All language subtitles for Bloody Ishq (2024) Hindi 720p WEBRip x264 AAC ESub

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مدیران سایت ها و چنل های تلگرامی دانلود فیلم و سریال و شبکه های ماهواره ای لطفاً وجدان داشته باشید و حاصل زحمات دیگران رو با حذف نام مترجم بنام خود تمام نکنید چرا که پشت سر اون دسته از کسانی که دست به حذف نام میزنن مطمئن باشین حرف های خوبی گفته نمیشه و اسم تمامی سایت های دزد و چنل های تلگرامی دزد در تمامی محافل با حرف های ناپسندی نقل میشه

وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی تقدیم میکند

آدرس کانال تلگرامی وبسایت بهارات مووی @bolymix

مدیر وبسایت : نوید مرادی

مترجم : طاهر

آدرس پیج اینستاگرامی بهارات مووی bharaatmovie

احساس میکنم خیلی سبک هستم

آیا بعد از مردن این احساس میاد؟

آیا من مردم؟

یا در این بین معلقم؟

و داستان من

سرنوشتش چه خواهد بود؟

آیا دنیا از شنیدنش محروم خواهد شد؟

یا کسی میخواد در نهایت اونو بشنوه؟

اما حتی اگه بخوام داستانم رو روایت کنم

چی بگم؟

داستان من چه خواهد بود؟

درباره هیولا خواهد بود

در مورد از دست دادن

یا در مورد چیزی به نام

عشق خونین؟

" بهارات مووی " " مترجم ؛ طاهر "

آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani

آقای روهین

کار سختیه که همزمان مدیر و پزشک باشی

امیدوارم مدت زیادی شما رو منتظر نذاشته باشم

نه

اصلا. مشکلی نیست

ایراد نداره

من آخرین نتایج آزمایش همسرتون رو دیدم

حالش خوبه

میتونه با شما به خونه بره

عالیه. خیلی ممنون

...آقای دکتر، آیا گزارشی در مورد

نمیدونم، آزمایشی برای از دست دادن حافظه وجود داره؟

حدس میزنم

آقای روهین

متاسفانه هیچ آزمایشی برای از دست دادن حافظه وجود نداره

فقط باید امیدوار باشیم که زود برگرده

آماده رفتن به خونه هستی، خانم روهین

بیا بریم. بیا

میدونم برات سخته

اما من با تو هستم

مثل همیشه

ما از اینم عبور خواهیم کرد

چرا تو آب افتادم؟

چطور؟

اواخر شب اونجا چی کار میکردم؟

یه تصادف بود

اینقدر به خودت سخت نگیر عزیزم

یه تصادف بود

تموم شد

واقعا باید روی این بشینم؟

حس حماقت دارم - بله عزیزم

قوانین بیمارستانه

عزیزم دو دقیقه اینجا صبر کن

میرم تاکسی بگیرم

باشه؟

لطفا مواظب باش

سلام - سلام

چرا تو بیمارستانی؟

این بار زنده نمیمونی

جزایری که اونجا می‌بینی

اسمش جزایر قلعه اس

در واقع افتخار اسکاتلند هستن

اون خونه

اون خونه ماست؟

درسته؟ - آره

درسته

کارت خوبه عزیزم

به جز ما دو نفر دیگه کی تو این جزیره زندگی می کنه؟

هیچکس

فقط ما و تنهایی

مراقب باش عزیزم

بیا

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند www.baharatmovie.com

حدس میزنم از داخل قفل باشه

همینجا صبر کن

من از در ورودی میرم و چک می کنم

نها

عزیزم

حالت خوبه؟

آره خوبم

بیا بریم

اوه... فقط یه ثانیه

من این جعبه ها رو از سر راه برمی دارم فقط یه ثانیه

خونه رو بازسازی میکنیم؟

نه

نمیشه اسمش رو نوسازی گذاشت

چنتا تغییر کوچیک

چه تغییری؟

اینجا دیگه خونه ما نخواهد بود؟

لطفا در این مورد نگران نباش

تجارت قبل از ورود کووید خوب بود

این بیماری همه گیر دو سال طول کشید

و کسب و کار به طور کامل تعطیل شد

بانک مدام بهره اضافه می کرد

و با از بین رفتن کسب و کار

ما هیچ پولی برای پس دادن وام نداشتیم

و اگه ایده نابغه لحظه آخریت نبود

این خانه رو هم از دست می دادیم

چه ایده ای؟

تبدیل این خونه به هتل

ایده من بود که این خانه رو به هتل تبدیل کنیم؟

آره. کاملا

چه ایده هوشمندانه ای

تو به من گفتی، رومش

این خانه برای هر دوی ما خیلی بزرگه

فکر نمیکنی؟

چرا ما این خانه رو به یک استراحتگاه جزیره ای عجیب و غریب تبدیل نکنیم؟

اون موقع خیلی باهوش بودم

منظورت چیه؟

تو هنوزم هستی

رومش

حدود دو سال پیش بود

تازه ازدواج کرده بودیم

در این عکس ها

عشق در نگاه نها بسیار آشکاره

ولی

ولی؟

حتما عاشق بودیم

هنوز هم هستیم

میدونم

ولی

چرا من نمیتونم چیزی احساس کنم؟

توی دلم خالیه

هر چقدر هم که تلاش می کنم

نمیتونم عشق رو احساس کنم

نها

آروم باش، باشه؟ فقط آروم باش

چرا من نمیتونم دوباره این دختر باشم؟

لطفا این کارو نکن نها لطفا

فقط آروم باش

لطفا. باشه؟

من... مثل عکس گل هستم

با رنگ های زنده زیبا به نظر میرسه اما هیچ عطری نداره

من عطر عشق رو حس نمی کنم، رومش

نها لطفا این کارو نکن

خاطرات من هرگز برنمی گردن

قلب من دیگه هرگز به همون شکل نمی‌تپه

تموم شد

رومش هیچی حس نمیکنم

همه چی تموم شد - هیچی تموم نشده

چیزی حس نمیکنم

هنوز تموم نشده نها

تو همه چیز رو به یاد میاری

عشق هنوز در درون توئه

نه - هست

مزخرفه

چیزی احساس نمیکنم - عزیزم

عزیزم گوش کن عزیزم - اصلا هیچی حس نمیکنم

با من بیا

نها با من بیا

همه چی تموم شد - فقط آروم باش، با من بیا

فقط با من بیا - من کارم تموم شده

فقط با من بیا عزیزم

چیزی احساس نمیکنم - اینجا بشین

حالا بزن

من بلد نیستم پیانو بزنم - فقط بزن

به من اعتماد کن - نمیتونم

فقط این کلیدها رو با انگشتات لمس کن

همه چیز رو به خاطر میاری

فقط به من اعتماد کن

باشه

دیدی؟

ممکنه ذهنت با تو در تضاد باشه

اما قلب و بدنت میدونن

این آهنگ رو برای من ساخته بودی

به عنوان نماد عشق ما

اما داستان اون عشق چیه؟

تو ادامه بده

من داستانشو میگم

آدرس پیج اینستاگرامی بهارات مووی bharaatmovie

با بهارات مووی بروز باشید بهارات مووی مرجع دانلود فیلم و سریال هندی

مدیر سایت : نوید مرادی

لذت تجربه سینمای هند با بهارات مووی www.baharatmovie.com

خانم روهین

حدس میزنم که سعی میکنی به ضربان قلب من گوش کنی

درسته

خب، تپش های قلبم چی میگن؟

چقدر احمقی نها

برای احساس نکردن این عشق

ترس بر عشق غلبه میکنه

اما تو از ترس من خلاص شدی

رومش

تو درست میگفتی

حالا باور میکنم

عشق ما همه چیز رو درست خواهد کرد

عشق ما راه خودشو پیدا میکنه

آره

چطور شکست؟

باد خیلی قوی نبود

چطور این اتفاق افتاد؟

رومش

شاید کارگرا

قاب در رو به درستی ثابت نکردن

اگه اینطوره

باید سریع با کارگرا تماس بگیریم و کار رو تموم کنیم

آره

باید کار رو تموم کنیم

عزیزم

این مایکه - سلام

سلام

این دونالده - سلام

جان - سلام

خانم اجازه بدین به شما سلام کنیم

برای اولین بار

عزیزم میدونی که

اونا هر روز به بیمارستان میومدن

و ساعت ها منتظر خبر بهبودی تو بودن

واقعا ممنون

اینم گوشی جدیدت

اگرچه آنتن ضعیفه

اما اگه شرایط اضطراری وجود داشته باشه

می تونی از تپه بالا بری و تماس بگیری

راستی چه دفتری تو شهر داری؟

اینجا هتل نمیسازیم؟

من یه شرکت مشاوره کوچیک راه اندازی کردم تا بدهی رو پس بدم

یه فضای اداری ارزون

به اونجا میرم

من نمیخوام برم

حتی دیدن آب هم منو می ترسونه

من نمیخوام برم

نرو

انجام همه کارها در یک روز اجباری نیست

امروز تا اینجا پیش رفتی

فردا، اونجا

بعد کمی جلوتر

باشه؟

قبوله؟

قبوله

بله؟

ما شیشه رو درست کردیم، خانم

ممنون، مایک

قراره چندتا ساندویچ بخوریم

میای؟

نه، ممنون

بعدا یه چیزی برای خودم درست میکنم

باشه به امید دیدار

هی. سخت نگیر

منم

عایشه

مطمئنی قهوه نمیخوای؟

بله

زنده دیدنت در مقابلم

همین برای من کافیه

خوبه

مطمئنی اصلا منو یادت نمیاد؟

متاسفم

میخوام

اما انگار زندگی من از چند روز پیش شروع شده

همه چیز قبل از اون مثل یک صفحه خالیه

من بهت کمک میکنم

با هم به مدرسه رفتیم

حتی برای ادامه تحصیل در دانشگاه با هم به اسکاتلند اومدیم

رومش رو پیدا کردی

باهاش ​​ازدواج کردی

به این جزیره نقل مکان کردید

و وقتی عشق رو پیدا کردی

بهترین دوستا دیگه مهم نیستن

به همین دلیل بعد از ازدواج به سختی همو می‌دیدیم

چرا برای ملاقات من تو بیمارستان نیومدی؟

چون هند بودم

و شوهر مهربونت

فکر نمیکرد انقد مهم باشم که در مورد تصادفت به من بگه

بنابراین بعد از بازگشت از هند در موردش باخبر شدم

مستقیما به اینجا اومدم تا تو رو ملاقات کنم

به نظر میرسه رومش رو دوست نداری

مشکل من نیستم خودشه

به هر حال فراموشش کن

زندگی بهت فرصت دیگری داده

تو و رومش می تونید زندگی جدیدی رو شروع کنید

بذار سگ های خوابیده دروغ بگن

سگ های خوابیده دروغ بگن

منظورت چیه؟

مشکلی تو رابطه ما وجود داشت؟

فراموشش کن

عایشه معلومه که اومدی یه چیزی بهم بگی

پس بگو

نپیچون

باشه

پس بگو

از وقتی که از بیمارستان برگشتی

چیز عجیبی در مورد این خونه احساس نکردی؟

وزش باد شدید

صداهای عجیب

انگار در این خونه فرد دیگری غیر از شما هست

از کجا میدونی؟

این خوته خالی از سکنه بوده، نها

و توسط روحی که از شما متنفره تسخیر شده

اما چرا رومش بهم نگفت؟

چون خطرات خیلی زیاده، نها

اگه این هتل متوقف شه، اون ورشکست میشه

ذهن چیز عجیبیه

منظورم اینه که

حتی به یاد نمیاری چه وسایلی کجای آشپزخانه نگهداری میشن

و با این حال موفق شدی این پاستای خوش طعم رو بپزی

رومش بیشتر از من به این خوته اهمیت می داد

آره. به همین دلیل قرار بود اونو ترک کنی

چی؟ می خواستم ترکش کنم؟

آره

میدونی دکتر درست میگفت

حافظه واقعاً چیز عجیب و غریبیه

شاید

ذهن ما تصمیم می گیره برخی از خاطرات رو در تاریکی نگه داره

چون به یاد آوردنش

یعنی دوباره درد رو زنده کردن

دیر یا زود روشن میشه

که احساست اشتباهه

و ترس من درست بود

قدیمیه

از کار افتاده

این آسانسور به کجا منتهی میشه؟

طبقه همکف و بعد زیرزمین

یه گاراژ قایق تو زیرزمین وجود داره

ببدون این، چطور به زیرزمین میری؟

البته که میشه

از طریق پله ها

مالک قبلی این آسانسور رو نصب کرده

وقتی این خونه رو خریدیم، از قبل بود

تو باور نمیکنی

گاهی این خونه برای من غریبه به نظر میرسه

به نظر میرسه که رازهایی نهفته اس

در دیوارهای این خونه

هیچ رازی وجود نداره عزیزم

اینا فقط شکاف هایی در حافظه تو هستن

همین

یه چیزی بگم

درب این آسانسور باز شه یا نه

در اتاق خواب ما بازه

میدونی چی میگم؟

این خونه خالی از سکنه بوده؟

چی؟ خالی از سکنه؟

منظورت ارواحه

ها؟

آره

چرا انقدر سوالای عجیب میپرسی؟

از زمانی که به این خونه آمدم، اتفاقات عجیبی در حال رخ دادنه

نمی دونم چرا

انگار یکی می خواد به من صدمه بزنه

میدونی چیه عزیزم

وقتی یه دختر منطقی مثل تو حرفای غیر منطقی میزنه

ذهن منطقی من به من میگه

که کسی تو رو تحریک میکنه

با کسی آشنا شدی؟

عایشه اینجا بود

حالا فهمیدم

عزیزم

اینجا هیچ ارواحی وجود نداره

باور نمیکنی؟

همینجا صبر کن. یه چیزی بهت نشون میدم

ایناهاش

عایشه این نامه رو به تو داد

یکی دو روز مونده به عروسی ما

نهای عزیز

خوشحال شدم که امروز باهات آشنا شدم

خونه شما مثل یک قصره

باورم نمی‌شه که دوست من چند روز دیگه ملکه میشه

گوش کن

"از اونجایی که من بهترین دوستت هستم

نمیخوام احساساتم رو ازت پنهان کنم

اون خونه بزرگ انرژی وحشتناکی داره

می تونم با اطمینان کامل بهت بگم

خونه ای که قراره زندگی جدیدت رو درش شروع کنی

تسخیر شده اس

ببخشید نها

رومش مشکلی داره

مطمئنم

چهره ای که اون به دنیا و به خصوص تو نشون میده

ماسکه

و رازی در پشتش نهفته اس

لطفا نها، باهاش ​​ازدواج نکن

این کار رو نکن. نکن. نکن

دوستت دارم دوست من

عایشه

تو این نامه رو به من دادی

چند روز بعد از عروسی

مطمئنم که این کارو کردی

چون به من اعتماد داشتی

اون همیشه در مورد تو اینطور فکر میکرد؟

اما چرا؟

چرا اون اینقدر از تو بدش میاد؟

اون به تو حسادت می کنه

در موردش فکر کن، باشه؟

دو دختر از هند برای تحصیل به اسکاتلند میان

تمام رویاهای یک دختر برآورده میشه

یه شوهر دوست داشتنی، یه خانه بزرگ

و چیزای دیگه

در حالی که از سوی دیگه

زندگی دختر دیگه به بن بست می رسه

بنابراین، بدیهیه که حسادت کنه

متاسفم رومش

به خاطر عایشه به تو شک کردم

من شهامت شنیدن حقیقت رو دارم

پس لطفا به من قول بده

هرگز چیزی رو از من پنهان نکنی

کی اونجاست؟

این فیلم توسط وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی ترجمه شده است حتما برای دیدن فیلم و سریال های هندی اشتراک تهیه نمایید

حتما برای دیدن فیلم و سریال های هندی از وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی اشتراک تهیه نمایید

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند www.baharatmovie.com

مترجم : طاهر

هیچ رازی وجود نداره عزیزم

نها

اینا فقط شکاف هایی در حافظه تو هستن

این خونه خالی از سکنه بوده، نها

اینجا هیچ ارواحی وجود نداره

فقط یک انگیزه داره

صدمه زدن به تو

مایک

من چند ساعتی سوار کشتی میشم میرم شهر

حواست باشه

باشه خانم

همه جای خونه دنبالت گشتم

اما هیچ جا نبودی

پس اومدم اینجا

فکر کردم ممکنه تو اتاق خواب باشی

داری می لرزی

از کجا اینو پیدا کردی؟

روی کمد بود

عایشه گوش کن

من و رومش فکر نمیکنیم

قبل از حادثه مشکلی بوده باشه

و حتی اگه باشه

سرنوشت به من فرصت دیگری داده

فرصتی برای حل همه چیز

فهمیدم نها

فکر میکنی من بین تو و رومش شکاف ایجاد میکنم

اما میدونی چرا اینجام؟

چون قبل از اینکه حافظه خودتو از دست بدی

به من گفتی که جانت در خطره

من اینجا هستم‌ چون نگران زندگیت هستم

ممنون

خیلی ممنون

اما اگه واقعا به من اهمیت میدی

از دخالت تو زندگی من دست بردار

و از اتاق خواب ما دوری کن

باشه

هرجور عشقته

متوجه شدم که کارت افسر پلیس رو پیدا کردی

شاید حالا بتونی ازش بپرسی

که من درست میگم یا رومش؟

این افسر پلیس رو می شناسی؟

عایشه صبر کن

دست از این بازی های لعنتی بردار

بگو ببینم تو چی میدونی

فکر میکنی دارم باهات بازی میکنم

نمی‌بینی؟

نمیدونم به کی اعتماد کنم

رومش حاضر نیست باور کنه چیزی در این خونه وجود داره

تو مدام به من میگی که بین من و رومش چیزهایی درست نیست

اما قلبم میگه دوستش دارم

عایشه چطور ممکنه این دو احساس با هم وجود داشته باشن؟

ببین نها

من اینجا نیومدم که تو رو اذیت کنم

دیدن تو در این شرایط برام دردناکه

من میفهمم، متاسفم

وقتی سوار هواپیمای هند شدم

تو به من زنگ زدی

به من گفتی که با این افسر ملاقات کردی

گفتی سرنخ پیدا کردی

بعد از اون تلفنت قطع شد

من سوار پرواز شدم و ازت خبری نداشتم

سرنخ پیدا کردم؟

چی بود؟

سلام

سلام، بازرس دودات

نها صحبت میکنه نه روهین

فقط بازرس دودات میتونه اینو بهت بگه

بازرس دودات، میتونی به دیدن من بیای؟

ممنون

من باید ازت تشکر کنم که تا اینجا اومدی

نه

بیا

این کمترین کاریه که میتونم انجام بدم

برای مردم کشورم در اسکاتلند

و به هر حال منتظر تماس تلفنی شما بودم

تماس تلفنی من؟

چرا؟

وقتی از تصادفت مطلع شدم

اومدم بیمارستان تا ببینمت

اما به من گفتن که شما حافظه خودتو از دست دادی

میدونستم که سوالات زیادی در ذهنت هست

بعد از اینکه به خونه برگشتی

و برای پاسخ به من مراجعه می کنی

میتونم از شما سؤال کنم؟

البته

چطور کارت ویزیت شما رو به دست آوردم؟

قبلاً همو ملاقات کردیم؟

کارآگاه دیودت سینها

بفرماین - ممنون

چطور می تونم به شما کمک کنم؟

در حال تحقیق درباره مرگ پدرشوهرت هستم

اما مرگ اون تصادف بود

این تصادف چطور رخ داده؟

پدرشوهرت در خونه حوصله اش سر میره

قایق رو از مارینا گرفته و به وسط دریا رفته

متأسفانه یک اتصال در قایق بادبانی رخ داده

و آتش گرفته

و اون مرد، درسته؟

دقیقا - اما طبق تحقیقات ما

اتصال هرگز اتفاق نیفتاد

آره. جسد پدرشوهرت در محل پیدا شد

همراه با یک پالتو

که مال پدرشوهرت نبود

یعنی یکی دیگه با پدرشوهرت بوده

میخواید از من بپرسید که به چه کسی مشکوک هستم؟

نه بهت میگم

که به کی مشکوکم

شوهرت

چی؟

مرگ پدرشوهرم می تونست قتل باشه؟

و شوهر من، رومش، مظنونه؟

اگر اینطوره چرا اونو دستگیر نکردید؟

به دلیل کمبود شواهد

پرونده بسته شد

پس اون دیگه مظنون قتل نیست؟

برای قانون، نه

اما برای من، آره

چرا؟

به خاطر تو

تو دلیل شک رو به من دادی

من؟

میدونی خانم روهین

قبل از آخرین حادثه با یک تصادف جزئی روبرو شدی

که باعث این کبودی روی سرت شده

من حتی اون زمان برای دیدن شما به بیمارستان اومدم

اون روز، شما خیلی ترسیده بودین

و وقتی علت این کبودی رو پرسیدم

گفتی

درایو درست اینجا بود. نمیتونم پیداش کنم

این جواب سوال من نیست رومش

مهمه. مطمئنی که اشتباه بیرون ننداختی؟

رومش

تو مظنون اصلی قتل بودی

تحقیقات در حال انجام بود

به من نگو که بازرس دیودوت سینها رو نمی شناسی

من اونو می شناسم

اون منو برای بررسی معمول به پاسگاه برد

میدونی این پلیسا چطورن

اول فرض می کنن که کی مقصره

و بعد تحقیقات رو شروع می کنن

او ن پدر من بود. من پسرش هستم. من خون اون هستم

و تو فکر میکنی من یه قاتل هستم؟

من یه سوال ازت دارم

چرا تحقیقات رو از من مخفی نگه داشتی؟

چون نمیتونم نگرانیت رو ببینم عزیزم

دوستت دارم. متوجه نشدی؟

وام ها، بازسازی خون

چرا باید مشکلاتم رو به تو بگم؟

این مزخرفه، رومش

من باور نمیکنم

این مکان خالی از سکنه بوده

رومش هر ثانیه جونم در این خونه در خطره

برات مهم نیست؟

البته که هست

اما لازم نیست وقتی تو وحشت میکنی منم وحشت کنم

و یه چیز رو بدون نها

من نمیتونم اینجا رو ترک کنم. باشه؟

من احمق نیستم، رومش من در مورد رفتن صحبت نمیکنم

در مورد امن کردن این خانه صحبت میکنم

چطوری؟ بگو

اول به من بگو پشت درهای زیرزمین چه خبره

چرا قفلشون کردی؟

همین الان باز کن

من چندین بار بهت گفتم که چیزی وجود نداره

سقف ضعیفه. میتونه در هر زمان فرو بریزه

من نمیخوام کسی آسیب ببینه به همین دلیل قفل نگه می دارم

نه، رومش

راز همه چیزهایی که در این خونه اتفاق می افته

پشت اون درهای بسته نهفته اس

نها چیکار میکنی؟

لطفا به من گوش کن

نها به من گوش کن

کلید کجاست؟

به من گوش کن لطفا - نمیخوام گوش کنم

من هیچ رازی ندارم من دروغگو نیستم

خودم متوجه میشم - میشه حرف بزنیم؟

صبر کن. چه کار میکنی؟

نه، اینکارو نکن

عقلت رو از دست دادی؟ - نمیتونی جلوی من رو بگیری

به من گوش کن - بذار برم

چرا به من گوش نمیدی؟

لعنتی عزیزم

خیلی متاسفم

من فکر میکنم

حتی اگه آنچه به من گفتی درست باشه

تا حدی درست بوده

تو حقیقت رو در مورد شوهرت پنهان میکردی

شاید میترسیدی

چه خطری در کمین من بود؟

و از رومش؟

جانم در خطر بود؟

شما هیچ سرنخی در موردش دارید؟

نه

اما دو روز بعد

تصادف کردی و حافظه ات رو از دست دادی

راهی هست که بتونید به من کمک کنید؟

خانم روهین من فقط میتونم دو مورد رو براتون تایید کنم

یک شوهرت دروغگوئه

و دوم

شما شک داری که این خوته خالی از سکنه بوده

اما قبل از از دست دادن حافظه کاملا مطمئن بودی

که خونه شما خالی از سکنه بوده

متاسفانه این تمام چیزی بود که به من گفتی

و من نتونستم چیزی بیشتر بدونم

حالا چطور متوجه میشی

که رومش دروغگوئه یا نه؟

قاتله یا بی گناه؟

حتی نمیتونی این جزیره رو ترک کنی

چی کار میخوای بکنی؟

الان فقط یه راه هست

باید بفهمم روحی که این خونه رو اشغال میکنه کیه

و چه چیزی رومش رو به دروغگویی مداوم تحریک میکنه؟

چرا روح میخواد منو بکشه؟

باید بفهمم

عزیزم

شام حاضره

من باید در اون تصادف میمردم

قبض بیمارستان، دکتر

هلیکوپتر و غیره

نوسازی ها، وام های بانکی رو فراموش نکن

این همه دردسر

عزیزم چی میگی؟

لطفا

اینا همه

بخشی از حملات پانیک تو هستن

باشه؟

بیا

بیا یه چیزی بخوریم بعد داروهاتو بخور

بیا - این خوبی تو

الان داره زشت میشه رومش

این خوبی من نیست

عشق منه

من این نوع عشق رو نمیخوام

چی؟ منظورت چیه؟

عشق تو منو از کشف حقیقت دور میکنه

این خوبی های ساختگی عیب های عشق ما رو پوشونده

چهره واقعی تو کدومه رومش؟

نها چی میگی؟ من کلا گیج شدم

میشه تو چشمام نگاه کنی و بگی

که نمیدونی چی میگم؟

بگو

عایشه دوباره برای صحبت اومد؟

از زمانی که حافظه ام رو از دست دادم

یک چیز رو فهمیدم

حقیقت جنبه های زیادی داره

مال تو، عایشه، مال دنیا

اما من فقط میخوام حقیقت خودمو بدونم

میخوام بفهمم حقیقت من چی بوده

فقط تنهام بزار

میتونی منو به کافه مارینا ببری؟

حتما خانم

خوبید خانم؟

آره. خوبم

باشه

من شرکت شما رو استخدام کردم

ما یه تحقیق ماوراء الطبیعه انجام دادیم؟

آره

انجام دادیم

من و شریکم تانیشا

اون یک روانشناسه

با هم به جزیره شما اومدیم

لطفا بگو

در تحقیق چی متوجه شدیم

مدرکی پیدا کردی؟

سرنخی در مورد اینکه روح متعلق به چه کسیه؟

یه دقیقه

ما همیشه تحقیقات خودمونو ثبت می کنیم

به همین دلیل فکر می کنم

خودت باید ببینی اون شب چه اتفاقی افتاد

ببین

شاید پاسخ سوالات خودتو پیدا کنی

سلام

این ابهای چاندوکه

در جزیره کنا

با من همکارم که یک

روانشناسه هم هست

تانیشا جوزف

ممنون ابهای

خانم روهین اصرار داره که خونه اش جن زده اس

اما مهمتر از همه، میخواد بدونه

این روح که خونه اونو غرق کرده کیه

درست میگم؟

بله، درسته

چند روز پیش گفتی

چیزی پیدا کردی که مال تو نبود

یا شوهرت

درسته؟

آره

میتونم اون شی رو ببینم؟

این قفل رو در زیرزمین این خانه پیدا کردم

به طور کلی، ارواح یا شیاطین

از انرژی استفاده میکنن تا خودشون رو به هم ببندن

به یک شی، شخص یا مکان

خب، خانم روهین، بیا ببینیم

انرژی روحی به این قفل بسته اس یا نه

چطور انجام بدیم؟

به این آب نمک اضافه کردین؟

بله

همه چیز انرژیه

آب نمک دو چیز رو تحریک میکنه

اول، اگه روحی به این قفل بسته باشه

بعد آب نمک قدرت روح رو به نصف کاهش میده

تا فردا صبح، قفل قرمز میشه

بعد ما می دونیم که چطور تحقیقات خودمونو آغاز کنیم

به نظر میرسه که ما در مسیر درستی هستیم

آره. تداخل های الکتریکیه

ادامه بده

اون پایین چیه؟

زیرزمین و گاراژ قایق

قفل

تانیشا مواظب باش

تانیشا، حالت خوبه؟

تانیشا

دانتِس مووی قاسم سمنگانی

من فکر می کنم اون تسخیر شده

نها بیشتر بهش نزدیک نشو

اسمت چیه؟

چی میخوای؟ کی هستی؟

حالت خوبه؟

شما کی هستی؟

تانیشا

خوبه

اما این قضیه اونو به وحشت انداخته

حق میدم بهش

بعد از بررسی تصمیم گرفتی

درهای زیرزمین رو بشکنی

این تمام چیزیه که میدونم

شاید این کاری بود که من انجام دادم

شاید اینطور بود که در آب افتادم و تصادف کردم

ببینید، این کار از سوی یه محقق ماوراء الطبیعه مناسب نیست

اما به شما توصیه می کنم

از اون خونه و جزیره فاصله بگیرید

در تمام حرفه من

هرگز با چنین روح شیطانی روبرو نشده بودم

اگه به زندگی در اونجا ادامه بدین

دیر یا زود جان خودتونو از دست میدین

شاید حق با شماست

اما به جایی رسیده که

حتی اگه مجبور باشم برای این کار جانم رو هم بدم

دریغ نمیکنم

چرا؟

میدونم که رومش میدونه

که خونه توسط یک روح شیطانی تسخیر شده

اما چرا اعتراف نمیکنه؟

از برخی نقطه نظرات

داستان عشق من با اون روح شیطانی مرتبطه

داستان عشق من آینده ای نداره

بدون دانستن این ارتباط

خوشبختی آینده من در گذشته این روح نهفته اس

باید بدونم روح کیه

حتی اگه مجبور باشم براش بمیرم

بیا یه بار برای همیشه بررسی کنیم

این خونه خالی از سکنه بوده یا نه

لعنتی

نمیتونم اینو باور کنم

چیزی اینجاست

لعنتی

این همون درایوی نیست که دنبالش بودی؟

پیدا کردم

بالاخره قبول میکنی که به من دروغ میگفتی؟

آره

بهت دروغ گفتم

میدونم که این خونه خالی از سکنه بوده

اما من دلیل تسخیر این خانه نیستم

پس کیه؟

تو

چی؟

من به هند پرواز کردم

برای رسیدگی به برخی از پرونده های ملکی با وکلا

تقریبا یک سال بود که ازدواج کردیم

حدس میزنم حوصله ات سر رفته بود

بنابراین، با کشتی به شهر رفتی

جایی که با دوست قدیمی خودت شاینا آشنا شدی

زمان زیادی طول نمیکشه تا دوستان قدیمی به هم نزدیک شن

یه برخورد به مجموعه ای از جلسات تبدیل شد

و شما دو نفر شروع به دیدن مرتب یکدیگر کردین

بعد یک شب، شاینا رو به جزیره دعوت کردی

اما نمیدونستی که دوست قدیمیت تغییر کرده

ملاقات با تو تصادفی نبود

همه چیز برنامه ریزی شده بود

اون شب، تو نوشیدنیت چیزی ریخت

و تو متوجه نشدی که چطور و چه زمانی

یه نوار جنسی از شما دو نفر ساخت

وقتی از هند برگشتم، شاینا به ملاقات من اومد

و شروع به باج گیری از من کرد

50000 پوند خواست

در غیر این صورت اون این کلیپ رو در اینترنت منتشر می‌کرد

پولی برای ساختن هتل نداشتیم

از کجا چنین پولی بیارم؟

فکر کردم باهات حرف بزنم

اما استرس دادن به تو بی معنی بود

چه کاری می تونستی انجام بدی؟

یه روز که بیرون رفتی و عایشه رو ملاقات کردی

شاینا به ملاقات من اومد

و به من اولتیماتوم داد تا پول رو پرداخت کنم

بحث تبدیل به دعوا شد

نمیدونم چطور دعوا به یک مبارزه تبدیل شد

من قصد نداشتم بهش فشار بیارم

سرش به میز خورد

و مرد

من قصد کشتن کسی رو نداشتم

فقط میخواستم ازت محافظت کنم

درهای زیرزمین

پشتش چیه؟

جسد شاینا رو در دریا انداختم

هرگز نمیدونی

شاید اینطوری روحش وارد خونه شد

این یعنی

قبل از حادثه

ما برای محافظت از یکدیگه به هم دروغ می گفتیم

آره

و تصادف؟

تصادف نبود

تخته های اسکله ضعیف شده بود

شکست

چقدر دوستم داری

به خاطر من قتل کردی

و به من نگفتی

تا بار حقیقت رو به دوش نکشم

به همین دلیله که من هرگز چیزی جز عشق به تو احساس نکردم

حتی سوء ظن من هرگز روی عشق من به تو تأثیری نداشت، رومش

انقد دوستت دارم که

حتی اگه مجبور باشم تمام جنایات این دنیا رو قبول کنم

این کار رچ با خوشحالی به خاطر تو انجام خواهم داد

این اتفاق نمیفته

ما همیشه با هم خواهیم بود

برای همیشه

میخوام از این تاریکی دور شم

کسانی که در گذشته زندگی می کنن هرگز نمیتونن از آینده لذت ببرن

این فیلم توسط وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی ترجمه شده است حتما برای دیدن فیلم و سریال های هندی اشتراک تهیه نمایید

ترجمه شده توسط وبسایت بهارات مووی www.baharatmovie.com

فکر می کنم قبلا تو رو دیدم

تو پمپ بنزین نبودی؟

رابطه ای که ما به اشتراک میذاریم

دور از رسمیه

شما کی هستی؟

بهترین دوستت

عایشه

چطور می تونی عایشه باشی؟

نها باید باور کنی

تو همیشه یه دوست صمیمی داشتی

هنوز هم داری و همیشه خواهی داشت

این منم عایشه

اون کی بود؟

بیا بشین

تا من به سوالاتت پاسخ بدم

اول تو بگو

بعد از از دست دادن حافظه

اینستاگرام، فیسبوک، اسنپ چت خودتو چک کردی

یا هر اکانت دیگری؟

چی؟

سعی نکردی خودتو در اینترنت جستجو کنی؟

درباره اینکه کی هستی و دوستات چه کسانی هستن؟

اگر تو عایشه هستی

پس باید بدونی جزیره ای که من درش زندگی می کنم

اینترنت نداره

خوب، این اونو توضیح میده

توضیح میده که چی؟

این

چه خبره؟

دارم دیوونه میشم

نها

من میدونم چه خبره

فقط یک مرد مسئول آوردن این عایشه قلابیه

به زندگی تو

کی؟ - شوهر عزیزت رومش

چی؟

آره

اما چرا باید این کار رو انجام بده؟

باشه بذار بهت ثابت کنم

هر وقت عایشه قلابی میومد

به رومش میگفتی؟

بله حتما

و اصلا تعجب نکرد؟

چرا تعجب کنه؟

چون میدونست که من در هند هستم

و هر روز باهاش تماس میگرفتم تا در موردت بپرسم

پس چطور میتونم به ملاقاتت بیام نها؟

اوه خدا

و وقتی بهش گفتم که برمی گردم

دیگه به تماس های تلفنی من پاسخ نمیده

و به راحتی این عایشه قلابی رو از زندگیت خارج کرد

من فکر می کنم رومش باعث شد شخص دیگری به عنوان عایشه ظاهر شه

تا بتونه سوالاتی در ذهن من مطرح کنه

که پاسخش رو می دونست

اون از من میخواست همون چیزی رو که میخواد باور کنم

تا منو تحت فشار قرار بده تا دروغی رو که گفته بپذیرم

چه دروغی؟

این دروغ که من مسئول هر اتفاقی در خونه هستم

چه بیمعنی

هیچ کدوم تقصیر تو نیست

نگران نباش

من اینجا هستم

من با تو هستم

اولین چیز مهم

ما باید بفهمیم که روح چه کسی اینجاست

اما برای این

چند روزی باید از شر رومش خلاص بشی

دوست دارم

میدونم

رومش، در موردش فکر کن

تو همش سر کاری

و شب دیر برمیگردی تو جزیره حوصله ام سر میره

عزیزم اینجا چی کنم؟

جای قشنگیه

به گشت و گذار برو برای پیاده روی برو

یکم استراحت کن

و من صبح با اولین قطار مستقیم به دفترت میام

بعد میتونی منو ببری خونه

اینجوری مجبور نیستم تنهایی با کشتی سفر کنم

میتونی تنهایی سوار قطار شی؟

رومش، حافظه ام رو از دست دادم

اما احمق نیستم

میدونم

عایشه

کجا داریم میریم؟ - بیمارستان

چرا؟

برای دیدن کسی

اون مدت زیادیه که در کما به سر میبره

میگن اون به عنوان پلی بین دو جهان عمل میکنه

برای کمک به مردم

کارکنان بیمارستان تصمیم گرفتن این واقعیت رو نادیده بگیرن

نها روهین

این اسم شما بعد از ازدواجه. درسته؟

درسته

و تاریخ تولد شما؟

6 اکتبر

موضوع واقعاً بسیار ساده اس

مردی که در کماست پدر منه

و ما هر دو روانشناسیم

اول میشینی کنارش

و دستش رو میگیری

با کمک انرژی تو

اون بینشی از مشکل تو خواهد داشت

بعد کنارش میشینم و دستش رو می گیرم

و اون از نظر روانی به من خواهد گفت که چه چیزی دریافت کرده

و تموم

خیلی خب؟

چه اتفاقی افتاد؟

بابا

بابا

تو خوب میشی

باوه خدای من چه اتفاقی افتاد؟

یکی لطفا دکتر رو صدا کنه

دکتر

اوه خدای من، اون می لرزه

همین الان ببرشون بیرون

اوه خدای من! چه اتفاقی می افته؟

تو فقط برو بیرون لطفا

آنچه روی سیستم پشتیبانی از زندگی نوشته شده بود روسیه

من و پدرم گاهی اوقات روسی صحبت می کنیم

چی می گفت؟

نوشته شده بود

"از راه دیگری استفاده کن"

راه دیگری برای چی؟

زیر زمین؟

میخواد بری یه جایی زیر زمین

زیرزمین؟

یعنی

اوه خدای من. گاراژ قایق

بله، راه دیگری به گاراژ قایق وجود دارهه

هنوز زمان وجود داره

بذار با تو بیام

نه

نها، من بهترین دوستت هستم

اگر تو بودی اجازه می دادی همراهیت کنم؟

هر احمقی میتونه حقیقت رو بگه

اما نیاز به نابغه ای مثل تو داره

دروغ پشت دروغ

حتما از دروغ گفتن خسته شدی

وقتشه که حقیقت رو بگی

عزیزم، فقط یک پرواز وجود داره که ما رو از یکدیگه دور میکنه

فقط یه پرواز

باشه

حالا بگو چقدر دوستم داری

چقدر دوستت دارم؟

باشه

من تو رو خیلی دوست دارم

کمه

چیز بهتری رو امتحان کن

باشه، این چطوره؟

من تو رو از همه بیشتر در تمام کائنات دوست دارم

کیمایا تاندون

من یک ماه قبل اونو ملاقات کردم

قبل از ازدواج

در همون روز

همون رستورانی که اون دیوانه تیراندازی کرد

صبر کن

سریع بیا

در رو ببند. در رو ببند

بیا

الان امنه

مشکلی نیست - مراقب باش

تو در امانی. مشکلی نیست

حالت خوبه؟

بله افسر - خروجی از این طرفه

من خوبم، ممنون

باشه

ببخشید

مطمئنی که نه آب میخوای نه چیز دیگه ای؟

نه

قول میدم مهربون باشم

متاسفم

متاسفم

اون پدرته؟

آره

اون بهترین دوست و پدر بزرگ منه

متاسفم که اینقدر درد داری

وقتی زخم ها پانسمان شد

درد کمتر میشه

به هر حال اسمت

به اندازه شخصیتت جذابه

من قاضی نیستم

بگو

من رومش هستم

خب

اسم تو به خوشگلی خودت هست؟

یا نه؟

اگر میخوای بفهمی، باید بهاشو پرداخت کنی

چه قیمتی؟

یک لیوان شراب

حتما

من یه بطری از بهترین شراب رو دارم

یکم سواری میخوای؟

شاید جایی که من میرم نری

میرم هر جایی که تو میری

آره

چرا اون روز بدون اطلاع رفتی؟

میخوای حقیقت رو بدانی یا دروغ بگم؟

حقیقت

حدس میزنم

فقط میخواستم مرموز باشم

اوه

بله

سواری باحالی بود خانم

ممنون

فقط همین

یا می تونی سریعتر رانندگی کنی؟

چیزی تو ذهنت داری؟

میخوای تا دروازه کارگو مسابقه بدیم؟

باشه

خیلی خوب. بیا بریم

بیا انجامش بدیم

آره، بریم

نمیتونی جدی باشی؟

جدی گفتم

یالا

سریع، سریعتر

یواش

برو

اتوبوس

آروم باش

تو در طرف اشتباهی هستی لعنتی

عقلتو از دست دادی؟

دیوانه ای؟

سریع تر! سریع تر

نپریا

میخوای منو بکشی؟

یکی دیگه؟

جالب بود، نه؟ - لعنتی

تو دیوونه ای

تو می تونستی هر دوی ما رو بکشی

لعنتی

بیا رومش

آخرین باری که احساس کردی اینقدر زنده هستی کی بود؟

چی؟

آخرین بار چه زمانی بود

که چنین برخورد نزدیکی با زندگی داشتی؟

لذت زندگی در بازی با مرگه

نگاه کن

چقدر قلبت تند میزنه

میتونی احساس کنی؟

من هم حسش میکنم

این لحظه متعلق به ماست

در این لحظه هیچ قانونی وجود نداره

هیچکس دیگه

نه مردم و نه دنیا

فقط ما

فقط من و تو

درست همین جا

همین الان

بابا

هی بابا من خونه هستم

من خونه هستم

بعد از این همه روز برگشتی

احمق

یک ماه دیگه ازدواج میکنی

و من به ندرت تو رو در خانه می بینم

بابا من

برای خرید عروسی بیرون بودم

خريد؟

بیا بغلم

قهرمان من

چطوری؟

بابا

بوی عطر زنانه رو از تو میتونم استشمام کنم

فقط میدونستم - چه خبره؟

حفظ اسرار از شما سخته

از بچگی عاشق شرلوک هلمز بودن بودی

باشه عزیزم

ما گرفتار شدیم

با همسرم آشنا شو

مادر ناتنی

نه

نه، این کلمه بدی شده

مامان جدیدت

کیمایا تاندون

سلام

یادت باشه همیشه میگفتی

پدر، زندگی رو در آغوش بگیر

"دوباره عشق رو پیدا کن

خب

بابا عشقو پیدا کرد

لعنتی

عوضی لعنتی

فکر کردم شاید به این نیاز داشته باشی

من نمیدونستم ولی تو

تو همه چیز رو می دونستی

حتی عکس اونو در آپارتمان من دیدی

میدونستی اون بابای منه

تو چه جور زنی هستی؟

من هر دو هستم

یک زن خوش شانس و بدشانس

یعنی چی؟

هر دختری به عشق نیاز داره

عشق می خواد

متاسفانه نتونستم پیدا کنم

اون عشق رو در زندگیم

و بعد بهترین چیز بعدی رو انتخاب کردم

پول

اون موقع بود که با پدرت آشنا شدم

این نیست که من اونو دوست ندارم

مرد خوبیه

اما بیشتر از اون

پولش رو دوست دارم

تو هر دو هستی

پول دوست و هرزه

نگو میشنوه

بعداً می‌تونیم درباره‌ اش بحث کنیم

در حال حاضر، ما فقط در مورد خوش شانس و بدشانس صحبت می کنیم

میدونم بدشانسم

چون بعد از آشنایی با پدرت با تو آشنا شدم

به محض اینکه از عشق دست کشیدم

تو رو پیدا کردم

عشق من - اسمش رو بذار هوس نه عشق

چون هرگز از من عشق نخواهی گرفت

هرگز

فعلا اسمش رو بذار شهوت

می تونی اون دختر ساده و شیرین رو دوست داشته باشی

از اتاق من برو بیرون

از زندگی من برو بیرون! از اینجا برو بیرون

هی آروم پسر

مجبور نیستی اینقدر بی گناه رفتار کنی

مگه تو به دوست دخترت خیانت نکردی

یک ماه قبل از عروسی

در مورد ورود به اتاقت

تو می تونی قلبتو کنترل کنی

اما بدنتو چطور؟

اسمش رو بذاری عشق یا هوس

همیشه روی تخت ختم میشه

امشب میبینمت عزیزم

کیمایا تو یک چیز حق داشت

من اشتباه کرده بودم

من بهت خیانت کردم

چند روزی بود که شهوتم کورم کرده بود

و حالا به دام افتاده بودم

من در دام کیمایا گیر کرده بودم

اون می دونست که من نمی تونم چیزی به پدرم بگم

چطور میتونستم بهش بگم

ببخشید بابا، اما من با همسر شما خوابیدم

اما بعد به تو فکر کردم

چطور تونستم تو رو وارد یه همچین خانواده ای کنم؟

نتونستم بذارم تو هم تو دام کیمایا بیفتی

میدونستم بابا صدمه میبینه

اما برای اون مهم بود که بدونه

که با یک جوینده طلا ازدواج کرده بود

حقیقت تنها راه نجات بود

میدونم

اینجا هستی تا در مورد ازدواج من صحبت کنی

اینطور نیست؟

نه بابا

آره میدونم خجالت میکشی

چون پدرت ازدواج کرده

با دختری نصف سنش

نه؟

نگران نباش

من و کیمایا تصمیم گرفتیم که اون در عروسی تو شرکت نکنه

تا زمانی که نها جا بیفته و راحت باشه

این راز ما خواهد بود

خوبه؟

در واقع، بابا

این چیزی نیست که میخوام در موردش صحبت کنم

من می خوام در مورد چیز دیگری صحبت کنم

بگو

درباره کیمایاست

درباره کیمایا؟

بابا

بگو

گفتن این حرف از من جسارت زیادی میخواد

من

من و کیمایا

قـ ـا سـ ـم سـ ـمـ ـنـ ـگـ ـا نـ ـی

بابا! بابا

بیدار شو بابا

با آمبولانس تماس بگیر

اون مرده، احمق لعنتی

تو اوتو کشتی

تو اوتو کشتی، عوضی لعنتی تو پدرم رو کشتی

تو پدرم رو کشتی

تو اونو کشتی

چون می خواستی آدم خوبی باشی

یه پسر خوب، یه پسر صادق

اگه شروع به تکان دادن زبانت نکرده بودی

اون هنوز اینجا بود

همه چیز رو خراب کردی

میفرستمت زندان

به پلیس میگم چیکار کردی

مطمئن باش

که بقیه عمرت

در زندان سپری میشه

مطمئن باش

اوه، واقعا؟ برو

اما پلیس حرف من رو نیز خواهد شنید

بهشون میگم که من و تو فقط دوست بودیم

اما تو عاشق من شدی

من بهشون میگم که تو به من وسواس داشتی

و پدرت رو به طرز وحشیانه ای کشتی

چون همه منو برای خودت میخواستی

می خواستی زن پدرت رو داشته باشی

برای خودت

لعنتی

هرزه عوضی

بله، درسته

اما من الان مال تو هستم

دیگه نیازی به این بازی ها نیست

عروسیتو کنسل کن

تنها من و تو در این جزیره زیبا خواهیم بود

با تمام ثروت و تمام پول

تو میتونی به گفتن تمام دروغ های لعنتی خودت ادامه بدی

و از پلیس بخوای باور کنه

من از زندان رفتن نمی ترسم

اما مطمئن باش که تو رو با خودم میبرم

همه چیز رو به پلیس میگم تماشا کن

رومش نمیزارم بری

هیچ نیرویی روی زمین نمیتونه ما رو از هم جدا کنه

میفهمی؟

نمیذارم کسی بینمون بیاد

فقط یه چیز میتونه وجود داشته باشه

بین ما

میله های زندان

همه چیز در یک ثانیه تغییر کرد

دو جسد جلوی من افتاده بود

و باور کن در اون لحظه

نه از پلیس می ترسیدم، نه از زندان و نه از تهمت

ترسیدم از دستت بدم

میدونستم بدون تو نمیتونم زندگی کنم

بنابراین حاضر بودم براش هر کاری انجام بدم

می دونستم که باید مرگ بابا و کیمایا رو

تصادفی جلوه بدم

منتظر بودم تا شب شه

و بدن بابا و کیمایا رو کشیدم

به گاراژ قایق

و در قایق موتوری قرار دادم

سوار قایق موتوری شدم

راه افتادم

می‌دونستم در اون ساعت، مارینا نمیاد

حق با من بود

هر دو جسد رو روی قایق سوار کردم

و قایق رو به وسط دریا بردم

روی اجساد گازوئیل ریختم

و چند سیم برق قایق بادبانی رو قطع کردم

تا به پلیس بگم که یه اتصالی کوتاه وجود داشته

بعد از آتش زدن قایق تفریحی

با قایق موتوری ام راه افتادم

اما من دو اشتباه کردم

یکی، کاپشنم رو گذاشتم روی قایق بادبانی

و دوم

جنون کیمایا رو دست کم گرفتم

هرگز ترکت نمیکنم

هرگز

گزینه های بسیار کمی برای مخفی کردن جسد کیمایا داشتم

بهترین راه این بود که اونو همونجا زیر آب پنهان کنم

و گاراژ قایق رو مهر و موم کنم

و بعداً از شر بدنش خلاص شم

دور از اینجا در اولین فرصتی که به دست آوردم

اما کیمایا هرگز این فرصت رو به من نداد

با اینکه مرده بود برگشت

نها به من اعتماد کن

من نمیتونم بهت بگم

چقدر هر روز از خودم متنفر بودم

احساس گناه هر روز منو می کشت

اما تو خیلی بی رحمی

بالاخره قفل گاراژ رو شکستی

تخته کف شکست

و افتادی

تخته کف بود

یا به این دلیل بود که روح کیمایا رو به چالش کشیدم؟

شاید

خیلی بهش فکر کردم

اصلا فکر کردی

که داشت دروغ تو باعث مرگ من میشد؟

نه نها نه من اجازه نمی دادم هیچ اتفاقی بیفته

اگر به من اعتماد نداری

باشه

من لیاقتش رو ندارم

اما کاغذها دروغ نمیگن

من قبلاً این خونه رو معامله کردم

من میخوام از اینجا برم

یه جای خیلی دور

جایی که فقط من و تو هستیم

و تا کیلومترها اثری از کیمایا نیست

من هر چی داشتم دادم

اما هر بار

روح کیمایا منو جلوی رفتنم رو گرفت

هنوزم باور نمیکنی؟

باور نداری

همینجا صبر کن. الان برمی‌گردم

صبر کن

رومش

چیشذ؟

لعنتی

بهت گفتم نها

کمک های اولیه

کیمایا اجازه نمی‌ده از این خونه برم

خونریزی شدیده باید ببرمت بیمارستان

-فایده ای نداره - باید برای کمک تماس بگیرم

فایده ای نداره

الان بر میگردم

وقتمون تموم میشه نها

وقت نداریم هلیکوپتر بگیریم نها

کیمایا برنده شد

من باختم نها من باختم

جرات نداری بمیری

لعنتی جرات نداری بمیری

من نمی تونم اجازه بدم کیمایا دوباره برنده شه

قایق موتوری

یه قایق موتوری تو گاراژ هست کلیدها کجاست؟

کلیدها کجاست؟ - نه نها. فایده ای نداره

لعنتی کلیدها کجان؟ - فایده ای نداره

اتاق خواب. اتاق خواب

داخل گلدان روی کمد

به من گوش کن نها

کلید

کجاست؟

امیدوارم از دیدن فیلم لدت برده باشید بهارات مووی

رومش، من کلید رو گرفتم. بیا بلند شو

بلند شو، بلند شو

بلند شو

رومش، باید بریم

بلند شو

بیا بریم

لذت تجربه سینمای هند با بهارات مووی www.baharatmovie.com

نها

رومش، اینجا

رومش. بیا اینجا

بیا اینجا رومش

عزیزم

این مکان رو ترک کن

اون منو رها نمیکنه

جانت رو به خاطر من به خطر ننداز عزیزم

سوار قایق شو و از اینجا خارج شو

عزیزم خواهش می کنم. فقط برو عزیزم

من تسلیم نمیشم و اجازه نمیدم که تو هم تسلیم شی

آب نمک باعث دو چیز میشه

یک

اگر روحی به این قفل بسته باشه

آب نمک قدرت رو به نصف کاهش میده

و وقتی قدرتش ضعیف شد

می تونیم با سوزاندن این قفل به طور کامل تمامش کنیم

هیچ روحی نمی تونه همزمان در دو مکان باشه

کلید رو بردار یه جوری به زیرزمین برس

برو

کیمایا

من کیمایا رو حلش میکنم

برو

رومش

رومش، من اینجام

نگران نباش

همه چیز درست میشه

رومش

رومش جرات نداری بمیری

رومش

رومس

به این میگن قدرت عشق

فقط عشق میتونه تو رو

در تاریک ترین شب ببینه

حق با توئه

شب تموم شد

میتونی دوباره روی پاهای خودت راه بری

الان حالت خوبه

دیگه به من نیاز نداری

عزیزم من تا آخر عمر به تو نیاز دارم

رومش

وقتشه که در موردش فکر کنی

به نیازهای من، نه خودت

باید برم

چی؟

آینده ام رو پیدا کنم

عزیزم، آینده ما با همه

رومش، عشق تنها پایه و اساس یک رابطه نیست

هم به عشق و هم به اعتماد نیازه

دوست داشتن تو عادت منه

برای غلبه بهش به زمان نیاز دارم

و بدون اعتماد

یک رابطه معنی نداره

دوستت دارم

اما دوست داشتن تو برام سخته

نها ما میتونیم در موردش صحبت کنیم

نها داری اشتباه میکنی

نها به من گوش کن

داری اشتباه میکنی

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند www.baharatmovie.com

آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.