Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:skye ویراستار: Raha
[قلبت رو دنبال کن]
[قسمت 27]
به نظر شماها
حرفای لی جون چقدرش راست بود
و چقدرش دروغ؟
اعلیحضرت
لو دینگ ژائو قبل از اینکه لی جون
بتونه به شما چیزی بگه اونو کشت
میترسم
بیشتر چیزایی که گفته درست باشه
اعلیحضرت
اونا حتما هنوزم چیزی رو پنهان میکنن
یا اینکه
از یه چیزی میترسن
جیانگ شین بای
بهت اجازه میدم که به دیوان بازرسی برگردی
و معاون دیوان بازرسی باشی
ولی تو باید
حقیقت این موضوع رو
برای من پیدا کنی
اعلیحضرت
میترسم که نظر خوبی نباشه
اعلیحضرت
الان
جایی که من باید برم
دیوان بازرسی نیست
بلکه تینگ ژوئه
اعلیحضرت
جنوب و غرب راه های تجارتی متفاوتی دارن
این دا چیه که اونا رو بهم وصل میکنه
و تینگ ژو
یک مرکز مهم در مسیر تجاری غربه
نتیجه گیری اولیه من اینه که
لو دینگ ژائو
میخواست از طریق
تینگ ژو زورنیا رو از کشور خارج کنه
درباره اش مطمئنی؟
برای تایید حدسیاتم
اول باید به تینگ ژو برم
علاوه براین
لو دینگ ژائو ترجیح داد بمیره
تا حقیقت رو بهمون بگه
شاید حقیقتی که دنبالشم
رو اونجا پیدا کنیم
ولی اگه مستقیما به تینگ ژو بری
ممکنه که هوشیارشون کنی
اعلیحضرت، شما خردمندین
مطمئنم همین الان نقشه ای دارین
تو رو به عنوان بازرس سلطنتی منصوب میکنم
تا مسیرهای غرب رو از طرف من بازرسی کنی
ممنونم اعلیحضرت
چرا درباره ی نقشه ات
برای رفتن به تینگ ژو با من صحبت نکردی؟
تا خطر نکنی چیزی به دست نمیاری
تینگ ژو جای خطرناکیه
برادرم اونجا مرد
تو هم میخوای اونجا بمیری؟
برای همینم باید تنها برم
تو باید تو پایتخت بمونی
اینجا بمونم؟
چرا؟
یه حسی دارم که
پایین کشیدن لو دینگ ژائو
باعث میشه که
مغز متفکر اصلی که تو تاریکی پنهان شده بیرون بیاد
پایتخت
از همیشه خطرناک تر میشه
منم حس میکنم یه چیزی عجیبه
پس
تو باید تو پایتخت بمونی
و حواست بهش باشه
علاوه بر این
باید مراقب باشی
میدونم
حتما خیلی خوب
حواسم به یان نان شینگ عزیزت هست
تو هم
باید مراقب خودت باشی
خیلی غرغرویی
فهمیدم
[تالار یینگ ژن]
شماها که خیلی بیشتر بودین
چطور تونستین
بذارین یه پیرمرد شصت ساله
یه نفر رو با شمشیر بکشه؟
چیکار میکردین؟
دو نفر مردن
و هنوز هیچ
اطلاعات مهمی به دست نیاوردین
شین بای هنوزم داره میره
مادر عصبانیه
آره
این بار
بهتره داخل نری
و این آتیش رو بیشتر نکنی
بذار اول اروم بشه
چطور میتونم آروم بشم؟
مردا همیشه
به زنا میگن اروم باش
اگه یه زن نتونه اروم بشه
همش تقصیر مرداست
مادر
به عنوان یه مقام دولتی دارم میرم
خودم رو به کشتن نمیدم
علیاحضرت گریه کردن برای سلامتیتون بده
گریه نمیکنم
اصلا میدونی
استراحتگاه های جاده های غربی چطوریه؟
همشون بایر دور افتاده
و پر از دزد و
راهزنه
معذرت میخوام مادر
نگرانتون کردم
راستش
خودم خواستم که بازرس منطقه ای باشم
چی؟
پسرم
شین بای
چرا این کارو کردی؟
دوباره به خاطر زورنیاست؟
شین بای
میتونی هروقت که دلت خواست
تو پایتخت درباره ی زورنیا تحقیق کنی
چرا میخوای به همچین جای دوری بری؟
حتی اگه فکرمیکنی
که نیازی نیست درباره اش با ما صحبتی کنی
باید حداقل احساسات
همسرت رو در نظر بگیری
واقعا میتونی
اونو اینجا بذاری و بری؟
مادر
بنا بر دلایلی باور دارم
که پرونده زورنیا
به بیست سال
گذشته برمیگرده
و مغز متفکر اون
مقصر اصلی
مرگ پدره
مرگ پدر و ژنرال نان
نباید بیهوده باشه
من
باید به این تحقیقات ادامه بدم
الان باید برای پیدا کردن
سرنخ به تینگ ژو برم
در نگاه همه
اعلیحضرت دارن منو برای بازرسی جاده های غربی میفرستن
ولی در اصل
ایشون دارن فرصتی به من میدن
تا به تینگ ژو برم
و حقیقت رو پیدا کنم
ولی شین بای
من همین الانشم
پدرتو ازدست دادم
مادر
من پدرم نیستم
این بار
من برنده شدم
مگه نه؟
شین بای
شین بای
اگه فکر میکنی
این کاریه که باید انجامش بدی
انجامش بده
بهت افتخار میکنم
ممنون پدربزرگ
شین بای
کی میری؟
فردا صبح
مادر
مادر
مادر
بعد از اینکه از تینگ ژو برگشتم
راهی پیدا میکنم تا
نامزدیتو با یان بی چینگ بهم بزنم
خودم بااین نامزدی موافقت کردم
اگه ردش کنم
خاندان یان احساس حقارت میکنن و
میگن ما داریم بهشون زور میگیم
دقیقا داریم بهشون زور میگیم
باشه
تو دخالتی نکن
خودم یه راهی پیدا میکنم
مراقب خودت باش
برادر
...من
یه چیزی باید بهت بگم
سولو
خدمتکارات کجان؟
مرخصشون کردم
مرخص؟
چرا؟
توام چندسال تنهایی زندگی کردی
و هیچ خدمتکاری نداشتی درسته؟
پس
میخوام از تو الگو بگیرم
از من الگو بگیری؟
هیچ وقت خودت رو به چشم یه ارباب ندیدی
بعلاوه
با همه
یکسان رفتار میکنی
درباره ی این موضوع
فکر میکنم که عملکردت بهتر از من بوده
برای همینم میخوام
اینطوری خودمو بهتر کنم
دارم درست فکر میکنم
که دعوای بین ما
به طور رسمی تموم شده؟
پس
ما نباید
اینو با یه نوشیدنی جشن بگیریم؟
حتما
منتظرم بمون
میخوام به سلامتی تو بنوشم
و برات ارزوی یه سفر راحت کنم
به نظر میرسه که
باید این فنجون شراب رو تموم کنم
برادر تو یه بار گفتی که
سر عمارت یوئه جیانگ
با من رقابت نمیکنی
راستش
این اواخر نظرم عوض شده
یه شاهدخت بدون خون سلطنتی
نه میتونه از خانواده اش محافظت کنه
نه از کسایی که به کشورمون وفادارن
تو و پدرت
سختی های زیادی رو برای نابودی زورنیا کشیدین
ولی وقتی تو
توی خطر بودی
کی ازتون محافظت کرد؟
پس؟
پس
میخوام اولین صدر اعظم زن این سلسله بشم
وقتی که
دومین شخص قدرتمند این سلسله بشم
میتونم از
مقامات وفادار محافظت کنم
و دزدا و گناهکارا رو مجازات کنم
بهم میخندی؟
بشین
مست شدی؟
اصلا تحمل الکل نداری
سولو
بهم گوش کن
تو ادم باهوش
و توانایی هستی
درسته که نباید جایی که الان هستی بمونی
و باید
آرزوهای بزرگ تر داشته باشی
ولی
ممکنه
از بهایی که برای رسیدن به قله باید بپردازی خوشت نیاد
باید چیزایی بگی که دوست نداری
حفظ ظاهر کنی
دروغ بگی
و قلب سردی داشته باشی
میتونی
همه ی این کارها رو بکنی؟
من این قایق رو به حرکت دراوردم
و تا زمانی که
به خشکی نرسیدم توقف نمیکنم
بهت اعتماد دارم
برادر
باید به سلامت برگردی
منتظرت میمونم تا نامزدیمو لغو کنی
باید ببینی که چطور
اولین صدر اعظم این سلسه میشم
باشه
از بین تمام زمان هایی که باهات گذروندم
هیچ وقت به
اندازه الان خوشحال نبودم
منم همینطور
دلم برای خود واقعیت تنگ شده بود
مستی؟
سولو رو مقصر بدون
مجبورم کرد نوشیدنی بخورم
چند سالته؟
هنوزم چغولی خواهرت رو میکنی
دارو درست میکنی؟
حالت خوب نیست؟
تغییر چهره این سری خیلی یک مرتبه ای بود
فکرمیکنم که
ممکنه به خاطر کم خونی و کمبود چی باشه
برای همین دارم داروی تقویتی درست میکنم
یان نان شینگ
باهام بیا
باید یه چیزی بهت بدم
چیه؟
یه هدیه؟
طلاق؟
تازه دو روزه ازدواج کردیم
و میخوای ازم جدا شی؟
یان نان شینگ
موضوع اونطور که فکر میکنی نیست
پس چیه؟
این توافقنامه طلاق رو
قبل از اینکه
باهم ازدواج کنیم نوشتم
تو قبل از اینکه
باهام ازدواج کنی نقشه داشتی ازم جدا شی؟
دارم میرم تینگ ژو
فردا حرکت میکنم
در ظاهر
اعلیحضرت من رو به عنوان بازرس منطقه ای منصوب کرده تا
جاده های غربی رو بازرسی کنم
ولی دراصل
داره بهم اجازه میده که برای تحقیقات به تینگ ژو برم
وقتی
که روی دروازه شهر برام اتیش بازی راه انداختی
تا تشویقم کنی
تصمیمم رو گرفتم
اگه تونستیم از این موضوع رد بشیم
برای تحقیقات به تینگ ژو میرم
برو
ولی چرا میخوای طلاق بگیری؟
به حرفم گوش کن
شانگ بی لی
بهم گفت ازدواجم باهات
صادقانه نبوده
درواقع درست میگفت
ازدواجمون
راه نجاتی بود که من برات آماده کرده بودم
چه راه نجاتی؟
قبل از اینکه ازدواج کنیم
نمیدونستم که
لو دینگ ژائو و لی جون میمیرن
برای همینم فکر کردم
همسر شاهزاده بودن
تو رو در امان نگه میداره
این توافقنامه طلاق رو اماده کردم
چون نگران بودم
یکی ممکنه
دوباره منو متهم کنه
و پای خانوادمم به داستان کشیده بشه
اگر این اتفاق میافتاد
میتونستی با این توافقنامه
رابطه ات رو با من قطع کنی
اینطوری
درگیر نمیشدی
ولی لو دینگ ژائو و لی جون
الان مردن
ولی پایتخت هنوز امن نیست
برام مهم نیست
باهات میام تینگ ژو
هیچ بازرس منطقه ای دیگه ای
با همسرش برای بازرسی نرفته
پس همین الان
این توافقنامه رو امضا میکنم
و دیگه همسرت نیستم
میتونم خدمتکارت باشم
بعدش میتونم باها بیام؟
یان نان شینگ
در طول این بازرسی
کارهای مهمی هست که باید انجام بدم
حتی اگه باهام بیای
هم نمیتونم
مراقبت باشم
برام مهم نیست
اینا فقط بهونه است
فقط میخوای منو ول کنی بری
باشه
حقیقت رو بهت میگم
امیدوارم که
اینجا بمونی و
از خاندان جیانگ محافظت کنی
من؟
کسایی که تو پایتخت هستن
ممکنه دوباره
برعلیه امون نقشه بکشن
نباید بذاریم دوباره با
چیزهایی مثل آثار هنری که
برای پدربزرگم فرستادن بهمون تهمت بزنن
...ولی من
دختر خوبی باش
فردا دارم میرم
...پس
...من
...من
یان نان شینگ
این توافقنامه طلاق رو نگه دار
باشه؟
[برای همسرم، نان شینگ]
نان شینگ عزیزم
وقتی که تو هه من
همدیگه رو دیدیم عاشقت شدم
ولی احمق بودم و متوجه اش نشدم
بعدا
چاره ای نداشتم و باید برای
ازدواج کردن باهام گولت میزدم
ازت استفاده کردم و بهت صدمه زدم
نمیتونم بگم چقدر متاسفم
دوباره همدیگه رو تو پایتخت دیدیم
و بازم تونستی قلبم رو به لرزش دربیاری
یان نان شینگ
خوش شانسم که تونستم دوباره باهات ازدواج کنم
آرزوم اینه که کنارت پیر بشم
و همیشه کنارت بمونم
متاسفانه
زورنیا هنوز ازبین نرفته
و تاوان مرگ ها گرفته نشده
نمیتونم الان متوقف بشم
چاره ای ندارم
جز این که ترکت کنم
خداحافظی کردن بلد نیستم
و احساسات ضد و نقیض زیادی دارم
تو باهوشی میتونی درکم کنی
نیازی نیست بدرقه ام کنی
امیدوارم که
به زودی همدیگه رو ببینیم
رئیس ناپدید شده
سای آر هم که نیومده
همشون رفتن
و منو گذاشتن تا تنهایی مغازه رو اداره کنم
[شکوفه زیبایی]
پدر، مادر من برگشتم
پدر، مادر کجایین؟
پدر
چیشده؟
پدرت تصادفا افتاد
روی چنگال آهنی
دیگه پیر و
دست و پا چلفتی شدم
طبیب چی گفت؟
چیز جدی نیست
موضوع اینکه
ابزارهای کشاورزی
به موقع تحویل داده نمیشه
باید پیش پرداخت رو برگردونم
و بهشون خسارت بدم
چیکار کنیم؟
مادر
کافیه گریه نکن
نگران نباش
بهش رسیدگی میکنم
این خیلی مناسب منه
خوبم پول میدن
آره
میتونم امتحانش کنم
کارش چیه؟
سیصد تا سکه مسی؟
فقط باید
روزی دو ساعت کار کنم؟
مرد جوان دوباره با دقت نگاه کن
باید از ساعت پنج عصر کارت رو شروع کنی
که چی؟
مگه نشنیدی؟
این اواخر آدمای جوون زیادی
تو بخش غربی شهر ناپدید شدن
و همشون نزدیک ساعت پنج عصر ناپدید شدن
تا مقصرش دستگیر نشه
کسی جرات اینو نداره که نزدیک ساعت پنج بیرون بره
آره
اینکار خیلی خطرناکه
مرد جوان
قبولش میکنی یا نه؟
مرد جوان
بذار دوباره بهت یاداوری کنم
کارفرما همیشه نقاب میزنه
و ادم مرموزیه
جرات اینکه دیده بشه رو نداره
ادم خوبی نیست
درسته
درسته
پرداختیش به موقع است؟
نگران نباش
یه سکه کمترم نمیده
باشه
اینکارو میگیرم
شلخته ست
ولی ادم داناییه
بانویی که اینجا زندگی میکنه
خیلی عجیبه
چه خدمتکار بافکری
[عمارت شانگ]
امروز چی تو رو به اینجا کشونده؟
رئیسم دوباره ناپدید شده
رو چیان سرش با
کار کردن تو یه عمارت دیگه شلوغه
و شکوفه زیبایی هم مشتری نداشت
برای همین اومدم
برای برگردوندن حس بویاییت بهت کمک کنم
برادر
من زیاد اینجا میام
این موضوع اذیتت میکنه؟
نه اصلا
آرزو میکنم هرروز بیای اینجا
آشپزیت
به خوبی همیشه ست
بیا غذا بخوریم
یه غذای مهم رو فراموش کردم
منتظرم بمون
یه لحظه منتظر بمون
برادر
برادر بوش کن
بیا بوش کن
یه نفس عمیق بکش
علف هوتونیا؟
بوش رو حس کردی درسته؟
عالیه عالیه
بیا بازم بو کن
بیا
من حس بویایی ندارم
کور که نیستم
پس
بوش نکردی؟
از کجا گرفتیشون؟
خودم چیدم
چرا یکم امتحان نمیکنی؟
نمیخوام
چیدنشون خیلی برام سخت بود
حالا که علاقه ای نداری
خودم میخورم
باشه
یکم میخورم
خیلی مونده
واقعا خیلی چیدی
شاید فردا باید یه مار بگیرم
و برای برادر شراب درست کنم
ممکنه وقتی حالش بهتر شد
بتونه همه چیز رو بو کنه
کلماتی که تو این نسخه هاست
خیلی سخته
رو چیان بهم گفت اگه نتونستم بنویسمشون
میتونم به جاش دایره بکشم
فرمانده شانگ
بهم اعتماد کن
با بینی
خیلی خوش قیافه شدی
باید فرمانده شانگ رو درمان کنم
[عمارت بازرس منطقه ]
[تالار دائو مینگ]
♫چهره های زیبا و توهمات چشمانم را خیره میکند♫
♫چطور میتونم خود واقعیت رو بشناسم♫
♫نمیتونم به وظایفم خیانت کنم♫
♫اسمان تغییر میکنه ولی خیانت به قلب سخته♫
♫میون این همه درگیری همه چیز محو میشه♫
♫قلبم یخ زده و چشمام رو مه گرفته♫
♫از زمانم به عنوان اخرین چاره استفاده میکنم♫
♫اجازه میدم که به رویاهام بیای بهم ثابت نکن که اشتباه میکردم♫
♫ستاره های تو ایینه♫
♫بهم حس پوچی و تو خالی میدن♫
♫سه هزار نگاه مست به♫
♫اندازه یه نگاه به تو ارزش نداره♫
♫حتی اگه قلبت رو هم درک کنم♫
♫توهم منه♫
♫و بازم با کمال میل دنبالش میکنم♫
♫که توی قلبم بمونی♫
♫برای یه لحظه کوتاه♫
♫این راه خیلی دور و درازه♫
[برای همسرم، نان شینگ]
چیکار میکنی؟
بی خوابی داری؟
بی خوابی؟
نمیتونم نگران
همچین چیزایی باشم
نتونستم خوب بخوابم
خیلی درس میخونی
و زیاد کار میکنی
خیلی به پول احتیاج داری؟
همیشه پول نیاز دارم
اگه پول نیاز داری
میتونی یکم از رییس قرض بگیری
ولی رئیس پولی نداره که
به من قرض بده
و هیچ جا هم نمیشه پیداش کرد
من برگشتم
رییس- رییس-
دوباره ناپدید شدی
و یک دفعه هم ظاهر شدین
...من
به تازگی ازدواج کردم
شماها سنتون کمه این چیزا رو نمیفهمین
همسر شاهزاده
علیاحضرت من رو فرستادن
که کرم زیبایی جدید رو بگیرم
این اواخر محصول جدیدی نداشتیم
رو چیان
کرم های زیبایی که
علیاحضرت دوست دارن رو بیار
چشم
یه یاداوری دوستانه
علیاحضرت انتظارات زیادی ازت دارن
به تازگی با شاهزاده ازدواج کردی
و داری از زیر کارت در میری
اطراف رو نگاه کن
هیچ مشتری نداری
شاهزادهناراحت میشن
چرا فقط مغازه رو نمیبندی
و برای یه زندگی راحت
به عمارت یوئه جیانگ نمیری؟
بانو بای
من دارم یه مغازه رو اداره میکنم تا
به جای این که سریع پول دربیارم
ارتباطات جدیدی بسازم
بانو بای
منو همسر شاهزاده صدا میکنی
ولی هنوزم فکر میکنی
یه طبیب دوره گرد بی وجدانم؟
جراتش رو ندارم
خوبه
...تو
چی شده؟
بانو بای
اینا تمام کرم هایی هستش که علیاحضرت
معمولا استفاده میکنن
بانو بای
بفرمایین
به چی نگاه میکرد؟
رئیس
باهام بیا
چی شده؟
بذار یه چیزی بهت نشون بدم
زیبایی شهر
رئیس
همه ی مشتریامون رو
اونا دزدیدن
چند روزه هیچی نفروختیم
آنقدر بده؟
رییس
میدونیم
که تازه ازدواج کردین
ولی نباید کارتون رو
فدای زندگی عشقیتون کنین
بای یو چن راست میگه
ما به محصول جدید احتیاج داریم
باید بیاین سرکار
ولی همیشه ناپدید میشین
اینطوری نمیشه یه کار رو اداره کرد
من رئیسم ها
ماهم خودمون رو به
عنوان زیردستت نمیبینیم
ماهم این مغازه رو اداره میکنیم
پس
باید درستون رو یاد بگیرین باشه؟
اشتباهاتتون رو جبران کنین
[شکوفه زیبایی]
الان یه فرصت دارین [شکوفه زیبایی]
برید و اون مشتری رو نگه دارین
مشتری داریم؟باید زودتر میگفتین
موضوع این نیست
رئیس
اون مشتری
یکم خسیسه
صبح زود اومده اینجا
و داره درباره ی همه چی قضاوت میکنه
اما چیزی نمیخره
ولی همش از نمونه ها استفاده میکنه
واقعا اینجا لنگر انداخته
شما دوتا باید با
مشتری ها صبورتر باشید
یه جورایی حس میکنم که
مشتری بزرگیه
رو چیان
براش چایی میوه ای ببر
و گرونترین کرم های زیبایی رو بیار
بذار جیباشو خالی کنم
بانو یان
ثروت زیادی تو پایتخت به دست آوردی
چرا چیزی نمیگی؟
مادر
مادر؟- مادر؟-
هنوز میدونی که مادر داری؟
هدایای نامزدی کجاست؟
مراسم ازدواجت کی بود؟
خیلی ساده
ازدواج کردی
همه چیزم میدونی؟
البته
وگرنه چرا اومدم؟
من چندین ساله که دارم
اسم و رسمی برای خودم تو این دنیا دست و پا میکنم
اگه نمیفهمیدم
یه بازنده تمام عیار بودم
به طور خلاصه
با ازدواجت با
جیانگ شین بای موافق نیستم
مجبوری که باشی
ما همین الانشم ازدواج کردیم
دختره بد
همین الانشم ازدواج کردی؟- چیکار میکنی؟-
گوش کن
من با ازدواجت با
اون موافق نیستم
صداتو بیار پایین
جلوی زیردستام آبرومو نبر
اهمیت نمیدم
انقدر غیر منطقی نباش
من مادرتم
باید به من گوش کنی
نمیخوام مادرم باشی
وقتی بچه بودم منو به فرزند خوندگی گرفتی
و ازم خواستی مادر صدات کنم
من فقط برای جبران
خوبی هات مادر صدات میکنم
من همیشه مادرت بودم
وگرنه چی میخواستی صدام کنی؟
خواهر بزرگ، بانو هرچی باشه
چیکار میکنی؟- عوض تشکرته-
صداتو بیار پایین
دارن گوش میکنن
دست ازاین مزخرف گویی بردار
برو
جیانگ شین بای رو بیار اینجا
اینجا نیست
شما تازه عروس دامادین
و تو رو تنها خونه ول کرده
چطور تونستی با همچین مردی ازدواج کنی؟
نرفته خوش گذرونی کنه که
برای کار جدی رفته
چیه؟
این کار جدی چیه
که از تو هم مهمتره؟
به هرحال
اهمیت نمیدم که
با جیانگ شین بای ازدواج کردی
حتی اگه بچه هم داشته باشین
باید ازش جدا بشی
چرا باید ازش جدا شم؟
به خاطر توافقنامه طلاقی
که بهت داده
این موضوع شخصیه
شخصی؟
هیچ چیزی درباره ی تو
شخصی نیست
بدش من
من همه چیز رو درباره ات میدونم
بذار بهت بگم
میتونی باهرمردی تو
این دنیا ازدواج کنی
ولی جیانگ شین بای
حرفشم نزن
چرا؟
فراموش کردی
که تو هه من اومد دنبالمون؟
اون یه سوءتفاهم بود
بعلاوه
ما شبیه دوتا
دزد بودیم
چی گفتی؟
شبیه دزدا بودیم
غرور کورت کرده
عشق منو
کور کرده
بدش به من
نباید به رئیس کمک کنیم؟
مامانش خیلی خشمگینه
نمیتونیم بهش کمک کنیم
فقط باید برای رئیس دعا کنیم
فقط
توافقنامه رو امضا کن
امضاش کن- بدش من-
عشق منو
کور کرده
بدش به من
دختر خوبی باش و امضاش کن
وسایلت رو جمع کن و باهام بیا
بدش به من
نه
نه- بدش به من-
بهترین مغازه زیبایی در پایتخت
بهترین روش در دا چی برای جلوگیری از پیری
بهترین مغازه زیبایی شهر؟
چی؟
شکوفه زیبایی هنوزم اینجاست
چطور جرات میکنن به خودشون بگن بهترین
دقیقا
بیا بریم
بریم
زیبایی شهر قراره بازگشایی بشه
بیاین ببینین چیزی نیاز دارین یا نه
عالیه عالیه
عالیه فوق العاده ست
عالیه
ببین
عالیه عالیه
عالیه
عالیه
عالیه [روز بازگشایی مبارک]
[روز بازگشایی مبارک]
زیبایی شهر
بهترین مغازه زیبایی در پایتخت
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:skye ویراستار: Raha
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.