All language subtitles for Live.Your.Life.2021.EP33.KoreFa.ir

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تیم ترجمه کـره فـا با افتخار تقدیم می کند KoreFa.ir 绿色 : مترجم CB97 : ویرایشگر

KoreFa.ir دانلود کنید

تو منبع الهام من هستی

تو خاص ترین دختر

توی قلب منی

قبل از اینکه فیلمبرداری شروع بشه

بهم اطلاع بده

که از قبل خودم رو برای فیلمبرداری آماده کنم

و همینطور ، من نمی خوام تو رو از خودم ناامید بکنم

باشه

چقدر وقت شناس

چرا ازم خواستی بیام اینجا؟

گشنه م بود

زدم بیرون که غذا بخورم

و بعدش یه بوی خیلی خوبی

احساس کردم

اون بو رو دنبال کردم

و بعدش به یه خانواده رسیدم

و بعد یکی رو اینجا دیدم

حدس بزن کی رو دیدم؟

شیاو یو

آفرین

عمو هه قبلا غذاش رو خورده

آماده ای

ما هم بریم غذا بخوریم؟

نه ، نه ، نه

من می رم یکم نودل بخورم

تو تنهایی برو

بعدا همین جا می بینمت

انقدر سخت گیر نباش

تو خونه ی من که

همینطور پشت سر هم می یای غذا می خوری

پس من چطور می تونم بیام خونت یه غذا بخورم؟

چرا منو تحت فشار قرار می دی؟

منظورم این نبود

تو برو

شیاو یو رو که می شناسی

حتما اینو برای تو ترتیب داده

من می رم نودل بخورم

نه

من تنها نمی رم

چطور می تونم خودم تنها برم؟

من مهمونم

بلد نیستی یه کم

از مهمون پذیرایی کنی؟

فقط یه وعده غذائه

بیای با من بخوری تو رو نمی کشه که

بیا ، بریم غذا بخوریم

بریم ، بریم ، بریم

باشه ، باشه

وقتی بوش خوبه حتما مزش هم خوبه

اکی

بریم

شیاو یو

شیائو وو اومد

داداش

بالاخره اومدی

بشین ، بشین ، بشین

شگفت انگیز نشده؟

بشین ، بشین

شیائو وو

شما شانگهاییا باید

به مزه ی سوزوی ما عادت کنین

باید به خوردنش عادت کنی

بیشتر بخور

شیاو یو گفته سطح آشپزیت

هم سطح با غذاهای مهمونی های شاهانه ست

اغراقه ، اغراقه

امروز می خوام مزه ها ی خوبشون رو بچشم

آروم بخور ، آروم بخور

غذا زیاده

همشون بهت می رسه

شیاو یو

تو در حال رشدی

باید بیشتر بخوری

خواهر وو یو ، تو مهمونی

چرا تو برای من غذا می ریزی؟

تو باید بیشتر بخوری

تو باید بیشتر از من بخوری

نه ، خودت بیشتر بخور

سوپ هم داریم

می رم بیارمش

خوبه ، خوبه

آروم تر بخور

ممنون عمو

مشکلی هست؟

آقای هه

این غذای شاهانه ست

ازش لذت ببر

سوپ اومد

شیاو یو

بیا ، بیا ، این ظرف رو ببر اونور

بخور ، بخور

عمو ، من ظرف ها رو می شورم

نه ، نمی خواد

شیائو جنگ ، می تونی برای شام هم بیای؟

عمو ، من شیائو وو ام

شیائو وو

می تونی برای شام بیای؟

خیلی خوشحال شدم برای ناهار اومدی

چطور می تونم بذارم ظرفا رو تو بشوری

اشکالی نداره ، بذارین من بشورمشون عمو

من عادت دارم ظرفا رو بشورم

تو خونه همیشه این کارو می کنم

بابا مامانم

مغازه میچرخونن

و به چیز دیگه ای اهمیت نمی دن

پس حال و هوای خانواده ت

حتما خیلی خوبه

تو همه ی خونه ها

نحوه ی کنار اومدن افراد خانواده با هم ثابته

تو خونه ی شما هم دقیقا همین شکلیه

شیاو یو باهوشه

شیائو هه کاربلده

یکی مثل یخه و یکی دیگه آتیشه

اون دوتا همو کامل می کنن

عمو

این دو روز ، شیاو یو

و شیائو هه برگشتن پیش شما

شما باید

فقط از خوش بختی خانواده تون لذت ببرین

دیگه داره دیر می شه

بزن بریم

بریم؟

هنوز گردش نکردیم

تازه غذا خوردنمون تموم شد

نمی خواد برای اینکه غذا هضم شه بریم بیرون

دو روز گذشته ، تو هنوز به اندازه کافی لذت نبردی؟

آره ، به اندازه کافی لذت نبردم

برو ، برو

شما جوون ترا

باید بیشتر از ما برین بیرون

عمو

اون جاهای زیادی رو بهم نشون نداد

اون خیلی وقته که اینجاها نیومده

حتی اینجاها رو خوب نمی شناسه

شما می تونین بهم نشون بدین؟

من؟

بریم ، بریم ، بریم

بریم

بریم ، بریم ، بریم

دور ور رو بهم نشون بدین ، مثلا من مهمونم

چرا منو مجبور می کنی که باهات بیام؟

تو که دیروز چیز زیادی بهم نشون ندادی

من چیزی بهت نشون ندادم؟

شیائو وو ، من نمی یام

عمو ، به ندرت شما دوتا همدیگه رو می بینین

فقط بیاین با من قدم بزنین

خواهر ، تو برو بیرون گردش کن

آره

با هم برین

من نمی خوام بهشون ملحق بشم

تو برو باهاشون گردش کن ، تو برو

بعدا می خوام همکلاسیم رو پیدا کنم

بریم ، عمو

تنها چیزی که

تو ذهنته پیدا کردن همکلاسیته

صبر کنین کیفم رو بگیرم

خواهر بزرگتر

پدر و برادرم رو به تو می سپارم

نگران نباش

عشق خیلی سریع

مثل یه گردباد می یاد

خوش اومدین

چرا صبح به این زودی

اومدی بیرون؟

دوباره رفتی شاهزادت رو ببینی؟

سرت به کار خودت باشه

بهم بگو می خوای

باهاش قرار بذاری؟

باشه

پس پشیمون نشو که باهام چنین رفتاری کردی

و نگو که من تو رو رییس خودم نمی دونم

نگاش کن ، من یه کار خوب بهش دارم

فک می کنه می تونه رییسش رو اخراج کنه

چقدر امروز سرده

دارم یخ می زنم

یه فنجون هات چاکلت می خوام

گفتم دوست دارم هات چاکلت بخورم

دیگه باهاش بحث نکن ، من برات درستش می کنم

یه کم شیر بدون چربی هم می خوام

مرسی

بهت بگم

اوضاع بین شیونگ شینگ یی و

رییسش قاراشمیشه

وقتی ۲۱ گرم دیگه دستم بیاد

من باید اولین نفر

از این مغازه برم

الان ما دقیقا

همین جاییم

نگاه کن

این همون پل ست

اینه؟

اگه از این مسیر بریم

یه فروشگاه نودل هست

نودل هاش خوشمزه ن

واقعا؟

پس بعدا بریم اینجا نودل بخوریم

آره ، می تونی امتحانش کنی

می تونی امتحانش کنی

بیا ، بیا ، بیا

بهم بگو

تو و بابات با هم رفتین

رستوران نودل با هم نودل بخورین؟

اینجا یه خونه ی قدیمی یه

خونه ی قدیمی

بعدا بهت نشونش می دم

خوبه ، خوبه ، خوبه

ما دیروز رفتیم نودل آئوزا خوردیم

این مغازه

مال چندین دهه قبله

واقعا؟

عمو

شما از اینا می خوری؟

همه معمولا از اینا دوست دارن

مزه ش خیلی خوبه

من تنقلات نمی خورم

تنقلات نمی خورین؟

این چیه؟

تو می خوای بخوریش؟

من تنقلات نمی خورم

پس تو هم تنقلات نمی خوری

عجب خانواده هماهنگی

من عاشق تنقلاتم

ولی هیچ کدوم از شما بهم پیشنهاد ندادین بخورم

یکم برام تنقلات بخر

باشه

دهنت رو ناخودآگاه باز کردی

نکن

اینجا چقدر قشنگه

بعد این یه معبده

واقعا؟

بیاین چنتا عکس بگیریم

سه تایی با هم عکس بگیریم

بیاین اینجا

عمو

هه شی یا بیا

یه لبخند بزرگ بزنین

دارم عکس می گیرم

تو بیا اینجا

عمو ، بیاین نزدیک تر بشیم

هه شی یا ، بیا نزدیک تر

زود باش ، زود باش

همه تو عکس هستن

خیلی خب

من یه عکس از شما دو تا می گیرم

باشه

شما دو تا بهم نزدیک تر بشین ، نزدیک تر

نزدیک تر بهم وایسین

خوبه ، خوبه

نزدیک تر

یه لحظه

الان می گیرم

سه ، دو ، یک

خیلی خب

بیاین عکسو نگاه کنین

نگاه کنین ، شما دو تا

چقدر قشنگ افتادین

قشنگه

واقعا قشنگه؟

آره ، قشنگه

بریم

هه شی یا ، حتی یه نگاه هم به عکس ننداختی

نگاه کن این عکس چقدر قشنگه

اینجا منظره ی خیلی خوبی داره

بیاین عمو

من بهتون کمک می کنم

بسته ست؟

عمو ، خیلی حیف شد که

بسته ست

سعی داری چی بگی؟

میخوام بگم اگه بری نظرات اینجا رو ببینی

همه کلی از اینجا تعریف کردن

ولی این هیچ چیز خاصی نداره

کل شهر هیچ چیز خاصی برای دیدن نداره

این فقط یه موزه ی هنریه

برام مهم نیست

من فقط می خوام با عمو هه اونو ببینم

عمو هه بیاین با هم اینجا رو ببینیم

می شه فردا برگردیم؟

باشه ، فردا برمی گردیم

اکی

خیلی ناراحتم

نوشتن تکات مهم فیلنامه خیلی سخته

اگه یکی می تونست برام

اطلاعات نظریه ی مانگر رو سرچ کنه خیلی خوب می شد

درسته

عکاس این مجموعه

عکس جدید رو فرستاد

بهم کمک کن یکیشون رو انتخاب کنم

توییتش کنم

این یکی

انتخاب خوبی کردی

پس این یکی رو می فرستم

می شه تو برام درستش کنی؟

من هنوز کار دارم ، سرم شلوغه

ولی این کار شغل توئه

می ترسم کارم زیاد خوب نباشه

رییس بد ، مطمئنا نمی خوای که بد بشه

چرا انقدر عصبانی ایی؟

...من

خیلی خب

پس رییست خودش کاراش رو انجام می ده

یه سیب پوست بکنم

خدای من

خوبی؟ دستت رو بریدی

پس هنوز بهم اهمیت می دی

خیلی خب

یه نگاه به خودت بنداز

این کارو نکن

اینقدر بچه نباش

باشه؟

بیا

اطلاعاتی که در مورد نظریه مانگر می خواستی

من اشتباه کردم

رسما از تو عذرخواهی می کنم

ببخشید

تقصیر منم بود

من باید بدون چون و چرا

به انتخاب های تو اعتماد بکنم

ولی این کارو نکردم

می بخشمت

منم تو رو می بخشم

ولی

هنوز یه کم احساس درد و ناراحتی می کنم

احساس درد و ناراحتی؟

مشکلت چیه؟

اینجا

خوب می زنه که

مثل قلب یه مرد محکم می زنه

خودت می دونی که من مردم

سر به سرم نذار

من کی سربه سرت گذاشتم؟

ولی خرس کوچولو

اولین بار بود که عصبانیتت رو دیدم

خیلی عصبانی بودی

این عصبانیتت هم کیوته

سفر کردن واقعا یه فعالیت بدنیه

امروز خیلی خسته شدم

کمردرد هم گرفتم

هنوز گشنم هم هست

پس ، فردا دیگه نمی ریم بیرون

چرا؟

تو ناراضی هستی؟

اونطور که من دیدم انگار

امروز به عمو هه

خیلی خوش گذشته

زمان زیادی بود که به عنوان یه خانواده

با هم نرفتین بیرون گردش کنین

راستی

شیاو یو بهم گفت

عمو هه تو آشپزی خیلی مهارت داره

درست مثل سر آشپز میشل

ولی غذایی که پخت

سبک و تکنیک خیلی خوبی داشت

ولی مزه ش

یه ذره عجیب بود

من درمورد اون چیز زیادی نمی دونم

دارم بهت یادآوری می کنم که به

سلامت جسمانیش بیشتر توجه کنی

اینطور که اون راه می ره

حتما بدنش سلامته

اون اخیرا چیزی رو فراموش نکرده؟

مزه غذاش خیلی عجیب بود

تو باید اونو ببری بیمارستان

یه چکاب ازش بگیری

تو واقعا خیلی نگرانشی

مگه گشنه ت نبود؟

گشنه م هست

همین الان

عکسی رو که برای کلوز فردندات فرستادی دیدم

داری خونه ت رو می فروشی؟

من دیگه نمی تونم بیشتر از این برای فیلم مون

صبر کنم

خودم مقدار پول لازم رو تامین می کنم

تو نگران نباش

امروز زود برو بخواب

شب بخیر

الو

به نظرم این فیلم هر دوی ماست

پس منم باید به سهم خودم مقدار پول لازم رو تامین کنم

چقدر باید بدم؟

خوشحالم که در خدمت شما هستم

خانم چیان

دمای داخل ماشین خوبه؟

چطور تو اینجا هستی؟

وقتی سفارشت رو گرفتم اومدم

به نظرم کاملا تصادفی بوده

من الان راننده ماشین اینترنتی هستم

نمی تونی فقط بذاری

من به عنوان یه راننده معمولی برسونمت؟

نه ، نمی تونم

می خوام سفارشم رو کنسل کنم

باشه

اگه می خوای سفارشت رو کنسل کنی

باید از طریق اپلیکیشن

انجامش بدی

ولی یه توصیه ی دوستانه بهت می کنم

تو این زمان تماس گرفتن و آژانس خبر کردن خیلی سخته

برو

خوشحالم که در خدمت شما هستم

لطفا کمربندتون رو ببندین

مسافت کل ۲۷ کیلومتره

این اواخر چطور بودی؟

یه کم خسته بنظری

چطور راننده اینترنتی شدی؟

دیگه سرکار نمی ری؟

استعفا دادم

استعفا دادی؟

چرا؟

می خواستم ساعت کاریم رو تغییر بدم

نمی خوام همیشه ۹ تا ۵ کار کنم

می خوام تلاش کنم خودمو تغییر بدم

در واقع ، فک می کنم

کار راننده اینترنتی خیلی خوبه

تو این کار آزادترم

و همینطور

تو این کار می تونی

انواع آدما رو ببینی

وقتی مسافرا خوشحالن منم خوشحال می شم

و وقتی خوشحال نیستن

سعی می کنم جوری باهاشون رفتار کنم که خوشحالشون کنم

به ۶ر حال ، داشتم فک می کردم

بعد از اینکه از کار قبلیم در اومدم

تا زمانی که یه کار خوب پیدا بکنم

می تونم راننده اینترنتی باشم

پس خوبه

اگه در آینده

کمک نیاز داشتی

حتما بهم بگو

به هرحال ، ما هنوز با هم دوستیم

مگه نه؟

چی شده؟

ایتو استفاده نشده ست

می ذارم روت راحت بخوابی

سعی می کنم تا جایی که می تونم آروم رانندگی بکنم

وو یو

وو یو

چه خبرا؟

خوبی؟

وو یو

کی برمی گردی؟

وو یو

می خوای دو روز دیگه هم بمونی؟

با شیائو هه تنها زندگی می کنی؟

مامان بهت گفته بودم که

من بخاطر

هه شی یا نیومدم اینجا

پس بخاطر کی اومدی؟

شیائو هه

سلام ، شیائو هه

خیلی خب ، مامان

حرفام تموم شد ، دیگه قطع می کنم

شب بخیر ، بای بای

خاله و عمو خوبین؟

از عمد این کارو کردی؟

آره ، از تو یاد گرفتم

تو ما در طول روز کلی

بردی اینور و اونور

این کار تو هم عمدی بود

آره ، از عمد این کارو کردم

پن فقط می خواستم رابطه

تو و عمو هه رو درست کنم

تا فرصت بیشتری داشته باشین

که با هم کنار بیاین

آره ، می فهمم

از رفتارت فهمیده بودم

ولی مشکلات من و اون

خیلی پیچیده تر از این حرفاست

و به راحتی نمی شه حلش کرد

چرا به راحتی نمی تونه حل بشه

همش به خودت بستگی داره

تو نمی خوای که مشکلتون رو حل کنی

اون یه مرد ترسوئه

اگه یه کار اشتباه بکنه

از عواقبش فرار می کنه

من نمی تونم این رفتارش رو تحمل کنم

بیا موضوع حرفمون رو عوض کنیم

دیگه نمی خوام درموردش صحبت کنم

نگاه کن ، امروز عمو هه

کل امروز دنبال ما اومده

وبا ما اومده گردش

واقعا نمی تونی بفهمی

اون سعی داره برات جبران کنه؟

من فردا همراهیت می کنم

بعد از اینکه چنتا جای دیدنی رو دیدیم

برمی گردیم به شانگهای

زود برو بخواب

شب بخیر

لین یوئه دا ، داری چی کار می کنی؟

چرا وقتی رسیدیم بیدارم نکردی

ببین ساعت چنده؟

می خواستم یه کم بیشتر بخوابی

دیدم خیلی راحت خوابیده بودی

دیگه می رم

چیان جیا یی

چی شده؟

پنج ستاره بهم بده

شما یه سفارش جدید دارین

از مسیر جین هه

به طرف ایستگاه راه آهن شانگهای حرکت کنین

انتظار می ره که ۲۵ دقیقه طول بکشه

سلام

شما در مسیر جین هه هستین؟

آره

آره ، آره

باشه

من فورا می یام و شما رو می برم

باشه

من فک کردم دیشب باهم توافق کردیم که سریع برگردیم

پس چرا دوباره داری آشپزی می کنی؟

من نمی سریع برگردم

نباید انقدر زود از اینجا بریم

به نظرم بهتره اول بشینیم

یه غدای خوب با هم بخوریم

و همینطور این شکلی من می تونم

از پدرت و برادرت تشکر کنم

که اینروزا ازم مراقبت کردن

نه

واقعا لازم نیست این کارو بکنی

البته که لازمه

می دونم

تو نمی خوای با بابات رو به رو بشی

و می خوای هرچه سریعتر برگردی

ولی می تونی یکم صبر کنی

منم نمی دونم که تا کی باید صبر کنی که برگردیم

اول با هم غذا می خوریم

من می رم آشپزی کنم

بابا

...من

باید برم به کارم برسم ، من اول می رم

بعدا درمورد این موضوع صحبت می کنیم

بعدا درمورد این موضوع صحبت می کنیم

پس یادت نره

بابا

اینجا چی کار می کردی؟

امروز با خواهر نرفتی

جاهای دیدنی رو ببینی؟

اومدم بیرون قدم بزنم

شیائو وو بهم زنگ زد

گفت که نظرشون عوض شد

نمی خوان برن بیرون گردش

پس زود باشین بریم غذا بپزیم

چرا هنوز برنگشتن؟

داداش ، خواهر

برگشتین

خیلی خوب شد

عمو

بیا دستپخت من رو بچش

شیائو وو ، تو مهمون مایی

چطور من می تونم اجازه بدم تو آشپزی بکنی

بابا نگران نباش

آشپزی خواهر خیلی خوبه

مگه نه؟

من خیلی شرمنده شدم

این چند روز همش شما پختین و من فقط خوردم

بیاین بشینین

بیاین اینجا بشینین

ممنون

شانگهایی ها واقعا آشپزی شون خوبه

امروز

همه باید شراب بخوریم

بابا خودت گفتی فشارت بالاست

نباید شراب بخوری

اشکال نداره ، اشکال نداره

فقط یه امروزو شراب می خوریم

کلی غذا اینجا هست به شراب هم نیازه

بیا

این گوشت گاو خیلی خوبه

چرا من نخورم؟

تو هنوز سنت کمه

تو نباید بخوری

یه چیزی هست

که خیلی وقته می خوام بگم

ولی فرصت مناسبش رو پیدا نمی کردم

که بهتون بگم

چون امروز همه اینجا دور هم جمع شدیم

من یه چیز مهمی رو

باید بهتون بگم

شیائو وو ، ممنون

اگه تو نبودی

خانواده ی ما

نمی تونستن اینطوری کنار هم جمع بشن

این دو روز واقعا خیلی خوشحال بودم

بیا

خواهش می کنم ، عمو هه

هه شی یای ما

درست مثل من

نمی تونه حرفای ملایم بزنه

ولی ، مرد واقعا خوبیه

امیدوارم در آینده بتونی تحملش کنی

و بیشتر مراقبش باشی

من اونو به تو می سپارم

عمو

شیاو یو

تو داری بزرگ می شی

و تو یه دانشگاه خوب پذیرفته شدی

امیدوارم در آینده

به اندازه ی برادرت امیدوار کننده باشی

و همینطور

باید یاد بگیری خودت از خودت مراقبت کنی

نه بابا

...این

چرا این حرفا رو می زنی؟

خیلی خوب می خوری که

این حرفات منو می ترسونه

من هرچی وظیفه م بود

رو براتون انجام دادم

دیگه

می خوام خودم برای خودم

یه زندگی خوب داشته باشم

...من

من می خوام ازدواج کنم

ازدواج؟

هنوزم همون شکلی هستی

من می خوام تو این سن

دنبال خوشبخت برم

عادتته

کی تو زندگیت در حالی که

بقیه داشتن درد می کشیدن فقط به دنبال

خوشبختی خودت نبودی؟

می شه دیگه درمورد گذشته حرف نزنی

درمورد گذشته حرف نزنم؟

مگه قبلا همین اتفاق نیفتاد

نه ، نه ، داداش ، داداش

در مورد این موضوع نگران نباش

بابا

تو فقط گفتی می خوای ازدواج کنی ، مگه نه؟

خوبه که ازدواج کنی

اینروزا عاشق شدن بین سالمندان

کاملا طبیعیه

مگه نه داداش؟

بابا ازت انتظار نداشتم

انقدر به روز باشی

مگه نه خواهر؟

درسته ، درسته ، درسته

شیاو یو

بگذار عمو صحبتش رو تموم کنه و به حرفش گوش بده

باشه ، باشه ، بابا

رو کی کراش زدی؟

ما ، هر سه تامون با هم برات می ریم خواستگاری

من کاملا حمایتت می کنم

نیاز نیست تو نگرانش باشی

ما قبلا توافق کردیم

می خوام به

شما بگم

یه چند روز دیگه

من با اون سند ازدواج

امضا می کنم

و با هم زندگی می کنیم

اگه همه چیز درست پیش بره

در آینده

من و اون تو این خونه زندگی می کنیم

دیگه نیازی نیست

که بیاین همش بهم سر بزنین

نه ، بابا

تو ، تو داری ازدواج می کنی

ولی ما حتی نمی تونیم زنت رو ببینیم؟

تو خیلی یکدفعه ای بهمون گفتی

مطمئنم که من و داداشم

نمی تونیم قبولش کنیم

راستش ، اصلا یکدفعه ای نیست

اگه بخوام درمورد اون صحبت کنم

راستش رو بخواین

اون

مادر واقعی شیاو یوئه

من تصمیم رو گرفتم

چه شما موافق باشین

و چه موافق نباشین

من مخالفم

بابا ، می خوای با کی ازدواج کنی

با کسی که خونه مون رو

ازمون گرفت؟

به اندازه کافی باهامون بد نکرد؟

دارم بهت می گم

من فقط یه مادر دارم

مادر من اونه

اون با من مثل پسر خودش رفتار کرد

و همون شکلی من رو بزرگ کرد

ولی ، اون زن منو رها کرد

و هیچ غلطی برام نکرد

اون به من چه کوفتی داد؟

اونموقع خانواده دیگرانو نابود کردی

و حالا هم داری خانواده ی خودتو نابود می کنی

می دونستی من

چقدر تلاش کردم که اون زنو فراموش کنم

نمی شه این خانواده یه روز خوش داشته باشه؟

همه ی اینا بخاطر اَن شنگه

شیاو یو

می دونم که تو هم ازم منتفری

همون بهتره که منو سرزنش کنی

این تموم چیزی بود که می خواستم بگم

خوبی؟

خوبم

وو یو

اون اینجا نیست

بذار به حال خودش باشه

صبح بخیر

لو من

زود اومدی

اضافه کاری تو تعطیلات آخر هفته

خیلی سخته

براتون قهوه آوردم

تقسیمش کن

ممنون خانم لو

ممنون

اقای لین کجاست؟

لو من

آقای لین دو روز پیش به یه سفر کاری رفت

الان تو شرکت نیست

سفر؟

چطور لین چینگ تونست همچین کاری بکنه

چی شد که رفت سفر کاری؟

حالا که رفت مسافرت

نمی تونست قبلش به تو خبر بده؟

باید از همکارات بپرسی

هیچوقت چنین چیزی نشنیدم

غیر طبیعیه

بی حرمتی کرد

اما تو رابطه دو نفر با هم

چیزی که بیشتر از همه ازش می ترسم

اینکه یه نفر همش مشغول باشه و یکی دیگه بی کار

انسان ذهن حساسی داره

و دوست نداره زمان زیادی رو

صرف توضیح دادن بکنه

فقط باید یادت باشه زیاد ازش دور نشی

تنهایی سرش شلوغه

تنهائه

پس منظورت اینکه من بیکارم؟

من دارم می گم تو ذهن حساسی داری

من از تو می ترسیدم

چون خیلی بی عاطفه بودی

ولی الان به جای اینکه فقط خودت بی عاطفه باشی

هر دوتون بی عاطفه هستین

مهم ترین چیز اینکه دو تا آدمی که با هم تو رابطه ن

از یه نوع نباشن

به خودت نگاه کن

الان خیلی ناراحتی

تو واقعا هنوز همون

لو منی هستی که قبلا می شناختم؟

لو من

الان دیگه واقعا شبیه خودت نیستی

من از شما دو تا نخواستم بیاین اینجا

که منو اذیت کنین

فقط می خوام بهم بگیم

چرا لی چینگ اخیرا

من رو نادیده می گیره

من خوب می دونم چرا

تو ساکت شو

چرا؟

فقط بخاطر اینکه

یه ازدواج ناموفق داشتم؟

البته

اگه می خوای دوباره رابطه داشته باشی

باید به حرف من گوش کنی

بذار یه چیزی بهت بگم

من

با حرفاتون سعی کنین طرف مقابل رو متقاعد کنین

خرج کردن پول باعث لوس کردنش می شه

برای درک کردن وسوسه بشین

اگه مردتون کاری براتون نکنه که دیگه فایده ای نداره

البته

تو اونو دوست داری

پس تو هم باید کاری کنی

که باعث بشه قلبش تندتر بزنه

یه کم سوپرایزش کن

مثلا این دفعه که

از سفر کاری برگشت

وقتی در رو باز می کنه

خونه باید سرد باشه

ولی وقتی که تو می یای

خونه باید رومانتیک و گرم باشه

گل بذار

و همینطور شمع های معطر

حموم اب داغ فراهم کن

همه ی اینا رو آماده کن

و همین طور میتونی موسیقی پخش کنی

آروم آروم دوستت دارم

اروم آروم صمیمی می شیم

این لین چینگ

هر چقدر که بی عاطفه باشه

اگه این کارو بکنی ، قدم به قدم بهت نزدیک می شه

و جلوت زانو می زنه

و ازت می خواد که بغلت کنه

شیائو هوآ

ببخشید

تقصیر منه

من به بچه ها دروغ گفتم

دوست داشتم که اونا

به زندگی خودشون برسن

به زودی

به زودی می یام اون دنیا پیش خودت

عمو هه

بیاین برگردیم

بریم

تکون نخور

چشماتو ببند

من یه سوپرایز برات دارم

حالا می تونی چشمات رو باز کنی

من متعلق به تو ام

و تو متعلق به منی

تو دنیایی داری

که برای من از همه چیز باارزش تره

منم دنیایی دارم

که برای تو از همه چیز باارزش تره

امیدوارم این گردنبند

بتونه من و تو رو

به هم گره بزنه

داری ازم خواستگاری می کنی؟

به موقعش

پیشخدمت

سلام

غذا رو برامون بیارین

باشه

من می رم به گوشیم جواب بدم

متعلق به

چی شده؟

نه

تو نباید بهش نگاه می کردی

نمی دونی که گوشی یه چیز شخصیه؟

همه ی شما زن ها اینطوری هستین؟

...تو

انتقدر تظاهر نکن

مگه چی شده؟

وانگ زی هائو ،تا حالا به چند نفر دروغ گفتی؟

تو به بهانه ساخت فیلم های جعلی

به چندتا زن خیانت کردی؟

چی می گی؟ خیانت دیگه چیه؟

منظورت از ساخت فیلم های جعلی چیه؟

ساخت فیلم رویای منه

پس

اونم منبع الهامته

تو اصلا چندتا منبع الهام داری؟

تو واقعا مسخره ای

سو فی

همونطور که قبلا بهت گفته بودم

تو ، توی قلب من

دختر خاصی هستی

مگه یه هنرمند واقعی

می تونه فقط یه منبع الهام داشته باشه؟

درسته

من برای تو

فیلنامه نوشتم

ولی من برای اونم فیلمنامه نوشتم

این تنها راهیه

که باعث می شه استعداد من شکوفا بشه

تو یه هنرمندی

قرار نیست که به بهانه ی کارت با آدم های مختلف لاس بزنی

وانگ زی هائو ، فک نکن نمی فهمم

تو می خوای پولای منو از چنگم در بیاری

تو یه کلاهبرداری

آشغال کلاهبردار

یه لحظه صبر کن

درسته من آشغالم

پول مردم رو می دزدم و باهاشون لاس می زنم

تو از خودت بپرس

تو چرا دروغ می گی؟

چطور جرات می کنی

به ده ها میلیون طرفدارت بگی

بگی سو شین شین هستی؟

تو می دونستی من سو شین شینم؟

معلومه که آره

کور که نیستم

فقط عادت کردم خودمو به کوری بزنم

من نمی خوام اطلاعاتت رو افشا کنم

چون این برای من

اصلا اهمیتی نداره

اهمیتی نمی دم

تو همین الان به اندازه ی کافی زیبا هستی

می تونی به اندازه ی کافی

منبع الهام من باشی

و اینکه کی بودی و چی بودی

اصلا برام مهم نیست

می بینی

من حتی به گذشته ت اهمیتی نمی دم

من این کارو برات می کنم

پس تو می تونی بازم

باهام باشی

بهم دست نزن

پس همه کارهایی که کردی

الکی بود؟

تو می دونستی من سو شین شینم

پس حتما می دونستی

که تو قلبم

عشق اولمی

من دوستت داشتم

چرا همه چی رو خراب کردی؟

من خرابش نکردم

به نظرت مردن برای اولین عشقت

بهترین پایان نیست؟

انتظار نداشتم انقدر بی شرم باشی

وانگ زی هائو

دیگه نه می خوام باهات حرف بزنم

و نه دیگه سر و کاری باهات داشته باشم

پولم رو بهم پس بده

پول

تنها چیزی که برای

یه زن مهمه پوله ، مگه نه؟

از پول برای ساخت فیلم استفاده می کنم

مطمئنم من ، وانگ زی هائو

حتی یه پنی هم برات ارزش ندارم

وقتی که فیلمهام

نشون داده بشه و جایزه بگیره

من پولت رو با سود بهت پس می دم

پولتو نمی خوام

دارم بهت می گم

وقتی فیلمم ساخته بشه

مطمئنا جایزه رو می بره

اونموقع پول رو بهت پس می دم

ولی الان نه

تیم ترجمه کـره فـا با افتخار تقدیم می کند KoreFa.ir 绿色 : مترجم CB97 : ویرایشگر

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.