All language subtitles for When.Evil.Lurks.2023.Web.BehzadWhen.Evil.Lurks.2023.Web.Behzad

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

شنیدی؟

از زمینِ ما میاد؟

نه، تو جنگلـه

کار روئیز ـه؟

یا نکنه از این شکارچی‌های غیرمجاز؟

نه، اونا که این‌قدر تیراندازی نمی‌کنن

سگ‌هام ببریم؟ - نه، می‌بینن‌مون -

سه‌تا رو شمردم

بعد قطع شد. باز دوتا دیگه

مشغول شکار نیستن

تفنگ شکاری هم دست‌شون نیست

صدای هفت‌تیر ـه

کاپشن بپوش

اصلاً این‌جا بود یا سمتِ روئیز اینا؟

نزدیک بود

دم صبح راه می‌افتیم

« هنگام کمین شیطان »

ارائه‌ای از وب‌سایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت :دیجی موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

« زیرنویس از یاشار جماران و علی اکبر دوست دار » Ali99 & TAMAGOTCHi

!گندش بزنن

یعنی کار یوزپلنگـه؟

یکی از اون گنده‌ها این دور و بر می‌پلکید

بُزهای روئیز هم خورده بود

اصلاً این خودِ روئیز نیست؟

،می‌خواسته یوزپلنگه رو شکار کنه

ولی خودش شکار شده

نه

این بابا با یه چیز تیزی از وسط نصف شده

حالا چیکار کنیم؟

باید به پلیس بگیم

اینا قطعه‌های یه وسیله‌ا‌ی‌ن

قبلاً هم از اینا دیدم

به چه کاری میاد؟

نمی‌دونم، داداش

این‌جا زمینِ روئیز ـه دیگه

باید بهش خبر بدیم

یا یه‌سره به پلیس بگیم؟

نکنه قاتل خودِ روئیز باشه؟

مثلاً مُچ طرفو موقع دزدی گرفته و کُشتتش

!حرف الکی نزن بابا روئیز که نمی‌زنه از وسط نصفش کنه

شاید تیکه‌تیکه‌ش کرده که راحت سربه‌نیستش کنه

...بده خوک‌ها بخورن - جریان روئیز چیـه؟ -

چطور؟

داستانی داره که به من نمیگی؟

با ما حال نمی‌کنه

اصلاً از تو خوشش نمیاد

...داشته می‌رفته یا

می‌اومده

داشته از میون‌بُر می‌رفته سمتِ تپه

سمتِ خونۀ ماریا اِلنا

یعنی فامیلش بوده؟

این چه زبونیـه؟

قبلاً دیدم‌ها

روسی نیست؟ - روسی؟ -

نگاه! ماریا اِلنا گومز

این سگ‌ها چشونـه؟

سلام، ماریا اِلنا

چطوری؟

...کم‌پیدایی

.به‌خاطر تیراندازیِ دیشب اومدیم تو هم شنیدی؟

با جیمی و سگ‌ها این دور و بر رو

گشتیم

یکی رو پیدا کردیم که شاید آشنای تو باشه

منتظر مهمون بودی؟

...چون طرف

نمی‌تونه بیاد دیگه

به مشکل خورده

کِی میاد پس؟

خیلی زودتر از اینا باید می‌رسید

منتظرشیم که بیاد

کار پسرم رو راه بندازه

یوریل؟

آره

باید پسرم رو بکُشه

قراره بیاد یوریل رو بکُشه

تسخیر شده

خیلی وقتـه همین‌جا داره می‌گنده

منتظر بودیم بیان خلاصش کنن

همه‌ش تقصیر منـه

خیال می‌کردم با دعا

ممکنـه حالش خوب بشه

...متوسل شدیم به کلیسای سنتـ

!کلیساها دیگه به هیچ دردی نمی‌خورن، خانم

به هیچ دردی

می‌ترسیدیم به کسی چیزی بگیم

می‌ترسیدیم روئیز و همسایه‌ها از این‌جا بیرون‌مون کنن

هیچی تو دست‌و‌بال‌مون نیست

جایی نداریم بریم

پیش خودمون گفتیم شاید خوب شه

بهش رسیدیم که نمیره

تا آخر اونا بیان خلاصش کنن

ولی دیگه زیادی داره طول می‌کشه

به پلیس گفتین؟

یه سال پیش... شایدم بیشتر

!یه سال؟

دقیقاً به کی؟

پسرِ خانمه؟

آره، پسر بزرگش

.به من که چیزی نگفتن به شما گفتن، رئیس؟

خودتون دیدینش؟

...خب

چی دیدین؟

تعریف کنید

مگه تا حالا تسخیرشده دیدین؟

پس چی؟

از کجا مطمئنید؟

شنیدی که چی میگن، گوتیرس

آدم تا با چشم‌های خودش ببینه دوزاریش می‌افته

.ما هم فوری دوزاری‌مون افتاد به همین سادگی

!انگار یه چیزی زدید

اکثر موردهای تسخیر، سرکاری‌ن

...ما هم که این‌جا وسط ناکجاآبادیمـ

!یوریل داره می‌میره

سر تا پاش ورمـه. شده یه توده چرک

اصلاً شهردار رو خبر کنید

گوشی‌تو بده من

زنگ بزنید بهش

مشکلی نیست. شماره رو بدید تا خودم بگیرمش

باید بیاد و ببینه

کسی حق نداره واسه من تعیین‌تکلیف کنه

مخصوصاً جناب‌عالی، یازورلو

...مخصوصاً تو

یه سال لفتش دادین

یه سال تمام گذشته و تازه دیروز مأمور پاک‌سازی فرستادین

!صداتو واسه من نبر بالا

هیچ‌کس به من چیزی نگفته بود

!باز تو دردسر می‌افتی‌ها

باور نمی‌کنی، نه؟

ول کن

کوچیک‌ترین بهونه‌ای دستم بدی دستگیرت می‌کنم

به این سادگی‌هام آزاد نمیشی، روانی

آروم باش، داداش

جسد اونی که فرستاده بودین رو پیدا کردیم

تیکه‌تیکه شده بود، حالی‌تون نمیشه؟

همچین موردهایی پروتکل مشخصی داره

.گزارشش می‌کنیم مأمورهای بهداشت عمومی میان حل‌و‌فصلش می‌کنن

تموم شد و رفت

وظیفۀ ما اینـه

شما هر کاری عشق‌تونـه بکنید

اصلاً طرف چرا کُشته شده؟

کی اونو کُشته؟

کار روئیز ـه؟

روئیز؟

به همه‌چی شک دارم

!آخرالزمون شده

اصلاً چرا این‌جا باید یکی تسخیر شه؟

...چی می‌گید واسه خودتون

اصلاً نمیان سراغِ جسد

حتی سراغ اونی که داره جون میده

«گفتن «به ما ربطی نداره

خودشونو کشیدن کنار

ولی یه نفر اون بابا رو کُشته، روئیز

یکی نمی‌خواسته طرف برسه

خونۀ ماریا

شهردار چی میگه؟

بهش زنگ زدن

از یه سال پیش جریان رو می‌دونسته

همین‌طوری بیخیالش شده

گفت فکر می‌کرده قبلاً این موضوع حل شده

به ما هم توصیه کردن صدامون درنیاد

وگرنه داستان میشه و ارزش زمین‌اینامون میاد پایین

این‌جا میشه شهر ارواح، روئیز

همه‌چی‌مونو می‌بازیم

...گفتن ما بریم تا بعداً یه مأمور دیگه

از سازمان بفرستن

کِی؟

زمان‌شو نگفتن

.فرصتی نمونده یوریل پاش لبِ گور ـه

نمیشه منتظر کسی بمونیم

...بریم

صدامون درنیاد و

بریم

باید مسلح باشیم

!مسلح؟

که با چی بجنگیم؟

یه ماه پیش سگ‌هام فرار کردن

هر چهارتاشون

شنیدم اول حیوون‌ها رو دیوونه می‌کنن

بعد حتی اونایی که مُردن هم از خود بی‌خود میشن

باید چیکار کنیم؟

هر کار... بالاخره نمیشه دست‌رو‌دست بذاریم

شاید مجبوریم چوب حراج بزنیم به اموال‌مون

تا جریان سر و صدا نکرده واقعاً بذاریم بریم

!ای ساده‌لوح‌ها

زیر سر خودشونـه

کار دولتـه

چشم‌شون دنبال زمین منـه

واسه همین ول‌مون کردن به امونِ خدا و هیچ اهمیتی نمیدن

!یکی این‌جا تسخیر شه آخه

حتی به خوابم نمی‌دیدم

کجا میری، آرماندو؟

!کار احمقانه‌ای نکنی‌ها

!یا خودِ خدا

آقای روئیز

خدایا! این چه کاریـه؟

!چیکار می‌کنی؟

...مادرجنده‌ها

...نه

!ببین پای چی رو به این‌جا باز کردن

زمین منو به نکبت‌ترین چیز ممکن آلوده کردن

شلیک نکن

!تو رو خدا نزن، آقای روئیز

چاره‌ای ندارم

.شیطان رو این‌طوری نمیشه از بین برد !بدتر میشه‌ها

اگه این‌طوری بکُشیش خودت هم می‌میری

.جسم همه‌مونو تسخیر می‌کنه رو‌ح‌مونو آلوده می‌کنه

.تو رو خدا نکن این کار رو بدتر میشه

...بدتر

کسی که خبرۀ این کار ـه باید خلاصش کنه

!ببند دهنتو، کُس‌خل

،باید همون اول که این‌جا رو به نکبت کشیدید

خونه رو آتیش می‌زدم

همه‌چی رو آلوده می‌کنید

همه‌چی رو

بی‌شرف‌ها

مادرجنده‌ها

خلاصم کن، روئیز

...خواهش می‌کنم

منو بکُش، بی‌خایه

تا نرفتم سراغِ جیمنا و

بچۀ تو شکمش رو تسخیر نکردم منو بکُش

تا آزاد شم، قبل از همه

میام سراغِ خودت

آرماندو

چیکار کردی؟ !نگو که بلایی سرِ کسی آوردی

فقط داره بازی‌مون میده

.هر کار عشقشـه می‌کنه قشنگ بازی‌مون میده

شیشه رو بده پایین

دست‌مون انداخته

آرماندو

زنده‌ست. نکُشتتش

نباید این‌جا بمونه

ما خودمون تو فکرِ رفتنیم

گور بابای همه‌چی، روئیز

نخیر، اونـه که باید بره

باید از این‌جا دورش کنیم

.لااقل یه دو-سه‌ساعتی با این‌جا فاصله داشته باشه تا هرجا که شد

کار خطرناکیـه - این‌جا بودنشـه که خطرناکـه -

بلد نیستیم چیکار کنیم - !ترسوها -

یا با همدیگه انجامش می‌دیم

یا خودم تنهایی

این‌جا زمین منـه

تا بقیۀ جاها رو آلوده نکرده باید ریشۀ کثافت رو خشکوند

تو که خونواده داری، پِدرو

بد میگم؟

به‌خاطر اونا این کار رو بکن

خطر کن

می‌خوای چیکار کنی؟

آقای روئیز

تو رو خدا بلایی سرش نیار

می‌خواید چیکار کنید؟ کاریش نداشته باشید

اون‌قدر گنده‌ست اصلاً رد نمیشه

من که بهش دست نمی‌زنم

طناب بیارید پاهاشو ببندیم و مثل خوک بکشیمش رو زمین

می‌خواید چیکار کنید؟

از این‌جا ببریمش

ببریدش؟ آخه کجا؟

می‌خوان برادرتو ببرن

برو یه طنابی تسمه‌ای چیزی بیار ببندیمش

طناب؟ با همین ملافه بلندش کنیم دیگه

سر ملافه رو بگیرید

پاره میشه - نمیشه -

راست میگه. پایین پاشو بگیر بلندش کنیم

هم‌زمان

همه باهم

یک، دو، سه... حالا

یالا. هماهنگ باشید

!بیشتر زور بزنید! بیشتر

!وایسید! نگاه

!بپایید

!کثافتِ کیری

دارید می‌کُشیدش

تا دخلتو نیاوردم گمشو برو بیرون، بچه‌ننه

سر ملافه رو بگیرید

یالا. بلندش کنید

یالا. یالا. تکونش بدید

گیر کرده

پر از عن‌وگوهـه

!دست نزن بهش

همگی باهم

اون سر رو بگیر

پله‌ها رو بپا

مراقب باش

!بکش... دهنتو

یالا. همه باهم

با همدیگه

هلاک شدم. الانـه که بیفته

محکم بگیریدش

داره می‌افته

!بگیرش دیگه... دهن‌سرویس

یه پتو می‌خوایم

برو یه پتو بیار ببینم

!دست بجنبون، اُسکل

یک، دو، سه

همین‌جا بندازیمش یا بازم بریم؟

چقدر دور شدیم؟

سیصد کیلومتر

بازم بریم

یه صد کیلومتر دیگه

اول ببینیم در چه حالـه و بد راه بیفتیم

!خدا بگم چیکارت کنه !چه بوی گندی گرفتم

بهش دست زدی؟ - نه، نه -

باید لباس‌هامونو بسوزونیم

خوب کاری کردیم

کارت حرف نداشت

کارِ درست همین بود

!مراقب باش! بپا

!لعنتی

زدی بهش؟ - نه، نزدم -

عنتر از کجا پیداش شد؟

اُسکل داشت می‌رفت مدرسه

!عوضی

همین خارکُسه رو کم داشتیم

از بیخِ گوش‌مون گذشت

!خدا خفه‌ت کنه

همین‌جا بندازیمش؟

آره

اگه غرق شه چی؟

بگی‌نگی خشکـه‌ها

!مادرتو گاییدم

چی شده؟

!پریده پایین؟

اون که اصلاً نمی‌تونه تکون بخوره

نه، همون‌جا که نزدیک بود بزنیم به بچهه و

پیچیدیم افتاده

گفتم حواست بهش باشه، جیمی

من چیزی ندیدم، پدرو

!آخه مگه کوری؟

ندیدم

فقط دیدم نزدیک بود یه بچه رو زیر کنیم

چند دقیقه پیش بود؟

بیست دقیقه

مطمئنی؟ - حالا حدودی دیگه -

همون‌جا افتاده

برگردیم برش‌داریم؟

تمومـه دیگه

به‌اندازۀ کافی دور هست

به ما هیچ ربطی نداره

آرماندو

آرماندو

آرماندو

اون بُزه

تو

نه

نه

از این‌جا دور شو، مادر‌به‌خطا

آرماندو

وایسا! نزن

با تفنگ به شیطان شلیک نکن

!بدبخت می‌شیم‌ها، عشقم

.داریم بچه‌دار می‌شیم جونِ من نزن

!برو اونور ببینم

!گمشو، کُس‌کش

گمشو

رفته بودم خونۀ روئیز

مُرده

زنش هم همین‌طور

مادرم غیبش زده

یعنی چی؟ کجاست؟

...یه اتفاق‌هایی افتاده

اشتباه کردید یوریل رو بردید

خودت جسد روئیز رو دیدی؟

.بذارید پیش شما بمونم نمی‌خوام تنها برگردم خونه

نمیشه. برو رد کارت

تو رو خدا! دارم یخ می‌زنم

خواهش می‌کنم، آقای یازورلو

برو تو زین‌خانه

اون‌جا بالاخره یه چیزی هست خودتو گرم کنی

من راضی نیستم بمونه

دمِ صبح باید بری

اسلحه‌ داره‌ها، حواست هست؟

اسلحه داری؟

بله، آقا. یه هفت‌تیر دارم

بده‌ش

تا خورشید طلوع کرد باید بری

دیگه هم حق نداری بیای این‌جا

چشم، آقا

راستی یه چیزی رو بهتون بگم

لامپ روشن نکنید

سایۀ نورش شیطان رو احضار می‌کنه

آخه چرا گذاشتی بمونه؟

بدبخت ترسیده، جیمی - !نــگو -

حرف‌هاشو باور می‌کنی؟

محالـه مادرش ولش کنه

چرا باید همچین کاری کنه؟

خالی می‌بنده

پنج‌تا

هیچی از این خونه با خودمون نمی‌بریم

وسایل قیمتی چی؟

نه

...هیچی از این‌جا... از این مکان

نمی‌بریم

نه لباسی با خودمون می‌بریم

نه خاطره‌ای

می‌ریم شهر دنبالِ بچه‌هام و

بعدش خداحافظ

باز کن

منم. پدرو. باید صحبت کنیم

چی شده، پدرو؟

.باید حرف بزنیم باز کن بیام تو

سابرینا خبر داره؟ چیزی به من نگفته

.باید صحبت کنیم بذار بیام تو

وایسا

نمیشه

یعنی چی؟

!ای بابا! بذار بیام تو خونۀ خودم

آخه این چه کاریـه؟

پاشو، سابرینا. بچه‌ها رو هم بیدار کن

دو دست لباس واسه من و داداشم بیار

بعداً جریان رو توضیح میدم

!چیکار می‌کنی؟ این چه وضعشـه؟

ببین چی میگم

اگه تو دردسر افتادی !پای خونوادۀ منو وسط نکش‌ها

برو لباس بیار. به‌نفعِ همه‌ست

بیار دیگه. دست بجنبون

!این چه مسخره‌بازی‌ایـه؟

باید باهم حرف بزنیم، سابرینا

مست کرده؟

!چه‌می‌دونم خودت اوضاعشو می‌بینی دیگه

!واسه چی کون‌لختی؟

برو بیرون ببینم

باید صحبت کنیم

!چرا اومدی تو خونۀ من؟

برو بیرون

این چه کاریـه؟

.باید حرف بزنیم یه اتفاق‌هایی داره می‌افته

زده به سرت

به خاکِ سیاه می‌شینیم

.حق نداری این‌جا باشی فوراً برو بیرون

می‌فهمی چی میگم؟

!برو ردِ کارت

لباس می‌خوام

لعنتی

الکل دارید؟

بده‌ش من

!این‌طوری نگاهم نکن‌ها - پاک روانی شدی -

همه‌چی رو توضیح میدم

بریم تو

نه. تو نمیای

حکمِ حفظ فاصلۀ دادگاه رو که یادت نرفته؟

این کارها یعنی چی؟

ژائیر رو هم از خواب پروندی

!این دیوونه‌بازی‌ها چیـه

لئوناردو، بذار بریم تو همه‌چی رو توضیح بدم

بابا

!قندعسلم

برو تو، سانتینو. سرد ـه

آره. بریم تو

!یه کاری کن ردش کن بره

.برو ساکتو جمع کن می‌خوایم بریم، عزیزم ...لباس، اسباب‌بازی

چیزِ گرم یادت نره

یعنی چی؟ !سانتینو جایی نمیادها

فقط خودت باید بری، پدرو

!همه‌مون می‌ریم

نکبت شهر رو گرفته

یکی تسخیر شده، سابرینا

فکر کنم داره واسه خودش ول می‌چرخه

!تو یه چشم‌بهم‌زدن این‌جا جهنم به پا میشه

زنگ بزنم به وکیل؟

زنگ بزن پلیس بیان اینو ببرن

داره بچه‌ها رو می‌ترسونه

بابا، میشه راجر هم باهامون بیاد؟

.آره، آره. برو ساکتو جمع کن بجنب

تو رو خدا بیرونش کن

!ما داریم می‌ریم

...بچه‌ها رو می‌ترسونه

ویکی هم میشه بیاد، بابا؟

.آره، همه باهم می‌ریم برو داداشتو بیدار کن

نه ویکی جایی میاد، نه سانتینو

خودت باید بری، پدرو

الان زنگ می‌زنم پلیس

شرمنده. راه دیگه‌ای ندارم

سانتینو

.داداشتو بیدار کن همین الان می‌ریم

چرا حرف حالیت نمیشه؟

این‌جا من تصمیم می‌گیرم

بچه‌ها جایی نمیان

نفهمیدی چی گفتم؟

داری خونواده‌مو می‌ترسونی

!یه کثافتِ تسخیرشده این‌جاست، زبون‌نفهم

!دهن‌تون سرویس

خودم دیدمش. پیشش بودم

باید بریم. همه‌مون

سوییچ کجاست؟ - !سوییچِ چی آخه، بی‌شعور -

حوصلۀ جر و بحث ندارم

بس کن. کجاست؟

داری دروغ میگی

کارت دروغ گفتنـه

چرا می‌خوای زندگی‌مو خراب کنی؟

چشم نداری خوشحالیمو ببینی؟

،پاشدی اومدی حالِ منو بهم بریزی

بچه‌ها رو بترسونی

!کثافتِ روانی

.چهار سال غیبت زده بود یه قرون پول به ما ندادی

!بعد با چه رویی یهو سر و کله‌ت پیدا میشه

...منم مثل ابله‌ها می‌ذارم بچه‌ها رو ببینی آخه چرا؟

که بیای زندگی‌مو بهم بریزی

بی‌شعورِ خُل‌وضع

آخه مگه من چه گناهی کردم؟

از این‌جا برو

یه زندگی نو واسه خودت بساز، بدبخت

دلم نمی‌خواد این‌جا باشی

!این‌قدر داد نزن

!داد نزن

!برو بیرون! می‌شنوی؟

!دادگاه حکمِ حفظ فاصله داده !به خودت بیا

به چه زبونی بهت بفهمونم؟

!اونی که باید بفهمه تویی

میگم یه کثافتِ تسخیرشده این‌جاست

!چرا حالیت نمیشه؟

!بابا تو دیوونه‌ای

اصلاً خودت حالیتـه چی میگی؟

!مامان! بابا! لئو

!خودم دیدمش !دیگه چطور بگم؟

!لئو! لئو! لئو - !چیـه؟ -

،راجر ویکی رو گاز گرفت !داره یه بلایی سرش میاره

!نه

!نه! ویکی

!بگیریدش! بگیریدش

!نه

نه، نه

!ویکی

!راجر

!ویکی

!یکی بگیردش

!لئو

!لئو

!دخترم... کجاست؟ یکی به دادم برسه

!کمک کنید... کوش؟

دخترم کوش؟

چی شد، پدرو؟ دخترم کو؟

دخترم کجاست؟

سانتینو... پسرم

.الان می‌ریم، سانتینو فعلاً همین‌جا باش، خب؟

ژائیر، پسرم، بابا اومده

پسرم، پسرم، منو ببین

باباتم. بابا

گوش کن

.نه، خودتو گاز نگیر آروم باش

ژائیر، پسرم

منو ببین، پسرم

منو ببین. منو نگاه کن

بابام

ژائیر

ژائیر

.خودتو گاز نگیر !نکن

!بابا اومده، ژائیر خودم پیشتم

بابام

آروم باش، ژائیر

آروم باش

.آروم باش، ژائیر آروم

!سانتی

داریم می‌ریم

بدو بیا، پسرم

!کجــاســت؟

زنگ بزن پلیس

دخترم کجاست؟

زنگ بزن پلیس

آروم باش تو

لئو... با تفنگ بهش شلیک نکن، لئو

کُس‌کش کمکم کن دخترم رو پیدا کنم

نباید از باروت استفاده کنی، لئو

!خواهرِ بچه‌هاتـه‌ها، لاشی

کمکم کن پیداش کنم

قرار نیست سگت رو پیدا کنی

با یه اهریمن روبه‌رو میشی

لئو

تفنگ رو نبر، لئو

!بهش شلیک نکن

!لئو

لعنتی

باز چی شده، یازورلو؟

...یه سگه

حمله کرد به دخترِ زنِ سابقم

یه سگِ گندۀ قهوه‌ای‌رنگ

!زنگ زدی بیایم سگ دستگیر کنیم؟

!بچه رو با خودش برد، گوتیرس

!بردش

به مرکز خبر بده

قضیه چیـه، یازورلو؟ دقیقاً چی شده؟

بازم یه اشتباه دیگه؟

با توئم

شنیدی که چی گفتم

اصلاً تو حق نداری این‌جا باشی

می‌دونی که نباید دور و برِ زنت آفتابی شی

با توئم... چه گندی زدی؟

!به سگه شلیک نکنیدها شلیک نکنید

!سالمی، عزیزدلم

خدا رو شکر! لئو کجاست؟

بهش بگید حالش خوبـه

بهش خبر بدید

چیزیت نشده، عزیزدلم

!ویکی برگشته! پیداش شد

منو ببین، عزیزم

درد نداری؟

پس لئو کجاست؟

تو رو خدا به لئو خبر بدید ویکی سالمـه

خوبی؟

ببینمت

درد نداری؟

لطفاً به لئو خبر بدید

بهش بگید ویکی سالمـه

...سوییچ ماشین

کجاست؟

.ژائیر، پسرم، منم بابا

ببین چی میگم. سوییچ ماشینِ مامان کجاست؟

تو نمی‌دونی؟

برو ساکِ ژائیر رو بیار - !نداره که -

پس چی داره؟ - فقط یه نقاشی -

همونو بیار. کجاست؟

کجاست؟ - دستشـه -

بستنی می‌خوای؟

بریم بستنی بخوریم

با طعمِ سیب؟ بریم بگیریم

فقط نمی‌دونم سوییچ کجاست

پیداش نمی‌کنم

می‌خوام برم

می‌خوایم با سانتی بریم ماشین رو بیاریم

...وقتی سوییچ ماشین طوسی تو پارکینگ پیدا شد

بابا تو رو می‌کُشه

چی میگی؟

بابا

با ماشین

میاد خونه و

!بـــوم

...عزیزدلم

!چی شد، بابا؟

صدای چی بود، بابا؟

لئو، لئو

!سالمی؟

لئو

.زنگ بزنید اورژانس زخمی شده

چیزی نیست. آروم باش

!چه سورپرایزی

!باورم نمیشه بچه‌ها رو سپردن بهت

چی شد؟

!به این میگن سورپرایز

...نمی‌دونم

سابرینا؟

...نمی‌دونم

!پدرو... خیلی خوشحال شدم

مدرسه ندارن؟

این ماشینِ سابرینا نیست؟

چطوری راضی شد؟

با جیمی صحبت کردی، مامان؟

نه. چیزی بهش نگفتم

چی شده؟

کسی مُرده؟

کسی که نمُرده، نه؟

!نکنه قراره بریم مجلس ختم

این‌جا از این خبرها نیست

تو شهر از اون اتفاق‌ها می‌افته

یه چیزی دیدید که ازش سر درنمی‌آوردید

بعد خیال برتون‌داشته و

ترسیدید

جریان واقعیـه، مامان

مامان‌بزرگ، تسخیرشده یعنی چی؟

می‌دونم خیال می‌کنید مطمئنید، ولی بازم ممکنـه اشتباه کنیدها

شک نداریم

مامان‌بزرگ - بس کن، سانتینو -

تو هم مطمئنی؟

!آره، جیمی هم مطمئنـه

تسخیرشده... تسخیرشده

مامان‌بزرگ - آروم بگیر، سانتینو -

سابرینا چطور راضی شد؟

چی گفت؟

داریم می‌ریم خارجِ شهر

سابرینا خبر داره دیگه، نه؟

تا حالا همچین موردی دیدی؟

چی؟

کسی رو نمی‌شناسی که یه موردِ تسخیرشده دیده باشه؟

نه، اصلاً

!ندیدم... جز شما دوتا

!الکی دارید کولی‌بازی درمیارید

مامان‌بزرگ، تسخیرشده یعنی چی؟

یه چیزِ خیلی‌خیلی بد ـه

میره تو جلدِ آدم و

از جسمش واسه تولد دوبارۀ خودش استفاده می‌کنه

مثل مریضیـه؟

یه شعری هم در موردش هست، نشنیدی؟

نه

خیلی معروفـه

♪ اونا میرن تو جسمت و ♪

♪ مسموم می‌کنن ذهنتو ♪

♪ ازت می‌گیرن باارزش‌ترین چیزتو ♪

♪ بدنت دیگه نیست بدنِ تو ♪

!خیلی ناجور ـه که

...خب

اگه آدم احتیاط کنه کار به جاهای باریک نمی‌کشه

ببین، وقتی دور و برِ شخص تسخیر‌شده‌ای هستی

هفت‌تا قانون رو باید یادت باشه و رعایت‌شون کنی

که چی بشه؟

تا تسخیرت نکنن و

مجبور نشی کارهایی بکنی که

خودت نمی‌خوای

لامپ روشن نکن

به حیوون‌ها نزدیک نشو

از وسایلی که پیش‌شون بوده استفاده نکن

بلایی سرشون نیار

یه قانونِ خیلی مهم هم اینـه که

هیچ‌وقتِ هیچ‌وقت اسم شیطان رو به زبون نیار

مگه شیطان اسم داره؟

معلومـه که داره

...ببین

...لوسیفر - !مامان -

...عزرائیل - !مامان -

بَعل‌الذُباب

!داری از خودت درمیاری

!آفرین! مُچمو گرفتی

یه قانون خیلی مهمِ دیگه هم هست

با اسلحه بهشون شلیک نکن

بسـه دیگه، مامان. کافیـه

دیگه چی؟ دیگه چی؟

همین‌ها بود

یه دونه‌ش کمـه

هفتمی رو نگفتم؟ - نه -

:یه قانون هم اینـه دیگه

از قوانین غافل نشو

...عزرائیل

!یه بستنی سیب زپرتی خواستیم‌ها

با طعم سیب ندارن

.اصلاً این پول‌مون هم کمـه پول همراهت نیست؟

فقط همین‌قدر داشتم

یه نگاه بنداز

میگم ندارم

نگفتید پول بیارم که

فکر کردم شما همه‌چی رو حساب می‌کنید

بابا

من دلم می‌خواد بریم خونه

باید یه پولی جور کنیم

بابا

با این وضع چطور خودمونو سیر کنیم؟

من می‌خوام برم خونه

ژائیر رو چیکار کنیم؟

حالا بستنی سیب تخمی ...از کجامون بیاریم

ژائیر ول‌کن نیست

خب، می‌تونیم برگردیم شهر بستنی بخریم

نه، مامان

مگه چقدر طول می‌کشه؟

نخیر، مامان. نمیشه برگردیم

!گوشی چرا پیشتـه

!گفتم هیچی نیار - نیاوردم -

نه. گوشیِ منـه

مال منـه

سابریناست

بیا با مامانت صحبت کن

بابا! می‌خوام با مامان صحبت کنم

محالـه خودش باشه

می‌خوام حرف بزنم، بابا

مامانت نیست، سانتینو

می‌خوای من جواب بدم؟

!دلم می‌خواد با مامان صحبت کنم

الو؟

بچه‌هامو ازم جدا کردی

باید برشون‌گردونی

بچه‌ها سالمن

!ژائیر نباید جای دوری بره

.باید داروهاشو بخوره !برش‌گردون ببینم

!ژائیر حمله بهش دست میده‌ها

.هردوشون خوبن. ژائیر هم خوبـه پیش من جاشون امنـه

اینو بفهم که پسرهات دوستت ندارن

اصلاً نمی‌خوان تو رو ببینن

هیچ‌وقت نمی‌خوان بیان خونۀ تو

سابرینا - دل‌شون نمی‌خواد با تو زندگی کنن -

متوجه نیستی؟

واسه همین منم بهت خیانت کردم

واسه همین به عالم‌و‌آدم دادم

!سابرینا

تو هیچ گوهی نیستی

!بدبختِ پیزوری... بدبختِ پیزوری

نهایت کارت درست کردنِ یه بچۀ معلول بود

تازه می‌خواستی از شرّش هم خلاص شی

!خیلی حروم‌زاده‌ای

قاتل هم هستی

همه اینو می‌دونن

می‌دونم کجایی

میام بچه‌هامو ازت می‌گیرم و

برشون‌می‌گردونم خونه

!خبر نداری چه کارهایی از من برمیاد

خودم شاهد مرگت بودم، سابرینا

بچه‌هامو ازت می‌گیرم، فهمیدی؟

...می‌گیرمـ

چی شد، داداش؟

!چی شد؟

سابرینا مُرده

شوهرش با ماشین زد بهش و کُشتش

اینی که پشت خط بود سابرینا نبود

منظورت چیـه؟

یعنی چی؟ قضیه چیـه؟

اون مُرده، جیمی

.من شاهد مرگش بودم خودم دیدم

واقعاً دیگه نمی‌دونم چی‌به‌چیـه

دارم دیوونه میشم

من یه ترسوی بدبختم

.از پسِ زندگیم برنمیام واقعاً ترسوئم

بعید می‌دونم اصلاً کارمون درست باشه

من شیطان رو کشوندم اون‌جا

نزدیک بود همه‌شونو به کُشتن بدم

همون لحظه که جریان رو فهمیدیم باید ول می‌کردیم می‌رفتیم

اصلاً نباید برمی‌گشتم

آروم باش. این‌طوری نگو

من بهت افتخار می‌کنم

‫بس کن، داداش؛

‫بچه‌ها دارن می‌بینن

‫این‌جوری می‌ترسن

‫یالا

‫تو چیزی رو که من دیدم ندیدی

این‌طوری نکن

‫یکی رو می‌شناسم که ‫می‌تونه کمک‌حال‌مون باشه

‫خونه‌ش توی چند کیلومتری شهره

‫چی میگی؟

‫مطمئن نیستم،

‫ولی گمونم یه همچین چیزی رو تجربه کرده

‫می‌تونه یه‌خرده هم پول بهمون قرض بده

‫ژائیر ول‌کن نیست

‫تا وقتی بستنی سیب که ‫بهش قول دادم رو ازم نگیره بیخیال نمیشه

‫داداش، خودت رو جمع‌و‌جور کن

‫پاشو

‫مامان ناراحت میشه‌ها

‫ایشون میرتائه

‫حالت چطوره، خانم؟

‫خونۀ من برق نداره،

‫ولی برای همه‌تون جا هست؛ ‫تا هر موقع دل‌تون می‌خواد بمونید

‫نه، نه، ما عازم شهریم

‫به‌هر‌حال ممنون

‫پدرو، مطمئنی توی شهر اوضاع بهتره؟

‫بهمون پول میده؟

‫آره

‫بیا چند ساعت بمونیم

‫خسته‌ایم

‫ژائیر باید لباس‌هاشو عوض کنه

‫میرتا که مشکلی نداره

‫اتفاقاً چون تنهاست براش بهتره

‫نمیشه، جیمی

‫قراره بریم شهر؛ ‫برنامه رو عوض نکن

‫تازه،

‫بهش بگو…

‫ما آدم‌های خوبی هستیم، ‫پولش رو پس می‌دیم

‫یه مشکلی هست،

‫پولش تو بانکه

‫تا اول هفته نمی‌تونه برداشت کنه

‫می‌تونیم اون‌جا قرار بذاریم

‫ژائیر باید لباسش رو عوض کنه، پدرو

‫بابا، ژائیر شلوارش رو کثیف کرده

‫پی‌پی کرده

‫انگار بچهه تسخیر شده

‫اوتیسم‌ داره

‫آره، بهم گفتی

‫تو واقعاً یه کالبد تسخیرشده رو دیدی، آره؟

‫چطور؟

‫خودت بهم گفتی. ‫وقتی ساکن شهر بودی

‫به یکیش نزدیک بودی

‫جداً؟

‫خیلی وقت پیش

‫گفتی که به زندگی بین‌شون عادت کردی

‫نمی‌دونم چرا همچین حرفی زدم

‫من خوب بلدم رازهای آدم‌ها رو ‫از زیر زبون‌شون بکِشم

‫چرا اومدی این‌جا؟

‫گمونم ما هم واقعاً یه کالبد تسخیرشده دیدیم

‫کجا؟

‫توی شهر؟

‫ترسیدی

‫آره انگار

‫اگه واقعاً یه تسخیرشده رو ‫دیده باشی، نمیگی «گمونم»

‫بلکه با قاطعیت میگی

‫مطمئن نیستم چی دیدیم

‫بچه‌ها گریه نمی‌کردن؟

‫سایه‌ها سرخود حرکت می‌کردن؟

‫کارهایی از حیوون‌ها دیدی ‫که ازشون بعیده؟

‫درست نمی‌‌دونم چی دیدیم

‫شاید هم تصورات برادرم بوده

‫شاید هم نبوده

‫شاید هم واقعیه و از درک من خارجه

‫همون برادری که خودش و بچه‌هاشو تا پای گازگرفتگی برد؟

‫زنش به دروغ اینو گفت ‫تا بچه‌ها رو نگه داره

‫اون کم عذاب نکِشید

‫مردم شهر حوصله‌شون سرمیره ‫و خوش‌شون میاد کُس‌شعر بگن

‫آخه حرف مُفت که کنتور نمی‌ندازه

‫چیزی نیست، عزیزدلم

‫خب، خب

‫بله؟

‫چشم‌های ریزه‌میزه‌ت رو ببند،

‫بازشون هم نکن…

‫خوابش نمی‌بره

‫یه شب دیگه رو هم بیدار می‌مونی؟

‫ترجیح میدم مامانم سانتینو رو بخوابونه، ‫خودم هم حواسم به ژائیر باشه

‫پاشو از ماشین بیرون نمی‌ذاره

‫بیا نوبتی مراقبش باشیم

‫نه

‫پس، میرتای معروف ایشونه

‫میرتا

‫واسه چی لبخند زدی؟

‫دلیل لبخندت چیه؟

‫لبخند نزدم که

‫قضیه مال خیلی وقت پیشه

‫من سن‌و‌سالی نداشتم

‫میرتا هم همین‌طور

‫البته

‫تو همیشه یه کفتر عاشق بودی

‫همیشه یه کفتر عاشق بودی

‫هر سال عین ابر بهار گریه می‌کردی

‫می‌گفتی دلت برای معلم‌هات تنگ شده

‫دوستت دارم، داداش

‫من این‌جام، پسرم. همین‌جام

بابا این‌جاست

‫حواسم بهت هست

‫هیچ بلایی سرت نمیاد

‫سابرینا؟

‫تویی؟

‫خوشحالم این‌جایی

‫یه‌خرده تحت‌تأثیر داروهامم

‫قرص‌های خوابم رو خوردم

‫من اومدم دنبال بچه‌هام

‫چون بهم نیاز دارن

‫بچه‌هام رو می‌برم جایی که

‫از گزند دیگران در امان باشن

‫مامان، من سردمه

‫پدرو

‫پدرو

‫یه چیزی شده

‫درست نمی‌دونم چی دیدم،

‫فکر کردم سابریناست، ‫ولی اون نبود

‫البته مطمئن نیستم

‫آروم باش

‫درست نمی‌دونم،

‫ولی یکی پیش سانتینوئه

‫مطمئن نیستم

‫آروم باش، مامان

‫اومدم بهتون بگم،

‫چون می‌ترسم

‫ترسیده‌م

‫نمی‌دونستم چیکار کنم

‫آروم باش

‫- وحشت کرده بودم ‫- آروم باش

‫- نمی‌دونستم چیکار کنم ‫- آروم باش، مامان

‫من اومدم دنبال بچه‌هام

‫چون بهم نیاز دارن

‫بچه‌هام رو می‌برم جایی که

‫از گزند دیگران در امان باشن

‫بابا

‫نه، نه!

‫پسرم

‫اون پتیاره پرید

‫با سانتینو پرید

‫بُردش

‫پتیاره

‫اون کجاست؟

‫کجاست؟

‫باید همین‌جا باشه

‫اون‌جا رو بگرد

‫پسرم!

‫پسرم!

‫ژائیر

‫ژائیر

‫ژائیر

‫پسرم

‫ژائیر، پسرم

‫ژائیر، پسرم

‫پسرم

‫منم. بابات

‫پسرم، پسرم

‫پسرم، در رو باز کن

‫ژائیر

‫ژائیر، پسرم، حالت خوبه؟

‫حالت خوبه؟ منم. بابات

‫ژائیر چیزیش نیست

‫خون چیه پس؟

‫- واسه چیه؟ ‫- نمی‌دونم

‫برو چندتا چراغ‌قوه بیار

‫چراغ‌قوه لازم داریم

‫جیمی

‫سانتینو

‫پسرم

‫سانتینو

‫پسرم

‫سانتینو

‫دیگه چراغ‌قوه نیست؟

‫یه چیزی که نور بده

‫جیمی، یه اهریمن این‌جاست

‫برادرزاده‌م رو بُرد

‫رفته تو جلدِ بچه

‫نه، خودش همین‌جوریه

‫نه، جیمی

‫خودش این مدلیه

‫خفه شو، جیمی. ‫به من گوش کن

‫بیا این‌جا و یه نگاه به بچه بنداز

‫دست‌و‌پاش رو ببین

‫یه اهریمن وارد سرش شده ‫و اون‌جا گیر افتاده

‫این قضیه رو توی اوتیسمی‌ها دیدم

‫به بدن‌شون حمله می‌کنن، ‫ولی از ذهن‌شون سر درنمیارن

‫می‌تونن بدون تصاحب کامل کالبد ‫مدت‌ها سرگردان بمونن،

‫بعد تسخیرشون می‌کنن

‫امکان تسخیر بچه وجود داره، متوجه‌ای؟

‫جیمی، لازمت دارم، چراغ‌قوه رو می‌خوام

‫برو برادرت رو بیار. ‫باید بریم تو

‫نمی‌تونم تنهاش بذارم

‫سانتینو رو بُرد، ‫باید همین دور و بر باشه

‫همین دور و بره... همه‌جاست

‫بهم گوش کنید

‫جفت‌تون

‫روح‌تون هم خبر نداره با چی طرفید

‫شعره اینطور میگه

‫اگه از افتادن توی چاله بترسی،

‫زیر پات رو خالی می‌کنه

‫مثل ما بازم هست... ‫کسایی که کنترلی روی افکارشون ندارن

‫ولی می‌تونه فریب‌مون بده؛

‫چون میره تو ذهن آدم

‫مطمئنم این توئه،

‫یه زمان این تو بود،

‫من هم اطلاعاتی به‌دست آوردم

‫قانون هفتمه: ‫از مرگ نترسید

‫اگه ترس این رو نداشتی که

‫بچه‌هاتو ازت بگیره، نمی‌اومد این‌جا

‫نباید برید دنبال بچه‌ت

‫باید ریشه رو پیدا کرد

‫ترسِ از دست‌دادن‌تون ‫به اهریمن کمک می‌کنه

‫شیطان بهتر از شما ‫از ترس‌هاتون خبر داره

‫پس من میرم. ‫میرم دنبال سانتینو

‫بهت قول میدم پیداش می‌کنم

‫منم میام

‫باید نزدیک‌های شهر باشه

‫نه، ما باید تسخیرشده رو پیدا کنیم

‫باید مَرده رو بکُشیم تا ‫اون جونور به‌دنیا نیاد

‫تسخیرشدهه مُرده؛ ‫واِلا خبری از این اتفاق‌ها نبود

‫نه، نه

‫اسم این ماجرا رو گذاشتیم «فرآیند تولد»

‫فعلاً فقط ماهیتش رو آزاد کرده

احتمالاً هنوز به بُعد جسمانی نرسیده

‫واسه همین باید بکُشیمش، ‫تا هرچه زودتر جلوی تولدش گرفته بشه

‫می‌دونیم کجاست

‫می‌دونیم

‫نزدیک جنرال پیران‌ـه ‫(اقامتگاهی در آرژانتین)

‫از شهر دوره

‫از کجا این‌قدر مطمئنی؟

‫ما…

‫مَرده رو بردیم اون‌جا

!‫یه تسخیرشده رو جابه‌جا کردید؟

‫با اینکه می‌دونستید تسخیر شده؟

!‫اِی ابله‌ها

‫جیمی

‫چراغ‌های شهر

‫خاموش شدن

‫برق رو قطع کردن؛ ‫دارن طبق پروتکل پیش میرن

‫خدا می‌دونه چه خبر شده

‫برگشتن خطرناکه

نباید چراغی روشن کرد

‫مراقب باش

‫شوهر من چوپان بود،

‫ما یه کلیسا داشتیم

‫شیاد بودیم

‫سر و کلۀ اولین تسخیرشدۀ بوینس آیرس‌

‫توی کلیسای ما پیدا شد

‫اولش خیال کردیم ‫یکی از بازیگرهای استخدامی خودمونه؛

‫تا اینکه روی همه‌مون استفراغ کرد

‫بقایای جسد خانواده‌ای رو که

‫شب قبلش خورده بود، بالا آورد

‫خدا مُرده،

‫و دوران کلیساها خیلی زود به آخر رسید

‫بعد کبراها پیداشون شد،

‫راهب‌هایی که راه کُشتن‌شون رو

‫قبل از تولد بهمون یاد دادن

‫۱۲ سال آزگار کارمون همین بود

‫مسئولیت آسیبی که ‫به دین زده بودیم رو گردن گرفتیم

‫حمله‌های یهویی‌شون بیشتر و بیشتر شد

‫جای تعجب نداره که مأمور پاک‌سازی رو کُشتن

‫واسه همین هم همه‌چیز حالت راز…

‫به خودش گرفت

‫باید حواس‌مون رو حسابی جمع می‌کردیم

‫دیگه سنی ازمون گذشته بود

‫آدم توی اون سن ‫نمی‌تونه سریع واکنش نشون بده

‫یه شب، شوهرم…

‫بعد از مأموریت پاک‌سازی دیگه برنگشت

‫بعدش هم من از شهر رفتم

‫تنها راه نجات

‫از دست شیطان اینه که ‫قید همه‌چی رو بزنی

‫و فرار کنی؛

‫بری جایی که حتی خودت هم ‫از وجودش بی‌خبر بودی

‫منم همین کار رو کردم

‫عجب تصادفی! تو این‌جایی...

‫وسط ناکجاآباد...

‫نکنه شیطان بالاخره منو ‫توی ذهن جیمی پیدا کرده؟

‫اگه فقط برای من کل شهر رو آلوده کرده باشه چی؟

‫چرا جای پسر من نیومد سراغِ تو؟

‫چون تویی که می‌ترسی

‫باید بقیۀ راه رو پیاده بریم

‫اگه خودش یا توسط یکی دیگه ‫جابه‌جا شده باشه،

‫محاله بتونیم پیداش کنیم

‫اون‌جا

‫باید اون‌جا باشه

‫« مدرسۀ روستایی »

‫شیطان از بچه‌ها خوشش میاد ‫و بچه‌ها هم از شیطان

‫جیمی

‫بهم گفتی دوستم داری

‫گشنه‌مه

‫سردم هم هست، مامان‌بزرگ

‫میشه یه نوشیدنی گرم ‫برام درست کنی؟

‫چای‌ای چیزی

‫نمی‌خوام مریض بشم

‫چراغ‌ها رو خاموش کن

‫از کجا می‌دونی کار از کار نگذشته؟

‫چون شیطان در بدو تولد

‫از طبیعت تغذیه می‌کنه

‫صدای پرنده‌ها و جیرجیرک‌ها ‫هنوز به گوش می‌رسه

‫چراغ‌قوه‌ت رو خاموش کن

‫چراغ‌قوه‌ت رو خاموش کن

‫از وسایل برقی استفاده نکن

‫کجاست؟

‫این‌جاست؟

‫این‌جا قایمش کردید؟

‫میشه بهم بگی کجاست؟

‫ما قصدمون کمکه

‫چی شده؟

‫چی شده؟

‫مگه…

‫مگه بوش رو حس نمی‌کنی؟

‫چی؟

‫نفسِ بچه‌ها

‫کمکی از اونا برنمیاد

‫منتها گفتی همین‌جاست

...شاید یه جایی

قایمش کردن

‫تا حالا همچین موردی ندیدم

‫نمی‌دونم از پسش برمیام یا نه

‫از پس تمام اون بچه‌ها

‫داره میاد این‌جا؟

‫بچه‌ها از تسخیرشدهه محافظت می‌کنن

‫واقعاً عجیبه

‫نترسونش

‫بچه‌جون

‫تو میری مدرسه؟

‫بهم گوش کن

‫احیاناً خودت یا دوست‌هات

‫خبر ندارید که کسی

‫این اطراف صدمه دیده

‫یا مجروح شده باشه؟

‫کسی که مریض یا مجروح باشه رو

‫این دور و بر پیدا نکردید؟

‫دیروز یا پریروز

‫با توئم‌ها! ‫جواب منو بده!

‫میرم داخل و به حرف میارمش!

‫نه

‫فکر خوبی نیست

‫فکر به‌درد‌بخوری داری تو؟

‫میرم به حرف میارمش، ‫به هر قیمتی که شده

‫نه

‫نباید اشتباه کنیم

‫حتی یه اشتباه؛ ‫پای جون‌مون وسطه

‫بذار فکر کنم

‫الان نباید هول بشیم

‫باید حواس‌مون به هم باشه

‫دنبال یوریل می‌گردی؟

‫آره، آره

خونۀ آقای کورتز، معلم‌مونـه

‫کجاست؟

‫نمی‌دونید؟

‫نه، نمی‌دونم

‫نزدیک میدون

‫نردیک میدون، حله

‫جلوش هم درخته

‫توی خود میدون؟

‫میشه همراه‌مون بیای؟

‫بیا بریم

‫میرتا، بیا

‫شاید هم پسره دروغ گفته و

‫و یکی اون‌جا منتظرمونه

‫یعنی تله‌ست؟

‫وقت نداریم، باید سر دربیاریم

‫بیا بریم

‫دروغه

‫دروغ گفته، نرید اون‌جا

‫یوریل اون‌جا نیست، توی خونۀ ماست

‫توی خونۀ ماست، خونۀ ما

‫پدرم می‌خواست کمکش کنه ‫تا حالش خوب بشه

‫خونۀ ما اون‌جاست، کنار تپه، ‫ولی خواهش می‌کنم مراقب باشید

‫مادرجنده‌ها! ‫دروغ نگید، بی‌ناموس‌ها!

‫خارکُسه‌ها!

‫پسرم رو بُردن؛ !‫من پسرم رو می‌خوام، بی‌شرف‌ها

!‫حرومی‌ها

‫اون همین‌جاست، پدرو

‫همین‌جاست

،وقتی می‌خوان بفرستن‌مون جای دیگه

پس یعنی همین‌جاست

...همۀ بزرگ‌ترها

!مُردن

‫اولین باره همچین چیزی می‌بینم

‫کار بچه‌ها بوده؟

‫اونا دیگه بچه نیستن

‫برو وسایلم رو بیار

ولی یواش

‫عجله نکن

‫ممکنه اون‌جا باشه

‫بهت گفتم یواش

‫مراقب باش

!‫پیدات کردیم، تخم‌حروم

‫پیدات کردیم

‫باید برید، ‫اون می‌خواد بکُشدتون

‫اون می‌خواد بکُشدتون، متوجه نیستی؟

‫والدین و معلم‌ها مُردن. ‫جسدشون اون توئه

‫تکون نخور

‫جُم نخور

‫به جنازه‌هاشون آهک زدن ‫تا بوش نیاد

‫و کسی پیداشون نکنه

‫خواهش می‌کنم، باید برید

‫اونا شرورن؛ ‫شما رو می‌کُشن؛

‫باید برید

‫می‌میریدها

‫باید بیاریمش بیرون. زود باش

‫وقت نداریم

‫برید، هنوز وقت دارید. ‫از این‌جا برید

‫نه، نه

‫زود باش، پدرو

‫پدرو، دیگه وقت تلف نکن

‫نه، خواهش می‌کنم، نه

‫یکی‌شون زنده‌ست

‫مهم نیست، ‫تسخیرشده رو بیار بیرون

‫وقت نداریم

‫تو رو خدا برید، وگرنه می‌میرید

‫می‌میریدها، برید

‫بجنب، فوراً باید بیاریمش بیرون

‫آلوده می‌شیدها

‫همین‌جاست

‫زنده‌ست؟

‫نمی‌دونم

‫داره تکون می‌خوره

‫منو بکُش

‫همین الان منو بکُش

‫بهش فکر نکن

‫تنها راه کُشتنش ‫استفاده از اینه

‫بیارش بیرون

‫تمومش کن

‫زود باش، پدرو

‫پشتِ گردنش، ‫باید پشت گردنش رو ببینم

‫زورم نمی‌رسه

‫نمی‌تونم بلندش کنم

‫این باید از پشت بره تو گردنش. ‫می‌خوام ببینمش

‫نمی‌تونم

‫بیا کمکم کن

‫نه

‫تنهایی از پسش برنمیام

‫نذار بیاد جلو

‫باید این‌جا رو خراب کنم

‫خراب کن پس

‫تو که می‌خواستی خودت و

‫بچه‌هاتو بکُشی،

‫می‌تونی به‌جاش منو بکُشی

‫خفه‌شو، تخم‌سگ

‫خفه‌شو، خفه‌شو

‫یه تبر توی دفتر مدیر هست

‫یه تبر واسه زمان آتیش‌سوزی

‫نه، داره دروغ میگه

‫توی قفسۀ قرمزرنگ

‫داره دروغ میگه

‫خودم دیدمش

‫پدرو،

‫تمام اینا تقصیر توئه

‫بهش گوش نکن، ‫نذار گولت بزنه،

‫تسخیرشده رو بیار بیرون

‫به‌خاطر سانتینو انجامش بده،

‫نذار اون بمیره

‫هنوز می‌تونی نجاتش بدی

‫آره، ایول، برو تبر رو بیار

‫نه، پدرو

‫منو بکُش

‫تله‌ست، منو تنها نذار

‫منو تنها نذار

‫نه

‫نه

‫مادرجنده‌ها

‫نه، نه!

‫پدرو…

‫یه صدایی…

‫توی سرم بود؛

‫وادارم کرد کسی که می‌خواست

‫به یوریل کمک کنه رو بکُشم

‫من جسدش رو تیکه‌تیکه کردم

‫و به خوردِ خوک‌ها دادمش

‫خودم هم از جنازه‌ش تغذیه کردم

‫مامانت چی؟

‫چی به سر اون اومد؟

‫همون بلایی که ‫سر مادر خودت اومد

‫آروم، پسر

‫نفس بکِش

‫یالا

‫گاز نگیر

‫دهنت رو باز کن

‫باز کن

« زیرنویس از یاشار جماران و علی اکبر دوست دار » Ali99 & TAMAGOTCHi

ارائه‌ای از وب‌سایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت :دیجی موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.