Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
Sync by : .Amirali. ─═हई╬ ஹίЯર ╬ईह═─
1 (هيچ مرد جواني(مهم نيست که چقدر دانا باشه نميتونه تقدير اونو بدونه
اون نمي تونه نقشش رو در داستان بزرگي که در حال رو شدنه تصور کنه
.مثل همه،اون بايد زندگي بکنه و ياد بگيره
و اين اتفاقي است که براي جادوگر جوان هنگامي که به
دروازه هاي کاملوت ميرسد .خواهد افتاد
.پسري که در زمان خود، يک افسانه رو بنا خواهد نهاد
...اسمش
.مرلين
.اين بايد يه درسي باشه که همه طعمشو بچشن
اين مرد،توماس جيمز کالينز
محکوم شناخته شده به گناه استفاده از افسون و جادو
و بر اساس قانون کاملوت
من،اوتر پندراگون،حکم داده بودم که چنين تمريناتي ممنوعه
.و مجازاتش مرگه
من به خودم به عنوان يک پادشاه .بي طرف و منصف افتخار ميکنم
اما براي جرم افسونگري
.تنها حکمي که ميتونم بدم اينه
،وقتي من به اين سرزمين اومدم .اين کشور گرفتار درگيريهاي زيادي بود
.اما به کمک مردم،جادو از قلمرو بيرون رانده شد
بنابراين من جشنواره اي برپا ميکنم
براي جشن گرفتن سالگرد 20سالگي .اسيرکردن اژدهاي بزرگ
و آزاد شدن کاملوت از .شر افسونگري
.جشن رو شروع ميکنيم
فقط يک شيطان در اين سرزمين هستش .و اون جادو نيست
.اون تو هستي
.با نفرت و نادانيت
.تو پسرمنو کشتي
و بهت قول ميدم،قبل از ،اينکه اين جشن تموم بشه
.تو هم مثل من اشک خواهي ريخت
،چشم در برابر چشم دندان در برابر دندان
.و پسر در مقابل پسر
.بگيريدش
کجا ميتونم گايوس،پزشک دربار رو پيدا بکنم؟
کسي هست؟
کسي هست؟
گايوس؟
چيکار کردي الان؟
...ام- بگو-
.خب،من نميدونم که چي شد
....اگر کسي اينو ميديد- .نه.من کاري نکردم-
ميدونم که چي بود.ميخوام بدونم که .کجا اينو ياد گرفتي
.هيچ جا
چطوري جادو ياد گرفتي؟- .من جادو بلد نيستم-
کجا تحصيل کردي؟
.جواب بده- .من هيچ وقت تحصيل نکردم و آموزش داده نشدم-
داري دروغ ميگي؟- چي ميخواي که بهت بگم؟-
حقيقت- .من اينجوري متولد شدم-
.غيرممکنه
تو کي هستي؟
.اوه،ام....من اين نامه رو دارم
.عينکم دنبالم نيست
.من مرلينم- پسر هونيث؟-
.آره
اما تو قرار نبود که تا .چهارشنبه اينجا باشي
.امروز چهارشنبه هستش
.اوه،درسته
.ميتوني کيفتو اونجا بزاري
...ببين،تو که چيزي نميگي درباره ي
.نميگم
...راستي مرلين
.بايد ازت تشکر کنم
گايوس عزيز،به تو روي آوردم چون احساس .تنهايي و شکست ميکنم
.و نميدونم کي قابل اعتماده
اين سرنوشت هر مادريه که .فکر کنه بچش استثناييه
هنوزم حاضرم تا جونمو بدم .تا مرلين زنده بمونه
ماتوي1روستاي کوچيک هستيم و مرلين .کاملا در ستيزه هستش با مردم اينجا
،اگه اون اينجا بمونه .ميترسم بلايي سرش بياد
اون نياز به دستي داره که نگهش داره .صدايي که راهنماييش کنه
کسي که شايد بتونه کمکش کنه تا هدف استعدادي که داره رو بدونه
.ازت خواهش ميکنم
اگه ميتوني عشق يه مادر به ،فرزندشو درک بکني
.ازش محافظت کن
.و اميدوارم خدا جفتتونو حفظ کنه
مورگانا؟- بله؟-
چي شده؟ چرا به ما توي ضيافت محلق نميشي؟
فکر نميکنم که بريدن سر کسي
.دليلي براي جشن باشه
.اون مادر بيچاره
.عدالت ساده براي کاري که انجام داده بود- چه کاري؟-
.اون جادو تمرين کرد .به کسي آسيب نزد
.تو 20سال پيش اينجا نبودي .نميدوني وضع چطور بود
تا کي ميخواي مردمو به خاطر اتفاقات اون موقع تنبيه بکني؟
تا وقتي که بفهمن توي امپراتوري من جايي .براي جادو نيست
وقتي که ميخوام از بانو هلن استقبال کنم .تو بايد با من باشي
بهت گفته بودم که نميخوام .تو اين جورچيزا باشم
.من قيم تو هستم
ازت انتظار دارم که کاريو که ميخوام .انجام بدي
،اگر به من احترام نميزاري .حداقل به بهترين خوانندمون احترام بزار
،هرچقدر که خشونتت بيشتر بشه .دشمناي بيشتري درست ميکني
کسي هست؟
گرگوري؟
.بانو هلن
همه چيز خوبه؟
.بله.شانس داشته باشيم فردا به کاملوت ميرسيم
.خوبه- .من بيرونم اگر به من نيازي داشتيد-
کي اونجاست؟
کي اونجاست؟
مرلين
مرلين
.بهت آب داده بودم
.ديشب اينارو نشستي- .متاسفم-
.راحت باش،صبحانتو بخور
!اوه
چطوري اين کارو کردي؟ يه افسوني رو توي ذهنت ميگي؟
.من هيچ افسوني بلد نيستم
پس چيکار کردي؟ .يه چيزي بايد باشه
.فقط اتفاق افتاد
.خب،بهتره که از دردسر دور نگهت داريم
ميتوني بهم کمک بکني تا وقتي که کاري .با دستمزد برات پيدا بکنم
ببين،گياه ختمي(گياهي که خاصيت دارويي دارد)و تب بر براي بانو پرسيوال
.و اين براي سر اولون هستش
اون مثل يه شپش کوره پس بهش بگو .که همشو يه جا نخوره
.و اين
.برو
،راستي مرلين
واضح بايد بهت بگم که
اجراي هر نوع جادويي باعث .کشته شدنت ميشه
.ام...من داروتونو براتون آوردم
اوه،گايوس گفتش که همشو ...يه جا نخوريد
.مطمئنم که خوب بوده
تخته هدف کجاست؟
اونجا قربان؟- (.اونجا به طرف خورشيده(نور خورشيد توچشم هست واسه هدفگيري-
(ولي(خورشيد)اونقدرا هم درخشان نيست(که چشمو بزنه- (يه جورايي مثل تو(تو هم ارزش و درخششتو از دست دادي-
ميتونم تخته هدفو اونجا بزارم قربان؟
.بهش درس بده
.اين بهش نشون ميده
.هي،صبر کن
.واينسا
اينجا؟
.بهت گفتم راه برو
.يالا!بدو
.ما ميخوايم تمرين با هدف متحرک داشته باشيم
.هي،جدي باش.کافيه ديگه
چي؟- .تو حالتو کردي رفيق-
تو رو ميشناسم؟
.من مرلينم- .پس نميشناسمت-
.نه- .تو منو رفيق صدا کردي-
.اون اشتباه من بود
.موافقم- .آره-
من هيچوقت دوستي نداشتم که .بتونه مثل يه احمق باشه
.شايدم من کسيو بخوام که احمق باشه
بگو مرلين،ميدوني چه جوري بايد روي زانوهات راه بري؟
.نه- بايد کمکت کنم(تا ياد بگيري)؟-
.اگه جاي تو بودم اينکارو نميکردم- چيکار ميخواي با من بکني؟-
.تو نميدوني- .مهمون من باش.يالا،زود باش-
.زودباش
.به خاطر اينکار ميندازمت زندان
فکر ميکني که کي هستي؟پادشاه؟- .نه من پسرش آرتور هستم-
.بانو هلن
خيلي ازتون ممنونيم که براي . آواز خوندن توي جشن ما اومدين
.باعث افتخارمه- سفرتون چطور بود؟-
.يه کم طول کشيد- .انتظار هميشه ارزش داره-
.خواهد داشت
.مرلين
.مرلين
.مرلين
.مرلين
تو هيچوقت از متحيرساختن من .دست بر نميداري
تنها کاري که آدمي مثل تو بايد بکنه .اينه که سرشو پايين نگهداره
چيکار کردي؟
.تو مثل يه احمق رفتار کردي- .متاسفم-
خيلي خوش شانسي.يه کارايي .کردم تا آزادت بکنم
.اوه،مرسي،مرسي
.فراموش نميکنم
.خب،يه قيمت کمي داره که بايد بپردازي
!اوه خدا
.مرسي
من گوينور هستم .اما بيشتر مردم بهم ميگن گوين
.من خدمتکار بانو مورگانا هستم
.خوبه.من مرلينم
اگرچه بيشتر مردم هم .بهم ميگن احمق
.نه،نه.من ديدم تو چيکار کردي
.تو خيلي شجاع بودي
.يا احمق
.خيلي خوشحالم که بيرون اومدي .تو نميتونستي که بزنيش
.اوه،من ميتونستم که بزنمش
جدا؟
.به خاطر اينکه تو شبيه آدماي قوي هيکل نيستي
.ممنون
نه،من مطمئنم که تو قوي تر از .اوني هستي که به نظر مياي
آرتور يکي از
آدماي خشن و قوي هستش که .دنيا رو نجات ميده
...و خوب- چي؟-
.تو اونجوري به نظر نمياي
.من تغيير قيافه دادم
.خيلي عالي بود که جلوش دراومدي- اينجوري فکر ميکني؟-
آرتور يه گردن کلفته و همه فکر ميکردن که تو يه (قهرمان واقعي هستي(که اونطوري جلوش دراومدي
جدا؟
.اوه،معذرت ميخوام گوينور
.هوادارام منتظرن
يه کم سبزيجات ميخواي باهاش؟
ميدونم که هنوز از دستم .عصباني هستي
مادرت ازم خواسته تا .ازت مراقبت بکنم
.آره
مادرت درباره استعدادت بهت چي گفته؟
.اينکه من استثناييم
.تو استثنايي هستي
.انقدر که من هيچوقت قبلا نديدم
منظورت چيه؟
خب،جادو نيازمند ورد و افسون هستش .که سالها طول ميکشه تا مطالعشون کني
،چيزي که من از تو ديدم .سادست،فطريه
مزيتش چيه وقتي نتوني ازش استفاده بکني؟
.اين چيزيه که نميدونم
تو سوالي داري که قبلا هيچوقت .مطرح نشده مرلين
هيچوقت درباره جادو مطالعه کردي؟
اوتر اينکارارو 20سال پيش ممنوع کرد
چرا؟
.مردم از جادو براي هدف خوبي استفاده نميکردن
که اين به طور طبيعي باعث .اغتشاش ميشدش
اوتر اينو وظيفه خودش ميدونست که .همه چيزاي اينجوري رو نابود کنه
.حتي اژدهاها- همشون؟-
.فقط1اژدها بود که اوتر نکشتش
.اونو به عنوان يه نمونه(براي عبرت)نگهداشت
.اونو توي غار عميقي زير قلعه زنداني کرده
.جايي که هيچکسي نميتونه آزادش کنه
.حالا غذاتو تموم کن
وقتي خوردي بايد اين دارو رو به .بانو هلن بدي
.براي صداش بهش نيازمنده
اينجا چيکار ميکني؟
.به من...من به گفته بودن که اينو برسونم
پيشرفتت توي راه رفتن با زانوهات چطور بوده؟
!اوه،فرار نکن
از تو فرار کنم؟- .خدارو شکر-
.فکر ميکردم که کر و لالي
.ببين،من بهت گفته بودم که تو احمقي
.نميدونستم که تو از خانواده سلطنتي هستي
اوه.ميخواي چيکار بکني؟ افراد پدرتو آوردي تا ازت محافظت بکنن؟
.من با1فوت ميتونم لهت کنم
.من با کمتر ازين لهت ميکنم- مطمئني؟-
.اينو بگير مرد بزرگ
.يالا
بهت اخطار ميدم.من از زمان کودکي براي کشتن آموزش ديدم
اوهو!خب چقدر آموزش ديدي که يه احمق باشي؟
.تو نميتوني منو اينجوري خطاب کني
متاسفم.چقدر آموزش ديديد تا يه احمق باشيد...سرور من؟
.بيا جلو مرلين
!زودباش
.توي دردسر افتادي- .اوه خدايا-
ميخواي تسليم بشي؟- تو ميخواي؟-
ميخواي؟ميخواي که تمومش کنيم؟
صبر کن.بزار بره
.ممکنه که احمق باشه،ولي آدم نترسيه
.يه چيز عجيبي راجع به تو هستش مرلين
.که نميتونم راجع بهش بفهمم
چه جوري ميتوني که انقدر احمق باشي؟- .بايد يه درسي بهش ميدادم-
جادو بايد يادگرفته بشه،کنترل بشه و براي .کاراي خوب استفاده بشه نه براي کرکر خنده
!چي بايد کنترل بشه؟ من ميتونستم اجسامو قبل ازاينکه حرف بزنم .حرکت بدم
پس بايد يادبگيري چطور خودتو .کنترل بکني
نميخوام که کنترل کنم!اگر نتونم ازجادو استفاده کنم پس من چي دارم؟
من آدم بي اهميتي هستم .و همينجوريم ميمونم
...اگر نتونم از جادو استفاده کنم
.با مرده فرقي ندارم
مرلين؟
بشين.پيراهنتو دربياره
تو نميدوني چرا من اينجوري متولد شدم.ميدوني؟
.نه
من که يه هيولا نيستم نه؟
.هيچوقت اينجوري فکر نکن
پس چرا اينجوريم؟ ...خواهش ميکنم
(من ميخوام بدونم چرا(اينجوريم
ممکنه کسي باشه که دانشش .از من بيشتر باشه
اگر تو نتوني بهم بگي پس .هيچکس نميتونه
.اينو بخور
.دردتو آروم ميکنه
امشب برامون ميخونيد؟- .شما بايد صبر کنيد-
.نبايد درخواست منو رد کنيد- .خودمو براي فردا حفظ ميکنم-
فردا همه هستن؟
کي جرات داره که نباشه؟
پسرتون چطور؟
.شرم آوره که هنوز ملاقاتشون نکردم
.آرتوره ديگه
.بچه ي بدبخت- هوم؟-
بچه ي بيچاره.بدون مادر بزرگ شدن حتما .آسون نبوده
.نه
...رابطه اي که بين مادر و فرزند هستش
.سخته که جايگزين بشه
.اصلا آسون نبود- .مطمئنم-
،شايد اگه کس ديگه اي رو پيدا ميکرديد
اگر دوباره ازدواج ميکرديد
من مطمئنم که شمابا هر دوشيزه اي .توي امپراتوري ميتونيد ازدواج کنيد
.خب،شايد يه عشق ديگه پيدا کردم
اما من متاسفم که براي جايگزيني .مادر آرتور خيلي دير شده
.بله.مسلما براي آرتو خيلي ديگه دير شده
.مرلين
.مرلين
مرلين
مرلين
مرلين
مرلين
کجايي؟
.من اينجام
چقدر کوچيکي براي همچين !سرنوشت بزرگي
چرا؟منظورت چيه؟
کدوم تقدير؟
استعدادت مرلين،براي دليل .خاصي بهت داده شده
.پس1دليلي هستش
.آرتور پادشاه آينده هستش
.کسي که سرزمين آلبيون رو متحد ميکنه
خب؟
اما اون با تهديداي زيادي از طرف .دوستان ودشمنانش روبرو هستش
.من نميدونم که اين چه ربطي به من داره
.ربط داره
.بدون تو،آرتور به هيچوجه موفق نميشه
.بدون تو،هيچ آلبيوني وجود نداره
.نه نه،تو اشتباهي فهميدي اينو
.هيچ درست و غلطي وجود نداره
(تنها بودن و نبودن(وجود داره
جدي ميگم.هرکسي خواست بکشتش، ميتونه اينکارو بکنه.منم کمکشون ميکنم
هيچکدوم از ما نميتونه تقديرشو .انتخاب کنه مرلين
.و هيچکدوممون نميتونه ازش فرار کنه
.نه،اصلا.نه
حتما آرتور ديگه اي هم هست چون .اين يکي يه احمقه
.شايد اين تقديرت باشه تا تغييرش بدي
صبر کن
.صبر کن صبرکن،وايسا
.من ميخوام بيشتر بدونم
وضعيت اين اتاقو ديدي؟
.خب اينطوريه- با جادو؟-
.آره- .بله-
.خب پس بدون جادو بايد تميزش کني-
بعد ازت ميخوام که يه سري گياه بهم بدي
(بنگ دانه(گياهي که خواص زهردار بودن و مسکن دارد (افسنطين(گياهي براي دفع کرمهاي روده (و سورل(گياهي دارويي با برگهاي خوردني تلخ Henbane, wormwood and sorrel.
.و اينو به مورگانا بده
.دختر بيچاره کابوس ميبينه
.حسشو ميدونم
.ميدوني،راجع به آرتور فکر ميکنم
.با دسته نيزه هم لمسش نميکنم
لباسو به من ميدي گوين؟
منظورم اينه که اين افراد .کاملا مبارز هستن
فقط به خاطر اينکه من تحت سرپرستي پادشاهم
به اين معني نيست که بايد توي جشن باهاش شرکت کنم.درسته؟
خب،هستش؟
،اگر ميخواد که باهاش برم بايد ازم دعوت بکنه
و دعوت نکرده پس اين به چه معنايي هست؟
کجايي؟- .اينجام-
.اين يعني که خودم تنها ميرم
.کمک ميخوام تا اينارو ببندم
گوين؟- .من اينجام-
خب2تا راه دارم.يا ميتونم دستشون بندازم
ياميتونم شبي براشون بسازم که به ياد موندني باشه
.بانو هلن،با احترام از طرف پادشاه
.بيا تو
.خيلي شيرينه
چه جوري بايد جبران کنم؟
وقتي که آواز شمارو بشنوه،براش به حد اندازه کافي هست.درسته؟
.من شديدا منتظر اجرا هستم
.منم همينطور
.من آواز خوندنو دوست دارم .هميشه درحال خوندنم
نامزدم ميگه که من .صداي يه فرشته مرده رو دارم
.خدا رحم کنه
.مرلين،يادت باشه اينجايي تا کار کني
خيلي خوشگل شده.نه؟
.آره
.بعضي از مردم متولد ميشن تا ملکه بشن- .نه-
.اميدوارم که يه روز بشه
.منظورم اين نيست که اون ملکه بشه کيه که بخواد با آرتور ازدواج کنه؟
فکر ميکردم که تو از آدماي خشن و قدرتمند .که دنيارو نجات ميدن خوشت مياد
نه،من از مردم عادي مثل تو .بيشتر خوشم مياد
.گوين،باورم کن.من معمولي نيستم
!نه.منظورم تو نبودي
.به طور واضح،تو نه
اما فقط...ميدوني،من از آدماي معمولي .بيشتر خوشم مياد
.مثل تو
.ممنون
ما از20سال صلح و کاميابي .بهره مند بوديم
.اين باعث لذت من وقلمرو امپراتوري بودش
اما تعداد کمي ميتونن اينو مقايسه بکنن ...با معرفي کردن
.بانو هلن از مورا
.تو جون پسرمو نجات دادي
(بدهي بايد پرداخت بشه(بايد جبران کنم کارتو
.خجالتي نباش.تو بايد جايزه بگيري
.درواقع شما مجبور به اين کار نيستي
نه،به طور قطع.اين کار شايسته .يک چيز مخصوص هستش
...خب
به تو سمت مستخدم سلطنتي .داده ميشه
.تو پيشخدمت شاهزاده آرتور ميشي
!پدر؟
.به نظر مياد که تو يه قهرماني
باورش سخته.درسته؟- .نه-
ازهمون لحظه اي که ديدمت .اينو ميدونستم
تو جون منو نجات دادي.يادته؟
.اما...اون جادو بودش
بالاخره به نظر ميرسه که .ما يه استفاده براش پيدا کرديم
منظورت چيه؟- .من ديدم که تو چطوري آرتور رو نجات دادي-
ممکنه هدف(داده شدن استعدادت)اين باشه (يعني نجات دادن جون مردم)
.تقدير من- . حقيقتا-
وقتي همسن تو بودم اين کتاب .بهم داده شده بود
اما اين احساسو دارم که اين کتاب .بيشتر به درد تو ميخوره تا من
.اما اين کتاب جادويي هستش
به همين خاطر بايد مخفي .نگهش داري
.کلمه به کلمشو ميخونم
مرلين،شاهزاده آرتور شمارو .هرچه سريعتر ميخواد
.تقديرت صدات ميزنه .بهتره بفهمي اون ازت چي ميخواد
.مسابقه شروع ميشه
.مطمئنم که تو منو سربلند ميکني
.من به خادمي احتياج دارم که بهش اعتماد کنم- .تو ميتوني بهم اعتماد کني-
.از جلوي چشمم دور شو
،هر فکري که راجع به تقديرم ميکردي هرکاري که فکر ميکردي بايد بکنم
.تو اشتباهي گرفتي
Sync by : .Amirali. ─═हई╬ ஹίЯર ╬ईह═─
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.