Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
♪ماه شناوره، موج ها می رقصن، ستاره های ارغوانی بیدارشدن♪
♪زمان بدون اثری محو میشه♪
♪خاطرات یخ زده پراکنده میشن ♪ ♪ابریشم نمی تونه گذشته رو مخفی کنه♪
♪سرنوشت در سکوت حرکت می کنه♪
♪بگذار باد و شن ها همراهت باشن♪
♪به لذت و اندوه های گذشته که نگاه می کنم افسوس نمی خورم♪
♪از اعماق تاریکی آزاد میشم♪
♪مثل مرواریدهای اشک در آغوش سرنوشت غوطه می خوریم♪
[اقتباسی از رمان «افسانه یشم کون شان» اثر تان تیان یین]
[افسانه دختر مروارید]
=قسمت 1=
در دوران سلسله تانگ
خاندان سوی از یانگ جو در هه پو مزرعه مروارید ایجاد کرد
که مرواریدهای ارزشمند رو
از دریای جنوب به دست میاورد
ولی به خاطر امواج خروشان
شکارچیان مروارید به ندرت زنده برمی گشتن
برده دارها شکارچی ها رو اسیر می کردن
و وادارشون می کردن مروارید جمع کنن
!یالا
...کسانی هم که نمی تونستن شنا کنن
!بجنب
مردهاشون رو تو معدن به کار می گرفتن
زن ها رو هم اسیر می کردن تا بچه بیارن
بدو - و چندین نسل به عنوان برده زندگی می کردن -
و هیچوقت آزاد نمی شدن
دیگه تکرار نمیشه
منو ببخشید
!بدو
آزادم کنین
!برو
!یالا
!تکون بخور
!آهای تو! کار کن
!یالا
!تندتر
!وقت غذاست
!یالا، وقت غذاست
!وقت غذاست
وقت غذاست
!بجنبین
!بیاین
بریم
یالا
!بدو
!بیاین بخورین
نمی خواد نصفش کنی
بیا
باشه
نصفش کن
...نه، نکن
کمه؟
بیا، برو دیگه
برو
دوان وو
بدش من
من می برمش
تو برو غذا بگیر
نصفش کن
آهای تو
نصفش کن
!منتظر چی هستی؟ بگیرش دیگه
نصفش کن
ولش کن بره
دوان وو خیلی
دختر لجبازیه
چرا باهاش نمی خوابی؟
آخرش که پاش به اتاق زایمان می رسه
بهتره اول خودم برم سروقتش
!کوتاه بیا بابا
آخرش که قراره پات برسه اتاق زایمان
باید اونجا بمونی و
با مردهای مختلف بخوابی
چطوره بچه ی من رو
واسم دنیا بیاری؟
اگه زخمی بشی
دیگه نمی تونی شنا کنی
!ولم کن برم
تو مزرعه مروارید فقط یه راه واسه زنده موندن هست
باید مروارید جمع کنین
نمی تونم. دارم می میرم
می میری؟
!شنا نکنی می میری
!دوباره برو
اگه الان خوب تمرین نکنین
تو دریا زنده نمی مونین
!نه
!برو پایین ببینم
از من بهتون نصیحت
تا می تونین تمرین کنین
وگرنه می میرین
!برو پایین
!برو
!برو
!یالا
!برو پایین
...نه
!نمی تونم
!می خوام برم خونه! ولم کنین
واسه زنده موندن
باید تا می تونی نفست رو زیر آب حبس کنی
!برو
!نفست رو حبس کن
مزرعه مروارید سوی
به خاطر مرواریدهای گرانبهاش معروفه
جمع کردن مروارید باید مایه ی افتخارتون باشه
اگه یه وقت فکر یواشکی برداشتن مرواریدها به سرتون زده
بهتون نصیحت می کنم همین الان این فکرو از سرتون بیرون کنین
مرواریدها با اسید معده
خورده میشن و از بین میرن
ولی بعضی ها فکر می کنن خیلی باهوشن و
مرواریدها رو تو شکم ماهی قایم می کنن و قورت میدن
!یه وقت فکر نکنین من این چیزا حالیم نیست
!حواسم به سنجاق سرهای توخالی تون هم هست
!دستا بالا
!خوب بگردینشون
[قلعه مروارید]
مباشر
اینطور که پنگ وو میگه
تو مزایده ی این دفعه یه مهمون خاص از غرب اومده
دنبال مرواریدهای بزرگ پونزده میلیمتری می گرده
چندتا می خواد؟
هرچندتا که بشه
درضمن
اگه بزرگ تر هم بهش بدیم
قیمت بهتری بهمون پیشنهاد می کنه
برو مزرعه مروارید
!دهنتو باز کن
!باز تر
!برو، برو
!یالا
بانو با ببخشید
!از جونم بگذرین
دفعه بعدی بیشتر مروارید جمع می کنم
ببریدش - بانو با -
بهم رحم کنین
اطاعت
بانو با
!منو نندازین زندون
بانو با منو نندازین زندون
!ازم جونم بگذرین - مباشر سوی اومدن -
!منو نندازین زندون
چی شده؟
!زانو بزنین
!زانو بزنین
!زانو بزن دیگه
کی حاضره فردا بیاد خلیج ناامیدی؟
خلیج ناامیدی؟
...خلیج ناامیدی - خطرناکه -
کی جرئت داره بره؟
اونجا پر از امواج زیرآبیه
کوسه هم داره
مباشر
خلیج ناامیدی
به جز امواج زیر آبی و کوسه
مسیرهای خیلی باریکی هم داره
[دفتر حساب] پر از استخونه
من... من شنیدم
خیلی ها اونجا مردن
اگه چیز خاصی مد نظرتونه
بگین شاید تونستیم از جای دیگه پیدا کنیم
مرواریدهای بزرگ تر از پونزده میلی متر
بزرگتر از پونزده میلی متر؟
مباشر
واسه پیدا کردن همچین مرواریدهایی
باید دنیال صدف های دوکفه ای غول پیکر باشیم
شنیدم این مدل صدف ها !می تونن آدم ها رو هم له کنن
بیخود نیست می خوان بفرستن مون خلیج ناامیدی
جایزه می خواین؟ - من که نمی تونم برم -
آخه کار خیلی خطرناکیه
جایزه میدم
سند آزادی چطوره؟
!چه مزخرفا
!الان سیاه و کبودت می کنم
بانو با
هرکی بتونه بزرگ ترین مروارید رو پیدا کنه
سند آزادیش رو می گیره
سند آزادی؟
امتحان کنیم؟
از جونت سیر شدی؟
ممکنه حتی زنده هم نمونیم
...آره
!ولی سند آزادیه ها کم چیزی نیست
!بدویین
خواهر
بیا
خواهر
عموی سومم رفته آشغال ها رو جمع کنه
منم باید برم
خواهر
چیزی که خواستی برات آوردم
سرپیکان می خوای چیکار؟
اذیتت کردن؟
چیزی نیست
عموی سومم مست بود
خواهر نگران نباش
پوستم کلفت تر از این حرفاست
بیا بخورش
ممنون
خواهر
مراقب خودت باش
خدا می دونه کی می تونیم دوباره همدیگه رو ببینیم
عموی سومم قراره منو از مزرعه مروارید ببره
برو کنار
!تکون بخور
!یالا
!برو
برو
دوان وو
می خوای سند آزادیت رو بگیری؟
ولی خلیج ناامیدی جای خطرناکیه
یه صدف دوکفه ای غول پیکر کف اقیانوسه
کلی هم امواج زیرآبی داره
ممکنه حتی
نتونی زنده برگردی
نگران نباش
می دونم چیکار کنم
دوان وو
...اگه
اگه بری
من تنهایی چه خاکی به سرم کنم؟
اگه بتونم مروارید صدف دوکفه ای رو پیدا کنم
تو رو هم
با خودم می برم
هشتصد هزارتا
ممنون
جناب
این سنجاق سر طلا
با ده ها مروارید دریای جنوب هه پو تزئین شده
همشونم کامل گرد و صیقلی هستن
یاقوت هاش هم تنوع رنگی دارن
قیمتش پونصدهزارتاست لطفا قبولش کنین
روت میشه همچین چیزی رو هدیه بدی؟
هرری
هدایای ما
خیلی بهتر از اینان
صبور باشین
جناب، دستبند من رو ببینین
این دستبند از سه رشته یشم هیتان ساخته شده
و یه ظاهر ظریف و
درخشان داره
هشتصدهزارتا می ارزه
بیشتر از هشتصد هزارتا می ارزه
حسابدار وی
دو میلیون بزن
!این تاجر غربی خیلی ثروتمنده
!یه جوری میگه انگار واسش پول خرده
کاش منم یه چیزی میاوردم بفروشم
تو مناطق غربی
فروش جنس جعلی
جزاش قطع دست و زبونه
!نه
قطع دست و زبون؟
!وایستا
طبق قوانین سلسله تانگ
فروش اجناس جعلی صرفا هشتاد ضربه شلاق داره
چطور می تونی اینقدر بی رحم باشی؟
تو دیگه کی هستی؟
یه محقق سرگردونم
تجار هم قوانین خودشون رو دارن
خب طبق قوانین خودتون
چطور می تونم نجاتش بدم؟
واسه تجار فقط تجارته که مهمه
ارباب اومد
ارباب
بحث پوله
ارباب
وایستا، قراره بریم خلیج ناامیدی
بیشتر بردارین
تا برین پایین تر
کاری نداره که
بیشتر بردار
بذارش زمین
تو هم می خوای بری خلیج ناامیدی؟
مگه نمی دونی تواناییت چقدره؟
!گفتم بذارش زمین
هنوز واسه مزرعه مروارید چیزی جمع نکردی و می خوای بمیری؟
مزرعه مروارید همیشه آدم ها رو برای مروارید قربانی می کنه
اینقدر دو رو نباش
واسه من دم در آوردی؟
!ببرینش
!وایستین
!ولش کنین
...مباشر سوی
!مباشر سوی دستور داده
مباشر سوی دستور داده بریم غار ناامیدی
می خوای ازش نافرمانی کنی؟
جناب پنگ
ارباب یان
حالا که می خوای کمک کنی
پیشنهادت رو میشنوم
من یه مروارید ارزشمند دارم
که سه نسله که دست به دست میشه
سه نسل؟
امیدوارم ارزش جون این مرد رو داشته باشه
همدیگه رو می شناسن؟
!چه مروارید ارزشمندیه
مرواریدی که سه نسله دست به دست میشه؟
شوخیت گرفته؟
مرواریدها از دریا و رودخونه به دست میان
و داخل صدف ها مخفی شدن
مروارید من از اعماق دریا به دست اومده
برای همین خیلی ارزشمنده
با مرواریدهای معمولی خیلی فرق می کنه
صاف و درخشانه
برای پدربزرگم خیلی ارزشمند بود
جعبه ش خیلی خوبه
پونصدهزارتا برای جعبه ش میدم
ولی مرواریدش مال خودت
یه مرواریده
خب که چی؟
خیرسرت جواهرسازی ولی نمی تونی ارزشش رو تشخیص بدی
درسته که از مرواریدهای معمولی بهتره
ولی بازهم
یه مروارید بی ارزشه
ارزشی نداره
سعی نکن منو گول بزنی
من کلی مروارید با کیفیت دیدم
به جز مروارید امپراتور تو چانگان
مال من ارزشمندترین
مروارید تو کل بازاره
خب نظرت چیه که
باهام شرط ببندی؟
یه جا بهت نشون میدم
اگه مرواریدای اونجا از این بی کیفیت تر بودن
پنج میلیون بابت این میدم
درضمن
از جون این بابا هم می گذرم
ارباب
بهم رحم کنین
وگرنه باید مجانی بهم بدیش
یه مرد واقعی
زیر حرفش نمی زنه
البته
چیه؟ جناب پنگ ناراحته؟
نه خیر
ارباب یان مهمون ویژه ی مزرعه مرواریده
پنج میلیون کم پولی نیست ها
دوان وو
مراقب باش
من مراقبم، تو هم همینطور
!مراقب خودت باش
!خلیج ناامیدی یکم جلوتره
خوبی؟
دوان وو، اینجا خیلی خطرناکه
اگه نتونم زنده برگردم چی؟
دوان وو
چیکار کنم؟
همینجا منتظرم بمون
منتظرم باش
کیسه شنت رو بده من، بدو
!مراقب باش
!منتظرتم دوان وو
برای چی دارن می پرن همچین جای خطرناکی؟
می خوان مروارید جمع کنن
دریای آزاد پر از ماهی و اژدهاست
آسمان با صدای مرغ های دریایی غرش می کنه
در بین امواج کوبنده
مرد دریایی مروارید در دستش داره
!عجب شعری به به
می خوام یه چیز جالب
نشونتون بدم
یکم خون ماهی برام بیار
چشم
خوب نگاه کن
این چیه؟
کوسه ها عاشق خونن
چطور می تونی همچین کاری بکنی؟
حالا که دارن میرن اعماق دریا
یعنی جون شون رو گذاشتن کف دستاشون
واسه به دست آوردن مروارید؟
البته
درسته که مروارید ارزشمنده
ولی به اندازه جون آدم که نمی ارزه
اگه نمی تونی با این قضیه کنار بیای
پیشنهاد می کنم جمع کنی بری خونه
و از زندگیت لذت ببری
دوان وو کو؟
دوان وو کجاست؟
!دوان وو
!کوسه ها نزدیکن. بریم
واسه چی دوان وو برنگشته؟
!دوان وو
یه بار دیگه داد بزنی
پرتت می کنم تو دریا خوراک کوسه ها شی
بریم
!دوان وو زنده ست! دوان وو زنده ست
!یالا برین بیارینش
!زودباشین
یه مروارید بزرگ
چهارتا مروارید کوچیک
سه مروارید بزرگ
به درد نخور! ببریدش
یه مروارید بزرگ پونزده میلی متری
این رو دوان وو پیدا کرده
!این یکی از اونم بزرگ تره
ببینین، این از همه بزرگ تره
این رو آ گو پیدا کرده
این بزرگ ترین مرواریده
!ممنونم
لطفا سند آزادیم رو بدین
باشه
!ممنون
!بزرگ ترین مروارید رو من پیدا کردم
اشتباهی شده؟
!مزخرف نگو
فکر کردی من اشتباه می کنم؟
!غیرممکنه
!اینو من پیدا کردم
!خودم پیداش کردم
!برو اون ور
بانو با
!برو اون ور
وگرنه اینقدر می زنمت که سقط شی
تو عوضش کردی
مباشر سوی
!برو اون ور
ببریدش - من اینو پیدا کردم -
!مباشر سوی
بانو با
!برو اون ور
!ببریدش
!من پیداش کردم
!من پیداش کردم
!من پیداش کردم
!مباشر سوی
مباشر سوی
چون اون بزرگ ترین مروارید رو پیدا کرده
چطوره بذارین دوان وو
تو مزایده مروارید فروشنده مروارید باشه؟
چهره ش که خوبه
باشه بذار فروشنده باشه
ممنون قربان
برو خدات رو شکر کن که زنده برگشتی
بیا اینم داره
نمی فهمم
برای چی این کارو کردی؟
همینطوری، دلیلی نداشتم
فکر کردی می تونی از اینجا فرار کنی؟
تنها راهی که میشه از اینجا نجات پیدا کرد
مرگه
فروشنده مروارید شدن
تنها راهته
پس بذار لالا هم فروشنده بشه
دفتر حساب ها رو نگاه کن
نظرتون درمورد منظره اینجا چیه؟
درمقایسه با مناطق غربی
خیلی چشمگیر نیست
مشتاق دیدار
جناب پنگ حسابی رو به راهی
اختیار دارین
حالا که هردو به یه ارباب خدمت می کنیم
حتم دارم مزرعه مرواریدت
حتما موفق میشه
البته
...ایشون
ایشون مهمون ویژه ست که
از سرزمین کانگ اومده اینجا مروارید های بزرگ بخره
خوشوقتم
خوشوقتم
سوی دینگ هستم
می تونم اسم تون رو بدونم؟
فامیلم
یانه
تو خیلی آشنا می زنی
متاسفانه نمی دونم قبلا همدیگه رو دیدیم یا نه
احتمالا خبر نداری
ولی ارباب قبلی این مزرعه مروارید
فامیلش یان بود
شاید فامیل دور هستین؟
سرت به کار خودت باشه
شنیدم خاندان یان از دم اعدام شدن
تو مناطق غربی زندگی می کنی؟
اصل کارش تو مناطق غربیه
ولی تو چوان جو و یانگ جو هم تجارت می کنه
یه تجارت مختصره
جنس می خرم و میرم
لازمه این همه جواب پس بدم؟
شرمندم
بهترین مرواریدها رو نشونت میدم
من مرواریدهای بزرگ تر از پونزده میلی متر می خوام
من همه جور مرواریدی دارم
ولی شنیدم
تازگی یه سری مروارید ایرانی از ایران اومده
کیفیت شونم خیلی خوبه
انگاری مرواریدهای دریای جنوب
قیمت شون اومده پایین
مروارید های هه پو
سه ساله که به عنوان تزئینات سلطنتی استفاده میشن
مرواریدهای ایرانی به پاش هم نمی رسن
بفرمایید
بفرمایید - بفرمایید -
[قلعه مروارید]
یعنی می تونم؟
منم نگرانم
با این قیافه آویزون می خوای مروارید بفروشی؟
گفته باشم
همه ی مهمونای اینجا خاصن
اگه ازتون خوششون بیاد
نون تون روغن میشه
همه فهمیدین؟
بله
دوان وو، چیکار می کنی؟
!بیا
برادرم فکر می کنه مرواریدهای هه پو مشکوکن
واسه همین منو فرستاده تحقیق کنم
این بهترین فرصته
چه سرزنده ست
مهم نیست ارباب یان ما رو
واسه چی آورده اینجا
باید خوب همه جا رو زیرنظر بگیریم
مرواریدهای دریای جنوب خاندان سوی سه ساله که عنوان
بهترین مروارید کشور رو دارن
طبیعیه که پولشون از پارو بالا بره
درسته
تجارت پرسودی دارن
ولی تعداد مرواریدها داره کم میشه
منطقی نیست
یعنی میگی خاندان سوی داره مخفیانه مرواریدها رو می فروشه؟
پس چی؟
مزایده رو اینقدر مشکوک برگزار می کنن
بریم یه نگاه بندازیم
چه خوشگله
!بر خرمگس معرکه لعنت
بریم
ممنون
کاری نکردم
!دوان وو، بیا
مباشر
برای این مزایده
همه ی مرواریدها رو توزیع کردیم
فقط همین مروارید غول پیکر مونده
به نظرتون آخرین فروشنده کی باید باشه؟
موقع انتخاب فروشنده نباید به چهره و هیکلشون توجه کنیم
مهارت فروششونه که مهمه
کی می خواد آخرین فروشنده باشه؟
!من
بذارین من باشم
!من
قیمت این مروارید پنج میلیونه
کی می تونه بفروشش؟
...خب
...پنج میلیون
مباشر سوی، من می خوام امتحان کنم
هیچکدوم جرئت ندارن
چی باعث شده فکر کنی از پسش برمیای؟
این مروارید صدف دوکفه ای غول پیکر رو
خودم شخصا پیدا کردم
می خوام ارزش واقعیش رو نشون بدم
می دونی اخیرا
بالاترین قیمت فروش مروارید چند بوده؟
بله
چهار میلیون
ولی چون شما گفتین
پنج میلیون می ارزه
پس همینقدر می ارزه
!عجب زبونی داری
بازم جایزه می خوای؟
مباشر سوی
اگه بتونم پنج میلیون بفروشمش
در ازاش فقط دو تا سند آزادی می خوام
یکی واسه خودم
یکی هم برای لالا
!دختر باهوشی هستی
اینقدر باهوشی که
یادم رفته بود شکارچی مرواریدی
هفت میلیون بفروش
اونوقت سندها رو تقدیمت می کنم
هفت میلیون بفروشی آزاد میشی
اگرم نتونی می میری
رو نیست که سنگ پای قزوینه
مباشر سوی
...مباشر
اینقدر دلت می خواد پز بدی؟
دوان وو
فکر کرده مهمونامون ازش خوششون میاد؟
کیه که اینقدر پول بابتش بده؟
دوان وو
!هفت میلیون
آخه کی هفت میلیون میده؟
هفت میلیون؟
می خواست آزادیش رو بخره ارزون تر میشد
این مروارید خیلی قشنگه
آره واقعا
مال منم قشنگه
قیافشو ببین چه خورده تو برجکش
موندم چطوری می خواد بفروشش
هفت میلیون؟ نمی تونه بابا
آره
موندم
چطوری می خواد بفروشش
عمرا بتونه
همش چندتا حقه بلده
بعدش
بیاین خوب برقصیم
باشه
خیالت راحت
خب حالا سری بعدی
فروشنده های مروارید
اون مروارید
اون یکی
اون یکی
از اون یکی خوشم اومد
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.