Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند مترجم: آیدا KoreFa.ir
[شاهدخت شیطونه من]
[قسمت ۲]
گیر کرده
همیشه تو روندن کالسکه خوبی
همیشه جایی میری که چاله هست
تو
آره
واقعا گیر کرده
تو
منظورت چیه؟
انگار کالسکه تکون نمیخوره
آره - میتونی درش بیاری؟ -
بانو
تو همین جا بمون
دوستان، بریم
فکر کردی اینجا چیه؟
وایسا همون جا ببینم
وایسا ببینم
به نظرم بهتره
قبل برگشتن ارباب شن و شاهدخت
چرخ رو
در بیاری
اگه بگم نه چی؟
ارباب شن قطعا تنبیهت میکنه
بانو
اصلا نیازی نیست نگران ما باشی
ببین شاهدختتون
مدام افتاده دنبال
ارباب ما
دلداده ی اربابمون
شده؟
چرت و پرت نگو
داری آبروی شاهدخت رو لکه دار میکنی
از چی میخندی؟
درست رفتار کن
تو
میخوای که ارباب ما
شاهدخت شما رو تا پایتخت همراهی کنه
مشخصا
یه چیز
غیر ممکن
رو
میخوای
مهارت اسب سواریم به اندازه ی
کافی خوب هست که توجه ارباب شن رو جلب کنه؟
ارباب شن برای اینکه بتونی باهام تنها بشی
خیلی فکر کردی و فسفر سوزوندی
اگه بر خلافت رفتار کرده بودم (منظورش مهارتش در اسب سواریه)
زحمت هات به هدر میرفت
بیا دربارش صحبت کنیم
درباره ی چی؟
ارباب شن باید منو همراهی کنی
وقتی به یه جینگ برسیم
نشان کمریت رو بهت پس میدم
اگه موافقت نکنم چی؟
اونوقت این نشان کمری رو برمیدار
و جلوی افرادت گریه میکنم
واقعا فکر کردی
نمی قاپمش و پس نمیگیرمش؟
ارباب شن اگه بخوای به زور متوسل بشی
به عنوان یه بانوی ضعیف
راهی برای مقاومت نخواهم داشت
از صبر کردن خسته شدم
ارباب شن، تصمیمت رو گرفتی؟
مسیرمون یکی نیست
از اون جهت که هر دو به یه جینگ میریم
چطور ممکنه؟
من از جاده های کوهستانی میرم
و تو از جاده های پهناور میری
کوهستان ساکت و آروم
حاضرم که باهات بیام
باید با شبنم و باد مواجه بشیم
میترسم که در حقت بی انصافی بشه
از این چیزا هراسی ندارم
خیلی خب
پس موافقی؟
وقتی به یه جینگ رسیدیم
باید نشان کمریم رو پس بدی
شاهدخت یادت نره
قول دادی
شن یان
شماره ی ۱۲۸، وایسا
از کجا پیداش کنم؟ (با خودش شعر میخونه)
معلوم شد که توی جنگله
تو مرگ و زندگی یا موقع جدایی
سر حرفم به عشقم میمونم
دستشو گرفتم
قراره با هم پیر بشیم
ارباب
سال هاست که در رسیدگی به پرونده ها، کمکتون کردم
و هیچوقت ندیدم که از پس کسی نتونید بر بیاید
ولی چرا نمیتونید
از پس این بانوی دیوونه بر بیاید؟
چه موافقت کنم چه نکنم
دنبالمون میاد
ولی در این سفر
خطرناکه
باید یون یی رو همراهی کنیم
و حالا
باید از شاهدخت هم محافظت کنیم
اگه واقعا با خطری مواجه بشه
باید چند تا از افراد رو بفرستیم تا ازش محافظت کنن
دردسر میشه
ولی
هر دردسری، مزیت های خودشو داره
[ایستگاه پیک]
کی اونجاست؟
ارباب شن
این مرد یه جورایی
بدون اجازه وارد اینجا شد
شاهدخت
محافظ یانگ اومده اینجا
یه سوال دارم
و امیدوارم بتونی جوابشو بهم بدی
بگو
محافظت از کجا میدونسته
کجا قراره توقف کنم؟
یانگ یه
به ارباب شن پاسخ بده
ارباب شن به منظور دستگیری یان یی
به جیانگ ژو اومده
یون یی خودشو توی شهر جیانگ ژو مخفی کرد
بنابراین ارباب شن عمدا
یه راه خروج براش گذاشت
تا به بیرون هدایتش کنه
و بیرون شهر واسش کمین کرد
بعد از دستگیریه مجرم
مسیر کوهستانی رو پیش گرفتید
و بالاخره در اردوگاه سپاه جین لین
استراحت کردید
محافظ شاهدخت انگار یه استاده جنگجو ئه
کاملا مشخصه که میتونه
یواشکی ته توی اطلاعات و پیغام ها رو در بیاره
اینقدر به ارباب شن اهمیت میدادم
که میخواستم تک تک حرکات
و کارات رو بدونم
پس بیرون شهر جیانگ ژو
اتفاقی نبود
که شاهدخت
با کالسکه اومد
گرچه دیدارمون
اتفاقی نبوده
ولی همیشه چیزای زیادی هست که
خارج از انتظار ما اتفاق میفته
درست میگم ، ارباب؟
قصدت از این همه
فکر کردن و فسفر سوختن
برای رفتن با سپاه جین لان چیه؟
قصدم؟
البته که
بخاطر ارباب شن بوده
همه ی این کارا رو بخاطر ارباب شن کرده؟
اینجا چیکار میکنید؟
برو بار و بندیلتون رو جمع کنید
باشه
ارباب
بهتره برید و استراحت کنید
صبر کن
شاهدخت از این یکی خوشش میاد
پس ما اینجا اقامت میکنیم
این همیشه
اتاق ارباب شن بوده
و اونم مال منه
و اما اون بزرگه
جاییه که افرادمون توش اقامت میکنن
و به پرونده ها رسیدگی میکنن
اگه میخواید جایی اقامت کنید
توی اون یکی اقامت کنید
واسم مهم نیست
چون شاهدخت از این یکی خوشش اومده
پس توی این یکی اقامت میکنیم
تو
ارباب
داره نامعقول بازی در میاره
بیا بریم
بیا ما هم بریم
ارباب
...شاهدخت چانگله داشت
به عنوان یه بانوی نجیب زاده
حوصله اش سر رفته بود
و داشت اینجا وقت کشی میکرد
بهش توجهی نکن
میتونیم بهش توجه نکنیم
ولی ببینید
الان چطوری رفتار کرد
مطمعنا
سفرمون رو به تاخیر میندازه
این
دقیقا همون چیزیه که میخوام
به افرادمون بگو که غذا و هیزم خشک بیشتری
آماده کنن
چندین روز دیگه هم اینجا می مونیم
اینجا می مونیم؟
تحریکش کنید که با پای خودش به دام بیفته؟
ارباب میخواید
[تحریکش کنیم که با پای خودش به دام بیفته]
یون یی رو طعمه کنید
و با جریان پیش برید؟
ارباب در اصل دارید میرید
ماهیگیری
برای بیرون کشیدنشون
باید به ماهیمون
فرصتی بدیم تا سر و صدا کنه و دستش رو، رو کنه
در راه برگردوندن مجرم به پایتخت
اتفاقی با یه شاهدخت بدجنس
مواجه شدیم
و مجبور شدیم همراهیش کنیم
اگه این خبر
به پایتخت برسه
اون ماهی های گرسنه ای که مشتاق غذان
مطمعنا دست به عمل میزنن
یه فرصت عالی و به موقع نیست؟
ارباب خیلی زیرکید
[عمارت لو]
[لو مینگ شان، یه صیغه زاده در خاندان لو]
حتما از خشم طاقتتون طاق شده
طبق فرمان امپراتوری ، شاهزاده حالا داره به کشور رسیدگی میکنه
مطمعنا میخواد به دستاورد
و پیشرفت برسه
بنابراین، برگردوندن پول جیان ژو
بهترین دستاوردیه که میتونه بدست بیاره
ندیمه ی خاندان شو منتظر لحظه ی مناسبه
و با جریان پیش میره
قطعا زن زیرکیه
تو هیچی نمیدونی
اون زنیکه ی حقیر اصلا تهدیدی حساب نمیشه
چیزی که نگرانم میکنه
یامای عبوس، شن یانه
اگه واقعا موفق
به دستگیری یون یی بشه
خاندان لو
در معرض خطر قرار میگیرن
پدر بزرگ، نگران نباش
میتونید این جریان رو به من بسپارید
چیکار میتونی بکنی؟
پدربزرگ
شن یان هر چقدر هم که باهوش باشه
ولی بهرحال
یه مرد معمولیه
بنابراین
میتونیم یه جوری نقطه ضعفش رو پیدا کنیم
لینگ بی
ببین
هوا چقدر تازه ست
یه فرصت دیگه برای دیدارمون پیش اومد
انگار دست تقدیره
که مارو به سمت هم
هدایت میکنه
راهی برای خودداری نیست
من گرفتارم. میرم دیگه
شاهدخت
ببینید
دارن پشت سرمون حرف میزنن
حتما دارن بدمون رو میگن
بس کن
ارباب شن توی همون نگاه اول
دلشو به من باخت
فقط چون خجالت کشید
اینجور گفت
شاهدخت چانگله
خیلی غیر عادیه
سر تیم لو
چی گفتی؟
لو فان گستاخ
قصد بی احترامی به شاهدخت رو داشتی
داری به مافوقت توهین میکنی
از گناهت آگاهی؟
من اینو گفتم
شاهدخت لطفا
بقیه رو شرمسار نکن
شاهدخت
اربابم اینو نگفت
من گفتم
داشت حقیقت رو می گفت
چه مشکلی داره؟
عیبی نداره
ارباب شن واقعا بی نظیری
بقیه نمیتونن بهم توهین کنن
ولی تو میتونی
فقط اینکه بهتره
در خلوت و خصوصی با هم حرف بزنیم
شاهدخت
بیکار نایستید
کاری که باید بکنید رو انجام بدید
شاهدخت
مشخص بود که شن یان
داره گناه زیردستش رو می پوشونه
به شان و منزلت شما بی توجهی کرد
چرا مواخده ش نکردید؟
حالت ارباب شن
رو در اون لحظه
دیدی؟
چه حالتی؟
لبخند زد
لبخند زد؟
لبخند ارباب شن خیلی می ارزه
دیگه لازم بود به
چی اهمیت بدم؟
به اینا اهمیت ندادید
این اتاق
این اتاق کوچیک و درب و داغونه
ولی اهمیتی به این نمیدید
و این تخت
این تخت هم کثیف و سفت و درب و داغونه
حتی خیس هم هست ولی اهمیتی به این نمیدید
و این در
سوراخ هایی توی در ئه
ولی بازم اهمیتی نمیدید
چرا لازمه
مدارا کنید؟
و اون پسره شن یان
هر دفعه مارو می بینه
چون فکر میکنه باری روی دوششونیم
همیشه برامون
قیافه میگیره
لینگ بی
لینگ بی واقعا نمیفهمه
چرا
اصرار دارید شن یان رو
توی این برهوت دنبال کنید
و غیر دوستانه و سرد باهاون رفتار بشه
دختره ی خل و چل
چرا عصبانی هستی؟
حالا که اینجام
یه نقشه دارم
میدونی اون سه حقه ای
که همیشه توی
قصه های عاشقانه ی ادیبان مستعد و بانوان دلفریب
مبتکر و سازنده ست، چیاست؟
لینگ بی نمیدونه
آب و هوای مطلوب
شرایط جغرافیایی
و رخداد تصادفی
و حالا
من و ارباب شن با هم زندگی میکنیم
از لحاظ شرایط جغرافیایی برگ برنده دستمه
راحت میتونم هر کاری کنم
حالا به دقت نقشه ای میچینم
که با شن یان قرار بزارم
نگرانی وجود دزد
از خود عمل دزدی بدتره (منظورشون به وجود شاهدخته)
کبوتر عزیزم
بگو ببینم چزا
با همچین بانویی برخورد کردیم؟
ارباب شن
قراره کلی اذیت بشه
[سازمان نان دیان]
[تحریکش کنیم که با پای خودش به دام بیفته]
این ارباب شن ماست
از یه جینگ رفته
ولی فراموش نکرده
[شن یو]
[سازمان نان دیان]
که بوسیله ی فرستادن یه کبوتر
ازم بخواد براش کار کنم
خبر - خبر -
اگه فقط خبرای عادی و معمولیه، ساکت بمونید
بگو
ژانگ، که یه مرد ثروتمندی در شهر ئه
برای پذیرایی از ارباب لو
سه روز پیاپی مهمونی گرفته
کل روز غذاهای گرون میخورن
من حتی از شنیدنش هم خسته شدم
ولی اونا از انجام این کارا خسته نشدن
چه حرفایی زدن؟
بنظر میرسه که
ژانگ میخواد یه مقام رسمی
با کمک خاندان لو بگیره
بگید ببینم
امروز ولیعهد برای شام
چی خوردن؟
ولیعهد دیشب مست بودن
واسه همین خیلی اشتها نداشتن
بانو شو
بهشون خدمت کردن و
سوپ خماری ارباب یو رو
طبق یه دستور پخت قدیمی، پختن
فقط با اون و سوپ پنج لوبیایی که برای کاهش گرمای تابستونه بود که
ولیعهد یکم غذا خوردن
سوپ خماری ارباب یو
و سوپ پنج لوبیا؟
روی این دو تا غذا
چهار پنج ساعت
وقت صرف کرده
بانو شو خیلی دقیق و وظیفه شناسه
خیلی خب، برید
چشم - چشم -
[عمارت گل]
میگن که
یامای عبوس، شن یان
که از پایتخت اومده
و میخواد به جیانگ ژو بره
تا مجرم رو دستگیر کنه
ولی اون شاهدخت بدجنس لیو لینگ
رو تو راه برگشت
آزرده و ناراحت کرده
در طول این برخوردها
...اون در واقع
در واقع چی؟
اون
در واقع درگیر یه رابطه ی عاشقانه شد
رابطه ی عاشقانه؟
این ماجرای ارباب شن
حقیقت داره؟
بهرحال یه قصه ست
سرگرممون میکنه
دهن به دهن که منتقل بشه
هم واقعی ئه و هم ساختگی
حقیقت این خبرا واقعا مهمه؟
راجع به چی حرف میزنید؟
چقدر سرحالید
ببین
فرد درست خودش اومد
چرا هنوز اینجا وایسادیم؟
بیاید بریم.بریم
زود باشید
♫ سبز، رنگ سبز نی لبک.شبنم و کور سوی یخ زده ♫
♫ اونی که بهش نیاز دارم، کجاست؟ فرای جریان ♫
♫ بالای رودخونه میرم. راه طولانیه ♫
♫ پایین ردخونه میرم. در اون میونه ♫
یه رهگذر صدای خنده ی یه دوشیزه ی خوشگل
رو در باغ حلقه میشنوه
کم کم طنین اون خنده در سکوت محو میشه
برای افسونگرا و افسون شده ها فقط میشه آه کشید
در یه جینگ گفته شده
که ارباب شن مرد خوش قیافه و دختر کشی ئه
و خودشو در لذت و مقاربت جنسی غرق کرده
ولی ارباب شنی که من میشناسم
شیدا ترین مرد
در دنیاست
چی گفتی؟
چیز خاصی نگفتم
[ایستگاه پیک]
شاهدخت
شاهدخت، کوهستان هواش سرده
حتما سرما خوردید
یکم آب بنوشید
چیزی نیست
خوبم
شاهدخت
سلامتیتون از همه چی مهم تره
بیاد برگردیم و استراحت کنیم
شاهدخت، خوبید؟
برنمیگردم
منتظر ارباب شن میمونم
لو فان
چیزی که بهت گفتم یادت بمونه
صبح بخیر، ارباب شن
شاهدخت
ارباب
چندین روز گذشته
ولی شاهدخت چانگله
بازم اذیتتون میکنه
با وجود اینکه مریضه
ولی بازم اصرار داره دنبالمون بیاد
ولی، ارباب
ببینید
گرچه کج خلقه ولی
بهرحال به قشگی گل و به زیبایی ماه ئه - شاهدخت -
سرما خوردید
و راه کوهستان پر از چاله چوله ست
بیاید برگردیم
گفتم برنمیگردم
زود باش
اگه روزی
نتونید جلوی خودتون رو بگیرید چی؟
یه لغزش کوچولو
ممکنه موجب یه اندوه و غم ابدی بشه
....اون موقع، افرادمون
شاهدخت، بهتره برگردی
چیه؟
واسم ناراحتی؟
سرماخوردگی واگیرداره
اختیار پاهام با خودمه
اینکه کجا میخوام برم
هیچ ربطی به تو نداره
هر طور دلت میخواد
لو فان
بریم
شاهدخت، اونو ببینید
از من نپرس
من هیچی نمیدونم
بریم دنبالشون؟
البته
باشه
شاهدخت
پنج ساعته که توی
کوهستانیم
بیاید همینجا وایسیم
اگه ادامه بدیم
مریض میشید
من اونقدر ضعیف نیستم
رخداد تصادفی
رو آدم میتونه درست کنه
ولی اگه شن یان
نخواد ببینتتون
حتی اگه هزاران راه برای
ایجاد رخداد های تصادفی هم داشته باشیم
فرصتی پیدا نمی کنیم
واسه همین
باید پیداش کنم
حتی اگه قرار باشه غش کنم
باید جلوی ارباب شن غش کنم
چه ارباب شنی؟
به نظر من که اون یه
زیبا رو ئه خطرناکه
ببینید، شاهدخت
برای پیدا کردنش این همه راه اومدیم
ولی بازم نمیخواد ببینتتون
مطمعنا قلبش از سنگ ئه
اون نگهبانان جین لین
خیلی بدنامن
و همه ازشون دور میشن
مخصوصا شن یان
بی شک
یه یامای عبوسه
رخداد تصادفی
ارزش این همه تلاشتون رو داره؟
اون نحسه
لینگ بی
مردم جیانگ ژو
چطور منو توصیف میکنن؟
شاهدخت چانگله متکبرانه رفتار میکنه
عاشق اینه که دیگرون رو اذیت کنه
هیچی از قانون و مقررات حالیش نیست
همیشه خواستار زیبا رویانه (پسران خوش قیافه)
و همه جور گناه و جرمی مرتکب میشه
میشه اون رو شرور ترین دختر در جیانگ ژو دونست
پس
منم نحسم
نه، نه
شاهدخت، اونا دارن چرت و پرت میگن
خیلی فکر و خیال نکنید
بادی بدونی که
برای شناختن یه مرد
باید نگرشش رو
نسبت به دنیا ببینی
به نظرم
یه آدم خشکه رک
خیلی با ارزش تر از اون افرادیه
که لبخند های مصنوعی میزنن
میفهمی؟
ولش کن
ارباب شن، جذابیت خودشو داره
یه دختر کوچولویی مثل تو اینو نمیفهمه
ولی من
عاشقش شدم
مار
شاهد....شاهدخت
مار. مار
شاهدخت، چیکار کنیم؟
شن یان
...دستتو گذاشتی روی
غش کردم
حتما اون مار سمی
نیشم زده
ممکنه بزودی بمیرم
شاهدخت
تو گستاخ و قدرتمندی
چرا یه مار حلقه دار رو مقصر میکنی
دنبالم کردی؟
دیدی؟
مدت زیادی گشتم
و حالا همه ی توانم
تموم شده
اگه دوباره جرات کنی در بری
یه غرفه توی بازار برپا میکنم
تا نشان کمریت رو بفروشم
نشان یه فرمانده
حتما کلی می ارزه
از قانون شکنی
و مجازات شدن
نمی ترسی؟
حق با توعه
پس یه چیزیو تغییر میدم
از افرادم میخوام
تا نمونه های زیادی از
این نشان کمری شماره ی 128 درست کنن
و توی بازار پخش کنن
اون موقع، سپاه جین لین همه جاست
درحالیکه همه میتونن فرامانده باشن
جالب نیست؟
تموم شد؟
نه
اگه درست رفتار نکنی
میندازمت زمین
ارباب شن
بیا
از صحبتم با لینگ بی
چی شنیدی؟
ارباب شن جذابیت خودشو داره
گرچه تو نمیفهمی
ولی من عاشقش شدم
خیلی راحت عاشق میشی
یکم جوشونده ی زنجبیل براش بیار
تا از چاییدن شاهدخت جلوگیری بشه
چشم
ارباب شن
ارباب شن، لطفا وایسا
کوهستان بخاطر بارون سرد شده
بهتره یه چتر دستت باشه
ولی انگار این چتر شکسته
حالا که میدونی بخاطر بارون سر شده
بهتره بری داخل و استراحت کنی
من درگیرم و زودتر میرم
بگیرش
شاهدخت
شاهدخت
هنوز جوشونده ی زنجبیل رو درست نکردم
چرا اومدید بیرون؟
زود باشید برگردید
داره بارون میاد
لینگ بی
بزار یه سوالی ازت بپرسم
متوجه شدی که
رفتار ارباب شن نسبت به من
تغییر کرده؟
به نظر من که هیچ فرقی نکرده
تو بی تجربه ای
بیهوده ازت پرسیدم
ببین چی میگم
ارباب شن
بهم لبخند زد
تانگ بوهو و چیو شیانگ با سه لبخند رابطه ی عاشقانه اشون پایدار شد
واسه همین حدس میزنم
دل ارباب شن
بزودی بیاد اینجا
خیلی خب.خیلی خب
شاهدخت
اگه لازمه کلک های بیشتری سوار کنید
باید صبر کنید تا برگرده، نه؟
بارون شدیدی داره میاد
باید برگردیم
وگرنه از مریضی
زمین گیر میشی
نه، نمیتونم
دو تا از سه حقه رو
سوار کردم
و حالا بارون به موقع
بهترین فرصت رو بهم نشون داد
امشب
با این دلبر خوش قیافه
در یه شب بارونی ملاقات میکنم
و با سه لبخند دلشو بدست میارم
منظورتون چیه؟
بارون و باد زیادی میاد
چطوره همراهم به دفتر رابط بیاید
و یه نوشیدنی بزنید؟
چرا توی این جنگل
همه جاش شبیه هم ئه
نمیدونم شن یان
کجا رفت؟
دیدن دلبر خوش قیافه توی یه شب بارونی چرنده
اگه اونقدر خوش اقبال نبودم
ممکن بود بمیرم
چی گفتی؟
گفتم خوش قیافه ای
به اندازه ی کافی
توی بارون خیس نشدی
که آروم بشی؟
دستاتو بنداز
شن یان
زیر بارون خیسه خیس شدی
و ممکنه براحتی سرما بخوری
یا تب کنی
پس این برای صلاح خودته
نکنه درس طب هم خوندی، ها؟
فقط یه ذره. ارزش گفتن نداره
در طول اوقات فراغتم
در جیانگ ژو
یه چیزایی از استادان یاد گرفتم
بهرحال
سفر درازیه
ذره ذره متوجه
مزیت هام میشی
این کلبه ی چوبی به اندازه کافی کوچیک هست
لازم نیست
خیلی به هم نزدیک بشیم
تحت اینجاست
بهتره زودتر بری استراحت کنی
درست رفتار کن
من مریضم
حالا که مریضی
زودتر بخواب
اینجا هستم
ارباب شن
از اون جهت که فامیلیت شن ئه
و نگهبان جین لینی
با خاندان شن در یه جینگ فامیلی؟
آره
پس ارباب شن در یه جینگ رو میشناسی؟
اون پدرمه
ولی وقتی بچه بودم
اغلب به عمارت شن میرفتم
چرا تورو ندیدم؟
از وقتی بچه بودم متنفر بودم از اینکه
با غریبه ها رابطه برقرار کنم
طبیعیه که منو
یادت نمیاد
[لیو لینگ وقتی بچه بود]
[شن یان وقتی بچه بود]
ارباب شن
بیدار شدی؟
بیا بریم
ارباب شن
ارباب شن، لطفا وایسا
یه شب زیبا رو با هم گذروندیم
قبل از برگشتن
نباید یه جوابی
بهم بدی؟
لو فان
چرا نمیری دنبال شاهدخت بگردی؟
اینجا چیکار میکنی؟
ساکت باش.ساکت باش
چی؟
اینجا چیکار میکنی؟
...شاهد
شب رو تصافا توی کلبه ای
در جنگل گذروندیم
کار ناشایست یا تعرضی
بهت نکردم
از اون جهت که داری تقصیر رو میندازی گردن من
نکنه سوتفاهمی برات پیش اومده؟
سوتفاهم؟
آلینگ
لو مینگ شان
آلینگ
دیوونه شدی؟
چطور جرات کردی منو
با اسم پدریم صدا بزنی؟ (باید با اسمی که اعلیحضرت بهش داده خطابش کنن، شاهدخت چانگله)
آلینگ
در سفر بودی
و حتما هنوز خبرا به دستت نرسیده
پدر بزرگم هدایای نامزدی رو
برای شاهزاده گوانگ پینگ فرستاده
و عالیجناب هم قبول کردن
حالا
دیگه
من
نامزدتم
چه نامزدی؟
چرا باید حرفتو باور کنم؟
آلینگ
از آخرین باری که همو دیدیم مدت زیادی میگذره
ولی هنوزم مثل بچه ها رفتار میکنی
چطور ممکنه
سر ازدواج مسخره بازی در بیاریم؟
این نامه برای توعه
آلینگ
چیکار میکنی؟
آلینگ
همون لحظه ای که فهمیدم از جیانگ ژو رفتی
زودی اومدم
خودتو ببین
نحیف و رنگ پریده بنظر میای
در طول سفر
حتما کلی اذیت شدی
جناب لو
اگه کاری برای انجام دادن نداری
زودتری برو
میترسم به سختی بتونی
گناه جاسوسیه اطلاعات سپاه جین لین رو به جون بخری
درست میگم؟
لو فان
تقصیر توعه - ترسیدم -
چطور جرات کردی بخندی؟ - بریم، بریم، بریم -
بریم، بریم، بریم
شاهدخت
ارباب - ارباب - ارباب -
نامزد شاهدخت اومده
اتاق مهمان برای
جناب لو آماده کنید
برو
چشم
ارباب
همین که شاهدخت چانگله اینجاست
به اندازه ی کافی پر دردسر هست
حالا با اومدن لو مینگ شان، بدتر هم شد
واقعا فکر کردن
این سفر یه گردش بهاری ئه؟
تو این زمان خاص
به دفتر رابط اومده
فکر نمیکنم اینقدر ساده باشه
پس چرا گذاشتید اینجا بمونه
ارباب؟
اون نامزد شاهدخته
دیگه چه کاری از دستم برمیومد؟
افرادی رو میفرستم تا تحت نظرش بگیرن
نه
حالا که جناب لو اومده اینجا
بزار همینجا بمونه
شاهدخت
لطفا وایسید
چقدر گستاخی
به عنوان سر تیم
چطور جرات میکنی جلوی شاهدخت رو بگیری؟
متاسفم
اینجا اردوگاه سپاه جین لانه
و اتاق ارباب شن
بی شک جای مهمی برای اسرار ارتش ئه
نامزد شاهدخت
به سختی میتونن
گناه جاسوسیه
اطلاعات سپاه جین لین رو به جون بخرن
متاسفانه شما شاهدخت هم
نمیتونم این رو به جون بخرید
من
بی دلیل خودسری نمیکنم
و میدونم که ارباب شن سرش شلوغه
ولی توی این فکرم که
میتونه یه وقت کوچیکی بزاره
که یه سوال رو جواب بده
حالا که آبروی یه بانو رو
لکه دار کرده
میخواد با نادیده گرفتنم
منو ول کنه؟
چی؟
آبرو؟
....شاهدخت
آره
آبروی منم
شاهدخت
چرا هنوز اینجایی؟
برو ازش بپرس
....ارباب
....شاهدخت ازم خواستن که
شنیدم
به شاهدخت بگو که
آبروش هیچ ربطی
به من نداره
نمیفهمم
منظورش چی بود
من و شاهدخت
حتی شروع هم نکردیم
چرا حرف از ول کردن میزنه؟
شاهدخت
....ارباب شن گفتن که
برگرد
ازش بپرس
منظورش از اینکه حتی شروع هم نکردیم چیه؟
....شروع نکردید
نیازی به توضیح این نیست، هست؟
شروع نکردید
به عبارت دیگه
با هم قرار نمیزارید
حالا که فقط یه سوتفاهمه
آلینگ
چون یه فرد بالاتر و بزرگتری هستی
همینجا دیگه دست بردار
بیا بریم
با هم قرار نمیزاریم
پس دلم میخواد از ارباب شن بپرسم
با کاری که
من و ارباب شن
دیشب
توی اون کلبه کردیم
یعنی با هم قرار نمیزاریم؟
منظورش چیه؟
چی، چیکار کردید؟
برو ازش بپرس
...نه، شاهدخت، شما
چشم
ارباب
....من
بهش بگو
خودمو آزمودم و همچنان وجدان راحتی دارم
اگه شاهدخت
اصرار داره
که حقایق رو وارونه کنه
میتونن به یه جینگ بره
و به دیوان امپراتوری درخواست بده
چه کشته بشم چه مجازات بشم
به فرمان اعلیحضرت گوش میدیم
آلینگ
شن یان
آلینگ
داری منو میرونی؟
موندن یا رفتن
دست خودته
وقت شامه
لطفا برو
روی اشتهام اثر نزار
پس ارباب شن همچین آدمی ئه
این موقع
تازه
نهار خوردیم
ارباب شن با این همه
بهونه ای که داری میاری
مشخصه که داری
شاهدخت رو تحقیر میکنی
خیلی دور از تحقیره
شاید
حرفای سر سری ئه
ولی ارباب شن
همین الانه داشت خوش و خرم
باهام حرف میزد
چرا از وقتی جناب لو اومده
به سردی سنگ مرمر شدی؟
نکنه
حسودیت میشه؟
ارائه ای از تیم ترجمه کـره فـا مترجم: آیدا KoreFa.ir
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.