All language subtitles for Wild Cards S01E03

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish Download
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آنچه گذشت باید از اون قایق پیاده بشم

و یک کاراگاه تمام وقت بشم

تو هم باید از زندان بیرون بمونی بهترین راه حل برای این کار

اینه که سرمونو پایین نگه داریم و به کارمون برسیم میتونی انجامش بدی؟

البته این اولین شیفت رسمی ما با همه

فکر میکنی هال و اوتس جدا از هم روی صحنه میرفتند؟

کار هر دو تون خوب بود شنیدی؟ گفت هر دو

اگه نمیتونستی پلیس بشی چی میشدی؟

هیچی ؛ پدرم منو برای پلیس شدن تربیت کرد این چیزیه که هستم

اینم از این روز تیم سازی

من یادداشتی نگرفتم تو یادداشتی نگرفتی؟

منم نگرفتم وقتی اینجا نیستیم چطور یادداشت بگیریم

اوه و تیم وحشی برنده میشه ایول

پس باید یک پیراهن بپوشم؟ نه

ببین الیس این دقیقا یک بازیکن تیم نیست

واقعا؟ خب اگه یک تیشرت داشت میشد

ما لباس بیشتری داریم؟ ما لباس بیشتری نداریم

نه من هنوز فهمیدم چطور اینجایی؟

زیاد بهش فکر نکن باشه؟ نمیخواد به خودت فشار بیاری

سیمونز پتس دست از سرشون بردارید

برید تیم هارو تقسیم کنید

و شما دو نفر غار وحشت ؟ اتاق فرار؟

میدونی ما واقعا میتونیم از تیشرت استفاده کنیم

نه برای جایی که داريد میرید شهر استنفوردو میشناسی؟

اون شهر کوچیک ؟ شراب خارج از شهر؟

همونه قصاب محلی اونا گم شده

مطمئنم اونا نیرو های خودشونو دارند درسته؟

کلا دو نفر اونجا هستند و به ماه عسل رفتند

باهمدیگه؟ اوه چقدر جذاب

من به کمیسر گفتم خوشحال میشیم بهشون کمک کنیم

پس بريد کمک کنيد

اگه قصابو پیدا کنیم از اون تیشرتا بهمون میدن؟ نه

بي خيال شرایطو بدتر از اینی که هست نکن باشه؟

چیکار میکنی؟

چیه ؟ ما یک تیم هستیم به اینا نیاز داریم

خوب، اولین خاطره کودکی تو چیه؟

من وارد اين بازي نميشم

خودتو یک شاهکار میدونی؟

یا در حال انجام یک کار بزرگ؟

هر کسی خودشو شاهکار میدونه

کسی نیست که توی تیم خودت بخوایش

خب منصفانه است میتونی قدرت فوق العاده ای داشته باشی

چی میتونه باشه؟

ساده است قدرت خروج از این گفتگو

کاپیتان اجتناب قدرت : پیچوندن بحث

باید روی کارمون تمرکز کنیم باشه؟

باشه

لوکاس میس 34 ساله، بدون سابقه

داوطلب سالمندان مربی لیگ کوچک

اون شبیه کریس همسورثه

الیس ما باید این مردو پیدا کنیم حالا تمرکز کردی

خب اگه تو جنگل سرگردان باشه چی؟

گم شده در نور خورشید ...تو نور خورشید میدرخشه

خيلي خوب رسيديم

چیزی در مورد این شهرهای کوچیک میدونی؟

مثل یک نقاشی از نورمن راکوله

تا حالا اون نقاشی هارو دیدی؟ واقعا ترسناک هستند

ثور تو این ون زندگی میکنه؟

شوخی میکنی؟ این فقط یک ون نیست

این یک گلوله نقره ای کلاسیکه

اول از همه نماد تعهده

هر کسی که اینجا زندگی میکنه

احتمالا به دنبال یک راه خروج سریعه

لوکاس میس؟

پلیس. کسی خونه هست؟

انگار همه چیز ازنورمن راکول خارج شده

به نورمن بیتس

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... ( HaDi AliZade & Mahdi AliZade ) تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

همه چیز دست نخورده به نظر میرسه اثری از درگیری نیست

اینو به صاحبای قبلیش بگو

اونا انسان نیستند حدس میزنم گاو یا آهو باشه

هر چیزی که قصاب بهش دسترسی داشته

همه شیشه ها گرد و خاک داره

حیف که اون روانیه

فکر نمیکنم اون اینکارو کرده باشه

برای گرفتن نمونه خون میریم پزشکی قانونی

و بعد باید هر کسی که آخرین بار لوکاسو دیده ملاقات کنم

ما باید ردیابی کنیم ؛ من توی این تیم وجود نداره

آره یکم خشم هست

راستش سه تاست

اما کی حساب میکنه؟

گزارش یکی از کارمندان لوکاس در مورد فرد گمشده

به امید اینکه بتونیم یکم روشنگری کنیم

ببین مرکز استقباله

میدونی چه کسانی تو مرکز استقبال کار می کنند؟

افرادی که دوست دارند با مردم صحبت کنند

و افرادی که دوست دارند با مردم صحبت کنند همه خبرای داغو میدونند

خب کار تیمی

چه اتفاقی افتاده؟ عجله کن غذام افتاده اونجا

من ۲۰ دقیقه است اینجام

سفارش اشتباه بود

راستش درین فقط بیکن درشت داریم

متاسفم اما این مثل گوشت گوسفنده

لوکاس کجاست؟ سلام من باید خصوصی باهات صحبت کنم

همگي .. ما در حال تحقيقات پليسي هستيم

من میخوام تعطیل کنید باشه؟ حرکت کنید

آره برید ممنون

خیلی خب ؛ تو گزارش مفقودی دادی؟

لوکاس وود دیروز سر کار نیومد

و امروز صبح هم مغازه رو باز نکرد

فکر نکردی بهش سر بزنی؟

اون جواب نمیده حتی اگه تو خونه باشه

تمام شب داشتم دستور مخصوص اونو انجام میدادم

خانم گاسکیل برای تولد دخترش دنده سفارش داد

حالا من دنده هاشو چیکار کنم؟

باشه آروم باش ؛ از قبل لوکاس چیزی برات گذاشته؟

نه اصلا برای همین هول شدم مرد

اون حتی یک روز هم از دست نمیده

لوکاس به چیز عجیب غریبی علاقه داشت؟

تو مزرعه هاش به میز و دم و دستگاهش

و آبجو ؛ اون آبجو دوست داره

اون دشمنی داشت؟ نه اون همینجا بزرگ شده

مغازه از پدرش بهش رسیده

اون وقتی از مغازه دیگه ای اخراج شدم بهم کار داد

این مرد همه کارهارو خودش انجام میده

منظورم حضوریه

آره، وانت ما هم گم شده

خب باشه من به پلاک اون ون نیاز دارم

و لیستی از تمام تحویل ها

که لوکاس آخرین روز گرفته باشه؟

فهمیدم افسر

میتونم صادقانه یک چیزی بگم؟

بنفش واقعا بهت میاد

تو خیلی مهربونی برای جشن شراب تو شهر ما میمونی؟

یکی از دلایلش همینه

هی، من قصد جسارت ندارم، اما اون کتاب

وقتی نامزد سابقم ولم کرد جونمو نجات داد

اوه آره تاکیدات به چاکرای قلب کمک میکنه

اما اگه صادق باشیم تقصیر منه

هیچوقت یاد نمیگیرم

...گوش کن من معمولا به مردم اینو نمیگم اما

من میتونم چهره هارو بخونم

و مال تو واقعا صورتی درخشانیه

نمیدونم شاید نزدیک به نیلی

واقعا ؟ آره

تو خیلی دوست داشتنی و مهربونی

تو تمام اینارو داری

مشکل از تو نیست اونا مشکل دارند

ممنونم

میشه یک سوال ازت بپرسم؟

قصه قصاب ترسناک شما تو تمام شبکه های اجتماعی پر شده

و من شنیدم اون مرده تو نظری نداری؟

عجیبه مگه نه؟ تو اونو میشناسی؟

آره همه اینجا اونو میشناسند

مطمئنی اون گم شده؟

من یک سفر برای معرفی سوسیس های معروف رفتم

اونا خیلی خوشمزه هستند

حالا اگه اجازه بدی من خیلی کار دارم

باید بروشور هارو آماده کنم

خانم انگوری قطعا با لوکاس میخوابیده

اما فکر نمیکنم پایان خوبی داشته

اون بهت گفت؟ مجبور نبود

اون داره چاکرای قلبشو مجددا تنظیم میکنه

و هر بار که اسمش میومد با موهاش بازی میکرد

اونجا چه خبر بود؟ لوکاس هم گم شده

فقط از بن بست اومدم بیرون

و روزی که لوکاس ناپدید شد فهرستی از تمام تحویل هاش گرفتم

آخریش رستوران تریچیه که یک شراب سازی محلیه

خدایی این طرح گرافیکی رو ببین

دقیقا همون شکل های چوبی توی پس زمینه هست

درست مثل اونی که توی ون لوکاس پیدا کردیم

مارو ببین ؛ دوتا کاراگاه که به یک نتیجه رسیدند

دو تا ذهنی که مثل هم فکر می کنند ...این واقعا

اتفاقیه کار گروهی

همزمانی؟

برای لوکاس اومدید اینجا؟ چی باعث شد همچین حرفی بزنید

شهر کوچیکیه اخبار سریع پخش میشه

نه، گفتم جولین

یک نوزاد با اره برقی بهتر از تو کار میکنه

از اول حالا

روزی که لوکاس ناپدید شد

رستوران شما آخرین تحویل بود

خب پس اومدید یک نگاهی به اطراف بندازید

ممکنه اون توی یخچال باشه

نگران نیستی که اون گم شده؟

اون یک مرد بالغه من نگهبانش نیستم

کسی ممکنه با لوکاس دشمنی داشته باشه؟

همه لوکاسو دوست دارند همه

ما چند تا طرح چوبی دیدیم

که خیلی شبیه چیزی بود که توی ون لوکاس پیداش کردیم

این فقط خرافات محلیه

توتم ها نشون دهنده برکت هستند

این کاملا مزخرفه ؛ میدونی که گردشگران اونو میخورند

سیوبان سیوبان تو درباره دنیا چی فکر میکنی؟

بعدا در موردش صحبت میکنیم الان باید ناهارو آماده کنم

نه حالا با هم صحبت می کنیم تو رستوارنو گیاهخوار کردی

بهتر نیست مشروبو اضافه کنیم؟ من دیگه گوشت نمیخوام

اما کارپاچیوی سلیاک چیه؟

و سوربت رابی باحال؟

کرفس و مخلفاته ادامه بده

قراره چه شرابی باهاش سرو کنیم؟

نمیدونم هارلان ؛ باشه؟

منوی معمولی رو برگردون بعدش کاری نداری

کارپاچیو؟

شما هارلون استنفورد

مثل اسم شهر؟ آره

پدربزرگ من این شهرو تاسیس کرد

و پدرم کارخونه شراب سازی رو ساخت

ما دلیل ناپدید شدن لوکاس مایسو بررسی می کنیم

آخرین باری که دیدیش کی بود؟

یک هفته یا بیشتر میشه

اما سرآشپز با تحویل غذاها سر و کار داره بهتره از اون بپرسید

پس باید از اون بپرسید درحالیکه هنوز کار داره

واقعا فکر نمیکنی اون تو رو اخراج کنه درسته؟

میدونی از زمان دبیرستان یک ثروتمند بود که زور میگفت

و این تغییر نکرده

پس کی به گیاهخواری روی آوردی؟

چند روز پیش درست بعد از ناپدید شدن لوکاس؟

آره بهش گفتم که دارم حسابمونو قطع میکنم

چه واکنشی نسبت بهش داشت؟ خب اول خوشحال نشد

همه ما بیش از حد گوشت می خوریم

گوشت، گوشت، گوشت

نمیتونست همینطور ادامه پیدا کنه باید متوقف میشد

احمق

ممنون بابت وقتی که گذاشتی

خب لوکاس ؛ اول مونا و بعد سر آشپز معروف شهر

آره تاریخ متفاوتی اینجا هست

یعنی توی مسیر دیدی

هر بار که در موردش صحبت میکرد به خمیر مشت میزد

فکر کنم لوکاس با سیوبان هید به کلیسا میرفته

دیگه نه

اینو ببین

این بطری از سال ۱۹۲۲ به قیمت ۵۰ هزار تا به یک کلیکسیونر فروخته شده

اصلا عجیب نیست

زمانی که برای اولین بار پدرم کارخونه مشروب سازی رو احداث کرد خیلی کوچیک بود

سه هکتار، فروشگاه کوچیک

اما به لطف حمایت این جامعه باور نکردنی

و شاید کمی درخشش تجاری از طرف من

الان عالی شده

شرابسازی استنفورد با افتخار میتونه بگه

که ما بیشتر از ۱۰۰ هکتار انگور داریم

یک رستوران برنده جایزه هستیم

که در سراسر آمریکای شمالی به فروش میرسه

دیگه چی میخوایم ؛ امروز

من هیجان زده هستم که اعلام کنم

شراب قدیمی که به تازگی کشف شده

تقریبا صد سال از چشم انسان ها دور بوده

و حالا منو ببخشید برید لذت ببرید

یادتون باشه که ما عمده میفروشیم

و بنوشید

پم پم

اونجا نزارش

شهر کوچیک با داستانای بزرگ

شما گرگ منو دیدید؟ اسمش تالاست

یک گرگ تیمبر خاکستریه

اون یجورایی زخمیه پم

اونو دیدید؟ پم سلام چطوری؟

داری مشتریارو میترسونی نمیتونی اینارو اینجا بزنی

ملک خصوصیه

ببخشید اینجا مشکلی پیش اومده؟

بله این زن متجاوزه لطفا دستگیرش کنید

خفه شو هارلن

من گرگ هارو نجات میدم

و یکی از گرگ هات گم شده؟

نه اون فقط گم نشده بلکه ناپدید شده

نمیتونم بفهمم چطوری

ببین فقط بخاطر اینکه نمیتونی حیواناتو کنترل کنی

دلیل نمیشه مشتریان منو بترسونی

میدونی که جشن شراب چقدر برای این شهر مهمه

پس اگه دوباره اینجا ببینمت

این چه گوهی بود؟ پرنده رو زدند

اونا اینطوری پرنده هارو میزنند؟

این چیزا مال شهرای کوچیکه مگه نه؟

نه برای دور نگه داشتن پرنده ها از انگور ها استفاده میشه

معمولا روزی یکی دوبار انجام میشه

خب پس چطوری اون پرنده هارو نمیترسونه؟

شاهین های دم قرمز اونا معمولا دور طعمه می چرخند

تالا

مارو ببخشید به هر حال

کسی دیگه صدای وحشتناک اون سر قرمز هارو میشنوه؟

گرگ ها معمولا حمله نمی کنند مگه اینکه تحریک بشند

و پرنده های مردار اینقدر نزدیک به گرگ پرواز نمی کنند

حتما چیز بزرگی پیدا کردند

وای این اطلاعاتت واقعا داره جواب میده

دوست دارم تلویزیون رو برای گربه روشن نگه دارم ؛ میفهمی؟

ازین مستند های حیوونی خوشم میاد

مطمئنم که مارک واقعا ازش خوشش میاد

عقب وایسا چرا مگه چیه؟

نه

امکان نداره گرگ های من اینکارو کرده باشند

اونا لوکاسو میشناسند اون خیلی مهربون و فوق العاده بود

من نمیتونم باور کنم

کار هر کی باشه پیداش می کنیم

تو برو خونه ما زود میایم پیشت

تو نمیتونی اینو بگی چی؟

قول میدم آدم بدارو بگیریم تو نمیتونی اینو بگی

کسی که اون میشناستش آش و لاش شده انتظار داری چی بگم؟

پلیس نمیتونه چنین تضمینی بده مکس

جدای از اون پم میتونه قاتل باشه

پم؟ نه به چی نگاه میکنی؟

اون خوب رد پا رو تشخیص میده اما نه توی این چمن

رد خون هم به سختی معلومه

چطور یکی تکه تکه میشه ولی خونریزی نمی کنه؟

وقتی کسی میمیره فقط تا زمانی که قلبش تپش داشته باشه خونریزی میکنه

پس وقتی گرگ ها بهش رسیدند ؛ لوکاس مرده بوده؟

یعنی پرونده یک گمشده تبدیل به پرونده قتل شد

و شرابساز ها هم به سمت شهر میرند

جایی که قاتل و گرگ آزاد هستند

دقیقا ؛ پس باید سریع عمل کنیم

فکر میکنم اونو جای دیگه ای کشتند و اینجا انداختند

فکر میکنی قاتلان به گرگ امید داشتند؟

که کار کثیف اونارو تموم کنند؟

شاید ولی معنی نداره

اطراف ملک حصارهای بلند بوده

پس چطور بدن لوکاس پیدا شد و یک گرگ گم شد؟

میخوای بگی همش از داخل منطقه امن بوده؟

مگه اینکه چی؟

لوکاس گرگ بوده باشه

باشه ؛ تو کمکی نمیکنی

همه گرگ های من رفتند تا تونستم ردیابیش کنم

و اونا دنبال چیز الکی نمیرند

تالا ؛ ردیاب اون دائما پیدا میشه و دوباره ناپدید میشه

چطور ممکنه؟ من تو زمین راه رفتم

هیچ شکافی بین حصارها نیست همه چی امنه

یک لحظه اونجا بود و بعدش نبود

مدت زیادیه لوکاسو میشناسی؟

دبیرستان با هم بودیم

ولی هیچوقت با هم سفر نکردیم

اون خوش تیپ بود

استار جوک، شاه پروم

بزار حدس بزنم تو اون بچه خجالتی بودی

کسی که ترجیح میده با حیوانات معاشرت کنه تا مردم

هنوز معلومه؟ کاملا

بعد از دبیرستان چی شد؟

برای دانشگاه از شهر رفتم

جانورشناسی خوندم و شیفته گرگ ها شدم

سال گذشته این زمین بهم به ارث رسید

و تصمیم گرفتم به عقب برگردم و یک منطقه براشون درست کنم

و گفتی که گرگ هات لوکاسو میشناختند

اونو میشناختند؟

اون هفته ای یکی دو بار میومد

پس وقتی صدای ماشینو می شنیدند

همیشه گوشتو اینجا میزاشت

اون هیچوقت از ملک بیرون نرفت

نه به تنهایی این منصفانه نیست

لوکاس یکی از بچه های خوب بود

که تعدادشون کمه

آخرین بار کی اونو دیدی؟

روزی که ناپدید شد

اون بار منو اورد

اما وقتی شنیدم که تالا گم شده

بهم گفت کمک میکنه تا پیداش کنیم

اون ردیاب گرگه تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

بزار حدس بزنم تو هم فکر میکنی پم با لوکس میخوابیده؟

قطعا چیزی بینشون بوده

اون برگشته تالا برگشته

کجاست؟ بیرون از ملکه

تالا

پس ما الان شکارچیان گرگ هستیم؟

فقط باید داستان اونو تایید کنیم

اون دوباره ناپدید شد نمیفهمم

اون از این سمت رفت درسته؟

این ون لوکاسه بو رو احساس میکنی؟

آره سخته حسش نکنی

قلب های کوچیک؟

دل مرغه ما اینجا یک داستانی داریم

اما کی یک قلب مرغ بسته بندی میکنه؟

شخصی به نام پیتر میلفورد در دره ۴۳۵ غربی

اون خیلی اینارو میخواسته

که اونارو توی ون لوکاس بزاره

من توی کلاس از تشریح قلب استفاده میکنم

واقعا خوشحالم اینجا درس خوندم

چقدر لوکاس میزو میشناختی؟

ما اینجا با هم بزرگ شدیم با هم به مدرسه میرفتیم

کلاس سال ۲۰۰۹

وقتی خبر قتلشو شنیدم باورم نشد

کی گفته قتله؟

خب همه در مورد جسدش صحبت می کنند؛ من...

درسته شهر کوچیکیه فقط حدس زدم ؛ میدونی

میخوای پنجره رو باز کنیم؟ فکر کنم اینجا یکم گرمه

من خوبم ؛ فقط جلسه اولیا مربیان دارم باید بهش برسم

درسته ؛ خب ما بیشتر از این وقتتو نمیگیریم

میتونی به کسی فکر کنی که بخواد به لوکاس آسیب بزنه؟

...نه وقتی شنیدم جسد توی زمین پم پیدا شده

...تو که فکر نمی کنی اون

می کنی؟ چی ؟ نه

ما همه با هم بچه بودیم

پم زمان مدرسه یکم تنها بود

ما واقعاً زیاد با هم معاشرت نکردیم

اما میدونم به لوکاس ریاضیات درست میداد

حالا اگه منو ببخشید

واقعا باید به اون جلسه برم

میتونید خودتون اینجارو ببینید البته ؛ مرسی که وقت گذاشتید

بهم بگو دیوونه

فکر میکنم قراره یک جهش منطقی باشه

هر بار که در مورد لوکاس صحبت می کردیم دیدی چطور عینکشو تمیز میکرد؟

شاید اون فقط یکم عصبیه یا شاید کسیو کشته

یا شاید رازی برای پنهان کردن داشته باشه

مثلا چی؟ مونا از مرکز استقبال سیوبان ؛ سرآشپز شراب سازی

و پیتر، معلم علوم مدرسه

فکر نمی کنم اینا درباره لوکاس خوشحال باشند

منظورم اینه نگاه های مرموز اونارو ببین

همه به جز پم

کسی که واقعا کار خودشو میکنه

من بهش اعتماد ندارم

بیا کتابو بردار بریم

جلسه اولیا مربیان واقعا اینو میخونی؟

نه دستش بیش از حد میلرزید

چی؟

یکی وارد ماشینم شده

کیفم گم شده

و شال و کلاه و لباسم هم همینطور

اون پیتره

خب مگه اینکه جلسه اولیا مربیان بصورت سیار برگزار بشه

فکر میکنم ما شبحو گرفتیم

میخوای ولش کنی؟

نه میخوام ببینم تا کجا میره

داشتم به این فکر میکردم که دبیرستان چه شکلی بودی

مدافع ؛ قهرمان ؛ یا بی سروصدا

یا فقط نچسب بودی میشه این حدس هاتو ادامه ندی؟

یا جاسوس بازی میکردی

من یک بچه معمولی بودم مکس نمرات متوسط چیز خاصی نبود

خسته کننده آره دقیقا خسته کنند

تو چطور؟ من مدرسه نرفتم

هیچوقت؟ همیشه در حال سفر بودیم

پاریس، لیسبون، بارسلونا بلوف کاج، آرکانزاس

سال سختی بود

پس تو در حال فرار بزرگ شدی؟

ما از کسی فرار نمي کردیم

ما نقل مکان کردیم چون می خواستیم

زبان ها، فرهنگ های جدید

چند تا بچه همچین شانسی دارند؟

خیلی بیشتر از چیزای توی مدرسه یاد گرفتم

مثل باز کردن قفل به هفت زبان مختلف؟

شايد بله

....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... ( HaDi AliZade & Mahdi AliZade ) تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

ترجمه هر روز يک فيلم در کانال تلگرام ما @subforu

اون داره کجا میره؟

انگاار ماشینشو ول کرد

ما واقعا یکی از اون زوج هایی هستیم که بیرون میریم؟

با ول کردن ماشین توی جاده متروک روستایی این وقت شب

و یک دلقک که توی جنگل تعقیبت میکنه؟

اینو بگیر چرا مکس چرا فقط ما هستیم؟

باشه عالیه قدم بعدی چیه؟

به زیرزمین تاریک بریم تا فیوزو چک کنیم

ساکت

چشم از اون عروسک خزنده که دنبالته برندار

گوش بده

اون چیه؟ شنیدیش؟

اون شعار میده

آره حتما شعار میده

و من از اینجا به بعد نیستم

صبر کن بیا اون دودو ببین

...میدونی هر جا دود باشه چه خبره؟

قربانی آیینی؟

یک لحظه صبر کن اون لباساي ماست

آره دارند اونارو میسوزونند

ما انجامش دادیم

خدای من خیلی متاسفم

میخوای بگی لوکاس مایسو هر سه نفر کشتید؟

و بعد بدنشو به گرگ ها دادید؟

چی؟ ما همه عاشقش بودیم

پس وقتی فهمیدی اون با بقیه میخوابه

تصمیم گرفتید اونو بکشید نه ما همه چیزو میدونستیم

همه میدونستید که با اون میخوابیده؟

آره الان که دهه ۹۰ نیست

رابطه خارج از ازدواج الان چیز عادیه

شاید از این شهر خوشم بیاد

اما چند روز پیش همه چیز تغییر کرد

اون بهمون گفت دیگه نمیتونه با ما باشه

گفت با کسی آشنا شده

کسی که دوستش داشت

کسی که میخواست تنها همسرش باشه

ولی به ما نمی گفت کیه

فقط بودن با هر کدوم از ما

باعث می شد نسبت بهش احساس خیانت کنیم

ما نمیخواستیم به لوک صدمه بزنیم

هرگز قصدشو نداشتیم

ما خوشحال بودیم که یک عشق واقعی پیدا کرده

اما اونو برای خودت میخواستی

آره اما عشق اینه که بهترین چیزو برای کسی که دوستش داری بخوای

هنوز درد داشت و ما باید راهی پیدا می کردیم

پس بعدش ما

ما به این جادوگری روی آوردیم

من و مونا و پیتر سالهاست توی یک خانواده هستیم

شاید من عاشق این شهر باشم

اما هرگز ازش استفاده بدی نمیکنیم

ما طلسم نوشتیم تا اونو از قلب خودمون بیرون کنیم

نه اینکه اذیتش کنم

پس شما سه نفر اونارو توی ون لوکاس گذاشتید ؛ درسته؟

سه تا دل برای شکستن

اما بعدش گم شد

و زمانی که جسد اونو پیدا کردید ما میدونستیم

که طلسم ما نتیجه معکوس داده

ما لوکاسو از قلبمون بیرون نکردیم

ما اونو از روی زمین بیرون کردیم

خیلی خب پس این طلسمو توی جنگل اجرا کردید؟

چرا لباس های مارو دزدیدید؟

این فقط یک طلسم محافظت بود

برای اینکه شما نتونید بفهمید ما چیکار کردیم

تا چشم های کنجکاو به ما توجهی نکنه

ببخشید

از نظر فنی یک طلسم چطور کار میکنه؟

خب ؛ چی داری؟

نتایج پاتولوژی

قربانی بر اثر ضربات گلوله که به قلبش خورده جونشو از دست داده

تقریبا سه روز پیش

گلوله درست از قلبش رد شده و این تمام ماجرا نیست

مقداری پودر سیاه روی لباسش بوده

گلوله های جدید این اثرو نمیزارند

حتما یک اسلحه قدیمی بوده خیلی قدیمی ؛ احتمالا عتیقه

خب این مدارکو بررسی کن

اونا تمام روز توی یک کارناوال دبیرستانی کار می کردند

و شب قتل

خب پس لوکاس میخواسته یک رابطه جدیدو شروع کنه که کشته شده

ممکنه شخصی بهش حسادت کرده باشه که ما متوجهش نشدیم؟

یا شاید معشوق جدیدش خطرناک بوده

ما هنوز نمیدونیم لوکاس یا گرگ چطور وارد ملک شدند یا از اون خارج شدند

همین الان خبر رسید که چند شاهد پیدا کردند

میخوان در مورد پرونده شمارو ببینند

- عالی، کی؟ - امم...

یک پیرمرد به اسم دامبلدور و یک بچه کوچیک

با گرزی به نام پاتر

خیلی بامزه است فصل ۸ کتابچه راهنمای تیم سازی

فقط ولش کن مکس

مبارزه یک نفر مبارزه کل تیمه

آره ولی ما کسایی نیستیم که در حال مبارزه ایم

بهترین مظنونی که تا حالا پیدا کردید جادوگران بودند

شما بچه ها میخواید

کل این ایستگاهو شبیه سیرک کنید

اون برای یک پرونده قتل تلاش میکنه شما دو نفر چیکار می کنید؟

چه جالب حالا براي خودش حامي هم داره

باشه بیا از اینجا بریم

با تیمتون موفق باشید

تو خیلی منظمی نمیدونم چطور اینکارو میکنی

نگه داشتن این همه عصبانیت برای سلامتی خوب نیست

تو باید عصبانی باشی بیا یکم نقش بازی کنیم

نه از نوع سکسی، نوع تراپی درمانی

من روانشناس میشم و تو هم خودت باش

و شروع کن بس کن

تو نمیتونی تحملشون کنی اونا علیه ما هستند

مایی در کار نیست باشه؟

ما همکار نیستیم ما یک تیم نیستیم

و توی این پرونده هیچی نیستیم فهمیدی؟ هیچی نداریم

به نظرم حق با توئه

صبح میبینمت

سلام سلام

پزشکی قانونی وسایل لوکاسو برای ما فرستاد

ممنون به سم سلام برسون باشه؟

مشکلت چیه دختر کوچولو؟ چیزی نیست من خوبم

بیخیال باهام حرف بزن چیزی نشده

من فقط خستم نگران نباش

من همیشه نگرانم هیچوقت نگران نباش

تو الکی نگرانی

باشه باید یک راز پدری اینجا بگم

خب وقتی میگی حالم خوبه یعنی حتما حالت خوب نیست

حالا بگو

فقط وانمود کن که به کوت دازور برگشتیم

و برای فرانسوا کوچولو گریه میکنی

که چطور قلبتو شکسته اون خیلی ناز بود

سراپا گوشم

یکی پشت دره من هنوز ۱۵ دقیقه وقت دارم

حالم خوب میشه من باید برم دوستت دارم

دوستت دارم

عمارت جدید؟

تنوع نمک زندگیه

میتونم بیام داخل؟

البته صبر کن صبر کن

این حرکتو باید به عنوان عذرخواهی در نظر بگیرم؟

یا دوباره زده به سرت

اومدی اینجا دوباره حالمو بگیری؟

نه نه منظورت اینه هنوز میتونی حالمو بگیری؟

یا منظورت اینه برای عذرخواهی نیومدی؟

فقط حرف نزن اوکی

متاسفم که حالتو گرفتم باشه؟

عذرخواهی پذیرفته شد گرسنه ای؟

میتونم بخورم

...پس من دنبال وسایل لوکاس بودم و

خدای من، شگفت انگیزه

چند سال پیش این دستور پختو پیدا کردم

وقتی توی کنسرت قسمت ویژه سالن رفتم

چند ساعت بعد یک پرواز طولانی داشتم

تو جت شخصی که برای تمام خدمه آشپزی میکردند

آهنگ ادوریو رو میشناسی؟

این در مورد پنیر کبابی نوشته شده

ببین متاسفم تو درست میگفتی

میدونم گذشته زیادی با اون بچه ها داری

و چیزهای زیادی بینتون هست که اطلاع ندارم

و تو مجبور نیستی در موردش بهم بگی

فقط دفعه بعد بیشتر حواسم هست

ولی بد جور عوضی بازی در آوردی

اینو ببین

اینو تو وسایل لوکاس پیدا کردم

اینو توی کیف پولش میزاشت

لوکاس نیمه اینو توی کیف پولش میزاشته

تو چرا نیمه دیگه این استخونو داری؟

بزرگ شدن توی یک شهر کوچیک سخته

زود بهت برچسب میزنند

و این همون چیزی میشه که هستی و همیشه میمونی

از کلاس اول با لوکاس به مدرسه میرفتم

و هیچوقت فکر نمیکردم باهم صحبت کنیم

تا اینکه سال آخر قرار شد بهش خصوصی تدریس کنم

فکر کنم میدونم به کجا میرسه

البته من بهش علاقه داشتم

اون خوشگل و مهربون بود

و خیلی باهوش تر از چیزی بود که مردم فکر میکردند

شب قبل از رفتنم به دانشگاه

یک نامه عاشقانه و نصف استخون آرزو پیدا کردم

که برای من گذاشته بود

میگفت اگه منم همچین احساسی دارم

باید نیمه شب اونو ببینم

وسط میدون شهر

این دقیقا شبیه بهترین فیلم جان هیوزه

من رفتم اونجا و ساعت ها منتظر موندم

اما اون نیومد

ولش کن الان شبیه بدترین فیلم جان هیوز شد

وقتی بعد از ده سال به اونجا برگشتم

اون اومد خونه و ازم عذرخواهی کرد

گفت ترسیده

از چی میترسید؟

اون فکر نمیکرد به اندازه کافی باهوش باشه یا به اندازه کافی برای من خوب باشه

داشت میرفت تا همه این کارهارو انجام بده

و قرار بود تو قصابی پدرش کار کنه

هر بار که میومد شروع به صحبت می کردیم

درست مثل قدیم بود

بیشتر از ۱۰ سال از هم دور بودیم چون میترسیدیم صحبت کنیم

اگه فقط با هم صادق بودیم

این ردیاب گرگته؟

امکان نداره چی؟

تالا به پناهگاه برگشته

اون اینجاست

چی ؟ چطور اون برگشته داخل؟

سلام دختر خوشگلم

یک تونله

تا حالا اینو ندیده بودم

تالا از این طریق میرفت بیرون محوطه و میومد داخل

حتما راه اصلی همین بوده

اینطوری قاتل بدن لوکاسو اورده

بدون اینکه گیر بیفته

لطفا نگو قراره بریم داخل

میریم داخل

غار تاریک و با قندیل های آب خیلی برای قتل مناسبه

تا حالا شده توی جایی مثل نونوایی قتلی رخ بده؟

اصلا ما کجا هستیم؟

بنظر من؟ اینجا تونل های قدیمی رومه

برای زمان ممنوعیت مشروبات الکی

آنتن نیست

اینو ببین

نقش حیوانات آهنگ گرگ

تالا

یادته سیگنال تالا مدام ناپدید میشد؟

احتمالا داشته از این تونل خارج میشده

لعنت بهت تاریکی دوست خوب من نیستی

هی، نگاه کن

الان باید زیر تاکستان های هارلان باشیم

بردوکس گراند ساخت ۱۹۲۲

بنظرت این بطری واقعیه؟ چطور میتونی مطمئن باشی؟

کاغذ سخت ترین چیز تقلبیه

فکم نمیکنم هیچ کدوم ازینا تا حالا استفاده شده باشه

آره اینا همشون تمیزند

خدای من

چیه؟

فکر میکنم هارلان اینارو با شراب پر کرده

اگه به اسم کاربودوکس بفروشه

یک چوب پنبه میزارش سرش و ۵۰ هزارتا میفروشه

این دقیقا کاریه که انجام میده نابغه است

نه متقلبه نابغه و متقلب

خب پس اگه تالا گرگ پم تونسته این تونلو پیدا کنه ؛ شرط میبندم

لوکاس هم تونسته مچ هارلانو بگیره

چرا باید یکیو بخاطر بطری شراب ۵۰ هزارتایی کشت؟

آره منظورت یک ۵۰ هزارتایی تقلبیه این یک جنایت فدراله

این فقط یک بطریه

اگه در حال این کار گرفته بشه دیگه پول در نمیاره

به یک حبس سنگین محکوم میشه

تصور کن هارلان که بچه و وارث این شهره و اونو اداره میکنه

همه چیز به اسم اونه

یک حرکت اشتباه برای همیشه اسم اونو خراب میکنه

یعنی خودت میفهمی وارث بودن چه معنی داره

نه نمیدونم بابات پلیس بود ؛ تو پلیس شدی

منظورم اینه که این دلیلی نیست که میخوای میزتو پس بگیری

نمیخوای اسم خانوادگیتو برگردونی؟

باشه ببین ما یک نظریه داریم

اما نه گلوله نه صحنه جنایت نه هیچ چیز دیگه ای

هارلان شب قتل لوکاسو دیده

باشه من فکر میکنم باید زودتر ازین تونل تنگ و تاریک بیرون بریم

واقعا؟ بزار حرفمو تموم کنم

و بعد برای پشتیبانی تماس میگیرم و تو مراقب هارلان باش

منم دنبال گلوله یا چیزی که میتونه بهش ربط داشته باشه میگردم

مدرکی که هارلان لوکاسو کشته

دیدی؟ اینم از تیم ما

ما مثل یک ماشین هستیم مثل رابینو و مورگان

کی؟ مگه فوتبال زنانو نمیبینی؟

باشه فقط مراقب باش

هر پشتیبانی باشه حداقل یک ساعت با اینجا فاصله داره

فهمیدم پنیر بزرگه

یاتس شوخی های سابرینا کافیه این دیگه آخرشه

ما به پشتیبانی نیاز داریم پس بفرستیدش

و زمانی که رستورانو اضافه کردم

و این میخونه رو راه اندازی کردم

به کشف جالبی رسیدم

انبار شراب قدیمی در دوران ممنوعیت

تقریبا صد ساله است

میدونی اون پسر عوضی چیکار کرد؟

هارلان ؛ چی ؟ اون منو اخراج کرد

خیلی متاسفم خیلی دیر شده بود

در واقع یجورایی راحت شدم

وقتی بهش رسیدم

بهترین سالهای عمرمو اینجا گذاشتم

و در ازاش چی گیرم اومد؟

پینه، کمردرد و مشکل نوشیدن

...البته

همیشه دوست داشتم این شهر کوچیکو ترک کنم

و مغازه خودمو باز کنم فکر کنم الان بهانه ای ندارم

خوش بحالت

میدونی بهتره اسمشو چی بزارم؟ سیوبان

واقعا بهش میاد ممنونم

لعنتی ؛ ببین ؛ من باید برم

برای افتتاحیه بهم پیام بده باشه؟

میدونی هارلان کجاست؟ باید باهاش صحبت کنم

رفت از زیرزمین چیزی بیاره

بزودی تور شراب شروع میشه

همین لحظات

منظورم همین لحظات به علاوه مقداری بیشتره

من برم يکم استراحت کنم

تو اینجا چیکار میکنی؟

تفنگو بزار زمین و بندازش اونور

خیلی آروم

همینه

چیکار میکنی؟

فقط عملیات کلاهبرداریتو تحسین میکنم

درواقع حدس میزنم وقتی لوکاسو کشتی همین کارو میکرد درسته؟

من بهش پیشنهاد دادم ساکت بمونه

اما اون به اخلاقیات پایبند بود و کوتاه نیومد

اون برام چاره ای نزاشت

همیشه انتخابی هست هارلان

این فقط مربوط به پول نیست درسته؟

درباره اینه که اگه کارخونه شراب سازی خراب بشه چه اتفاقی میوفته

ما اینجا یک امپراطوری ساختیم

خب ؛ درواقع پدرت امپراطوری ساخت

و حالا تو داری از دستش میدی

این ضربه بزرگی به شهرتت میزنه

من پادشاه این شهرم

مردم به من نگاه می کنند

فعلا اینطوره ؛ اما پدرت یک شراب ساز واقعی بود

اون برات میراثی بجا گذاشت

ولی تو اینجارو به یک مکان گردشگری تبدیل کردی

که شراب ارزون میفروشه

تو گرفتار این مزخرفات تقلبی شدی

کارت تمومه

اين اتفاق هيچوقت نميفته

حتی وقتی اسلحه یاری نکنه؟

مطمئنی اون عتیقه قدیمی هنوز شلیک می کنه؟

باشه فهمیدم که هنوز شلیک میکنه

ببین اگه با اون اسلحه به من شلیک کنی

پودر سیاهی که میمونه با اونیکه روی بدن لوکاس بوده مطابقت پیدا میکنه

حتی اگه گلوله داخل اسلحه پیدا نشه

خب بعدش فقط کافیه مطمئن بشم کسی پیدات نمیکنه

- کار احمقانه ای نکن، باشه؟

پشتیبانی تو راهه

بیخیال هر دو میدونیم که هیچ پشتیبانی در کار نیست

خیلی خب از این طرف بیاید

مراقب قدم هاتون باشید مراقب همراهتون باشید

و نظرتونو در مورد اینجا بگید

اینجا چی داریم؟

یک تفریح، بدون شک

این اتفاق بسیار ویژه است که در کارخونه شراب سازی اتفاق میفته

خب مردم پس بیاید با گوشی هاتون چند تا فیلم بگیرید

قطعا نمیخوام اینو از دست بدم

این داستان قدیمی اینطوری شروع میشه

جوانترین عضو برجسته ترین خانواده

تلاش برای حفظ کسب و کار

و دست بر قضا اون گند ميزنه

بنابراین اون گنج دفن شده رو جعل میکنه

تا بشکه هاشو پر از پول بکنه

تا اینکه یک قصاب قدیمی اینو میفهمه

واقعا چه کسی محبوب ترین مرد این شهره؟

پول معمولا تمام مشکلاتو حل میکنه

اما قصاب مرد خوبی بود و نمیتونست فاسد بشه

پسر بازنده آخر فهمید

تنها راه اینه که قصاب بمیره اونو ساکت میکنی؟

باور کن تا حالا سعی کردم

هارلان استنفورد تو بازداشتی

برای قتل لوکاس میز

برگرد و دستاتو پشت سرت بزار حالا

ما جزييات حسابهاي مالی هارلانو بررسی کردیم

معلوم شد تاکستان های اون بیشتر سال محصولات فاسد میداده

انگار بدجور طمع کرده بوده

آره برای همین شروع به فروش

بطری های قدیمی کرد هر چند ماه یکبار

فقط برای سرپا نگه داشتن مکان

معلوم شد فقط بدشانسی بوده که لوکاس اونجارو پیدا کرده

قصاب واقعا مرد خوب و فوق العاده ای بوده

آدمایی مثل اون کم پیدا میشند اصلا پیدا نمیشند

من جلسه دارم از دفترم برید بیرون

خب برای جشن گرفتن میخوای چیکار کنی؟

دستمال توالت خونه یاتس؟

اونو برای خودت نگه میدارم

کار هر دوی شما در حال نابودیه

اون امروز بهم کمک کرد یک قاتلو بگیرم تو چیکار کردی؟

اون حرف جدول امروزمو پیدا کرد

گرسنه ای؟ من که دارم تلف میشم

من که بار چهارم پیداش کردم اون کلمه سرسرا بود

احتمالا تلاش هم میکردی نمیتونستی پیداش کنی

نتونستم حلش کنم شما هم نمی تونید حلش کنید

چرا زودتر نگفتی؟ اونا دیگه اینجا نیستند

من نمیدونم اونا رفتند

اگه میخوای ازم حمایت کنی سریع اینکارو بکن

این پنیر کبابی تو نیست اما خوبه

هیچ چیز پنیر کبابی من نمیشه

پس گفتی وقتی بزرگ میشدی خیلی جاها میرفتی

حتما پیدا کردن دوست برات سخت بوده

پدر و مادرم دوستای من هستند

...باشه ؛ پس

اگه به مدرسه نرفتی و هیچ دوستی نداشتی

وقتی پدر مادرت بیرون بودند چیکار میکردی؟

من هیچوقت تنها نبودم

من با هالی گولایتلی، جان مک‌کلین سارا کانر بازی کردم

با میک و کیت آشپزی میکردم

من با داوسون، پیسی جوی دوست شدم

تا اینکه همه چیز یکم برام دراماتیک شد

آره اونا آدمای واقعی نبودند

برای من که بودند بیشتر شبیه تنهاییه

از شنیدنش متاسفم من کودکی فوق العاده ای داشتم

اونا واقعا آدمای بزرگی بودند

واقعا نمیبینی؟ چیو؟

مکس ؛ پدر مادرت مجرم بودند

اونا تو رو در موقعیتی قرار دادند که بجاش میتونستی

هر لحظه یک کاری بکنی

اون دوران کودکی عادی نبوده

پدر و مادرم منو دوست داشتند

هرچی که لازم بود بهم دادند

مثلا چی؟

اونا بهم یاد دادند هیچوقت با مشت نزنم

هرگز با کسی که لیاقتشو نداره کار نکنم

و همیشه دستمو پیش هر کسی که میبینم دراز نکنم

ببین پس بهم نگو که پدر مادرم آدمای خوبی نیستند

اونا بهم یاد دادند تو دنیایی زنده بمونم که هیچکس پشتم نیست

مگه اینکه چیزی ازم بخواد

ما مراقب همدیگه بودیم

ما یک تیم بودیم

خوشحالم که امروز با من بودی

ممنونم که هوامو داشتی

هواتو دارم

خب

چون ما به طور موقت هم تیمی هستیم

نه سخته من هرگز اینو نمیزارم

اونا به ما تیشرت های شبیه به هم نمیدند

ما باید نماد خودمونو داشته باشیم

فقط یک بار امتحانش کن چشمامو میبندم

نه من اینو نمیزارم سرم

لطفا اصلا کی وقت کردی اینکارو بکنی؟

همکاران شراب همکاران جرم

شوخی میکنی؟ من این کلاهو نمیزارم ؛ دوستش ندارم

اونا قشنگند ؛ خیلی پولشو دادم

خب پس پولتو هدر دادی

باشه فقط نگهش دار روی سرت رشد میکنه

....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... ( HaDi AliZade & Mahdi AliZade ) تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.