Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سینما تقدیم میکند www.30nama.com
...آنچه گذشت
فکر میکنم یه مشکل کوفتی داریم
...ملکه الیزابت از انگلستان
که باهاش نقشهی خیانت چیدید
اوایل صبح امروز اومدن...
به عنوان یه همسر احتمالی برای پادشاه فرانسه
به خونهی کوچیک ما خوش اومدی
.میدونم چی زیر سرتونه این یه بازیه، نه؟
خب، من اومدم تا بهتون اطمینان بدم
که ما به آرمان شما متعهد میمونیم
امیدوارم این هدیه رو قبول کنید
اسلحه، چهار واگن پر
هدیهتون رو قبول میکنم
ما نمایندهی اتحادیهی کاتولیک فرانسه هستیم
فکر کنم باید درمورد پسرت صحبت کنیم
کدوم یکی؟
میتونی چیزی رو ببینی که من نمیتونم ببینم
دوست داری برای من مفید باشی؟
آره
فهمیدم که رابطهی خودمون رو اشتباه متوجه شدم
اشتباه متوجه نشدی
دوست دارم بازم به من خدمت کنی
هر کاری از دستم بربیاد میکنم، علیاحضرت
میخوام بدونم برادرم همیشه مشغول چه کاریه
،همهچیز ازم دزدیده شد
و قصد دارم پنجبرابرش رو پس بگیرم
سیسی، نوهی خواهر امپراتور مقدس روم رو میشناسی؟
،برحسب اتفاق ما علایق مشترک زیادی داریم
میدونی هر چی زمان بیشتری ،رو کنار تو میگذرونم
بیشتر ازم خودم میپرسم که واقعاً به برادر درستی معرفی شدم یا نه
نظرتون درمورد شمشیربازی برای مشخص شدن همهچیز چیه؟
قصد دارم با برنده ازدواج کنم
!دکتر
!دکتر
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
« مـلـکـهی اهـریـمـنـی »
«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB
،علیرغم تمام تلاشهام
چالشهای ما روز به روز بیشتر میشدن
خواهر اَبیس
حاضری خدای ناجی رو بپذیری
و اربابان کاتولیکت رو رها کنی؟
بله
انتخاب عاقلانهای بود
دنبال این میگردی؟
علیاحضرت
پادشاه رو معاینه کردی؟
،با توجه به تنفس، ضربان قلب
،و سابقهی خانوادگی
معتقدم که علائم پادشاه ...فقط یه چیز رو نشون میدن
سل ریوی...
این کلمه رو توی زندگیم خیلی شنیدم
دوست ندارم دوباره بشنومش
متاسفم
اما نگفتن حقیقت هیچ فایدهای نداره
خودش میدونه؟
،اگه میدونه پیش خودش قبول نکرده
و چقدر زنده میمونه؟
الان نمیشه تشخیص داد
تو مدت زیادی به ما خدمت کردی
همیشه حقیقت رو بهمون گفتی
اما اگه خبر بیماری پادشاه
،در زمان اشتباه بین مردم پخش بشه
،اقتدار اون رو زیر سوال میبره
اونم زمانی که کشور توی آسیبپذیرترین حالتش قرار داره
...پس
،اگه یه کلمه به کسی چیزی بگی
...از جمله خود پادشاه
میگم به جرم خیانت گردنت رو بزنن...
،اما اگه رازدار باشی
همیشه مطمئن میشم
هر چیزی که برای شرایط جسمی خودت نیاز داری برات فراهم باشه
برادرم، پادشاه چطوره؟
نیاز به پرسیدن داره؟
چی؟
ببین، همون کاری که خواستی رو کردم
همهش بهش فرصت برنده شدن میدادم
واقعاً؟
غرور و بطالت تو
باعث مرگ برادرت هرکول شد
و حالا احتمالاً باعث مرگ پادشاهت میشه
این رو نگو
،و چرا نباید بگم وقتی حقیقت داره؟
من برای مدت طولانی اجازه دادم به حال خودت رها باشی
و تمام عمرت باعث شرمندگی من شدی
اما هیچوقت اندازهی امروز نبوده
،اما حالا، یک بار برای همیشه
ماهیت منحرفت رو پنهان میکنی
اون چیزی که هستی رو انکار میکنی
و مثل بقیهمون با دنیا کنار میایی
تا بتونم این آشفتگی که ایجاد کردی رو مرتب کنم
میفهمی؟
میفهمی؟
بله، مادر
اما یک لحظه هم شک نکن
...که هرچیزی باعث شرمندگیت میشه
خب، توی وجود خودت هم هست...
با وجود اینکه قبول کردنش ،برام دردناکه
صد البته درست میگفت
جریان چیه؟
بشین کنارمون
ترجیح میدم سر پا بمونم
...متوجه شدیم
که کاملاً به شاهدخت مارگو علاقهمند هستی
دختر زیباییه
اون یه بچهست
به سن ازدواج رسیده
شاید برای پیرمرد کثیفی مثل تو اینطور باشه
فرانسوا، لطفاً مؤدب باش
مؤدب باشم؟
این چه مسخرهبازیایه؟
این دستور طبیعی خداونده
پادشاه ناخواسته توسط پروتستانهای دربارش
تحت تأثیر قرار گرفته
سرگرم کردن ملکهی مرتد دیگه آخرش بود
برادرش آنژو و تمایلاتش
نشون میدن که اون هم به همین اندازه نامناسبه
یه حسابرسی بزرگ در راهه
همهی مؤمنان واقعی به دنبال پادشاه جدیدی میگردن تا ازش حمایت کنن
ازدواجی بین تو و شاهدخت مارگو
،باعث ایجاد یه خاندان سلطنتی جدید میشه یه خاندان کاملاً کاتولیک
خاندان پادشاهی گیز
میخواید من پادشاه بشم؟
تا زمانی که یه وارث به سن بلوغ برسه
این چیه؟
طوماری از روحانیون کاتولیک
که میخوان تو رو رئیس دولت کنن
نمیتونید این کار رو بکنید
،ما نمایندهی کلیسای کاتولیک هستیم
و واتیکان با اون همه ثروت و قدرت
ازمون حمایت میکنه
در حقیقت، ما میتونیم هر کاری که میخوایم انجام بدیم
و فکر میکنید نظر کاترین چیه؟
،کاترین تاثیرگذاریش رو از دست داده
مثل پسرهاش
فکر میکنم موافقیم
که زمان پادشاهی خاندان والوآ به پایان رسیده
و اگه این حماقت رو قبول نکنم؟
میدونی ما روحانیهایی
که به ایمان جدید روی میارن رو چطور مجازات میکنیم؟
روشیه که در تفتیش عقاید بزرگ
توی مادرید به کمال رسید
زندهزنده پوستشون رو میکندن
و بعد آتیششون میزدن
با چشمهای خودم دیدم
تا وقتی طرف بمیره مدتی طول میکشه
و وقتی آتیش به گوشتِ بدون پوشش میرسه
گفته میشه که درد وحشتناکی داره
پس اگه این کار رو ...بهخاطر فرانسه انجام نمیدی
شاید بهخاطر برادرت انجامش بدی...
مدتی طول میکشه
تا پسرم به پیشنهادتون فکر کنه
ما تنهاتون میذاریم
تا به عنوان یه خانواده مشورت کنید
حالا دیگه چه غلطی کردی؟
اعلیحضرت، باعث افتخارمه
که این مدل از کاخ تویلری رو بهتون نشون میدم
خیلی سعی کردم چیزی بسازم
که با فرهنگ فرانسوی و ایتالیایی تطابق کامل داشته باشه
و همچین چیزی هم ساختی
استعداد کمیابی داری، الساندرو
ساختنش خیلی طول نمیکشه؟
همهی کارهای باارزش زمان میخوان
یه بنای یادبود مناسب
برای حکومتت میشه - اومم -
خونهای مناسب برای یه پادشاه و ملکهی جدیدش
امیدوارم تا زمانی که شاهدخت سیسی دوباره به دیدنمون میاد
شروع به ساخت بکنیم
سیسی؟
چرا سیسی باید به اینجا بیاد؟
حدس میزنم نمیتونه ازت دور بمونه
از قرار معلوم، داییش نامه فرستاده
که امروز صبح برمیگرده
و ازاونجایی که شما دو نفر ،خیلی خوب با هم کنار اومدید
فکر میکردم از این خبر استقبال میکنی
،اگه قراره نامزد کنم
خیلی مناسب به نظر نمیرسه، نه؟
رحیما، لطف میکنی از برادرم پذیرایی کنی؟
چه نقشهای داری؟
از سیسی خواستی بیاد اینجا
چرا؟
به سادگی از یه غریزه اطاعت میکنم
واضحه که قلبت با شاهدخت سیسیـه
وگرنه توی مسابقهی شمشیربازی برنده میشدی
معلومه که برنده میشدم
فقط سرم گیج رفت
البته
خودم میتونم ببینم
اما ملکه الیزابت ممکنه با من موافق نباشه
پس اون یه احمقه
شاید، اما متاسفانه
ملکهی انگلیس دیگه بهت علاقه نداره
در واقع، فکر میکنم که ملکه الان
به برادرت علاقه داره
آنژو؟
اینکه پسرفت حساب میشه، نه؟
انرژی آنژو برای ،ملکهی انگلیسی مناسبتره
در حالی که شاهدخت سیسی همنشین خیلی خوبی میشه
سیسی یه ملکه نیست
اما ازت مراقبت میکنه
چرا خوشحال نباشی؟
واقعاً توقع داری که فکر کنم خوشبختی من دغدغهی توئه؟
سلام بر شما
چرا اینقدر توی فکری؟
نشنیدی؟
در آستانهی یه جنگ داخلی هستیم
مگه همیشه همینطور نیست؟
حداقل خانوادهی من همیشه درگیری داخلی دارن
این بار انگار کمی بدتره
فهمیدم که چطور میخوام از همهی این چیزها رها بشم
من به دنیای جدید میرم
تو هم باید باهام بیایی
یعنی اول باید با هم ازدواج کنیم
البته فقط به صورت تشریفاتی
این فکر رو از ذهنت بیرون کن
میفهمی؟
چرا؟
اینکه نزدیک من باشی اصلاً برات امن نیست
البته که هست
اصلاً نمیدونی من کی هستم، نه؟
چرا، میدونم - واقعاً؟ -
...میبینی، دختر کوچولو
من همهی این ماجراها رو شروع کردم...
من اون کلیسا رو به آتیش کشیدم ،تا تمام فرانسه رو به آتیش بکشم
،و کارم جواب داد چون من همچین آدمیام
میفهمی؟
بهم دروغ گفتی
معلومه که بهت دروغ گفتم
از تصوری که ،از من داشتی خوشم میومد
پس ترجیح دادم ازش لذت ببرم
اما حالا معصومیت تو بیشتر به حماقت نزدیکه
و اصلاً جذاب نیست
پس به هردومون لطف کن
و نزدیک من نشو
میفهمی، دختر کوچولو؟
لطفاً اونطور صدام نکن
ممنون که موافقت کردی من رو ببینی
البته
و حال پادشاه چطوره؟
حالش خوبه
بیشتر از همهچیز به غرورش برخورده
،کاترین عزیزم
تکرار یک دروغ باعث نمیشه واقعیت عوض بشه
من سل ریوی رو از دور تشخیص میدم
بیماری بیرحمانهایه
،خواهر خودم تسلیمش شد
توی ریههای خودش غرق شد
مثل شکنجه بود که ذهنش رو به هم میریخت
میدونی اون همیشه به عنوان مری دیوونه شناخته نمیشد؟
وقتی بچه بودیم خیلی مهربون بود
...امیدوارم که بتونی
حساسیت این اطلاعات رو درک بکنی
البته
همونطور که امیدوارم
نیاز به حفظ معاهدهی بین پادشاهیهامون رو درک بکنی
موافقم
باید راهی برای رسیدن به خواستههامون پیدا کنیم
،معتقدم که درمورد شهر کاله
،و مسیرهای تجاری
و حتی مری، دختر عمهی مزاحمت به توافق میرسیم
خب، خیلی خوشحالم که این رو میشنوم
،اما، بر اساس مردسالاری
باید پادشاهیهامون رو جوری به هم پیوند بدیم
انگار دوتا مزرعهی همسایهایم و خوک پرورش میدیم
،ماجرای زشتیه اما روش دنیا همینه
معتقدم که ممکنه مایل باشی آنژو رو در نظر بگیری
،به عنوان یه همسر احتمالی به جای برادرش
حتی واقعبینتری از چیزی هستی که تصور میکردم
ممکنه یه نفر این رو با بیدقتی اشتباه بگیره
و اون کارش اشتباه محاسباتی محسوب میشه
البته
آه، تروکمورتون
،خب، این خیلی غیرمنتظرهست
تغییر در وفاداری به این سرعت
و با این حال، با آنژو کنار میایی
اون منو سرگرم میکنه
بعضی ازدواجها همین رو هم ندارن
،آنژو برندهی مسابقه شد
و خب من هم قول دادم
قلبم رو به برنده بدم، نه؟
دقیقاً همینطوره، علیاحضرت
پدرم همیشه بهم میگفت آدم باید سر حرفش بمونه
،ولی خب همین رو هم به مادرم گفت
پس... کی میدونه منظورش چی بوده؟
من یه فکری دارم
چطوره بریم و این خبر خوشحالکننده رو
فوراً به خاطرخواه جدیدم بگیم؟
اوه، اما دیروقته
مطمئنم برای آنژو دیر نیست
درست نمیگم، تروکمورتون؟
هیچوقت دیر نیست، علیاحضرت
البته مگه اینکه درمورد این وصلت دودل شده باشی
البته که نه
چقدر خوش بگذره
موسیقی؟
چقدر به وقت
ممکنه منتظر ما باشه؟
،حالا که بهش فکر میکنم
زمان دیگهای بیایم بهتره
مزخرفه. من عاشق مهمونیام
اجازه بده
آنژو
آنژو - چیه؟ -
...خب
به چی خیره شدید؟...
،تصور میکنم حرفهای زیادی دارید
مادر و پسر
من دیگه تنهاتون میذارم
خداحافظ، شاهزادهی من
میشه در رو ببندی؟
هنوز کارم تموم نشده
!رحیما
!رحیما
،آه، کاترین
خیلی نگران بودم که شاید نتونیم خداحافظی کنیم
نمیخواستم بیدارت کنم
گفتم شاید به خواب نیاز داشته باشی
بعد از اون همه هیجان
ندیمهام امروز صبح از وظایفش غافل شده
اما تو ما رو ترک نمیکنی، نه؟
وقتی کار ناتمام داریم؟
معلومه که میرم
مطمئناً باید موافق باشی ،که همه چیز تغییر کرده
حالا که یکی از پسرهات از نظر پزشکی مشکل داره
و اون یکی ظاهراً نیازهای جنسیای داره
که من نمیتونم ارضاشون کنم
بیخیال
هر دومون چنین ازدواجی رو میشناسیم
میشه برای هر خلقوخوی عجیبوغریبی فضا باز کرد
اونا مسائل خصوصیان
تا زمانی که دیگه نباشن
وقتی خبرش پخش میشه و همهی خاندانهای سلطنتی میشنون
،که شرایط چارلز و آنژو چطوره
هر کسی باهاشون ازدواج کنه مضحکهی عام و خاص میشه
و تو مطمئن میشی که همه مطلع بشن
چون از اول قصد ازدواج با هیچکدوم از پسرهای من رو نداشتی
تو به فرانسه اومدی
تا برای انگلستان امتیازی پیدا کنی
البته
حتماً خیلی سخته
اینکه مجبوری برای رسیدن به خواستههات
همیشه لاس بزنی، الکی بخندی و کارهای غیرمتعارف انجام بدی
،من باشم حواسم رو جمع میکنم ،چون با گذر زمان
ممکنه دشوار باشه که بفهمی کدوم نقش بازی کردنه
و کدوم نیست
بذار یه چیزی رو برات توضیح بدم
مردها هزاران ساله
که با زنها ازدواج میکنن
مثلاً پدر خودم
،یه احمق لجبار بود اما ارادهاش مقاومتناپذیر بود
،اون خدای کاتولیک رو به چالش کشید
و تمام کشور حمایتش کردن
،پدر شوهرِ مرحومت، فرانسیس اول
تقریباً مثل اون بود
اما اونا کارهاشون رو ،به عنوان یه مرد انجام میدادن
و از سلیقهشون خجالت نمیکشیدن
من و تو چنین امتیازی نداریم
پس آره، برای رسیدن به خواستههامون
،من باید نقش یه باکره رو بازی کنم و تو نقش یه جادوگر رو
،وقتی ملکه شدم
تصمیم گرفتم که هیچوقت با کسی ازدواج نکنم
،فقط میخواستم قیمت رو بالا ببرم
اونم با قرار دادن خواستگارها در مقابل همدیگه
پس آره، کاملاً درست میگی
معلومه که به دنبال بهترین معامله برای انگلستان اومدم
و نه یه شوهر
و معلوم شد که شما نمیتونید اون رو بهم ارائه بدید
ولی پیداش کردی
آره، توی دور از انتظارترین مکان
،اوه، این ممکنه برات جالب باشه
به نظر میرسه اصلاً در جریان نیستی
که توی خونهی خودت چه خبره
،صادقانه بگم
از ملکهی اهریمنی فرانسه انتظار بیشتری داشتم
اگه جای تو بودم خونهی خودم رو مرتب میکردم
و برات آرزوی موفقیت میکنم
مشکل داریم - یه مشکل دیگه؟ -
ببین
اوه
باید فوراً بریم
شاهزادههای اصیل کجان؟
خب، صادقانه بگم، روحمم خبر نداره
به نظر میرسه که اربابهای من
بدون من از اینجا رفتن
بهتره خود اون رو ببریم
به چه جرمی؟
مطمئنم یه چیزی به ذهنشون میرسه
من که کاری نکردم
رحیما کجاست؟
،اون توی انجام وظایفش کوتاهی کرده
و ملکه الیزابت نسبت به من برتری داشت
توضیح میخوام
رحیما خانم امروز بیرون از قصر کار داشت
چه کاری؟
مطمئنید میخواید بدونید؟
باید برگردم
از اینکه دربست در خدمت اونی خسته نشدی؟
جایگاه من همینه
لازم نیست باشه
چرا؟
میخوای منو تبدیل به یه دوشس بکنی؟
نشنیدی؟
عناوین دارن از بین میرن
تقریباً بیمعنیان
تازه، میتونم کاری کنم از دوشس بهتر بشی
رویکردی با ملکه الیزابت داشتم
برای سرمایهگذاری در دنیای جدید
بدون اطلاع به کاترین؟
بدون اطلاع به کاترین، نه
فرصتی دیدم و ازش استفاده کردم
نمیتونه این رو ازم دریغ کنه
تو کاترین رو نمیشناسی
دیگه خیلی دیر شده
الیزابت بهم کمک مالی میکنه تا به هدفم برسم
همکارهای تجاری میشیم
من به فرانسه اومدم تا ببینم ارتباطم با کاترین
ثروتم رو بیشتر میکنه یا نه
حالا بیشترش کرده
داری از من هم استفاده میکنی؟
،البته
همونطوری که تو از من استفاده میکنی
برای لذت
به نظرم این منطقیترین کار جهانه
اون شیفتهی تو شده
واقعاً؟
اگه شخصیت واقعی کسی رو نبینی
یعنی شیفتهاش شدی
خب، پس اون شیفتهی این ایده شده
که تنها نباشه
و منم این رو ازش دریغ نکردم
تو هم شنیدی؟
یه پرنده بوده
،وقتی میرم
ازت میخوام باهام به دنیای جدید بیایی
،جایی که میتونی رئیس خودت باشی
نه از کس دیگهای دستور بگیری
اون کار رو میکنی؟
...بهش فکر میکنم
به یه شرط
اگه بیام مدیونت نیستم
منم مدیون تو نیستم
توی این آب، با غسل تعمید دوم از نو متولد میشی
احساس میکنی وزنهای از روی شونههات برداشته شده؟
اگه به قولت وفادار بمونی، آره
فرزندم، چی شده؟
چیزی نیست که به شما مربوط بشه
تقصیر پسر منه؟
سعی کرده تفاهم بین شما رو به هم بزنه؟
...میترسم دیگه هیچوقت مثل سابق
نشم... - اوه -
،فرزند طفلکی
،میدونم چقدر ناامیدکننده به نظر میرسه
اما لازم نیست اینطور حسی داشته باشی
میدونی، دوک یه مرد زخمخوردهست
توی جنگ اتفاق وحشتناکی براش افتاد
،جزئیات رو نمیگه ،اما به همون خاطر
خودش رو شایسته عشق نمیدونم
تو باید متقاعدش کنی که شایستهست
معتقدم که میتونه همون مردی ...که واقعاً دوست داره باشه
در کنار من
خیلی خوشحال میشم ،وقتی این رو میشنوم
چون منم همین نظر رو دارم
اجازه میدی کمکت کنم، هوم؟
بله
بله، البته
اوه، خاندان بوربن
مایله علناً وفاداریش رو
به شما و هدفتون متعهد کنه
منابعم بهم میگن که شما به اینجا اومدید
چون کاترین فهمیده که خیانت کردید
در حالی که حقیقت داره
که اختلافات ما با خاندان والوآ آشکار شدن
،اونم شاید قبل از اینکه ما بخوایم
اما ما هیچوقت در تلاشمون
برای سرنگون کردن کاترین و خانوادهاش مردد نشدیم
من میدونم چه کارهایی ازش برمیاد
و آنتوان میدونه چه کارهایی از من برمیاد
،آره، متاسفانه آره آره، میدونم
همسر و پسرت ثابت کردن که زائران صادقی هستن
...هنری
پدر و عموت به آرمان ما اعتقاد دارن؟...
دلشون پاکه؟
...آم
متاسفانه نه...
چی؟
،در واقع، در گذشته
اونا حتی سعی کردن که من رو به بیراهه بکشونن
...اما - داری چیکار میکنی، هنری؟ -
لطفاً... لطفاً نکن - ...اما -
میشه بهشون آموزش داد
،و با راهنماییهای مناسب
میتونن به نفع آرمان ما باشن
...در واقع
اگه برای اثبات وفاداریشون
...غسل تعمید دوم رو انجام بدن
معتقدم که میتونن... سفرشون رو به سمت نور آغاز کنن
صددرصد
کاملاً حاضریم
پس همین کار رو میکنیم
بریم به سمت دریاچه
فکر میکردم خیلی دیر اومدم
چی، فکر کردی من تو رو رها میکنم؟
چه بخوایم چه نخوایم به هم وابستهایم
کاری کردن مثل احمقها بشم
آره، فکر میکنم میتونی اینطور بگی
بیا
بشین
چیزی که ندیدم رو بهم بگو
ملکه الیزابت تو رو شکست داد
قدرت ادیث داره بیشتر میشه
و تو توسط خائنان محاصره شدی
پس از هر زاویهای بهگا رفتی
پس برای هر یه نفری
که توی دربار بهت خیانت کرده یه عروسک درست کردم
شیش تا عروسک
شیش تا خائن که باید حسابشون رو برسی
مونتمورنسی
خاندان بوربن
خاندان گیز
ندیمهام، رحیما
برادرم، الساندرو
اما نفر شیشم کیه؟
رویاهات بهت نشون ندادن؟
نه، اما منو عذاب میدن
...اگه این رو بنوشی
میبینی...
چی توشه؟
نمیخوای بدونی
من راهنمایت میکنم
همهش رو بنوش
چندین ساعت خواب بودی
خب، چی دیدی؟
...صورتم
غرق در خون بود
و یه زنی روی تخت من داشت بچهش رو به دنیا میآورد
...و داخل قنداق
بچهای وجود نداشت...
لونهی مارها داخل قنداق بود
پس خائن شیشم یه بچهست
بچهی منه؟
کی میدونه؟
سلام، مادر
امیدوارم زمان بدی نباشه
به هیچ وجه
چه کاری میتونم براتون انجام بدم؟
تازه خبر بد رو شنیدم
درمورد رد شدن پیشنهاد پادشاه
توسط ملکه الیزابت
روزهای سختی رو سپری میکنیم
وقتی یه دختر بودم زندگی خیلی سادهتر به نظر میرسید
فکر میکنم همه ...این رو میگن، اما
وقتی به این نگاه میکنم ،که جوانان امروزی با چی سروکار دارن
کاملاً ازش مطمئن میشم
معجزه اینه که امید در جوانان جاودانه میجوشه
مثل رطوبت بالارونده
البته
متوجه شدم که پسرم و دخترت
عاشق هم شدن
فکر میکنم میدونستی
،باید اعتراف کنم نمیدونستم اینقدر جدیـه
یهبار بهت گفتم که باید طرف یکی رو بگیری
چرا طرف عشق رو نمیگیری؟
عشق؟
آره
،مادر، به نظرم وصلتی مثل این
،که بر اساس سیاست نباشه ،بلکه بر اساس محبت واقعی باشه
دقیقاً همون چیزیه که مردم فرانسه میخوان
هوم
...این همون چیزیه که وجود
،شعر، هنر، مد
،و همهچیز رو توجیه میکنه ...و باعث میشه ما
فرانسوی باشیم
،ناگفته نمونه که اگه اشتباه نمیکنم
،با رد شدن پیشنهاد توسط ملکه الیزابت
هیچ راهی برای پرداخت هزینهی کاخ کنار رود سن نداری
مگه اینکه به کلیسای ،کاتولیک متوسل بشی
که امروزه به معنای گرفتن تاییدیهی اتحادیهی کاتولیکه
اونا توی دیدگاههاشون ،کمی انعطافناپذیرن
،اما از قضا
من از نفوذ قابل توجهی که توی اون محافل دارم لذت میبرم
واقعاً؟
اگه قرار باشه خانوادههامون ،دوباره به هم بپیوندن
خوشحال میشم کمک کنم
،و تو، مارگو
میتونی خودت رو بررسی کنی
و بهم بگی این چیزیه ،که واقعاً میخوای
و به سادگی مستِ یه داستان عاشقانهی درباری نشدی؟
،میتونم
و بهت اطمینان میدم
اجازه میدی؟
من هر کاری که در توانم باشه برای خوشحال کردن تو انجام میدم
ممنونم، مادر
پادشاه مخالفت میکنه
پس باید اجازه بدی من متقاعدش کنم
همه با این موافقیم؟
البته
ممنون
خانم کوچولو
اوه، علیاحضرت
از دیدن من تعجب کردی؟
خب، شما به ندرت برای نیایش با خدا به اینجا میاید
درسته
راهبههایی که منو بزرگ کردن یه چیزی رو توی وجودم از بین بردن
همهشون مردمآزار بودن
حقیقت اینه که من هیچوقت نفهمیدم
چرا مردم بر سر مذهب دعوا میکنن
تفاوت ادیان
همیشه برای من خیلی بیاهمیت به نظر میرسید
اغلب فکر میکردم
چه مسلمان به دنیا میومدم چه یهودی بازم همینشکلی میشدم
تو چطور؟
من معتقدم که پیامبران دروغینی وجود دارن
معتقدی که خواهر ادیث دروغینه؟
فکر میکنم خدا باید قضاوت کنه
...باید بگم
که یه قدرت تازه توی ایمانت احساس کردم
و به همین دلیل ،به اینجا اومدم
چون اگه ایمان میتونه درد مادری رو کم کنه
که باید مرگ یکی دیگه ،از پسرانش رو تماشا کنه
پس برام مهم نیست که از کجا اومده
نمیدونم چطور میتونم یه ضایعهی دیگه رو تحمل کنم
پادشاه مریضه؟
،به عنوان کشیشم
امیدوارم بتونم بهت اعتماد کنم که این راز رو نگه داری
در چنین زمان حساسی قدرت پادشاه نباید زیر سوال بره
البته
کاملا حق با شماست، علیاحضرت
راز شما نزد من محفوظه
با من دعا میکنی؟
بله
بله، باعث افتخارمه
،درود بر تو ای مریم ،پر از نعمت
خدا با توست
میان همهی زنان تو مبارک هستی
و عیسی، میوهی درون تو مبارک است
بله، فرزندم؟
،من رو ببخش، پدر
چون میخوام گناه کنم
منظورت اینه که قبلاً گناه کردی؟
نه
،وقتی اومدنش رو حس میکنم
نمیتونم جلوش رو بگیرم
...احساسش
مسرتبخشه
پس اتحادیهی کاتولیک میخواد
دوک گیز پادشاه بشه؟
ظاهراً
و خودش این رو بهت داد؟
خودم برداشتمش
در حالی که یهکم ناخوشاحوال بود
و یه زنگوله توی کونش بود
کشور خدماتت رو فراموش نمیکنه
سلام، رحیما
فرانسوآز
بله؟
متاسفم که ملکه الیزابت به انگلیس برگشته
،اگه میتونستم
نمیذاشتم وارد اتاق آنژو بشید
شاید اینطوری به نفع همه شد
در واقع منو یاد اولین درسی انداخت
که بهت آموزش دادم
به هیچکس اعتماد نکن
پس یادته
البته
خب، خوشحالم
حسابوکتابهای برادرم رو بررسی کردی؟
حق با شما بود
البته، اشتباه من بود
همه چیز مرتب بود
ممنونم
زمانی فرا میرسه که همهی ما باید یه طرف رو انتخاب کنیم
اون طرف خودش رو انتخاب کرد
چه کوفتی میخوای؟
بخشش
فقط ممکنه چیزی که بهت گفتم
نابخشودنی بوده باشه
یهبار بهت گفتم
باید اون چیزی که باعث میشه متفاوت باشی رو کنار بذاری
چیزی که بعضیها ممکنه اون رو یه انحراف توی وجودت بدونن
و باید پنهانش کنی
چون شرمآوره
اما الان میدونم
که اشتباه میکردم
و اینکه انکار ماهیت واقعیت همون مرگه
...حتی اگه قدرت خدای متعال رو داشتم
یه تار موی سرت رو هم عوض نمیکردم
چون در اون صورت دیگه خودت نمیبودی
و این ماهیت توئه
که ممکنه خانوادهمون رو نجات بده
،به زودی
میام پیشت و ازت درخواست کمک میکنم
فقط امیدوارم اون موقع بهم کمک کنی
با وجود صدمهای که بهت زدم
این قطعاً یه شورای کوچیکه
آنژو فعلاً خودش رو کنار گذاشته
شاید کارآمدتر باشه
شاید بهتر باشه تشخیص بدیم که چه زمانی شکست خوردیم
،به نظر میرسه ملکه الیزابت ،ادیث و پیروانش رو مسلح کرده
و همچنین از حمایت شاهزادههای اصیل
و طبقهی بازرگانی که نمایندهی اونا هستن، برخوردارن
پس ما فقط یه حق انتخاب داریم
،یا باید با ادیث متحد بشیم یا وارد یه جنگ داخلی بشیم
که دیگه از پیروزی شدن مطمئن نیستیم
آره
امروز گفتم بیاید اینجا
چون یه تصمیمی گرفتم
موافقت کردم که با مونتمورنسی
به دیدن ادیث و میانجیگری برای صلح برم
پس این روزها بهخاطر
کشتن یه شاهزاده چنین چیزی گیرت میاد، ها؟
توافق صلح؟
کنجکاوم
مونتمورنسی چطور خواهر ادیث رو متقاعد کرده که باهات جلسه برگزار کنه؟
...با غسل تعمید دین اون رو قبول کرده
و منم چنین قصدی دارم...
...من، آه
فکر میکنم پادشاه خردش رو ثابت کرده
واقعاً؟
،وقتی دین جدید رو قبول کردم
ارتش ادیث بهم وفادار میشن
کاتولیکها تلافی میکنن
،شاید
اما خاندان والوآ همچنان کاتولیک میمونن
و اگه قرار باشه با ،یه دختر سلطنتی کاتولیک ازدواج کنم
،مثل شاهدخت سیسی
،نوهی خواهر امپراتور مقدس روم
ممکنه کاتولیکها راضی بشن
شاید
میخواید روی کشور قمار کنید اونم بهخاطر یه «شاید»؟
مگه چه انتخاب دیگهای داریم؟
انتخاب درستیه
از شنیدن این حرف خوشحالم
نگران بودم که شاید سعی کنی جلوم رو بگیری
نه
شاید من توی تلاشهام برای محافظت از تو خیلی سختگیری کردم، پادشاه من
اما همیشه فقط برات استقلال میخواستم
و اگه به این باور رسیدی
،که سازش با خواهر ادیث بهترین گزینهست
پس من ازت حمایت میکنم
در واقع، دوست دارم تو رو همراهی کنم
تا دعای خیرم رو تقدیمت کنم
واقعاً؟ - البته -
پس خیلی خوشحال میشم
،تو پادشاه منی
و من بیشتر از هر چیز دیگهای بهت وفادارم
اعلیحضرت، خیلی خوش اومدید
برای رستگاری اومدید؟
بله
و شما؟
من برای صلح اومدم
میخوام تنها با ملکهی مادر صحبت کنم
اگه شما موافق باشید
البته
اون چه کاری بود؟
صبور باش
چیزی که دنبالشی رو به دست میاری
تعجب میکنم که اومدی
تو قدرت جدید این سرزمین هستی
گفتم احترامی که لایقش هستی رو بهت نشون بدم
...بهتر نیست بگی
وقتی گردش بزرگ پادشاه ،نتونست مردم رو متحد کنه
امیدوار بودی ملکه الیزابت با یکی از پسرهات ازدواج کنه
تا جای من رو توی دل مردم بگیره؟
اما اون قبول نکرد
پس الان امیدواری که غسل تعمید پادشاه
به پیروان من انگیزه بده که اسلحهشون رو زمین بذارن
و به عنوان رعایای وفادار به اون خدمت کنن
همینطوره
و در ازای این آرامشی که دنبالشی
چه چیزی برای پیشنهاد داری؟
تغییر دین یه پادشاه کافی نیست؟
خب، ممکنه باشه
اما تغییر دین ...یه پادشاه در حال مرگ
،موضوع متفاوتیه... موافق نیستی؟
میبینم که نمیتونم چیزی رو ازت پنهان کنم
توی یه رویا دیدمش
انگار با دست خالی برای دوستی با من اومدی
دقیقاً نه
کاملاً درست میگی
،پسرم عمرش زیاد طولانی نیست
و برادرش به منحرف بودن معروفه
پایان سلطنتت خاندان والوآ فرا میرسه
بعدش چه اتفاقی میافته؟
آنتوان بوربن جانشین ،پادشاه محسوب میشه
اما به جرم خیانت گناهکاره
و هیچوقت توسط کاتولیکهای فرانسوی پذیرفته نمیشه
و همونطور که مطمئنم خودت میدونی
واقعاً به دین تو معتقد نیست
،با این حال، پسرش هنری
یه ماجرای متفاوته
اگه با یه شاهدخت کاتولیک ازدواج کنه
،و صاحب یه پسر بشه
مردم با این خاندان ،سلطنتی جدید متحد میشن
یه خاندان پروتستانی جدید
اونوقت پادشاه رو میتونی کنترل کنی
،و کنجکاوم بدونم
عروس خوششانس توی این نظم نوین جهانی کیه؟
دخترم، مارگو
انتظار داری بهت اعتماد کنم؟
آره
،چون به محض صورت گرفتن ازدواج
من مقام نایبالسلطنه بودن رو به تو میدم
و تو قدرتمندترین فرد فرانسه میشی
من یه آدم روستاییام
درست مثل من
...میتونی بهم بگی
که هیچ تمایلی به قدرت زمینی نداری
و اینکه پادشاهی تو ،توی بهشت نهفتهست
...اما یه جورایی
فکر نمیکنم این کار رو بکنی
تعجب میکنم
پسرت چی میگه
اگه بشنوه میراثش رو به این راحتی بخشیدی؟
...خب
نسبت به الان بیشتر ازم متنفر میشه
منو با یکی از مهرههایی
که به راحتی روی تخته حرکت میدی اشتباه گرفتی
نه
بعد از سختیها زیاد فهمیدم که تو یه مهره نیستی
،اوه، خواهر ادیث من از این بازی خسته شدم
فقط دیگه دلم نمیخواد مرگ هیچکدوم از بچههام رو ببینم
فقط خدای متعال تصمیم میگیره که چه کسی میمیره
...حالا
فکر میکنم به اندازهی کافی... ،اونا رو منتظر نگه داشتیم
موافق نیستی؟
♪ Down by the Water - PJ Harvey ♪
«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama
بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال www.30nama.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.