Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
رسانه اینترنتی ویلم تقدیم میکند
و بعد هر بسته ای رو که میخوای انتخاب می کنی
و بعد روی انتخاب کردم کلیک میکنی
کالی، تو میتونی منبع عم باشی و کمک هم بکنی.
خب دارم همین کارو میکنم
من به دیگران آموزش میدم که چگونه بین کلیپ های ویدیویی ترنزیشن بزارن (همونی ک بین دوتا کلیپ میاد)
اینکار لازم نیست
بیخیالش شو
بیا
من در واقع یه اینفلوئنسر معروف ام. (همینا ک تو اینستا کلی فالور دارن)
من تقریبا 15000 فالوور دارم .
من بیش از 15000 دنبال کننده دارم
خب، تو چند تا داری؟ سه تا؟
شاید بتونی رو فالوورات تاثیر بزاری ک میزو مرتب کنن
با توجه به اینکه تو اینجا رایگان زندگی می کنی
فقط برای یه ماه دیگ من دارم میرم دانشگاه.
اره
بهم یاداوری کن، کی داره پولشو میده؟
پول خوابگاه
شهریه؟
خب، حداقل من مثل تو بعد از دانشگاه تو خونه زندگی نمی کنم.
من دو هفته دیگه از رشته حقوق فارغ التحصیل میشم
از طرف دیگ تو،
کاملاً به مامان و بابا وابسته ای.
درسته؟
ولی، میدونی، وقتی من 25 ساله شدم - اعتراض دارم-
ما در مورد زمانی که تو 25 ساله شدی صحبت نمی کنیم ،
ما درمورد همین الان حرف میزنیم
دفاعیه خوبی بود اقای قاضی
اره خنده داره
حالا که بحثش شد اقای وکیل
دنبال کار گشتن تو چطور پیش میره؟
اول باید درسمو تموم کنم مامان
خب، میدونی که پدرت میخواد که
قبل فارغ التحصیلی و این دنگ و فنگ شغلت اماده باشه
...اگ کمکش رو میخوای- نمیخوام-
هی، شماها چرا الان اخبار رو نگاه نمی کنین؟
چرا؟
همه جای خیابون مون پلیس و خبرنگاره .
...این بچه ک*ون- اوه اوه لیندزی-
این احمقه مسخره- چه اتفاقی افتاده؟-
یه نفر به قتل رسیده
تو خیابون ما؟- اره-
فکر می کردم ما تو امن ترین منطقه زندگی میکنیم
قربانی...- اینجا شیکاگوئه-
مردم هر روز به قتل میرسن
...در اتاق خوابش پیدا شد
و 6صب مرده اعلام شد
اوه شت- اوه خدای من
اوه باربارا
باربارا؟
دکتر بی، یادت هست؟
اوه، اره
اون عادت داشت تو روز هالووین آب نباتهای سایز بزرگ پخش کنه .
چقدر ناراحت کننده
یه نگهبان امنیتی رو که مخفیانه برای سیگار کشیدن از اونجا خارج شده رو گرفتین.
که اون پست خودش رو بدون جایگزین ترک کرده
اجازه داده به یه قاتل که بدون کنترل وارد ساختمون بشه.
چطوری تعیین کنیم که چه کسی مقصر است؟
مامور امنیت
مسئول نهایی مرگه؟
یا قاتل؟
تام؟
حواست باماست تامی؟
اره متاسفم.
من دوست دارم نظر تو در مورد این موضوع بدونم
برای من، اینجوری به نظر میرسه که
پالسگراف در اینجا مثال خوبی خواهد بود .
وقتی مظنون
...اوم، کیسه مواد منفجره اورد
به قطار، اوه...
اون بنظر میرسه که یه
یه عمل مستقل از غفلت باشه
و غفلت رو حذف می کنه
از دوش شرکت یا کارمندش
ام، که زنجیره علیت رو میشکنه.
منظورم در مورد پرونده ی جنایی بود نه مدنی
و من قطعا امیدوارم تو امتحان
وقتی به سوالات جواب میدی، جواب های مختصرتری بدی.
فقط نظر دادگاه رو دوباره ننویسی
اوه من فقط
نظر دادگاه رو بازگو نمیکنم
این قانونه
پالسگراف
سابقه روشنی از علیت رو تشریح میده
استفاده از کلمات قلمبه سلمبه لزوما باعث نمیشه حرفت درست باشه بچه
من شرط می بندم که نپوتیسم یکی از اون کلمات قلمبه سلمبه است
بیخیال شو
بس کن برایس
اون حتی به سختی میتونه درست راه بره
برو کشکتو بساب کلسی
بسیار خب، بسیار خب
بیاین فقط اروم بگیریم
باشه؟
تامی، این یه تلاش شجاعانه بود.
من مطمئن ام که تو باید کمی فشار احساس کنی
که پدرت به عنوان سخنران مهمان اومده
بسیار خب، فکر می کنم برای امروز بسه.
بیاین همه از آقای اولسون تشکر کنیم که وقت خودش رو در اختیار ما گذاشت، لطفا.
ممنون
باید سخت باشه که بچه دن اولسون باشی
روحتم خبر نداره
اره؟
شاید این کمک کنه. ..من
-ام... -خوبی؟
اره متاسفم
من اولیویا ام.
تامی - از دیدنت خوشبختم-
تو رو قبلاً اینجا ندیده بودم
این به این خاطره که که من معمولاً تو ردیف اخر قایم میشم
خب بعد امروز
ممکنه منم همین کارو بکنم
پس، اوه،
جود و تیل، ها؟
هی
تنهام بذار بابا
ببین، من کاری کردم که هر قاضی ای انجام می داد
اگ پالسگراف رو تو یه محاکمه جنایی مطرح میکردی .
فقط سعی میکنم کمکت کنم
بذار یه لطفی بهت کنم من به کمک تو نیازی ندارم
تو تو این دانشکده حقوق نمیبودی
اگ کمک من نبود
ببین من با استادت صحبت کردم
تو تو کلاس حضوری میزنیو این نصفه کاره
اما تو نمیتونی تو کلاس بخوابی
اگ انتظار داری توسط یکی از شرکت های برتر انتخاب بشی
نگران نباش
من از تو
نصیحت نمیخوام
با این طرز فکر نصیحتتم نمیکنم
خودتو جمع و جور کن
اوه، هی
سلام- باز هم برای امروز ممنون-
ما هنوز برای هفته آینده همو میبینیم؟
اره کاملا- عالی. مشتاقانه منتظر اون هستیم-
کاملا.
سلام.
کلسی، درسته؟- بله سلام-
میتونی دن صدا کنی- دن، باشه-
هی بیا درمورد
بیا مورد قانون صحبت کنیم
تو می فارغ التحصیل شدی؟
اوه، بله، خانم
اوه، قانون پریتزکر- خودم میتونم بخونم-
فرض میکنم آزمون وکالت تو ماه جولای باشه نه ؟
اوه، بله، خانم.
پس چرا ما؟
خب من اطلاعات شما رو گرفتم
از یه همکلاسی تو مدرسه،
وبعد از تحقیق و تفحص
بزار حرفمو یجور دیگ بزنم
تو پسر دن اولسون ای
با پارتی بازی اون میتونی تو هر جایی کار کنی
اره، یعنی چرا ما؟
تو همین الانشم به بزرگترین شرکت تو شهر میتونی وارد بشی .
خب، بله، اون شرکت پدر منه
بسیار موفقه
ترجیح میدم راه خودم رو دنبال کنم
اگ می خواستی مسیر خودت رو جدا کنی
چرا مثل پدرت حقوق قضایی خوندی؟
خب، این حوضه ای بود تو دانشگاه که من از همه جالبتر دیدم
و دوما، حرف گیدئون وین رایت که میشه
همه حق مشاوره دارن
منظورت چیه؟
میخوام به مردم کمک کنم
من میخوام به بیگناها کمک کنم
و اگ نباشن؟
چی نباشن؟- بیگناه-
خب، من هر کاری از دستم بربیاد انجام خواهم داد
تا مطمئن بشم که عدالت برای موکلم بشه
اون کار منه
میدونی چیه؟ من به اون احترام میزارم، بچه
این میتونه جواب بده.
به خصوص با کارهای ناتمام ما.
مایه نفر رو میخوایم استخدام کنیم
برای کارای قدیمیه تموم نشده
دستمزد کم، ساعات طولانی میتونه مکان خوبی باشه
برای یه استخدام جدید برای نشون دادن ابتکار عمل
من یه پرونده درواقع تو ذهنم دارم
با تمام احترام، سرکار خانم جود
خانم جود من با شرکت ازدواج کردم
درسته، خانم جود
یه جورایی دنبال چیزی بودم که یکم بیشتر باشه
حقوق بالاتر؟
اوه، درسته
تو فکر نمی کنی اگ من یه جعبه کتاب تاریخی گرد و غبار دار به تو بدم
که مال ده سال پیشه همه زحمتای درس خوندنت به باد نمیره؟
که تو یه جایی تو یه اتاقک گم میشی
بدون هیچ فرصتی برای نشون دادن ارزشی که میتونی داشته باشی؟
من نمی خواستم کاملاً اینطور بگم، اما
پرونده های بی حس قدیمی ان
و نتیجه گیری ازشون سخته،
به خصوص که همه کسایی که قبل از تو اومدن شکست خوردن.
خانواده ها از هم میپاشن
و تو کسی خواهی بود که به اونا کمک می کنه.
فکر می کنی میتونی فشار رو تحمل کنی؟
گوشت بامنه؟
تامی، گوشت با منه؟
تامی! تامی!
تامی. گوشت با منه؟
اوه، اوه، ممنون
متشکرم، ممنون از وقتی که گذاشتید و من
منتظر ایمیل تون ام
اوه جین
میتونم یه لحظه باهات صحبت کنم؟
حتما، حتما، حتما فقط یه ثانیه به من فرصت بده
فقط لطفاً برای پنج ثانیه تایپ نکن
من وقتم داره تموم میشه
من نمیخوام زورت کنم کنم
فقط انگار سعی نمیکنی به من گوش کنی
دارم بهت میگم- داری به من چی میگی؟-
اولیویا ام، اگ این
مثل اون مزخرفی که بهم گفتی
جین، من دارم چیزهایی می بینم و
و هیچ کس منو باور نمی کنه
تو هفته هاس که این رو میگی
از بین همه این مردم لعنتی، جین، واقعا تو هم؟
واقعا؟
باور نمی کنی-
اینطور نیستی- من باورت میکنم-
من فقط فکر می کنم ، فکر می کنم تو نیاز به استراحت داری، باشه؟
تو داشتی همه جوره خودتو اذیت میکردی
هی- خدیا، اولسن، مراقب باش-
برایس، تو اینجا چیکار میکنی لعنتی ؟
کارتورو می دزدیدم پسر خوبه بابا
برایس لعنتی
او سه تا خونریزی، دو تا کوفتگی دارد .
دکتر چیکار میخوای بکنی؟
یا خدا
الی تونست از این وضعیت جان سالم به در ببره.
اعلامش کن
دکتر سیمز
من تا قبلن چنین آسیب هایی رو دیده بودم ،
او تو بهترین حالت 30٪ داره.
حتی اگ تمام شب کار کنیم تا وضعیت اونو ثابت نگه داریم،
اون فلج خواهد شد
باربارا
من تو تعطیلات ام
سلام
سلام؟
اره ، توماس اولسون ام
چطوری میتونم کمکتون کنم؟
اوه هی
اره، این ... شگفت انگیز به نظر میرسه
میخواین منو استخدام کنین
پیشنهادی وجود دارد که دریافت کنم؟
سلام؟
سلام؟
تامی
سلام.
خیال پردازی رو کنار بزار
اولین تلاشتو با اتیش بدست میاری
وقت دیدن رئیس بزرگه
اره، درواقعً باید با او صحبت کنم
تو مورد شرایط سمت من
اوه، میدونی چیه؟
من واقعا فکر نمی کنم که اون تو مودش باشه،
، اما میتونی تو اتاق کنفرانس منتظر بمونی
تا زمانی که اون بیاد
عالی
هی، به هرحال،
اوه، دختر تو عکس کیه؟
اون آشنا به نظر میرسه.
همکاران؟
تازه کار، روز اولی
یه روزی به اونجاهم میرسی
میای؟- اره-
و اینجا اتاق کنفرانسه.
عالیه
اوه، کریستن باید زودی بیاد اینجا.
باشه
می بینمت؟- اره-
تامی
راحت باش- اوه ممنون-
اونجا نه- اوه ببخشید-
بابت این فرصت متشکرم
من مدارک تو رو دارم امضا میکنم تا بتونی فوراً شروع کنی
من تو رو استخدام می کنم تا به حجم کاری ما کمک کنی
من به تو نیاز دارم که شروع به انجام تکالیف کنی
منظورتون پرونده ها هستش دیگ؟
اوه، اره
اوه، چه کسی سرپرست من خواهد بود ؟
میگی شغل رو نمی خوای؟
نه، نه، من من این رو نمی گم
من قطعاً کار رو میخوام
پس امضا کن
، من فرض می کنم مزایایی وجود داره؟
البته ک ما مزایایی داریم
بسیاری از اونا رو یه بار تموم کنی و بکشی.
صبر کن چی گفتی؟
یه بار تسویه کنی مثلا تسویه حساب هر مشتری
اره
من برای یه کنفرانس تلفنی دیرم شده. بزار دفترت رو نشونت بدم
من کی شروع کنم؟
الان
بفرما دره موفقیت
این جایی خواهد بود که روزهای خودتو رو سپری میکنی
و احتمالاً شبهای زیادی
من به ساعت های طولانی عادت دارم
پدرم همیشه شب دیر به خونه میاد
لیو، غذای مورد علاقتو درست کردم
امشب بک چوی داریم
بی صبرانه منتظرشم
من از بوک چوی متنفرم
، اون برای تو آشپزی می کنه
اره فقط پنج شنبه ها که واقعا خونه ام
شما دوتا؟- فرزند خوندشم-
اما فکر نکن که من این موقعیت رو با پارتی گرفتم
نه، نه، من کسی نیستم که در این موردحرف بزنه.
مطمئنم تو کارت خیلی خوبه
همینطوره
من
امروز یه کار پیدا کردم
این فوق العاده است
اره، تامی، این واقعا عالیه
خب، این به این معنیه که تو زودی از خونه میری؟
کالی- اره، کالی-
خوب نیست
اما جدی، طوری که نور خورشید وارد اتاق تو می شه
برای افتاب گرفتن من عالیه
کدوم شرکت؟
کرکلند و الیس؟ مکنزی؟
نه من
به یکی از اونها نرسیدم
اینا تنها دو موردی ان که باید دنبالشون باشی
منظورم اینه ک اگ نصف مغز هم داشتی،
اجازه میدادی دوتا زنگ بزنم
و من میتونم بهترین شرکت رو تو این شهر برای تو اوک کنم
میدونی، من هنوز اسم شرکت رو هم بهت نگفتم
و تو همین الانشم در مورد تصمیمات من قضاوت می کنی
تامی، اون تو رو قضاوت نمی کنه. پدرت داره کمک میکنه
اره، اون سعی نمی کنه به من کمک کنه
اون داره تلاش می کنه- خیلی خب-
سـ ـایـ ـت ویـ ـلـ ـم
کدوم یکیه؟
جود و تیل
خیلی خوبه داداش، خوشحالم که برات جواب داده
امروز ب خونه نزدیک تر شدم
اینو به من نگفتی
هیچوقت نپرسیدی
برای هر کدوم از شرکت هایی که من توصیه کردم درخواست دادی ؟
بابا اون کار پیدا کرد
تو باید به اون افتخار کنی
من به اون افتخار میکردم
اگ تو یه شرکت حقوقی واقعی استخدام شده بود
ما تو رو به مدرسه نفرستادیم
برای اینکه تو برای یه شرکت درجه سه کار کنی
مثل جود و هر چه که هست.
می دونی، هیچ وقت هیچ چیز به اندازه کافی برای تو خوب نیست.
این شرکت مناسبی نیست ،
این کرکلند و الیس نیست
میدونی متاسفم
پسر فلج تو دوباره نا امیدت کرد
عزیزم- فرار کن سمت اتاقت بازنده-
بابا!- دن-
وقتی پول درمیاری، قوانین رو تعیین می کنی.
وگرنه بشین اونجا غذاتو بخور
لازم نیست اینقدر خشن باشی
شامتو بخور- دن-
کالی!
کالی!
چی؟ چته؟
چته، تامی؟- تو این کار رو انجام دادی؟-
چی میگی تو؟- به آینه نگاه کن-
تو این کار رو انجام دادی؟
بچه ها، این همه فریاد برای چیه؟
بعضی ها خوابن- خیلی احمقی-
نگاه کن به آینه نگاه کن
من کاری نکردم- به دستم نگاه کن-
هیچ کس نگفت کاری کردی ..چرا
نه، خونه- فقط سعی می کردم بخوابم-
خون بود. اونجا بود
تامی- خب، دیدی، دیدی؟-
هیچی اونجا نیست تامی
چی دیدی؟ صورتت؟ صورت تو اینس
به من نگاه کن
دستات کاملا طبیعی به نظر میرسن، باشه؟
فقط باید بخوابی- بسه-
تو استرس داری استرس داری
منظورم اینه که همونجا بود اونجا بود
عزیزم خواب بد بوده نه هیچی اونجا نیست
تو خوبی، باشه؟
میشه برگردیم به رختخواب؟- برگرد به رختخواب-
بیا دیگه بیا به رختخواب برویم. بیا دیگه
لطفا
25سالشه
و هنوز این بچه کوفتی کابوس میبینه
لعنتی!
عزیزم
الان نه، مردیث.
این تقصیر توئه.
من... من... متاسفم
متاسفی؟
متاسفی؟
متاسفم
ویسکیمون تموم شده
میرم یکم میارم
نه این وقت شب نمیری
خب، من ، من همیشه تو شب رانندگی می کنم وقتی نیستی.
سـ ـایـ ـت ویـ ـلـ ـم
هیچ جا نمیری
فهمیدی؟
حق با توئه
حق با توئه- خوبه-
شوت میزنی؟
چه شوخی ای
خدایا
اره همینه
یا خدا
تو اینجا چیکار میکنی؟
با اون میخوای چیکار کنی؟
تکلیف اول چطوری پیش میره ؟
خب، من ...من فقط برخی از این اسناد رو بررسی می کنم
چیز خاصی وجود داره
که باید دنبالش باشم؟
پرونده های قدیمی که هرگز حل نشدن
ما سال هاست که به بن بست رسیدیم چون
ما به عنوان وکیل، ملزم به اعمال اخلاقی هستیم
از طرف دیگ، تو سوگند رو نخوردی، بنابراین
از نظر فنی تو هنوز وکیل نیستی
خب ببخشید.
از من میخوای که کار غیر اخلاقی انجام بدم؟
من هرگز از تو نمیخوام این کار رو انجام بدی
من فقط میدونم که تو هر کاری که لازم باشه برای موفقیت تو اینجا انجام میدی
باید خلاصه ای به من بدی
درمورد تموم اظهارات شاهدان پرونده های حل نشده
من تو دفترم خواهم بود اما فقط تا ساعت 6:00
چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟
یه چیزی.
فکر می کنم چیز جالبی پیدا کردم
، پرونده هایی که به من دادی،
، چهار تای اونا تو ریور اوکس اتفاق افتاده
و ، بعد انجام یه تفحص کوچیک،
متوجه شدم که کنیز مسموم شده بوده
ممکنه توی یه آدم ربایی نقش داشته باشه ،
، از زنان جوان
من یه عکس از اون پیدا کردم
با یکی از قربانیانش
، و همچنین من من این رو پیدا کردم
، من فکر می کنم شاید ارزش بازگشایی رو داشته باشه
و تحویل دادن اون به کارآگاها
کارت عالی بود
من به برداشت تو درمورد سایر فایل ها علاقه مندم
به ویژه پرونده ضربه و فرار
اون یکی،واقعا چیز زیادی برای ادامه دادن نداشت
اطلاعات عاقلانه.
اما ...اما به نظر میرسه
که
فایل قربانی ، گم شده
نمیخوام حواست رو با کلیات پرت کنی
به تمرکزت نیاز دارم
درمورد اینکه چه کسی راننده اس یو وی بود
بله، خانم
هی، تامی
جین رژیم گرفته
ولی من هنوز میخوام از جیم و پیت چیزی بخرم.
میخوای با هم بریم ؟
اره
خب
شایدم نه من... فکر کنم
فکر کنم همین الان به یه چیزی برخوردم
اره قول میدم دوباره بتونی بهش برسی
وقتی برگشتی
پرونده هات قرار نیست جایی برن
ولی تسلای من میره پس.
تسلا؟
فکر کنم لازم نیست نگران بنزین باشی
میدونی تازه اینجا شروع کردی
پس معرفی نشدی به
دو قانونی که کار کردن تو اینجا داره
که چی ان؟
یک، میتونی ساعت کاریو و وقت ناهارتو خودت تنظیم کنی
و دو؟- و دو-
جیم و پیت بهترین نان پنیری رو داره
واو
شوخی نمیکردی- درست میگفتم نه؟-
مثلاً ده لایه پنیر روی اونه
خیلی خب- قد هیولایه-
مثل اون جعبه فایل هایی که کریستن به من داد.
دیدمشون
اون با اتیش غسلت داد
ولی به نظر میرسه که تو خیلی سریع خوندیشون
اره، من..ممنونم..حدس فک کنم
میدونی من نمی تونم این احساس رو نداشته باشم
اگ اون حرامزاده های بیچاره گوگل داشتن،
می تونستن خودشون بفهمن
من تو این مورد چندان مطمئن نیستم
این یه نگاه دقیق میخواد
می دونی این شغل برای همه نیست
این کار ضرر داره می دونی منظورم چیه؟
اره، من...حدس می زنم
فکر کردن بهش دیوانه کنندس.
برایس برای شغل من مصاحبه می کرد
و حالا اون تو سردخانه نشسته
پس شما دوتا ، رفیق بودین؟
نه نه
اون... اون یه احمق بزرگ بود
حتی تو دبیرستان
چیز احمقانه
کمک میخوای؟
اره
مال من همیشه همینجوری گیر میکنه
فکر می کنم این کمدها مال سال 1812 ان
ممنون
از کوله پشتیت خوشم اومد
یو، چته لعنتی؟
تو واقعاً به این عجیب و غریب کمک می کنی؟
بیخیال شو براییس
چون اگ این کار رو بکنی، ممکنه مردم شروع کنن
به اینک دوباره تو رو هاپی تامی صدا کنن
هاپی تامی و ماوس میلی
دوتا دعجیب غریب برای همدیگ عالی اید
اره، خب اون باهات چیکار کرد؟
میشه فقط بیخیال شی
به این بازنده نگاه کن
عاشق دوست دختر کوچکش میشه
خیلی متاسفم- نه من...خوبم-
برایس عوضیه بزرگیه.
حالت خوبه؟
خوبه طوری نیست فقط یکم خون
من میلی ام
تامی
تامی، از بارون خوشت میاد؟
من واقعا کسی رو نمی شناسم که بارون رو دوست داشته باشه
خب، حالا تو کسی رو می شناسی که خوشش میاد
تنها کسی که برایس رو دوست داشت برایس بود
به نظر میرسه زمانی که تو جوونتر بودی خیلی سخت بوده
اینطوری یادمه
ولی هیچی
نیست که این نونا نتونن درستش کنن
همین نون پنیریای خوش مزه؟
اره
باید نگران باشیم؟
تو چی فکر میکنی؟
کالی
کالی
کالی
کالی
کالی
یا خدا
متاسفم
چه بلایی سر صورتت اومده؟
نه، من... خوبم
کالی کجاست؟- نمی دونم-
شما بچه ها چرا تو اتاق من اید ؟
چرا لباس های من رو پوشیدی؟
من هم یکی دارم
یا خدا، با یه شیر کوهی ای چیزی سک*س کردی؟
من ... من ... من فقط
تو بنظر گه میای
حتما باید زاناکس بخوری
اره
این کاریه که دوستام انجام میدن.
اره، دوستات باصلن عادی نیستن.
تامی، بیا..بیا تو رو تمیز کنیم، باشه؟
نه، ببین، من ... من خوبم.
تو خوب نیستی خراش هایی روی تموم صورتت داری
لیندز- تامی، فقط اجازه بده-
من خوبم- این کمکت میکنه-
ببین، دردت میاد، ولی نگه دار. سرده، میدونم
صبح، چند تا نون شیرینی تازه گرفتم تخم مرغ درست کردم
املت البته ...می دونی، من نمی تونم
عزیزم چی شده؟
من خوبم.
آه، بدتر از اونی به نظر میرسه که هست.
من بهش گفتم
که دیشب مشروب نخوره ، ولی
دیشب بیرون رفتی؟ حتی نشنیدم رفتی
ببین، مامان ...من
یه شب واقعا سخت داشتم
من فقط میخوام یچیزی بخورم و بروم سر کار.
میدونی الان
بخاطر دلیل دیگ ای نگرانتم
پدرت هم نگرانه
ما فکر نمی کنیم که این شرکت بهترین چیز برای توئه
خب، این خوبه که شم دو تا اونجا کار نمی کنین
دو روز پیش این کار رو شروع کردی ،
و خیلی تابلوئه که
تاثیر منفی روی سلامت روحی و جسمیت گذاشته
تو ... تو به اندازه کافی نمی خوابی
تو غذا نمی خوری و حالا با
با بریدگی تموم صورت میای خونه؟
مامان، این کاره نیست
مشکل همینه مامان
این کار بابائه.
من دیگ طاقت ندارم اینجا زندگی کنم
و من
من... من.. من هم نمی دونم تو چطور تحمل می کنی
لطفا جفتتون یکم احترام بزارین
احترام میزارم- احترام میزارم-
این تموم کاریه که من تو تموم عمرم انجام دادم
و حالا اون کاری میکنه من حس بی ارزش بودن بکنم
و فقط باید پسر دن اولسون باشم
تامی، این درست نیست، باشه؟
اون تو رو دوست داره.
اون تو رو دوست داره.
اون هیچ چیز رو دوست نداره
تامی، اون خانواده ما رو دوست داره
اون این خانواده رو دوست داره- مامان بس کن-
اون خانواده ما رو دوست داره- مامان مامان-
به من گوش کن ، بس کن
من میرم باهاش حرف بزنم فقط اینجا بمون
تامی تامی صبر کن
تامی
درباره مامان متاسفم
اون فقط سعی می کنه کمک کنه
خب، اون کمکی نمیکنه چکار داری، داره دیرم میشه
ببین اون مامانه
اون قراره نگران باشه، این کار اونه
خدایا، تامی تو به یه بانداژ جدید نیاز داری
من خوبم- ببین-
میخوام بهش زنگ بزنی
دکتر. گاندرسون؟- اون به من کمک کرد-
کی؟
وقتی بچه بودیم
تو احتمالا خیلی کوچیک تر از اونی بودی که یادت بیاد
چیزهایی که نمیخوام درمورد پدر و مادرمون به یاد بیارم
میدونی من جلساتی داشتم که تو کل تایم یه کلمه هم حرف زده نشده
اگ نمی خوای مجبور نیستی صحبت کنی
من خوشحالم که فقط این زمان رو به اشتراک میزاریم
نمیدونم این قراره چطوری پیش بره
بسیار خب
چطوره شروع کنیم با
اینک چه کاری میتونم برای تو انجام بدم؟
خب من این کابوس هارو داشتم
و من فقط از تو میخوام
فقط
اونا رو از حافظه من بیرون بکش
یا ... یا مجبورم کن فراموش کنم
یا من ... من حتی نمی دونم، هرچی
باشه
به نظر میرسه که تو ضربه روحی ای تجربه کردی
من نمی دونم.
... شاید، من
خب شاید به جای
تلاش برای فراموش کردن چیزهایی که اتفاق افتاده،
ما باید به تو کمک کنیم چیزهایی رو به خاطر بسپاری
تو توی ذهنت قفل کردی تا بتونیم از طریق اونا کار کنیم
خواهرم گفت می تونی کمکم کنی
آه، اره لیندسی، درسته؟
اره
خب پس با اجازه تو
من فقط از تو چند سوال می پرسم
و شاید بتونیم
درک عمیق تری بدست بیاریم
نسبت به چیزی که توی ذهن توئه
خب
اره، مطمئنا
چه کاری باید انجام بدی؟
مثلاً یه ساعتی یا چیزی رو تکون بدی
فقط بهم نگو از 10 تا یک بشمارم یا
کارای تنفسی یوگا رو بکنم
نه کاملا نه
سه تا سوال ازت میپرسم
در حالی که به این مترونوم گوش میدی
باید ... باید چشمانم رو ببندم؟
این به تو بستگی داره
من فقط میخوام از تو بپرسم
درمورد یه لحظه با کسی که تو رو آزار داده
لحظه ای با کسی که به اون صدمه زدی
و لحظه ای با کسی که باعث شد احساس امنیت کنی
اروم باش ، مشکلی نیست
یا خدا، پسر، بدنت چقد سرده
یک ... یکی ... یکی ... یکی اون رو زد.
هی، آهسته، اروم باش.
کی کیو زد؟ تو دردسر افتادی؟
من.. نمی دونم
نمیدونم نمیدونم چیکار کنم
ما... داشتیم قدم میزدیم تو خیابون
و و بعد و و بعد اون مرده بود
کی مرده بود؟- دختره-
دختره ما باید زنگ بزنیم
چه دختری؟
دختره از مدرسه
کسی تو رو دید؟
من ... من ... نمی دونم.
من ... من ... اون ... اون ...
اون گفت من ... فقط اون رو ولش کردم
اره اره
باشه، باشه، درست میشه
مشکلی پیش نمیاد باشه؟
خیلی خب؟
باید با پلیس تماس بگیریم
من و تو باهمیم پسر
هر اتفاق بدی بیوفته، تو همیشه اول با من صحبت بکن
میتونی منو ببینی؟
متاسفم، تامی فکر نمی کنم بتونم بهت کمک کنم
و من از تو میخوام که بری، لطفا
منظورت چیه؟ ما تازه شروع کردیم
من ... من...من راحت نیستم.
من- دکتر گاندرسون، لطفا-
من نمی تونم تو رو درمان کنم.
منظورت چیه؟
موفق باشی
لطفا برو
تامی
هی- سلام-
اره، ازم به دل نگیر، من فقط تخته تو رو تو اینجا تحسین میکنم.
پس، قاتل زودیاک رو پیدا کردی ؟
هنوز نه
خدای من
این مکان دیوونه کنندس
یا خدا
من دوست دارم به اون به عنوان هرج و مرج سازمان یافته نگاه کنم
هرج و مرج سازمان یافته؟ اره کریستن اینکارو نکن
ببین من حتی نمیتونم اینو بخونم
خب، منظورم اینه ک واقعاً برای کس دیگ ای
جز خود من نیست
نه، تو الان تو یه شرکت کار می کنی
هر کاری که میگی یا انجام میدی
علیه تو استفاده میتونه بشه و میشه
من قدردان میراندا هستم
خوش اومدی به اینجا
هی کارآگاه
هی- یه چیز دیگه برات دارم-
هیچ پیشرفتی تو ضربه و فرار داشتی؟
یجورایی
من اخیرا متوجه شدم
دکتری که این گزارش رو تهیه کرده باربارا سیمز بوده
من اون رو تو اخبار دیدم
اون به قتل رسیده بود
عالی
حدس می زنیم که نمی تونیم دوباره با اون مصاحبه کنیم.
تامی، تو خوبی؟
این پرونده ها عبارتند از
تامی، داری چه غلطی میکنی؟
تو به کسی نمیگی، نه؟
نه نمیگم
اگ بزاری یه پک بزنم
نمیدونستم سیگار میکشی بفرما
تو نمیکشی تو سیگار نمی کشی، نه؟
نگران این نیستی که کارکنان متوجه بشن؟
خیر
هیچکس اهمیت نمیده من هم همینطور
روز بدی داری؟
فقط یچی نیاز داشتم که حالمو عوض کنه
من خوب نیستم
فکر کنم اون دختر رو تو عکس شناختم
اون توی راهرو؟
نه، اونی که روی میزش هست
صبر کن، تو روز اول به من گفتی
که تو چیزی ندیدی
اره، من طوری رفتار کردم که انگار چیزی ندیدم
چون هیچکس حرفم رو باور نمی کنه
جین فکر کرد من دارم دیوونه میشم
می دونی اون کیه؟
البته
اون همون کسی بود که من جایگزینش شدم.
لعنتی
لعنتی، چه خبره اینجا اخه
ما، خبرهای تلخ دیگری داریم
در ارتباط با قتل های جاری
مثل اینه که اون بیرون پاکسازی میشه
اره،همینطوره تو سعی کن خونه بفروشی
تو این بازار قتل
تامی، این ژاکت رو در میاری تا بتونم اون رو اتو کنم؟
انگار باهاش خوابیدی
اسم من کیت کابلو است
موهات به هم ریختس
مامان بس کن- بچه ها-
دارم سعی میکنم گوش کنم
کشف وحشتناک امروز صبح به عنوان یه مرد
به عنوان اوون ماکسلی شناخته میشه درحالی که سرش بریده شده پیدا شده
زیر یه وسیله نقلیه تو تعمیرگاه خودرو اش
نمی دونم، کیت، این چیزا
واقعاً دارن ترسناک و وحشیانه میشن
از همه اینا چه نتیجه ای میگیری؟
طبق اینک گزارشها هنوز در حال ارائه ان
میخوایم به همه اطلاع بدیم که حداقل
که حد اقل 100مبدل کاتالیزوری به سرقت رفته
و، با برخی شواهد جدید همچنین
وجود شاهدی شواهدی مبنی بر جعلی بودن.
شما اونو میشناسین؟
نه، نه، من فقط
از اینکه چقدر وحشتناکه غافلگیر شدم
در همین حین، همه
فقط مواظب خودتون و همدیگ باشید
بیا کانال رو عوض کنیم ، باشه؟
ماکسلی از پرونده مغازه خرده فروشی تبرئه شد
و اون کریستن رو می شناخت و
تامی؟- هی-
من... نشنیدم نشنیدم ک اومدی
مشکلی نیست
معلومه که حواست به کارت پرت شده
اره
نه، تو تو این رو باور نمیکنی، ولی
مامانت با بابام کار میکرده
چی میگی؟
تو چی
تامی تامی، حالت خوبه؟
من... من... خوبم من ... من ... من خوبم.
اشکال نداره ... من ... من - متاسفم... نه-
من... من- خوبی؟-
متاسفم من
چیشده؟- نه، من ... من.. خوبم-
می دونی، همه مدام میگن که میخوان به من کمک کنن
و... و این باعث میشه احساس کنم دارم دیوونه میشم.
میدونی، من... من همچنان این کابوس ها رو می بینم
و اونا اونا احساس می کنم ... خیلی واقعی ان
و من ... دارم چیزهایی می بینم
انگار تو صندلی راننده نشستی
ولی یکی دستاتو پایین انداخته
و یه چنگال رو روی گلوی تو داره فشار میده
اره، مادربزرگم اینو می گفت که رویاها و کابوس ها
افراد مشابهی رو تو خودشون دارن
ما باید بابا رو خوشحال کنیم
بابا؟
اوووووووووو حالت خوبه؟- اره-
متاسفم، من... فقط اخیراً خودم نبودم
نه، درسته اشکالی نداره. مشکلی نیست
من ... من ... من اینجا
و، ببین، ما ما پشت همدیگ هستیم
درسته؟- اره-
همه چی درست میشه
تامی؟
تامی؟
من خوابم
ظاهرا که اگ جواب بدی بیداری
تامی، من فقط میخوام مطمئن بشم که حالت خوبه
چرا
چرا... چرا دروغ گفتی؟
چرا به من نگفتی
که تو و بابا کریستن رو می شناختید؟
اون برای بابا کار می کرد؟
موقع شام شما دوتا به نظر
اینجوری رفتار میکردید که مهم نیست
ولی این درست نیست نه؟ مامان؟
تامی، حقیقت پیچیدس
پیچیدس؟- اره، پیچیدس-
ای کاش
کاش میتونستم بهت بگم
ولی من نمی تونم، پس
تنها چیزی که باید بدونی اینه که دوستت دارم، باشه؟
خب، من.. من هم دوستت دارم، مامان، ولی
من ... من ... من ... من با این کارم تموم شده، می دونی؟
من اره
من میرم بخوابم
میدونی من کی ام ؟
هی همه چیز درست میشه، پسر
از این برای من مواظب کن کلانتر؟
چشم ازش برنمیدارم
یه قتل مشکوک دیگ
تو حومه شیکاگو
جزئیات بیشتر در راه است
یه بار دیگ شهر کوچک ما رو تو دست گرفت
همانطور که ضرب و شتم وحشیانه تبدیل شد به غرق شدن و جان دیگری رو گرفتن
قربانی شناسایی شده است
بهعنوان مسئول قدیمی مقام حقوقی ما
کلانتر ویکتور ایوانز
رنگ وسیله نقلیه؟
یجورایی پر رنگ بود
یجورایی سیاه پر رنگ یا چیزی شبیه به این بود
به راننده خب نگاه کردی ؟
من - هی، جف-
چرا ناهار نمیخوری این بامن
ممنون قربان
سلام،کلانتر ایوانز هستم
... پس
گفتی سیاه پر رنگ؟
اره- باشه. فهمیدم-
کجا بودیم؟
هی، تامی چطوری، قهرمان؟
حالت خوبه بچه؟
کار ضروری تو خونه برام پیش اومده باید برم
اره، مطمئنا
متاسفم
سلام- سلام لیو-
میدونی تامی چیشه؟
اره اره، در واقع، من ... من میدونم
خب اشکالی نداره به منم بگی؟
چون بچه نیاز به کمک داره
اون همین الان از اینجا فرار کرد
جوریکه یه روح یا چیزی دیده باشه
من... میدونی کوین، متاسفم، ولی من
فقط فکر نمیکنم بفهمی
ببخشید؟
ولی اون به کمک نیاز داره
کجا ... کجا لیندسی کجاست؟
نمیدانم، دیوونه- اون کجاست-
هی، چه گهی میخوری، احمق؟
ببین، یکی- اون رو پس بده-
میخواد منو بکشه
باشه و اگه گوشیمو بهم ندی من میکشمت
اینجا چه خبره؟
نمی دونم تامی پریود شده
خیلی خب. برو بیرون
هردو تون بیرون
ببین، من...فقط یه دقیقه نیاز دارم
من به جایی نیاز دارم که تو اون احساس امنیت کنم
تامی تو به طور جدی نیاز داری اروم شی
نصف شب بیدار میشی
یواشکی بیرون میری از خونه
سر و صدا تو اتاق
داری از هم می پاشی
ببین من دارم از هم می پاشم
میدونی، تو میگی
تو می گویی که من ... من ... من من ... یواشکی بیرون میرم
ولی من
یادم نمیاد
یجورایی
شکاف تو حافظم وجود داره
باشه پس فراموشی داری
این چیزی نیست که من می گم
شاید اینطور باشه
باشه. باشه. پس، تو اعتراف میکنی
بگو شب کجا میری؟
چیکار میکنی؟- من نمی دونم-
مخدره، نه؟- چی؟ نه-
نه- به مامان و بابا نمیگم-
نه، این مواد مخدر نیست
اصلا با اون دکتری که توصیه کردم تماس گرفتی ؟
تامی، به خودت نگاه می کنی این همه خشم فروخورده داری
تو سر مامان داد میزنی، تو.
دارم میام پیش تو برای کمک
من دارم میام پیش خواهرم
من ... من نمی تونم به کسی اعتماد کنم
می دونی، من... من... سعی کردم
سعیم رو کردم.
میدونی
میدونی، من انجام دادم کاری که به من گفتی انجام دادم
جواب نداد
اشکالی نداره
باربارا
و شارون
برایس
من اونا رو کشتم
مگه نه؟
من اونا رو کشتم
من ... من من میرم زندان
چرخ فلک رو یادت میاد؟
اون کلاه دیوونه سیاه و سفیدی رو که سرم میکردم، یادت هست؟
اره
می خواستم سوار اسب بشم به سمت غروب برم
و یادت هست به من چه گفتی؟
فقط صبر کن
تا آخر صبر کن- درسته-
و این همون کاریه که من فکر میکنم تو باید انجام بدی
فقط صبر کن
فقط صبر کن
من نمیذارم کسی بهت صدمه بزنه
چطوری؟
من نمی دونم
ولی چیزی که میدونم
تو خوب میشی
قول میدم
نگاه کن
چرا خودت رو تمیز نمی کنی؟
صورتت رو بشوری
و ما با هم درمورد اون صحبت خواهیم کرد
[رعد و برق می پیچد]
911به فرمایین وضعیت اضطراری تون چیه؟
چی کار می کنی؟
هیچی به کی زنگ میزنی؟
میخواستم گوشیمو شارژ کنم
به کی زنگ میزنی؟ به اون دکتر زنگ میزدی؟
نه! چی؟ تامی
...چه گهی
تامی
تامی، چه بلایی سرت اومده؟
لیندسی، لیندسی لیندسی، حالت خوبه؟
اولیویا چیزی فقط
اتفاقی واسم افتاد
تامی
این برای بابا داره اتفاق می افته
بابا؟ تو کجا ای؟- تامی؟-
چیشده؟ چیه؟ چه خبر شده؟
بیا اینجا
بهت نشون میدم- سلام؟-
هی؟
مامان؟
مامان؟
مامان؟
هی
مامان کجا میری؟
لعنتی
مامان؟
برگرد
تامی؟ تامی؟ بچه ها
بزار بیام تو
مامان!
مامان، تامی! لیندزی... لیندسی واقعاً بد صدمه دیده
لطفا کمک کنید
مامان.
تامی خیلی خوشحالم که اینجایی
لطفا کمک کن من به کمک تو نیاز دارم
وای... صبر کن.
از مادرت اینجا حمایت کنی
ما فکر می کنیم که اون مواد مخدر زیادی مصرف می کنه
من باید با تامی صحبت کنم
من باید با تامی صحبت کنم
لطفا مراقب باش- اولیویا-
تو این زن رو می شناسی؟
اره، من...من همکارمه
پسر، به پلیس زنگ بزن
صبر کن، نه، این
اون عوضی کوچولو کجا رفت؟
من داستانی برای گفتن دارم
متاسفم
متاسفم
متاسفم
متاسفم
هی، عجیب و غریب
افراد عجیب و غریب اجازه ندارن بیان اینجا
همه افراد دیگ تو مدرسه دعوت شده بودن
خب، هیچ کس تو رو اینجا نمی خواد
خب، چطوره که رای بگیریم؟
هی، برایس
واقعا نباید باهاش مثل اشغال حرف بزنی
هر طور که بخوام با اون صحبت میکنم
میدونی چیه فراموشش کن بیا بریم خونه من
اره، بیا بریم
ولی، برایس، بارون می باره
من به بارون اهمیتی نمیدم
یذره بارون تاثیری نداره
بیا بریم
باشه بزن بریم
صبر کن
من هم نمیخوام تنها به خونه برم
باشه ، بریم
برایس، تامی کجاست ؟
چه کسی به تامیاهمیت میده؟
تو خونه آبجو داری ؟
البته که آبجو دارم
آه، لعنتی برایس، بارون می باره، بیا
هی صبر کن
وای خدای من نمیتونم اینو باور کنم
بیا برو بیارش
برایس، بیخیال- تامی، بیا بریم-
تو مجبور نیستی با اونا بری
من باید برم
خوبه. لعنت بهت پس
لعنت بهت!
بلند شو- نه! از من دور شو-
بهتره به من گوش کنی پسر
تو باید به حرف من گوش کنی
همه چیز رو دیدم
تو این کار رو کردی
چه کوفتی داری میگی؟
اون... اون اون روز زیر بارون
وقتی ... وقتی من وقتی به دفترت اومدم
چی گفتی پسر؟
شنیدی
مشکل تویی
تو معتادا رو وارد خونه می کنی
با پول من زندگی میکنی
میدونی با تو همیشه بحثه پوله
متاسفم که من یه شکست ام
که من به رویای دن اولسون عمل نکردم
دیگه حتی نمی دونم کی ام
تو پسر من هستی
من پسر تو نیستم
تو از من خجالت می کشی
من این کار رو برای خانواده انجام دادم.
لطفا این کار رو نکن. دن، نکن
جفتتون نمیدونید کی بس کنین
تو دخالت نکن
تو یه ننگی
خب تو قاتل هستی
تو اون دختر رو کشتي تو اون دختر رو کشتي
و تو به کلانتر پول دادی
و مکانیک که قایمش کنی
تو به من دروغ گفتی
من ... اومدم
من به دفتر تو اومدم تا
کمکم کنی
نه برای این
تو این کار رو کردی
تو از من جنایتکار ساختی
بهت دروغ گفتم- تو به خاطر خودت انجامش دادی-
من این کار رو برای مادرت انجام دادم
اون داشت رانندگی میکرد نه من
مامان این درسته؟- تامی-
تامی
نه، به من دست نزن! به من دست نزن!
تامی، متاسفم
تامی، تامی، لطفا تامی
تامی، به من نگاه کن
تامی
خواهش میکنم تامی تامی
از من دور شو
تامی
متاسفم
می بخشمت
نه، نه، نه، نه، نه داشتی رانندگی میکردی ،توانجامش دادی
من هیچ کاری نکردم
تو خیلی حسود و احمقی
همه چیز به عهده توئه
این به عهده توئه. این بر عهده توئه
دن
دن پدرت چه بلایی سرش اومد؟
تامی، چه اتفاقی برای پدرت افتاد؟
دن یه چیزی بگو
دستات رو بالای سرت بزار
بیا بریم
من بودم این بود.... بود... من بودم.
من بودم
تامی، خیلی متاسفم
درخواست کردی من رو ببینی؟
یه درخواست ازت دارم
تو هیچ درخواستی نمیتونی داشته باشی
اگ به بقیه شون اعتراف کنم چی ؟
تو ازای اون چه میخوای؟
از تامی بگذر
من و تو می دونیم که اون به اندازه کافی زجر کشیده
تو حاضری به اون شخص که
به همه اون افراد دیگ حمله کرد
اجازه بدی ازادانه راه بره؟
میدونی مردیث
من خیلی وقته منتظر این بودم
من همینجایی که هستم واسمو
و تو درست همون جایی که هستی واسی
منم
ولی از جایی که من ایستاده ام
تنها چیزی که می بینم مادر بدون دختره
میدونی هیچ کدوم از اینا نمیشد
اگ با شوهر من نمیخوابیدی و اون فرزند زشت رو به دنیا نمی آوردی
اون تو مراقب خودت باش
لیندسی تصمیم گرفت که نیاد؟
فکر کنم خیلی زود بود
بفرما
این چیه؟
این همه چیزیه که بهش نیاز دارین
خونه، حساب ها
اره
فقط به این دلیل که پدر اینطوری بود
به این معنی نیست که تو هم باید باشی
کال من نفرین شده ام
هرکسی که بهشون نزدیک میشم
تهش صدمه میبینن یا ... یا ... یا بدتر
و من ... من تو رو دوست دارم
و من ... من فقط
من ... من ... من فقط نمی تونم کنار تو باشم
یا هر کسی
من... فکر میکنم بهتره ناپدید بشم
ببین دنبال من نگرد
من
این خداحافظی منه
تامی صبر کن
گفتم واسا الاغ
هر چیزی که من
که ما اون رو پشت سر گذاشتیم فقط
گوش کن، من میدونم که چیزهایی وجود داره
که ما هرگز قادر به درک اون نخواهیم بود
ولی تو برادر منی
و ما تنها خانواده ای هستیم که برامون مونده
من ... من ... من فقط
هیچوقت نتونستم خودمو ببخشم
اونوقت چی به اون میگی؟
من همین رو به اولیویا میگم
ولی من فکر نمی کنم اون درک کنه
متاسفم کال
ولی این خداحافظیه
یه دقیقه تا خاموش شدن چراغ ها
ارائه شده توسط رسانه اینترنتی ویلم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.