Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو JackDaw :مترجم
خب نیویورک چطوره؟ - نیویورک یه شهره -
کلی آدم داخلشه؟ - آره کلی آدم داخلشه -
با بیشترشون خوابیدی؟ - بیشتر از اینجا؟ -
نه نخوابیدم - تو چلسی بودی؟ -
نه، ولی نمایشگاه هنری که پنج هفته دیگه دارم داخل چلسیه
خدای من، ممنون که یادم انداختی، حسابی عاشقش میشی، خیلی دوست دارم بیای
واقعا میخوام برم
با پاتریک در مورد همهتون حرف زدم
اگه بخوای میتونی برای افتتاحیه بیای، یا شاید بتونیم اسکایپ کنیم؟
مکعب
مطمئنم پیتر دوست داره همهمون اونجا باشیم، منظورم پاتریکه، ببخشید
پاتریک الدمن هستم - هی بچهها -
سلام، سلام هنری
خدای من، نگفتی قراره بیای
فکر میکردم کار داری - حالا که اومدم -
فقط اومدم اینجا نوشیدنی بخورم بچهها - آره، کو همراهت پس؟ -
دوست دختر تیندریم؟ نتونست امشب بیاد
خیلی وقته ندیدمتون
دیوونهست
خودت دیوونهای آقای مجرد
چی؟ - اوه، راستی -
خدای من، ممنون که سوپرایزم رو خراب کردی
من خیلی تیزبین نیستم، ولی مگه سایه چشم بنفش نزدی؟
همیشه سایه چشم بنفش میزنم
مگه اونا سایه چشم بنفش ندارن؟ - دارن -
خدای من، دلم برات تنگ شده بود - منم -
شرت لامبادا، من هنری رو انتخاب میکنم
چی گفتی؟ چرا مجرده؟ با میلیعه
دیگه تو جمعمون و نیست این یعنی باید جشن بگیریم
همین الان داریم جشن میگیریم رز - میدونم -
امروز روز بازگشت جولیا هست
...خیلی خب، امشب
چرا از هم جدا شدن؟ - خودت نباید جواب این سوال رو بدی؟
واقعا لازمه اینجا در موردش صحبت کنیم؟
آره مجبوریم، چون دارین باهام لج میکنین - به دنیا خوش اومدی -
سوپرایز - میشه صحبت کنیم؟ ببخشید بچهها -
مثل هدیه تولدت هست به ملبورن خوش اومدی
ممنون، خیلی خوشحالم خدای من، خیلی خوشحالم
میخواستم بهت بگم - آره ولی نگفتی، گفتی؟ و منم پرسیدم -
گفتم هی میلی چطوره؟ حالش خوبه؟
میخواستم صبر کنم تا برسی خونه - و گفتی حالش خوبه، بد نیست -
تو اسکایت اینجوری راحتتره، الان رسیدی خونه
پس دروغ گفتی، چرا دروغ گفتی؟
بیخیال - تو هم در مورد پاتریک دروغ گفتی -
در مورد اون بهت دروغ نگفتم، فقط همه چیز رو بهت نگفتم
بهت گفتم که با همیم - در مورد قضیه وگاس میدونن؟ -
معلومه که در مورد وگاس نمیدونن - والدینت میدونن؟ -
نه، و هیچکس قرار نیست بفهمه هنری
تا وقتی که آماده شم بهشون بگم - باشه -
...همیشه غر میزنی که من خیلی خودخواهم و من
...فقط میخواستم صبر کنم، متاسفم، باید قبلش بهت میگفتم، ولی
خیلی اوضاع بهم ریخته بوده - خب، وقتی آماده بودم به والدینم میگم -
چون تولد 60 سالگی باباعه و توجه همه روی همین هست
و توجه روی اون و مامانه و اینکه مطمئن شیم عقلشون سر جاشونه
و مشکلی ندارن که خارج از ...کشور زندگی کنم و همه این چیزا
ممنون میشم اگه یکم بهم فرصت بدی - باشه -
عالی - مشکلی نداریم؟ -
نه - شب خوبی داشته باشی -
بخورید
خب تبریک به هنری
هنری، هنری
برای اینکه مجرد شده و از شر میلی راحت شده
زندگی مجردی
حالا که صحبت از آزادی شد، آیا پیتر
پاتریک میذاره از اونجا بیای بیرون اصلا؟
ببین، در مورد تصمیمات زندگیم بهش گفتم و مشکلی باهاشون نداشته
و مثل وقتی که من و با تو با هم بودیم
قبل از اینکه کاری کنم بهش میگفتم
آره، ولی زارا خیلی خفن بود - و همیشه هم بهم نمیگفتی -
ولی اگه بیرون بودم و یه دختر میدیدم بهت میگفتم
چند وقت بعد از اینکه باهاش آشنا شدی باهاش خوابیدی؟
راستش تا یه هفته نمیذاشت باهاش بخوابم
اون نمیذاشته - یه هفته -
خیلی سکسی بود - پریود بوده؟ -
تو کی هستی؟ این یارو کیه؟
و اگه تو هم تو یه فضای باز بودی
ما که داخل گالری سکس نداشتیم
با چشمهات
شرت لامبادا و جاست سم؟
اگه میخواستین با یه نفر دیگه بخوابین به همدیگه میگفتین یا اجازه میگرفتین؟
یا ترجیح میدادین خبر نداشته باشین
نه، قبلا امتحانش کردیم و جواب نداده
جواب نداده؟ - برای ما که جواب نمیده -
و بعضی وقتها مردم واقعا نمیخوان با بقیه بخوابن
برای ما که مشکلی نداشته - صورت زارا که اینجوری نمیگه -
واقعا نمیخوام در موردش حرف بزنم - آره، برای تو که خوب جواب داده -
تو کی هستی؟ - خیلی حواسجمعه -
...نمیخوام
آره، واقعا نمیخوام انجامش بدم - جولیا، واقعا لازمه بهم بگی؟ -
جی
زود باش، الان نوبت توعه که یه نفر رو ببوسی
چی؟ - آره -
جی؟ - چیه؟ -
از کی میخوای با یه نفر بخوابی؟
چون از وقتی تو رو شناختم
ترسناکترین چیز تو وجودت بوده
خب، یه چیزی هست که میخوام بهتون بگم
واقعا میخواستم بهتون بگم که
من و پاتریک خیلی با هم خوشحال بودیم
...من و پاتریک با هم
خیلی خوشحال بودیم و دوست داریم که بهتون بگیم
...تصمیم گرفتیم که تو یه روز زیبا به هم متعهد بشیم و
خیلی اشتیاق داره شما رو ببینه و بهتون زنگ بزنه
...هیجانزدهست که باهاتون آشنا بشه و بتونه
رفتیم وگاس و خیلی خوش گذشت
...به
خدا لعنتش کنه
میخوام بهتون بگم
...که
یه دوماد دارید
...کسی که
عاشقشم
واقعا عاشقشم
جولز؟ - بله؟ -
نهار آمادهست
آره، دارم میام
عزیزم، سر میز داری با سفال بازی میکنی
خب، راستش میخواستم در مورد یه چیزی باهاتون صحبت کنم
و خیلی هیجان دارم که بهتون بگم
خیلی حال به هم زنه - چیه؟ -
به نظرم باید بری دستت رو بشوری
باشه، فقط این تیکه رو تموم کنم - از تو اینارو به ارث برده -
از سمت من که نبوده - الان تموم میشه -
الان تموم میشه، چیزی نمونده، قول میدم
میخوام کاری که میکنم رو بیشتر بهتون نشون میدم
عزیزم؟ - بله؟ -
سر میز نه لطفا - ...مامان، این -
سر میز نهار نه لطفا
باشه، باشه، باشه، بس میکنم
فقط میخواستم بهتون بگم که دوست دارم بیشتر با اسکایپ با هم صحبت کنیم
البته - یه نمایشگاه خیلی بزرگ داخل نیویورک دارم -
خیلی قرار نیست بمونی؟
اینجا؟ - آره -
آره، بخاطر تولد بابا اومدم اینجا
خیلی خب، امیدوار بودم یکم بیشتر بمونی
فکر میکردیم یکم بیشتر بمونی
...به هر حال - چند هفته، سه هفته شاید -
کلی مرد جوون خوشتیپ برای جشن تولد بابا میان
تو کسی رو دعوت کردی؟ - نه، نمیدونم -
اون کیه؟ بابا - نمیدونم، الان نگاه میکنم -
من نمیتونم مجسمه بسازم ولی بابا میتونه سر میز نهار قرار کاری داشته باشه
مامان، خیلی مسخرهست
احتمالا بوی کباب رو آخر خیابون میفهمن
به هر حال بازی کردن با گل سر میز خیلی بده - باشه، الان شیشه رو تمیز میکنم -
فقط نمیخوام خشک شه میدونی که چی میگم
ببین جلو در چی پیدا کردم
سوپرایز - چه سوپرایز قشنگی -
امیدوارم از کبساو خوشت بیاد - ...همین الان داشتم در مورد -
تو اینجا چیکار میکنی؟ - دوست خوشتیپمون حرف میزدم -
حالت چطوره؟ - اون اینجا چیکار میکنه؟ -
نمیدونم، چیزی از این قضیه نمیدونم
وقتی من نیستم جلسه کاری داری؟
خیلی بود ندیده بودمت
اینجا چیکار میکنی؟ - مامانت دعوتم کرده بود -
چه وضعشه؟
خودش بهم زنگ زد
عالیه
عزیزم، حواست به همه هست؟
میرم سراغ همون مجسمه ساختن - من کجا بشینم؟ -
به سلامتی برگشتن دخترمون
آره، حتما خیلی خوشحالی
به سلامتی مهمون خوشتیپمون، و البته به سلامتی تولدت که فرداست، سلامتی
آره خودشه بابا
تماس چشمی
تماس چشمی، آره آره، آره، تماس چشمی
هنری، چطوری امروز اینجایی؟
آره مامان
خب، یه تماس داشتم، خب، میذارم خودت داستان رو بگی آنیتا
باشه، خب، میشه 60 بهم بدین و هنری اینجا نباشه؟
تولد واقعیته؟ اونم از خانوادهست
مثل یه برادر کوچیکتر
بابا، چند تا کلم بروکسل میخوای؟ - دو تا، ممنون -
دو تا، باشه، هویجم میخوای؟
لعنتی
چه خوب گرفتیش
فکر کنم بابام جرمهای دستت رو بخواد - قانون ده ثانیه -
خب پاتریک، اونجا چه خبره؟
خب، خیلی با هم خوشحالیم، الان دوازده ما هست
که با هم زندگی میکنیم
که خیلی خاص بوده
کارش چیه؟
منتقد هنری مجله نیویورکتایمز هست
پس یه منتقده، کاری نمیکنه
کار بقیه رو نقد میکنه - خوشحالم که بهش اشاره کردی -
خیلی خب، پس هنری خبر داره
پس بعضی وقتها هم یه کارایی میکنه
بعضی وقتها با ذغال نقاشی میکشه و طراحی میکنه
میخواست که این رو به شما دوتا بده
یه نقاشی از منه تو اولین ماه آشناییمون
روی کاغذ تحریر هست چون یه منتقده
میخواست نوشته زمان و خط بدن رو
باهاتون به اشتراک بذارخ - خیلی شبیه تو نیست -
آره، میخواستم همین رو بگم
ببخشید، یه منتقده، نه یه هنرمند
شوخی میکنی نه؟
فکر نکنم خیلی شبیه تو باشه
آره، اصلا نیست - چشمهاش شاید، ولی -
به هر حال، برای توعه بابا، ممنون
تنها چیزی که یکم نگرانش هستم اختلاف سنی هست
چون یکم از تو پیرتره
یکم؟
این یه عقده بابا هست یا همچین چیزی؟ - نه -
...آره، به نظرم ما - تفاوت سنیشون چقدره؟ -
یکمی هست
پس تو مثل کیف دستیش هستی، نه؟
من کیف دستیش نیستم مامان، خیلی بده
خیلی بده، واقعا میخواد باهاتون آشنا شه، آدم خوبیه میشه بهشون بگی چقدر مهربونه
آره، من تو اسکایپ دیدمش آدم خیلی خوبی به نظر میاد
خیلی تحقیرکنندهست
من رو چی فرض کردی مامان؟ من خودم هنرمندم، دارم کارهام رو میفروشم
پس نیازی به اون نداری
نیازی بهش ندارم، انتخاب میکنم که باهاش باشم چون خیلی آدم خوبیه
حامیه، کارم رو درک میکنه، و نیازی نیست هر روز خودم رو توجیح کنم
تو شش ماه گذشته خیلی به جولیا کمک کرده
آره، و مثل اینجا نیست که هر روز باید خودم رو برای خانواده
و برادرهات که سوال میپرسن توجیح کنم
هیچوقت نمیدونستم برای هنرت نیاز به کمک داری
برای هنرم نیاز به کمک ندارم، حس اشتیاق و تمرکز دارم روی هنرم
نمایشگاه خودم رو دارم، تو چلسی کلی مجسمه میفروشم
از این بخشش خوشحالم - عالی -
...خوشحال نیستم که اونجا زندگی میکنی، ترجیح میدم
...میدونم - خیلی ازت حمایت کردیم -
آره، میدونم، و بابتش ممنونم - که رفتی خارج از کشور تا هنرت رو ادامه بدی -
اگه میتونستم راضیت کنم، الان قانون مالی میخوندی
بابا، من بورسیه هنر داشتم
میدونم، بروسیه شدم که برم آمریکا درس بخونم
فقط یه درس میخواستی تا مدرک حقوق رو بگیری
فقط یدونه درس، هنوزم هست
و هر وقت بخوام میتونم برم
اگه - خیلی کارم داره خوب پیش میره -
همیشه میگفتی قراره برگردی اینجا
نیویورک قرار بود موقتی باشه
اینجا هیچ توجهی بهم نیشد
هیچکس من رو جدی نمیگرفت
و اونجا هر روز دارم کار جدید میسازم
به نظرت پاتریک میاد اینجا زندگی کنه؟
شاید، آره، حتما
عاشقمه، میخواد که خوشحال باشم، میخواد باهام باشه و حتما درستش میکنیم
چقدر رابطهتون جدیه
خیلی جدیه
آره، راستش یه سفر به وگاس رفتیم
ما هم باید بریم، چرا نریم؟ خیلی خوب میشه
میتونیم بریم تعطیلات دوست داری بیایم؟
خیلی خوب میشه اگه برای نمایشگاه بعدی بیاید؟
یا شاید بتونیم بیایم نمایشگاه و بعدش بریم وگاس، هوم؟
دوست داری باهامون بیای؟
آره، خیلی دوست دارم برم وگاس
میشه فقط خودمون باشیم؟ پاتریک رو میذاریم خونه تا خانواده ساکت داشته باشیم
...میتیونیم با هم خانوادگی وقت بگذرونیم، فقط خودمون سه تا، ولی من
نه، چهار نفریم چون هنری هم میتونه باهامون بیاد
خب، وگاس شهر خیلی خاصیه برای ما، چون من و پاتریک
اونجا ازدواج کردیم
ببخشید؟
آره، ازدواج کردم، الان یه دوماد دارید
کی ازدواج کردی؟
تو میدونستی هنری؟
آره، به هنری هم گفتم
آره، جولیا بهم گفت
کی بهت گفت؟
تقریبا 6 ماه پیش
پس همه میدونستن به جز ما، و 6 ماه بوده که ازدواج کردن
...کون لقت، گفتی
تنها دخترمون ازدواج کرده و ما خبر نداشتیم و حتی دعوتم نشدیم
نه، میخواستیم که یه چیز خاص باشه
اگه ازدواج میکردی و والدینت رو هم دعوت میکردی بازم خاص میشد
یهو اتفاق افتاد مامان
نه، همینجوری اتفاق نمیفته
خودش اتفاق افتاد، عشق بود عاشق شدیم و خیلی خوب بود
پس با هواپیما رفتیم اونجا - بچه که نیستی -
بچه نیستم، درست میگی، با غریزهام پیش رفتم، منطقی بود، بخاطر همین انجامش دادم
غریزهات چیه؟ تنها دخترمونی تو
مالک من که نیستین، بیخیال
میخوام در موردش باهاتون صحبت کنم بخاطر تصمیماتم خوشحال باشین
شما هم وقتی با هم بودین اوایلش همین مشکل رو داشتین خیلی چالشبرانگیز بود
اون موقع از دنیاهای متفاوتی اومده بودین، فرهنگهای متفاوت - والدینمون تو عروسیمون بودن -
مامان، اصلا منطقی نیست
...فقط میخوام باهاتون - درست میگی، منطقی نیست -
چه وضعشه
چرا هیچوقت اینجا نمیتونیم با هم بحث کنیم؟
الویس عقدتون کرد یا چی؟
کون لقت
خیلی از دیدنت خوشحال شدم هنری، ممنون که اومدی، واقعا عالی بود، ممنون
سلام
یه چیزی دارم که خوشحالت کنم
باید خودم بهشون میگفتم و تو حق نداشتی بگی 6 ماه شده
...اصلا نمیفهمم اینجا داری چیکار میکنی، پس
ببخشید، ببخشید
واقعا متاسفم
انتظار نداشتم همچین اتفاقی بیفته
آره خب، افتاد، امروز تنها روزی بود که میشد بهشون بگم
تنها روزی که قبل از تولد میتونستم حرفش رو بزنم
قبل از اینکه عصبی بشن، و کلی حرف بزنن
متوجه نمیشم
نمیفهمم چرا حس میکنی حق داری که بیای اینجا
نیومدم... نمیدونستم
...خیلی درگیر شده بودم وقتی والدینت ازم خواستن
کی ازت خواست بیای؟ کی اینجوری شد؟
همین چند روز پیش
چرا نباید بگم... البته که گفتم آره
زندگی نداری مگه؟ کارای دیگه نمیکنی هنری؟
امشب کاری نداشتم
پس گفتم بیام اینجا یه نهاری بخورم و وقت بگذرونم
و کیک بخورم
متاسفم، متاسفم، متاسفم
کون لقت، اصلا راه نداره
این بخاطر این بود که بدون دعوت اومدی
به جشنت؟ - اینکه اومدی پیش مامان بابام -
لیسش بزن - امکان نداره -
مزهاش خیلی خوبه
خوبه
از پاتریک خوشت نمیاد؟
نگفتم ازش خوشم نمیاد
به نظر نمیرسید
اونجوری که میگفتی برات مهمه برای مامان بابام توصیفش کردی
گفتم آدم خوبیه، بهت کمک میکنه
وقتی با اسکایپ زنگ زدی - شنیدی این حرف رو بزنم؟ -
آره، وقتی با هم بودین
بعدش میره، تو میگی خیلی ادم خوبیه
اون هنری کجا رفته؟
پیش مامان بابات سخت بود
به نظر نمیرسید خیلی طرفدارش باشن - باید بفهمن که آدم خوبه -
خب، خیلی عجیب بود
خیلی خب- حالا چی؟ -
حالا چی؟
مامان احتمالا بیرون دره، نه؟
اون بهت گفت بیای، بهت میگفت هنری
هنری
براش کیک بیار، حس خوب بهش بده - از ایدهاش خیلی خوشش میاد -
از کی؟ - از این -
از چی؟
این کشیشمون هست که قراره مزدوجمون کنه، آمادهای؟
هنری با ی جولیا با الف رو قبول میکنی؟
خفه شو - بله بود؟ -
میخوای کیک بخوری وگرنه خودم میخورش - اینم کیک عروسیت -
خیلی خوبه
بس کن
میخوای بوسم کنی؟
شاید
قبل از اینکه با پاتریک آشنا بشم چند بار ازم خواسته شد تو رابطه چند معشوقه باشم
واقعا؟ - آره، دوبار، دو شخص متفاوت -
در مورد واژنها و اشکال هنری که میساختم صحبت کردم و بعدش میدونی
کاری که انجام میدادم رو توصیف کردم
و این خانمه گفت چه عالی بیا با همسرم آشنا شو
منم گفتم سلام و اون گفت سلام، من تد هستم
یه هفته بعد برای به صرف قهوه دیدمشون و بهم گفتن ببین، میخوایم یه چیزی بهت بگیم
ما یه زوج چند معشوقه هستیم و خیلی دوست داریم نفر بعدی رابطهمون تو باشی
واو
پیشنهاد خیلی خوبی به نظر میرسه
پیشنهاد خیلی خوبی بود
تو والاستریت یه وکیل بود
میلی هم وکیل بود
دیگه نیازی به همچین آدمهایی ندارم
خیلی نظاممند هستن، فقط با جریان جلو برو
منم همین کارو کردم، و ظاهرا به گفته تو و والدینم، بخاطر انجام دادنش یه آدم عوضی هستم
با جریان پیش برو ولی حتما یه دایره المعارف داشته باش، یه چیزی مثل قانون
با جریان پیش رفتن و دروغ گفتن با هم فرق دارن
من دروغ نگفتم
باشه، باشه، دروغ نگفتی
تو هیچوقت به من نگفتی هی جولیا، ازدواج کردی؟
گفتی؟
چطوری باید میگفتم
درسته، پس بهت دروغ نگفتم - کی میپرسه یه نفر ازدواج کرده یا نه -
مثل این میمونه الان بپرسم یبوست داری؟
خیلی احمقانهست
نه واقعا، و اگه داشته باشی و بگی نه میشه دروغ
...ولی نمیدونستم که ازت بپرسم، این اتفاقی هست که افتاده، پس
نظرت رو تپرسیدم - بهت دروغ نگفتم، با هم حلش کردیم که، بیخیال -
نه، مشکلی نیست
دروغ نگفتم - آره، دروغ نگفتی -
فقط بهت نگفتم - آره -
ببخشید زودتر بهت نگفتم آماده نبود که بهت بگم
چی باعث تصمیم بگیری ازدواج کنی؟
ازم درخواست کرد
همین؟
باحال بود - اینجوری اتفاق میفته؟ -
کون لقت
فی البداهه عمل کرد، گفت این آخر هفته وقت دارم
میخوای بریم وگاس؟ منم گفتم آره، بیا بریم وگاس
منم این آخر هفته وقت دارم - و وقتی رسیدیم وگاس -
و گفت میخوای باهام ازدواج کنی منم گفتم آره، خیلی خوب به نظر میرسه
پس ازدواج کردیم - خیلی تصمیم عجولانهای به نظر میرسه -
همین الان گفتی با جریان پیش برو
منظورم این نبود ازدواج کنی - آره، با جریان پیش برو ولی اینکارو نکن، اون کارو نکن -
جریان باعث شد عروسی کنم
حتما همینطوره
داشتم با سیکل قاعدگیم جلو میرفتم - ازدواج کردی و حالا ما داریم چیکار میکنیم؟ -
بیا تو تخت
چطوری؟
سوال خوبیه - من خوبم -
خیلی خوبه
روزت چطور بود عزیزم؟
خوب بود
آره، چیکارا کردی؟
کل روز درس خوندم
چی دقیقا؟ چی شده بود؟
فرزندان جنگ و خشونت نسلی
میدونی امروز تو دفتر خیلی عجیب بود
یه نرمافزار جدید گرفتیم
و هیچکس متوجهش نمیشد همهمون مشکل داشتیم
خیلی پیچیده بود
اصلا نمیفهمم چرا یه سیستم جدید بهمون دادن
مطمئنم مشکلی برات پیش نمیاد عزیزم تو خیلی باهوشی
و میدونی وقتی رفتم خونه دوباره این زوج رو دیدم
همون که موی عجیبی داشت، همون مو صورتی که داخل بار دیدیم
همیشه اینجوریش میکنن - واقعا؟ -
آره، خیلی عجیبه، هیچوقت همچین کاری پیدا نمیکنی، نه داخل دفتر
آره، به نظرم چند دقیقه دیگه خیلی خوب میشه
...خب به نظرت، میتونیم یکم
با هم وقت بگذرونیم؟
نه عزیزم
واقعا باید درس بخونم، فردا امتحان دارم
مطمئنی؟ - آره -
باشه، میفهمم
پس کتابت اینه، نه؟
داری در مورد هرزهها مطالعه میکنی؟
نه
کون خوبی داره ولی
در مورد شخصیتش چی میگه؟
تو بگو
به نظرم تو بهتر میدونی
به نظرم دختر خیلی شیطونی هستی
لوکا؟ - نه -
سلام
چطوری؟
برای اینستاگرامت هست یا برای شوگر بیبیز آنلاین؟
اینستاگرام
خیلی بد شدم
بد نشدی
اینجوری نگو
از این لباس زیر خوشم میاد ولی رنگش خیلی خوبه
آره
به نظرم میتونیم عکس رو بهتر کنیم
آره؟ - آره -
پیشنهادت چیه؟
دوباره امتحان کنیم؟
باشه، آره
شاید اینجوری؟
اینجوری بهتره؟
خیلی بهتره
مردم باید ببینن که چه سینههای خوبی داری، میدونی؟
واقعی هستن
واقعی هستن
ممههای واقعی
بهتر هستن، نه؟
میتونی بعدا انجامش بدی - واو، بعدا انجامش بدم -
وقتی اینجوری میکنی خیلی خوشم میاد
بیرونش بیار
خدافظ شرت
خیلی خوبه که میبینم چقدر دختر بدی هستی
لوکا؟
لوکاعه؟
لوکا
لوکا
هی خوشگله
چطوری؟ - من خوبم، تو چطوری؟ -
من خوبم، تقریبا تمومیم -
مشکلی نیست، بیا یکم وقت بگذرونیم
نوشیدنی میخوای؟ - آره -
بفرما - ممنون -
خوشگله، روزت چطور بود؟
خسته به نظر میای - خیلی خستمه، لعنتی -
خیلی از مردهای برلین خسته شدم، خیلی میگیرن و منم خیلی چیزا میدم
شاید بهتر باشه استعفا بدی - آره؟ -
یه کار معمولی پیدا کنی
کار معمولی؟ - آره -
چیکار میتونم بکنم؟ - یه کار داخل بار -
میدونم که میخوام درس بخونم، درس بخونم و بعدش برم سر کار، میدونی
ولی همین الان هم کار میکنی هم درس میخونی
...اره، ولی - خب؟ -
منظورم اینه به عنوان روانشناس کار کنم - فکر کردی چون اینجوری گفتی یعنی دوست نداری -
آره
مشکلی نیست عزیزم
...آره، ولی منظورم اینه
لوکا خوبه ولی، خیلی هم بد نیست
خیلی خب
حداقل باهوشه
در مورد بیزنس خیلی چیزا میدونه
کلی پول داره
خب... برنامه امشب چیه
خیلی خستهای، بریم خونه و پیتزا بخوریم؟
رزالی، باید یه چیزی رو بهت بگم
لوکا داره میاد برلین
کلی پول بهم داد تا یه هفته اینجا تو ویلاش بمونم
و منم گفتم باشه
...تو
یه هفته قراره باهاش بمونی؟
فقط یه هفته
فقط یه هفته
و از قبل گفتی آره؟
...میدونم مشخصا قبلش باید باهات صحبت میکردم، ولی
آره، مشخصه
خیلی پوله
چرا قبلا چیزی نگفتی؟ - مشخصه که اصلا معنی خاصی نداره، خودت میدونی -
همیشه همین رو میگی که معنی خاصی نداره
هیچ معنی خاصی نداره - شب زنگ میزنه -
به زبونی حرف میزنی که متوجه نمیشم نمیدونم در مورد چی حرف میزنین
در مورد کاره - هر روز پیام میده -
مربوط به کاره رزالی - هر روز داره بهت پیام میده -
همیشه هم کاره
دیگه زیادی شده
حس میکنم بیشتر از وقتیکه با من میگذرونی به لوکا پیام میدی
خیلی مسخرهست
همیشه با همیم
زیادیه برات؟
نه - میخوای جدا شی؟ -
نه
پس چرا همچین کاری میکنی؟
چرا اینجوری میکنی میلانا؟
چیکار کردم؟
لازمش داشتم، پولش رو لازم داشتم
میتونیم خیلی کارها باهاش بکنیم
پس گفتی آره؟
کی میری؟
کی هست؟
پسفردا
میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
آره
مطمئنی هنوز عاشق منی؟
آره؟ - آره -
تا حالا هیچکسی رو بیشتر از تو دوست نداشتم
هیچوقت
پس یه هفته انجامش میدی؟
بعدش شاید دیگه بس کنم
آره؟
باشه
یه بار کلی پول در میاری و دیگه بس میکنی
درک میکنم
مشکلی نیست
مشکلی نیست عزیزم، میرم وسایلم رو جمع کنم
خستمه، بیا بریم خونه
یه پیتزا بگیریم
چیزی نیست
سی دقیقه، باشه؟
سریع یه دوش میگیرم
باشه
ببخشید رزالی، ولی یه جلسه دارم
فکر میکردم استعفا دادی؟
یه نفر باید پول در بیاره دیگه؟
من پول در نمیارم پس؟
باید برای خودم پول در بیارم، خودت که میدونی
خوبه، خوابیدن با غریبهها
میرم حموم
فکر میکردم قراره پیتزا بخوریم
آره، پیتزا میخوریم
کی؟ کی؟ - بعد از کارم -
آره، بعد از کارت، حموم میکنی و میری جلو دوربین کون میدی
کار نیست که - برای من کاره -
گفتی بعد از لوکا دیگه ادامه نمیدی
بعد از لوکا دیگه ادامه نمیدم - فقط لوکا، بعدش دیگه بس میکن -
آره، بس میکنم - چرا این کارو قبول کردی؟
معتاد لعنتی، یه معتاد به سکسی
من معتاد سکس نیستم
نمیدونم چرا داری همچین کاری با من میکنی - کون لقت -
عوضی لعنتی -
کون لقت - کون لقت خودت -
نه، کون لقت خودت، بس کن - کون لقت -
عاشقتم
متاسفم
دیروز خیلی بد بود
به نظرم
...من
یکم احساسی شدم
...من فقط
زیادی بود، میدونی
خیلی زیاد بود
...من
نمیخوام از دستت بدم، میدونی؟
نگران شدم
خوشگلم
خوبی؟
آره
نه، جواب نمیدم، جواب نمیدم، جواب نمیدم
اینجا پیشتم، خب؟
مطمئنی؟ - آره -
فقط خودمونیم
سلام - سلام -
خوشت میاد؟
آره - فقط برای تو
داری حسابی حشریم میکنی
حسابی خیس شدم
حسابی خیس شدم
یه پیرمرد شیطون
دوتا لزبین بهتر از یدونه هست
خوشت میاد؟
بگو چقدر خوشت میاد میلانا؟
بعد از لوکا دیگه بس میکنی؟ داری چه غلطی با من میکنی؟
چرا همیشه اینجوری میکنی؟
دیگه خسته شدم، گفتی بس میکنی، گفتی ادامه نمیدی
بگو که بس کردی - نکردم، نکردم -
مثل بچه گریه میکنی
...خیلی - چیه -
من خیلی چیم؟ تو جندهای تو آینه نگاه کن
همیشه کنترلم میکنی همیشه خفهام کردی
حتی نمیتونم پیشت نفس بکشم
پس بذارم با کل دنیا بخوابی و برام مهم نباشه؟
برام مهم نباشه؟
اصلا شرمنده نیستی نه؟
متاسفم
خیلی جندهای
من جندهام؟ جدی میگی، من جندهام؟
تو جندهای
جدی میگی؟ بگو کی جندهست؟ کیه؟
کی با بقیه میخوابه؟ کی؟
کون لقت - کی؟ منم یا تو؟ -
بگو، بگو میلانا
کی هرزهست؟ من؟
من معتاد به سکسم؟
چرا اینجوری باهام رفتار میکنی؟
چرا وقتی اینجوری باهام رفتار میکنی هنوز باهامی؟
چرا عاشقمی؟
خسته شدم
هرزه عوضی
کون لقت
لوکا یه ماشین فرستاده بیرون
برام سواله ویلاش چه شکلیه
شاید یه جکوزی داشته باشن
خیلی طول نمیکشه، یه هفته حداکثر
...خیلی خب
من میرم
میخوای خدافظی کنی؟
حتما
خدافظ
خیلی دلم برات تنگ شده بود
منم
هی - هی -
کجا داری میری؟
برگرد تو تخت، در مورد سفرت بهم بگو
فکر کنم
با دوستام یه پارتی گرفتیم
یه سوپرایز پارتی داشتیم
برای تو؟ - آره، خیلی خوش گذشت -
خوبه، مامان بابات هم اونجا بودن؟
نه، فقط دوستام بودن، ظی هم اونجا بود خیلی خوب بود که دیدمش
زی؟ - زارا -
ولی با مامان بابات حرف زدی دیگه؟
...آره، من
...فکر نکنم من
فکر نکنم یه مدتی باهاشون دیگه حرف بزنم
چرا؟
خوششون نمیاد که من اینجام و ازدواج کردم
نقاشی رو بهشون دادم - پس همه چیز کامله؟
فکر کنم
...خب، فکر کنم
عاشقتن دیگه؟ خودشون کنار میان باهاش
میخوان خوشحال باشی، نه؟ - ...هی، من باید -
باید یه چیزی بهت بگم
باشه - باشه -
...خیلی خب -
میخوام قبل از اینکه بهت بگم بدونی که
...من
عاشقتم
خیلی خوشحالم که همسرت باشم و باهات باشم
خوبه - هنر بساز و خلق کن -
تا الان که خوب بوده
ولی وقتی آشنا شدیم
گفتی بخاطر آدمی که بودم عاشقمی و من
و هویتم
و ارتباطم با روح و بدنم رو میشناختی
هیچوقت کسی رو پیدا نکردم که بخوام باهاش باشم
فقط میخوام با تو باشم، فقط با تو
...ولی من
یه اشتباه کردم، و متاسفم
متاسفم
در مورد چی حرف میزنی؟ اشتباه کردی؟
بگو در مورد چی حرف میزنی؟
تو ملبورن با هنری خوابیدم
با هنری تو ملبورن؟ - آره -
فقط یه بار بود - هنری دوستت؟ -
آره، خیلی وقته که باهام دوسته
و خیلی وقته که با هم ارتباط داشتیم
هی
خیلی متاسفم که بهت نگفتم
قبل از اینکه اتفاق بیفته
جدی میگم
عزیزم؟
عزیزم؟
منم، من هنوزم
همون آدمم
...میدونی من
تو این چیزا باکره هستم، خب؟ خودت که میدونی
خب؟
اولین کسی هستی که اینجوری باهاشم
...میدونم، خودم میدونم و من
و ما با هم
تو در واقع - آره -
یه سری پروتکل گذاشتی - آره -
برای چی؟ - آره -
...هیچوقت نمیخواستم
...هیچوقت نمیخواستم
تو مدتی که با تو بودم نمیخواستم
با هیچکس دیگهای باشم
خب، اینجوری نبوده
اینجوری نبوده
منظورت چیه؟
فقط با من نبودی حالا هنری هم هست
نیست، فقط یه بار بوده
خب، الان، تو ذهنم
اونم بخشی از این قضیه هست
باشه - چون تصویر من اینه -
میدونم که وقت داشتی نمیدونم کی اتفاق افتاده
فقط یه بار بود، فقط یه بار اتفاق افتاد
کی؟ وقتی اولش شروع کردی، یا وسطش، یا آخرش
حوصلهات سر رفته بود؟ - حوصلهام سر نرفته بود، اصلا در مورد این نیست -
در مورد ارتباطه
و وقتی باهام ازدواج کردی من همچین آدمی بودم
پس به اندازه کافی زنگ نمیزدم؟ - نه -
یا ارتباط خودمون رو حس نمیکردی؟
نه، هنوزم ارتباطمون رو حس میکردم
ببخشید قبل از اینکه اتفاق بیفته بهت نگفتم، جدی میگم
میدونم قرارمون این بود، متاسفم
میخوام بتونم در آینده برات انجامش بدم
واقعا میخوام - میدونم، میدونم، میدونم متاسفی -
نمیتونم الان بشنوم این حرف رو میزنی
خودم شنیدم
...تو خونه
مامان بابام اتفاق افتاد
خودشون کجا بودن؟
برای شام دعوتش کرده بودن
خونه بودن؟ - آره -
و تو و هنری تو یه اتاق بودین؟
...نمیدونم، مامانم - نمیدونی؟ نمیدونی؟ -
دعوای بدی با هم داشتیم، من
کی دعوا کرده بود؟
من و والدینم با هم دعوا کردیم
دعوا کردی و نمیدونستی تو کدوم اتاقی چون دعوا کرده بودی؟
نه، تو اتاق خودم بودم
تو اتاق خودت بود، و هنری هم تو همون اتاق بود - اومد داخل -
اومد داخل، پس یه جای دیگه بود و اومد داخل
...یه تیکه کیک بهم تعارف کرد و
به نظر میرسه فقط کیک نبوده
خیلی خب
هر چیزی بخوای بهت میگم
و میدونم سخته
...و دیگه اون کلمه رو تکرار نمیکنم، ولی من واقعا
عاشقتم
منم عاشقتم
منم عاشقتم
برای منم جدیده
عزیزم؟
هی؟
صبح بخیر
صبح بخیر
میخوای؟
نه، من نمیخورم، ممنون
مطمئنم خوبی، فقط میخواستم بدونی قهوه میخوری یا نه
مشکلی نیست؟ - نه، مشکلی نیست -
بیشترشون رو خوردم، پس بعدا خودت درست کن
خب، امروز برنامهات چیه؟
برای کمیسیون یه جلسه دارم
کدوم کمیسیون؟
کمیسیون پارک
آره؟ - آره -
ممنون، کدوم پارک؟
نقاشی دیوار پارکها
درسته، عالیه، عالی
باید برم پیش کرول تا یه دست کلید زاپاس بهش بدم
میدونی کجا هستن؟
فکر کردم سری قبلی ازشون استفاده کردی
تو نبودی؟ خیلی خب - نه -
اینجا نیستن - خیلی خب -
لعنتی، باید چیکار کنم؟
میدونی مغازه ابزار فروشی کی باز میکنه؟
نه
جواب نمیدی؟
نه مشکلی نیست
ببین، اگه میخوای با دوستت صحبت کنی
مشکلی نیست، میتونه پیام بذاره یا هر چیزی
خب، میتونی پیام رو چک کنی، ببینی گذاشته یا نه
من که مشکلی باهاش ندارم، این یه رابطه باز هست، درسته؟ مشکلی باهاش ندارم
باشه
هی جولز، فقط میخواستم ببینم برای نمایشگاهت آماده شدی یا نه
امیدوارم همه چیز خوب پیش بره
مطمئنم سرت شلوغه
آره، هر وقت فرصت شد بهم زنگ بزن
به زودی باهات صحبت میکنم، خدافظ
وقت داری؟
نه، گفتم بعدا بهت زنگ میزنم
باشه جولز
ممنون پارتیک
باشه، من میرم - خیلی خب -
خدافظ - خدافظ -
سلام - سلام -
لعنت بهش
چیه
چه خبر شده؟
دارم ایمیلم رو چک میکنم خبر اینه
خیلی خب
نه، ماکیل
جولیا هستم
خدای من، جولیاعه
آره، میدونم، دارم با مایکل صحبت میکنم
مایکل فکر کرده افتتاجیه
جمعه هست به جای پنجشنبه
چه وضعشه؟ - آره چه وضعشه، دقیقا -
چیه؟
لازمه ما... چطوری عوضش کنیم؟
مردم قراره پنجشنبه بیان - لازم نیست کاری کنیم -
دارم باهات در میونش میذارم چون با هم یه اشتراک نظر داریم
یه نمودار ون از واقعیت، درسته؟
دارم باهات در میونش میذارم، همین
...لازمه من - نه، تو فقط هنرت رو ادامه بده -
که خیلی خوبه در ضمن - کارم تموم شده، ممنون -
فقط دارم ریلکس میکنم فقط میخوام ریلکس کنم
امروز صبح همه چیز رو آویزون کردم - خوشحالم که ریلکسی -
آره هستم - پس ریلکس باش، خوبه -
من ریلکس هستم
خدای من، شیلا، نه، لعنتی
نه، فقط کارت رو بکن، عالی باش
خوشگل باش
جذاب باش، قراره همه این آدمهارو به کارات جذب کنی
حسابی عالی میشه
خیلی خب، ممنون پاتریک
خوبه
...تو - چطوری مایکل روز رو اشتباه متوجه شده؟ -
چطوری اتفاق افتاد؟؟
فکر کنم وقتی بچه بوده از دست مامانش افتاده
به نظرم اینجوری روزش رو اشتباه متوجه شده
به نظرم فقط اینجوری میتونسته روزش رو فراموش کنه
چون از اولش داشتیم میگفتیم پنجشنبه
گالری همیشه پنجشنبه باز میشه
همهی افتتاحیهها اینجوری بوده
همهی افتتاحیههایی که رفتم یا بخشی ازش بودم
اینجوری بوده، ولی بنا به یه سری دلایل
این یارو فکر میکرد جمعه قراره افتتاحیه داشته باشیم
نمیدونم، هیچ ایدهای ندارم
شاید از ثور خوشش نمیاد، نمیدونم
خدای من
هی زی
زارا داره میاد، رسید
عاشقتم عزیزم
فردا میبینمت
ممنون عزیزم
برای چی؟ - منم عاشقتم عزیزم -
داری مسخرم میکنی؟
نه، گفتی عاشقتم عزیزم منم دارم میگم منم عاشقتم عزیزم
داشتم به زی پیام میدادم
دیدم داری به زی پیام میدی
ولی گفتی عاشقتم عزیزم پس فکر کردم داری با من حرف میزنی
پس منم گفتم منم عاشقتم عزیزم ...من فقط، میدونی
آره عاشقتم، ولی داشتم به زی پیام میدادم که خیلی هیجانزدهام که فردا قراره ببینمش
قراره فردا بیاد داخل شهر و از نمایشگاه دیدن کنه
برای افتتاحیه اومده اینجا
افتتاحیه؟ - آره -
برای افتتاحیه اومده اینجا؟
منظورن اینه؟
خیلی خب
خیلی مسخرهست
آره، مسخرهست - آره -
ممنون که امروز اومدی
میدونم سرگرم کارت هستی
من سرم شلوغه؟ - آره، داری برای دورههای مختلف اسم مینویسی -
آره، ولی در مورد نمایشگاه باهام صحبت کن
قراره بیای؟
...خب، نمیدونم، شاید افتتاحیه نه، ولی
قطعا میام
چه وضعشه؟ چرا افتتاحیه نه؟
خب، نمیخوام اونجا باشم - زی -
خب، خیلی عجیب میشه پیش اون یارو پاتریک؟ بس کن
چرا همش بهش میگی اون یارو پاتریک؟ بخاطر چیه؟
خب، مگه اون مرد لحظهها نیست؟
و اسمش پاتریکه
چون مرده؟ بخاطر همین عصبی هستی؟
نه - بخاطر همینه؟ -
این جدیده؟ - بس کن -
این جدیده؟
آره، هست، این جدیده
و حالا که داریم در مورد چیزهای جدید صحبت میکنیم
چرا در مورد این چیزی نمیگی
آره، ازدواج کردیم
ازدواج کردیم زی
...صبر کن، پس
فبلا ازدواج کردیم - صبر کن، صبر کن، صبر کن -
...پس
تو و پاتریک
ازدواج کردین؟ - آره -
حس درستی داشت، میدونی
از آدمی که هستم خوشش میاد من رو درک میکنه
درک میکنه، فکر میکنه خیلی خوبه که من در مورد ارتباطاتم
و احساساتم خیلی روشن هستم و چرا من میخوام
صبر کن، برگرد، چرا؟
پس قبل از اینکه به ملبورن بیای ازدواج کرده بودی؟
آره
و به کسی چیزی نگفتی؟ - به کسی چزی نگفتم -
نمیدونستم چطوری به مامان بابا بگم
و خیلی وقت بود شماهارو ندیده بودم
یعنی وقتی رفتم خیلی خوشحال نبودی
آره - ...وقتی رفتم نیویورک، پس من -
نمیدونستم چطوری قراره باهاش کنار بیای
نمیدونستم معنیش چیه
زی، ببخشید که چیزی بهت نگفتم
مشکلی نیست
تبریک میگم
جدی میگی؟ - آره -
...خب، من
خب چطور بوده - نمیدونم -
این زندگی متاهلی؟ - نمیدونم زندگی متاهلی چطوره -
نمیدونم چون باهام حرف نمیزنه
چرا؟
...با هنری خوابیدم، تو ملبورن، و
...فکر کردم که - خدای من -
...پاتریک درک میکنه اگه من
واقعیت رو بهش بگم
صبر کن
یه مدتی هست که مثل قبل نبوده
و نمیدونم به کی بگم، به کی بگم؟
همه دوستام دوستای اونم هستن
به کی توضیحش بدم؟ و اگه دوباره اتفاق افتاد چی میشه؟
قرارمون این بود که از قبل بهش بگم
اگه به کسی علاقه داشتم یا کسی رو پیدا کرده بودم
آره، ولی خودخواه بودی
و تصمیم گرفتی ازدواج کنی
و بعدش بیای ملبورن و با هنری بخوابی و بهش نگی
واو، واو، نمیخواستم همچین کاری کنم
میدونی که اینجوری نیست
نه، به نظرم میدونم چطوریه
خودت انتخاب میکنی با یه نفر بخوابی، یه انتخابه
انتخاب نیست
کدوم بخشش رو درک نمیکنی؟
هیچوقت متوجه نشدی
هیچوقت تلاش نکردی به چیزی که من میگم گوش کنی و تامل کنی
آره، چون همهاش در مورد چیزی هست که تو داری میگی و حسی که داری
چطوری به کسایی که تو این رابطهها هست فکر نمیکنی؟
آره، من یه هرزه خودخواهم، درست میگی
خب، نظر پاتریک در مورد اینا چیه؟
گفتم که، اصلا باهام صحبت نمیکنه
اصلا درست بهم نگاه نکرده
نظرهای احمقانهای در مورد سکس میده
خدایا، حتی بدون اینکه یه چیز احمقانه
و منحرفانه بگه نمیتونم
بهت پیام بدم
نمیدونم یعنی چی
نمیدونم قراره با هم بمونیم یا نه نمیدونم درک میکنه یا نه
نمیدونم
و میدونم که قراره یه زمان دیگه
...با هی نفر دیگه باشم، و
پس چرا ازدواج کردی؟
چون این موضوع رو درک میکرد، مشکلی باهاش نداشت، یا حداقل اینجوری میگفت
خب، مشخصه که مشکل داره
بخاطر همین جواب نمیده جولز
بارها بهت گفتم
میفهمم، میفهمم، میفهمم
اصلا متوجه نمیشم چرا متوجه نمیشی
متوجه میشم
متوجه هستم که باید قبل از اینکه اتفاق میفتاد بهش میگفتم
متوجه هستم که به صورت طبیعی اتفاق افتاده چون با هم ارتباط داشتیم
و من همچین آدمی هستم و بخاطر همینه
همچین آدمی نیستی
میدونم که خیلی مهرآمیز و سخاوتمند هستی
در مورد مهرآمیز بودنم نیست، در مورد انتخاب رضایت جنسیم و کسایی که میخوام باهاشون باشم هست
دقیقا، انتخاب کردن، یه انتخابه که خودت انجامش میدی
به نظرم فقط داری خودت رو مسخره میکنی
به نظرم داری دروغ میگی، به نظرم
وقتی با یه نفر تو یه رابطه هستی
یه آسیبپذیری هست که باید داشته باشی
که خیلی زیبا و با ارزشه
و وقتی اون رو به خطر میندازی، جولز
...همیشه، فقط
درک نمیکنم
هی - هی -
آمادهای؟
آمادهایم؟
هیچوقت هیچکس آماده نیست
ولی اینجاییم
با هم اینجاییم
آره
فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید filamingo.official JackDaw :مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.