Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.Xyz / Info / Org / Net سفارشی از محسن نادمی
براي دانلود فيلم هاي بيشتر با زيرنويس فارسي به سايت باليوود وان سر بزنيد Bollywood1.Info / Xyz / Org / Net
اينستاگرام باليوود وان Instagram.Com/Bolly1official
:مترجمین .:: محمد مسعودی و فاطمه عطاری ::.
"سینگام 3" ترجمه شده توسط وبسایت بالیوود وان
دنیا به چندین قاره تبدیل شد
قاره ها به چندین کشور تقسیم شدند
کشور ها به چندین ایالت تقسیم شدند
"در سال ۲۰۱۴، استان "تلانگانا "از ایالت "آندهارا پرادش
اعلام جدایی و استقلال کرد
از اون جایی که شهر حیدرآباد بخشی از تلانگانا بود
تصمیم گرفته شد که
شهر "ویساکهاپاتنام" به عنوان مرکز آندهارا پرادش اعلام بشه
ولی از اون جایی که نظم و قانون دستخوش تغییر شده بود
و از اون جایی که کمیسر "راماکریشنان"، که میخواست قانون رو اصلاح کنه، به قتل رسید
آماراواتی" نمایندهی بالفعل حکومت شد"
به خاطر اینکه انگیزهی پشت اون قتل، معلوم نشده بود
وضعیت آندهارا پرادش آشفته شده بود
!ساکت
اینک وزیر امور داخلی میتونن بیانیهی خودشون رو اعلام کنن
جناب صدر اعظم و من یه تصمیم مشترک گرفتیم
اگه این کنگره موافقت کنه
ما ظرف ۲ ماه میتونیم اون مجرمی که کمیسر رو به قتل رسوند دستگیر کنیم
و همین طور انگیزهش رو متوجه بشیم
من بهتون اطمینان میدم
اول بگین چه تصمیمی گرفتین
ما با آقای "راماناتان" وزیرِ امور داخلیِ ایالت "تامیل نادو" صحبت کردیم
اون قبول کرد که یه افسر پلیس خبره رو به ایالت ما بفرسته
مگه ما تو ایالت خودمون افسر پلیس خبره نداریم؟
البته که داریم
ولی اونا یه ساله که موفق نشدن پروندهای رو افشا کنن
خب که چی؟
مثل بندر "وایزاگ" در شهر های بندری چنای و توتیکورین
اون کلی اعتبار و مدال افتخار داره
اون برای دستگیری یه مجرم بین المللی به آفریقای جنوبی رفت
ما داریم قویترین افسر پلیس رو به اینجا میاریم
اون کی هست؟
شیر یگانه
دورای سینگام
شاید یه شیر رو توی عکس یا فیلم یا تلویزیون دیده باشی
شاید حتی یه شیر رو توی قفس دیده باشی
ولی یه شیر که توی جنگل با غرور جولون میده رو دیدی؟
دیدی چجوری با خویی انتقام جو طعمهاش رو شکار میکنه؟
وقتی حمله میکنه وزنش 1.5 تنه
میخوای قدرتش رو ببینی؟
همین الان شاهدش باش
...از یه شهری به شهر یا کشور یا قارهای دیگه
من بی رحمانه و با عزمی راسخ هدفم رو تعقیب میکنم
مطمئن میشم که مجازات مرگ نصیبت بشه
پادشاه اقیانوس هند
ولی قانون اجازه نمیده که افسری از یه ایالت دیگه رو بیاریم
پس ما برنامه میریزیم که این پرونده رو به ادارهی مرکزی تحقیقات منتقل کنیم
و از طریق اداره مرکزی تحقیقات اونو به ایالت خودمون بیاریم
اون مرگ کمیسر رو بررسی میکنه
و همچنین مسئولیت برقراری نظم و قانون رو در شهر وایزاگ بر عهده میگیره
من شمارهی دورای سینگام رو دارم
بدش به من
دورای سینگام هستی؟
به آندهارا نیا
... اگه پاتو توی پاسگاه پلیس وایزاگ بزاری
!من قلم پاتو خورد میکنم
اون چی گفت؟
اون گفت "من خیلی عجله داشتم نرفتم موهام رو اصلاح کنم
"بیا و تو واسم موهام رو کوتاه کن
!فقط پاهاش نه، گردنش رو هم خورد کنین
پاهای اون "مدرسی" رو قطع کنین [به قشر خاصی از هند اطلاق میشه]
!من مدرسی نیستم
!!من هندی هستم
کی منو صدا کرد؟
کی پلیس تامیل نادو رو از آندهارا جدا کرده؟
تامیل نادو، آندهارا، تلانگانا، کارناتاکا، کرالا
به جهت آرامش و راحتی مردمش به ایالات مختلفی تقسیم شدن
،نه به عنوان ملیتی متفاوت
!من یه پلیس هندی هستم
راجو، اونا رو ببرید
قربان، لطفا یه امضا بدید
قربان، یه امضا بدید لطفا
توجه کنید، معاون کمیسری که امروز به اینجا میاد
تعداد زیادی یاغی و سرکش رو توی تامیل نادو خشتکشون رو به سرشون کشیده
...اگه هر کدومتون گندی بزنید
کلاهشون رو در میاره؟
یا کمربندهاشون رو، قربان؟
تو کی هستی؟ سر راه وانستا
یه امضا به من بدید، قربان
...تو
من "ویدیا" هستم، قربان
من تو ایستگاه قطار ازتون درخواست امضا کردم ولی شما رفتین
فکر میکردم فقط محض مسخره بازی بوده ولی تو واقعا جدی امضا میخوای
با امضای من چیکار میخوای بکنی؟
هیچ پلیسی جرئت نداره توی یه مکان عمومی ده تا قلچماق رو کتک بزنه و زیر پا له کنه
طبق گفتهی من، شما قهرمان ادارهی پلیس هستین
دورای سینگام
من عاشق شیر هستم، قربان
دخترا نباید به پاسگاه پلیس بیان- خونهتون چی، قربان؟-
دوست ندارم کسی حرف بی موقع بزنه
ازش بپرس که مشکلی نداره یه گوشه واستم و حرف بزنم
به من گفته بودن که شما پلیس سختگیری هستین
ولی شنیدم ۱۲ نفرو زدین و راهی بیمارستان کردین
!اصلا نمیدونستم همچین قدرتی دارین
فهمیدی اونا کی هستن و چرا به من حمله کردن؟
بعد از اینکه کتکشون زدین، پرس و جو کردم، قربان
ولی بهانهی مسخره میآوردن، قربان
چی؟- به نظر شما پیرهن آبی پوشیده بودین-
اونا گفتن از رنگ آبی خوششون نمیاد
...واسه همین به شما حمله
!اونا از پیرهن آبی من نفرت داشتن؟
سریعا آزادشون کنید
ما یه گزارش واسهشون رد کردیم، قربان
عی بابا! فقط اون گزارش رو پاره کن، مرد
پاره کنم، ها؟- !گفتی اون سختگیره-
چه با وقار راه میره
این فایل شامل تمام جزئیات پروندهی قتل کمیسره
من اینجام تا قتل کمیسر رو بررسی کنم؟
فکر کردم میتونم بریونی بخورم و چند ماه خوش بگذرونم
روز اول سرم کار میریزی
اون توسط اداره مرکزی تحقیقات انتخاب شده که به شما کمک کنه
بزار یه مدت این محرمانه بمونه
اون فایل نباید یه ذره هم از اونجایی که پرتش کردم، تکون بخوره
ولی میخوام تمام جزئیاتش رو روی لپتاپم داشته باشم
ظرف دو روز اطلاعات تمام افسران و ویژگی های شخصیتیشون رو میخوام
وقتی امروز صبح تو قطار بودم یه مردی به من زنگ زد
از طریق برنامهی "ترو کالر" فهمیدم که اون "بیملی سلوا" ئه [نرمافزاری برای شناسایی شمارهی تلفن افراد]
قربان، اون جزء گروه "ردی" ئه
منظورت "سودانا ردی" ئه؟
بله قربان
"مادهوسودانا ردی"
تاجری که بندر وایزاگ رو از طریق ارعاب و زور تحت کنترل خودش داره
فردی مهم و نجیب زادهاس
حامیِ رامپارساد، وزیر ترابری هوایی
بدون اجازهی ردی، حتی یه کانتینر هم نمیتونه به بندر وارد یا ازش خارج بشه
ردی کسایی رو که کار هاش رو قبول دارن میپذیره
و اونایی که باهاش مخالفن رو نابود میکنه
این شخصیتِ ردیه
عقلتون رو از دست دادین؟
به یه افسر پلیس حمله کردین
اون اومده پروندهی قتل کمیسر رو بررسی کنه
شما بی دلیل تحریکش کردین
اگه اون واسه قتل کمیسر شما رو دستگیر کنه چیکار میخواید بکنید؟
اگه با یه افسر پلیس سر شاخ میشین حتما باید از میدون پیروز خارج بشین
!گم شین بیرون
!به "ویتال" زنگ بزن، همین الان
قربان، ردی پشت خطه؟- بزارش رو اسپیکر-
بله، ردی
پدرش، رامپارساد، وزیر ترابری هواییه
مادرش، ربکا، یه زن انگلیسیه
استیو و همسرش تو دفتر منتظرن، قربان
ازشون بخواه که نهار بخورن
اون تمام آهن قراضه های استرالیا رو به چهار تا کارخونهی فولاد خودش تو هند وارد میکنه
برای تسهیل روند صادرات و واردات دولت استرالیا بهش مقام
کمیسر اول افتخاری رو اعطا کرده
سلام- سلام- غذا چطوره؟-
!خوشمزه- و توافق نامه کجاست، استیو؟- چی؟-
!زنم رو نزن- توافق نامه کجاست، استیو؟-
کدوم توافق نامه؟
اونی که با کمپانی علیه من امضا کردین اینجوری با من رفتار میکنی؟
بهت میگم تو صندوق امانات بانکه
صندوق امانات کدوم بانک؟- بانک ملبورن-
اونو به ملبورن ببرید تا امشب اون توافق نامه رو میخوام
!ویتال، لطفا، ولش کن
متاسفم عزیزم ولی همسرت مجبورم کرد که روت دست بلند کنم
اگه اون همسر واقعیت بود همون سیلی اول که به زنش زدم، باید اعتراف میکرد
طلاق گرفتین؟ مطمئنم تو مرد های بهتری گیرت میاد
یه داستان بهت میگم و تو هم همین رو نقل میکنی
چجوری زخمی شدی؟
من از طبقهی چهارم افتادم
نه! تو از طبقهی اول افتادی
!اوکی- با هلیکوپترم تماس بگیرین-
سلام، پسرم- مامان، بابا پیشته؟-
عزیزم، ویتال کارت داره
بابا، ردی از وایزاگ بهم زنگ زد اون با یه افسر پلیس به مشکل خورده و غیره و ذلک
همه چی به خاطر اون وزیر امور داخلی لعنتی اتفاق افتاده
مدیر ادارهی مرکزی تحقیقات دوست صمیمی منه خودم به قضیه رسیدگی میکنم
خودت راست و ریسش کن
سرپاسبان ویرا کجاست؟
رفته یه خلاف کار رو دستگیر کنه
گفتم اون یه یاغیِ خانومه
آکا"، تو واسه خودت تشکیلات مجزایی داری"
اون تغییر قیافه داده، قربان
آبجی، اون داره باهات لاس میزنه
چرا منو کشوندین آوردین اینجا؟
خواهرم که تو ازدواجش شکست خورده الان عاشق تو شده، داداش
!عشق، اوه خدا
فقط چون منم این آهنگ رو خوندم فکر میکنی منم یه یاغی هستم؟
من یه افسر پلیسم
اومدم که دستگیرت کنم
میتونی یه پلیس یا یه مرد احمق باشی
ولی من عاشق تو هستم
!پروردگار راما، کمکم کن
اول باهام ازدواج کن
بعدش دستگیرم کن
و بعدش بهم حمله کن
آییو! من فقط یه جوون خام هستم
!ولی تو مثل یه مرد پخته به نظر میای
من به لاغری یه دونهی لوبیا هستم
!ولی مثل یه بلبل خوش الحان هستی
!خواهرم یه دوشیزهی پاک دامنه
...برو گمشو، مردک تخم حر
!تخم مرغ
فقط به خاطر اینکه تو خیلی لاغر و خوش صدایی خواهر من عاشقت شده
...اگه خواهرت از آهنگم خوشش اومده
باید خدمتت بگم که خوانندهی اصلی "آنیرود" ئه
اون از منم لاغرتر و خوشتیپتره
اونو بدزد و به عقد خواهرت در بیار
بیا اینجا، کجا فرار میکنی، ابله
کدوم بازرسی به پروندهی قتل کمیسر رسیدگی کرده؟
من، قربان
چرا آخرین موبایلی که ازش استفاده کرده بود رو ضبط نکردی؟
نتونستم توی صحنهی قتل پیداش کنم، قربان
تو محله هم پرس و جو کردم ولی نتونستم پیداش کنم، قربان
بهشون چای بده
معاون کمیسر جدید داخله، قربان
جدید؟
دورای سینگام، قربان
چه سورپرایزی، قربان
تو ایشون رو از قبل میشناسی؟- !این دیگه چجور سوالیه؟-
شیری پر جنب و جوش اون دورای سینگامه
شهر زادگاهم توتیکورینه، قربان
شما به تانگاراج قول دادین که مجازات مرگ نصیبش بشه
شما بهای و دنی، ارباب مواد مخدر رو مجبور کردین توی زندان آش هم بزنن، قربان
من همه چیز رو میدونم، قربان
قربان، همسرتون چطوره؟
اون خانوادهای نداره؟
چی؟- اون حتی ازدواج هم نکرده-
سرینیواس"، من روز عروسیش توی شهر بودم"
تمام ربان های عروسیش رو من بریدم
میخوای ببینی؟ بهت نشون بدم؟
سرپاسبان- !اوه، خدا-
همسرتون هم باهاتون اومده، قربان؟
نه- چرا، قربان؟-
الان با من نیومده- چرا آخه، قربان؟-
ما طلاق گرفتیم
من باورم نمیشه
...بیا تو تا با هم بیشتر اختلاط کنیم
میتونیم داخل به صحبتمون ادامه بدیم
من ویرام هستم، قربان من دیگه راهم رو میکشم و میرم، قربان
میخوام دستیار کمیسر، "کریشناراج" رو ببینم کسی که تو پرونده دخالت داشته
اون مرخصی استعلاجی داره، قربان
ولی هرشب میره رویال کازینو تا مشروب بخوره، قربان
تو مگه مطمئنی؟
چرا جوش میاری؟
باید حتما بگم که الان من مسئول اینجام؟
این مشروب خونهی رویال کازینو کجا هست؟
بیاید بریم یه نگاهی بندازیم
نه واسهی سوال و جواب فقط بریم یکم خوش بگذرونیم
قربان، دستیار کمیسر داخله
اينستاگرام باليوود وان Instagram.Com/Bolly1official
اگه بخواین میتونین گزارش شبکه رو ببینید
مگه تا حالا ندیدیش؟
فقط واسه همراهی کردنش منم میرقصیدم
ولی اون واسم احترام قائل نیست و مجبورم کرده به این اسب آب و غذا بدم
قربان؟- به این میگن احترام-
شما کمیسر ویرام بابو نیستین؟
من؟... کمیسر؟
!زنده باد کمیسر
!زنده باد کمیسر
!من کمیسر اول نیستم
!کمیسر دومی پس- نه-
دستیار کمیسر؟- نوچ-
معاون؟- یه سرپاسبان معمولی-
متوجه شدم
عیبی ندارم، چی میخوای؟
اومدم دورای رو ببینم- کدوم دورای؟-
معاون کمیسر دورای سینگام اینجا کار میکنه، درسته؟
!همون جوری دورای خالی صداش میکنی؟
چطور جرئت میکنی اینقدر نسبت به رئیس من بی احترامی کنی؟
ما اینجوری با هم صحبت میکنیم
قربان، دوستتون اومده
کی گفته اون دوستشه؟
مگه من امضا ازش نگرفتم؟ همون موقع باهم رفیق شدیم دیگه
این باعث میشه دوستت باشه؟- بله-
حالا هم یه عکس میگیرم و !"میگم "دوستان صمیمی
چرا هی میای اینجا؟- خب کِی بیام کجا، قربان؟-
چی میخوای؟
من از افسرای پلیسی به شجاعت شما خیلی خوشم میاد
واسه همین من با شما طرح رفاقت ریختم
این رفاقت به جایی نمیرسه
من متاهل هستم- ولی مگه طلاق نگرفته بودی؟-
هی! کی این چیزا رو بهت گفته؟
نباید به مرد ها خیانت کرد"
"و نباید زن ها رو به عنوان کالای تجاری در نظر گرفت اینا سخنان حکیمانهی مامان بزرگمه
میزنم سیاه و کبودت میکنم
مگه یه دختر جوون باید اینجوری حرف بزنه؟
ببخشید قربان، ببخشید- !برو بیرون-
فکر کنم از دندهی چپ پا شدین اشتباه از من بود. دفعهی بعد میبینمتون
هی! بوفالو، اگه هر کی همینجوری بگه دوستش هستم ورش میداری میاریش داخل؟
مرد ها قابل اعتماد نیستن" "زن ها هم اهل کلک نیستن
اینا سخنان حکیمانهی مامان بزرگ منه
مامان بزرگت کجاست؟
!توی آسمون هاست
!آخ، مامان بزرگ
اون خجالت میکشه جلو همه منو دوست خودش خطاب کنه
،ولی خجالت، ترس، کم رویی ،حیا، عفت، فروتنی
من با این مفاهیم بیگانهام
حتی منم این چیزایی که گفتی رو ندارم
!بزن قدش
سر راه منم دادگاه پیاده کن
بله؟- من کاویا از شرکت چرخهی هند هستم-
خب، بفرمایید
دو تا چک از دفتر من گم شده
چک سفید امضا بوده
چک سفید امضا؟
مگه امضا کردن الکی کار اشتباهی نیست؟
خودم میدونم
اول به بانک اطلاع بده که چک ها رو بلوکه کنن
به همه تو دفتر زنگ بزن و پرس و جو کن
...ولی قبل از اون
ازشون بخواه با دقت همه جا رو بگردن
این به نظر نمیاد یه پروندهی گم شدن اموال باشه
بیشتر شبیه اینه عمدا جابهجا شده باشه
قربان، از یه مغازه اینجا شکایت شده
به نظر اونا تو قهوهشون کوکائین میریزن
تو بستنی هم کوکائین اضافه میکنن
بیا هردوشون رو مزه کنیم تا کاملا مطمئن بشیم
ویرام، رئیس کجاست؟- اون توی فروشگاهه-
بچهمون، آبهی، گمشده
قربان، نوچهی ردی اونجا داره یه دختر رو میبره
دخترم
!بچهام... واستا
کجا میبریش؟
گفتم واستا
چیه، نکنه تو هم
یه پلیس تو لباس شخصی هستی؟
تو کانتیر ما رو مصادره کردی و اجازه نمیدی ترخیص بشه
بهتره همین الان این کاغذ رو امضا کنی
همینجا واستا- نمیتونم امضا کنم-
بچهام رو پس بده
میدونی اون محمولهی ردیه و بازم مصادرهاش کردی؟
کاغذ رو امضا کن
تو کی هستی؟
افسر پلیس تو لباس شخصیام
تو پلیسی و داری از یه قلچماق حمایت میکنی؟
هیچ کس تو وایزاگ حق نداره کانتیر ردی رو بلوکه کنه
اوه، خدا! آبهی..؟
اینجا چه خبره؟
تا وقتی ندونم چی تو اون کانتیر هست، امضا نمیکنم
امضا نمیکنی، ها؟- نه، داداش-
...اگه الان امضا نکنی
بهش بگم دستش رو چند اینچ پایینتر بیاره و ممه های زنت رو بگیره؟
داشتم صحبت میکردم، درسته؟
!به یه زن تجاوز میکنی؟
این یه عادت بد و زننده نیست؟
به غیر از مادر و خواهر و زنت
به بقیهی زن ها به چشم شهوترانی نگاه میکنی؟
برو
برو دیگه
نزارین زنده بمونه
جرئت میکنی روی یه پلیس دست بلند کنی؟
!چه جسارتی
اگه الان ۴ تا کانتینر رو ول کنی
بعدا میتونیم ۴۰۰ تا کانتینر رو مصادره کنیم
بیا تا موقعی که وقتش برسه، صبر کنیم
کانتینر ها ترخیص شدن؟
!اون امضا کرده؟
ماشین رو روشن کن
هی! به اون معاون کمیسر بگید میخوام ببینمش
جالاریپتا"، پروندهی معاملهی سلاح"
بدون اینکه متهمش کنیم نمیتونیم اقدامی علیهش بکنیم
آقای ردی اومدن شما رو ببینن، قربان
بگید بیاد داخل- شما باید برید به دیدنش-
متوجه نمیشم
ردی هرگز پاشو توی هیچ پاسگاهی نزاشته
فقط افسران میرن به دیدنش
بهش بگین من نمیتونم بیام
ردی، معاون کمیسر میگه نمیتونه بیاد
ماشین رو روشن کن
من معاون کمیسر، دورای سینگام هستم- خب، بگو-
امیدوارم ناراحت نشده باشین که بهتون جواب رد دادم
کسی نباید بدونه من طرف شما هستم
واسه همین هم من نیومدم به دیدنتون
متوجهم
یه روز باید بیای خونهام
حتما
...روزی که ما همدیگه رو ملاقات کنیم
!بهتون اطمینان میدم روز به یاد موندنیای توی زندگیتون میشه
نمیفهمم منظورت چیه- شاید روز تولدتون باشه-
یا روز ازدواجتون
حتی یه نفر هم توی این پاسگاه مسئولیت پذیر نیست
چی داری میخوری؟
!جوز هوایی- بخور-
اون مگه جوز زمینی نیست؟
این جوز زمینیه و اینم برادرش جوز هوایی
سر صبح منو دست انداختی نکبت؟
!مردک کودن کون ناشور
!یه افسر ارشد رو به تمسخر گرفتی
مشکل چیه، قربان؟
!به نظر میاد یه جوز زمینی برادر جوز هوایی باشه
!اون الاغ اوسکولم کرده بود واسه همین گرفتمش به باد کتک
بیا این پرتقال ویمالا رو بخور
هی! این مگه پرتقال پاملا (گریپفروت) نیست؟
این یه پرتقال پاملا ارگانیکه و اینم خواهرش پرتقال ویمالا ئه
پس این چی؟
اینم لابد مادرشون پرتقال آملا ست؟
اینم لابد مادربزرگشون پرتقال پامیلا ست؟
آره، داداش- مگه تو نمیدونی؟-
!احمقا، منو دست میندازین
!ادعا میکنین عالم دهر هستین؟
!کودن های نخود مغز بی شعور
قربان، گزارش پزشکی قانونی
تو تحقیقات گلوله شناسی مشخص شده که
گلولهی شلیک شده به کمیسر ساخت یه کشور دیگه است
اسلحه های دستساز هم اینجا استفاده میشه؟
راوی از جالاریپتا به این مورد رسیدگی میکنه، قربان
به زودی میبینمتون- حتما. ممنون، قربان-
قربان، ویدیا داره میاد
به نظر اون عاشق شماست
من فقط اومدم به دیدن شما، قربان
...چی
!اینجوری توی یه مکان عمومی نزدیک من مینشینی
خب توی یه مکان خصوصی میتونم نزدیکتون بشینم، قربان؟
پاشو
!پاشو
میخوام خصوصی باهاتون صحبت کنم- هر چی هست همین جا بهم بگو-
...فکر کنم من
تو چی؟- عاشق شدم-
من عاشق شما نیستم، قربان- نه، ها؟-
ویدیا، چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟
جوری تعقیبش میکردی که انگار عاشق دلسوختهاش بودی
!بی حیا
از این جا برو گمشو
کجا برم، قربان؟
برو ببین سرویس بهداشتی کجاست
بزارید حقیقت رو اعتراف کنم، قربان
این گواهی قبولی ابتدایی منه
اینم کارت ورود به جلسه است
و اینم کارت شناسایی منه
من دارم برای آزمون استخدامی پلیس آماده میشم
من دنبال شما راه افتادم و فکر کردم میتونم ازتون چیزی یاد بگیرم
لطفا حسابتون رو صاف کنید
وقتی داشتی ازش امضا میگرفتی چرا کارت شناساییت رو نشون ندادی؟
مگه اون وقت مافوقت همون اول قبول میکرد؟
.دخترا نباید به ایستگاه قطار بیان .ایستگاه مخابرات برای مادر ها جای بدیه
مامان بزرگ ها هم نباید پاشون رو توی ایستگاه آتشنشانی بزارن اون مدام قوانین من در آوردی خودش رو نمیزاره؟
میخوام فورا ببینمت
من همین جا هستم
اینجا؟- بیا اتاق مهمان شرکت ما-
اتاق ۴۰۶
سرویس بهداشتی کجاست؟- اونجا رو ببین-
من ازت آدرس سرویس بهداشتی رو پرسیدم !و تو بهم آدرس توالت رو میدی
چی...چی؟
من حتی میبینم همه جا نوشته دستشویی
ولی نمیتونم ببینم جایی نوشته باشه سرویس بهداشتی
!اتاقی برای خوکها
!اونا حتی یه اتاق جدا برای خوک ها دارن
اون روز تو پاسگاه پلیس
راجع به اون چک های گمشده بهت دروغ گفتم
میدونم
دوست داشتم ببینمت
به یه بهونه نیاز داشتم، درسته؟
مگه نگفتی اگه یه پسری بخواد یه دختری رو ببینه
باید حتما یه بهونهای داشته باشه؟
اون رفت تو اتاق ۴۰۶، قربان
اینجا چیکار میکنی؟
منم همین سوال رو از تو دارم
من رفتم سرویس بهداشتی
!سرویس بهداشتی؟
من تمام طبقات رو دنبال اون سرویس بهداشتی لعنتی گشتم
بهم نشون بده کجا استراحت کردی [به معنای استراحت کردن هم هست rest کلمهی]
میخوام سرویس بهداشتی رو ببینم
رئیسم هم میخواد اونجا استراحت کنه
تو اصلا میدونی سرویس بهداشتی چیه؟- خب چیه...؟-
اون همون توالته- !توالت- بله-
همونجایی که مردم میرینن؟
...قربان، اومدم دنبالتون بگردم
بعدا میبینمت
کار غلطیه، قربان
اینکه با یه دختری که تازه اومده ...فرم شکایت پر کرده قرار بزارین
اصلا صحیح نیست، قربان
میدونی اون کیه؟
همسرمه
گفتین که طلاق گرفتین؟
عاقبت به خیر بشی، عزیزم
خوش اومدین، قربان
...تو تازه ازدواج کردی
و منم احساس بدی دارم که فرستادمت توی شهری پر از آشوب و دردسر
قربان، وقتی ایالت همسایه از ما تقاضای کمک میکنه
وظیفهی پلیس تامیل نادو کمک بی قید و شرطه
اگه ممکنه از یه شخص شمال هند تقاضا کنید که
به عنوان کمیسر انتخاب بشه چون زبون ما رو نمیدونه
اگه تو رو با خودم به شهری پر از آشوب و هرج و مرج ببرم
ممکنه مجبور بشم همش با نگرانی به کارم برسم
فقط دو ماه
تو باید به سرعت بری
تو این دو ماه میتونی پیش پدر و مادرت بمونی
شاید بتونی توی دفتر بابات کار کنی
من یه ایدهای دارم
به جای کار کردن توی دفتر چنای
بزار توی اتاق مهمان توی بندر وایزاگ بمونم و توی کارخونهمون اونجا کار کنم
من به دیدنت نمیام و بهت زنگ هم نمیزنم
حتی اگه ببینمت هویت خودم رو لو نمیدم
...اینجوری حداقل
این افتخار رو دارم که با تو توی یه شهر باشم
اوکی
من سختگیرانه اصرار داشتم که کسی راجع به پیشینهی خانوادگی من ندونه
حتی برای دلایل امنیتی
مجبور شدم بگم از زنم طلاق گرفتم چون
زنم قبول نمیکرد که حلقهی ازدواجش رو دربیاره
شما بی نظیرید، قربان
اونی که بی نظیره همسرمه
سرپاسبان غش کرده
زود بیاید- چی شده؟-
میخوام بدونم چه اتفاقی افتاده
اون گفت که سردرد داره، قربان
من واسش یه لیوان چای و یه قرص آوردم، قربان
اون خورد و غش کرد
چرا باهاش اینجوری رفتار میکنید؟
اونو به بیمارستان ببرید... زود
مراقب باشید- گوویند"، باهاش برو"-
اون چه قرصی خورده؟
اینه، قربان
یه سرچی تو گوگل راجع بهش بکن
تاریخ مصرفش گذشته
قربان، این یه قرص استرالیاییه
...چطور ممکنه یه قرص استرالیایی
توی یه دکهی چای فروشی فروخته بشه؟
منبع این قرص رو پیدا کن
تامین کننده و تمام جزئیات موجود
و بعد منو در جریان بزار
در خفا پرس و جو کن
با لباس شخصی برو
تامین کنندهت واسه این دارو کیه؟
بله، سرینیواس
تامین کنندهاش بابورائو از آناکاپاله، قربان
پیدا کن چجوری به این قرص به خصوص دست پیدا کرده
نیم ساعته دیگه خبر میدم، قربان
قربان، مدرک و مجوز درست درمونی درکار نیست
محموله رو از طریق دریایی براش میارن
فهمیدی کی واسش میاره؟
اسمش پرابهاکاره
از افراد ردیه
دیگه پرس و جو رو متوقف کن
فقط بی خیال شو و برگرد به پاسگاه
چی اتفاقی افتاد؟- پروندهی قتل-
اون گفت بعد از اینکه به پرونده رسیدگی کنه برمیگرده
بله، کریشناراج
یه نفر نمایندهی کنگره، مالسوار رائو رو به قتل رسونده، قربان
ولی هیچ وقت برنگشت
کریشناراج ادعا میکنه اون روز هرگز زنگ نزده
اون سه بار به دیدن کمیسر اومده بود
اونو میشناسی؟
افراد زیادی به دیدنش میومدن
از کجا همهشون رو بشناسم؟
بیاید اینجا، عزیزانم
نه... صبر کنید
برید داخل
اینجا وانستید
چرا بچههای منو صدا میکنی؟
دیگه نیازی نیست، تمام این قضایا رو متوقف کن من دیگه چیزی نمیخوام
دیگه همسر مردهام زنده نمیشه
چرا اینجوری رفتار میکنی؟
دستیار کمیسر برای پرس و جو به اینجا اومد
همینجوری چند تا سوال الکی پرسید
تظاهر کرد که ناراحته و شروع کرد با دختر هام به لاس زدن
یه مادر نمیفهمه که دارن باهاش همدردی میکنن یا به چشم شهوت بهش نگاه میکنن؟
به محض اینکه بچههام مدرسهشون تموم بشه ما از اینجا میریم
دیگه نمیخوام هیچ کدوم از شما ها رو دم در خونهمون ببینم، لطفا
همسر کمیسر داره دروغ میگه، قربان
که اینطور؟- بله، قربان-
کریشناراج هرگز به کمیسر زنگ نزده بود
ما کپی لیست تماس های هر دو رو داریم توی هیچ کدوم تماسی ثبت نشده، قربان
کریشناراج اصرار داشته که ما گزارشها رو چک کنیم
چون گزارش بیانیهاش رو تایید میکنه
واسه همینه که حتی بیشتر بهش مشکوک شدم
وقتی از همسرش یه سوال پرسیدم اون با خشم عجیبی به من نگاه کرد
من حرف های صادقانه زیاد شنیدم
من به جای مدارک و شواهد، به احساسات اعتقاد دارم
اونا از نفوذشون استفاده کردن تا گزارش های شبکه رو دستکاری کنن
این ممکنه، قربان؟
تو سال های اخیر، تحقیقات ما اغلب براساس
گزارش های شبکهی شرکت ها بوده
چرا اونا نتونن دستکاری بشن؟
ولی مقامی بالاتر از کمیسر باید اجازهی همچین کاری رو بده، قربان
چرا فرد رده بالا موافقت نکنه؟
یه شرکت ۱۰۰ میلیارد روپیه به دست میاره
اونا یه جلسه برگذار میکنن تا راجع به اینکه چطور میتونن گردش مالیشون رو افزایش بدن صحبت کنن
آیا حاضر میشن با کاهش هزینهی تماس
به مقدار ۵۰ درصد، سود خودشون رو کاهش بدن؟
فعلا باید ببینیم طبق قوانین به کجا میرسیم
بیاید فعلا اتهامی به کسی نزنیم
ولی میتونیم به کسی مشکوک بشیم، مگه نه؟
میخوام بدون اطلاعشون، شبکهشون رو هک کنین
!از طریق ویروس های اینترنتی
اون، سیستم بانک یوبیسی رو هک کرده و یک میلیون و هشتصد هزار روپیه دزدیده
اونا عکس های دخترا رو دستکاری میکردن ...و از طریق واتساپ ارسال
بفرستشون برن- !اونا باید توسط حیوون ها بهشون حمله بشه-
میبندی دهنت رو یا نه؟
!اینجوری حداقل یه استفادهای داری
...اون شبکهی شرکت تلفنیِ سلتل رو هک کرد و
چیکار کردی؟
اونا قبض اشتباه برام صادر کردن به جای ۲۰۰ روپیه، ۲۰۰۰ روپیه
تلاش هام برای قانع کردن اونا بی ثمر بود
واسه همین اون شبکهشون رو هک کرد
و قبض میلیون ها نفر رو فقط دو دلار صادر کرد
شرکت ضرر هنگفتی کرد
ماشالا پسر
بگید اون با قتل کمیسر مرتبط بوده
و تحت بازداشت خودمون درش بیارید
هی، تو! واستا
تو چه جرمی مرتکب شدی؟
ما دسترسی آنلاین به خانوما میدادیم
دسترسی به خطوط لولهی گاز؟- نه-
دسترسی به تلویزیون کابلی؟- نه-
دسترسی به شبکهی برق؟- نه-
دسترسی به خطوط لولههای آب؟- !دسترسی به روابط مردم-
منظورتون چیه؟
خانمایی که دنبال شوهرشون بودن تا مچشون رو بگیرن
خانم هایی که چشم به مردهای پولدار و خشن داشتن
دختر هایی که دنبال مرد های عجیب و غریب بودن
ما اونا رو بهم میرسوندیم
!قطعا در سطح گستردهای این تجارت رو انجام میدادین
اگه تو روند این پرونده کمکمون کنی
ظرف دو ماه آزاد میشی
چیکار باید بکنم؟
!دوباره هک کن
ساعت ۱۰:۱۵ دقیقه از تلفن دستیار کمیسر
با کمیسر تماس گرفته شده و ۳۱ ثانیه طول کشیده
دوازده ساعت بعد این تماس از شبکه پاک شده
ساعت ۱۱:۱۵ سینگال موبایل کمیسر تو محل صحنهی جرم بوده، درسته؟
بله قربان
"مادوراوادا تاورز" اسای 620.10 متر
میتونی تو همون زمان به خصوص چک کنی ببینی موبایل دیگهای هم سیگنالش از محل صحنهی جرم بوده؟
یه لحظه، قربان
فقط یه شماره از فاصلهی ۳۰۰ متری
ساعت ۱۱:۱۲ وارد محدوده شده و ساعت ۱۱:۱۶ خارج شده
۴ دقیقه زمان برده خط به نام مالایا ثبت شده
...قربان، مالایا همون قاتلِ
طبق گزارش پزشکی قانونی توی این پروندهی قتل چهار نفر دخیل هستن
همون طور که شماره کریشناراج از لیست تماس پاک شده
مگه نمیشه شماره های دیگه هم از تاریخچهی تماس ها پاک شده باشه؟
احتمالش هست، قربان
میشه اطلاعاتشون رو بازیابی کرد؟
دو روز طول میکشه- بدستشون بیار-
اون یارو سلوا که روز اول سعی کرد منو به تمسخر بگیره
بریم رو در رو بهش طعنه بزنیم؟- همین کارو میکنیم، قربان-
!هی، نابغه
94936-39783
"با این شماره یه خانومی بهم پیام داده که "دوست دارم
من هفتاد هشتاد بار سعی کردم باهاش تماس بگیرم
اون تماس منو جواب نداد
،میتونی بفهمی اسمش چیه ...تو چه شهری زندگی میکنه
تو قبل از اینکه تمام جزئیات رو بهت بگم !آمارش رو درآوردی
پوپشا از ویجایوادا
تاریخ تولد، هفتم نوامبر ۱۹۹۴
نام پدر و مادرش، کریشنها و شانتیه
دست نگهدار، مرد
اون این پیام رو به ۲۴۰۰ شمارهی مختلف فرستاده
اونا هم همگی روزی هفتاد هشتاد بار بهش زنگ زدن
اون شماره ۱۸۰ هزار تا تماس پاسخ داده نشده داره
!چه همه- دوازده نفر قبض تلفنش رو پرداخت میکنن-
اون ۱۲ تا شماره مال پسرای ۲۰-۲۵ ساله
روزانه یه شماره از دهلی
از دهلی؟
این لیست به نظر تا شمال هند هم گسترش پیدا میکنه
...تو این دوره زمونهی بی شوهری
!مردم دست به چه کارایی که نمیزنن
سلام، قربان
بفرمائید داخل، قربان
ویدیا، رئیس داره وارد بار میشه !اگه میخوای ستارهات رو ببینی، بیا
چهار دقیقه دیگه اونجام
چی میل دارین، قربان؟
قهوه
تو که هنوز آزمون ورودی رو ندادی
چرا داری با احترام گذاشتن واسه رئیس خود شیرینی میکنی؟
من امضای شما رو واسه این فرم درخواست لازم دارم، قربان
این چیه؟- میخوام تیراندازی یاد بگیرم-
آکادمی آموزشی میگه حتما باید تاییدیه یه افسر رو داشته باشی
دخترا نباید اینجا باشن
قربان، سلوا اومد
برو، همین الان
بعد از ظهر به خیر، قربان- بشین-
یه آبجو بخور
در رابطه با پرونده قتل کمیسر که یه سال پیش اتفاق افتاد
میدونم که تو به هیچ عنوان ارتباطی با قتل نداشتی
ولی تو اونی که به قتل مرتبط بوده رو میشناسی
وقتی من هیچ دخلی به این پرونده ندارم چرا منو به این قضیه مرتبط میکنین؟
...بدون این که کسی بفهمه
یواشکی تو گوشم بگو
میدونین که من یکی از افراد ردی هستم؟
منم سمت ردی هستم
چرا پای اونو به قضیه باز میکنی؟
با من سیاست مدارانه بازی میکنی؟
پلیس تامیل نادو نمیتونه اینجا هیچ غلطی بکنه
عوضیِ لعنتی
دهنت رو آب کشیدی که داری راجع به پلیس تامیل نادو حرف میزنی؟
اسلحه کار به این کارا نداره که پلیس اهل کدوم ایالته و چه پیشینهای داره
فقط به درستی و غلطی اعمال کار داره
حالا بهت شلیک کنم؟
شلیک کنم؟
میتونستم همون روز اولی که سعی کردی منو بکشی پروندهت رو خاتمه بدم و کارت رو یکسره کنم
چیه، چرا چشات چهار تا شد، تعجب کردی؟
کار تو بود، درسته؟
مگه تو نبودی که اون روز نوچههات رو فرستادی؟
گفته بودی که به پیرهن آبی من گیر الکی بدن
فرض میکنیم که نمیدونیم ولی با این وجود که همهمون هم خوب میدونیم قضیه چیه
و تو هنوزم فکر میکنی ما رو گول زدی؟
اون حتما کمیسر رو کشته تو خونهاش میتونید مدرک پیدا کنید
چی میخواید، قربان؟ شما همینجوری یهویی وارد خونهی من میشید؟
بگردین
...قربان، چطور میتونید بیاد داخل
توی اون سطل برنج رو نگاه کن- بله، قربان-
نکن! اون پیشکشی به محضر خداست
چیزی اون تو نیست
!قربان، اسلحه
سلوا دستگیر شده، قربان- مشکل چیه؟-
تمام اینا دلار استرالیا هستند که ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیون روپیه ارزششونه
تو کی هستی، مرد؟
اسلحه توی سطل برنج
صندوق عقب ماشینت پر از دلار استرالیا
...چطور تمام اینا
دورای سینگام، راجع به اون پول و اون اسلحه سوالی نپرس
اون پول از استرالیا حواله شده
اگه میخوای چند بسته واسه خودت بردار
باشه برمیدارم، ردی
وقتی لازمم باشه خودم برمیدارم
بریم
هی! یه بسته دلار استرالیایی بردار !واسه هر کدومش یه فنجون قهوه بخور
دورای سینگام بدون اینکه بدونه سلوا یکی از افراد ماست سر زده وارد خونهی اون شده
ما میتونیم بهش اعتماد کنیم
راستی، تو از کجا فهمیدی؟
اون چهارتا دوربینی که متعلق به شرکت منه بندر وایزاگ رو زیر نظر دارن، درسته؟
!احمق
!کانتینر های استرالیایی !دارو های استرالیایی
پس پول حتما از اینجا ارسال میشه
یه جای کار میلنگه
سرینیواس، یه چیزی راجع به رئیس ما نوشتن
بخون
یه پلیس فاسد در وایزاگ
این چیه؟- شما رابطهی نزدیکی با ردی دارین-
به نظر میاد ازش رشوه میگیرین
بعد از انتخاب شما به عنوان معاون شهر وایزاگ رو به زوال داره میره
تازه فقط اون نیست، قربان
...تو اتاق ۴۰۶
شما با یه دختر دیده شدین
کدوم خری این اراجیف رو نوشته؟
یکی به اسم آگنی
دوستان، این آگنیه یا همون ویدیا
روزنامه نگارِ بازرس
اگه ما آگنی رو دستگیر کنیم و کتکش بزنیم میتونیم این مسئله رو خاتمه بدیم، قربان
تو! برو، انجامش بده- نه، لازم نکرده-
اینجا فقط چیزایی نوشته شده که ظاهرا درست به نظر میومده
به محض اینکه ما فهمیدیم یه افسر پلیس از تامیل نادو داره میاد
واسه اینکه یه مقالهی مهیج راجع بهش بنویسیم
سردبیر ارشد ما تو حیدرآباد اینو فرستاد تا اینجا راجع بهش تحقیق کنه
تمام این روند و پروسه باید بی سر و صدا میبود
کارش باید مخفیانه و به صورت یه راز باقی بمونه
اولش فکر میکردم اون اهل چشم چرونی باشه و منم باهاش با لحن متفاوتی حرف زدم
ولی اون خیلی سخت گیره
واسه همین به دروغ گفتم که میخوام تو آزمون ورودی پلیس شرکت کنم
اون همون اول حرفم رو باور کرد
شکایتی علیه افسر ادارهی مرکزی تحقیقات، دورای سینگام، شده
منظورتون چیه، قربان؟
لطفا فورا به وایزاگ بیا
تو مقالهی بعدیم این عکسا رو منتشر میکنم
بعدش این مرد، دُمش رو میزاره رو کولش و برمیگرده به تامیل نادو
راجع به مقاله شنیدم
دارم میرم شهر خودم
اعتبارت حتما تا الان لکهدار شده
اگه میخوای اعتبارت رو دوباره بدست بیاری ده نفر از افراد منو دستگیر کن
همین کارو میکنم، ردی
همین کارو میکنم
چرا اون الان باید بیاد اینجا؟
قربان- من اومدم وایزاگ که تو رو ببینم-
فورا به منزل ویژهی مهمانان وزارت داخلی بیا
به سابو بگو که اطلاعات مالایا رو بفرسته
بیا اینجا
دیگه از این بعد این طرفا پیدات نشه
یکی منو بی آبرو کرده
...اگه بیای اینجا
اعتبار و آبرو تو هم لکه دار میشه
از من دور بمون
دورای سینگام، اینجا چه خبره؟
حرف هایی که اون بهم میزنه برام قابل هضم نیست
اصلا و ابدا هیچ پیشرفتی توی پروندهی قتل کمیسر حاصل نشده
تا الان حتی یه دونه مجرم رو هم دستگیر نکردی
فقط دستگیر کردن یه مجرم باعث نمیشه یه شخصی یه پلیس خوب باشه
یه پلیس باهوش باید ریشهی جرم و جنایت رو بکنه
اگه بخواین کسی رو دستگیر کنین که سرپاسبان و بازرس هم میتونن اینکار رو بکنن
دیگه چرا من از تامیل نادو بیام اینجا، قربان؟
متوجه منظورت نمیشم- روش من متفاوته، قربان-
الان تمام مقدمات رو فراهم کردم که شاه ماهی رو صید کنم
خیلی زود اونو به قلاب خودم گیرش میندازم
اون روز به زودی برای من میرسه که بخوام شیر چهارم رو به نماد پلیس اضافه کنم
اون روز، دیگه هیچ مجرمی تو شهر پیدا نخواهید کرد
متوجه شدم، دورای سینگام
،ظرف یه هفتهی دیگه من ماموریت خودم رو به اتمام میرسونم
تمام اونایی که تو قتل کمیسر دخیل بودن رو دستگیر میکنم
بعد پرونده رو تحویل شما میدم و خودم به تامیل نادو برمیگردم
یه افسر پزشکی قانونی زنگ زد، قربان
دو ماه قبل، اونا ۲ تا افسر امنیتی رو کشتن
گلولهی که از جسد اونا خارج شده و با گلولهی جسد کمیسر یکی بوده، قربان
اطلاعات راجع به مالایا چی؟- اون رانندهی آقای کریشناراجه، قربان-
روز بعد از قتل اون مرخصی استعلاجی گرفت و برگشت به شهر خودش
!مرخصی استعلاجی اونم درست روز بعد از قتل
شهرش کجایه؟- "دوسپتا" نزدیک "ویجایاناگار"-
چی شده؟
این بی عدالتیِ محضه، قربان
اونا کمیسر رو درست جلوی چشم های من کشتن
اون شب من با آقای کریشناراج رفتم، قربان
اون ازم خواست ماشین رو کمی با فاصله نگه دارم و خودش تنها رفت
من خیلی منتظر موندم واسه همین رفتم ببینم که شاید مشکلی پیش اومده، قربان
اون موقع کمیسر داشت با ماشین خودش تنها میومد
اون چطور کشته شد؟
فقط شما اینجا هستین؟
اینجا چه خبره؟
تو به اخطار من اعتنایی نکردی، درسته؟
اونا خیلی شدید در حال جر و بحث بودن
نمیتونستم بشنوم چی دارن میگن
فقط صبر کن و ببین فردا همهتون پشت میله های زندان خواهید بود
فکر میکردم ردی هم به یه نحوی تو این قتل دست داشته باشه
ولی اون خودش مجرم اصلیه
قربان، منو به عنوان شاهد وارد ماجرا نکنین
اونا منو و خانوادهام رو زنده زنده دفن میکنن
تو فعلا ساکت بمون
اول برگرد و بیا سر کارت
بله، سرینیواس- اطلاعات مالایا هم همخونی داره، قربان-
سیگنال موبایل هر چهار نفر از برج مخابراتیِ مادوراوادا ئه
:با همون جزئیات مشابه سی درجه، ۶۲۰ متر
بعد از ۱۲ ساعت اونا اطلاعات رو از تاریخچهی تماس و موقعیت پاک کردن
و جوری اصلاحش کردن که انگار توی خونهی خودشون بودن
اونا میدونن که چجوری شبکه رو دستکاری و هک کنن
چجوری ردی میتونه اینقدر باهوش باشه؟
حتما یه شخص قدرتمندی باهاش همدسته
این لیست کامل مجرمین در وایزاگه
از جیببر ها و زورگیرها و اراذل و اوباش گرفته
تا قاتل کمیسر
من اسم همهشون رو اینجا لیست کردم
تا امشب همهشون رو دستگیر میکنیم
!یه اقدام یک روزه
همهشون رو دستگیر کنید
همهشون رو بگیرید
آیا دارین این اقدامات رو به خاطر خبرنگاری که این مطلب رو علیه شما نوشته، میکنید؟
پلیس داره تمام افرادت رو دستگیر میکنه
من کسی بودم که بهش گفتم این کارو بکنه
اون معاون کمیسر طرف ماست
اون داره افراد ما رو دستگیر میکنه، ردی
!همه رو دوره کنید
!بزنید
الو، بله؟
معاون کمیسر تلفن رو جواب نمیده
منو ول کنید، قربان
تو این کیف لپتاپ ماریجوآنا هست
من تو رو به جرم قتل کمیسر دستگیر میکنم
!این گزارش اصلیِ شبکه است
!این گزارشیِ که تو دست کاری کردی
میدونی من آدمِ ردی هستم، درسته؟
شرم نمیکنی همچین حرفی میزنی؟
چرا آقای کریشناراج رو دستگیر کردین؟- تا شب بهتون میگم-
!بگیریدشون
دورای سینگام
چرا بازرس پراکاش و دستیار کمیسر کریشناراج رو دستگیر کردی؟
هیچ مقام دولتیای تا حالا از من همچین سوالی نکرده
تو یه مجرمی
چطور جرئت میکنی این سوال رو ازم بپرسی؟
!هی پلیس
پلیس های توی دپارتمان تو همه جیره خور من هستن
!و مثل یه سگ دمشون رو برای من تکون میدن
من یه گرگ نیستم که به هر چی جلو چشمم بود حمله کنم
من یه شیرم که فقط هنگام گرسنگی شکار میکنم
الان به قدری گرسنهام که میتونم هر کسی رو بکشم
تو این شرایط هر چی گیرم بیاد بهش حمله میکنم
هر کی سر راهم قرار بگیره
لهش میکنم و از روش رد میشم
قربان، دلیل این اقدامات ناگهانی چیه؟
سلوا، معاون کمیسر داره میاد تو رو بگیره
یه جوری فرار کن
پلیس... فرار کنید
خبرنگار ها و رسانه ها، این طرفی نیاید
اون مسلحه
قهوهی داغ و دلار استرالیا
بدم قهوهی داغ بریزن تو حلقت؟- نه-
شنیدم اینجا مثل یه شیطان برای خودت جولون میدی
!اگه همین جا بهت شلیک کنم خیلی ها مرگت رو جشن میگیرن
شما بیملی سلوا رو کشتید آیا اون قاتل کمیسر بوده، قربان؟
سلوا مرده، ها؟
من از نحوهی رسیدگیت به پرونده خیلی راضیم- ممنونم قربان-
همه چی به هم ریخت- چطور تونستی، ویدیا؟-
بزارید توضیح بدم، قربان
میتونید بگید کی کمیسر رو کشته؟- نه، هنوز نه-
چی شد؟- راوی فرار کرد، قربان-
برادر، انتشار روزنامه رو متوقف کن- چی شده؟-
همه چی زیر و رو شده
فقط دست نگه دار
هی! بهت میگم راه بیا
!وقتی ردی برگرده تیکه بزرگهات گوشِتِه
شنیدم داری میری ردی رو دستگیر کنی
بله، قربان
اگه میخوای این اقدام یک روزهات موفق باشه
اونو فعلا دستگیر نکن
...ولی، قربان
اول بفهم چرا کمیسر رو کشته
اگه با مدرک مستدل دستگیرش کنی
اون بقیهی عمرش رو باید آب خنک بخوره
این شاید تنها شانس ما باشه- بهش فکر کن، عجله نکن-
!نگه دار
!لعنتی
حتما حق با اونه
!من به یه دلیلی احتیاج دارم
!دلیل! دلیل
دفتر "آندهارا تودی" کجاست؟
میدونِ "جاگادامبال"، قربان- بریم-
کی اینو نوشته؟
آگنی کیه؟
!این از اخلاق نویسندگی به دوره
محرمانه است
پس تو نمیتونی اخلاق کاری رو زیر پا بزاری؟
سرینیواس- قربان-
رمزش رو باز کن- حتما، قربان-
قربان، دارین از حد خودتون زیاده روی میکنین- !تو همین الانش هم از حد خودت زیاده روی کردی-
چی...؟
روزنامه نگار بازجو، ها؟
داری یه عملیات مخفیانه انجام میدی؟
اگه میخوای برو یه مجرم رو تعقیب کن یه مقالهی بازجویانه بنویس
سیاستمدار های فاسد رو زیر نظر بگیر
!ولی به جای این کارا تو منو تعقیب میکردی
تو به طرز شرم آوری داستان منو با اون زنی که تو اتاق ۴۰۶ بود، نوشتی
شاید پدر و مادرم بودن، نه؟
شاید یکی از اقوامم بوده
تو فقط فکر های منحرفانه به سرت میزنه، نه؟
برای گرفتن ده تا مجرم ما به دو تا آدم خوب هم مشکوک میشیم
ولی برای نجات یه آدم خوب، ما شده دو تا مجرم رو هم آزاد میکنیم
ولی تو اینا رو نمیفهمی، مگه نه؟
من دیگه نمیزارم هیچ غریبهای نزدیکم بشه
فقط به خاطر اینکه گفتی میخوای آزمون ورودی پلیس رو بدی
من بدون هیچ تردیدی حرفت رو باور کردم
تو منو تحقیر کردی
خیلی متاسفم، قربان- !یه کلمه هم حرف نزن-
بخش 3.5.3 قوانین مدنی ادارهی پلیس
تو یه افسر پلیس رو تعقیب کردی و مانع از انجام وظیفهاش شدی
بخش 5.0.1
اطلاعات غلط منتشر کردی
آبرو و اعتبار یه افسر پلیس رو خراب کردی و از بین بردی
!تو بازداشتی
راه بیفت
جریمهی ۱۵۰۰ روپیهای رو میپذیری؟
اينستاگرام باليوود وان Instagram.Com/Bolly1official
اعتبار خودت هم در خطره
مثل آدم های بالغ داری رفتار میکنی؟
چی میخوای؟
چرا اومدی اینجا؟
!دوست دارم
اومدم تا عشقم رو ابراز کنم
هی! برو رد کارت
ماشین رو نگه دار
شما بشینید، قربان. من خودم ترتیب قضیه رو میدم
گوش کن
اون متاهله ...بی خود خودت رو
!تو چه مرگته؟ گم شو
ردی، معاون کمیسر سر زده اومد تو دفتر ما همه رو کتک زد و برد
همه رو دستگیر کرد، ردی
!ردی، تو مگه نگفتی اون معاون کمیسر طرف ماست؟
اون سلوا رو کشت
اون اعتماد منو جلب کرد و از پشت بهم خنجر زد
من نمیبخشمش
از جونش نمیگذرم
رئیس دورای سینگام باید آگنی رو نادیده بگیره
اون کسی که جاش رو لو داده
اول باید اونو دستگیر کنیم
هی... هی... گوش کن
شیر داره استراحت میکنه
توی موش چرا بیخود سوسه میای؟
ویرام، من خیلی عصبانیام اگه دستم به اون عوضی برسه
...تفنگم رو درمیارم و
چپ و راست بهش شلیک میکنم
باید با یه سنگ جمجهش رو خورد کنیم، قربان
سنگ کفایت نمیکنه
سرش رو با میخ به زمین میکوبم
زبونش رو از حلقومش میکشم بیرون !و با تبر قطع میکنم
قربان، مثل یه پلیس محترم صحبت کنین شما دارین مثل یه آدم عوضی رفتار میکنین
چطور جرئت میکنی بهم بگی عوضی؟
الان با همین تفنگ سوراخ سوراخت میکنم، کودن
به نظر شاه پریون شدی و تو ادارهت که نمیشه پیدات کرد
نه بابا، این جوریا هم نیست، قربان
قربان؟- بله، قربان-
امر بفرمایید، قربان
کلاغه به گوشم رسونده یکی اومده و بهت گفتم دوست دارم
به نظر خبر ها زود پخش میشن
میخوای بدونی کی بهم خبر ها رو میده؟
نه، لزومی نداره
اگه تمام خبر ها رو بهت میده دیگه من نیازی نیست نگران باشم
!سابو، به نظر آلو تو دهن تو خیس نمیمونه
قربان! اون از دستتون عصبانی بود؟
اگه با زنت جر و بحث نکنی
اون وقت زندگی خسته کننده میشه
ما فقط موقع تحقیقاتمون این مرد رو جا انداختیم
اگه دستمون بهش برسه
اون وقت انگیزه قتل رو میفهمیم
چرا این طوری فکر میکنی؟
...جزییات مکانیش
اون سه بار با کمیسر ملاقات داشته
ولی چرا اسمش تو لیست ملاقات کننده ها ثبت نشده؟
اسمش رو پنهان کردن
...درسته، قربان، اما
واسه اینکه کسی بهش شک نکنه
اونم حتما توی مراسم ختمِ کمیسر شرکت کرده، نه؟
فیلم های مراسم ختمِ کمیسر رو بدست بیارین، سریع
!نگهش دار
اون تصویر رو زوم کن
اون خودشه، قربان
قربان، مردی که کنارش واستاده
مدیر مدرسهی دولتی تو مادوراوادا ست
اون دوست مدیر ئه
اون یه معلم تو همون مدرسه است
بگو ببینم
باید تنها باهاتون حرف بزنم
اونا کشتنش، قربان
با سنگدلی اونا رو کشتن
نه تنها کمیسر
بلکه ۳۲ تا بچه شامل نوهی من رو هم کشتن
اون روز تو مدرسه بعد از زنگ دوم
بچه ها داشتن تو حیاط بازی میکردن
همون موقع
توی اون زمین خرابهی کنار مدرسه
زباله ها داشتن سوزونده میشدن
دودش به آرامی وارد مدرسهی ما شد
بچه ها از هوش رفتن، قربان
قربان، بچه ها از هوش رفتن
قربان، این نوهی شماست
اوه خدا! چه بلایی سر دخترم اومده؟
یه افسر از ادارهی محیط زیست اومد
سیاستمدارها هم همه جا بودن
ولی ۱۵ روز بعد اخبار گفت که
دانش آموزا به خاطر مسمویت غذایی میان وعدهی مدرسه کشته شدن
من این موضوع رو به کمیسر اطلاع دادم
قطعا یه کاری در این مورد میکنم
اون یه هفته بعد بهم زنگ زد
کلی از سران تو این قضیه دخیل هستن
شکایت نکن
من ترتیب یه مصاحبهی مطبوعاتی رو واسه فردا دادم
رسانه ها شرکت میکنن
روز بعد نه تنها با مطبوعات صحبت نکرد
!بلکه کشته شده بود
روزی که شما اومدین من اومده بودم تا این خبر رو به شما بگم
مگه من اینجام تا قتل کمیسر رو بررسی کنم؟
با توجه رفتارتون اون روز
من برگشتم
بدون اینکه بدونم
چرا ۳۲ بچهی بیگناه، جونشون رو از دست دادن
قتل عام دردناکی بود، قربان
اونا اینجا زباله ها رو سوزوندن
دود از اینجا نشئت گرفت
اونا قطعات الکترونیکی رو اینجا سوزوندن، قربان
قربان، به نظر پسماند بیمارستانه
قربان، دارم به محل دفن زبالهی "اوپادا" زنگ میزنم
زباله ها شامل داروهای استرالیاییه
ذخیرهی آبی آلوده شده
تمام پاکت ها مال استرالیا ست
توش اعضای بدن انسانه
روی تمام پاکت ها آرم های استرالیایی داره
تمام اطلاعات رو راجع به اون افسر ادارهی مرکزی تحقیقات واسم بدست بیارید
انگیزهی ردی برای قتل کمیسر
پسماند های دارویی استرالیایی
و پسماند های الکترونیکی شرکت های اونا
تو محل دفن زباله های کشور رها و سوزونده میشن
این اعمال توسط راجیو کریشنا انجام میشه که تحت عنوان "وایزاگ اسکرپ" وارد کشور میشن
دود سمیِ حاصل از سوزوندن این زباله ها
جون ۳۲ بچه رو گرفت
اونا اینجا قرص هایی رو میفروشن که تاریخ مصرف گذشته هستن
از تمام اینا میشه نتیجه گرفت که
کمیسر به ردی اخطار داده بوده
و از اونجایی که ردی توجهی نکرده
کمیسر تصمیم گرفته مصاحبهی مطبوعاتی برگذار کنه
اونا این خبر رو از کریشناراج شنیدن
و کمیسر رو کشوندن یه جای خلوت و سعی کردن باهاش معامله بکنن
از اون جایی که کمیسر موافقت نکرده
اونا هم با بیرحمی بهش شلیک کردن
...پس
ما میدونیم که یه قدرتی
قویتر از ردی در کاره
!اونم توی کشور استرالیا
تمام دپارتمان عصبانی هستن
معلم کجا زندگی میکنه؟
توی خونهی مدیر
صبح یه حکم بازداشت بگیرین
شب و روز تعقیبش کنین
من امشب به بندرگاه میرم
و چند تا کانتیر ارسال نشده رو باز میکنم تا مدرک بدست بیارم
حدود ۶۰ الی ۷۰ تا کانتینر هست قربان
چند تاش مال ردیه؟
شاید ۴۰ تا- تا یه ساعت دیگه اونجام-
بفرما، ردی- اون معلم رو سر به نیست کن-
میکشمش و بهت زنگ میزنم
بگو
دورای سینگام وارد بندرگاه شده همون جا کلکش رو بکن
بچه ها مست کردن الان چجوری میتونن اونو بکشن؟
اگه اون کانتینر ها رو چک کنه نمیتونم جواب ویتال رو بدم
باشه، خودم میرم
یکی از افرادمون امشب اونجا سر پسته
سوار قایق بشین، به بندر گاه برین
26281
این محموله از طرف شرکت "آیرون اسکرپ" سیدنیه
یالا، سریع تر
آره، میتونیم اینو باز کنیم
اینا چی هستن، قربان؟
اینا همه پسماند دارویی هستن
تا وقتی که من فردا مجوز دستگیری رو نگرفتم
هیچ کدوم از این کانتینر ها نباید از اینجا تکون بخورن
نزارید قسر در برن قربان
قربان، اونجا
معلم کجاست؟- فرار کنین... فرار کنین، قربان-
اونو بکش
هی! معلم
کجایی؟- !هی! اونو بکش-
!سریعا به "نتاجی ناگار" بیا
پلیس... فرار کنید
!شما مجرمای عوضی
بگو- معلم رو کشتم-
تلفنو قطع نکن
اون معلم مُرده
لطفا پشت خط بمونید
هی، معاون کمیسر
تا بحال توی کارت شاهد مرگ نبودی؟
تو برای این کار زیاده روی کردی
تو تمام پیش زمینه ی خودتو مخفی کردی
که مثلا بعنوان یک پلیس عادی خوش شانس کار کنی؟
تو دیگه کی هستی؟
من کی ام؟ خودت کدوم خری هستی؟
پدرت سوندرا پاندی و مادرت کالیانیه
خواهرت دانالاکشمی
بچه هاش توی مدرسه ی "کودکان مسیح" درس میخونن
...همچنین اینکه تو همسرت رو رسوندی به
من همه چیز رو میدونم
پدرت یک مغازه خوار و بار توی توتیکورین داره
تو یک خونه توی روستای نالور داری
من خونه ات رو در عرض ۸.۵۸۵۶۴۵ و طول ۷۸.۰۵۶۴۴۲ علامت زدم
من یک میلیارد به مرز بین المللی پرداخت کردم ...اگر یک موشک از کشتی پرتاب کنم
نه تنها خونه ات
بلکه تمام شهر با خاک یکسان میشه
اگر دنبال یک پرونده ی قتلی
!سرت تو کار خودت باشه
چرا توی همه چیز سرک میکشی ؟
...اگر این خرابه رو بکَنی
منم برای خانواده ات گور میکَنم
اینو تو ذهنت نگه دار
اون مرد خوبی بود
اون تحت حمایت ما بود
نتونستم نجاتش بدم
راوی همون کسیه که اونو کشته
ما تماسی که شما از استرالیا دریافت کردین .رو ردیابی کردیم
،چون که یک تماس اینترنتی بود .نتونستیم شماره رو ردیابی کنیم
ما اول باید راوی رو دستگیر کنیم
... اگر دهنش رو باز کنه
.ردی رو دستگیر میکنیم
ردی، دورای سینگام از این به بعد توی کار ما دخالت نمیکنه
منظورتون چیه، قربان؟
وقتی من داشتم باهاش صحبت میکردم تو پشت خطی بودی
اون داشت میلرزید
دورای سینگام وارد منطقه ی شما شده
!حتی یک پلیس هم نمیذارم زنده برگرده
.من کار همه شونو تموم میکنم
بشین و تماشا کن، ردی
هی! تفنگ رو بردارید
نزار اونا برن
ساختمان رو احاطه کنید
ماشینو روشن کن
از خیابون بازار برو
مستقیم
دارن مارو تعقیب میکنن
همه ی ماشین های توی مسیر رو بزن
سریعتر... زود باش
کسی آسیب ندید، آره؟
.بزن به اون ماشین لعنتی
اون داره حرکت ماشینارو بهم میریزه مثل دیوانه ها رانندگی میکنه
به طرفش حرکت کن DG توی خیابون و کاری کن به خیابون رینگ منتقل بشه
بهش راه نده
سرعتو بیشتر کن جلوشو بگیر
بپیچ به چپ
گمش نکنی
.نگذار بهت برسه
تندتر برو زودباش
به من شلیک نکن
من تسلیمم، قربان
چی میخواین، قربان؟
بگردید
تو پشت سر من بدگویی کردی، درسته؟
،وقتی یک پلیس عقب نشینی میکنه !معنیش اینه که کمین کرده
اگر کمین کنه، یعنی میخواد حمله کنه
سگ نزدیک چاه یه چیزی رو پیدا کرده
بپرید داخلش
...بهت نگفته بودم روزی که هم دیگه رو ببینیم
!تضمین میکنم یک روز فراموش نشدنی توی زندگیت باشه
!من نه فراموش میکنم و نه میبخشم
اسلحه پیدا شد، قربان
تو یک سال پیش از اسلحه برای کشتن کمیسر استفاده کردی
و دو ماه پیش هم برای دو نگهبان که برات کار میکردن
تو باعث شدی راوی شاهدِ مارو، که معلم مدرسه بود، بکشه
راوی هم موافقت کرد
بفرمایید، وزیر امور خارجه پشت خطه
خفه شو و سوار ماشین شو
.وگرنه زنده به گورت میکنم
! وایستا
!من شنیدم تو پاتو توی پاسگاه پلیس نمیذاری
کفشاتو در بیار و بیا داخل
درمیاری یا به زور دربیارمش؟
بعنوان یک اتفاق خیلی مهم در پرونده ی قتل کمیسر راماکریشنا
تاجر مشهور مادوسودانا ردی
امروز دستگیر شد
او فردا در دادگاه حضور خواهد یافت
...به جرم قتل عمد کمیسر پلیس راماکریشنا
این دادگاه دستور بازداشت مادوسودانا ردی رو
به مدت ۱۵ روز در یکی از مراجع قضایی میدهد
قربان، ردی الان توی کدوم زندانه ؟
شما به تامیل نادو برمیگردین، قربان؟
من تا وقتی که این پرونده خاتمه پیدا کنه اینجا هستم
نظرتون درباره ی خبری که مجله ی هفتگی از ارتباط شما با ردی پخش کرد، چیه؟
وقتی حقایق غلط به دستتون رسیده از من در موردش سوال نپرسید
مردم قبل از اینکه حرف های افسر ها و سیاست مدار ها رو باور کنن، دو بار فکر میکنند
...و هر چیزی که توی مطبوعات گفته میشه
.در جا باور میکنن
!و بعدش تازه درباره اش فکر میکنن
اعتمادشون به شما خیلی قویه
پس لطفا قبل از اینکه چیزی رو بنویسید دقت کنید
هی! اون داره به همه نگاه میکنه
ولی با تو ارتباط چشمی برقرار نمیکنه
...اگر بدون نگاه کردن به بقیه فقط به من نگاه میکنه
پس من خاص ام
... ولی اگر به همه نگاه میکنه به جز من
!من خیلی خاص ام
ادرس کانال تلگرام باليوود وان Telegram.Me/Bollywood1Official
این برای مطالعه ی شماست، قربان
پرونده ی قتل کمیسر
.انگیزه ی این قتل
!تو هیچ کدوم از اینارو توی دادگاه بیان نکردی
من عمدا با مسئولیت خودم اینکارو کردم، قربان
و دولت آماده شده CBI این پرونده برای دادگاه،
من یک پرونده ی دیگه برای استفاده ی شخصی درست کردم
... چونکه
چون اون مرد استرالیایی با من
از شهرم و خانواده ام صحبت کرد
اون خیلی صریح صحبت میکرد، قربان
من به این پرونده از تامیل نادو رسیدگی میکنم، قربان
چرا نمیتونی اینجا روش کار کنی؟
نه، قربان
این مشکل ایالت به تنهایی نیست
!مشکل کشورمونه
برای حل کردن این
من به مقدار زیادی انرژی نیاز دارم که منو ساپورت کنه، قربان
که من فقط از شهر خودم میگیرمش
ما تو رو ساپورت نمیکنیم؟
من باید یکم ناشی جلوه کنم
و یکسری قوانین رو تغییر بدم
شما باید از اینا چشم پوشی کنید
ایالت من باید خوش نام باشه
باید با شکوه باشه
من برای دست یافتن بهش هر کاری میکنم
ممنون، قربان
من فورا باید به استرالیا پرواز کنم
من یک گزارش محرمانه از اینکه چه شرکتی از اونجا کانتینر صادر میکنه، تهیه میکنم
بعدش وارد عمل میشم
من فورا با سفیر صحبت خواهم کرد
بزارید این موضوع فقط بین منو شما باشه، قربان
من وانمود میکنم که یک سفر شخصی دارم میرم
...ضمنا چون اون فعالیت ها
با مامور های دولتی استرالیا اتفاق می افته
پس ما هیچ کمکی از طرف اونا دریافت نخواهیم کرد
باشه، بعدش چی؟
من میخوام اونو ببینم
همون مردی که پشت تلفن با من صحبت کرد
رو در رو ببینم
بله، پدر
ویتال، تو بی دقتی
...که دست دادگاهه FRI پدر،توی کپی
درباره زباله های پزشکی و بقیه زباله ها هست
یا درباره ی بچه های دبستانی
اون پلیس تاکید نکرده
خب؟
نقشه من عملی میشه، پدر
ما با ۲ درخواست میتونیم ردی رو بیاریم بیرون
در ۱۰ روز آینده اون افسر باید پشت در دفتر ما بایسته
... چون ما تمام زباله هارو از استرالیا جمع کردیم
و دولت به ما تمام تجهیزات مورد نیاز رو میده
سلام عزیز دلم! ما توی استرالیا کسی رو میشناسیم؟
فروشنده ی استرالیایی شرکتمون پوشپاراجانا" توی سیدنیه"
من یک هفته مرخصی گرفتم
!پس فکر کردم میتونیم ماه عسل دوممون رو بریم
سینگام؟ حالت خوبه؟ خودتی؟
سلام، کاویا- من هفته ی آینده به استرالیا سفر میکنم-
چه خبره؟- ماه عسل دوم-
با کی میری؟
!خدایا مامان
من برای ماه عسل با کی برم؟
پروازتونو توی یک روز که ماه کامله رزرو کنید
اونطوری ماه کاملا درخشانه
مامان، واسه چی هنوز دیوونه بازی درمیاری؟
...دختر عزیزم، شوهرت ادعا میکنه میخواد ببرت ماه عسل
اون میره که اونجا یک نفر رو دستگیر کنه
مادر باهوشم یه لحظه گوشی
خواهر، چطوری؟- خوبم-
آقای سینگام، چطوری؟
به دومین ماه عسلتون خوش اومدین
من تا بحال شنیدم که دومین بار امتحان بدن
و توی بازی کریکت دوباره توپ رو پرتاپ کنن
!ولی اولین بارمه میشنوم ماه عسل دوم
بی آبرو! چرا صداشو در آوردی؟
چطور میتونی به من بگی بی آبرو؟
قلبم ایستاد- تو نه، برادر-
اون با راننده صحبت میکرد
آدم بی آبرو! درست رانندگی کن
پوشپاراج، برام یک ماشین اجاره کرده
سلام، من میخوام رئیستونو ببینم- لطفا اونجا منتظر بمونید-
میتونیم مدیرتونو ببینیم؟- بله از اون طرف-
من به افرادم میگم بهتون کمک کنن از دیدارتون خوشبختم
ببخشید آقا، اون جا یک منطقه محدوده
دارین یک دوربینو با هلیکوپتر پرواز میدین؟
ما نباید بدونیم اون طرف چیه؟
!هی یک جاسوس داره میاد داخل
ممکنه موقعیتمونو تشخیص بدن بیا از اینجا بریم
صبر کن، بزار اصل کاری خودشو نشون بده
فکر کنم یکی داره جاسوسی مارو میکنه
بله، ویرام؟- قربان، کجایین؟-
من در توتیکورینم
من زنگ زدم به خونه و اونا گفتن شما هنوز نیومدین
بیا با یکی از همشهری هام صحبت کن- گوشی رو بدین بهش-
چیه، برادر؟- سلام دوره گرد -
چرا حرف قربان رو باور نمیکنی؟- من تو رو نمیشناسم-
اگه دوباره این حرفارو تکرار کنی دندوناتو میشکنم
گوش هاتو پاره میکنم
نمک توتیکورین رو میارم میکنم تو چشمت
لجن کاویاپاتی رو میکنم تو حلقت
!اون از منم بدتر حرف زد
قربان در توتیکورینن- چطور انقدر مطمعنی؟-
اون به زبان عامیانه توتیکورین صحبت میکرد
این ساختمون چیه؟- اداره ی ویتال استیل، قربان-
پسر وزیر امور خارجه مون، رام پراساد
چرا آوردنش به این اداره؟
چک کن ببین توی تلفنی که از ردی ضبط کردیم شماره ی استرالیایی وجود داره یا نه
ده دقیقه دیگه تماس میگیرم، قربان
فقط یک شماره ی استرالیایی زیر اسم ویتال توی سیم کارتی که گرفتیم هست
اونا دو روز پیش یکبار با هم تماس گرفتن، قربان
اون شماره رو بهم بده
سلام، ویتال هستم. شما؟
...اگر این خرابه رو بکَنی
منم برای خانواده ات گور میکنم
دقیقا همون صدایی که با من صحبت کرد
ویتال پشت همه ی این پولشویی هاست
مورالی رو ببر به اتاق نگهداری
ازش بخواه که توی اتاق کنترل منتظر تماس من باشه
پرواز من ۶ بعد از ظهر فرداست
میتونی یک قرار ملاقات با ویتال برام ۱۱ صبح بزاری؟
الان به یکی میگم
پوپارانجنا
چطوری باهاش ازدواج کردی؟
!گولش زدم دیگه
عزیزم! چی داری درباره ی من میگی؟
دارم میگم که چقدر دوستت دارم
یک یارویی بهم قول داد که توی استرالیا بهم کار بده ولی منو پیچوند
برای کار کردن اینجا، من گرین کارت لازم داشتم
،برای گرفتن گرین کارت !مجبور بودم با یه همچین کارت سفیدی ازدواج کنم
!من خودم یک کارت سیاه گنده بودم
اون زمان میگفت
من فقط با یک مرد سیاه پوست ازدواج میکنم
پس به عشقم گفتم و با هم از کشور خارج شدیم
...لحظه ای که من باهاش ازدواج کردم
از طریق پدرت من شدم فروشنده ی ایندیا سایکل
!به لطف قربان، من حتی پلیس هم شدم
!هی- چی؟-
تو به همسرت درباره ی تحقیقاتت نگفتی؟
لطفا بهش بگو، قربان حقیقت رو بگو
به همسرت دروغ نگو، بعدا پشیمون میشی
!وراج
مامانم بهم هشداد داده بود وقتی داشتم چمدونمو میبستم
تعطیلاتت چطوره؟
!دامادت اینجا هم داره مخفی کاری میکنه
بهت نگفتم؟
پدر من پارچه فروشه
پدر تو هم دوچرخه فروشه
پدر شوهرت خواروبار فروشی داره
شوهرت یک افسر پلیسه
اونا حتی نمیدونن کلمه ی "تفریح" چطوری نوشته میشه
!اونا به کارشون اعتیاد دارن
به من گوش کن
اگه زودتر بهت میگفتم، از این ۴ روز لذت میبردی؟
تو فقط استرس میگرفتی
تا جایی که میتونیم
این باید ۱۰۰ درصد سفر تفریحی باشه
بخاطر همین من زودتر بهت چیزی نگفتم
حالا اگه ممکنه منو ببخش، یکی دو ساعت یه جا قرار دارم
زود برمیگردم
!در یک چشم به هم زدن
کجا میری؟- تحقیقات میکنم -
خوش اومدین. چیکار میتونم براتون بکنم؟
من یه قرار ملاقات ساعت ۱۱ دارم - ولی الان ساعت ۹ هست -
مشکلی نیس صبر میکنم. میتونم رمز وای فایتونو بدونم؟- بله البته -
مورالی، من توی دفتر ویتالم
من به وای فایشون وصل شدم
فلش رو بزنید به کامپیوتر، قربان و صفحه رو باز کنید
ما باید نقطه ی اتصال رو بگیریم شماره ای که بهتون دادمو وارد کنید، قربان
قربان ما به هدف وصل شدیم
اومد- فقط یک دقیقه دیگه مونده،قربان-
اینا چیه آوردی ؟- از این بهتر نبود-
قربان یک نفر منتظرتونه - من الان سرم شلوغه، بگو بره گم شه -
اون از هند اومده
صداتون میزنه MD آقا
تو آقای دورای سینگامی؟- بله-
همون معاون کمیسر؟- بله، درسته-
اینجا چیکار میکنی؟
بعدش چی معاون کمیسر؟- اون حرفه ی منه -
!دزدیدن توی کارمه و... اینم وبسایت منه
چی از من میخوای ؟
من به ۲ دلیل اینجا اومدم
تو جنس واسه بقیه جور میکنی
... اگه ۸۰۰۰ تون هر سال برای شرکتم بفرستی
برای تولیدات من بدرد میخوره
...یک آدم پست
از استرالیا با من تماس گرفت
اون تهدید کرد که خانواده مو از بین میبره
اون حتی نمیتونه یک دسته چمن از نولار شهر زندگی من، بکَنه
من اومدم تا این پیام رو مستقیما بدم
توی این کشور بزرگ چطوری میخای پیداش کنی؟
چه این معامله ی ۸۰۰۰ تُنی سربگیره چه نگیره
اون بوفالوی ۸۰ کیلوییِ تن لش
قطعا توی دام من میوفته
اوکی میتونی بیرون منتظر باشی- حتما-
نظیف، چطوری دورای سینگام بدون اجازه اومده اینجا؟
اون بیخیال شد و برگشت به شهرش
من دارم میبینمش
چرت نگو اون الان اینجا بود- ببخشید قربان-
کاویا، وسایلتو جمع کن
چی شد؟
قربان توی این وبسایت همه اطلاعاتو نوشته این همون پلیسه
بهش زنگ بزن- متاسفم-
قربان، اون اداره رو ترک کرده
چرا رفتی؟
رئیس میخواد تو رو ببینه
بزار من با رئیست صحبت کنم
من میدونم تو همون بوفالوی ۸۰ کیلویی هستی
برای هدف گرفتن تو من از مرز شهر و کشور و قاره ام گذشتم
الان توی استرالیایی
ولی من از طرف پلیس هندم
تو حتی نمیتونی گربه ی منو تهدید کنی- ...لعنت-
کاویا، چی شد؟
پروازمون فقط ساعت ۶ بعد از ظهره
توی فرودگاه بمون تا اون موقع داخل شهر نباش
اون نباید زنده از این کشور خارج بشه
اون فکر میکنه من تنها اومدم
بذار همینطوری فرض کنه
سیگنال موبایلشو ردیابی کنید
از خط هندیت استفاده کن اون سیم کارت محلی رو بنداز دور
سریع پیداش کنید
با من نیا
من ماشین رو توی فرودگاه میذارم و قبضش رو پرداخت میکنم
!لعنت بهش
شماره پلاک ماشینش مشخصه- از روی جی پی اس پیداش کنید -
دورای سینگام، سیگنال موقعیت مکانیشو پیدا کن- به روی چشم قربان- سریع باش-
پیداش کردیم - سریعا سیگنالشو وارد سیستم کنید-
افرادتونو بفرستین و اون عوضی رو بگیرین
اون توی بزرگراهه، چه غلطی دارین میکنین؟- ما توی ترافیک گیر کردیم، قربان-
از همه ی مسیر ها برین و محاصره اش کنید
قربان، نمیتونیم پیداش کنیم- اون داره مستقیما میره به سمت فرودگاه-
ما باید بریم- سلام، پلیس فرودگاه؟-
نرو مرد، تکون نخور- همونجا بایست-
چرا من؟- دستور از بالا به ما رسیده-
توی کشور ما چیکار میکنی؟- هدفت از این کار چیه؟-
از کدوم کشور اومدی؟- ماموریتت چیه؟-
کدوم پرواز رو میخوای بگیری؟- پروازت ساعت چنده؟-
میخواین جواب بشنوین یا هنوزم میخواین سوال بپرسین؟- هی! درست صحبت کن-
افسر، پرواز من ساعت ۶ هست و الان ساعت ۵:۴۵ عه، من باید برم
امکان نداره، آقا
دلیلتون چیه که منو متوقف کردید؟- ما از یک شرکت دستور داریم-
و اون شرکت هدفش چی بوده؟- ما میدونیم که تو قاچاقچی موادی-
تو اینجا اومدی تا یک معامله ی بزرگ مواد بکنی
اون دستگیر شد قربان- عالیه -
میخواین بدونین من کی ام، حوصله دارید بشنوید؟- بگو -
چند ماه پیش تعدادی از افسران پلیس بین المللی در اقیانوس توس یک قاچاقچی مواد تحت تعقیب به نام دنی کشته شدند
!تو استرالیایی لعنتی کثیف
و اون توسط یک پلیس هندی کشته شد- ما در مورد اون میدونیم-
اسم اون دورای سینگامه !و اون منم
اسمش رو سرچ کن
اونا بهش احترام گذاشتن، قربان
ما عذر میخوایم قربان، ببخشید - در رو برای پلیس جهانی باز کنید -
من میخوام قبل از اون، اونجا باشم
اگر شما برید سراغش اون فکر میکنه که شما خودتونو باختین
چی داری واسه خودت میگی؟- شما میتونید از همین جا همه کار بکنید-
پس چرا انقدر عجله دارین؟- آره تو راستی میگی. من میتونم صبر کنم -
همون جا وایستا
چرا اومدی اینجا؟
قربان من یک هفته اس که شما رو ندیدم
ما دستور داریم که نذاریم شما برید داخل
موتورشو بلند کنید
بلند کنید... پرتابش کنید- کجا دارین میبرینش؟-
!اونو نندازید، اگه میتونین با من در بیوفتین
! تو فقط صبر کن
من با رئیست میریزم رو هم
باهاش ازدواج میکنم
اینجا بعنوان همسرش میام
بعدش ببین چطور زجرت میدم
!عزییییزم - چی شد؟ -
اون پاهای یک خرچنگ رو شکوند، عزیزم
شکوند، آره؟
شکم پرست! آدم به خرچنگ آسیب میرسونه؟- بعنوان حیوون خونگی خریدینش؟-
نه فقط ۱ روز
من هر روز عذابت خواهم داد
دستشویی باید تمیز بشه
یکنفر رو بزار تمیز کنه
من ویرام رو میذارم
من موندم چرا اسممو گذاشتن ویرام به معنای شجاع
ویرام من الان سر جاش نیست - اون داره کنایه میزنه -
با مبارزه ی رو در رو بکشش
رو در رو، ها؟
کنایه، ها؟
عصبانی نشو، عصبانی نشو
فراموش نکن من تو کار مطبوعاتم
بیشتر میخوره تو کار آشپزی باشی
یا بیکار باشی- چطور جرئت میکنی صداتو بلند کنی؟-
من گلوتو پاره میکنم
مردا معمولا میشن
خانم ها فقط گاهی- چی؟-
عصبانی- اوه! اونو میگی؟-
من توی فیس بوک کارتو تموم میکنم
توی توییتر میچلونمت
از توی واتس اپ محوت میکنم
اینا نوچه های تو ان؟
اون شبیه خواهر پیچایی گوگل رفتار میکنه- اون دیگه کیه؟-
من بخوام برات توضیح بدم پیر میشم اول اونو ببرش پشت میز
! اون یک زندانیه
اون با یک ایمیل با ضامن میاد بیرون
!ببین چطوری رامش میکنم
از این به بعد تا ابد من برده ی شما هستم
هر چیزی که بگید گوش میکنم
بله، سوبو- ردی با ضمانت از زندان اومد بیرون-
اونا مارو تحقیر کردن، قربان- چه اتفاقی افتاد؟-
هشت تا وکیل از دهلی اومدن تا ردی رو با ضمانت خارج کنن، قربان
اون چطوری ضمانت گرفت؟
سه نفر از اونها اعتراف کردند که اونا کمیسر رو کشتند
دو نفرشون تبهکار هایی بودن که از پاسگاه پلیس ویجایاوادا فرار کردن
چیزی که من نتونستم هضم کنم دلیل هایی بود که میاوردن، قربان
اون ادعا کرد کمیسر همسرش رو مدام آزار جنسی میداده
برای اینکه اونو فراری بدن با هم متحد شدن و کمیسر رو به قتل رسوندن، قربان
اونا شهرتش رو خراب کردن
حتی یک کلمه هم به زبون نیاورد، قربان CBI وکیل
اینا همه اش زیر سر ردیه
این نقشه ی بازی ویتاله
اون شروع به قدرت نمایی کرده
مطمعنم که تو شاهد اون بودی؟
تو قدرت من رو دست کم گرفتی؟
در موردش شنیدی؟
در مورد اتفاقات دادگاه شنیدی؟
من قدرت و جایگاه داشتم
!تو اینطوری فکر کردی که من جایگاه دارم اما بدون قدرت
من تا امروز عصر همه قدرتت رو میگیرم، فقط صبر کن
تا فردا عصر کلا پرونده تو میبندم
پشت خطه CBI قربان
اونا میخوان فورا شما رو ببینن
وقتی من یکسره ضمانتت رو میکردم تو اصلا به من توجه میکردی؟
مُرده دیگه زنده نمیشه
حداقل بذار بقیه به زندگیشون برسن
الان از قبلشم بدترش نکردی؟
...تو یک آدم سخت کوش رو نشون دادی
نمیشه سخت کوش هم مُرد؟
هر دو دختر من کاملا تحقیر شده از مدرسه به خونه برگشتن
... الان همه ی همسایه هامون
با تمسخر به ما نگاه میکنند
من و دخترانم میتونیم توی دریا غرق بشیم از این همه شرم؟
ما چرا باید بمیریم؟
...با هر سختی و بدبختی ای ردی رو دستگیر کردی
با همون شجاعت و پشتکار
پرونده اش رو ببند و ثابت کن که همسر من بی گناهه
وگرنه
بهم بگو
چرا ردی رو دستگیر کردی؟
اون از ردی درخواست رشوه کرد
وقتی که قبول نکرد، اون تمام پرونده ی قتل کمیسر رو انداخت گردنش
نوشته به صورت کاملا واضح ارتباط اون با ردی رو توضیح داده
کی تو رو فرستاد به استرالیا؟
به چه هدفی؟
تو از کجا میدونی من رفته بودم استرالیا؟
ویتال پراساد بهت گفت؟
تو اینجایی که هر کاری اون میگه بکنی؟
این برای استرالیاست یا هند؟
آقای دورای سینگام؟
خاتمه میدیم CBI ما به کار شما در
مردم تحت تاثیرن باید دوباره عدالت رو به پرونده ها برگردونه CBI
از این حقیقت چشم پوشی نکنید
من تازه فهمیدم چه اتفاقی افتاده
واقعا متاسفم
من الان از شما معذرت خواهی نمیخوام
من دارم از پلیس تامیل نادو کناره گیری میکنم
بهم یه پست بعنوان پلیس آندرا بدین
فقط به امضای شما نیاز دارم
من دوباره شانسمو امتحان میکنم
ادرس کانال تلگرام باليوود وان Telegram.Me/Bollywood1Official
اينستاگرام باليوود وان Instagram.Com/Bolly1official
یک هدف غیر رسمی
تمام پلیس هایی که ردی رو حمایت میکنن منتقل کنید، قربان
اگه یکبار دیگه به ما دست بزنی ازت به قاضی شکایت میکنیم
!اگه زنده موندی اینکارو بکن
...اگه یکبار خطا کنی
و بدونی که اون کارت اشتباهه
حتی اگه اون خدای قادر باشه من ازش نمیگذرم
اسمت چیه؟
مو...مو...موسی، قربان
تا بحال انجیل خوندی؟
میدونی پند ۶۲۳ چی میگه؟- نه، قربان-
نتیجه ی گناه مرگه
چی؟
تو بعنوان یک شاهد دروغین ادعا کردی که یک افسر پلیس رو کشتی
پس چرا الان از دیدن قتل بقیه انقدر دستپاچه شدی؟
این ۳ نفر جرم ردی رو گردن گرفتن
و ردی آزاد شد
توی راه رسیدن به خونه ی قاضی ۲ مرد توسط افراد ردی کشته شدن
تو عین این داستان رو برای قاضی تعریف میکنید
مجوز دستگیری تو رو گرفته DC ردی
دور بزن
ردی قضیه رو فهمیده
اون شاید سعی کنه فرار کنه
اونا منو گروگان گرفتن، قربان
دورای سینگام طی یک عملیات شدید جلوی آشوبگرها رو گرفت
هند ۴۸۰۰۰۰۰ ماهیگیر داره
بیست هزار قایق ماهیگیری
شما کی هستین؟ پیشوایان در لباس ارتش
!ارتش دریایی غیر رسمی
هیچکس نمیتونه با مبارزه با شما به سرزمین ما وارد بشه
شما هرگز نباید اجازه بدین
محل انباشتن زباله ی دولت ۱۰۰ آکر رو فراگرفته
زباله های مصنوعی تجمع پیدا کردن
آب های زیر زمینی به مساحت ۱۰۰۰ آکر سمی شدن
من توی همه ی مراحل شمارو حمایت میکنم
حتی یک نفر هم نباید یک لیوان یک بار مصرف رو توی خیابون بندازه
!قبل از روشن کردن کبریت حتما دوبار فکر کنید
من باید فورا ببینمت
همین الان؟- آره-
توی کایلاشگیری میبینمت
تو چت شده؟
اینحا اومدی CBI تو بعنوان یک افسر
ولی الان همش داری مشکلات رو بیشتر میکنی
من الان خشمگین و عصبانی ام
بهم گیر نده
این شهر کاملا متفاوته
چرا اینجا داری میجنگی؟
من واقعا گیج شدم
بیا بیخالش بشیم و برگردیم خونه
من اگر به پرونده ای دست بزنم یا باید ببرم یا ببازم
الان بینش ایستادم
اگه حس بدی داری به این قضیه، میتونی بری
برگرد. همین الان
...چون تو جلوی همه حرف مفت زدی
اون هیچ راهی نداره جز اینکه اعلام کنه طلاق گرفته
من میخوام از همسرم جدا بشم با کی باید صحبت کنم؟
من مسئولشم- مشکلتون چیه؟-
همسرم موقع خوشی یه کارایی میکنه
چی کار؟- عصبانی میشه-
بعضی وقتا من ازش میخوام نشون بده، اما اون اینکارو نمیکنه
این چیه؟- عشق-
اون داره ۲ پهلو حرف میزنه
ما ۳ سال با هم زندگی کردیم و ارتباط عمیقی داشتیم
سه ماه بعد از ازدواجمون این رابطه کمرنگ شد
چیه؟ livington gether
بدون ازدواج رسمی با یک نفر زیر یک سقف زندگی میکنن
مثل چسب به هم میچسبند یا به هم خیانت میکنن
کجاش درسته؟
...توی یک پرونده ی طلاق
اگه یک قانونی باشه که بگه با طلاق باید پول هایی که کادو گرفتی رو برگردونی
بازم میخوای طلاق بگیری؟
همین احمق ها فرهنگ مارو خراب کردن
من تو سلاخی میکنم
چرا اینجا منتظر ایستادین؟
...چندین ساعت کار زیاد بکنی یا یک شهر متفاوت باشی
خیلی بهتر از اینه که از همسرت
!درخواست طلاق بکنی
! چطور جرئت کردی همه ی کانتینر های مارو مسدود کنی
جت من رو آماده کنید
پدر، من در راه وایزاگ هستم
اون دورای سینگام باید ساعت ۱۲ ظهر منو توی دفترم ملاقات کنه
الان چرا توی شهرت قایم شدی؟
فورا بیا
ما بهش نشون میدیم که وایزاگ تحت کنترل ماست
پدر، من به وایزاگ رسیدم
من همه چیز رو آماده کردم
اون ساعت ۱۲:۳۰ میاد به دفترت
وزیر اصلی الان بهت زنگ میزنه- چرا؟-
حساس نشو
من همه چیزو درست میکنم
متوجه نشدم چرا، قربان؟
...از وزیر داخلی به وزیر خارجه
اونا دارن کاری میکنن که کانتینر ها آزاد بشن
پدر من تا دو دقیقه دیگه توی دفترم
اون سرسختانه اصرار داشت که شما ساعت ۱۲:۳۰ اونو توی دفترش ملاقات کنی
من میدونم که دلت نمیخواد اونو ملاقات کنی
نه قربان
من واقعا مشتاقم
ساعتتو نگاه کن DC هی
...وقتی قراره این ساعت مشخصی اینجا باشی
در ساختمان اپرا، سیدنی استرالیا
با عرض ۳۳.۸ و طول ۱۵۱.۲
من دیروز تصمیمشو گرفتم
تو تازه الان فهمیدی؟
این قدرت منه
من نیاز به درآوردن این همه پول ندارم
برای بدست آوردن جایگاه
دو میلیون ماهانه
...وگرنه تو میتونی رشوه ی منو قبول کنی
اگه بخاطر یه حقوق ۶۰۰۰۰ تایی آرزو داری که مدیر بشی
بعد تو میخوای پول منو دوباره و دوباره بگیری؟ این علاقه ی منه
اینو بدون که شرکت من ۶۴۰۰۰۰ سهامدار داره
نفر برای شرکتم کار میکنن ۱۲۳۰۰
من توی همه ی قاره ها شعبه دارم هفت درصد اقتصاد جهان تحت کنترل منه
و تو اومدی اینجا که منو دستگیر کنی
من چه جرمی مرتکب شدم؟
من تمام آشغال ها رو آوردم و ریختم توی آشغال دونی تو
ولی تو همه آشغالوتو ریختی توی خیابون های خودت
تو روی دیوار های خودت دسشویی کردی
کل کشورت یک زمین آشغالیه
من ذره ای به مردم تو اهمیت نمیدم
چی میخوای بگی؟
...اون کانتینر هایی که اول مسدود کردی
اونارو از دروازه آزاد کن
بشین توی جایگاه عوارضی و بلیط ورود صادر کن
و بعدش ؟
پرونده ی ردی رو کلا ببند
پس میخوای که پرونده ی ردی رو ببندم؟- آره -بستمش-
ردی الان کجاست؟- به سمت وایزاگ میره، قربان-
چند کیلومتر؟- هشتاد کیلومتر، قربان-
!ماشینو نگه دار... نگهش دار
بزن و کارش رو تموم کن
!وایستا... وایستا
دور بزن
بزن بهش
بپیچ به راست
جلوی ماشینشو بگیر
ماشینو بیار اینجا
،اگه بخوای بذاری اون اینطوری باشه چقدر دیگه زنده میمونه؟
هی! ما یه لذت بزرگی میبریم وقتی میبینیم تو به آرومی با رنج میمیری
همه تون، بشینید
منو بکش
درد داره؟
فکر کردی میتونی بدون درد بمیری؟
مُردن راحته
زندگی کردن سخته
بعنوان یک مرد خوب زندگی کردن قطعا سخته
خیلی سخته که بدون آسیب زدن به دیگران زندگی کنی
... تو نه تنها یک افسر پلیس رو کشتی
بلکه اسم اون مرد خوب رو هم لکه دار کردی
من اون روز تصمیم گرفتم
دستگیر کردن راه آسونیه برای تو
تو باید بری به جهنم
شش سال پیش
برای نجات مقام پدر ویتال
تو توی شهر یک آشوب بوجود آوردی
اونو یادته؟
... توی اون آشوب
!تو یک ون که توش ۱۸ کودک بود رو با سنگدلی تمام واژگون کردی
یک بچه توی اون ون مُرد
خبر داشتی؟
...پدر اون بچه
یک پلیس جوانمرده؟ اینو میدونستی؟
سوبو، من میدونم این درد توی قلب تو هیچوقت از بین نمیره
ولی بهش شلیک کن
و با این دارو دردت رو تسکین بده
زود باش
اون یک زندگی سلطنتی مثل پادشاه داشت
الان فقط یک جسد بی کس و کاره
چه شد که دورای سینگام مجبور شد اینطوری اعدامش کنه؟
... در این کشور
افسر های پلیس همچین قدرتی رو دارن؟
اول با پدرت صحبت کن و راهی پیدا کن تا کانتینر هارو جا به جا کنیم
فورا به پدر زنگ بزن
خانواده ی یک پلیس
جونشون در خطره و بخاطر تبهکار ها خونه شونو ترک میکنن
هیچوقت نباید ثبت رسمی بشن
من تا همیشه در خدمت شما هستم به همراه افراد وفادارم
پسر عزیزم
دخترا من این روزها بدون دغدغه به مدرسه میرن
مرد من کجاست؟ من باید سریعا ببینمش
گوش کن، ویدیا
او از همسرش جدا نشده
همسرش با رضایت با اون ازدواج کرد
نقشه هاتو از ذهن خرابت پاک کن
من اونروز بهت هشدار دادم
ولی تو حرفمو باور نکردی
تو میتونستی توی سر من داد بزنی، درسته؟
اونطوری که من پیام رو دریافت کردم
میتونستی بهم فحش بدی تا سر عقل بیام
یا منو محکم بزنی، یا بزنی توی سرم
چرا گریه میکنی؟
ویدیا... به من نگاه کن
گریه نکن، لطفا
اونا منو منتقل کردن، قربان
دورای سینگام همه ی کانتینر های مارو مسدود کرده
خبر نگار ها به اونجا هجوم آوردن
چرا اونارو متوقف کردی؟
تمام کانتینر ها توسط گمرک پاکسازی شده
تو حق نداری که اینو متوقف کنی- !خیال باطل-
سیصد و چهل آکر
فقط لنگرگاه تحت نظر دولت مرکزیه
به غیر از اون، کل ایالت
!تحت کنترل ماست
خفه شو و کنار وایستا
قربان، چه خبره؟
چرا اونارو دستگیر نمیکنید، قربان؟
میتونیم دستگیر کنیم ولی اونا میگن بارمون اشتباهی فرستاده شده
!و موافقت میکنن که اونارو برگردونن
چه کسی پشت اینه، قربان؟
شاید یک تاجر در استرالیا
شاید یک میلیونر هم باشه
،همه حرف های شما فرضیه است چطوری میخواین پیداش کنین ؟
میدونم داری منو میبینی
ویتال باید راس ساعت ۱۱ توی پاسگاه من به ملاقاتم بیاد
رئیسمون اینجا نیست
تمام مطبوعات میخواد کل جزئیات رو بدونه
...اگه من دهنمو باز کنم
...چهل خبرنگار، چهل پلیس
مشتری ها، تیم کنترل زباله
تحصیلدار ها، کارمندان ثبت، جمع کننده ها
پشت در دفترتون صف میبندن
اگه اون حدود ساعت ۱۱ بیاد
حدود یا راس ۱۱
بدون نوچه هات که بخوان اطرافتو پوشش بدن
تو باید تنها بیای
همگی بیرون باشید
تو دیروز تصمیم گرفتی که منو توی دفترت ملاقات کنی
...برای اینکه باعث بشم تو اینجا وایستی
! همون روزی که دیدمت تصمیم گرفتم
بخاطر همین کانتینر هایی که باید ...خیلی وقت پیش بازشون میکردم
!امروز باز کردم
پول درآوردن نئشه ات میکنه، ها؟
پس برو یه جا ولگردی و هرزگی کن
حواست به حرف زدنت باشه من یک شهروند استرالیایی ام
اگر برای زندگی کردن ...توی کشور گرگ ها و کانگرو ها کار میکنی
و همچین غروری داری
پس زندگی کردن توی کشور باشکوهی با شیرها و ببر ها و چیتا ها
! غرور و افتخار منو تصور کن
تو داری آشغال هارو توی دریاچه ها و مخازنی میریزی که آب شرب و آب کشاورزی رو تشکیل میدن
وجدانت آرومه ؟
سی و دو بچه ی بیگناه
...بخاطر تو حتی نمیتونن نفس بکشن و
تو پشیمون نیستی؟
!و انقدر گستاخ هستی
خدا خیلی بهت لطف کرده
پس چرا روزی بقیه مرد ها رو خراب میکنی؟
بد نام کردن کشورت دقیقا مثل این میمونه که مادر یک نفر رو به تمسخر بگیری
این روز ها بجای اینکه پوست شکلات رو بندازن توی خیابون
بچه مدرسه ای ها اونارو نگه میدارن و میندازن سطل آشغال
سطل های زباله همه جای شهر هست
همه جای کشور سرویس های بهداشتی عمومی هست اون روز به زودی طلوع خواهد کرد
و بعد کشورمون با کمک همگان به مرحله ی بالاتری رشد خواهد کرد
اونوقت تو جرئت کردی زباله هاتو بریزی توی کشور من؟
تعداد ۷۵۱۶ ساحل دریایی ۱۰ هزار پایگاه نفت سیصد و ۲۷ هزار آکر صحرا و ۶۸۵ هزار آکر جنگل
کشور ما توی منابع غنیه
و تو الان توی این خاک هستی
من میتونم همین الان دستگیرت کنم و به پاسگاه تحویلت بدم
...ولی اگه اینکارو بکنم
کارکنانت سهام هارو پخش میکنن و عموم مردم تحت تاثیر قرار میگیرن
من بهت یک فرصت دیگه میدم
اگه به این کار خفت بار خاتمه بدی و تسلیم بشی
ولی اگه من بگیرمت
بله، قربان؟
کجایی؟
من در مامبوئی ام
فورا به وایزاگ بیا- چشم، دارم میام-
زرنگ بازی درمیاری؟ اون حرفو میزنی؟
چرا داری یک بچه ی بیگناهو میزنی ؟
اگر من یه چیزی بگم، اون خیلی بد جوابمو میده و فحش میده، قربان
ما در حالت عادی ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ بار سر زن هامون داد میزنیم و فحش میدیم
تو میدونی این بچه با این سن کمش چه کلمه های زشتی استفاده میکنه ؟
ازش یک سوال بپرس
و جواب سربالاشو بشنو
نزنش بزار من ازش بپرسم
پسرک باهوش، بهم بگو
!بابا - وحشی
مامان - احمق
!آتش، رفیق- خاک بر سرت
آب
قربان، دیگه بیشتر نپرسین
!به مادرتون هم فحش میده
اسم پدر من کاتاموتا است
من اسمشو از روی عشق، هم اسم پدرم گذاشتم
ازش اسمشو بپرس
بزار با روش خودش بگم
پسر عزیزم
اسم پدربزرگتو به من بگو
کاتا-موتا
!احمق کله پوک
!بخاطر همین گفتم بگیرینش و بندازینش زندان
تو باید پرت شی توی زندان
..اگه تو با همسر یا فرزندانت بخوای صحبت کنی
باید با نرمی و ملایمت حرف بزنی
حرف های لطیف؟- منظورم اینه-
مثلا اینو گوش بده
گوهر با ارزش و عزیزم من
شکلات شیرین من، بهم گوش کن
...هر چیزی که من الان بهت میگم
حرکات لب منو دنبال کن
دقیقا تکرار کن، باشه؟
رز
حلقه ی گُل
چرا میگی ااااه؟
رُز- حلقه ی گُل
'*** ** * *****'
شنیدی؟
تو میتونی یه تاجر در استرالیا باشی
از اون حرفی که زده باید ویتال پراساد باشه
اگه توی یک خیابون متقاطع مصاحبه کرده
قطعا داره چرت و پرت میگه
همه رو نیاز داری؟
قربان دورای سینگام بهش نیاز داره
...بخاطر اشتباه احمقانه ام
یه جورایی باید تاوان پس بدم
حواستون به منطقه ی مادوراوادا و والتر باشه
پدر؟- دورای-
بهم بگو، پدر
!مادربزرگ کاویا درگذشت
ما الان باید بریم به شهرت
چرا ناگهانی؟
توی فرودگاه میبینمت، بهت میگم
اون توی فرودگاست - اوکی، کجا میری؟-
من دارم میرم به چنایی برای یک جلسه، قربان
چه اتفاقی افتاد؟
... مادربزرگت
!مثل اینکه فوت کرده
فکر میکنم اون همسرشه
فورا عکسشو برام بفرست
تا وقتیکه جزئیاتشو نگرفتم تعقیبش کن، باشه؟
مادربزرگ
...جالبه اون توی وایزاگ همسر داره ولی
اینجا با یک دختر دیگه بود
اونا یک پرواز به چنایی توتیکورین گرفتن
بزارین من براتون بیارم ماشین منتظرتونه، قربان
اون ماشینو تعقیب کن
پانی؟- قربان؟-
ماشینو بزن کنار
هی! ماشینو روشن کن دور بزن... سریع
برو... برو... سریع
چی عوضی! ماشین یک پلیس رو تعقیب میکنی؟
تو کی هستی؟- ولم کنید، قربان-
من داشتم تعقیب میکردم ولی نمیدونستم این ماشین قربانه
کدوم احمقی ازت خواست یک افسر پلیس رو تعقیب کنی؟
دختره توی عکس همسر دورای سینگامه
دختر رئیس شرکت ایندیا سایکل
تو یکی از سودآور های ویتالی
داشتی میرفتی به چنایی برای یک جلسه چرا منو تعقیب کردی؟
قربان، من باید برم اونجا؟
تو عکسامونو فرستادی توی واتس اپ؟
و پاسخ رو توی تلگرام گرفتی
بجای اینکه توی فرودگاه توتیکورین یا چنایی دست از سر من برداری
تا شهر زندگی من منو تعقیب کردی؟
ما تمام مشخصات اون دختر رو گرفتیم
تو برمیگردی، باشه؟
کی باید برگرده؟
این یک ترافیکه که اون توش گیر کرده
!اون فقط میتونه یه دور بزنه
... بعد از اینکه اون رو دستگیر کردیم
اگر اسم تو رو توی دادگاه توتیکورین بگه
!صداش توی دادگاه وایزاگ پخش میشه
یک قایق داره به آندامان میره
اونو سوارش کنیم؟
اون زنده نمیمونه
توی یک قایق توی دریا نزدیک نالاتانایی تیوو نگهش دارید
تو اینجا بمون من میرم و برمیگردم
قربان خانم ویدی اومده تا با شما مصاحبه کنه- الان حوصله ندارم. بگو بره بیرون-
ولی اون یک مقاله علیه دورلی سینگام نوشته، قربان
بگو بیاد داخل
اونجا خالیش کن
اون خبر نگار همه چیز رو با یک دوربین مخفی توی کیفش ضبط میکنه
شما نفر اول توی صنعت استیل هستین
!اون دوست دختر دورای سینگامه
سوالتون چی بود؟
شما از کدوم کشور فلز دریافت میکنین؟
کدوم کشور؟
همه سوالات رو بپرس تا من یک جواب بهت بدم
شما یک سرمایه گذار بزرگ در استرالیا هستین
شرق، خاور میانه
دورای سینگام تو رو فرستاده اینجا؟
دورای سینگام تو رو فرستاده که اینارو از من بپرسی؟
تو رو فرستاده تا منو توی دام بندازه؟
که بیای جاسوسی منو بکنی ها؟ چطور جرئت کردی؟
!تو عوضی هرزه
بیا تو برای مصاحبه- هیچ کس نیاد-
روزگارتو سیاه میکنم- دست نگه دار، چه خبره؟-
اون طعمه ی خوبیه
اگه ازش استفاده کنیم میتونیم براحتی راجیو کریشنا رو آزاد کنیم
جمع و جورش کنین
اون اومد داخل شما اشتباه میکنید
کیه؟- من دوست ویدیا هستم-
چی شده؟- برای اینکه بهت کمک کنه اومد تا با ویتال مصاحبه کنه-
اون بهم پیام داد که یه مشکلی پیش اومده
!ولی وقتی من رفتم اونا حتی نزاشتن که ببینمش
شماره تلفن ویدیا رو برام بفرست
مستقیما بهم زنگ میزنی
اون دختر هیچ ربطی به این چیزا نداره
ولش کن
اگر اون ارتباطی نداره چرا داری بهش زنگ میزنی؟
...تو کنار کارخونه با زنت قرار میزاری
که به کل دنیا بگی که طلاق گرفتی
تو با این دختر قرار میزاری؟
...همسرت
زیباست
!فوق العاده اس
من میخوام اون مرد ۳ ساعت دیگه در وایزاگ باشه
من ولش میکنم
فقط میتونم با ماشین بفرستمش
نمیتونم با پرواز بفرستم
اون یکم زخمی شده- زخمی؟-
تو اونی بودی که این نقشه رو کشیدی- باشه مشکل چیه، از پسش برمیایم-
الان بگردین دقیقا موقعیت رو از روی نقشه پیدا کنید هی! سینگام من بهت ۱۱ ساعت وقت میدم
مکان و زمان رو برات میفرستم
به افرادت بگو اونو تحویل بدن
من هر یک ساعت به اون مرد زنگ میزنم اون باید به سمت من حرکت کنه و هر دو ساعت به تو زنگ میزنم
سیگنال تو باید توی توتیکورین باشه
...اگه بخای باهوش بازی دربیاری و کلک بزنی
بهت یه چیز رو قول میدم ۲۵ تا جسد و ۳۵ تا استخوون و ۶ جعبه خون توی جاده مثل صف میچینم، برای تو
تو همین الان داری میری
نه، کاویا من چطور میتونم برم؟
مشکلی نیست
دیویا فردا صبح از لندن میاد
ما میخوایم مراسم رسمی تشییع جنازه بگیریم
تو به کارت برس
سیگنال گوشی من باید فقط توی توتیکورین باشه
من توی راه وایزاگم ولی باید همه ی تماس هارو پاسخ بدم
تماس ها نباید منتقل بشن راهی هست؟
یک سیم کارت پیش پرداخت شده از اون منطقه بخر
شماره ای که پشتش نوشته رو برای من بفرست
نیم ساعته میتونم دوبار فعالش کنم
ما داریم به میانه ی دریا میریم، قربان
برگردین به ساحل
اونو سوار ماشین کنید
فورا با اون اینجارو ترک کنید
من با پرواز بعدی به وایزاگ میام
شما باید راس ساعت ۳ در عوارضی نایدوپتایی باشید
تا اون موقع من پیدا میکنم که اون دختر کجاست
...شانموگام، از چند تا از افرادت بخواه
تا اون جیپ رو در ۳۰۰ متری تعقیب کنن
حواست به تلفن باشه
من ساعت ۸:۳۰ به وایزاگ میرم
به دوست ویدیا زنگ بزن و همه ی مشخصات رو بگیر
تمام دروازه هارو با این شماره پلاک چک کنید
من حدودا ۱ ساعت دیگه میرسم
برادر، ما داریم وارد آندرا میشیم
...وقتی که اون ماشین رو تعقیب میکردیم
اون از دروازه ی لنگرگاه رد شد
قربان، لطفا بیاین
این اون ماشینه
روش زوم کن
ممکنه از عوارضی بعدی رد بشه؟
شما میتونید عبور و مرور تمام عوارضی هارو ببینید، قربان
اون ماشین هنوز از اگانامپودی رد نشده، قربان
بعد دوباره از همون عوارضی رد شده
مسیر بازگشتی ماشین رو نشونم بده
قربان، اون ماشین در عرض ۸ دقیقه برگشته
شاید دختر رو به شهر برگردوندن ؟
یا به یک ماشین دیگه منتقلش کردن
مسیر ماشین رو از اگانامپادی از ساعت ۵ تا ۵:۳۰ رو نشونم بده
...توی این
کدوم ماشین از دروازه رد نشده؟
الان وصل میشم، قربان
فقط یک آمبولانس هنوز از دروازه رد نشده
اون آمبولانس طی ۱۰ دقیقه برگشته به عوارضی اگانامپادی
فورا برگشته؟
آمبولانس "مترو چریتی تراست"
دروای سینگام الان کجاست؟- سیگنال موبایلش هنوز توی توتیکورینه-
یک دختر که حالش خوب نیست گم شده
اون اینجا پذیرفته شده؟- این بیمارستان عمومی ایه-
اگه الان بخواین اینجارو بگردین برای همه بیماران مزاحمت ایجاد میشه، قربان
شما درست میگین، من قبول دارم
قربان این چه وضعشه؟ شما اون دختر رو به زور اینجا جا دادین
اون پلیس لعنتی یه جوری به اینجا کشیده شده، قربان
منظورت چیه؟
چطور ممکنه؟
...قربان، شما دوباره برگشتی
پلیس ها سگ ان، ها؟
من یک موبایل اینجا گذاشتم تا صداتو بشنوم
ما در عوارضی هستیم - صبر کن، بهت زنگ میزنم -
صبر کنید
ویتال برای اینکه از من انتقام بگیره یک دختر بیگناه رو گروگان گرفته
نمیتونم به بیمارستان دیگه ای ببرمش میتونم برم به بیمارستان کارخونه مون؟
فورا اونو ببرید، من همه چیز رو مهیا میکنم
اونا اوردوز تشخیص دادن مثل اینکه مورفین و پروپوفول با هم مصرف کرده
اون تا ۳ روز دیگه به هوش نمیاد
ولی باید فورا تحت درمان قرار بگیره
تا بتونه هوشیاری شو بدست بیاره؟
قربان، من امضای شما رو میخوام
وزیر خارجه آقای رامپراساد پشت خطه
دامادت خیلی داره مزاحم کار پسر من میشه
چرا داری اینو به من میگی؟
پس اگر دامادت رو تیکه پاره وسط خیابون پیدا کردی از من چیزی نپرس
ظاهرا اگه دامادم جلوی جمع به پسرت شلیک کنه
!گستاخیه
من خودم پسر ندارم
نصف سرمایه ی من از ۱۲۰ بیلیون که میشه ۶۰ بیلیون مال اونه
اونوقت اون برای دستمزد ۶۵۰۰۰ تایی داره تلاش میکنه
پس قطعا به شدت خشمگینه
اول به پسرت بگو خودشو تسلیم کنه
با قاضی یک قرار ملاقات برای ساعت ۱۰:۳۰ بذار تا یک مجوز بازداشت بگیریم
ولی اسم رو فاش نکن
هر حرف که من به قاضی میگم
مدرکیه که ثبت میشه
باید به صورت زنده برای عموم پخش بشه
بیا این بلیطت به هیدراباد
ویدیا رو بزار خونه
من هیچ جا نمیرم، قربان
اینجارو ببین، من آمادگیشو ندارم که آدم های نزدیکمو از دست بدم
چی گفتین، قربان؟
گفتم همین الان برو
شما گفتین آدم های نزدیکم رو
من فکر کردم شما منو تا آخر عمر دشمن خودتون میدونین
من اولش که عاشقتون شدم فکر میکردم که دارم لطف میکنم
... ولی وقتی فهمیدم شما عشق منو جبران نمیکنید
من میدونستم که چقدر خالصانه عاشقتون بودم
من نمیتونم فراموشتون کنم، قربان
...مگر اینکه خودمو توی اتاقم حبس کنم و تمام روز رو گریه کنم
همه چیزو فراموش میکنم، قربان
لطفا از طرف من از همسرتون عذرخواهی کنین من واقعا نمیدونستم
چه اتفاقی بردی اون ماشین افتاده؟- روشن نمیشه-
شجاع باش، باشه برادر
من میتونم ماشین قرمز رو ببینم- برو داخل-
هی... تو!- من گذاشتمش اونجا برادر-
مراقب باشید، قربان
زنگ بزن آمبولانس
به نظر میرسه ۴ پلیس بخاطر بمب گذاری در پاسگاه جان باختند
چرا گذاشتی خبر نگار ها بیان داخل؟
من هیچ مسئولیتی در قبال اینکه مطبوعات جزئیات پرونده رو میدونن، ندارم
مشکلی دارین، قربان؟
من مشکلی ندارم
بهم بگو کدوم پرونده ؟
این چیه؟- تعداد ۴۳۵ پرونده و مدرک -
موافقت نامه هایی که توسط تعداد زیادی دانشگاه علوم پزشکی برای زباله های بیمارستانی امضا شده
اون چطور همه ی این کار هارو تونست بکنه؟
از سوپر کامپیوتر من کپی گرفته
تمام اینها مدارک و اسناد هستند
یکی از سهامدار های قلابی ویتال پراساد راجیو کریشنا تمام اینهارو تایید کرده
تمام سیستم هک شده قربان- چی داری میگی ونسا؟-
همه اش توسط یک شهروند هندی دانلود شده
قاضی اصلی و اعضای هیئت توتیکورین با اون هستن
سوبو، فورا پاسپورتش رو مسدود کن
اون نمیتونه از مرز های شهر بگذره
ما باید قبل از طلوع آفتاب دستگیرش کنیم
رئیسمون اینجا نیست
شماره ی ویتال در برج ناگار خاموش شده
نمیتونیم ردیابی اش کنیم
قطعا باید به پدرش زنگ بزنیم
وزیر خارجه بعد از ساعت ۱۲ هیچ تماسی رو پاسخ نمیده
...مورالی، از روش سیگنال مثلثی
نمیتونیم شماره رو نزدیک به شماره ی وزیر ردیابی کنیم؟
قربان یک شماره ی لندنی نزدیک خط وزیر هست
اون شماره از استرالیا تماس دریافت کرده
اون شماره ی استرالیایی ساعت ۱۲:۱۵ در برج ناگار خطش رو روشن کرده
... طی ۱ یا ۲ ساعت بعدش از عوارضی عبور کرده
و به سمت بزرگراه رفته
من مطعنم همین شماره اس ردیابی اش کنید
اون تا ۱ ساعت و نیم دیگه به ویجایاوادا میرسه
الان پروازی به ویجایاوادا هست؟
یک ساعت دیگه
سیگنال ویجایاوادا الان در بزرگراه به سمت هیدراباده
اون داره سعی میکنه به پرواز ساعت ۱۱:۳۰ به مقصد مالزی برسه
قربان، شما ۵۰۰ متر فاصله دارید
من فقط یک کانتینر رو به روم میبینم- سیگنال از همون جاست، قربان-
اون ماشینو بگیر
هر دو سیگنال با هم برخورد دارن، قربان
داخل رو بگردید
یک نگاهی بندازید، قربان
هیچکس اینجا نیست، قربان
خالیه، قربان
اون هیچوقت نمیتونه پیدات کنه
دوازده کیلومتر دیگه به تلنگانا میرسید
یک نفر همین الان از اونجا داره با وزیر تماس میگیره
منظورت چیه؟- هیچکس بعد از اون نتونست تماس بگیره-
این طولش ۴۰ پا نیست؟ - چرا، قربان-
گاوینداراج برو طولشو اندازه بگیر
!قربان، وایستین
وایستین
کدوم شهر؟- ویساخاپاتنام-
اون آندرا پراندشه
اینجا تلانگاناست شما اجازه ندارید
یک تبهکار داره فرار میکنه من باید بگیرمش
ما میتونیم از پسش بر بیایم
پاسپورت اون مسدود شده شما چطور بهش اجازه دادین
سازمان مهاجرت بهش رسیدگی میکنه
یک کار اورژانسیه
این یک مجوز دستگیریه
این کپی لغو پاسپورته
با دونستن اینا، چطور اجازه دادین سوار اون پرواز بشه؟
تا الان پدرم و وزیر اصلی باید در وایزاگ باشن
به محض اینکه برسم یکساعته از مرز خارج میشم
و ۱ روزه به استرالیا سفر میکنم
یک هفته ای، ۲ کانتینر باید برن به هند
و یک دقیقه بعدش هر دو شهر هندی توی نقشه باید برن زیر آب
فکر میکنی میبرمت دادگاه؟
ما به زودی به مخازن رودخانه ی گوداواری میرسیم
ماشین کنترلش رو از دست میده و میوفته توی رودخونه
چهل پا عمقشه
ما فرار خواهیم کرد
!تبهکار عوضی کثیف
تو با دستبند غرق خواهی شد
چقدر دیگه مونده؟
عجله کن
تند تر، تندتر برون
تو فقط تنفگ داری و فکر کردی حریف من میشی؟
حالا میخوای چیکار کنی؟
منو شکست بده و بکش
تو از مردن میترسی؟
بهت نگفتم تسلیم شو و این شغل کثیف رو رها کن؟
تو حتی نباید دستگیر بشی باید تمام کسب و کارت رو نابود کرد
اونوقت تو بجاش ۴۰۰ کانتینر زباله توی دریا خالی میکنی؟
!فکر کردی من میذارم
تو نه تنها ۳۲ بچه ی بیگناه رو کشتی
بلکه یک بمب توی پاسگاه و ماشین جایگذاری کردی
منو تهدید کردی که ۲ تا شهر رو نابود میکنم
کسی که سهوا خطا کنه بخشیده میشه
ولی کسی که با آگاهی و قدرت جرم مرتکب بشه هیچوقت بخشیده نخواهد شد
تو جرئت کردی به کشور من بگی آشغالدونی؟
تو آشغال هستی
براي دانلود فيلم هاي بيشتر با زيرنويس فارسي به سايت باليوود وان سر بزنيد Bollywood1.Xyz / Org / Net / Biz
وزیر خارجه رام پراساد از پست خودش معلق شد
عروسی من مشخص شد، قربان
من نمیخواستم برات دعوت نامه بفرستم
اصرار هم نداشتم که بفرستم
من میخواستم شماره ات رو از گوشیم پاک کنم
به همین خاطر
من باید فورا ببینمت
کجایی؟
من باید یک ساعت دیگه اونجا باشم، قربان
دوباره یک شهر دیگه، هان؟
Translated by: .:: Hunter & Heisenberg ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.