Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
t.me/quartierlatin
ترجمه و تنظیم زیرنویس توسط: یاشار علی خواه اصل ایمیل: alikhah.yashar@gmail.com میباشد (Director’s Cut) این ترجمه برای نسخه او لایق ترحم است
من خبر دارم چه زندگی تباه و فاسدی را برای خودش ساخته است
او مشمئز کننده است
او خطر بزرگی برای جامعه محسوب میشود
وجودش در این دنیا به عنوان توهینی برای کلیسای مقدس محسوب میشود
یک منحرفِ متکبر
ظاهرأ او مرتکب قتل هم شده است
بدون شک او یک مُلحد است یک مفسد فی الارض
صِرف دیدن اندام دختران خردسال معصوم او را هیجان زده میکند
و تا وقتی که نمیرد در برابرش ناتوان هستیم
ما نمیتوانیم او را به حال خود رها کنیم آری، او نباید زنده بماند
این وظیفه ماست که راه حلی برای این معضل بیابیم
تا یک بار برای همیشه، بتوانیم او را مجازات کنیم
تا حداقل بتوانیم روح او را نجات دهیم قبل از اینکه به لعنت ابدی گرفتار شود
شاید، هنوز هم با توبه کردن بتواند به عنوان یک مسیحی خوب بمیرد
...تقاضا دارم تا زمانی که زنده است
دوباره به خانه اش بروی و او را آگاه کنی، این وظیفه شرعی ماست
نیازی به حرف های اضافه نیست فقط به عنوان آخرین فرصت
پدرم میخواهد بداند برای چه به اینجا آمده اید؟
شرایطی که شما برای خود ساخته اید ویولون، کمترین چیزی است که باید به آن فکر کنید
شما باید به فکر رستگاری روح خود باشید
پدرم میخواهد هر چه سریع تر از اینجا بروید
ای مُرتد، تو کفاره اینکارت را خواهی داد
از اینجا برو
!زود باش، بیرون
به زودی همه شما در محضر خداوند قرار خواهید گرفت در آن موقع است که معلوم میشود، چیزی برای گفتن دارید یا نه؟
گمشو بیرون، زود باش
او مانند شیطان بر کل اقلیم ما حکمرانی میکند
او فقط به پول و ویولون اش اهمیت میدهد
و البته دختران خردسال محلی
هر چه جوانتر، بهتر و در صورت امکان، زیر سن قانونی
او یک منحرف پدوفیلی است
من که ذره ای هم نمیتوانم برای او ترحم کنم
پدر
مثل همیشه شلوغ بود
انقدر شلوغ که، جا برای ایستاده تماشا کردن هم نبود
و بعد سایه سیاهی بر روی اِستیج ظاهر شد انگار که از قعر جهنم برخواسته باشد
کت سیاهش چروکیده بود انگار که شب را با همان لباس خوابیده بود
،در زیر سایه و نور مبهم صحنه ... چهره اش وحشتناک و
دهانش کج و مُعوَج بود
حرکات اندامش شکننده و خشک بود
کاریزمای خاصی داشت و همین باعث میشد حضار، واله و شیفته او شوند
چهره ای مبهم، که غم و اندوه عمیقی را در برداشت
و توأمان، نبوغی که برخواسته از جهنم بود
او بسیار گروتِسک و فرسوده به نظر می رسید
و همین باعث همدردی من با او میشد و مانع از اینکه به شمایلش بخندم
در مسیر آمدن، پاهایش را بر روی کف استیج میکِشید
معلوم نبود این عدم توازن فیزیکی و رفتاری را از چه کسی به ارث برده بود؟
از یک اسباب بازی مکانیکی؟
آیا این چشمان یک مرد نفرین شده بود که نیاز مُبرم به رستگاری داشت؟
یا پشت آن، تمسخرِ یک آدم لَئیم حیله گر، کمین کرده بود؟
،به مثابه خون آشامی که با ویولون خود
،اگر چه خونمان را نمیمَکد
ولی دارائیمان را از جیبهایمان به یغما میبرد
اما زمانی که استادِ بزرگ، ویولونش را بر زیر چانه اش گذاشت و شروع به نواختن کرد
تمامی این افکار به ناگه، محو شدند
اوه، خدای من دقیقا مثل زمانی که در ویِنا بودم
زمان زیادی سپری شده
ولی همان شور و شوق را در من بیدار کرد
و همان میلی که قبلاً به او داشتم
در دلم به او گفتم:او یک مرد رقت انگیز است با کمان مسخره ای در دست (منظور از کمان، آرشه ویولون میباشد)
با این حال نمیشود در مقابل دوست داشتنش، مقاومت کرد
وقتی که می نوازد، شهوت را در درون آدم بیدار میکند
می دانستی که او مدتی در زندان بود نه، نمیدانستم
آری، بخاطر قتل او یک دختر نوجوان را مسموم کرد
دیدی؟ او با دست چپش می نوازد
از دست راستش هم استفاده میکند
او برای هر اجرا از یک آرشه استفاده میکند؟
این کار همیشگی اوست
هنگام نواختن خیلی به آرشه فشار می آورد
کم کم آرشه با ویولون هماهنگ میشود- هنگام نواختن بهتر هم میشود-
از بس که سریع می نوازد انگشتانش دیده نمیشود
باور نکردنیست
نگاه کن، آرشه خود را عوض کرد
وقتی پاگانینی دوباره شروع به نواختن کرد نزدیک بود از شوق، غش کنم
من حریص و منزجر کننده هستم
...مریض و زشت
اما وقتی زنان، صدای ویولون مرا میشنوند
نمیتوانند در برابر من مقاومت کنند و به همسرانشان خیانت میکنند
ببین سیمهای ویلون را چه رویایی به صدا در می آورد
چه هنگام گلدوزی کردن
یا آواز خواندن
یا کتاب خواندن
یا هنگام خواب
و حتی در رویاهایم تو با من هستی
اما تو خوشحالی مرا نمیخواهی
،و این را نمیدانی که بدون تو نمیتوانم زندگی کنم
و تحمل این برایم بسیار سخت است
من دیوانه وار دوستت دارم
عزیزم نباید فکر کنی که من آدم بی مسئولیتی هستم
موسیقی تو شادی بی حد و حصری را برای من به ارمغان می آورد
و مرا متوجه آن میکند که چقدر به بودنت نیاز مُبرم دارم
دُردانه من
مرا از این عذاب نجات بده
دیگر نمیتوانم این وضع را تحمل کنم
من باید به آمریکا و روسیه بروم
به آمریکا و روسیه میروم
مردم روسیه به هنگام شنیدن موسیقی ام، اشک شوق میریزند
به آمریکا و روسیه میروم
آشیل
آشیل
پاپا، بیا از اینجا برویم- آره عزیزم، کمکم کن تا بتوانم راه برم-
بیا پاپا، بیا
او زیباترین دخترِ جهان است اما خیلی جوان است
اما علاقه ای به موسیقی ندارد
من باید به کسِ دیگری فکر کنم او خیلی جوان است
بیا برویم، پاپا
او متأهل است گرچه، مهم نیست
اون کی میتونه باشه؟ چه دخترِ خوش شانسی... چه مرد جنتلمنی
مرد خوش تیپ به ما هم نگاه کن
آقای پاگانینی بسیار جذاب است
با یک وعده ازدواج دروغ
دختران خردسال به راحتی در دامش می افتند و اغوا میشوند
،یک اغواگر شیطانی، مُتجاوز به یک دختر خردسال همراه با خونسردی نسبت به این رفتار حیوانی
او شیطانیست که بر روی زمین حلول کرده
و همانطور که دادستان گفت
او پیرمرد وحشتناکی است
و زنان زیادی را اغوا کرده است
کاش من بجای او بودم
آنجیولینا باردار شد
پاگانینی از او خواست که بچه را سقط کند
پاگانینی به او گفت که بدنش کِرم ریخته
و باید درمان شود و به بهانه درمان او را مسموم کرد
والدین نیکولو پاگانینی فقیر بودند
سوء تغذیه و بیماری، بدن او را از همان کودکی ضعیف کرده بود
او به سل مبتلا شد و همین باعث بدتر شدن سلامتی وی شد
او به سل مبتلا شد و همین باعث بدتر شدن سلامتی وی شد
با وجود اینکه داروهای زیادی برایش تجویز شده بود
او فقط دُز کمی از آنها را مصرف میکرد
130.5 همیشه گوشت بنجل و بد بو میخرید چون ارزانتر بود
وقتی صدای ناقوس کلیسا را میشنید دچار حملات صرعی میشد
و حملاتش آنقدر قوی بود که صدای رعشه های بدنش شنیده میشد
من تمام تلاشم را خواهم کرد تا جرائم او را تبرئه کنم
او همه چیز را فدای هنرش کرده است
یا بهتر بگویم او همه ما را فدای هنرش کرده است
او تا ۱۸ سالگی ۱۴ساعت در روز تمرین میکرد
و موفقیت امروزش را مدیون تمرینهای سخت میباشد
او یک نابغه است، یک هدیه از جانب خدا یک فرشته
چه میگویی؟ او یک حیوان است
اگر می توانست، همه زنان و دختران خردسال را به بردگی میگرفت
تب، گلو درد و گرفتگی عضلات زندگی پر از رنجی را برایش به ارمغان آورده است
"او را به این نام صدا کنید: "سفلیس
این تقاص زِناکاری هایش است
،ترس بیمارگونه او از فقر او را به سمت طمعی افراطی سوق داد
با اینکه ثروتمند بود به زندگی بورژوائی علاقه ای نداشت
بجز علاقه غیر معمولش به لباس های مرغوب که زیاد تمایل نداشت، برایش پول خرج کند
و در مقابل هتل های لوکس و کالسکه های گران قیمت نیز نمیتوانست مقاومت کند
... هنگامی برای اجرا در کنسرت هایش روانه بود
به مدت ۳۰ سال فق از یک کُت بلند استفاده میکرد که آنرا در جعبه ویولونش حمل میکرد
و همیشه با همین جعبه ویولونش مسافرت میکرد
تا در مقابل مخارج اضافه صرفه جویی کند
موکل من به مدت ۱۱ هفته در بازداشت است و من خواستار آنم تا فورأ آزاد شود
من بخاطر جنایاتی که مرتکب شده خواستار اشد مجازات هستم
آه، اینجا دیوانه خانه است !همه شما کاملا دیوانه شده اید
آه خدای من، عجب پرونده ای، این غیر ممکن است
تور شگفت انگیز ! پاگانینی معروف
پاگانینی بزرگ وارد لندن شد
و همچنان راه درازی برای کسب ثروت و شهرت در پیش روی خود دارد
او در همان کنسرتش اعلام کرد که وظایف من در قبال موسیقی تمام شده است
و ازین پس بخاطر تنها پسرم ویولون و آرشه ام را کنار میگذارم
پاگانینی بزرگ به درخواست رئیس موزه، با ویولونش
راهی موزه بریتانیا در میدان بلومزبری شد
و وقتی شروع به نواختن کرد
حضار بدون استنثنا شروع به رقصیدن کردند
آن را آوردی؟
من درد های مزمن ای در بدنم دارم
آیا میدانی چگونه با تریاک معالجه میکنند؟
آری، میدانم
من نمیخواهم بمیرم، میخواهم زندگی کنم
نیکل
یک آدم بخیل به پاگانینی گفت: آهای بهای کنسرت هایت،گران تر از هنرت است، به درد من نمیخورد
اما به محض اینکه ویولون پاگانینی به صدا درآمد
پاهای مرد بخیل بی اراده شروع به :رقصیدن کرد و پاگانینی با خود گفت
اورفئوس با صدای موسیقی اش، جانوران روی خشکی را تحت تأثیر قرار میداد (اورفئوس: خدای موسیقی در یونان باستان)
و من با موسیقی ایم ماهی های ته دریا را لمس میکنم
مردمی که در ساحل بودند وقتی صدای موسیقی او را شنیدند
بسیار تحت تأثیر موسیقی اش قرار گرقتند و بلافاصله به وی ملحق شده و شروع به رقص و پایکوبی کردند
یک روز پاگانینی برای سرگرمی شروع به نواختن برای حیوانات باغ وحش کرد
و شیرها و میمونها و فیلهای اطرافش شروع به رقصیدن کردند
آنها میگویند که شما با خواهران ناپلئون رابطه داشته اید
عزیزم، من با آنها و همه فاحشه های اروپا خوابیده ام
من به تو شلیک کردم
من به تو شلیک کردم
تو فاحشه احمق
به من دست نزن
این منم که پاگینی ام علی رغم اینکه چکمه و سر دوشی ات، شبیه من است
من تو را خواهم دَرید
فراموش نکن که یک کُلُنِل هستی
من میتوانستم به بهانه فراری بودن به تو شلیک کنم
!پس شلیک کن !زود باش، شلیک کن
عزیزم، چرا آن دختر کوچک را کشتی؟
کدام دختر؟ درباره چه کسی حرف میزنی؟
من کسی را نکشته ام
تو او را کشته ای- چه کسی را؟-
همان کسانی که بخاطر آنها به زندان رفتی
آه، یادم آمد
آیا تا بحال عاشق زنی شده ای؟
زود باش، مرا ببوس
نه ازَت متنفرم
میخواهم به خانه بروم چرا؟
ازت متنفرم من میخواهم به پالرمو برگردم
چرا پالرمو؟ برو به جهنم
خودت به کشتن آن دختر اقرار کردی
وکیلت، آقای گرِمی در آنجا حضور داشت
دوستت دارم
دوستت دارم
التماست میکنم، تور اجراهایت را به تأخیر بیاندازی
من در وین، پراگ، لندن و پاریس درآمد زیادی کسب خواهم کرد
قرار بود بعد از تولد آشیل به ماه عسل برویم اجرا دارم، من باید بروم
من نیازی به پول ندارم
تو هم نداری، چون هیچوقت خرج نمیکنی
ما به پول نیاز داریم
برای چه؟ یعنی درک نمیکنی؟
بخاطر سوپ رژیمی که میخوری یا پنیر و نان اعیانی؟
تو به هیچکدام اینها نیازی نداری
تو به عشق نیاز داری، نه آن فاحشه ها
مرا هم با خود ببر و اینجا تنهایم مگذار
لطفا بگذار لحظه رفتن بدون جر و بحث خداحافظی کنیم
!نمی خواهم تنها بمانم ! نمی خواهم بدون تو بمانم
تو تنها نمی مانی پسرمان در کنارت خواهد بود
ما را هم با خود ببر من بدون آشیل نمیتوانم زندگی کنم
تو فقط میخواهی با فاحشه ها باشی و هر روزَت با یک زن در رختخواب بگذرانی
خواهش میکنم مرا هم با خود ببر
آنتونیا، خواهش میکنم گوش کن چطور تو را با خود ببرم؟ مگر دیوانه شده ای؟
نمیتوانم با خود، ببرمت
روزی میرسد که تو، تنها در کنار آن ویولون لعنتی ات خواهی مُرد
پاگانینی، باعث مرگ همسرش شد چون او هم ارزشش به اندازه همان فاحشه ها بود
و فقط ویولون لعنتی اش برایش مهم بود
برو گم شو
تو یک قاتلی ازَت متنفرم
تو یک شیطانی
امروز چه کسی را آورده ای یک ویولونیست
میدانی مِتِرنیخ چه گفت؟ کلمنس ونتسل فون مِتِرنیخ: سیستمدار اُتریشی، که) ( امپراطور اتریش را بر علیه ناپلئون شوراند او گفت: این قرار دادها بر اساس مردمی که در آن جغرافیا زندگی میکنند بسته میشود
این به اهالی هابسبورگ بستگی دارد که بدبخت بمانند
یا تن به این بدبختی ندهند
الان دیگه وقت خوابه پسر کوچولوی من
پاپا هم برات لالایی میخونه
یه لحظه صبر کن تا پاپا برات ویولون بیاره
ویولون کمکت میکنه تا راحت خوابت ببره
ویولون مثل یه اسباب بازیه برات
واقعأ ویولون میتونه یه اسباب بازی باشه؟
حالا گوش کن، پسرکم
میدونم که صدای بسته شدن در را دوست داری
صدای الاغ چطور؟
اینم از صدای در یک قلعه قدیمی
قصه شاه پریونی که پاپا برات تعریف کرد یادته؟
الانم ویولون تو را صدا میکنه: آشیله، آشیله
در ایتالیا همه جا بساط موسیقی بر پا است
روی خشکی یا روی دریا در زیر درختان یا زیر آسمان آبی
در خانه فقرا یا کاخ های مردمان ثروتمند
موسیقی از آتش نشأت میگیرد
از دورن زمین و آسمان و دریا
آسمان ایتالیا به مثابه پُرتره آتش است
ایتالیا سرزمین آتش است
بیا اینجا عزیزکم پاپا کمکت میکنه تا دکمه های لباست را ببندی
وقت خواب است
مامانم کجاست؟
مادرت دیگه پیشمون نیست و تو باید فراموشش کنی
چرا مامانم نباید باشه؟
آه پسرکم
از این به بعد تو فقط به من تعلق داری
نگران نباش، روزی میرسد خورشید طلوع خواهد کرد
مثل طلوع زیبای جِنوا
ما با هم به جِنوا خواهیم رفت
ماما
بخواب، پسرکم
بخواب
پاگانینی شب خوبی را برایت آرزو دارد
حالا برگرد به خانه و شامت را بخور
آقای پاگانینی، نظرتان درباره ایده ما چیست؟ میتوانیم همگی با هم آمریکا برویم
علاقه ای به آن دارید؟
واتسون سازماندهی تور را بر عهده خواهد گرفت
و البته که شما هم ویلون خواهید نواخت من و کارول آواز می خوانیم
ایده بسیار خوبیست
ما میتوانیم لباسهای رنگارنگی را برای اجراهایمان آماده کنیم
اجرای این تور موفقیت بزرگی را برای ما به ارمغان می آورد
ایده بسیار خوبیست مگر نه؟ آقای پاگانینی
لحظات با شکوهی را در کنار هم خواهیم داشت
به نظر من فوق العاده است نظر شما چیست؟ با من هم فکر هستید؟
کارول با اینکه کمتر از ۱۴ سال، سن دارد صدای فوق العاده ای دارد
اوه ، واقعا؟
میتواند برای من اجرای آزمایشی داشته باشد
من جوانان با استعداد را دوست دارم
کارول بیا اینجا
ما نمی خواهیم مثل مادرش همه عمرش را به بافندگی و گلدوزی سپری کند
حال نظرتان درباره صدای دخترمان چیست؟ آقای پاگانینی
میتواند یک جودیتا پاستای جدید باشد (جودیتا پاستا: خواننده اپرای سوپرانو ایتالیایی بود)
با اینکه جوان است آیا توانست نظر شما را جلب کند؟
منظورم صدایش است
دوباره نرو
التماست میکنم دوباره
لطفا، دوباره
این غیر ممکن است من دارم به شما اخطار میدهم او دختر من است
اینکار را نکنید قربان نمیتوانید اینکار را با او بکنید
در را باز کنید وگرنه با پلیس تماس میگیرم او زیر سن قانونی است
دختر من زیر سن قانونی است این کار شما خیلی وقیح و حیوانیست
!او کلاهبردار لعنتی است
اسمش چه بود؟ پاگانینی
نه، نرو خواهش میکنم نرو
نرو
دوباره با من سکس کن
بخاطر این عمل وقیحانه ات به زندان خواهی رفت
سکس با تو را دوست دارم
خواهش میکنم بیا اینجا و دوباره بکن
میخوامت خیلی میخوامت
اوه آره، خواهش میکنم بکن
بیا اینجا عزیزم
این نامه را فوراً برای وکیلم، آقای گرِمی ببر
باشه پاپا
ما اینجا هستیم تا حکمی را که دادگاه پاریس ارائه کرده، به اجرا در آوریم
و بدهیتان را بعلاوه معوقه هایش از شما مطالبه کنیم
شما به شریکتان آقای فلوری ۶۰۰۰۰فرانک خسارت زده اید و بدهکار هستید
و این خسارت بخاطر تعطیلی کازینوی " پاگانینی" میباشد
و چون قبول نکردید در آنجا کنسرت برگزار کنید
شرکت تان ورشکسته شد
همچنین شما مشکوک به سوء قصد به جان آقای فلوری هستید
من قسم خورده ام، بدهی ات به آقای فلوری را تا آخرین سِنت، پس بگیرم
همه اموالتان را مصادره خواهم کرد
حتی اگر مجبور شوم ویولون شما را نیز مصادره میکنم
بگذار ویولونی که فقط برای درآمد و سود به صدا در می آید
برای همیشه خاموش شود
آنها میخواهند ویولونم را از من بگیرند
اوه خدای من، دیگر طاقت این همه فشار را ندارم
چرا هیچوقت به کلیسا نمی آیی؟
حتی یکشنبه عید پاک هم نیامده بودی
آیا تا بحال غسل تعمید کرده ای؟
من نمیدانم
البته که نه پدرت فراموش کرده غسل تعمید ات کند
پدرم میگوید شما فرزندان مسیحی را به صلیب میکشید
پاپا
پاپا
پاپا
پاپا
نه
نه
پاپا
پاپا
پدرم
پدرم مُرده است
او لیاقت آرامیدن در این زمین مقدس را ندارد
زمین مقدس را ندارد
ما باید جَسَد او را در رودخانه یا اقیانوس، رها کنیم
ترجمه و تنظیم زیرنویس توسط: یاشار علی خواه اصل ایمیل: alikhah.yashar@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.