Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
دلم میخواد بچه ای رو به فرزند خوندگی بگیرم
...وقتی آدمای جدیدی به زندگیمون راه میدیم
واقعاً می تونست مادر زائوی فرزندمون باشه
گفتم نمیدونم پدرش کجاس
ولی قطعاً میدونم کجاس
فقط نمی خوام بدونه کجا هستم
همیشه خطری وجود داره...
هنوز عمه (لیندزی) خودتو ندیدی
چون او مشکلی داره
منم همون مشکل رو دارم
...بعضیا قلبمون رو میشکنن
دائم میگی که لازمه بدونی بدون سرطان کی هستی
شاید منم لازم باشه بفهمم بدون تو کی هستم
...و دیگران...
تو هم موسیقیدانی؟
(تا حالا اسم (رِد فِرنز به گوشِت خورده؟
!وای، وای، وای گروه بدون من شروع کرده؟
همه چی رو تهدید می کنن...
اون از "آکسفورد" بود
بورسیه تحصیلات تکمیلی رو بدست نیاوردم
اوه خدای من – چی شده؟ -
خودشه. اون (دِرِک)ه
میخوام باهاش برم
و مجبورش کنم رضایتنامه رو امضاء کنه
باورم نمیشه داره میاد
در واقع مث دیدار توی کتاباس
آخرین باری که خواهرتو دیدم توی مراسم ازدواجت بود
و اگه حافظه یاری کنه لیندزی) مست بود)
و سعی می کرد یه تیکه از کیک عروسی رو زورکی بکنه تو حلقم
و تازه 30 دقیقه قبل از مراسم بود
خودشه، خواهرمه
اوه، رفیق، یادت میاد؟
روی اون دختر کوچولویی که سبد گل داشت، بالا آورد
کل اون سبد رو پر کرد
اوه، یادمه
به من قول داده که حالا دیگه الکل رو ترک کرده
اوه، یه آدم الکلی میگه که خواهرش دیگه الکل رو ترک کرده
و ما حرف اونو می پذیریم
هوشمندانه اس – رفیق. من الکل رو ترک کردم –
آره، اولین باری که سعی کردی دیگه الکل نخوری
به پرتاب "ناچو" به داخل محوطه جریمه زمین بازی ختم شد : توضیح مترجم ناچو"، غذای سنتی مکزیکی است"
که هم بچه گانه بود
و هم هدر دادن "ناچو"های 18 دلاری
(باورم نمیشه که (کاترین با این دیدار موافقت کرده
این خوبه حالا قبل از اینکه به خونه برگردیم
تمام توضیحات خودتو دریافت می کنی
ببین، من و (کاترین) برنامه ای داریم
شامل سبد حصیری گله؟
منظورم اینه که خواهرت کل اون چیز رو پر کرد
قراره وقتی (لیندزی) به اینجا میرسه تنها کسی باشم که توی خونه اس
اگه واقعاً الکل رو ترک نکرده باشه بهش میگم که بذاره بره
محض احتیاط، حتی نمیذاریم تِئو) بفهمه که داره میاد)
ولی مگه توی خونه نیس؟
مگه اون بچه نیم وجبی تو نبود
که به من پیشنهاد نوشیدنی غیر الکلی داد؟
داره میره. (کاترین) اونو به جایی میبره که با تفنگ لیزری بازی می کنن
اوه، "پِلَنِت لِیزِر"؟
منظورم اینه...چیزای خوبی در موردش شنیدم
تو یه مرد 36 ساله ای
دو ماه دیگه میشم
و میدونم کجا جشن تولدم رو بگیرم
خیلی خب، با "پِلَنِت لِیزِر" تماس گرفتم
بازی ساعت 5:15 قبلاً 12 تا رزرو داره
قراره حماسی باشه
افسانه ای
تاریخی
عظیم
هِرکول وار
درکم می کنی
با تشکر از شما و کارت های راهنمائیتون
اوه، میخوام به چیزایی تبدیل بشم
که در زیر نور سیاه باحال به نظر بیان
فکر خوبیه
(سلام (کارتِر – سلام دختر -
کارتِر)، (کاترین) هستم) می خواستی به من زنگ بزنی؟
آره. داشتم چیز تازه ای امتحان می کردم
جواب نداد. به هر حال، خبر بد
ایمیل هات رو ندیدی؟ دیِل) ازت میخواد درگیر کار بشی)
چی؟
به همه گفتم که بعد از ظهر مرخصی هستم
و من به اونا یادآوری کردم
ولی او ازت می خواد توی این جلسه
با مشتری جدیدی که سعی در جلب رضایتش دارن، ملاقات کنی
(شِریل هیگینز)
عجب
دیِل) بالاخره (شِریل) رو درگیر کرد؟)
یک ساله که سعی می کنه اونو به عنوان مشتری جذب کنه
میدونم. خیلی بزرگه
به همین دلیل ازت میخواد که ساعت 5 توی اتاق کنفرانس باشی
ولی من به (تِئو) قول دادم
...آره، فقط
میدونم
وقتی شریک مدیریت ازت میخواد که درگیر کار بشی، درخواست نمی کنه
مرسی
: نام سریال === یک میلیون چیزای کوچیک === فصل دوم - قسمت شونزدهم
...نمایش قاضی
...نمایش متفاوت قاضی
اوه، اینم از این
آره! ببین کی داره روی برنامه گفتگوی خودش میرقصه
اوه، خدای من
چیه؟
منم همون مدل موی (اِلِن) رو دارم
چیکار داریم می کنیم؟
اساساً شلوار گرمکن همسان می پوشیم
و اصلاً در مورد امروز صبح حرف نمی زنیم
باید بریم بیرون
درباره چی حرف می زنی؟
آخرین باری که بیرون رفتی کی بود؟
آه، دیروز
چندتا از مامانای بسکتبالیست ها و من
وقتی (سوفی)، سر تمرین بود قهوه می خوردیم
توی قهوه فروشی بود؟
روی...صندلیهای کم بهای ورزشگاه بود
هوم - جویس)، قمقمه داشت) –
خیلی خب، باشه. کجا میخوای بریم؟
یه مشروب فروشی ساعت شنگولی
چی؟ (چارلی) چی میشه؟
سوفی) هنوز واقع بین و بی تکلّفه) یه پرستار بچه خود ساخته اس
باشه. بیا بریم تو کارش
بذار فقط برم به (سوفی) بگم
عالیه
و وقتی رفتی اون بالا همه لباساتو عوض کن
و یه سوتین بپوش
یا... میدونی، نکن فقط بستگی به لباس داره
چه خبره؟ ...آ
قبلاً هیچوقت با تفنگ لیزری بازی کردی؟
هدف، تیراندازی به تیم دیگه اس نه شکایت از اونا
باید برم اداره
...اوه، ولی فکر کردم که – بهشون میگی که من -
بعدازظهر مرخصیم تا بتونم به خاطر پسرم اونجا باشم؟
گفتم
باید به (لیندزی) بگی که نمی تونه بیاد
...(کاترین) - (اِدی) -
تازه با (تِئو) در مورد میگساریت حرف زدیم
نیازی ندارم که ببینه عمه اش پس از مدتی پرهیز از نوشیدن الکل افراطی به الکل برمیگرده
و تعجب کنه اگه پدرش هم همین کارو بکنه
او خواهرمه
اگه او الکل رو ترک کرده باشه و من دیدار باهاش رو لغو کنم
اینکار، دقیقاً فرستادن پیام حمایت نیس
متاسفم ولی نمی تونم بذارم دوباره زندگیمون رو بهم بریزه
خیلی خب
به نظر من، شما در اینجا دو انتخاب دارین
اول، تو اون کیف و ژاکت رو به من میدی
و میذاریم جذابیتم و اون محافظ های شونه
منو به سلامت از اون جلسه عبور بدن
و دومی چی بود؟
(قانون (نیومَن، دافی و هان : توضیح مترجم این قانون، نماینده مشتریان در سراسر جهان در زمینه حقوق مالکیت معنوی و تجارت است و به ویژه بر نیازهای مشتریان در صنایع بازی برنامه های کامپیوتری و سلاح گرم تمرکز دارد
تمام هزینه های بازی با تفنگ لیزری منو پوشش میده
از جمله بازی با ماشین های دهه80
خیلی خب، باشه از دستگاه صرافی استفاده می کنم
مث یه حیوون
دلیلی وجود نداره که امروز به خودمون سخت بگیریم
نه، (وِندی)، گفت که تا یه ساعت دیگه زنگ میزنه، و این کارو نکرده
چی میگه؟
خیلی خب
(ممنون (وِندی
چی میگه؟
هیچ کاری نمی تونیم بکنیم تا (ایو) خودشو به ما برسونه
دیروز با (دِرِک) گذاشت رفت
و تنها چیزی که دریافت کردیم یه پیامکه
که میگه تا 10 دقیقه دیگه باهامون تماس می گیره
و اون مال سه ساعت پیش بود
فقط میخوام بدونم کجاس
تلفن
براش اون گوشی تلفن رو خریدیم
جداً در حال حاضر
نگران یه گوشی هستی، عزیزم؟ - نه -
اونو با حساب کاربری خودمون خریدم ...که معنیش اینه که می تونم
ردّش رو بگیرم...
توی هتل "کِمبریج" هستش
بزن بریم – هی، هی، هی -
میدونم که گفتم میخوام بدونم کجاس
ولی...چیکار داریم می کنیم؟
منظورت چیه؟
وقتی اولین بار با مددکار اجتماعی ملاقات کردیم
بهمون گفت که حد و مرزها بین والدینی که بچه رو به فرزند خوندگی می گیرن
و والدینی که بچه رو به دنیا میارن چقدر مهمه
اونوقت حالا می خوایم ردّ (ایو) رو بزنیم؟
رُم)...ما بهش اجازه دادیم) توی خونه مون بمونه
توی رستورانمون بهش کار دادیم
هر چیزی که نگران انجامش هستی
تا حالا انجامش دادیم
(من و تو کنار (ایو پشت اون دستگاه سونوگرافی نشستیم
دیدم لباس بیمارستانش لیز خورد
کسی که اون زخم ها رو بهش داده؟
در حال حاضر باهاشه
من رانندگی می کنم
(سلام (لیندز – (آقای (اِد –
میخوای منو دعوت کنی داخل و پیشنهاد مشروب خوری بدی؟
اووه! خیلی زود نیس؟
البته. فکر کردم شاید بتونیم چند تا پیک مشروب بزنیم
و بعدش کیک عروسی رو بخوریم
دلم برات تنگ شده بود
منم دلم تنگ شده بود
خیلی خب، زود، تند، سریع اطلاعات رو بریز بیرون
اونا اونجا با (شِریل) هستن
و شیرینیهایی بیشتر از قسمت نهایی
"سریال تلویریونی "لیسانسیه ها که از شدت استرس خوردم
باشه
اوه، در مورد مسائل جزئی چی
مث، چه میدونم، شرکت کنندگان در جلسه چه کسانی هستن؟
اوه، درسته ...(فیل)، (دیِل)، (کریس)
اوه، مرسی. و آ...(کالی)؟
نه، (کالی) این آخر هفته توی "میامی"، گردهمایی خونواده داشت
و...به همین خاطر دیِل) منو فراخوند)
اگه می خوای یه مشتری زن پیدا کنی
باید بهشون بگیم که تو وکیل زن داری
بدیهیه – خیلی بدیهیه –
ولی میری اونجا و به اونا ثابت می کنی
...که چیزی بیشتر از یه خانم هستی
با موهای لایه لایه ای افسانه ای
موهاتو کوتاه کردی؟ - آره. ممنون -
ولی هیچ قسمتی از وجودم در حال حاضر نمی خواد خانم باشه
سلام
تو باید (شِریل) باشی
میدونی، این دفعه احتمالاً "اولین باریه که توی "بوستون
مجردی میام مشروب فروشی
آخرین باری که مجردی پشت بار مشروب فروشی بودم
توی هواپیما بود و با شوهرم آشنا شدم
خیلی خب، میدونی چیه؟ امشب بیا در مورد گذشته مون حرف نزنیم
نه بیش از حد
حتماً فقط صحبت در مورد آینده
همینه
و هر کدوممون تخلف کرد مجبوره یه پیک مشروب بره بالا
ببین کی از صفر به قهرمان رسید. قبوله
و صحبت از آینده شد
بفرما شوهر شماره دو هم از راه رسید
به نظر می رسه ساعت سرخوشی یه کم شادتر شده
اشکالی نداره به خانمها ملحق بشم؟
اوه، ما؟ : توضیح مترجم به فرانسوی میگه
شما...می خواهی با ما نوشیدنی بنوشی؟ : توضیح مترجم به فرانسوی میگه
ببخشید؟
پُل) با ماشین قرمزش به کتابخونه میره) : توضیح مترجم به فرانسوی میگه
عالیه
پُل) کیه؟)
و چرا با ماشین قرمزش تو رو می بره کتابخونه؟
تنها چیزیه که از کلاس فرانسویِ
کلاس نهم یادم مونده
اوه! تو هم به دانشگاه "بریتیش کُلمبیا" رفتی؟
قطعاً رفتم – تازه فارغ التحصیل شدی؟ -
نه
...نه، من مدتیه که بیرون اومدم
میدونی چیه، بیخیالش شو
...هی، میشه یه مقدار پول بدی واسه
خودتو خالی کن، مرد کوچک
مرسی
اوه، بچه من نیس. من فقط هر از گاهی به پدر و مادرش کمک می کنم
خیلی با نمکه
چی می تونم بگم؟ خدا منو آفریده واسه کمک
راستی، اسمم (گَری)ه
اگه شما بچه ها بتونید باد هرچیزی که هست رو خالی کنید
من و پسرم دوتا بلیط برای بازی ساعت 5:15 میخوایم
فقط یه لحظه وقت می بره
بعدش میتونی به برنامهریزی برای مراسم "پِرام" برگردی : توضیح مترجم مهمانی رقص برای دانش آموزان دبیرستانی است ممکن است با کراوات نیمه رسمی مشکی یا کت و شلوار غیر رسمی برای پسران و لباس شب برای دختران ارائه شود. این رویداد معمولاً نزدیک به پایان دوران دبیرستان برگزار می شود
خب، جهت اطلاعت شریک مراسم "پِرام" خودمو از دست دادم
بطور اعجاب آوری، در سنین بزرگسالی به آبله مرغون مبتلا شدم
معلومه خیلی از کارا رو بطور اعجاب آوری در سنین بزرگسالی انجام میدی
(تِئو) - (لیام) -
اون میره مدرسه من
اون خانمه هم میره
بازیِ ساعت 5:15 تقریباً شروع شده
!یالّا بچه ها، بیاین بریم تو کارش
فکر کنم داریم اینکارو انجام میدیم – منم همین فکرو می کنم –
بر می گردم
(ممنون (دیِل میرم با دفترم تماس بگیرم
و (کاترین)، بفرما این کارتم
در صورتی که در حین انتقال پرونده هامون
سؤالی از من داشته باشی
(خیلی متاسفم (شِریل من کارت ندارم
بوم – (مرسی (کارتِر -
من تو رو بیرون می برم از خدمتکار خواستم ماشینتو بیاره
اوه، ممنون
کاترین)، باور نکردنی بود) کارِت حرف نداشت
اون تو رو دوس داره - (ممنون (دیِل -
...گوش کن
میشه سوالی بپرسم؟
در مورد اینکه به نظرمون تو شگفت انگیزی؟ همچین فکری می کنیم
(بابت این قدردانی می کنم، (فیل
ولی بخاطر اینکه فکر می کردی شگفت انگیزم
ازم خواستی امروز با (شِریل) ملاقات کنم یا چون زن هستم؟
چی؟
چون شگفت انگیزی
تو یکی از وکلای عالی رتبه ما هستی
و یکی از بهترین مدافعان حقوق ما هستی – آره –
(پس به این خاطر نبود که (کالی توی گردهمایی خانوادگی در "میامی" هستش؟
نه، بخاطر اینه که تو وکیل فوق العاده ای هستی
پس به خاطر همین فوق العاده بودن
ماه پیش، منو از پرونده (پولاک) کنار گذاشتین و (تِد) رو مسئول اون کردید؟
تو (تِد) رو مسئول اون کردی (با وجود اینکه من و (کارتِر
تمام کارای آماده سازی رو انجام دادیم
و همونطور که (فیل) گفت من یکی از بهترین مدافعین حقوق شما هستم
پس اگه بخاطر این نبود که زن هستم
پس چی بود؟
چون من و (شِریل)، خیلی دوس داریم بدونیم
چون مشتری، راحت نبود
مارتین پولاک) راحت نبود؟)
مسخره اس. (مارتین) منو دوس داره
بله، همینطوره
ولی با (کارتِر)، راحت نبود
کی متقاعدش کرد؟
او اینکارو کرد
کارتِر)، میشه یه دقیقه به ما وقت بدی؟)
چیه؟
...هیچی. فقط
چرا حالا؟
نمیدونم
من دارم به 40 سالگی میرسم
دوستام همه ازدواج کردن و خونواده دارن
(من اعلامیه تولدی که برای (چارلی فرستاده بودی دیدم
...و فکر کردم
"چرا اون نباید من باشم؟"
لیندزی). خیلی دیر نیس)
تو هم می تونی رابطه داشته باشی و از یه نفر باردار بشی
اوه، آه، هی اینو واسه (تِئو) آوردم
کجاس؟
داره با (گَری)، بازی تفنگ لیزری انجام میده
...آه، من و (کاترین) خواستیم...تا
فقط مطمئن نبودیم که باید انتظار چه چیزی رو داشته باشیم
هی، اینو درک می کنم
می خواستین مطمئن بشین که من یه سفر دریایی انفرادیِ
مشروب خوری رو شروع نمی کنم
من و (کاترین) با مشروبات الکلی مشکلات زیادی داشتیم
خب...با هر چیزی
شما چطور این کارو می کنید؟
...سخت بود. ولی
جای خیلی بهتری بودیم
کاترین) مصممه که اونو) عملی کنه، و منم همین طور
"هی، "هالُوِل
اون کنسرت رو یادمه
واقعاً؟ اِ...آه، نه کاملاً. نه
اولین تک نوازی خودتو یادته؟
اوه، منظورت وقتیه که مجبور شدم تماشا کنم که خواهرم
و بادی گارد دارن به هم دست میزدن؟
داشتیم لب مبی گرفتیم و کلاً 10 دقیقه از زمان صحنه ات رو گرفت
خوشِت اومد؟
هی، میخوام آلبوم جدیدت که داری
...روش کار می کنی با، آم
اسمشو مجدداً میگی؟ - (داکوتا) -
آه، درسته
قبلنا به همه تک نوازیای من می رفتی
واسه اینکه به کارت ایمان داشتم
هنوزم دارم
سلام. دنبال یه مهمون هتل می گردیم
میشه، آه، به ما بگین دِرِک جونز) تو کدوم اتاقه؟)
متاسفم. نمی تونم این اطلاعات رو بدم
ولی اگه دوس داشته باشین
...میتونم با اتاقش تماس بگیرم و – نه –
...زنی که باهاشه
فکر می کنیم در خطره
باید به پلیس زنگ بزنم؟ - نه –
...جریان اینه، اگه...اگه اینکارو بکنیم
اوضاع بدتر میشه
متاسفم. این سیاست هتله
نمی تونم شماره اتاق رو بهتون بگم
هتل "والدِن". ممنون بخاطر تماستون
اتاق1218
ممنون
راستی
(اون عکسایی که از (تِئو واسم فرستادی خیلی دوست داشتنی بودن
و حق با توئه...او آسیائی توئه
اون لباس "هالووین"ه؟ باورم نمیشه تو اینو درست کردی : توضیح مترجم لباس "هالووین" لباسهایی هستند که در جشن "هالووین" پوشیده میشوند جشنوارهای که در 31 اکتبر هر سال برگزار میشود
کی با لباس جامدادی میره؟
این چیه؟ کوکائینه؟
آه...مال من نیس – (لعنت بهش، (لیندزی -
به من گفتی هوشیار شدی
من هوشیارم – واقعاً؟ -
پس این کوکائینا چیه؟
میدونی چیه؟ اینکارو نمی کنیم
باید بری – بعد از تموم کارایی که واست کردم -
داری منو پرت می کنی بیرون؟
(صبر کن، (اِدی)...(اِدی
...باید حرفمو باور کنی – فقط بس کن...فقط دروغاتو تمومش کن -
اِدی)، خواهش می کنم) - لازمه بذاری بری -
برو
نه، تو گفتیش
(گفتی نوشیدنی مورد علاقه (جان یه نوشیدنی قدیمی بود
باید بنوشی – داشتم به شوهر مرده ام – اشاره می کردم
بنوش
به سلامتی (مَگی) که خیلی رئیس بازی در میاره
خوبه – هوم –
اون یارویی که اونجاس با ریش ...یه جورایی درست شبیهِ
گَری)؟ نه)
اوه، ای هرزه – اوه، آره –
اوه، خدا
به هر حال، داشتی می گفتی؟
آم، صحیح
خب، گروهی از همکارام دارن زور میزنن باهام حرف بزنن
تا منو به پیوستن به این پروژه تحقیقاتی
درباره رویاها و خاطرات سرکوب شده دعوت کنن
ولی نمیدونم
بعد از اینکه بورسیه تحصیلات تکمیلیِ آکسفورد" رو بدست نیاوردم"
...فقط احساس می کنم انگار من...می ترسم
به چی داری نیگا می کنی؟
یه پسر واقعاً بانمک اونجاس
که در حال حاضر تو رو زیر نظر گرفته - چی؟ -
نه، نگاه نکن! نگاه نکن نکن، نکن، نکن، نکن
اوه، وای
اوه، خدای من
خمیازه میکشی؟ واقعاً؟
آره. من...خیلی خسته شدم
همکاری با شما باعث افتخاره
...سلام کن
بازیکن آماده اس
بطرف دوست کوچولوی من...
هیشکی هیچی به ما نداد
بنابراین ما همه چیو می گیریم
ولی من بهت شلیک کردم
به حساب نمیاد! غیر رسمی
(بازنده کله شق نباش، (تِئو
وقتی داشتی می دویدی
به قفسه سینه ات شلیک کردم
نقض مستقیم قانون دو
(استاد بازی، (دِیو
(این امتیازات کسب نشده بود، (لیام
کسب نشده
میشه این قضیه رو لطفاً حل کنی؟
شرمنده. چیزی ندیدم
من میزنم بیرون
باشه
...خب
بازی خوبی بود
از بعدازظهرتون لذت ببرید
هی. کجا داری میری؟
او داره میره
گرچه بهتره منم باهاش برم
همه چی منه
نباید بذاری بره پسرا لازمه حرف بزنن
درسته، من که پدر واقعی نیستم
واقعاً؟
خب، من هستم و میدونم
که (کاترین) از اونا می خواد این موضوع رو حل کنن
پس برو پیداش کن و ما همو پشت دستگاه صرّافی ملاقات می کنیم
نه
شما رو پشت میز فوتبال دستی ملاقات می کنیم
ممنون – قابلی نداشت –
10دقیقه اس که وانمود می کنی بهش نگاه نمی کنی
چرا نمیری اونجا و باهاش حرف نمی زنی؟
چون ممکنه به چیزی بیش از صحبت کردن منجر بشه
که دقیقاً به همین خاطره که باید بری اونجا
درسته؟ رها کن
با یه پسر ارتباط برقرار می کنی. پس چی؟
یه کم خوش باش
آم، متوجه شدی که
این دقیقاً برعکس توصیهایه که به (سوفی) کردی؟
اوه، حق با توئه
حالا یه سیگار حشیش بکش و برو با اون یارو سکس کن
می دونی، اینطوری که معلومه هر تصمیمی که بگیری
لازم نیس تا آخر عمرت ادامه داشته باشه
هوم؟ اون پروژه تحقیقاتی یا ...این مرد فوق العاده زیبا
اونا می تونن کارایی باشن که شما فقط برای مدتی انجام میدی
واسه یک سال
یا یه شب افسانه ای
چون اگه ما توی از دست دادنِ
برادرت و (جان)، یه چیز یاد گرفته باشیم
زندگی می تونه توی لحظه تغییر کنه
میدونم. باید یه پیک مشروب برم بالا – اوهوم –
میدونی چیه؟ نقشه عوض شد
تو اینجا بمون من میخوام برم پیشش
چی؟ نه
منو تماشا کن – نکن –
این واقعاً به تو جواب میده؟
رویکرد عقب نشینی و انجام ندادن هیچ کاری؟
ظاهراً
اجرای خوبی بود
آه، ولی اگه "دالی موشه" رو تموم کردی
چرا واسه من و دوستم مشروب نمی خری؟
...دالی
اوه، منظورت دالی بازیه؟
بله
خیلی خب
من (مایلز) هستم
منم (دِلایلا) هستم ولی چیزی که مهمتره
اون (مَگی)ه – اوه -
فکر کنم منظورمو واضح بیان کردم
نمی خوام اینجا باشی
عجب. ظاهراً مرحله ماه عسل تموم شده
...داکوتا). شرمنده. من) فکر کردم خواهرم هستی
اوه خب، تا زمانی که فقط ...با خانواده خودت اینطور صحبت می کنی
فقط اومدم گیره کوک سازم رو ببرم
امشب یه تکنوازی دارم و میدونم که ...اینجا جاش گذاشتم، پس
حالت خوبه؟ - آره -
هی، اگه بخوای می تونی آه، مال منو قرض بگیری
اونا فقط هشت دلارن
به هر حال این کنسرت چقدر هزینه داره؟
این یکی برام شانس میاره
میدونم همینجا جاش گذاشتم
این...چیزیه که داری دنبالش می گردی؟
اتاق 1218 بود، درسته؟ نه 1812؟
آره – مطمئنی؟ -
مطمئن بودم
همینجاس. همینجاس
تمومش کن
نه (دِرِک)، جدی میگم
بس کن – دارن میخندن؟ -
باید بریم اون تو - نه -
...(جینا) – مطمئن نیستم -
که کار درستی انجام میدیم
...نه، حق با توئه. ما باید ما باید به (وِندی) زنگ بزنیم
میتونه یه نفر رو از پناهگاه برای کمک به ما بفرسته
نه. به (وِندی) زنگ نمی زنیم هیچ کاری انجام نمیدیم
میشنوی چه اتفاقی داره میفته؟
آره. دارن می خندن
نه، نه. داره به تدریج درگیرش می کنه
تو کسی بودی که خواستی بیاییم اینجا
آره، تا مطمئن بشیم حالش خوبه
و ظاهراً حالش خوبه
قرار نیس بذاریم پیش اون پسره برگرده
...قرار نیس اینجا بایستیم
زودباش (دی)، بیا بریم طبقه پایین
اینا اینجا چیکار دارن؟ - حالت خوبه، (ایو)؟ -
معلومه که حالش خوبه واسه چی نباید خوب باشه؟
صبر کن، این چه وضع کوفتیه؟
دی)، منو ببین. هی)
اینا کسایی هستن که میخوان بچه ام رو به فرزندخوندگی بگیرن
یادت اومد؟ زوجی که داشتم در موردشون بهت می گفتم؟
همه چیو در موردتون به (دِرِک) گفتم
چرا شما دوتا نمیاین داخل؟
دلم میخواد شماها همدیگه رو بشناسید
اِدی)، فقط به این خاطر که) تو مشکل داری، به این معنی نیس که منم داشته باشم
نه، اما چون مشکل دارم
می تونم تشخیص بدم که چه زمانی شخص دیگه ای مشکل پیدا می کنه
(باید دست برداری، (داکوتا
خیلی خب، بابا
ببین، بیا در مورد این حرف بزنیم
منم همینطورم
مست می کردم کوکائین می کشیدم
هیچ وقت در حالت هوشیاری برنامه اجرا نکردم
بخشی از وجودم حس می کرد انگار بدون اون، استعدادی نداره
ولی به من اعتماد کن تو به این کار نیازی نداری
اِدی)، تقریباً داریم) این آلبومو تمومش می کنیم
من کاری رو که حالا انجام میدم تغییر نمیدم
از چی برای عبور ازش استفاده می کنیم، ارشاد و راهنمایی تو؟
...ببین خودت گفتی
تو هم مث من به این نیاز داری
پس فردا ساعت ده میبینمت
یا دیگه نمی بینمت
خبرم کن
نه، نمی خوام آروم باشم
قوانینی وجود داره و اگه از اونا پیروی نکنیم، هرج و مرج میشه
لیام)، میشنوی (تِئو) چی میگه؟)
آره، ولی فقط یه بازیه
یه بازی با قوانینی که کاملاً مشخص شده
قوانین ساخته شدن که شکسته بشن
اگه شوخی می کردم می گفتم...
ولی شوخی نمی کنم
واضحه که حق با توئه، رفیق قوانیم مهم هستن
ولی در عین حال خوبه که انعطاف پذیر باشه
میدونی؟
نمی تونیم اجازه بدیم کس دیگه ای قوانین رو زیر پا بذاره
تا ما رو از شاد بودن باز داره
درسته؟
چی میگی دوباره بازی کنیم؟
درسته، و این بار همه مون می تونیم توی یه تیم باشیم
فکر عالییه
...خیلی خب، تیم قرمز، نقشه اینه
(وقتی وارد شدیم، (تِئو)، (لیام سمت چپ رو بگیرید
گَری)، مستقیماً از پایین برو به مرکز)
با حاله – مستقیم به سمت مرکز؟ -
ولی تیر می خورم
آره، تو طعمه هستی
دالی موشه"؟"
من اینجا به دنیا نیومدم، خب؟
و دالی بازی دیگه معنی نداره
خب، فکر کنم ایده اش اینطوریه ...که داری
...زیر چشمی نگاه می کنی – و بعدش ملت رو می ترسونی –
اوه. معنی عبارت "قربانی" رو می دونی؟
"فکر کرد که معنیش میشه "بز فراری
بله، چون فکر کردم دارن با فرار کردن تو رو از این مخمصه نجات میدن
من بهش وفادارم
تو بهش وفاداری؟
آره
خب، به همون اندازه که دوس دارم شما دوتا منو مسخره کنید
میرم برای یه دور دیگه مشروب بیارم
شما دوتا همینجا بمونید و به حرف زدن ادامه بدید
مایلز)، تکنسین پزشکی اورژانسه) و (مَگی)، یه روان درمانگره
تو آدمایی رو که بیرون هستن خوب می کنی او اونا رو از درون خوب می کنه
شما مث دو دانه روی بلال ذرت هستین
منظورش دو نخود در یک غلافه
حالا هر چی
و ببینید، میدونم شماها
احتمالاً یه چیزایی راجع به من شنیدید
گاهی وقتا ممکنه یه کوچولو از کوره در برم
ولی قراره کمک بگیرم
در کلاس های مدیریت خشم شرکت کنم، درست؟
آره، میخوایم شروع تازه ای داشته باشیم
دِرِک) شغل خوبی تویِ) دِوکان فارمِسی تیکالز" داره"
پس قراره با هم به فیلادِلفیا" برگردیم"
و زندگیی که همیشه میخواستیم داشته باشیم
آره
و بعدها شاید در آینده وقتی آماده بودیم
بچه ای از خودمون داشته باشیم
وای، (ایو)، به نظر میرسه که خیلی به این موضوع فکر کردی
(آره (وِندی
واقعاً فکر کردم
لیندز)، دوباره منم)
خیلی خیلی متاسفم
نمیدونم دیگه چی بگم
آم، خواهش می کنم باهام تماس بگیر – (اِدی) -
بزرگترین اتفاق همین الان افتاد
هشت سال منتظر بودم تا به اونا بگم
و بالاخره گفتم
(سرشو بخور (دیِل)! سرشو بخور (تِد (سرشو بخور (فیل
بطور انفرادی و جمعی !همه تون می تونید سرشو بخورید
هی، هی. درباره چی حرف می زنی؟
استعفا دادم از شغلم استعفا دادم
اوه، صرفاً استعفا نداد با شکوه تمام استعفا داد
...پرونده (پولک) یادت میاد همونی که بهت گفتم
اونا چون زن بودم منو گذاشتن کنار؟
بخاطر این بود که زن بودی؟ - نه -
علتش اینه که اونا همجنس گرا هستن و
و دلشون نمی خواست با (کارتِر) کار کنن
و شرکت فقط اجازه داد که این اتفاق بیفته
می تونن همچین کاری بکنن؟ - نه، نمی تونن –
ولی اینکارو کردن و من استعفا دادم
استعفا داد
هیجان انگیز نیس؟
خیلی مهیجه
چیکار داری می کنی؟
قرار بود با اون کونت عشوه گری کنی
آه، در واقع تو اونی هستی که با کونت، دلشو بردی
چی؟
دالی موشه! از تو خوشش میاد
نمی تونه منو دوس داشته باشه - و با این حال، دوس داره –
...چی؟ نه! فقط نمی تونم
نمی تونی بری اونجا و با یک پسر سکسی که بهت علاقه داره، خوش بگذرونی؟
چرا که نه؟ - خب، چون -
برای شروع، او 10 سال از من کوچیکتره
و...و...و...و هیچی در موردم نمیدونه
هی، به نظر میرسه هر تصمیمی که بگیری
لازم نیس تا آخر عمرت ادامه داشته باشه
فقط بزن بیرون و ببین چی پیش میاد
لازم نیس معنایی داشته باشه
فقط بذار یه شب خوش بگذرونی
فقط امشب
به یه دونه از سیگارای حشیش (سوفی) احتیاج داری؟
دست بجنبون
برو
خوشبختانه این هتل دفتر اسناد رسمی داشت
تا بتونیم اینو رسمی کنیم
فکر کنم یه مشت کاغذ بازی استاندارد باشه
پس دیگه از نظر مالی در قبال کودک مسئولیتی نداری
اصطلاحات حقوقی
استلاه. یه کلمه اس، درسته؟
استلاه. اینطوری تلفظ نمیشه
اص-طلاح
...می تونی سعی کنی اینو بگی؟ اصط
ایوی)، مطمئنی داریم) کار درستی می کنیم؟
این بچه مونه
این چیزیه که میخوای؟
چیزی که میخوام اینه که شروع تازه ای با تو داشته باشم
کار فوق العاده ای داری
قراره پیش هم برگردیم
فکر نمی کنم الان به این فشار اضافه نیاز داشته باشیم هوم – هی. و بعدش -
وقتی زمان مناسب باشه
اونوقت ما خونواده تشکیل میدیم
باشه
و حالا من اینو فقط محضری می کنم
باشه
عاشقتم
هنوزم باید از اینجا خارجش کنیم
و شما هم بعنوان شاهد امضاء کنید
خیلی خب
(آ...اوه، شرمنده (رِجینا این یکی مال توئه
رِجینا)؟)
فکر می کردم اسمت (وِندی)ه
رِجینا)، اسم کوچکمه)
وِندی)، اسم میانیمه)
لطفاً (رِجینا) صداش نزن معنی ملکه میده
تو که نمی خوای تو کله اش فرو کنه که ملکه اس. درست میگم؟
باشه عزیزم، باید وسایلمون رو بگیریم و اتاق رو تحویل بدیم
میخوام قبل از ترافیک به "فیلادِلفیا" برسیم، باشه؟
صبر کنید. یه دقیقه صبر کنید
نمیشه بدون اینکه اونو ببریم به جایی که
تو رو برای بستنی خوری می بردیم شهر رو ترک کنید
(آه، آره، (کابِتس
از این هوسها زیاد می کنه
منظورم اینه که وقتی اون مکان رو امتحان کردی تو هم دوباره هوس می کنی
چی میگی عزیزم؟
آره، حتماً. بیا بریم تو کارش
آخرین بار که بچه خیلی محکم لگد زد
20دقیقه پیش بود که توی دستشویی بودم
با این حال، ارزش بستنی نعناع رو داره
هوم، نعنایی. او سلیقه منو میشناسه
بسیار خب. هی
از خودت مراقبت کن، باشه؟
خیلی خب
هی (وِندی)، (رِجینا) هستم
ایو) رو پیدا کردیم)
برنامه اینه
قرمز! قرمز! قرمز! قرمز! قرمز – آبی! آبی! آبی! آبی! آبی –
نشونم بده! خودشه
همینه
شرمنده. فقط یکی می تونه باشه – خسته نباشید –
اشکالی نداره، ملّت. تقصیر شما نیس ما فقط بهتر بودیم
اوه، دقت 94%؟
فینیکس" کیه؟"
آخرین بار، من 96% گرفتم
تقصیر تفنگه
چند وقت یکبار اینجا میای؟
فقط اینبار و یه بار دیگه
آه. کجا آموزش دیدی، "فَلوجه"؟ توضیح مترجم: فَلّوجه شهری است در عراق در زمان حکومت صدام حسین فلوجه از مناطق اصلی پشتیبان رژیم او بود در بهار سال 2003، نیرو های آمریکایی با محاصره فلوجه، همه راه های خروجی آن را مسدود کردند و به صورت هوایی و موشکی حملاتی را انجام دادند
"خب، از نظر فنی "فورت دِوِنز : توضیح مترجم فورت دِوِنز، تأسیسات نظامی ذخیره ارتش آمریکا در ایالت ماساچوست ایالات متحده است
آره، حتماً
اوه، جدی؟
من الان رزرو هستم اما 18 ماه فعال بودم
عراق
بخاطر خدماتت به کشور، ممنونم
(عمو (گَری)، میشه من و (لیام بازی "اِسکی-بال" انجام بدیم؟
خودت رو خالی کن، رفیق – همینه -
هی! ولی نه واقعاً
من خود-شاغلم و بیمه نیستم
(صدات زد عمو (گَری برادر (اِدی) هستی؟
یه جورایی
نمیدونم آیا (کاترین) بهت گفته ...ولی ما، آ
پارسال دوستی رو از دست دادیم – اوه. آره. شنیدم -
متاسفم
...منم
تعداد زیادی از کهنه سربازان رو به دلیل خودکشی از دست دادیم
آره، منم متاسفم
یه لحظه صبر کن
تو (گَری)ِ قیّم هستی
خیلی خب
آره، هستم
صبر کن ببینم، تو از کجا میدونی؟
کاترین) به من گفت)
سال گذشته خیلی به من تکیه کرد
مادران مدرسه ما، ممکنه خشن باشن
و وقتی من و (اِستیو) از هم جدا شدیم اونا بی رحم بودن
اوه، خدای من، نه اِستیو) به من خیانت نکرد)
...بهترین بود. ما فقط
خیلی جوون بودیم که ازدواج کردیم و طلاق گرفتیم
بنابراین ما میتونیم...پدر و مادر مجرد باشیم
ازش خوشم میاد
عمو (گَری)، بازی می کنی؟
میدونی که بازی می کنم
"شرمنده، "فینیکس
تعهّد
خب، این آخرین مورده
هی، خانم
...در مورد چیزی که امروز انجام دادی
هیچ کس تا به حال به این اندازه برای دفاع از من، قد علم نکرده بود
هشت ساله که ازم پشتیبانی کردی
خب، توی آوریل میشه نُه سال اما نکته رو گرفتم
ممنون
من چیکار کردم؟
باشه. ما...می تونیم از عهده اش بربیاییم
شروع کردم دنبال کار بگردم
و...یه مقدار پس انداز داریم، درسته؟
از سمت (داکوتا)، پول داره میاد
مشکلی نداریم، درسته؟
اوضاعمون خوب میشه
خیلی خب
...ولی چیزی هست که باید بدونی
...امروز وقتی با خواهرم بودم
اوه، آره. کجاس؟
بیرونش کردم
وقتی داشت وسایلش رو باز می کرد کوکائین پیدا کردم
اوه، (اِدی). خیلی متاسفم
مال او نبود. مال (داکوتا) بود
چی؟
ظاهراً در تمام مدتی که
باهاش کار می کردیم داشته استفاده می کرده
خب، باید از کار کردن باهاش دست بکشی
من...تازه از کارم استعفا دادم
...من، آه
با (دیِل) تماس می گیرم ...عذرخواهی می کنم، من
نه
داکوتا) مشکلی داره ولی) می تونم مدیریتش کنم
از الان به بعد، قراره
توی گاراژ خونه یا استودیوی ضبط کار کنیم
تِئو)، اونجاها نیس)
اون دختره هیچوقت دیگه داخل این خونه نمیاد
می خوایم آلبوم رو تموم کنیم
قراره پول رو بگیریم قراره از (داکوتا) کمک بگیریم
و قراره کاری که مستحقش هستی برات پیدا کنیم
چی داره میگه؟
پلیس حکم منع داره
و (ایو) توی خونه امنه
باشه
(ممنون، (وِندی
و لطفاً از همه توی پناهگاه تشکر کن
آره – باشه -
و همه اونجا شماره ما رو دارن
برای زمانی که شروع به زایمان کنه؟
کدوم گوریه؟
(ایو)
هی! کجاس؟
(ایو)
(ایو)
به من بگو کجاس
ایو)؟! کجاس؟) - ببخشید -
اینجا نیس – ایو)؟) -
نمیدونیم کجاس
اما می دونیم (جِرالد باکلی) کجاس
چطوری رئیسمو میشناسی؟
در موردت تحقیق کردیم حق با (ایو) بود
توی "فیلادِلفیا" کار فروشت خیلی چشمگیره
(شرمنده میشی اگه (جِرالد از دستور منع تو باخبر بشه
یا اینکه دوست داری زن ها رو بزنی
اگه اینکارو شروع کنی بهتره آماده اتمامش باشی
اهمیتی نداره
او در هر صورت به سمت من بر می گرده
هرچی بیشتر ظلم و خشونت علیه او انجام بدی
اونوقت ما هم میایم دنبالت
و هیچوقت دست از تعقیبت بر نمیداریم
میدونی چیه؟
اون دختره اصلاً ارزششو هم نداره
فقط الان یه کم ازت می ترسم
(برو (لیام – زود باش! زود باش -
خودشه
بسیار خب. نوبت منه
تیم آبی، شما در منطقه 1 هستین
بوم! خردت کردم
بازی خیلی نزدیکی بود هر دوتاتون خوب بازی کردین
میخوام امتیازای بیشتری بگیرم
هی. باید بریم
بابای (لیام) داره می بردش واسه شام
از آشنایی باهات خوشوقت شدم
آره...منم همینطور
و مرسی بخاطر کاری که با (تِئو) کردی
براش خوب بود که ببینه حتی اگه
گاهی زندگی طبق برنامه پیش نره
بازم می تونه سرگرم کننده باشه
حالا که صحبتش شد یه چیزی برات دارم
صادقانه بگم، تو رو به خاطراینکه بِکی) هستی سرزنش نکردم)
نیستم. اسمم (دارسی)ه
اون (بِکی)ه
پیش از این احساس بدی داشتم
توی مراسم "پِرام" خوش بگذره
...درسته من و تو کار یکسانی داریم
کل روز به مشکلات مردم گوش میدیم
بله، با این تفاوت که من فقط در مواقع خاص الکل سرو می کنم
کی از انگلستان به من زنگ میزنه؟
الو؟
آه، بله، من دکتر (بلوم) هستم
بله، البته، من...هنوزم به بورس تحصیلات تکمیلی، علاقه دارم
...ولی، آم، فکر می کردم که
اوه...خب...عالیه
...یعنی، نه برای مادربزرگش، ولی
میدونی چیه؟
بله. صد در صد
قطعاً عاشقشم
من...میخوام شرکت کنم
"دارم میرم "آکسفورد
بسیار خب، و این برداشت من از یه دایناسره که به باشگاه میره
همه دست بزنید
نمی تونم
باشه رفیق، دارم برات چراغ میارم
بسیار خب. نوبت منه
شما بچه ها عالی هستین
واقعاً از آشنایی باهات (خوشوقت شدم، عمه (لیندزی
خواهش می کنم ده سال دیگه برای دیدار بعدی منتظرم نذار میرم رختخوابشو مرتب کنم
من...خیلی خوب بود که دیدمت – منم همینطور –
خوشحالم که این کارو به خوبی انجام میدی
مامان
احساسات خودتو از نزدیک بررسی کن
می دونی که وقت نوازشه
نگران نباش. باتری ها بیرون میان
(هی، (لیندز
بازم بابت اتفاقی که پیشتر افتاد متاسفم
...من فقط – اوه، درکش می کنم –
و واقعاً دارم تلاش می کنم
خوشحالم که دوباره در زندگی همدیگه هستیم
منم همینطور
(عاشقتم، آقای (اِد
منم عاشقتم
میدونی، آم، از زمانیکه الکل رو ترک کردم
خیلی به همه چی فکر می کنم
خونه کنار دریاچه رو یادته؟
آره. چرا؟
تا حالا فکر کردی که چرا از رفتن به اونجا دست کشیدیم؟
نه واقعاً
...من فقط بعد از تصادف فکر کردم
...بعد ازاینکه (اَلِکس اِستیوارت) مرد
مامان و بابا نخواستن برگردن
صحیح
باید می رفتم
چرا؟
بابا! وقت نوازش قبل از خوابه
باشه، دارم میام
20ساله توی اون خونه نبودیم
چرا حالا داری بهش فکر می کنی؟
من...بی دلیل
فکر کنم فقط دلتنگش شدم
بابا
برو به پسرت شب به خیر بگو
او خیلی محشره
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.