Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.انگار براي شما فرستادنش
کي فرستادتشون؟
.نميدونم
.شايد آرتور
.چقدر مايوس کننده
چرا؟دوس داشتي از طرف کي باشن؟
.نمميدونم
.يه غريبه بلندقامت مشکي پوش
Sync by : .Amirali. ─═हई╬ ஹίЯર ╬ईह═─
.صبح ميبينمت
.بدن به نظر ميرسه از کار افتاده
چرا؟
انگار که هيچ جوابي نداري،نه؟
.هيچ کاري تاحالا نتونستي براش بکني
(نزديک 2روزه(که اينجوري شده
چي ميدوني؟
.ميترسم که يه جور التهاب مغزي داشته باشه
دليلش چي ميتونه باشه؟
.احتمالا عفونت
مطمئن باشيد اعلي حضرت که من هرکاري که بتونم براي .درمانش انجام ميدم
بهتر شده؟
اون تقريبا داره ميميره مرلين.
.نه تو درمانش ميکني،بايد اينکارو انجام بدي
.دوباره شروع نکن.من هرکاري ميتونستم کردم
...ميخواستم بدونم که
چي؟
شايد بتونم که
.کمک کنم
اگه داري جادو رو پيشنهاد ميکني
.انگار که يادت رفته چه اتفاقي براي پدر گوين افتاد
.اين يه بيماري جادويي نيست
.بايد از طريق عادي معالجه بشه
.ما به تلاشمون ادامه ميديم
.اگه ميتوني يه کم رزماري تازه برام بيار (اثر محرک رزماري روي سيستم اعصاب مرکزي بسيار برجسته است)
.بايد کاري باشه که بتونم انجام بدم براش
.و بومادران (گفته ميشد که در جنگهاي تروا از بومادران براي درمان زخم و جلوگيري از عفونت استفاده ميشد)
اينجا چيکار داري؟
.اسم من ادوين ميوردن هستش و درماني براي تمام بيماري ها دارم
جدا؟
.من تقاضاي يه ملاقات با شاه رو دارم
.دربار پزشک مخصوص داره
.شنيدم که بانو مورگانا به شدت مريض هستن
.به تو ارتباطي نداره
.شايد بتونم کمکش کنم
.پزشک ما کارشو خوب بلده
.من توي مسافرخونه هستم
.اگر که نظرتون عوض شد
.همه چيز درست ميشه
.ميدونم که ميشه
...اون کاملا حالش
!مرلين
چيه؟
.داري عصبيم ميکني
.من که نگران نيستم
.پس انقدر قدم رو نزن
.نميتونم که زندگيشو بيشتر ازين حفظ کنم
.شايد کمتر از چندساعت فرصت داشته باشه
.نميتونيم بزاريم که بميره
.آرتور خواهش ميکنم
.يه مردي هست که ديروز به قلعه اومده بود
.ادعا کرد که ميتونه درمانش کنه
.احمقانست.اون حتي نميدونه که مورگانا چشه
.اون گفت که دارويي براي تمام بيماريا داره
.غيرممکنه
...به خاطر مورگانا،حداقل بهش گوش بديم.منظورم اينه که
.ما چيزي براي از دست دادن نداريم
.خواهش ميکنم پدر
.احتمالا يه سري شارلاتان دنبال سريع پولدار شدن هستن
.برام مهم نيست
اگر مورگانا داره ميميره،اون مرد چه ضرري ميتونه بهش بزنه؟ .بهش پولشو ميديم
اگه شانس نجات مورگانا به دست اون مرد يک در ميليون باشه پس چرا بهش فرصت نديم؟
.بفرستيد دنبالش
.ادوين ميوردن هسستم اعلي حضرت.پزشک و خدمتگذار وفادار
.به کاملوت خوش اومدي
قبلا همديگه رو ديديم؟
.شک دارم که صورتي مثل من رو هرگز فراموش کرده باشيد قربان (اگر منو ديده بودي حتما ميشناختي منو با قيافه تابلويي که دارم)
تو واقعا باور داري که دارويي براي همه بيماري ها داري؟
بيماري هاي زيادي نيستن که من ديده باشم و .نتونسته باشم که درمانشون کنم اعلي حضرت
،بنابراين وقتي راجع به بيماري بانومورگانا شنيدم
.به شدت احساس افتخار کردم تا خدمتگذاريمو ارائه کنم
تو گفتي که دارويي براي درمان همه چيز داري؟يه پادزهر براي همه چيز؟
.بله
.البته به اين راحتيام که فکر ميکنيد نيست
.گايوس پزشک درباره
.واقعا که شما يه افسانه هستيد قربان.من از ديدنتون خوشحالم
.ميخوام بدونم که اون چش شده
.عفونت مغزي داره
و طريقه درمانتون؟
.بومادران
.بله،بله
.رزماري براي تحريک کردن گردش مغزي
.جالبه
چرا؟تو چيو پيشنهاد ميدي؟
.نه نه نه.اينا همش درسته
.همشون خوبن
.اگر که...تشخيص درست بوده باشه
تشخيص تو چيه؟
....خب،بدون ديدار بيمار
.اون بايد که معاينش بکنه
.من به تجهيزاتم احتياج دارم
.البته
.ميتوني از اتاق ميهمان استفاده کني
.خدمتکار من هم در اختيارت خواهد بود
.من کارمو به سرعت شروع ميکنم
.اينا همه به وسيله کيمياگري طراحي شدن
ساختن طلا؟
.مثل اينکه به علم علاقه مندي
.خب علم يه جور دانشه
.علم براي همه چي پاسخ داره
.شايد
.عشق رو نميتونه توضيح بده
.پس تو عاشقي
نه
.منظورم احساسات و عواطف هستش
.به نظر ميرسه باهوش تر ازوني باشي که فقط يه خدمتکار باشي
.دستم ننداز.به اون باهوشي هم نيستم
.آره ما بهش احتياج پيدا ميکنيم
حالا ما بايد براي بانو مورگانا عجله کنيم .قبل ازاينکه دير بشه
.وسايلمو اونجا بزار
.اعلي حضرت،بسيار سپاسگذار ميشم اگه اينجا رو خالي بکنيد
.من نياز به خلوت و آرامش دارم
.مطمئنا
.تو هم بايد بري بيرون گايوس
.اما من ميخوام که روشاي تو رو ياد بگيرم
.الان فرصتي براي آموزش دادن ندارم
.من به تمام تمرکزم نياز دارم
...گايوس
.چرا داري جاسوسي منو ميکني
.من نکردم.من خدمتکارش هستم
.پس برام آب بيار
.يکي بايد باهاش باشه
ميخواي که مسئول مرگش باشي؟
.نه
.پس برام آب بيار
.حالا
.يا اينکه اون ميميره
.خبراي خوب اعلي حضرت
.خوشحال ميشيد که بشنويد که اون التهاب مغزي نبوده
پس چي بوده؟
.خونريزي مغزي بوده
.خونريزي؟موافق نيستم
.من اين خون رو توي گوشش پيدا کردم
.خدا رو شکر
.اين وابسته به مکان و حجم خونريزي بوده
.اگر درمان نميشد،ميتونست که منجر به کما و درنهايت مرگ بشه
چطور متوجه همچين چيزي نشدي؟
.من هيچ خوني نديدم
.خواهش ميکنم
فقط از سرنوشت بايد تشکر کرد که تو بيشتر
.از رزماري براي تحريک مغزي استفاده نکردي
ميتوني تصور کني که چطوري ميشدش؟
.ميتوتست که خونريزي رو افزايش بده
.درمان شده
.خودتون ببينيد
.مورگانا،اين واقعا يه معجزست
...من فکر ميکردم که
.اوه،به اين راحتيا از دست من خلاص نميشي
اون دقيقا بهت چي داد؟
.نميدونم
.اما ازش ممنونم
.ادوين
.بهت تبريک ميگم
.ممنونم ازت.اون تقريبا مرده بود و تو اونو به زندگي برگردوندي
چطور اينکارو کردي؟
.من روي يه اکسيري کار کردم که ميتونه بيماري هاي مزمن مثل اين رو درمان کنه
.دوس دارم که عناصرشو بدونم
.هنوز کامل نشده
.بايد بهم فرصت بيشتري بدي قبل ازينکه من انتشارش بدم
زخماي صورتت؟
.وقتي که خيلي جوون بودم اينجوري شد
.شايد قبلا تو رو درمانت کرده باشم به خاطر جراحاتت
.قبلا بهت گفتم،ما هرگز همديگه رو نديديم
.بله،البته
.خب،تنهات ميزارم
.چيزي رو که ميخواي بگو
.من هيچ آرزويي به جز سلامتي مريضم ندارم اعلي حضرت
.بايد يه چيزي باشه که بخواي
.نه
،من تا وقتي که بانومورگانا کاملا خوب بشن ميمونم
.بعد ميرم پي کار خودم
چرا يه مدت اينجا نميموني؟
.ميتوني اينجا توي قصر زندگي کني
.نه،من احساس اضافي بودن ميکنم
.و شما پزشک دربار هم داريد
.مطمئنم گايوس خوشحال ميشه که کمکش کني
...اين يه پيشنهاد عالي هستش ولي
.راجع بهش فکر کن
.بعدا باهم غذا ميخوريم.تصميمتو بهم بگو
.غذا خوردن با شما خودش يه جايزه هستش
!گايوس
.جفري.ميخوام که يه لطفي بهم بکني
.همه کاري برات ميکنم دوست قديمي
.من ميخوام که سابقه دربار از زمان پاکسازي بزرگ رو ببينم
چه احتياجي به ديدن اونا داري؟
.ميترسم که گذشته براي شکار ما برگشته باشه
.دلايل زيادي براي مخفي نگهداشتن سوابق هستش
،ميدونم که هيچکدوم ما دوس نداره اونا رو به ياد بياره
.اما اين واقعا اضطراريه
.سوابق مهروموم شدن،نميشه که باز بشن
.اوتر ممنوعشون کرده
.جفري،بهت التماس ميکنم
.متاسفم گايوس
.خواستت واقعا خيلي زياده
.حتي براي من
.ادوين
.خيلي خوبه
.تو جادوگري
.من نبودم،من هيچکاري نکردم
پس چه جوري زندشون کردي؟
.فقط با جادو ميشه همچين کاريو کرد
.من با کمک اين فرشته هاي کوچولو بانومورگانا رو درمان کردم
.اونا آسيبي که به مغزش خورده بود درست کردن
.اونا جونشو نجات دادن
.جادو ميتونه يه نيرويي براي خوبي باشه
.ميدونم
پس چرا ازش ميترسي؟
.اوتر ممنوعش کرده.اجازه براي انجام دادنش نيست
من بايد اجازه ميدادم مورگانا بميره؟
.نه
.مردمي مثل ما،استعداد دارن
فکر ميکني که نبايد ازش استفاده کنيم تا دنيايي بهتري داشته باشيم؟
.شايد
.وقتتو با جمع کردنش تلف نکن
چرا همچين استعدادي بايد هدر بره؟
.من ميتونم آموزشت بدم
از جادوت چه جوري استفاده ميکني؟
.گايوس خوشش نمياد ازينکه جادو کنم
.همچين استعدادي بايد پرورش پيدا کنه،تمرين بشه و ازش لذت برده بشه
.تو به يه کسي احتياج داري که کمکت کنه،تقويتت کنه
.شايد
فکر کن که اگه ما دانشمونو شريک ميشديم به چه چيزايي .که ميتونستيم دست پيدا بکنيم
.من بايد برگردم
.البته
.بايد قول بدي که رازمونو نگهداري
.البته
.مردمي مثل من و تو بايد هواي همديگه رو داشته باشن
.بيا تو
.گايوس تو سالهاست که دوست خوبي براي من بودي
.براي من خيلي کارا کردي
.نميتونم که اين تقاضاتو رد کنم
سوابق؟
.ميدونم که اگه مهم نبود اينو نميخواستي
.بايد باورم کني،موضوع مهمي داره اتفاق ميفته
.اگه اوتر بفهمه،هردومون رو ميکشه
. به خاطر اوتر هست که من اين تقاضا رو کردم
.بهم اعتماد کن،خواهش ميکنم
.خيلي ممنون دوست عزيز
.اين بر خلاف گايوس هستش که همچين چيزي رو نبينه
.ما هممون اشتباه ميکنيم
.گايوس پزشک برجسته اي هستش
.يه چيزي فراتر از عالي
.يه چيزي هست که نميفهمم
چي؟
.من در حدي نيستم که هرجوري صحبت کنم
.تو زندگي دخترخونده ي منو نجات دادي،ميتوني هر صحبتي بکني
.اون داروهاي خواب آور براي مورگانا تجويز کرده بود
.اون کابوس ميبينه
.بله
.اما اون روياها بايد يه هشدار بوده باشه
فکر ميکني که اين 2تا قضيه باهم ارتباط دارن؟
.اوه بله
نشانه بيماري هستش؟
.دربارش مطمئنم
و اون دارو ها مشکل رو پوشوندن
...و اجازه دادن تا جايي پيشرفت کنه که
.اون به مرگ نزديک بشه
...اگه تو نيومده بوديو و اينکارو نکرده بودي
.اما من درمانش کردم و همين قضيه رو تموم ميکنه
.زندگيش درست به موقع نجات داده شد
قبول ميکني که کاراي گايوس رو بررسي کني؟
.فقط براي اطمينان پيدا کردن
.اگه اين باعث راحتتيون ميشه اعلي حضرت انجام ميدم
تمام شبو بيدار بودي؟
.آره اما ارزششو داشت
کجا ميري؟
.به ادوين گفتم که صبح پاميشم تا يه سري چيز جمع بکنم
.پس بهتره که عجله بکني
.ادوين
.جراحتت خيلي خوب درمان شده
هميشه ميخواستم بدونم که چه بلايي سر اون .پسر جوون بيچاره اومدش
.گفتم که هيچوقت همديگه رو نديديم
.من تا وقتي که سوابق رو چک نکردم متوجه نشدم
.تو از نام خانوادگي مادرت استفاده کردي
.تو پسر گرگور و جيدن هستي
.اونا دوست تو بودن
.اونا جادوگر بودن
.اونا جادوميکردن
.تو اون روزا خيلي از مردم اين کارو ميکردن گايوس
.اوتر عصباني ميشه اگر که بفهمه تو کي هستي
.خوبه
.خوبه.بايد بهش بگيم؟بريم و بهش بگيمFine. Shall we tell him? Let's go and tell him.
.بريم همه چيزو بهش بگيم
...اووه،ميدونم
.بايد درباره مرلين هم بگيم
مرلين؟
نميدونستي که اون يه جادوگره؟
.ميخوام بدونم که اوتر چيکار ميکنه
.احتمالا ميسوزونتش
تو به يه جادوگر ديگه خيانت ميکني؟
.تو کردي
.وقتي که چشماتو بستي و گذاشتي که والدينم به دست اوتر سوزونده بشن
.حداقل مرلين پسري نداره که تلاش کنه تا از شعله هاي آتش نجاتش بده
.تو اومدي اينجا تا انتقام بگيري
.و خيلي وقته که منتظرم
فکر ميکني که من پادشاه رو براي نجات مرلين قرباني ميکنم؟
.فکر کن راجع بهش گايوس
اما اگه من بفهمم که تو حتي به يه نفر ديگه که شامل اون پسره هم ميشه گفته باشي
.مستقيم ميرم سراغ اوتر
.چيزايي که ميخواستي آوردم
.ممنون مرلين
گايوس داشت درباره گذشته ها ميگفت،مگه نه گايوس؟
.بله
.بايد برگردم سرکار
.بهتره که کارمو ادامه بدم
.بله،البته که بايد ادامه بدي
چيزي ميخواي برات بيارم؟
.نه نيازي نيست
.فقط چيزي که ادوين خواسته رو انجام بده
.من تمام سوابق پزشکي دربار رو بررسي کردم قربان
نتايج رضايت بخش بود؟
.با عرض تاسف،بايد بگم که نه
چطور؟
.گايوس مرد بزرگيه که از اول خودشو وقف اين کار کرده
اما؟
.روشاش قديمي هستن
.اون نتونسته خودشو با آخرين پيشرفتها وفق بده
.اين باعث ايجاد يه سري مشکلات شده
.گايوس 25سال بهم خدمت کرده
.و هيچ کس نميتونه به خاطر ضعفي که اين سالها براش آوردن سرزنشش کنه
.پيري ميتونه مصيببت بزرگي باشه
.شايد وقتشه که بارشو سبکتر کنيم
راجع به پيشنهاد من فکر کردي؟
.بله
.خيلي با دقت راجع بهش فکر کردم
.پس بزار منم يه کم روش فکر کنم
.اوتر نميتوني اينکارو بکني
.شنيدي که چي گفت.گايوس پير شده و داره اشتباه ميکنه
.گايوس خيلي وقته که منو درمان ميکنه
.نميتوني بندازيش بيرون
.اگه تو رو به عهده اون گذاشته بوديم ميمردي
.چيزي که نميتونم تحملش بکنم
...ميدونم اما
.نميتونم ريسک کنم که همچين چيزي دوباره اتفاق بيفته
کسي هستش؟
.منم،گايوس
.چقدر يه مرد ميتونه پير بشه و تغيير خاصي نکنه
.تو هم تغييري نکردي
20سال،مثل يه دوره اي از زندگي ميمونه که يه سفر کوتاه به .جايي که قبلا شروع کردي انجام بدي
.من براي خودم نيومدم
پسره؟
تو مرلين رو ميشناسي؟
تو داري با سرنوشتش مبارزه ميکني،اما نميتوني بيشترازين جلوگيري بکني .از کارايي که اون ميتونه بکنه
پس اين درسته؟
.بله
.اون و پندراگون جوان يه روزي سرزمين آلبيون رو متحد ميکنن
.اما اون در خطره
.نه،اون زندانبان منه که در خطره
اوتر بايد براي پسره قرباني بشه؟
.زمان اونا تا وقتي که اوتر هست فرانميرسه
اما اون زمان الان وقتشه؟
.بستگي به انتخاب تو داره
.من بين اونا يکي رو انتخاب ميکنم
.پس چشماتوببند
.کاري که توش تخصص داري
.گايوس
.پدرم ميخواد باهات صحبت کنه
کي؟
.هرچه زودتر
اعلي حضرت مشکلي هستش؟حالتون خوبه؟
.اين ناراحتي نيستش که تو بتوني درمانش کني
.تو براي سالها يه خدمتگذار وفادار بودي
.من به تو به چشم دوست نگاه ميکنم
.منم به شما همچين احترامي ميزارم اعلي حضرت
.تو از زمان تولد آرتور اينجا بودي
.با همه اون دلايل
.کاري که ميخوام بکنم،فکر ميکنم براي تو هم خوبه
.من گيج شدم اعلي حضرت
من برات مقرري خوبي تعيين ميکنم و مطمئن ميشم که .ازت مراقبت ميشه
بازنشستم ميکنيد؟
.نميخوام که نگران باشي
،ميزارم که توي اتاقت زندگي کني
.تا زماني که جاي بهتري پيدا بشه برات
.فقط به خاطر اينکه يه اشتباه کردم
.در حقيقت اعلي حضرت اون يه اشتباه نبودش
...اون
بله گايوس؟
.يه بدشانسي بود.قبول دارم
ميتونم بپرسم که پزشک بعدي دربار کي هستش؟
.هيچکدوم از اينا نظر ادوين نبودش
.اولش اون پيشنهاد رو ول کردش
.مطمئنم
...تصميم راحتي نبود اما
.يه آدم جوونتر با ايده هاي تازه تر
.بله
.تو مردد هستي
دليلي براي مخالفت با منصبش داري؟
...اعلي حضرت
.اگه ميخواي چيزي بگي،همين الان بگو گايوس
.اين براي هر دوي ما سخته
.براي حمايتاتون ممنونم
براي من افتخار بود که به شما و خانوادتون خدمت کنم
.در تمام اين سالها
.گايوس!اوتر نميتونه اينکارو بات بکنه
.تو سعي کردي که مورگانا رو نجات بدي
.اوتر نبايد سرزنش بشه
.من با ادوين صحبت ميکنم،ميتونيد باهم کار کنيد
.نه،نبايد هيچکاري بکني
.نميتونم که وايسم و حرفي نزنم
.حق با اوتره.ديگه وقت بازنشستگيه
داري چيکار ميکني؟
.نميتونم وقتي ديگه استفاده اي ندارم بمونم
تو که نميخواي بري؟
.اين بهترين کاره
.پس منم با تو ميام
.مرلين تو مثل پسرم ميموني
انتظار همچين موهبتي تو زندگيم رو نداشتم .اونم انقدر دير
.تو هم بيشتر از يه پدر بودي برام
.پس به عنوان يه پدر بهت ميگم که بايد اينجا بموني
.کاملوت جايي هست که بهش تعلق داري
.اما تو هم به اينجا تعلق داري
.ديگه نه
.مرلين بايد بهم قول بدي که استعدادتو هدر نميدي
.استعداد من بدون راهنمايي تو هيچي نيستش
.تو تقدير برجسته اي داري
.اگه من فقط نقش کوچيکي براي اجرا توش داشتم،واقعا خوشحالم
.هنوز خيلي چيزا مونده که بايد ياد بگيرم
.من بهت احتياج دارم که آموزشم بدي
.متاسفم مرلين من امشب اينجا رو ترک ميکنم
و تو هيچ کاري نميتوني بکني يا چيزي نميتوني بگي که منو .متقاعد بکنه که اينکارو نکنم
.نميزارم که اين اتفاق بيفته
.خداحافظ مرلين
.نميتونم بفهمم که چرا اوتر اونو به خاطر يه اشتباه اخراج کرد
.اشتباهي که نزديک بود مورگانا رو بکشه
.گذشته ازين،فقط همين يکي هم نبوده
منظورت چيه؟
.ادوين گفته که کار اون پر از اشتباهه
.مزخرفه
.هيچکس دلش نميخواست که گايوس بره،اما پدرم تصميم خودشو گرفته
.کسي نميتونه کاري بکنه
.فکر ميکنم که اينجا خيلي خوشحال باشي
.مطمئنم که همينطوره
،وقتي من کار گايوس رو بررسي کردم
.متوجه شدم که اون براتون آرنيکا تجويز کرده (آرنيکا يا ارنيقا گياهيست که ريشه و گل و برگهاي آن به مصارف طبي ميرسد)
.به خاطر شونه هام هستش.يه زخم جنگي قديميه
.خيلي رنج آوره
ميتونم که داروي جديدي براتون تجويز کنم؟
.بايد تاثير خيلي بيشتري داشته باشه
واقعا؟
.اوه،بله
.اين يه داروييه براي درمان تمام بيماري ها
گايوس؟
داري ميري؟
.آره،متاسفم که نيومدم براي خداحافظي
.نميخوام که بري
.من به ادوين اعتماد ندارم
.هيچ خوني توي گوش مورگانا نبودش
.اون اونجا گذاشتش
.اون يه کاري باهاش کرد،ميدونم
.بايد دقت کني که به کي داري اين حرفا رو ميزني
.من دارم به تو ميگم به خاطر اينکه تو ميتوني يه کاري بکني
.نميتونم
اما تو هم همين فکرو ميکني درسته؟
.اون يه شيطانه
.به همين سادگيا هم نيستش
(پس تو پشت خودتو بهمون ميکني(مارو تنها ميزاري
.من هيچ چاره اي ندارم.متاسفم گوين
.توي زندگي هميشه يه چاره هستش
.بعضي وقتا آسونتره که فکر کني نيستش
.پس،انتخاب من ترک کردنه
.پس دلم برات تنگ ميشه
.خداحافظ گايوس
سرورم
سرورم
.انگار دارويي که بهتون دادم اثر کرده
.بدنتون الان قابل حرکت نيستش
.حالا چشماتونو باز کنيد قربان
.ميخوام که صورتم آخرين صورتي باشه که ميبينيد
.تو کودکي منو نابود کردي
.و بالاخره من انتقام والدينمو گرفتم
.در کمتر از چند ساعت،سوسک داخل مغزتون رو ميخوره
.و زجر ميکشي،همونطور که اونا کشيدن
.و من اونقدر اينجا ميمونم که جيغ زدنتو بشنوم،همونطور که اونا جيغ زدن
.شبي که دستور دادي آتيش روشن بشه
.با مرگ تو،جادو به کاملوت برميگرده
.خداحافظ اوتر پندراگون
.نميزارم که اوتر رو بکشي
.قبلا که مشکلي نداشتي با اينکه بزاري مردم کشته بشن
.پدر و مادر تو از جادوي سياه استفاده ميکردن،درست مثل تو (جادوي سياه:شاخه پليدي از جادو که مخصوص جادوهاي ممنوعه است)
و چطور ميخواي جلوي منو بگيري؟
.تو همه چيزو فراموش کردي گايوس
.خيلي پير شدي
.با اين حال من يه دارو دارم
.مرلين،پدر من بيماري مورگانا رو پيدا کرده.بايد ادوين رو پيدا کنيم
داري چيکار ميکني؟
.اون ميخواست پادشاه رو بکشه.من نتونستم که بزارم
.من الان به امپراتوري ميتونم حکومت کنم،همراه با تو
.ما ميتونيم قدرتمند باشيم
.ولش کن
.باختي مرلين
حالت خوبه؟
آره
.ممنون مرلين
چيکار ميکني؟
.اوتر مريضه.درست مثل مورگانا
.ادوين گفت که ازينا براي درمان مورگانا استفاده کرده.شايد ما هم بتونيم
.سوسکاي الانثيا
اونا جادويين؟
آره
.اونا با جادو وارد مغز فرد ميشن
.انقدر ازش تغذيه ميکنن که طرف بميره
.بايد بريم براي درمانش
چطور بايد سوسک رو قبل از کشتنش بيرون بياريم؟
.فقط با جادو ميشه
.تو که نميتوني روي اوتر جادو بکني.جفتمونو ميکشه
.چاره ديگه اي نداريم
.گايوس
.يه زمانايي لازم ميشه انجامش
.اين با تو هستش
.نميدونم که چطور
.اگر که نتوني،اون ميميره
چي شد؟
تا حالا کسي بهت گفته بود که تو يه نابغه اي؟
.تو که مطمئنا نگفته بودي
.اينو بخوريد.بهتون کمک ميکنه که قدرتتونو به دست بياريد
.توانايي من هيچ مشکلي ندارن
اونا رو يادته؟
پدر و مادرش؟
.من همشونو يادممه اعلي حضرت
.گايوس
.يه بار ديگه تو زندگيمو نجات دادي
.تو هميشه بهم خوب خدمت کردي
،و ميدونم چيزايي که ازت خواستم
.براي تو گرون تموم شدش
.شما هميشه کاري رو کرديد که فکر ميکرديد درسته
.من حق نداشتم که بهت خيانت کنم
.متاسفم
،از امروز،به ياد خواهم داشت که در مبارزه برابر جادو
.تو تنها کسي هستي که ميتونم بهش اعتماد کنم
.من،خانوادم و قلمروم همه به شدت بهت بدهکاريم
،و به خاطر پاسداشت اين،من نه تنها تو رو دوباره به مقام پزشک دربار ميزارم
،ازين به بعد تو مرد آزاد کاملوت هستي
.اين همش احمقانست.من اوتر رو نجات ندادم،کار تو بودش
.نه نه،براي اولين بار من خوشحالم که يکي به جاي من جايزشو گرفت
.تو آماده شدي که براي نجات من خودتو قرباني کني
تو از کجا فهميدي؟
...فکر ميکردم که
نه
.من هيچ کاري نکردم
.تو زندگي من و اوتر رو نجات دادي
.شايد تو يه نابغه اي
واقعا اينجوري فکر ميکني؟
.خب،تقريبا
.يه روزي
آرتور
،من ديدم که آرتور داشت غرق ميشد
.و يه زني بالاي سرش وايساده بود که داشت مردنشو نگاه ميکرد
.ما با اون زن معامله کرديم
.به نظر خوب نميرسه
Sync by : .Amirali. ─═हई╬ ஹίЯર ╬ईह═─
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.