All language subtitles for A.Million.Little.Things.S02E14-Far

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

چیزی هست که می خوایم در موردش باهات صحبت کنیم

گرفتار شدن در هرج و مرج خیلی آسونه

به نظرم با شماها که تقریباً طلاق گرفتین

و بعدش خواهر ناتنی جدید، در کشمکش درونیه

...درست زمانی که آتیشی رو خاموش می کنی

همش میگی که لازمه بدونی

بدون سرطان کی هستی

شاید منم لازم باشه بفهمم بدون تو کی هستم

...چیز دیگه ای...

جِیک)، چیکار داری می کنی؟) – ...آه –

منفجر میشه...

پس، تو هم موسیقی دانی؟

تا حالا اسم گروه (رِد فِرنز) به گوشِت خورده؟

...بنابراین، چطوری این قدرت رو پیدا می کنی

بهم گفتی وقتی آماده بودم که در مورد (اِلیوت) باهات حرف بزنم

آماده شنیدن هستی

تا چرخه رو بشکنه...

وقتی آماده ای که به من بگی

که هنوز عاشق (مَگی) هستی حاضرم حرفاتو بشنوم

واقعاً می تونست مادر زائوی بچه مون باشه

متاسفم که گفتم نمی دونم پدر بچه کجاس

ولی حتماً میدونم کجاس

فقط نمی خوام بدونه من کجام

بسیار خب، شروع می کنیم – هیجان انگیزه -

اوه – چی شده؟ -

حالت خوبه؟ - من...من...خوبم -

فقط سرده – فقط سرده -

فقط سرده – خیلی خب -

حالا نفس بکش

عالیه

دارم با شماها حرف می زنم

هان؟ ما؟

خوش خبر باشی، دکی جون – خیلی خب –

آماده گشت و گذارین؟

بسیار خب، بزنید بریم

...ایستگاه اول، سرِ فوق العاده شکیل

...نوک بینی ناز

...دو بازو...و اینجا

...اوه، وای. هی، آیا این

فقط یه انگشته

پسر

میخواین چیز باحالی بشنوین؟

صدای قلب بچت هس

میخواین جنسیتش رو بدونید؟

...آه، آره. ما – بله -

نه، نه. نمی خوام بدونم

...فقط

نه، نه، نه

اشکالی نداره، عزیزم – مسئله ای نیس -

...چیزی که هست

یه بچه کاملاً سالمه

کارت عالی بود

بفرما

خیلی خوشحالم که در زندگی ما هستی

درسته

: نام سریال === یک میلیون چیزای کوچیک === فصل دوم - قسمت چهاردهم

گَری)؟)

هیچوقت صبح به این زودی ندیده بودمت

اینجا چیکار داری؟

(چند تا تعمیرات خونگی، (دَن دیکسون

به نظر من سوال اصلی اینه که چرا اینو پوشیدی؟

این، ملّیت "رِد ساکس"ه، پسرجون : توضیح مترجم "نام تیم بیسبال شهر "بوستون

اوه، این چیز قدیمی؟

مال (اِلیوت)ه

او به من دادش – متوجهم –

احساس می کنم یه جایی

شوخی تغییر تیم وجود داره

بذارش تو لیست کارایی که باید انجام بدی

بسیار خوب. بلندگوی چپ فعال و روشنه

فقط پنج دقیقه وقت برد

نگاه پیروزمندانه ممنوع فقط به یه نکته اشاره کردم

اوه...اوه، بلندگوی راست بود که کار نمی کرد

شرمنده. داشتم پیامک می زدم

جِیک) خیلی با مزه اس)

منظورم اینه مامانش بهش گفته

بره خواربار فروشی توت فرنگی بخره

اما تصادفاً انگور خریده

خنده دار نیس؟

اصلاً خنده دار نیس

و تازه عمدی هم بوده

اِ...میدونی چیه؟

می خوام براش دستور پخت کلوچه انگور بفرستم

اصلا و ابدا

خدافظ مامان – اوه، صبر کن. کجا میری؟ -

فقط کنم نوبت کارِت تا ساعت 11 نباشه

آه، آره، نیس ولی فقط خواستم

توقفی خونه (رُم) و (رِجینا) بکنم و بقیه وسایلم رو بردارم

بلوز قشنگیه

ممنون

مرسی – او برگشته خونه –

چشمش نزنی

گَری)؟) – چیه -

از ساعت 7 اینجایی

میدونی که مجبور نیستی تموم این کارا رو انجام بدی

اوه، میدونم. فقط خوابم نمی بره

...فکر اینکه فاضلابتون بدرستی دفع نمیشه

هی مامان میشه امشب خونه دوستم بخوابم؟

همه تکالیف مدرسه رو انجام دادی؟

انجام دادم – پس بله، می تونی -

عالیه. به (اِلیوت) میگم

کالین)، شنیدی الان چی شد؟)

دی) الان به (دَنی) اجازه داد)

تا شب بره خونه دوست پسرش بخوابه

اوه، آره، اجازه داد. کی اینکارو کرد؟

دی) کرد. بله، او کرد)

هنوز صبر کن، لطفاً. فقط دو تای دیگه

...گَری)، او)

دست بردار. خنده دار نیس اونا 13 سالشونه

میخوای بدونی وقتی 13 سالَم بود چیکار داشتم می کردم؟

داشتم پدرمو قانع می کردم که اجازه بده با یکی که دلم میخواس

شب خونه شون بخوابم

"لیوان با عنوان "بهترین مامان تا ابد رو واقعاً بدست آوردی

اونا همدیگه رو دوس دارن ولی اونا...دوستن

...آره، آره، آره. سوال سریع

آه، اگه (سوفی) بخواد شب رو با (جِیک) بگذرونه چی؟

صد در صد نه ولی این فرق می کنه

آره دو تا (جِیک) وجود داره

نه، (دَنی) نوجوون 13 ساله اس

و من چندتا از قوانین اساسی رو وضع می کنم

متوجهم. مث؟

اونا...اونا اونجا میخوابن

درست اونجا؟

آره. و اینجا اِسنَک درست می کنم

اوه، تو درست همونجا می مونی؟ - تمام طول شب –

این حرف مامانه برای این که حواسش به اونا باشه

در حالیکه بهشون اعتماد داره

با چشمام

به نظرم عالیه که از (تِئو) دعوت کردی

تا تمرین تو با (داکوتا) رو تماشا کنه

او در مورد شغل جدیدت حینِ روان درمانی صحبت کرد

و براش خوبه که درگیر این موضوع بشه

اوه، فقط تماشا نمی کنه بهش نقشی دادم

...یک و دو

...اینجا بخش ساز کوبه ای من میاد – و چهار... -

و یک، دو، سه، چهار

همزمانی عالیی بود، رفیق

مامان، با دستات بزن و بکوب

کاملاً مطمئن نیستم که این یعنی چی اما رو من حساب کن

یک و دو و سه و چهار

...و یک، دو

وای، وای، وای گروه بدون من شروع کرد؟

همه توجه کنن، ایشون (داکوتا)س

سلام – سلام (کاترین). از آشنایی - باهات خوشوقتم

اِدی) چند تا از ویدئوهات رو) از توی سایت "یوتیوب" نشونمون داد

این آهنگا خیلی عالی هستن

وای. زیبا و دلپذیر

- چطور این کار رو کردی؟ - اوه –

ازش خوشم میاد – ژاکتت سوراخ سوراخه -

و اینم (تِئو) هستش

آره، میدونی دیوونگی چیه؟

اینه که در واقع، برای این سوراخا پول زیادی پرداخت کردم

این دیوونگیه – اوهوم -

میخوام (چارلی) رو ببرم پارک

بنابراین حرفه ای ها می تونن کار کنن

مرسی مامان

باید اینکارو انجام بدیم؟ - آره، بیا انجامش بدیم -

اوه، صبر کن. برای تمرین به چیزی نیاز دارم

اوه. باشه

اوه، این (چارلی)ه؟

سلام

از اینکه بالاخره باهات آشنا شدم خوشوقتم

مامانم روی من هم خیلی تعصب داشت

که از آفتاب دوری کنم

اوه، آره. تازه مطالعه ای انجام دادن هر مامان آسیایی اینطوریه

اوه! صحبت از کلاه شد این یکی بانمکه

اشکالی نداره امتحانش کنم؟ خیلی دنبال چیز جدیدی هستم

اووه...دلم می خواد ولی فصل شپش سره

و فقط نمی تونم ریسک کنم

اوه، منصفانه اس

میشه شروع کنیم؟ - زود باش –

حالت خوبه؟

آره

یعنی نمیدونم

چیزی دیدی؟

اوه، آ...من فقط تکنسینم

...واقعاً قرار نیس در این باره صحبت کنم

...آره، البته. من فقط – (سلام (جِیمی -

(داریم واسه تولد (ویویَن کیک درست می کنیم

اوه. شرمنده

متوجه نشدم هنوز اینجایی

آره. هنوز اینجام

شرمنده

به هر حال، همون طور که می گفتم

وقتی بعداً امروز با دکتر نشست داشته باشی

همه چیزو باهات مرور می کنه

خیلی خب، ممنون

خواهش می کنم

تولدت مبارک – یه تیکه از اون گوشه برام نگهدار –

چی بهت گفتم؟

بهترین بستنی توی " بوستون"ه

دروغ نمی گفتی

این چیز عالیه – اوهوم –

اونوقت شکر توش نیس؟ - جان؟ -

شوخی کردم. کلاً ارزششو داره

"پس، من در "جالیسون به سمت چپ برم، درسته؟

آره

بعدش غذاخوری، میشه سمت راستت

بازم ممنون که منو رسوندی

...مامانم قبلنا برای بستنی می بردم

هر پنج شنبه که کارش تموم میشد

همیشه بستنی شکلاتی می گرفت

هر هفته، یه طعم جدید رو امتحان می کردم

و اگه اونی که انتخاب کرده بودم رو دوس نداشتم

بستنی خودشو با مال من عوض می کرد

حرف نداشت

عاشقش میشدی

چند ماه پیش مادرمو از دست دادم

حتی نمیشه کیک هویج بخوری و بهش فکر نکنی

مورد علاقش بود؟

اوه، نه. ازش بدش میومد

...گفت اینکار هم هویج رو خراب می کنه

(هم کیک رو خراب می کنه (رُمی

این بچه قراره خیلی خوش شانس باشه

می تونی منو درست همینجا پیاده کنی

واینستا! واینستا

چیه؟ - به رانندگی ادامه بده –

ماشین (دِرِک)ه

داشتم درباره امشب فکر می کردم

میدونی چیش جالبه؟

اگه توی اتاق خونوادگی چادر بزنیم چی میشه؟

چندتا فیلم ببینیم، نزدیک اِسنَک باشیم؟

می تونم چیزای بیشتری درست کنم و بعدش وقتی که تشنه شدی

می تونم نوشیدنی غیر الکلیِ دلخواهت رو تهیه کنم

چی میگی؟

باشه، عزیزم، ببین این یه کم پیچیده تر از

یه شب بیرون خوابیدن معمولیه

همینطوره

اِلیوت) داره نقل مکان می کنه)

چی؟

تازه پیام داد

پدرش منتظر شنیدن خبری در مورد یه شغل بوده

و اونو بدست آورده

هفته دیگه نقل مکان می کنن

عزیزم

باشه. اشکالی نداره

مطمئنی ماشینش بود؟

پلاکشو دیدم

باورم نمیشه که پیدام کرده

خیلی مراقب بودم

میخواد منو ببینه

خب، جات اینجا امنه، عزیزم. باشه؟ - نه، امن نیس -

این همه راه از "فیلادِلفیا" سفر کرده تا منو پیدا کنه

نمی فهمی او چه توانایی داره

اگر بتونه منو، توی غذاخوری پیدا کنه می تونه منو هر جایی پیدا کنه

آب جوش بود

زخمم

داشتم چایی درست می کردم

قوری رو از روی اجاق گاز برداشت و همش رو بطرفم پرتاب کرد

همون شب تصمیم گرفتم ترکش کنم

نمیدونست حامله هستم

ولی میدونستم باید از بچه محافظت کنم

انجامش دادی. و کار درستی کردی

نه. میشه...میشه لطفی در حق من بکنید؟

البته

میشه برید به خونه ام؟

توی کمد، یه کیف آبیه

قبلاً بسته بندی شده. میشه بیارینش؟

باید شهر رو ترک کنم

نه – چی؟ نه –

نمی تونم به اونجا برگردم و نمی تونم دوباره سر کار برم

قول میدم وقتی به جای جدیدی رسیدم باهاتون تماس بگیرم

ولی باید "بوستون" رو ترک کنم

...ایو)، تو) – عزیزم، تو نمی تونی -

به فرار کردن ادامه بدی، باشه؟

می تونم به پناهگاه زنان زنگ بزنم

نه! نه، نه، نه. به من گوش کن

دِرِک) نمیدونه حامله ام) و نمی تونه بفهمه

او از بچه به عنوان راهی برای ارتباط با من، برای همیشه استفاده می کنه

آروم باش – ...نه، نمی تونم –

یه دقیقه وقت بده

اون الان توی غذا خوری، منتظر منه

و وقتی آفتابی نشم میاد دنبالم بگرده

خواهش می کنم. خواهش می کنم

اشکالی نداره

باشه

مسئله ای نیس

و بعد از "اِی" کوچیک، فقط تکرار میشه

اوه! خودشه – چی؟ -

این...این همون چهره اس – نه –

این چهره توی پوستره - اون چهره نیس -

این فقط چهره منه

اوه، میدونی، شیشه دلار مخالفت می کنه

باشه، خب، میدونی چیه؟ اگه اشتباه میکنم ...حرفمواصلاح کن؟

اشتباه می کنی – ولی...باشه –

آه، جهت اطلاعت

...اون گروه که درست همونجاس شروع کرد

صبر کن، میخوای به ما بگی

که تو، آه، دوباره توی "گاردِن" اجرا کردی؟

نه

آخرین جایی که اجرا کردی کجا بود؟

اوه، بله. اینترنت

اوه، خب، حداقل توی دهه اخیر بوده

باشه، بیا دوباره از اول شروع کنیم، خب؟

داریم تمرین می کنیم یا با هم شوخی می کنیم؟

باشه. آه...چرا استراحت کوتاهی نکنیم، هان؟

آره

خب، نمی تونیم بذاریم "بوستون" رو ترک کنه درست نیس

منم فکر نکنم درست باشه ...ولی ما

بیشتر از این نمی تونیم قدرت اختیار رو ازش بگیریم

شنیدی چی گفت. جایی نداره بره

آره، ولی نمی تونیم مجبورش کنیم

کاری انجام بده که احساس ناامنی کنه

پس ما بهش امنیت میدیم

اصلاً نمی دونی که آیا می تونیم این کارو انجام بدیم یا نه، عزیزم

و نمی تونیم براش این تصمیمو بگیریم

(یادت میاد (گلوریا در مورد عدم دخالت زیاد چی گفت؟

باید به حد و مرزش احترام بذاریم

حق با توئه

اوه، بی خیال

...محض خاطر

بیا. اینو امتحان کن

اوه. ممنون

بفرما – مرسی -

سلام

آه، میدونم این احتمالاً آخرین کاریه که میخوای انجام بدی

ولی من، آه

یک ساعت دیگه، نتایج غربالگریِ شش ماهه سرطان خودمو

دریافت می کنم

فکر می کردم تنهایی می تونم ...از عهده اش بر بیام ولی

میشه با من بیای؟

البته

آره

چرا فقط آدرس رو به من پیامک نمیکنی

تا اونجا باهات دیدار کنم؟

باشه. خدافظ

"توئیز...وان"

چه بازیی می کنیم؟

یه بازی جالب و جدید که (اِلیوت) ارائه کرده

هی. این لیوان مامانمه

چی؟

حرف "کِی"، اول اسم (کاترین)ه

شرمنده. نمی دونستم

حرف "ای"، اول اسم (اِدی)ه

اگه میخوای از لیوان استفاده کنی

از یکی از لیوانای خالی استفاده کن که برای هیشکی مهم نیس

...باشه، آم، در واقع

فکر کنم بخوام از دستشویی استفاده کنم

(هی. (تی

واقعاً بی ادبانه بود

فکر می کردم از کار کردن با (داکوتا) هیجان زده میشی؟

چی تغییر کرد؟

متوجه شدم ازش خوشم نمیاد

اونوقت چرا؟

نمی دونم. فقط خوشم نمیاد

اما به این معنی نیس که نمی تونی خوب باشی

او یه دوسته

دوست مث تو و خاله (دِلایلا)؟

قراره با او هم بچه داشته باشی؟

بسیار خب. سیستم دفع فاضلاب تعمیر شد

آماده برای تمام نیازهای دفعی شما

فاضلاب اون یکی جزیره آشپزخونه شکسته بود چی؟

لعنت

بی اعتبار شدم

میشه مواظب بچه ها باشی، مثلاً دو ساعت؟

قبلاً بهشون گفتم

کجا داری میری؟

...اوه، من، آ

فقط یه ماموریت دارم... – (کِی) -

من این لباس ها رو گرفتم که می خوام پسشون بدم

مثلاً ۳۰ روز

و...و متوجه شدم که ...امروز روز سی ام هستش، و، آ

هیچ لباسی نمی بینم

...وقتی رسیدی اونجا

فقط به (مَگی) بگو که به او فکر می کنم

او این قرار رو زمانی گذاشت

که واسه اولین بار برای بهبودی از سرطان رفت

من...توی تقویمم ثبتش کردم

چون فکر کردم حتماً خودم قراره باهاش برم

واسه همینه که کل روز داری نقش تعمیرکار رو بازی می کنی؟

هی، تو و کشوی لباسات بعداً می تونید از من تشکر کنید

خوشحالم تنها نیس

درست میشه

آره. اوهوم. اوهوم

منظورم اینه هرچی فکر می کنم

نخواستیم علت این اتفاق رو توضیح بدیم

شاید به اندازه کافی بهش توضیح ندادیم

مث وقتی که بهش گفتیم مَگی) مریضه)

و دفعه بعد که سرما خورد اینقدر وحشتزده شده بود

تا زمانی که براش توضیح دادیم که این دوتا، یه چیز نیستن

نباید صورت مسئله رو پاک کنی

میرم باهاش حرف بزنم

نه

فکر کنم لازمه با هم انجامش بدیم

پس می بینه که روی این قضیه با هم متحد هستیم

ولی بذار تا موقع خوابش که بریم کنارش دراز بکشیم

اینجوری می تونیم متوجه بشیم چه سوالایی داره

و به بهترین وجهی به اون جواب بدیم

با هم

خدمت شما

میدونم به نظرت دیوونه بودم که تا حالا باهاش موندم

من...نمیدونم

واقعاً عاشق هم بودیم

اولین باری که این اتفاق افتاد خیلی ناراحت بود

خیلی متاسف شد

اگه درک می کردین ...توی چه خونه ای بزرگ شده

مجبور نیستی از خودت دفاع کنی

بعضی وقتا آدمایی که قراره به اونا اعتماد کنی

نا امیدت می کنن

...میدونی چطوری

به اون پناهگاه زنان پول دادم؟

پول خودم نبود

پول دائیم بود

توی روز تولدمون پدرم قدمون رو علامت میزد

تقلب ممنوع

باشه. تقلب نمی کنم. نمی کنم

باشه

خیلی خب

حالا اسمتو بنویس که وقتی برگشتی و اومدی به ملاقات

متوجه بشیم که چقدر رشد کردی

مامان میگه که (هارت فورد) قراره شروع جدیدی برامون باشه

ولی...من یه جورایی از اونی که اینجا هستم خوشم میاد

منم از اونی که هستی خوشم میاد

الان میتونم از اینجا بیام بیرون؟

حالا همیشه میدونی که اینجا بودم

به بالا نگاه کن

حرف نداره

من اینجا بودم، لعنت. تا اینکه نباشم

...سلام. فقط خواستم

خیلی خب

کی می خواد با یه مشت آدم کچل و ماشینای سریع

یه فیلم اَکشن بی روح تماشا کنه؟

ارزونی خودت

شرمنده

می دونم که آزار دهنده اس، عادت بدیه

اشکالی نداره

دی)، ازت ممنونم که اینجا باهام هستی)

دیشب اصلاً نخوابیدم

هی، بچه ها آخرین بار ...بازی (برونز) رو دیدین : توضیح مترجم "اسم تیم هاکی روی یخ شهر "بوستون

اوه. سلام

آم، ایشون دوستم، (دِلایلا)س

خب، (دِلایلا)، تازه به موقع اومدی

تا خبرهای خوبی که به (مَگی) میگم بشنوی

مَگی)، اعدادت ثابت هستن)

غدد لنفاوی زیر بغل به اندازه کافی کوچیکن

همه چی عالی به نظر میاد

همش همین

فوق العاده اس

واقعاً همینطوره

اوه، آ...راستی، قبل از اینکه بری

برای غربالگری شیش ماه بعدی توی دفتر رزرو کن

صحیح

باشه، البته

پس هیچوقت فرصتی برای مقابله باهاش نداشتی؟

نُچ

درست قبل از اینکه به اونجا برسم، مرد

خیلی خوشحالم که مرده

...یعنی

چون حالا دیگه نمی تونه هیشکی رو آزار و اذیت کنه

ولی بخشی از وجودم آرزو می کنه ای کاش می تونستم جلوش ایستادگی کنم

دختر، چیزی رو که قرار بود بگم هزار بار تمرین کردم

منم چیزی که می خواستم به دِرِک) بگم، تمرین کردم)

در پایان، نیمه های شب، گذاشتم و رفتم

...می ترسیدم که

اگه باهاش حرف بزنم، مجبور بشم بمونم

این فلفل خوش مزه و تند بود

فکر کردم از تند خوشت میاد – خوشم میاد -

ولی بچه داره لگد می زنه

میخوای حسش کنی؟

می تونم؟

حس نمی کنم

سلام علیک

پسره فقط با لگد زدن جواب سلامتو میده

پسره؟

فقط یه احساسه

بچه به مثانه ام لگد زد

چند دقیقه دیگه بر می گردم

باشه

سلام – سلام –

کجاس؟

توی دستشوئیه حالت خوبه؟

او اونجا بود؟

اوه، نه. نه

ولی در تمام مدتی که تا اونجا رانندگی می کردم

از کنار هر ماشین قرمزی که رد میشدم فکر می کردم مال خودشه

وقتی داخل خونه دختره بودم

هر صدایی که می شنیدم هر سایه ای که میدیدم

فکر می کردم خودشه

فقط مدام فکر می کردم قراره آفتابی بشه

و اگه برای بیست دقیقه برای من اینجوریه

تمام مدت برای دختره چه شکلیه؟

نباید بذاریم بره – کاملاً موافقم -

میدونم که به (ایو) قول دادیم عاشق بچه اش باشیم و ازش مراقبت کنیم

ولی فعلاً، شخصی که باید ازش مراقبت کنیم، (ایو)ه

بیا اینجا

با (وِندی) در پناهگاه زنان صحبت کردم

و گرچه من و (رُم) میخوایم اینجا بمونی

او گفت که امن ترین جا برات

توی خونه امن هستش – درسته –

باشه

یکی از بهترین دوستام وکیله

و شرکتش می تونه به ما کمک کنه تا حکم بازدارنده علیه (دِرِک) بگیریم

اگه بخوای این کار انجام بشه همین الان می تونیم باهاش تماس بگیریم

ممنون

هی. بیا اینجا. می خوام اینو امتحان کنی

...یه کم سس مرغ به کره اضافه کردم

...تا بهش مزه بده

فقط یه کوچولو طعم دارش کردم

راستشو بگو

مزه اش واقعاً عجیبه

و مقاومت ناپذیر، درست میگم؟

صحبتش شد اونجا اوضاع چطوره؟

...خب

خوبه، حدس می زنم

منظورت چیه حدس می زنی؟

داری یه فیلم جنایی با صدایی بم تر

از اون چیزی که فکرشو بکنی ممکن باشه، تماشا می کنی

بچه ای که کنارته دوسِت داره

به همون انداره که قراره این پف فیل رو دوس داشته باشه

مشکل چیه؟

در حالی که دارم خیلی حال می کنم در عین حال غمگینم می کنه

میدونی چقدر سخت بود پیدا کردن کسی که منو جذب کنه؟

آره. میدونم

ما ارتباطی داریم

خب، مرد، می دونی که متوجه شدم

امروز باهاش صحبت کردی؟

نه

نه، فکر نمی کردم جای من باشه

...فقط، آ

اگه خبر خوبی در راه باشه میخوام باهاش جشن بگیرم

اگه خبر بدی باشه به خاطر او، میخوام اونجا باشم

به همین دلیله که این قدر عجیب و غریب رفتار می کنی؟

عجیب و غریب یا سرگرم کننده؟

عجیب و غریب – سرگرم کننده؟ -

عجیب و غریب

سرگرم کننده

به نظرت من و (اِلیوت) می تونیم حتی بعد از رفتنش با هم دوست باشیم؟

میدونی چیه، رفیق؟

به فردا فکر نکن، باشه؟

فقط از امشب لذت ببر

هر لحظه از اون

بفرما...این ظرف خوشمزه رو بگیر و ببر برای رفیقت

(قبل از اینکه من و (کالین همه اش رو بخوریم

بیا با ما فیلم تماشا کن

اوه، نه. نه، نه یه بند خیلی سفت و سخت امضا کردم

توی اولین قرارمون در مرکز بازیهای تفریحی، باهامون بودی

پس چرا تو آخرین قرارمون با ما نیستی؟

(فکر می کردم گفتی که به نظر (اِلیوت اون برنامه توی مرکز بازی، قرار نبود

درسته

ولی فکر می کنه این یکی هست

زود باش

حالت خوبه؟

آره

...فقط

وقتی توی اون تونل دراز کشیده بودم

مدام به دوستم (اِلِنا) فکر می کردم

...او

توی مهمونی بهبودیش از هم پاشید

چون از بازگشت سرطان وحشت داشت

من وقت زیادی صرف کردم

تا سعی کنم این حقیقت رو بپذیرم

که بقیه عمرم رو پیش رو دارم

ولی واقعیت اینه

هر دفعه فقط شیش ماه زندگی می کنم

یعنی یه بار برگشت

می تونست دوباره برگرده

(اوه، (مَگی

...نه، این

این دیدگاه همیشگی (گَری) بود

...نه من. ولی

بالاخره فهمیدم

چرا باهاش تماس نگرفتی؟

راستشو بخوای، می خواستم

اما این چیزی نیس که در حال حاضر هستیم

یعنی بخشی از دلیلی که به هم زدیم

بخاطر این بود که نتونستیم خودمون رو از سرطان جدا کنیم

فکر کنم که اگه بخوایم راهی پیدا کنیم که فقط دوست باشیم

سرطان نباید بخشی از اون باشه

میشه لطفی در حق من بکنی؟

میشه بهش بگی که حال من خوبه؟

آره. حتماً

مرسی

سرِ راه

به سراغ همکارم که در زمینه حقوق خانواده کار می کنه رفتم

او مراحل ثبت یه دستور منع اضطراری رو به من گفت

ده روزی طول میکشه و در این مدت

می تونیم درخواست دائمی تری داشته باشیم

می تونی هر کدوم از سوءاستفاده های قبلی رو مستند کنی؟

میدونم. مجبور نیستی اثباتش کنی

آخریش، ماه "مِی" بود

همسایه مون به پلیس زنگ زد

ولی تا زمانی که اونا رسیدن او دیگه آروم شده بود

و نخواستم اوضاع بدتر بشه

خب، اونا هر تماسی رو ثبت می کنن

شروع به کند و کاو می کنم

نمیدونم کمکی می کنه یا نه ولی می تونیم با دکتر (ثون) تماس بگیریم

و ببینیم که آیا او جای زخم روی شونه ات رو ثبت می کنه یا نه

اما هیچ مدرکی وجود نداره که او این کارو انجام داده باشه

این یه شروعه

می تونم فرمی برای امضا بهت بدم

که سوابق پزشکیت رو برای من آزاد می کنه

آه، بنابراین می تونم شروع کنم توپ رو به گردش در بیارم

فقط حدود 300 دلار پس انداز کردم

نگرانش نباش

با وجود تموم گِله هایی که از شرکتم می کنم

اونا واقعاً در انجام کارای بدون هزینه برای اقشار کم درآمد، خوب هستن

اول صبح که به اداره رسیدم باهات تماس می گیرم

نمی تونم بهت بگم بابت اینکار (چقدر قدردانت هستم، (کاترین

واقعاً خیلی باحاله که شرکتت، کارای بدون هزینه برای اقشار کم درآمد انجام میده

آه، انجام نمیدن

ولی...ای کاش انجام میدادن

ممنون

همه مون یه (ایو) میشناسیم

فکر نمی کردم از پف فیل خوشت بیاد

فکر کنم فقط از صدایی که میده خوشت میاد

(سلام (دی

فکر کردم مامانت هستی

کار چطور بود؟

حوصله سر بر بود نمی دونم شماها چطوری انجامش میدین

نمیدونم

اوه. اوه، (جِیک)ه

(هی، (دَنی ...امروز درباره اشتباهش بهت گفتم

در مورد انگور و توت فرنگی؟

آره. خنده داره

سلام

ترافیک کم بود؟ این عالیه

بازیت چطور بود؟

چیه؟

فقط...تعقیب و گریز ماشینه

هر دفعه منو احساساتی می کنه خودت اینو می دونی

مَگی) در صحت و سلامته)

چطور پیش رفت؟

خیلی چیزا رو داره پشت سر میذاره

ولی امیدوارم بتونم کمک کنم

کارامو انجام دادم وقت در آغوش گرفتنه

عالیه

هی، رفیق

ما در واقع میخوایم باهات صحبت کنیم

امشب میخوام فقط مامان توی رختخواب کنارم دراز بکشه

(باشه (تی

ولی اول به بابا شب بخیر بگو

شب به خیر بابا

چی توی ذهنته، (تی)؟

بابا و خاله (دِلایلا)، (چارلی) رو داشتن

چی میشه همین اتفاق با داکوتا) بیفته؟)

عمو (جان) رو یادت میاد؟

البته

همیشه منو بلند می کرد و سر و تهم می کرد

(آه، (تِئو

همیشه به حرفام گوش میداد

منو درک می کرد

اون دوستم بود

فقط دوستم

باشه

...فقط

دلم نمی خواد دوباره مجبور بشی (بری به (گِرَند کَنیون

سلام بچه ها

اون واسه چی بود؟

میدونم اتفاق بزرگی بود که اجازه دادی این بیرون خوابی رو داشته باشم

مرسی

خواهش می کنم

حال (مَگی) چطوره؟ - خوبه -

گَری) چطوره؟) – خوبه –

جدی؟ فیلم چطور بود؟

خب، دوتائیمون، اولین تعقیب و گریز با ماشین رو پشت سر گذاشتیم

باید بیدارش کنم؟

نه. بیا بذاریم بخوابه

کیسه خواب (سوفی) رو میکشم روش

مطمئناً خیلی وسوسه شدم که پاهاشو قلقلک بدم

مرسی، کیسه خواب

...یعنی

شب به خیر، عزیزم

هی مامان؟ - چیه؟ -

عاشقتم – منم عاشقتم –

(شب بخیر، (اِلیوت

شب بخیر

گِرَند کَنیون)؟ او اینو گفت؟)

تعجب آور نیس پسرمون همه چیو می گیره

خیلی متاسفم

میخوام با شرکت موسیقی تماس بگیرم و بهشون بگم

دیگه نمی تونم با (داکوتا) کار کنم

در مورد چی حرف می زنی؟

تو که با (داکوتا)، فقط (به خاطر خودت کار نمی کنی، (اِدی

به خاطر ما هستش. بخاطر کل خونواده اس

تو درآمد بیشتری بدست میاری

(که معنیش اینه که من بیشتر با (تِئو توی خونه می مونم

و حقیقت اینه

همیشه قراره (داکوتا)ی دیگه ای وجود داشته باشه

ببین، متاسفم که تو باید کسی باشی که

در این راه به او کمک کنی

میدونی، دیدم که حقیقت چطوری روی (دِلایلا) و بچه هاش اثر گذاشت

فکر کنم فقط برای تاثیر اون

روی (تِئو)، آمادگی نداشتم

ولی حالا بخشی از داستانمونه

و همیشه هم خواهد بود

میدونی چیه رفیق؟

اگه دیشب به جای کندن گل هایِ

...داوودی (دی)، به دستشویی رفته بودی

بسیار خب

چیه؟

تمومش کن

میخوام چیزی نشونت بدم

هی، رفیق

ازت میخوام به این نگاه کنی

اینا عهدیه که من برای مادرت در روز عروسیمون بستم

میدونی عهد چیه؟

مث یه قوله

جدی ترین قولیه که می تونی بدی

و این چیزیه که در روز ازدواج میگی

تو قول میدی که دوست بداری، عزیز بداری و به اون شخص احترام بذاری

تا وقتی که زنده هستی

آره، حق با توئه

من اینکارو نکردم

...(داشتن بچه با خاله (دِلایلا

عهدم رو شکستم

و هرچقدر هم که (چارلی) رو دوس داشته باشم

کاریه که بهش افتخار نمی کنم

...ولی میخوام بدونی

هرگز دیگه اتفاق نمیفته

از کجا میدونی؟

خب...دلایل زیادی وجود داره

ولی یکی از بزرگترینش اینه

که دیدم چقدر تو و مادرت رو اذیت کرد

...و دیدم

که بخاطر اینکارم، چطور متفاوت نگام می کردی

مامان قبول کرده که فرصت دیگه ای به من بده

و امیدوارم بتونم قانعت کنم

که تو هم به من فرصت بدی

می تونی

سلام مامان. بابا تازه داشت درباره ازدواجتون حرف میزد

اونجا کیک بود؟ - اوه. سوال نپرس –

داستانش طولانیه

اگر صبحانت تموم شده

کاسه ات رو تمیز کن و کارتو انجام بده، باشه؟

توی اتاقم هستم

وقتی پیش (تِئو) دراز کشیده بودم در مورد (جان) صحبت کردیم

و فهمیدم چند روزیه که به (جان) فکر نکردم

...وقتی مرد، همیشه بهش فکر می کردم

هیچوقت فکر نمی کردم روزی بیاید که این کارو نکنم

از وقتی که برگشتی همه کارا رو درست انجام دادی

این طور نیس

...فقط

چیزای خاصی وجود دارن که فکر می کنی هیچوقت اونا رو فراموش نمی کنی

...ولی بعدش متوجه میشی

شاید فقط زمان می بره

آه...اینجا نمایی کوچیک از زندگی هستش، بصورت رایگان

لباساتو لوله کن

فضای بیشتر، چین و چروک کمتر

اینو عمو (گَری) یادم داد

آه، آره، توهین نباشه رفیق ولی عموت خیلی عجیب و غریبه

درسته

اِلیوت)، بابات اینجاس)

بسیار خب

من...می برمش

...(دَنی دیکسون)

تو زندگی منو تغییر دادی ...و اینکه چطور برای همیشه وسایلمو بسته بندی کنم

این از...؟

اولین باری که به مرکز بازیهای تفریحی رفتیم؟

آره

هی، (اِلیوت). وقت رفتنه، نازنین

خداحافظ – خدافظ. موفق باشی –

سلام

...سلام. آ

تماس گرفتم چون باید پیام میدادم

...و پیام ندادم

...چون، آم

خب، آه، خواستم به حد و مرزت احترام بذارم

میدونم (دِلایلا) بهت گفته که حالم خوبه

ولی خواستم خودم هم بهت بگم

...بنابراین...تماس گرفتم که بگم

حالم خوبه

و شرمنده که...پیام ندادم

خب، (بلوم)، خوشحالم که حالت خوبه

ضمناً خوشحالم که زنگ زدی

مرسی

میدونی، راحت تر میشه

چی؟

زندگی شیش ماه به شیش ماه

پس (دِلایلا) بهت گفت؟

چیو به من گفت؟

آه، من و او داشتیم صحبت می کردیم ...درباره اینکه چطور

هیچی

شنیدی (اِلیوت) داره نقل مکان می کنه؟

آره

دی) بهم گفت. حال (دَنی) چطوره؟)

غمگینه

فکر می کنه که دیگه هیچوقت با کسی که اونو جذب کنه، آشنا نمیشه

...که قابل درکه

با توجه به این واقعیت که او تعداد خیره کننده ای "اَکشِن فیگور" داره : توضیح مترجم اکشن فیگور، یک مدل شخصیت قابل حمل است که معمولاً از پلاستیک ساخته می‌شود و اغلب بر اساس شخصیت‌های فیلم، کتاب کمیک، نظامی بازی ویدیویی یا برنامه تلویزیونی است

یکی رو پیدا می کنه

آره، میدونم

...خب، باید برم

یه دسته بزرگ پَنکیک بخور

(سلامت بمون، (بلوم

(تو هم همینطور، (مِندِز

ایو) چطوره؟)

(پناهگاه زنان (جینا واسش جایی پیدا کرده

این عالیه

در مورد شغلش چی؟

میدونی چیه؟ حالش خوب میشه

تازه کاری پیدا کرده

موفقیت

هی، قبل از بیرون رفتن پَنکیک رولی دارچینی

بیشتری می خوای؟

فقط یه بار، دور بلوک قدم زدیم

نمی دونم صبحانه سومی خوردم یا نه

پس، نه؟

حالت چطوره؟

فکر کنم دیشب خوب بود

اوهوم. درسته. از بحران جلوگیری شد

دَنی) با (اِلیوت) خداحافظی کرد)

مَگی) کاملاً در صحت و سلامته)

و (سوفی) به خونه برگشته

پس، اگه بهم احتیاج داری

قراره...همینجا بشینم و قهوه ام رو بخورم

" با لیوان " بهترین مادر دنیا

اونی که بدست آوردم

...خب

تقریباً داری اضافه کاری بدست میاری

ببین چی پیداکردم : توضیح مترجم سیگار حشیشه

لطفاً به من بگو که این، از زمانی که در شیمی درمانی بودی، باقی مونده

کاشکی باقی مونده بود. حرفمو باور کن

نه، اینا رو توی کیسه خواب صورتی پیدا کردم

باید پَنکیک ها رو ذخیره کنی

(در صورتی که (سوفی احساس گرسنگی کنه

اون برگشتههه

باشه

:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.