Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
در سرزمين افسانه ها و در عصر جادو
سرنوشت پادشاهي بزرگ بر دوشهاي يک پسر جوان قرار داشت
اسمش-مرلينه
HAMiD : تنظيم شده براي نسخه 720 بلوري توسط
•,• بزرگترين فروشگاه فيلم و سريال •,• https://t.me/IMDbdTb
IMDbdTb-SHOP تقديم ميکند
آرشيو کامل فيلم و سريالهاي بروز دنيا در IMDbdTb " iD Telegram HAMiD_S2022
من يه چوپان از دشتهاي شمالي هستم,قربان
3شب پيش, ما پشت ديوارهاي ايديرشولاس ...اردو زده بوديم
مطمئن نيست که منم چنين جايي رو انتخاب کنم
جاي خوب کم گير مياد, سرورم
و اون چيه که ميخواي بهم بگي؟
... وقتي ما اونجا بوديم , ما
ديديم که يه دود سياه رنگي از کليسا بيرون مياد
و چيز ديگه اي هم ديدي؟
نه
رفتي تو؟ نه.هيچ کسي از 300 سال پيش تا حالا نرفته اونجا
شما بايد افساته رو شنيده باشيد, قربان
وقتي شعله هاي ايديرشولاس بسوزند, شواليه هاي مدهير دوباره زنده ميشن
مطمئن شو که به اين مرد غذا و تختي
براي امشب داده ميشه
برو به اونجا
چرا؟ چون با اين کار ميتونيم ذهن مردم رو آروم کنيم
مطمئنا اين يه حرف مزخرفه
نيروها رو جمع کن و همون طور که دستور دادم عمل کن
چرا اوتر اينقدر نگرانه؟
چون بايد جلوي شواليه هاي مدهير گرفته بشه
پس تو هم اين داستان رو باور کردي؟ اين يه داستان نيست مرلين
حدود 300 سال پيش, 7 تا از شواليهاي کاملوت به وسيله ي يه جادوگر گول خوردند
و يکي يکي تسليم قدرتش شدند
تحت فرماندهي اون, اونها تبديل به يه نيروي بي رحم شدند
.که شب و روز با بيداري کشيدن ميکشتند و خراب ميکردند بعدش چي شد؟
فقط بعد از اينکه جادوگر خودش اونها رو گشت شواليه هاي مدهير متوقف شدند
مرلين, اگه چيزي که جوزف گفت درست باشه, پس يه چيزي بايد اونها رو بيدار کرده باشه
و من براي جون هممون ميترسم
حالت خوبه؟
آره
.فقط يکم سردمه يه چيز گرمتر ميخواي؟
نه.ممنون
چي شده, مرلين؟
بهم نگو که يه بار ديگه به قصه هاي آخر شب گايوس گوش دادي
فقط اميدوارم همش همين طور باشه که ميگي
.به نظر حالت خوبه ارت ممنونم
من اين رو هميشه به دستم دارم
نميتونم آخرين باري رو که خواب بد ديدم رو به ياد بيارم
به نظر خوشحال نمياي
چي شده؟
خوشحال ميشم
اگه مجبور نباشم که تظاهر کنم
تظاهر؟ ...که من نور چشمي اوتر هستم
در حالي که ازش متنفرم...
تا حالا يه دنيا جديد رو تصور کردي, مورگانا؟
دنيايي که توش ديگه اوتري وجود نداشته باشه؟
بعضي وقتها
و اين چيزيه که دوستش داري؟
يه وقتي يه شانس داشتم که قاتلش باشم
و چي جاون رو گرفت؟
نميدونم. فکر کردم اون به من اهميت ميده
ولي ديگه اينطور نيست
اون به هيچ کسي اهميت نميده
پس ميخواي اوتر نابود بشه و حکومتش به پايان برسه؟
بيشتر از هر چيز ديگه اي
ولي اين مهم نيست که من چي ميخوام
من آينده رو نميسازم
تو داري اشتباه ميکني, مورگانا
تو اهميت خودت رو دست کم گرفتي
تصميماتي که الان ميگيري
هر چيزي رو ميتونه عوض کنه
منظورت چيه؟ طرفت رو انتخاب کن, مورگانا
با اوتري يا با من؟
آماده اي که با من همراه بشي تا اون رو شکست بديم؟
.آره نميدوني چقدر خوشحال شدم که اين حرف رو ازت شنيدم
صبح بخير, بانوي من. مورگانا؟
مورگانا؟
...بله خوب خوابيدي؟
آره
ظاهرا بهتر از تو خوابيدم
ببخشيد
من يه جلسه دارم که بايد برم
شما بايد استراحت کنيد, قربان.شما تب داريد
من يه دارو براتون آماده ميکنم
اون کي مريض شد؟
امروز صبح
چيزي هست که بايد نگرانش باشيم؟
ته.زود خوب ميشه
هر تغييري کرد بهم اطلاع بده
اين صداي چيه؟ چه صدايي؟
يه نوع لرزش
اون صداي پاهاته که دارت به هم ميخوردند
ميترسم اين بيماري گسترش پيدا کنه
تو پنجمين نفري هستي که امروز دارم درمان ميکنم
مطمئنم که چيزي نيست
!لعنتي
اوه. من اون رو بعدا برميدارم
فکر کنم من خودم هم يه مقدار بهش نياز دارم. اگه بتونم
اون چيزي رو که ميخوام پيدا کنم
به نظر مياد يه قسمت از داستان جوزف درست بوده
شايد فقط يه سري مسافر از اينجا گذشته باشن
شايد هم نه
!آرتور
!بدو, مرلين نه
!ميتوني اون کاري رو که بهت ميگم بکني
بازوت چي شده؟
.اوه, احتمالا يه چيزي اون رو بريده بذار ببينم
اولين زخم جنگيت.بيا اينجا
نه
!نه,نکن... تو از ميبريش نگران نباش. تو ميتوني درستش کني
کس ديگه اي هم تونسته فرار کنه؟
ما بايد برگرديم کاملوت. بايد نيرو جمع کنيم
اونها مردند؟
.نه.دارن نفس ميکشند چه اتفاقي براشون افتاده؟
من نميدونم
داره چه اتفاقي ميافته؟
من ميرم سراغ گايوس
!آرتور
.اونها همگي به خواب عميقي رفتند بايد يه نوع بيماري باشه
پدرم کجاست؟
اون كجاست؟
!گايوس
بايد کار جادو باشه
بايد پدرم رو پيدا کنيم
منم,منم, مورگانا
چي شده؟
نميدونستم توئي.آروم باش, مورگانا
.فقط بهم بگو چي شده مردم داشتند ناله ميکردند
.ميگفتند حالشون خوب نيست بعدش چي؟
بعدش همه شروع کردند به خوابيدن
.همه.هر جايي که رفتم کسي اينجا بود؟
پس چرا قايم شده بودي؟
بهت که گفتم, نميدونستم کي بودي
پدرم کجاست؟ .نميدونم !آرتور, اون آشفته هست
اگه اون بيدار بوده پس بايد چيزي ديده باشه
.من چيزي نديدم تو ديدي که مردم داشتند مريض ميشدند
چيکار کردي؟ چيکار ميتونستم بکنم؟
مورگانا, من نميفهمم. چرا فقط تو تو بيدار موندي؟
نگران نباش, من چيزي نميگم
درباره چي؟ بيماري
.اين ربطي به من نداره درسته, ولي تو جادو داري
تو که اين موضوع رو به کسي نگفتي؟ ...نه.و به آرتور هم نميگم, ولي
ولي بايد چيزي شده باشه که تو رو بيدار نگه داشته. و فکر کنم همين باشه
درسته
!من اون رو پيدا كردم
!پدر .ببين, حالش خوبه !اون حالش خوب نيست
اون فقط خوابيده. و ما بايد راه درمانش رو پيدا کنيم, يه راهي که اونها رو بيدار کنه
کي ميتونه چنين کاري کرده باشه؟
تو تنها کسي هستي که بيمار نشده, مورگانا
بايد دليلي داشته باشه
.من نميدونم اين تنها چيزيه که داري ميگي
تو بايد بدوني !نه
!اونها فقط يکي يکي به خواب رفتند
ايم که روشنه. اون وقتي مريض شد, گايوس بهش يه دارو داد, درسته؟
وقتي مريض شد؟ اون هيچ وقت چنين چيزي نگغت
اون جزء آخرين افرادي لود که مبتلا شده بودند
بايد يه جوري اون دارو کمک کرده باشه
بقيه چطور؟
تا اون وقت گايوس هم مريض شده بود. اون وقت نداشت که بقيه رو هم درمان کنه
برو ببين ميتوني اون دارو رو پيدا کني. من ميرم تا ببينم کسي پايين شهر به هوش هست يا نه
مورگانا, تو اينجا بمون و مراقب پدرم باش. مراقبش باش
بيا.بايد يه قيمت جونت ازش محافظت کني, فهميدي؟
خيلي خوب. گايوس, اين تو رو بيدار ميکنه
!گايوس
گايوس؟
...خيلي خوب
ميتونيم اين رو امتحان کنيم
خوب, شايد هم نه
زود باش, گايوس
تو بتدي بيدار بشي
من واقعا به کمکت نياز دارم
...آه, حالا بيا انجامش بديم
!مرلين, زود باش بيا
با توجه به افسانه ها, فقط 7 تا شواليه ي مدهير وجود داره
پس اون سوار آخري کيه؟
نميدونم, ولي کاملوت الان بي دفاعه
ما بايد برگرديم پيش پدرم
اينجا اولين جاييه که اونها ميگردند
.ما بايد قايمش کنيم چي شده؟
به ما حمله شده.وقت توضيح دادن ندارم.پاهاش رو بگير, بيارش
.تو نبايد اون رو رو زمين بکشي!پاهاش رو بيار بالا
.پاهاش مشکل ما نيستند مورگانا, بهش کمک کن
اين خنده دار نيست, مرلين
اون دارويي که مورگانا خورد رو پيدا کردي؟
نه
ما نميتونيم اون رو اينجا ول کنيم
.ما بايد اون رو بذاريم تو تختش چرا؟ اون که خوابه
.اون قرار نيست که بغهمه !مرلين
باشه...براش يه بالشت ميارم
!اون پادشاهه
باشه, 2 تا ميارم
تو حالت خوبه؟ نو هم همين احساس رو داري؟
ما داريم مريض ميشيم
ما نبايد بذاريم اينطوري پيش بره. ما بايد پدرم رو مخفي نگه داريم
چطوره قيافه اش رو تغيير بديم؟
.ممکنه عملي باشه ميتونيم اون رو شبيه يه زن کنيم
...شايد بهتره نکنيم .ميتونيم اون رو مثل يه خدمتکار کنيم اين بهتره
من ميرم براش لباس بيارم
تو حالت خوبه مورگانا؟ به نظر ساکت مياي
.من خوبم مطمئني؟
هر وقت که دروغ ميگي من متوجه ميشم.نگران نباش
نميذارم آسيبي بهش برسه
چي شده؟ چرا همه خوابن؟
خواهش ميکنم, تو ديگه نخواب
به کمکت نياز دارم.بايد چيکار کنم؟
تظاهر نکن
ميدونم داري گوش ميدي
مجبور نيستم که به حرفهات گوش کنم, مرلين,تو "!همش يه چيز ميگي "کمکم کن
و تا حالا هم چيزي در عوضش ندادي
و الان هم داري تبعاتش رو ميبيني
سقوط کاملوت نزديکه و تو نميتوني کاري بکني
ميدونم, قول دادم که آزادت کنم. و همين کار رو هم ميکنم
!آزادت ميکنم, قول ميدم من ديگه به قولهات اعتماد نميکنم
به جون مادرم قسم ميخورم
مواظب چيزي كه ميگي باش
!تو بايد بهم کمک کني.خواهش ميکنم
تو به جون اون بيشتر از مال خودت اهميت ميدي
.تو قسمي خوردي که فکر کنم بهش عمل کني عمل ميکنم
فقط يه ورد هست که ميتونه همه رو بخوابونه
قدرتي که بتونه اون رو نگه داره خيلي پيچيده هست
بيشتر از يه ورد نيازه تا اين طلسم رو بشکنيم
منظورت چيه؟
تو بايد منبع رو از بين ببري, مرلين
عاليه, اون چيه؟
چيه نه, بگو کيه. اين جور وردها نياز به تحرک دارن, يه نيرويي که بتونه قدرتش رو نگه داره
منبع اين بيماري همون جادوگره هست, بانو مورگانا
اين امکان نداره
من قبلا بهت در مورد اون بهت هشدار داده بودم, ولي تو توجه نکردي. اون خطرناکه
...نه
و حالا اون تصميم گرفته که به اصلش برگرده
چطور بايد جلوش رو بگيرم؟
آسونه, خائن جوان
بايد اون رو بکشي
!نه
اين ورد با اون قدرت به کارش ادامه ميده و حتي تو هم در امان نيستي
تو بايد همين الان اينکار رو بکني, قبل از اينکه دير بشه
اگه اينکار رو نکنه
پس از اون هم کاملوت سقوط ميکنه و آرتور هم کشته ميشه
و آينده اي که بايد درستش کني باهات ميميره
چرا اينقدر دير کردي؟
من که سايز اوتر رو نميدونستم
نگرانت بودم
اونها اينجان. تو قلعه هستند
آرتور کجاست؟ اون رفته به يه جاي امن
ممنون که هيچ چي بهش نگفتي
خواهش ميکنم
تو يه دوست خوبي
بايد قبل از ايکه مورگوس برسه اينجا پدرم رو جابجا کنيم
...مورگوس
زود باش, بايد بريم
تو تعجب نکردي؟
نه, منم تعجب کردم
ما اينجا در امانيم
.اين بايد همون دارويي باشه که گايوس بهش داده آره, بايدهمون دارو باشه
ما بيشتر از اين نميتونيم دوام بياريم
ميدونم
ما تو قسمت خدمتکارهاييم.اگه اون رو اينجا ول کنيم, اونها فکر ميکنن اون يه خدمتکاره
اگه مورگوس اون رو ببينه, نه.ما بايد اون رو از کاملوت بيرون ببربيم
وقتي که رسيريم, يه گاري وسط ميدون بود.يادت مياد؟
تو امروز خيلي افکار خوبي داري, مرلين
برو و ببين
اونها رسيدند, ما نميتونيم به گاري برسيم.با اوتر نميتونيم بريم
اين کاري که کرديم هم به خاطر همينه. ما بايد اون رو بکشيم
برو پايين و آروم باش
!از شاه محافظت کن, اون رو از اينجا ببر
!مرلين
!خواهش ميكنم
مرلين, کمکم کن
مورگانا, ما اون دارويي که گايوس بهت داد رو لازم داريم
مورگانا؟
من اون رو ندارم. ...ميدونم ولي
.بايد به ياد بياري اون کجاست اينجاست؟
!زود باش, ما نميتونيم بيشتر از اين صبر کنيم.فکر کن
...متاسفم, من مهم نيست.ديگه نميتونيم اون رو بگيريم.تو تله افتاديم
!بايد يه کاري باشه که بکنيم
چرا اون شواليه تو رو نکشت؟ من چطور بايد بدونم؟چون يه زن هستم؟
آره.شايد
حتي اگه از شر اين بيماري خلاص بشيم, نميدونم چطوري بايد از اينجا فرار کنيم
ما بايد منبع جادو رو نابود کنيم. که...؟ نميدونم
پس تنها راه اينه که از کاملوت فرار کنيم
به پدرم کمک کن
تو پتو رو ببر, ما اون رو دور پدرم گره ميزنيم و اون رو ميذاريم تو گاري
آرتور؟ مورگانا,خواهش ميکنم, همون کاري که ميگم بکن
من گاري رو ميارم کنار پنجره.ميخواي بري بيرون؟
.من باهات ميام !نه
تو بمون و از پدرم محافظت کن
.توتنها به گاري نميرسي.اين خودکشيه ما چاره اي نداريم
حالت چطوره؟
.بد نيست مطمئني؟
آره.تو چي؟ بهتر از اين نبودم
نميتوني بهم يه بالشت بدي,ميتوني؟ ...مزخرف نگو.آرتور
آرتور, تو بايد بيدار بموني
!مرلين حالا بهتر شد
...اگه يه بار ديگه اينکار رو بکني !خوب,پس ديگه نخواب
بازم پاهاته؟
...اگه تو زندگي بعدي خدمتکار ميخواستم از من نخواه
اون بيرون زنده نميمونه
.ميدونم ما بايد يه کاري بکنيم
ميدونم
اينجا.اين رو ببر
من طناب درست ميکنم
بيا, يکم اب بخور
من تشنه نيستم
اگه از اينجا رفتيم بيرون شايد ديگه وقت نکني .که آب بخوري اگه از اينجا بريم بيرون
بيا
من خوبم
نه, قبل از اينکه تمامش کنم يه مقدار بخور
ممنون
اون باهات چيکار کرد؟
مجبور بودم
!تو اون رو مسموم كردي
تو چاره اي برام نذاشتي
.بهم بگو از چي استفاده کردي تا من جونش رو نجات بدم اول جلوي حمله رو بگير
تو فقط يه خدمتکار ساده اي. نميتوني بهم بگي چيکار کنم
اگه ميخواي بدوني از چه سمي استفاده کردم, بايد جادوي شواليه ها رو برعکس کني
بهم بگو چه سمي استفاده کردي وگرنه ميکشمت
پس اون هم با من ميميره
.منم مثل تو اين رو نميخوام ولي تو چاره اي براي من نذاشتي
جلوي شواليه ها رو بگير تا بتوني اون رو نجات بدي
تو با پدرم چيکار کردي؟ اون جاش امنه
!مورگانا ازش دور شو
نميتونستم پيدات کنم
حالت خوبه؟ هنوز هيچ نشونه اي ازاون نيست؟ ما همه جا رو گشتيم,پدر
!مورگوس به خاطر اين کارش نبايد در بره
بله, پدر
آرتور؟
من وقت نداشتم که ارت تشکر کنم
من شکست خوردم,پدر
من بايد از مورگانا مراقبت ميکردم
نه.اين وظيفه ي من بود
نبود اون براي هميشه تو دلم ميمونه, نه تو دل شما
تو کار درست رو کردي
تو نميخواستي اون کار رو بکني.مورگانا دوست تو هم بود
توبهش اهميت ميدادي
آره
ولي من ميترسم, برخلاف تو, مورگانا از هديه اش تو کارهاي خوب استفاده نکنه
تو چاره اي نداشتي
اگه تو تاون کار رو نميکردي
ما الان اينجا نشسته بوديم؟
داري کجا ميري؟ اون رو بعدا ميخورم
مرلين؟
يه کاري هست که بايد بکنم
تو بايد يه شمشير از شواليه هاي مدهير بدزدي
تيغهاي اونها با آيين قديم درست شده
اگه قدرت اون رو مهار کني, قدرتش رو پيدا ميکني
که اين زنجيرهايي که اوتر پندراگون من رو با اونها زنداني کرده رو بشکني
وقتش رسيده, خائن جوان
کجا ميري؟
من تنها باقي مونده از نوعم هستم
فقط يه راه دارم
منظورت چيه؟ ميبيني
قبل از اينکه اينکار رو بکنم, تو بايد بهم قول بدي که به کاملوت آسيبي نميرسوني
فکر کنم به اندازه ي کافي بهونه گرفتي؟
مگه نه؟
!حالا
!گويينور
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.