All language subtitles for Love Letters of a Portuguese Nun (1977).Brrip-harika

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

"این سرگذشت دختری هست که به خداوند نامه نوشت ... و خداوند جواب اون داد "

H@rika . ترجمه زیر نویس : هاریکا aloneharika@gmail.com

!کریستُبال

فقط داری سر بسرم میذاری تا من بترسونی

یالا دیگه بس کن

فکر کردی اینقدارا ابله هستم که گول بخورم !؟

کریستُبال

بس کن اینقدر من نترسون

... کریستی

از خودت خجالت نمی کشی ، این ممیی های بیچاره رو اذیت میکنی ؟

این ممیی بیچاره ترجیح میدن من اذیتشون کنم

برام خیلی بهتره که بهترین سیب هارو از بالای درخت بردارم

شادیم من به طرف خوضچه آب هدایت کنه

فقط بخاطر اینکه یه بوسه می خوام !اون داره من گول میزنه

! ماریه - !کریستی ، حق نداری اون کارو بکنی -

! ماریه - دیدی ؟ -

! ای جادوگر ریقو

! من بگیر

!بیا دیگه ، من بگیر

!فقط صبر کن خودت میبینی چه بلائی سرت میارم اگر بگیرمت

لطفا ببخشید ،پدر مقدس !فکر میکردم که تنها هستیم

خوب میخواستم رفتارت بررسی کنم

ماریه ، کجایی ؟ - دریدن پاکدامنی قبل از بندگی خداوند -

پاکدامنی ؟

خواهش میکنم ، دارید اشتباه میکنید من هرگز پاکدامنی خودم زیر پا نذاشتم

چطوری این میدونی ؟ اهل کجا هستی ؟

ما اهل ویگا بایکسا هستیم روستایی در همسایگی شما

پدر و مادرت کیا هستن ؟ - با مادرم زندگی میکنم -

اون شوهر نداره - چند سالته ؟ -

16- و تو پسر ؟ -

18سال رد کردم

مستقیم برو خونه بعدا با هاتون حرف دارم

اگر متوجه بشم تو اون از راه بدر کردی مجازات میشی

چرا که کسانی که قوانین عفت را نقص کنند مجازات میشن

ولی ، پدر روحانی ماریه مثل یک فرشته پاکه

خودم بزودی باهاش ازدواج میکنم - در این باره چیزی نمیدونم -

دیدی ؟ اون این نمیگه میخوای اون از راه بدر کنی

بیا ، ماریه ، اینقدر احمق نباش

دلت میخواد با اون بری ؟ - !نه -

خودم میبرمت خونه

لازمه که با مادرت حرف بزنم

" نامه عاشقانه یک راهبه پرتقالی (پرتریکوئی) "

اون تا امروز زندگی خداپرستانه ای داشته پدر روحانی

بله ، ولی اگر دخترت همین فردا بمیره ، صاف میره توی جهنم

و خودت وظایفی که مسیح بر عهدت گذاشته رو نادیده گرفتی

ولی ، پدر ، چیکار میتونم بکنم ؟

مجبورم برای اینکه غذایی سر میزمون باشه کار کنم

از 20 سالگی دارم رختشوئی میکنم - قابل ستایشه -

خودت این عرق تقطیر کردی ؟

بله ، پدر روحانی

خیلی توی اینکارو اوستا هستی

ازش این بطری خوشتون اومده ، پدر ؟

اجازه میفرمائید یه بطری بهتون تقدیم کنم ؟

... خوب ، اگر اصرار داری

ولی فکر نکن با دادن هدیه ای ...به من نظرم درباره نجات

روح شیطانی این بچه عوض میکنم

هنوز برای رهائی روحش از چنگال شیطان دیر نشده

مطمئنم که شما رضایت میدیدن که اون به عنوان یه مبتدی در کلیسا قبول کنم

از لطف شما سپاسگزارم ، پدر

واقعا باعث شرمندگی من شدید

مادر مقدس در صومعه سرا د-آرس فقط دختران از طبقه اشراف می پذیره

ولی در مقام کشیش اعتراف گیرنده میتونم پا درمیانی کرده و سفارش اون بکنم

در ضمن اون متقاعد میکنم که شرایط مالی شمارو نادیده بگیره

علاوه بر این وقتی دختره به صومعه بره هزینه کمر شکن اون از روی دوشت برداشته میشه

بر اوردن معیار های شما

موضوع حساسیه ، اگر یه تازه کار به هر دلیلی پذیرفته نشود

هزینه صومعه باید برگشت داده بشه

پدر روحانی ، در مقابل کلیسا هیچی نیستم

من باهات روراست بودم

شاید کاملا صادقانه نیستی حتما یه چیزی پس انداز کردی

20سال کار سخت حتما یه چیزی برات داشته

نمی خوای تلاشت برای نجات ماریه بکنی

ولی ، پدر چطور میتونم چیزی بدم وقتی اه در بساط ندارم !؟

نکنه میخوای به همین زندگی نکبت بار خودت ادامه بدی ؟

میخوای اون در اغوش شیطان رها کنی ؟

نکنه میخوای دادگاه تفتیش عقاید در مورد دختر قضاوت کنه ؟

! خواهش میکنم پدر روحانی اینطور نیست !محض رضای خدا کمکم کن

من 500 سکه جمع کردم ... حتی با اینکه بیمار بودم

موندم 500 سکه کافی هست

خوب ، حداقل این نشون میده که تو دلت میخواد کمک کنی

چطور تونستی اینکارو در حقم بکنی ؟

تو مادر خودت به فقر و فلاکت انداختی

خوشحالم که از جلوی چشام دور میشی

میتونی مطمئن باشی ، از وقتی که به عقد مسیح در بیاد

نه میتونه از صومعه خارج بشه، و نه اجازه داره از لذات دنیوی بهره ببره

منظورتون اینه که دیگه نمیتونم مادرم ببینم - نه اونا اینقدرام سخت گیر نیستن -

تازه واردا باید از هر گونه وسوسه ای به دور باشن

هیچ مردی به غیر از من اونجا پذییرفته نمیشه

همانطور که میدونی روح تمایل داره و جسم هم ضعیفه

اما فعلا عجله کن

امیدوارم خداوند قبل از تاریکی کامل هوا در مسیر یاری مون کنه

پدر روحانی ، صومعه سرا آیرس از اینجا خیلی دوره ؟

به اندازه کافی پول برای خرید اسب و درشکه هست

قطعا برای پیاده رفتن مسافت طولانیست

! هُش

از الان اینجا خونه توئه

اونجوری که تصورش میکردم نیست

صومعه از نظر سبک معماری که داره معروف هست

واقعا چیز جذاب و جوونی هست

اسمت چیه ؟

از حالا سمت من به عنوان کاهن اعظم میدونی

این نمیدونستم - چطور یکی مثل تو باید بدونه ؟ -

ببخشید

بگو ببینم ... هنوز باکره هستی ؟

بله ، مادر مقدس

لطفا ، لباست بزن بالا

لازمه بدون که ادعای تو واقعیت داره

لازم نیست روبروی پدر وینسنت خجالت بکشی

اون پشتیبان و مراقب روح جوان و سرکش توست

و همینطورم بدنت

پس لطفا دامنت بزن بالا

پنداری گوسفند کوچولوی نازیه اوقات فراقت خوبی باهاش داریم

نه ، اون بکش بالاتر ، بالاتر

بالاتر

بیشتر

همینجا خوبه

تو زیر دامنی نپوشیدی ؟ - ما فقر هستیم ، از این چیزا نداریم -

جای تعجبم نیست که افکار هرزگی و شوهت پرستی به سرت میزنه

حالا پاهات از هم با کن

یالا دیگه ، بیشتر باز کن

باید اروم باشی عضلات خودت منقبض نکن

اونارو شُل بگیر

کاملا خودسر هستی میتونم این حس کنم

باید بیشتر مطیع باشی ...تنها در اینصورت که

به هدفمون می رسیم

حالا ، متوجه شدی ؟

بله

این درسته

درسته ، تو دست نخورده ای

کاملا سالم

یک باکره بسیار تنگ

با پرده ای بکارت دست نخورده

میدونم این معاینه کردن خوشایند نیست ولی ما ملزم به این کار هستیم

سنت آفیس مارو ملزم کرده که فقط دختران که بکارت خالص دارن در صومعه قبول کنیم

ما بکارت و پاکدامنی خودمون برای خدا قربانی میکنیم

قبل از اینکه لباس مبتدی(طلبه) به تن کنی برای پدر وینسنت اعتراف میکنی

جوزفینا ، اون به حجره خودش ببرید - بله ، مادر مقدس -

وقتی به گناهانش اعتراف کرد

اون به مدت سه روز برای ادای نماز در حجره خودش میمونه

و بعد از اون خودم و پدر وینسنت دوباره اون رو به حضور می پذیریم

گناهانی را که در راه خدمت به شیطان مرتکب شده اید و انها را پاک کردید

برای بخشش انها طلب مغفرت میکنیم

!... خودشه اینهاش

بیائید خوهرامان را به خاطر بیاریم

برایش طلب بخشش کنیم ، شاید خداوند در حالی که هنوز در این دنیا

در جسم فانی قرار دارد گناهانی را که کرده ببخشاید

حالا بگو فرزندم ، آخرین اعترافی که کردی کی بوده ؟

حدود سه ماه قبل

و در هنگام اعتراف گناهی بوده که فراموش کرده باشی اعتراف کنی ؟

بله ، یکی خیلی خجالت می کشیدم

چرا خجالت می کشیدی ؟

...نمیدونم ، من ، اوم

ممکنه کار کثیفی انجام داده باشم

ممکنه که شهوت بر تو مسلط شده باشه و اون مرد جوان لمس کرده باشی ؟

... فقط اون نیست - پس با غریبه های دیگه ای هم - دامن خودت لکه دار کردی ؟

... من - اونها رو هم لمس کردی ؟ -

!بله ... نه

خوب کجا فرزندم ؟ کجای اونارو لمس کردی ؟

بیرون از خونه ، توی جنگل

منظورم اینه که کجای بدن اونارو لمس کردی ؟

لبهای اونارو لمس کردم

لباهاشون

خوب دیگه کجای اونارو لمس کردی ؟ شاید کمی پائینتر ؟

نه

بله ...یه بار سینه های یه پسر لمس کردم

به اینکار اعتراف کردی - و شاید هم یکبار کریستوبال -

دفعه دوم

بهش اعتراف کن که چجوری اون به سمت شهوت هدایت کردی

... سر چشمه - کجا رو لمس کردی ؟ حرف بزن -

من که اعتراف کردم - مهم نیست -

کریستبال میخواست که یه جایش لمس کنم و منم با عصبانیت فرار کردم

لازمه که دقیقا بدونم

دوست دارم تمام جزئیات بدونم اون موقع به بلوغ رسیده بودی و تحریک شدی ؟

...بله ، شدم ، ولی اون- اینطور نیست ؟ -

کریستی دیگه هیچوقت ازم نخواست اینکارو انجام بدم ، حتی وقتی که تنها بودیم

ولی گفت وقتی ازدواج کردیم اونموقع حتما باید اینکارو انجام بدیم

چیکار باید انجام بدید ، فرزندم ؟ - حرف بزن

به چیزی که نمیخواستم دست بزنم لمس کنم

یکبار مجبور شدم یکی در آغوش بگیرم ولی همش در رویا بود

لازمه که واضح تر توضیح بدی

اگر به گناهان خودت اعتراف نکنی قادر نیستم برات طلب مغفرت کنم

!نه

بیچاره ، پدر روحانی احتمالا الان از کوره در میره

ادامه بده - یکبار تو خواب پسر عموم اومد اونجا -

یکدفعه اون لخت مادر زاد اونجا وایساده بود من داد زدم

اونم دستش روی دهنم گذاشت و بهم گفت اگر کاری که میگه نکنم من میکشه

اون سرم به سمت خودش ...فشار داد و ازم خواست تا

که چیزی در دهان خودت قرار بدی ؟

منم موافقت کردم

اینقدر ترسیده بودم که نزدیک بود بمیرم

از خودت دفاع نکردی ؟ - نه به اندازه کافی -

اون را در کجا ... وارد کرد ؟

نمیدونم منظورتون چیه

منظورم اینکه از نظر جسمی به کجا وارد کرد ؟

پدر روحانی ، چی شده ؟ حالتون بده ؟

دعا میکنم که تمایلات شهوانی بیشتری نداشته باشم تا اینکه منجر به ارتکاب گناه در من بشه

و نه دیگه در موقع خواب شهوت ادمهای غریبه را براورده سازم

پس از گناهانی که کردی پشیمانی ؟ - بله -

ببینم معمولا پسر عموی خودت خواب می بینی ؟ - نه ، فقط همون یه بار بود -

آکویلینو روتارو برای ملحق شدن به ارتش ترک کرد

و دیگه هیچوقت اون ندیدم

اگر اون ببینی ، و خواب هم نباشی

کاری ممنوعه ای انجام میدی ،عایا ؟ - نه-

خوب ، فرزندم ، چیزی برای اصلاح بدن الوده به گناه تو در نظر خواهم گرفت

باید بدن خودت با خار و زخم اصلاح و پاک کنی

نمیشه از طریق نماز و دعا کردن برای گناه کاری کرد ، پدر؟

من پدر تو نیستم من استاد و مامور انضباطی توام

باشد که خداوند گناهانی رو که از طریق شهوت و لذت مرتکب شدی بیامرزد

جوزفینا ، اون قلعه ای که اونجاست چیه ؟

اونجا محل اقامت کاردینال بزرگ هست

قلعه ای که روبروت هست شامل سیاه چال های دادگاه و محل شکنجه هم هست

نباید طبق عادت به اینها دست بزنی اونا باید طبق قوانین تقدیس بشن

کاهن اعظم خودشون لباس تنت میکنه - چرا اون کاهن اعظم صدا میزنید-

خودت می بینی ، اینجا یه مکان معمولی نیست خودت به وقتش همه چیز میفهمی

خودمون بهت کمک میکنیم ، نباید از ما بترسی باورکن

اینکارو میکنم

دستهای بچه گانه ای داری

چقدر نرم هستن

برید داخل

این خواهر آنتیونیا و منم خواهر جوانا هستم ما دو اینجا ازهمه جوونترم

ما مبتدی ها باید کنار همدیگه باشیم - ماریه هستم -

اجازه هست با یه بوسه خواهرانه بهت خوشامد بگم ؟

تا وقتی همه چیز برات تازگی داره کنار من و خواهر جوانا بمون

سیب بده به من ، آنتونیا ، مرسی

معمولا بازی سرگرم کننده ای میکنیم باید ببینی

منم باید شرکت کنم - عالیه ، بیا اینجا -

نگاه کن

حالا نوبت توئه - شاید گناه داشته باشه -

این فقط یه بازیه ، کسی قرار نیست آسیب ببینه یالا دیگه ، بازی خراب نکن

ولی اگر تو یکی از اونائی هستی که دائم در مورد گناه کردن نگرانه ,

پس نمیتونی همبازی ما باشی ما پیش خودمون فکر میکردیم خیلی به زنها علاقه داری

یالا ، ماریه

اینجا چه خبره ؟

به همین سرعت وارد رابطه شدی ؟

انگار خیلی سریع وارد روابط دوستانه نامشروع شدی

تقصیر اون نبود - شک دارم -

بعدا با شماها حرف میزن اتاق ترک کنید ، برید

حالا لباست در بیار سه روز باید بدون لباس سَر کنی

پدر وینسنت زخم توسط خار را برای بخشایش گناهان تو تجویز کرده

اگر خودت مجازات کنی ، شهوت و تمایلات تو به دست فراموشی سپرده میشه

همین الان با چشای خودم دیدم که نظرش درباره تو کاملا دقیق هست

اگر میخوای به رحمت خداوند امیدوار باشی باید خودت تغییر بدی

چشم ، کاهن اعظم

خجالت میکشی ؟

اولین قربانی توست ؟

امیدورام این ازمایش ناچیز پشت سر بگذاری

در اینجا آزمایشات سختری در پیش رو داری

این شروعی هست برای ترک خودخواهی

و آغازی برای آزمایشات بزرگ و دشوار

که خود تعیین کننده هستی

اره صرفا خودت

!نکن

پروردگار تاریکی ، خودم را به نطفه ناپاکی آغشته کردم

سرورم خودت ترتیب من به عنوان عروست دادی

من در مقابل شما برهنه رقصیده ام و توسط نمادی از سوی شما توسط مردی شهوانی

درون بیشه زار روی کمرم داغ زده شد ،ما از نظر گوشت و پوست با هم یکی شدیم

و اکنون شما کودک مان که در درونم هست را انکار میکنی؟

من انچه را که از جانب تو بهم رسیده به دنیا نخواهم اورد

شمائین ؟ - بله ، کاهن اعظم -

اینکار باید انجام بشه پروردگار دوزخ

شما داور من هستی و خودت این فرمان دادی

بیائید پیشم

این دو با دادن سیبی به من ... باعث شدن که بچه ام

را زودتر از موعد تحویل بدم

با ما بمان تا وظیفه خودمان را انجام بدیم

شیطان ،بنام پروردگار دوزخ بدن من ترک کن

جوانا - همین الان میارم -

!عجله کن - بله کاهن اعظم -

بفرمائید

بفرمائید پودر جگر یک کودک

!کمکم کن

!ابلیس

شیطان ! فرزند شیطان از کُسم داره جاری میشه من دارم زایمان میکنم

ولی اون نمیتونه شکل بگیره ، چرا که این خواست پروردگار دوزخ هست

فرزندش

چرا نمیتونم مادر فرزند شیطان باشم ؟

بکارت خودم در شب والپورگس قربانی کردم (شب والپورگس= شب سی ام آوریل مصادف با ضیاف والپورگای راهبه اعظم قرن هشتم )

شهوت آلود و با ولع تمام با هم ممزوج شدیم

زمانی که اون در شمایل پدر وینسنت به ملاقاتم اومد

چندین بار این اتفاق افتاده ؟

!دارم میمیرم ، کمکم کن !فاسق شیطان !کمکم کن

!بهم رحم کن !پروردگار تاریکی

مرا از این قربانی شیطانی رهائی بخش

!نه ! نه

بله ، پدر آکوالینو

من اومدم

ولی پدر مرا با خار مجازات میکنه

! نه !نه !نه

با صدای بلندی نعره کشید ، موندم چرا ؟ - باید ازش بپرسیم -

... پدر وینسنت گفت بزودی مواظب باش ، اونجاست

جوانا باید بیشتر به نفسمون غلبه کنیم

خوب ، ماریه ، خودت مجازات کردی ؟

درد وحشتناکی دارم - خوب چه بهتر -

باید یاد بگیر که درد به عنوان یه پیروزی تلقی کنی

باید اماده بشی تا خودت قربانی کنی

اگر میتونستم خیلی ضعیف هستم

من خیلی ادم ساده لوحی هستم اینجا چیزهای زیادی هست که نمیتونم درک کنم

خوب خیلی از درد می ترسم

یکی از اونارو بگو - در بارش مطمئن نیستم -

البته ، با دیدگاهی درست - کاهن اعظم کمکم کن تا بهش نائل بشم -

خواهش میکنم - به یک شرط اینکارو میکنم -

باید کاملا مطیع باشی و از نظر انظباطی خودت کاملا در اختیار من بگذاری

تمایلات جنسی و امیال شهوت انگیزی که داری باید از طریق اعمال درد در خودت کاهش بدی

قبل از رسیدن ظهر باید خارها رو در کف پای خودت قرار بدی

تا جائیکه خون جاری بشه و دیگه قادر نباشی به راحتی راه بری

ماریه ؟ ماریه ، منم - !وای نه ، کریستبال -

تو نباید اینجا باشی ، همین الان برو - ولی تو هم باهام میائی -

اگر اونا ببینن ، من محکوم میکنن

نمیخوام باهات فرا کنم در اینجا آرامش پیدا کردم

حرفت باور نمیکنم فقط زمانی به ارامش میرسی که همسر من بشی

من عروس خداوند هستم هیچوقت نمیتونم همسر تو باشم

من خودم به بهشت تقدیم کردم

اینا فقط حرف مفته ، ماریه

اگر واقعا دوستم داری

پس ... دست از سرم بردار و اینجا رو ترک کن

آنتونیا ، بهت قول میدم - بخاطر شیطان -

بهت قول میدم که این عاشقانه ترین عشق بازی ماست

!آنتونیا

فاحشه و معشوقه شیطان

میتونم اونارو در قالب یه مرد هرزه ببینم

با لذت بوسه های شهوت آلود بگیرید

شیطان

اوووه ، جوانا

آنتونیا

تو خیلی عالی داری کارت انجام میدی

بیشتر از اینا بهت حال میدم میکنم و حتی بهترشُ

تو من به فاحشه شیطان تبدیل کردی و حالا من میخوام اینکارو برات بکنم

اره

شیطان بهم بده میخوام من جِر بده

وای ، نه

میکائیل مقدس ، رافائل مقدس ،گابریل مقدس

تمامی فرشتگان مقدس و فرشتگان مقرب ، برای ما دعا کنید

پیتر مقدس ، پائول مقدس ، یعقوب مقدس

دمیتریوس مقدس ، ببارتالئوی مقدس ، تمام فرستادگان مقدس برای ما دعا کنید

تمام گناهان مارا در نزد خدا شفاعت کنید

ما را از دام شیطان و تمام بدبختیها رهائی بخشید

روح مارا از فساد و زشتی رهائی بخشید

خدایا ،یاریم کن

تمام افکار دنیوی را از خود دور و از انها خلاصی یابم

چند روزیست دختری در میان تازه واردین حضور دارد

کسی که از رحمت پروردگار سوء استفاده کرده و خود را در چاه عصیان انداخته

بیائید برایش دعا کنیم

پروردگارا ، گناهکاری که باعث رنجش تو گشته را به آغوش خود باز گردان

اعتراف کن که گناهکار هستی

من به درگاه مریم باکره اعتراف میکنم که گناهکار هستم

نمیدونم این بخاطر فریب شیطان بوده یا به دلیل تکبر خودم

که باعث شد فرامین کلیسا را نادیده بگیرم

من به تمام مسیحیان مقدس و تمام مقدسات سوگند ...میخورم در نهایت برای بازگشت

به اغوش کلیسا تمام تلاش خودم را بکنم

و با مریم مقدس عهد می بندم که به تمام گناهی که تا به امروز کردم خاتمه دهم

خواهر جوزفینا ، درخواستی ازت دارم - رنگت عین ملافه سفید شده -

خواهر مارتینا بهم گفت اگر بخوام برای یکی نامه بنویسم باید از تو بخوام

اون کیه که میخوای براش نامه بدی - مادرم ، ولی کسی نباید بدونه -

اون در دستای من جاش امنه - ممنون -

وای بر کسی که رازی را نگه داره و اون گزارش نکنه

اون شخص از صومعه تبعید خواد شد

اون شخص قابل اعتماد نیست و نباید براش احترامی قائل شد

و بامخفی کردن اون راز گناه میکند

اینجا میگه " اگر کریستیبال اینبار برگرده من باهاش فرار میکنم "

این نامه شنیع کذابی تو رو اثبات میکنه

همینطور میگه " من برگردونید ،از اینکه روحیه خودم از دست بدم می ترسم "

" مادر عزیزم : خوهران روحانی و راهبه اعظم اغلب رفتارهای نسبتا عجیبی بروز میدن "

" و پدر وینسنت اون مرد مقدسی نیست که فکر میکردی "

" بسختی میتونم در بارش کلمات مناسبی و درستی توصیف کنم ، اون ادم فاسدی هست "

این نامه پر از اظهارات به شدت دروغینی هست

مجبوری بخاطر عواقب اینکار خودت سرزنش کنی

این قطعه کاغذ شرم اور باید حسابی از بین برده بشه

چه اتفاقی میوفتاد اگر این نامه به دست مادرت می رسید ؟

ممکن بود از شرم و اندوه از دنیا میرفت

چه اتفاقی میوفتاد اگر اشتباها به دست دادگاه عالی عقاید میوفتاد ؟

اون باید بهت نشون بده معنی اینکه روحیت از دست بدی یعنی چی و حتی بیشتر

باید بخاطر عقوبت اینکار عذاب بکشی

شاید زودتر از اونی که فکرش بکنی

جوزفینا این تازه وارد شوق زیادی داره که در زندان بیوفته تا خودش سرزنش کنه

و در خلوت به گناهانی که کرده فکر کنه

نه ، من همچین ارزوئی ندارم - ما تعیین میکنیم چه ارزوئی داری -

اون کسانی که در برابر این طغیان میکنن درک نمی کنند

در اینجا روشهائی برای اجرای مقررات و نظم وجود داره

! اون از جلوی چشمم دور کنید

بیا اینجا

برو اون تو

ای خدا ، نمیدونم باید چیکار کنم

خدایا ، چرا کمکم نمیکنی ؟

خوب ، فرزندم ؟

چه تقاضای از من دارید ، پدر روحانی ؟

این لحظه رحمت هست

وقتش رسیده تا بکارت خودت طبق دستور قربانی کنی

امروز باید در مرکز مراسم بزرگ باشی

ولی در ابتدا باید وظیقه ای که من برات در نظر گرفتم کامل انجام بدی

این دلیل اومدن من به اینجاست

از وقتی که به من اعتراف کردی که پسر عموت به خوابت اومده

نتونستم در موقع نیایش آرامش داشته باشم

فکر میکنم باید این امتیاز همانطوری که به اون دادی به من هم عطا کنی

چرا که الان من یکی از نزدیکان محرم تو هستم

!نکن - ... تو -

برو گم شو - چیه ؟ زانو بزن -

خودت گفتی که در مقابل اون هیچ مقاومتی نکردی

تو رو صدا میزنم پروردگار دوزخ

شیطان ،بیا

مرا فاسق شیطان قرار بده

مرا لیلیت دیگر قرار بده (لیلیت : در اساطیر باستان خدای طوفان که حامل مرگ و بیماری بوده )

اون اماده نگه دارید ، پرودگار دوزخ ما این کودک را برای تو قربانی میکنیم

خونش تازه و ناب هست میدونیم که به خون تازه تمایل داری

خواهر ،اماده باش تا بکارت خودت به پادشاه پادشاهان تقدیم کنی

! پدر مقدس

پدرت در جهنم تو به عنوان یک فاسق معرفی خواهد کرد

اون با تو ازدواج میکنه ، و تو برای همیشه با خون خود ، رحم خود

و تمام امعاء و احشاء بدن خودت به اون تعلق میگیری

همانند خفاشی که پرندگان تعقیب میکنه و اونارو زنده میخوره

تو توسط اون گائیده میشه و بعد از قرار ...گرفتن نطفه اون در رحمتفرزندانی به شکل

سمندر و مارمولک و کرم های منزجر کننده براش زایمان میکنی

شیطان ،در شمایل یک مرد بر تو سوار میشود

زانو بزن و احترام خودت همانند یک فاسق فاحشه به بهترین شکل ممکن ادا کن

به نحوی که اون بتونه تو رو از تمایلات شهوانی و امیال هزرگی سیراب کنه

شاید اینجوری اون سریع بتونه بچه ای رو که همیشه استحقاش داشته بهت عطا کنه

برو پائین ، روی زانوهات

اون باید از ان تو باشد

یالا دیگه ، جوانا

تو دیگه الان معشوقه شیطان هستی و درهای بهشت برای همیشه بروی تو بسته هست

تو عروس شیطانی، و ازحالا میتونی به همراه بقیه در کنار ما از میوه های ممنوعه لذت ببری

در کنار ما خوش باش که تو از آن شیطانی

خوب ، بالاخره اروم شدی ؟

نه ، چطور میتونم بعد از این اتفاق اروم باشم ؟

به طرز خفت باری روسیاه شدم

این دیگه چه یاوهائی که میگی ؟ حالت بده ؟

!نه - پس چرا مثل ادمای تب دار هذیان میگی ؟ -

خواهران من صدا زدن ، چرا که مثل یک دیووانه شب روز فریاد میزنی

تو همیشه فانتزی های و تجربیات واقعی با رویا اشتباه میگیری

در ذهنت همه چیز حتما واقعی به نظر میرسه

اینکه تصورات ذهنیت واقعیت با رویا اشتباه می گیره

برای مقابله تاثیر گذارتر با این خطر

تو در سلول انفرادی باقی میمونی تا متوجه بشی رویا ها میتونن به دروغ ختم بشه

داری میگی تمام اون چیزا فقط رویا بوده ؟ - مطمئنا همینطور بوده -

نخیرم ، تو و اون مرد کارهای رقت انگیزی باهام کردین

اون توسط شیطان تسخیر شده

خدا بهمراهت خواهر - میدونید دون آنتوان کجا زندگی میکنه ؟ -

شهردار ؟ اون بالا ، بالای پله ها - خدا بهمراهت ، ممنون -

دارم میام

کی این همه سرو صدا میکنه نکنه شیطان دنبالت کرده ؟

! آروم باش

تو راهم

پرا اینقدر وحشت کردی ؟ - ببخشید ، شهردار؟ -

خواهر ، اصلا اروم نیستی - شما شهردار هستید ؟ -

در خدمتم ، آنتونیو فرناندو شهردار هستم

از صومعه سرا آیرس هستم باید باهاتون حرف بزنم

فهمیدم ، خوب بیا تو

موضوع چیه ، خواهر کوچولو ؟

لطفا بگیر بشین - متشکرم -

خوش آمدی ، یه مشروب کوچیک چطوره ؟ یه گیلاس شراب قرمز ؟

ترجیح میدم باگاسو باشه

خیلی خوب - میتونم بهش عادت دارم -

خوب ، چی به سرت اومده

بفرمائید ،خواهر - مرسی -

واقعا میتونی یه ضرب بخوری عموم خیلی خوشحال میشه

جدا من شگفت زده کردی حالا بگو ببیم چی شده

من از صومعه فرار کردم

ولی چرا ، محض رضای خدا ؟ مادر مقدس و پدر روحانی که ادمای خوبی هستن

اگر میدونستین توی اونجا چی میگذره من باید فرار میکردم

اونا به طرز مفتضح زندگی می کنند مادر مقدس با شیطان پیمان بسته

و پدر گردهمائی های سیاه بر گزار میکنه

اونا همرو به زندگی منحرفی هدایت میکنند و در گناه بسر میبرن

به هبچ وجه ، مطمئنم که تو در اشتباهی

پدر روحانی و من اغلب با هم مشروب میخوریم اون ادم با خدائی هست

اون ادم شیطانی هست ، من مجبور کرد که کارای خیلی زننده و شنیعی انجام بدم

که قادر نیستم درباره اونا براتون توضیح بدم

اونا سعی کردم من متقاعد کنن که تمام اون چیزها فقط تصوراتم بود ، ولی موفق نشدن

حرفم باور کنید

این چیزها به من مربوط نمیشه من قادر نیستم در مسائل کلیسا دخالتی بکنم

فقط قاضی دادگاه تفتیش عقاید صلاحیت بررسی این مسائل داره

پس لطفا من به طرف اونها راهنمائی کن مطمئنم انها ادمهای عاقل و منصفی هستند

و اونها میتونن ارواح گناهکاران نجات بدهند

کمکم کنید ، خداوند بخاطر کمک به یک دختر بیچاره به شما پاداش میده

مطمئن نیستم که چطوری اینکارو بکنم شک دارم ، خوب ،بذار ببنیم

! راه برو

باید پیداش کنیم - نگران نباش کسی تا حالا از دست ما فرار نکرده

بهت قول میدم اونم نمیتونه

! هوووو هو ! اروم

!هووووی

سلام بر عیسی مسیح ،مادر الما ، پد روحانی ، رسیدیم

این تازه کار امروز اومده بود پیش من - لازنم به توضیح نیست خودمون میدونیم چرا -

بیچاره بره کوچولو گم شده بود لازم دیدم خودم شخصا اون برگردونم

خیلی نگرانش بودیم ، اون یکم گیج هست

هیچوقت دیگه همچین کاری نکنی

خیلی مشکوک شدم ، میخواست قضات دادگاه تفتیش ببینه

اگر یکم عاقلانه رفتار نمی کردم شاید الان اونجا بودیم

اون جوری حرف میزد که انگار شیطان روحش تسخیر کرده

و یه چیزائی هم در باره شما میگفت ، با خودم گفتم بهتره بیارمش پیش خودتون

اون میدونه چطوری اون بهتر از شما هدایت کنه

بنابر این پدر وقتی پای روح جوان به میان میاد خود شما متخصص هستید

تصمیم عاقلانهای گرفتید از کمک شما سپاسگزارم

... خوب ، اگر یکی بتونه کمکی بکنه - شما به طور شایسته ای بهمون کمک کردید -

تمامش تقصیر خودته

حالا ، باید ببینم که توسط شیطان تسخیر شدی

چه حیف شد

اگر به خود ما اعتراف نکنی ، تو رو به دادگاه تفتیش عقاید می فرستیم

... و این بدین معنیست که

اون باید از مفتش بخواد که روحش نجات بده

چرا باید از شهردار بخواد که اون به اونجا ببره ؟

یعنی ممکنه که قصد داشته که ما رو اونجا تخریب کنه ،جادوگر خطرناکیه ؟

اون باید خیلی زود اعتراف کنه که یک جادوگره

ولی احتمالا نه تا زمانی که شکنجش کنیم

این بهترین روش که موجوده و باعث میشه ادمها به حرف بیان

ما باید از این روش برای بازجوئی از اون استفاده کنیم تا از اعتبار صومعه محافظت کنیم

به محض اینکه به جادوگری اعتراف کرد ،میتونیم به بازجوئی های بیشتر ادامه بدیم

تو توسط شیطان تسخیر شدی ؟ - !نه -

مامورین استنطاق با فشار این اطلاعات ازت بیرون میگشن

!نه ، نه ،نه

انبر بهش نشون بده - !نه -

پس اعتراف کن که توسط شیطان تسخیر شدی

... مرگ توسط آتش

سرش بیرون بیارید

عالیجناب ، برادر کرسپو ، ببخشید

پدر وینسنته از دومنیکن اجازه شرف یابی میخواد

بهش بگید داده شد

پدر وینسنت ؟ چی میتونه برامون داشته باشه ؟

خرسندیم که برادرانمون اینجا در کنارمون می بینیم

ببخشید ؛ عالیجناب - صریح حرفت بزن -

مورد خیلی فوری به حضور اوردم

یک تازه کار در صومعه ما مشکوک به تجاوز به مقدسات ماست

و ذاتا با شیطان پیمان بسته

اون هنوز به اینکار اعتراف نکرده - فکر میکنی ما بتونیم ازش اعتراف بگیریم ؟ -

چاره ای دیگه برای نجات روحش نمی بینم

اگر بتونید ترتیب اینکارو بدید خیلی مفید خواهد بود

مرتدی که مشکوک یه معشوقه شیطان هست

باید توسط شکنجه مورد لطف قرار بگیره

واقعیت داره ، ولی همه از ما حمایت نمیکنند غالبا به دینداران اهانت میشه

حتی اگر متهم گناهکار باشه اجرای حکم بسیار سخت هست

قدرت دادگاه تنفیتش عقاید ...در مقابل قدرتهای

!ازادی خواه خیلی زود از بین میرود

مادر آلما ! خواهرا ،مادر مقدس صدا کنید عالیجناب مفتش به اینجا تشریف اوردن

زود باشید ! برید مادر مقدس و اون تازه کاره ماریه را بیارید

!زود باشید

مادر آلما صدا بزنید - موضوع چیه ؟ -

عالیجناب اینجا هستن - ایشان خودشون تشریف اوردن ؟ -

بیا عجله کنیم

آنتونیا ، مارتنا ، برید و ماریه تازه کار از حجره زندان بیارید

مطمئنم که اون حتی یه کلمه هم به لب نمیاره

عالیجناب

عالیجناب ؟ - فرزندم ؟ -

ممنون که تشریف اوردین ، در درماندگی واقعا به شما نیاز داریم

این وظیفه هست که من به اینجا کشونده ، مادر ، انجام وظیفه

ولی ، همانطور که میدانید دیدار دوباره شما باعث خوشوقتی ماست

پدر بزرگوار

چقدر مایه تاسفه

اون به سختی 14 سال داره و به همین زودی به گناه الوده شده

پدر ، لطفا من مورد مرحمت قرار بدید

کنت آریانا ، ارابه را متوقف کنید

...ارابه به نام حاکم شاهزاده

مانوئل ، بایسته

مگه شما کر هستین ؟ به نام اعلیحضرت بایستید

!چقدر ظالمانه به این سختی یکی حمل میکنن

اون کی بود ؟ - عالیجناب ، مفتش -

و اون دختره ؟ - احتمالا مثل همیشه جادوگر صداش میکنن -

من اینکار متوقف میکنم - ولی چطور عالیجناب ؟ -

تا زمانی که بتونید ثابت کنید جادوگری وجود نداره ، کلیسا همچنان به سوزاندن انها ادامه میده

باید به اونا درس خوبی بدم

تو ماریه روزالیا کوتینهو ، 14 ساله هستی ؟

بله ، عالیجناب

ایا واقعیت داره یا دروغه که توسط شیطان تسخیر شدی ؟

همینطوره ، واقعیت داره

ایا روابط نامشروعی با خواهران زیر دست خود داشتی ؟

بله ، داشتم

ایا این واقعیت داره یا دروغه که بکارت خودت را به شیطان تقدیم کردی ؟

تا بتونی خودت را معشوقه شیطان بنامی ؟

بله ، عالیجناب ، این چیزیه که هستم

تو یک ملحد مرتد هستی کسی که شایسته کاملا لیاقت دریافت حد را داری

اون را بزندان بندازید تا ما حکم اعدامش صادر کنیم

قبل از اینکه اینکارو بکنید لازمه که کسی را باعث سقوط من در این منجلاب شده بازجوئی کنید

مادر مقدس ، کسی که نام خودش کاهن اعظم گذاشته ترتیب اینکارو داد

اونها ازم خواستند که با شیطان اینکارو بکنم این اونها هستن که توسط شیطان تسخیر شدن

اونها من اغوا کردن ، اونا بودن که به من تجاوز کردن و من مثل خودشون به گناه الوده کردن

می خواهید همینطور به حرفهاش گوش بدید ؟ - !دروغگو -

اون به سیاه چال بندازید، حتی اگر بازم به دروغ گفتن اصرار ورزید به سلیب بکشیدش

روح شیطانی در وجود اون رخنه کرده اون یه جادوگر فاسد هست

مادر مقدس ، برادر وینسنت عزیز نیازی به شواهد بیشتر نیست

ما قبلا رای خودمون در موردش صادر کردیم

شکی نیست که اون مجرم هست

و این بدین معنیست که در انظار عموی به عنوان یک مرتد فاسق سوزانده میشود

اتهامات شما در یک پرونده جداگانه مورد بررسی قرار میگیرد

جراتش داری مارو به دادگاه بکشونی ؟ - پس ازتون تقاضا داریم بلافاصله شروع کنید -

! ساکت - اروم باشید برادر و خواهر -

ما به اظهارات جادوگری که توسط شیطان تسخیر شده اعتقادی نداریم

ولی برادر منشی جلسه حق در خواست این تقاضا را از محضر دادگاه داره ، این به نفع کلیساست

ممکنه ایشان دراین مورد بیش از حد در وظیفه خودشون ارزیابی به خرج دادن

خودمان راه حل بهتری برای شما پیدا میکنیم

باید متهم را متقاعد کنیم

که با امضای سند اتهامات دروغینی را که بر علیه شما گفته باطل کند

بعدش اینها از روی رونوشت حذف خواهد شد

این روش معمول دادگاه هست ، درسته ؟

بنابراین پیشنهاد میکنم که امضا ء را ازش بگیرید

و اینجوری زحمت یک بازجوئی پر دردسر از روی دوش ما بردارید

لازم نیست تلاش کنید قبل از اینکه ...اون توسط آتش پاک بشه

این گناهکار را دوباره به !...نزد خداوند برگردانید

!خوب ، اتهامات خودت لغو کن - کدوم اتهامات ؟ اینکه بهم تجاوز کردین ؟ -

بخاطر دروغ گفتن مجازاتش کنید زنجیر را سفت کنید

اونارو سفتر کنید

سفترش کنید

تو گناهکاری - !اونارو بکشید-

بله

چیرو باید امضاء کنم ؟

دروغهائی رو که گفتی پس بگیری

دروغ ؟ چه دروغی ؟

تو توسط شیطان تسخیر شدی

فقط شکنجه پاسخی براین افترائی که بستی

حرفت پس میگیری ؟

پس ، باید این برگه صرف نظر امضا کنی

اجازه اینکارو نداره ، نه

اجازه نمیدم اینکارو بکنید

باید امضاء کنی ، باید دروغ هائی که گفتی باطل کنی ، لغوشون کن ،شنیدی چی گفتم ؟

زنجیر شل کنید

این امضا تو رو به سرورت نزدیکتر میکنه

سرورم من ازاد خواهد کرد

بله - بیا بریم ، پدر -

خیلی خوب

نه ، هنوز نه

کلیسا ، در مورد وجدان گناه کار شما تصمیم گرفته

شما توسط دادگاه تفتیش عقاید مجرم شناخته شدی

چرا که شما به عنوان یک مرتد خود را معشوقه شیطان کردی

باید به چوب بسته و در ملا عام سوزانده شوی

!نه ، نه

خدایا ، کمکم کن

خدایا مرا ببخش ، میدونم موارد خیلی ...مهمتری داری که به ان رسیدگی کنی تا منه

!گناهکار

ولی باید بهت بنویسم

خدای مهربان باید حرفم به کسی بگم که گوش بده

مادر مقدس و پدر وینسنت در صومعه من در دام این گناه بزرگ انداختند

نمیتونم اینجوری که اونا میگن باور کنم که معشوقه شیطان هستم

بخاطر اینکه من فقط تو رو دوست دارم پدر آسمانی

امیدوارم که فرزند تو باقی بمونم چرا که نمیخواهم متعلق به کسی باشم

الان قراره به چوب بسته و سوزانده بشم چه مرگی دردناکتر از این خواهد بود

ولی قراره به جهنم برم و از اونجا قادر نیستم با تو در تماس باشم

ما برای همیشه از هم جدا میشیم و دیگه هرگز قادر نیستم تو را ببینم

مادرم اغلب بهم میگفت که تو در همه جا حضور داری

چطور میتونم وقتی که در ضلالت ابدی هستم، کفاره گناهام پس بدم ؟

تو به شدت من مجازات میکنی ...ولی من از دوست داشتن تو دست برنمیدارم

چرا که میخوام ثابت کنم تو را بیشتر از هر چیزی در دنیا دوست دارم

از طرف ماریه ، روزالیا کوتینهو

یک راهبه پرتغالی ، کسی که از اعماق قلبش تو را دوست دارد

کنت آریانو ، زندان های واتیکان

بازجوی مفتش از پنجره های قلعه خود هر روزه اونارو می بینه

همون مردی که بد و خوب و درست و غلط را قضاوت میکنه

حتما نگران اعمال ظالمانه ای که برای کشف حقیقت به کار میبره نیست

اون یه کبوتر بود که روی اون بوته افتاده ؟

من که کور نیستم اون یه تیکه کاغذ بود ، سرورم

بریم یه نگاهی بهش بندازیم

یک پیام ... از طرف اسمان

در واقع یک تیکه کاغذ هست سرورم

بخونش

خدایا ، ببخشید ولی باید با کسی که حرفم گوش میکنه صحبت کنم

مادر مقدس و پدر وینسنت در صومعه من در دام این گناه بزرگ انداختند

فردا من به چوب بسته و سوزانده میشم ولی پدر اسمانی من فقط تو را دوست دارم

از طرف ماریه ، روزالیا کوتینهو

! بایستید نکنه میخواهید شما هم روی چوبها قرار بگیرید ؟

نکنه همگی شما معشوقه شیطان هستین ؟ - ما نیستیم ، اونه -

! حالا اروم باشید

راه باز کنید

راه را برای شاهزاده مانوئل گونزالس ولیعهد پرتقال باز کنید

!...فورا این حکم را لغو کنید

اونا توسط شکنجه از متهم اعتراف گرفتن - کی گفته ...؟ -

این حکم سلطنتی هست

ماریا روازالیا کووتینو باید در دادگاه دیگری مورد محاکمه قرار بگیره

و علاوه بر این کسانی که واقعا گناهکار هستند باید محاکمه بشوند

متهم به گناه خودش اعتراف کرده انتظار دارید چه کس دیگه ای گناهکار باشه ؟

!...اون دو نفر

اون دو نفر دستگیر کنید - کیارو ؟ -

عالیجناب ، شما شایستگی محاکمه آنها را ندارید ، همین الان تمومش کنید

Ts.By:H@rika harika_alone@yahoo.com

! به نام اعلیحضرت ، بایستید

!...شما بازداشت هستد

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.