Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
!جوكر! جوكر! جوكر
!و حالا بدون هیچ معطلی... جوكر
♪ چیزی كه دنیا الان نیاز داره ♪
♪ عشقه، عشق لطیف ♪
♪ این تنها چیزیه ♪
♪ كه خیلی كمیابه ♪
♪ چیزی كه دنیا الان نیاز داره ♪
♪ عشقه، عشق لطیف ♪
♪ نه فقط برای بعضیا، بلكه برای همه ♪
.برام تعریف كن
♪ خداوندا، دیگه كوه نمیخوایم ♪
♪ كوه و تپههای كافی هست ♪
♪ برای بالا رفتن ♪
♪ دریا و رودخانه اندازهی كافی هست ♪
♪ برای عبور ♪
به اندازهای ♪ ♪ که تا آخر بس باشه
♪ چیزی كه دنیا الان نیاز داره ♪
♪ عشقه، عشق لطیف ♪
♪ تنها چیزیه كه ازش ♪
♪ خیلی كمه ♪ - ♪ خیلی كمه ♪ -
چیزی كه دنیا الان نیاز داره عشقه ♪ ♪ عشق لطیف
تقتق
.صبح به خیر قربان
.هیچ آمارش خوب نیست
!برپا
.بریم، بلند شین
.بریم بچهها .بیاین نمایش رو شروع كنیم
!یالا! یالا
.زودباش، از تخت بیا بیرون
.بریم، پاشو
.این كثافت كاری رو تمیز كن
.هی جكی، كمك میخوام
.یه چیزی تنت كن
دیاز، چه مرگته؟
امروز برام جوك داری؟
!حركت كن
.خیلی خب .یالا. بریم بچهها
.گمشو تكون بخور .تكون بخور
.منو امتحان نكن والترز
.زودباشید بچهها
.بخوابونیدش روی زمین
.گمشو تكون بخور، بولاك
!فاكیو
!گمشید از سلولم بیرون
!راحتم بذارید
هی آرتور، امروز دیوونهای یا نه؟
.امروز نمیخوام بیام بیرون
.F ببرینش بخش
.امروز نمیخوام بیام بیرون
.امروز برات روز بزرگیه .بهتره لبخند بزنی
!دستتونو بكشید
.بیا دوباره این بازی رو نكنیم، بینی
!خفه شو
.بریم آرتور
.زودباش فلك
نمیخوام اگر دیر برسی .وكیل شیكت منو مقصر بدونه
،میدونه چقدر منو دوست داری درسته؟
هی فلك، امروز جوك داری برامون؟
آره، مدتی شده، مگه نه؟
.حركت كن
.خط مستقیمو برو
!بریم
.بكش عقب كِن
...آروم، آروم .برو جلوی صف
.فلك. نوبت فلكه، عزیزم
.هی، توی صف بمون
.آره، شنیدی چی گفت
.هی، هی، هی، برو عقب
!این عجیبغریب گازم گرفت
.برو
.از وقتی اومده اینجا فقط لبخند زده
ولی امروز، یهویی، موران رو گاز میگیره؟
.چون هیچكس موران رو دوست نداره
،هشت سال توی بیمارستان گاتهام بود .قبل از اینكه بیاد اینجا و هنوزم موقتیه
،هی فلك امروز جوك داری برامون؟
.من قبلاً ازش پرسیدم
.من یه جوك برات دارم
یه نفر سگش میمیره، درست؟ .و واقعاً این سگو دوست داشت
بنابراین میره كلیسا و از پدر مولكی درخواست میكنه
.اگر میتونه براش یه مراسم ختم بگیره درست؟
.و مولكی میگه: اوه، نه
متأسفم پسرم، ما نمیتونیم .برای یه حیوان توی كلیسامون مراسم بگیریم
ولی شرط میبندم ...اگر بری پیش دامپزشك شهر
.اون میتونه این كارو برات انجام بده متوجهای؟
.خدا لعنتت كنه آرتور
.بنابراین طرف میگه: خیلی ممنون پدر
و میگه: فكر میكنی دو هزار دلار برای مراسم كافی باشه؟
...پدر مولكی بهش نگاه میكنه و میگه
چرا بهم نگفتی سگت كتولیك بوده؟
ها؟
.تمیز كن خودتو
این جوك رو دوست داشتی آرتور؟
.بریم
"چرا نگفتی سگت كتولیك بوده؟"
«جوکر: جنون مشترك»
ترجمه و زیرنویس: علیرضا alirezaa92@ymail.com
.اطراف رو نگاه كن آرتور
.اون نصف دیگه اینجوری زندگی میكنن
همش مال تو میشد .اگر پنج نفر رو نكشته بودی
.یه نفرم توی تلویزیون ملی
♪ وقتی داستان زمینیت به پایان میرسه ♪
این دیگه چه كصشریه؟
♪ به شادی اونا ملحق میشی؟ ♪
♪ آیا حلقه شكسته میشه؟ ♪
.برو اونور. احمق
.هی
.زودباش. مرتیكهی روانی
،خدای من نمیتونستین براش یه چتر بگیرین؟
،اوه، دست بردار وكیل جان
.میدونی نمیتونیم به این پسرا چتر بدیم - .به صلاح خودشونه -
.حرفاتونو واسه خودتون نگهدارین .خیس آب شده
،خب این قوانین ماست وكیل جان ...ولی
.اگر بخوای من میشكنمشون
.شرط میبندم میشكنی
.راستی قابلی نداشت .برات تمیزش كردیم
...بشین
.اینجا آرتور
.امروز با دكتر بیتی جلسه داریم اونو یادت هست؟
این دفعه ازت فیلم میگیره
كه توی جلسهی صلاحیتِ .هفتهی آینده نشونش بدیم
.اگر تو رو سالم تشخیص بدن
،كه تشخیص هم میدن، همیشه میدن
.اون وقت میریم دادگاه
باید توی یه بیمارستان واقعی باشی .با دكترای واقعی
،نه این دپارتمان زندانها .با این گندهلاتهای مزخرف
دكتر بیتی فكر میكنه
كه اون اتفاقاتی كه توی بچگیت برات افتاده
.باعث یه جدایی شده
...این شكاف توی وجودت
.كه بهت كمك كرده دردتو تحمل كنی
بر این باوره تو یه نفر دیگه داری .كه درونت زندگی میكنه
و یه آدم دیگه بوده .كه مرتكب اون جنایتها شده
متوجه میشی یعنی چی آرتور؟
،امروز چندتا سوال ازت میپرسم آرتور باشه؟
ممكنه بعضی چیزا رو یادت نیاد؟
یا در مورد كارایی كه كردی گیج باشی؟
من اینجا هستم .تا بهت كمك كنم بفهمی چی شده
آرتور، من اینجا نیستم .كه فقط برای دفاع كردن ازت كمك كنم
.بخاطر تو اینجا هستم
ولی برای اینكه بتونم كارمو انجام بدم .باید باهام روراست باشی
منطقیه؟
میتونم یه سیگار بكشم؟
.البته كه میتونی
،بیا با اولین اتفاق شروع كنیم باشه؟
اون سه نفری كه توی مترو بهت گیر دادن و اذیتت كردن
احساس كردی یه چیز دردناكو تحریك كردن؟
از گذشتت؟ از بچگیت؟
چیزی از اون ماجرا یادت میاد؟
از هوش رفتی؟
نورهای شدید دیدی؟
.اوكی
در مورد موری فرانكلین چطور؟
اگر چیزی .در مورد اون شب یادت میاد تعریف كن
.موزیك
.خوبه .آرتور، این خوبه
من میتونم بگم چی از اون شب یادمه؟
یادمه... تو اومدی بیرون .و مثل جوكر لباس پوشیده بودی
...و یادمه كه جوكر
.داشت با اون موزیك میرقصید
درسته؟
.من واقعاً بند اونو دوست داشتم
من و مامانم .همیشه باهم برنامه رو تماشا میکردیم
اونم موری فرانكلینو دوست داشت؟
.چقدر خوشتیپه
.اون دندونای سفیدشو نگاه كن
این صدای مادرت بود؟
اغلب صدای مادرتو توی سرت میشنوی؟
.همیشه
بعد از مرگش تغییری كرده؟
منظورت چیه؟
...تو
...اون قسمت دیگه از وجودت
...جوكر
بعد از مرگ مادرت بیشتر بیرون میاد؟
با هم زندگی میكردید، درسته؟ توی یه آپارتمان تكخوابه؟
شاید من بتونم .با جوكر راجع بهش حرف بزنم
اون دوست داره با من حرف بزنه؟
.هی آرتور
.آرتور
.میدونی، اون هر كاری میكنه .هر كاری
نگهبانا گفتن .میخوای نشونم بدی بوسیدن چجوریه
.گفتن جوكر بوسکنندهی خیلی خوبیه
.تابحال هیچوقت كسی منو نبوسیده
بیست دلار شرط میبندم .اونو خفه میكنه
.بفرما
.ریكی نمیدونه چی به سرش اومده
.یه لحظه هم درنگ نكرد
.آره، آره
...انگار
.باید باهات صادق باشم آرتور
.فكر نمیكردم عاشقپیشه باشی
میشه یه سیگار بم بدی؟
.چرا كه نه
.اوه، نه، نه، نه داری چیكار میكنی؟
.بدون اینكه جوك بگه، سیگار گیرش نمیاد
.نه، بیخیال اون هنوزم ما رو میخندونه، مگه نه؟
.بهسختی
.هی
اون كلاس موسیقی كه دیدیمو یادته؟
اون روز؟
؟B بخش اون آواز خوندنا رو یادته؟
.من تو رو وارد كردم .هفتهی دیگه میریم
.مزخرفه
برای چی این كارو كردی؟ - .نه، نه -
...رفتم پیش كلرمن، گفتم
.خوب بودی. سزاوارش هستی
به چی فكر میكنه؟ - .آره -
میدونه میتونه .ازش كلی تبلیغ خوب بگیره
.علاوه بر این، گفتم خودمم باهاش میرم
.اوه، خب اینو بگو
.همه چیزو توضیح میده
!آمار .بریم
.صف دو نفره ببندید
.ریكی. بیا رومئو، صف ببند
.بریم. دو نفره .صف دو نفره ببندید
.یالا، بریم
داری جدی میگی؟
.كاملاً جدی هستم
.به كتاب مقدس قسم
.اونقدرا هم سخت نبود
از وقتی كه اون فیلم تلویزیونی رو دربارت ساختن .همه هنوز فكر میكنن یه ستارهای
تو چی آرتور؟
هنوز فكر میكنی یه ستارهای؟
شرط میبندم میكنی، نمیکنی؟
♪ گفتم این زندگیه ♪
.خیلی خب آرتور
♪ این زندگیه ♪ - ♪ این زندگیه ♪ -
♪ این چیزیه كه تمام مردم میگن ♪ - ♪ این چیزیه كه تمام مردم میگن ♪ -
در "آپریل" اوج میگیری ♪ ♪ در "مِی" سقوط میکنی
♪ ولی من نمیذارم این چیزا ناامیدم کنه ♪
چون این دنیای عجیب و قدیمی ♪ ♪ همینجوری میچرخه
،من یه عروسک خیمهشببازی بودم ♪ ♪ یه گدا، یه دزد، یه شاعر
یه سرباز و یه شاه، بالا و پایین ♪ ♪ از اینور به اونور رفتم و رد شدم
♪ و یه چیز رو خوب میدونم ♪
هر بار که خودمو پیدا میکنم ♪ ♪ با صورت زمین خوردم
خودمو بلند میکنم ♪ ♪ و برمیگردم توی بازی
♪ این زندگیه ♪ - ♪ این زندگیه ♪ -
بهت میگم ♪ ♪ نمیتونم انکارش کنم، خیلی وقتا
فکرِ تموم کردنش به سرم زد ♪ ♪ ولی دلم نمیذاره
♪ ...ولی اگه تا جولای هیچی عوض نشه ♪
خودم رو توی کفنِ کرهزمین میپیچم ♪ ♪ و میمیرم
.از تختت بیا بیرون
.اندرسون، بیا، بریم
.كلیفورد، لعنتی
.بریم بچهها، وقت نمایشه
!بیدار شید
.حركت كنید. بریم - .پاشید -
.هی، زودباش. بریم
.قیافتو نگاه كن آرتور
.انگار امروز صبح از توپ شلیك شدی
!خیلی خب، حركت كنید
.امیدوارم بذارن من بخونم
♪ اوه وقتی قدیسها میان ♪
♪ میخوام توی اون جمع باشم ♪
♪ وقتی قدیسها میان ♪
♪ خورشید میدرخشه، بیا شاد باش ♪
♪ خدا منتظره دستتو بگیره ♪
بخون هالولیا ♪ ♪ بیا شاد باش
...صبر كنید، صبر كنید. صبر كنید
گروه، ازتون میخوام .به آرتور فلك خوشامد بگید
خب میدونم عجیبه اینجاست E كه یه زندانی از بخش
ولی بهم اطمینان دادن .بیمار نمونهای بوده، بدون هیچگونه مشكلی
،میدونم این محیط برات غریبه است آقای فلك .یه محیط جدید
ما توی این كلاس .از موسیقی استفاده میكنیم تا كامل بشیم
.تا نیروهای متضاد رو متعادل كنیم
.تركهای... درون خودمونو
تنها چیزی كه ازت میخوام اینه كه بخونی
...اگر .و وقتی كه برای خوندن آماده هستی
.اوكی، بریم
♪ مشكلاتتو فراموش كن، بیا شاد باش ♪
♪ بهتره همه نگرانیهاتو كنار بذاری ♪
♪ بخون هالولیا، بیا شاد باش ♪
.این چطوره؟ اینو امتحان كن
.نه، نه، نه، واقعاً نمیتونم .ببین، من بلد نیستم
.باشه
.اوه، این یكی
واقعاً خودتی؟
.آره، آره، آره - .آره؟ عالیه -
.اون یكی رو میخونم .C آره، آره، گزینهی
دنیا رو روی یه نخ دارم ♪ ♪ نشسته روی رنگینكمون
.عالیه. همینه
♪ اون نخ رو دور انگشتم پیچیدم ♪
عجب دنیایی، عجب زندگیای ♪ ♪ من عاشقم
.اسم من لیه
.سلام
.من آرتورم
.میدونم
♪ من یه آهنگ دارم كه میخونم ♪
♪ میتونم بارونو بند بیارم ♪
خب، یه آدم خوب مثل تو اینجا چیكار میكنه؟
.من پنج نفرو كشتم
.یكی رو زنده توی تلویزیون ملی
تو چی؟
.من خونهی والدینمو آتیش زدم
...در واقع
.شش نفر بود
.هیچكس نمیدونه، اما مادرمم كشتم
.من نباید این كارو میكردم
.مادرم منو بستری كرد
.میگه روانی هستم
گمونم اون فیلم تلویزیونی كه در مورد تو ساختنو .حدوداً ۲۰ باری دیده باشم
آره. خوب بود؟
.اونا نمیذارن من ببینمش
.خوب بود
.خیلی خوب بود
.من توی همون محله بزرگ شدم
من و دوستام .هر روز از اون پلهها میرفتیم مدرسه
.والدینم هم هیچ اهمیتی به من نمیدادن .پدرم بدجور منو كتك میزد
خب حدس بزن چی شد؟
".تقتق"
".ببخشید بچه، پدرت توی تصادف كشته شد"
.ببخشید. خندهدار نبود
.اگر فقط اون دوستا میتونستن الان منو ببینن
،وقتی برای اولین بار جوكر رو دیدم
،وقتی توی برنامهی موری فرانكلین دیدمت
موقع تماشا همش داشتم فكر میكردم
".امیدوارم این یارو مغزشو متلاشی کنه"
.و بعد تو این كارو كردی
،و برای اولین بار توی زندگیم .دیگه احساس تنهایی نكردم
♪ مشكلاتتو فراموش كن، بیا شاد باش ♪
♪ بهتره همه نگرانیهاتو كنار بذاری ♪
♪ بخون هالولیا، بیا شاد باش ♪
♪ آماده شو برای روز حسابكتاب ♪
♪ خورشید میدرخشه، بیا شاد باش ♪
♪ خدا منتظره دستت رو بگیره ♪
♪ ...بخون هالولیا، بیا شاد باش ♪
.هی، جكی
میخوای بدونی بیشتر بابت چی از حضورم در برنامهی موری فرانكلین پشیمونم؟
چی؟
اینكه اول بهش شلیك نكردم .و بعد بذارم ازم سوال بپرسه
این جوك بود آرتور؟
.آره
.كلاً به سبك قدیمی رفتار كردنت بستگی داشت
.مرسی رفیق
.بریم داروت رو بگیریم
بیگناهی به دلیل جنون .برای این پرونده هیچ منطقی توش نیست
.اون پنج نفر بیگناه رو كشته
...جنایات وحشیانهی اون - .هی، فلك -
.توی اخباری - ،توسط هوادارهاش تحسین شده - .نه فقط در شهر ما، بلكه در كل كشور
...خرابكاری، آتشسوزی، دهها میلیون - .قاضی میگه صلاحیت محاكمه رو داری -
.من مطمئن بودم
و هنوز هم حاضرن .بخاطر اون دست به خشونت بزنن
...الان این افراد
بر این باورند آرتور فلك .میشه یه جور... شهید
.خب نیست
آرتور فلك یه هیولاست .كه دقیقاً میدونست داره چیكار میكنه
.آره - .درست گفتی -
.و دفتر ما به دنبال حكم اعدام خواهد بود .ممنون، امروز سوالی جواب نمیدیم
!لعنتی، داداش
.شنیدی فلك؟ حكم اعدام
.میخوان مجازاتت کنن آرتی
چه حسی داره؟
♪ برای یكبار توی زندگیم ♪
♪ كسی رو دارم كه به من نیاز داره ♪
♪ كسی كه خیلی وقت بود بهش نیاز داشتم ♪
♪ برای یك بار، بدون ترس ♪
♪ میتونم برم جایی كه زندگی منو ببره ♪
♪ یه جورایی میدونم كه قوی خواهم بود ♪
♪ برای یكبار میتونم لمس كنم ♪
♪ چیزی رو كه قلبم همیشه رویاشو میدید ♪
♪ خیلی قبل از اینكه بدونم ♪
♪ كسی گرم مثل تو ♪
♪ خوابهامو به واقعیت تبدیل میكنه ♪
♪ برای یهبار توی زندگی نمیذارم غم اذیتم كنه ♪
♪ نه مثل قبل كه اذیتم كرده بود ♪
برای یكبار ♪ ♪ كسی رو دارم كه میدونم ولم نمیكنه
♪ و دیگه تنها نیستم ♪
♪ برای یكبار میتونم بگم این مال منه ♪
♪ نمیتونین ازم بگیرینش ♪ - !بهشون بگو -
تا وقتی كه بدونم عشق دارم ♪ ♪ میتونم دوام بیارم
برای یكبار توی زندگی ♪ ♪ كسی رو دارم كه به من نیاز داره
.ادامه بده آرتور
.ادامه بده رفیق
برای یكبار میتونم بگم ♪ ♪ "این مال منه، نمیتونین ازم بگیرینش"
تا وقتی كه بدونم عشق دارم ♪ ♪ میتونم دوام بیارم
♪ برای یكبار توی زندگی كسی رو دارم ♪
♪ برای یكبار توی زندگی كسی رو دارم ♪
♪ برای یكبار توی زندگیم ♪
.جواب بده آرتور
چه حسی داره؟ ترسیدی؟
!آره، بشون بگو
،نه، نمیتونی هیچ حرفی با خبرنگارا بزنی .حتی اگر كلرمن ازت خواسته باشه
.میدونی كه كل هفته رو بیرون بودن
.برای دیدن من
.میخوان باهام حرف بزنن
.هی، فلك
...قبلاً بهت گفتم، من برنامه چیدم - میتونی كتابمو امضا كنی؟ -
.برای یه مصاحبهی اختصاصی در ماه بعد .درست قبل از دادگاه
باشه، ولی كلرمن ازم خواسته .همین الان یه بیانیه بدم
.امشب گذاشته برم سینما
.میدونی، مثل یه آدم عادی - چه فیلمی؟ -
داری چی میگی؟
.زودباش آرتور
.خیلی خب
.آره، ببخشید. باید برم - ...آرتور، بهت گفتم -
.خیلی خب، بریم
.صبر كن جكی .داره كتابمو امضا میكنه
.سریع انجامش بده آرتور .نمیخوام اول فیلمو از دست بدم
.وقتی اعدامش كنن امضاش كلی میارزه
.آروم باش
.بریم
امیدوارم سرطان بگیری
.موزیكال. موزیكال
خسته شدم .از این مرزهای مصنوعی بین موزیكال و درام
.خب، پس قطعاً نیازی به من ندارین
.چرا، داریم
.چون میتونی بهتر از همیشه باشی
میخوایم كاری كنیم روی صحنهی تئاتر .مثل یه بمب بتركونی
،نه با كلاه و كراوات و لباس رسمی بلكه بعنوان یه هنرمند عالی
.بیا از اینجا بریم - .در اوج تواناییهاش -
.تونی هانتر جدید
.تونی هانتر، ۱۹۵۳ - .نمیتونم. میزنن میكشنم -
.دست بردار .خودت میدونی این چطور تموم میشه
.همه چیز روبهراه میشه - ...شش -
خب، فكر میكنی من كی هستم؟ فكر میكنی اونا كی هستن؟
فكر میكنی تئاتر چیه؟ .همش سرگرمیه
،به من اعتماد كن، هیچ تفاوتی نیست بین ریتمهای جادویی پاهای جاودانهی بیل رابینسون
.قبلاً اینو گفتی - .خیلی خب، خیلی خب -
خب مگه بیل رابینسون چیكار كرد؟ روی پلهها میرقصید، نمیرقصید؟
حالا من از همون پلهها .برای بازی در شاه اودیپوس استفاده كردم
فرقش چیه؟ .هممون بازیگر تئاتریم
یه دلقك درجه سه توی بورلسك نشونم بده .تا یه چیز سرگرمكننده نشونت بدم
...هممون سرگرم
.آهنگو از دست میدی
♪ هر چی توی زندگی اتفاق بیفته ♪
♪ میتونه توی یه نمایش اتفاق بیفته ♪
میتونی بخندونیشون ♪ ♪ میتونی گریهشونو در بیاری
هر چیزی ♪ ♪ هر چیزی ممكنه اتفاق بیفته
دلقكی ♪ ♪ با شلواری كه از پاش افتاده
یا رقصی ♪ ♪ كه یه رویای عاشقانه است
یا صحنهای ♪ ♪ از یه شرور بدجنس
♪ این سرگرمیه ♪
نورها ♪ ♪ روی بانویی با لباس تنگ
یا عروس ♪ ♪ با مردی كنار دستش
یا رقصی ♪ ♪ كه همه چیزشو بهش میده
♪ این سرگرمیه ♪
.حالا میفهمم - داستان میتونه داغ باشه ♪ - ♪ پر از صحنههای جنسی
یه مطلقهی شاد ♪ ♪ كه دنبال شوهر سابقشه
♪ میتونه شاه ایدیپوس باشه ♪ - ♪ جایی كه یه پسر پدرشو میكشه ♪ -
♪ و كلی دردسر درست میكنه ♪
!آتیش
.وحشت نكنین
.آروم، آروم !خونسرد باشید
.آرتور، بریم
!آرتور، زودباش
.آروم، یكییكی
♪ اگر اونا الان منو ببینن ♪
♪ اون گروه كوچیك من ♪
!زودباشید، بریم. برید
لبخندت رو میبینم ♪ ♪ و دیدنش ارزش داره
دلم میخواد این آدمای بدبخت ♪ ♪ ببینن چی دارم
♪ یه رفیق درجه یك ♪
♪ اولین رفیقی كه دارم ♪
تو... تو این كارو كردی؟
.بهت گفتم میخوام از اونجا بزنم بیرون
تو دیوونهای؟
"تنها چیزی كه میتونم بگم اینه "وای ♪ ♪ ببین كجا هستم
امشب یهویی افتادم ♪ ♪ توی یه عالمه خوشبختی
چه موقعیتی ♪ ♪ خدا میدونه اونا هیچوقت باور نمیكنن
♪ اگر دوستام بتونن منو ببینن ♪
.اوه، لعنتی
.بیا، از این طرف
.دارن میان - .بیاین، بیاین، بریم -
دیدی؟ از فیلم بیشتر خوش نگذشت؟
اگر الان میتونستن منو ببینن ♪ ♪ اون گروه كوچیك و خاكی
كه توی این كاخ میلیون دلاری ♪ ♪ دارن قدم میزنن
♪ من دارم با بهترینها معاشرت میكنم ♪
كی گفته ♪ ♪ توی بالاترین سطح جایی نیست
!وو
.بریم
فكر كن كه این مرد معروف ♪ ♪ كه باید بگم ایشونه
دختریو كه نمیشناسه انتخاب كرده ♪ ♪ كه شكی نیست اون منم
چه پیشرفتی، وای ♪ ♪ خدا میدونه اونا هیچوقت باور نمیكنن
♪ اگر رفیقام میتونستن منو ببینن ♪
♪ اگر رفیقام میتونستن منو ببینن ♪ - ♪ منو ببینن ♪ -
♪ اگر همشون میتونستن ♪ - ♪ اگر میتونستن منو ببینن ♪ -
♪ الان منو ببینن ♪
!دستتونو بكشین
!جاكش
.همینطور بخند، عوضی
.آخرین سلول، سمت چپ
میخوای باهام بازی كنی آرتور؟
.دو هفته میری انفرادی
.از اقامتت لذت ببر
♪ دستمو بگیر، اینجا بمون رفیق ♪
♪ راه برگشت به تو رو پیدا میكنم ♪
اینجا و حالا ♪ ♪ میدونم یه جورایی
♪ یه داستان واقعی تعریف میكنیم ♪
توی ذهنمون ♪ ♪ همه چیز خوبه
♪ اگر فقط خودمون دوتا بودیم ♪
♪ شاید بگن ما دیوونه هستیم ♪
♪ ولی من فقط عاشق تو هستم ♪
.رفیقم اینجاست
تو واقعاً اینجایی؟
.آره
.یكی از نگهبانا منو راه داد
.من بخاطر تو هر كاری میكنم
.ولی زیاد وقت نداریم .بیا اینجا
چی؟
بیا. میتونی بلند شی؟
.بیا توی نور
.دارن منو میفرستن خونه
چی؟ چرا؟
.میگن تو روی من تاثیر بد داری
چی؟
.این برامون خوب میشه
.حالا میتونم هر روز توی دادگاهت باشم .تا وقتی بیای بیرون هر روز میتونم ببینمت
و بعدش چی؟
.یه كوه میسازیم
.صبر كن، صبر كن
.لوازم آرایش آوردی
.میخوام خود واقعیتو ببینم
.ببین باهات چیكار كردن
.حالا فقط ما دوتاییم
.باید مصرف داروهاتو قطع كنی
.قبلاً این كارو كردم
میتونی بكنیش داخل؟ - .آره -
در مورد چی میخواد ازم بپرسه؟
.غیر از... اون چیزا
خب احتمالاً دربارهی زندگیت در اینجا ...و
.اینكه واقعاً شرایط اینجا چطوریه
.ممكنه دربارهی لی ازت سئوال كنه - آره؟ -
.اون بیرون خیلی دربارت مصاحبه كرده
.و دربارهی خودش
.خوبه
.میدونی من عاشقشم
.منو میفهمه
.دو دقیقه وقت داری .پدی آماده است
.آرتور
این یه فرصته .كه یه جنبهی دیگه از خودتو نشون بدی
.تا مردم بفهمن واقعاً كی هستی
.و فكر كنم بهتره سیگار نكشی .فكر میكنم باعث میشه بیخیال به نظر بیای
.باشه
باید از این فرصت استفاده كنیم
تا به مردم نشون بدیم .كه تو انسان هستی
باید بفهمن كه مریض بودی .و دچار توهم
.تو جوكر نیستی .تو آرتور فلك هستی
ها؟
.نگران نباش
.عالی خواهی بود
!آرتور
حالت خوبه؟
.هنوزم میتونی كنسل كنی
...خب میخوای آرتور صدات كنم یا جوكر؟
.آقای مایرز، میدونید كه توافق داریم .نمیتونید بهش بگید جوكر
.این آرتوره. آرتور فلك
.هر وقت آماده شدی، پدی
.این الان باید بره
،میتونی از پشت شیشه تماشا كنی .ولی نمیتونی اینجا باشی
.فقط خودت باش
ضبط میكنیم؟ - .ضبط میكنیم -
.دوربینها روشنه
دو سال پیش، اسم آرتور فلك .مثل طوفان به گاتهام برخورد كرد
یه دلقك پارهوقت ساده .و استندآپ كمدین شكست خورده
،فلك پنج قتل وحشتناك مرتكب شد
.در مدت فقط چهار هفته
و حالا، با صدها نفر كه صف كشیدن تا جایی داشته باشن
در اولین دادگاههایی .كه به صورت زنده از تلویزیون پخش میشه
،آرتور فلك، جوكر
،برای اولین مصاحبش اینجا نشسته
در مورد اون شب معروف .در برنامهی موری فرانكلین
،و بله .همهی ما میدونیم چطور تموم شد
.آرتور فلك، خوش اومدی
.سلام
منو برگردون به اون شب روی صحنه .با موری فرانكلین
...چی توی ذهنت میگذشت
وقتی اون اسلحه رو كشیدی و مغزشو متلاشی كردی؟
...خب، پدی
.اون موقع خیلی چیزا توی ذهنم بود
.چیز زیادی از اون شب یادم نمیاد ...من
بیهوش شدم .و فقط نورهای شدید دیدم
برام لحظات سختی بود
كه بخوام تفاوت بین .واقعی و غیرواقعی رو تشخیص بدم
.اوه، دست بردار
تو این كارو .توی برنامهی زنده انجام دادی رفیق
.از این واقعیتر نمیشه
پدی، تنها چیزی كه از اون شب یادمه .اینه كه میخواستم خودمو بكشم
.توی تلویزیون
فكر میكردم موری .داره توی برنامه من نقش بازی میكنه
.ولی بازیگر بدی بود
.بنابراین به چیزی كه سزاوارش بود رسید
،آخرین شوخیت، اگر بشه بهش گفت شوخی «.تو به چیزی كه سزاوارش هستی میرسی»
.این چیزی بود كه گفتی
.این شوخی نیست، خندهدار نیست
،حق با توئه .باید شوخی بهتری میکردم
الان سعی داری شوخ باشی؟
.نه
فكر میكنی سزاوار مرگ هستی؟
.دادستان تقاضای اعدام كرده
همین الان گفتی .میخواستی خودتو جلوی دوربین بكشی
...پس، به ما بگو
هنوزم میخوای بمیری؟
خب اون موقع .قطعاً خیلی راحتتر از زندگی كردن به نظر میاومد
.ولی اون... اون دیگه من نیستم
...اون نیست
.چیزی كه من هستم - .اون واقعاً تو نبودی -
.نه، این درست نیست - .بذار درست متوجه بشم -
.منظورم این نبود - ...پس دفاعت اینه -
«.جوكر بوده كه این كارو كرده» .دفاع از جنون
...اوكی، من .من دربارهی دفاع نمیدونم
،كه این شخصیت جایگزین
این دلقك قاتل درونت .موری رو كشته
من الان دارم با كی صحبت میكنم؟ كدوم یكیتون اینجاست؟
آرتور فلك بیچاره با آیكیوی پایین؟
یا جوكر، كسی كه یه مشت ...اراذل بیمصرف رو تحریك كرده
تو واقعاً اهمیت میدی؟
.نمیدی
.تو دقیقاً عین موری هستی
.عین همه هستی. دنبال جنجالی .برات مهم نیست
.فقط میخوای دربارهی اشتباهاتم حرف بزنی
میخوای دربارهی .كارایی كه قبلاً انجام دادم حرف بزنی
.نه دربارهی اینكه الان كی هستم
.نه اینكه الان چقدر تغییر كردم
این چیزیه .كه باید دربارش حرف بزنیم، پدی
.خیلی خب، خیلی خب
.باید یه استراحتی بكنیم - .ما استراحت نمیكنیم -
.خیلی خب
...خیلی خب. پس بهمون بگو
چی تغییر كرده، آرتور؟
.خب بت میگم چی تغییر كرده، پدی
.من دیگه تنها نیستم
.درسته
.اون دختری كه آواز میخوند .شبی كه سعی كردید فرار كنید
.ما نمیخواستیم فرار كنیم - .خانم هارلی كوئینزل -
.شما دوتا اون شب حسابی نمایش دادید
...اوه
اون واقعاً چیز خاصیه، مگه نه؟
.تو بگو
...یعنی فكر نمیكنی همه چیز
یكمی زیادی باشه؟
یكم زیادی؟
اون یه احمقه ♪ ♪ و من اینو نمیدونم
♪ ولی احمق بودن میتونه جذاب باشه ♪
♪ من عاشقم ♪
♪ و اینو نشون نمیدم؟ ♪
♪ مثل یه بچه در آغوش ♪
♪ عشق همون احساس قدیمی غمه ♪
تازگیا ♪ ♪ اصلاً نخوابیدم
♪ از وقتی این نسخهی تقلبی نصفه و نیمه ♪
♪ منو داغون كرد ♪
♪ من دوباره دیوونه شدم ♪
♪ دوباره مسحور شدم ♪
♪ دوباره یه بچهی لوس و نُنر شدم ♪
♪ جادو شدم ♪
♪ ...آزار داده شده و سرگردان ♪
♪ هستم ♪
قلبم رو از دست دادم ♪ ♪ ولی چه اهمیتی داره
اون سرده ♪ ♪ قبول دارم
میتونه بخنده ♪ ♪ و من عاشقشم
♪ هرچند خندش به من بود ♪
♪ براش آواز میخونم ♪
♪ براش بهار میارم ♪
و در انتظار روزی هستم ♪ ♪ كه بهش بچسبم
♪ جادو شدم ♪
آزار داده شده ♪ ♪ ...و سرگردان
♪ .هستم ♪ - .ببخشید. آره، ممنونم -
...برمیگردیم با آرتور فلك
.بعد از پیامهای بازرگانی
دادگاه قتل آرتور فلك .امروز آغاز میشود
معاون دادستان، هاروی دنت در حال آمادهشدن برای صحبتهای ابتدایی است
برای چیزی كه برخی .آنرا "محاكمهی قرن" مینامند
،بعد از ماهها اعتراض ،پلیس در حالت آمادهباش است
خیابانهای اطراف بسته میشود و برای جمعیتی كه ممكن است به هزاران نفر برسد .موانع گذاشته میشود
اگر از من بپرسی، این چیزا زمانی پیش میاد .كه خدمات اجتماعی كاملاً فرو میریزه
.و از این جنون رسانهای كه دیگه نگو
،خیلی خب .دنیس، روی خط هستی
.ممنون كه تماسمو پخش كردی
.كافیه، دیگه كافیه .این احمق لیاقت محاكمه نداره
باید مستقیم .فرستاده بشه روی صندلی برقی
.باید یه درسعبرت ازش بسازن
♪ وقتی لبخند میزنی ♪
♪ وقتی لبخند میزنی ♪
♪ تمام دنیا با تو لبخند میزنه ♪
♪ وقتی میخندی ♪
♪ اوه، وقتی میخندی ♪
خورشید ♪ ♪ میاد و میدرخشه
♪ ولی وقتی گریه میكنی ♪
♪ بارون رو با خودت میاری ♪
♪ پس آه نكش ♪
♪ دوباره شاد باش ♪
♪ به لبخند زدن ادامه بده ♪
♪ چون وقتی لبخند میزنی ♪
...تمام دنیا لبخند میزنه ♪ ♪ با تو
.بیارش داخل
.خیلی خب... وقت نمایشه
.هیش! هیش! اوناهاشش
...آرتور فلك
!هی! خفه شو
...منتظریم تا محاكمه
.آرتور - .ملیگن -
.آرتور
.كلهتو میتركونم
.آره، آرتور
.به نظر روبراه میاد
.همه قیام كنن
.دادگاه الان رسمیه
،قاضی محترم هورمن روثوكس .ریاست دادگاهو بعهده دارن
.صبح بخیر خانمها و آقایون
.بفرمایید بشینید
.ویلیام، لطفاً هیئت منصفه رو بیار داخل
حالتون خوبه آقای فلك؟
همه چیز روبراهه؟
.بله عالیجناب .فقط دارم دنبال یهنفر میگردم
.خواهش میكنم آقای فلك، بنشینید
.میدونم كه خیلی چیزها در جریانه
.اما اینجا همچنان یه دادگاهه
.هیچگونه فریادی تحمل نخواهد شد
و این قانون .شامل حال تمام افراد در این دادگاه میشه
.سیدنی، لطفاً پرونده رو قرائت كن
.مردم ایالت نیویورك، علیه آرتور فلك
GC071963 شمارهی پرونده
♪ هر چیزی كه توی زندگی اتفاق میافته ♪
♪ میتونه توی یه نمایش اتفاق بیفته ♪
♪ میتونی كاری كنی بخندن ♪
♪ میتونی كاری كنی گریه كنن ♪
♪ هر چیزی ♪
♪ هر چیزی ممكنه پیش بیاد ♪
دلقكی ♪ ♪ كه شلوارش از پاش میافته
یا رقصی ♪ ♪ كه رویای یه عاشقانه است
یا صحنهای ♪ ♪ كه توش شرورِ بدجنس هست
♪ این سرگرمیه ♪
نورها ♪ ♪ روی بانویی با لباس تنگ
یا یه عروس ♪ ♪ با مردی در كنارش
یا یه مهمانی ♪ ♪ كه دختره تمام تلاشش رو براش میكنه
از نظر من هیچ مدركی وجود نداره كه نشون بده
که آرتور فلك .از اختلال شخصیت چندگانه رنج میبره
یا اینكه تا حالا .در نقش جوكر رفتار كرده باشه
بعنوان یه شخصیت جداگانه .كه از خودش جدا شده باشه
دكتر، به نظر شما
با توجه به اینكه روی این پرونده كار كردید
فكر میكنید آقای فلك از یه بیماری یا نقص روانی رنج میبره؟
...نه. از نظر من
ایشون روانی نیستن .یا قادر به آزمایش واقعیت نیستن
،فكر میكنم عاقل بودن .زمانیكه مرتكب این جنایات شدن
در واقع، فكر میكنم .بیماری روانی خودشونو جعل میكنن
.ساكت
...و... اگر
،تظاهر میكنه، همونطور كه شما گفتید
،پس تشخیصتون چیه
دربارهی وضعیت روانی متهم؟
فكر میكنم چهار اختلال روانی نسبتاً خفیف و كاملاً رایج دارن
،كه شامل غم طولانیمدت
،خودمحوری خودشیفتهوار ،دوستنداشتن دیگران
و بیتفاوتی .نسبت به احساسات دیگران هستند
.این یه فرد خیلی بههمریخته است
اما نمیتونم .هیچجور دفاع روانپزشكی براش ارائه بدم
.ممنون، دكتر لو
.سؤالی نیست عالیجناب
.بازجویی شما، خانم استیورت
.ممنون
میتونی لی رو فردا یه جای بهتر بنشونی؟
.دكتر لو، صبح بخیر
.صبح بخیر
چقدر طول كشید تا با آرتور فلك مصاحبه كنید؟
.حدوداً دو ساعت - .حدوداً دو ساعت -
.در واقع ۸۹ دقیقه بود
،بهم بگید چطور میتونید با اطمینان بگید
كه آرتور بیمار روانی نیست؟
چطور میتونید بعد از فقط ۸۹ دقیقه مطمئن باشید
...كه این جوكر
شخصیت جداگانه و منفك از اون نیست؟
.كه همون فرد نیست
خب، من تمام .نتایج آزمایشها رو هم بررسی كردم
،آزمایشهای روانشناختی .عصبی و آزمایشهای پزشكی
.و از نظر من، این فقط یه نمایشه
شما پروندههای ،وزارت خدمات اجتماعی رو خوندید
كه نشون میده وقتی آرتور هفت ساله بود
اونو به خونهی آزار دهندهاش برگردوندن؟
.خونهی مادرش
.خوندم، بله
،و وقتی ۸۹ دقیقه باهاش مصاحبه كردید
ازش پرسیدید چرا خدمات اجتماعی داستانهای وحشتناكی رو باور كرده
،كه یه پسر هفت ساله براشون تعریف كرده بود
دربارهی سوءاستفادههای جسمی و جنسیای كه دیده بود؟
.نه، من... در این مورد ازش نپرسیدم - .هوم -
پس میخواید كه ما باور كنیم
كه بعد از فقط ۸۹ دقیقه مصاحبه با آرتور فلك
و مرور كردن سوابق و آزمایشهاش
از همون سازمانهای دولتیای كه اونو رها كرده بودن
میخواید كه ما باور كنیم كه با قطعیت میتونید بگید
كه آرتور از هیچ بیماری جدی روانیای رنج نمیبره؟
كه نیازی نداشت تا به فانتزی پناه ببره
و یه هویت دیگه برای خودش بسازه
تا از اون پسر هفت سالهی ترسیده ،و آسیبپذیر محافظت كنه
از تمام تروما و آزارهایی كه دیده؟
و اینكه اون هویت دوباره ظاهر نشده
،وقتی مورد حمله و شكنجه قرار گرفت توسط سه قلدر مست توی مترو؟
،امروز صبح بعد از اینكه بیدار شدم ".فكر كردم "موری، موری، موری
.و بعد موری بود
خندهداره، درسته؟
.بعد یاد سوفی افتادم
...یه بار دیگه - ...اعتراض دارم. عالیجناب -
دفترچهی خاطرات شخصی موكلم .خصوصی محسوب میشه
.رد شد
تا زمانی كه خانم كین فقط به نوشتههای آقای فلك اشاره كنه
.موردی نداره - .ولی اینا شوخیهای خصوصیه -
.نمیخواستم بلند خونده بشن - !آقای فلك، ساكت -
اینا کلمات شماست .كه داره میخونه
و تصمیمگیری در موردشون .با هیئت منصفه است
.لطفاً ادامه بدید
،خانم كین، لطفاً ادامه بدید .از... قسمت مشخص شده
.بعد یاد سوفی افتادم
.دوباره خوابش رو دیدم
.یادم رفت
.من تقریباً هیچوقت خواب نمیبینم
باید چیكار كنم تا یادم بمونه؟
،اون سوفی دوموند همسایهی آقای فلك هستند
.كه بهش وسواس پیدا كرده بود
اون تاریخ چی بود؟
.هفدهم نوامبر
...بذارید در سوابق ثبت بشه
هفدهم نوامبر همون روزیه كه آقای فلك
.رندل كلینمنهافر رو با چاقو كشت
همون روزی .كه شلیك كرد و موری فرانكلین رو كشت
،خب، میدونم كه این تخصص شما نیست
ولی شما كل دفترچهی آقای فلك رو خوندید، درسته؟
.بله، خوندم
و به نظر شما
این شبیه قلم یه شخصیت دیگه است؟
انگار كه یه شخصیت دیگه اونو نوشته باشه؟
.نه، مثل مال آرتوره
.ادامه بدید
.اون زیاد در مورد فانتزیهاش مینوشت
.و... زنهایی كه باهاشون رابطهی خیالی داشت
.و البته جوكهاش
...همیشه پر از... این
.این شوخیهای بیمزه بود
.اون فقط یه مددكار اجتماعیه ...فكر نكنم حتی صلاحیت
توی دادگاه داری ازش .یه احمق بهتماممعنا میسازی
اگر به این وضع ادامه بدی .هیچوقت آزاد نمیشه
ازش بپرسین .چرا منو انقدر از اون دور نگهداشته
.نذار اینجا این بحث رو بكنیم لطفاً؟
اون مردم رو جلوی دادگاه میبینی؟ فكر میكنی بخاطر كی اومدن اینجا؟
چند تا تیشرت عكس آرتور فلك روشونه؟
چند تا تابلو؟
این دادگاه قرنه .و این حتی نمیدونه موكلش كیه
منظورتون چیه؟ - نمیبینی چقدر مریضه؟ -
چقدر به كمك نیاز داره؟
.اون مریض نیست
.اون بینقصه
واقعاً كه فكر نمیكنی به همین راحتی از این در میره بیرون، میكنی؟
.آره، از اینجا میره بیرون
.با من كنار دستش - بعدش چی؟ -
حرف دیگهای دارید؟
.بعدش یه كوه میسازیم
یه چی؟ - .از یه تپهی كوچیك -
این یعنی چی؟
قراره باهم ازدواج كنید؟ - !برو كنار -
.گوش نمیدی
میتونیم این پرونده رو برنده بشیم .و اون داره گند میزنه بهش
.نه، تو گوش نمیدی
.لی داره از من مراقبت میكنه
.اون میفهمه چی به سرم اومده
از چی صحبت میكنی؟
.ما اهل یه محلهایم
.اون پدرش رو از دست داده .میدونی... مامانش هم باهاش بد بود
.اونو فرستاد تیمارستان .پس یكم بهش مهلت بده
.خیلی خب، لی بهت اهمیت میده، قطعاً - .میدونم -
.ولی اون توی محلهی تو بزرگ نشده
اون با والدینش .توی منطقهی شمال غرب زندگی میكنه
.پدرش نمرده، اون دكتره
اون خودش داوطلبانه رفت بیمارستان
و هر وقت دلش خواست .خودشو ترخیص كرد
.خودشو ترخیص نكرده - .آرتور -
،من روش تاثیر بدی گذاشتم .برای همین جدامون كردن
بهت گفته رشتهی روانپزشكی تحصیل كرده؟
.تو نمیتونی درك كنی - .خوبه -
".حرف من اینه: "اون داره تو رو بازی میده
...متاسفم، فقط
.میدونم عاشق یكی بودن چجوریه
.ولی فكر نمیكنم بتونی حرفاشو باور كنی
در شهر گاتهام NCB از استودیوهای
خانمها و آقایان .این شما و این هم نمایش جوكر و هارلی
♪ یه نوری هست ♪
♪ نوع خاصی از نور ♪
♪ كه هیچوقت روی من تابیده نشده ♪
♪ میخوام كل زندگیمو ♪
♪ با تو زندگی كنم ♪
♪ با تو زندگی كنم ♪
♪ یه راهی هست ♪
♪ همه میگن ♪
♪ برای انجام هر كار كوچیكی ♪
♪ ولی چه فایدهای داره ♪
♪ اگر تو رو نداشته باشم ♪
♪ اگر تو رو نداشته باشم ♪
♪ اوه، نمیدونی چطوریه ♪
♪ عزیزم، نمیدونی چطوریه ♪
♪ كه یكی رو دوست داشته باشی ♪
♪ كه یكی رو دوست داشته باشی ♪
♪ همونجوری كه من تو رو دوست دارم ♪
♪ عزیزم، عزیزم، عزیزم، عزیزم ♪
♪ نمیدونی چطوریه ♪
♪ عزیزم، نمیدونی چطوریه ♪
چی شد؟
.خب دیگه حتی نگاهمم نمیكردی
.همه چیزو دربارهی خودت كردی
...و آهنگ .دربارهی دوست داشتن منه
حالا ببین كی .همه چیزو دربارهی خودش كرده
...اوه
پس میگی این دربارهی ما نیست؟
،هست .ولی ما داریم برای اونا میخونیم
.برای همینه كه اینجاییم عزیزم
اوه. چون احساس میكنم .چیزی كه مردم میخوان رو بهشون نمیدیم
.اشكالی نداره عزیزم، حق با توئه
.بیا چیزی كه مردم میخوان رو بهشون بدیم
.موزیك .از اول شروع كنیم
ماهعسل تموم شد؟
چی؟
چرا... چرا این كارو كردی؟
زيرنویس از عليرضا عليزاده
.هیلی رو بزن - !پیو -
.خب، نگاش كن
چند هفته پیش تو تلویزیون بودی .و حالا جوری رفتار میكنی انگار صاحب اینجا هستی
شما دوتا نشستید روی نمیكت ما چه غلطی میكنید؟
كی گفته این نمیكتا مال شماست؟
ریكی، چه مرگت شده تو؟
.شنیدی چی گفتم. پاشو
حدس بزن جلوی زندان كیو دیدم؟
.دوست كوچولوت
.خیلی خب، كافیه .پاشید، جفتتون
.هی فلك، ملاقاتی داری
دیدی آرتور؟ چی بت گفتم؟
!تكون بخور
.هر روز همین آشه و همین كاسه
.خیلی روانی هستی فلك
.سلام
.پنج دقیقه
اوضاع احوالت چطوره؟
همه چیز روبراهه؟
تو به من... دروغ گفتی؟
.البته
.خب همه یكم دروغ میگن
و بچه محلهی من نیستی؟
و پدرت... دكتره؟
بچه پولداری؟
.فقط میخواستم منو دوست داشته باشی
واقعاً خودت خودتو اینجا بستری كردی؟ - .آره -
.این عجیبه
فقط... چون میخواستی منو ببینی؟
.فقط برای دیدن تو
.راحت میتونستی یه نامه برام بنویسی
.و چی بگم؟ من كسی نیستم
من توی زندگیم كارای بزرگ نكردم .مثل تو كه كردی
واقعاً اون فیلم تلویزیونی رو كه دربارهی من ساختن ۲۰ بار دیدی؟
.شاید بیشتر از مثلاً چهار پنج بار
واقعاً خوب بود یا دربارهی اونم دروغ گفتی؟ - .اون عالی بود -
...وكیلم
.میگه داری منو احمق فرض میكنی
.ولی من احمق نیستم
متوجه نمیشی داره چیكار میكنه؟
.اون پشت دارن بهت میخندن
.اون به تو اهمیتی نمیده
.من میدم
میدونی به ساختمونِ آپارتمان قدیمیت نقل مكان كردم تا واسه وقتیكه اومدی بیرون یه خونه درست كنم؟
وكیلت اینو بهت گفت؟
واقعاً؟
.من نمیخوام اونجا زندگی كنم
.من حاملهام
چی؟
چرا پرندهها ♪ ♪ یهویی ظاهر میشن
هروقت ♪ ♪ تو نزدیك میشی
♪ درست مثل من ♪
كه دلم میخواد ♪ ♪ نزدیك تو باشم
چرا ستارهها ♪ ♪ از آسمون میافتن
هروقت ♪ ♪ كه تو رد میشی
♪ درست مثل من ♪
كه دلم میخواد ♪ ♪ نزدیك تو باشم
واقعاً؟
روزی كه تو به دنیا اومدی ♪ ♪ فرشتهها با هم تصمیم گرفتن
♪ كه یه رویا رو به حقیقت تبدیل كنن ♪
برای همین ♪ ♪ پودر ماه پاشیدن روی موهای طلاییت
♪ و نور ستاره توی چشمای آبیت ♪
♪ برای همین ♪
♪ همه دخترای شهر ♪ - ♪ دخترای شهر ♪ -
♪ دنبالت میكنن ♪ - ♪ دنبالم میكنن ♪ -
♪ همه جا ♪ - ♪ همه جا ♪ -
♪ درست مثل من ♪
كه دلم میخواد ♪ ♪ نزدیك تو باشم
♪ درست مثل من ♪
كه دلم میخواد ♪ ♪ نزدیك تو باشم
فكر كردید میخواست به شما آسیب بزنه؟
یا به دخترتون؟
.كردم، بله
.باور داشتید كه خطرناكه
.خب اون وارد آپارتمانم شد
به پلیس زنگ زدید؟
.نه
...مادرش بهم گفت
...كه تمام عمرش مشكل داشته، ولی اون .آزارش به مگس نمیرسه
...و
اون مردی ،كه اون شب وارد آپارتمانتون شد
،متفاوت بود، به هر طریقی نسبت به آرتور فلكی كه میشناختید؟
.من درست نمیشناختمش
چند بار توی لابی .و آسانسور دیده بودمش
.همونطور كه گفتم، مادرشو یكم میشناختم .اون خیلی با دخترم مهربون بود
خانم دوموند، چرا نمیخواستید بیاید اینجا و امروز شهادت بدین؟
و چرا در ابتدا احضاریههای ما رو نادیده گرفتین؟
خب بعد از اینكه آرتور اون کارا رو كرد
مطبوعات میخواستن .در موردش باهام صحبت كنن
و بعد تبدیل شدم به یكی از شخصیتهای ...اون فیلم تلویزیونی وحشتناكی كه ساختن و
وحشتناك بود؟ - ...بعد همهی اون مردم -
.نه - ،حامیها، گمونم، مثل آدمایی كه اون بیرونن -
شروع كردن به اومدن به محل كارم ،و اذیتم كردن
،مقصرم دونستن .برای اتفاقی كه واسه آرتور افتاد
برای همین از امنیت خودم و دخترم میترسیدم .و از شهر رفتیم
خب پس چرا در نهایت تصمیم گرفتید همكاری كنید؟
.چون باید اون شب به پلیس زنگ میزدم
...اونوقت شاید اون همه آدم
،شاید الان نمرده بودن .اگر میكردم
.ممنونم
.سوال دیگهای نیست
.بازجویی شما، خانم استیورت
.خانم دوموند
چی شد، بعد از اینكه از آرتور خواستید كه آپارتمانتون رو ترك كنه اون شب؟
،بهم گفت روز بدی داشته .بعدش رفت
پس هیچوقت آسیب نزد یا حتی تهدید هم نكرد شما یا دخترتونو؟
.نه
و هفتهی بعد توی تلویزیون در برنامهی موری فرانكلین دیدینش؟
.بله
به نظرتون همون آدمی بود كه اون شب توی آپارتمانتون نشسته بود؟
صداش همون بود یا حتی همون شكلی بود؟
.نه، یعنی اون... گریم دلقك داشت
و در حالی كه مادر آرتور ،انقدر با دخترتون مهربون بود
دربارهی پسرش بهتون چی میگفت؟
میگفت یه چیزی توی وجود آرتور اشتباهه
و توی یه دنیای خیالی زندگی میكنه .و اینكه یه خنده داشت
.بهتون گفت یه "خندهی احمقانه" بوده
.این چیزی بود كه بهش میگفت
".خندهی احمقانهاش"
.بله
دیگه چی بهتون گفت؟
،اینكه براش یه داستان ساخت .وقتی بچه بود
.تا حالش بهتر بشه
،تا گریه نكنه .تا خودش رو نكشه
داستان چی بود؟
اینكه به این دنیا اومده .تا شادی بیاره
.یه همچین چیزی .واسه همین "شادی" صداش میکرد
و؟
...و اون
نمیتونست باور كنه كه آرتور همهی زندگیشو .روی این داستان ساختگی بنا كرده
اون یه دلقك خیابونی بود .و میخواست كمدین بشه
،مادرش اونو مسخره میكرد برای اینكار؟
فقط فكر میكرد مسخره است .كه آرتور فكر میكرد میتونه مردمو بخندونه
.میگفت آرتور اصلاً بامزه نیست
اون بهتون گفت كه تمام عمرشو توی بیمارستانهای روانی بوده؟
.بله
دیگه دربارش چی گفت؟
♪ همیشه یه جوكر هست ♪
♪ توی جمع ♪
♪ همیشه یه دلقك افسرده هست ♪
اون احمق بیچاره كه میخنده ♪ ♪ و از پشت میافته
♪ و وقتی میافته همه میخندن ♪
♪ همیشه یه مرد بامزه هست ♪
♪ توی بازی ♪
♪ اما اون فقط اشتباهی بامزه است ♪
♪ و همه بهش نگاه میكنن ♪
♪ مثل همیشه ♪
♪ اونا قلب تنها و شكستهاش رو نمیبینن ♪
براشون مهم نیست ♪ ♪ تا وقتی كه یه دلقك هست
♪ فقط یه احمق ♪
♪ تا هرچقدر كه میتونه احمق باشه ♪
♪ همیشه یه جوكر هست ♪
♪ این قانونه ♪
اما سرنوشت دستشو رو میكنه ♪ ♪ ...و من میبینم ♪
♪ كه جوكر منم ♪
براشون مهم نیست تا وقتیكه ♪ ♪ یه دلقك هست
♪ فقط یه احمق ♪
♪ تا هرچقدر كه میتونه احمق باشه ♪
♪ همیشه یه جوكر هست ♪
♪ !این قانونه ♪
اما سرنوشت دستشو رو میكنه ♪ ♪ ...و من میبینم
♪ كه جوكر منم ♪
♪ جوكر منم ♪
♪ ...جوكر ♪
♪ منم ♪
.آره
اینكه هیچوقت دوستدختر نداشته ...و
.فكر میكرد احتمالاً رابطهیجنسی نداشته - .نمیتونم ادامه بدم -
!دیگه نمیتونم
عالیجناب، میتونم به میز قاضی نزدیك بشم؟ - !نه، نمیتونی -
.میخوام وكیلمو اخراج كنم - !وقتشه -
ببخشید؟
.میخوام خودم از خودم دفاع كنم .تو اخراجی
.آرتور، این كارو نكن .این واقعیه
.تو بهتره باور كنی كه واقعیه
.میخوام توی دادگاهم نظم باشه !نظم
!افسر دادگاه !آقای فلك رو به سلولش ببر
!نظم
!میخوام همهی وكلا فوراً بیان به اتاق من
.از این طرف؟ ممنون
.هی، بدون دست زدن
.خیلی بهت افتخار میكنم
.باید ببینی بیرون چه خبره .همه برات دیوونه شدن
.تو انجامش دادی
،میدونم .ولی شاید باید یه كتاب قانونی چیزی بخونم
میدونی من حتی دبیرستان هم نرفتم؟
.گفتم بدون دست زدن
.میتونی هر كاری كه بخوای بكنی
.تو جوكری
.عصر بخیر. ساعت شش و دما 48 درجه است .در چهارشنبه، ۸ نوامبر
من استن ال بروكس هستم .و اخبار از این قرار است
امروز در مركز شهر و محل محاكمهی آرتور فلك .تحولات تكاندهندهای اتفاق افتاده
فلك، قاتل متهم ،كه با نام جوكر نیز شناخته میشود
،در حین بازجویی شاهد .وكیلش مریان استیورت را در دادگاه اخراج كرد
!سپس او را بوسید و خداحافظی كرد
بعد از آن، فلك مورد بازجویی شدید .قاضی هورمن راثوكس قرار گرفت
حق دفاع شخصی .اجازهای برای بیاحترامی به شان دادگاه نیست
میتونی احساساتتو كنترل كنی آقای فلك؟ - .بله قربان -
قاضی راثوكس به سختی با درخواست فلك ،برای دفاع از خودش موافقت كرد
تا زمانیكه پذیرفت .یك وكیل مشاور داشته باشد
تصمیمی كه هم وكیل سابق فلك مریان استیورت
.و هم دستیار دادستان هاروی دنت با آن مخالفند
.خیلی غمانگیزه
،آرتور فكر میكنه كلی حامی داره .ولی اونا به اون اهمیت نمیدن
.اونا به جوكر اهمیت میدن
.اون واقعیت رو درك نمیكنه .اون بیمار روانیه
،اگر فقط میتونستیم اینو بهش ثابت كنیم .این پرونده رو برنده میشدیم
.فلك میدونه داره چیكار میكنه
.میدونه داره میبازه
ما نباید فراموش كنیم .كه اون یه شروره
.این فقط بخشی از نقشهی اونه
محاكمهی آرتور فلك .صبح دوشنبه ادامه مییابد
...در سایر خبرها، شهردار تورندایك
.ایناهاشش
.بسیار خب، همگی آروم باشین
!هی، خفه خون بگیرید .بشینید. بشینید
!فلك، بیا پایین. آرتور - !آره، آرتور -
.هی، از روی میز بیا پایین
.بیا پایین آرتور
♪ اوه، وقتی قدیسها ♪ - .بتمرگ سر جات ریكی -
♪ راهپیمایی میكنن ♪ - !ریكی -
♪ وقتی قدیسها راهپیمایی میكنن ♪
!ریكی، گمشو بیا پایین
♪ خدایا، میخوام توی اون صف باشم ♪
!كلاه رو بده من - ♪ وقتی قدیسها میان ♪ -
،گمشو بیا پایین .وقتی بت میگم
.بشین شامتو كوفت كن
!بشین
.آرومش كنید - .خیلی خب، نمایش تمومه. آروم باشید -
!بگیر بتمرگ - ♪ وقتی قدیسها راهپیمایی میكنن ♪ -
!بولاك - ♪ وقتی قدیسها راهپیمایی میكنن ♪ -
♪ وقتی قدیسها راهپیمایی میكنن ♪
♪ خدایا، میخوام توی اون صف باشم ♪
♪ وقتی قدیسها راهپیمایی میكنن ♪
.جمجمهتو میتركونم
♪ وقتی قدیسها راهپیمایی میكنن ♪
بعد از بررسی ،تمام پروندههایی كه پیشینهاش موجوده
پروندهی جنسن .علیه دادگاه عالی از همه مرتبطتر بود
من با اكراه تصمیم گرفتم كه... آقای فلك
حق داره بعنوان وكیل ...هرجور دلش میخواد لباس بپوشه
،به شرطی كه باعث بینظمی .یا مانع عملكرد دادگاه نشه
من اجازه نمیدم این دادگاه .مثل وضعیتی بشه كه بیرون از اینجاست
و اجازه نمیدم ،این جلسه رو به یه سیرك تبدیل كنید
.بیشتر از اون چیزی كه قبلاً كردید
.ممنونم
،آقای دنت .شاهد بعدیتون رو احضار كنید
.ایالت احضار میكنه... گری پادولز رو
افسر دادگاه؟
.لطفاً آقای پادولز رو به جایگاه ببرید
.گری
.موفق باشی
.لطفاً دست راستتونو ببرید بالا
بطور جدی قسم میخورید شهادتی كه میدید كاملاً حقیقت داره
و هیچی جز حقیقت نمیگید؟ سوگند میخورید؟
.میخورم
.صبح بخیر آقای پادولز
.ممنون كه اینجایید
.سوال آخر قربان
...اون كسی كه شما دیدید ،رندل كلینمنهوفر رو با چاقو كشت
امروز توی این دادگاه حضور داره؟ - .بله -
میتونید بهش اشاره كنید؟
...و لباسهاش رو توصیف كنید؟
.اون... اون اونجا نشسته، پشت میز
یه كت قرمز پوشیده .و گریم دلقك داره
،ممكنه صورتجلسه شناسایی متهم رو ثبت كنه عالیجناب؟
.بله، ثبت میشه
.دیگه عرضی ندارم عالیجناب
.بازجوییتون، آقای فلك
.آقای پادولز
گری پادولز؟
بگید ببینم آقا، این اسم واقعیتونه؟
.بله
واقعاً؟
واقعاً؟ فامیلیتون پادولزه؟
.چرا، مثل... یه جوكه
.خب نیست
انتظار داری باور كنیم كه فامیلیت پادولزه؟
پادولز؟ - آقای فلك، منظورتون چیه؟ -
،همونطور كه گفتم .اجازه نمیدم دادگاهمو تبدیل به سیرك كنید
.اوكی
اما با احترام، عالیجناب فكر نمیكنید یكم براش دیر شده؟
.صبر منو امتحان نكن - .باشه -
...آقای پادولز
اوایل امروز بعدازظهر شهادت دادی
كه دیدی من چند بار به آقای كلیمنمنهوف چاقو زدم. درسته؟
.كلاینمنهوفر
.بله، دیدمت
و اون روز دیگه چی دیدی؟
دیدم كه به چشمش چاقو زدی
،و سرشو به دیوار كوبیدی
.بارها و بارها
...بله، اما رندل یه جورایی قلدر بود، نبود؟
.حقش نبود بمیره
.نمیدونم
.ولش کن
گری، برنامهی منو در برنامهی موری فرانكلین دیدی اون شب؟
.نه، ندیدم
نه؟
اجازه بده یادآوری کنم .كه سوگند خوردی
.من اون موقع توی مركز پلیس بودم .توی اتاق بازجویی
چون فكر میكردن .ممكنه بیای و منو بكشی
.تنها شاهد من بودم
.تمام شب منو اونجا نگه داشتن
.چه تصادف جالبی، آقای پادولز
،كه اون برنامه رو ندیدی .هیچی از حرفایی که زدمو ندیدی. باورم نمیشه
.آقای فلك
.اوكی
،وقتی توی آپارتمان مامانم بودی
،خدا بیامرزدش
وقتیكه، همونطور كه گفتی ...دیدی من سر آقای كلانونمن
هر چی بود... رو "بارها و بارها" به دیوار كوبیدم
به نظرت من دیوونه بودم؟
به نظرت آدم دیگهای بودم؟
...یا همون جوكری بودم
كه همیشه بودم؟
.آرتور، این كارو با خودت نكن .این تو نیستی
من نیستم؟ پس فكر میكنی این من نیستم؟
...خب، شاید... شاید .تو نمیدونستی من كی بودم
.من هیچوقت این روی تو رو ندیدم - .خب، شاید درست نگاه نمیكردی -
.شاید هیچكس نگاه نمیكرد
،چون هیچكس .نمیدونست من وجود دارم
،ولی اطرافتو نگاه كن .به این مردم نگاه كن
.همهی اونایی كه بیرونن
.این دوربینها
فكر میكنی اونا میبینن، آقای پادولز؟
.جوكر
،اوه، طفل معصوم
،كاری كه تو امروز ثابت كردی
اینه كه تو هیچ فرقی نداری
.با همهی اون آدمایی كه منو دستكم گرفتن
،از موری فرانكلین
،تا اون نگهبانهای لعنتی .چاق و احمق آركهام
.فكر میكنن میتونن با من مثل آشغال رفتار كنن
ولی من دیگه اجازه نمیدم تو یا تو، یا تو
،یا هیچكدوم از شما .منو پایین نگه دارید
!من آزادم
چرا این كارو با من میكنی آرتور؟
چی؟
گری .من از تو خوشم میاد
.بهت گفتم كه بهت آسیبی نمیزنم و نزدم
بهم آسیب نزدی؟
.من نمیتونستم برگردم سر كار
هنوزم نمیتونم بخوابم .و همیشه میترسم
.قبلاً هیچوقت نمیترسیدم
.همین الان اینجا دارم میترسم
.وقتی تو جلوی رومی
.اون روز هیچ كاری نمیتونستم بكنم
.خیلی احساس كوچیكی میكردم
.یادم افتاد واقعاً چقدر بیقدرت هستم
.یه حس دراماتیك داری .داری سیمای قلب منو میكشی، گری كوچولو
.دیگه سوالی ندارم عالیجناب
میدونی اون حس چیه آرتور؟ - ....لعنتی -
تو تنها كسی بودی كه سرِ كار .هیچوقت منو مسخره نكرد
.تنها كسی بودی كه با من خوب بود
.گفتم، دیگه سوالی ندارم عالیجناب
.خیلی خوب بود آقای پادولز
.دادگاه از شهادت شما تشكر میكنه
.لطفاً بیاین پایین، مرخصید
.آقای دنت، شاهد بعدیتونو احضار كنید
.دیگه شاهدی احضار نمیکنیم عالیجناب
.این پروندهی ایالته
.ایالت استراحت میكنه
.خیلی خوب
،بسیار خب آقای فلك
.در این مرحله، میتونید از خودتون دفاع كنید
.وکیلمدافع هم استراحت میكنه عالیجناب
ببخشید؟
آقای فلك، نمیخواید از خودتون دفاعی بكنید؟
.نه عالیجناب .دفاع استراحت میكنه
.ووو... والسلام، رفقا
.بسیار خب، بسیار خب
.بسیار خب
!كافیه، اینجا دادگاه قانونیه
،با استراحت هر دو طرف
این دادگاه تا فردا صبح .ساعت ۹:۳۰ تعطیل میشه
،تو پروندهمونو برامون ساختی !مرتیكهی احمق
!تو برای كشتن پسرم جزغاله میشی !بسوز توی جهنم
چیزی میخوای بگی؟ - آرتور، محكوم میشی؟ -
.آرتور، اینجا - .برامون لبخند بزن -
فكر میكنی موقعیتت چجوریه آرتور؟
چیكار میكنی اگر آزاد بشی؟
♪ یه كوه میسازیم ♪
♪ از یه تپهی كوچیك ♪
♪ میخوام یه كوه بسازم ♪
♪ حداقل امیدوارم... بسازم ♪
♪ میخوام یه كوه بسازم ♪
♪ میخوام اونو بلند بسازم ♪
♪ نمیدونم چطوری قراره این كارو بكنیم ♪
♪ فقط میدونم كه میخوایم امتحان كنیم ♪
♪ میخوایم بهشت بسازیم ♪
♪ از یه جهنم كوچیك ♪
♪ میخوایم بهشت بسازیم ♪
♪ و میدونم كه خوب میدونم ♪
♪ اگر اون كوه رو بسازم ♪
♪ اوه، آره ♪
♪ با كلی توجه ♪ - ♪ با كلی توجه ♪ -
خیالمونو میبریم بالای كوه ♪ ♪ و بهشت اونجا منتظر خواهد بود
♪ میخوام یه كوه بسازم ♪
♪ از یه بهشت كوچیك ♪
میپذیرید؟
.میپذیرم
و شما؟
♪ اوه، آره ♪ - ♪ اوه، آره ♪ -
♪ اوه، آره ♪ - ♪ اوه، آره ♪ -
♪ اوه، آره ♪ - ♪ اوه، آره ♪ -
♪ به اون كوه نگاه كن ♪ - ♪ به اون كوه نگاه كن ♪ -
♪ به اون كوه نگاه كن ♪ - ♪ به اون كوه نگاه كن ♪ -
♪ به اون كوه نگاه كن ♪ - ♪ به اون كوه نگاه كن ♪ -
♪ به اون كوه نگاه كن ♪
♪ میخوام یه كوه بسازم ♪ - ♪ میخوام یه كوه بسازم ♪ -
♪ میخوام یه كوه بسازم ♪ - ♪ میخوام یه كوه بسازم ♪ -
♪ میخوام یه كوه بسازم ♪ - ♪ میخوام یه كوه بسازم ♪ -
♪ میخوام یه كوه بسازم ♪
♪ اوه، بذار اونو بسازم ♪
♪ فقط یه كوه بلند ♪
♪ میخوام یه كوه با كلی توجه بسازم ♪
خیالمونو میبریم بالای كوه ♪ ♪ و بهشت اونجا منتظر خواهد بود
♪ میخوام بسازم ♪
♪ میخوام برامون بسازم ♪
♪ میخوام برامون یه كوه بسازم ♪
♪ برامون یه كوه بسازم ♪
♪ برامون یه كوه بسازم ♪
♪ بلند، بیا بسازیمش ♪
♪ كوه، كوه، یه كوه بسازیم ♪
♪ كوه، كوه، یه كوه بسازیم ♪
♪ كوه، كوه ♪
♪ كوه، كوه ♪
♪ كوه، كوه ♪
♪ كوه، كوه ♪
بهش گفتم ".من با اون روزها سر و كار ندارم"
من فقط چهار روز .از اون روزها رو كار میكنم
.خوش به حالت
جو، اوضاع چطوره؟ - .میدونی، همون كصشرای همیشگی -
.جوكر
كتی چطوره؟
واقعاً خودشه؟
.هنوز داره اذیتم میكنه
.آره، همیشه همینطوره
.آره
.صبح میبینمت
.بهشون نشون بده مرد
.او-او
.توی دردسر افتادم
چیه؟
.حركت كن
.آروم باش عزیز
چرا همه از دست من ناراحتن؟
.خودتو تكون بده
.زودباش آرتور
.من الان یه وكیلم
!توی دادگاه میبینمتون
.زِر نزن .منم ملكهی شیبا هستم
.میخوام تو رو بكشم
آره؟
!پاشو
.پاهاشو بگیر مك
.بریم
باید میرفتی .و توی تلویزیون ادا درمیآوردی
.گمونم خودشو زد به بیهوشی
.لعنتی
.سرپا نگهش دارین
.باشه، فهمیدم. فهمیدم، جكی
...میخوای میخوای یه جوك بشنوی، درسته؟
...تو واقعاً فكر میكنی یه دست كت و شلوار قرمز شیك
و رنگ و روغن روی صورتت تو رو از ما بهتر كرده؟
تو اصلاً نمیدونی چی لازمه
تا یه ذره شادی .به این دنیای خرابشده بیاری
بذار یكی از جوكهای قدیمیمو برات بگم .كه در مورد مادرمه
.میتونی اون ادات رو تموم كنی - ...مادرم داشت -
چون ما میدونیم این تنها آرتوریه كه دخل این بدنه، اوكی؟
.مامانم فقط با آدمای بد دهن دوست میشد
آره؟ واقعاً؟
...و ازش پرسیدم، گفتم مامان
چرا با دوست پسرت" "كه بدرفتاری میكنه میمونی؟
...و اون گفت
".از كتك خوردن بهتره"
.بهت گفتم ادامه نده
!اوه، خوشش اومد
...اوه، جكی
نمیخوای اول یه نوشیدنی مهمونم کنی؟
.بریم، بریم
!گمشو بیا بریم - !نه -
!بندازش اون تو - !نه -
!ولم كن - .اون كت كوفتیو دربیار -
.خفه شو
.لباسهای كوفتیشو در بیارین
!جكی
...نه، نه
!آرتور - !سرت به كار خودت باشه بولاك -
باهاش چیكار كردین؟ - !خفه شو ریكی -
چی شده آرتور؟ - !قدیسها دارن میان جكی -
!قدیسها دارن میان
اوه، وقتی كه قدیسها ♪ ♪ وقتی كه قدیسها
♪ اوه، وقتی كه قدیسها به صف وارد میشن ♪
!خفه شو ♪ خدایا، میخوام توی اون گروه باشم ♪ -
!بیاریدش بیرون
♪ وقتی كه قدیسها به صف وارد میشن ♪
!نه، نه! نه
.بیا اینجا لعنتی
دارن میان، ها؟
.آشغال عوضی
گفتی دارن میان؟
.آروم باش جكی
.ولش كن، نمیتونه نفس بكشه - .بت گفتم خفهشو -
!ولش كن
...خفه... خون
.جكی، آروم باش - !بگیر... -
.مُرده
♪ من دنیا رو توی مشتم دارم ♪
♪ نشستم روی یه رنگینكمون ♪
♪ اون ریسمان دور انگشتم پیچیده ♪
♪ عجب دنیایی، عجب زندگیای ♪
♪ من عاشقم ♪
♪ یه آهنگ دارم كه میخونم ♪
♪ میتونم بارونو متوقف كنم ♪
♪ هر وقت كه انگشتم رو تكون بدم ♪
♪ خوش به حالم ♪
♪ نمیبینی؟ من عاشقم ♪
♪ زندگی چیز قشنگیه ♪
♪ تا وقتی كه اون ریسمان رو نگه دارم ♪
♪ یه احمق حساب میشم ♪
♪ اگر یه روز از دستش بدم ♪
من دنیا رو توی مشتم دارم ♪ ♪ و نشستم روی یه رنگینكمون
♪ اون ریسمان دور انگشتم پیچیده ♪
♪ عجب دنیایی ♪
♪ آره، هیچ نوع زندگی دیگهای نیست ♪
♪ عجب دنیایی، عجب زندگیای ♪
♪ هی الان من خیلی عاشقم ♪
.آقای فلك، صحبت پایانیتون
.یه تذكر .اینجا یه كمدی كلاب نیست
.شما روی استیج نیستید
.ببخشید
نیاز به یه استراحت كوتاه دارید آقا؟
...من .من میخواستم بعنوان جوكر بیام اینجا
.و میخواستم یه... نطق خشمگینانه بكنم
و همهتونو سرزنش كنم
...و همه رو
.برای این زندگی بدردنخور
،ولی مهم نیست .چون دیگه نمیتونم این كارو بكنم
چون نمیتونم .اون كسی باشم كه شما میخواین
.همش یه خیال بود
.جوكری وجود نداره
.فقط منم
.من... من شش نفرو كشتم
.كاش نكشته بودم، ولی كشتم
...هیچ كس نمیدونه، ولی .مادرم رو هم كشتم
یه بالش گذاشتم روی صورتش .و خفهاش كردم تا مرد
...فقط میخوام
فقط میخوام همهچیز رو منفجر كنم
.و یه زندگی جدید شروع كنم
.آروم باشید
.تق تق
كیه؟
.آرتور فلك
آرتور فلك كیه؟
.سلام، من هارلی هستم .بعد از بوق پیام بذارین
،مگر اینكه خبرنگار باشی .كه در اون صورت گورتو گم كن
!مرسی
.سلام، منم. آرتور
.هیئت منصفه دیگه حكم رو اعلام كرده
.كمتر از یه ساعت طول كشید
.بنابراین... میدونی
ولی اجازه دادن زنگ بزنم ،ببینم برمیگردی یا نه
.چون میخوام اینجا باشی
.نمیخواستم بری
♪ اگر بری ♪
♪ توی این روز آفتابی ♪
پس بهتره ♪ ♪ خورشید رو هم با خودت ببری
♪ تمام پرندههایی كه پرواز كردن ♪
♪ توی آسمون روشن و آبی ♪
♪ وقتی عشق ما تازه بود ♪
♪ و قلبهامون سرشار از اشتیاق بود ♪
♪ روز شاداب بود ♪
♪ و شب طولانی ♪
♪ و ماه بیحركت ایستاده بود ♪
♪ برای آواز پرندهی شب ♪
♪ اگر بری ♪
♪ ولی اگر بمونی ♪
♪ روزی برات میسازم ♪
كه هیچوقت مثل اون نبوده ♪ ♪ و نخواهد بود
♪ توی بارون میریم ♪
♪ با لمسِ تو دریانوردی میكنیم ♪
با چشمهات حرف میزنم ♪ ♪ همونایی كه خیلی دوست دارم
و اگر میری ♪ ♪ برو، گریه نمیكنم
♪ تمام خوبیها از بین میره ♪
♪ با كلمهی خدافظ ♪
♪ اگر بری ♪
♪ منو ترك نكن ♪
♪ اگر بری ♪
،همزمان كه منتظریم حكمو بشنویم ،فشار داره زیاد میشه
.در دادگاه آرتور فلك
♪ اگر بری ♪
♪ تا جایی كه میدونم ♪
♪ هیچی باقی نمیمونه ♪
♪ توی این دنیا برای اعتماد ♪
♪ فقط یه اتاق خالی ♪
♪ پر از فضای خالی ♪
♪ مثل نگاه خالی ♪
♪ كه توی صورتت میبینم ♪
♪ سایهی سگت میشدم ♪
♪ اگر فكر میكردم ♪
♪ شاید منو كنار خودت نگه میداشتی ♪
♪ اگر بری ♪
،یادآوری میكنم، بدون توجه به حكم
.هیچگونه بینظمی و اعتراضی رو تحمل نمیكنم
.سخنگو، میتونید شروع كنید
در مورد پروندهی مردم ایالت نیویورك ،در برابر آرتور فلك
GC071963 پروندهی شمارهی
،در مورد اتهام اول ما، هیئت منصفه، آرتور فلك را
،مقصر میدانیم
،به جرم قتل درجه یك .علیه موریس فرانكلین
.همهی ما موافقیم
،در مورد اتهام دوم
ما، هیئت منصفه، آرتور فلك را
،مقصر میدانیم
،به جرم قتل درجه دو .علیه رندل كلینمنهوفر
.همهی ما موافقیم
...در مورد اتهام سوم
...ما، هیئت منصفه، آرتور فلك را
...مقصر میدانیم
.بسه دیگه !ببند دهنتو، عوضی روانی
.تخمحروم عوضی
!بشینید
همتون به جرم .بیاحترامی به دادگاه بازداشت میشین
نگهبانها .فوراً از اینجا بیرونشون كنین
.ببرینشون بیرون - .تكون نخور -
!مرتیكهی مریض
.خودتی
.بیا رفیق .باید زودتر از اینجا ببریمت بیرون
.بیا
.یكی رو میارم
!هی! هی
.من جوكر رو پیدا كردم میتونی ما رو از اینجا ببری بیرون؟
.آره، سوارش كن
.سوار شو. سوار شو، سوار شو
.ای لامذهب، واقعاً خودشه
كجا میخواد بره؟ - .برو. فقط برو -
اون آشغالها .هر چی لایقشون بود نصیبشون شد
اون كجا میخواد بره؟ كجا باید بریم؟
.فقط ما رو از اینجا ببر بیرون رفیق
.هی، برو پایین. پایین بمون
.برو پایین رفیق
میتونی یكم سریعتر بری رفیق؟ .زودباش
.دارم سعی میكنم .لعنتی. همهجا پر از پلیسه
.تو انجامش دادی رفیق !عالی انجامش دادی
گفتی میخوای همهچیز رو منفجر كنی !و یكی اومد و همهچیز رو منفجر كرد
!این خیلی دیوونهكننده است - !فاكیو -
.فاكیو
!هوووو
.اكنون در حال گزارش خبر فاجعهباری هستیم
یك بمب بزرگ در خودرو .در مركز شهر گاتهام منفجر شده است
.ای لامذهب. وای خدای من - ...درست بیرون از دادگاه شهر گاتهام -
جایی كه هزاران نفر جمع شده بودند .تا حكم دادگاه آرتور فلك را بشنوند
.جزئیات بیشتری در حال رسیدن است
...همچنان به پیگیری ادامه بدهید - حالت خوبه؟ -
...در حالی كه آخرین اخبار را - آسیب دیدی؟ -
.در مورد این وضعیت - حالت خوبه رفیق؟ -
...در این شرایط - حالش خوبه؟ -
.لعنتی. لعنتی میتونی دور بزنی؟
.نه، آروم باش، چراغ قرمزه .اوضاع خوبه
!لعنتی - .آروم باش رفیق -
.این تازه شروعشه رفیق
.الان میخوان كل شهر رو به آتیش بكشن
.نه، نه. صبر كن .صبر كن، این كارو نكن رفیق
.بیخیال رفیق. برگرد داخل
.بیا داخل. بیا داخل
!هی، هی، هی - !برگرد -
.برگرد رفیق. جوكر
.لعنتی
!نه
كجا داری میری رفیق؟
.ما هنوز دوستت داریم
.دوستت داریم جوكر
!جوكر
!جوكر
لی؟
!لی
.قیافه رو نگاه كن
.موهاتو كوتاه كردی
...یكی دادگاه رو منفجر كرد .و من آزادم
.میتونیم بریم
لی، صدامو میشنوی؟ ...یكی
.یكی دادگاه رو منفجر كرده
.میتونیم بریم
.من فرار كردم
.ما قرار نیست بریم آرتور
تمام چیزی كه داشتیم یه خیال بود .و تو تسلیم شدی
.هیچوقت قرار نبود جایی بریم
.من همون كسی هستم كه عاشقش شدی
.همون كسی كه موری فرانكلین رو كشت
.نه
.نه، نیستی
.جوكری وجود نداره این چیزیه كه گفتی، نیست؟
...من نمیتونم
،نمیتونم .نمیتونم بدون تو زندگی كنم
...خواهش میكنم
.خواهش میكنم .ما داریم بچهدار میشیم
یه نمایش ♪ ♪ كه واقعاً نمایشه
♪ تو رو میفرسته بیرون ♪
.لطفاً بس كن
با یه حس درونی ♪ ♪ و تو میگی
♪ وقتی میری توی مسیرت ♪
♪ این سرگرمیه ♪
.من دیگه نمیخوام بخونم
♪ یه آهنگ ♪
...هیش
♪ كه همراهی میكنه ♪
.فقط باهام حرف بزن - ♪ یا یه رقص ♪ -
♪ با لمس كمی عاشقانه ♪ - .فقط حرف بزن -
.خواهش میكنم، بس كن - ♪ باور میكنی ♪ -
♪ در همه چیزایی كه رویاشو میدیدیم ♪
♪ این سرگرمیه ♪
.خداحافظ، آرتور
تأثیرگذار نبود؟
.بیا عزیزكم
.من كمكت میكنم
♪ ما یه جمعیت نیستیم ♪
پژواكم ♪ ♪ سایهام و من
.فلك .بریم، ملاقاتی داری
.حتی یه نخ سیگار هم نداریم
.بریم
.هی، آرتور. وایسا
میتونم یه جوكی كه ساختمو تعریف كنم؟
كوتاهه؟
.آره، میتونم كوتاهش كنم
.باشه
خب، یه روانی وارد یه بار میشه
و یه دلقك معروف رو میبینه .كه اونجا تنها نشسته
.كاملاً مست و افتضاحه
.میگه باورم نمیشه اینجایی
.چه ناامیدكننده
.همیشه توی تلویزیون میدیدمت
چی میخوای برات بیارم؟
...و دلقكه برمیگرده و میگه
خب، اگر مهمونم میكنی .هرچی خواستی میتونی بیاری
.عالیه"، روانیه میگه"
"چطوره چیزی كه سزاوارشی رو بهت بدم؟"
!آره
♪ وقت... وقتی ♪
♪ وقتی اون كوه رو بسازم ♪
♪ اگر در حین انجامش یهروز ♪
♪ خداوند جبرئیل رو بفرسته ♪
♪ تا منو ببره ♪
♪ میخوام یه پسر خوب و جوان ♪
♪ جای منو بگیره ♪
♪ یه پسر به جا میذارم ♪
♪ در بهشتم روی زمین ♪
♪ .با لطف و مرحمت خدای مهربان ♪
ترجمه و زیرنویس: علیرضا علیزاده alirezaa92@ymail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.