All language subtitles for Tess of the D Urbervilles - 1x01 - Episode 1.en p-wonderland persian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه پ واندرلند

روزت بخیر, کشیش ترینگهام

روز به خیر، سر جان

استدعا میکنم منو ببخشید, آقا؟ کشیش؟

,ما آخرین روز بازار توی همین جاده

همین وقت, همدیگرو ملاقات کردیم و شما منو سر جان صدا کردید

آره کردم

و یه بار قبل اون چند هفته پیش , دوباره, سر جان

درسته

میدونی که من فقط جان دوربیفیلد معمولی دوره گرد هستم؟

...خب، چیزی که من فکر می‌کنم بزار نیمروخت رو ببینم

آقا؟ چونه ات رو بیار بالا

,ایناهاش چونه و دماغ دوربرویله

کمی زمخت شده, شاید آقا؟

شما یه اشراف‌زاده هستید، سر جان

از نوادگان مستقیم یکی از بهترین خانواده های سرزمین

دوربرویل ها

من به این نام در بایگانی کلیسا برخوردم

اصالتا از نورماندی، با فاتح جنگ

در کنار ادوارد دوم و پادشاه جان میاین

چارلز دوم, به خاطر وفاداریتون شما رو شوالیه بلوط سلطنتی کرد

,پس اگه مقام شوالیه گری ارثی بود

,همونطور که قبلا کم و بیش اینجوری بوده تو الان سر جانی

ممکنه این حقیقت داشته باشه ؟ اوه, بله

در انگلیس چنین خانواده ای به ندرت وجود داره

,پس...حالا ماها کجا دود سیگارمون رو بالا میدیم ما دوبرویل ها ؟

زندگی میکنیم, منظورمه ؟

شماها هیچ جا زندگی نمیکنید

یه سردابه خانوادگی در کینگزبر مقدار ثروت شماست

ردیف ها و ردیف هایی از شما زیر سنگ مرمر پوربک خوابیدن

عمارت خانوادگی نداریم؟ املاک بزرگ؟

به عنوان یه خانواده روستایی منقرض شدین

روز بخیر, سر جان

اما, کشیش؟ در این مورد چه کاری میتونم بکنم, آقا؟

...هیچی

بجز اینکه خودتو با این فکر منزه کنی که

که چقدر مقتدر سقوط کردن

یه لیتر آب جو باهام میخوری, کشیش؟

یه آبجو گیری خوبی تو رولیور هست

همین الانشم به اندازه کافی خوردی

یه مقبره خانوادگی در کینگزبر

لعنت به من

ترجمه پ واندرلند استفاده از این زیرنویس برای فروش در سایت ها مجاز نیست

!تس, نگاه کن

سر جان روز خوبی رو بهت پیشنهاد میده

!همگی روز خوبی داشته باشید

من یه سردابه خانوادگی در کینگزبر دارم

!خبر خوب !ما یه نژاد اصیل هستیم, بانوی من تس

خون نورمان تو رگ هامون جریان داره

!اون حالش خوب نیست

!قلبشه. قلبش؟

چیز خوبیه اینجا رو نگاه کن یه قدم دیگه باهاتون نمیرقصم

!اگه به شوخی کردن دربارش ادامه بدین مری، دیگه بسه

!یه سردابه خانوادگی در کینگزبر

بهترین اسلینگتون ها در در تمام وسکس

" در نتیجه, تجاهل گرایی دنباله خودش را نابود میکند

"در غیر خداپرستی و بی نظمی خود، به روحانیت خیانت می کند"

"و خلاء اخلاقی که در قلب تفکر به اصطلاح آزاد نهفته است"

اون موسیقی وحشتناک چیه؟

فکر کنم یه جور مراسم غیر مذهبی شاید قربونی کردن انسانه

آنجل, داری چیکار میکنی؟ خب، خانم‌ها به شریک احتیاج دارن و

و من دلم میخواد یه جفتکی بندازم کی با من میاد؟

رقصیدن با یه گروه از دخترای بی فرهنگ دهاتی؟

خب, فرض کن ما دیده بشیم بعضی وقتا فکر میکنم هردوی شما از سنگ ساخته شدین

!اما این فصل رو تموم نکردم خب, بهم بگو چه اتفاقی میفته من به زودی با شمام

شریک هاتون کجان؟ اونا هنوز سر کار هستن, آقا

اما بزودی اینجا خواهند بود

شما باهامون میرقصین, قربان؟

یکی چیه؟ بین این همه؟

خب, پس باید انتخاب کنید

خب, اجازه دارم؟

!آنجل

!دیگه کافیه

بیا اینجا,آنجل

بزودی هوا تاریک میشه

ترجمه پ واندرلند استفاده از این زیرنویس برای فروش در سایت ها مجاز نیست

!اینجایی, اوه تس چه خبری, چه خبر معرکه ای

ما اشراف زاده شدیم

!دوربیفیلدها بزرگترین نجیب زاده ها در سطح کشور هستن

ما مقبره ها و سرداب ها رو داریم و سرسپر ها و همه...و نگاه کن

اینجا مدرکش هست

یه قاشق, مامان !با سرسپرمون, سرسپر قدیمی خانوادگیمون

شوالیه های بلوط سلطنتی, میبینی؟

واسه همینه که پدر امروز بعد از ظهر همچین مترسکی از خودش ساخت؟

تا حدودی، و تا حدودی به خاطر قلبش اوه!... لیزا لو الان لباس بچه ها رو برای خواب تنشون کن

این راسته. اون به دیدن دکتر در شاستون رفت و دکتر گفت که

دور قلبش چربی داره, مثل این ...و به محض اینکه اتفاق بیفته, پس

اون میمره , میتونه ده سال باشه.. میتونه ده روز باشه

وحشتناکه

پدر کجاست؟ !در میخانه رولیور. مادر

خب, مرد بیچاره بعد از شنیدن این خبر در مورد خودش خیلی احساس ضعف کرد

!مجبور بود نیروش رو بدست بیاره

امشب باید اون کندوهای زنبور عسل رو ببره بازار

اوه , تس, غر نزن

خبرهای خوب تری هم هست ...باهام بیا

معلوم میشه که ما فامیل های ثروتمندی داریم

یه خانوم مسن والا و ثروتمند به اسم دوربرویل, بیرون ترنریچ

تنها کاری که باید بکنی اینه که بری اونجا و ادعای خویشاوندی بکنی

!گدایی کردن! چه فکر خوبی

,این گدایی نیست فقط دوستانه بودنه

نمیدونم چرا دو شاخه از یه خانواده نباید دوستانه رفتار کنن

...کجا میری؟ پدرو بردارم بیارم

بره به میخونه !تا نیروش رو بدست بیاره

!و تو هم باهاش موافقت کردی, مادر !من میارمش

,کل روز رو خودم تنها اینجا خونه داری کردم در حالی که تو داری واسه خودت خوش میگذرونی

من به خوبی هر مردی در اینجا هستم در حقیقت بهتر. جان … جان

اسکلینتن ها بهتر از هر مردی در وسکس هستن گوش کن ببین چی میگم, جان! تو چی فکر میکنی؟ چیه, زن؟

درباره پروژه بزرگم؟ ...نمیدونم

پولدار به عنوان هرچیزی, اونا میگن

و نمیدونم چرا ما نباید از شرایط دید و بازدید استفاده کنیم

بدون شک شاخه جوانی از خانواده

,و اونا موظف هستن که به تس توجه کنن اگه که اون برگ برنده اش رو بازی کنه

خون نجیبش؟ نه، احمق، صورتش , همونطور که مال من بود

احتمالش خیلی بیشتره که منجر به این بشه که یکی از آقایون نجیب زاده باهاش ازدواج کنن

دختره خودش چی میگه؟

به اندازه کافی قابل رام کردنه

بسپارش به من

...هیس

SHE LAUGHS

من یه سردابه خانوادگی در کینگزبر دارم احمق نباش, جان

مرد بیچاره نمیتونه بره , تس یکی باید بره

اگه کندو ها رو نفروشیم, رو دستمون میمونن

SHE SIGHS

HOOVES APPROACHING AT SPEED

!هوی

!وایسا

TESS SCREAMS

تو وسط جاده بودی ببین … ببین چیکار کردی

...نه، آقا، شما نباید

متاسفم خانم، این تنها کاریه که می‌تونم بکنم

...اون جسد پرنس رو نمیفروشه

میگه وقتی ما شوالیه این سرزمین بودیم, اسب های جنگیمون

رو واسه غذای گربه نمیفروختیم بزار اونا شیلینگ هاشون (پول هاشون) رو نگه دارن

نادون پیر احمق

...مادر

با این حال, من فکر میکنم باید فراز و نشیب ها رو پشت سر بگذاریم

...فکر میکنم به عنوان کارگر روزانه بتونه کار گیر بیاره

اگه قلبش طاقت بیاره

مادر, من میرم

اون چیه؟ اگه این چیزیه که تو می خوای، من میرم

ادعای خویشاوندی کنم

خواهش میکنم منو عفو کنید, بانوی دوربرویل سرکارخانم, خواهش میکنم مزاحمت منو ببخشید

...اما اسم من

خواهش میکنم منو عفو کنید,خانوم

...سرکارخانم, خواهش میکنم مزاحمت منو ببخشید ,اما

اسم من تس دوربیفیلد از

...مارلوته و من اومدم

میتونم کمکتون کنم؟

من آقای دوربرویل هستم

اومدی دیدن من یا مادرم؟

مادرتون , آقا

چه حیف

خب, متاسفم نتونه تو رو ببینه

اون ناتوانه

مجبوری با من معامله کنی

در مورد کسب و کاره؟ ...کسب و کار نه, آقا, اون

به سختی میتونم خودم رو راضی کنم که بگم ...پس خوش گذرونیه؟ نه, اون

...خیلی احمقانه ست

از چیزای احمقانه خوشم میاد

دوباره سعی کن

,اومدم بهتون بگم

که ما با شما از یه خانواده هستیم

آها، فهمیدم

اقوام فقیر

بله, آقا استوک ها؟

نه, آقا دوربرویل

بله, بله, البته

دوربرویل

!ما یه مقبره مشترک داریم

یه مقبره خانوادگی , در کینگزبر, به عقیده من

البته, اسم ما در اثر فرسودگی فقط دوربیفیلد ازش باقی مونده, اما

ما یه مهر قدیمی داریم که با ...یه شیر در حال غرش مشخص شده, و این, آقا

به نظر میاد یه قاشق باشه

به همراه سرسپر, آقا, میبینید؟

شوالیه های بلوط سلطنتی

...بهم بگو

توت‌ فرنگی دوست داری؟

بله, آقا, وقتی که رسیده باشن

اما الان اردیبهشته

چطوری اومدی اینجا, تس؟

گاری چیس بورا , آقا یه شب در شاستون میمونه

باید امروز بعد از ظهر برگردم

پس ما باید باهم آشنا بشیم, دخترعمو

زیباست, مگه نه؟

ملکه انگلستان من معتقدم که تنوع وجود داره

بخور

ترجیح میدم با دستای خودم بگیرمش, آقا

ابدا

...هممم

حالا, یه کم چای چطوره؟

تقصیر من بود که اسب رو از دست دادیم

پدرم نمیتونه بدون اون کار کنه, میفهمید که

و پدرت چیکار میکنه, دخترعمو؟

اون یه فروشنده دوره گرده, آقا

یه فروشنده دوره گرد؟

...ببخشید، من آشنا نیستم اون کالاهای گونه کشاورزی رو برای سود میخره و میفروشه

(حداقل این اصولیه (کار شرافتمندانه

خب, باید به مادر بگم

خوشحال میشه که بدونه ما تو خانواده یه فروشنده داریم

و حل و فصل کردن گرفتاری های عمو جون دوربیفیلد چقدر طول میکشه؟

دعا کنید,بهم نخندید, آقا

من همینجور نمیشینم و نگاه نمیکنم که کسی بهم بخنده, هیچکس

...تس, منظورم توهین نیست ما آدمای خوبی هستیم , آقا

...مطمئنم که همینطوره و ما غرور خودمون رو داریم

و من این همه راهو برای درخواست کمک یا گدایی واسه صدقه شما, مسافرت نکردم

بلکه برای اینکه کار شرافتمندانه خودمو انجام بدم

و اگه تنها کاری که تمایل دارین انجام بدین ...اذیت کردن من و مسخره کردن وضعیت ماست

تس , این اصلا چیزی نیست که من قصدشو داشتم

عذرخواهی می کنم، بدون قید و شرط

به هر حال باید برم

باید بری؟

خب, بزار تا راه ماشین رو همراهیت کنم

بذار با هم دوست باشیم., دخترعمو

و تو چی , تس؟

چه هدفی داری؟

میخوام معلم مدرسه بشم

مطمئنم که معلم خوبی میشی

این به بورس تحصیلی نیاز داره آموزش و کتاب و تا وقتی که بتونم استطاعت ...خرید یه اسب جدید برای پدرم رو بدست بیارم

خب, با مادر صحبت میکنم

ببینیم چیکار میتونیم بکنیم

ممنون, آقا

اما, تس, دیگه از این مزخرفات دوربرویل چیزی نگو

دوربیفیلد به کلی یه اسم دیگست

بهتر از این چیزی نمیخوام، آقا

با این وجود کدامیک زنده میمانند که ,بر این چیزهای بی جان نشانه زده اند

دستی که آنها را مسخره کرد و قلبی که جان تازه داد

...و روی پایه ستون این کلمات ظاهر میشوند

Words appear.(کلمات ظاهر میشوند)

حرف صدا دار هنوزم کمی پر طنینه

These words appear. این کلمات ظاهر میشوند

...اسم من اوزیمندیس هست

BANGING ON THE DOOR

!تس

!تس! ببین چی اومده

میتونی بری. بیا بازش کن, تس

خانم دوربیفید عزیز

من دارم به توصیه پسرم الک برای شما نامه مینویسم

برای درخواست خدمات شما به عنوان مدیر مزرعه مرغداری ما در اینجا در اسلوش

!یه مدیر,تس! فکرشو بکن

"شرایط و ضوابط در تاریخ دیگری مورد بحث قرار خواهد گرفت

"تا در مورد راحتی شما تصمیم‌گیری شود

"ارادتمند شما، خانم اورسولا دوربویل

!ولی من دارم میرم کار کنم خب, آره, مطمئنم که این یه بهانه برای شروعه

خب, من دوست ندارم !بچه هام از خونه دور بشن

!به عنوان رئیس سلسله، اونا باید بیان پیش من ترجیح میدم اصلا نرم

چرت نگو, تس

!فرصتی مثل این

اما اگه آقا باید پیشنهاد بده که شوالیه گری من رو بخره تس, بهش میگی بله

عنوان خودم رو بهش میفروشم اما فقط به مبلغ مناسب کمتر از پونصد پوند, نه

بهش بگو کمتر از پونصد پوند نمیفروشم

خوشتیپه؟ این نجیب زاده ای که قراره باهاش ازدواج کنی؟ مادر, چطور تونستی همچین چیزایی رو تو سرشون کنی؟

عزیزای من, میره برای اقوام پولدارمون کار کنه تا برای خرید اسب جدید پول بدست بیاره

اینطور نیست, تس؟

بفرما, تموم شد

عجب تصویری, تس

ای کاش حالا نمیرفت

این همون نجیب زاده ایه که قراره از تس یه بانو بسازه؟

همین مرد هست

موضوع چیه؟

هیچی, به جز اینکه دلم میخواست بفهمم که اون مرد خوبیه یا نه, همش همین

آره, شاید تو باید این کارو بکنی

آه, تس روز به خیر, آقا بزار کمکت کنم

میشه آهسته تر , آقا؟

دختر شجاع و سالمی مثل تو ترسیده؟ من همیشه با آخرین سرعت میرم

هیچی مثل این روحیه رو بالا نمیبره اما شاید الان نه؟

تو فقط مجبوری بچسبی بهم

بازوم نه, ای احمق کوچولو, کمرم کمرم رو بگیر

!من همچین کاری نمیکنم, آقا چه بداخلاق

پس یه بوسه؟ یه بوس کوچولو روی اون لب های گلی و من تمومش میکنم

به شرافتم قسم اینکارو میکنم

!اما من نمی خوام کسی رو ببوسم، آقا

خب پس بیا ادامه بدیم، باشه؟ برو، زود باش خیله خب, خیله خب, آقا

!اگه که لازمه این کارو بکنید. وایسا

...اوق

به عنوان یه دختر دهاتی خیلی حساسی.

لعنتی, گردن جفتمون رو میشکنم

!یالا! یالا من فکر می‌کردم شما مهربون باشید

!و از من به عنوان مرد فامیل(کینزمن) محافظت می کنید !مرد فامیل دودل شد

کلاهم! وایسین! کلاهم

منو میبوسی؟ درست و کامل؟ بله,آقا

بدون دستمال؟ ...با خوشحالی آقا، ولی کلاهم

!وایسا

وایسا , وایسا

بدون اون خوشگل تر به نظر میرسی, تس

اگه چنین چیزی ممکن باشه

بیا بالا اینجا کنار من و بزار جایزمو مطالبه کنم

نمیای بالا کنار من؟ نه, آقا, نمیام

ای دختره گستاخ موذی تو عمدا این کار رو کردی

شش مایل تا ترانتریچ راهه, تس

اگه صدها مایل هم باشه برام مهم نیست شما باید از خودتون خجالت بکشین حالا بیا, آشتی

من دیگه سعی نمیکنم نه بر خلاف میل خودت,قسم می‌خورم

COCKS CROW

KNOCKING

دختر جدیدی؟ درسته

بگیرش

و این یکی رو هم همینطور

پاهاشو بگیر اونو زیر بغلت داشته باش

درسته، دنبالم بیا

من گروبی ام , مباشر مزرعه

هرشکایتی داری, میای پیش من نه خانم ها, نه آقای الک,فقط من

فهمیدی؟ خوبه

...بیا اینجا

هرروز صبح قبل از صبحانه خروس ها رو براش میاری

یکی یکی... صبح بخیر خانم ها

اون میخواد بدونه که تمام صبح کجا بودی

رفته بودم رشته کارها رو به کارگر جدید نشون بدم خودشه, مگه نه؟

صبح بخیر

مودب باشید, خانم ها, لطفا؟

کار و نانسی دارچ, یکی ملکه خاک اندازها و یکی ملکه الماس

اگه جات بودم دمشون رو میدیدم

حالا نباید من من کنی و نباید بهش نشون بدی که ترسیدی

چرا باید ترسیده باشم؟

BIRDS TWITTER

آه, تو باید دختر تازه وارد باشی

تس، مگه نه؟

بیا … نزدیک‌تر

پسرم با تب و تاب از توانایی هات صحبت میکنه

میگه کاملا فرد مناسبی هستی

امیدوارم بشه باهم کنار بیایم

امروز برام کیو داری؟

نمیدونم, خانوم !پس بدشون به من

!زود

آه, این استراته

حالت چطوره, استرات؟ امروز زیاد سرحال نیستی، هستی؟

یه کم از غریبه ترسیدی, به جرات میگم؟

و تو هم همینطور, فینا

تو هم ترسیدی؟ نه، خانم

خب, شاید یه کم لازم نیست, لازم نیست به زودی همه به همدیگه عادت می‌کنیم

درست نیست, گروبی؟

بله, خانم

حالا، میشه سوت بزنی؟

سوت, خانم؟

سوت-آواز

فقط یه کم

خب, پس تو باید هرروز تمرین کنی

...میخوام واسه پسرام سوت بزنی بهشون یه کم تصنیف های قشنگ یا آواز های محلی یاد بده

همکار قبلی شما این کارو خوب انجام میداد ولی بعدش رفت...یهو

همه چی خیلی مرموز بود

مگه نه, گروبی؟ بله, خانم

اونا خیلی وقته که مورد بی توجهی قرار گرفتن

آقای دوربرویل امروز صبح براشون سوت زد, خانم

جای تعجب نیست که اونا خیلی رام شدن تصنیف های قشنگ چیزیه که لازمه, تس

فکر میکنی بتونی ترتیبش رو بدی؟

(لعنتی بترکی (ترکیدن

یعنی تاحالا منظره ای زیباتر از تماشای سوت زدن تو روی زمین خدا

وجود داشته, تس؟

من میتونم تمام روز رو اینجا وایسم و تو رو تماشا کنم که اخم کردی ...و به خودت فحش میدی

من فحش ندادم شاید باید بهت یکی یا دوتا درس بدم نه شما این کارو نمیکنین

وحشت نکن بهت دست نمیزنم

ببین؟

من این طرف می مونم

بفرما, تو کاملا در امانی

حالا بیا نزدیک‌تر

یه کم نزدیکتر, تس

حالا دوباره سعی کن

لباتو زیادی محکم غنچه میکنی, دخترعمو

ایناها, این شکلی

ترجمه پ واندرلند استفاده از این زیرنویس برای فروش در سایت ها مجاز نیست

حالا تو امتحان کن

اول لباتو لیس بزن

و حالا , خیلی با ملایمت فوت کن

!نمیتونم از پسش بربیام !چرت نگو! من باید برم

یه بار دیگه سعی کن

مثل بوسه میمونه

حالا اینو امتحان کن

خیلی قشنگ بود، دختر

ممنون، خانم

بگو ببینم، از کجا این آهنگ رو یاد گرفتی؟

اوه, این فقط یه آهنگ قدیمی محلیه, خانم

این درسته؟

آهنگ قدیمی محلی

ترجمه پ واندرلند

دنبال چیز خاصی میگردی؟ من قصد خرابکاری نداشتم هیچ خرابکاری

منظورم این نبود که قصد خرابکاری داشتی, تس,خواهش میکنم

واقعا لازم نیست این قدر عصبی بشی

فقط واسه اینه که من هیچوقت این همه کتابو یه جا ندیدم

همشون رو خوندین؟ به ندرت, اونا مال پدرم بودن

اون مرد خیلی باسوادی بود؟

تس, اون یه هزارتایی از اینا رو یه جا خریده

حتی یه جلد هم باز نشده

واقعا تاسف آوره...یه چیز غم انگیزی درباره کتاب خونده نشده وجود داره

از خودت پذیرایی کن آقا؟ هر کتابی رو که میخوای , میتونی برداری

هرچی باشه, ما فامیلیم

خیلی خوبه, ممنون, آقا

بهتره که … باید... برگردم سر کارم

پس دیگه برو

ولی ممنون, آقا

میدونم اونجایی . بوی سیگار ناخوشایندت رو حس می‌کنم

مادر عزیزم. امروز حالت چطوره؟

اومدم دیدنت که ببینم چطوری با دختر جدید کنار اومدی

تحت الحمایه ات به اندازه کافی دلپذیره و به جرات میگم به اندازه کافی خوشگل هم هست

واقعا؟ نمیتونم بگم که !متوجه شدم, هه

.درست مثل پدرت ,خودتو دوربرویل صدا کن اما تمام و کمال استوک هستی

پس این دوربرویل ها کیان؟ هیچکس

همشون منقرض شدن, پدرت خودشو به عنوان یه ملآک روستایی تصور میکرد

و فکر نمیکرد که نام خانوادگی استوک به مقام اشرافی زمین دار بیاد

پس بجاش دوربرویل رو انتخاب کرد

اسم کاملا خوبیه, استوک

,اما بعدش, اون اسم نماد پدرت شد

تماما تکبر

درست مثل پسرش

اصلا هیچ کاری هست که بتونم برای راضی کردنت انجام بدم , مادر؟

میتونی اون سیگار ناخوشایندت رو دور نگه داری

سهره ها ازش خوششون نمیاد مگه نه, عزیزای من؟

خوشحال میشی که بدونی تایید مادرمو داری خوشحالم که اینو میشنوم , آقا

پس تو یه کمی بیشتر با ما میمونی, امیدوارم؟

اگه شما مخالفتی نداشته باشین من هیچ مخالفتی ندارم

کاملا برعکس

من خیلی خوشحالم

باید آب بیشتری بگیرم, آقا

اجازه بده

همراهیت میکنم

بگو ببینم, تس مادرم اصلا درباره من حرف زده؟

...به نظر میاد

شما رو خیلی دوست داره

دوست داشتن با اکراه, شاید

حداقل در شاخه کوچک خانواده ما کمبود بی چون و چرای عشق مادرانه وجود داره

اوه، مطمئنم که این حقیقت نداره حقیقته

گاهی فکر میکنم اگه پر (پرهای پرنده) میشدم ممکن بود شانس بیشتری داشتم

یا شایدم اگه تخم میگذاشتم

و تو چی, تس؟ چیکار میتونم بکنم که علاقه ات رو جلب کنم؟

یا من از رستگاری دورترم؟

تس, روز بازار !در چیس بورا ست, همراه ما بیا

الان میریم آماده بشیم شما برین, من خیلی خستم

اوه, یالا, تس فردا یکشنبه ست میتونی تا وقت کلیسا بخوابی

باید نظرتو عوض کنی

بده اش اینجا

پسش بده

!...ولم کن,ولم کن، تو

زود میریم؟ !...جرات نمیکنی

تس تو اینجا چیکار می‌کنی؟

هیچی, فقط منتظر دوستامم که منو ببرن خونه من شب جاده ها رو نمیشناسم

من فقط یه اسب زین دارم ...متاسفانه, اما اگه برات مهم نیست گفتم منتظرشون میمونم

خب میتونم برم یه کالسکه کرایه کنم, اگه ترجیح میدی؟ نه, ترجیح میدم منتظر بقیه باشم

...خیله خب

دوشیزه استقلال

هر جور راحتی

آقا؟

میخواستم بابت لباس ازتون تشکر کنم

خیلی لطف کردین چرند نگو

ارزشش رو داشت خیلی خوشگل شدی، تس

کار, چی داره از پشتت میخزه پایین؟ این فقط موهاشه که !از پشتش پایین اومده

نه، این شیره ست! شیشه شکسته

!اوه! آه

چطور جرات میکنی به من بخندی, دختره پررو؟ نتونستم جلوی خودمو بگیرم بقیه هم همشون خندیدن

!فکر میکنی بهتری, چون تو محبوبشی !نه همچین چیزی نیست

بهش بگو! من از هردوتای شما برازنده ترم و ثابتش میکنم

!یالا , کار, تو چنگته !یالا, کار

من باهات دعوا نمیکنم, کار دارچ و اگه میدونستم همتون اینجور آدمایی بودین

حاضر نمیشدم برای بیرون رفتن با همچین فاحشه هایی خودمو پایین بیارم

اینجا چه خبره؟

موضوع شخصیه, آقا

چیزی نیست که خودمون نتونیم درستش کنیم !دیگه بسه

تس، بیا اینجا پیش من

یا باید اینجا ولت کنم ؟

حالا, برین خونه بخوابین, همتون

به چی میخندی؟ !...فقط داشتم به ماهیتابه فکر میکردم

به سادگی انجام شد, نه,تس؟

مطمئنم که خیلی مدیون شما هستم و هستی؟

منو ببخشید, خیلی خستم

خب، پس بخواب من نگهت میدارم

.کجاییم؟ چیس قدیمی ترین جنگل انگلستان

زیباست، نه؟

منظورت اینه که هنوز خونه نیستیم؟

تس، باید یه اعترافی بکنم متاسفانه ما یه کم گم شدیم

چطور تونستی؟ وقتی که بهت اعتماد کردم؟

!منو بزار پایین !همین الان منو بزار پایین

تس, این نشون دهنده استقلال زیاد توئه اما ما مایل ها از ترانریچ دوریم

!تس، به من گوش کن، خواهش می‌کنم

اگه قول بدی اینجا پیش اسب منتظر بمونی من پیاده میرم یه جاده ای یا خونه ای پیدا میکنم

بعدش برمیگردم و مسیرها رو بهت نشون میدم اگه بازم اصرار داری پیاده بری میتونی بری

یا میتونی با من سواری کنی هرجور میلته

موافقی؟

اینو بگیر

شما خیلی مهربونید, آقا

تصور می‌کنم خانوادت این طور فکر می‌کنن فکر کردم شاید دوست داشته باشی بدونی

که پدرت امروز یه اسب جدید داره

اون داره؟ و بچه هآ هم یه چندتایی اسباب بازی دارن تو لباس خودتو داری

این از خوبی زیاد شماست, آقا

آقا نه. الک

خب, ممنون...الک

خیلی ازت سپاسگزارم در واقع آرزو میکنم ای کاش نبودم

اوه، بیا، تس

الان حتی یه کم هم دوسم نداری؟

خیلی ازت سپاسگزارم

اما همش همینه

متاسفم

اینجا استراحت کن، عشقم

به محض اینکه بتونم برمیگردم

مه داره ناپدید میشه دیگه باید بتونیم راه خونه مون رو پیدا کنیم

با من میای ,دخترعمو ؟

خیله خب

میتونی کت رو نگه داری

و تو کجا بودی؟ خانم دوربرویل تو رو میخواد

!لباست گل (لجن) گرفته

همه چی روبه راهه, عزیزم؟

بله بله, خانم

!تس

چی شده, عزیزم؟

...چرا اینطوری فرار می‌کنی

بدون خداحافظی؟

تس، خواهش می‌کنم، با من برگرد و ما میتونیم با هم دوست باشیم من دیگه هیچ وقت پامو نمیذارم اونجا

از همون اولش نباید هیچوقت خونه رو ترک میکردم

پس چرا اومدی؟

فکر نکنم از عشق به من بوده؟

اوه, اعتراف میکنم چشمام یه لحظه مات و مبهوت تو شده بود

اما اگه اون موقع عاشقت بودم از خودم به اندازه الان بدم نمیومد و متنفر نمیشدم

اون شب

منظورت رو نفهمیدم

این چیزیه که هر زنی میگه

!خدای من, میتونم بزنمت زمین هیچوقت به ذهنت رسیده

چیزی که هر زنی میگه رو !بعضی از زن ها ممکنه حسش کنن؟

!تس، من اشتباه کردم

!قبولش دارم متاسفم که بهت صدمه زدم

اما من حاضرم تا آخرین دینارش رو بپردازم

...بهت لباس و پول میدم من نباید چیزی ازت بگیرم

باید زیر سلطه تو باشم که این کارو بکنم و من نمیخوام

خب، پس من دیگه نمیتونم چیزی بگم

من بد متولد شدم , بد زندگی کردم و به احتمال زیاد میخوام بد بمیرم

اما نسبت به تو بد نمیشم, تس دیگه نه

یه مدتی میرم لندن

اما اگه شرایط خاصی باید پیش بیاد فقط یه خط برام بفرست

و هر چیزی که نیاز داشته باشی رو خواهی داشت

منظورمو میفهمی مگه نه, تس؟

بیا دوستانه جدا بشیم

آخرین بوسه

,چه لذتی واست داره اگه برخلاف میل من باشه؟

اوه، بیا، تس

غمگین نباش

حالا اون طرف

هیچوقت عاشقم نمیشی میشی, تس؟

فکر کنم الان به نفعمه که دروغ بگم

که بگم , آره عاشقت میشم

,اما به اندازه کافی شرافت برام باقی مونده

یه کم , که این دروغ رو نگم

من هیچوقت عاشقت نبودم, الک و هیچوقت عاشقت نمیشم

حتی ازت متنفر هم نیستم

هیچ حسی ندارم

حالا فقط برام گرد و غبار و خاکستری

!تس, اوه

اون اینجاست! خود بانو

!بهم نگو, اومدی خونه که ازدواج کنی !نه نیومدم

!بسه دیگه پس واسه تعطیلات اومدی؟

آره, تعطیلات, یه تعطیلات طولانی !ببین آقای نجیب زاده ات چی برامون خریده

پسرعمومون قرار نیست باهات ازدواج کنه, تس؟ لطفا, ابی

چه اتفاقی افتاده؟

اون پسرعموی من نیست و قرار نیست باهام ازدواج کنه

پس چیه؟

چه اتفاقی افتاده؟

و قرار نیست باهات ازدواج کنه؟

نه

ازش خواستی؟

نه

هر زنی ازش میخواست, تس شاید هر زنی به جز من

!اما بیخیالش شدی در ازای هیچی

بعد از این همه صحبت و چیزایی که اون برامون خریده, قراره اینجوری تموم بشه؟

چرا فکر نکردی یه کم خوبی در حق خانواده ات بکنی به جای اینکه به خودت فکر کنی

!مادر

تو باید بیشتر مراقب میبودی !اگه نمیخواستی همسرش بشی

از کجا می‌دونستم؟ !من بچه بودم

چرا بهم نگفتی که خطر هست؟ چرا بهم هشدار ندادی؟

خانوما میدونن چطور مقابل همچین چیزی از خودشون دفاع کنن چون رمان (کتاب داستان) میخونن

ولی من هیچوقت یاد نگرفتم، مادر ... من هیچوقت شانسش رو نداشتم و تو

!تو کمکم نکردی

...اوه، تس

!چه لباس قشنگی, تس

اون واست خریده؟

آره, اون خریده در حقیقت از لندنه

و همینطور برای بچه ها هم اسباب بازی خریده

و البته اسب

خب، کی میخوای برگردی به خونه اربابی؟

هنوز تصمیمی گرفته نشده, درسته؟

اما به زودی، امیدواریم

میشه یه لحظه منو ببخشید، لطفا؟

متاسفم خانم, ولی امروز خیلی سرحال نیست

ولی الان چند هفته ست که ندیدمش

امیدوار بودم بتونیم یه بار دیگه درس ها رو شروع کنیم

همونطور که گفتم یه کم حال و هواش خوب نیست

بهش میگین من اومدم دیدنش؟ حتما میگم

و بهش میگین بیاد به دیدنم؟ خیلی دلم میخواد باهاش حرف بزنم, اگه بتونم

پیغامتون رو بهش میدم

میخوای پیشت بمونیم, تس؟

نه , شما برین

دوست دارم بمونم

به مجلس رقص ملحق شو, برو

یه نفر دیگه باید این کارو بکنه من انجام میدم , من انجام میدم

از فردا نوبت تس و آقای کلیره من فردا باهاش ازدواج میکنم

من باهاش ازدواج میکنم و باز هم باهاش ازدواج میکنم

یه نجیب زاده با یه دختر شیردوش ازدواج کنه؟

ممکنه از ما بخواد شیر گله اش رو بدوشیم اما نه چیزی بیشتر از این

عزیزم, تس, به هیچ عنوان یه کلمه از گرفتاری قبلی خودت نمیگی

فورا عذرخواهی کن پس من شما رو دوست ندارم و خدای شما رو هم دوست ندارم

و دیگه پامو !تو کلیسای شما نمیزارم

ترجمه پ واندرلند

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.