Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
جِیک)، چیکار داری می کنی؟)
...پدر و مادر بودن
می تونست واقعاً مادر زائوی بچه مون باشه
خیلی زیاده...
گفتم نمیدونم پدرش کجاس
ولی قطعاً میدونم کجاس
من فقط...نمی خوام بدونه کجا هستم
...حتی بعنوان آدمای بزرگسال
این چمدونی که برامون خریدی خیلی مالی هم نیس
میشه خواهش کنم گوش بدی؟
...به همون الگوها باز می گردیم...
مامان...مُرد، پاپا
...و مث هر رابطه ای...
اشتباه می کردم می تونیم فقط دوست هم باشیم
تازه داشتم به همون کار فکر می کردم
...باید روش کار کنی...
پس، تو هم موسیقیدانی؟
تا حالا اسم (رِد فِرنز) به گوشِت خورده؟
...اون نقطه مشترک رو پیدا کنید... – الو؟ -
(رُم). سلام. (آیزاک مارتین)
می خوای فیلمنامه خودتو برام بفرستی؟
...و فقط سعی کنی...
اینا رو توی کیسه خواب صورتی پیدا کردم
خونسردی خودتو حفظ کنی...
شاید باید پَنکیک ها رو ذخیره کنی
تا موقعی که (سوفی) احساس شدید گرسنگی کنه
میدونم چی میخوام بگم سعی نکن خارج از اون با من حرف بزنی
چی دارم میشنوم؟
داری میری طبقه بالا؟ هان؟
حالا میری با (سوفی) حرف بزنی؟
گوشی رو بذار رو حالت بلندگو می خوام صداتونو بشنوم
نه، نمیخوام وقتی با دخترم
درباره پیدا کردن موادّش صحبت میکنم، استراق سمع کنی
اِ، حق با توئه
با "فِیس تایم" چی؟ - نه – : توضیح مترجم برنامه مکالمه تصویری گوشی های آیفون
اگه این مکالمه خوب پیش بره
من باید این پیام رو بفرستم که کاری که او انجام داده
اشتباه بوده، بدون اینکه دوباره اونو بترسونم
همه چی هنوز...شکننده اس
آه. به نظر میرسه یکی تونسته از سیگار حشیش استفاده کنه
مگه نباید بری سر کار؟
خب (دی)، این از زیبایی شغل جدیدمه که برای خودم کار می کنم نه شرکت
چون از خونه دارم کار می کنم همین حالا هم اونجام
حتی مجبور نیستم شلوار بپوشم
مرسی از جلوه های بصری
نه اینکه برام مهم باشه ولی، آه
چرا داریم آهسته حرف می زنیم؟
واسه اینکه پشت در اتاقشم. خدافظ
سلام مامان
ژاکتم رو فراموش کردم
همه چی ردیفه؟
آره، داشتم فکر می کردم می تونیم برای یه لحظه حرف بزنیم؟
آره. حتماً
ببین، اگه چند ماه گذشته چیزی به ما یاد داده باشه
اینه که باید با هم صادق باشیم
باشه
چیزی که مال توئه پیدا کردم
و میدونم که بزرگ شدی
...و دوستات در حال انتخابن
خیلی خب. آه...ببین، میدونی
قرار بود در موردش باهات حرف بزنم
باشه، خوبه. خوشحالم چون لازمه در موردش حرف بزنیم
...آره، و...و حقیقت اینه که
خیلی از دخترای هم سن و سال من کنترل بارداری دارن
چی؟ - درسته -
یعنی (جِس) حالا یه ساله اینکارو می کنه
تو و (جِیک) با هم رابطه جنسی دارین؟
نه. نه، ببین فقط خواستم آماده باشم
باشه. باشه
ببین، میدونستم درک نمی کنی
چی؟ نه. می تونم. درک می کنم. می تونم
من فقط...نمی خوام چیز اشتباهی بگم
بیا یه لحظه مکث کنیم، باشه؟
هیچ کدوممون تا 24 ساعت آینده رابطه جنسی نداریم
آه. می بینی؟ انتخاب کلمه، همه چیه
بعداً در موردش امشب حرف می زنیم
باشه
عجب. بحث خیلی سنگینی بود
گَری)؟)
طبق قرائن و شواهد (استراق سمع نمی کردم، (دی
تو فقط یادت رفت تماس رو قطع کنی
و باید به خوردن قرص هم فکر کنی
چون خراب کردی
: نام سریال === یک میلیون چیزای کوچیک === فصل دوم - قسمت پانزدهم
اینقدر آهسته رانندگی نمی کردم - اون دونده درست از ما جلو زد –
هی، من از محموله گرانبها محافظت می کردم
میدونی، مجبور نیستی مدام منو برسونی
می تونم تبر هم بردارم
برام مسئله ای نیس - براش مسئله ای نیس –
باشه
...بعد از اینکه ماشین (دِرِک) رو دیدی فقط میخوایم در امان باشی
مرسی
میخوام ورودم رو ثبت کنم – بسیار خب -
کیه؟
(آیزاک مارتین)
چقدر خوشت اومد، هان؟
ستاره بزرگ سینما به تلفن شخصیم زنگ زده
منظورم، تنها گوشیمه ...ولی نکته اینه که
نکتش اینه که اگه جواب ندیدی میره به صندوق صوتی
درسته، درسته، درسته
هی، مرد. تازه داشتم راجع به تو صحبت می کردم
چه خبر، دادا؟
:عنوان کتاب آموزش هرگز متوقف نمی شود
آره، کلاً می تونم
این چیه؟
اوه. دارم دنبال چن تا کلاس می گردم
...همیشه می خواستم به مدرسه بر گردم
دِرِک) متقاعدم کرد که انجامش ندم) به نظر ایده خوبی نبود
خب، من فکر می کنم خوبه
فکر کردی چه درسی دلت میخواد بخونی؟
شاید مددکاری اجتماعی
با دیدن اینکه چقدر خانمها توی پناهگاه
به مردم کمک می کنن...نمیدونم
احتمالاً احمقانه اس – اوه، آره. فقط به رانندت بگو –
خارج از اون خیابونه – احمقانه نیس –
ایو)، عالیه)
باشه، باشه
سعی کن آروم باشی چون آیزاک مارتین) توی شهره)
"آه، قبل از اینکه برگرده "لُس اَنجلس چند ساعتی وقت داره
و میخواد باهام ناهار بخوره
اینجا؟
بله – آیزاک مارتین) داره میاد اینجا؟) –
فقط برنامه زمان بندیم رو بررسی کردم و...وقتم آزاده
اوه، مرد. وقت من آزاد نیس
باید برنامه ناهار با بابام رو لغو کنم
او درک می کنه. این قضیه بزرگیه
خب، او درک نمی کنه ولی این قضیه بزرگیه
چرا (آیزاک مارتین) میخواد باهات ناهار بخوره؟
...خب، این – چون دلش میخواد -
توی فیلم (رُم) بدرخشه
خیلی خب – اوه، خدای من. خیلی باحاله -
باشه، میدونی بیا از خودمون جلو نزنیم
احتمالاً مشغول دور زدن یک هزار پروژه دیگه اس
این پیراهن به حد کافی قشنگه؟
جینا)، منظورم اینه، این پیراهن) می تونه زندگیمون رو تغییر بده
این پیراهن به حد کافی قشنگه که زندگیمون رو تغییر بده؟
مایلم (رُم) رو وقتی اضطراب داره به تو معرفی کنم
ایشون (رُم)ه وقتی اضطراب داره ایشون (ایو)ه
باشه. من باید...منو ببخشید خانما
با پدرت تماس بگیر – باشه، باشه، باشه -
خیلی خب، این خوبه (این خوبه، (کالین
همیشه در این فکر بودی که بابا چطوری
این سقف رو بالای سر ما حفظ می کنه
و حالا اونو از نزدیک می بینی
من برای زندگی این آقا
برای یه شرکت بیمه بزرگ، ارزش قائلم
حالا اگه بخوام برای زندگیت قیمت بذارم
میگم قیمتی نداره
چیزی رو تغییر نمیده
لطفاً مبل منو اینجوری با اشتها نگاه نکن
اینجا چی داریم؟
تِد مورفی)، 56 ساله)
خدایا، خیلی جوون تر از 56 نشون میده
غمگین، غمگین، غمگین
دارم بیش از معمول با خودم حرف می زنم؟
غمگینه، غمگین، غمگین
باید برم کافی شاپ یا یه جای دیگه
مگه من کیم، ملکه (اِلیزابِت)؟ آخ
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
منظورم اینه او فقط شونزده سالشه
در حال حاضر این چطوری اتفاق میفته؟
خب، حداقل مسئولیت پذیره، آماده میشه
این باید احساس خوبی داشته باشه، درسته؟
بهترین احساس تا ابد
میدونی، پسره هیجده سالشه باید با تجربه باشه
باشه، ولی خبر خوب اینه که (سوفی) به زودی
بخاطر شیفت کاریش میاد
که معنیش اینه تمام مدتی که اینجاس می تونی چهارچشمی اونو بپّایی
میدونی چیه؟ بهش اعتماد دارم
فقط این (جِیک)ه که بهش اعتماد ندارم
به همین خاطر ازش خواستم که به اینجا بیاد
و تمام روز، موجودی انبار رو بگیره
جِیک)...سلام)
سلام
سلام
و نفس بکش
خیلی معرکه بود
یه لحظه به ما وقت بده می تونیم دوباره پخشش کنیم
نه، می خوام همین الان برم
فکر کنم می تونم یه کم بیشتر ضربه گروه کُر رو داشته باشم
تا به حال انرژیت تموم شده؟
(سلام (تِرِوِر
به من اهمیت نده فقط قبل از جلسه بعدی
هنرمند جدید مورد علاقه ام رو بررسی می کنم
رفیق، من عاشق نمونه کار جدید هستم
تک...فوق العاده اس
به نظرم اونو سریع دنبال کنیم تا تبلیغات برای آلبوم بالا بره
واقعاً؟ این عالیه
داکوتا)، داری بینهایت عالی انجامش میدی)
صد در صد عالی
آهنگ های جدید خیلی خوب هستن، درسته؟
من و (رِد فِرنز)، در آستانه موفقیت هستیم
آره، خب، دوست دارم بشنوم که شما بچه ها
روی چی کار می کنید البته اگه مایل باشین
آره
باحاله. منظورم اینه هنوز یه جورایی داریم آهنگو تنظیم و امتحان می کنیم
داریم کاری متقاعد کننده انجام میدیم این کاریه که داریم می کنیم
بیاین برای او اجراش کنیم
اوه، ای بابا. میدونی چیه؟ باید بپرم توی اون یکی جلسه
میشه برام یه نسخه بفرستی؟
در اسرع وقت
توی ماشین به اون گوش میدم و بعدش با شما بچه ها
تماس می گیرم – عالیه -
عالیه - عالیه -
ادامه بدین
تا بعد، مرد. ممنون
فقط کافیه توی فهرست غذاها بذاریش
(سلام (مَگی – سلام -
اینجا چیکار می کنی؟
فکر می کردم امروز با اون یارو توی اون برنامه دوست یابی
قرار بزرگت رو داری
اسمش چیه؟ - (لَری) -
آره. فکر می کردم اونو اینجا می بینم تا شما بچه ها به من بگین
که آیا او شبیه یه آسیب شناس دروغگو هستش یا نه
یعنی، نمی تونم بگم
فکر نمی کنم این طور باشه
اما بعد از اتفاقی که برای (اِریک) افتاد
اجازه بده فقط بگم که غریزه ام
خیلی برام کار نکرده
درسته؟ - اووه -
فقط احساس می کنم چهار ماه از جدایی من و (گَری) گذشته
لازمه از این وضعیت خارج بشم اون چسب زخم رو سریع بکنم
منظورم اینه، جوونم، جذابم
کِیت وینسلِت) با شوهرش در حال فرار) از آتیش سوزی خونه آشنا شد : توضیح مترجم کِیت الیزابت وینسْلِت، بازیگر انگلیسی است او بابت حضور در درامهای تاریخی و فیلمهای مستقل و نیز به تصویر کشیدن زنان سرسخت و پیچیده شهرت دارد. بازی او در فیلم تایتانیک"، در 1997 برایش شهرت جهانی آورد"
آره. و این فقط به وحشتناکی نصف اونه
می تونه خوب باشه
و ما اینو واقعاً برات میخوایم
آره. ولی یه مشکل کوچولو وجود داره
اوه، یا خدا. از قبل اینجاس؟
اوه. اوه، نه، نه
یه جای کارش مشکل داره، مگه نه؟
...نه، فقط
اوضاع بدیه، نه؟
عالی نیس
چیه؟
اوه، خدا
گَری) اینجا چیکار داره؟)
اونی که اون گوشه اس چطوره؟
نه، دلم نمی خواد حس کنه یه جورایی دارم خودمو ازش مخفی می کنم
نظرت در مورد این یکی که اینجاس چیه؟
نمی خوام احساس کنه که در معرض نمایشه، می دونی؟
باید شروع کنی در مورد اسم بچه فکر کنی
شرمنده
...فقط
می دونی در حال حاضر چند تا نویسنده درجه یک
در تلاشن که (آیزاک مارتین) رو وادار کنن توی فیلم اونا بازی کنه؟
آره
ولی شرط می بندم او میخواد تو رو انتخاب کنه
خواهیم دید
من تو رو انتخاب کردم، مگه نه؟
این یکی حرف نداره
من اینا رو از سر راه برمیدارم
بابا، اینجا چیکار می کنی؟
فکر می کردم بهت گفتم که قرار ناهارمون لغو شد
ناهار خوردن با خودت رو لغو کردی نه به طور کلی ناهار خوردن رو
فکر کنم اینجا بشینم
...مگه اینکه
این میز رو هم لغو کرده باشی؟
جواب نمیده
چیکار کنم؟
(نمی تونم اولین قرارم رو بعد از حضور (گَری در مقابل (گَری) بذارم
شماره تلفنشو داری؟
نه. حتی نام خانوادگیش رو ندارم
فقط با این برنامه دوستیابی احمقانهِ احمقانه پیام میدادم
اوه. فهمیدم
تو این قرار رو روبروی دوست پسر سابقم ادامه بده
و منم با (سوفی) در مورد رابطه جنسی و مواد مخدر حرف می زنم
آهای، سرآشپز – هوم؟ -
اگه کارم داشتی، طبقه بالا دارم موجودی انبار می گیرم
صبرکن، صبر کن، صبر کن جِیک) چی شد؟)
فکر می کردم او داره موجودی انبار رو می گیره
حالش خوب نبود، واسه همین آلبِرت) فرستادش خونه)
باشه
بهش بگو، آه هر زمانی لازمه صرف کنه
میدونی چیه؟ من و (گَری) هر دومون بزرگسالیم
میخوام الان برم اونجا و بهش بگم
چی قراره بشه و او بذاره بره
درست میشه، مگه نه؟ - اوهوم –
بله – چون باید بشه –
درست از این طرف
ببین کی اینجاس
بیا این طرف. وارد دفتر من شو
چی تو رو کشونده اینجا؟ اوه، بذار حدس بزنم
آه...(دی) تو رو به خدمت گرفته تا (سوفی) رو متقاعد کنی
که "دوری و دوستی" خوبه؟
آم...در واقع، نه
ها! (دی) بیچاره
منظورم اینه که او وقت کمی داشت که بیرون خوابی همجنس گرایانه (دَنی) رو پشت سر بذاره
و حالا این
میشه یه دقیقه باهات حرف بزنم؟
حتماً
بلند قدتر به نظر میرسی
تقریباً تا سینه من بالا اومدی
کفش پاشنه بلند پوشیدی
و بوی خوب میدی
و قراره کسی رو اینجا ملاقات کنی؟
...(مارگارِت بلوم)
با کسی قرار داری؟
این همون چیزیه که خواستم باهات در موردش صحبت کنم
بالاخره یه نفر جذاب توی برنامه دوستیابی پیدا کردی
میدونم این ناجوره – نه. ناجور نیس –
قرار گذاشتن، اصله
نمی دونم چرا این کلمه رو انتخاب کردم
ولی می دونم که جای مناسبی رو برای اینکار انتخاب کردی
محیط، بررسی شد
خیلی پر سر و صدا نیس بررسی شد
سالاد "آروگولا". هم کم کالری و هم خوشمزه : توضیح مترجم آروگولا نوعی سبزی شبیه به اسفناج است این سبزی، یک گیاه خوراکی یکساله است که بومی مناطق مدیترانه، از مراکش و پرتغال تا لبنان و ترکیه و ایران (روستای خورند از توابع شهرستان راور استان کرمان) است
سعی کردم پیداش کنم تا بتونیم
...جای دیگه ای همدیگه رو ببینیم ولی
چرا؟
من باید برم؟
ازم میخوای برم؟
ظاهراً من باید برم
...ن-خیر. نه. تو تو همه اینا رو نصب کردی
به حرف من کار نداشته باش
می تونم بمونم
منظورم اینه، ظاهراً یه کار عادیه، درسته؟
بمونم؟
حتماً. ما با هم دوستیم
مجبور نیستی عجیب و غریب باشی – قرار نیس عجیب و غریب باشه –
باید به هر حال به (تِد) بر گردم چون باهاش قرار گذاشتم
ریه اش آمبولی کرده : توضیح مترجم به وجود لخته خون یا گاهی چربی در یکی از سرخرگهای ریوی و یا بافت ششها گفته میشود
بسیار خب
قرار خوبی داشته باشی، رفیق
خب بچه ها، از چیزایی که شنیدم خوشم اومد
قبلاً بارها و بارها این پل رو توی ذهنم داشتم : توضیح مترجم پل، آهنگ کوتاهی است که دو قطعه موسیقی را به هم وصل می کند
باحاله. خوشحالم که جواب میده
اوه، بیش از این حرفاس
با این حال، چندتا فکر داشتم
مطمئناً. به چی داشتی فکر می کردی؟
...خب، پس، از بالا بیت اول
باید یه کم نفس گیر باشه؟
نفسگیر؟
اصلاً چه معنیی داره؟
میشه یه کم مشخص تر صحبت کنی، (تِرِوِر)؟
نمیدونم. فقط یه همچین حسی داشت
کمی تهاجمی بود، مث اینکه خیلی محکم بهش ضربه می زنی
تموم نکته اش همینه
چیکار داری می کنی؟ - منظورت چیه چیکار دارم می کنم؟ -
داری به حرفای این یارو گوش میدی؟
منظورم اینه من یه نفس انجامش نمیدم
من از اونجور خواننده ها نیستم و اینم از اونجور آهنگا نیس
حداقل می تونیم یه آهنگ رو امتحان کنیم و ببینیم ظاهرش چطوره
شما بچه ها هنوز اونجائید؟
کاملاً
فکر کنم می تونیم یکی رو کمی نرم تر اجرا کنیم
عالیه
هی، نظرت در مورد کوتاه کردن پل چیه؟
اوه، کدوم پل؟ همونی که تازه گفتی
بارها و بارها در ذهنت تکرار می کردی
چیه؟ - (داکوتا) -
اما پل، الهام بخشه
هر چی کوتاه ترش کنی حسّش از بین میره
فقط بهش بگو که بهش نگاهی می کنیم و ادامه میدیم
...ولی چرا – نُچ –
نگاهی بهش میندازیم
باشه (تِرِوِر). هرچی تو بگی
عالیه
حالا، هی، چقدر با گروه کر ازدواج کردی؟
باشه. باید برم هواخوری
همه چی ردیفه؟
بله...عالی
میشه چند دقیقه دیگه باهات تماس بگیریم؟
آم...حتماً
بسیار خب
خواهش می کنم به خاطر داشته باش وقتی پدرم رو ببینی
نمی تونی نظرتو در موردِ دادن بچه ات به ما تغییر بدی
مطمئنم آدم باحالیه
...آم، خب، باحاله، فقط
باحال نیس – می تونه یهو قاطی کنه -
و از وقتی مادر (رُم) مرده بدعُنُق تر هم شده
اوه، آره. کتمان حقیقت و دست کم گرفتن
این صندلیها وحشتناکن
طرف چپ باسنم به خواب رفت
خب، بیدارش کن بابا چون یکی داریم که میخوایم باهاش آشنا بشی
آه، (والتِر)، ایشون (ایو)ه مادر زائوی بچه مون
سلام. راجع به تو خیلی شنیدم
ظاهراً آماده ای بترکی
مجبورش کردی اینجا کار کنه؟
اینکه داره بچه اش رو به تو میده برات کافی نبود؟
ضمناً مجبورش کردی میزا رو هم سرویس بده؟
نگران من نباشید
در واقع برام خوبه که فعال باشم
بفرمائید. بذارید براتون تازه اش کنم
با نوه آینده ام توی اون شکم؟
فکر نکنم
شما دوتا خیلی شبیه هم هستید
نه، نیستیم – بهش توجهی نمی کنم –
درباره چی حرف میزنید؟
وقتی برای اولین بار تو رو در غذاخوری دیدم
تو هم نمیذاشتی برات قهوه بیارم
اون کاملاً فرق می کرد
خب، اون غذاخوری بود
نه رستوران، و تو نشسته بودی
حالا وایسادی
جینا)، یه دلیل دیگه برام بیار) – نه -
باید ۹۰ دقیقه دنبال اون "لاما" می گشتیم : توضیح مترجم شتر اهلی بومی آمریکای جنوبی
جیمی)، ببین) من به تو گفتم که به هر حال
در جشن تولد بچه ها یکی از اونا نداشته باشی
و بهت گفتم که وقتی بیرون میای دروازه رو ببندی
ببین، من دنبال ملاقات مردی هستم در مورد فیلمی که ممکنه توش بازی کنم
فهمیدیم. تو مشهوری
و روزی تو هم مشهور میشی
تریش)، یک دوجین کیک فنجونی) برای (کیمِل) بفرست که عکس صورتم روی اونا باشه
الساعه
خدایا، خودشه
از نظر شخصی، کوچیکتر به نظر میرسه
بابا. رفتارت درست باشه
ممنون، مرد
خدایا. سلام. من همه فیلماتو تماشا کردم
میشه یه عکس باهات بگیرم؟ - آه، عکس نه –
هی، دست بردار. البته زود باش، معرفی کن
باشه
اما این کارو در حالت پرتره انجام بده. زود باش
باشه – خوبه -
خوبه. حالا یه دونه در حالت احمقانه
رُم)، مرد من! چه خبر؟)
خوبه که می بینمت – منم خوشحالم که می بینمت -
ظاهرت که خوب به نظر میاد – بچه ها، این عالیه -
میدونی چند نفر میخوان اینو بذارن توی اینترنت؟
همه شون – اوهوم -
سوفی) کجاس؟ از او خوشش میاد)
اوه، تماس گرفت و نوبت کاریش رو با شیفت شب عوض کرد
چیه؟
...اوه، خدای من. به نظرت او
بله، فکر می کنیم
با (جِیک)ه
احتمالاً فقط برای پسره سوپ یا چیزی میاره
اوه، (جینا)، بیدار شو پسره احتمالاً اصلاً مریض نیس
اونا برای داشتن رابطه جنسی با هم یواشکی از زیر کار در رفتن
خیلی خب – ازم میخوای به این قضیه بپردازم؟ -
فقط یک کلمه بگو کرکره مغازه رو پایین می کشم
و میرم این بچه رو می کشم
اما فراموش کن که من اینو گفتم چون اگه بکشمش
نمی خوام با انگیزه قبلی باشه
گَری)، خودم بهش می پردازم) - چیکار میخوای بکنی؟ -
میخوام برم دفتر و آدرس پسره رو بگیرم
و بعدش میخوام برم به آپارتمانش و دخترمو پس بگیرم
درکت می کنم
(ممنون، (آیزاک – خواهش می کنم -
چطوری انجامش میدی؟
اوه، این مخمل خواب داره
آره. بهترین صندلی توی خونه اس
خوب اجرا شد
میخوای از (آیزاک) امضاء بگیری؟
آه، تنها عکس امضا شده ای که دارم از (هِنری وینکلِر)ه
و هیچ چیز دیگه ای نمی خوام
خب، شاید با یکی قرار بذاری که طرفدار (آیزاک مارتین) باشه
یه یخ شکن کوچولو بهت بدم
در هر صورت، اسمش چیه؟
(لَری) – لَری)؟) -
اسمش (لَری)ه؟
اسم تو (گَری)ه
توی یه حرف، تفاوت داره
اونوقت یه حرف، چه اهمیتی داره
شوخی می کنم اسم (لَری) رو دوس دارم
(مث (لَری کینگ
او که (لَری کینگ) نیس، مگه نه؟ : توضیح مترجم لَری کینگ)، مجری معروفِ) آمریکایی رادیو و تلویزیون است که در سال2021 در سن 88 سالگی فوت کرد
چون این توضیح میده چرا دیر کرده
احتمالاً مشغول طلاق دادن یکی از زنهاشه
تو رو بهش واگذار می کنم
همیشه لذت بخشه
هی. چیکار داری می کنی؟
وسط یه تماس تلفنی برای نُت برداری هستیم
آره، خب، شرمنده نمی خوام دور هم بشینیم
و بشنوم که آلبومم خراب میشه
داکوتا)، اونا فقط نُت موسیقی هستن)
بخشی از فرآیند کاره
اوه، فقط نُت موسیقیه؟
میدونی چیه؟ از وقتی اینکار رو شروع کردم با هر کی آشنا شدم
سعی کرده منو تغییر بده یا کنترلم کنه
یا برای کاری ازم استفاده کنه
فکر می کردم تو فرق می کنی
که طرف من هستی
فکر می کردم قرار بود آلبوم منو بسازیم نه مال اونا رو
تو...به این آلبوم به عنوانِ آلبوم خودت اشاره می کنی
ولی یه تیم کامل از افراد دارن روش کار می کنن
میدونی کی بهشون پول میده؟ - تِرِوِر)؟) -
بله، این همون کسیه که
هزینه این استودیو رو پرداخت می کنه و قراره پس از اتمام کار
تورهای مسافرتیمون رو رزرو کنه
لحظه ای که تصمیم گرفتی
از ساختن ویدیو در اتاق خوابت دست برداری
و واقعاً شروع به عرضه کردن صدات کنی
این آلبوم دیگه فقط مال تو نیس
عجب
میدونی، فکر می کردم ممکنه از تو چیزایی در موردِ
(هنرمند بودن یاد بگیرم، (اِدی
ولی تو دیگه هنرمند نیستی
تو فقط یه بله قربان گوی شسته-رُفته ای
که برای مرتبط موندن دست به هر کاری می زنه
دارم میرم خونه به آخر خط رسیدم
از اینکه وقت گذاشتی ممنونم، مرد
دادا، بس کن. تشکر
میدونی، دارم به انتخاب بازیگر
برای بعضی نقشای دیگه فکر می کنم – باشه -
آیزاک)؟ شرمنده) کِلارک) لازمه باهات حرف بزنه)
فیلم آتشنشان دوباره برگشته روی میز
خیلی متاسفم، رفیق چند لحظه بیشتر وقت نمی بره
اوه، باشه
چه مردی قراره بره یه کاسه سوپ ماهی بیاره؟
گارسونم، غیبت غیر موجه داره
شاید رفته یه کاسه سوپ ماهی برات بگیره، پاپا
از کجا؟ از ایالت "مِین"؟
نمی خوای منو به آقای مشهور معرفی کنی؟
خب، در حال حاضر یه جورایی وسط کاری هستیم
خب، ظاهرش نشون میده وسط انجام کاریه
به نظر نمیاد کاری با تو داشته باشه
بابت این شرمنده
فیلمیه که استودیو می خواد بسازه
اما مدام تحت فشار قرار می گیره
هی. ضرر اونا، سود منه
(آیزاک)، ایشون پدر منه، (والتِر)
امکان نداره
از آشنایی با شما خوشوقتم، آقا
هی، اینجا یه پسر با استعداد داری
منم همینو شنیدم
پس، آه، چی تو رو کشونده به شهر؟
تبلیغات برای فیلمی که ساختم و نمایندگان رسانه ها توش دعوتن
در حضور اصحاب رسانه؟ - کارای تبلیغاتی –
بعداً توضیحش میدم – نه، نه، متوجه شدم –
...پس بذار اینو ازت بپرسم
وقتی یکی از اون فیلمای بد رو تبلیغ می کنی چیکار می کنی؟
مث فیلم هلی کوپتر که ساختی؟
پدرم هم از اون یکی بدش میومد
باید میدونستی وقتی داشتی فیلمبرداریش می کردی یک شکست کامل از آب در میاد
میدونم. اون یکی رو برای پرداخت هزینه عمارت ساختی
درست میگم؟ - ...بابا -
خب، وقتی داری فیلمنامه رو میخونی
هیچوقت فکر نمی کنی که یک شکست کامل باشه
اینو میشنوی، پسرجان؟
گوشام خوب کار می کنن، پاپا
آیزاک)؟ دوباره (کِلارک)ه)
میگن می تونن الان تاریخ ها رو جابجا کنن
یه لحظه
با من حرف بزن
میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟
داری شوخی می کنی؟ - چی؟ -
واقعاً به نظرت فکر خوبیه که
به کسی که میخواد فیلمم رو بسازه توهین کنی؟
او بین تولید بر اساس فیلمنامه من
یا مال یه استودیوی بزرگ، مردده
قسم می خورم بعضی وقتا انگار دلت نمی خواد موفق بشم
فقط داشتم با اون یارو خوش میگذروندم
بابا، مامان ممکن بود از مزخرفات تو چشم پوشی کنه ولی من این کارو نمی کنم
اگه نمی تونی برای یکبار هم که شده راهی برای حمایت از من پیدا کنی
شاید باید بری خونه
سوفی)؟)
مامان؟
نمی خواستم مجبور بشم بیام اینجا
اما ظاهراً نمیشد منتظر موند
...مامان، فقط – کدوم بخش از مکالمه مون رو -
امروز صبح متوجه نشدی؟
مامان، خواهش می کنم
جِیک) یه چیزیش شده)
چی؟
...من، من
چی شده؟
سر راهم به کار، بهش زنگ زدم
و گفت که برای مدتی میخواد بره خونه و دراز بکشه
مشکلی نیس – ولی...صداش پشت تلفن –
عجیب بود، واسه همین اومدم اینجا
...و رنگش پریده و عرق کرده بود و
داغی. کجات درد می کنه؟
شکمم
عزیزم، کتش رو بردار
میخوایم ببریمت بیمارستان
30دقیقه تاخیر
عزیزم، تو برگشتی
گوش کن، این اتفاق بیشتر از چیزی که فکر کنی رخ میده
قرارها لغو میشه یا عکسا با چهره واقعی مطابقت ندارن
(چیزی که دارم بهت میگم، (مَگز اینه که اون بیرون، جنگلیه
که همه مون اونجا بودیم، باشه؟
سلام. فقط یه نفر؟ - سلام -
فقط میخوام پشت پیشخون میخونه بشینم
باشه – باشه –
نه، نه، نه. فقط جلوی یه فاجعه رو گرفتی
اون یارو قطعاً هنوز با پدر و مادرش زندگی می کنه
چرا هنوز اینجایی؟
آه. فقط داشتم استراحت میکردم ولی حق با توئه
باید سر وظیفم بمونم
نه، منظورم اینه چرا اینجایی؟
یک ساعت قبل ازت خواستم بذاری بری
نه، نخواستی
من ازت پرسیدم آیا باید بذارم برم و تو گفتی نه
خب، معلوم بود که منظورم این نبود
...خب، تو باید باید بگی منظورت چیه
هی، چرا اینقدر ناراحتی؟
چون تحقیر شدم
و آخرین کسی که می خواستم در مقابلش
تحقیر بشم تو بودی
(مَگی)
او منظوری نداشت
رُم) فقط در مورد این فیلم اضطراب داره)
هنوز خبری از (لَری) نیس؟
بشین. برات کمی سوپ ماهی می ریزم
ببین، او خیلی کم تجربه اس نمیدونه کار نُت برداری چطوریه؟
اونا رو شخصی برداشت کرد
بیا بهش فرصتی بدیم تا آروم بگیره
اونوقت فردا باهاش حرف می زنم
میدونی چیه مرد؟ بین عصبانیت
...و رفتارش راستش رفیق، کارم باهاش تمومه
تموم؟ نه
تِرِوِر)، گفتی عاشق نمونه کار شدی)
ولی همش به خاطر تو بود
قبل از اینکه تو بیای با او به جایی نمی رسیدیم
تِرِوِر)، خواهش می کنم)
فقط یه فرصت دیگه به من بده تا به مشکل او رسیدگی کنم، باشه؟
آخ. فکر می کردم زندگی خیلی کوتاهه ولی حالا هر چی
اون روز صبح دیدمش حالش خوب بود
اصلاً واسه خداحافظی بوسش نکردم
یعنی، اگه مریض بود یا هرچی
...حداقل فرصتی داشتم تا
خب، آه، به عنوان کسی که دو بار سرطان داشته
ممکنه نعمتی بوده که او خیلی سریع از دست رفته
شرمنده، نمی دونستم مریض بودی
میدونم که در حال حاضر بودن با من جالب نیس
بنابراین مجبور نیستی با من بشینی
اوه، نه. در واقع
دارم خودمو از چشم دوست پسر سابقم مخفی می کنم
برای یه روان شناس رفتار خیلی بالغانه ای نیس
اما این بهترین چیزیه که در حال حاضر گیرم اومده
متخصص سلامت روانی هستی؟
خیلی از این اصطلاح خوشم نمیاد ولی آره
باید بگم دقیق و درست کار کردی
خیلی خب. اون صحنه در بازی؟
جایی که (رِجی) دچار فروپاشی میشه و اون سخنرانی رو انجام میده؟
هنوز لرزه به تنم میشینه
منم همینطور – عاشق اینم که چطوری بهش - نشان میدی که در حال تقلاس
افسرده شدن همیشه به این معنی نیس که
در رختخواب دراز کشیده باشی زانوی غم در بغل گرفته باشی
این واقعیه. همینه
این واقعیه. گاهی وقتا مردم اونو پنهان می کنن
سعی می کنن خودشون و دیگران رو گول بزنن
تا فکر کنن که خوب هستن در حالی که واقعاً خوب نیستن
درست میگم؟
رُم)؟)
ببخشید، مرد میدونم که خیلی کار داری
"و در راه بازگشت از "لُس اَنجلس وقت گذاشتی
تا با من ملاقات کنی ولی من باید برم
ماشینم قراره بیاد اینجا
و بعدش میرم طرف فرودگاه و میرم
بابام داره دوران خیلی سختی رو پشت سر میذاره
و من باید پیشش باشم، مرد
بابا. صبر کن. بابا
این بیرون چیکار می کنی؟
نباید بخاطر جلسه بزرگت اون داخل باشی؟
صبر کن، صبر کن
بابت چیزی که پیشتر گفتم شرمنده ام بابا
خب، منم متاسفم
مادرت همیشه بلد بود چطوری منو وادار به اطاعت کنه
میدونم
دلم واسش تنگ شده
پاپا، منم دلم واسش تنگ شده
و مجبور نیستی تنهایی با این قضیه کنار بیای
من اینجام
و اگه حرف زدن با من کافی نیس
آدمایی هستن که می تونی باهاشون حرف بزنی
چی؟
مث متخصص سلامت روانی؟
مث دوستت، (مَگی)؟ - آره -
می تونه کمکمون کنه کسی رو برات پیدا کنیم که باهات حرف بزنه
گرچه، فقط صحبت در مورد مامان
آره. البته پاپا
نگران نباش. هنوزم آدم سرسختی هستی
شاید
در موردش فکرمی کنم
برگرد داخل
با پسرت یه آبجو بزن. زودباش
میدونی که قبلاً فقط داشتم شوخی می کردم، درسته؟
آره، میدونم. منم شوخی می کنم
فکر کنم حق با (ایو) بود
من و تو یه عالمه شباهت داریم
من که چیزی نمی بینم
و به محض دریافت اطلاعات جدید باهاتون تماس می گیرم
خدافظ
هی، اون بابای (جِیک) بود
با پرواز بعدی می رسن
وقتی از عمل جراحی بیرون بیاد اونا اینجا هستن
بابت همه چی ممنونم مامان
آدما همیشه آپاندیس خودشونو با جراحی بیرون میارن
حالش خوب میشه
ببین، میدونم هنوز باید حرف بزنیم
...اتفاقات زیادی افتاده و
بعضیشون فوق العاده گیج کننده بوده
جِیک) به من گفت عاشقمه)
واقعاً گفت؟
کی؟
هفته پیش
و، میدونی میخواستم بلافاصله بهت بگم
...ولی
همه چی بین ما خیلی عجیب بود
فکر کردم شاید نمی خوای بدونی
البته که میخوام بدونم
دلم میخواد هر اتفاقی که توی زندگیت میفته، بدونم
عاشقش هستی؟
آره
واقعاً فکر می کنم عاشقشم
...و میدونی، این به معنایِ
این نیس که قراره هر کاری انجام بدم
فقط می خواستم مسئولیت پذیر باشم
یعنی، به همین خاطر وسایل پیش گیری از بارداری گرفتم
مخصوصاً بعد از اتفاقاتی که افتاده
...میدونی، با تو و (چارلی). من
...اوه. متاسفم. منظوری نداشتم
اشکالی نداره
خوشحالم که داستان هشدار دهنده ای برات هستم
مدتها سعی کردم اشتباهاتم رو ازت مخفی کنم
ولی ازت میخوام که از این اشتباهات درس عبرت بگیری
میدونی، امروز دیدمت که زن قوی و مستقلی بودی
ولی ضمناً دیدمت که هنوز دختری هستی که به مامانش نیاز داره
من فقط...فکر می کنم از همه راه هایی که
سعی داری اونو بفهمی، من هم
دارم تلاش می کنم بهترین راهی که
میشه کنارت باشم رو پیدا کنم
قبلاً هیچوقت یه دختر 16 ساله نداشتم
عاشقش بودی؟
بابا؟ البته که بودم- نه -
(اِدی)
عاشقش بودم
...بودم، ولی چیزی که حالا درک می کنم...اینه که
هر دوتامون گم شده بودیم
پس به هم تکیه کردیم
...اول بعنوان دوست
...و بعد بیشتر، و این اشتباه بود
اشتباه وحشتناکی بود
و حتی اگرچه (چارلی) رو در زندگی خودمون داریم
...و او خیلی باورنکردنیه
کاری که منو و (اِدی) کردیم...
هنوز هم من رو پر از پشیمونی می کنه
این چیزیه که هیچ وقت نمی خوام احساس کنی
(شگفت انگیزه که تو و (جِیک
این احساسات رو نسبت به هم دارین
...اما تو فقط تو مجبور شدی به طرق مختلف
خیلی سریع بزرگ بشی
و من نمیخوام تصمیم مهمی مث این
فقط واکنشی به همه چیزایی باشه
که امسال از سر گذروندی
...ببین، میدونم که که تصمیم بزرگیه
و من بهش فکر می کنم
قول میدم
...خیلی خب، حالا
...باید در مورد اون سیگارای حشیش
که مخفی کرده بودی حرف بزنیم
سلام – سلام -
ممنون که قبول کردی با من ملاقات کنی
آه، چیزی نمیخوام، مرسی
اوه، آره. فراموش کردم
آه، این قراره مشکلی باشه؟
فقط اگه من سفارش بدم
گوش کن، می دونم که فکر می کنی به من ارتباطی نداره
و شاید حق با تو باشه
ولی در حال حاضر مرتبط ترین شخص در زندگیت هستم
بهت ایمان دارم
شاید بیشتر از شعار
و شاید حتی بیشتر از اون چیزی که به خودت باور داری
چرا؟
چون منو یاد خودم میندازی
خرابکاری در حرفه ات، چون می ترسی؟
من اون حرکت رو ابداع کردم
داکوتا)، تو خیلی استعداد داری)
کریستین)ه)
چی؟
اسم واقعیم، (داکوتا) نیس اسمم (کریستین)ه
پس چرا (داکوتا)؟
اونجا بزرگ شدم
داکوتا"ی شمالی"
میدونم، خیلی اصیله
شهر کوچیکیه گاواش بیشتر از آدما هستن
...میدونی، همه قبلنا
به خاطر ساختن ویدئوهام ...به خاطر اینکه فکر می کردم
می تونم کسی باشم، منو مسخره می کردن
واسه همین گذاشتم رفتم
...و اگه شکست بخورم
نه، نمی تونم دوباره برم خونه... نمی تونم بذارم حق با اونا باشه
پس بیا ثابت کنیم اشتباه می کنن
هر بار که با (تِرِوِر) حرف می زنم
احساس می کنم هر لحظه ممکنه منو کنار بذاره
باشه، میدونی چیه؟
بیا طوری اجراش کنیم که انگار می خواد کنارت بذاره
اما قبل از اینکه این کارو بکنه باید یه آلبوم درست کنی
یه آلبوم عالی که در اون به نظرات همه گوش میدیم
اما فقط نُتهایی رو می گیریم که اونو بهتر می کنه
به طوری که وقتی همه در "داکوتا"ی شمالی این آلبوم رو می شنون
بدونن که تو کی هستی
هی، گوش کن، آه، متاسفم
حق با توئه. باید میذاشتم می رفتم
اگه بخوام کاملاً صادق باشم بخش کوچیکی از من
امیدوار بود این اتفاق به طرز وحشتناکی پیش بره
و من میخواستم اینجا باشم تا اونو ببینم
خب، خوشحالم که برات جواب داده
(مَگی)
این چیه؟ - از طرف (لَری)ه -
چی؟
نه. واقعاً؟
آره. تازه زنگ زد
و ازمون درخواست کرد یه بطری شراب
همراه با معذرت خواهی او بفرستیم
به خوبی ظاهر شدن در یه قرار نیس
اما یه جور رفع و رجوع کردنه
خیلی با کلاسه
یعنی، یه جورایی عجیبه
برام شراب فرستاده ولی هنوز باهام تماس نگرفته
خب، "دو صد گفته چون نیم کردار نیست". درسته؟
حداقل دستش رو دراز کرد
هوم - (گَری) -
چیه؟ - تو شراب رو فرستادی، مگه نه؟ -
من...نه
حالا چی هست؟ شراب سفید انگوره؟
اتفاقاً میدونم که عاشق شراب سیاه انگوری
(گَری)
چرا شراب فرستادی؟
...من
خیلی خب
جینا) شراب فرستاد)
من کردم
باشه، من فرستادم چون نمی خواستم به خاطر یه عوضی که خودشو آفتابی نکرد
احساس بدی داشته باشی
خب، ازت ممنونم
...و متاسفم. نمیدونم چرا فکر کردم
آه، این فقط به این معنیه که من تو رو، بهتر از او می شناسم
شراب سفید انگور؟
یه بار سعی کردم بهش شراب صورتی سبک بدم
پوف! درست مشت زد به جای حساسم
بسیار خب
خب، میخوام برم با اون بچه ها خداحافظی کنم
ممنون
البته
گَری)؟) – اوهوم -
چرا الان بهش نگفتی؟
(یه بطری شرابه، (جینا
لزومی نداره بدونه از طرف من بوده
منظورم شراب نیس منظورم احساساتته
مَگی) کاملاً روشن کرد که)
او فقط می خواد دوست باشه، خب؟
و شاید دوست، تنها چیزی باشه که قراره باشیم
نمی تونم دوباره کاری که می ترسم رو انجام بدم
نه با اون
سلام – سلام –
میخوام برم – باشه –
بازم بابت قرارت متاسفم
میدونی، او خودشو آفتابی نکرد اما من کردم
آره، کردی
میدونی، خنده داره – هوم؟ -
بخشی از وجودم میخواست این شراب از طرف (گَری) باشه
خیلی خب، ژله چه رنگی میخوای؟ قرمز یا سبز؟
مهم نیس. مزه همه شون یه جوره
نه، نیس. اصلاً و ابداً
باید دکتر رو به اینجا برگردونم؟
"دکتر ژله رو احضار کن"
" یه کد خطر داریم " – آره -
" کد قرمز "
بسیار خب. قرمزش رو امتحان می کنیم – باشه -
حاضری؟ زود باش
شرمنده – عذر خواهی نکن –
هشت ماهه بارداری
پاهاتو بذار اون بالا
باورم نمیشه امروز به دیدار (آیزاک مارتین) رسیدم
احساس می کنم خیلی خوش شانسم
شرط می بندم از اینکه با تو آشنا شد احساس خوشوقتی کرد
آره، درسته
من هیشکی نیستم
میدونی منظورم چیه – آره، میدونم –
و به من گوش بده
یه نفر قلمت رو گرفت و قسمت اول داستانت رو نوشت
و خیلی از این داستانا منصفانه نبود
ولی حالا اون قلم رو پس گرفتی
باید پایانش رو بنویسی
اجازه نده (دِرِک) یا دیگری برات حد و حدود تعریف کنن
هیچ وقت به جایی نرسید
اکثر فیلما به جایی نمیرسن، پاپا
دارم از هلی کوپتر حرف میزنم
فقط دو ساعت و هفده دقیقه
بر فراز "لُس اَنجلس" پرواز کرد
تنها راهی که بخوای لُس اَنجلس" رو تجربه کنی"
اوه. (آیزاک)ه
برام آرزوی موفقیت کن
...جداً متاسفم بابتِ
دیگه هیچوقت اینکارو نکن
...نه، این فقط
هیچوقت بخاطر مرتب کردنِ اولویت هات عذرخواهی نکن
میدونی حاضرم چند بدم تا یه ناهار دیگه با بابام بخورم؟
ببین، متاسفم که امروز این قدر حواسم پرت شد
نه گفتن به این استودیوهای بزرگ فیلمسازی، سخته
ولی اونا هستن که باعث میشن فیلمای خوبی هم بسازم
مث مال تو
منظورم اینه که باید سوخت گیری مجدد کنی یا چیزی شبیه به این. درسته؟
بستگی داره باک سوختت چقدر بزرگ باشه
فکر کنم همینطوره
وای – خب؟ -
چی گفت؟
...آه، گفت
پایه اس
هی، امیدوارم فیلمت یه موفقیت عظیم باشه
باشه – به خاطر اون می نوشم –
بله، آقا
هوم – ...اوه، و ، آه –
به خاطر امروز ممنون، پسرجون
هنوز برنامه ناهار هفته دیگه رو داریم؟
فردا چطوره؟
نمی تونم
قرار ملاقات با " ویل اِسمیت " دارم : توضیح مترجم بازیگر، تهیهکنندهٔ فیلم و رپر سیاهپوست معروف آمریکایی است
بهش میگم سلام رسوندی
بابات کاملاً شخصیت داره
اوه، قطعاً اصل جنسه
من بیشتر به کار اجتماعی یا چیزی فکر می کنم
...بله. حتماً – اوه، خدای من -
چی پیش اومده؟ - خودشه -
اونی که با (رُم) داره حرف میزنه - اون (دِرِک)ه -
(ایو)
ایوی)، سلام)
خیلی نگرانت بودم
و وقتی نتونستم بهت دسترسی داشته باشم با (اِلیز) تماس گرفتم
و او گفت که به "بوستون" نقل مکان کردی
اوه، خدای من. آیا تو...؟
باورنکردنیه، یه بچه
اوه، وقتی گذاشتی رفتی نمیدونستم چرا ولی حالا دلیلشو فهمیدم
اوه، عزیزم. شگفت انگیزه
هی، ببین، جایی هست که بتونیم با هم حرف بزنیم؟
آره، البته – جدی؟ -
فقط بذار کتم رو بردارم
باشه، باشه، باشه
باشه، فقط به راه رفتن ادامه بده از دفتر میریم بیرون
...و به پلیس زنگ میزنم، بهشون میگم
اینکارو نکن – قرار منع موقت... -
بر علیهش... - نه، (جینا)، اینکارو نکن -
پس، یه لحظه صبر کن ما...که همینجا نشسته بودیم
تمام مدت داشتیم حرف میزدیم اونوقت (ایو) رو میشناسی؟
آره. آره. آره. میشناسمش. آره
اگه به پلیس زنگ بزنی اوضاع رو بدتر می کنی
میدونه که من باردارم
اگه اینکارو بکنی، دیگه عمراً فرم سلب حق والدین رو امضاء کنه
گفتی که اصالتاً اهل "فیلادِلفیا" هستی
آره – بسیار خب -
عاشق منه
سعی کرد قانعم کنه که می تونیم تشکیل خونواده بدیم
از بچه استفاده می کنه تا با هم بمونیم
"تو...فکر می کنی "فِلایِرز توی این فصل موفق شد؟ : توضیح مترجم "تیم هاکی شهر "فیلادِلفیا
چی؟ - فکر می کنی که –
آ..."فِلایِرز" توی این فصل موفق بود یا چی؟
من...نمیدونم، مرد خیلی دنبال نمی کنم
نه؟ - میخوام باهاش برم –
و اونو وادار به امضای رضایت نامه کنم
ایو)، نه. خیلی خطرناکه)
...خب، شاید بدونی – نه، من...صبر کن -
مجبورم. به خاطر بچه
هی، آماده ای؟ - آره، تو چی؟ -
آره – بذار با این وضعت، کمکت کنم -
نقشه چیه؟ - میخواد باهاش بره -
چی؟ - بعداً می بینمت -
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.