Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهشده توسط سینما دریمینگ @CinemDreaming
مترجم: «تارخ علیخانی» تلگرام: aManOfWar@
از اینجا بیا بیرون.
از اینجا.
زود.
کجاییم؟
اون همه سگ از کجا اومد؟
کیفت رو ول کن. بیا بیرون.
حواست باشه.
مراقب باش.
مراقب باش.
عجله کن.
قبلا اینجا خیلی شلوغ بود.
از وقتی همه رفتن...
سگها زیاد شدن.
مراقب باش آقا.
وقت تلف نکنین. زود خارج شین.
عجله کنین.
پولم نیست.
کی پولم رو گرفته؟
پولم نیست.
کسی پول من رو ندیده؟
زندگیم بهش وابستهست.
ندیدینش؟
تو ندیدی؟
نه.
تو چی بچه؟
واقعا بهش نیاز دارم.
پس انداز یک سالمه.
تو پولم رو ندیدی؟
شاید قبلتر گمش کردی؟
امکان نداره.
اون پسر آقای لانگ نیست؟
ممکنه باشه.
ده دقیقه با چیکسیا فاصله داریم.
اگه پیداش کردین لطفا پسش بدین.
خانوادهام به اون پول احتیاج دارن.
آقا!
نمیتونی بری.
من پولم رو گم کردم.
راننده، پول من گم شده و این میخواد بره.
برو توی اتوبوس دنبالش بگرد.
توی کیفم پنج بسته پول داشتم.
الان فقط چهار تا هست.
حتما یکی یکیش رو برداشته.
آهای.
الان زنگ زدم به پلیس.
گفتن به زودی میرسن اینجا.
اگه همکاری کنی خیلی زود میتونی بری.
سلام رئیس.
تصادف کردیم.
داشتم اتوبوس رو میروندم...
یهویی کلی سگ جلومون ظاهر شدن.
اتوبوس چپ کرد.
مامانبزرگ، یه سگ گنده هست.
مسافرها حالشون خوبه.
کسی حالش خیلی بد نیست.
سگ نیست، گرگه.
چرا انقدر طولش دادین؟
دیگه ترسیده بودیم.
کسی زخمی نشده؟
فقط چند تا خراش ساده.
من 1000 یوآن گم کردم. فکر کنم دزدیده شده.
مطمئن که نیستی.
چطور اینطوری شد؟
داشتم رانندگی میکردم...
یه گروه سگ دویدن جلومون.
گفتم که باید مشکل این سگها رو حل کنیم.
پول من که گم شده چی؟
انقدر حرف نزن.
1000 یوآن انقدر هست که تحقیقات رو شروع کنین.
آروم باشید مردم.
با من همکاری کنین.
کارت شناساییتون رو...
بدید به من.
شما اتوبوس رو صاف کنید.
توی ایستگاه به قضیه پول مفقودی رسیدگی میکنیم.
بیا!
بکش دیگه!
بیا کمک کن.
محکم نگهش دار.
یک، دو، سه...
آزادی مشروط؟
معروف بودی.
لانگ یونگی. درسته؟
سوار شو.
میتونیم سوار بشیم؟
آره. وسایلتون رو یادتون نره.
همه سوار شن.
[سگ سیاه]
توجه کنید لطفا!
این بیانیه بسیار مهم است.
اخیرا سگ سیاه و لاغری در شهر پرسه میزند.
و معتقدیم که به هاری مبتلاست.
شهروندان زیادی مورد حمله این سگ قرار گرفتند.
شهروندان عزیز سعی کنند هوشیار باشند و از خود مراقبت کنند.
لانگ یونگی، بیا اینجا.
هر کس که این سگ سیاه و لاغر رو پیدا کنه...
باید به مسئولین گزارش بده.
کسی که این سگ رو گیر بندازه...
جایزهای سخاوتمندانه و...
عنوان افتخاری شهروندی رو کسب میکنه.
برو داخل و پیراهنت رو در بیار.
شلوارت رو هم در بیار.
برگرد. پشت به دیوار.
چقدر طول میکشه؟
هنوز یکم دیگه مونده.
اینجا غذا هست.
از خودتون پذیرایی کنید.
اگه چیزی لازم داشتید به ما خبر بدید.
چیزیش نیست.
فقط کلهشقه. حرف نمیزنه.
سلام به شنوندگان گرامی...
امروز اول ژوئیه، سهشنبه...
یا بیست و هشتم مه به تقویم قمریست.
سی و هشت روز مانده به بازیهای المپیک...
کسوف کامل قرن رخ خواهد داد.
نودلت.
اون پسر آقای لانگ نیست؟
زود آزاد شده؟
احتمالا بخاطر رفتار خوبش.
بهترین موتورسوار سیرک بود.
یادمه نودل دوست داشتی لانگ.
مطمئنم غذای زندان به این خوبی نبوده.
واسه ادای احترام به «کی» پیر اومدیم.
«کی» پیر مُرده.
جدی؟ کی؟
دیروز مُرد.
تسلیت میگم.
در اول اوت در ساعت 06:21 به وقت پکن...
خاصترین و طولانیترین...
خورشیدگرفتگی قرن رخ میده.
سلام لانگ.
دیروز «کی» پیر مُرد.
حالا که اینجایی...
یه سر بیا مراسمش.
پسر وظیفهشناس اومده.
احترام بذار.
دوباره.
دوباره.
میتونی بلند بشی.
مراقبت کن.
نودل چطور بود لانگ؟
پولت مال خودت.
هر وقت خواستی بیا اینجا.
با توجه به شروع المپیک پکن...
رسانهها اسمش رو گذاشتن خورشیدگرفتگی المپیک.
لانگ.
زود از زندان آزاد شدی.
فرار کردی؟
بعد اینکه رفتی...
پدرت...
قفل رو عوض کرد.
کل این مدت من از اینجا مراقبت میکردم.
صبر کن برم کلید رو بیارم.
پدرت میدونه برگشتی؟
الان دیگه پدرت توی باغوحش زندگی میکنه.
یه سری بهش بزن.
این روزها خیلی مشروب میخوره.
مشروب داره به کشتنش میده.
خیلی رو داری که برگشتی.
خانواده «هو» حواسش بهت هست.
روزهای آخرته!
تقاص جرمت رو پس میدی!
کثافت.
قاتل!
لانگ.
سوار شو.
شهر خیلی عوض شده نه؟
مردم رفتن، مکانهاش تخریب شدن.
ساختمانها رو تخریب کردن.
میگن طرح شهری جدیده.
سالنی که توش اجرا کردی هم قراره تخریب بشه.
باغ وحش هم به زودی تخریب میشه.
سالهاست که پدرت اونجا زندگی میکنه.
بهش گفتم که برگرده خونهاش.
ولی گوش نمیکنه.
یه سری بهش بزن.
هر چی باشه پدرته.
وظیفته که این کار رو بکنی.
داگوا رو از مدرسه یادته؟
حالا ببینش.
وقتی مردم اینجا رو ترک کردن...
سگهاشون رو گذاشتن بمونن.
میگن سگ بهش حمله کرده.
ولی مطمئن نیستم.
آقا!
آقا سگهای ولگرد از شهر خارج شدن.
سگ سیاه؟ هنوز داریم دنبالش میگردیم.
آهای؟
نمیتونم برگردم عزیزم.
چرا پرستار نمیگیری؟
باید برم.
بیا بریم.
این ناحیه توی حوزه قضایی چیکسیا نیست.
وقتی که کارگرهای نفت رفتن ناحیه کوچیک شد.
واسه ما بهتر شد.
لانگ.
از مرز شهری رد نشو.
رفتی کمیته شهروندان؟
باید توی یه طرح بازپروری شرکت کنی.
حق نداری شهر رو ترک کنی.
منظم باید به مرکز سر بزنی...
که بتونیم پروسهات رو تحت نظر داشته باشیم.
و تو رو دوباره به اجتماع برگردونیم.
خبر داریم که توی گروه معروفی بودی و جایزه برنده شدی.
الان باید الگوی خوبی واسه بقیه باشی.
مدارک منزل این آقا رو درست کنید.
لانگ یونگی.
بیست و چهارم ژوئن 1970.
مدارک منزلت در سال 1999 باطل شدن.
عادی باش.
واسه اسناد رسمیه.
برگشتی ارلانگ.
بچههای گروه شنیدن که برگشتی.
میخوان ببیننت.
سیرک ما نابود شده.
یه سال بعد رفتنت دیگه ادامه ندادیم.
دارن به جاش یه کافینت میزنن.
چرا نمیری سرکار؟
تو واسه سیرک خودت رو به خطر انداختی.
واسه همین خواستم ازت تشکر کنم.
ارلانگ.
147 یوآن.
این رو نمیخوای؟
تماس راه دور هر دقیقه میشه سی سنت.
الو؟
آبجی.
لانگ؟
بهم نگفتی آزاد شدی.
رفتی دیدن بابا؟
تماسهام رو جواب نمیده.
بهش بگو انقدر مشروب نخوره.
یادت نره که داروهاش رو ببری.
اگه پول لازم داشتی بهم بگو.
خانهی ما هم قراره تخریب بشه؟
چقدر غرامت میگیریم؟
تو کی هستی؟
تویی لانگ!
- استاد کو. - برگشتی.
مراقب باش استاد کو.
استاد؟
الان دیگه فقط استاد مشروب خوردنم.
مشروب نابودم کرد.
اومدی دیدن پدرت؟
حتما توی زندان خیلی سخت بهت گذشته.
برنگشتی خونه؟
کدوم خونه؟
خانوادهام رفتن.
از دید مردم شانگهای من یه روستایی نفهمم.
واسه نقل مکان دیگه پیر شدم.
ولی هنوز چند تایی مشتری دارم.
بازار خراب شده.
لانگ.
لانگ.
بشین.
انقدر رسمی نباش.
داریم یه گروه گشت واسه سگها جمع میکنیم.
تو رو هم ثبت نام کردم.
دارن چند تا کارخونه اینجا میسازن.
واسه همین باید محیط کاریمون خوب باشه.
فکرش رو بکن...
اگه تو تاجر بودی...
این همه سگ ولگرد...
نمیترسوندنت؟
آینده شهر ما به این وابستهست.
نباید بیکار بشینیم.
راستی...
از قصاب هو خبری نشد؟
منتظرت بود.
زیادی توجه جلب نکن.
اگه اذیتت کرد بهم بگو.
برای اینکه یه بار برای همیشه از مشکل سگها رهایی پیدا کنیم...
ماموریتی شهری آغاز میشه که...
سگها رو جمع کنیم...
حیوانات خانگیتون رو ثبت کنید.
بابت همکاری شما ممنونیم.
شهرمان را همدل و امن نگه داریم.
گوش کنید همگی.
شاید ما گروه گشت حرفهای نباشیم.
ولی همچنان باید از قانون پیروی کنیم.
یک:
حین انجام وظیفه...
مزاحم مردم نشید.
دو:
حین گرفتن یک سگ...
سعی کنید به حیوان...
و یا به خودتون آسیبی نزنید!
یکی یکی لطفا.
- کله گنده. - یکی یکی.
خودت رو معرفی کن.
من اول میرم.
من هو وانلی هستم. صدام میکنن کله گنده.
شهر رو خوب میشناسم.
اگه سوالی داشتید هستم.
نوبت منه، نوبت منه!
میتونین من رو «وو» صدا کنین.
یه زمانی سگ داشتم.
سگها رو بهتر از خودم میشناسم.
من گرینیم.
توی سگ گرفتن حرف ندارم.
- محشره. - بلد نیستی.
پنج سال توی زندان آشپزی یاد گرفتم.
واسه کمک کردن به یه نفر توی دعوای خیابانی افتادم زندان.
وقتی آزاد شدم..
آقای یائو بهم کار داد.
مرد خوبیه.
حداقل الان از پس هزینه جراحی والدینم بر میام.
دیگه جوان نیستی.
پیش آقای یائو بمون.
لانگ کجاست؟
توی آشپزخانه.
میرم خبرش کنم.
نوبت توئه لانگ.
کامل پرش کن.
همه ساکت شن.
لانگ یونگی.
خودت رو معرفی کن.
پس من به جاش میگم.
لانگ که اینجاست...
یه زمانی قبلا...
توی شهر خیلی معروف بود.
توی یه قتل دست داشت و مدتی رفت زندان.
ولی الان برگشته پیش ما.
پس نباید رفتارمون باهاش متفاوت باشه.
موافقید؟
موافقیم!
خیلیخب...
لیوانها رو به افتخار لانگ بیارید بالا.
به سلامتی!
بخور بره!
بخور...
یا برو.
ولش کن.
ما اینجا خانوادهایم.
هر چی دوست داری بخور.
حالتتون رو حفظ کنید.
نترسید.
زود.
عجله کن.
یه مثلث شکل بدید و سگ رو محاصره کنید.
گروه دوم یه دایره شکل بده.
سگها رو ببرید توی ون.
نشونه گیری کن، بگیرش و ببر!
سگ کوفتی!
سلام.
عملیات پاکسازی سگهای آلوده...
زندگی شهروندان رو بهتر کرده.
از خطراتی که باهاشون روبرو شدید بگید.
یه سگ دستم رو گاز گرفت.
اگه میخوایم اینجا کارخانه ساخته بشه...
باید از شر سگها خلاص بشیم.
«دو»!
«دو»!
کارت خوب بود.
وو.
سلام آقای یائو.
به سلامتی آقای یائو!
لانگ.
ماشین رو آماده کن.
لانگ.
کثافت.
عجله کن «نی».
مشتریها منتظرن.
فهمیدم.
سریعتر.
سریعتر.
داره میاد.
بگیرش لانگ!
چیکار میکنی؟
کارمون رو خراب میکنی؟
از عمد گذاشتی بره.
شغل ما اینه بگیریمشون.
چه مرگته؟
حرف بزن!
اعتراف کن که گذاشتی بره!
مثل خر نفهمه.
حرف بزن!
گرفته بودیمش ولی تو گذاشتی بره.
این سگها دارن مردم رو گاز میگیرن.
این چه کاری بود؟
مگه نمیبینی دارم باهات حرف میزنم؟
حرف بزن.
یه چیزی بگو!
چه خبر شده؟
چرا دعوا میکنین؟
چی شده لانگ؟
میخوای استعفا بدی؟
خب نمیتونی.
اون وقت به افسر «لیو» چی بگم؟
گوش کن.
مردم همچنان...
دارن توسط سگها زخمی میشن.
باید سگهای خانگی رو هم بررسی کنیم.
اگه کسی سگش رو ثبت نکرده باشه...
و قبول نکنه که ثبت کنه...
سگشون رو میگیریم.
بیشتر تلاش کنین.
کارتون رو انجام بدین.
از پسش برمیایین؟
- بله قربان. - برید.
بعد از زلزلهی ونچوان...
یه لرزه جدید رخ داده.
مرکز این لرزه جاییه که کوههای هنگدوان و ناحیه ما به هم میرسن.
لانگ؟
چطوره بذارمت توی تیم انتقال؟
نظرت چیه؟
چطوری سگم رو ثبت کنم؟
فقط 150 یوآن میشه.
فرم رو پر کن و عکسش رو بگیر.
میشه یکم ارزونتر حساب کنید؟
قانونه دیگه.
واسه همه میشه 150 یوآن.
الان ده سالی میشه این سگ رو دارم.
چطور همینطوری بدمش به شما.
اگه پول ندید به زور میگیریمش.
آنی!
آنی رو پس بدید!
آنی!
آنی رو پس بدید!
برو پیش مامانبزرگ.
آنی!
مامانبزرگ.
مامانبزرگ.
سگم رو بردن مامانبزرگ!
آنی رو بردن مامانبزرگ!
مامانبزرگ!
داریم میبریمشون پناهگاه.
میدونم که دارین میفروشینشون!
کی گفته؟
متوجه نیستی.
یه نفر دیده که سگها رو میفروشین.
کی گفته؟
چطوره تخفیف بدی؟
این سگها رو یکی یکی گرفتیم.
کار خیلی طاقتفرساییه.
حتی من رو گاز گرفتن.
یه تخفیف کوچیک؟
آخرین پیشنهادم 12 هزار تاست.
این ده هزار تا رو میخوای بگیر. نمیخوای هم هیچی.
قصاب هو.
یانگر.
اینجا چیکار میکنین؟
زندگی و مرگ دست سرنوشته.
چیزی نیست.
زندگی برادرزادهام انقدر میارزید؟
زندگی برادرزادهام انقدر میارزید؟
آقای کی فوت کردن.
از طرف خانواده کی...
بابت حمایتتون ازتون تشکر میکنم.
ممنون که انقدر بهش لطف داشتید.
روحش شاد.
سلام لانگ.
چرا اومدی اینجا؟
درسته.
یادم رفته بود.
ولش کن.
دستت باشه لطفا.
همراهم بیا.
این سمت.
اینجا بشین.
بفرما. الان برمیگردم.
همکاران...
آقای یائو اومدن.
کار همتون حرف نداشت.
شما هم همینطور رئیس.
همه اینجان؟
پرش کن.
به سلامتی!
لذت ببرید.
♪ سرت رو بالا بگیر و قدم بزن... ♪
♪ به سمت آسمان و جنگل و شنزار... ♪
♪ مسیر جلومون طولانی و پر پیچ و خمه. ♪
♪ با هم قدم خواهیم زد، دست در دست هم. ♪
♪ هم را به دوش میکشیم... ♪
اخبار جدید: امروز عصر...
طوفان شنی به صحرای گوبی در شمال غربی شهر میرسد...
همراه با بادهای قدرتمند...
همه بیدار شین!
سگ سیاه رو پیدا کردن.
بزن بریم.
جایزه بزرگ دیده شده.
مسئولین میگویند میدان دید کاهش میابد...
و بادهای شدیدی شکل خواهد گرفت.
بیرون آوردن وسایل نقلیه زیر چهار تن ممنوع میباشد.
راهش رو ببندین.
محاصرهاش کنین.
داره میاد.
برو اون سمت.
راهش رو ببند.
رفت داخل.
طبقه دوم.
برگرد!
روی بالکن!
محاصرهاش کنین.
نذارید فرار کنه!
قفس رو بیارید.
بگیرش.
بریم!
ببرش پناهگاه.
فهمیدی؟
سلام.
بذار من امتحان کنم.
بیا.
دیدی؟
قابلی نداشت.
قراره یه مدتی توی چیکسیا اجرا کنیم.
بیا اجرامون رو ببین.
خیلی جالبه.
آروم باش. مضطرب نباش.
اگه سفت کنی سوزن نمیره داخل.
اگه طی 24 ساعت آیندهاش واکسن هاری بزنی...
چیزیت نمیشه.
تکون نخور، هنوز سوزن نرفته داخل.
خیالت راحت شد؟
گفت اگه طی 24 ساعت آینده بزنی ایرادی نداره.
یعنی چی؟
چی شده؟
همین سگ گاز گرفته؟
دوباره خم شو که ببینم.
چند وقت پیش رخ داده؟
تب داری.
به آب نگاه کن.
مضطربی؟
خیلی روشنه؟
همینجا بمون. برات غذا میارم.
به نور و آب و باد واکنش نشون میده...
درد و تب داره.
همه علائم هارین.
فرقی نمیکنه آدم باشی یا سگ...
اگه هاری بگیری...
میمیری.
یه فکری دارم.
یه معاینه ده روزه.
یه هفته حواست به سگه باشه.
اگه بعد یه هفته زنده موند...
هاری نداره.
و امن و امانه.
یائو هم وقتی سگ داشت...
همین کار رو میکرد.
چندین بار امتحانش کرد. هر بار جواب داد.
باید چند روزی توی خونه بمونی.
شهروندان شهر چیکسیا! شب همه بخیر باشه.
گروه آهنگ و رقص و یوآندا یه نمایش گذاشتن.
قراره بخونن و برقصن و...
و بندبازی بکنن.
هر بلیت فقط ده یوآنه.
از دستش ندید.
ده یوآن واسه شبی به یاد ماندنی.
تو کی هستی؟
چرا نگاه میکنی؟
اگه گفتی کیم؟
واقعا اومدی. دلت برات تنگ شده بود؟
واسه چی ماسک زدی؟
چی شده؟
تب داری؟
نوبت توئه.
چی شده؟
موتور خراب شده.
فن، تو منتظر باش.
زود درستش کن.
باشه.
خیلیخب همگی!
اجرای بعدی اجرای تغییرچهرهی اپرای پکینگه.
و بعد بدلکاری با موتورسیکلت.
به افتخارشون دست بزنید!
هنوز درست نشده؟
زود باش.
بلدی موتور تعمیر کنی؟
بیا اینجا.
خیلی کاربلدی.
چرا عضو گروهمون نمیشی؟
در هر صورت قراره مدتی اینجا باشیم.
عضو گروهمون بشو.
نوبت رقص شکمه.
الان میاییم.
اسمم گریپه.
چه خوشگلهایی.
پاها رو ببین!
منتظر این بودیم.
در خلاصه...
شهر ما نه تنها به طرح حمایت اقتصادی نیاز داره...
بلکه به کارآفرینی ساکنینش هم وابستهست.
به عنوان مثال شهروند عزیزمون قصاب هو.
تجارت مارش به شدت موفقه.
گوشت و زهر مار به شدت پرفروشه...
و در صنایع غذایی و دارویی و سلامتی کاربرد داره.
پرورش مار یه فعالیت سنتیه که مختص چینه.
باید همگی ازت حمایت کنیم.
لانگ!
لانگ!
لانگ!
لانگ!
باید توی حیاط باشه.
سگ وحشی رو بردی توی خونه؟
کار درستی نیست.
قرنطینه تموم شد.
تبت قطع شد؟
لانگ؟
گیتار میزنی؟ِ
تا حالا با پدرت انقدر خوب رفتار کردی؟
سگ ولگرده.
باید قبل اینکه بفهمن...
تحویلش بدی.
دیگه دارن شک میکنن.
همه دارن دنبالش میگردن.
واسه چی نگهش داریم؟
حالا که اومدی بیرون...
باید از قوانین پیروی کنی.
لانگ.
ما خیلی وقته دوستیم.
حقیقت اینه که...
دیگه نمیزنی؟
کی این روزها گیتار میزنه؟
چرا گوش نمیکنی؟
بهش الکل نده. میکشیش.
میخوام این سگ رو نگه دارم.
جدا؟
از زندان هیچ درسی نگرفتی؟
خب نمیتونی نگهش داری.
نگهداری سگ بدون مجوز ممنوعه.
شغل ما همینه!
روانی شدی؟
صبر کن.
خیال کردی کی هستی؟
چراغ رو روشن کن.
لانگ.
لانگ!
کافیه.
سگ رو نگه دار.
چرا عصبانی میشی؟
حتما براش مجوز بگیر.
بابا؟
گرگ کجاست؟
دیگه نیست.
چرا؟
از پس هزینه غذاش برنمیاومدم.
بیا اینجا.
♪ سرت رو بالا بگیر و قدم بزن... ♪
♪ به سمت آسمان و جنگل و شنزار... ♪
♪ مسیر جلومون طولانی و پر پیچ و خمه. ♪
♪ با هم قدم خواهیم زد، دست در دست هم. ♪
♪ هم را به دوش میکشیم با پای برهنه ♪
♪ با کتهای پنبهای ♪
دفتر ثبته.
پولش رو بگیر.
گمش نکن.
یادت رفته چه روزیه؟
ده سال گذشته.
یه توضیح بهم بدهکاری.
قتلت رو برام شرح بده.
«تصادفا افتادنش از پرتگاه رو شرح بده.
اینجا بود که افتاد.
تا لبه دنبالش کردی.
به موقع ترمز نگرفت.
تو کشتیش.
برادرم یکم از پولت رو گرفته بود و تقاصش رو با جانش پس داد.
بیارش اینجا.
امروز تو از اینجا میپری.
درست مثل برادرزادهام.
خیال کردی خیلی بلدی؟
اگه از پرش زنده بمونی خوش شانسی.
چیه؟ ترسیدی؟
باشه.
سه بار به عکس برادرزادهام تعظیم کن.
بعد بیخیال میشیم.
وگرنه باید از پرتگاه بپری.
ولش کن!
زیاد دور نمیشه.
آقای کمل.
سگ لاغر سیاه دنبالت میگشت.
قصاب هو به زور وارد شد.
شهروندان عزیز!
در اول اوت به وقت پکن...
نواحی شمال غربی چین...
خورشیدگرفتگیای را تجربه خواهند کرد که هر سی سال یک بار رخ میده.
شهر ما یکی از بهترین مکانها برای تماشای این اتفاقه.
ایدهآلترین مکان برای تماشاش...
نواحی مرتفع صحرای گوبی در پنجاه کیلومتری غرب چیکسیاست.
لطفا عینک آفتابیتون رو فراموش نکنید.
نظم رو رعایت کنید و مراقب خودتون باشید.
کی به آقای کمل آسیب زده؟
به تو چه ربطی داره؟
این عکس واسه شناسنامهاته.
تکون نخور.
لانگ.
پدرت دوباره توی بیمارستانه.
این دفعه قضیه جدیه.
بهتره بری دیدنش.
سگ رو نبرید توی بیمارستان. بیرون باشه!
پسرم.
ازت...
یه خواهشی دارم.
اون گربه بزرگ توی باغ وحش.
بخاطر من ازش مراقبت کن.
نذار غذاش عقب بیفته.
اگه نتونستی ازش نگهداری کنی...
ببرش توی کوهستان رهاش کن.
که به کسی آسیب نزنه.
به ببر داری فرنی میدی؟
گرگی که قبلا اینجا بود کو؟
راستی، رئیسم با چند نفر هماهنگ کرد.
اگه مجوز جور بشه...
میتونیم اینجا اجرا کنیم.
ممنون که گذاشتی اینجا بمونیم.
ببر.
چی؟
فقط میخواستم نازش کنم.
چیه؟
من خون لژیونر رومی توی رگهام دارما.
دیدی؟
گفتم چیزی نیست.
بیا امتحان کن.
بیا.
دستگاه رو خاموش کن.
خواهش میکنم...
فقط...
از برق بکشش.
این آزمایش رو ببر ته راهرو.
جوابش ده دقیقه دیگه آماده میشه.
یه سیتی اسکن هم نیازه.
بابا؟ چرا تماسهام رو جواب ندادی؟
خوبی؟
لانگ اونجاست؟
بگو ازت مراقبت کنه.
من نمیتونم بیام دیدنت.
جیاشوان تازه شغلش رو از دست داده.
و پسرمون هم به زودی باید بره مدرسه.
خرجمون خیلی زیاد شده.
شغل دوم گرفتم.
اصلا وقت خالی ندارم.
پول غرامت نقل مکان رو گرفتی؟
داشتم فکر میکردم...
منم آبجی.
لانگ.
اخیرا خیلی به مشکل خوردم.
خرج خانواده سه نفره زیاده.
مطمئنم درک میکنی.
آبجی.
بابا زنده نمیمونه.
مشروب.
مشروب.
مشروب.
انقدر نگاه نکن.
هی.
بیا با موتور بدلکاری کن.
دیگه پیر شدم.
سی سالگی که پیری نیست.
من الان 34 سالمه.
میگن زنها بعد سی سالگی پیر میشن.
بیا این بالا.
این بالا. داریم مشروب میخوریم!
اون عوضی رو میبینی؟
نگاهش کن.
سه سال با هم بودیم.
ولی متعهد نبود.
نمیدونم اصلا چی میخواد.
صرفا همینطور دنبالش بودم.
مزخرفه.
از من خوشت میاد؟
خوشت میاد؟
باهام ازدواج میکنی؟
♪ سرت رو بالا بگیر... ♪
♪ و قدم بزن... ♪
♪ به سمت آسمان و... ♪
♪ جنگل و... ♪
♪ شنزار ♪
کجا میریم؟
گمونم داریم همینطوری میریم دیگه.
ادامه بده.
پشتت رو نگاه نکن.
ادامه بده.
کمک.
کمک.
لانگ. برو کمک خبر کن.
لانگ.
لانگ.
لانگ.
یخ...
یخچال.
نرو.
پادزهر.
سرم.
کمکم کن.
اول از سر راه خارجش کن.
سگه روانیه. بیا بریم.
سگت خوب میدوه.
نتونستیم بگیریمش.
لانگ.
اگه چیزی لازم داشتی بهم بگو.
لانگ.
دفتر ثبت خیلی قدیمیه.
پدرت واست پول گذاشته.
حساب پساندازتون 24 ژوئن سال 1970 ایجاد شده.
روزی که به دنیا اومدین.
تا سال 1998...
هر ماه مبلغی بهش واریز شده.
موجودی الانتون همراه با سودش...
میشه 12268.56 یوآن.
همهاش رو برداشت میکنید؟
داره همهجا واسه اون سگ آگهی میزنه.
لانگ!
لانگ!
آقای یوان. بگو الان به من چی گفتی.
کلی سگ توی زمین مسابقه هست.
چرا اونجا رو نمیگردی؟
جایزه چی میدی لانگ؟
خفه شو.
باید از شهر خارج بشی.
تویی لانگ؟
ستاره بزرگ.
وقتی سال 1997 اومدم اینجا...
اومدم یکی از اجراهات رو دیدم.
اینجا چیکار میکنی؟
این سگته؟
زنده نمیمونه.
تصادف کرده و اعضای داخلیش آسیب دیدن.
دیگه حالش خوب نمیشه.
برات یه نوشیدنی بخرم؟
لازم نیست بهم پول بدی.
فقط سگ رو ببر.
یه امضا بهم بده.
گمونم...
بهتره حداقل یه عکس با هم بگیریم.
به عنوان سوغاتی.
همه وسایلشون رو جمع کنن!
داریم میریم جنوب.
اگه دوست دارید برید.
اگه میتونید عاشق بشید.
سیرک با شما و بدون شما ادامه داره.
امیدوارم سرنوشت دوباره ما رو پیش هم بیاره.
لانگ.
لانگ.
لانگ.
اینها واسه سگته.
گوشت توی ماشین از طرف یائو بود.
واسه ببره.
ولی انتظار دارم تو هم وظیفهات رو انجام بدی.
سال دیگه همینموقع...
میخوام به برادرزادهام ادای احترام کنی.
توجه کنید شهروندان گرامی.
برای انجام طرح پیشرفت اقتصادی شهر...
و مدرنیزه کردن شهر...
و ایجاد یه فضای زندگی خوشایند برای شهروندان...
از امروز...
نواحی بزرگی از شهر...
تخریب میشه و نقل مکان شروع میشه.
همه شهروندان...
خصوصا شهروندان مسن و کودکان...
بهتر است که...
از تخریب و ماشینآلات تخریب دوری کنند.
شهروندان باید نکات ایمنی را رعایت کرده...
و با مسئولین تا جای ممکن همکاری کنند.
به کمک یکدیگر به چیزهای بزرگی دست خواهیم یافت...
و جامعهای منظم خلق خواهیم کرد.
زود باش.
واسم سواله که...
زندگی این تولهها چی میشه؟
امیدوارم از پدرشون بهتر باشه.
آتیشبازی استادیوم رو...
در مراسم افتتاحیه المپیک پکن روشن کرده...
و هالهای شگفتانگیز از نور رو بهوجود آورده...
که ساعت خورشیدیای باستانی رو فعال میکنه.
ده.
نه.
هشت.
هفت.
شش.
پنج.
چهار.
سه.
دو.
یک.
مترجم: «تارخ علیخانی» تلگرام: aManOfWar@
ارائهشده توسط سینما دریمینگ @CinemDreaming
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.