Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...جان)، وقتی ما رو ترک کردی)
سلام، (جان) هستم میشه لطفی در حقم بکنی همدیگه رو دوس داشته باشین
دنیای ما سقوط کرد...
این چیه؟
توی مراسم خاکسپاریش سخنرانی کردی
به تو اعتماد داشتم
...ولی به هر حال – این برای توئه -
...راه هایی برای درمان پیدا کردیم...
بالاخره انجامش دادم - از کارم استعفا دادم ...تا حرکت کنیم... -
لازم نیس هیچ معنایی داشته باشه فقط کمی خوش باش
تا خودمون رو پیدا کنیم...
البته که هنوزم به بورسیه تحصیلات تکمیلی علاقه مندم
عاشق انجام دادنشم
عمه ات (لیندزی)، الکلیه
و منم همین مشکلو دارم
از زمانی که توی ترک بودم خیلی فکر می کنم
خونه کنار دریاچه رو یادته؟
تا به حال فکر کردی که چرا از رفتن دست کشیدیم؟
به این معنی نیس که دلمون برات تنگ نشده
مدام میگی که لازمه بدونی بدون سرطان کی هستی
شاید لازم باشه بفهمم که بدون تو کی هستم
...فقط کاش میتونستم بخاطر تو، اونجا باشم
در کنارت موندم و وقتی شیمی درمانی میشدی کمکت کردم
تا بتونی گند بزنی به زندگیت؟
همونطوری که تو برای ما بودی...
قراره اینو شکست بدی
جان)، بعد از این بازی) چرا بی خیال نمیشی، باشه؟
بفرما، (کایری) وارد میشه
...و از سمت مرکز شهر
بنگ! و جمعیت دیوونه میشه
هی رفیق. لوله داخل رگت
اوه، و توپ ربایی می کنه
میشه لطفاً دست از تکون خوردن برداری؟ هی وقتت داره تموم میشه
چی؟
خب، اگه بتونم اینو مجدداً وارد کنم زمان بیشتری داری، باشه؟
این چیه؟ - ریتم بازی رو (تاتوم) تنظیم می کنه – : توضیح مترجم (جِیسون کریستوفِر تاتوم) یک بسکتبالیست حرفه ای است "که برای تیم "بوستون سِلتیکس در اتحادیه ملی بسکتبال آمریکا بازی می کند
...چرا این شارژرش نیس؟
...جان)، این)
...مِندِز) توپ رو به پایین زمین می بره)
اوه، ولی اون گوشه به دام میفته
قرار نیس جواب بده، مرد – چیکار میخواد بکنه؟ -
10ثانیه دیگه مونده می تونه پرتاب کنه؟
اینجا به کمک نیاز دارم یه نفر به من کمک کنه
...هشت
هفت، شش
...پنج، چهار، سه
این چیزیه که واقعاً میخوای؟ - دو، یک... –
(خیلی دیره (گَری
نه، نه – کار تمومه –
مَگی)، صبر کن)
...من
جان). (جان)؟)
: نام سریال === یک میلیون چیزای کوچیک === فصل دوم - قسمت هفدهم
سلام، (جان) هستم
امیدوار بودم باهات حرف بزنم نه اینکه صرفاً پیام بذارم
...ولی، آه
فقط لازمه لطفی در حق من بکنی
همدیگه رو دوس داشته باشین
دوباره اون پیام صوتیه؟
اِدی)، باید دست از) شکنجه کردن خودت برداری
(فکر نکنم امشب به خاطر (جان
باید به این شام برم
البته که باید بری! یه سال شده
دِلایلا) میخواد همه اونجا باشن)
خب، (سوفی) نمی خواد
ماه هاست به ندرت باهام حرف زده
...اون فقط
به زمان بیشتری نیاز داره
آره، فکر کنم
هی، ظاهرت عالی به نظر میاد
اوه، جدی؟ - آماده مصاحبه هستی؟ -
فکر می کردم قراره لباس رسمی بپوشی
قرار بود. ولی (چارلی) فکر کرد این بهتره
اوه، جدی؟ چطوری بهت گفت؟
روی سر تا پای اون یکی بالا آورد – آه –
(ولی اشکالی نداره (چارلی چون کاملاً درست می گفتی
(درود بر فرعون (تِئو
جریان چیه؟
برای ارائه زندگینامشه
او شاه (تات) رو انتخاب کرده
وقتی به حکمرانی رسید فقط 9 سالش بود
اون زمان، قوانین خیلی ضعیف تر بودن
واضحه که در زمان اشتباهی به دنیا اومدم
اوه، اونا باید (دارسی) و (لیام) باشن
لیام)، هدف از در زدن اینه) که اجازه بدن بیای تو
ما اینجاییم
لیام)، کفش ها) - (سلام (دارسی -
لیام) اینجاس) – اوه، هی. کلاه باحالیه -
(سلام (تِئو - بازم ممنون که حواست – به بچه ها هس
حتماً. مشکلی نیس – باید عجله کنم –
اینکار مال توئه. خردش کن
کلاً خرد و خاکشیرش کن
خرد شده فرضش کن
...خیلی خب، این یه کم ناخوشاینده
ولی بهتره که اینو ...از یه دوست بشنوی
تو سفید پوستی
نمی تونی این کفشا رو بپوشی
نگران پارک کردن نباش
بابا، دارم میام تو رو بردارم و ببرمت اونجا
رفیق عجله کن و گوشی رو قطع کن
داریم کفشای (اِد) رو مسخره می کنیم
پاپا، در این مورد حرف زدیم
داری میری
ظهر میام دنبالت
بابات، هان؟ - آره -
بعداً به اولین جلسه درمانی می برمش
این روانپزشک خودش هم به روانپزشک نیاز داره
آقایون، خوشحالم که امروز اینکارو انجام میدیم
آره، مرد – آره، منم همینطور -
و اگه (جان) اینجا بود میدونم دقیقاً همینکارو می کرد
او ما رو در یه دایره :جمع می کرد و می گفت
"اینا چه کوفتی هستن؟"
به تو گفتم
چی؟ اونا باحالن
آره، انگار (نیک کَنون)ه : توضیح مترجم (نیکُلاس اِسکات کَنون) مجری تلویزیونی، بازیگر خواننده رپ و کمدین آمریکایی است
آقای (مِندِز). داری پیامک بازی می کنی یا بازی؟
اوه، داره بازی می کنه فقط یه بازی متفاوت
دیشب، با اون منشیه
که توی مکان جدید بازیهای لیزری کار می کنه و عمراً الان بتونیم
بریم اونجا، بغل به بغل رفت بیرون
صبر کن ببینم، شماره اونو
در حالیکه اسکورت (تِئو) بودی گرفتی؟
...ببین، من – می تونم این یکی رو گوشزد کنم؟ -
مادر دوست (تِئو)، شماره رو گرفت
مادری گیر آوردی که کارای کثیفتو انجام میده؟
میدونم – صدای سیلی بود، درسته؟ -
شماره؟
صدای سیلی
به همین خاطره که نمی تونی اون کفشا رو بپوشی
میدونی چیه؟
دارم اینو درست انجام میدم؟
راستشو بگم؟
حتماً
فقط یکنواخت بچرخون
خیلی خب
بدون انحراف به چپ و راست
فکر کنم همین کارو می کردم
سلام
سلام – سلام –
همین الان سر زدم ببینم میتونم کمکی کنم یا نه
چه زمان بندی بی نقصی
داره کار دیگران رو انجام میده
میدونی چیه؟ این خوبه
در واقع باید از بعضی چیزا در محل کار مراقبت کنم
ولی امشب بر می گردم
ممنون
و از همه تون ممنونم که اینجا هستین
برای من و بچه ها یه عالمه معنا داره
هرچند از دست دادیمش ولی هنوز جان) ماها رو دور هم میاره)
...متاسفم (دی). منظورم این نبود که
چی؟ نه. نه، نه، نه، نه مربوط به تو نیس
نه. فقط...فقط کل روز
میخوام برم، آه، چندتا ظرف بیارم
دی)؟) – آره، به من اجازه بده -
فقط، اوه، اینجا بمون و یکنواخت بچرخون
اوهوم. درسته
کار مصاحبه چطور پیش میره؟
کار دفتری بهم پیشنهاد دادن
خب، ظاهراً خیلی هیجان انگیز نبود
یکی از شرکا چیزی گفت
که منو آزار داد
"گفت: "میدونید، خوب میشه که
" یکی مث شما توی گروه داشته باشیم "
اوه، خدا، و بذار حدس بزنم او نمی دونست چقدر توهین آمیزه
به هیچ وجه
فقط احساس می کنم دارم از یه چاله درمیام
و میفتم تو چاله دیگه
خب، اگه فکر می کنی که قرار نیس باعث خوشحالیت بشه
برای کار دیگه ای صبر کن
متاسفم
امروز، روزی نیس که در مورد این حرف بزنیم
یه سال پیش، دوستمون خودشو کشت
نمی تونم به زمان بهتری برای صحبت درباره شادیمون فکر کنم
بچه ها چیکار می کنن؟
بعضی وقتا فکر می کنم اونا از من قویترن
اوه، و اگه امروز به اندازه کافی سخت نبود
حدس بزن وقتی توی قبرستون بودیم کی پیام داده؟
(مایلز) – خیلی خب -
درسته، مسلماً بهترین زمان نیس
فکر می کنی؟
قرار بود این، یه شب باشه
نمیدونم چرا پیام میده
اوه، به این خاطره که نسل جدید پیام دادن رو به تماس تلفنی ترجیح میدن
دقیقاً. اون برای من بیش از حد جوونه
زندگی مون کاملاً متفاوته
آره، چون زندگیش اینه که به یه زن زیبا پیام بده
و زندگی تو اینه که یه مرد سکسی رو نادیده بگیری
چه اتفاقی برای "داشتن یه کم سرگرمی" افتاد؟
مطمئن نیستم که حاضر باشم حرکتی بزنم
خب، اگه آماده نیستی، اشکالی نداره
ولی اگه بخاطر اینه که ...احساس گناه می کنی یا
فکر می کنی استحقاقشو نداری
باهاش موافق نیستم
این...بدترین چیزیه که
فکر می کنم تا حالا دیدم
...فکر می کنه – کفشه -
می بینی چیکار کردی؟ - شرمنده -
...هی، آ
دوباره دیشب همون خواب رو درباره او دیدم
اینبار چندتا چیز جدید و جالب اضافه شده بود
مَگی) اونجا بود)
دوباره ترکم کرد. فوق العاده بود
و دستگاه شیمی درمانی به یه شارژر تلفن وصل شده بود
بی خیال! هیچ جوکی در مورد اینکه زنها رو به خاطر گذاشتن شارژر تلفن
توی خونه ام ولشون می کنم، نیس
اگه به خاطر داشته باشی، آخرین باری که اونو دیدیم، (جان) همه چیو تموم کرده بود
یک سال پیش به خاطرِ
ترک نکردن شغلی که ازش متنفر بودید
و ماندن در یک ازدواج بدون عشق باهاتون تماس گرفتم
تبریک میگم هردو رو انجام دادید
...تو...تو هردوتون زندگیتون رو تغییر دادین
من؟
هیچی تغییر نکرده
هنوزم به زندگیم گند میزنم
گَری)، اینو نگو. بی خیال)
من قادر به...درک احساسات واقعی نیستم
گرچه منصفانه بگیم احساسات می تونه خطرناک باشه
فقط از کسی که خودشو آزار داده بپرس
اوه، صبر کن، نمی تونیم
عجب – رفیق -
مراقب باش چی میگی آخرین کسایی که
تصمیمات زندگی منو زیر سوال بردن در نهایت خودشونو به کشتن دادن
پس اگه منو خیلی آزرده خاطر کنی
بعدش باید یه ساختمون بلند پیدا کنی و خودتو بندازی پایین
این دوست عصبانی منه
رُم) کجاس؟)
داره باباشو می بره برای روان درمانی
باید منو با خودش می برد
بابت تموم اون حرفا متاسفم
حرفمو باور کن
درک می کنم
هفته پیش خوابشو دیدم
این پسره داره این دور و بر می گرده
آره، چیز زیادی یادم نیس، اما عجیب بود
...توی قایقی بودیم و داشتم مشروب میخوردم
هی، برام یه آبجو دیگه بیار، باشه؟
میدونی که نمی تونم اینکارو بکنم
باشه
خودم میارم
جان)؟)
(جان)
(جان)
(جان)
(آه! (جان
فقط دستمو بگیر
درسته...دستمو بگیر
وقتی بالاخره گرفتمش او نبود
دست یه دختر بود که به سمتم دراز شد
تمام چیزی که یادمه اینه که
ناخناش رو لاک زده بود
عجیبه، نه؟
هست؟
میدونی، فکر نکنم برای فهمیدن این موضوع
به (فِروید) نیازی داشته باشی
در مورد کس دیگه ای احساس گناه می کنی؟
شاید یه دختر نوجوون؟
(البته (سوفی
و علت اینکه الکلی هستی آبجو هستش
آره – آره –
مرسی
مادرت، عاشق سرودهاش بود
آره، میدونم پاپا
ولی اگه زود نریم ممکنه قرار ملاقات رو از دست بدیم
بهتر، چون اصلاً نمیدونم درباره چی قراره حرف بزنم
فقط ازت چند تا سوال می پرسه
و یه مکالمه دوستانه داری
...و متوجه میشی داشتن کسی برای صحبت چقدر عالیه
چرا نمیشه با (مَگی) حرف بزنم؟
حداقل او غریبه نیس
مناسب نیس. باور کن، من سعی کردم
ازش خوشم میاد
با سرطان مبارزه کرد
که جرات می خواد
کاملاً. بیا توی ماشین درموردش حرف بزنیم
فیلمنامه ات رو خوندم
وقتی داشتم چیز میزاشو مرور می کردم
توی کشوی مادرت پیداش کردم
روی جلدش نوشته "براساس داستان واقعی"
پس حقیقت داره؟
اون قسمت مربوط به خودت که اون همه قرص خوردی؟
آره
...ولی تو وضعیت خیلی بهتری هستم – چرا نتونستی به من بگی؟ -
سعی کردم بهت بگم
قبل از این بود که تصمیم بگیری
یه فیلم کامل در موردش بنویسی یا بعد از اون؟
به نظرت روزی که سینک ظرفشویی رو تعمیر کردیم
سعی کردم چیکار کنم؟
و تمام کاری که در نهایت انجام دادی
این بود که منو به خاطر مصرف داروهای ضد افسردگی شرمنده کردی
وقتی مادرت رو از دست دادیم
گفتی که لازمه بیشتر حرف بزنیم
کل دلیلی که موافقت کردم یه روان شناس رو ببینم
به این خاطر بود که داشتیم تلاش می کردیم کار متفاوتی انجام بدیم
خب میدونی چیه؟
نمیرم
وقتی اصلاً نمی تونی با پدر خودت حرف بزنی
چرا من باید با کسی صحبت کنم؟
می بینی؟
اینه
به خاطر عکس العملته که بهت نمیگم
...متوجه میشی که من سعی کردم خودمو بکشم
و به جای اینکه مطمئن بشی حالم خوبه
یه بار دیگه بهم حمله کردی
(صحبت در مورد شجاعت (مَگی به خاطر جنگیدن با سرطان؟
من...دارم با یه بیماری می جنگم
منم شجاعم
میدونی چیه؟
هرکاری دلت میخواد بکن هرکاری دلت میخواد بکن
برام مهم نیس اگه نری
از کمک کردن بهت جونم به لب اومده
مامان، (اِدی) اینجاس
آه، هی...در واقع میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟
شنیدم دیگه گیتار نمی زنی
...ببین، تمام چیزی که می دونم اینه که
در سخت ترین دوران زندگیم
موسیقی به دادم رسید
و فقط نمی خوام چیزی رو که دوست داری و چیزی که
توی اون خیلی خوب هستی رو رها کنی
(خب، حق با توئه (اِدی
موسیقی یه راه فراره
یا حداقل باید باشه
به جز الان هر بار که گیتار رو بر می دارم
تنها چیزی که بهش فکر میکنم تو هستی
کاری که با پدرم کردی به اندازه کافی بد بود
اما در طول تموم اون درس ها در طول تموم اون آهنگ ها
تو هم به من دروغ میگفتی
...(سوفی) – نکن -
متاسفم
نه، چیزی نیس
باهاش صحبت می کنم
...عصبانیه. ما
امروز صبح رفتیم قبرستون
هنوز نرفتی، نه؟
باید بری (اِدی). وقتشه
از مراسم خاکسپاری نرفتی اونجا – میدونم -
...فقط
(چطور می تونم از (جان طلب بخشش کنم
وقتی دخترش نمی تونه منو ببخشه؟
آیس پک
این لذت رو مدیون چی هستم؟
بابام رو دیدم
و برات آیس پک خریدم
و فکر کنم حینی که داری میخوریش باهات حرف بزنم
بزرگترین چیزی که داشتن رو برات گرفتم
عالیه
خب اگه شغل رو نمی خوای نگیرش
من باید چه کاری انجام بدم؟ کار نکنم؟
تو همیشه در مورد اینکه کسب و کار خودتو راه بندازی صحبت کردی
چرا حالا نه؟ - شوخی می کنی؟ -
استطاعت مالی اون رو نداریم هزینه های راه اندازی خیلی زیاده
ما پس انداز داریم
و به علاوه، شرکت ضبط موسیقی قبلاً
در مورد جفت کردن من با چندتا هنرمند جدید صحبت کرده
اِدی)، نمی تونم همه مسئولیت ها رو) به دوش تو بذارم
چرا، میتونی
کاترین)، بعد از اینهمه سال) که از رویاهام حمایت کردی
بذار بالاخره از رویات حمایت کنم
برای اولین بار پس از مدت ها
اینو گرفتم. برای همه مون گرفتم
باورم نمیشد
خب، حقیقت اینه که بابات احتمالاً احساس گناه می کنه
اما این باعث نمیشه پاسخش خوب و درست باشه
تو درست در لحظه مناسب وارد زندگیم شدی
جداً من...نمیدونم
بدون تو چیکار می کردم
مَگی)، حالت خوبه؟)
اوه، خدایا، (مَگی)، تو...؟
نه، نه، من...حالم خوبه
...سلامتم. من فقط
قانونِ، آه...اینجا چیه
وقتی که بین بیمار و دکتر، محرمانه باشه؟
برای بیمارامون؟
به طور دقیق اجرا میشه. چرا؟
...هنوز این موضوع رو به کسی نگفتم، ولی
بورسیه تحصیلات تکمیلی رو بدست آوردم
مَگی)، این محشره)
مگه نه؟
چرا من از تو هیجانزده ترم؟
اوه، منم هیجانزده هستم
...تمام چیزی بود که میخواستم. من فقط
...برای اولین بار در عمرم، من
مطمئن نیستم که میخوام بذارم برم
میخوای تایمر رو تنظیم کنی؟
خانم جون، این اولین بارم نیس
اوه، سلام – سلام –
ممنون که اینجا هستی. اوه
اون ماشین (اِدی) و خانم باکلاس بود دیدم که دور میشد؟
آره، (کاترین) رو برد خونه تا بتونه لباسشو عوض کنه
اما امیدوارم (اِدی) هم برگرده
می دونم که زود رسیدم
یه آبجو بخور
با این دختره که توی سالن بازیهایِ لیزری آشنا شدم، خوابیدم
اونوقت زود اومدی که این قضیه رو به ما بگی؟
آره در واقع
یعنی، میدونستم که لازمه تمومش کنم
احتمالاً اصلاً نباید شروع میشد
اما به جای اینکه اونو نادیده بگیرم یا براش پیامک بفرستم
...که شنیدم چندتا مرد دیگه انجامش دادن
...مث یه جنتلمن ظاهر شدم
...خوبه – و احتمالاً انجامش دادم. آره... –
خیلی خب، مطمئنم که اون دختره خیلی از این موضوع قدردانی کرد
همین کارو کرد. یعنی حالش کاملاً خوبه
!ما اینیم
حالا نمیدونم چیکار کنم
می تونی توی درست کردن سالاد کمک کنی
نه، منظورم زندگیمه
نمیدونم چطوری قراره زندگیمو درست کنم
پس چی باعث این بحران وجودی شده؟
شوهرت
حالا رویاهامو تسخیر کرده
ای کاش در مورد او رویاهایی داشتم
دیگه هیچوقت کاری نمی کنم
تقریباً انگار نمی خواد با من صحبت کنه
اوه، آه، منو ببخشین
هی عزیزم. آره، چطور شد؟
صبر کن، منظورت چیه؟
موضوع چیه؟
(والتِر)
(والتِر)
صدای زنگ در رو نشنیدی؟
اگه به خاطر اتفاقی که افتاده اینجایی
تقصیر من نبود
به من هم نگفت
چی؟ - یادداشت خودکشی اونو هفته ها بعد –
توی کشوی لباس پیدا کردم
پس درکت می کنم
منم عصبانی بودم
اما بعد به خاطر اینکه به من نیاز داشت اونو کنار گذاشتم
به تو هم نیاز داره
واسه چی؟
برای بودن در کنار او
میدونم عاشقشی
اما تو این کارو براش سخت می کنی
این حقیقت نداره - اوه، (والتِر)، بی خیال -
30سال طول کشید تا بفهمه
که تو بودی که اون ستاره ها رو وقتی بچه بود
بالای تختخوابش گذاشتی
شامی که امشب قراره بخوریم
می تونست به همین راحتی به خاطر مرگ (رُم) باشه
والتِر)، تقریباً شوهرمو از دست دادم)
تو تقریباً پسرت رو از دست دادی
میدونی به چی فکر می کنم؟
فکر می کنم می ترسیدی از نزدیک بهش نگاه کنی
چون ممکن بود در نهایت خودتو اونجا ببینی
...من، آ
در مورد تو و (اِدی) شنیدم
...آره، ببین، من
خیلی نمی خوام در موردش حرف بزنم
عالیه
پس من حرف می زنم
منم عصبانیم
کاری که پدرت کرد، وحشتناک بود
اما اگه اجازه بدم این یه کار
...همه چیو تحت الشعاع قرار بده
پس وقتی گفت که به من اهمیت میده
باورش نمی کردم
وقتی گفت که دوستمه حرفشو باور نمی کردم
...وقتی گفت که، آه، دنبالم میگشت
باورش نمی کردم...
و با این حال، راهی پیدا کردم تا پدرت رو ببخشم
می بینی (سوفی)، لازمه تا باور کنم که او منو دوست داشت، باشه؟
لازمه اینو باور کنم
بنابراین اجازه نمیدم اون کاری که انجام داد
تمام کارای دیگه ای که برام انجام داده رو تحت الشعاع قرار بده
نمی تونی بذاری یه اشتباه یه فرد رو تعریف کنه
سلام بچه ها. بیاین داخل – سلام –
(سلام (دَنی – سلام -
کلاه باحالیه
از نظر فنی یه روسریه
آره، درسته
میدونی بچه جون هربار می بینمت عجیب تر شدی
(مرسی عمو (گَری
قابلی نداشت – زود باش –
خب، در مورد این روسری برام تعریف کن
اوه، قراره توی مدرسه، ارائش کنم – عجب –
مجموعه مشروب خوری (جان)ه؟ - سلام -
فکر کردم بعد از شام بتونیم به یاد (جان)، مشروبی بزنیم
به نظر مناسب میاد
عاشق اینم – خیلی خب -
سلام – سلام -
خوب
اگه بارونِس (بلوم) نباشه توضیح مترجم: بارون یا معادل مؤنث آن بارونِس، از القاب اشرافی غرب اروپا است و به کسانی گفته میشد که زمین و املاک خود را مستقیماً از پادشاه دریافت میکردند. این لقب بیشتر در کشورهای آلمانی زبان مرسوم بودهاست هماکنون این لقب در مجلس اعیان بریتانیا به کار میرود
یک خرده چیپس برامون بیار
چرا داری با لهجه انگلیسی حرف می زنی؟
اوه، داریم "دانتون اَبی" رو بازی می کنیم : توضیح مترجم یک مجموعه تلویزیونی درام تاریخی بریتانیایی است که در اوایل قرن بیستم اتفاق میافتد
دَنی)، طرفدار دو آتیشه اونه)
کی اون دوتا پیش هم بر می گردن؟
به این زودی ها نیس
چرا اینو میگی؟
آه، چی؟ من...نمیدونم
چرا... چرا فکرتو میگی؟
رُم). چی میدونی؟)
یه چیزایی. تو چی میدونی؟
خانم ها
اوه، خودتو ببین
با وجود اینکه لاکتوز داری پنیر خامه ای میاری
حالا، این یه دوسته
سلام – پس براش یه بطری شراب خرید –
تا (مَگی) احساس بدی در موردِ نیومدن اون یارو نداشته باشه توی کیف چیه؟ - آره، و (مَگی) هیچ نظری نداشت -
و قول دادم که...چیزی بهش نگم
که خوب بود، تا اینکه به من گفت کاش (گَری) بود
معنیش چیه؟
یعنی هنوز عاشق (گَری)ه
او هنوز عاشق (مَگی)ه و هیچ کدوم اینو نمی پذیرن
شما دوتا در مورد چی پچ پچ می کنید؟
هیچی. و لازانیا – لازانیا –
چه خبر؟ - میدونی کی گفتی که -
آرزو می کنی کاری بود که می تونستیم انجام بدیم
تا به افتخار (جان) کمکی بکنه؟ - آره –
فکر کنم ایده ای داشته باشم
دارم میام
(سوفی)
اینجا چیکار می کنی؟
لازمه با من بیای
شنیدم که مامانم می گفت تو هنوز به دیدن بابا نرفتی
ببین من خیلی از عصبانی بودن خسته شدم
من فقط می خوام ادامه بدم
باید بری به دیدنش
اوه، خدا! شرمنده، شرمنده
مسئله ای نیس
ولی، هی، اولین باری نیس که توی دستشویی با هم ملاقات می کنیم
آره
درست از جایی که شروع کردیم
تمام روز این حس رو داشتم
...هی، آ
وقتی اولین بار باهات آشنا شدم داشتی میمردی
و فکر کنم احتمالاً منم داشتم میمردم
فقط اینو نمیدونستم
اما من از نظر عاطفی در هم شکسته بودم
و حق با تو بود
به جای پرداختن به اون سعی کردم نجاتت بدم
جوری که نتونستم (جان) رو نجات بدم
و حالا می دونم که فشار زیادی بر
روابطمون وارد کردم
و بهش گند زدم
و نمی خواستم امروز بدون گفتن این حرفا از اینجا برم
ازت ممنونم
(ولی همش به عهده تو نیس، (گَری
آم، سرطان تنها مشکلی نبود که
من وارد رابطه مون کردم
منم از نظر عاطفی درهم شکسته بودم
...خب
حالا میخوام بذارم بری دستشویی
به هر حال، مثانه کوچیکی داری
برای مدت طولانی در این فکر بودم که آیا خبر داری یا نه
ولی قضیه اینه که، اهمیتی نداره
میدونستم
میدونستم چیکار کردیم
(و متاسفم، (جان
خیلی متاسفم
عاشقتم، مرد
به خاطر این ازت ممنونم
خیلی به تو افتخار می کنه
فکر کنم چیزی هستش که شاید بخوای بشنوی
(سلام، منم (جان
امیدوار بودم به جای گذاشتن پیغام باهات صحبت می کردم
...ولی، آ
الان ازت میخوام لطفی در حقم بکنی
همدیگه رو دوس داشته باشین
...خب، میدونی
اگه این چیزیه که میخواست
پس فکر کنم خیلی خوشحال میشه
چون دقیقاً کاریه که داریم انجام میدیم
شراب "وینو"؟ "وینو"، قربان؟
تِئو)، مچتو گرفتم)
چیه؟ کلوچه گرفتیم
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
چیکار داره می کنه؟ - داره به افتخار، جام می گیره؟ -
مایلم به افتخار، جام در دست بگیرم
مصری ها اعقتقاد دارن ...که شما دوبار می میرید
یک بار وقتی آخرین نفستون رو می کشید
و بعد مجدداً آخرین باری که کسی اسمتون رو میگه
اونا معتقدن تا زمانی که مردم شما رو به یاد دارن
روحتون به زندگی ادامه میده
بنابراین تا زمانی که همیشه عمو (جان) رو به یاد داشته باشیم
او هیچوقت واقعاً در نگذشته
این خوب بود؟
(از خوبم خوبتر بود، (تِئو
پی گیری این موضوع، کار سختیه مرد جوان ولی دلم میخواد چیزی اضافه کنم
از زمان درگذشتش اتفاقات زیادی افتاده
ماها گم شده بودیم
و...و حالا، ظاهراً
بالاخره همه مون در موقعیت بهتری هستیم
همگی مون
نه بخاطر اینکه او مرد
به خاطر اینکه او ما رو متقاعد کرد که زندگی کنیم
بیاین همه لیوانا رو بالا ببریم
(به افتخار (جان
(به افتخار (جان - (به افتخار (جان -
(به افتخار (جان - (جان) -
خیلی خوبه
سلام – سلام –
حالت خوبه؟
آره
نه
میدونی، قبل از اینکه اوضاع بین من و (جان) بد پیش بره
مث همچین شنبه ای بود
بچه ها در اردو بودن و او تازه از قرارداد بزرگی که منعقد کرده بود
برای استراحت به خونه اومده بود
و قرار گذاشته بودیم برای شام به یه رستوران شیک بریم
در نهایت خونه موندیم
ما تمام شب رو در تخت خواب بودیم
و می خندیدیم و حرف می زدیم و فقط با هم بودیم
دلم برای چیزی که بودیم تنگ شده
(اوه، (دی
...این درست همون اتفاقیه که افتاده
شوک مرگ او و گناه من در این رابطه
...تقریباً از دست دادن خونه
تنها کاری که نباید می کردم این بود که شوهرم رو غصه دار کنم
...و میدونم
میدونم که احتمالاً هیچ معنایی نداره
به من اعتماد کن کاملاً منطقیه
همه چیزمو میدم که به قبل برگردم
و شانس دومی باهاش داشته باشم
دی)، هنوزم میخوای اینکارو انجام بدی؟)
آره، بیاین انجامش بدیم
بیا – باشه، بیاین بریم -
همه زود باشین
کت هاتون رو بردارین یه سفر جاده ای کوچیک در پیش داریم
کجا داریم میریم؟
غافلگیریه
حالا می تونم بازشون کنم؟
بی خیال، بچه ها
این زن بیش از این نیازی به غافلگیری نداره
خیلی خب
حالا می تونی چشماتو باز کنی
کجاییم؟ - درست بالای "سامدِی" هستیم –
بخشی از خیابون "گریفین بارکلی" قدیمه
و ازش به عنوان انباری برای رستوران استفاده می کنیم
حتماً به کمی مراقبت محبت آمیز احتیاج داره
ولی به این دلیل که بخشی از ...اجاره نامه ایه که (جان) مذاکره کرده
اجاره ای که توسط (سامدِی) پرداخت شده
پس فضا مال توئه ...البته اگه بخوای
برای دفترکار جدیدت باشه
نمیتونی جدی باشی
جان) خواسته که این مال تو باشه)
تو خونه ام رو برگردوندی
...حداقل کاری که میتونم بکنم اینه که بهت دفتر کاری بدم
که اسم تو رو سردرش باشه
نمیدونم چی بگم
صادقانه بگم، مطمئن نبودم
(که احساس کنم بعد از مرگ (جان
دوباره بخشی از گروه هستم
او کسی بود که همیشه به من احساس تعلق می داد
دیگه نه
شماها واقعاً برای من، خانواده هستین
پس، ازتون ممنونم
خواهش می کنم
تو هیچ ربطی به این نداشتی
این درست نیس ...من کمک کردم با، آ
نه...نه. کمکی نکردی
نه، کمک نکردم – صحیح –
به سلامتی شروع های جدید
قبوله، قبوله
به سلامتی شروع های جدید - شروع های جدید -
شروع های جدید...
جام افتخار خوبی سر میز شام بود
اوه، آره
در مورد اون روز خیلی فکر کردم
مث اتفاقی که میتونست بیفته
اگه اوضاع کمی متفاوت پیش میرفت
مث...اگه هفت بار باهام تماس نمی گرفتی
رفیق، من اون قرصا رو قورت میدادم
نه، من فقط دکمه تماس مجدد رو زدم
نه، بی خیال مرد من جدی هستم
تو هیچوقت برای رسیدن به من دست از تلاش بر نداشتی
تسلیم نشدی
"و من متوجه شدم، مث "چیز جالب
مهم نیس چقدر احساس بدی داری
مهم نیس چقدر ناامید کننده به نظر میرسه
هیچ وقت برای شروع دوباره دیر نیس
درسته
قرار نبود اینو بهت بگم
"ولی (مَگی) داره میره "آکسفورد
ظرف یه هفته میره
(هی، (مَگی
جداً داری دزدکی میری بیرون، مگه نه؟
آره، فقط نمی خواستم لحظه رو خراب کنم
چه خبر شده؟
هیچی
وقتی خونه (دِلایلا) بودیم
گَری) همه اینا رو) در مورد رابطه مون به من گفت
و چاره ای ندارم جز این که احساس کنم
اگه وقتی از هم جدا شدیم اینا رو گفته بود
شاید هنوز با هم بودیم
خب، پس چرا نیستید؟
(جینا)
ما از هم جدا شدیم کاملاً در موقعیتهای متفاوتی هستیم
نه، نیستید
اون روز توی رستوران، میدونی
که گفتی یه جورایی آرزو می کردی شراب، از طرف (گَری) باشه؟
خب، مال اون بود
چی؟ - آره –
مَگی)، اون هنوز عاشقته)
نمی تونم...اصلاً نمی تونم در حال حاضر تجزیه و تحلیلش کنم
"دارم میرم "آکسفورد
خوشحال به نظر میای
خیلی
میدونی، پیش از این، زمانی که ...رُم) در مورد اینکه)
چگونه همه مون در مکان بهتری هستیم صحبت کرد؟
آره
منم داشتم در موردمون فکر می کردم
سالگردمون نزدیکه
میدونم
12سال
...داشتم فکر می کردم
چی میشه اگه عهدمون رو تجدید کنیم؟
(اِدی سَویل)
با من ازدواج می کنی؟ دوباره
نمیدونی چقدر دلم میخواد اینکارو بکنم
بابا، اینجا چیکار می کنی؟
یه چیزی برای بچه آوردم
باشه
...و
...خواستم بگم
خوشحالم اینجایی
مرسی
بیا داخل
سلام
آره
آه، ببین، می دونم که این احتمالاً آخرین چیزیه که
...انتظارش رو داشتی، ولی
هیچ شانسی هست که بخوای برای یه نوشیدنی ملاقات کنیم؟
فقط به یه لحظه زمان بده تا اینو از سر راه بردارم
تو حاضری پاپا؟
آماده ام هر موقع که تو آماده باشی
...اوه. ستاره ها
درست شبیه ستاره هاییه که وقتی بچه بودی، داشتی
ممنون
تو اینجایی
من، آه، مطمئن نبودم بخاطر این بیای اینجا
خب، اگه صادق باشیم
تعجب کردم که تونستی خودتو برسونی
ولی خوشحالم که اینکارو کردی
منم همینطور
با (بِکی) چی پیش اومد؟
متوجه شدم که او فقط یه بازگشت مجدد بود
پس چی منو می سازه؟
یه شروع تازه
...هی. خب داشتم فکر می کردم شاید
اینجا توی خونه عهد ببندیم
عاشق این ایده هستم
اِدی)! اینجایی)
من، آه، الان بر می گردم
باید به خواهرم زنگ بزنم
باشه. اونو هم برای شرکت در تجدید عهد، دعوت کن
...سلام (لیندزی)، منم. آم
ببین، لازمه حرف بزنم
...در مورد (اَلِکس) خواب دیدم و
لازمه بدونم شبی که مرد چه اتفاقی افتاد
(باید جواب بدی، (دِلایلا
منظورم اینه که از قبل به اون مرد استراحت بدی
نمی خوام بهش جواب بدم
او، تو نیس
آره
ولی منم خودم نبودم
نه در پایان
هر دومون می دونیم که من خیلی قبل از اینکه
تو عهدت رو بشکنی، عهد خودمو شکستم
دیگه برای تو نبودم
باید بذاری برم
...اگه میخوای بدونی چی میخوام
می خوام خوشحال باشی
خیلی دلم برات تنگ میشه
مامان؟
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.