All language subtitles for A.Million.Little.Things.S02E18-Far

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

فشار زیادی به رابطه مون وارد کردم

و بهش گند زدم

اگه (گَری) این حرفا رو موقعی که رابطه مون به هم خورد، می گفت

شاید هنوز با هم بودیم

... وقتی زندگی سخت میشه

فکر می کنی دارم از (گَری) فرار می کنم

"دارم میرم "آکسفورد

شاید داری دنبال دلیلی می گردی تا بمونی

فقط نمیشه بایستی و ...به کاری که انجام میدی فکر کنی

برای 18 ماه خدمت کردم

به خاطر خدماتت ممنونم

یه چیزی برات دارم

صادقانه بگم، تو رو بخاطر (بِکی) سرزنش نکردم

من نیستم. اسمم (دارسی)ه

اون (بِکی)ه

باید حرکتی از خودت نشون بدی - لازم نیس معنایی داشته باشه –

فقط کمی خوش باش – ...فکر می کردم –

چی میشد اگه عهدمون رو تجدید می کردیم؟

من و (رُم)...داریم بچه ای رو به فرزندخوندگی می گیریم

می تونست واقعاً مادر زائوی بچه مون باشه

...ولی چیکار می کنی – عمه ات، (لیندزی) الکلیه -

منم همین مشکلو دارم

...وقتی گذشته...

از زمانی که توی ترک بودم زیاد فکر کردم

خونه کنار دریاچه یادته؟

هیچوقت تعجب نکردی چرا از رفتن به اونجا دست کشیدیم؟

...اونجا نمی مونه؟ - من...خواب (اَلِکس) رو دیدم -

باید بدونم شبی که مرد چه اتفاقی افتاد

فقط هرچی یادت میاد بگو

(خواهش می کنم (لیندزی

آخرین شبی بود که توی خونه کنار دریاچه بودیم

کنار آتیش‌دانِ بیرون خونه بودیم و مهمونی گرفته بودیم

اَلِکس) داشت با تو لاس میزد)

من پیش (کالین) نشسته بودم

که برامون کوکائین آورده بود

تو و (اَلِکس) برای امتحان کردنش هیجانزده بودین

شما بچه ها خیلی به هم ریخته بودید

اما می دونستم که باید زود بیدار بشیم

تا با مامان و بابا به خونه برگردیم

بنابراین حوالی نیمه شب به خونه برگشتم

صحیح، و من با تو رفتم

آره، این چیزی بود که بهت گفتم

ولی دروغ گفتم

تو رو با (اَلِکس) اون پایین تنها گذاشتم

ولی نمی تونستم بخوابم

بنابراین چند ساعت بعد

رفتم به اتاقت تا سری بهت بزنم ولی اونجا نبودی

برگشتم پایین، و تو از حال رفته بودی و خیس بودی

نمی خواستم کسی بدونه که مهمونی گرفته بودیم

بنابراین تو رو به خونه برگردوندم

و به رختخواب بردم

...ولی صبح روز بعد

اِدی)، (اِدی)، بیدار شو)

وحشتناک بود

پلیس، جسد (اَلِکس) رو از آب بیرون کشیده بود

هیچوقت منظره صورت مامان (اَلِکس) یادم نمیره

نفهمیدم چرا لباسات خیس بود ...(ولی (اِدی

صبر کن، چی داری میگی؟

(به نظرت در مرگ (اَلِکس نقشی داشتم؟

نمیدونم

ولی تو آخرین نفری بودی که اونو زنده دیدی

: نام سریال === یک میلیون چیزای کوچیک === فصل دوم - قسمت هیجدهم

واقعاً، من...خوشحالم که – اینکارو کردیم آره -

منظورم اینه که... پیاده روی ...در اولین قرارمون، ما

چی...به اندازه کافی تمرین نکردیم؟

متاسفم – نه، نباش -

فقط معمولاً این کارو نمی کنم

کدوم قسمتشو؟ رفتن به مشروب فروشی یا رابطه جنسی با یه غریبه؟

کل سینی مزه ها – آه، باشه -

خوبه که همدیگه رو در دنیای واقعی بشناسیم

از این خوشم میاد

گرچه از سینی مزه ها هم خوشم میاد

دِلایلا)؟)

آه، سلام (سیندی)! وای

سلام، تو...اینجا چیکار می کنی؟

گرفتن قهوه

سیندی) هستم)

(بچه های من و (دِلایلا با هم به مدرسه میرن

و ایشون (مایلز)ه ...او، آم

من...مربیش هستم

از ملاقات شما خوشوقتم

پس او رازته

خب، اگه به معنی داشتن اسلحه ای مث مال تو باشه

مجبورم شماره تلفنش رو بگیرم

آره

آره، خدافظ

اوه. خدا. خیلی متاسفم

...اون، مث – چی؟ نه، نه، هی -

مامانی از مدرسه بچه ات هست

درک می کنم

(هر چند الان باید به (سیندی در مورد عضله سه سر، کمکش کنم

به نظرت چقدر باید شارژش کنم؟

الو؟

خیلی خب. (گَری) از واقعیت جالب شماره12

توی کلاس پنجم

من قهرمان گرفتن میله ها با دست بودم

حالا، لاف نمی زنم فقط دارم یه واقعیت رو بیان می کنم

عجب. فوق العاده تاثیر گذار بود

...وقتی توی نیروی دریایی بودم

اگه میخوای خدمتت به کشورمون رو ...به رخم بکشی

پس فقط فراموشش کن

امروز چیکاره ای؟

اِستیفِن)، (لیام) رو برد برای تعطیلات)

و من میرم تا برایِ

دفتر جدید (کاترین)، هدیه ای براش بگیرم

اونوقت بهش گفتی که ما با هم قرار مدار میذاریم؟

نگفتم

به نظرت با این قضیه مشکلی داره؟

قرار نیس با این قضیه مشکلی داشته باشه

اگه باهاش مشکل داشته باشه چی؟

حق با توئه. بهتره از طرف تو مطرح بشه

این مکان عالی به نظر میاد

مرسی - پس سوال سریع -

همونطور که به سمت مادر شدن قدم برمیداری

دوست داری مهمونات یه شکم ساختگی ببندن

و بعدش توی اون راهرو مسابقه بدن؟

چی؟ نه. چرا؟

شِلی)! دلش نمی خواد اینکارو بکنه)

خوبه! بیا کمتر خوش بگذرونیم

من توی اون نبرد پیروز شدم

اما مجبور بودم به کوکتل هاش پناه ببرم : توضیح مترجم کوکتِل، نوعی نوشیدنی الکلی ترکیبی است به طور معمول، کوکتل‌ها یا ترکیبی از چند نوع نوشیدنی الکلی هستند یا ترکیب یک یا چند نوشیدنی الکلی با سایر مواد (مانند آب میوه، شربت طعم دار یا خامه)

"رستوران "ماموسا" و "ماما ریتاس

ممنون که سینه تو برای من سپر می کنی

برای تو هرکاری می کنم

اوه، و (مَگی) پیام داد یه کم دیر میاد

"او، آم...برای رفتن به "آکسفورد داره وسایلشو جمع می کنه

باورم نمیشه هنوز داره میره – میدونم -

فکر می کردم وقتی بهش گفتم که ...گَری) عاشقشه)

نمیدونم

هی، مجبور نیستی نگران این موضوع باشی

امروز، روز جشن سیسمونی بچته و قراره همه چی عالی پیش بره

اینم از پوشک ها

بیشترش عالی باشه

مامان، چی شده؟

خب، عزیزم، قرار نیس مسابقه شکم بزرگ رو انجام بدیم

مجبوریم بازیِ "حدس بزن کدوم پوشک پی پی داره" انجام بدیم

جشن سیسمونی نوزاده

کی اینو کادو داده؟

اوه، آم، بابای (رُم) جاش گذاشته

...خب – بله، همونجا –

من و (رُم) میخوایم وقتی از

تحویل ماشین جدیدش برگشت بازش کنیم

اوه، درسته

فروش ماشین اسپورت برای خریدن یه مینی وَن

دور و بر (رُم) نگو "مینی وَن"، مامان ماشین شاسّی بلنده

اوه – مینی ون نه. شاسّی بلند -

این صبح من بود

اوه! لیست مهموناس؟

ایو) رو دعوت کردی؟)

منظورم، (ایو ایو)؟

چی؟ آره، (جینا) دعوتش کرد ولی تصمیم گرفت که نیاد

چیه مامان؟

هیچی

فقط تعجب کردم که دعوتش کردی. همین

من، میدونم یه فرزندخوندگی آزاده ولی فقط...تعجب کردم

خیلی به هم نزدیک شدیم

می دونم که این یه فرزند خوندگی آزاد معمولی نیس

ولی برای ما جواب میده و قرار نیس اینو ازش مخفی کنم

ولی چرا میخواد مراسم بچه ای رو جشن بگیره که داره اهدائش می کنه؟

واقعاً ناراحت کننده اس

به همین دلیل فکر می کنم تصمیم گرفت که نیاد

میشه خواهش کنم صحبت در این مورد رو بس کنیم؟

تو از من پرسیدی

...فقط پرسیدم چون تو

با یه نوشیدنی چطورین؟ مث " کازمام پالیتَن"؟ :توضیح مترجم کوکتِلی است که با ودکا، کوینترو آب زغال اخته و آب لیموی تازه فشرده یا شیرین درست می شود

اوه، خودشه – اوه! واسم یه دونه بریز -

اوه – آروم باش -

اِدی)، فقط بی خیالش شو)

اون بیرون همه چی روبراهه؟

آره – آه، آره -

اِدی) داشت به من کمک می کرد) تا مبل رو درست کنم

اون ورق های نصب شده می تونن مشکل ساز باشن

خیلی مشکل ساز

از ساختن جای خوابم بدم میاد

به همین خاطره که به ندرت این کارو انجام میده

وای. خودتو نیگا کن

تغییرات خودتو روی لباس عروسیت انجام میدی؟

آخ. تو خیلی با صلاحیتی

نمی دونم. اینطوری که معلومه

راه اندازی دفتر حقوقی خودت و برنامه ریزی برای تجدید عهد

توی همون هفته...بهترین ایده نیس

بنابراین، فکر کردم منم یه خیاط بشم

خب، تو آسونش می کنی

مرسی، حرف شیرینیه ولی نه به اون آسونی که به نظر میرسه

اوه، نه

بیاین امیدوار باشیم این اتفاق به فال بد گرفته نشه

عزیزم، حالت خوبه؟

آره. خوبم

میرم دوش بگیرم

گَری) به زودی میاد دنبالم)

حالا چی بسته بندی می کنی؟

به نظر نمیرسه بشقابا باشن - آه، نه -

بشقابا رو جمع کردم و حالا مشغول صفحه آهنگها هستم

باشه، خب، واقعاً اونا رو به جعبه های کوچیکتر تقسیم می کنم

صفحه آهنگا سنگینن

مامان، جداً داری پشت تلفن به من میگی چطوری بسته بندی کنم؟

خب، فقط حس بدی دارم

که من و بابا نتونستیم بیاییم اونجا کمکت

خوبه. می تونم از پسش بربیام

توی هفت سال گذشته 4بار نقل مکان کردم

خب، دوستات چطوری در مورد "آکسفورد" خبردار شدن؟

اوه، واسه من کلی ذوق کردن

خب، این خوبه

گَری) هم ذوق کرد؟)

...خب

مامان، آره، او یه دوسته

خب، اونم واسم ذوق کرد

اوه، باشه. خوبه. عالیه

و با این حال، لحن صدات چیز دیگه ای رو نشان میده

عزیزم، نمی تونم کمکی بکنم ولی حس بدی

(در مورد چیزی که با (اِریک و قلب برادرت پیش اومد، دارم

(امیدوارم علتی که تو و (گَری قطع رابطه کردین، این نبوده باشه

مامان، این باعث بهم خوردن رابطه ما نشد

خب، پس چرا تو؟

در حال حاضر نمی تونم این کارو انجام بدم

می بینی؟ بهت گفتم اون جعبه ها رو خیلی سنگین، بسته بندی نکن

تو باید با من شوخی کنی

اوه، این توی دفترم خیلی عالی میشه

که هنوز نیاز به اسباب و اثاثیه و وسایل تزئینی و مشتری داره

ولی یه دستگاه اِسپرسو ساز داره

کاترین)، قراره کارا خوب پیش بره)

آره

همینطوره. فقط...خیلی زیاده

اِدی)، (گَری) داره میاد بالا)

گَری) اینجاس؟) – اوه، درسته -

آه، وقتی (تِئو) رو برد به مرکز بازیهای لیزری، باهاش آشنا شدی

آره – پس اونروز -

نگهبان سه نفر بودی

شوخی میکنم. (گَری) باحاله

آره. ظاهراً خیلی باحاله

و خیلی بامزه

آره – و با بچه ها خیلی عالی رفتار کرد –

اوقات خیلی خوبی با هم داشتیم

یه دقیقه صبر کن

...تو که فکر نمی کنی

اوه، پسر

همین حالا داری بهش فکر می کنی

(دارسی)

(هی. (گَری – سلام -

آه، (اِدی) زیر دوشه ولی زود میاد

...سلام. آ

اسمت (مارسی)ه، درسته؟ توی "پِلَنِت لِیزر" با هم آشنا شدیم

...من – او میدونه -

اوه – آره –

خب، در این صورت، این دستگاه اِسپرسو ساز از طرف منم هست

اِد)! همین قدر تجسم کافیه)

20سال گذشته. چرا تماس گرفتی؟

کالین)، خواستم باهات راجع به) اون تابستون کنار دریاچه حرف بزنم

و...خواهرت - ...اِدی)، خواهش می کنم) -

اخیراً خیلی در موردش فکر کردم

...و خوابشو دیدم – پدرم مریضه –

الان اینو مطرح نکن

متاسفم. اینو درک می کنم – نه، درک نمی کنی -

خواهش می کنم (کالین). خواهش می کنم – دوباره به اینجا زنگ نزن -

و این مشتری (شِریل هیگینز)

از شرکت قدیمی من، بود که فکر می کردم می تونم

اما او به تماس های من پاسخ نداده که احتمالاً چیز خوبیه

چون او اصلاً به چی میرسه؟

اوه، بی خیال. قراره همه چی عالی بشه

واقعاً به تو افتخار می کنم

ازت ممنونم

(هی، در مورد (گَری

ما خیلی اونو مسخره می کنیم چون لیاقتش رو داره

ولی خیلی شگفت انگیزه

(علت اینکه من و (اِدی اونو به عنوانِ

قیّم (تِئو) انتخاب کردیم، همینه

واقعاً ازش خوشم میاد

که تعجب آوره چون معمولاً اهل ریش نیستم

...یه ریش چی داره

خب، قبل از اینکه این مکالمه رو تموم کنیم

باید یه فنجون قهوه با کافئین دوبل بخورم

حالا با من شوخیت گرفته

خیلی خب. نگران نباش. می تونم درستش کنم

خیلی خب، تصورکن از سوپرمارکت اومدی بیرون

در حالی که بچه ات تو بغلته و با دست دیگه خریدهاتو گرفتی

فقط اینو داشته باش

حالا این کارو می کنم

آره. همین طوری میشه

خوبه – ...این -

واقعاً لاکچریه... – باحاله، درسته؟ -

بله – حالا، همونطور که داشتم می گفتم -

چون قراره عروسیت رو تجدید کنی به ساقدوش احتیاج داری

...انتخاب طبیعی اینه که – اونی که اینجا انتخاب میشه...منم -

تو؟ خواهش می کنم

(اِد)، یادته وقتی (رُم) توی مسابقه مچ انداختن تقلب کرد؟

به من اعتماد کن

تو که نمی خوای این عروسی با تقلب همراه باشه

می بینی؟ من حرفای بدجنسی مث این نمی زنم

حتماً با من شوخی می کنی بابا

اصلاً به من گوش نمیدی

قراره الان توی خونه (بِلِیک) باشم

اصلاً اهمیت میدی چی میخوام؟

چیزی که بهش اهمیت میدم اینه که توی یه ماشین ایمن باشی

این دلیل اومدنمون به اینجاس

ببین، وقتی پدر شدی می تونی این کارا رو جور دیگه ای انجام بدی

باور نکردنیه

چند ماه دیگه تو میشی بابا

می بینی؟ وقت نداره که ساقدوشت باشه

...باید بابای جدیدی باشی. او

رفیق – سرش خیلی شلوغه -

مراسم تجدید عهد فرداس، خب؟

ایو) تا یه ماه دیگه موعدش نیس)

فعلاً دستم بند نیس

(آقای (هاوارد

آره، وسیله نقلیه شما شسته شده امتحان شده و آماده حرکته

فقط به چندتا امضاء نیاز داریم

...گوش کن

میدونی که (گَری) می تونه ...کمی قانع کننده باشه

این سابقه بیمه اس

لطفاً وقتی دارم میرم هیچ تصمیمی نگیرین، باشه؟

درست همینجام درست همینجام

...میشه آروم باشی؟ ما قراره تا وقتی برگردی

این کارو به تعویق بندازیم، باشه؟

بسیار خب. باشه. منصفانه اس

...حالا، به من گوش کن

هفته پیش پسرت رو به مرکز بازیهای لیزری بردم

از من گفتن بود

اتفاقاً اون دختره فوق العاده اس

اون دختره؟

...دارسی). مامان (لیام). او، آ)

اصل جنسه

اینو میدونستی، بعد از دانشکده

آهنگ "نیمو" رو توی برنامه دیزنی آن آیس" اجرا کرده؟" : توضیح مترجم مجموعه‌ای از نمایش‌های تور یخی است که با توافق با شرکت والت دیزنی تولید می‌شود و در درجه اول برای کودکان است

اینو از کجا میدونی؟ اوه، نه

...لطفاً به من بگو که شما دوتا

سعی نکردین "نیمو" رو پیدا کنید

نه

باهاش نخوابیدم

این نشون میده چقدر ازش خوشم میاد

خیلی خب. اینم از تابلو نقاشی

میدونی، من بیشتر ترجیح میدم وقتی به انگلیس میرم

اینا رو داشته باشی

تو...(کاترین) نیستی

(نه. من دوستشم، (دارسی

و ظاهراً برقکارش

بله. تایید نشده

خب، رازت پیش من می مونه

من (مَگی) هستم – سلام -

خب، چقدر (کاترین) رو میشناسی؟

پسرم توی کلاس (تِئو) هستش

اونا رقیب همن

این باحاله. خیلی هنریه

منو یاد فیلمی میندازه، آه

که موجود دریایی عاشق اون خانم نظافتچی ناز میشه

...اسمش چی بود؟ یه چیزی

...تو مایه های آب برای – 11یار اوشِن"؟" –

شکلات؟

...خب تنها چیزی که الان به نظرم میاد

شکلات؟ - (جورج کِلونی) – : توضیح مترجم جرج تیموتی کِلونی)، بازیگر و فیلم‌ساز آمریکایی) است. مجلهٔ تایم در سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ از او به‌عنوان یکی از ۱۰۰ شخص تأثیرگذار در جهان یاد کرده‌است

(شکلات (جورج کِلونی

خب، این خوبه

خیلی بده که دارم میرم اون سوی دنیا

فراموش کردن عنوان فیلمای بیشتر با تو، باحال بود

آره

خب، از آشنایی باهات خوشوقت شدم – آره، منم همینطور -

خدافظ – خدافظ –

..."پس، این "بدون دوره فسخ

دقیقاً معنیش چیه؟

استاندارد تموم نمایندگی های ایالتیه

یعنی وقتی ماشین رو از پارکینگ بیرون میارین

نگهداری ماشین بعهده شماست

"که در مورد لِکسوس مدل "آر.ایکس350

رویائیه که به تحقق پیوسته

اگه می خوای مث یه بزرگسال باهات رفتار کنم

مث یه بزرگسال رفتار کن

پشتتو به من نکن و برو – ازت متنفرم –

خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب خیلی خب، خانمها

زمانِ بازیِ "پوشک پی پی"ه

الان گفت "پی پی"؟

خب، اونا رو زیر کت ها مخفی کرده بودم

باورم نمیشه اونا رو پیدا کرده

باید حدس بزنیم کدوم بسته شکلات توی کدوم پوشکه

و به نظرم همه مون میدونیم نفر اول کیه

دلیلی که ما همه اینجائیم

مادر آینده درخشان

ایو). سلام)

سلام

صبر کن. فکر می کردم گفتی که نمیاد

شِلی). هیس)

ولی تو اینجایی

این مادرمه

حدس آخر

چی قراره باشه؟

فکر کنم باید با شریک زندگیم مشورت کنم

مطمئنی؟ - مطمئنم -

مطمئنی؟ - مطمئنم -

"میخوایم حدس بزنیم...شکلات "اِسنیکِرز

خودشه! دینگ، دینگ، دینگ دینگ، دینگ

رِجینا) برنده شد)

(با کمک بزرگی از (ایو

قرار نیس مسابقه تیمی باشه، ولی خوبه

ایو)، تحت تاثیر قرار گرفتم) واقعاً شکلات میله ای خودتو می شناسی

اوه، هوس کردم یه شکلات بخورم

و فراموش نکنید که وارد قسمت مربوط به تاریخ ثبت نام بشین

هر شکلات میله ای پنج دلاره

و، یادتون باشه ما جنسیت و تاریخ زایمان رو

با وزن تولد حدس می زنیم

آره. باشه

بفرما

پولت رو گرفتم

برای (ایو)ه

مامان، جنسیت بچه رو نمیدونه

و اینطور نیس که بتونه با دستور، زایمان کنه

نه. اینطور نیس

...فقط

کاشکی فقط این رابطه رو درک می کردم

مجبور نیستی. ما درک می کنیم

(سلام (شِلی

می فهمم که این یه کم عجیبه

ولی فقط خواستم بدونی که صرفاً به خاطر (جینا) اومدم اینجا

و جهت اطلاعت

این چند روز آخر انقباضات رحمی داشتم

پس اگه جای تو بودم فرصت رو مغتنم میشمردم

بیا اینجا. بشین

ببخشید دیر کردم – سلام –

مشکلی توی دفترم پیش اومد

تنها چیزی که از دست دادی بازی پوشک کثیف (شِلی) بود

پس درست به موقع رسیدم

هی، واسه روز بزرگ فردات، هیجان زده ای؟

اِدی) عهد و پیمانش رو) یواشکی بهم نشون داد

بگو ببینم اونا رو که با آواز نمی خوند

اونا واقعاً شیرین و شاعرانه هستن

باعث شدن واقعاً اشکم در بیاد

مال من قرار نیس کسی رو به گریه بندازه

چرا باید به یه ترانه سرا پیشنهاد بدم که به عهد و پیمان خودمون عمل کنیم؟

هی، هرچی که بگی قراره عالی باشه

فقط به این فکر کن که تا کجا پیش رفتین

آره. واقعاً

به نظرم کاری که انجام دادی خیلی شگفت انگیز بوده

خب، اگه بخوام صادق باشم

تا مدتی فکر نمی کردم بتونم

...من

خیلی عصبانی بودم

ولی وقتی با گذشت زمان

...شروع کردم به فکر کردن به تمام خاطرات و

همه کارایی که با هم انجام می دادیم

و فهمیدم که قراره با هم باشیم

و تنها چیزی که ما رو از هم جدا نگه میداشت، غرورمون بود

منو ببخشید

شِریل هیگینز) داره به من زنگ میزنه)

نمیدونم اون کیه

منو ببخشید

(سلام (شِریل

آره، شرکت خودمو راه انداختم

باید در کمترین زمان آماده باز شدن باشه

آره، درسته

سلام. بیرون‌بر گرفتم

این از طبقه پایینه ...بنابراین طبق شواهد و قرائن

کِش رفتم

ممنون

می دونی، منم خیلی ماهرم

...پس اگه هر نوع کمکی اونجا لازم داری – عالیه -

می تونی توی اون سطل ببینی که آیا ابزار برش لوله کابل وجود داره؟

...لوله – لوله کابل –

ابزار برش لوله کابل

آره

چطوره بجاش، اینو و 56 ابزار دیگه رو بهت بدم

و این؟

هی، اسم اون فیلم علمی تخیلی عجیب رو

که در اون، موجود دریایی

عاشق خانم نظافتچی میشه، میدونی؟

"دِ شِیپ آو واتِر" – خودشه! همین بود –

ما رو دیوونه کرده بود

ما؟

(من و اون دوست (کاترین

این تابلو رو گذاشت و رفت

مَگی)؟)

اوه، میشناسیش؟

آره

...آره، او دوست (کاترین)ه

دوست همه مونه

دوست مردمه

خیلی نازه

و این از طرف (مَگی)ه

و یه روبان دیگه برای کلاه

ممنونم

اوه، و خیلی فرفریه قراره بره اینجا

خیلی متاسفم. هیچ ایده ای به ذهنم نرسید

باشه

...اوه، خدایِ... – اوه، خدای من -

قابل ستایشه

من...متاسفم

فقط باورم نمیشه که این قضیه واقعاً داره اتفاق میفته

ولی خیلی خوشحالم که داره اتفاق میفته

خیلی خب. بفرما. باشه

بعدی چیه؟

(از طرف (جو

خونه کنار دریاچه فقط یه ساعت فاصله داره

اگه الان بریم برای شام می تونیم برگردیم

حتی اگه بنا به دلایلی دیوانه وار با ماشین به اونجا بریم

به نظرت قراره چی پیدا کینم؟

نمیدونم. یه چیزی

...(اِدی) - 11سال پیش –

به (کاترین) قول دادم که وفادار باشم اون قول رو شکستم

حالا قراره فردا قسم بخورم

که هیچوقت چیزی بینمون نمیاد

نمی خوام قول دیگه ای رو بشکونم

باید بدونم اونشب چه اتفاقی افتاد

پس، پیامکتو گرفتم حال آقای (ای.اِم.تی) چطوره؟

امروز صبح دیدمش

اِه، آره، دیدیش

نه اونجوری

رفتیم پیاده روی

امکان نداره این مرد عرقت رو در نیاره

بس کن – خیلی ازش خوشت میاد -

چی؟ نه، من...خب، خوشم نمیاد – خوشت میاد -

...خوشم نمیاد – ازش خوشت میاد –

مرد جدیدی توی زندگیته، (دِلایلا)؟

اوه، دلم میخواد شایعات داغ رو بشنوم

(شِلی) – چیه؟ -

...سوفی)، من)

باور نکردنیه

دوست دارم کار کردنتو تماشا کنم

جدی؟ - اوهوم –

درسته

قدم بذار داخل دفتر کارم

می دونی، تو دومین برقکاری هستی که

من باهاش این کارو کردم

خیلی خب، کار من نبود

فکر کنم ممکنه کمی وقت برای کشتن هم داشته باشیم

نگران نباش. فکری به ذهنم رسید

خواهش می کنم

حالت خوبه؟ - ...درب رو -

(دارسی) – باز نگه دار –

باز کن...دوباره سعی کن درو باز کنی خواهش می کنم

خواهش می کنم، خواهش می کنم درو باز کن

وضعمون خوب میشه – نکن! در رو باز کن –

باشه. باشه. باشه. خیلی خب

چیزی نیس

(سوفی)

فکر کنم فقط میخوام برم

فکر کنم از برنامه سیسمونی بیرون میرم

اسمش (مایلز)ه

باشه، خب، میدونی

گفتن این موضوع به من حالا مشکلی نداره

میدونم. من...متاسفم

نمی خوام همه چیز

به حالت قبل برگرده، باشه؟

فقط دیگه نمی خوام زندگیت رو از من مخفی کنی

من...اونو از تو چون بچه منی

دور نکردم

...به این خاطر ازت دورش کردم که

خیلی جدیده خودمم اصلاً نمیدونم چیه

یعنی، این...امروز صبح

با مامان (نیک) برخورد کردم و بهش گفتم که اون پسره، مربی منه

حقیقت اینه که هیچ کدوم از اینا رو نمی دونم

و عجیب و غریب و یه جورایی ترسناکه

خیلی خب

در موردش به من بگو

باشه

وقتی با (مَگی) رفتم بیرون و پشت یه مشروب فروشی بودم باهاش آشنا شدم

اولش فکر می کردیم که چشمش دنبال (مَگی)ه

...چون او

10سال جوونتر از منه

آره

...و بامزه ترین چیز کوچولو رو داره

سگ. بامزه ترین سگ کوچولو رو داره – به خودت زحمت ادامه نده -

عکسای سگش رو به ما نشون داد – بسیار خب، باشه -

اوه. اینم از او بابای آینده

اوه، میدونم

ماشین جدید چطوره؟

اوه، عالیه. عالیه

در واقع، حالا که بهش اشاره کردی

من...ماشین رو نخریدم

ماشین جدید. نه

یه لحظه به من وقت بده– نگرفتمش –

باشه، هی. چی شده عزیزم؟

خب، من، من، نتونستم انجامش بدم

من...میدونی درست اونجا ایستاده بودم

آماده بودم تا روی خط نقطه چین ...امضا کنم. من فقط

...جینا)، چیکار داریم می کنیم)

برای همیشه اس

بچه برای همیشه اس

خیلی خب، هی، هی، هی صبر کن، صبر کن

فکر دومی به ذهنت رسیده؟

در مورد بچه نه

در مورد خودمه

چی...اگه پدر خوبی نباشم چی؟ هان؟

...چی میشه...چی اگه نتونم از پسش بربیام چی؟

عزیزم، البته که می تونی – تو که اینو نمیدونی -

...توی ویدئوی فرزند خوندگی

من گفتم که همیشه بچه مون رو حمایت می کنم

در اوقات بد و خوب

ولی اگه (ایو) رو با نسخه ای از خودم

متقاعد کرده باشم که نتونم بهش عمل کنم چی؟

من و تو هردومون میدونیم که بعضی وقتا

به سختی می تونم از خودم مراقبت کنم

...چی میشه اگه...چی میشه اگه اگه (ایو) اشتباه انتخاب کرده باشه چی، عزیزم؟

اشتباه نکردم

می دونم که امروز همه سرگرم کننده و بازیگوش بودن

...ولی حق با توئه کم کم داره واقعی میشه

و فوق العاده اس

اما تنها آرامشی که من در تمام این مدت به دست آوردم اینه که

می دونم تو قراره پدر این بچه بشی

...من فقط

من...نگرانم

خدا رو شکر

...وحشت زده بودن

کاملاً مطمئنم که این بخشی از پدر و مادر بودنه

به همین خاطره که تو قراره پدر عالیی بشی

میدونی، من آدم بالغی هستم

و نمیدونم چطوری شیشه رو میسازن

یعنی میگن از شن و ماسه درست میشه

ولی واقعاً این حرفو باور می کنیم؟

هی. هی. اینو باش

ببین چیکار کردیم

عمدتاً تو، ولی یه کوچولو هم من

در مورد قبل

بعضی وقتا اتفاق میفته

آیا به خاطرِ، آ...؟

آره – آره -

می تونه ماه ها بگذره

و...و، آم، بعدش یهو اتفاق بیفته

این بخشی از وجود من نیس که دوست دارم مردم ببینن

(اولین بار پس از جدایی من و (اِستیوِن

"لیام) رو بردم به "سان فرانسیسکو) ...و آم

داشتیم توی رژه خیابونی قدم میزدیم

و اون ترقه ها رو آتیش زدن

...و من

فقط نگاهی که (لیام) به من انداخت

...اون

هیچوقت اون چهره رو فراموش نمی کنم

قرار بود ازش مراقبت کنم

...نمیدونم چی بگم

...ولی میدونم که یه جورایی دلم میخواد بغلت کنم

...مطمئن نیستم در واقع

اوه، درسته، انجامش میدیم

اوه، (رِجینا). خیلی زیبا شدی

شک دارم ولی ممنون

...اوه، راستی – هوم؟ -

در مورد (ایو)، حق با تو بود. متاسفم

...رابطه ای که شما سه نفر دارید

فرق می کنه. او به گروهتون تعلق داره

ممنونم مامان

عاشقتم – منم عاشقتم -

نه، مامان به من گوش کن مامان

افراد تحویل دهنده هنوز اونجان؟

هنوز اونجان؟

: توضیح مترجم حرف زدن به زبان کره ای

: توضیح مترجم حرف زدن به زبان کره ای

خیلی ممنونم که منو داری

اما فردا عهد و پیمانمون رو دوباره تجدید می کنیم

اما یه وضعیت اضطراری توی خونه دارم

و مادری که وحشتزده شده

اوه. برو، برو، برو، برو من به (جینا) میگم

باشه، چی؟ نه. مامان، نه

...گفتم "وحشتزده" چون

حتماً. اون قسمتی که متوجه شدی

...خب، ببین، اون اون که ابزار فروشی نیس

ولی، میدونی، جائیه که

لامپ و گوشت تند گاو می فروشن

و خوشبختانه شیشه های سفارشی

قراره اندازه ها رو به اونا بدیم

و قراره به تو کمک کنم و تو قراره اونا رو بچسبونی

کاملاً یه تیم هستیم

و وقتی رسیدیم اونجا می تونیم چند تا قلاب برداریم

(و تابلوی هنری که (مَگی آورده رو آویزون کنیم

صحیح

ولی می تونم آویزونش کنم بابت اون نگران نباش

...آره، نه. چیزه ...قضیه اون نیس. فقط، آ

من و (مَگی) قرار میذاشتیم

...در واقع، ما

با هم زندگی می کردیم

...اگه بخوام

...کاملاً صادق باشم

یه جورایی دلم رو شکست...

...و میخوام باهات روراست باشم

چون واقعاً ازت خوشم میاد

...و پیشتر، تو

خیلی باهام روراست بودی

حالا من یه جورایی میخوام بغلت کنم

الو؟ - سلام بابا -

حدس بزن تازه چی فهمیدم

هردومون داریم با خواهرامون معاشرت می کنیم

اوه، سلام. درسته رفیق

(سلام (تِئو (سلام (چارلی

سلام کن (چارلی)! بگو سلام

از دهنش آب اومد

تنها چیزی که گیرت اومد همین بود

بابا، کی میاین خونه؟

خیلی زود فقط باید مراقب بعضی چیزا باشم

برای مراسم تجدید عهد و پیمان؟

آره. یه جورایی

ولی نمی تونم برای رسیدن به شما بچه ها تا خونه صبر کنم

خیلی خب. خدافظ

خدافظ رفیق

خونواده محشری بدست آوردی

آره، همینطوره

قراره چه معنایی داشته باشه؟

یعنی داشتیم عالی کار می کردیم

کاترین)، من، بچه ها)

بالاخره در شرایط روانی خوبی بودیم

و بعدش تو آفتابی شدی

تو ازم خواستی که برایِ تجدید عهد و پیمانت به شهر برگردم

ولی تو بودی که این قضیه رو مطرح کردی

(سالها بود در مورد (اَلِکس و دریاچه فکر نکرده بودم

نمی تونی فقط وجدانت رو روی من خالی کنی

بدون اینکه فکر کنی چطوری روی خانواده من تأثیر میذاره

آره. سال هاس که به این موضوع فکر نمی کنی

...اما حدس بزن چیه این تنها چیزیه که بهش فکر کردم

ولی میدونی چیه؟

باشه. بیا یه دوری به اطراف بزنیم

می تونیم بی خیال این قضیه بشیم – نه –

دروغ ها منتهی به مشروب خوری شد و ما لازمه حقیقت رو بدونیم

بازم به خاطر درست کردن لامپا (ازت ممنونم (دارسی

اگه فردا هم اوضاع مث امروز باشه ممکنه به کمکت احتیاج پیدا کنم

هنوز باید لباسمو تموم کنم و تجدید عهدم رو درست کنم

گل ها رو از گاراژ به داخل ببرم

...آره. میدونم. آم، من فقط

آره، معمولاً توی شعبده بازی خیلی خوبم

اخیراً احساس می کنم زیر آب هستم

آه، باید برم. باشه

هی رفیق. چیزی میخوای بخوری؟

احساس غرق شدن می کنی؟

خب، آ...آره

در حال حاضر خیلی کارا دارم انجام میدم

...آم...ولی

بهت قول میدم چیزی برای نگرانی نیس

(می‌خوای چندتا تمرین تنفسی رو که (سوزان

توی درمان به من یاد داده امتحان کنی؟

واقعاً جواب میدن

میدونی چیه؟

ازش خوشم اومد

بیا بشین

باشه

خیلی خب. چشماتو ببند

...حالا

در حالی که نفس می کشی به آرامی تا چهار بشمار

همه چی درست میشه

همه چی همون جوری به نظر می رسن

20سال قدیمی تر

ولی آره

ما اینجا یک دسته کامل پنیر داریم

فقط منتظریم تا...پنیر فرانسوی رو مورد هدف قرار بدیم

گرفتی؟ فقط پنیر فرانسوی؟

...متوجه شدم

آماده ای که پدر بشی

سلام – سلام -

فقط می خواستم قبل از اینکه برم هدیه ام رو بدم

مجبور نیستی چیزی به ما بدی

توی آخرین سونوگرافی از تکنسین خواستم نتیجه اش رو چاپ کنه

نمی خوام جنسیت رو بدونم اما می دونم که شما دو نفر اینو می خواین

مطمئنی؟ - آره –

بازش کن

باورم نمیشه

منظورم اینه که درباره واقعیت حرف بزنیم

هی، (ایو)، کجا داری میری؟

فقط میرم بیرون

شماها باید از این لذت ببرید

میخوایم با تو ازش لذت ببریم

...قضیه اینه

فکر نکنم بتونم

نمیدونستم امروز باید بیام یا نه

و خوشحالم که اومدم. خیلی زیبا بود

اما این باعث شد که بفهمم باید به این موضوع پایان بدم

(نه (جینا

میدونم رابطه مون

...فرق داره

و شماها خیلی کارا برای من انجام دادین

اما این کار قراره خیلی سخت باشه

دیگه نمی تونم توی زندگیتون باشم

نه بعد از تولد نوزاد

شماها رو دوست دارم

فقط...نمی تونم

اونجا چه خبره؟

کل زندگیم رو توی این جعبه ها بسته بندی کردم

برای اینکه شخص دیگه ای مجبور نباشه اونا رو بسته بندی کنه

هیچوقت فکر نمی کردم که خودم کسی هستم که اونا رو باز می کنه

خب، تو اونی

(عاشقتم (گَری مِندِز

برای اینکار آماده ای؟

برای عقب نشینی دیر نیس؟

به شخصی بگو که دلش میخواد عقب نشینی کنه

هیچ شانسی نداری بازنده پول شام رو میده؟

عالیه. یه بشقاب صدف و استیک می خورم

استیک اضافی

بسیار خب. با شماره سه

یک، دو، سه، برو! هی

خودشه! خودشه! یوهو

...هنوز هم قهرمان این رشته ام

فقط نیم دور، گنده بک؟

...اوه، فکر می کردم فقط

نیمه راه تسلیم میشی؟

دقیقاً

این میله های سرد دستای نرممو اذیت می کنه

هی، مامان؟ - اوهوم –

مربیته

الو – سلام –

اوه. صبر کن. مال باباته

لعنت

فراموشش کن – این باید خوب باشه –

قراره عالی باشه

تقدیم به پسر و دخترم

رِنِه) اینو با این امید که)

یه روز بتونی اولین بچه ات رو

مث ما از بیمارستان به خونه بیاری نگه داشت

با عشق، بابا

اوه، خدای من

واقعاً با این به خونه اومدی؟

بی خیال

(یه ملوان کوچیک، (رُم

چیه؟

مامان می دونست قراره پدر و مادر بشیم

حتی قبل از اینکه اقدام کنیم

آماده ای، (تِئو)؟

سراپا گوشم

"اِدی)، عشق من)"

در یک سال گذشته تاکنون سفر کرده ایم

با حمایت دوستان و خانواده مون

ولی ضمناً با همراهی همدیگه

شروع قوی

نمی دونم نمی تونم به یاد بیاورم که چه اتفاقی افتاده

یا دلم نمی خواد بیاد بیارم

آهای

اینجا چیکار دارید؟

(رِورِند استیوارت) (منم...(اِدی سِویل

...این (لیندزی)ه، خواهرم – آره، میدونم کی هستین -

کالین) گفت که زنگ زدی و اذیتش کردی)

...نه آقا، من، من

چطور جرات کردی بعد از تمام کارایی که کردی، برگردی اینجا؟

بعد از تمام کارایی که کردم؟

باید برید. حالا

باشه. بسیار خب

میشه فقط یه چیزی ازتون بپرسم؟ - باید برید -

برید – اِدی)، بیا بریم) -

باشه. داریم میریم داریم میریم

میل داری کجا برای شام بری؟

منصفانه و صادقانه برنده شدی

...حتی اگه قوانین فوق العاده

گیج کننده بودن

و من حتی واقعاً مطمئن نیستم که باختم

در واقع، فکر کردم شاید

امشب بشه سفارش شام رو توی خونه تو بدیم

اوه، واقعاً؟

در واقع، میشه منو برگردونید خونه؟

:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.