت خلاص بشم؟♪

♪کیه که داره تو گوشم زمزمه میکنه♪

♪که سرنوشت من چیزی♪

♪جز شکست نیست؟♪

♪پس منو بسوزون♪

♪ترسهام رو به آتیش بکش♪

...جا

...ودا

...نه

...جا

...ودا

...نه

چی گفتین سرورم؟

حواست باشه

ژانگ یین به زودی سعی میکنه که ساکتش کنه

میترسم می لین دووم نیاره

من روشای این زندان رو دیدم

...تاندوناشون رو میکشن،پوستشونو میکنن

اون تحمل میکنه

سالها اموزش دیده

اونم فقط برای این روز

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت سوم=

♪باد گل های بهاری رو بهم میریزه♪

♪رویایی که کل شب مملو از غم بود♪

♪افکار پریشان در اسمان پرستاره از هم میپاشن♪

♪اگه سرنوشت انقدر غیرقابل تحمله♪

♪توی گل فرو رفته ام♪

♪عشق مثل بی پناه افتادن تو پرتگاهه♪

♪اگه زندگی یه غم از پیش تعیین شده ست♪

♪عشق سرگردانی بی پایانی به دنبال داره♪

♪جایی درقلب که راه برگشتی نداره♪

♪یه امید واهیه،یه توهم♪

♪یه نور متمایز♪

♪اگه زندگی یه غم از پیش تعیین شده ست♪

♪عشق سرگردانی بی پایانی به دنبال داره♪

♪جایی در قلب که راه برگشتی نداره♪

♪یه امید واهیه،یه توهم♪

♪یه نور متمایز♪

♪اگه زندگی یه غم از پیش تعیین شده ست♪

♪عشق سرگردانی بی پایانی به دنبال داره♪

♪جایی در قلب که راه برگشتی نداره♪

♪یه امید واهیه،یه توهم♪

♪یه نور متمایز♪

♪یه امید واهیه،یه توهم♪

♪یه نور متمایز♪

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت سوم=

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.