Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مدیران سایت ها و چنل های تلگرامی دانلود فیلم و سریال و شبکه های ماهواره ای لطفاً وجدان داشته باشید و حاصل زحمات دیگران رو با حذف نام مترجم بنام خود تمام نکنید چرا که پشت سر اون دسته از کسانی که دست به حذف نام میزنن مطمئن باشین حرف های خوبی گفته نمیشه و اسم تمامی سایت های دزد و چنل های تلگرامی دزد در تمامی محافل با حرف های ناپسندی نقل میشه
وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی تقدیم میکند
آدرس کانال تلگرامی وبسایت بهارات مووی @bolymix
مدیر وبسایت : نوید مرادی
آدرس پیج اینستاگرامی بهارات مووی bharaatmovie
مترجم : طاهر
عجله کن پسر
باشه عمو
آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani
اینجا خلوته، چرا اینجا پیاده شدی؟
روستای من راتودی کمی جلوتره
واقعا؟
این مکان برای من مانند انتهای زمینه
این فیلم توسط وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی ترجمه شده است حتما برای دیدن این فیلم اشتراک تهیه نمایید
سگک کمربندت منو آزار میده، بولبولا
اما من پیژامه پوشیدم
همونی که بهت هدیه دادم؟
نه، بابا امشب اونو پوشیده
مامان این یکی رچ به من داد - مامان، ها
گیلوتی - خفه شو
این بار مشکل مامان چیه؟
خسته شدی؟
زمان ظهورش فرا رسیده و من در رو باز نکردم
وای نه
{پسر عزیزم
پسر عزیزم
باشد که به بهشت بری
بلیطت آماده ست
بلیطت آماده ست
با آرزوی سفری امن
با آرزوی سفری امن
اگر در رو به موقع باز کرده بودی
به درهای بهشت نمی رسیدی
زندگی ارزشمندت رو از دست دادی
اون کی بود؟
بوی عشقش رو حس می کنم
گیلوتی
گیلوتی
پسر عزیزم
پسر عزیزم
باشد که به بهشت بری
عمو اگه سه شنبه ها ساعت 19:15 یکی در رو باز نکنه چی میشه؟
یه قوز پشتش درمیاد
و بعد؟
روز سیزدهم خواهد مرد
آخرین نفسات رو بکش
با آرزوی سفری امن
کی پشت این ماجراست عمو؟ - کاکودا
اون بیرون روستا در مزرعه زندگی میکنه
هر سه شنبه ساعت 19:15 به اینجا میاد
و اگه در کوچیک خانه ای رو بسته ببینه
مردی رو که در اون خونه زندگی میکنه نفرین میکنه
پس فقط مردها رو دنبال می کنه؟
بله، زنان در امان هستن
تا زمانی که بزرک بشی، ایمن هستی
اما چرا این کار رو میکنه؟
داستان های مختلفی وجود داره
برخی میگن نجار بوده که تمام درهای این روستا رو ساخته
اما برای کارش دستمزد نگرفته
و به همین دلیل روحش اینجا پرسه می زنه
برخی میگن این روح یه معلم مدرسه اس
که ساعت 19:15 کلاس رو شروع کرد
اما هیچ دانش آموزی حاضر نشد
اینجوری داره انتقام میگیره
ما باید مطمئن شیم که درب کوچیک رو به موقع باز می کنیم
اینم کارنامه دخترم
62.7 درصد
این مدرک لیسانسشه
49 درصد
در واقع... اوم موقع دچار زردی شده بود
بله
پسرم میتونی انگلیسی صحبت کنی؟
آره
اون از خواب بیدار میشه و هر روز میگه "صبح بخیر"
بله، مامان
پسرم، لطفا اینو با صدای بلند برای ما بخون؟
فقط برای اینکه مطمئن بشیم
"گاو مادر منه"
"گاو مادر منه"
"گاو یک حیوان مقدسه"
رنگ اون میتونه سیاه، قهوه ای یا سفید باشه
"...چهار پا دارد، یک دم و چهار"
بخونش
"چهار سینه"
به ما شیر میده
یه گاو میتونه مادر باشه اما یه مادر هرگز نمیتونه گاو باشه
آفرین
از لالی بخواه که بیاد اینجا
من میارمش
مامانی
خون
لالی
لالی - مشکل چیه؟
چیکار کردی؟
این شما هستی که این کار رو انجام دادی
مگه من چی کردم فرزندم؟
اون مناسب ترین پسریه که تا به حال دیدم
تمام انشا رو بدون زحمت خوند... درست
خب، پس میتونه بعد از مرگ من با جنازه من ازدواج کنه
من بارها به شما گفتم که نمی خوام ازدواج کنم
اینهمه خون
تو دلیل مرگ دخترم هستی
هر روز یه بازی جدید براش پیدا میکنی
اونم هر روز با یه درام جدید میاد
ساکت باش
در رو باز کن لالی
مطمئن باش ردش میکنیم
میتونی با اون پسر ازدواج کنی اسمش چی بود؟
یه دقیقه صبر کن
منظورت کیه؟
سانی - سانی
این سانی کیه؟
صاحب شیرینی فروشی - تاجره
اونی که مال ایندیراست؟
دوست
دوست پسر
به همین دلیله که اون همه چیز رو به تاخیر انداخته
به من بگو لالی
این دوستت
میتونه انگلیسی صحبت کنه؟
بله میتونه
بچه من نیازی به این چیزا نبود
چرا فورا او را آزمایش نمیکنیم؟
برو بهش زنگ بزن
بهش زنگ بزن
دستاتو نشونم بده
رنگ از این پارچه اس
عمو... فقط یه بار
اگه میتونی یه بار دیگه - خفه شو
شما دخترتوت رو بیش از حد لوس کردین
متاسفم خانم
اما اگه مشکلی ندارین
من یه دختر دیگه دارم
گوماتی
شوخی میکنید؟
تمام روستای از اون خبر دارن
پسر من انقدر داغون نیست
بریم
میدونی که من میتونم جونم رو برات بدم
اما نمیتونم کاری رو که ازم میخوای انجام بدم
برای اثبات عشقت، باید امتحان بدی، نه جونتو
نمیتونم تو آزمون هندی شرکت کنم؟
بابام میخواد دانش انگلیسی تو رو آزمایش کنه
من شیرینی جدیدی به اسم تو درست کردم
محبوب ترین شیرینی در کل روستا
اگه بخوای اسم بابات رو هم میتونم اسم شیرینی بذارم
اما نمیتونم کاری رو که ازم می چخوای انجام بدم
حق با مامان بود
از مردم راتودی دوری کن
همه مردم روستا بی سواد و خرافاتی هستن
خرافه نیست ببین بلبلا چی شد
دو روز پیش بعد از تبدیل شدن به قوز درگذشت
بازم در مورد قوز صحبت میکنی؟
این بین مردم بی سواد روستای شما اپیدمی شده
مردمش نیاز به درمان دارن
چرا باید همیشه به روستای من توهین کنی؟
من باید بعد از ازدواج برم اوتجا زندگی کنم، نه؟
ببین سانی
پدرم ممکنه تو رو به خاطر ارتکاب قتل ببخشه
اما هنگام خوندن مقاله انگلیسی، هیچ اشتباهی رو نخواهد بخشید
تو باید روان بخونی، فقط در این صورت میتونم باهات ازدواج کنم
پس بیخیال من شو
باسه سعیمو میکنم
یکم از شیرینی بده بچشم
نه، چاق میشم
این با روغن بدون چربی درست شده
من نادانم
در حالی که تو خیلی باهوشی
من کلمات هستم در حالی که تو احساسات هستی
من کلمات عشق هستم
تو خیلی شیوا صحبت می کنی
ما جدایی ناپذیر هستیم پیوند ما بی انتهاست
تو مرا در عشق غرق می کنی
براش ازت ممنونم
قلب من ممنونه ازت
ممنون ازت
ممنون ازت
ممنون ازت
ممنون ازت
ممنون ازت
بفرما
خب
لطفا اینو برای من بخون
گاو مادر منه، گاو حیوان مقدسیه
رنگ اون می تونه سیاه، قهوه ای یا سفید باشه
چهار پا، یک دم و چهار سینه داره
به ما شیر میده
اما باید مراقب بود چون جفتک میزنه
یکچه گاو میتونه مادر باشه اما یک مادر هرگز نمیتونه گاو باشه
آفرین
اگه تو سیاهی من ذغال فروشم
یک چیز مسلمه سانی... تو احمقی
اگه فقط از مغزت استفاده می کردی
همه چیز درست میشد
منظورت چیه؟
همه انشاها مثل همن
باید فقط "گاو" رو با "بهترین دوست" عوض می کردی
واقعا؟
بنابراین میشد، کیلویش مادر منه
کیلویش به ما شیر میده
کیلویش چهار تا
کیلویش دم داره
کیلویش میتونه مادر باشه اما مادر هرگز نمیتونه
کاکودا؟
اما سه شنبه نیست، نه؟
شاید اونم مست باشه
ارواح هم الکل میخورن داداش؟
ایندو؟
دوستم داری؟
چرا میپرسی؟
آره یا نه؟
آره
تا زمانی که بمیری دوستم خواهی داشت؟ - آره
منو رها نمی کنی؟
در این صورت من حاضرم فرار کنم و با تو ازدواج کنم
بیا بریم
ایندو
یکم عجله نمیکنی؟
عجله؟
بابا عروسی منو با یه پسره درست کرده
الان یا هرگز
اما بعد از ازدواج به کجا فرار کنیم؟
چرا بعد از ازدواج فرار کنیم؟
منظورت چیه؟
فعلا فرار میکنیم و بعد ازدواج میکنیم
بعد از اون هر طور شده به خونه شما میریم
خونه ما... خانه ما؟
به بابا چی بگیم؟
نیازی به گفتن چیزی نیست
یه نگاه به عروس زیباش میکنه و قبول میکنه
درسته
و بابای تو؟
بعد از ازدواج ما میاد
اونم میاد
و مامانت؟
این همه ایده اون بود
موقعیت سیارات نشان میده که
هر دوی شما خیلی خوش شانس هستید
من زمان خوبی پیدا کردم
فردا ساعت 5 عصر
سانی
فردا نه
اما چرا؟
فردا سه شنبه اس
خب؟
من باید در رو باز کنم
نظرت رو عوض نمیکنی؟
اینو میگی چون شاهدش نبودی
همون تاریخ فردا
در چی؟
بذار یک روز باز بمونه
یک روز باز بمونه
عمو یک بار در رو باز گذاشته بود
رفت به تماشای فیلم
دوتا قوز براش گذاشت، یکی پشت و یکی جلو
اینطور نیست، کیلویش؟
آره
باید کسی باشه که در رو باز کنه
اون احترام میخواد. توجه
چرا پدرت برای یک بار هم که شده نمیتونه این کار رو انجام بده؟
میتونه در رو باز کنه
باشه قبوله
ما یه تاریخ مبارک تو ماه آینده پیدا کردیم
باید به اقواممون اطلاع بدم، دعوتنامه عروسی رو هم چاپ کنیم
دعوت نامه ها رو به انگلیسی چاپ کن
حداقل غذاتو تمام کن
یکی اصلا حرف نمیزنه و یکی زیاد حرف میزنه
خیلی زیاد
گوماتی؟
الان میتونی هر روز لذت ببری
اما این مال توئه
نگهش دار
من تا الان فقط بهت مشکل دادم
فردا با من به معبد میای؟
تا کی خودتو تنبیه میکنی خواهر؟
در رو از بیرون قفل کن
کجا میری؟
به عروسی
عروسی کی؟ - خودم
چی؟
عروسی خواهر دوستم
میخوای به یه قوز تبدیل بشی؟
بچه کسی در رو باز کنه؟
براشون هدیه بفرست
بابا... کجا میری؟
میرم تو یه مراسم مذهبی در گبردان شرکت کنم
هفته پیش بهت گفته بودم
اما اون مکان پر شده از آب تا کمر
نه... تا گردن
مزخرف
بابا
خیلی خطرناکه بابا شما حتی نمیتونی شنا کنی
غرق شدنم مهم نیست
اگرچه خداوند بخواد که با اون باشم، میرم
بابا
یادت باشه که برای من مقداری آب گرم نگه داری
وقتی برگشتم میخوام پاهام رو خیس کنم
این روزها همه چیز رو فراموش می کنی
خدافظ
سانی کجایی؟ کشیش اینجاست
الو
هستی؟
سانی
الو
از کشیش بخواه که همه چیز رو آماده کنه
سانی به زودی میاد
سانی
سانی
بیا عجله کنیم، ایندو
عجله کن
دامنم گیر میکنه
صبر کن
عجله کن
سانی
چند بار دور آتش مقدس گشتیم؟
هشت بار - هشت؟
حالا شما زن و شوهر هستید
بگین پنیر
پنیر - پنیر
این یکی تار شد
باید یکی دیگه بگیرم - من میرم
عکستو بگیر
ایده این بود که فرار کنیم تا ازدواج کنیم سانی
هنگام ازدواج فرار نکنیم
بابا رفته گوبردان، باید در رو باز کنم
این عکس خوبه - من دیگه میرم
سانی
شب میام و میبرمت
مشکل چیه؟ - موتور روشن نمیشه لعنتی
بذار من امتحان کنم
الان باید خراب سه؟
به من گوش کن، سانی دوچرخه رو بردار و برو
تو چی؟
عموی من در رو باز می کنه، تو برو
خدافظ
آخ
♪ پسر عزیزم ♪
♪ پسر عزیزم ♪
♪ باشد که به بهشت بری ♪
♪ بلیطت آماده ست ♪
♪ بلیطت آماده ست ♪
♪ با آرزوی سفری امن ♪
♪ با آرزوی سفری امن ♪
♪ پسر عزیزم ♪
♪ پسر عزیزم ♪
♪ باشد که به بهشت بری ♪
♪ باشد که به بهشت بری ♪
♪ اگر در رو به موقع باز کرده بودی ♪
به درهای بهشت نمی رسیدی
♪ وقت تو تمام شده ♪
♪ وقت تو تمام شده ♪
چه خبره، سانی؟
این چیه؟
تو بلافاصله بعد از ازدواج بیوه میشی، ایندیرا
سانی
سانی
پدرمه
برو و ازش طلب خیر کن
اون
عروس شماست
عروس؟
دیشب ازدواج کردن
درسته اون چیزی که میگه؟
بله، ما دیشب ازدواج کردیم، بابا
بابا؟
بابا؟
بله، بابا
جای تعجب نیست که در مورد آب تا کمر... تا گردن بلوف می زدی
زیر آفتاب کباب شدم
باید به من می گفتی
من نمیتونم در رو باز کنم چون قراره ازدواج کنم
من میموندم
من برای تو خیلی کار کردم احمق
در رو هم باز می کردم
صبر کن
بابا
شلوارم شله
لطفا اونو ببخش
سانی گفته بود که عصبانی میشی اما من بهش گفتم
گفتم کیسانچند با دیدن عروسش دلش آب میشه
چه خبره، سانی؟
این رو ببین. الان باور نمیکنی؟
بله اما معتقدم که این یه بیماریه
من به ارواح اعتقادی ندارم
ببین قطار بعدی به دهلی چه زمانیه
دهلی؟ - دهلی؟
بله، ما برای درمان شما به شهر میریم همین الان
تو همه چیز رو از من گرفتی
من فقط 13 روز دیگر با پسرم دارم اون رو هم میگیری؟
هیچ اتفاقی برای سانی نمی افته
اینا فقط خرافه اس
"خرافات" اینه که باور کنه حالش خوب میشه
هیچ کس تا به حال از این وضعیت جان سالم به در نبرده
چون هیچ کس برای زنده ماندن تلاش نکرده
ما در 50 سال گذشته چیزهای زیادی رو امتحان کردیم
جادو، به دنبال کمک از مردان خدا
مگه نه؟
دکتر چی؟
بسه
وقت رفتنته
چند روز دیگه در تشییع جنازه سانی غصه بخور
کیلویش، چمدانش رو بردار و مطمئن شوید که میره
بذارش پایین
اون فقط پسر شما نیست، شوهر منم هست
تو میتونی برای خودت شوهر دیگری پیدا کنی من چی؟
چمدانو بردار
بذارش پاییم
نیازی نیست پسر دیگری داشته باشی
این یکی خوب میشه - چرا نمیفهمی؟
این یه بیماری نیست، نفرینه
چمدانو بردار
بابا هر جوری باشه میمیرم
چرا امتحان نکنیم؟
تو همیشه همونطور که می خواستی عمل کردی پسر
این آخرین آرزوی منه، بابا
حداقل میتونه به ماه عسل بره
خوبه
انتظار کیفوز داشتم
واقعا؟
اما فقط یک تکه گوشته
چی؟
فقط یک توده کوچیکه
خبر خوب اینه که به استخوان یا ماهیچه ای متصل نیست
فقط به پوست چسبیده
یک جراحی کوچیک و تموم
فقط یه جراحی کوچیک
اب
چی میگفتن؟
یه جراحی کوچیک و تمام؟
زن داداش
ببر زنده اس
یکم آب بخور
بله کیسانچند؟
ببخشید عمو جون
سلام صاحب مغازه شیرینی فروشی
تو درمان شدی
ایندو؟
مراقب باش
خوبم
مثل سریال ساویتری که از تلویزیون پخش میشه
شوهرت رو از چنگ مرگ ربودی
درست مثا کاری که ساویتری انجام داد
دیوونه
خیلی ممنون
نه عمو... باید به نارایان زنگ بزنم
کیلویش؟ الو؟
گوشی رو بده سانی
عمو، اون
دهنش در حال حاضر مشغوله
کیلویش؟
صداتو نمیشنوم عمو
الو
هی شوهر
نخوابیدی؟
اینو نگه دار
علم همه پاسخ ها رو نداره
گفتم نگهش دار
کجا بودی؟ ایندو؟ بیا
سانی اینجاست
کیلویش
من قبلاً بهشون پول پرداخت کرده بودم
که بیان و برقصن
بریم
متاسفم
عذرخواهی نکن بگو دوستت دارم
لطفا سعی کن بفهمی من نمیتونم دوستت داشته باشم
ما از دنیاهای مختلف اومدیم
من نمی تونم به دنیای شما بیام
اما میتونم تو رو با خودم ببرم
خون؟
نترس مال منه
خواهر من باید برم
تو می خوای دوستت داشته باشن، به همین دلیل به یکی زنگ زدم
اونی که تو زندگیت باشه
منظورم اینه که بعد از مرگ شریک زندگیت بشه
اوه، پس تو نیستی؟
نه
پس اون کجاست؟
اینجا عزیزم
کجا بودی؟
وقت شناسی برای تو معنایی نداره؟
درست بیرون این بیمارستان... یه معبده
مجبور شدم یک مسیر انحرافی رو طی کنم
چطوری مردی؟
یه نمایش در فضای باز بود
باران شروع شد
یک اتصالی کوتاه در حالی که گیتار می زدم و تمام
عجب مرگی
خب چی میزنی؟
متال
من عاشق متال هستم
و من عاشق ارواح هستم
ببخشین
الو
هی
ترسیدی؟
چطور ارواح رو میگیری؟
من از ارواح نمی ترسم
من از انسان ها می ترسم
بریم
از ارواح نمی ترسم
سلام، ایندیرا
برای این فرصت ازت متشکرم
باحاله
باحال؟
بله، این مورد باحال به نظر می رسه
این روزها ارواح خیلی خسته کننده شدن
گردن میگیرن و خون میمکن
خلخال میپوشن و شب ها میرن بیرون
یا روح مونثی که شب ها برای نوشیدن یک فنجان چای به خانه ها سر میزنه
مردم باید روی دیوارها می نوشتن دفعه بعد با خودت شیر بیار
وقتی شیر گران شد، حالش بد شد و دیگه به خونه ها سر نزد
این روح خوبه
اون 13 روز قبل از قتل اخطار میده
و چه اسم جذابی
کاکودا
به نظر میرسه که از پیش یک دایناسور اومده
فکر نکن اینقدر آسونه، این روح یک مادره
بس کن انسان، به روح قسم نخور
از کجا میدونی که یک روح پشت همه اینهاست؟
من 127 جادوگری داشتم
72 خون آشام
37 روح
من سالها تجربه دارم
ایندیرا
فقط داره ما رو گول میزنه
میخوای چند تا روح رو احضار کنم؟
میخوای؟
نیازی نیست
چرا تو بیمارستان کار می کردی؟
من تو مأموریتی بودم که یک جادوگر رو آزاد کنم
من با ارواح زن کار میکنم
به نظر نمیرسه که اونا بخوان منو تنها بذارن
چطور اونا رو آزاد میکنی؟
من از یک نقاشی خودکار استفاده میکنم
اینا رو تو کشیدی؟
نه، ارواح میکشن
هر چه بخوان میگن
از طریق من روی بوم بیان میکنن
سوال دیگه ای هست؟
من یه درخواست دارم
چیه؟
باید تمام کارها رو مخفیانه انجام بدی
صبر کن
یه انسانه
در رو باز کن
دانتِس مووی قاسم سمنگانی
منم
برو کنار
سانی
اشتباه کردم
پس اون جن گیره؟
جن گیر نه، شکارچی ارواح
من از قبل محکوم به فنا هستم
چرا میخوای نجاتم بدی؟
چرا میخوای با ارواح بجنگی در حالی که حتی بهشون اعتقاد نداری؟
پس باید چیکار کنم؟
بشین و منتظر بمونم؟
ایندو
هیچ کس نمیمیره
وقتی ویکتور اینجاست نترسید
وقت زیادی نداریم بریم
اره حتما. موفق باشی
سانی، بیا، تو رو ببرم خونه
من با تو میام
تو این جا بمون
یا هر دو میمونیم یا هر دو میریم
اینجا جاییه که روح زندگی میکنه
اما من سیگنالی دریافت نمیکنم
الان باید خواب باشه
مزاحمش نشو
باید جلوتر بریم
ایندو
چی شد؟
مگه اون شکارچی ارواح نیست؟
میتونه به محض اینکه با روح ملاقات کرد برای ما پیامک بفرسته
آره
بیداره
ایندو
چرا اینو روشن کردی؟
یک روح رو میشه با آتش کنترل کرد
فرار کن
ایندو
ایندو
بریم
صبر کن تا آقای ویکتور بیاد
اون نمیاد
نترس - من نمیترسم
کیلویش؟
انقدر ترسیده که دستم رو میگیره
اگر کیلویش دست تو رو گرفته
پس کی مال من رو گرفته؟
آقای ویکتور
ایندو
آقای ویکتور
بذار باشه
آقای ویکتور
آقای ویکتور، نگاه کن. یک روح زن
روح زن؟ کجا؟
روح زن کجاست؟ - تو خونه نشونت میدم بیا
من از ارواح زن متنفرم
یک عقاب، دو کبوتر و یک چاه
اینا کبوترن؟
آره
اگه دو دقیقه دیگه وقت داشتم، همونجا قضیه رو حل می کردم
اون نمیتونه
هنوزم میتونم حلش کنم
تو روستا چاهی وجود داره؟
آب داشته باشه؟
نه
چاهی که خشکه
من
یادم نمیاد
همونطور که انتظار میرفت
بیخیال
این به ما میگه
این چیه؟
فرکانس صوتی روح رو ضبط کردم
این به هندی برای ما ترجمه می کنه
خانه کشتیگیر گوگو
نزدیک چاه...
"آسیب، کشیدگی عضلات، پارگی تاندون"
"و گرفتگی عضلات در اینجا درمان می شود"
"گوگو کشتیگیر"
این یارو داره ما رو مجبور میکنه همه کارهای کثیف رو انجام بدیم
در حالی که خودش داره قدم میزنه
من عادت دارم با قیچی کار کنم نه بیل
چه کسی میدونه که اون ما رو مجبور میکنه چه کار کنیم
به حرفم گوش کن زنداداش
اون با وانمود کردن یه معلول جسمی به کارهای سخت مرتکب گناه میشه
کیلویش
چیه؟ - اونجا
سانی
ایندو
آقای ویکتور
آقای ویکتور
چیه؟ - کلاه
بده من
باشه
خوبه
مراقب باش
بده
خوبه
وای
پرونده در 48 ساعت حل شده
اما سانی هنوز قوز داره
وقتی این دو رو آزاد کنیم ناپدید میشه
آزاد کن
بلند کن
بلند کنم؟
آره
ادامه بده
خوبه
ایندو
این یه روحه نه سیگار! بندازش دور
مواظب باش
کارت خوب بود، ایندیرا
آفرین
تو نباید این کار رو می کردی؟
من ارواح رو بدرقه می کنم نه سگ ها
چه بلایی سرش اومد؟
کیلویش
کیلویش
وای
پس این روحه
سلام آقا
من ویکتور هستم
میشه صحبت کنیم؟
دوباره پرش می کنیم
سریع پرش کن
ما کامل پرش می کنیم
عجله کن
تو شبیه یک تپانچه بودی اما معلوم شد که کمتری، آقای کاکودا
آقای شکارچی ارواح، کاکودا خودش در حال پرسه زدن بود
اما الان شما تمام خانواده اونو احضار کردی
اگه فقط دو دقیقه دیگه وقت داشتم درجا قضیه رو حل می کردم
هنوز هم میتونم حلش کنم
میتونم
کلاهش رو دزدیدی؟
حالا مطمئناً به اینجا میاد
بله، الان اونو احضار می کنم
نه
وایسا
از اونجا میاد داخل
کاکودا
من میخوام به شما کمک کنم، آقای کاکودا
برو به بهشت
من هفته گذشته دو جادوگر سکسی رو به اونجا فرستادم
برو خوش بگذرون
آقای کاگودا
کاکودا
جامده
چند روز مونده؟
منم اولش باور نکردم فرزندم
حق با اونه
سانی، تو عاشق ایندیرا هستی
و عشق یعنی فداکاری، پسرم
فردا... یعنی وقتی منقضی شدی
به این فکر کن که همه در مورد اون چی میگن
به بیوه سانی نگاه کنین
کمی جا باز کن پسرم
نگاه کن
این عکس ها رو ببین و از بینشون پسری مناسب براش انتخاب کن
ایندو
راهی برای جلب موافقتش پیدا کن
این قوز تنها وزنه ای نیست که تو حمل می کنی
تو بار مسئولیت ایندیرا رو هم به دوش می کشی
ما موارد بسیار خوبی براش پیدا کردیم
چند نفر از اونا حتی اسمشون مثل توئه سانی
فقط مطمئن شو که کسی رو انتخاب می کنی که بمونه
ایندیرا
ایندیرا
آقای ویکتور، اینا پدر و مادر من هستن
مامان و بابا، این آقای ویکتوره
دوست سانی
سلام آقا. چطوری؟
از دیدار شما خوشحالم
حیرت آوره
این پسر مناسبیه
ببخشین؟
ازدواج کردی؟ - نه. چطور؟
آقای ویکتور، میخواید در مورد موضوع فوری صحبت کنید؟
درسته
آقا ببخشید
بیا بریم تو
تو بشین و استراحت کن پسر
اگه بخوای می تونیم دوستی اونا رو به رابطه تبدیل کنیم
سیرک گویال؟ این یعنی چی؟
اینجا توضیح داده شده
این کیه؟
آخرین امید سیرک گویال
مال ما هم همینطور
آقای ویکتور کجاست؟
اون خیلی کار برای تو انجام میده، اینطور نیست؟
اون این کار رو برای ما انجام میده
بذار من امتحان کنم
بریم
مطمئنی نمیای؟
چکار کنم؟
فقط کار شما رو کند می کنم
من فکر می کنم حق با اونه
باید بری؟
من نمی تونم مبارزه رو در میانه راه رها کنم
حق هم داره
خداحافظ
آقای ویکتور درست میگه
ایندیرای عزیزم
من به شدت عاشقت هستم
و عشق به فداکاریه
فداکاری
آقای ویکتور مرد خوبیه
به زبان انگلیسی نیز مسلطه
بعد از مرگ من باید با او ازدواج کنی
این آخرین درخواست من از توئه
سانی
همیشه دوستت دارم
نمایش شروع شد؟
نمایش تمام شد
چطور بود؟
فوق العاده
اما من صدای تشویق رو نشنیدم
از راتودی به ما می گفتید
درسته
سیرک گویال
65 سال پیش رفته بودیم
به روستای راتودی
چهار مرد بودن
نه... سه و نیم
بعد از اینکه نمایش تمام می شد اون در کلاه پول جمع می کرد
به همین دلیل بهش گولک (قلک) میگفتن
مردم اونو فقط یه کوتوله می دیدن اما
اون قدرت جادویی داشت
میگفت وارونه به دنیا اومده
اگه پای راستشو پشت کسی بذاره
حتی یک فرد در بستر میتونه راه بره
اما جادوی اون فقط در غروب آفتاب در روزهای سهشنبه کار میکنه
یک روز، رئیس روستای راتودی رو دیدیم که از شدت درد فریاد می زد
هیچ کس نتونست درد اونو درمان کنه
یک ضربه از گولاک و رئیس خوب شد
همه مات و مبهوت شدن
گولاک بسیاری از روستاییان رو درمان کرد
احترام کوتوله در چشم روستاییان رشد کرد
سیرک در نهایت از دهکده نقل مکان کرد، اما گولاک باقی موند
تموم شد؟
تموم شد
و دیگه خبری ازش نبود
چطور ناگهان متوقف شد؟
دیگه خبری ازش نشدیم
وقت نمایشه
کف بزنین
چرا قبل از نمایش دست می زنید؟
مستی؟
شرو کجاست؟
ببر من کجاست؟
شروی من کجاست؟
شرو.
این که گربه اس
قبلا ببر بود
یعنی کاکودا در واقع گولاکه
اما چرا این کارا رو انجام میده؟
این چیزیه که ما باید کشف کنیم - چطور؟
باید دور بزنیم و از پیرمردهای روستا بپرسیم
کسی حتما میدونه
فقط چهار روز فرصت داریم
کافیه
وای
همه قدیمی ها رو تو یک مکان پیدا کردم
برو ازشون بپرس
سانی
گولاک
سانی
سانی
بس کن
سانی، سانی
چی شده بابا؟
من بابای تو نیستم
بخاطر تو پسرم
خودشو حلق آویز کرد
بس کن
این همه مخفی کاری درست زیر دماغ من در خونه خودم
به اندازه کافی هرج و مرج کردین
الانم این جن گیر رو آوردی؟
آقا
شکارچی ارواح
یه سیلی میزنما
اگه نمیخوای کتک بخوری به هندی صحبت کن
اسکلت رو از زیر سد بردی
سد نه قربان یه چاه بود
هر چی
اگه مهمان کیسان نبودی
تو رو در اون چاه لعنتی دفن می کردم
و با سنگ میپوشوندم
اون مهمان من نیست
من عروس ندارم
بابا
برو
تو باید بری، ایندو
سانی؟
لطفا
زنداداش
ببین آقای کیسانچند
خداحافظ
گمشو
بعد از مرگت باید بیای پیش من
اونوقت انتقامم رو میگیرم
به من گوش کن زنداداش
صبر کن
بریم
این فیلم توسط وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی ترجمه شده است حتما برای دیدن این فیلم اشتراک تهیه نمایید
همه چیز برای خوبی اتفاق می افته
مگه ما تو بچگی اینو نخونده بودیم؟
مگه نخوندیم «هرجا اراده هست راهی هست»؟
اشتباه بود؟
کاملا اشتباه نیست
اما کاملاً هم درست نیست
آنچه رو که می تونی تغییر بده و آنچه رو که نمی تونی تغییر بدی بپذیر
درست مثل تو؟
سانی و روستاییان چه گناهی کردن
که اینجوری توسط گولاک مجازات بشن؟
در میان روستاییا خانه و احترام پیدا کرد
اما دنبال نابودی همه چیزه
این شیطان بعد از مرگ هم آرامش نداره
روستاییان خانه اونو آتش زدن
چی؟
الان چی گفتی؟
چی گفتم؟
درباره گولاک
گولاک کیه؟
گفتی خونه اش سوخت
چی میگی تو؟
برو بخواب
منم احساس خواب آلودگی میکنم
الو
شما باید برگردی، آقای ویکتور
من نرفتم
دوستی رو ملاقات کردم که منو به خونهاش برد
کجا؟
می تونم آدرس اون مرد رو بگیرم؟
کدوم مرد؟
همونی که به گوماتی از گولک گفت
مرد نیست
زنه؟
گوماتی حتی از خونه بیرون نمیاد
اون مردم رو دوست نداره
چرا؟
چند سال پیش، پاهاش ورم کرده بود
و پوشیده از گل
این برای مدتی طول کشید
شب ها از خونه ناپدید می شد
و در جاده ای دور از اینجا میرفت
اهالی روستا شایعه کردن که اون عجیب غریبه
عروسیش لغو شد
پزشکا گفتن که اون در خواب راه میره
متوجه شدیم که چه چیزی اونو ناراحت کرده، اما نتونستیم درمانی پیدا کنیم
اون که از تمسخر شدن ناراحت بود، خودشو از همه دور کرد
هنوز هم عصرها در اتاقش رو از بیرون قفل میکنم
برای امنیتش
جالبه
نمی بینی ما داریم در مورد چیز مهمی بحث می کنیم، بچه؟
یه کاری کن
زمانی که گوماتی به خواب رفت این وسیله رو به لباسش وصل کن
امشب در اتاقش رو باز نگه دار
و در اتاق پدر و مادرت رو ببند
امشب میریم دنبالش
چرا؟
اون چیزی در مورد گولاک میدونه
اما نمیدونه که میدونه
و این چیزیه که ما باید بدونیم
گرفتی؟
صبر کن بچه... یه دقیقه بهم فرصت بده
بله، چیه؟
قـ ـا سـ ـم سـ ـمـ ـنـ ـگـ ـا نـ ـی
دست نگه دار... مادرت تو رو کجا گذاشت؟
اینجا نمیبینمش
نمیتونی بخوابی؟
تو نگرانی، نه؟
از این به بعد من کنارت میخوابم
یکم بخواب
یکم بخواب
ایندیرا، خیلی وقته منتظرم
ازت خواسته بودم که در اتاق گوماتی رو باز بذاری
نه اینکه خودت رو قفل کنی
چرا اینجوری نگاه میکنی؟
برای گرفتن روح نیازی نیست که شبیه یک روح باشی
صبر کن، کجا میری؟
باید دنبال گوماتی بریم
کجاست؟
اون گوماتیه
دوقلوهای همسان؟
بله دوقلوهای همسان
بارها سعی کردم بهت زنگ بزنم
اون بچه روح گوشی منو گرفت
میخواست یکم همستر بزنه بعدش دیگه پس نداد
کجا رفت؟
بیا بریم
اونجاست
وای، به پیاده رویش نگاه کن
ها؟ - یعنی چه تعادلی
بیچاره باید راهش رو فراموش کرده باشه
بیا بریم
کیلویش
فردا مشغول تشییع جنازه ام هستم
و ممکنه بعد از اون وقت نباشه
حق با توئه
ممکنه بعد از اون وقت نباشه
بیا برای آخرین بار با هم بنوشیم
اینجا صبر کن، من میارم
من در مورد ایندیرا صحبت می کنم.گ
ایندو؟
من واقعاً میخوام ببینمش
آخرین بار
الان؟
به ازدواج دوباره اون فکر نکردی؟
همه اونو رد کردن
چی کم داره؟
دختری که تمام روز در اتاقش بسته اس
فقط در شب بیرون میاد
کسی که مردم رو دوست نداره
اما ارواح رو دوست داره
وای
چه کار می کنی؟
کنترل
بیا بریم
سانی، وقتی به بهشت رسیدی، از مادر کاکودا بپرس
چرا این دیوونه اینجوریه
حتی بعد از مرگش هم نمرده
خودت ازش بپرس داره سمت ما میاد
اه، لعنتی
سانی؟
سانی؟
ایندو؟ - اینجا چی میکنی؟
میخواست برای آخرین بار تو رو ملاقات کنه
دیدی؟
میخوام ببشتر ببینم
لطفا
اگه تموم شد، می تونم به کارم ادامه بدم؟
تو به کارت برس
من فقط دارم نگاش میکنم
با این کارا
ممکنه اونو گم کنیم
کیو؟
گوماتی
اون گوماتیه؟
کجا میره؟
این چیزیه که ما باید کشف کنیم
ازش بپرسیم
خواهر
گوماتی
بس کن بیدار میشه
اون خوابه؟ - آره
ایندیرا چه خبره؟
گوماتی چیزی در مورد گولاک می دونه
گولاک؟
اسم اصلی کاکودا گولاکه
این چه اسمی برای یک روحه؟
گوماتی چطور چیزی در موردش اون میدونه؟
گولاک
باشه گولاک
کاکودا
نه، گولاک
کاکودا - گولاک
منظورم اینه که ما در حال حاضر در زمین کاکودا وایستادیم
گوماتی
ببین اگه نزدیک بشی می سوزمت
عقب بمون
به نام پدر و پسر
به نام پدر و پسر
کالامندی گویال ما رو فرستاده
میخواد بدونه چه کسی خانه شما رو به آتش کشید
گوماتی
در راتودی خیلی خوشحال بودم
همه منو دوست داشتند جز
گوگو کشتی گیر
دردهای مردم رو شفا می داد
احساس می کرد به خاطر من مشتریان خودشو از دست میده
با وجود تلاشش نتونست منو از روستا دور کنه
اون از گانگا استفاده کرد
گانگا؟
مادر شیبو
اون یه بیوه بود
دیدن اون
و صحبت کردن با اون ممنوع بود
اما من شیبو رو خیلی دوست داشتم
یک عصر سهشنبه
شیبو به من اطلاع داد که گانگا به کمرش آسیب رسونده
سعی کردم بگم به زنان دست نمیزنم
اما اون قبول نکرد
تنها من در روستا بودم
قبل از اینکه بتونم به گانگا کمک کنم
اهالی روستا به سرعت گفتن ما در یک رابطه نامشروع هستیم
مردان گوگو اون شب خونه من رو آتش زدن
دویدم و به هر دری زدم
اما هیچ کس در رو به روی من باز نکرد
گوگو حتی گانگا و شیبو رو در زمین پشت خونهاش دفن کرد
من تا اینجا دویدم
برای نجات خودم از سرما
این مترسک رو بغل کردم و اینجا موندم
13 ساعت در عذاب بودم
اون شب کسی در رو به روی من باز نکرد
به همین دلیله که الان همه خانه ها برای من در خاصی دارن
و اگه کسی اون در رو باز نکنه
13 روز قبل از کشتن اونو شکنجه میکنم
به ازای هر ساعتی که زجر کشیدم، رنجشون میدم
آقای گولاک
هر کاری که انجام دادی کاملاً درسته
این انسانهای لعنتی اینطورین دیگه
اما تو روح هستی، تو عاقل هستی
اون چی میگه؟
چرا به ما نمیگی چطور میتونیم به این نفرین پایان بدیم؟
نمیشه
این نفرین منه و هرگز تمام نمیشه
فکر نمیکنی الان باید بازنشسته شی؟
گانگا و شیبو در زندگی پس از مرگ منتظر شما هستن
آقای کلامندی تا یک هفته دیگه میاد
شایدم دو هفته
به خاطر اونه که برای آخرین بار به تو اجازه میدم که بری
خواهر
گوماتی
گوماتی - بلند شو گوماتی
خوبی؟
گیج شدم
کاکودا اجازه داد اون شب به خرابه بریم
و به خاطر کلامندی ما رو رها کرد
اون یه روح بی گناه به نظر میرسه
باید اونو از دردهاش رها کنم
هی آقای وکیل کاکودا
از چه زمانی ارواح احساس درد میکنن؟
وقتی خودت روح شدی متوجه میشی
آقای ویکتور
ببخشید کنترلم رو از دست دادم
پشت هر روحی یک انسان خطرناک وجود داره
اما سانی به ندرت چنین فردیه
و تو برای اون اینجایی، نه؟
نه، من برای کاکودا اینجا هستم
مهم نیست برای چه کسی اینجا هستی حالا چی باید کرد؟
حالا یا بعداً قرار نیست کاری انجام بشه
از همه شما میخوام فردا به تشییع جنازه من بیاید و غذا بخورید
ما هیچ راهی نداریم
یه راهی هست
یه راه برون رفت از این موضوع
درست مثل قلب یه شعبده باز که طوطیشه
و قدرت یه جادوگر که در دم خوکشه
قدرت کاکودا در پای راستشه
اگه پای راستش رو قطع کنیم
قطع کنیم؟
این ناخن های اون نیست، این پای روحه
چطور میخوای قطع کنی؟
من قطع نمی کنم
منظورت چیه؟
منظورم اینه که من هرگز نسبت به ارواح خشونت آمیز نبودم
پس جناب سفیر صلح
چرا تظاهر به شکارچی ارواح میکنی؟
من یک شکارچی ارواح هستم
قصاب نیستم
تو باید قطع کنی
چی؟
چطوری؟
من حتی نمیتونم موها رو درست کوتاه کنم
چطور می تونم پای اونو بزنم؟
گوماتی
اون میتونه
او به کاکودا نزدیکه
نه، گوماتی نه
اون ظریفه
اما تو قوی هستی
اما من ارواح رو از طریق طرحهام آزاد کردم
من هرگز به خشونت متوسل نشدم
یک پزشک برای نجات جان بیمار پای اونو قطع میکنه
لطفا آقای ویکتور
ما باید اونو احضار کنیم
اما اون فقط سه شنبه ها به میل خودش به اینجا میاد
او حالا میاد چون ما می خوایم
ما باید در راتودی خانه ای بدون هیچ مردی پیدا کنیم
گیلوتی، کل دهکده از شر این نفرین خلاص خواهد شد
مجسمه تو رو می سازیم
اگه بمیرم مجسمه من چه فایده ای داره؟
راستش رو بگو که می ترسی
من برای خودم نمی ترسم
برای مادربزرگ نگرانم
اون که جاودانه به نظر میرسه
به هر حال کاکودا به زنان آسیبی نمیرسونه
هر دوی شما در امان خواهید بود
نه
به خاطر بولبولا
از کجا درباره من و بولبولا میدونی؟
اون به من گفت
میگه: "دوستت دارم"
سلام بولبولا
از ملاقات شما خوشبختم
این دستش نیست
در حالیکه روستاییا مشغول تدارکات مرگ سانی هستن
ما اینجا خواهیم بود تا به کاکودا زندگی جدیدی بدیم
♪ ضعیف دل خواهد مرد ♪
♪ تبدیل به خاکستر خواهد شد ♪
♪ ضعیف دل خواهد مرد ♪
♪ تبدیل به خاکستر خواهد شد ♪
♪ روح ناآرام است ♪
♪ نفس نفس میزند ♪
♪ وقتی عاشق می شود دلش می لرزد ♪
♪ چهره تو وحشتناک است ♪
♪ تو طبیعت ترسناکی داری ♪
همه اطرافیان را میترسانی
هی منتظر چی هستی؟
وقتی کاکودا رسید، فقط گوماتی داخل میمونه
تا حواسش رو پرت کنه
و به محض اینکه فرصت پیدا کنم پای اونو میکنم
♪ ضعیف دل خواهد مرد ♪
♪ تبدیل به خاکستر خواهد شد ♪
♪ ضعیف دل خواهد مرد ♪
♪ تبدیل به خاکستر خواهد شد ♪
من میترسم
نترس بعد از این ویکتور پیشته
منظورم اینه که بعد از این پیروزی در انتظارته
♪ خانمها و آقایان، مراقب باشید ♪
♪ این مهمان ناخواسته ♪
♪ شیطانیست در لباس مبدل ♪
اون از هیچ قانونی پیروی نمیکنه
♪ با اظهارات دروغین عشق ممکنه ما رو به دام بندازه و بکشه ♪
در نهایت، در کوچیک باید بیرون کشیده بشه
برای عصبانی کردن کاکودا
بعد قطعا میاد
♪ ضعیف دل خواهد مرد ♪
♪ تبدیل به خاکستر خواهد شد ♪
♪ ضعیف دل خواهد مرد ♪
♪ تبدیل به خاکستر خواهد شد ♪
چیکار میکنی؟
سلام؟
حتی نمیای منو ببینی؟
فردا صبح میام
ایندو به من گوش کن، این ریسک رو نکن
وقتی عاشقت شدم ریسک کردم
الان دارم کارها رو تمام میکنم
اون چکار میکنه؟
الان باید گوشی رو قطع کنم
یخ دقیقه صبر کن
من سعی کردم خودکشی کنم
به طوری که بعد از مرگ من
...تو و آقای ویکتور
الو
اون اینجاست
ایندو من اینجام
غلط کردم
سانی
لعمتی
این مرد حتی نمی تونه در آرامش بمیره
الان کجا پیداش کنم؟
اینجا
میخوای پام رو جدا کنی؟
بکن
نه
بفرما
حالا قطع کن
قطع کن
هی کاکودا
چرا با تصاحب جسم یه خانم برای ترسوندن بقیه استفاده میکنی؟
مرد باش و با من بجنگ
سانی
سانی
سانی چرا اومدی اینجا؟
ایندو رو بگیر و برو، کیلویش
حالت خوبه؟
این قوز به یه دردی خورد
گوماتی
بیدار شو گوماتی
هنوز قطعش نکردی؟
یه کاری کن آقای ویکتور
من نمیتونم کاری انجام بدم
تا اینکه بدن گوماتی رو ترک کنه
چرا کاری نمیکنی کیلویش؟
من؟
برادر کاکودا
آقا کاکودا
در واقع من همه این کارها رو برای شما انجام میدم
اگه خواستی میتونی از گوماتی در موردش بپرسی
باشه
پس منو میکشی، درسته؟
به عنوان درخواست آخر
خواهش میکنم اجازه نده با قوز بمیرم
میخوام خوش تیپ بمیرم
خداحافظ، خوش تیپ
خب، قوز کردن گزینه بهتری بود (عشقی ریتیش)
گوماتی
کیلویش نذار گوماتی بخوابه
وگرنه کاکودا یه بار دیگه اونو تصاحب میکنه
من میدونم کجا اونو پیدا کنم
خداوند
خداوند عزیز
بیدار شو
برای خلاص شدن از شر کاکودا
خواهر
خواهر... حالت خوبه؟
ویکتور رفت
حالا میاد
لطفا گوش کن، آقا کاکودا
موافقم، کاری که روستاییا انجام دادن اشتباه بود
با باز نکردن در برای شما
اما فکر می کنید کار درستی انجام میدی؟
با کشتن این افراد به عنوان انتقام
ببخشید که اینو میگم
اما این عشق مردمع که تو رو گولاک کرده
و نفرت تو رو به کاکودا تبدیل کرد
این فیلم توسط وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی ترجمه شده است حتما برای دیدن این فیلم اشتراک تهیه نمایید
گوماتی
ممنون، ایندیرا
" بهارات مووی "
" مترجم ؛ طاهر "
امیدوارم از دیدن فیلم لذت برده باشید با بهارات مووی بروز باشید
وقتی همدیگر رو دیدیم، بلافاصله فهمیدم
که تو یه قهرمان هستی
ببر زنده اس زنداداش
صاحب شیرینی فروشی خوب شدی
خیلی ممنون
کبوترهای نقاشی، گانگا و شیبو بودن
اما من چطور به گولاک متصلم؟
گولاک هرگز مورد قبول جامعه واقع نشد
اون دوست داشت مورد قبول امثال تو باشه
زمانی که زنده بود گانگا بود
و تو شبیه اونی
داشتی چی میگفتی؟
اینکه بعد از مرگت من و آقای ویکتور
منظورم این بود... آقای ویکتور می تونه برادر شوهر تو باشه
دیوونه
دوستت دارم - منم
جن گیر سرسختی مثل تو ندیدم پسر
شکارچی ارواح
دفعه بعد که تو خواب راه میری
میشه تا دهلی بیای؟
چرا تو دفعه بعد که در تعقیب ارواح هستی به اینجا نمیای؟
البته که میاد
مگه پدرت چی از یه روح کم داره
بریم آقا
بالاخره ترسوندیمش
ای کثافتا
آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.