Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
«گرگها بیرون میآیند»
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
نه
محکم داری فشار میدیها
خب دلم برات تنگ شده بود
از دیدنت خیلی خوشحالم - من هم همینطور -
.ممنون که اومدی خیلی برام ارزشمنده
مشکلی نداره
استادم بهترین بوده
خب، لیا کجاست؟
نتونست بیاد
چی شده؟ - چیز خاصی نیست -
صرفاً یهویی از محل کارش خواستنش
چه مصیبتی
خیلی مسخرهست - آره، متاسفم -
...چیز کجاست - همینجام -
پشمهام. سلام، رفیق
.این کایله کایل، نولان
سلام. از آشنایی باهات خوشوقتم
من هم همینطور
شنیدم شکارچیِ خفنی هستی
.بایستی خوش بگذره از ایشون خیلی صبورترم
پنج دقیقه نیست اومدی اینجا
بعد داری سر به سرم میذاری
.آره، درسته آروم باش
بهگمونم همهمون هستیم
آره
زدی تو خال؟
امتیاز گرفتم
لعنتی
چیه؟ - ...صرفا -
...فکر کردم اینا - پرهن؟ -
آره، فکرکردم جنسشون از پلاستیکِ پیشرفتهست
...این روزها
آره، پرِ واقعیه
.پلاستیکیش هم میسازیم همهجورهش رو داریم
سبکترن، پس صافتر حرکت میکنن
.ثباتِ بیشتری دارن راستش بیشتر میپسندمشون
پس چرا از اینا استفاده میکنی؟
سوفی بهم دادتشون
هروقت میام اینجا از تیرهای اون استفاده میکنم
بهگمونم بدش میاومده، نه؟
شک نکن
بههرحال والدینش رو قانع کرد که برام ست تیراندازی بخرن
شکار با کمان رو یادم داد
ساخت سوئدی چیزیه؟
نه، چطور؟
مگه «مردار» اسم برندش نیست؟
روی پرهش نوشته بود
نه، نه
یه زمانی یه «کشنده» میذاشتم ته همهچیز [ به معنای خفن ]
ماشین کشنده، فیلم کشنده [ ماشین خفن، فیلم خفن ]
پس واسه تولد شونزده سالگیم
یه اسم رو روی تموم پرهها نوشت
ولی به زبانهای مختلف
پس «مردار» چه معنایی داره؟
قاتل
به زبان هلندیه، فکر کنم
ایول
تیر رو کار بذار
خوبه
خیلیخب، بکش عقب
از کمرت استفاده کن
خیلیخب، خوبه
خیلیخب، خیلی هیجانزده نشو
میدونی، اون بیرون
بدترین چیز، وحشت کردن یا هیجانزده شدنه، باشه؟
هروقت حاضر بودی
...آه
شرمنده
اینکه میبینم توی همهچیز ماهر نیستی، برام قشنگه
میدونی، شاید اگه تو کمکش میکردی
تا الان ماهر شده بود
آره، چرا نمیای پایین
و یادمون نمیدی، خانم متخصص؟
باشه
تاحالا تیراندازیش رو ندیدی؟
واقعا؟ واقعا؟
واقعا
ممنون
توی موقعیت اولیه قرار میگیریم
بزن دیگه
هیس
دیدی؟ از کایل یاد بگیری بهتره
دروغ نگم، خیلی سکسی بود، عزیزم
هی، هی، این چه کاری بود؟
چی؟ - قبلا وقتی بچه بودیم -
این کار رو میکردی
چه کاری؟
اینکه سعی کردی دلم رو خوش کنی
نمیدونم از چی حرف میزنی
خیلی عنی
آره، بایستی تا الان عادت میکردی
الان سه روزه که دارم تلاشم رو میکنم
هیچی بهم یاد نمیده - درکت میکنم داداش -
نمیدونم چرا من باید بهت آموزش بدم
خودش باید یادت میداد
خب، گفت اگر خودش بهم شکار یاد بده
بعدش بابت تمام چیزهایی که میکشم، مسئوله
و نمیخواد چنین باری رو به دوش بکشه
آره، تو هم باور کردی
خب، مطمئنم خودت میدونی که ...وقتی سوفی، یه تصمیمی بگیره
میدونم
تازه، گیاهخوار شده
گیاهخوار نیست
ناموسا؟ - آره -
رستوران پیدا کردن برام کابوس شده
تاحالا با تفنگ، شلیک کردی؟
خودت چی فکر میکنی؟
آره! ایول
ایول
خیلیخب رفیق - آفرین -
خیلیخب - کارت درسته رفیق -
هی
توی تعطیلات به سر میبریها
.من سردبیرِ ارشدم تعطیلات برای من بیمعناست
چی از رقصیدن با من مهمتره؟
نوشتنِ این مقاله
جوابت غلط بود
.یه ثانیه بهم وقت بده الان میام، باشه؟
عملکردش چطور بود؟
خیلی خوب بود
خیلی خوب بود؟
.راه میافته قول میدم
هواش رو دارم
شکی توش نیست
هوم
یالا دیگه - دارم فکر میکنم -
خیلیخب، دیگه فایدهای نداره
چی؟
.دستت کشندهست میبازم
از کجا میدونی چی دستمه؟ - از کجا میدونم؟ -
از لبخند موذیانهت که داری مخفیش میکنی
من صورتم همین شکلیه
صورتت همین شکلیه؟ - آره -
خدا رو شکر که هیچ دخلی
به این صورتِ مسخرهت نداشتم
اگه اینقدر بزدلی، دوباره ورق پخش کن
...طوری نیست - یالا -
.ورقهات رو نشون بده من هم دستِ خودم رو نشون میدم
باشه - خیلیخب -
قول میدی؟ - آره -
اوه، بازی رو میبردی
چی؟ - آره -
آره - نشونم بده -
نه
!نشونم بده ...بده ببینم
...بدش من دیوونه
...نکبتِ - نه -
...الان بر یه لحظه صبر کن
این چه کاری بود کردی؟
کدوم کار؟
عصبانیای؟
،عصبانی نیستم دارم کار میکنم
خیلیخب، ببین، اگر فضای ساکت میخوای
پس احتمالا بهتر بود از همون اول
اینجا کارت رو میکردی - صحیح -
انتظار نداشتم ورقبازیتون اینقدر پر سروصدا باشه
چی داری مینویسی اصلا؟
تو که هنوز شکار رو شروع نکردی
کل تجربه مهمه
شامل مقدمهش هم میشه
،اگه همون اول که رسیدیم اینجا میبردیم شکار
این رو سه روز پیش مینوشتم
پس قضیه اینه؟
،ببین، چه من سه روز پیش میبردمت چه کایل فردا ببرتت
تفاوت خاصی نداره
یادگیریِ تیراندازی با کمان، چند سال طول میکشه
و اگر تاثیری داره، باید بگم
بهم گفت که واسه بار اولت عملکردِ خوبی داشتی
...آره
چیه؟
دوست دخترش کجاست؟
نمیدونم
.خیلی خوبه که اینجاست قدردانش هستم
،ولی بدون دوست دخترش اوضاع متفاوت خواهد بود
منظورم رو میفهمی
میدونی که چی میگم
بیخیال. برداشتِ اشتباه نکن
نمیدونستم که قرار نیست بیاد
تنها دلیل دعوت کردنش
این بود که واسه مقالهت بهت کمک کنه
و یه نفر رو داشته باشی که باهات بیاد شکار
اون یه نفر رو دارم - بیخیال، نولان -
ببین، شکار با کایل
میتونه آغازِ یک رابطه برادرانه قشنگ باشه
چیه؟ جدی میگم
هی، شماها نقاط مشترک زیادی دارید
نقطه مشترکمون تویی
خیلیخب
یهکم دیگه صبر کن
و لطفا بیا بیرون و یهکم خوش بگذرون
خب، تا وقتی تموم بشه طول میکشه دیگه
صرفا زیاد خودت رو خسته نکن
گفتنش واسه تو راحته
چی گفتی؟
«گفتم «گفتنش واسه تو راحته
یعنی میگی من زحمت نمیکشم؟
چنین چیزی نگفتم - به محض اینکه -
وارد سالن میشم، تا موقعی که برمیگردم
سر پام
الان هم تعطیلاتم، باشه؟ پس شرمنده که دلم نمیخواد
نوشتههای مسخره و کسلکنندهت رو بخونم
...من داشتم
!آره، سوفی، همینه طفره برو
...خب
شرمنده
کمک لازم داری؟
آره، عالی میشه
...این رو بگیر و
چندتا سیبزمینی پوست بکن
ممنون
خیلیخب
خوبی؟
آره، خوبم
حلش میکنیم
میدونی، حیف شد که
لیا نیومد
مشتاق آشناییش بودم
...سوفی، آم
جدا شدیم
وایسا ببینم، واقعا؟
آره - لعنتی -
خوبی؟
...نه، آه
یعنی آره
ولی خر من از کرگی، دم نداشت
خودت هم میدونی - بیخیال -
ولی باید قبل از اومدن بهت میگفتم، شرمنده
چرا چیزی نگفتی؟
نمیدونم
...خب
،اگه خواستی دربارهش صحبت کنی من هستم
ممنون عزیز
خب، وسایل زیادی داری؟
...مثل خودروی همهجارو و تفنگ و
این ماشینی که دم دره
تنها چیزیه که دارم
صحیح
خب، نظر تو چیه؟ ...یعنی
مشخصاً پدربزرگم به پدرم شکار رو یاد داد
پدرم هم به من
کلا کارِ خانوادهم همینه
ولی آخرینباری که رفتم شکار
یه گوزن دیدم
...و طرز نگاهش
...صرفا
یه تحولی درونم رخ داد
نتونستم بکشمش
دیگه شکار نمیکنم
آره
گیاهخوار هم که شدی
خیلیخب
بچه که نیست
.آره، خیلی ممنون بچه که نیستم
برات بریزم؟ - حتما -
درباره چی حرف میزدیم؟
داشتم با بیان یک نکته به سوالت جواب میدادم
چرا قراره آخرهفته برم شکار؟
آره، چرا؟
خب، توی مجله، داریم روابطمون
با مسائل ابتدایی رو به چالش میکشیم
سوژهی من غذاست
میدونی، نمیتونم آدم ریاکاری باشم که گوشت خوک میخوره
ولی جرات کشتن خودِ خوک رو نداره، هان؟
پس میخوام شکار کنم
تا ببینم لازمهی گیر آوردنِ گوشتش چیه
ولی همهش تئوریه دیگه؟
تو تجربه شکار نداری
چی ازش میدونی؟
میدونم که شکار بخشی از طبیعته
و طبیعت، ظالم و ترسناکه
و شکارگرها، شکارچیهای واقعی خارق العادهن
،ما انسانها، توی جنگل خودمون مثل حیوانات میمونیم
.بکش تا کشته نشی سازگار شو تا نمیری
میدونی، وقتی یه فرصت میبینی
باید برای بقات، ازش استفاده کنی
...آره، ولی
جامعه، قوانینِ خودش رو داره دیگه
طبیعت، ظاهر و باطن یکیه
مثلا... بابات قبلا چی میگفت؟
آره. طبیعت، هویتت رو نشونت میده
درسته؟ - خودشه -
آره - خیلیخب -
بهگمونم شما دوتا این رو میدونید
تو هم قراره بفهمی
همیشه واسه شکار میای اینجا، کایل؟
هوم
.بستگی داره تلهگذاری میکنم
تو کار «خز» و اینجور چیزها هم هستم
سه روز در هفته هم توی یک مجتمع تعاونی کار میکنم
جای باحالیه. همونجا با لیا آشنا شدم
...پس خونهت
پنجاه کیلومتر با اینجا فاصله داره
،مواقعی که سوفی نیستش به اینجا سر میزنم
و خب این روزها، خیلی نمیاد اینجا
و اینجا رو هم دوست دارم
ساکت و آرامشبخشه
متروک هم هست
حالاهرچی، به تصمیمِ خود آدم برمیگرده
مثل گیاهخواری که یک تصمیمه و هیچوقت درکش نمیکنم
دست از سرم بردار
.آره، راست میگی راست میگی
تصمیمات، زندگی آدم رو شکل میده
خوشبختیت رو مشخص میکنه
،میدونی، به خودم که نگاه میکنم ...با خودم فکر میکنم
درواقع با خودم فکر میکردم که تا آخر عمرم، مجرد میمونم
میدونی، دلم میخواست بمونم
فکر ازدواج، هیچوقت به ذهنم خطور نکرده بود
...تا اینکه
با سوفی آشنا شدم و بوم
چارهای نداشتم
ولی ازدواج نکردین
نامزدیم
شرمنده، میدونستم میخواستی بهش بگی
ولی اساساً الان بهش گفتی
یکی از دلایلی که میخواستم
این آخرهفته اینجا باشی، همین بود
میخواستم شخصاً بهت بگم
...آه
...وای
تبریک میگم
ممنون - آره -
خیلی خوشحالیم
بیاید یه نوشیدنی بخوریم
چیه؟ - چی چیه؟ -
آقای سربیر ارشد، برات حلقه الماس نخریده؟
دیروز که داشتم ظرفها رو میشستم درش آوردم
اوه
بهگمونم باید یه چیز دیگه برات بخرم
چی؟ واسه چی؟
تولدت
تولدم؟
قرارمون رو یادت رفت؟
قرار بود اگر تا ۴۰ سالگی نامزد نکرده بودیم
...باهم
آره، یادم رفته بود
اون موقع ۱۲ سالمون نبود مگه؟
کلا ۱۲ سالمون بود
این یارو کجاست حالا؟
داره مقالهش رو مینویسه
اوه
شرمنده که اینجوری فهمیدی
واقعا دلم میخواست خودم بهت بگم
نه
ولی پشمریزونه
واقعا نامزد کردی - میدونم -
چقدر از این یارو شناخت داری؟
بیش از یک ساله که توی رابطهایم
اوه، یه سال
بیخیال
عجله کردی، میدونی؟ نسبت بهش دو دلم
این بار رو به غریزهم اعتماد میکنم
تاحالا رفتی؟ - معلومه که آره -
صرفا اون لحظه، غافلگیر شدم
نمیدونم، این روزها خیلی اضطراب دارم
همینجاست
همینجاست - میارمش -
دوستت دارم
استرس داری؟
بابت چی؟
فردا؟
نه، چالش جدیدیه
ولی پذیراشم
همیشه پذیراشم
حولهای که گذاشتم توی اتاقت رو برداشتی؟
آره، فکر کنم - خیلیخب -
.من خیلی خستهم میرم بخوابم
شب بهخیر عزیزم
کنیاک دوست داری؟
یه حسی بهم میگه داری
جنس نابیه
به سلامتی سوفی
باید باهات صادق باشم
...قبل از اینکه پیشنهاد بدم
یه حسی بهم گفت که باید بیام پیشت
و ازت اجازه بگیرم
بیخیال بابا - جدی میگم -
آره، واسه سوفی خیلی مهمی
خیلی دوستت داره
دوستِ خوبیه
آره
بهترین دوستته
رفیق
بزرگ شدن با همچین دختر جذابی
بایستی پشمریزون بوده باشه، نه؟
من یکی که نمیتونم با یه دختر جذاب صرفاً دوست عادی باشم
کیر توش بابا، کار خیلی سختیه
...آره
اینجوریها نبود رفیق
جدی؟
از چی حرف میزنی؟
سوفی
میدونم که کَردیش
بیخیال نولان
بیا دربارهش صحبت نکنیم - عزیز -
نیازی نیست دربارهش صحبت کنیم، باشه رفیق؟
عزیز، عزیز - مال خیلی وقت پیشه -
گوش کن رفیق، بیا سعی کنیم که اوقات خوشی داشته باشیم
هی، نمیخواستم عصبانیت کنم
ردیفی؟
نگرانش نباش
بهم گفت که اشتباه بوده
و مال گذشتهست
درسته؟
درسته؟
جنس ناب، خطرناکه
فردا صبح میبینمت
نولان، چی کار میکنی؟
نوشیدنیم افتاد
...بعدش پام - وای خدا -
بیخیال - آخ -
چیه؟ حالت خوبه؟ - پام -
وای نه - محض رضای خدا، نولان -
باید برم بیمارستان - حالت خوبه؟ -
چی کار میکنی؟
گم شو اونور
گم شو بابا
بیا اینجا ببینم
چی کار میکنی؟ برو جمعش کن
باشه واسه فردا [ اسپانیایی ]
اوم
میدونی بهترین بخشِ من چیه؟
هوم؟
هوم؟ نه «هوم» نیست
حدس بزن
منم
درسته - میدونم -
ببخشید که مثل عوضیها رفتار کردم
آره، واقعا عوضی بودی
حالا هم با کایل، بدرفتاری کردم
چی؟
با کایل؟ منظورت چیه؟ - مهم نیست -
منظورت چیه؟
معلومه که مهمه
...اون عملاً
مثل برادرم میمونه
برادرت نیست
...همهش این رو میگی و - خیلیخب -
...و انگار که شما دوتا
نه
خودت میدونی که اون برام حکم کی رو داره
درسته. ولی سکس داشتین
آره، یهبار
هجده سالمون بود
خیلی مست بودم و یه اشتباه بود
جفتمون این رو میدونیم
هی
آهای؟
همهچیز رو بهش میگی، درسته؟
هوم
قبلا
نمیدونه
،اگه میخوای جا بزنی الان وقتشه
جا نمیزنم
استرس داری؟
استرس ندارم
استرس داری - ممنون -
ولی نمیذاری استرس جلوت رو بگیره و واسه همین عاشقتم
من هم عاشقتم
خواستم بگم اگر چیزی لازم داشتی بهم زنگ بزن
ولی موبایلت رو داخل جا گذاشتی
،وقتی اون بیرون، آنتن نمیده بردنش چه فایدهای داره؟
کار از محکمکاری عیب نمیکنه
خب، کایل پیشمه و اسلحه هم دارم
،و از مسیر حمل چوب قدیمی میریم پس مشکلی پیش نمیاد
مطمئنم میبرتت خیلی دورتر
خب، اونجوری میتونم صفحات بیشتری بنویسم
خیلی یکدندهای - اوهوم -
نمیدونم چرا خودت نمیبریش
مشخصاً دلش نمیخواد با من بیاد
نه، نه، هیجان زدهست
بیخیال، خوش میگذره
.گوش کن، بنزینت کمه میخوای باکش رو پر کنم؟
.دو لیتر اضافه همراهم هست نیازی نیست
جلیقهت رو باز کن
یالا
هروقت که تنهایی میرفتم شکار
بابام یکی از اینا بهم میداد
بهم نگفته بودی - خوششانسی میاره -
چرا نمیدیش نولان؟
چون مدل تیراندازیش با تفنگ رو دیدی
خیلیخب
بپر بالا
خیلیخب، بریم تو کارش
از کجا میدونی که نقطه خوبی پیدا کردی یا نه؟
نمیشه فهمید، ولی یه سری نشونهها هستن که باید دنبالشون گشت
مثلا چی؟ فضولات؟
ردپا؟ - آره -
ولی باید پوشش خوبی هم پیدا کنی
وقتی پیداش کردی چی؟
صرفا صبر میکنی؟
این فضولات گوزنه؟
آه، نه
...این
مال خرگوشه
خرگوش - اوهوم -
هوم
تا چه حد اومدیم سمت شمال؟
شمال نیستیم
غربیم
تو و سوفی، توی بچگی این کار رو میکردین
بعید میدونم الان صبرش رو داشته باشم
آره، همیشه بهم میگفتن که واسه زندگیم
به دردم میخوره
عه؟
کی بهت گفت؟ بابات؟
بابام بالا سرم نبود
مادرت گفت؟
،همه فکر میکنن دلشون بچه میخواد تا اینکه بهدنیا میاد
واسه همین خیلی به خانواده سوفی نزدیک بودی؟
...اونا
گوش کن، کایل
بابت دیشب، شرمندهم
مست شده بودم
و نباید اون حرفها رو میزدم
جداً قدردانِ کاری که داری میکنی هستم
طوری نیست
بریم یه نقطه دیگه پیدا کنیم
وای
وای
بزنش دیگه
آروم باش
اه، نمیتونم
کایل، رفیق، هنوز زندهست
هی رفیق، بهنظرم بهتره برگردیم
خیلی دور نشد
باید بریم - این عادیه؟ -
باید همینجا بذاریمش و بریم؟
چه کسشعرها؟
بسه، بیا برگردیم
کایل، بیا! بهنظرم باید برگردیم
.یه لحظه صبر کن یه لحظه خفهخون بگیر
هی، یه حیوون زخمی اونجاست و داره زجر میکشه
کیر توش
چی کار کنیم؟
هیس
چی کار کنیم؟ - تکون نخور -
چه کسشعرها
نه
کایل
کیر توش
کایل، کایل
!وای خدا، وای خدا کمکم کن، کایل
کمکم کن، نمیتونم نفس بکشم - میرم کمک خبر کنم -
میرم کمک خبر کنم - تنگی نفس دارم -
...نه، کمک خبر
نه
نه
نه، نه
نه، نه
نه، تنهام نذار
کایل، تنهام نذار
.نرو، نرو تنهام نذار
نه، کایل، تنهام نذار
کایل، تنهام نذار
.نرو، کایل کایل
.کایل، نرو تنهام نذار
آخ
اوه
اوه، بیخیال
سوفی
سوفی
سوفی
سوفی
صورتت چی شده؟
اوه - کایل؟ -
بهمون حمله شد - حمله؟ -
.آره، یه گوزن دیدم بهش شلیک کردم، ولی تیرم خطا رفت
.خیلیخب، تیرت خطا رفت بعدش چی شد؟
برگشتیم و بهش حمله کرده بود
سوفی، کلی گرگ هست - گرگ؟ -
سالهاست که توی این منطقه گرگی نبوده
.سعی کردم کمکش کنم کاری ازم برنیومد
...یه - وایسا ببینم -
نولان کجاست؟ - به حرفم گوش کن -
.سعی کردم بهش کمک کنم، سوف کاری از دستم برنمیاومد
همونجا ولش کردی؟
تنهاش گذاشتی؟
.سعی کردم نجاتش بدم ولی خیلی دیر شده بود
یعنی چی خیلی دیر شده بود؟
حالش خوبه؟
نمیدونم
زندهست؟
نمیدونم
نمیتونم برگردم
،یا با خودروی خودت میای یا ترک موتورم میشینی
ولی درهرصورت، باید جاش رو نشونم بدی
توی همین محدودهست؟ نزدیک شدیم؟
فکرکنم
.خیلیخب، باید جدا شیم من از اونور میریم
نه، جدا نمیشیم
باید باهم باشیم - نه -
،باید تای جای ممکن جنگل رو بگردیم
نولان
نولان
نولان؟
هی
فرجی نشد؟
...نه. بهتره برگردیم و زنگ بزنیم به
نه، نولان رو ول نمیکنم
وای خدا
کایل؟
کایل؟
بیا اینجا
چرا بهم دروغ گفتی؟
دروغ نگفتم - نه، گفتی که -
تیرت خطا رفت
...دروغ نگفتم، صرفا - اوه -
،نه، یه شکارچی دیگه کمکم ۲۰۰ کیلومتر با اینجا فاصله داره
چرا داری بهم دروغ میگی؟
اینجان سوفی
نمیدونم این چه بازیایه داری میاری
نولان کجاست؟
نمیدونم کجاست
به نفعته که همین الان حقیقت رو بهم بگی
بهتره همهچیز رو بهم بگی
راستش رو بهت گفتم
هیچی بهم نگفتی
دستِ خالی ولش کردی؟
تفنگ رو خودت برداشتی؟
داری بهم تهمتِ چیزی رو میزنی؟
،نمیدونم نمیدونم
باید بزنم؟
چه مرگت شده؟
اون به دردت نمیخوره
چه گهی خوردی؟
مناسبِ تو نیست
کیر توش
یالا، یالا
یالا، یالا، یالا
هی
هی
نولان
نولان؟
نولان
یا خدا
یا خدا
خیلیخب
خیلیخب
یا خدا
نولان
یه چیزی بگو
نولان
ولم کن، ولم کن
ولم کن
گم شو
نولان
نولان
نولان؟
هی، هی
میتونی پات رو تکون بدی؟
.باید بلندت کنم بلند شو
بلند شو
خیلیخب، آمادهای؟
یک، دو، سه، پاشو
خیلیخب، آفرین
خیلیخب، خیلیخب
خیلیخب، بریم
یالا، میرسیم
خیلیخب، همینه
خیلیخب، خوب میشی
خیلیخب
خیلیخب
آفرین. خیلیخب
بیا. بیا اینجا
بیا
آه
خیلیخب
سوف
سوف - ...فقط -
کایل؟
کایل؟
اوه، کایل
لعنتی، متاسفم
کیر توش
باید بعداً برگردیم دنبالش
بیا
هی
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.