All language subtitles for A.Million.Little.Things.S02E19-Far

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

فقط هر چیزی یادته به من بگو

همیشه فکر می کنیم خواهان حقیقتیم

آخرین شبی بود که توی خونه کنار دریاچه بودیم

تو و (اَلِکس) بدجوری به هم ریخته بودید

رفتم بهت سر بزنم خیس شده بودی

اما آیا ما واقعاً؟ - صبح روز بعد -

پلیس، جسد (اَلِکس) رو از آب بیرون کشید

زیر و رو کردن گذشته، بازی خطرناکیه

20سال گذشته. چرا حالا زنگ میزنی؟

خواهش می کنم (کالین). لطفاً - دیگه اینجا زنگ نزن –

مخصوصاً وقتی زندگیت ...در مسیر درستی قرار داره

امروز 10 سال میشه که ترک کردی

اون موقع باورت نداشتم ولی الان بهت ایمان دارم

چی میشه اگه عهد و پیمانمون رو تجدید کنیم؟

...اگه کارا خوب پیش میره

دِلایلا)، مرد جدیدی توی زندگیته؟)

واقعاً می تونست مادر زائوی بچه مون باشه

تو که نمی خوای... ...همه چیو به هم بریزی

شماها رو دوس دارم

بعد از اینکه بچه به دنیا بیاد نمی تونم توی زندگیتون باشم

یا بیش از حد فشار بیاری...

به رابطه مون بیش از حد فشار آوردم

بهش گند زدم

اگه اون حرفو وقتی با هم قطع رابطه کردیم می گفت

امکان داشت هنوز با هم بودیم

مَگی)، هنوز عاشقته)

...چون زمانی که شما

قرار نبود اینو بهت بگم

"مَگی) داره میره "آکسفورد)

سر پا موندن سخته...

این چیه که منو می سازه؟ - یه شروع تازه –

میشه منو برگردونید خونه؟

این خیلی خوب بود

آره، حتما اینطور بوده

کالین) در حال حاضر حتی نمی تونه) نگاهمون کنه

امروز چیکاره ای؟

همون کاری که تو داری میکنی

هان؟

...رفتن به تمرین برایِ

تجدید عهد و پیمان دوستانمون

درسته، خودشه – درسته –

سعی نمی کنی به عنوان ساقدوش (اِدی) انتخاب بشی؟

به همین دلیل بهش نگفتم

که تمرین برای یه عروسی ساختگی، احمقانه اس

فکر کنم شانس زیادی برای اینکار دارم

وای، صبر کن

تا یه ساعت دیگه مجبور نیستیم اونجا باشیم

...(خب در این صورت، (کالین

همچنان اونطرفو نگاه کن

بنابراین، بنگاه با اجاره فرعی هیچ مشکلی نداره

اما اگه صاحبخونه ظاهر شد اسم تو، (مَگی)ه

اگه بتونه باعث بشه 200دلار در ماه پس انداز کنم

هرچی تو اراده کنی میشم

خیلی خب

اینا برای توئه

آه، مکان چینی عالیه

کوفته های آتشین اونا شگفت انگیزه

سالاد تخم مرغ نگیر تو سالاد تخم مرغ نمی گیری

چی؟

اوه، دوست...پسر سابقم

اینو اونجا گذاشت

کالین)، قرار نیس) ساندویچت رو برات بگیریم

فقط مقداری از ساندویچ ما گیرت میاد

بله، متاسفم. اینکه شماره 3 در لیست نان چاودار

...خردل اضافی – خردل اضافی -

...ولی نه - "ولی نه از نوع خردل ناخالص "دیژون –

خردل زرد معمولی، آمریکایی

ممنون – ...و، آم، چیز میخوام -

استیک پنیری "فیلی"، بدون فلفل

که فقط توهین به همه از طرف شرکت "فیلی"ه

سالاد تخم مرغ...

صبر کن، چی؟ - 20دقیقه شده؟ -

باشه، عالیه – صبر کن، بهشون بگو دست نگهدارن –

آه، میشه یه لحظه دست نگهدارین؟ چه خبر شده؟

می خوای سفارش خودتو، حالا تغییر بدی یا تا دو دقیقه دیگه؟

در مورد چی حرف می زنی؟

در مورد این واقعیت حرف می زنم که تمام مدتی که می شناسمت

تقریباً 287 بار در مِلز دِلی) غذا خوردیم)

و هیچوقت یه بار هم سالاد تخم مرغ سفارش ندادی

عاشق سالاد تخم مرغم

قضیه اینه که نیستی

دارم سالاد تخم مرغ می گیرم

و قراره باهاش خیلی خوش بگذره

خیلی خب. دوسش داشته باش

این با خوردن نصف ساندویچ من به پایان می رسه

که معنیش اینه هیچی برای تو باقی نمی مونه

فکر کنم اینجا واقعاً خوشحال میشی

میدونم که بودم

ولی به نظرت، منظور بابای (اَلِکس) چی بود

وقتی گفت " بعد از همه اون کارایی که انجام دادی"؟

اِدی). باید از فکر کردن) به این قضیه دست بکشی

چطور می تونم اینکارو بکنم وقتی نمیدونم توی دریاچه چه اتفاقی افتاد؟

خب، از الان تا مراسم نمی دونی

(پس بیا از توصیه (کالین استفاده کنیم و ادامه بدیم

...(ولی (لیندزی – دست بردار –

من قبلاً یه بار عروسی شما رو خراب کردم

دوباره نمی خوام خرابش کنم

اوه، درسته

یه کاری با کیک عروسیشون کردی دوباره چطور قراره پیش بره؟

ممکنه داستان رو بهش گفته باشیم

ولی حداقل ویدئو رو نشونش ندادیم

ویدئویی وجود داره؟ - ویدئویی هست؟ -

فقط بیاین صبحانه بخورین

و کل اتفاقاتی که در مراسم قبلی ازدواج افتاده رو فراموش کنید

امشب قراره عالی باشه

از این بیشتر نمیشه موافق بود

درسته (تِئو)؟ - درسته -

: نام سریال === یک میلیون چیزای کوچیک === فصل دوم - قسمت نوزدهم

...بی خیال. نه، چون – شانس خودتو داشتی و پشت پا بر بختت زدی –

این...بخاطر این بود که تو دیدیش – نه، او باید بدونه -

...(اِد) – لعنت بهش. نه، دست نگه دار –

(اِدوارد) – گوش کن، یه لحظه –

...جدولی که – میشه حرف بزنم؟ -

تازه حذفش کردیم...- این نمیذاره حرف بزنم –

من تمام کارا رو انجام دادم چون اون یکی ساقدوش بالقوه ات که اینجاس

به تازگی ناخن آرایی کرده – باشه، گوشِت به من باشه –

ساقدوشی که ناخنا رو به بهترین شکلی آرایش کرده و من راهنمایی کردم

انگار من، تو رو در طولِ زندگی مشترکتون راهنمایی می کنم

بهشون نگفتی؟

چی به ما نگفت؟ - تصمیمی گرفته شده؟ -

صبر کن، نه. صبر کن

تو نمی خوای کاری بکنی

که خواهرت رو ساقدوشت کنی

چون ناگهان به زندگیت برگشته. مگه نه؟

...چون اینکار فقط

باعث دلگرمیم میشه...

حفظ توپ خوبی بود – خیلی خیلی ممنونم -

میدونی چیه؟ من صندلی ها رو می گیرم

نه، من صندلی ها رو می گیرم – نه، نه. من دارم این صندلیها رو می گیرم –

...چطور می تونی وقتی من از قبل – آیا (دارسی) و (گَری)...؟ -

با هم قرار گذاشتن؟ آره

خیلی خب. نوبت توئه یه شماره انتخاب کن

چندتا سوال وجود داره؟

خب اسمش هست "36سوالی که منجر به عشق میشه"

بنابراین حدس می زنم بین 35 تا 37 باشه

بسیار خب، آدم باهوش. شماره29

29،این انتخاب خوبیه

"با شریکت به اشتراک بذار"

اِ...یه شماره دیگه انتخاب کن – نه، گفتم29 –

باید به سوال 29 جواب بدی – فقط اینه که...خیلی خب –

یک لحظه شرم آور در زندگی خود را" "با شریک زندگی خود به اشتراک بگذارید

باورم نمیشه قراره اینو به تو بگم

خیلی خب، آم، وقتی 10 سالم بود درست؟ شایدم11

خیلی قدیما این اتفاق افتاد

اوه، هنوزم عاشقشم

توی سالن انتظار مجتمع آپارتمانی پدرم بودم

والدینم تا اون موقع طلاق گرفته بودن

و من واقعاً نیاز به استفاده از دستشویی داشتم

اوه. هوم – و اوضاع بر وفق مراد نبود -

اوه. ای وای – آره، آره –

پس دکمه آسانسور رو فشار دادم

...و بابام بطور اتفاقی گفت

"قرار نیس موفق بشی"

او اینو گفت؟ - بله –

اینو به من گفت نه رای اعتمادی

که من یا روده هام به دنبالش بودیم

پس شروع کردم اون دکمه رو سریعتر فشار دادن، درست؟

خب، این هیچ فایده ای نداره

این چیزی بود که او گفت

بعد جدی شد و به من گفت

میدونی پسر، بعضی وقتا در زندگی" "تو شلوارت تِر میزنی

ولی وقتی اینکارو بکنی من هنوز بابای توئم

و هنوز دوسِت دارم

و...؟

و چی؟

و توی شلوارت پی پی کردی؟

تا طبقه نهم رفتم، مشکلی نبود

...اوه، خب، پس چه خجالتی داشت

بابام توی طبقه 12 زندگی می کرد

با تشکر مجدد از همه شگفت انگیز به نظر میرسه

امروز قراره بی نقص باشه

همینطوره...به شرطی که بهترین نفر رو ساقدوشت کنی

اوه، مرد، ممنون دادا – صبرکنید، صبرکنید – بدون من شروع نکنید

تازه سر وقت رسیدی، رفیق

در واقع میخوام سوالی ازت بپرسم

چیه؟

تِئو)، 11 سال پیش)

وقتی من و مامان برای بار اول ازدواج کردیم

عمو (جان)، ساقدوشم بود

اوه، نه. این...بهم ریخته – داری سر به سرم میذری -

این اتفاق نمیفته

ولی حقیقت ماجرا اینه که

از زمانی که وارد زندگیم شدی منو به آدم بهتری تبدیل کردی

پس برای این یکی ازدواج ساقدوش من میشی؟

میشه یه لحظه به من وقت بدی؟

سرشو بخورید

درسته، شما

باعث افتخارمه

همینه

مَگی)، سلام) – سلام، ببخشید دیر کردم -

مجبور شدم کلیدها رو زمین بذارم ...و آم، مستاجر فرعی

آه، کلی سوال داشت

خیلی خب، عالیه

همه که اینجا هستن ترکیب رو به شما نشون میدم

بذار جدول رو بیارم – بسیار خب -

فقط به من نشون بده ساقدوش کجا می ایسته

قراره یه مهمونی مجردی از مد افتاده باشه

آره، متاسفم

نمیدونستم کسی رو می بینه

اوه، من میدونستم

دیشب دیدمشون که رفتن داخل آپارتمانش

آه، رفته بودی اونجا؟

چرا...؟

قرار بود چیزی بهش بگی؟

آره، الان اهمیتی نداره

اوه، بی خیال، تو (گَری) رو میشناسی

ممکنه تا یک روز دیگه تموم بشه

بی نقصه

یه چیزی بهم میگه دیگه شانسی برای بدست آوردنش ندارم

خیلی خب، همه زود باشین زمان تمرین مراسمه

دوستان، گوشیا خاموش

باشه، باشه، متاسفم

جینا)، ما باید همین الان) از اینجا بریم

چی؟ چرا؟

ایو) در حال زایمانه)

داریم بچه دار میشیم؟ - داریم بچه دار میشیم؟ -

داریم بچه دار میشیم داریم بچه دار میشیم

داره اتفاق میفته

تبریک میگم

داره اتفاق میفته – بزن بریم -

اوه، خدای من

باورم نمیشه قراره پدر و مادر بشن

آره، شگفت انگیزه

فقط می تونیم مراسم رو به تعویق بندازیم

ولی امروز، سالگردمونه و (مَگی) امشب اینجا رو ترک می کنه

میدونم

چرا مراسم رو توی بیمارستان نمی گیریم؟

ولی کل این کارا رو برنامه ریزی کردی

...میدونم ولی

تنها چیزی که می خوام اینه که

عهدمون رو در حلقه افرادی که به ما کمک کردن تا به اینجا برسیم تجدید کنیم

(و خاله (دِلایلا

(و خاله (دِلایلا

او هم بخشی از خونواده مون هستش

ولی احتمالاً بخش سخنرانی نداره، درسته؟

احتمالاً نه

یه لحظه صبر کن

یک جفت چکمه گاوچرونی داری؟

دارم

انگار، مث هر بچه ای ...چکمه های گاوچرونی خریدی

که هنوز داری؟

نه، مث یه بزرگسال

چکمه های گاوچرونی خریدم که هنوز دارم

اون چکمه ها رو واسه این گرفتم

که فکر می کردم عالی به نظر میان

پس چرا نمی پوشیشون؟

چون...به نظر عالی نمیان

هی، میشه ازت چیزی بپرسم؟

قبل تر که (مَگی) وارد شد

دستمو ول کردی

نمی خوام از کاه، کوه بسازم

اما اگه چیزی بینمون نیس باید بدونم

حق با توئه

دستتو ول کردم

...چون چیزی که ما داریم

احساس خیلی خوبی داره

و دلم نمی خواست (مَگی) با دیدن اینکه

چیزی دارم که اون نداره حس بدی بهش دست بده

ولی میدونی چیه؟ اگه...اگه اذیتت می کنه

حتی به کوچک ترین وجهی

پس این کار اشتباهی بود

و شرمنده ام

و دلم میخواد با دادن یه جفت چکمه گاوچرونی

که کمی استفاده شده، برات جبران کنم

آ...(وِندی)، هنوز نمایشگرِ ضربان قلب بهش وصل نکردی؟

چرا. این یکی برای بچه اس

...اوه، صحیح، تو میدونی چیکار داری می کنی

میدونه چیکار داره می کنه

آره – دکتر نباید اینجا باشه؟ -

اوه، میدونی چیکار داری می کنی

هنوز داریم توی فرودگاه دور می زنیم تا هواپیما رو بیاریم توی باند

نیازی نیس که دکتر تا نزدیک شدن نهایی زایمان اینجا باشه

و فقط چهار سانتی متر دهانه گشاد شده

پس فقط بشینید و استراحت کنید

فقط چهار سانتیمتر

به دور زدن ادامه میدم – عزیزم –

سعی کن ارزش افزوده داشته باشی

میخوای باور کن میخوای نکن دارم زور خودمو میزنم

میدونم که از دیدتون خوب پنهانش کردم

ولی بچه ها، جداً عصبی هستم، خب؟

و هیجان زده اما بیشتر عصبی

واقعاً عصبی. فوق العاده عصبی هستم

(کارِت درسته، (رُم

اوه، باورم نمیشه واقعاً داره اتفاق میفته

آره

ایو)؟)

آم، همه چی روبراهه؟

این نمایشگر، مال (ایو)ه یا مال بچه اس؟

چی...؟ - هر دو -

دکتر (ثون) به اتاق زایمان شماره یک

می بینی؟ جواب میده – کاملاً -

تو خدا رو از اون بالا آوردی که مراقبت باشه

که عالیه

اینجا دو تا نیمکت هستش

قرار نیس دروغ بگم این مکان خیلی کوچک تر از

چیزیه که یادم میاد – ولی بی نقصه - فقط دوستات هستن

باید صمیمی باشه – خیلی خب –

تحویل گل

سلام

(با (تِئو) و (لیندزی توی لابی برخورد کردیم

و ازمون خواستن اینا رو بیاریم بالا

بچه ها، ایشون اسمش (مایلز)ه

این (مایلز)ه؟ - بله -

من باهاش بودم که با (جینا) تماس گرفتم

منو با آمبولانسش رسوند

حتماً اینکارو کرده

سلام، من (کاترین)م

سلام

این دوست جدید (دِلایلا)س؟

نه، نه، اینو قبلاً دیدم

او یه رقاص برهنه اس که شلوارش از کمر پاره اس

سلام، من (گَری) هستم و ایشون (دارسی)ه

وای، چه محکم دست میده – آره، ممنونم -

خب بچه ها، پس در حالی که دارید گل ها رو می گیرید

اِدی) داره کیک رو بسته بندی می کنه)

اوه، لباسم. لباسمو فراموش کردم

با (اِدی) تماس می گیرم – باشه -

و ما بقیه وسایل رو از ماشین بر میداریم

اوه. می تونم کمک کنم. باشه؟ - اوه. خیلی جوانمردانه اس -

خیلی خب. مسئله ای نیس

هی، هی، هی، هی قرار نیس جایی بری

ما رو ببخشید، یا مسیح

میشه بپرسم اسباب بازی پسرت چقدر کوچیکه؟

نمیشه – میشه حدس بزنم؟ -

بدتر شد

لباس داری؟ - تا وقتی طبقه بالاس -

میشه ازش بخوای شیپور منو بیاره؟

بله به لباس

نه به شیپور

...و فراموش نکن

کیک از یادم نرفته

کیک رو کاملاً فراموش کرده بود

خب، مامان لباس رو فراموش کرد

آه، یکی پشت دره

ولی اگه شیپورم رو نداشته باشم

مامان قراره از راهرو به چه سمتی بره؟

نکته خوبی بود

(کالین) کالین)؟)

کالین استیوارت)؟)

کالین استیوارت) کیه؟)

مجبورم بعداً بهت زنگ بزنم

متاسفم که بدون اعلام قبلی متوقفت می کنم

ولی (اِدی)، باید حرف بزنیم

بچه حالش خوبه؟

کمی استرس داره ولی هر کاری که بتونیم

برای مراقبت از اون نوزاد پسر انجام میدیم

پسر؟ - بهترین کاری که می تونی بکنی –

اینه که در حال حاضر آروم باشی

خیلی خب گروه، ضربان قلب مادر و بچه

بالا رفته و داره افزایش پیدا می کنه

باید در اسرع وقت سزارین بشه

ایو)، عزیزم. مشکلی نیس) حالت خوب میشه

درست همینجائیم درست همینجا می مونیم

فشار خون، 19 روی 11 هستش

باید بریم

شماها باید برگردین عقب - او بر می گرده -

حالت خوب میشه – به سمت چپتون -

کجا دارن می برنش؟

فشار پایینه

همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد

و با عجله از اونجا بردنش بیرون

(و ازشون شنیدم که می گفتن (ایو علائم نمی دونم چی چی

از خودش نشون میداده – "پریکلامسیا" - : توضیح مترجم یکی از اختلالات فشار خون بالا است که می تواند در دوران بارداری رخ دهد. اختلالات دیگری نیز ممکن است رخ دهد: فشار خون بارداری فشار خون بالایی است که پس از 20 هفته بدون مشکل در کلیه ها یا سایر اندام ها شروع می شود

بر این اساس، افزایش ضربان قلبه

که می تونه هم جان نوزاد و هم زندگی مادر رو تهدید کنه

وقتی بچه دار شدی چیزی شبیه این برات اتفاق افتاد؟

ولی خواهرت این وضعیت رو نداشت...؟

مطمئنم حال (ایو) خوب میشه

درسته. بچه هم همینطور

(سلام (سوفی

نه، نه، الان نیا

فقط منتظر بمون

و من وقتی بچه به دنیا بیاد باهات تماس می گیرم

دوست دارم

اگه میخوای بچه ها اینجا باشن من می تونم کلاً برم

نه، فقط این نیس

...نمی خوام اینجا باشن

بچه ها، "پریکلامسیا" می تونه خطرناک باشه

اما تهدید با تولد نوزاد تموم میشه

و از حرفای شما به ما به نظر می رسه که

اونو به سرعت تحت عمل جراحی قرار دادن

امیدوارم حق با تو باشه اونا که هیچی به ما نگفتن

آره، مطمئنم که اونا تمام انرژیشون رو

روی کمک به (ایو) متمرکز کرده بودن

ببین، بذار ببینم چی میشه فهمید

باشه؟

مرسی – آره –

شیوه ای عالی کنار تخت و کابوسی عالی

طوری رفتار نکن که انگار متوجه نشدی

بابام به من گفت که تو و (لیندزی) به اونجا رفتی

اِدی)، بهت گفتم اینو ول کن)

...ما فقط داشتیم سعی می کردیم بفهمیم

اِدی)، خواهش می کنم. اینکارو نکن) این قضیه رو دوباره زنده نکن

کالین)، امروز دارم عهد و میثاقم رو) با همسرم تجدید می کنم

وقتی یه علامت سوال بزرگ در مورد گذشته خودم دارم

چطوری باید به آینده فکر کنم؟

این عکس همسرته؟

خوشگله

خدایا، (اَلِکس) همیشه به تو علاقه زیادی داشت

جشنواره یادت میاد؟

بخاطرش، اون دستبند رو برنده شدی

عاشق اون دستبند بود

کل تابستون، اونو از دستش باز نکرد

کالین)، اونشب چه اتفاقی افتاد؟)

او غرق شد – میدونم ولی چطوری؟ -

نمیدونم – چرا، میدونی -

یه چیزی میدونی

مست بودم و یادم نمیاد

ولی یه ربطی به این قضیه دارم، مگه نه؟

وگرنه چه دلیل دیگه ای داشت که اینجا باشی؟

من اینجام چون پدر و مادرم دخترشون رو از دست دادن

خواهرمو از دست دادم

و نمی تونیم دوباره این تجربه سخت رو پشت سر بذاریم

(خواهش می کنم (اِدی رهاش کن

نمی فهمم

سزارین اضطراریه

باید تا الان انجامش داده باشن

مطمئنم که اونا فقط مطمئن میشن که همه خوبن

بله، اما اگه بند نافش افتاده باشه چی؟

یا خونریزی مادر؟ - خیلی خب، میدونی چیه؟ -

اینو کنار میذاریم

آره، میدونی مدتیه که اینجاییم

شماها باید گرسنه باشین

چرا نمیرم براتون چندتا ساندویچ بگیرم؟

آره، عجب فکر بِکری

چی می خواین؟

...ازت ممنونم ولی من فعلاً نمی تونم چیزی بخورم

چرا...هیچ خبری به گوشمون نمیرسه؟

اینکار دیوونگیه

میدونی چیه؟ با من میای؟

نمی دونم شنیدی یا نه

ولی آ...مشکلاتی برای بچه پیش اومده

و...تو کجایی؟

اِدی)ه؟)

به من زنگ بزن. آ...نه، صندوق صوتیه

گفتی باهاش حرف زدی

...اوه، آ...اوم

کجاس؟

آم، لطفاً بهش نگو که به تو گفتم

ولی داره برات چیزی انتخاب می کنه

برای مراسم

یه غافلگیریه

به همین دلیل بود که بهش زنگ می زدم

به نظرم باید مراسم رو به تعویق بندازیم

مَگی)، سالاد ماهی تن میخوای)

اوه، ای بابا. به من سالاد تخم مرغ دادن

اوه، اشکالی نداره – مطمئنی؟ -

آره – باشه -

چی گیرمون اومد؟ - خدمت شما -

ممنونم – خواهش می کنم -

مرسی – خبر تازه ای نیس؟ -

نه، نه فعلاً

جز اینکه (کاترین) مراسم تجدید عهدش رو انجام نمیده

...بخاطر بچه یا

چون میخواد به این یارو شلیک کنه؟

یعنی عاشق خنده اش هستم

فقط خیلی مزه تخم مرغ میده

نه، انجام نمیدن – بهت میگم انجام میدن –

نه، انجام نمیدن – صد در صد انجام میدن –

نه، انجام نمیدن – باشه، میدونی میخوام چیکار کنم؟ -

چی؟ - دنیای خودتو تکون بده -

کی دنبال نوشیدنی گریپ فروته؟

میدونم (مایلز)ه چون باهوش تره از اونه که نوشابه های قند دار بخوره

اونو میدونی، مرد – زودباش، داریم اینو انجام میدیم -

اون ازت خوشش میاد – فکر کنم منم ازش خوشم بیاد -

باید نگران چیزی باشم؟

در مورد او یا من؟

آره. اوه، آره، نه تمام و کمال قرار میذاریم

اِدی)؟)

جریان چیه؟ کجایی؟

لیندزی)، به من گوش کن)

وقتی اونا (اَلِکس) رو پیدا کردن گفتی لباسامو برداشتی

چیزی توی جیبام نبود؟

نمی دونم

خب، کجا گذاشتیشون؟ - مخفیشون کردم –

وقتی پلیس رو دیدم، وحشتزده شدم

دلم نمی خواست توی دردسر بیفتی

کجا قایمشون کردی؟

توی فضای زیر خونه که چهار دست و پا میرفتیم و آبجومون رو قایم می کردیم

چرا؟

(اِدی)

(اِدی)

...به این خاطر نیس که

...چطور تو

(زود باش، (باک راجِرز

از سالاد تخم مرغ متنفرم

خیلی خب

و فقط لازمه باهات حرف بزنم

چون (گَری)، خیلی گمگشته بودم

حتی قبل از اینکه مجدداً مریض بشم

...بخاطر برادرم و چیزای دیگه و

وقتی تشخیص بیماری دادن با خودم گفتم

"این چیزیه که قراره اتفاق بیفته"

ولی بعدش تو توی زندگیم اومدی و همه چیو تغییر دادی

تا حالا زمان زیادی رو صرف کردم

تا تلاش کنم بفهمم زندگی من بدون سرطان چیه

و فکر کردم که باید به تنهایی این کارو انجام بدم

...ولی چیزی که فهمیدم اینه که

بدون تو، زندگیمو دوس ندارم

میدونم...میدونم که با یکی در ارتباطی

و...اون دختره عالی به نظر میاد

ولی ما، مائیم

و شب دیگه ای که توی خونه (دی) بودیم

احساس می شد شاید هنوز هم می تونستیم باشیم

"قبلاً قرار بود باهام بیای "آکسفورد

اگه هنوزم این کارو بکنی، خوشحال میشم

...پس

فقط باید بهت میگفتم چه حسی دارم

...باید بهت میگفتم که

عاشقتم

فکرشو کردی که

چند بار می خواستم این حرفو ازت بشنوم؟

مثلاً، مهمونی بهبودی (اِلِنا)؟

یا اولین باری که بدون من

برای غربالگری سرطان رفتی؟

یا شراب؟ (مَگی)، من اون شرابو فرستادم

چون تو هرگز نباید پشت یه میز بنشینی

و منتظر بمونی تا آینده خودشو نشون بده

...و شب دیگه

هر شب...هر شب به رختخواب میرم

و در این عجبم که چرا

چرا کنار من دراز نمی کشی؟

و بعدش صبح بیدار میشم

که صرفاً یادآوری میکنه تو اونجا نیستی

ولی میدونی چیه؟

امروز صبح

برای اولین بار از وقتی رابطه مون بهم خورد

چشمامو باز کردم

و بهت فکر نکردم

...بنابراین البته البته که حالا اینکارو انجام میدی

درسته؟

من...تمام اینکارا رو انجام دادم

...به تو فضای خودت رو دادم به هر خواری و خفّتی تن دادم

من...به دیدن مادر فاجعه آمیزم که ترکم کرده بود رفتم

چون با خودم فکر کردم: " هی، اگه "بشه رابطه ام رو با مادرم درست کنم

"بعدش شاید...شاید بتونم بهتر بشم"

"بتونم برات بهتر بشم"

در همین حال، تو درگیرِ

رابطه عاطفی با (اِریک) دروغگو هستی

که اجازه دادی وارد زندگیمون بشه

و شروع کنه بینمون فاصله بندازه

می بینی خوشحالم و حالا زمان رو مناسب دیدی؟

حالا لحظه ایه که انتخاب کنی که بگی "ما، مائیم"؟

ما، مائیم؟

حالا ازم میخوای برگردم به زندگیت؟

(گَری) – نه، نه -

(متاسفم (مَگی

خیلی دیر کردی

پس نوشابه جادوئیت کو؟

نوشابه نداشتن

هیچی نوشابه نداشتن؟

بله. همش تموم شده بود

حالت خوبه؟ - عالیم -

خبر خوب اینه...حتی اگه خیلی خوب نباشم

توی بیمارستان هستم

حالت خوبه؟ - آره -

ولی من تمام روز رو توی این لباس رسمی بودم

و تو عالی به نظر میای

و وقتی این کارو به صورت واقعی انجام بدیم، عالی به نظر میای

اما در حال حاضر، چیزای زیادی در حال وقوعه

...و ما باید اونجا باشیم تا

(عمو (رُم)! خاله (رجینا

سلام بچه ها

خبر تازه ای نیس؟

هیچی

پس چرا شما...؟

...اوه، آم

هی (تی)، بیا به (خاله (رِجینا) و عمو (رُم

چند دقیقه زمان بدیم، باشه؟

باشه – بیا بریم –

شما اینجایین

فقط خواستم به شما بگم که حال (ایو) و بچه خوبه

چه سریع جواب داد

میخواین بیاین پسرتون رو ببینید؟

بله، بله – حتماً -

بله که میخوایم

اوه، رفیق، تبریک میگم شگفت انگیزه

و شما صد در صد مطمئنید که بچه، مال (اِدی) نیس؟

خیلی خب، مرد

اوه، خدای من. عجب خبر خوبیه

آره، میدونم – آره –

می خوام به مغازه کادویی برم

و برای برادرزاده ام یه کلاه

و شاید یه آب نبات برای خودم بخرم

زایمان خیلی پر استرسی بوده

میخوای به من ملحق بشی؟

در واقع، باید برم – اجازه داده نمیشه –

متاسفم

خب، این جا خیلی کار داری

و...چیزای زیادی که به توجه ات نیاز دارن

نه، من اینجا توی عوض کردنِ پوشک از همه بدترم

حرفمو باور کن

این چیزی نیس که دربارش حرف میزنم

(از تو خوشم میاد، (گَری

یه عالمه دوسِت دارم. جدی میگم

ولی من یه مادر مجردم

وقت ندارم

برای این بازیا وقت ندارم

وقت ندارم تا بفهمی

چه احساسی نسبت به دوست دختر سابقت داری

وقت ندارم

پس تصمیم بگیر که چی می خوای و به من اطلاع بده

کجا داری میری؟

(اوه، آ...با (رُم و (رِجینا) خداحافظی کردم

بنابراین می خوام به فرودگاه برم

فکر می کردم پروازت دیرتره؟

آره، ولی میدونی که با تشریفات پرواز و مسائل دیگه

مدتی وقت می بره

اونجا با (گَری) واقعاً ناخوشایند بود

چرا فقط بهش نمیگی که چه احساسی داری؟

بهش گفتم

پس...دارم میرم

به همه میگی که خداحافظی کردم؟

البته

دلم برات تنگ میشه

منم همینطور

میدونم که می خوای بگی که تعصب دارم

...ولی از من بشنو

این خوشگل ترین بچه ایه که تا حالا دیدم

از این بیشتر نمی تونم موافق باشم

بله...انجامش میدم – می خوای افتخارش به خودت برسه؟ -

چیزی نیس. سلام

شماها اسمی براش انتخاب کردین؟

انتخاب کردیم – انتخاب کردیم -

میرم از (دِلایلا) بپرسم، باشه؟

باشه – خیلی خب -

اوه، خیلی خاصّه

خیلی خب

سرش رو می گیری؟ - آره –

سلام

به دنیا خوش اومدی

مدتها منتظرت بودیم

من باباتم

تو رو با ماشین جدید به خونه می برم که

خب، یه روز، احتمالاً نابودش می کنی

ولی در هر صورت دوستت خواهم داشت

آدمای خیلی زیادی هستن که بی صبرانه منتظرن تا باهات آشنا بشن

خب ما در مورد اسم بحث می کردیم

که اگه دختر بود چی بذاریم و اگه پسر بود چی

همینطوری سرسری بود

...پس اگه از نظر تو اشکالی نداره

دوست داریم اسمش (جان) باشه...

خیلی خوبه

قراره مامان خوبی باشی

ملت کجا هستن؟

شماره 431 هستم، کجایی؟ - وای -

شماره 431، هنوز توی بیمارستان "بوستون" هستم

...دریافت شد، به من بگو وقتی – شماره431. من اینو می گیرم –

آره، نه، نه، نه من بزرگترم، من اینو گرفتم

من اول دیدمش

...آره، خب، تو 13 سالته. نمی تونی – آره، 13 ساله بالغ –

حتی نمی تونی رانندگی کنی – تو با ماشین تصادف کردی –

ببخشین

سلام – جان؟ -

سلام

شما بچه ها حالتون خوبه؟ - ...آ...آره، آره، ما فقط، آ -

فقط واسه دیدن این بچه اومدیم

به نظر میاد از قبل یکی دارین

...اوه. میدونم یکی داریم

خنده داره چون حقیقت داره

ولی، آ...نه، نه

ما در واقع، آ...داریم دنبال یکی دیگه می گردیم

اوه. باشه – ...هیشکی اینجا نیس کمکمون کنه، بنابراین –

اوه، صبر کن. شاید شما بتونی کمکمون کنی

باشه. اما موضوع اینه

بچه های زیادی اینجا هستش

واسه همین یه کوچولو اطلاعات بیشتری لازم دارم

اسم؟ - اوه، اسمم (سوفی)ه –

منم (دَنیِل) هستم

(خب...ملت صدام میزنن (دَنی

...اوه، آ – سلام -

اوه – سلام –

...سلام. آم – سلام -

فقط داشتم به اینا واسه پیدا کردن یه بچه کمک می کردم

آه، باشه

شما بچه ها همو میشناسید؟

بله

بله

آره – (دَنی)، (سوفی) –

این دوستم (مایلز)ه

اوه خدای من. این...؟

یا خدا

چی شده؟

اوه، سلام

سلام

(اَلِکس)

(اَلِکس)

(اَلِکس)

اشکال داره

...رُم)، من) – ...نه، او نمی تونه -

خیلی متاسفم – نمی تونه اینکارو بکنه –

...او – رُم)؟) -

چی شده؟

(رُم)

چه خبره؟

ایو) میخواد باهامون حرف بزنه، عزیزم)

...او

نظرش عوض شده

خیلی متاسفم

شما دو نفر جز مهربونی کاری نکردین

و من هیچ عذری ندارم

در مقابل تمام کارایی که انجام دادین

و تمام حمایتی که از پناهگاه زنان ...دریافت کردم

...برای اولین بار متوجه شدم

از پس اینکار بر میام

می تونم این بچه رو به تنهایی بزرگ کنم

رِجینا)، خواهش می کنم)

(رُم)

رُم)، خیلی متاسفم)

...اون...اون مال من بود. من

پسرمو توی بغل گرفته بودم

نمی تونم – جینا)، نه) –

باید برسونمش خونه

باشه

(جینا)

هی، (تی). بدو طبقه بالا و لباس رسمیت رو عوض کن

باشه، اما باید اعتراف کنی خوشتیپ به نظر میام

اِدی)، کجا هستی؟)

کاترین) کم کم داره مشکوک میشه)

...لباسامو پیدا کردم

و دستبندی که بهش دادم

توی جیبم بود

حالا یادم میاد

وقتی سعی کردم بگیرمش از دستش لیز خورد و در اومد

این یعنی تو کاری نکردی

من اونشب (اَلِکس) رو توی قایق بردم

وقتی غرق شد باهاش بودم

به همین خاطر لباسام خیس بود

اگه به خاطر من نبود الان زنده بود

اون شب همه مشروب می خوردیم

نمیدونی اون اتفاقی که افتاد تقصیر تو بود

آره، برو "بوستون"، آره

اِدی) الان کجایی؟)

توی مشروب فروشی هستی؟

باید برم

هی. کجا داری میری؟

نمی خوای که اینو از دست بدی

بهترین هدیه کودک تا ابد

بجز اون یکی که برای (چارلی) گرفتم

یه چیزی براش گرفتم، درسته؟

چی شده؟

اِدی) هیچوقت چیزی نگرفت)

چی؟

به من گفتی که کیک رو برداشته و در راه بود

که برای انجام کاری ایستاد

کجاس؟

...باشه، آ...آ...نه ...او، آم...او

(دست از دروغگویی بردار، (لیندزی

چه کوفتی داره اتفاق میفته؟

چیکار کنم؟ اونا کجا رفتن؟

باید باهاشون تماس بگیرم؟ باید برم سری بهشون بزنم؟

بهشون یه مقدار وقت میدم

صحیح

...اوه، من...، اوه، حتی نمی تونم

مَگی) ازم خواست بگم که خداحافظی کرد)

چی؟ او...قبلاً گذاشت رفت؟

رفت فرودگاه

خیلی خب، میشه، آه اینو بجای من برگردونی به فروشگاه؟

...و، آ

و نذار باهات در مورد اعتبار فروشگاه حرف بزنن، باشه؟

یه مشروب "گِلِن لیوِت" میخوام. خالص

البته

ممنون از اینکه امروز این قدر شگفت انگیز بودی

البته

متاسفم که دوستات اینقدر سختی می کشن

باشه

میشه چیزی ازت بپرسم؟

آیا صاحب یه ماشین واقعی میشم؟ میشم

این یکی فقط لذت بخش تره

آم، چرا من؟

منظورم اینه، تو خیلی بامزه...و خوش قیافه ای

ظاهراً دو تا ماشین داری

من از تو 10 سال بزرگترم

می تونستی با هر کس دیگه ای باشی

پس چرا با من معاشرت می کنی؟

چون تو تمام روز رو صرفِ

مراقبت از همه افراد دیگه کردی

تا مطمئن بشی که حالشون خوبه

فکر کنم که چنین شخصی

ارزش داره که وقتمو باهاش بگذرونم

به اضافه اینکه فرانسوی هستی

آه. بزن بریم

پس این طلسمه، خدائیش؟

اوه، صد در صد، آره

منو یاد معلم کلاس نهمم میندازی

مادام بریکِت). خیلی سکسی بود)

ضمناً از منم بزرگتر بود

(جینا)

میدونم

تو باعث شدی من اینو بخوام

سلام! چرا نمیذاری با اینکار کمکت کنم؟

...گَری). چیکار داری می کنی)

ببین (بلوم). بابت قبل متاسفم

عصبانی بودم. شایدم کمی آزرده خاطر

من کینه توزی می کردم چون مدت هاست

منتظر شنیدن حرف هایی که گفتی بودم

...نمی تونم، آ

نمی تونم دوست دیگه ای رو از دست بدم

و نمی تونستم بدون اینکه بهت بگم چقدر متاسفم

بذارم به سمت "آکسفورد" پرواز کنی

تو...با من نمیای

نه، نمیام

خیلی قدردانت هستم

همیشه در مورد این میگی که چطوری نجاتت دادم

ولی حقیقت اینه که تو منو نجات دادی

...ولی یه بار دیگه، بازم زمان بندی مون

وحشتناک بود – از همه بدتر بود -

آره

تازه شروع کردم به دیدن کسی

و می خوام ببینم چطوری عمل می کنه

من...و خوشحالم

دلم میخواد تو هم خوشحال باشی

چون شایسته تمام خوشبختی های دنیا هستی

...پس فکر کنم من...اومدم اینجا

...که بگم من

...منم عاشقتم

(مَگی بلوم)

"پس برو به "آکسفورد بهترین زمان رو داشته باش

و بعدش برگرد

من و (کالین) میخوایم همه چیو راجع بهش بشنویم

شرمنده که منتظر شدی

یه غلطی بکن. یه غلطی بکن

اَه، لعنت بهش، یه غلطی بکن

دفاع کجاس؟

اَه، لعنت بهش

چطوریاس که هیچ غلطی نمی کنید؟

شرمنده رفیق – باشه -

حالت خوبه مرد؟

اون یارو تازه زندگیمو نجات داد

سلام خانم کوچولو

لطفاً به من نگو که توی این خونه باید بدون کفش راه رفت

ما بدون کفشیم ولی برای تو استثنا قائل میشیم

اِدی)، خدایا شکرت. کجایی؟)

حالت خوبه؟

آره. خوبم

بگو که توی میخونه نیستی

داری مشروب می خوری؟

نه

رفته بودم اونجا اما مشروب نخوردم

دارم میام خونه

میخوام همه چیو بهت بگم

خیلی متاسفم

و امشب، میخوام مراسم تجدید عهد رو انجام بدم

حتی اگه فقط خودم و خودت باشی

عاشقتم

منم عاشقتم

:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.